راهکارهاي ترويج فرهنگ وقف
آثار مثبت وقف در زمينههاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي در جامعه ايجاب ميکند که در گسترش وقف تلاش جدي داشته باشيم. چرا که اگر به اين سنت حسنه عمل شود بسياري از مشکلات فعلي جامعهي ما قابل حل خواهد بود. سازمان اوقاف و امور خيريه، مبلغان دين، ائمهي جمعه و جماعات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، سازمان تبليغات اسلامي، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، وزارت فرهنگ و آموزش عالي، وزارت آموزش و پرورش، سازمان صدا و سيما، وزارت کشور و مجلس شوراي اسلامي از جمله نهادها و وزارتخانههايي هستند که در چگونگي ترويج و اشاعهي فرهنگ وقف در جامعه نقش اساسي دارند. در اينجا به طور اجمال
وظايف و نقش هر يک از دستگاههاي فوق را در گسترش فرهنگ وقف بيان ميداريم:
2. ايجاد واحدي به نام امور بينالملل در سازمان اوقاف به منظور ارتباط با کشورهاي اسلامي جهت بهرهگيري از تجربيات آنها در زمينهي وقف و بيان آن براي مردم ضروري است زيرا بسياري از مردم کشورمان از نهاد اوقاف در کشورهاي اسلامي و تأثير آن در آن جوامع آگاهي ندارند. بديهي است که اطلاع رساني در اين زمينه ميتواند در گرايش مردم به سمت اوقاف مؤثر واقع شود؛
3. نامگذاري يک دهه از ماه سال به نام دههي اوقاف؛ در اين دهه با برپايي نمايشگاه در زمينهي اوقاف، برگزاري مسابقات ويژهي وقف، انجام سخنرانيها در مساجد، مدارس و دانشگاههاي کشور، معرفي واقفان به مردم و... مردم را با اوقاف بيشتر آشنا کنند؛
4. تهيهي کتاب در زمينهي معرفي منابع تحقيقي دربارهي وقف (کتابشناسي وقف) با همکاري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي؛ متأسفانه در کشور ما دربارهي وقف کمتر تحقيق و مطالعه شده است و اين نيز به دليل عدم دسترسي محققان به منابع در اين زمينه ميباشد. انجام تحقيق و مطالعه دربارهي اوقاف به گسترش فرهنگ وقف در جامعه کمک ميکند؛
5. برگزاري مسابقه در زمينهي وقف و در نظر گرفتن جوايز براي برندگان آن به منظور آشنايي مردم با وقف، تاريخچهي وقف و مصارف وقف از طريق مطبوعات و سازمان صدا و سيما؛
6. تهيهي آرم مشخص براي سازمان اوقاف و امور خيريه تا اينکه مردم به اهميت و جايگاه اوقاف در کشور پي ببرند؛
7. تشويق واقفان کوچک براي اينکه کمکم حس وقف کردن در مردم به وجود آيد؛
8. معرفي واقفان گذشته و حال در قالب يک کتاب يا مجله يا مطبوعات؛ به خاطر اينکه انگيزهي وقف کردن در مردم پديد آيد و بدانند که انجام کارهاي خير توسط آنها مورد تقدير جامعه و مسؤولان است؛
9. نظارت بر حسن اجراي وقف در جامعه؛
ادامه دارد ...
منبع :
کارکرد اجتماعي
بسياري از خدمات اجتماعي در گذشته از طريق موقوفات ارائه ميشده است؛ کاروانسراها، رباطها، دارالايتام و... اماکني بودند که به شدت مورد نياز جامعه سنتي بوده و واقفان با عنايت به اين دسته از نيازهاي اجتماعي اقدام به عمل وقف ميکردهاند، حمايت از گروههاي اجتماعي مانند مسافران، فقرا، کمک به ازدواج افراد بيبضاعت، ايجاد مراکز بهداشتي و درماني، تأسيس پرورشگاههاي کودکان بيسرپرست، ايجاد مجتمع تربيتي در مناطق محروم کشور و... از مهمترين کارکردهاي اجتماعي وقف در جامعه است.
افراد به وقف و... از ثروتمندان و تقويت افراد ضعيف در برابر آنها، فاصله را بسيار کم کرده، در جامعه تعديل ايجاد ميکند. بر اين اساس، وقف در جامعهي اسلامي ثروتهاي جامعه را تعديل ميکند.
مکتب رهايي بخش اسلام براي نجات انسان از نااميديها و بيتفاوتيها و به ويژه رفع تبعيضهاي گوناگون و استقرار نظام متعالي بر پايهي قسط و عدل در جامعهي بشري پديدهي شگرف وقف را ارايه نموده است. اسلام از طريق وقف توانسته است اختلاف طبقاتي جامعه را از بين برده و راهي براي تأمين زندگي نيازمندان پيشنهاد نمايد.
