مبانی کسب و کار فرانشیز - 1

  • ساعت ارسال پست : 1:06 AM ،


شاید شما هم یکی از آن افرادی هستید که داشتن شغلی آزاد و مستقل، بخشی از آرزوها و برنامه‏های آینده آنهاست. برای دستیابی به این مهم کدام راه را ترجیح می دهید؟ اگر توان مالی به شما اجازه بدهد، می‏توانید یک کسب و کار آماده و فعال را خریداری نمایید. اگر از توان فنی و جسارت کافی برخوردار هستید می‏توانید به طراحی و راه اندازی یک کسب و کار جدید بپردازید. و البته اگر از توان مالی کافی برخوردار نمی باشید و یا شروع از نقطه صفر برایتان کمی تهدید کننده است می‏توانید به سراغ راه سوم بروید، یعنی مالکیت کسب و کار در قالب فرانشیز.
فرانشیز اجازه یا امتیازی است که یک بنگاه کسب و کار به شما می‏دهد تا تحت نام تجاری آن بنگاه، فعالیت نمایيد. در این میان شما به عنوان شخص امتیاز گیرنده باید در بيشتر فعاليت‏هاي شغلي خود از روش یکسانی که توسط بنگاه امتیاز دهنده تعیین شده است، پیروی نماييد. همچنين شما بايد هزینه‏های اولیه و مستمر برخورداری از حق امتیاز را به امتیاز دهنده پرداخت نمایيد. در مقابل، از نام تجاری و پشتیبانی های مداوم امتیاز دهنده و حق استفاده از سیستم اداره کسب وکار و فروش محصولات و یا خدمات ايشان، بهره مند مي­‏شويد. از نمونه این نوع کسب وکار می‏توان به فروشگاه‏ها و رستوران‏های زنجیره‏ای اشاره نمود که شما می‏توانید با مراجعه به دفتر مرکزی‏شان تقاضای خرید امتیاز و راه‏اندازی شعبه جدیدی را ارایه نمایید.
 
خرید امتیاز یک نام تجاری مشهور مزایای بسیاری را در پی دارد که در شروع کسب وکار از نقطه صفر، یافت نمی‏شوند. شاید چشمگیرترین این امتیازات بدست آوردن یک سیستم اثبات شده و آزمایش شده و آموزش درباره چگونگی استفاده از آن برای شما باشد. بدین ترتیب شما می توانید از اشتباهات بسیاری، مخصوصا در مراحل اولیه برپایی کسب وکار در امان بمانید چرا که امتیاز دهندگان صاحب نام عیوب و نواقص فعالیت های روزانه را از طریق سعی و خطاهای متعدد شناسایی و مرتفع نموده‏اند.
 
امتیاز دهندگان خوش نام قبل از فروش امتیاز به شما و افتتاح شعبه ای جدید، به تحقیق بازار می پردازند، پس می توانید درباره کشش بازار در منطقه خود، بیشتر مطمئن باشید. عدم انجام تحقیقات بازار به میزان کافی، یکی از بزرگترین اشتباهاتی که معمولا افراد مستقل هنگام راه اندازی کسب وکار مرتکب می­شوند. در قالب کسب وکار فرانشیز، این کار قبلا برای شما انجام شده است. همچنین امتیاز دهنده تصویری روشن از رقبا و چگونگی رقابت کردن با آنها را با شما در میان می‌گذارد.
 
و بالاخره، تعدد امتیاز گیرنده ها برای شما و همکارانتان یک مزیت محسوب می شود. شما می توانید از ارایه سفارش های عمده استفاده نمایید. این سفارش ها می توانند خرید مواد اولیه، ملزومات و استفاده از خدماتی چون تبلیغات و حتی مذاکره برای یافتن و اجاره مکان مناسب را دربرداشته باشند. در مقایسه با کسب و کارهای مستقل که مجبوربه خرید های اندک و جزئی هستند، سفارشهای عمده باعث کاهش هزینه های خرید شما به میزان قابل توجهی می شوند. معمولا به کسب و کارهای مستقل پیشنهادهای همکاری کمتری ارایه می شود و حتی برخی از تامین کنندگان با ایشان معامله نمی کنند یا پیشنهاد آنها را به این دلیل که حسابشان به اندازه کافی معتبر نیست، رد می نمایند.
 
در کنار کسب وکار فرانشیز، خرید «فرصتهای کسب وکار و سرمایه گذاری»، از دیگر مواردی است که با پیشنهاد آنها در دنیای کسب وکار روبرو هستیم. در این موارد شما می‌توانید فروشگاه، رستوران، مرکز خدماتی و یا کارخانه ای را به صورت فعال و یا غیر فعال، به همراه تجهیزات و مجوزهای بهره برداری لازم خریداری نمایید. فرصتهای کسب و کار نسبت به فرانشیزها از سازمان یافتگی کمتری برخوردارند. در اصل، آنچه فروشندۀ فرصت کسب و کار ارایه می نماید، یک برنامه تولید و یا خدمات و شاید بازاریابی یا فروش باشد، وی شما را توجیه می نماید که بازاری برای محصول یا خدمات وجود دارد، و سرمایه گذاری شما سودآور خواهد بود.
 

ادامه دارد ...
 
