شاید شما هم یکی از آن افرادی هستید که داشتن شغلی آزاد و مستقل، بخشی از آرزوها و برنامههای آینده آنهاست. برای دستیابی به این مهم کدام راه را ترجیح می دهید؟ اگر توان مالی به شما اجازه بدهد، میتوانید یک کسب و کار آماده و فعال را خریداری نمایید. اگر از توان فنی و جسارت کافی برخوردار هستید میتوانید به طراحی و راه اندازی یک کسب و کار جدید بپردازید. و البته اگر از توان مالی کافی برخوردار نمی باشید و یا شروع از نقطه صفر برایتان کمی تهدید کننده است میتوانید به سراغ راه سوم بروید، یعنی مالکیت کسب و کار در قالب فرانشیز.
فرانشیز اجازه یا امتیازی است که یک بنگاه کسب و کار به شما میدهد تا تحت نام تجاری آن بنگاه، فعالیت نمایيد. در این میان شما به عنوان شخص امتیاز گیرنده باید در بيشتر فعاليتهاي شغلي خود از روش یکسانی که توسط بنگاه امتیاز دهنده تعیین شده است، پیروی نماييد. همچنين شما بايد هزینههای اولیه و مستمر برخورداری از حق امتیاز را به امتیاز دهنده پرداخت نمایيد. در مقابل، از نام تجاری و پشتیبانی های مداوم امتیاز دهنده و حق استفاده از سیستم اداره کسب وکار و فروش محصولات و یا خدمات ايشان، بهره مند ميشويد. از نمونه این نوع کسب وکار میتوان به فروشگاهها و رستورانهای زنجیرهای اشاره نمود که شما میتوانید با مراجعه به دفتر مرکزیشان تقاضای خرید امتیاز و راهاندازی شعبه جدیدی را ارایه نمایید.
ادامه دارد ...
منبع :
حواشي سند
قوبل هذه الورقه مع اصلها المعتبر و هما نسختان حررّه الاحقر علياکبر (44) [مهر اداره اوقاف قزوين]
الامر کما رُقِمَ و سُطِرَ اقل الطُّلاّب. محل مهر مرحوم مغفور آقا شيخ جعفر، رحمةاللّه عليه (45)
قد تشرّف سمعي باعترافه ـ دام ظلّه ـ علي ما هو المرقوم فيه بتمامه في يوم الواحد والعشرين من شهر ربيع الثاني4. (محل مهر مرحوم مغفور آقاي سيدعلي محرّر طاب ثراه سنه 1255.)
قد وقع المحکي فيه کما حکي من جنابه دام ظِلّه حسبما زُبر و سُطر بمحضر مني في 14 شهر من التاريخ. (محل مهر مرحوم مغفور حجةالاسلام آقا سيدباقر مجتهد مشهور به قويميداني طاب ثراه (46).
اين سند مربوط است به واگذاري محصول و عوايد دِهِ وقفي شارْد يا لَهارْد واقع در بلوک دشتابي از بلوکات جنوب و جنوب غربي قزوين به مدَتَ سه سال از ابتداي سال 1293 (سال موش) تا پايان سال 1295 (سال پلنگ) به عنوان اجاره از طرف متوليانِ وقت موقوفه، فرزندان مرحوم حاج ملاعبدالوهاب مجتهد قزويني به مرحوم حاج ميرزا مسعود شيخالاسلام. متن سند در دوم ذيقعده سال 1290 هجري (برابر سال مرغ، تخاقوي ئيل) که ظاهرا مصادف با اواخر بهمن يا اوايل اسفندماه بوده است نوشته شده اما آغاز اجاره ابتداي سال 1293 تعيين شده است. مالالاجاره هر سال بايستي در چهار قسط مساوي در ماههاي شهريور و مهر و آبان و آذر هر سال پرداخت شود و به مصرف مخارج مسجد سلطاني و قنات خيابان برسد. اينک متن سند:
محل خط و مهر جناب مستطاب آقاي آقا سيدعلي سلّمهاللّه تعالي.
قد جري المحکي فيه بمحضري حيثما جري و حکي فيه. حررّه الاحقر في شهر ذيالقعده 1290.
سواد مطابق، اصل است و اصل نزد اين اقلالسادات ضبط است حرره. مهر مسعود الحسيني.
