اگر برای راهبری جهتدهی خلاقانه، نیازهای اصلی و سنجش نتایج اطلاعات کافی داشته باشیم و بتوانیم جزئیات رقابتها را به دقت بررسی کنیم و میزان فروش و توزیع محصولات را درست هدایت و راهبری کنیم، آنوقت است که میتوانیم بگوییم طرح را درست اجرا کردهایم و بر نقاط لازم تمرکز کردهایم و جهتدهی درستی داشتهایم. در این جا راه کسب و کار را درست یاد گرفتهایم.
تعداد اندکی ضرورت تعیین اهداف را زیرسوال میبرند زیرا به اهمیت آن واقفند. شما باید هدف را ببینید، ماشه را بکشید و شلیک کنید؟ اما نکته منفی این طرح چیست؟ بعضی میپرسند چرا زمانی که به یک مخاطب هدف کالایتان را عرضه میکنید چرا در همان لحظه آن را نفروشید؟ نکته اینجاست که وقتی یک راکت به سمت ماه پرتاب می شود باید قبل از این که زمین را ترک کند جهتگیری درستی برایش تعیین شده باشد. شما هم وقتی میخواهید وارد بازار فروش شوید باید از قبل برنامهریزی کرده باشید.
باوجود فنآوری پیشرفته امروز شما میتوانید با فشردن چند دگمه و کامپیوترهای پیشرفته حرکت این راکت را در فضا هدایت کنیدو حتی آن را روی ماه بنشانید. اما تمام این اقدامات وقتی موفق می شود که راکت از ابتدا با برنامهریزی دقیق درست «جهتدهی» و «هدایت» شده باشد. این نکته برای اهداف بازاریابی مستقیم هم صدق میکند. وقتی اهداف را مشخص کردید میتوانید آنها را تغییر داده، عوض کنید.اما این کار وقتی ممکن میشود که از ابتدا در مسیر درست قدم برداشته باشید.
دقیق باشد تا کار بررویشان آسان شود.
قابل انعطاف باشند تا در شرایط گوناگون بتوان از آنها استفاده کرد.
اگر از ابتدا طرحی مناسب داشته باشید میتوانید با موفقیت تمام به سوی هدف پیش رویتان شلیک کنید.
بیشتر ما به ارزش برنامهریزی و تعیین هدف پی بردهایم. اما گاهی اوقات بعضی به وقت و زمان نیاز دارند تا به کاربرد و استفاده از آن عادت کنند. در اینجا چند پرسش کلیدی وجود دارد که باید به آنها پاسخ داد. این سوالات هنگامی پیش میآیند که شما برای شرکت، محصول و خدمات خود تعیین هدف کرده باشید:
۲- آیا منافع و امتیازات شرکت شما برای بازار اهمیت دارد؟ آیا آنها به این منافع توجهی میکنند یا از آن اطلاع دارند؟
۳- آیا کالا یا خدمات شما منافع خاصی در بازار دارد؟
۴- آیا این شرکت خودش در صنعت حرفی برای گفتن دارد یا دنبالهروی این صنایع و شرکتهاست؟
۵- آیا کالای شما بدیع و تازه است و از نوآوری خاصی برخوردار است؟
۶- آیا شما مصمم هستید که در بازار رقابت پیروز باشید؟
۷- آیا شما میتوانید اگر شرکتی مقابل شما بایستد تحمل کنید و مبارزه کنید؟
به سطح خاصی از نقل و انتقالات محصولات خود دست یابید.
در یک بازده زمانی مشخص اعتبار خاصی کسب کنید.
در سال مالی آینده جزء طبقهبندی استاندراد صنعتی (SIC) قرار بگیرید.
تعداد مشخصی فروشگاه جدید احداث کنید.
از طریق مشتریان کنونی به میزان رشد اقتصادی مشخصی دست یابید.
مهم است که اهداف خود را از نظر کمی بررسی کنید. وقتی تعداد اهداف مشخص نباشند سنجش آنها مشکل خواهد بود. و در بازاریابی مستقیم «اگر نتوانید سنجش کنید، نمیتوانید پیشرفت کنید.» شما باید اهداف خود را مشخص کنید، آنها را تعریف کنید و تصمیم بگیرید که واقعاً چه میخواهید. هیچ کس خارج از شرکت نمیتواند تصمیم بگیرد که اهداف شما چه باید باشد. فقط خودتان میتوانید این وظیفه سنگین را به انجام برسانید. چرا این که خودتان باید مسئولیت تعیین اهداف را برعهده بگیرید، اینقدر مهم است؟ چرا اگر آن را به عهده دیگری بگذارید. عاقلانه نیست؟ چون تجربه نشان داده هنگامی که شخص دیگری برای یک شرکت برنامهریزی کرده آن طرح شکست خورده و هنگامی که طرح را به اجرا گذاشتهاند هرگز به نتیجه نرسیده است. دلیل این امر واضح است چراکه شخصی که با شرکت شما بیگانه است آن اندازه که شما احساس مسئولیت میکنید، نسبت به کار شما مسئول نیست. این شما هستید که سرنوشت شرکت و آنچه برایش پیش میآید، برایتان مهم است.