__ همت مضاعف و كار مضاعف در كارآفرينى و کسب و کار __
 
--------
منبع :
 
مجله توسعه مهندسی بازار، ساب اول، شماره ۴، زمستان ۱۳۸۶

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: چهارشنبه 26 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • چند سند وقفي مربوط به قزوين - 5

    • ساعت ارسال پست : 12:27 AM ،


    حواشي سند
     

    قوبل هذه الورقه مع اصلها المعتبر و هما نسختان حررّه الاحقر علي‏اکبر (44) [مهر اداره اوقاف قزوين]
    الامر کما رُقِمَ و سُطِرَ اقل الطُّلاّب. محل مهر مرحوم مغفور آقا شيخ جعفر، رحمة‏اللّه‏ عليه (45)
    قد تشرّف سمعي باعترافه ـ دام ظلّه ـ علي ما هو المرقوم فيه بتمامه في يوم الواحد والعشرين من شهر ربيع الثاني4. (محل مهر مرحوم مغفور آقاي سيدعلي محرّر طاب ثراه سنه 1255.)
    قد وقع المحکي فيه کما حکي من جنابه دام ظِلّه حسبما زُبر و سُطر بمحضر مني في 14 شهر من التاريخ. (محل مهر مرحوم مغفور حجة‏الاسلام آقا سيدباقر مجتهد مشهور به قويميداني طاب ثراه (46).
     
    سند شماره 4
     

    اين سند مربوط است به واگذاري محصول و عوايد دِهِ وقفي شارْد يا لَهارْد واقع در بلوک دشتابي از بلوکات جنوب و جنوب غربي قزوين به مدَتَ سه سال از ابتداي سال 1293 (سال موش) تا پايان سال 1295 (سال پلنگ) به عنوان اجاره از طرف متوليانِ وقت موقوفه، فرزندان مرحوم حاج ملاعبدالوهاب مجتهد قزويني به مرحوم حاج ميرزا مسعود شيخ‏الاسلام. متن سند در دوم ذي‏قعده سال 1290 هجري (برابر سال مرغ، تخاقوي ئيل) که ظاهرا مصادف با اواخر بهمن يا اوايل اسفندماه بوده است نوشته شده اما آغاز اجاره ابتداي سال 1293 تعيين شده است. مال‏الاجاره هر سال بايستي در چهار قسط مساوي در ماههاي شهريور و مهر و آبان و آذر هر سال پرداخت شود و به مصرف مخارج مسجد سلطاني و قنات خيابان برسد. اينک متن سند:
     
    حواشي سند شماره 4
     

    محل خط و مهر جناب مستطاب آقاي آقا سيدعلي سلّمه‏اللّه‏ تعالي.
    قد جري المحکي فيه بمحضري حيثما جري و حکي فيه. حررّه الاحقر في شهر ذي‏القعده 1290.
    سواد مطابق، اصل است و اصل نزد اين اقل‏السادات ضبط است حرره. مهر مسعود الحسيني.
     
    متن سند شماره 4
     

    هو ـ باعث بر تحرير اين حروف ميمنت معروف آن است که حاضر گرديدند در محضر شرح مطاع لازم‏الاتباع جناب شامخ‏الالقاب فضايل اکتساب آقاميرزا ابوالقاسم (47) و عالي‏جناب مبادي آداب ميرزا محمدباقر خلفانِ مرحوم جنّت‏مکان علّيين‏آشيان حاجي ملاّعبدالوهاب اعلي‏اللّه‏ مقامه (48) اصالتا از جانب خود وکالتا از قبل اخويِ خود عالي‏جناب ميرزا محمديوسف و بعدالحضور وکيل نمودند جناب مستطاب شريعتمآب مُجتهد العصر والزمان آقائي آقا سيدعلي (49) سَلَّمه‏اللّه‏ تعالي را و پس از استقرار وکالت مصالحه صحيحه شرعيه نمودند جناب مستطاب شريعتمآبي جميع منافع ششدانگ قريه شارْدَ (50) دشبتَي وقفي قناتِ خيابان و مسجد سلطاني قزوين را به جناب مستطاب فخامتمآب جلالت انتساب آقاي حاج ميرزا مسعود شيخ‏الاسلامي (51) دامَ مجده العالي در مدت سه سال کامل شمسي که عبارت از رفع (52) سه محصول شتنوي و صيفي باشد در ابتدا از سنه آتيه (53) سيچقان ئيل 1293، از قرار تفصيل محرّره ذيل و تمامي منافع طاحون، (54) قريه مزبوره و منافع باغات يونجه‏زار و نقدي رعيت و آنچه منافع حاصل از محال مزبور شود استيفاي منافع از آن نمايند به هر اسم و رسم که بوده باشد از يک تومان الي ده هزار تومان به مال‏المصالحه مبلغ دوهزار و دويست و پنجاه تومان تبريزي روپيه بيست و شش نخودي مسکوک به سکّه مبارکه ناصرالدين شاهي رايج خزانه عامره و جناب متصالح معظّم قبول مصالحه نمود عقد مصالحه صحيحه، ايجابا و قبولاً بالعربي والفارسي مشتملاً علي شرايط الصحيحه و خاليا عن النواقص با اسقاط جميع خيارات موجبه للفسخ سيّما خيارالعلة الغبن و لوکان فاحشا معادلاً لمال المصالحه بينهما جاري و واقع گرديد و در ضمن‏العقد شرط شرعي استقرار يافت که وجه مال‏المصالحه را جناب متصالح در هر سال از قرار تفصيل ذيل از قرار اقساط مشخصه بجهتِ مخارج قناتِ خيابان و مسجد سلطاني بموجب قبض متوليان شرعيه مزبوره يا نايب سناب ايشان تسليم نمايند:
    سنه سيچقان ئيل (55).
    سنه [اودئيل] (56).
    سنه پارس ئيل (57).
    و جناب مستطاب شريعتمآب آقاي آقا سيدعلي نيز از قرار قبض را مزين فرمايند که مورد ايرادي نباشد و شرط شرعي شد آنچه مخارج از بابت قنات و محوطه اربابي و محل مزبور ملازم شود به اطلاع عاليجناب آقا ميرزا باقر و دو نفر ريش‏سفيد محل خرج نموده در قسط آخر همان سنه محسوب دارند،
    چنانچه تنخواهي از بابت مال‏المصالحه قبل از وقوع اقساط اربعه بجهتِ خرج قنات خيابان و مسجد سلطاني احتياج شود الي يکصد تومان در هر سالي جناب مستطاب متصالح معظم بدهد و وکيل در مصالحه و تنزيل از قرار توماني دويست دينار در هر ماه مي‏باشد و نيز شرط شرعي استقرار يافت که چنانچه خداي نخواسته، آفت ارضي و سماوي، هر اسم و رسم که بوده باشد به محصول محل وارد شود الي دويست تومان در هر سال جناب مستطاب متصالح معظم متحمل بشوند چنانچه زايد از اين مبلغ آفت وارد آيد اختيار فسخ با جناب متصالح خواهد بود، آنچه منافع و محصول عايد شود متعلق به وقف است و در صورت تعلل در اداء مال‏المصالحه اختيار فسخ با جناب متوليان شرعيه خواهد بود. تحريرا في دوم شهر ذي‏قعدة الحرام سنه 1290. محل مهر عاليجناب آقا ميرزا باقر.