به لحاظ کارکردهاي مثبت اقتصادي وقف در جامعه، اسلام آن را در رديف ايمان به خدا و رسول و روز قيامت قرار داده است. به طوري کلي، ماهيت اوقاف جنبهي اقتصادي دارد. وقف در حل مشکلات اقتصادي جامعه ميتواند بسيار مؤثر باشد به طوري که به عنوان پشتوانه قوي مالي براي دولت تلقي ميشود. استفاده از درآمد اوقاف جهت ايجاد راهها، ابنيههاي عمومي، احداث پل، ساخت کارخانجات توليدي براي جذب جوانان بيکار، اطعام مساکين، تهيه مسکن ارزان قيمت براي جوانان، سرمايهگذاري در طرحهاي عمراني، صنعتي و کشاورزي،کاهش قيمتها و افزايش توليد و... بسيار مهم ميباشد. بنابراين، وقف از نظر اقتصادي تأثير بسيار زيادي بر رشد و پيشرفت جامعه ميگذارد.
ادامه دارد ...
منبع :
وي درآمد موقوفات امام رضا (ع) را در سراسر کشور شصت هزار تومان نقد و ده هزار خروار غله ذکر ميکند. با وجود اينکه املاک موقوفه از دادن ماليات معاف بودند، شاه به عنوان حق التوليه سالي هزار تومان از مشهد دريافت ميکرد 19)
آنچه در تاريخ معاصر ايران داراي اهميت خاص است تصويب قانون موقوفات ميباشد که ادارهي موقوفات تا حدودي سر و سامان ميگيرد. در سال 1289 هجري شمسي قانون »وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه« تصويب شد و مسؤولان ادارات معارف در شهرستانها موظف به انجام امور مربوط به اوقاف بودند. قوانين مربوط به وقف ضمن قانون مدني از تاريخ 18 / 2 / 1307 شمسي لازمالاجرا شد. در اين زمان مصوباتي در مورد زمينهاي مزروعي موقوفه اجرا شد که نتيجهي آن فروش قسمت عظيمي از املاک موقوفه يا اجارهي طويلالمدت آنها بود. اين قوانين و مصوبات دربارهي اوقاف و چگونگي ادارهي آ نها با موازين فقه اسلامي مطابقت نداشت. لذا، پس از پيروزي انقلاب اسلامي و با فتواي حضرت امام خميني (ره) تغييراتي در جهت بازگشت اوقاف سابق به مالکيت وقفي صورت گرفت. فتواي امام (ره) در مورد وقف مبني بر اينکه »موقوفات بايد به حال وقفيت باقي مانده و بدان عمل شود« تأثير زيادي بين روستاييان که در نتيجهي اصلاحات ارضي زمينهاي موقوفه را تصرف کرده بودند گذاشته است 20) به استناد قانون تشکيلات و اختيارات سازمان حج و اوقاف و امور خيريه مصوب 2 / 10 / 1363 مجلس شوراي اسلامي، سرپرست سازمان اوقاف و امور خيريه بايد از طرف ولي فقيه، مجاز در تصدي اموري که متوقف بر اذن ولي فقيه است، ميباشد 21)
عواملي از قبيل تغيير ساختار تشکيلاتي سازمان اوقاف و ادارهي آن تحت نظارت مقام ولايت فقيه، تصويب قوانين لازم در جهت احياي موقوفات و رعايت احکام وقف و مسايل شرعي سبب گرديد تا افراد خير در اين امر مهم اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي بيشتر مشارکت کنند.
به طور کلي، آثار و کارکردهاي وقف در جامعه را ميتوان به سه دسته کارکردهاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي تقسيم کرد، بنابراين، قبل از آنکه راهکارهاي ترويج فرهنگ وقف در جامعه را بيان کنيم لازم است که در ابتدا با کارکردهاي اوقاف در جامعه آشنا شويم تا با آگاهي از نتايج مثبت وقف در جامعه در گسترش فرهنگ وقف تلاش جدي نماييم.
وقف پاسدار نشر معارف اسلامي است. استفاده از درآمدهاي وقف براي ساخت مساجد، دانشگاهها، خوابگاههاي دانشجويي، تأسيس کتابخانههاي عمومي، برگزاري کنگرهي جهاني حج، مجالس عزاداري ائمه (ع)، مسابقات قرائت قرآن کريم در سطح بينالمللي، و... از کارکردهاي فرهنگي وآموزشي وقف ميباشد. از طريق وقف مسلمانان توانستهاند از طريق مدارس ديني موقوفه بهترين شاهکارهاي خود را به جهانيان معرفي نمايند و علم و دانش آنها از طريق اوقاف گسترش و رواج يافته است.
ادامه دارد ...