ادامه دارد ...
منبع :
دراین مقاله شش مرحله طراحی یک نقشه بازاریابی آورده شده است. اگر شما خلاق و کوشا باشید و بخواهید در بازاریابی، فروش تبلیغات، روابط عمومی یا ارتقای فروش خودموفق شوید، این شش مرحله را مطالعه کنید. این طرحریزی نقشه بازاریابی و فروش همیشه پیش روی شماست. این شش مرحله را گام به گام مطالعه کنید تا بتوانید فکر کنید، طراحی کنید، سازماندهی کنید و کار خود را توسعه دهید و بتوانید طرح بازاریابی موثری خلق کنید.
راهحل کلیدی نیل به اهداف این است که یک طرح هدفمند و استراتژیک داشته باشید و بتوانید نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی کنید و از این طریق در دنیای رقابت خود را نشان دهید. این اطلاعات نقشه راه است. بدین ترتیب که جایگاه کنونی شما را به شما میشناساند و به شرکت شما میگوید که هدف بعدی شما چیست و فردا کجا خواهید بود و چطور شما میگوید که هدف بعدی شما چیست و فردا کجا خواهید بود و چطور میتوانید به آن برسید. اگر بازار و دنیای رقابت خود را به درستی بشناسید میتوانید در فروش یک کالای معمولی، یک محصول با فنآوری بالا یا کالایی که میلیونها دلار برایتان عایدی دارد موفق شوید. همین نکته در فروش این کالاهای متفاوت فرق میگذارد و تفاوت آنها معلوم میشود. در اینجا هشت مورد وجود دارد که باید به آنها توجه کنید.
۲- برنامهریزی زمان
۳- بودجه
۴- مخاطبان
۵- عرضه
۶- خلاقیت
۷- تولید / رسانهها
۸- تحلیل / سنجش
این طرح تمرکز و مسیر فعالیت ها را مشخص میکند. هدف از این طرح این است که اطلاعات به طور دقیق ارائه شوند تا گروههای گوناگون بدانند که چه چیز مورد انتظار است. در زیر چند سوال آورده شده که در این طرح مطرح می شود و جوابهایشان مورد انتظار است:
هدف بازاریابی این محصول چیست؟ خواسته ما چیست و انتظارات ما در چه حدی هستند؟ اهداف کدامند؟
مخاطب هدف ما چه کسانی هستند؟ ما با چه کسانی طرف هستیم؟
نیازهای این گروه هدف چیست؟
مهمترین ایده این طرح کدامست؟
نکات قابل توجه این برنامه به ترتیب اهمیت چیست؟
چه عکسالعملی موردتوجه ماست؟ انتظارات ما چیست؟
چه زمانی نیاز است تا این برنامه کاملاًَ اجرا شود؟
بودجه ما در چه حدی است؟
ادامه دارد ...
منبع :
مدل کسب و کار
کارمزدهای میزبانی(Hosting fees): دریافت وجه برای میزبانی برنامههای کاربردی و تعاملات دیگران از طریق بسترهای کسب و کار الکترونیکی بنگاه (مدل های ASP)
کارمزدهای مراجعه(Referral Fees): سایت تجاری اطلاعاتی از محصولات و سرویس های سایت های دیگر را در اختیار مشتری می گذارد و زمانی که مشتری به آن سایت مراجعه می کند، مراجعه شونده به سایت معرفی کننده کارمزد می پردازد.
حق اشتراک(Subscription fees):پرداخت های منظم برای دسترسی به اطلاعات و سرویس های فراهم شده
کارمزد حق امتیاز(License fees): دریافت کارمزد به ازای فرآیندهایی که شرکت در آن دارای سهم می باشد. سیستم سفارشات “One-Click Ordering” شرکت آمازون از نمونه های این سیستم هاست. این لیسانس به بسیاری از شرکت ها واگذار شده است.
کارمزد به ازای هر دسترسی(Pay-per-view):پرداخت کارمزد به ازای هر بار دسترسی به اطلاعات.
کارمزدهای عملیاتی(Pay-per-performance):دریافت کارمزد درصورت انجام کامل عملیات.
کارمزدهای پرداخت خرد(Micropayment):دریافت کارمزدهای داد و ستدی بسیار اندک ولی به تعداد زیاد.