هو ـ باعث بر تحرير اين حروف ميمنت معروف آن است که حاضر گرديدند در محضر شرح مطاع لازمالاتباع جناب شامخالالقاب فضايل اکتساب آقاميرزا ابوالقاسم (47) و عاليجناب مبادي آداب ميرزا محمدباقر خلفانِ مرحوم جنّتمکان علّيينآشيان حاجي ملاّعبدالوهاب اعلياللّه مقامه (48) اصالتا از جانب خود وکالتا از قبل اخويِ خود عاليجناب ميرزا محمديوسف و بعدالحضور وکيل نمودند جناب مستطاب شريعتمآب مُجتهد العصر والزمان آقائي آقا سيدعلي (49) سَلَّمهاللّه تعالي را و پس از استقرار وکالت مصالحه صحيحه شرعيه نمودند جناب مستطاب شريعتمآبي جميع منافع ششدانگ قريه شارْدَ (50) دشبتَي وقفي قناتِ خيابان و مسجد سلطاني قزوين را به جناب مستطاب فخامتمآب جلالت انتساب آقاي حاج ميرزا مسعود شيخالاسلامي (51) دامَ مجده العالي در مدت سه سال کامل شمسي که عبارت از رفع (52) سه محصول شتنوي و صيفي باشد در ابتدا از سنه آتيه (53) سيچقان ئيل 1293، از قرار تفصيل محرّره ذيل و تمامي منافع طاحون، (54) قريه مزبوره و منافع باغات يونجهزار و نقدي رعيت و آنچه منافع حاصل از محال مزبور شود استيفاي منافع از آن نمايند به هر اسم و رسم که بوده باشد از يک تومان الي ده هزار تومان به مالالمصالحه مبلغ دوهزار و دويست و پنجاه تومان تبريزي روپيه بيست و شش نخودي مسکوک به سکّه مبارکه ناصرالدين شاهي رايج خزانه عامره و جناب متصالح معظّم قبول مصالحه نمود عقد مصالحه صحيحه، ايجابا و قبولاً بالعربي والفارسي مشتملاً علي شرايط الصحيحه و خاليا عن النواقص با اسقاط جميع خيارات موجبه للفسخ سيّما خيارالعلة الغبن و لوکان فاحشا معادلاً لمال المصالحه بينهما جاري و واقع گرديد و در ضمنالعقد شرط شرعي استقرار يافت که وجه مالالمصالحه را جناب متصالح در هر سال از قرار تفصيل ذيل از قرار اقساط مشخصه بجهتِ مخارج قناتِ خيابان و مسجد سلطاني بموجب قبض متوليان شرعيه مزبوره يا نايب سناب ايشان تسليم نمايند:
سنه سيچقان ئيل (55).
سنه [اودئيل] (56).
سنه پارس ئيل (57).
و جناب مستطاب شريعتمآب آقاي آقا سيدعلي نيز از قرار قبض را مزين فرمايند که مورد ايرادي نباشد و شرط شرعي شد آنچه مخارج از بابت قنات و محوطه اربابي و محل مزبور ملازم شود به اطلاع عاليجناب آقا ميرزا باقر و دو نفر ريشسفيد محل خرج نموده در قسط آخر همان سنه محسوب دارند،
چنانچه تنخواهي از بابت مالالمصالحه قبل از وقوع اقساط اربعه بجهتِ خرج قنات خيابان و مسجد سلطاني احتياج شود الي يکصد تومان در هر سالي جناب مستطاب متصالح معظم بدهد و وکيل در مصالحه و تنزيل از قرار توماني دويست دينار در هر ماه ميباشد و نيز شرط شرعي استقرار يافت که چنانچه خداي نخواسته، آفت ارضي و سماوي، هر اسم و رسم که بوده باشد به محصول محل وارد شود الي دويست تومان در هر سال جناب مستطاب متصالح معظم متحمل بشوند چنانچه زايد از اين مبلغ آفت وارد آيد اختيار فسخ با جناب متصالح خواهد بود، آنچه منافع و محصول عايد شود متعلق به وقف است و در صورت تعلل در اداء مالالمصالحه اختيار فسخ با جناب متوليان شرعيه خواهد بود. تحريرا في دوم شهر ذيقعدة الحرام سنه 1290. محل مهر عاليجناب آقا ميرزا باقر.
پی نوشت:
2- اسناد مورد استفاده در اين مقاله از پرونده هاي موجود در اداره ي اوقاف شهرستان قزوين اتخاذ شده است.
3- قرآن کريم، سوره 3 آلعمران قسمتي از آيه 73.
4- قرآن کريم، سوره 3 آلعمران، قسمتي از آيه 153.
5- در اصل: نشسته. قياسا تصحيح شد.
6- در اصل: داش. قياسا تصحيح شد.
7- قرآنکريم، سوره 33 احزاب، قسمتي از آيه 40.
8- قرآنکريم، سوره 21 انبياء، قسمتي از آيه 107.
9- لا يُقرء.
10- در اصل: کجا غرض.
11- مراد فتحعليشاه قاجار (1212 تا 1250 هجري قمري) است.
