تعریف کسب و کار کوچک
بدیهی است که شروع یک کسب و کار جدید ریسکهای زیادی را به همراه دارد که البته با برنامه ریزی میتوان شانس موفقیت را بالا برد. بنابراین بهترین نقطه شروع آن است که نقاط قوت و ضعف خود را بعنوان دارنده یک کسب و کار بشناسید.
آیا شخصیتی مستقل و خودجوش دارید؟
این را همیشه در نظر داشته باشید که در صورت شروع یک کسب و کار کوچک ، این خود شما هستید و نه شخص دیگر که باید تصمیم بگیرید که چگونه پروژهها ، برنامهها و زمان خود را مدیریت کنید.
تا چه حد با شخصیتهای متفاوت و افراد گوناگون میتوانید ارتباط برقرار کنید؟
صاحبان کسب و کار ناگزیرند که با افراد و اقشار مختلفی سرو کار داشته باشند. آیا شما میتوانید با مشتریان، تامینکنندگان، کارکنان و ... در جهت منافع کسب و کار خود ارتباط برقرار کنید.
تا چه حد قدرت تصمیمگیری دارید؟
صاحبان کسب و کار کوچک بایستی بطور متداوم ، به سرعت و در رایط بحرانی بتوانند مستقلا" تصمیمگیری کنند.
آیا شما استقامت فیزیکی و احساسی لازم برای اداره یک کسب و کار را دارید؟
مالکیت یک کسب و کار علاوه بر چالش و هیجان ، مستلزم فشارکاری زیاد ، ساعتهای کاری زیادی میباشد. آیا شما میتوانید 12 ساعت در روز و هفت روز در هفته را کار کنید؟
تا چه حد میتوانید برنامهریزی و سازماندهی کنید؟
تحقیقات نشان میدهد بسیاری از شکستها در صورت برنامهریزی صحیح ، به وجود نمی آمد.
ادامه دارد ...
منبع :
سوددهی آن افزایش یابد و از همه مهمتر مشتریان بیشتری به آن روی آورده و کسب و کار پرطرفداری خلق شود که منجر به کاری لذتبخش شده انگیزه کارمندان را بالا میبرد. اما همه بازاریابان موفق و تیزهوش نبوده همه راهکارها و پروژههای آنها هم نتیجهبخش نخواهد بود. در هیچ زمانی مانند امروز، بازاریابی اینقدر مطرح نبوده است چرا که امروز این مفهوم یک صنعت را به دنبال آورده است. فراگیری هنر برقراری ارتباطات و جذب مشتریان که در میان دنیای پرهیاهو و رنگارنگ تبلیغات ایستادهاند، به مسابقه گذاشته شده است. این روزها مدیریت مشتریان روز به روز پیچیدهتر میشود که وجود مجاری گوناگون تماس با آنها، یکی از دلایل این پیچیدگیست. اما با وجود این گوناگونی و تعدد شرکتهای مختلفی که کالاهای خود را وارد این بازار رقابتی کردهاند، وضعیت ابتکار و نوآوری چندان مناسب نیست. این شرکتها در تولید کالاها، مدیریت عملکردهای داخلی و بستهبندی و حمل و نقل و توزیع، روشهای خوبی را در پیش گرفتهاند که روند کارشان را تسهیل میکنند اما برای برآوردن تقاضای مشتریان راهکارهایی خلاقانه و جدید را در برنامه کاریشان ندارند. اما همین فقدان نوآوری و ابتکار باعث میشود که فرصتهای خوب و جدیدی در عرصه تبلیغات و بازاریابی خلق شوند.
در حقیقت وقتی یک کسب و کار وارد جریان بازاریابی میشود، قصد دارد روند کارها و عملکردهایش را بازبینی کرده درباره آنها دوباره فکر کند تا بتواند از موجودیت کارش دفاع کند و اعتبار و شهرت کسب کند. اکنون بازاریابی و فعالیتهای مربوط به آن در جهت پاسخگویی به نیازهای مشتریان انجام میشود اما این تازه شروع کارهاست. این که این فرآیند پاسخگو بوده و مشتریان زیادی را به طرف کسب و کار مورد نظر جلب کند، کافی نیست. آنچه که سهامداران، هیئت مدیره و مقامات ارشد اجرایی میخواهند، برآوردن عینی نیازهای مشتریان است و اینکه بازاریابی عملکرد خوبی هم به دنبال بیاورد. اگر بخواهید میزان تاثیر و کارایی فعالیتهای یک تیم بازاریابی را دریابید، باید برای این ارزیابی از واقعیات، منطق و آمارهای ثبت شده استفاده کنید. احساسات و حدس و گمانها در این میانه به کار نمیآیند. برای این که دریابیم یک فرایند بازاریابی مفید بوده بازدهی بالا داشته است، به یک سیاست منطقی، حساب شده، قابل پیشبینی و تکرارپذیر نیاز داریم که کاملاً روشن و شفاف باشد.