تبلیغات(Advertising): این امکان را به سازمان تجارت الکترونیکی شرکت می دهد که در راستای تبلیغات برای شرکت های دیگر فعالیت نماید. از این جمله میتوان سایت مای نیاز (MyNiaz.com) را نام برد.
حمایت(Sponsorships): دریافت کارمزد به ازای تقبل حمایت (Sponsorship) سایت های الکترونیکی دیگر در سازمان خود.
مدل رانسام(Ransom Model): در اختیار گذاشتن بخشی از اطلاعات به صورت رایگان و شارژ مشتری برای اطلاعات و یا دسترسی بیشتر. مثال: ” استفان کینگ” یک بخش را به صورت رایگان در اختیار می گذارد و در صورت تمایل مشتری به خواندن همه کتاب یا بخش های بعدی از او کارمزد دریافت می نماید.
فروش کالاها و یا ارائه خدمات ( sale of goods / services ):متداولترین مدل – عرضه کالاها و خدمات را در اینترنت به ازای دریافت وجه آنها
فروش اطلاعات مشتری(Sale of customer data): جمع آوری اطلاعات مشتری و فروش آن به دیگران. این فعالیت در اروپا ممنوع می باشد ولی در آمریکای شمالی کاملاً متداول است.
پاسخ Offline به مشتری ( Offline customer response ): اینترنت برای جلب مشتریان استفاده می شود و در ادامه فعالیتهای سودآور، خارج از اینترنت و به صورت Offline انجام می شود.
کارایی واثربخشی بیشتر در معاملات ( Efficiency & effectiveness gains ): بازدهی عملیات تجاری به دلیل خطاهای کمتر، اطلاعات بیشتر و دقیقتر و … بالا می رود
سرویسهای ارزش افزوده (مدل لینوکس)(( Value-added services(Linux model): به ازای سرویس های جدید که برای کالاها و سرویس های رایگان در اینترنت پیشنهاد می شود، کارمزد دریافت می گردد.
Virtual real-estate :حضور مداوم شرکت در فضای مجازی وب و کسب موقعیت ممتاز و فروش یا اجاره این موقعیت به سایرین.
پایان
__ همت مضاعف و كار مضاعف در كارآفرينى و کسب و کار __
منبع :
ایجاد یک استراتژی ترفیع اثربخش
رسانههای چاپی (روزنامه، مجله، اعلامیههای کوچک، بروشوروها و...)
راهنماهای تجاری (Yellow Pages)
صدا و سیما
هدایای تبلیغاتی
و...
آن استراتژیترفیعی را توسعه دهید که از رسانههای مخلتفی برای ارتقای کسب و کار شما استفاده میکند. رسانههای گوناگون را بررسی کرده و آنهایی را که در ارتقای کسب و کار شما اثربخشتر هستند شناسایی کنید. روی جنبههایی از این رسانهها تمرکز کنید که مکان و قیمت شما را به خوبی نشان میدهند.
نزدیکترین رقبای مستقیم و غیرمستقیم
نقاط قوت و ضعف رقبا
ارزیابی اینکه کسب و کار رقبا چگونه است
توصیف ویژگیهای منحصر به فرد محصولتان
شباهتها و تفاوتهای بین محصول شما و محصول رقبا
استراتژیهای قیمتگذاری برای شما در مقایسه با رقبا
سپس پنج مورد از نزدیکترین رقبای مستقیم و غیرمستقیم خود را شناسایی کنید یک پروندهء شناسایی نقاط ضعف و قوت آنها تشکیل دهید. تبلیغات و ترفیعات آنها و همچنین استراتژیهای قیمتگذاری آنها را در پرونده جمع کنید. این پروندهها را به منظور تعیین اینکه آنها کی و چطور تبلیغ میکنند یا چه زمانی برای ترفیعات حامی مالی میشوند و پیشنهاد فروش میدهند،به طور دورهای مرور کنید.
هزینههای تخصیص داده شده برای تبلیغات و ترفیع
امکانات مورد نیاز برای تبلیغات و ترفیع
فهرست رسانههای تبلیغاتی مورد استفاده
اجرای یک طرح بازاریابی اثربخش مستلزم صرف پول است. بنابراین شما باید بخشی از بودجهء عملیاتی خود را برای پوشش هزینههای تبلیغاتی و ترفیع فروش و سایر هزینهها تخصیص دهید که در ارتباط با بازاریابیاند. بودجهء بازاریابی را بر اساس هزینههایی که برای رسانه مورد استفاده و هزینههایی که صرف جمعآوری دادهها و کنترل نظارت بر تغییرات در بازار میشود، تدوین کنید.
نویسنده: دکتر فاطمه احسان
پایان
__ همت مضاعف و كار مضاعف در كارآفرينى و بازاريابي __
منبع :