12- مراد رکنالدوله علي نقيميرزا هشتمين پسر فتحعليشاه متولد شوال 1207 هجري است که نوبت اوّل از 1222 تا 1238 و نوبت دوم از 1239 تا درگذشت فتحعليشاه حاکم قزوين بوده و يکسال در فاصله 1238 و 1239 حکومت خراسان را داشته است و در مشهد به ياري حاج آقاجان معمار، صحننو، يا صحن فتحعليشاهي را در سمت شرقي حرم مطهر حضرت رضا (ع) بنا نهاده است. وي از محرکين عليخان ظلالسلطان فرزند فتحعليشاه براي تصاحب سلطنت است و تاج سلطنت را او بر سر ظلالسلطان که خود را عادلشاه ناميده بود نهاده و بدين مناسبت عنوان تاجبخش به وي دادهاند.
پس از حرکت محمدشاه قاجار و قائممقام از تبريز به سوي تهران او براي مذاکره در باب سلطنت عادلشاه عازم تبريز شده و در ميانه راه ميانه و زنجان به اردوي محمدشاه رسيده و پس از مذاکره بازداشت و به تهران آورده شده و همراه دهنفر ديگر از شاهزادگان به حبس قلعه اردبيل فرستاده شده است. پس از فرار چهارتن از شاهزادگان از زندان اردبيل رکنالدوله را با ديگر شاهزادگان زنداني به تبريز بردند و تا پايان عمر همانجا ماند.
13- شرح احوال حاج ملاعبدالوهاب در مقاله نگارنده مندرج در شماره 2 سال دوّم همين مجله آمده است.
14- قنات اک و شاهطهماسبي و حاجرضائي. آب قنات اک به قنات خيابان ميپيوندد و به شهر ميآيد. از قنات شاهطهماسبي ظاهرا مراد همان قنات خيابان است، هرچند که نسبت احداث آن را به شاهعباس ثاني دادهاند (مينودر، ج1، ص267) و در حاليکه با توجه به احداث دولتخانه و عمارت چهلستون بهدست شاهطهماسب و اينکه آب قنات مذکور عمارات دولتخانه و محلاّت اطراف خيابان دولت (محله خيابان) را مشروب ميساخته بايد مربوط به شاهطهماسب باشد. از قنات حاجرضائي اطلاعي بهدست نيامد.
15- وادي به معني رودخانه است. درباره «دو دهه تاش»، اک و شاريس به توضيحات سند شماره3 مراجعه فرمائيد.
16- بلوک اقبال، بلوک حومه قزوين يعني آباديهاي گِرد شهر تا حدود دوفرسنگ است.
17- مليّه، ملّي، منسوب به ملّت، مربوط به آيين و دين است و کلمه در معني اصلي خود بهکار رفته است. پس از مشروطيت است که کلمه معني ديگر يافته است.
18- در متن سند: رفق. قياسا تصحيح شد.
19- از احوالات آخوند ملاحسين پيشنماز و ملاعبدالکريم ايرواني با تفحص اجمالي اطلاعي بهدست نيامد.
20- ميرزا عبداللّه نايبالصدر (متوفي 1287 هجري) فرزند حاجميرزا سيدمحمد خليل نايبالصدر خطيب حضور فتحعليشاه فرزند ميرزا سيد محمدشفيع نايبالصدر است. فرزندان و نوادگان او نيز عنوان نايبالصدر داشتهاند.
21- از احوالات آخوند ملاحسين پيشنماز و ملاعبدالکريم ايرواني با تفحص اجمالي اطلاعي بهدست نيامد.
22- قنات خيابان، از مهمترين قنوات قزوين است. نسبت آن را به شاهعباس ثاني دادهاند. اما احتمالاً مربوط به دوران شاهطهماسب اوّل صفوي (930 تا 984 هجري) باشد و شايد همان قنات شاهطهماسبي باشد که در سند شماره1 آمده است. آبده اين قنات قريه اک در پانزده کيلومتري شمالغربي قزوين است و حدود سه تا چهار سنگ از آب رودخانه «دَلي چاي» که سرچشمه آن در قريه خراس است حقابه دارد که همهجا روباز تا قريه اک ميآيد و با قنات اک توأم ميشود و به محمودآباد ميرسد و آنجا به آب شاريس که متعلق به شهر است ميپيوندد و همچنان روباز تا محاذي خرمنگاه دهِ ناصرآباد (نصرآباد) ميآيد و آنجا داخل شترگلو ميشود و از زير زمين جريان مييابد و در پشت باغ سپهسالار به سمت خيابان فردوسي تغيير جهت ميدهد و در برابر عمارت چهلستون و اول خيابان شاهپور آفتابي ميشود. شاخهاي به طرف محله بُلاغي ميرود و شاخهاي به طرف خيابان سپه جاري ميگردد و محله خيابان را مشروب ميسازد.
مراد از دولتخانه، عمارات سلطنتي دوران صفويه و قاجاريه است، يعني محوطهاي که درحال حاضر ميان سبزه ميدان در شمال و خيابان پيغمبريه در غرب و خيابان دولتي يا سپه در جنوب و خيابان جنوب و شرق حياط نادري و باغ چهلستون (شاهپورسابق) محصور است و عمارت چهلستون و سر در عاليقاپو از بقاياي آنهاست. از محلات تحت دولتخانه مراد محلّه خيابان است، يعني قسمت غربي و شرقي خيابان سپه تا حدود بازارچه خيابان و خيابان تهران.