نویسنده: Naras Eechambadi
__ همت مضاعف و كار مضاعف در كارآفرينى و بازاريابي __
منبع :
در 1320 ه.ق نيز مانند سابق، بيشترن مکانهاي وقفي را به ترتيب دکانها، خانهها، کاروانسراها و حمامها تشکيل ميداد. ولي اين نکته قابل تأمل است که با وجود توسعهي شهر و افزايش جمعيت و ثروت، از تعداد مساجد، مدارس و تکايا کاسته شد. اکنون بايد پرسيد مجموعهي اين تحولات چه تأثيري در موقوفات تهران داشته است؟
در اين سالها که ماهيت موقوفات با قبل تفاوتي نکرده است ميبينيم، همچون گذشته، موارد وقف را همچنان امامزاده، مسجد، تکيه و مدرسه تشکيل ميداده است و بعضي از اين موارد حتي پس از 50 سال تغييري نکردهاند؛ مانند وقف براي سيدالشهداء (ع)، مدرسهي صدر، مدرسهي مروي، مدرسهي محمديه، تکيهي چال حصار، تکيهي رضاقلي خان، تکيهي زرگرها، و چهل تن و هفت تن. ولي بررسي اين موضوع که آيا هنوز همان موقوفات وجود داشتند مشکل است، چون در آمار 1320 ه.ق، اخضر علي شاه اغلب گذرها و پاتوقها را به نام پليس مأمور امنيت آن محل ناميده و نام کوچهها را ضبط نکرده است. در 1269 ه.ق نيز بعضي از کوچهها نام درستي نداشته و فقط با عنوان شخصيتي که در آنجا سکني داشته مشخص شدهاند. البته همچنان بايد در نظر داشت که اطلاعات اين آمار کامل نيست و در اغلب آنها موارد وقف ذکر نشده است. از طرفي هم اين امکان وجود دارد که بسياري از موقوفات قديم به دليل اينکه نامشان در جايي ضبط نميشد از بين رفته باشند.
چنان که به نظر ميرسد، توسعهي تهران موجب افزايش تعداد موقوفات نشد، بلکه برعکس ميبينيم که نسبت تعداد دکانهاي وقفي به کل دکانها در 7/7،1269 است، در حالي که اين نسبت در 1320 ه.ق 4 / 17 بوده است. جالب توجه است که در محلههاي قديمي مانند عودلاجان که در مقايسه با گذشته، کوچکتر شده بود و همينطور در چالميدان، تعداد موقوفات نسبت به محلههاي جديدتر، مانند دولت و سنگلج، بيشتر شد و اين روند در بازار هم که محلهاي قديمي بود به چشم ميخورد.
با اينکه محلهي دولت بيشترين دکان را داشت، و از
نظر تعداد کاروانسرا بعد از محلهي بازار قرار ميگرفت (که بدون شک نشانهي ثروت و داد و ستد بسيار بوده است) کمترين شمار موقوفات را داشته است.
شکي نيست يکي از علل کاهش اشتياق به مقولهي وقف را، بخصوص در محلههاي جديد و اعياننشين، ميتوان اعتقادات مذهبي قشري از مردم دانست. و البته در اين ميان مسألهي امنيت را نيز نبايد فراموش کرد. زيرا به مرور مردم کمتر به عملکرد مستبدانهي دولت توجه ميکردند و يا شايد مالکيت آنها در محلههاي جديدتر بر پايه و اساسي محکمتر قرار ميگرفت که نيازي به وقف کردن املاک خود نميديدند 20)
به هر حال بايد اذعان نمود که تحليل و بررسي صرف اين دو آمار، وضع موقوفات تهران را دقيقا مشخص نميکند و همانطور که ذکر شد، مطالب آنها در بسياري موارد نادقيق و موجز است و منابع ديگري لازم است تا اطلاعات کاملتري از موقوفههاي تهران در دورههاي ناصري و مظفري به دست دهد.