    پی نوشت:
     
    1- در اصل: الميراث. قياسا تصحيح شد.
    2- اسناد مورد استفاده در اين مقاله از پرونده هاي موجود در اداره ي اوقاف شهرستان قزوين اتخاذ شده است.
    3- قرآن کريم، سوره 3 آل‏عمران قسمتي از آيه 73.
    4- قرآن کريم، سوره 3 آل‏عمران، قسمتي از آيه 153.
    5- در اصل: نشسته. قياسا تصحيح شد.
    6- در اصل: داش. قياسا تصحيح شد.
    7- قرآن‏کريم، سوره 33 احزاب، قسمتي از آيه 40.
    8- قرآن‏کريم، سوره 21 انبياء، قسمتي از آيه 107.
    9- لا يُقرء.
    10- در اصل: کجا غرض.
    11- مراد فتحعلي‏شاه قاجار (1212 تا 1250 هجري قمري) است.
    12- مراد رکن‏الدوله علي نقي‏ميرزا هشتمين پسر فتحعلي‏شاه متولد شوال 1207 هجري است که نوبت اوّل از 1222 تا 1238 و نوبت دوم از 1239 تا درگذشت فتحعلي‏شاه حاکم قزوين بوده و يک‏سال در فاصله 1238 و 1239 حکومت خراسان را داشته است و در مشهد به ياري حاج آقاجان معمار، صحن‏نو، يا صحن فتحعلي‏شاهي را در سمت شرقي حرم مطهر حضرت رضا (ع) بنا نهاده است. وي از محرکين علي‏خان ظل‏السلطان فرزند فتحعلي‏شاه براي تصاحب سلطنت است و تاج سلطنت را او بر سر ظل‏السلطان که خود را عادلشاه ناميده بود نهاده و بدين مناسبت عنوان تاجبخش به وي داده‏اند.
    پس از حرکت محمدشاه قاجار و قائم‏مقام از تبريز به سوي تهران او براي مذاکره در باب سلطنت عادلشاه عازم تبريز شده و در ميانه راه ميانه و زنجان به اردوي محمدشاه رسيده و پس از مذاکره بازداشت و به تهران آورده شده و همراه ده‏نفر ديگر از شاهزادگان به حبس قلعه اردبيل فرستاده شده است. پس از فرار چهارتن از شاهزادگان از زندان اردبيل رکن‏الدوله را با ديگر شاهزادگان زنداني به تبريز بردند و تا پايان عمر همانجا ماند.
    13- شرح احوال حاج ملاعبدالوهاب در مقاله نگارنده مندرج در شماره 2 سال دوّم همين مجله آمده است.
    14- قنات اک و شاه‏طهماسبي و حاج‏رضائي. آب قنات اک به قنات خيابان مي‏پيوندد و به شهر مي‏آيد. از قنات شاه‏طهماسبي ظاهرا مراد همان قنات خيابان است، هرچند که نسبت احداث آن را به شاه‏عباس ثاني داده‏اند (مينودر، ج1، ص267) و در حالي‏که با توجه به احداث دولتخانه و عمارت چهل‏ستون به‏دست شاه‏طهماسب و اينکه آب قنات مذکور عمارات دولتخانه و محلاّت اطراف خيابان دولت (محله خيابان) را مشروب مي‏ساخته بايد مربوط به شاه‏طهماسب باشد. از قنات حاج‏رضائي اطلاعي به‏دست نيامد.
    15- وادي به معني رودخانه است. درباره «دو دهه تاش»، اک و شاريس به توضيحات سند شماره3 مراجعه فرمائيد.
    16- بلوک اقبال، بلوک حومه قزوين يعني آباديهاي گِرد شهر تا حدود دوفرسنگ است.
    17- مليّه، ملّي، منسوب به ملّت، مربوط به آيين و دين است و کلمه در معني اصلي خود به‏کار رفته است. پس از مشروطيت است که کلمه معني ديگر يافته است.
    18- در متن سند: رفق. قياسا تصحيح شد.
    19- از احوالات آخوند ملاحسين پيشنماز و ملاعبدالکريم ايرواني با تفحص اجمالي اطلاعي به‏دست نيامد.
    20- ميرزا عبداللّه‏ نايب‏الصدر (متوفي 1287 هجري) فرزند حاج‏ميرزا سيدمحمد خليل نايب‏الصدر خطيب حضور فتحعلي‏شاه فرزند ميرزا سيد محمدشفيع نايب‏الصدر است. فرزندان و نوادگان او نيز عنوان نايب‏الصدر داشته‏اند.
    21- از احوالات آخوند ملاحسين پيشنماز و ملاعبدالکريم ايرواني با تفحص اجمالي اطلاعي به‏دست نيامد.
    22- قنات خيابان، از مهمترين قنوات قزوين است. نسبت آن را به شاه‏عباس ثاني داده‏اند. اما احتمالاً مربوط به دوران شاه‏طهماسب اوّل صفوي (930 تا 984 هجري) باشد و شايد همان قنات شاه‏طهماسبي باشد که در سند شماره1 آمده است. آبده اين قنات قريه اک در پانزده کيلومتري شمال‏غربي قزوين است و حدود سه تا چهار سنگ از آب رودخانه «دَلي چاي» که سرچشمه آن در قريه خراس است حقابه دارد که همه‏جا روباز تا قريه اک مي‏آيد و با قنات اک توأم مي‏شود و به محمودآباد مي‏رسد و آنجا به آب شاريس که متعلق به شهر است مي‏پيوندد و همچنان روباز تا محاذي خرمنگاه دهِ ناصرآباد (نصرآباد) مي‏آيد و آنجا داخل شترگلو مي‏شود و از زير زمين جريان مي‏يابد و در پشت باغ سپهسالار به سمت خيابان فردوسي تغيير جهت مي‏دهد و در برابر عمارت چهل‏ستون و اول خيابان شاهپور آفتابي مي‏شود. شاخه‏اي به طرف محله بُلاغي مي‏رود و شاخه‏اي به طرف خيابان سپه جاري مي‏گردد و محله خيابان را مشروب مي‏سازد.
