سياست هاي مالي در سازمان هاي وقفي و خيريه‏ي جهان - 2

  • ساعت ارسال پست : 4:20 PM ،


در حوزه‏ي اول، اين سيره‏ي نيکو که براساس تعاريف اوليه‏ي ارائه شده در منابع اصيل اسلامي، اعم از قرآن و سنت، به معناي اختصاص مال معين براي اهدف خير معين در طول زمان و براي کسب ثواب ابدي مستمر براي اختصاص دهنده‏ي مال است، در بيان فقهاي اسلام، با توجه به ويژگي حبس عين در فرآيند صدقه‏ي جاريه، با کلمه‏ي «وقف» مورد اشاره قرار گرفته است، و عمدتا با عبارت «تحبيس الاصل و تسبيل المنفعة» تعريف شده که به معناي حبس اصل و رها گذاردن منفعت است. (2)

با رواج اين تعريف کلمه‏ي «وقف» به تدريج جايگزين عبارت «صدقه‏ي جاريه» شد. در نتيجه، با توجه به وجود مفهوم «ايستايي» در کلمه‏ي «وقف» از يک طرف، و موقعيت اقتصادي توسعه نيافته‏ي صدر اسلام از طرف ديگر، دايره‏ي اموال قابل اختصاص به اهداف خير در قالب وقف تنگ گرديد، مثلا، وقف دارايي سيالي چون «پول» ، صحيح شمرده نشد، و استدلال شد که چون پول «هم چون خوراکي و شمع، با استفاده از بين مي‏رود» ، (3) وقف آن صحيح

نمي‏باشد. حال آن که قياس پول با خوراکي و شمع، قياس مع‏الفارق است. چه پول به عنوان دارايي مالي، خلق ارزش مي‏کند، و مصرف آن مي‏تواند موجب زوال آن نباشد. اين تعريف محدود از «صدقه‏ي جاريه» منجر به محروميت جوامع اسلامي از توسعه‏ي هر چيز بيشتر اين سيره‏ي نيکو شده است، به طوري که امکان تجهيز بسياري از دارايي‏هاي مالي در قالب وقف ناممکن شده، و در موارد محدودي هم که اجازه داده شده، الزامات حفظ ارزش آن ناديده گرفته شده است.
مانع دوم براي توسعه‏ي، وقف، به حوزه‏ي «حفظ اصالت» مربوط است. به رغم تأکيد احکام شرعي بر تحقق اصل ماندگاري و جلوگيري از اضمحلال تدريجي اموال موقوفه، حفظ اصالت و ماندگاري وقف، حفظ عين موقوفه معني مي‏شود، و به معناي حفظ «ارزش» موقوفه تعبير نمي‏شود. به عبارت ديگر، ماندگاري وقف در حفظ شکل فيزيکي آن جست و جو مي‏شود و کمتر به منفعت زايي و ارزش اقتصادي توجه مي‏شود. چنين است که تبديل دارايي براي حفظ ارزش وقف (تبديل به احسن کردن) با دشواري بسيار همراه است، و به جاي کوشش براي حفظ ارزش، توجه به حفظ «عين مال» معطوف شده است. اين وضعيت در وقف غربي مشاهده نمي‏شود، و محدوديت‏هاي تصنعي از اين دست، براي واقفان وجود ندارد.

در زبان انگلسي، کلمه‏ي تراست(4) عبارت از ترتيبي است که در آن دارايي شخص يا اشخاص با هدف مشخص توسط شخص يا اشخاص ديگري نگاه داري مي‏شود. معادل اين واژه در فارسي «دارايي اماني» است. معمول‏ترين شکل تراست، تراست وصيتي يا وصيت نامه‏اي (5) است که پس از مرگ دارنده‏ي دارايي شکل مي‏گيرد. تراست‏هايي را که در طول عمر مالک دارايي شکل بگيرد، تراست سرپرستي(6) گويند. جايي که منافع تراست به شخص يا اشخاص معيني برسد (اعم از اعضاي خاندان و يا غير از آن) به اين تراست، تراست اختصاصي (7) گويند. اگر منافع تراست به عامه برسد، به اين تراست، تراست عمومي (8) گويند. بيشتر تراست‏هاي عمومي مؤسسات خيريه‏اند که معافيت مالياتي هم دارند. صندوق‏هاي وقفي از نوع تراست‏هاي عمومي‏اند.
وقتي به هدف‏هاي سازمان‏هاي وقفي توجه مي‏کنيم، در مي‏يابيم که طيف گسترده‏اي از اهداف طرف توجه واقفان بوده است: کمک هزينه‏ي زندگي، حمايت از دانشجويان و طلاب، تأمين دارو و خدمات پزشکي، حمايت از هنر، حمايت از ورزشکاران، حمايت از منطقه‏هاي خاص (توسعه‏ي منطقه‏اي، حمايت از تحقيقات، حمايت از نشر، حظ محيط زيست، و...).

