یک شنبه 5 اردیبهشت 1389  ساعت 6:11 PM
نامگذاري سال 1389 از سوي رهبر فرزانه انقلاب به‌نام «همت مضاعف و كار مضاعف» بيانگر واقعيتي است كه نشان مي‌دهد آنچه ضرورت امروز است، تلاش چند برابر براي آباداني ايران است.
سؤال اين است چرا فرهنگ كار و تلاش در ايران جدي گرفته نشد و عليرغم قدمت تمدني ايران و تأثيرگذاري ايرانيان بر غناي سرمايه فرهنگي جهان، آنچنان كه بايد و شايد در عصر حاضر كار و تلاش جدي گرفته نمي‌شود و «راحت‌طلبي» و به‌دست آوردن «گنج نابرده رنج» به‌عنوان يك مطلوب رايج شده است و حتي بسياري از افراد مي‌كوشند تا با به‌دست آوردن شبه‌مشاغل راحت اما پرسود، يكشبه ره صدساله را بپيمايند.
اين موضوع از گذشته به‌عنوان سؤالاتي در اذهان انديشه‌وران ايراني مطرح شده است و برخي از آنها نيز براي شناخت خلق و خويي كه فرهنگ كار و تلاش را جدي نمي‌گيرد، به نوشتن رساله‌هايي در آداب و سنن و خلق و خوي ايرانيان و شاكله هويت آنان پرداخته‌اند؛
اما هيچكدام از اين كتب (كه چكيده آنها فقط در مذمت افراطي و تخطئه فرهنگ خودمان بوده است)، راهكاري منصفانه براي رسيدن به يك نقطه تعادل ارائه نداده‌اند و فقط دائم تكرار مي‌كنند ما بعد از حمله مغول ديگر روي خوش نديديم.
ذكر اين چند عبارت كه بعد از حمله مغول و يا بعد از جنگ‌هاي ايران و روس ما دچار يك انحطاط شديم دردي را دوا نمي‌كند؛ چراكه بسياري از كشورها نيز به‌مراتب رخدادهايي چون حوادث تأسف‌بار و ويرانگر حمله مغول و... داشته‌اند اما توانسته‌اند خود را در مسير قابل‌قبولي از پيشرفت قرار دهند.
واقعيت اين است تا زماني كه فرهنگ متحول نشود نمي‌توان كاري از پيش برد و تحول فرهنگي از سنين ابتدايي آموزش شروع و در كوچه و خيابان تكميل مي‌شود و از طريق راديو و تلويزيون اين فرهنگ تعالي پيدا مي‌كند. تلاش فرهنگي و فرهنگ‌سازي، كار يكسال و 2سال نمي‌باشد و بايد بر آن مداومت داشت و به‌گونه‌اي عمل كرد كه در رفتار و تفكر افراد تجلي پيدا كند.
در اسلام فرهنگ كار و تلاش نوعي عبادت محسوب مي‌شود و تلاش براي خانواده و آبرومندي نوعي جهاد در راه خدا محسوب مي‌شود و از طرفي از معصومين روايت شده است؛ براي دنيايت چنان كار كن كه گويي مي‌خواهي دائما در دنيا زندگي كني و براي آخرت چنان فعاليت نما كه گويي فردا مي‌خواهي دنيا را ترك كني. اين دستورالعمل متعالي كه نمونه آن در كمتر مكتبي وجود دارد مي‌تواند مهم‌ترين راهبردي باشد كه ما را به مسير بهتري هدايت كند.
بنابراين تمركز تبليغات بايد بر ارزش كار و تلاش در اسلام و تقبيح كسالت و بيكاري باشد و از طرفي ثروتمند شدن بي‌زحمت و پول بادآورده و رانت‌خواري و اقسام مختلف آن مذموم و غيراخلاقي شمرده شود.
همچنين ارائه الگوهاي موفقي از كشورهايي كه با كار و تلاش توانسته‌اند پله‌هاي ترقي را سريع بپيمايند نيز مي‌تواند مطلوب باشد. پرهيز از شعارزدگي و احتراز از تفكرات منفي‌گرايانه كه يكسره بر نفي و دفع تأكيد مي‌كنند و شاكله هويت ايراني را زير سؤال مي‌برند از ضرورت‌هاست.
آنچه كه بايد مورد تأكيد قرار گيرد فرهنگ كار و تلاش است و جدي گرفتن هر كس از جانب خودش، در هر مسئوليتي كه قرار دارد و آن اينكه كاري را كه بر دوش دارد به‌نحو احسن انجام دهد تا فرهنگ كار جزئي از شاكله هويت ما درآيد و از مرحله شعار به رتبه شعور صعود كنيم و بدانيم تا زماني كه كار به‌عنوان يك فرهنگ درنيايد، نمي‌توانيم قله‌هاي پيشرفت را بپيماييم.
بنابراين اگر هر روز و هر ماه و هر سال را به‌نام كار مضاعف و همت مضاعف بناميم باز هم جايز است؛ چراكه تا زماني كه كار و كارآفريني جزء شاكله هويت ايراني نشود، بايد همتي مضاعف به‌خرج داد و فرهنگ‌سازي كرد.
 

 
 
محمدرضا جمالي


 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


یک شنبه 5 اردیبهشت 1389  ساعت 6:10 PM
در مقاله حاضر به مجموعه‌اي از اقدامات كه تمام كارآفرين‌ها براي پرورش و تشويق نيروي كار بايد انجام دهند اشاره مي‌شود. به عنوان يك كارآفرين مسووليت ايجاد تغييرات مثبت در محيط كار برعهده شماست و بديهي است كه تغييرات توسط نيروي انساني انجام مي‌شوند.
خلاصه
منابع انساني در قرن 21 از مهم ترين عوامل رشد كسب و كارهاي كوچك و بزرگ شناخته شده اند. بسياري از كشورها به سبب داشتن نيروي كار متخصص و البته زمينه مناسب كارآفريني توانسته اند به اقتصاد خود رونق داده و بنيان مستحكمي براي بهبود شاخص هاي كلان اقتصاد به وجود آورند.
به همين علت اكثر دولت ها در كشورهاي پيشرفته و در حال توسعه برنامه هايي براي تربيت نيروي انساني و هماهنگ كردن توانايي هاي آن ها با نيازهاي اقتصاد تدوين و اجرا كرده اند.
در مقاله حاضر به مجموعه اي از اقدامات كه تمام كارآفرين ها براي پرورش و تشويق نيروي كار بايد انجام دهند اشاره مي شود. به عنوان يك كارآفرين مسووليت ايجاد تغييرات مثبت در محيط كار برعهده شماست و بديهي است كه تغييرات توسط نيروي انساني انجام مي شوند.
• اهداف شركت را با كاركنان در ميان بگذاريد
كارآفرين ها پس از تعيين هدف براي كسب و كار خود يعني اهدافي كه مشخص، قابل اندازه گيري، دست يافتني و واقعي هستند بايد تا جايي كه به تحقق آن ها كمك مي شود كاركنان را از آن ها آگاه كنند.
ترتيبي دهيد كه تك تك كاركنان بدانند براي دستيابي به اهداف شركت چه اقدامي مي توانند انجام دهند. از اين طريق آن ها احساس مسووليت مي كنند و تشويق مي شوند نقش خود را به درستي ايفا كنند.
• وظايف شغلي كاركنان را به وضوح تعريف كنيد
هيچ كس نمي تواند كاري را كه سروته ندارد به درستي انجام دهد. ابهام در جنبه هاي گوناگون مهم ترين دشمن كسب و كارهاست. مشخص كنيد هر يك از كاركنان بايد چه وظايفي را انجام دهد. تا جايي كه امكان دارد شخصا درباره ميزان تاثير فعاليت ها و تلاش هاي هر يك از كاركنان در تحقق اهداف شركت با آن ها صحبت كنيد.
اگر نقش ها به وضوح توصيف نشده باشد تضاد، نااميدي و كاهش روحيه به وجود خواهد آمد. با تعريف واضح وظايف شغلي از بروز اين رويدادهاي منفي در محيط كار جلوگيري كنيد.
• برنامه اي تدوين كنيد كه كاركنان داوطلبانه در آن شركت كنند
نيروي انساني غير از حقوقي كه دريافت مي كند نياز دارد خود را براي جامعه مفيد احساس كند. با تشكيل گروهي از كاركنان داوطلب به انجام كارهاي عام المنفعه بپردازيد. كاركنان اين اقدام را حركت مثبت شركت براي كمك به ديگران قلمداد خواهند كرد. به اين ترتيب روحيه آن ها به شدت بالا خواهد رفت.
• در محيط مديريت كنيد
از اتاق خود خارج شده و كاركنان را در حال كار و فعاليت مشاهده كنيد. با آن ها صحبت كنيد تا بفهمند به كاري كه انجام مي دهند علاقه مند هستيد. اگر سال ها در اتاق كار خود با ورق ها و دفاتر و رايانه تان سروكله بزنيد هيچ نكته اي درباره روابط نيروي كار درك نخواهيد كرد.
بسياري از كسب و كارها به سبب ضعف تدريجي روابط نيروي كار با هم و خستگي آن ها از شغلي كه دارند دچار افول شده اند. با حضور در محيط كار نيروي انساني، نشانه هاي اوليه اين روندهاي منفي را شناسايي كرده و از ادامه آن جلوگيري خواهيد كرد. خود را براي پاسخگويي به پرسش هاي آن ها آماده كنيد. ترتيبي دهيد كه منبعي با ارزش براي آن ها باشيد.
• قبل از بروز منازعات منبع آن ها را شناسايي كنيد
از طريق گفت وگو با كاركنان مشخص كنيد چه موانعي بر سر راه آن ها در تحقق اهداف شركت و انجام وظايف ايشان وجود دارد. ابزارهاي كار، بودجه، روندها، رويه هاي مديريتي ممكن است جزو موانع شغلي آن ها محسوب شود.
وظيفه شما به عنوان يك كارآفرين و مدير، شناسايي اين موانع و رفع آن هاست. هرگز به موانع بي توجه نباشيد، زيرا تحقيقات نشان مي دهد زمان نه تنها به از ميان رفتن آن ها منجر نمي شود، بلكه به عمق آن ها مي افزايد. براي كاهش تنش ها از روش هاي موثر و ثابت شده استفاده كرده و محيط مثبت كاري به وجود آوريد.
• بر جوحاكم بر شركت نظارت كنيد
براي موفقيت بايد به روشني به نقاط قوت و ضعف كسب و كار خود آگاه باشيد. درباره كاركنان، رويه هايي مديريتي، تعاملات بين كاركنان، اهداف، نقش ها و وظايف، رفتار با كاركنان و... مي توانند جزو نقاط ضعف و يا قوت كسب و كار شما باشد. پيش زمينه هاي ذهني را درباره هر يك از اين موارد كنار گذاشته و از طريق مشاهده عيني به واقعيت پي ببريد.
نكته بسيار مهم اين است كه نظارت بر محيط كار بايد دايما انجام شود زيرا با تغيير برخي ويژگي ها در محيط كار يا جو حاكم بر محيط بازار ممكن است دگرگوني هايي در موارد بالا رخ دهد.
بنابراين هرگز تصور نكنيد اگر يك رويه قديمي اكنون صحيح است شش ماه يا يك سال بعد نيز صحيح خواهد بود. همچنين هر عاملي ممكن است بر ميزان رضايت نيروي انساني تاثير منفي بگذارد. حداكثر تلاش را صرف ارتقاي جو حاكم بر شركت كنيد.
• در تغيير سازمان از كاركنان كمك بگيريد
هنگامي كه نقاط ضعف شركت را تشخيص داديد تيمي براي رفع اين نقاط ضعف تشكيل دهيد. قبل از ايجاد تغيير گروه هايي از كاركنان را براي بحث درباره ضرورت تغيير سامان دهي كنيد.
هر چه كاركنان از ضرورت تغيير آگاه تر باشند، برنامه هاي تحول بهتر انجام خواهند شد. ترتيبي دهيد كه كاركنان در روند تغيير مشاركت داشته باشند. مشاركت باعث كاهش مقاومت در برابر تغيير خواهد شد و احساس مهم بودن را در بين آن ها ايجاد خواهد كرد.
• كاركنان برتر را شناسايي و تشويق كنيد
هر كس مايل است بداند چه وقت درست كار كرده و مديران از او راضي هستند. تشويق كاركنان برتر و كوشا نظام مثبتي را در شركت جا خواهد انداخت. بدون تشويق رفتارهاي عالي به تدريج از ميان خواهند رفت زيرا وقتي تفاوتي وجود ندارد كاركنان انگيزه اي براي تلاش نخواهند داشت.
ترتيبي دهيد كاركنان برتر بدانند شما از آن ها رضايت داريد و براي تلاش آن ها ارزش قايل هستيد. هر ابزاري براي تشويق مي تواند مفيد باشد.
• آموزش ركن ارتقاي توانايي كاركنان است
هرگز به شانس تكيه نكنيد. برترين مديران آن هايي هستند كه به آموزش كاركنان توجه مي كنند. براي برگزاري دوره هاي آموزشي متناسب با هر كارمند بايد توانايي هاي ويژه او را شناسايي كرده باشيد. به سبب تحولات سريع در حوزه هاي گوناگون، هرگز نمي توانيد بدون آموزش نيروي انساني خود ، در بلندمدت موفق باقي بمانيد.
بسياري از شركت ها چنين برنامه هايي را اجرا مي كنند. اگر شما بي توجهي كنيد آن دسته از نيروي كار شما كه به اين نوع برنامه ها علاقه مند هستند براي بهره مندي از آن ها محيط كار شما را ترك خواهند كرد و به منابع ارزشمند براي شركت هاي ديگر كه احتمالا رقيب شما هستند تبديل خواهند شد.
• جلسات تبادل افكار تشكيل دهيد
كاملا مفيد است اگر هر هفته ساعتي را به جمع شدن كاركنان و گپ زدن درباره موضوعات مختلف اختصاص دهيد. حس نزديكي در چنين محيط هاي غيررسمي بسيار شديد است.
اين جلسات مي تواند داخل يا خارج از محيط كار برگزار شود. در هنگام تعامل با نيروي كار فراموش نكنيد گذر كردن از مرزها، بيش از حد نزديك شدن به ايشان يا رعايت نكردن احترام آن ها كاملا نتيجه عكس در پي خواهد داشت.