    مراد از دولتخانه، عمارات سلطنتي دوران صفويه و قاجاريه است، يعني محوطه‏اي که درحال حاضر ميان سبزه ميدان در شمال و خيابان پيغمبريه در غرب و خيابان دولتي يا سپه در جنوب و خيابان جنوب و شرق حياط نادري و باغ چهل‏ستون (شاهپورسابق) محصور است و عمارت چهل‏ستون و سر در عالي‏قاپو از بقاياي آنهاست. از محلات تحت دولتخانه مراد محلّه خيابان است، يعني قسمت غربي و شرقي خيابان سپه تا حدود بازارچه خيابان و خيابان تهران.
    23- شرح حال مرحوم حاج ملاعبدالوهاب در مقاله پيشين نگارنده در همين مجله (سال دوم شماره دوم ص36 تا 44) آمده است.
    24- اک آبادي کوچکي است در شمال‏غربي قزوين و شمال‏شرقي ده حسين‏آباد با فاصله سه‏چهار کيلومتر از
    شوسه قزوين به رشت.
    25- دَلوچاي (دلي چاي، به‏معني رود ديوانه) رودخانه‏اي است که از کوههاي خَراس و کَکَه‏جين و بادمَجين در بيست‏وپنج تا سي‏کيلومتري شمال‏غربي قزوين سرچشمه مي‏گيرد و در بهار حدود پنجاه سنگ آب دارد، اما در تابستان آب آن به دو تا سه سنگ تغيير مي‏يابد و اين مقدار در قريه اک وارد قنات روباز خيابان مي‏شود مابقي آب بهاره به‏سوي جنوب جريان مي‏يابد و از ميان ده نظام‏آباد و حسين‏آباد به‏سوي اراضي هادي‏آباد و راموشان و شيداصفهان و داغلان مي‏رود.
    26- شاريس (محمودآباد) آبادي کوچکي است در شمال‏غربي قزوين و رودخانه‏اي که از آنجا جريان مي‏يابد همين نام دارد.
    27- ميانج در شمال‏شرقي شاريس و دو دهه تاش (دو دهه تاج ـ در متن سند «دو دهه باش»؟) در شمال‏غربي آن است.
    28- ميانج در شمال‏شرقي شاريس و دو دهه تاش (دو دهه تاج ـ در متن سند «دو دهه باش»؟) در شمال‏غربي آن است.
    29- «اَرْخْ» در ترکي معني نهر دارد و از شاه ارخي ظاهرا مراد همان قنات روباز خيابان است.
    30- «حجر» به‏معني سنگ، معدودي است براي شمارش آسياب نظير «تخته» براي قالي و «طاقه» براي شال و «رأس» براي اسب و «زنجير» براي فيل و «نفر» براي شتر و غيره.
    31- مرحوم حاجي‏ميرزا حسن شيخ‏الاسلام فرزند ميرزا محمدتقي شيخ‏الاسلام (متوفي 1239 هجري) فرزند ميرمحمدباقر شيخ‏الاسلام فرزند مير محمدتقي شيخ‏الاسلام (متوفي 1199 هجري) فرزند بهاءالدين محمد فرزند کمال‏الدين حسين... فرزند عبدالعال فرزند مير سيد حسين بن علي کرکي جبل عاملي ملقب به خاتم‏المجتهدين است و سلسله نسبت آنان به حضرت مولا اميرالمؤمنين علي (ع) مي‏رسد. حاج ميرزا مفيد شيخ‏الاسلام فرزند صاحب ترجمه است و از چهار پسر او يکي حاج ميرزا مسعود شيخ‏الاسلام است که در شب انقلاب قزوين در 1327 هجري به‏دست مجاهدين کشته شده است. ميرزا حسن شيخ‏الاسلام ملقب به رئيس‏المجاهدين (متوفي 1337 هجري) از فرزندان اوست.
    32- کشورستاني، نوعي سکّه زر است که در سي‏سال آغاز سلطنت فتحعلي‏شاه رايج بوده و در 1241 قمري به جاي آن سکه «صاحبقراني» (به مناسبت يک قرن سي‏ساله سلطنت شاه) ضرب و رايج شده است.
    33- رَوَنج، هَرنَج اصطلاحي در قنات و احتمالاً بر مجراي تونل مانند قنات اطلاق مي‏شود.
    34- حاج ملامحمدتقي برغاني، شهيد ثالث، مقتول در 1263 هجري از مشاهير علماي زمان خود بود و نياکانش تا ده‏پشت از علما و پارسايان بوده‏اند. شمه‏اي از حالات او در مقاله سابق نگارنده آمده است.
    35- حاج شيخ فتح‏اللّه‏ فرزند شيخ صادق نواده مرحوم شهيد ثالث و در عداد مجتهدان عصر خود بوده است.
    36- حاج شيخ عيسي شهيدي فرزند مرحوم شهيد ثالث است و از مجتهدان عصر خود بوده است.