گاهي هدف‏هايي که براي عوايد حاصل از صندوق‏هاي وقف ارائه مي‏شود، بسيار محدود است. مثلا صندوق‏هاي وقف بسياري هنر سياهان آفريقا را مورد حمايت قرار مي‏دهند؛ يا «صندوق وقفي کلاگستون براي دانشجويان» (9) علاقه‏مند به خبر رساني در مورد معلولان است و از پژوهش‏هايي حمايت مالي مي‏کند که در حوزه‏ي رسانه‏هاي عمومي و مطالعات مربوط به معلولان کار مي‏کنند. به هر حال، اکنون سازمان‏هاي وقفي جهان هزينه‏هاي تداوم فعاليت در صدها هزار دانشگاه، مؤسسه‏ي پژوهشي، مسجد، کليسا، بيمارستان، آسايشگاه و... پرداخت مي‏کنند. ژول پلسکي (10) طراح معروف در سال 1982 صندوق وقفي را تأسيس کرد که هدف آن ارتقاي کيفيت طراحي داخلي حرفه‏اي بود. اين صندوق به دانشجويان کارشناسي دکوراسيون داخلي کمک هزينه و کمک شهريه پرداخت مي‏کرد.
حتي دانشگاه‏هاي دولتي در دنيا صرفا از طريق بودجه تأمين مالي نمي‏شوند. در امريکا، به طور متوسط، فقط 40 درصد بودجه‏ي دانشگاه‏هاي دولتي را دولت مي‏پردازد. بيشتر اين بودجه از طريق صندوق‏هاي وقفي تأمين مي‏شود،
و اموال وقفي به طور دائمي بخش بزرگي از بودجه‏ي دانشگاه‏ها را پرداخت کرد.
 

ادامه دارد ...
 
_ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
 
--------
منبع :
 
ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: جمعه 28 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • سياست هاي مالي در سازمان هاي وقفي و خيريه‏ي جهان - 1

    • ساعت ارسال پست : 4:19 PM ،


    مقدمه
     
    (اين نوشتار از دو نوار سخنراني در تاريخ‏هاي 12 آبان ماه و 15 دي ماه سال 1381 در محل سازمان مرکزي اوقاف و امور خيره برگرفته شده و به تحرير درآمده است. با نظر سخنران، تقدم و تأخر در ارائه مطالب به عمل آمده تا انسجام نوشتار بيشتر شود)
    در همه‏ي کشورهاي دنيا، ثروتمدان به ويژه در سنين بالا، گرايش دارند بخشي از ثروت خود را در زمان حيات خود، به مصرف اهداف خير خواهانه‏اي تخصيص دهند که پس از درگذشت آنان نيز پايدار بماند. دولت‏ها نيز کوش مي‏کنند که با بستر سازي لازم، و بدون دخالت در فرايند مديريت دارايي‏هايي که واقفان کنار مي‏گذارند، امکان سرمايه‏گذاري کارآمد اين دارايي‏ها را فراهم آورند، و با حمايت قانوني و مالياتي، جريان وقف را تقويت کنند.

    نهاد «وقف» نيز هم چون ساير نهادهاي مالي در کشورهاي توسعه يافته با کارايي بالا کار مي‏کند، و به ساز و کاري جهت تخصيص بهينه‏ي دارايي‏ها، تحقق اهداف اجتماعي، و تقويت بازار سرمايه انجاميده است، در حالي که در کشورهاي توسعه نيافته، به ويژه به دليل دخالت اجرايي دولت‏ها، به نهاد کم اثرتري بدل شده است.
    چنين است که در جمهوري اسلامي ايران، حکومتي مبتني بر ارزش‏هاي ديني، گفته مي‏شود که حجم دارايي‏هاي وقفي، از بسياري کشورهاي جهان نازل‏تر است، و صندوق‏هاي وقف کمترين نفوذي در بازار سرمايه ندارند. دليل اصلي غير از ضعف ساز و کار تعريف شده براي وقف که در اين مقاله در حاشيه به آن پرداخته شده است، عدم سازماندهي صحيح سرمايه‏هاي مبتني بر وقف است.
    نمونه‏ي شهرهاي جنوبي کشور، مثال‏هاي بسيار ارزنده‏اي است. مثلا در گراش و يالار در استان فارس، مشاهده مي‏شود که خيران و واقفان ده‏ها ساختمان مدرسه و دانشگاه در کنار هم ايجاد کرده‏اند که همه خالي و بدون استفاده باقي مانده است. يعني، آن جا هم که منبع مالي عمده‏اي توسط نيکوکاران
    قابل تجهيز است، نظام هدايت وقف براي خلق دارايي‏هايي که مورد نياز منطقه و مردم آن باشد، غايب است.