آمار دارالخلافة تهران، اسنادي از تاريخ اجتماعي تهران در عصر قاجار، 1269 ه.ق، 1286 ه.ق، 1317 ه.ق، به کوشش سيروس سعدونديان و منصوره اتحاديه (نظام مافي)، تهران، 1368 ه.ش
2- J.Gurney. The Transformation of Tehran in the Late Nine teenth Century, Tehran Capital Bicentenaire.eds. Ch. Adle and B. Hourcade 1992.p.53
3-نجمالملک در خصوص آمار جمعيت سال 1286 ه.ق آورده که متوسط ساکنين در يک خانه 16 نفر و رقم فوق بر اساس چنين محاسبهاي به دست آمده است. رک: آمار دارالخلافة تهران، ص 345
4-همان، ص 308 و کاروانسراي دولت نيز با 367 باب دکان در دو طبقه ناتمام مانده بود همان، ص 315
5-اميرکبير در دورهي کوتاه صدارتش، برنامههاي اقتصادي براي رونق تجارت و صنعت تهران داشت و از آن جمله، جبهخانهي مبارکه با« 43 دستگاه در 22 حجره و چهار دکه« بود که شامل قنداقسازي، چخماقسازي، پرداختگري، ساعتسازي، يراقسازي، شمسهسازي، گلساري، دواتگري، چاقوسازي، آهنگري، تفنگسازي ميشده است.
کاروانسراي امير را که هنريش بروکش در همان سالها ديده و وصف کرده است بدون شک همان کاروانسرايي است که در اين آمار، کاروانسراي دولت ناميده شده است. ولي دحتر پلاک که همزمان در تهران ميزيست آورده است که اين صنايع و صنايع ديگري که امير بنياد نهاده بود رونقي نداشت. رک: منصوره اتحاديه (نظام مافي)، »بافت اجتماعي - اقتصادي بازار تهران در نيمهي دوم قرن 13 ه.ق«، در سعي مشکور (يادنامهي استاد فقيد دکتر محمد جواد مشکور)، به کوشش سعيد مير محمد صادق، تهران، 1374 ه.ش، صص 54 - 35
6-همان، ص 49
7-منصوره اتحاديه (نظام مافي)، »رشد و توسعهي شهر تهران در دورهي ناصري، 1320 - 1269 ه.ق«، در تحقيقات اسلامي (يادنامهي دکتر عباس زرياب) سال دهم، شمارهي 1 و 1374،2 ه.ش، صص 173 - 145
8-نجمالملک نيز مينويسد که اهالي بازار مستأجر نميگرفتند. رک: آمار دارالخلافة تهران، ص 345
9-همان
10-سعي مشکور، ص 49
11-همان، ص 47
12-همان، ص 47
13-آمار دارالخلافة تهران، ص 345
14-همان، صص 50 - 43
15-تحقيقات اسلامي، ص 147
16-آمار دارالخلافهي تهران، ص 355
17-تحقيقات اسلامي، ص 165
18-سعي مشکور، ص 52
19-آمار دارالخلافة تهران، ص 551. علي رغم کاهش تعداد تکيهها در شهر، شمار آن در محلهي سنگلج افزايش يافته و از 2 به 9 باب رسيده بود
20-معاملات زمين و خانه در محضر يکي از علما و عدهاي شاهد کمه سند را مهر ميکردهاند، انجام ميگرفته است. طبق اسناد مبصرالسلطنه، که قبلا توضيح داده شد، به نظر ميرسد که بعضي معاملات که در ديوانخانهي عدليه انجام گرفته، احتمالا محکمتر بوده است. گزارشگر اين نامهها يک بار نوشت: در خصوص زمين اسماعيلخاني، صيغهي آن در محضر پسر مرحوم آقا سيد صادق خوانده شده است، لکن تا يکشنبه که به شهر رفتم، قباله را نداده بودند، و جهت تعويق آن از قراري که ميرزا آقا مذکور داشتند،امضاي تمام ورثه است در ديوانخانهي عدليه.« (6 ذيقعدهي 1308). البته امکان جعل سند وجود داشته چنان که يک بار گزارشگر که خانهاي را به طور قطعي خريداري کرده بود، خواهر فروشنده پس از آن سند خريد شرطي با تاريخ قبلي آورده بود، سپس اضافه ميکند: »قطعا اين معامله فاسد است. باري قراري در مجلس داديم که عمل طرفين قطع و فصل شود.« (12 ربيعالثاني 1308)
نويسنده:منصوره اتحاديه (نظام مافي)
_ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
منبع :
در اين مدت با وجود آنکه تعداد خانههخا نسبت به قبل 9 / 1 برابر و شمار دکانها 2 / 2 برابر و تعداد کاروانسراها - که نقش مهمي در تجارت و صنعت داشتند - 4 برابر افزايش يافت، هنوز تهران از لحاظ صنعت يا تجارت در کل کشور نقش اصلي را نيافت.