    37- لايقرء.
    38- حاج ميرزا نصراللّه‏ شهيدي فرزند حاج ميرزا هدايت‏اللّه‏ معروف به حاج مجتهد فرزند آقاشيخ صادق فرزند مرحوم شهيد ثالث است. در نجف تحصيل کرده و در رديف علماي وقت قزوين بوده است.
    39- مرحوم حاج ميرزا محمدرفيع فرزند ميرسيدعلي فرزند ميرعبدالباقي فرزند ميرمحمدصالح (از شاگردان آقاجمال خونساري) فرزند ميرمحمدزمان طالقاني (از شاگردان آخوند ملاخليلاي قزويني) در قزوين و نجف تحصيل کرده، دانشمندي پارسا بوده و در 1273 هجري بجواني درگذشته است. مرحوم آيت‏اللّه‏ حاجي سيد ابوالحسن رفيعي نواده آن مرحوم و فرزند ميرزا ابراهيم مشهور به ميرزا خليل است.
    40- از جامع‏کبير مشهور به مسجد سلطاني مراد مسجدالنبي امروزي است نه مسجد جامع عتيق.
    41- از شاهزاده بديع‏الزمان ميرزا ظاهرا مراد بديع‏الزمان ميرزا ملقب به صاحب اختيار پسر چهارم محمدقلي‏ميرزا ملک‏آرا پسر سوم فتحعلي‏شاه قاجار است که در زمان حکومت پدرش در مازندران نيابت حکومت استرآباد را داشت و شورشي را که در 1242 هجري به تحريک روسها در آن ناحيه ايجاد شده بود با ياري چندتن از سرکردگان کاملاً خوابانيد و در سال 1247 که عباس‏ميرزا نايب‏السلطنه براي مقاصدي در خراسان اقامت داشت، مأمور خدمت او گرديد و هنگام درگذشت فتحعلي‏شاه (1250 هجري) به مساعي ميرزا فضل‏اللّه‏ نصيرالملک علي‏آبادي و صوابديد ميرزا ابوالقاسم قائم‏مقام فراهاني او را به همراه ملک‏آرا به تهران آوردند. در 1251 هجري بديع‏الزمان ميرزا همراه ده‏نفر از شاهزادگان به حبس قلعه اردبيل افتاد و چون در 1253هـ.ق چهارتن از آنان از قلعه گريختند و به روسيه رفتند بديع‏الزمان ميرزا را با ديگران، به تبريز فرستادند. وي پدر شاهزاده نادر ميرزا مؤلف تاريخ تبريز است. مادر بديع‏الزمان ميرزا دخترمصطفي قلي‏خان عم فتحعلي‏شاه بوده است. در کتاب مينودر مرحوم گلريز (ص326 ج1) عنوان «مخاطب‏السلطان» به وي داده شده است.
    42- از احوالات شهود با تفحص اجمالي اطلاعي به‏دست نيامد.
    43- لايقرء.
    44- از احوالات شهود با تفحص اجمالي اطلاعي به‏دست نيامد.
    45- از احوالات شهود با تفحص اجمالي اطلاعي به‏دست نيامد. .
    46- از احوالات شهود با تفحص اجمالي اطلاعي به‏دست نيامد.
    47- عکسي از آقاميرزا ابوالقاسم ملاباشي در شماره دوم از سال دوم همين مجله اشاره مسلسل 6 صفحه 36 چاپ شده است.
    48- شرح حال مرحوم حاج ملاعبدالوهاب رئيس مجتهدين قزوين و اولين متولي موقوفات مسجد سلطاني در شماره دوم از سال دوم همين مجله آمده است.
    49- آقا سيدعلي مجتهد قزويني شرح احوال آن مرحوم با تفحص اجمالي به‏دست نيامد.
    50- شارْد يا لَهارْد، دهي است از دهستان دشتابي واقع در مغرب محمدآباد در جنوب قزوين.
    51- حاج ميرزا مسعود شيخ‏الاسلام فرزند حاج ميرزا مفيد شيخ‏الاسلام است و خانواده شيخ‏الاسلام که نسبت به حضرت علي (ع) مي‏رسانند از خاندانهاي کهن قزوين هستند. حاج ميرزا مسعود شيخ‏الاسلام در شبِ انقلاب قزوين 1327 قمري به دست مجاهدين کشته شده است. فرزند وي حاج ميرزا حسن شيخ‏الاسلام ملقب به رئيس‏المجاهدين در 1337 قمري درگذشته است.
    52- رفعِ محصول، برداشت محصول.
    53- منظور از سنه آتيه سال بعد از سال تحرير سند که در ذي‏قعده 1290 برابر اواخر بهمن يا اوايل اسفندماه سال مرغ (تخاقوي‏ئيل) نوشته شده است نيست. مراد سيچقان‏ئيل 1293 قمري است. در عبارت ضعف تأليف هست.
    54- طاحونه، آسيا.
    55- سيچقان‏ئيل، به معني سالِ موش، نام سال اول از سالهاي ترکي است در دوره دوازده‏ساله سالشماري آنان و در ايران تا اوايل قرن اخير شمسي متداول بوده است.
    56- جاي اين کلمه در متن سند نانويس مانده است، از روي ترتيب سنوات افزوده شد، اودئيل به معني سال گاو نام سال دوم است از سالهاي ترکي.
    57- پارس‏ئيل به معني سال پلنگ يا يوزپلنگ، نام سال سوم است از سالهاي ترکي.
     