    به علاوه در سال‏هاي بعد از انقلاب اسلامي، وقف نيز همچون بسياري از فعاليت‏هاي ديگر در کشور دولتي‏تر شد، و درست در مقابل خواست واقفان و خيران که نظارت و مديريت خود و مديران برگزيده‏ي خود را بر وقف، خواهان بوده‏اند، ابتکار عمل از دست آنان بيش از گذشته خارج شد. در اين مقاله، چشم‏اندازي از وقف در ساير کشورها ارائه مي‏شود تا روشن شود که اين سنت نيکو محدود به ايران و اسلام نيست، و به علاوه، مدرنيسمي که در اين حوزه بر نهادهاي وقفي حاکم شده است، در ايران هنوز برقرار نشده است. به علاوه، مقاله به طور مشخص به سياست‏هاي سرمايه‏گذاري و تخصيص منابع سازمان‏هاي وقفي مي‏پردازد.
     
    هدف صندوق‏هاي وقف
     
    خيرات، مبرات، نذورات، فعاليت‏هاي خيريه، و وقف محدود به سنت اسلام و پهنه‏ي ايران نيست، و عرصه‏ي عمل آن به گستره‏ي تمام مذاهب و جغرافياي بشري است. مردم در همه‏ي کشورها، با توجه به اعتقادات خود، اموال خود را وقف اهداف مختلف مي‏کنند، و با تشکيل موقوفات، مي‏کوشند تا رفاه گروه‏هاي هدف را ارتقا بخشند، و يا اهداف خير خواهانه‏اي را متحقق کنند.

    در وقف (و با کارکرد صندوق‏هاي وقفي) (1) در همه جا، کم و بيش، پول يا دارايي‏هاي ديگري که براي هدف خاصي اختصاص يافته، مديريت مي‏شود اعطا کننده‏ي پول و يا ساير دارايي‏ها، خير و يا واقف همواره تأکيد دارد که اصل مال مي‏بايد محفوظ بماند، و تنها از محل سود و عوايد آن، اهداف تعيين شده که عمدتا خير خواهانه است، تأمين مالي شود.
    نهاد وقف در کشورهاي غربي به مثابه‏ي «نهاد مالي» قدرتمند در تجهيز سرمايه براي حل مشکلات اجتماعي، جايگاه مطلوبي دارد؛ در حالي که به رغم پشتوانه‏ي فرهنگي عميق و انگيزه‏هاي قوي ديني، به دليل برخي موانع موجود، جمهوري اسلامي ايران نتوانسته است از ظرفيت‏ها و قابليت‏هاي بالاي اين سيره‏ي نيکو به شکل کارآمدي برخوردار شود. دليل موانع نظري بروز «صدقه‏ي جاريه» به عنوان نهاد قدرتمند مالي، عمدتا به دو حوزه‏ي «شناخت» و «حفظ اصالت» مربوط مي‏شود.
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: جمعه 28 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • وقف در خدمت نهادهاي علمي - آموزشي - 6