 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


یک شنبه 5 اردیبهشت 1389  ساعت 6:10 PM
چه‌ جايگاهي‌ در مباني‌ ديني‌ و اعتقادي‌ مادارد؟ آيا فرهنگ‌ موجود كار در جامعه‌ ما بافرهنگ‌ ديني‌ و ملي‌مان‌ هماهنگ‌ و همخوان‌است‌؟ آيا دين‌ اسلام‌ ما را به‌ كار و كوشش‌ و تلاش‌دعوت‌ كرده‌ است‌ يا به‌ تن‌پروري‌؟ حقيقت‌ اين‌است‌ كه‌ هم‌ فرهنگ‌ ديني‌ ما و هم‌ فرهنگ‌ ملي‌ مامشوق‌ كار و كوشش‌ است‌ و فرهنگ‌ كار فعلي‌ ما باباورهاي‌ ديني‌ و ملي‌ متضاد است‌. پيامبرعظيم‌الشان‌ اسلام‌ حضرت‌ محمد مصطفي‌(صلي الله عليه و آله و سلم) دست‌ كارگر را مي‌بوسيد و از افراد بيكار و تنبل‌خشنود و راضي‌ نبود و همواره‌ در كاركردن‌ ازديگران‌ پيش‌ مي‌گرفت‌، اما وضعيت‌ امروز جامعه‌ما به‌ جايي‌ رسيده‌ است‌ كه‌ كار كردن‌ عيب‌ است‌ وبچه‌هاي‌ كارگران‌ و كشاورزان‌ ترجيح‌ مي‌دهند كه‌عنوان‌ كار پدر خود را جايي‌ اعلام‌ نكنند.
اين‌ درشرايطي‌ است‌ كه‌ ساير ملت‌ها به‌ خصوص‌ملت‌هاي‌ اروپايي‌ و مردم‌ غيرمسلمان‌ جهان‌ به‌شدت‌ براي‌ كار ارزش‌ قائل‌ هستند و در كار وكوشش‌ و عمل‌ به‌ دستورات‌ و توصيه‌هاي‌ قرآن‌مجيد و روايات‌ پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم‌) و ائمه‌ اطهار (عليهم السلام‌) درزمينه‌ كار از ما پيشي‌ گرفته‌اند.
? جايگاه‌ فرهنگ‌ كار در اسلام‌
يكي‌ از موضوع‌هايي‌ كه‌ هميشه‌ مورد تاكيددين‌ اسلام‌ قرار گرفته‌، بحث‌ كار و كوشش‌ و پرهيزاز بطالت‌ و مبنا قرار دادن‌ كار براي‌ شكوفايي‌استعدادهاي‌ انسان‌ و تربيت‌ اوست‌ و اين‌ امر هم‌در قرآن‌ و هم‌ در سنت‌ قابل‌ مشاهده‌ است‌.مرحوم‌ استاد مرتضي‌ مطهري‌ در كتاب‌ تعليم‌ وتربيت‌ در اسلام‌، يكي‌ از بهترين‌ راه‌هاي‌ تربيت‌افراد را كار مي‌داند و حديث‌ شريفي‌ از نبي‌ اكرم‌(صلي الله عليه و آله و سلم‌) نقل‌ مي‌كند كه‌(النفس‌ ان‌ لم‌ تشغله‌ شغلك‌)يعني‌ اگر تو خودت‌ را متوجه‌ كاري‌ نكني‌، نفس‌ تورا مشغول‌ به‌ خودش‌ مي‌كند.
بنابراين‌ از نظرمبنايي‌، ما آموزه‌هاي‌ گرانبهايي‌ درباره‌ كار داريم‌كه‌ متاسفانه‌ مانند بسياري‌ از آموزه‌هاي‌ ديگر ديني‌ما در كتابخانه‌ها مضبوط و كمتر در ميدان‌ عمل‌ به‌آن‌ توجه‌ شده‌ است‌. در قرآن‌ مجيد، آيات‌زيادي‌ درباره‌ ارزش‌ كار و تاكيد بر عمل‌ صالح‌وجود دارد. قرآن‌ به‌ شدت‌ انسان‌ را از حرف‌زدن‌هاي‌ بي‌عمل‌ منع‌ و همواره‌ تاكيد مي‌كند كه‌فضل‌ خدا نصيب‌ كساني‌ خواهد شد كه‌ اهل‌ جهد وكوشش‌ و تلاش‌ باشند. در آيات‌ ?? تا ?? سوره‌نجم‌ آمده‌ است‌: و اين‌ كه‌ براي‌ انسان‌ بهره‌اي‌ جزسعي‌ و كوشش‌ او نيست‌ و سعي‌ او به‌ زودي‌ ديده‌مي‌شود و سپس‌ به‌ او جزاي‌ كافي‌ داده‌ خواهدشد. در يكي‌ ديگر از آيات‌ آمده‌ است‌: آن‌ كسي‌كه‌ سراي‌ آخرت‌ را بطلبد و سعي‌ و كوشش‌ خود رابراي‌ آن‌ انجام‌ دهد، در حالي‌ كه‌ ايمان‌ داشته‌باشد، سعي‌ و تلاش‌ او پاداش‌ داده‌ خواهد شد.
(سوره‌ اسراء، آيه‌ ??)
براساس‌ يكي‌ ديگر از آيات‌ قرآن‌، هر كسي‌مسئول‌ كاري‌ است‌، كه‌ انجام‌ داده‌ و بايدعكس‌العمل‌ آن‌ را چه‌ خوب‌ و چه‌ بد پذيرا باشد.در آيه‌ ?? سوره‌ مدثر به‌ صراحت‌ اين‌ موضوع‌مطرح‌ شده‌ است‌ كه‌ هر كسي‌ در گرو اعمال‌خويش‌ است‌. آيه‌ ?? سوره‌ نحل‌ بيانگر اين‌مطلب‌ است‌ كه‌ هر كس‌ عمل‌ صالح‌ كند، خواه‌ مردباشد، خواه‌ زن‌، به‌ او حيات‌ پاكيزه‌ مي‌بخشيم‌ وپاداش‌ آنها را به‌ بهترين‌ اعمالي‌ كه‌ انجام‌ داده‌اند، خواهيم‌ داد.
? ارزش‌ كار در سنت‌
در روايات‌ است‌ وقتي‌ كه‌ پيغمبر اكرم‌ (صلي الله عليه و آله و سلم‌) ازجنگ‌ تبوك‌ برمي‌گشتند،(سعد) يكي‌ از انصار به‌استقبال‌ ايشان‌ آمد و با وي‌ مصافحه‌ كرد. حضرت‌ديدند كه‌ دست‌هاي‌ او زبر و خشن‌ شده‌ و پينه‌بسته‌ است‌، از وي‌ سوال‌ فرمودند چه‌ كار كردي‌ كه‌دست‌هايت‌ اين‌ قدر خشن‌ شده‌ است‌؟ سعدعرض‌ كرد يا رسول‌ا... زياد بيل‌ زده‌ام‌. چون‌مجبور بودم‌ براي‌ نان‌ زن‌ و بچه‌ام‌ كار كنم‌.حضرت‌ دست‌هاي‌ سعد را گرفتند و بوسيدند وفرمودند: اين‌ دستي‌ است‌ كه‌ در آتش‌ نخواهدسوخت‌. نظير اين‌ مطالب‌ در زندگي‌ پيامبر و ائمه‌اطهار زياد است‌. اين‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ كار وكارگري‌ در نزد اوليا خدا چقدر ارزش‌ و عظمت‌دارد.
? حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ (صلي الله عليه و آله و سلم‌) مي فرمايند:
كسي‌ كه‌ براي‌تامين‌ زندگي‌ خانواده‌اش‌ زحمت‌ مي‌كشد،همچون‌ كسي‌ است‌ كه‌ در راه‌ خدا جهاد مي‌كند -بر امت‌ خويش‌، بيش‌ از هر چيز از شكم‌ پرستي‌ وپرخوابي‌ و بيكاري‌ بيمناكم‌ - از رحمت‌ خدا دوراست‌ هر كس‌ كه‌ بار زندگي‌ خويش‌ را به‌ روي‌دوش‌ مردم‌ افكند - خداوند متعال‌ دوست‌ داردهنگامي‌ كه‌ يكي‌ از شما مسلمانان‌ كاري‌ را انجام‌مي‌دهد با دقت‌ لازم‌ كارش‌ را ارائه‌ دهد - آن‌كس‌ كه‌ از زحمت‌ و تلاش‌ و دسترنج‌ خويش‌خورد، در روز قيامت‌ مثل‌ برق‌ از پل‌ صراطمي‌گذرد.
