تجربيات جمهوري اسلامي ايران در زمينه‏ي وقف - 6

  • ساعت ارسال پست : 12:14 AM ،


3. به موجب يک طرح قانوني و شرعي که به تأييد مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه‏اي - مدظله العالي - نيز رسيده است، سازمان اوقاف بر کليه‏ي اعمال متولياني که در مظان تعدي و تفريط اصل و عوايد موقوفات باشند به صورت استصوابي نظارت مي‏نمايد و چنانچه متوليان و مباشران امر وقف به وظايف شرعي خود عمل ننمايند، از طريق محاکم قضائي عزل يا ممنوعيت آنها را از دخالت در امر وقف درخواست مي‏کند و پس از صدور احکام قضائي و ثبوت جرم متوليان، موقوفات مزبور را تا تعيين متولي بعد برابر وقفنامه مربوط اداره مي‏کند.
4. به منظور رعايت غبطه و مصلحت موقوفات در قانون اوقاف پيش بيني شده است که املاک موقوفه بايد از طريق انتشار آگهي مزايده و اعلي القيم به اجاره واگذار گردد و در موارد استثنائي ترک مزايده تنها به سرپريت سازمان که شرعا مأذون مي‏باشد، اجازه داده شده است و ساير مقامات مسؤول سازمان اوقاف اختيار ترک مزايده در ايجار رقبات موقوفه را ندارند.
5. فروش و تبديل رقبات موقوف نيز با رعايت موازين شرعي و احکام اسلام تنها از اختيارات سرپرست سازمان
مي‏باشد و به ديگر مقامات سازمان اين اجازه شرعي داده نشده است. رجوع به داور و توافق در دعاوي مربوط به وقف و استرداد اين قبيل دعاوي از مراجع قضائي قبل از صدور حکم نيز از اختيارات سرپرستي سازمان بوده که تنها اين مقام با رعايت موازين شرعي و حقوق وقف، حق اتخاذ تصميم دارد.
6. به منظور حفظ و صيانت اصل و منافع موقوفات و جلوگيري از تضييع حقوق آنها در مادي 7 قانون اوقاف به صراحت آمده است که هرگاه متولي و يا ناظر نسبت به عين يا منافع موقوفه تعدي يا تفريط نمايد و يا در انجام وظايف مقرر در وقف نامه و قانون و آيين نامه‏ها و مقررات مربوطه مسامحه و اهما ورزد با رسيدگي شعبه تحقيق و حکم دادگاه حسب مورد معزول يا ممنوع المداخله يا ضم امين خواهد شد و باز در تبصره‏ي 4 همين ماده تصريح گرديده است که کليه‏ي مباشران و موقوفات و اماکن مذهبي اعم از متولي و ناظر و امنا و مديران و امناي مؤسسات و بنيادهاي خيريه مذکور در اين قانون در حکم امين مي‏باشند و در صورت تعدي يا تفريط يا تخلفات ديگر ملزم به تأديه‏ي حقوق و وجوه و اموال و جبران خسارات ناشي از اعمال خواهند بود و هر گاه عمل آنها مشمول عناوين کيفري باشد از طريق مراجع فضائي نيز تعقيب و به مجازات مقرر محکوم خواهند شد.
7. بعضي از واقفين در اسناد وقف خود به عمران و آباداني موقوفه توجه کرده‏اند ولي در بعضي وقف نامه‏ها به اين موضوع توجه نشده است و اعضاي محترم اجلاس مسلما در کشور خود شاهد موقوفاتي بوده و هستند که به دلايل مختلف تخريب گرديده و محلي نيز براي تعمير مجدد آنها در دست مباشران امر وقف نيست؛ به منظور رفع اين نقيصه و آباد نگهداشتن املاک موقوفه و عمل به يک حکم شرعي که تعمير وقف را بر هر مصرفي مقدم مي‏دارد در قوانين مربوط به موقوفات در ايران به اين موضوع توجه شده و مقرر گرديده است که از مجموع درآمد هر سال موقوفه مبلغ 20% به عنوان ذخيره‏ي عمراني نگهداري شود تا در مواقع مقتضي صرف عمران و آباداني موقوفه گردد و يا در رقبات موقوفه که استعداد لازم را دارند سرمايه گذاري شود. پيش بيني اين موضوع در قانون اوقاف و نتايج مثبت آن اين تجربه را به دست مي‏دهد که هر کشور اسلامي همين درصد از درآمد موقوفات را به عنوان يک اصل اقتصادي رعايت و وجوه حاصله از اين طريق را به صورت متمرکز و به نام هر موقوفه در يک مؤسسه مالي ذخيره نمايند.
 