    • ساعت ارسال پست : 4:01 PM ،


    اين بود گزارشي اندک از موقوفات بسيار که از اغاز طلوع اسلام تا زمان‏هاي واپسين از سوي واقفان اين مراکز دانش و آموزش براي بهره‏گيري‏هاي علمي در اختيار دانشجويان و دانشمندان قرار گرفته است. اما يادآوري اين نکته ضروري مي‏نمايد که اين نخبه‏ي اموال ناب و پاک با آن نيات نيکوکارانه در موارد بسيار چنانکه شايد يا طبق اهداف انسان دوستانه‏ي اين بانيان خير مورد استفاده قرار نگرفته يا به مرور ايام در معرض تصاحب، تجاوز، غصب و مصادره يا سوء استفاده‏ي سودجويان واقع شده است. چه بسيار از مهاجمان و سلطه جويان و دست يافتگان به مسند قدرت که به دور از انصاف و مراعات عرف مردمي و احکام شرع نام نيک واقفان را ضايع کرده‏اند، غافل از آنکه رسالت تاريخ به گونه‏اي است که به هر روي از صالح و طالح در نمي‏گذرد و سپيدنامه و سياه‏نامه‏ي نيکنامان و نااهلان را چنان که هست براي عبرت آيندگان از خود به يادگار مي‏نهد.

    از آن هنگامه‏ي وااسفا که دنياي غرب مسيحي خفته در قرون وسطي از خواب بيخبري سر برداشت و کاروان فرهنگ و تمدن پوياي اسلامي از پيشروي بازايستاد. اين ما ترک معنوي مسلمانان در موارد بسيار ميراث مغرب زمينياني گشت که آنچه را جامعه‏ي اسلامي وانهاد، برداشت، و رسيد به آنجا که رسيد. توجه به نيت وقف و منافع موقوفات از آن جمله است که به رغم بي‏سابقه و بي‏پيشينه بودن در آيين غربيان، مراکز موقوفه در جاي جاي جهان غرب جوششي روز افزون يافته و در خدمت به مراکز آموزشي و تحقيقاتي و تأسيس کتابخانه‏ها و دانشگاهها و کارخانه‏ها و پژوهشگاهها و مؤسسات انتشاراتي کارگر افتاده است. واژگونه‏اش باير و بي‏بهره ماندن بسياري از اراضي و اماکن مستغلات موقوفه‏اي است که در مشرق زمين و در قلمرو اسلام در حکم اموال بي‏صاحب غالبا از حيز انتفاع افتاده است و اين زبان حال حافظ ابراهيم (م 1932 م) شاعر مصري است در اين اشعار ظنرآميز:
    انکر الوقف شرعهم فلهذا
    کل ربع بأرضهم معمور
    ليس - فيها مستنقع او جدار
    قد تداعي او مسکن مهجور
    کل شبر فيها عليه بناء
    مشمخر او روضة او غدير
    نضروا الصخر في رؤوس الرواسي
    و لدينا في موظن الخصب بور
    قد وقفنا عند القديم و ساروا
    حيث تسوي الي الکمال البدور 20)

    اوج شکوه نيکوکاري واقفان اموال موقوفه و بهره‏گيري از آن در بنيان و نگاهداشت نهادهاي دانش و آموزش، درخشش دور انديشي مرد بزرگ و نامدار ايراني خواجه نصيرالدين طوسي (م 672 ه ق) و خواجه رشيد الدين فضل الله همداني (م 718 ه ق) است که تاتار بيگانه از فرهنگ و تمدن را وامدار دانش و درايت خويش ساخته، در صدر وزيران عصر مغول و ايلخانان خوش درخشيدند و در آن سياه روزگار تاريخ سياسي اجتماعي ايران براي احياي ميراث معنوي اين مرز و بوم مردانه بپا خاستند و سر رشته‏ي گسسته‏ي دانش و معرفت را با سر انگشت تدبير از نو به هم پيوستند. خواجه نصير الدين طوسي با وقف کتابهاي پراکنده در حمله و يورش تاتار که در مراغه گرد آورد کتابخانه‏ي موقوفه‏ي چهارصد هزار مجلدي براي بقية السيف دانشمندان تدارک ديد و رصدخانه‏ي بزرگ پايتخت ايلخانان را بنيان نهاد. خواجه رشيد الدين فضل الله همداني نيز با بنايي بي‏نظير به نام نامي ربع رشيدي اساس دانشگاهي بي‏مانند و جهاني را استوار ساخت که صورت موقوفات بي‏سابقه‏ي آن در مجموعه‏ي بزرگ »موقوفات ربع رشيدي« اوراقي است زرين از دفتر ايام خدمات انساني وزيري وزين و خردگرا و بلند همت که هنوز که هنوز است جهان پيشرفته‏ي غرب منادي مدنيت با آن همه سرمايه‏هاي مادي و معنوي که در سرکار دانش از خود مايه گذاشته در برابر عظمت اين مجموعه‏ي بزرگ دانشگاهي و موقوفات خرد و کلان آن در شگفت مانده است 21)
     