? حضرت‌ علي‌ (عليه السلام‌) مي فرمايند:
برترين‌ كار آن‌ است‌ كه‌رضاي‌ خدا در آن‌ خواسته‌ شود - انسان‌ مومن‌هميشه‌ اوقات‌ مشغول‌ كار است‌ - كسي‌ كه‌ كار كند،نيرويش‌ افزون‌ گردد. روزي‌ها داراي‌ وسيعه‌ وسببي‌ هستند، بنابراين‌ در به‌ دست‌ آوردن‌ روزي‌،به‌ روش‌ خوب‌ و پسنديده‌ عمل‌ كنيد و نيكويي‌ رابكار بريد - خداوند انسان‌ داراي‌ شغل‌ و حرفه‌ كه‌امانتدار باشد را دوست‌ مي‌دارد - بر شما باد كه‌دست‌ از كار و تلاش‌ برنداريد چه‌ در حال‌ نشاط وچه‌ در حال‌ كسالت‌ - به‌ وسيله‌ كار و كوشش‌، ثواب‌و پاداش‌ بدست‌ مي‌آيد نه‌ با كسالت‌ و تنبلي‌ - به‌وسيله‌ كارهاي‌ شايسته‌ و نيك‌، درجات‌ وارزش‌هاي‌ انسان‌ها بالا مي‌رود - عمل‌ و كارمعرف‌ انسان‌ مومن‌ است‌ - هيچ‌ كس‌ از شما در راه‌خدا شب‌ را به‌ صبح‌ نرسانيد كه‌ با ارزشتر از كسي‌ كه‌براي‌ رفع‌ نيازهاي‌ خود و خانوده‌اش‌ تلاش‌مي‌كند - هر كسي‌ به‌ استقبال‌ كارها رود، داراي‌بصيرت‌ مي‌شود - از تاخير در كارها بپرهيزيد،همچنين‌ از دست‌ دادن‌ فرصت‌ انجام‌ كارهاي‌خوب‌، زيرا آن‌ موجب‌ پشيماني‌ خواهد بود -كسالت‌ و تنبلي‌ آخرت‌ را نابود مي‌كند.
? امام‌ جعفرصادق‌ (عليه السلام‌ مي فرمايند:
ملعون‌ است‌ كسي‌ كه‌ بار زندگي‌ خودرا بر دوش‌ ديگران‌ افكنده‌ باشد. در طلب‌ روزي‌خود سستي‌ نورزيد، زيرا پدران‌ شما زحمت‌مي‌كشيدند و تلاش‌ مي‌كردند تا آن‌ را به‌ دست‌آورند. با اعمال‌ خود دعوت‌ كننده‌ مردم‌ باشيد ونه‌ با زبان‌تان‌.
? امام‌ باقر (عليه السلام‌) مي فرمايند:
هرگز به‌ آن‌ چه‌ نزد خداوندمتعال‌ است‌ دست‌ پيدا نمي‌كنيد مگر به‌ وسيله‌عمل‌.
? ارزش‌ كار در فرهنگ‌ ملي‌ ما
كار در فرهنگ‌ ملي‌ ما نيز جايگاه‌ بسيار باارزشي‌دارد. ادبيات‌ ما مملو از مطالبي‌ است‌ كه‌ مشوق‌ ومويد پركار بودن‌ انسان‌ است‌. تعليم‌ و تربيت‌،اخلاق‌ و فرهنگ‌ ايراني‌ نيز همواره‌ بر اين‌ نكته‌تاكيد داشته‌ است‌ كه‌ كار سرمايه‌ جاوداني
انسان‌است‌. تا همين‌ چند سال‌ پيش‌ اكثر خانواده‌هاوقتي‌ بچه‌هاي‌شان‌ به‌ سن‌ و سال‌ نوجواني‌مي‌رسيدند، آنها را با كار و كارگري‌ آشنا مي‌كردندو اكثر دانش‌آموزان‌ و حتي‌ دانشجويان‌ تا دو دهه‌پيش‌ در ضمن‌ تحصيل‌ كار مي‌كردند و اين‌ يك‌افتخار بزرگ‌ براي‌ جوانان‌ و نوجوانان‌ بود كه‌خودشان‌ به‌ مرحله‌اي‌ از زندگي‌ رسيده‌اند كه‌مي‌توانند با كار كردن‌ روي‌ پاي‌ خود بايستند واستقلال‌ پيدا كنند.
اما متاسفانه‌ در سال‌هاي‌ اخيربا رواج‌ فرهنگ‌ سرمايه‌داري‌ در كشور آن‌ هم‌ ازكثيف‌ترين‌ نوع‌ سرمايه‌داري‌ يعني‌ سرمايه‌داري‌تجاري‌ (نه‌ سرمايه‌داري‌ صنعتي‌) كه‌ متكي‌ بردلالي‌ و واسطه‌گري‌ و ربا و نزول‌خوري‌ و زندگي‌انگلي‌ است‌، شرايطي‌ پيش‌ آمد كه‌ كار و كارگري‌در اذهان‌ عمومي‌ ننگ‌ و عار قلمداد شد. نصرا...كوهي‌) يكي‌ از كفاشان‌ دست‌ دوز قديمي‌ در اين‌رابطه‌ مي‌گويد:(زماني‌ كه‌ ما وارد اين‌ كار شديم‌هم‌ درآمد اين‌ كار كفاف‌ زندگي‌ ما را مي‌كرد و هم‌اين‌ كه‌ اعتبار و منزلت‌ اجتماعي‌ اين‌ كار بالا بود،اما متاسفانه‌ امروز شرايطي‌ حاكم‌ شده‌ است‌ كه‌ نه‌درآمد كاري‌ اين‌ نوع‌ كارها خوب‌ است‌ و نه‌ اعتبارو منزلت‌ آن‌ و به‌ همين‌ دليل‌ جوانان‌ زيربار اين‌نوع‌ كار ها نمي‌ روند.
منبع: www.aftab.ir


 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


یک شنبه 5 اردیبهشت 1389  ساعت 6:09 PM
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: صنعت و معدن


در شرايطي كه امسال به "همت مضاعف، كار مضاعف" نام‌گذاري شده است، بايد ديد که آيا دسترسي به اين هدف والا با توجه به تعداد روزهاي تعطيل موجود در تقويم سالانه كشور چگونه ممكن است؟

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، تعطيلات واژه‌اي است كه بنگاه‌هاي صنعتي و توليدي بويژه در دوران رونق كاري چندان از آن خوششان نمي‌آيد و اين واژه براي آن‌ها مساوي است با توقف خط توليد، بيكاري كارگران، و به تبع آن كاهش سطح توليد هزينه‌هاي سربار اضافه.

اگرچه در همين حال نيروهاي كار اغلب از تعطيلات استقبال كرده و مشتاق آن هستند و اين وضعيت معمولا در مواردي باعث بروز اختلاف نظرهايي بين كارفرما و كارگر مي‌شود.

در كشور ما بويژه اين موضوع مشهودتر از بسياري از ساير كشورهاست. ايران به گواه بررسي‌هاي انجام شده داراي يكي از بيشترين روزهاي تعطيل در تقويم سالانه خود بوده و اين موضوع بويژه براي بخش صنعت و توليد كشور گران تمام شده است.

طي سال‌هاي اخير اظهار نظرهاي زيادي درباره پايين بودن بهره‌وري نيروي كار در كشور از سوي كارشناسان مختلف ارايه شده است؛ با اين وجود كارهاي عملي انجام شده براي افزايش بهره‌وري نيروي كار كشور کارايي چندان زيادي نداشته، چرا كه هر بار تلاشي در اين زمينه انجام شده، به يكباره تعطيلات چندين روزه از راه رسيده و دوباره روز از نو و روزي از نو!