23- شرح حال مرحوم حاج ملاعبدالوهاب در مقاله پيشين نگارنده در همين مجله (سال دوم شماره دوم ص36 تا 44) آمده است.
24- اک آبادي کوچکي است در شمالغربي قزوين و شمالشرقي ده حسينآباد با فاصله سهچهار کيلومتر از
شوسه قزوين به رشت.
25- دَلوچاي (دلي چاي، بهمعني رود ديوانه) رودخانهاي است که از کوههاي خَراس و کَکَهجين و بادمَجين در بيستوپنج تا سيکيلومتري شمالغربي قزوين سرچشمه ميگيرد و در بهار حدود پنجاه سنگ آب دارد، اما در تابستان آب آن به دو تا سه سنگ تغيير مييابد و اين مقدار در قريه اک وارد قنات روباز خيابان ميشود مابقي آب بهاره بهسوي جنوب جريان مييابد و از ميان ده نظامآباد و حسينآباد بهسوي اراضي هاديآباد و راموشان و شيداصفهان و داغلان ميرود.
26- شاريس (محمودآباد) آبادي کوچکي است در شمالغربي قزوين و رودخانهاي که از آنجا جريان مييابد همين نام دارد.
27- ميانج در شمالشرقي شاريس و دو دهه تاش (دو دهه تاج ـ در متن سند «دو دهه باش»؟) در شمالغربي آن است.
28- ميانج در شمالشرقي شاريس و دو دهه تاش (دو دهه تاج ـ در متن سند «دو دهه باش»؟) در شمالغربي آن است.
29- «اَرْخْ» در ترکي معني نهر دارد و از شاه ارخي ظاهرا مراد همان قنات روباز خيابان است.
30- «حجر» بهمعني سنگ، معدودي است براي شمارش آسياب نظير «تخته» براي قالي و «طاقه» براي شال و «رأس» براي اسب و «زنجير» براي فيل و «نفر» براي شتر و غيره.
31- مرحوم حاجيميرزا حسن شيخالاسلام فرزند ميرزا محمدتقي شيخالاسلام (متوفي 1239 هجري) فرزند ميرمحمدباقر شيخالاسلام فرزند مير محمدتقي شيخالاسلام (متوفي 1199 هجري) فرزند بهاءالدين محمد فرزند کمالالدين حسين... فرزند عبدالعال فرزند مير سيد حسين بن علي کرکي جبل عاملي ملقب به خاتمالمجتهدين است و سلسله نسبت آنان به حضرت مولا اميرالمؤمنين علي (ع) ميرسد. حاج ميرزا مفيد شيخالاسلام فرزند صاحب ترجمه است و از چهار پسر او يکي حاج ميرزا مسعود شيخالاسلام است که در شب انقلاب قزوين در 1327 هجري بهدست مجاهدين کشته شده است. ميرزا حسن شيخالاسلام ملقب به رئيسالمجاهدين (متوفي 1337 هجري) از فرزندان اوست.
32- کشورستاني، نوعي سکّه زر است که در سيسال آغاز سلطنت فتحعليشاه رايج بوده و در 1241 قمري به جاي آن سکه «صاحبقراني» (به مناسبت يک قرن سيساله سلطنت شاه) ضرب و رايج شده است.
33- رَوَنج، هَرنَج اصطلاحي در قنات و احتمالاً بر مجراي تونل مانند قنات اطلاق ميشود.
34- حاج ملامحمدتقي برغاني، شهيد ثالث، مقتول در 1263 هجري از مشاهير علماي زمان خود بود و نياکانش تا دهپشت از علما و پارسايان بودهاند. شمهاي از حالات او در مقاله سابق نگارنده آمده است.
35- حاج شيخ فتحاللّه فرزند شيخ صادق نواده مرحوم شهيد ثالث و در عداد مجتهدان عصر خود بوده است.
36- حاج شيخ عيسي شهيدي فرزند مرحوم شهيد ثالث است و از مجتهدان عصر خود بوده است.
37- لايقرء.
38- حاج ميرزا نصراللّه شهيدي فرزند حاج ميرزا هدايتاللّه معروف به حاج مجتهد فرزند آقاشيخ صادق فرزند مرحوم شهيد ثالث است. در نجف تحصيل کرده و در رديف علماي وقت قزوين بوده است.
39- مرحوم حاج ميرزا محمدرفيع فرزند ميرسيدعلي فرزند ميرعبدالباقي فرزند ميرمحمدصالح (از شاگردان آقاجمال خونساري) فرزند ميرمحمدزمان طالقاني (از شاگردان آخوند ملاخليلاي قزويني) در قزوين و نجف تحصيل کرده، دانشمندي پارسا بوده و در 1273 هجري بجواني درگذشته است. مرحوم آيتاللّه حاجي سيد ابوالحسن رفيعي نواده آن مرحوم و فرزند ميرزا ابراهيم مشهور به ميرزا خليل است.