منبع :
در دورهي سامانيان در نيمهي دوم قرن چهارم تشکيلات اداري به نام »ديوان اوقاف« به وجود آمد که به کار مساجد و اراضي موقوفه رسيدگي ميکرده است. قبل از آن وظيفه ادارهي اوقاف بر عهدهي قضات بوده است. از به وجود آمدن ديوان اوقاف معلوم ميشود که در اين دوره موقوفات نسبتا فراوان بوده است. از طرفي، چون مهمترين منبع درآمد در اين دوره زمين کشاورزي بود و رقبات موقوفه را اراضي کشاورزي تشکيل ميدادند لذا، موقوفات از اهميت ويژه و حياتي برخوردار بود. به همين دليل، دخالت حکام و سلاطين نيز در امور موقوفات به منظور جلوگيري از تصرف آنها توسط غاصبين ديگر شايد تا حدودي توجيهناپذير باشد. چنانکه لمبتون مينويسد:
نظرا مالکيت اين گونه زمينها تا ابد غيرقابل انتقال ميشد اما عملا مانند انواع ديگر زمين ممکن بود به وسيلهي غاصبان غصب شود. قديميترين مورد دخالتي که سراغ داريم عمل عضدالدوله بويي در مورد اوقاف سواد است که مفتشان و مميزاني بر آنها گماشت و براي هر کدام مبلغ معيني به عنوان وظيفه مقرر کرده است 13)
در دورهي سلجوقي، نظامالملک وزير ملک شاه، مدارس نظاميه را با استفاه از درآمد موقوفات بنيان نهاد.جرجي زيدان دربارهي مدرسهي نظاميهي بغداد مينويسد:
بازارها و کاروانسراها و گرمابهها و دهها در اطراف دور و نزديک مدرسه خريداري و وقف مدرسه شد و هزينهي آن به شش صد هزار دينار رسيد 14)با حملهي مغولان به ايران وضع موقوفات آشفته گرديد و اشراف برخي از آنها را تصرف کردند. تلاشهاي خواجه نصير طوسي در دورهي هولاکو براي سر و سامان دادن به وضع موقوفات، با وجود اينکه نظارت بر آنها را خود به عهده گرفت نتيجهي خوبي نداشت و مشکلات همچنان تا زمان اسلام آوردن ايلخانان مغول ادامه يافت. تلاشهاي رشيدالدين فضلالله همداني در اين زمينه بسيار حايز اهميت است. محلهي ربع رشيدي، شامل کتابخانه، بيمارستان و مسجد، از موقوفات بسيار بزرگ آن دوره بود. توجه به موقوفات در اين دوره بسيار چشمگير بوده و رشيدالدين فضلالله تأکيد زيادي بر آن داشت. همين وسعت و اهميت سبب ايجاد تشکيلات منظمي براي ادارهي موقوفات به نام حکومت اوقاف، وابسته به ديوان قضا گرديد که تحت نظارت قاضيالقضات عمل ميکرد و رييس آن حاکم اوقاف بود 15) پس از اين دوران ماهيت مذهبي سلسلهي صفويه سبب تحول نوع و مصارف موقوفات گشت. در اين دوره تشکيلات مستقلي براي ادارهي موقوفات زير نظر صدر به وجود آمد که نمايندگاني در همهي شهرهاي بزرگ به نام وزير اوقاف داشت و نظارت بر اوقاف بر عهدهي آنها بود. اين توجه موجب گسترش کاروانسراها، رباطها، تکيهها،
امامزادهها و آبانبارهاي وقفي در اين دوره گرديد. در تذکرة الملوک از وظايف منصب مطلق صدارت اين گونه ياد شده است:
تعيين حکام شرع و مباشرين اوقاف تفويضي و ريشسفيدي جميع سادات و علما و مدرسان و شيخالاسلامان و پيشنمازان و قضات و متوليان و حفاظ و ساير خدمهي مزارات و مدارس و مساجد و بقاع الخير و وزراي اوقاف و نظار و مستوفيان و ساير عملهي سرکار موقوفات و محرران و غسالان و حفاران با اوست 16)در دورهي صفويه موقوفات رشد و پيشرفت قابل توجهي داشته است. لمبتون ميگويد:
اصولا صفويه بسياري از املاک خود را وقف مقاصد خيريه بخصوص وقف بقاع متبرکهي شيعه و از همه بالاتر آستانهي امام رضا (ع) در مشهد و خواهرش (س) در قم کردند. بعضي از اين املاک وقفي موقوفاتي بود که به خاندان صفويه، پيش از آنکه به سلطنت برسند، تعلق داشت. شايد بتوان گفت در زمان شاه عباس اول بيش از هر دورهي ديگر به عدهي املاک موقوفه اضافه شد 17)
با سقوط صفويان، وضع موقوفات آشفته شد. با روي کار آمدن افشاريه و توجه نادر شاه به امور نظامي، وي براي تأمين مخارج نظامي، بخشي از موقوفات را ضبط کرد. در دورهي زنديه، کريم خان زند قصد داشت مانند صفويان به موقوفات توجه نشان دهد، اما موفق نشد18)
در دورهي قاجاريه، موقوفات رو به فزوني گذاشت، اروپايياني که در اين دوره از ايران ديدن کردهاند، از املاک فراوان موقوفه سخن گفتهاند. از جمله هانري رنه دالماني که در اواخر دورهي سلطنت ناصرالدين شاه از ايران ديدن کرده است، مينويسد:
»املاک بسياري وقف مساجد و مدارس و بقاع متبرکه شده است. عايدات املاک وقفي بسيار زياد است، مخصوصا عايدات موقوفات امام رضا (ع) که مقبرهي او در شهر مشهد واقع است بسيار مهم ميباشند«.
ادامه دارد ...
منبع :