نكته جالب اينجاست كه بسياري از نيروهاي كاري كشور نيز وقتي دقيقا به مساله نگاه مي‌كنند، معمولا از تعطيلات زياد بيزار بوده و آنان نيز دوست دارند با كار بيشتر پول بيشتري به دست آورند. با اين وجود سيستم موجود نه به آن‌ها اجازه انجام كاري مي‌دهد و نه به كارفرمايشان. اين همان وضعيتي است كه به خوبي نقش تصميم گيري هاي دولتي را در سياست‌گذاري‌هاي مربوط به تقويم سالانه كشور نشان مي‌دهد.

* *20 درصد از روزهاي امسال تعطيل است

در تقويم سال 1389 كشور نيز حدود 80 روز تعطيل وجود دارد كه البته 52 روز جمعه هستند. اين رقم مربوط به روزهاي تعطيل رسمي و جمعه هستند كه روزهاي تعطيل يا نيمه تعطيل پنجشنبه را هم بايد به آن افزود، اما در كشور ما واژه منحصر به فرد ديگري نيز وجود دارد به نام بين تعطيلي! يعني روزهايي كه بين روزهاي تعطيل واقع مي‌شوند، هرچند گاهي نه به صورت رسمي، اما عملا به تعطيل كشيده مي‌شوند. گاهي هم كه تصميم‌گيري‌هاي مراجع مربوط، به افزايش تعطيلات به‌واسطه تعطيل اعلام كردن يا مجاز اعلام كردن مرخصي در روزهاي موسوم به بين‌التعطيلين نيز انجاميده است.

در هر حال اين اعداد و ارقام نشان مي‌دهد كه دست‌كم 20 درصد از روزهاي امسال تعطيل خواهند بود كه اين رقم البته باز هم بدون محاسبه روزهاي بين تعطيلي و پنجشنبه است. در سال گذشته نيز در تقويم كشور تقريبا چنين وضعيتي وجود داشت، اما در برهه‌اي تعداد روزهاي بين تعطيلات به طور عجيبي به شدت زياد شد و حتي يك بار نيز يك هفته وسط سال عملا تعطيل شد.

* * وزارت صنايع و معادن كاري کند

اما در حالي كه وزارت صنايع و معادن به عنوان متولي بخش صنعت و توليد در كشور وظيفه حمايت از اين بخش را به عهده دارد، از شواهد پيداست كه مسوولان اين وزارتخانه تاكنون براي كاهش روزهاي تعطيل در تقويم كشور و كمك به بخش صنعت در اين زمينه نتوانسته‌اند كار خاصي انجام دهند.

اگرچه تصميم‌گيري نهايي در زمينه كاهش روزهاي تعطيل در تقويم كشور به عهده نهادهاي بالاتر است، اما وزارت صنايع و معادن حداقل مي‌تواند پيشنهادي مبني بر كاهش روزهاي تعطيل در تقويم كشور ارايه دهد و گامي در جهت حمايت از بخش توليد و صنعت در كشور بردارد. در اين بين وزارت كار هم براي كاهش تعداد روزهاي تعطيل در سال، كار خاصي انجام نداده است.

* * پول نفت ما را تنبل كرده

وجود تعطيلات بيش از حد در تقويم باعث شده تا اظهارات كارشناسان را درباره اين‌كه پول نفت ايراني‌ها تنبل كرده است را بپذيريم. در حالي كه در ژاپن از همان ابتدا به كودكان ياد داده مي‌شود كه اين كشور هيچ‌گونه منابعي ندارد و افراد براي پيشرفت بايد كار كنند، اوضاع در ايران كاملا متفاوت است؛ در كتاب‌هاي درسي ما از همان دوران ابتدايي به بچه‌ها تاكيد مي شود كه خوشبختانه ما داراي سرزميني حاصلخيز، زرخيز و آكنده از منابع خداداي هستيم و متاسفانه از همين طرق، كار معناي خود را در فرهنگ چند هزار ساله ايراني از دست داده است.

نتيجتا اگر كار كردن زماني در ايران افتخار به شمار مي‌رفت و درآمد حاصل از كار در اولويت بعدي قرار داشت، به نظر مي‌رسد كه امروز اوضاع تاحدودي فرق كرده و درآمد حاصل از كار در اولويت قرار گرفته است و اين‌كه از چه جنسي باشد، زياد مهم به چشم نمي‌آيد. همين وضعيت باعث شده كه فعاليت در بخش‌هايي مانند دلالي و واسطه‌گري كه به ناحق درآمد بيشتري دارند، افزايش يابد.

به گفته صنعتگران، در چنين شرايطي شايسته سالاري نيز در برخي موارد جايگاه خود را در سيستم كاري از دست داده و همين عامل باعث شده كه حتي افراد مايل به كار نيز روحيه خود را از دست داده و در مقابل تعطيلي‌هاي زياد بي‌تفاوت باشند.

به گفته آنان، اين در شرايطي است كه متاسفانه بحث استفاده از فن‌آوري اطلاعات نيز در كشورمان به طور کامل جا نيفتاده تا افراد بتوانند در روزهاي تعطيل دست‌كم از منزل خود برخي كارهاي شان را انجام دهند كه اين ضعف بر مشكلات كنوني دامن زده است.

* * اگر پول نفت نداشتيم...

به هرحال شايد براي حل معضل تعطيلي‌هاي بيش از حد در تقويم ايراني به عزم ملي نياز باشد، اما آن‌چه در اين بين واضح است، اين است كه اگر ما نفت نداشتيم قطعا به حال امروز دچار نمي‌شديم.

به نظر مي‌رسد كه اگر پول نفت نداشتيم، آن‌گاه براي فرهنگ كار ارزش قائل مي‌شديم و توليد و صنعت در ايران شان بيشتري پيدا مي‌كرد. اگر پول نفت نداشتيم، وقت واقعا برايمان طلا مي‌شد و اقتصاد كشور را با تعطيلي‌هاي بيش از حد فلج نمي‌كرديم.

بايد اين حقيقت تلخ را بپذيريم كه تاكنون بسياري از مشكلات مانند تحريم‌ها، بحران مالي جهاني و پايين بودن بهره‌وري نتوانسته به طور كامل مانع حركت اقتصاد ايران شوند، اما معضلي به نام تعطيلات زياد قطعا در صورتي كه براي حل آن فكري نشود، مي‌تواند اثرات اقتصادي جبران ناپذيري را براي كشورمان به همراه داشته باشد.
 
 