40- از جامعکبير مشهور به مسجد سلطاني مراد مسجدالنبي امروزي است نه مسجد جامع عتيق.
41- از شاهزاده بديعالزمان ميرزا ظاهرا مراد بديعالزمان ميرزا ملقب به صاحب اختيار پسر چهارم محمدقليميرزا ملکآرا پسر سوم فتحعليشاه قاجار است که در زمان حکومت پدرش در مازندران نيابت حکومت استرآباد را داشت و شورشي را که در 1242 هجري به تحريک روسها در آن ناحيه ايجاد شده بود با ياري چندتن از سرکردگان کاملاً خوابانيد و در سال 1247 که عباسميرزا نايبالسلطنه براي مقاصدي در خراسان اقامت داشت، مأمور خدمت او گرديد و هنگام درگذشت فتحعليشاه (1250 هجري) به مساعي ميرزا فضلاللّه نصيرالملک عليآبادي و صوابديد ميرزا ابوالقاسم قائممقام فراهاني او را به همراه ملکآرا به تهران آوردند. در 1251 هجري بديعالزمان ميرزا همراه دهنفر از شاهزادگان به حبس قلعه اردبيل افتاد و چون در 1253هـ.ق چهارتن از آنان از قلعه گريختند و به روسيه رفتند بديعالزمان ميرزا را با ديگران، به تبريز فرستادند. وي پدر شاهزاده نادر ميرزا مؤلف تاريخ تبريز است. مادر بديعالزمان ميرزا دخترمصطفي قليخان عم فتحعليشاه بوده است. در کتاب مينودر مرحوم گلريز (ص326 ج1) عنوان «مخاطبالسلطان» به وي داده شده است.
42- از احوالات شهود با تفحص اجمالي اطلاعي بهدست نيامد.
43- لايقرء.
44- از احوالات شهود با تفحص اجمالي اطلاعي بهدست نيامد.
45- از احوالات شهود با تفحص اجمالي اطلاعي بهدست نيامد. .
46- از احوالات شهود با تفحص اجمالي اطلاعي بهدست نيامد.
47- عکسي از آقاميرزا ابوالقاسم ملاباشي در شماره دوم از سال دوم همين مجله اشاره مسلسل 6 صفحه 36 چاپ شده است.
48- شرح حال مرحوم حاج ملاعبدالوهاب رئيس مجتهدين قزوين و اولين متولي موقوفات مسجد سلطاني در شماره دوم از سال دوم همين مجله آمده است.
49- آقا سيدعلي مجتهد قزويني شرح احوال آن مرحوم با تفحص اجمالي بهدست نيامد.
50- شارْد يا لَهارْد، دهي است از دهستان دشتابي واقع در مغرب محمدآباد در جنوب قزوين.
51- حاج ميرزا مسعود شيخالاسلام فرزند حاج ميرزا مفيد شيخالاسلام است و خانواده شيخالاسلام که نسبت به حضرت علي (ع) ميرسانند از خاندانهاي کهن قزوين هستند. حاج ميرزا مسعود شيخالاسلام در شبِ انقلاب قزوين 1327 قمري به دست مجاهدين کشته شده است. فرزند وي حاج ميرزا حسن شيخالاسلام ملقب به رئيسالمجاهدين در 1337 قمري درگذشته است.
52- رفعِ محصول، برداشت محصول.
53- منظور از سنه آتيه سال بعد از سال تحرير سند که در ذيقعده 1290 برابر اواخر بهمن يا اوايل اسفندماه سال مرغ (تخاقويئيل) نوشته شده است نيست. مراد سيچقانئيل 1293 قمري است. در عبارت ضعف تأليف هست.
54- طاحونه، آسيا.
55- سيچقانئيل، به معني سالِ موش، نام سال اول از سالهاي ترکي است در دوره دوازدهساله سالشماري آنان و در ايران تا اوايل قرن اخير شمسي متداول بوده است.
56- جاي اين کلمه در متن سند نانويس مانده است، از روي ترتيب سنوات افزوده شد، اودئيل به معني سال گاو نام سال دوم است از سالهاي ترکي.
57- پارسئيل به معني سال پلنگ يا يوزپلنگ، نام سال سوم است از سالهاي ترکي.
نويسنده: سيد محمد دبير سياقي
_ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
منبع :
حواشي سند
بسماللّه تعالي. لقد جري العقد الشرعي کما رُقِم فيه (محل خاتم شريف مرحوم مغفور عليين آشيان المُتکي باَعلي غُرَف الجنان حاجي ملامحمدتقي شهيد ثالث (34) اعلياللّه مقامه.)
