3. به موجب يک طرح قانوني و شرعي که به تأييد مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنهاي - مدظله العالي - نيز رسيده است، سازمان اوقاف بر کليهي اعمال متولياني که در مظان تعدي و تفريط اصل و عوايد موقوفات باشند به صورت استصوابي نظارت مينمايد و چنانچه متوليان و مباشران امر وقف به وظايف شرعي خود عمل ننمايند، از طريق محاکم قضائي عزل يا ممنوعيت آنها را از دخالت در امر وقف درخواست ميکند و پس از صدور احکام قضائي و ثبوت جرم متوليان، موقوفات مزبور را تا تعيين متولي بعد برابر وقفنامه مربوط اداره ميکند.
4. به منظور رعايت غبطه و مصلحت موقوفات در قانون اوقاف پيش بيني شده است که املاک موقوفه بايد از طريق انتشار آگهي مزايده و اعلي القيم به اجاره واگذار گردد و در موارد استثنائي ترک مزايده تنها به سرپريت سازمان که شرعا مأذون ميباشد، اجازه داده شده است و ساير مقامات مسؤول سازمان اوقاف اختيار ترک مزايده در ايجار رقبات موقوفه را ندارند.
5. فروش و تبديل رقبات موقوف نيز با رعايت موازين شرعي و احکام اسلام تنها از اختيارات سرپرست سازمان
ميباشد و به ديگر مقامات سازمان اين اجازه شرعي داده نشده است. رجوع به داور و توافق در دعاوي مربوط به وقف و استرداد اين قبيل دعاوي از مراجع قضائي قبل از صدور حکم نيز از اختيارات سرپرستي سازمان بوده که تنها اين مقام با رعايت موازين شرعي و حقوق وقف، حق اتخاذ تصميم دارد.
6. به منظور حفظ و صيانت اصل و منافع موقوفات و جلوگيري از تضييع حقوق آنها در مادي 7 قانون اوقاف به صراحت آمده است که هرگاه متولي و يا ناظر نسبت به عين يا منافع موقوفه تعدي يا تفريط نمايد و يا در انجام وظايف مقرر در وقف نامه و قانون و آيين نامهها و مقررات مربوطه مسامحه و اهما ورزد با رسيدگي شعبه تحقيق و حکم دادگاه حسب مورد معزول يا ممنوع المداخله يا ضم امين خواهد شد و باز در تبصرهي 4 همين ماده تصريح گرديده است که کليهي مباشران و موقوفات و اماکن مذهبي اعم از متولي و ناظر و امنا و مديران و امناي مؤسسات و بنيادهاي خيريه مذکور در اين قانون در حکم امين ميباشند و در صورت تعدي يا تفريط يا تخلفات ديگر ملزم به تأديهي حقوق و وجوه و اموال و جبران خسارات ناشي از اعمال خواهند بود و هر گاه عمل آنها مشمول عناوين کيفري باشد از طريق مراجع فضائي نيز تعقيب و به مجازات مقرر محکوم خواهند شد.
7. بعضي از واقفين در اسناد وقف خود به عمران و آباداني موقوفه توجه کردهاند ولي در بعضي وقف نامهها به اين موضوع توجه نشده است و اعضاي محترم اجلاس مسلما در کشور خود شاهد موقوفاتي بوده و هستند که به دلايل مختلف تخريب گرديده و محلي نيز براي تعمير مجدد آنها در دست مباشران امر وقف نيست؛ به منظور رفع اين نقيصه و آباد نگهداشتن املاک موقوفه و عمل به يک حکم شرعي که تعمير وقف را بر هر مصرفي مقدم ميدارد در قوانين مربوط به موقوفات در ايران به اين موضوع توجه شده و مقرر گرديده است که از مجموع درآمد هر سال موقوفه مبلغ 20% به عنوان ذخيرهي عمراني نگهداري شود تا در مواقع مقتضي صرف عمران و آباداني موقوفه گردد و يا در رقبات موقوفه که استعداد لازم را دارند سرمايه گذاري شود. پيش بيني اين موضوع در قانون اوقاف و نتايج مثبت آن اين تجربه را به دست ميدهد که هر کشور اسلامي همين درصد از درآمد موقوفات را به عنوان يک اصل اقتصادي رعايت و وجوه حاصله از اين طريق را به صورت متمرکز و به نام هر موقوفه در يک مؤسسه مالي ذخيره نمايند.