 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


یک شنبه 5 اردیبهشت 1389  ساعت 6:07 PM
5. نظام اخلاقى دينى و هماهنگى با كار اقتصادى
در نظام اخلاقى اسلام به مواردى از خصوصيات مثبت اخلاقى تأكيد شده و گاه اين موارد، منافى كار اقتصادي‏قلمداد مي‏شود. برخى از اين اخلاقيات عبارتند از توكّل، زهد و ترك دنيا، صبر بر مصيبت‌ها و بلايا، قناعت. اكنون توضيح مختصرى درباره هر يك خواهيم داد تا ارتباط آن با كار اقتصادى و گسترش توليد جامعه مشخّص‏ شود.
1-5. توكّل‏
توكّل تضمين الاهى است براى كسى كه حامى و پشتيبان حقّ است به اين معنا كه انسان به آن‌چه مقتضاى حق‏ّ است عمل، و در اين راه به خدا اعتماد كند. خداوند به همه اعلام كرده، هر كس راه حق را پيش گيرد، به نتيجه ‏مي‏رسد و خداوند نتيجه را تضمين، و از راهروان طريق حق حمايت مي‏كند؛ يعنى در اعمال بايد در راه حق كوشيد و از راه خداوند منحرف نشد و به حمايت او اعتماد كرد.
معناى توكّل، تعطيل كردن قوا و اعتماد به خدا كه او به جاى شخص عمل انجام دهد نيست. كار نكردن وسكون، تضمين الاهى را در پى ندارد. در آيات قرآن. توكّل در موردى مطرح شده كه مسلمان امر خطيرى را بايد انجام ‏دهد و خداوند دلهره و نگرانى او را با ايجاد اطمينان معنوى از بين مي‏برد. مؤمن، وكالت خدا را كافى مي‏داند و اعتماد به او را بر اعتماد به ديگران ترجيح مي‏دهد: «وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَي‏ءٍ قَدْراً»(طلاق (65): 3). اين آيه به مسلمان تذكّر مي‏دهد كه بايد در امر مربوط به خانواده، قوانين الاهى را مراعات كند تا عاقبت خير براى او پديد آرد. مسلمان با فارغ شدن از خود و تمايلات نفسانى فقط به حقيقت اعتماد مي‏كند. غير متوكّل بر خدا، كسى است كه به‌سبب عدم سرپرستى خداوند به حال خود رها، و از طريق حق منحرف ‏شده است. «إنَّ أَبْغَضَ الْخَلاَئِقِ إِلَى اللَّهِ رَجُلاَنِ رَجُلٌ وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَى نَفْسِهِ فَهُوَ جَائِرٌ عَنْ قَصْدِ السَّبِيلِ مَشْعوفٌ بِكَلاَمِ بِدْعَةٍ...» (الرضى، 1359: خطبه 17، 59). چنين كسى به سبب پيمودن راه خدا و عدم توكّل و اعتماد به اوبه دنبال هواى نفس گمراهى را مي‌پيمايد و از هدايت‌هاى حق در راه زندگى محروم مي‏شود. پيامبران الاهى در جريان‏ دعوت مردم به دين مي‏فرمودند: إِن نَّحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ وَلكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلَي‏ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَمَا كَانَ لَنَا أَن نَّأْتِيَكُم‏بِسُلْطَانٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ وَمَا لَنَا أَلاَّ نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَي‏ مَا آذَيْتُمُونَا وَعَلَى اللَّهِ ‏فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ (ابراهيم (14): 11 ـ 12). پيامبران در مقام صبر بر آزار مشركان، هدايت الاهى و وظيفه تبليغ را انجام مي‏دادند و بر خدا اعتماد مي‏كردند. با توكّل عوامل سست كردن اراده نابود مي‏شود (مطهرى، 1359: 112). همچنين خداوند به پيامبرصلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم دستور مي‏دهد كه با مؤمنان در امور مشورت كن و آن‌گاه كه‏ تصميم و عزم بر كارى گرفتى، بر خدا توكّل نما: «فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَي‏اللَّهِ إِنَّ‌اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ» (آل‏عمران‏(3): 159).
توكّل مربوط به مقام كار و تصميم‏گيرى مهّم اجتماعى است.
2-5. زهد، قناعت و ترك دنيا
از ويژگي‌هاى پسنديده مؤمنان خدا بي‏اقبالى به دنيا و زخارف آن است. به همان اندازه كه دين مردم را به آخرت وحقيقت سوق مي‏دهد، از دنيا و زينت آن گريز مي‏دهد؛ امّا معناى زهد و ترك دنيا اين نيست كه شخص در امور دنيايي‏مثل كسب مال و توليد كالا و... فعّال نباشد. اهل دنيا كسى است كه هدفى جز دنيا ندارد: «لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَاه الدُّنْيَا» (نجم (53): 29). آن‌كه علاقه به مال و زن و فرزند، او را از راه خدا باز دارد، اهل دنيا است؛ امّا آن‌كه از تمام‏ تنعّمات دنيايى براى گسترش راه حق استفاده مي‏كند، اهل آخرت، و عمل او ستوده است. علاقه به فرزند باعث نمي‏شود كه اگر مانع راه حق شد، او را نراند يا ادب نكند. آن‌كه در كسب مال، هر راهى را برگزيند و به حلال وحرام آن توجّه نكند، اهل دنيا است. انسان ذاتاً دوستدار لذّت‌هاى دنيايى است؛ ولى برخى آن‌را بر امر الاهى ترجيح‏مي‏دهند. در مقابل، گروهى دنيا را مسجد و مزرعه آخرت مي‏كنند.
قناعت هم كه از ويژگي‌هاى مؤمنان و خردمندان به‌شمار مي‌رود، معناى درست مصرف كردن و جلوگيرى از اسراف و تبذيرمال است نه آن‌كه در بُعد توليد بايد قناعت، و كم توليد كرد؛ البتّه هر گاه كارى با امور معنوى تزاحم يافت ومشغول شدن بيش از حدّ به آن باعث ضرر معنوى به شخص شد، بي‏شك دين مبين ضرر معنوى را قابل مقايسه باعقب‏افتادگى اقتصادى نمي‏داند و مانع دورى انسان از ارتقاى روحى مي‏شود.
زهد به معناى كم مصرف كردن براى بازده بيش‌تر است. دنيايى كه زاهد آن را ترك مي‏كند، سرگرم‏شدن به تنعّم وتجمّل و دور افتادن از كمال انسانى است. دعوت به زهد در دين، به معناى ترك تلاش و كار و ساختن دنياى آباد ومستقل نيست. روايات فراوانى را در مباحث آينده ذكر مي‏كنيم كه همگان را به كار فرمان داده است. سرور زاهدان‏ عالم بيش از همه كار و تلاش اقتصادى انجام مي‏داد و استفاده از خانه گسترده را در جهت خيررسانى به همنوعان ودستگيرى بيچارگان امر آخرتى مي‏دانست (مطهرى، 1354: 216 ـ 217؛ رضى، 1395: خطبه 209، ‏324)؛ البتّه گاه شخصى به جهت مسؤوليتى كه بر عهده دارد، بايد در مصرف به حدّاقل ممكن بسنده كند؛ زيرا امور مهمّى وجود دارد كه در اجتماع بايد مراعات شود. همچنين گاه براى كسى تحصيل علم واجب مي‏شود؛ از اين رو به جهت تزاحم‏ كار اقتصادى با كار مهم‌تر مجبور است از كار اقتصادى دست بكشد و به گسترش دين بينديشد و كار سخت‌تر را انجام‏ دهد، نه اين‌كه بيكار بماند.
زاهد مصرف خود را كم مي‏كند تا زمينه ايثار و كمك به غير براى او فراهم شود. از لذت‌هاى دنيايى دست مي‏شويد تا به‏ديگرانى كه نيازمند هستند، كمك كند و نيازمندان جامعه را تأمين كند. نه آن‌كه در افزايش درآمد و توليد كوتاهي‏ مي‏كند؛ بلكه هر چه مي‏تواند فعّاليت دارد؛ ولى به آن دل نمي‏بندد. گاه زهد به‌سبب همدردى با ديگر افراد است. مؤمن در استفاده از نعمت‌ها زهد مي‏ورزد تا همدردى خود را با ديگران نشان دهد. همان‌طور كه گفته شد، اين هدف زهد براى زمامداران نقش اساسى دارد و گاه براى آزادگى و نفى هر گونه وابستگى است. بهره‏مندى از حلال به هرصورت نوعى دلبستگى را براى انسان پديد مي‏آورد و آزادگى و آزادى او را تحت شعاع قرار مي‏دهد. به همين جهت، ‏پيامبران و اولياى دين خفيف‏المؤونه و سبك خرج بودند. زهد زمينه بهره‏مندى لذّات معنوى نيز هست. امور پيشين ‏اهداف زهد مثبت است، نه آن‌كه زهد زمينه تن‏پرورى و كسالت باشد (ر.ك: مطهرى، 1359: 160 ـ 170؛ همو، 1365: 125 ـ 175؛ همو، 1354: 210 ـ‌ 254؛ رضايى، 1380).
3-5. صبر بر بلا و رضا به قضاى الاهي‏
با توجّه به آيات و روايات روشن مي‏شود اين سجيّه اخلاقى هم مانند توكّل براى كسى ستوده است كه در صحنه ‏عمل و زندگى با همه كوششى كه دارد، گاه به نتيجه دلخواه نمي‏رسد. از آن‌جا كه انسان نمي‏تواند مجموع عوامل‏ مؤثر بر طبيعت و دنيا و روحيات انسان‌ها را در اختيار خود بگيرد، گاه با همه زحمت، انتظار او برآورده نمي‌شود و خلاف‏ خواسته او رخ مي‏دهد، در اين‌جا بايد تن به اين علل و اسباب بدهد، از اين رو حسين‏بن‏علي‏عليه‌السلام در صحنه جهاد در سخت‏ترين وضع پس از تحمّل شدايد بسيار، جمله «رضى بقضائك» را بر زبان راند و به ياران خود صبر را توصيه ‏مي‏كرد. دستور به صبر و امر به تحمّل شدايد در مسير فعّاليت است. خداوند به پيامبر مكرّم اسلام مي‏فرمايد:
فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ (احقاف (46): 35).