بسماللّه و له الحمد قوبل مع اصله الاصيل المسجّل المختوم بخاتم الشريف جَدّي الشهيد الثالث والمرقوم برقمه الشريف قُدّسَ سِرُّه الاحقر فتحاللّه نجله (35) (محل مهر.)
قُوبل و طُوبِقَ ذامَعَ اصله الاصيل المُسجّل الممهور بخطّ و خاتم المرحوم المغفور العالم الفاضل افضل الفضلاء في عصره والفريد في زمانه الحاج ملامحمدتقي البرغاني الشهيد الثالث، اعلياللّه مقامه و رُفع في الخلد مکانه، الاحقر حاج شيخ عيسي شهيدي. (36) (محل مهر.)
ذاموضع خطّه... (37) اَعلامه و في الفردوس مقامه.
بسماللّه و له الحمد. ذا مطابق مع اصله الممهور والمسجّل الموشّح بخط و خاتم جَدّي العَلاّمه ـ رفع اللّه
بالخُلد اَعلامَه اعلياللّه مَقامه ـ الحاج ملاّ محمدتقي الشهيد السعيد البرغاني و انا العبد. (محل مهر.)
بسماللّه الرحمن الرحيم ذاموضع خاتم جَدّي الامجد زادَه اللّه في دار الجده مجدا. الاحقر نصراللّه (38) نجل الشهيد الثالث، اعلياللّه مقامه.
سواد مطابق است با اصل ورقه که ممهور است به مهر مرحوم خلدآشيان آقا ميرزا حسن شيخالاسلام...* اللّه تعالي.
اين سند مربوط است به وقفِ درآمد يازده باب دکاکين احداثي و شش باب دکاکين ابتياعي واقف (به عنوان وجوه بريّه) از شاهزاده بديعالزمان ميرزا، فرزند محمدقلي ميرزا ملکآرا فرزند فتحعليشاه قاجار، براي مصارف و تعميرات مسجدالنبي (مسجد سلطاني) قزوين و مخارج لازمه از روشنائي و حقوق مؤذن و خادم و آبِ وضوآورندگان. و توليت آن با واقف بدون دريافت عشر درآمد و پس از او با اولاد وي با دريافت عشر درآمد به عنوان حقالتوليه است. واقف فردي از خاندان مشهور رفيعيهاي قزوين است و سند به مهر او رسيده و سه تن از مجتهدان و عالمان زمان بر صحت آن گواهي نوشتهاند.
بسمه تبارک و تعالي الحمدللّه الواقف علي السرائر المطلع علي الضمائر. والصلوة والسّلام علي اشرف الاوائل والاواخر المبعوث من افضل القبائل و اکمل العشائر سيد العبد والحرائر الذي يفوق فخره فخر کل فاخر و عَلَت شَريعته و سُنَّته علي الشرايع السالفه ناسخا لبدع الجبائر، المحمود الاحمد ابيالقاسم محمّد، صلياللّه عليه و آله. از آنجائي که صدقات جاريات و خيرات متواترات از هريک بنينوع انساني که باقي مانَد مثلِ بقاء خود آن شخص است چنانچه قدسي شريف «اِذا ماتَ ابنآدم انقطع عمله الاّ مِن ثلاث: صدقة جاريه او علم ينتفع به او ولد صالح يدعو له» صريح در آن است و بهترين صدقات جاريات و اکثر نفعا از وجوه خيريّه چيزي است که راجع به مصالح عامه مؤمنين از قبيلِ اِعلاء کلمه اسلام و ابقاءِ بِقاعالخير و معابد محترمه باشد، لذا جناب مستطاب علاّمة العلماء الاعلام السّيد الاجل القمقام الحاج ميرزا محمد رفيع قزويني (39) ـ سَلَّمهاللّه تعالي ـ نسل سليل و نجل جليل مرحوم جنّت و رضوان آرامگاه طوبي جايگاه آقا مير سيدعلي مجتهد ـ طابِ مثواه ـ محض تسنّن به سنّت سيدالمرسلين (ص) قربتا الياللّه و طلبا لِمرضاته و بقاءً لمعبد المسلمين وقف مؤبّد شرعي و حبس مخلّد اسلامي نمود مجموع يازده باب دکاکين ملکي جديدالبناءِ خود را که در جلو خان سمت مغرب جامعِ کبير قزوين(40) واقع شده است مشهور به مسجد سلطاني (41) به انضمام شش باب ديگر جنبِ آن دکاکين را که از نواب اشرف والا شاهزاده بديعالزمان ميرزا (42) ـ اَطالاللّه بَقائه ـ به وجهي از وجوه
