جالب توجه است که محلهي بازار کمترين ميزان اجارهنشين را داشت، که اين امر ميتواند نشاندهندهي ثروت نسبي و بينيازي اهالي آنجا نيز باشد8) در 1286 ه.ق تعداد اجارهنشينان به 8 / 30 % ميرسد که نشان ميدهد افزايش جمعيت نسبت به افزايش تعداد خانه بيشتر بوده است9)ميزان موقوفات، به طور کلي حکايت از اعتقادات مذهبي و شرايط اقتصادي مردم دارد و از تحليل آمار مربوط به اوقاف در 1269 ه.ق هم به همين نتيجه ميرسيم. البته ميزان امنيت نيز در مسألهي اوقاف بيتأثير نيست؛ زيرا اگر صاحب ملکي از سياست دولت پروا داشت، براي حفظ ملک خود آن را وقف ميکرد ولي در تصرف خود نگه ميداشت و کاروانسراي موقوفهي مرحوم حاجي حسن کلاهدوز که در دست ورثهي او بود 10)از همين دست موقوفات است.
بيشتر املاکي که وقف ميشد دکان بود، که البته در اين آمار انواع مختلف اوقاف مشخص نيست. ولي علاوه بر دکان، کاروانسرا، خانه، آب انبار و حمام نيز جزو آمار موقوفات است. در آمارهاي سالهاي 1269 و 1320 ه.ق، نام اغلب واقفان و متوليان ذکر نشده است و تنها در بيش از نيمي از موقوفات، موارد وقف از جمله امامزاده، مسجد، تکيه و مدرس، مذکور است. بايد افزود که اغلب موارد وقف مربوط به محلهاي خاص بود اما استثناهايي مانند موقوفات سيدالشهدا - که در شهر پراکنده بود و مربوط به محلهاي خاص نبود - نيز وجود داشت.
در اين دوره کمترين تعداد وقف مربوط به چالميدان است که محلهي نسبتا فقيرنشيني محسوب ميشد. تعداد موقوفات محلههاي عودلاجان و سنگلج نيز به نسبت جمعيتشان مساوي بود و بيشترين تعداد اوقفاف در محلهي بازار قرار داشت که بيشتر اهالي آن از تجار و کسبه بودند و همين حاکي از رابطهي نزديک و بستگي بازار با روحانيان است و در غالب مواردي که نام متوليان موقوفات بازار ذکر شده است، متوليان روحاني هستند. چنان که در بازار 42 باب دکان وقف مسجد شاه در دست امام جمعه و شش باب دکان وقف سيدالشهدا در دست شيخ باقر پيشنماز و حمام
حاجي محسن در دست ميرزا ابوالحسن پيشنماز بود11)و تعدادي از واقفان بازار از تجار بودند 12)و در بازار، علاوه بر دکان وقفي تعداد زيادي کاروانسرا و تيمچه در زمرهي اماکن وقفي وجود داشت که ميزان موقوفات بازار را نسبت به موقوفههاي ساير محلهها افزايش ميداد.
در سالهاي بعد تهران همچنان از لحاظ اقتصادي و فرهنگي نسبت به بعضي از شهرها عقب بود، ولي از اواخر قرن سيزدهم هجري قمري تحولاتي که شکل آتي شهر را تعيين ميکرد آغاز شد. در آمار 1286 ه.ق نجمالملک، رشد شهر از لحاظ جمعيت و وسعت به چشم ميخورد؛ به طوري که عدهاي حتي در بيرون ديوارهاي قديم شهر که خراب شده و در حوالي خندق جديدي که حفر شده بودن زندگي ميکردند 13) و اين رشد بخصوص به سوي شمال غرب شهر بيشتر بود.
گاهي به واسطهي شيوع وبا يا قحطي، رشد جمعيت متوقف و يا از آن کاسته ميشد. ولي به طور کلي به دليل مهاجرت نفوس از ولايات و همچنين رشد طبيعي، جمعيت افزايش مييافت. در 1286 ه.ق، طبق محاسبهي نجمالملک، 6 / 26 % ساکنان تهران غير بومي بودهاند. وي جمعيت شهر را در آن سال 147256 نفر به علاوهي 8480 سرباز ثبت کرده است، به اضافهي 9850 باب خانه، 130 باب کاروانسرا، 47 باب مسجد، 35 باب مدرسه و 34 باب تکيه 14) تحولات شهر، در نقشهاي که نجمالملک ترسيم آن را در 1285 ه.ق آغاز کرد و در 1305 ه.ق به پايان رساند، به خوبي ديده ميشود.