پيامبران بزرگ خداوند در راه تبليغ پيام الاهى از معاندان وبي‏خبران آزار فراوان مي‏ديدند و در آن راه صبر پيشه ساختند. با صبر، ثمره فعّاليت به‌دست مي‏آيد. باغبان با تحمّل زمستان و رسيدگى به درختان، ثمره درخت را مي‏چيند. خداوند در آيات متعدّد به مجاهدان در ميدان نبرد، دستور صبر مي‏دهد و با صبر، هر نفر مؤمن، بر ده نفر غالب مي‏شود. (انفال (8): 65‌ـ 66؛ بقره (2): 249؛ آل‏عمران (3): 120، 125). همچنين از دعاهاى مؤمنان اين جمله است:
رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْراً وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا (بقره (2): 250).
مؤمن از خداوند در مقام ثبات قدم، صبر مي‌طلبد. در موقعى كه بايد سختى را تحمّل كرد و از عمل و فعّاليت خسته نشد، صبر مي‏طلبد و آن‌گاه كه توان تغيير اوضاع و چاره‏اى جز تحمّل‏ مصيبت و بلا را ندارد، به صبر استقامت مي‏جويد و فعّاليت را ادامه مي‏دهد.
6. اسوه‏هاى عملى
ارزش كار اقتصادى در متون دينى چنان است كه برترين انسان‌ها به آن مي‏پرداختند. آيات و احاديث، از آدم تا خاتم را به صورتى معرفّى مي‏كند كه براى تأمين زندگى، كار اقتصادى داشتند.
امام صادقعليه‌السلام فرمود: آن‌گاه كه آدم به زمين هبوط كرد، نيازمند به غذا و آشاميدنى شد. مشكل را با جبرئيل‏ طرح كرد. جبرئيل گفت: كشاورزى كن (كلينى، 1362: ج 5، 28)، و فرمود: خداوند روزى پيامبران را در كشت و زراعت (دامداري) قرار داد تا هيچ‌گاه از باران ناخرسند نباشند. (همان). شغل شبانى را همه انبيا انجام مي‏دادند تا چگونگى راهبرى انسان‌ها را بياموزند (مجلسى، 1374: ج 11، 15؛ هندى، 1409: ج 4، 11).
درباره پيامبر اسلام روايات دلالت دارد كه افزون بر شبانى گوسفندان در اطراف مكّه، به تجارت هم‏مي‏پرداخت. قبل از نبوّت در جايگاه عامل تجارى، در كاروان حضرت خديجه فعّاليت داشت و پس از بعثت، گاه براي‏تأمين زندگى خريد و فروش مي‏كرد (كلينى، 1362: ج 5، 75؛ هندى، 1409: ج 4، 11؛ مجلسى، 1374: ج 16، 9؛ ج 17، 308)؛ و گاه نهال مي‏كاشت (كلينى، 1362: ج 5، 74).
زندگى امير مؤمنانعليه‌السلام مشحون از مواردى است كه براى تأمين زندگى به كار رو مي‏آورد. از حضرت نقل‏شده است كه روزى گرسنگى شديدى به من دست داد. در اطراف مدينه در جست‌وجوى كار بر آمدم. به زنى برخوردم كه‏كلوخ براى گل كردن جمع كرده بود. قرار گذاشتم كه در مقابل هر خشت، يك دانه خرما مزد بگيرم. شانزده عدد ساختم‏ تا آن‌كه دستانم تاول زد؛ آن‌گاه شانزده دانه خرما گرفتم و به خدمت پيامبرصلّي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلّم رسيدم و با من از آن خرما خورد (حكيمى، 1408: ج 5، 324). حضرت از مال و زحمت بازوى خود هزار برده آزاد (كلينى، 1362: ج 5، 74)، و باغ‌هاى بسيارى احداث كرد. چاه‌هاى متعدّدى پديد آورد و به آب رساند و آنان را در راه خدا وقف كرد (طوسى، 1401: ج 9، 148؛ كلينى، 1362: ج 5، 75). هر گاه از جهاد فارغ مي‏شد، براى ‏آموزش به مردم و داورى بين آن‌ها فرصت مي‏يافت و آن‌گاه كه فراغت مي‏يافت، در باغ خود كار مي‏كرد، در حالى كه‏ ذاكر خدا بود (حكيمى، 1408: ج 5، 344). امام سجادعليه‌السلام هر صبح براى طلب رزق از منزل بيرون مي‏رفت. به او‏ گفته شد كجا مي‏روي؟ فرمود: براى گرفتن صدقه خدا براى خانواده‏ام مي‏روم؛ هر كس طلب مال حلال كند، به منزله كسى است كه خداوند به او صدقه داده است (حرّ عاملى، 1383: ج 12، 43؛ ر.ك: حسينى، 1380: 286 ـ 301).
امام صادقعليه‌السلام نقل مي‏كند كه محمّد بن منكدر مي‏گفت‏: گمان نمي‏كردم از على بن‏الحسينعليهما‌السلام فرزندى برتر از اوبه جا بماند تا آن‌كه روزى محمد بن عليعليهما‌السلام را در اطراف مدينه در گرماى شديد ديدم كه بر دو غلام خود تكيه كرده ‏است. با خود گفتم، سبحان‏اللَّه بزرگى از بزرگان قريش در اين وقت و با اين وضعيت در طلب دنيا و كسب مال است؛ او را موعظه خواهم داد. سلام كردم و او در حالي‌كه عرق از سر و رويش مي‏ريخت؛ پاسخ داد. گفتم خداوند خيرت ‏دهد. تو بزرگ قريش با اين وضعيت در اين موقع، اگر هم اكنون مرگت فرا رسد، چه مي‏كنى و چه پاسخى در مقابل ‏خداوند خواهى داشت. فرمود: اگر مرگم در اين حال رسد، در حال اطاعت و بندگى خدا هستم. خود و خانواده‏ام‏ را از تو و مردم بي‏نياز مي‏سازم. من مي‏ترسم كه مرگم فرا رسد و در حال معصيت باشم (كلينى، 1362: ج 5، 73 ـ 74).
امام صادقعليه‌السلام به ياران سرمايه مي‏داد تا با آن كار كنند و گاه در باغ با بيل راه آب را باز مي‏كرد؛ در حالي‌كه هوا به‌شدت گرم بود. و مي‏فرمود: دوست دارم شخص براى كسب روزي‏ از حرارت خورشيد به سختى بيفتد (همان، 76 ـ 77).
يكى از اصحاب امام كاظمعليه‌السلام حضرت را در حال كار در زمين مشاهده كرد؛ به‌گونه‏اى كه پاهايش غرق در عرق‏ بود. به اوگفت: غلامان و كارگران كجايند؟ (چرا خود را به زحمت انداخته‏اي؟) فرمود: اى علي! كسانى با دستانشان بر زمين كار كرده‏اند كه از من و پدرم بهتر بوده‏اند. گفتم آنان كيانند. فرمود، رسول خداصلّي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلّم اميرمؤمنان و پدرانمعليهم‏السلام تمام آن‌ها با دستان خود كار مي‏كردند و اين از شيوه پيامبران و رسولان و اوصيا و صالحان است (همان: ج 5، 75 ـ 76). سلمان فارسى صحابى بزرگ پيامبر زمانى كه فرماندار مدائن بود، با بافتن زنبيل و فروش آن زندگى خود را اداره مي‏كرد و مي‏فرمود: دوست ندارم جز از دسترنج خود بخورم (ابن ‏ابي‏الحديد، 1404: ج 18، 35).
موارد پيشين و ديگر احاديث (رضايى، 1377: 27 ـ‌ 37) به صراحت بيان مي‏دارد كه اولياى دين با اين‌كه براى ‏آن‌ها امكان داشت يا برخوردارى از كمك ديگران و تأمين مالى زندگى كار اقتصادى انجام ندهند، با اين باور كه كاراقتصادى امرى مطلوب است، آن‌را انجام مي‏دادند و اين، نشانه مطلوبيت و ارزش ذاتى كار در نظام دينى است كه توضيح بيش‌ترى درباره‌اش خواهيم داد.
7. مطلوبيت و ارزش ذاتى كار اقتصادى
انجام كار بدنى سخت است و به صرف انرژى نياز دارد. بدن با كار خسته مي‏شود و براى رفع‏خستگى نيازمند استراحت و كسب انرژى دوباره است؛ از اين رو گفته مي‏شود كار برخلاف مطلوبيت است و آن‌چه براى انسان‏ مطلوبيت دارد، استراحت و فراغت و انجام تفريح است. آن‌چه انسان به‌طور طبيعى به آن روى مي‏آورد، راحتى است و طبع‏ بشر از انجام كار دورى مي‏كند. فقط زمانى به كار روى مي‏آورد كه كار درآمدزا باشد. از آن‌جا كه درآمد، باعث توان خريد كالا و خدماتى مي‏شود كه براى انسان لذّت مي‏آورد و او را از سختى و درد و رنج راحت مي‏سازد، درآمد مطلوبيت‏ دارد. براى كسب درآمد راهى جز كار كردن نيست؛ بنابراين، كار، مورد توجّه انسان نيست؛ ولى به جهت درآمدزا بودن‏، انسان به آن رو مي‏آورد. به طور معمول، اين مطلب فرض اوّليه در استخراج منحني‌هاى عرضه نيروى كار است. منحني‏ بي‏تفاوتى شخص بين مقدار درآمد و استراحت ترسيم مي‏شود و چون مجموع استراحت و ساعات كار به‏ ساعات شبانه‏روز محدود است، تعيين ساعات استراحت به تعيين ساعات كار مي‌انجامد. شايد غيرمطلوب بودن كار در ابتدا صحيح به نظر آيد. برخى قائل هستند:
در انديشه فلاسفه يونان قديم و آثار افلاطون و ارسطو، كار فعّاليتي‏ از نوع پست و تحقيرآميز تلقّي مي‏شد.
چون كار بدنى بر عهده بردگان بود، از اين رو به تداعى انجام دهندگان آن ‏فعّاليت پست به شمار مي‏آمد. خوار شمردن كار در يونان باستان از اين ناشى مي‏شود كه فعّاليت براى زنده ماندن يكي‏از وجوه مشترك حيوانات و انسان‌ها است. داشتن برده‏ها كار را از شرايط زندگى انسان آزاد حذف مي‏كند. ميل به ايجاد فاصله با زندگى حيوانى موجب شد كه يونانيان قديم، اهميّت چندانى براى وسايل معيشت و به طور كلّى ثروت مادّى ‏قائل نشوند. آن‌ها در واقع جنبه مادّى زندگى را تحقير مي‏كردند و شأن را در زندگى سياسى معنوى و انديشمندانه‏ مي‏پنداشتند. اين نگاه به كار تا دوران جديد ادامه مي‏يابد. در ديد قدما انسان يك حيوان فكر كننده است و غايت ‏انسان در فعّاليت فكرى است و در دوران جديد، انسان را حيوان كار كننده تصوّر مي‏كردند كه با كار كردن، سرنوشت و سعادت (رفاه) خود را به وجود مي‏آورد. توليد ثروت‌هاى مادّى كه براى قدما پست و تحقيرآميز بود، از ديدگاه‏ متجدّدين خصلت مهمّ جامعه متمدّن است؛ البتّه با اين‌كه كار بدنى نزد قدما دون شأن تلقّى مي‏شد، گاه در مواردى به‏شدّت آن‌را توصيه مي‏كردند؛ زيرا مصلحان اجتماعى، نبود فعّاليت و بيكارى را منشأ فساد مي‏شمردند؛ از اين رو كاربدنى را براى كسانى كه قادر به فعّاليت‌هاى فكرى (سياسي) نبودند، لازم مي‏دانستند. تأكيد كليساى قرون وسطا بركار كردن، ناشى از اين دورانديشى اخلاقى بود؛ در اين‌جا كار كردن به مفهوم بد در مقابل بدتر(بيكاري) است و هدف از به‌كار بردن توليد، افزايش ثروت‌هاى مادّى نيست؛ امّا در انديشه مدرن، كار به خودى خودفضيلت به شمار مي‏آيد و ذاتاً فعّاليتى هدفمند در جهت ايجاد و تكاثر ثروت تلقّى مي‏شود و آن از لحاظ اخلاقي‏مذموم نيست (غني‏نژاد، 1376: 72 ـ 74).