    پي نوشت ها:
     
    1-استاد دانشگاه تهران، گروه تاريخ و تمدن ملل اسلامي
    2-بخاري، محمد بن اسماعيل، الجامع الصحيح،قاهره 1352 ه ق / 1931 م، ج 2، صص 89،30.
    3-فياض، عبدالله، تاريخ التربية عند الأمامية و اسلافهم، بغداد، 1392 ه ق / 1972 م، ص 124.
    4-عالمزاده، هادي، مقاله‏ي »نخستين موقوفه در اسلام«، مجله‏ي ميراث جاويدان، ش 3، پاييز 1372، صص 45 -44.
    5-ابن‏خلدون، مقدمه، ترجمه و تدوين گنابادي، تهران، ترجمه و نشر کتاب، 1359 ش، ج 2، صص 1146،881.
    6-بيهقي، ابوالحسن،تاريخ بيهق، تهران، فروغي، 1308 ش، ص 158.
    7-کسايي، نورالله، مدارس نظاميه و تأثيرات علمي اجتماعي آن، تهران، امير کبير، 1374 ش، ص 75.
    8-بيهقي، همان، ص 172.
    9-*زيرنويس=صريقيني، ابواسحاق، منتخب السياق، تحقيق محمد کاظم محمودي، قم، 1403 ه ق/ 1362 ه ش، صص 133 -132، فارسي عبد الغافر، السياق، ذيل بر تاريخ نيشابور حاکم نيشابوري، به اهتمام ريچارد فراي، افست 1965 م، ص 83.
    10-ابن خلکان، و فيات الاعيان، تصحيح احسان عباس، قم 1364، چ 1، ص 203.
    11-همو، همانجا، ج 3، صص 167 -168.
    12-کسايي، نورالله، مقاله‏ي »ابن‏حبان بستي، تحصيلات، سفرها، آثار علمي و خدمات آموزشي«، مجله‏ي تحقيقات اسلامي، س 10، ش 1 و 1374، 2 ه ش، يادنامه‏ي دکتر عباس زرياب، صص 81 -69.
    13-غنيمه، عبدالرحيم، تاريخ دانشگاههاي بزرگ اسلامي، ترجمه‏ي نورالله کسائي، دانشگاه تهران، 1377 ه ش، ص 92.
    14-کورکيس عواد، خزائن الکتب القديمه في العراق، بيروت، 1406 ه ق / 1986 م، صص 145 -140.
    15-همو، همانجا، صص 235 - 231.
    16-همو، همانجا، صص 178 -177.
    17-ابو فوطي بغدادي، الحوادث الجامعة بغداد، بي‏تا، ص 350.
    18-کسائي، نورالله، مقاله‏ي »عضد الدوله ديلمي و بيمارستان عضدي بغداد«، مجموعه‏ي مقالات کنگره‏ي بين لمللي تاريخ پزشکي، مؤسسه‏ي توسعه‏ي دانش و آموزش، صص 414 -397.
    19-کسائي، نورالله، مقاله‏ي »گزارش ياقوت از کتابخانه‏هاي مرو«، مجموعه‏ي ارج‏نامه‏ي ايرج، تهران، توس، 1377 ه ش، ج 2، صص 423 -415.
    20-محمدي ملايري، محمد، درس اللغة و الادب، بيروت 1959 م/ 1338 ه ش، ج 2، ص 51 -49.
    21-نک: وقف نامه ربع رشيدي، به کوشش مجتبي مينوي و ايرج افشار، تهران، سلسله انتشارات انجمن آثار ملي، 1356 ه ش، و نور الله کسائي مقاله‏ي »سرگذشت دانش و دانشمندان در حمله‏ي مغول«، فصل نامه‏ي پژوهش، ش 4، بهار 1376، صص 315 -314.
     