ادامه دارد ...
 
_ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
 
--------
منبع :
 
ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: جمعه 28 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • تجربيات جمهوري اسلامي ايران در زمينه‏ي وقف - 5

    • ساعت ارسال پست : 12:13 AM ،


    مزاياي قانوني به منظور کمک به موقوفات و تشويق افراد خير به امر وقف و امور خير
     
    در جمهوري اسلامي ايران قوانين مختلف ديگري نيز در جهت کمک به موقوفات به تصويب رسيده است که استفاده از اين قوانين نيز مي‏تواند کمک زيادي به موقوفات نموده و نظر افراد علاقه‏مند و مؤمن را به موضوع وقف جلب نمايد که در اينجا به برخي از اين موارد قانوني به نحو مختصر اشاره مي‏گردد:
    1. به موجب بند 3 ماده‏ي 2 قانون مالياتهاي مستقيم مصوب سال 1371 ه ش موقوفات عام از پرداخت ماليات معاف شده‏اند.
    بند مزبور به اين شرح است: موقوفات عام که درآمد آنها طبق موازين شرعي به مصرف اموري از قبيل: تبليغات اسلامي، تحقيقات فرهنگي، علمي، ديني، فني، تحقيقاتي، اختراعات، اکتشافات، تعليم و تربيت، بهداشت، بنا و تعمير و نگهداري مساجد و مصلي‏ها و مدارس علوم اسلامي، مراسم تعزيه و اطعام، تعمير آثار باستاني، امور عمراني و آباداني، هزينه يا وام تحصيلي دانشجويان و دانش آموزان، کمک به مستضعفين و آسيب ديدگان حوادث ناشي از سيل، زلزله، آتش سوزي، جنگ و حوادث غير مترقبه ديگر و... مشروط بر اينکه درآمد و هزينه اين قبيل موقوفات مورد گواهي سازمان اوقاف و امور خيريه باشند از پرداخت ماليات ساليانه معاف مي‏باشند.
    به موجب بند 4 همين ماده مؤسسات عام المنفعه‏اي که به ثبت رسيده و درآمد آنها به موجب اساس نامه به مصرف امور مذکور در بند 3 فوق برسد نيز مشروط بر آنکه از طرف دولت بر درآمد و هزينه‏ي آنها نظارت شود، از پزداخت ماليات معاف مي‏باشند.

    2. به موجب تبصره‏ي ذيل ماده‏ي 9 قانون تشکيلات و اختيارات سازمان اوقاف و امور خيريه مصوب 1363 ه‏ش موقوفات عام، بقاع متبرکه، اماکن مذهبي اسلامي، مدارس علوم ديني و مؤسسات و بنيادهاي خيريه از پرداخت مخارج و هزينه‏هاي داوري در محاکم قضايي و هزينه‏هاي مربوط به ثبت، تفکيک و افراز املاک موقوفه و هزينه‏هاي مربوط به اجراي احکام معاف شده‏اند.
    3. به موجب تبصره‏ي 3 ماده‏ي 26 قانون نوسازي و عمران شهري موقوفات عام از پرداخت عوارض نوسازي شهرداري‏ها نيز معاف شده‏اند. اعطاي اين امتيازات به املاک وقفي مسلما در جهت تشويق افراد نيکوکار مؤثر بوده و توصيه مي‏گردد که در کليه کشورهاي اسلامي به منظور ترغيب افراد نيکوکار، اين قبيل امتيازات براي موقوفات در نظر گرفته شود.
     