از آن‌چه نقل شد، به‌دست مي‏آيد كه به نظر نويسنده، تا دوران جديد، كار اقتصادى براى كسب درآمد و ثروت مطلوبيت‏ نداشت. فقط بهتر از بيكارى است كه فسادآور بود؛ امّا در دوران جديد تكاثر ثروت مطلوبيت يافت و كار براى آن امر خوب تلقّى شد. آن‌چه در اين كلمات ديده نمي‏شود، ديدگاه ملل شرقى، به‌ويژه دين اسلام درباره كار وكسب ثروت است. گويا هر چه پيش از رنسانس در اروپا حاكم بوده، فرهنگ حاكم بر تمام جهان آن اعصار است و توجّه به كار اقتصادى فقط پس از رنسانس به عالميان عرضه شد. قرون تاريك اروپا را قرون تاريك تمام عالم ‏به‌شمار مي‏آورند و اروپايى نماينده جهان، و اين خطايى بزرگ است و از عدم توجّه به فرهنگ اسلام و شرق دنيا نشان دارد.
افزون بر اين، تغيير ديد به كار را منشأ توسعه جهان غرب مي‏دانند. ظهور آيين پروتستان به‌ويژه فرقه ‏كالوين زمينه تعريف رابطه جديد بين خداوند و انسان، و ساختن دنيا وظيفه انسان شد. اين تكليف الاهى براى ‏انسان، جامعه عقب افتاده را حركت داد. كار عبادت شد و قبح و زشتى كسب ثروت از بين رفت. ماكس وبر، جامعه‏شناس شهير آلمانى، در آثار خود به ويژه در كتاب مشهورش، اخلاق پروتستانى و روح سرمايه‏دارى اين‏نظريه را مطرح ساخت. مسأله اصلى وبر، شكل خاص و جديد سرمايه‏دارى غربى است. او عوامل گوناگونى همچون ‏رشد شهرسازى خود مختار و صنعتى شدن را علّت ظهور سرمايه‏دارى مي‏داند و روح سرمايه‏دارى، زمينه رشد عوامل‏ پيشين را ايجاد مي‏كرد. وبر، عنصر اصلى را فهم نوع خاصّى از باورهاى مذهبى مي‏داند. او با پژوهش‏هاى آمارى خود نشان مي‏دهد كه در مناطقى از آلمان كه گروه‌هاى مذهبى متفاوت به‌سر مي‏بردند، پروتستان‌ها در وضعيت نامتعادلى ازثروت به سر مي‏برند و مهم‌ترين موقعيت‌هاى اقتصادى را در اختيار دارند.
در ديدگاه لوتر فرد بايد همواره در همان شغل و وضعيتى كه خدا برايش مقرّر كرده است، باقى بماند؛ ولى در ديدگاه‏ كالوينيسم، سرنوشت بشر، يك‌بار براى هميشه تعيين شد، و شايستگى فرد هيچ تأثيرى در تغيير آن ندارد. چنين اعتقادى،‏ احساس تنهايى درونى را در فرد تقويت مي‏كند. فرد با روبه‏رو شدن با سرنوشت محتومش مجبور است به تنهايى اين‏راه را بپيمايد و آيين مذهبى و شعاير و كشيش كمك و وسيله نيل به رستگارى نيستند. جهان به منظور ستايش‏عظمت خدا وجود دارد و مسيحى رستگار، با عمل خود مي‏تواند اين عظمت را افزايش دهد. مؤمن براى يقين به‏آمرزش خود با سخت‏كوشى در حرفه، اعتماد به نفس مي‌يابد و به رستگارى خود يقين مي‌يابد. تبيين ‏فعّاليت شغلى دنيايى به‌صورت مناسب‏ترين وسيله تحصيل چنين يقينى وجه تفاوت كليساى اصلاح شده با آيين‏لوترى است كه زندگى مذهبى را به سوى عرفان و احساس گرايى مي‏كشاند. وبر، با استناد به متون دينى نمايندگان‏ پروتستانتيسم تأكيد فوق‏العاده آن را بر كسب ثروت مورد اشاره قرار مي‏دهد. ثروت فقط در صورتى ناپسند است كه درجهت دنيايى، تن آسايى و وسوسه‏هاى جسمانى باشد؛ امّا اگر فعّاليت شغلى فعّالانه تلاش براى افزايش عظمت خدا باشد، نه تنها مطلوب است، بلكه مانع اتلاف وقت مي‌شود؛ از اين رو نه فقط تحصيل ثروت كه لازمه شغل است، توجيه‏ اخلاقى مي‌يابد، بلكه كسب سود در قلمرو مشيت الاهى قرار مي‏گيرد و كاميابى در شغل، نشانه آمرزش الاهى و بهشتى بودن فرد است. (مهدوي‏زادگان، 1378: 31 ـ 38).
ماكس وبر، در تحقيقات جامعه‏شناسى مربوط به اديان، فقط فرقه پروتستانى را درايجاد نظام سرمايه‏دارى توانا ديد. او درباره اسلام تحقيقات ناتمامى را انجام داد و در آن، علّت عدم پيدايى نظام‏سرمايه‏دارى را در ممالك اسلامى، وجود مفاهيمى مثل قضا و قدر در متن دينى مي‏داند و به نظر او، اسلام نيز مانند مذهب كاتوليك از زمينه‏سازى توسعه اقتصادى ناتوان است. ديدگاه وبر درباره تمام مذاهب از جمله اسلام، نقد و بررسى و در ديار اسلام از زمان‏سيدجمال‏الدين اسدآبادى تا كنون نقدهايى بر آن گفته شده كه ورود به آن خارج از حيطه اين نوشته است (ر.ك‏: عنايت، 1353). آيا زمينه‌هاى تحقّق توسعه اقتصادى آن‌گونه است كه وبر مي‏گويد يا عوامل ديگري‏ هم هست كه بدون آن امكان ندارد توسعه رخ دهد؟ در برخى نقدها بين عملكرد اسلام و مسلمانان تفاوت قائل ‏شده، و فرهنگ اسلامى را مضادّ توسعه ندانسته‏اند (رودنسون، 1358).
ما در اين‌جا درصدد اثبات مطلوبيت كار ازديدگاه اسلام هستيم. كار افزون بر اين‌كه به جهت ثروت زا بودن مورد رغبت است و از اين جهت مي‏تواند زمينه توسعه‏ را فراهم سازد، ارزش ذاتى نيز دارد و اين مرتبه بالاترى است و شايد بتوان نظير اين فرهنگ را در برخى ملل خاور دور مشاهده كرد كه بدون درخواست مزد هم گاه حاضر هستند اضافه‌كارى انجام دهند (نقي‏زاده، 1376: فصل اول؛ درّدارى، 1373: بخش دوم). در متون دينى، مواردى نقل شده كه به ما نشان مي‏دهد فرهنگ دين، كار را ذاتاً ارزشمند مي‏داند و طبعاً انسان مؤمن‏ علاقه‏مند به اجراى مطلوب دينى است. آن‌چه مي‏توان از آن براى ارزش ذاتى كار بهره برد، عبارتند از:
1. كار اقتصادى در متون دينى عبادت و به مثابه جهاد در راه خدا شمرده شده است (صدوق، 1383: 366؛ عاملى، 1383: ج12، 11). امام صادق‏عليه‌السلام از ياران خود درباره وضعيت معيشت فردى پرسيد گفتند: به ‏عبادت مي‏پردازد و معاش او را برادرش تأمين مي‏كند. فرمود: «واللَّه الذى يقوته اشدّ عباده منه» (كلينى،1362: ج5، 78). سوگند به خدا! آن‌كه معاش او را تأمين مي‏كند، عبادت برتر را انجام مي‏دهد. در اين زمينه ‏روايات بسياري است.
2. خداوند، عمران و آبادى زمين را از بشر خواسته است؛ بنابراين، عمران و آبادى مطلوب خداوند متعالى است: «هُوَ أَنشَأَكُم مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيَها» (هود (11): 61). او شما را از زمين پديد آورد و در آن شما رااستقرار داد [و عمران آن را خواستار شد]. «هُوَ الَّذِى جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولاً فَامْشُوا فِى مَنَاكِبَها وَكُلُوا مِن رِزْقِهِ وَإِلَيْهِ‏النُّشُورُ» (ملك (67): 15). او است كسى كه زمين را براى شما رام كرد؛ پس در فراخناى آن رهسپارشويد و از روزى «خدا» بخوريد و رستاخيز به سوى او است.
3. خداوند كار و تلاش اقتصادى را طلب فضل الاهى مي‏نامد و مؤمنان را پس از انجام عبادت به آن فرا مي‏خواند: «وَجَعَلْنَا آيَه النَّهَارِ مُبْصِرَه لِّتَبْتَغُوا فَضْلاً مِن رَبِّكُمْ» (اسراء (17): 12)، و نشانه روز را روشنى بخش كرديم ‏تا «درآن» فضلى از پروردگارتان بجوييد. «فَإِذَا قُضِيَتِ الصلوه فَانتَشِرُوا فِى الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِن فَضْلِ اللَّهِ» (جمعه‏(62): 10) و چون نماز گزارده شد، در «روي» زمين پراكنده، و فضل خدا را جويا شويد.
ابتغاى فضل‏ الاهى همان كار اقتصادى است كه پس از انجام عبادتى مثل نماز جمعه بايد به آن پرداخت. كار نبايد مزاحم اوقات ‏عبادت شود: «فَاذا نُودِى للصلوه مِن يَوْمِ الْجُمُعَه فَاسْعَوْا إِلَي‏ ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ» (همان‏: 9)؛ ولى پس از انجام ‏عبادت، كار نه تنها ناپسند نيست، بلكه طلب فضل و رحمت الاهى قلمداد مي‏شود. در توضيح آيه، امام صادق‏عليه‌السلام فرمود من درباره حاجتى كه خداوند آن‌را كفايت كرده است، حركت مي‏كنم و فقط قصدم اين است كه خداوند مرا در حال طلب حلال مشاهده‏ كند. آيا كلام خدا را نشنيده‏اى كه فرمود: «فاذا قضيت الصلوه فانتشروا في‏الارض و ابتغوا من فضل‏اللَّه» (طبرسى، 1412: ج10، 289).
4. در برخى روايات آمده است كه امامان‌عليهم‏السلام كار اقتصادى را فقط به جهت امتثال امر الاهى نه كسب سودانجام مي‏دادند. افزون بر روايت پيشين، از امام صادق‏عليه‌السلام نقل شده كه فرمود:
انى لاعمل فى بعض ضياعى حتى اعرق ‏و انّ لى من يكفينى ليعلم اللَّه عزوجل انى اطلب الحلال (كلينى، 1362: 5/ 77)