شرعيه و جهتي از جهاتِ بريّه به ايشان راجع شده بود که مجموعا هفده باب ميشود که في محل وقوعها مستغني از تحديد و توصيف است با جميع متعلقات آنها از ارض و اعيان که همه ساله اليالابد منافع عايده از آنها پس از وضع يک عشر از آن که راجع به متولي هر عصري است به استثناء خودِ جناب واقف، و پس از وضع مخارج لازمه و تعميرات حتميّه مَحال مزبوره تتمه آن صرف در روشنائي و مؤذن و خادم و آب آوردن برايِ وضويِ مُصَلّين و ساير مصالح راجعه به مسجد ـ الاهم فالاهم ـ به هر قسمي که در هر عصري اصلح به نظر متولي باشد شود و توليت آنها را با نفسِ نفيس خود قرار داد مادامالحيوة بدون ملاحظه يک عشر که حقالتّوليه است و پس از خود با ارشد از اولاد ذکور خود به شرط الاتصاف بالتّقوي بدون ملاحظه طبقاتي و در صورت تعدّد
با ارشد و اکبر سنّا از اولاد خود و مع انقراض اولاد الواقف، امر توليت راجع به أعلم از ائمه جماعت مسجد مزبور است به نهج مزبور. صيغه وقف مشتملاً علي الشرايط الصّحه متقربا الياللّه تعالي جاري شد و به تصرف وقف داده شد و فعلاً تصرفات جناب معظماليه در دکاکين مزبوره به عنوانِ نظارت شرعيه و توليت است. فَمَن بَدّلَهُ بَعدَ ما سَمِعَهُ... (43) إثمُهُ عَلَي الّذينَ يُبَدِّلُونَه. و کان وقوع ذلک يوم السبت عاشر شهر ربيع الثاني من شهور سنه 1255. (محل مهر مرحوم مغفور حجةالاسلام واقف آقاي حاجي ميرزا رفيع قزويني طاب مثواه.)
ادامه دارد ...
منبع :
بسماللّه الرحمن الرحيم. الحمدللّه الملهم للخيرات والمبرّات الموفق للصدقات الجاريات المتفضّل علي عباده في يوم الحساب والصلوة والسلام عَلي مُحمّد اشرف البريّات الکاينات و آله و اهل بيته الطاهرين والطاهرات. و بعد فقد وقع صيغ العقد الوقف الصحيح
الشرعي والسبيل العام الملّي15، من المصدر الاعلي الاشرف السلطاني والخاقاني
المعظم الشهنشاهي علي نهج المرقوم في الکتاب و تحقق الشرايط علي وِفق السُّنَّة والکتاب بالوکالة والولاية راعيا فيه الخطاء والصواب ـ اداماللّه سلطنته و معدلته ـ و بعد رکن دولته الساع في الاموال المرضيه رکناللدولة الباقية بمحمد و آله خيرالبريّه. نمَّقَهُ العبد الجاني (محل مهر عاليجناب فضايل و معارف اکتساب افقهالفقهاء المجتهدين الوحيد في عصره الفريد في دهره آقاي حاجي ملاعبدالوهاب، زيد فضله و افضاله العالي.)
بسماللّه تعالي بعد تحقق الملک والانتقال من المصدر الاعلي عَلي نهج المسطور قد وقعت صيغة الوقف من معلمنا الاعظم و استادنا الافخم ما نُمِقَ فيه و سُطِرَ نَمَّقَهُ العبد. (محل مهر عاليجناب قدسي القاب فضايل و معارف اکتساب علاّمي فهّامي مقتدي الانامي آخوند ملاحسين پيشنماز پنجعلي (19) عليهالسلام.)
بسماللّه خيرالاسماء قد وقع الوقف علي ما سُطر کما سُطر من اشرف السلاطين و اعظم الملوک ـ اداماللّه تعالي ملکه و ايّام معدلته ـ اللهم بارک و زد في اجر هذا العمل واجعله من الباقيات الصالحات نَمَّقَه العبد (محل مهر عاليجناب فضايل و معارف اکتساب حقايق و دقايق ابواب نخبة الفضلاء العظام مقتديالانام آقاميرزا عبداللّه نايبالصدر (20) زيد فضله العالي.)
قد جري العقد الوقف المبارک کما رُقم في المتن بعد صدور الامر المطاع المنيع من الاشرف الاعظم الاکرم الارفع حماهاللّه تعالي بقربة العين و صانَه عن کل محذور و شين ـ (محل مهر عاليجناب فضايل و معارف اکتساب قدسي و قدوسي انتساب، جامع المعقول والمنقول، هادي الفروع والاصول، زبدة الفقهاء والمحققين، علامة العلماء والمجتهدين، آخوند ملاعبدالکريم ايرواني (21) مُدّظِلّه العالي.)