در آمار جديد مربوط به ابنيهي تهران که اخضر علي شاه آن را در 1320 ه.ق تکميل کرد، تغييرات واضحي را در نقشهي 1305 ه.ق نجمالملک ميبينيم و گسترش شهر را سوي شمال و غرب مشخصتر است. همچنين به نظر ميرسد که رشد جمعيت سرعت بيشتري يافته بود. بين سالهاي 1269 و 1286 ه.ق، رشد جميعت 2 / 1% در سال بود ولي از سال 1286 تا 1320 ه.ق، به 6 / 1% رسيد و جمعيت به حدود 244400 افزايش يافت 15)
آمار تعداد خانه و دکان و بعضي از بناهاي ديگر در 1320 ه.ق به اين شرح است 16):
خانه 15275 باب
دکان 9420 باب
تکيه 43 باب
مسجد و مدرسه 90 باب
حمام عمومي 182 باب
کاروانسرا 186 باب
سربازخانه 7 باب
مريضخانه 2 باب
مدرسهي دولتي 2 باب
طويله 276 باب
ادامه دارد ...
منبع :
موقوفات تهران و تحول شهر 1320 - 1269 ه.ق
آمار سال 1269 ه.ق را شخص ناشناسي از بناهاي شهر تهران تهيه کرده و اين نوع آمارگيري که بدون شک به دستور اميرکبير (مقتول در 1268 ه.ق)آغاز شده است، اطلاعات و شناخت ارزندهاي از شرايط شهر در آغاز دورهي ناصري به دست ميدهد. آمار سالهاي 1320 - 1317 ه.ق از بناهاي تهران که به کوشش اخضر علي شاه تهيه شد دقت آمار قبلي را نداشته و به ذکر جزئيات نپرداخته است. ولي هر دو آمار حاوي نکات مفيدي دربارهي اوقاف تهران هستند که در اينجا تحليل ميشوند.
در 1212 ه.ق که تهران پايتخت شد، به قصبهاي کوچک با خندق و بارو ميماند که در زمان صفويه ساخته شده بود. محيط شهر 5 / 6 کيلومتر و مساحت آن در حدود 5 / 4 کيلومتر مربع بود2)در آن وقت تهران از هيچ مزيت اقتصادي يا فرهنگي برخوردار نبود؛ هر چند حضور شاه و درباريان و اعياني که در آن گرد آمده بودند کمکم بدان رونقي بخشيد، ولي تا مدتها جمعيت آن افزايشي نيافت و همچنان به صورت شهري کوچک باقي ماند.
بر پايهي آمار 1269 ه.ق، تهران داراي 7872 باب خانه، 4220 باب دکان، و بناهاي ديگر آن از اين قرار بوده است:
تکيه، 54 باب
امامزاده، 9 باب
مسجد، 112 باب
مدرسه، 19 باب
حمام عمومي، 153 باب
مطب و محل جراحي، 14 باب
مکتبخانه 14 باب
انبار دولت 2 باب
کاروانسرا و تيمچه 48 باب
ضرابخانه 1 باب
طويلهي خارج از خانه 165 باب
آب انبار 70 باب
جمعيت تهران در حدود 125952 نفر بود 3)و شهر از پنج محلهي ارگ و عودلاجان در شمال، سنگلج در غرب، محلميدان در شرق تشکيل ميشد.
ارگ، کوچکترين محله و مقر سکونت شاه و عدهاي از درباريان و رجال بود که با ديواري از بقيهي شهر جدا ميشد. عودلاجان و سنگلج نيز محل سکونت بعضي از رجال بوده که با باغات و زمينهاي نساختهي اطراف، رو به گسترش بودهاند. چالميدان، برعکس محلههاي ياد شده، ساکنين سرشناسي نداشت و نسبت به ساير نواحي فقيرتر به نظر ميآمد. محلهي بازار که بعد از ارگ کوچکترين محلهها به حساب ميآمد، جاي سکونت تجار، کسبه، رجال و عدهاي خارجي بود.