ادامه دارد ...
منبع :
مزاياي قانوني به منظور کمک به موقوفات و تشويق افراد خير به امر وقف و امور خير
1. به موجب بند 3 مادهي 2 قانون مالياتهاي مستقيم مصوب سال 1371 ه ش موقوفات عام از پرداخت ماليات معاف شدهاند.
بند مزبور به اين شرح است: موقوفات عام که درآمد آنها طبق موازين شرعي به مصرف اموري از قبيل: تبليغات اسلامي، تحقيقات فرهنگي، علمي، ديني، فني، تحقيقاتي، اختراعات، اکتشافات، تعليم و تربيت، بهداشت، بنا و تعمير و نگهداري مساجد و مصليها و مدارس علوم اسلامي، مراسم تعزيه و اطعام، تعمير آثار باستاني، امور عمراني و آباداني، هزينه يا وام تحصيلي دانشجويان و دانش آموزان، کمک به مستضعفين و آسيب ديدگان حوادث ناشي از سيل، زلزله، آتش سوزي، جنگ و حوادث غير مترقبه ديگر و... مشروط بر اينکه درآمد و هزينه اين قبيل موقوفات مورد گواهي سازمان اوقاف و امور خيريه باشند از پرداخت ماليات ساليانه معاف ميباشند.
به موجب بند 4 همين ماده مؤسسات عام المنفعهاي که به ثبت رسيده و درآمد آنها به موجب اساس نامه به مصرف امور مذکور در بند 3 فوق برسد نيز مشروط بر آنکه از طرف دولت بر درآمد و هزينهي آنها نظارت شود، از پزداخت ماليات معاف ميباشند.
2. به موجب تبصرهي ذيل مادهي 9 قانون تشکيلات و اختيارات سازمان اوقاف و امور خيريه مصوب 1363 هش موقوفات عام، بقاع متبرکه، اماکن مذهبي اسلامي، مدارس علوم ديني و مؤسسات و بنيادهاي خيريه از پرداخت مخارج و هزينههاي داوري در محاکم قضايي و هزينههاي مربوط به ثبت، تفکيک و افراز املاک موقوفه و هزينههاي مربوط به اجراي احکام معاف شدهاند.
3. به موجب تبصرهي 3 مادهي 26 قانون نوسازي و عمران شهري موقوفات عام از پرداخت عوارض نوسازي شهرداريها نيز معاف شدهاند. اعطاي اين امتيازات به املاک وقفي مسلما در جهت تشويق افراد نيکوکار مؤثر بوده و توصيه ميگردد که در کليه کشورهاي اسلامي به منظور ترغيب افراد نيکوکار، اين قبيل امتيازات براي موقوفات در نظر گرفته شود.
2. در قانون اوقاف يک اصل حقوقي وجود دارد که در جهت احقاق حقوق موقوفات بسيار مؤثر است و اين اصل به اين شرح است: »مادهي 3: هر موقوفه داراي شخصيت حقوقي است و متولي يا سازمان حسب مورد نمايندهي آن ميباشد«. اين اصل در قانون بسياري از اختلافات فقهي و حقوقي را که احتمالا موجب تضييع حق موقوفات ميشده، منتفي کرده و متولي يا سازمان اوقاف ميتواند به عنوان نمايندهي اين شخصيت حقوقي از منافع وقف دفاع کند.
ادامه دارد ...