    ويژگي‏هاي قانون اوقاف در جمهوري اسلامي ايران
     
    1. همان طور که متذکر شديم، چون اداره‏ي امور موقوفات از مناصب شرعي است و اداره‏ي آنها بايد منطبق با موازين شرعي باشد، به موجب تبصره‏ي يک ماده‏ي يک همين قانون مقرر گرديده است که سرپرست سازمان بايد از طرف ولي فقيه (رهبر انقلاب) مجاز در تصدي اموري باشد که متوقف بر اذن ولي فقيه است.
    2. در قانون اوقاف يک اصل حقوقي وجود دارد که در جهت احقاق حقوق موقوفات بسيار مؤثر است و اين اصل به اين شرح است: »ماده‏ي 3: هر موقوفه داراي شخصيت حقوقي است و متولي يا سازمان حسب مورد نماينده‏ي آن مي‏باشد«. اين اصل در قانون بسياري از اختلافات فقهي و حقوقي را که احتمالا موجب تضييع حق موقوفات مي‏شده، منتفي کرده و متولي يا سازمان اوقاف مي‏تواند به عنوان نماينده‏ي اين شخصيت حقوقي از منافع وقف دفاع کند.
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: جمعه 28 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • تجربيات جمهوري اسلامي ايران در زمينه‏ي وقف - 4

    • ساعت ارسال پست : 12:07 AM ،


    قانون ابطال اسناد فروش و اراضي موقوفه
     
    در زمان رژيم سابق کليه‏ي موقوفات مزروعي به عنوان اصلاحات ارضي از حالت وقف خارج و بر خلاف موازين شرعي به ثمن بخس به افراد فروخته شده است و علاوه بر اين اقدام موقوفات ديگري هم به دلايل مختلف منجمله اهمال و خيانت و تعدي و تفريط مسؤولين امر موقوفات در طول تاريخ از حالت وقف خارج و به ملکيت اشخاص درآمد که درنتيجه نيت واقفان آنها تعطيل گرديد پس از پيروزي انقلاب اسلامي در اجراي فتواي رهبر انقلاب حضرت امام خميني که در جواب سؤال سازمان اوقاف و امور خيريه در مورد وضع موقوفاتي که از حالت وقف خارج شده بودند، مرقوم فرمودند: زمينهاي موقوفه بايد به حال وقفيت باقي و عمل به وقف شود.
    لذا مجلس شوراي اسلامي در تاريخ 1363 ه ش قانوني را در يک ماده و 5 تبصره به تصويب رسانيد که در اين قانون آمده است:
    ماده واحده:

    «از تاريخ تصويب اين قانون کليه‏ي موقوفاتي که بدون مجوز شرعي به فروش رسيده يا به صورتي به ملکيت درآمده باشد به وقفيت خود برمي‏گردد و اسناد مالکيت صادر شده باطل و از درجه‏ي اعتبار ساقط است».
    به منظور تعيين تکليف متصرفين موقوفات مزبور در اين قانون چنين آمده است:
    « تبصره‏ي يک. پس از ابطال سند مالکيت در مواردي که موقوفه قبال اجاره باشد و متصرف تقاضاي اجاره کند با رعايت مصلحت وقف و حقوق مکتسبه‏ي متصرف، قرارداد اجاره با متصرف تنظيم خواهد شد».
    در تبصره‏ي 4 اين قانون نيز آمده است:
    »در مواردي که جهت مورد نظر واقف تغيير يافته باشد بايستي به نظر واقف عمل شود«. در سال 1371 ه ش به منظور تسريع در جهت اعاده موقوفات مجلس شوراي اسلامي مجددا قانون ابطال اسناد فروش موقوفات را رسيدگي و اصلاحاتي در آن انجام داد که ضمانت اجرائي بيشتر پيدا کند و در تبصره‏ي 4 اين اصلاحيه‏ي قانوني به صراحت آمده است: در صورتي که متصرفين اين قبيل موقوفات ظرف مدت 30 روز از تاريخ اعلام سازمان اوقاف در جهت تعيين تکليف مورد تصرف خود اقدام ننمايند، سازمان اوقاف مي‏تواند موقوفه را به اشخاص ديگر اجاره دهد و در صورت وجود اختلاف بين متصرفين و سازمان اوقاف در مورد حقوق مکتسبه مراجع قضائي مکلف شده‏اند اين گونه اختلافات را خارج از نوبت رسيدگي و تعيين تکليف نمايند.