    نويسنده: سيد محمد دبير سياقي
     
     
     
    پایان

    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: چهارشنبه 26 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • چند سند وقفي مربوط به قزوين - 4

    • ساعت ارسال پست : 12:26 AM ،


    حواشي سند
     

    بسم‏اللّه‏ تعالي. لقد جري العقد الشرعي کما رُقِم فيه (محل خاتم شريف مرحوم مغفور عليين آشيان المُتکي باَعلي غُرَف الجنان حاجي ملامحمدتقي شهيد ثالث (34) اعلي‏اللّه‏ مقامه.)
    بسم‏اللّه‏ و له الحمد قوبل مع اصله الاصيل المسجّل المختوم بخاتم الشريف جَدّي الشهيد الثالث والمرقوم برقمه الشريف قُدّسَ سِرُّه الاحقر فتح‏اللّه‏ نجله (35) (محل مهر.)
    قُوبل و طُوبِقَ ذامَعَ اصله الاصيل المُسجّل الممهور بخطّ و خاتم المرحوم المغفور العالم الفاضل افضل الفضلاء في عصره والفريد في زمانه الحاج ملامحمدتقي البرغاني الشهيد الثالث، اعلي‏اللّه‏ مقامه و رُفع في الخلد مکانه، الاحقر حاج شيخ عيسي شهيدي. (36) (محل مهر.)
    ذاموضع خطّه... (37) اَعلامه و في الفردوس مقامه.
    بسم‏اللّه‏ و له الحمد. ذا مطابق مع اصله الممهور والمسجّل الموشّح بخط و خاتم جَدّي العَلاّمه ـ رفع اللّه‏
    بالخُلد اَعلامَه اعلي‏اللّه‏ مَقامه ـ الحاج ملاّ محمدتقي الشهيد السعيد البرغاني و انا العبد. (محل مهر.)
    بسم‏اللّه‏ الرحمن الرحيم ذاموضع خاتم جَدّي الامجد زادَه اللّه‏ في دار الجده مجدا. الاحقر نصراللّه (38) نجل الشهيد الثالث، اعلي‏اللّه‏ مقامه.
    سواد مطابق است با اصل ورقه که ممهور است به مهر مرحوم خلدآشيان آقا ميرزا حسن شيخ‏الاسلام...* اللّه‏ تعالي.
     
    سند شماره 3
     

    اين سند مربوط است به وقفِ درآمد يازده باب دکاکين احداثي و شش باب دکاکين ابتياعي واقف (به عنوان وجوه بريّه) از شاهزاده بديع‏الزمان ميرزا، فرزند محمدقلي ميرزا ملک‏آرا فرزند فتحعلي‏شاه قاجار، براي مصارف و تعميرات مسجدالنبي (مسجد سلطاني) قزوين و مخارج لازمه از روشنائي و حقوق مؤذن و خادم و آبِ وضوآورندگان. و توليت آن با واقف بدون دريافت عشر درآمد و پس از او با اولاد وي با دريافت عشر درآمد به عنوان حق‏التوليه است. واقف فردي از خاندان مشهور رفيعيهاي قزوين است و سند به مهر او رسيده و سه تن از مجتهدان و عالمان زمان بر صحت آن گواهي نوشته‏اند.
     