منبع :
قانون ابطال اسناد فروش و اراضي موقوفه
لذا مجلس شوراي اسلامي در تاريخ 1363 ه ش قانوني را در يک ماده و 5 تبصره به تصويب رسانيد که در اين قانون آمده است:
ماده واحده:
«از تاريخ تصويب اين قانون کليهي موقوفاتي که بدون مجوز شرعي به فروش رسيده يا به صورتي به ملکيت درآمده باشد به وقفيت خود برميگردد و اسناد مالکيت صادر شده باطل و از درجهي اعتبار ساقط است».
به منظور تعيين تکليف متصرفين موقوفات مزبور در اين قانون چنين آمده است:
« تبصرهي يک. پس از ابطال سند مالکيت در مواردي که موقوفه قبال اجاره باشد و متصرف تقاضاي اجاره کند با رعايت مصلحت وقف و حقوق مکتسبهي متصرف، قرارداد اجاره با متصرف تنظيم خواهد شد».
در تبصرهي 4 اين قانون نيز آمده است:
»در مواردي که جهت مورد نظر واقف تغيير يافته باشد بايستي به نظر واقف عمل شود«. در سال 1371 ه ش به منظور تسريع در جهت اعاده موقوفات مجلس شوراي اسلامي مجددا قانون ابطال اسناد فروش موقوفات را رسيدگي و اصلاحاتي در آن انجام داد که ضمانت اجرائي بيشتر پيدا کند و در تبصرهي 4 اين اصلاحيهي قانوني به صراحت آمده است: در صورتي که متصرفين اين قبيل موقوفات ظرف مدت 30 روز از تاريخ اعلام سازمان اوقاف در جهت تعيين تکليف مورد تصرف خود اقدام ننمايند، سازمان اوقاف ميتواند موقوفه را به اشخاص ديگر اجاره دهد و در صورت وجود اختلاف بين متصرفين و سازمان اوقاف در مورد حقوق مکتسبه مراجع قضائي مکلف شدهاند اين گونه اختلافات را خارج از نوبت رسيدگي و تعيين تکليف نمايند.
در اجراي اين قوانين شرعي، متوليان موقوفات و سازمان اوقاف جمهوري اسلامي ايران تا تاريخ نگارش اين مقاله موفق شدهاند با بيش از هفتصد هزار نفر از متصرفين رقبات موقوفاتي که در رژيم گذشته از بين رفته و از وقف خارج شده بود، سند اجاره تنظيم نمايند و بسياري از اماکن موقوفه را که جهت استفاده از آنها برخلاف نيت واقف تغيير پيدا کرده بود، در جهت نيت واقف احيا نمايند.
اقدام ديگري نيز در ايران پس از انقلاب اسلامي در جهت احياي موقوفات از دست رقته در قوهي قضائيه انجام شد که اين اقدام نيز در جهت اعاده و تثبيت موقوفات بسيار مؤثر بوده است و آن ايجاد دادگاه مدني خاص بود که در اين محاکم به ماهيت دعاوي برابر احکام شرع مقدس اسلام رسيدگي ميشد و با عنايت به اينکه از نظر اسلامي فروش مال وقف بدون مجوز شرعي جايز نيست، اين دادگاهها در اجراي احکام اسلامي به دعاوي موقوفات رسيدگي و طبق موازين شرعي حکم لازم را صادر ميکردند و از اين طريق بسياري از رقبات موقوفه احيا شدند و مجددا به حال وقف در آمدند.
ادامه دارد ...