    نويسنده: نورالله کسائي
     
     
    پایان

    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: جمعه 28 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • وقف در خدمت نهادهاي علمي - آموزشي - 5

    • ساعت ارسال پست : 4:00 PM ،


    گفتار درباره‏ي اين مراکز علمي آموزشي موقوفه را با گزارش جالب ياقوت حموي از کتابخانه‏هاي موقوفه مرو در آستانه‏ي حمله‏ي مغول به اين شهر پايان مي‏دهيم. زندگي ياقوت حموي که از بردگي به نويسندگي در دستگاه تاجري بغدادي راه يافت و پس از آن با خريد و فروش کتاب و مطالعه و تحقيق، اديب و جغرافياداني بزرگ و کم مانند شد، خود نشانه‏اي است از روحيه‏ي دانش پژوهي و فضاي فرهنگي در جامعه‏ي اسلامي، آن هم در دوراني که روند دانش و معرفت از رشد و بالندگي عصر مأمون و سامانيان و آل‏بويه بازايستاده بود و مي‏رفت تا در سراشيب رکورد و ايستايي قرار گيرد. تأليف دو کتاب گران قدر معجم الادبا يا ارشاد الاديب و دائرة المعارف جفرافيايي معجم البلدان توسط ياقوت نشانه‏هايي است از بقاياي آن ميراث و ما ترک عظيم معنوي روزگاري که رواج مجادلات و فرقه‏گراييها مسير دانش و آموزش را تا حدود زيادي از راه به بيراهه برده بود. ياقوت که اندکي پيش از سقوط و ويراني مرو به دست تاتار خون آشام در آن شهر به تحقيق و تتبع و تصنيف اشتغال داشت از وفور کتابها و کتابخانه‏هاي موقوفه و عمران و آبادي شهر خبر مي‏دهد.

    ياقوت گفته است: من در مرو شاهجان روزگار مي‏گذرانيدم. در آنجا کتابها در علوم و آداب و نوشته‏ها از صاحبان درک و فهم چندان يافت مي‏شد که مرا از ياد کسان و زادگاه و دوست و همسالان بازمي‏داشت. در آنجا بر گمشده‏ي خود دست يافته و به آرزوي ديرين رسيده و به سان آزمندي به اين گنجينه‏ها روي آورده بودم... اما چندان نپاييد که مصيبت ويراني گريبان خراسان را گرفت و من در سال 616 ه ق مروي را وداع گفتم که در نيکوترين احوال روزگار مي‏گذرانيد، و اگر يورش مرگبار تاتار بر آن روي نمي‏نمود بر آن بودم که تا زنده‏ام از آن دل برنکنم که مردمي نرمخوي و نيک رفتار و انبوهي از کتابهاي ارزشمند داشت. در حالي اين شهر را وداع گفتم که ده کتابخانه‏ي موقوفه داشت و من مانندش را در انبوهي و نفاست در دنيا نديده بودم. ياقوت آنگاه از اين کتابخانه‏ها نام برده و يادآور شده که دسترسي به کتابهاي اين کتابخانه‏هاي موقوفه بسيار آسان بود و من همواره دويست مجلد يا بيشتر از اين کتابها را که دويست دينار ارزش داشت بدون گروي در خانه‏ام نگاه مي‏داشتم و در آنها مي‏کاويدم و از دانش‏هايش بهره مي‏بردم. انس با اين کتاب‏ها هر شهر و ديار ديگر را از ياد من برده و فکر زن و فرزند را از خاطرم زدوده بود. بيشترين بهره‏هاي اين کتاب (معجم البلدان) و ديگر کتابها که تأليف کرده‏ام حاصل خوشه‏هايي است که از خرمن دانش اين گنجينه‏ها چيده‏ام.

    اين شيوه‏ي استفاده‏ي ياقوت از کتابخانه‏هاي موقوفه‏ي مرو در حدود هشت قرن پيش که درست با مقررات و نحوه‏ي کتابداري پيشرفته‏ترين کتابخانه‏هاي دانشگاهي در جهان امروز هماهنگي داشته، سندي است افتخارآميز از موقوفاتي که منافع معنوي آن متوجه محققان و دانش پژوهان شده است. تأثير معنوي اين نهادهاي وقفي و عام‏المنفعه در همان روزگاران چندان عميق بوده است که همين ياقوت محروم از مزاياي مادي که عمري را به آوارگي در سر کار علم و کسب معنويت سپري ساخت، پس از فرار از دم تيغ مغولان و آنگاه که به حوزه‏ي عراق بازگشت نقد عمر و حاصل حيات معنوي خود را که مشتي کتاب از مصنفات خود و يا آثار علمي ديگران بود همه را بر کتابخانه‏ي مسجد زيدي بغداد وقف کرد و در اختيار ابن‏الاثير مؤلف تاريخ معروف به کامل التواريخ قرارداد تا او اين کتابهاي موقوفه را به آن کتابخانه حمل کند 19)
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: جمعه 28 خرداد 1389 
  • نظرات (0)