شهر همچنان از پنج محله تشکيل ميشد، ولي در شمال شهر، محلهي بزرگ دولت که نامش را از دروازه دولت گرفته به وجود آمده بود و قسمتي از عودلاجان و ارگ را نيز دربرميگرفت 17)اخيرا سرکار خانم ناهيد ناصري (انتخابي) و فرزندشان، تعدادي نامه در اختيار اين جانب قرار دادند که مربوط به مکاتبات يکي از کارمندان سفارت انگليس با يکي از اقوامش به نام ميرزا حسين خان مبصرالسلطنه (پدربزرگ خانم ناصري) مدير گمرک کاشان بين سالهاي 1309 - 1305 ه.ق است. مفاد اين نامهها اکثرا دربارهي فروش زمين و ملک در محلهي دولت، بخصوص اطراف سفارت انگليس است که از محلههاي پر رونق تهران محسوب ميشد. نکتهي بسيار جالب توجه، هجوم خارجيها به اين محل براي اجاره و خريد خانه و نيز کوشش ايرانيان براي ابتياع زمين و خانه بوده است، که اميدوار بودند قيمت آنها بالا برود و از اين بابت استفادهاي ببرند. اميد است با استفاده از اين اسناد، دربارهي »بورس« زمين در تهران در اواخر دورهي ناصري تحقيقي انجام گيرد عدهاي از رجال و خارجيان و سفارتخانههاي خارجي در محلهي دولت قرار داشتند و به نظر ميرسد که اين محله از لحاظ اقتصادي نيز رونقي داشت، چرا که بيشترين تعداد دکان و کاروانسرا را (البته بعد از محلهي بازار که در اين آمار بازار و محلهي بازار با هم محاسبه شدهاند) شامل ميشد. سنگلج نيز رشد کرد و ديگر از لحاظ تعداد خانه بالاترين رقم را دارا بود، ولي همچنان باغات و زمينهاي باز بسياري در آن وجود داشت. به عکس، محلهي بازار چندان وسعت نيافت. بخصوص اينکه در جنوب شهر، زمين شورهزار بود و وجود کورههاي آجرپزي از امکان توسعه و مرغوبيت آن ميکاست. چالميدان بعد از سنگلج بيشترين خانه را داشت، ولي اهالي آن کماکان فقير بودند و عودلاجان، همانطور ه ذکر شد، نسبت به قبل کوچکتر شده بود.
با وجود رشد شهر، بعضي از پاتوقهاي قديم و کاروانسراها تغيير نکرد از جمله پاتوقها به اين شرح بود:
کوچهي کرد بچهها، دباغ خانه، درب خونگاه، آب پخش کن در محلهي سنگلج، پاتوق ملکآباد، خداآفرين، پاچنار، کوچهي غريبان، محلهي هفت تن در محلهي بازار، سرپولک، حمامخانه، باغ پشته در چالميدان، سرچشمه، حياط شاهي، محلهي عربها و پامنار که قبلا در عودلاجان بود و اکنون جزو محلهي دولت محسوب ميشد و نيز با وجود پيدا شدن شاغلان جديد مانند نفتفروش، تلگرافچي و پستچي حرفهها و مشاغل قديم همچنان جريان داشت.
از آمار اخضر علي شاه چنين به نظر ميرسد که عدهي بيشتري از اهالي تهران ثروتمند شده بودند. تعداد رجالي که صاحب چندين خانه و دکان و کاروانسرا و پارک در نقاط مختلف شهر بودند، افزايش يافته بود؛ مانند قوامالدوله که شش خانه در سنگلج، دو باغ، طويله، حمام، کالسکه خانه، يک کاروانسرا و 27 دکان در سنگلج داشت، يا دکتر علي خان که صاحب 54 دکان در محلهي بازار بود. علاءالدوله يکي ديگر از اشخاص ثروتمند بود و خانوادهي مستوفيالممالکي نيز در سنگلج از فروش زمين ثروت بسيار اندوخت17)
تعداد دکاني که به طور متوسط به يک نفر تعلق داشت از سه باب در 1269 ه.ق، به پنج باب در 1320 ه.ق رسيد. همچنين به نظر ميرسد که افراد بسياري که از تجار نبودند، روي دکانها سرمايهگذاري ميکردند؛ فيالمثل معيرالممالک 85 دکان در سنگلج داشت و با چندين تاجر در 62 دکان ديگر در محلهي بازار شريک بود 18)ورثهي دکتر هاشمخان و حسنخان سرتيپ 45 دکان در بازار داشتند، صدر اعظم 65 دکان در همان محله داشت و علاءالدوله صاحب 135 دکان در کوچهي جبهخانه در محلهي دولت بود و شش دانگ سراي ملا علي تعلق به او داشت 19) البته افراد فقيري هم در همهي سطح شهر زياد بودند که با بررسي نوع حرفهها و مشاغل اين موضوع روشنتر ميشود.
ادامه دارد ...
منبع :