اين سند مربوط است به مصالحه درآمد دو دستگاه آسياب واقع در دهِ اَک از طرف مرحوم حاج ملاعبدالوهاب به عنوان متولي به مرحوم ميرزا حسن شيخالاسلام به عنوان مستأجر به مدت نود سال در برابر دو عدد اشرفي کشورستاني، به شرط آنکه دو عشر از مداخل از بابت حقالارض و حقّابه دو دستگاه آسياب مستمرا تسليم شود و به حواله متولي وقف صرف حقوق مباشر و مستحفظ آبِ نهر و رشته قناتِ اَک وقفي و حقابه رودخانه دَلي چاي و رودخانه شاريس که مختص شرب عمارات ديواني و محلات اطراف خيابان دولتي (محله خيابان) است برسد، تا در تابستان اهالي اماکن و محلات مورد اشاره دچار تنگي آب نگردند. اين سند را مرحوم شيخالاسلام و مرحوم حاج مُلاّعبدالوهاب مهر کردهاند و مرحوم شهيد ثالث آن را تسجيل کرده است.
سند حاضر سواد نسخه متعلّق به مرحوم شيخالاسلام است که دو فرزند مرحوم شهيد ثالث (مرحوم شيخ عيسي شهيدي و مرحوم شيخ فتحاللّه شهيدي) و نيز نواده شهيد، مرحوم حاج ميرزا نصراللّه شهيدي، بر صحت آن گواهي نوشتهاند.
بعدالحمد والصلوة نسختان، باعث بر تحرير و تسطير اين کلمات خيريت مقدمات آن است که چون قنات خيابان وقف بر دولتخانه و محلاّت ما تحت و اطراف آن بود (22) چندي قبل از اين خراب و مُنطمس و بعد به مساعي حضرت مستطاب عمدةالعلماء والفقهاء والمجتهدين، الوَحيد في عصره، اَلفريد في امره آقاي حاجي ملاّعبدالوهّاب مجت (23) ـ دام فضله العالي ـ آباد و آب آن از قنات اکِ وقفي (24)مَعَ حَقّابه از وادي دلُوچاي (25) و واديِ شاريس (26) به شهر و دولتخانه جاري ميگرديد و در ايّام تابستان نظر به طولِ مسافت و قلّت آب و نزولِ ايلات در ميان (27) و دو دهه تاش (28) و جوارِ نهرِ شاه ارخي (29) و تقلّبِ مُتقلّبين و سرقتکنندگان، آب بعضي اوقات منقطع ميگرديد و مستحفظ دائمي در اَکِ وقفي و مافوقِ آن ضرور داشت، بعد از تأمل کامل و ملاحظه بالغ مصلحتبينان اقتضا نمود دو حجر (30)طاحونه واقعه در اَکِ وقفي که به آبهاي مذکور دَوَران داشته دائر نمايند و مباشرين آن محافظت نهر و آب را نموده از قلّت و کثرت مُطّلع بوده نگذارند آب قطع شود. لهذا به عقد مصالحه صحيحه شرعيه شرطيّه واگذاشت عاليجناب مستغنيالالقاب، غوثالدّنيا والدين، غياثالاسلام والمسلمين، ناشرالاحکام الشريعه، مجتهدالعصر والزمان، وحيدالعصر والدّوران والزمان، آقاي حاجي ملاّعبدالوهاب مجتهد ـ دام فضله العالي ـ مِن بابِ التَّولية الشَّرعية کُلّ ارض و اعيان دو حَجَر طاحونه مخروبه واقعه در اَکِ وقفي را مَعَ مايحتاجُ اليه مِنَ المُتعلقات به عاليجناب شامخ الدَّرجات فضائل اکتساب، نُقاوة السّادات والاَشراف و سُلالة الفضلاء والاَنجاب، عمدة الاعاظم الاطياب، حاجي ميرزا حسن شيخالاسلام (31) از حالِ تحرير الي مُدّت نود سال کاملِ شمسي به مالالمصالحه دو عدد اشرفي کشورستاني (32) هزار ديناري هجده نخودي نقد به شرط اينکه دو عُشر از مداخل و منافع از بابت حقالارض والماء دو حجر طاحونه مستمرا بعد از آبادي تسليم نمايد و اخراجات طاحونه از حفر چاه و قيمتِ سنگ و طويله و ساير مايحتاج همه را متحمّل شده بعد از انقضاء مدّت مصالحه مزبوره اَعيان را مُفوَّض به وقف و متوليِ وقف سازد و يا قرار و بنايِ جديدي با متوليِ وقت گذارند و دو عشر حقالوقف را همه ساله در مدّت مصالحه بعد از وضعِ اخراجاتِ راونج (33) حسبالحواله عاليجناب معزياليه و يا متوليِ وقف صرفِ مباشر و مستحفظ آب و نهر و رشته قنات بنمايند و صيغه مصالحه شرطيّه بالعربيه والفارسيه به شرايط و قيود مزبوره جاري گرديد. و کان ذلک في چهارم اسد پارس ئيل خيريت تحويل من شهور سنه الف و مأتين و ثمانية و خمسين من الهجرة النبويه ـ عَلي هاجرها اَلف اَلف تحيّته و ثنيّه ـ سنه 1258. (محل مهر حاج ملاعبدالوهاب)
ادامه دارد ...
منبع :