    متن سند شماره 3
     

    بسمه تبارک و تعالي الحمدللّه‏ الواقف علي السرائر المطلع علي الضمائر. والصلوة والسّلام علي اشرف الاوائل والاواخر المبعوث من افضل القبائل و اکمل العشائر سيد العبد والحرائر الذي يفوق فخره فخر کل فاخر و عَلَت شَريعته و سُنَّته علي الشرايع السالفه ناسخا لبدع الجبائر، المحمود الاحمد ابي‏القاسم محمّد، صلي‏اللّه‏ عليه و آله. از آنجائي که صدقات جاريات و خيرات متواترات از هريک بني‏نوع انساني که باقي مانَد مثلِ بقاء خود آن شخص است چنانچه قدسي شريف «اِذا ماتَ ابن‏آدم انقطع عمله الاّ مِن ثلاث: صدقة جاريه او علم ينتفع به او ولد صالح يدعو له» صريح در آن است و بهترين صدقات جاريات و اکثر نفعا از وجوه خيريّه چيزي است که راجع به مصالح عامه مؤمنين از قبيلِ اِعلاء کلمه اسلام و ابقاءِ بِقاع‏الخير و معابد محترمه باشد، لذا جناب مستطاب علاّمة العلماء الاعلام السّيد الاجل القمقام الحاج ميرزا محمد رفيع قزويني (39) ـ سَلَّمه‏اللّه‏ تعالي ـ نسل سليل و نجل جليل مرحوم جنّت و رضوان آرامگاه طوبي جايگاه آقا مير سيدعلي مجتهد ـ طابِ مثواه ـ محض تسنّن به سنّت سيدالمرسلين (ص) قربتا الي‏اللّه‏ و طلبا لِمرضاته و بقاءً لمعبد المسلمين وقف مؤبّد شرعي و حبس مخلّد اسلامي نمود مجموع يازده باب دکاکين ملکي جديدالبناءِ خود را که در جلو خان سمت مغرب جامعِ کبير قزوين(40) واقع شده است مشهور به مسجد سلطاني (41) به انضمام شش باب ديگر جنبِ آن دکاکين را که از نواب اشرف والا شاهزاده بديع‏الزمان ميرزا (42) ـ اَطال‏اللّه‏ بَقائه ـ به وجهي از وجوه
    شرعيه و جهتي از جهاتِ بريّه به ايشان راجع شده بود که مجموعا هفده باب مي‏شود که في محل وقوعها مستغني از تحديد و توصيف است با جميع متعلقات آنها از ارض و اعيان که همه ساله الي‏الابد منافع عايده از آنها پس از وضع يک عشر از آن که راجع به متولي هر عصري است به استثناء خودِ جناب واقف، و پس از وضع مخارج لازمه و تعميرات حتميّه مَحال مزبوره تتمه آن صرف در روشنائي و مؤذن و خادم و آب آوردن برايِ وضويِ مُصَلّين و ساير مصالح راجعه به مسجد ـ الاهم فالاهم ـ به هر قسمي که در هر عصري اصلح به نظر متولي باشد شود و توليت آنها را با نفسِ نفيس خود قرار داد مادام‏الحيوة بدون ملاحظه يک عشر که حق‏التّوليه است و پس از خود با ارشد از اولاد ذکور خود به شرط الاتصاف بالتّقوي بدون ملاحظه طبقاتي و در صورت تعدّد
    با ارشد و اکبر سنّا از اولاد خود و مع انقراض اولاد الواقف، امر توليت راجع به أعلم از ائمه جماعت مسجد مزبور است به نهج مزبور. صيغه وقف مشتملاً علي الشرايط الصّحه متقربا الي‏اللّه‏ تعالي جاري شد و به تصرف وقف داده شد و فعلاً تصرفات جناب معظم‏اليه در دکاکين مزبوره به عنوانِ نظارت شرعيه و توليت است. فَمَن بَدّلَهُ بَعدَ ما سَمِعَهُ... (43) إثمُهُ عَلَي الّذينَ يُبَدِّلُونَه. و کان وقوع ذلک يوم السبت عاشر شهر ربيع الثاني من شهور سنه 1255. (محل مهر مرحوم مغفور حجة‏الاسلام واقف آقاي حاجي ميرزا رفيع قزويني طاب مثواه.)
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: چهارشنبه 26 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • چند سند وقفي مربوط به قزوين - 3

    • ساعت ارسال پست : 12:17 AM ،


    بسم‏اللّه‏ الرحمن الرحيم. الحمدللّه‏ الملهم للخيرات والمبرّات الموفق للصدقات الجاريات المتفضّل علي عباده في يوم الحساب والصلوة والسلام عَلي مُحمّد اشرف البريّات الکاينات و آله و اهل بيته الطاهرين والطاهرات. و بعد فقد وقع صيغ العقد الوقف الصحيح
    الشرعي والسبيل العام الملّي15، من المصدر الاعلي الاشرف السلطاني والخاقاني
    المعظم الشهنشاهي علي نهج المرقوم في الکتاب و تحقق الشرايط علي وِفق السُّنَّة والکتاب بالوکالة والولاية راعيا فيه الخطاء والصواب ـ ادام‏اللّه‏ سلطنته و معدلته ـ و بعد رکن دولته الساع في الاموال المرضيه رکناللدولة الباقية بمحمد و آله خيرالبريّه. نمَّقَهُ العبد الجاني (محل مهر عالي‏جناب فضايل و معارف اکتساب افقه‏الفقهاء المجتهدين الوحيد في عصره الفريد في دهره آقاي حاجي ملاعبدالوهاب، زيد فضله و افضاله العالي.)
    بسم‏اللّه‏ تعالي بعد تحقق الملک والانتقال من المصدر الاعلي عَلي نهج المسطور قد وقعت صيغة الوقف من معلمنا الاعظم و استادنا الافخم ما نُمِقَ فيه و سُطِرَ نَمَّقَهُ العبد. (محل مهر عالي‏جناب قدسي القاب فضايل و معارف اکتساب علاّمي فهّامي مقتدي الانامي آخوند ملاحسين پيشنماز پنجعلي (19) عليه‏السلام.)
    بسم‏اللّه‏ خيرالاسماء قد وقع الوقف علي ما سُطر کما سُطر من اشرف السلاطين و اعظم الملوک ـ ادام‏اللّه‏ تعالي ملکه و ايّام معدلته ـ اللهم بارک و زد في اجر هذا العمل واجعله من الباقيات الصالحات نَمَّقَه العبد (محل مهر عالي‏جناب فضايل و معارف اکتساب حقايق و دقايق ابواب نخبة الفضلاء العظام مقتدي‏الانام آقاميرزا عبداللّه‏ نايب‏الصدر (20) زيد فضله العالي.)
    قد جري العقد الوقف المبارک کما رُقم في المتن بعد صدور الامر المطاع المنيع من الاشرف الاعظم الاکرم الارفع حماه‏اللّه‏ تعالي بقربة العين و صانَه عن کل محذور و شين ـ (محل مهر عالي‏جناب فضايل و معارف اکتساب قدسي و قدوسي انتساب، جامع المعقول والمنقول، هادي الفروع والاصول، زبدة الفقهاء والمحققين، علامة العلماء والمجتهدين، آخوند ملاعبدالکريم ايرواني (21) مُدّظِلّه العالي.)
     