منبع :
پس از پيروزي انقلاب اسلامي اقداماتي در زمينههاي قانوني و اجرايي موقوفات کشور انجام گرفته است که در اينجا به ذکر خلاصهاي از آنها پرداخته ميشود:
»به منظور جلوگيري از هرگونه تضييع حق در موقوفات کشور و تنظيم اسناد و قرارداد اجاره و تعيين اجاره بهاي عادلانهي املاک استيجاري و متصرفي موقوفه از اين تاريخ کليهي اسناد و قراردادها اعم از عادي و رسمي منعقده بين اوقاف و مستأجرين در موقوفات عامه نظير املاک مزروعي و باغات و اراضي و مستغلات و مستحدثات شهري و روستايي فسخ و به اين قبيل مستأجرين و ساير اشخاص اعم از حقيقي و حقوقي که به هر نحوي از انحا در حال حاضر املاک موقوفه را متصرف ميباشند اخطار ميشود که در ظرف سه ماه از تاريخ تصويب اين لايحه جهت روشن نمودن وضع املاک استيجاري و متصرفي خود و تأديهي اجاره بهاي گذشته و تنظيم اسناد اجارهي جديد به نرخ عادلهي روز به ادارهي اوقاف محل ملک مراجعه نمايند.
در اين ماده تصريح گرديد که در صورت عدم مراجعه و انقضاي مهلت سه ماهه، ادارات اوقاف، از ادامهي استفاده از تصرفات غير قانوني متصرفين جلوگيري و از مستأجرين سابق و يا متصرفين خلع يد خواهد کرد. اين قانون شور و شوق زيادي در افراد نيکوکار به وجود آورد، چون مشاهده نمودند موقوفات زيادي که در اثر سهل انگاري، و يا سفارشات حکومتي در اختيار افراد با اجازهي بسيار ناچيز قرارداد شده بود به وقفيت اعاده و حقوق واقعي آنها استيفا خواهد شد.
در اين قانون حتي حداکثر ميزان زميني که در شهرها ميتوان در اختيار افراد براي احداث مسکن قرارداد نيز مشخص گرديد و از افراط و زياده طلبي افراد سودجو جلوگيري به عمل آمد.
شوراي انقلاب در همين قانون به منظور نظارت مردم بر امر ادارهي موقوفات کشور ايجاد يک شورا به نام شوراي امنا و نظار موقوفات را نيز پيش بيني کرد که تا چند سال اين شوراها در ادارات اوقاف به کار ادارهي موقوفات و نحوهي انتخاب هيئت امنا و نظار موقوفات کشور اشتغال داشتند. به جرأت ميتوان اعلام کرد که اين اقدام شوراي انقلاب روحي تازه در کالبد بيجان موقوفات کشور که در حال اضمحلال کامل بودند، دميد و مشتاقان به کار خير را دوباره اميدوار کرد و در حقيقت فقه اسلام را مجددا احيا کرد. اقدام ديگري که پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران در جهت احياي امر وقف و اعادهي حقوق موقوفات از دست رفته انجام گرفت و اثرات مثبت زيادي در اين زمينه داشت اصل 49 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران بود که در اين اصل دولت موظف شده است ثروتهاي ناشي از ربا، غصب، رشوه، اختلاس، سرقت، قمار و سوء استفاده از موقوفات... را گرفته و به صاحب حق رد کند. مجلس شوراي اسلامي ايران در سال 1363 ه ش نحوهي اجراي اصل 49 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران را که شامل 15 ماده و پنج تبصره بود، تصويب و جهت اجرا به دولت ابلاغ کرد.
به موجب مادهي 3 اين قانون، قوهي قضائيه مکلف شده است که در مرکز هر يک از استانهاي کشور و شهرها که لازم بداند شعبهاي از دادگاه قانوني را جهت رسيدگي ثبوت شرعي دعاوي موضوع اصل 49 قانون اساسي معين نمايد، تا برابر مفاد همين قانون در احقاق حقوق موضوع اين اصل از جمله سوء استفاده از موقوفات اقدام نمايد و از تاريخ تصويب اين قانون به موارد بسياري از سوء استفاده از موقوفات رسيدگي و حقوق آنها به موقوفه مسترد گرديده است و اين دادگاهها هم اکنون نيز مشغول فعاليتند البته اين انتظار وجود دارد که به سرعت عمل و قاطعيت خود بيفزايند.
ادامه دارد ...
منبع :