    در اجراي اين قوانين شرعي، متوليان موقوفات و سازمان اوقاف جمهوري اسلامي ايران تا تاريخ نگارش اين مقاله موفق شده‏اند با بيش از هفتصد هزار نفر از متصرفين رقبات موقوفاتي که در رژيم گذشته از بين رفته و از وقف خارج شده بود، سند اجاره تنظيم نمايند و بسياري از اماکن موقوفه را که جهت استفاده از آنها برخلاف نيت واقف تغيير پيدا کرده بود، در جهت نيت واقف احيا نمايند.

    اقدام ديگري نيز در ايران پس از انقلاب اسلامي در جهت احياي موقوفات از دست رقته در قوه‏ي قضائيه انجام شد که اين اقدام نيز در جهت اعاده و تثبيت موقوفات بسيار مؤثر بوده است و آن ايجاد دادگاه مدني خاص بود که در اين محاکم به ماهيت دعاوي برابر احکام شرع مقدس اسلام رسيدگي مي‏شد و با عنايت به اينکه از نظر اسلامي فروش مال وقف بدون مجوز شرعي جايز نيست، اين دادگاه‏ها در اجراي احکام اسلامي به دعاوي موقوفات رسيدگي و طبق موازين شرعي حکم لازم را صادر مي‏کردند و از اين طريق بسياري از رقبات موقوفه احيا شدند و مجددا به حال وقف در آمدند.
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: جمعه 28 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • تجربيات جمهوري اسلامي ايران در زمينه‏ي وقف - 3

    • ساعت ارسال پست : 12:06 AM ،


    پس از پيروزي انقلاب اسلامي اقداماتي در زمينه‏هاي قانوني و اجرايي موقوفات کشور انجام گرفته است که در اينجا به ذکر خلاصه‏اي از آنها پرداخته مي‏شود:
     
    لايحه‏ي قانوني تجديد اجاره‏ي املاک موقوفه، مصوب شوراي انقلاب اسلامي ايران
     
    با عنايت به اينکه اساس انقلاب ايران بر پايه‏ي اسلام و اجراي احکام متعالي آن استوار گرديده و اين موضوع چه قبل از پيروزي و چه بعد از پيروزي به صورت مؤکد توسط ربهر عظيم الشان انقلاب حضرت امام خميني - رضوان الله تعلي عليه - اعلام گرديده است. بنابراين توجه به حفظ و صيانت موقوفات کشور و احقاق حقوق شرعي موقوفات نيز به حکم همان اساس اسلامي بودن انقلاب بايد مورد توجه خاص قرار مي‏گرفت، که البته چنين هم شد و با توجه به اينکه در طول تاريخ و خاصه در دوران حکومت گذشته موقوفات کشور مورد تعدي و تجاوز قرار گرفته بود، نظام جمهوري اسلامي ايران تنها با فاصله‏ي تقريبا دو ماه بعد از تاريخ پيروزي، اولين اقدام را در زمينه‏ي اعاده حقوق از دست رفته‏ي موقوفات کشور انجام داد. در تاريخ چهارم ارديبهشت ماه 1358 ه ش در شوراي انقلاب، قانوني به تصويب ر سيد که در ماده‏ي يک اين قانون به صراحت آمده است:

    »به منظور جلوگيري از هرگونه تضييع حق در موقوفات کشور و تنظيم اسناد و قرارداد اجاره و تعيين اجاره بهاي عادلانه‏ي املاک استيجاري و متصرفي موقوفه از اين تاريخ کليه‏ي اسناد و قراردادها اعم از عادي و رسمي منعقده بين اوقاف و مستأجرين در موقوفات عامه نظير املاک مزروعي و باغات و اراضي و مستغلات و مستحدثات شهري و روستايي فسخ و به اين قبيل مستأجرين و ساير اشخاص اعم از حقيقي و حقوقي که به هر نحوي از انحا در حال حاضر املاک موقوفه را متصرف مي‏باشند اخطار مي‏شود که در ظرف سه ماه از تاريخ تصويب اين لايحه جهت روشن نمودن وضع املاک استيجاري و متصرفي خود و تأديه‏ي اجاره بهاي گذشته و تنظيم اسناد اجاره‏ي جديد به نرخ عادله‏ي روز به اداره‏ي اوقاف محل ملک مراجعه نمايند.

    در اين ماده تصريح گرديد که در صورت عدم مراجعه و انقضاي مهلت سه ماهه، ادارات اوقاف، از ادامه‏ي استفاده از تصرفات غير قانوني متصرفين جلوگيري و از مستأجرين سابق و يا متصرفين خلع يد خواهد کرد. اين قانون شور و شوق زيادي در افراد نيکوکار به وجود آورد، چون مشاهده نمودند موقوفات زيادي که در اثر سهل انگاري، و يا سفارشات حکومتي در اختيار افراد با اجازه‏ي بسيار ناچيز قرارداد شده بود به وقفيت اعاده و حقوق واقعي آنها استيفا خواهد شد.
    در اين قانون حتي حداکثر ميزان زميني که در شهرها مي‏توان در اختيار افراد براي احداث مسکن قرارداد نيز مشخص گرديد و از افراط و زياده طلبي افراد سودجو جلوگيري به عمل آمد.
    شوراي انقلاب در همين قانون به منظور نظارت مردم بر امر اداره‏ي موقوفات کشور ايجاد يک شورا به نام شوراي امنا و نظار موقوفات را نيز پيش بيني کرد که تا چند سال اين شوراها در ادارات اوقاف به کار اداره‏ي موقوفات و نحوه‏ي انتخاب هيئت امنا و نظار موقوفات کشور اشتغال داشتند. به جرأت مي‏توان اعلام کرد که اين اقدام شوراي انقلاب روحي تازه در کالبد بي‏جان موقوفات کشور که در حال اضمحلال کامل بودند، دميد و مشتاقان به کار خير را دوباره اميدوار کرد و در حقيقت فقه اسلام را مجددا احيا کرد. اقدام ديگري که پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران در جهت احياي امر وقف و اعاده‏ي حقوق موقوفات از دست رفته انجام گرفت و اثرات مثبت زيادي در اين زمينه داشت اصل 49 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران بود که در اين اصل دولت موظف شده است ثروتهاي ناشي از ربا، غصب، رشوه، اختلاس، سرقت، قمار و سوء استفاده از موقوفات... را گرفته و به صاحب حق رد کند. مجلس شوراي اسلامي ايران در سال 1363 ه ش نحوه‏ي اجراي اصل 49 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران را که شامل 15 ماده و پنج تبصره بود، تصويب و جهت اجرا به دولت ابلاغ کرد.

    به موجب ماده‏ي 3 اين قانون، قوه‏ي قضائيه مکلف شده است که در مرکز هر يک از استانهاي کشور و شهرها که لازم بداند شعبه‏اي از دادگاه قانوني را جهت رسيدگي ثبوت شرعي دعاوي موضوع اصل 49 قانون اساسي معين نمايد، تا برابر مفاد همين قانون در احقاق حقوق موضوع اين اصل از جمله سوء استفاده از موقوفات اقدام نمايد و از تاريخ تصويب اين قانون به موارد بسياري از سوء استفاده از موقوفات رسيدگي و حقوق آنها به موقوفه مسترد گرديده است و اين دادگاهها هم اکنون نيز مشغول فعاليتند البته اين انتظار وجود دارد که به سرعت عمل و قاطعيت خود بيفزايند.
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: جمعه 28 خرداد 1389 
  • نظرات (0)