    سند شماره 2
     

    اين سند مربوط است به مصالحه درآمد دو دستگاه آسياب واقع در دهِ اَک از طرف مرحوم حاج ملاعبدالوهاب به عنوان متولي به مرحوم ميرزا حسن شيخ‏الاسلام به عنوان مستأجر به مدت نود سال در برابر دو عدد اشرفي کشورستاني، به شرط آنکه دو عشر از مداخل از بابت حق‏الارض و حقّابه دو دستگاه آسياب مستمرا تسليم شود و به حواله متولي وقف صرف حقوق مباشر و مستحفظ آبِ نهر و رشته قناتِ اَک وقفي و حقابه رودخانه دَلي چاي و رودخانه شاريس که مختص شرب عمارات ديواني و محلات اطراف خيابان دولتي (محله خيابان) است برسد، تا در تابستان اهالي اماکن و محلات مورد اشاره دچار تنگي آب نگردند. اين سند را مرحوم شيخ‏الاسلام و مرحوم حاج مُلاّعبدالوهاب مهر کرده‏اند و مرحوم شهيد ثالث آن را تسجيل کرده است.

    سند حاضر سواد نسخه متعلّق به مرحوم شيخ‏الاسلام است که دو فرزند مرحوم شهيد ثالث (مرحوم شيخ عيسي شهيدي و مرحوم شيخ فتح‏اللّه‏ شهيدي) و نيز نواده شهيد، مرحوم حاج ميرزا نصراللّه‏ شهيدي، بر صحت آن گواهي نوشته‏اند.
     
    متن سند شماره 2
     

    بعدالحمد والصلوة نسختان، باعث بر تحرير و تسطير اين کلمات خيريت مقدمات آن است که چون قنات خيابان وقف بر دولتخانه و محلاّت ما تحت و اطراف آن بود (22) چندي قبل از اين خراب و مُنطمس و بعد به مساعي حضرت مستطاب عمدة‏العلماء والفقهاء والمجتهدين، الوَحيد في عصره، اَلفريد في امره آقاي حاجي ملاّعبدالوهّاب مجت (23) ـ دام فضله العالي ـ آباد و آب آن از قنات اکِ وقفي (24)مَعَ حَقّابه از وادي دلُوچاي (25) و واديِ شاريس (26) به شهر و دولتخانه جاري مي‏گرديد و در ايّام تابستان نظر به طولِ مسافت و قلّت آب و نزولِ ايلات در ميان (27) و دو دهه تاش (28) و جوارِ نهرِ شاه ارخي (29) و تقلّبِ مُتقلّبين و سرقت‏کنندگان، آب بعضي اوقات منقطع مي‏گرديد و مستحفظ دائمي در اَکِ وقفي و مافوقِ آن ضرور داشت، بعد از تأمل کامل و ملاحظه بالغ مصلحت‏بينان اقتضا نمود دو حجر (30)طاحونه واقعه در اَکِ وقفي که به آبهاي مذکور دَوَران داشته دائر نمايند و مباشرين آن محافظت نهر و آب را نموده از قلّت و کثرت مُطّلع بوده نگذارند آب قطع شود. لهذا به عقد مصالحه صحيحه شرعيه شرطيّه واگذاشت عالي‏جناب مستغني‏الالقاب، غوث‏الدّنيا والدين، غياث‏الاسلام والمسلمين، ناشرالاحکام الشريعه، مجتهدالعصر والزمان، وحيدالعصر والدّوران والزمان، آقاي حاجي ملاّعبدالوهاب مجتهد ـ دام فضله العالي ـ مِن بابِ التَّولية الشَّرعية کُلّ ارض و اعيان دو حَجَر طاحونه مخروبه واقعه در اَکِ وقفي را مَعَ مايحتاجُ اليه مِنَ المُتعلقات به عالي‏جناب شامخ الدَّرجات فضائل اکتساب، نُقاوة السّادات والاَشراف و سُلالة الفضلاء والاَنجاب، عمدة الاعاظم الاطياب، حاجي ميرزا حسن شيخ‏الاسلام (31) از حالِ تحرير الي مُدّت نود سال کاملِ شمسي به مال‏المصالحه دو عدد اشرفي کشورستاني (32) هزار ديناري هجده نخودي نقد به شرط اينکه دو عُشر از مداخل و منافع از بابت حق‏الارض والماء دو حجر طاحونه مستمرا بعد از آبادي تسليم نمايد و اخراجات طاحونه از حفر چاه و قيمتِ سنگ و طويله و ساير مايحتاج همه را متحمّل شده بعد از انقضاء مدّت مصالحه مزبوره اَعيان را مُفوَّض به وقف و متوليِ وقف سازد و يا قرار و بنايِ جديدي با متوليِ وقت گذارند و دو عشر حق‏الوقف را همه ساله در مدّت مصالحه بعد از وضعِ اخراجاتِ راونج (33) حسب‏الحواله عالي‏جناب معزي‏اليه و يا متوليِ وقف صرفِ مباشر و مستحفظ آب و نهر و رشته قنات بنمايند و صيغه مصالحه شرطيّه بالعربيه والفارسيه به شرايط و قيود مزبوره جاري گرديد. و کان ذلک في چهارم اسد پارس ئيل خيريت تحويل من شهور سنه الف و مأتين و ثمانية و خمسين من الهجرة النبويه ـ عَلي هاجرها اَلف اَلف تحيّته و ثنيّه ـ سنه 1258. (محل مهر حاج ملاعبدالوهاب)
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: چهارشنبه 26 خرداد 1389 
  • نظرات (0)