بازار تهران در ميان اين پنج محله قرار داشت و از 1236 دکان، کاروانسرا، تيمچه و قيصريه تشکيل ميشد. در آن دوره، بازار در حال توسعه و تعدادي دکان و کاروانسراي جديد در حال ساخت بود. در ميدان تخته پل، 42 باب دکان تازه ساز4)
از 4220 باب دکان در تهران، 429 باب (يعني حدود 10% آنها)به دلايل مختلفي تعطيل بود که بدون شک حکايت از رکود اقتصادي ميکرد.981 باب (حدود 25% (از دکانها مربوط به فروش و تهيهي آذوقه و بقيه نيز مربوط به فروش و يا ساخت لوازم زندگي روزمره و خدماتي بود. نوع حرفهها و مشاغل در تهران آن دوره حاکي از اين است که اين شهر از هيچ گونه صنعت يا تجارت خاص و قابل توجهي برخوردار نبوده است 5)عدهاي از رجال و تجار نسبتا ثروتمند و سرمايهدار، مانند آقامهدي نواب، صاحب چندين دکان در بازار و 20 دکان در چالميدان و شش دکان در عودلاجان؛ کامران ميرزا، مالک 20 دکان؛ و منوچهر خان، صاحب 35 دکان، نيز وجود داشتند و 95 دکان هم متعلق به شاه بود. در اين ميان تجاري مانند حاجي عبدالوهاب نيز بودند که در عين برخورداري از ثروت زياد، صاحب کاروانسرايي به نام خود بودند و در چند کاروانسراي ديگر نيز سهم داشتند. همچنين ورثهي سيد حسن تهراني که مالک سه دانگ از کاروانسراي حاجي کمال، دو دانگ از کاروانسراي ميرزا اسماعيل و سه دانگ از کاروانسراي گلشن بودند.6)يک درصد از رجال، که ميتوان آنها را ثروتمند حساب کرد، صاحب خانههاي بزرگ با چندين دست حياط و ساختمان بودند و تعداد و مشخصات اين گونه خانهها در هر محله از اين قرار بود:محلهي ارک، 27 خانه مشتمل بر چهار دست و پنج دست حياط محلهي سنگلج، 26 خانه مشتمل بر چهار دست و پنج دست حياط محلهي بازار، 22 خانه مشتمل بر چهار دست و پنج دست حياط محلهي عودلاجان، 16 خانه مشتمل بر چهار دست و پنج دست حياط
محلهي چالميدان،
20% از جمعيت تهران اجارهنشين بودند 7)و گاه در يک خانه ده خانوار سکني داشتند که بدون شک هر خانهاي داراي چند اتاق بوده است.
ادامه دارد ...
منبع :
مدیریت آرم تجاری (Brand Management)، برنامهی کاربردی تکنیکهای بازاریابی یک محصول خاص، خط محصول و یا آرم تجاری است. هدف از این نوع مدیریت، افزایش ارزش محصولات برای مشتریان و در نتیجه کسب حق امتیاز برای آن محصولات است. بازاریابان، به آرم تجاری به عنوان وعدهای مینگرند که دربارهی کیفیت مورد انتظار مشتریان از محصولات به آنها داده شده است.
این امر ممکن است باعث افزایش میزان فروش شود. همچنین با مدیریت علامت تجاری، تولید کنندگان میتوانند محصولات را با قیمت بالاتری به فروش رسانند. ارزش آرم تجاری با میزان سود حاصل برای تولیدکنندگان سنجیده میشود. این امر ناشی از ترکیبی از افزایش میزان فروش و افزایش هزینههاست.
۲) تلفظ آن ساده و روان باشد.
۳) به خاطر سپردن آن آسان باشد.
۴) شناسایی و تشخیص آن کار دشواری نباشد.
۵) توجه افراد را جلب کند.
۶) مزایای استفاده از محصول را در خود داشته باشد.
۷) پیام محصول و یا شرکت تولید کننده را به همراه داشته باشد.
۸) موقعیت محصول را در میان محصولات رقیب مشخص سازد.
نویسنده: مرتضی پرهیزی
منبع :
آماده سازی طرح بازاریابی
نویسنده: امیر بختائی، شادی گلچینفر
پایان
__ همت مضاعف و كار مضاعف در كارآفرينى و بازاريابي __
منبع :