من در زمين زراعتى كارمي‏كنم تا عرق كنم با اين‌كه افرادى هستند كه به جاى من كار كنند. هدف من اين است كه خداوند مرا در حال كسب‏روزى حلال مشاهده كند.
در حديث ديگرى نقل شده است كه امام صادق‏عليه‌السلام هزار و هفتصد دينار به يكى از ياران خود به نام عذافر داد وفرمود:
اتجر بها ثم قال‏: أما إنّه ليس لى رغبه فى ربحها و ان كان الربح مرغوباً فيه و لكنى أحببت ان يرانى اللَّه‏عزوجل متعرضاً لفوائده (همان: 5/ 73).
با اين اموال تجارت كن؛ سپس فرمود: همانا من‏رغبتى به سود تجارت ندارم. هر چند سود انگيزه و مورد رغبت است، علاقه‌مندم خداوند مرا در معرض كسب ‏منافع آن مشاهده كند.
عذافر در تجارت صد دينار سود برد. حضرت خوشحال شد و فرمود سود را به سرمايه بيفزا.
5. در كلام اولياى دين ترك تلاش و كار عامل بي‏خردى و بي‏اعتبارى و تبعيت از دستور شيطان قلمداد شده است. معاذ بن كثير از ياران امام صادق‏عليه‌السلام پارچه‏فروش بود. به حضرت گفت: تصميم دارم بازار را ترك كنم؛ زيرا به اندازه ‏كافى مال دارم. امام فرمود: با اين عمل بي‏اعتبار مي‏شوى (همان، 148). در حديث ديگر آمده است كه‏حضرت به معاذ گفت‏: توان تجارت را از دست داده‏اى يا به آن بي‏رغبت شده‏اي؟ معاذ گفت‏: منتظربرقرارى دولت شما هستم (در زمان قتل وليد بن عبدالملك) و مال فراوانى دارم و بدهكار كسى هم نيستم و گمان نمي‏كنم تا وقت مرگم هم صرف شود. حضرت فرمود:
لا تتركها فإن تركها مذهبةللعقل اسع على عيالك و اياك ان‏يكون هم السعاه عليك.
تجارت را رها نكن كه زمينه نابودى خرد است. براى خانواده‏ات بكوش و آنان را برخود با اين عمل تحريك مكن (همان).
8. اهداف، انگيزه‏ها و آثار كار
انسان در فعّاليت و تلاش اقتصادى اهداف گوناگونى مي‏تواند در نظر داشته باشد. انگيزه فرد ممكن است فردى يا اجتماعى باشد؛ مالى يا غيرمالى باشد. انگيزه ممكن است از روى طبع و سرشت انسانى ابتدا در ذهن و فكر انسان‏شكل بگيرد يا به جهت پذيرش اعتقاد يا هدف خاصّى انگيزه ايجاد شود. آثار كار گاه امرى مقصود است و گاه اثر به‏صورت قهرى بر كار مترتّب مي‏شود. از لابه‌لاى متون دينى، آن‌چه را به‌صورت هدف، انگيزه و اثر كار است، مطرح مي‌كنيم. اهداف و آثار، يا دنيايى يا آخرتى و در دنيا، يا فردى يا اجتماعى است.
1-8. اهداف و آثار دنيايى فردي‏
أ. كسب درآمد و تأمين معيشت زندگى خود و خانواده‏: شايد نخستين انگيزه هر شخصى در انجام كار اين است كه‏به‌واسطه كار، نيازهاى خود را تأمين كند. انسان، نيازمند آفريده شده است و براى غذا، پوشاك، مسكن، بايد از طبيعت‏ بهره ‏گيرد. محصول طبيعت اغلب آماده مصرف نيست؛ گرچه برخى محصولات اين‌گونه هستند. در متون دينى، هرگاه كسى به همين قصد سراغ كار رود تا نياز خود را برطرف سازد، كار او عبادت شمرده شده و طبق ديدگاه فقهى، كار براى تأمين معاش واجب است و انسانى كه در راه كسب درآمد براى تأمين زندگى سختى مي‏بيند، خداوند به او ثواب ‏مي‏دهد و پيامبر گرامى اسلام بر چنين دستى بوسه مي‏زند. از امام صادق‏عليه‌السلام نقل شده كه وقتى پيامبرصلّي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلّم از جنگ‏تبوك مراجعت كرد، سعد انصارى به استقبال وى آمد. حضرت با او مصافحه كرد، دست او را زبر و خشن ديد. فرمود: چه صدمه‏اى و آسيبى به دستت رسيده است؟ گفت‏: با طناب و بيل كار و درآمد آن‌را صرف‏معاش خانواده‏ام مي‌كنم. حضرت دست او را بوسيد و فرمود:
هذه يد لاتمسّها النار.
اين دستى است كه آتش‏جهنّم به آن نمي‏رسد (جزرى، 1370: ج 2، 337).
كسب درآمد فقط براى تأمين ضروريات زندگى نيست‏؛ بلكه شخص مي‏تواند براى تأمين وسايل رفاهى خود و خانواده كار كند.
پيامبرصلّي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلّم فرمود:
از سعادت‌هاى مسلمان، داشتن‏ منزلى گشاده، همسايه صالح و وسيله سوارى مناسب است. (حرّعاملى، 1383: ج 3، 558)،
و امام صادق‏عليه‌السلام ‏فرمود:
هرچه براى خريد عطر بپردازى، اسراف نيست و مخارج مربوط به عطر پيامبر اكرم‏صلّي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلّم بيش از مخارج ‏خوراكى او بود (كلينى، 1362: ج 6، 512؛ طبرسى، 1393: 41).
در اين زمينه روايات بسيارى وارد شده و مؤمنان را به لباس زيبا، غذاى مناسب، مركب راهوار، خانه راحت، انگشترهاى عقيق، فيروزه... و غير آن‏ترغيب كرده و همه دلالت دارد كه تأمين موارد پيشين از اهداف كسب درآمد است.
ب. عزّت و شخصيت يافتن‏: يكى از آثار كار، عزّت يافتن فرد است. شخص با كار كردن نياز خود را برطرف‏ ساخته، نيازمند كار ديگران نمي‌شود؛ از ديگران درخواست نمي‏كند و هزينه او بر عهده ديگرى نيست. امام‏ صادق‏عليه‌السلام ‏به يكى از ياران خود كه دير به بازار رفته بود فرمود: اُغدُ إلى عزِّك.
پگاه صبح در پى عزّت خود [= كار و كسب] برو (عاملى، 1383: ج 12، 3، ر.ك‏: ج 4، 10، 5). پيامبر گرامى فرمود:
اگركسى هيزم جمع‏ آورد و بر دوش بگيرد، آن‌را بفروشد و نياز خود را برطرف سازد از درخواست از ديگران بهتر است‏(همان، ج 6، 310). مؤمن نبايد چشم اميد به بيت‏المال داشته باشد. بايد با كار و تلاش، شخصيت خود را حفظ كند. درخواست كمك از بيت‏المال هم، عزّت و شخصيت فرد را از بين مي‏برد. يكى از ياران پيامبر كه در سختي‏ به‌سر مي‏برد، نزد حضرت رفت تا كمك بخواهد. پيامبر وقتى او را ديد، فرمود:
هر كسى از ما چيزى درخواست كند، به او مي‏دهيم؛ ولى اگر به دنبال ثروت برود، خدا او را بي‏نياز مي‏كند. مرد برگشت تا سه بار نزد حضرت رفت و همان‏ سخنان را شنيد؛ سپس كلنگى عاريه كرد و از كوه مقدارى هيزم آورد و به مقدارى آرد فروخت و ادامه داد تا اموالي‏فراهم ساخت. جريان را به پيامبر گفت فرمود: به تو گفتم اگر كسى درخواست كند به او عطا مي‏كنيم؛ ولى اگر به‏دنبال ثروت رود، خداوند او را بي‏نياز مي‏سازد (كلينى، 1362: ج 2، 139).
ج. رشد عقلاني‏: كار، وسيله تجربه آموختن انسان است و بر رشد عقلانى و اجتماعى او افزوده مي‏شود. امام‏صادق‏عليه‌السلام فرمود:
ترك التجاره ينقص العقل (همان: ج5، 148)، رها كردن تجارت، عقل را كاهش‏ مي‏دهد.
التجاره تزيد فى العقل (همان)، تجارت عقل را رشد مي‏دهد.
اين روايات گرچه درباره تجارت آمده است، به آن اختصاص ندارد. اصولاً تفكّرات انسان در جريان كار و عمل شكل مي‏گيرد و بر حسب‏ آن‌چه انجام داده، درباره آينده تفكّر مي‏كند. اگر انسان از محيط عمل جدا شود، مسائل جديد براى او رخ نمي‏دهد ونمي‏تواند زمينه رشد علم را فراهم كند. با كار و تلاش، انسان در تعامل با طبيعت قرار مي‏گيرد؛ قوانين آن‌را درك مي‏كند ورمزهاى آن را كشف مي‏كند. اين تعامل باعث رشد عقلانى بشر مي‏شود.
د. كسب آرامش روحي‏: انسان با كسب درآمد از نظر روحى آرامش مي‏يابد و فرد نيازمند از نظر روحى در اضطراب و نگران است. پيامبرصلّي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلّم فرمود:
انسان هر گاه نيازمندي‌هاى خود را تأمين كرد، آرام مي‏گيرد (همان: 89).
امام ‏رضاعليه‌السلام فرمود:
انسان آن‏گاه كه مواد خوراكى سالانه‌اش را تأمين كرد، آرامش مي‏يابد (همان).
هـ . سلامت جسم‏: از آثار كار، برخوردارى شخص از سلامت و نشاط جسمى است. بيكارى و عاطل بودن، باعث ‏استراحت بيش از حدّ و پديد آمدن روحيه خمودى و يأس و افسردگى در شخص مي‏شود. با كار، اعضاى انسان توان ‏خود را بروز مي‏دهد. امير مؤمنان‏‌عليه‌السلام فرمود:
من يعمل يزدد قوة، (حكيمى، 1408: ج 5، 291 ـ 292)، هر كس كار كند، توان او افزوده مي‏شود.
من يقصّر فى العمل، يزدد فتره (همان)، هر كه در عمل كوتاهي‏ كند، سستى و ناتوانى او افزوده مي‏شود.
امام صادق‏عليه‌السلام به فضل فرمود:
اگر تمام نيازهاى مردم تأمين شده بود، از زندگى لذّت نمي‏بردند. اگر انسانى مدّتى ساكن مكانى شود و همه نيازهاى او فراهم باشد، از بي‏كارى خسته مي‏شود ومايل است خود را مشغول كند. (مجلسى، 1374: ج 3، 87).
و. ارزش ذاتى كار: در بحث مطلوبيت كار گذشت كه از جمله انگيزه‏هاى كار براى افراد مطلوبيت داشتن ذات ‏كار است.
2-8. اهداف و آثار دنيايى، اجتماعي‏
كار اقتصادى، آثار خاصّى براى اجتماع دارد؛ از جمله‏:
أ. تأمين نيازهاى اساسى اجتماع‏: افراد با كار مي‏توانند نيازهاى افراد جامعه را برطرف سازند. فرد نمي‏تواند تمام نيازهاى خود را برطرف سازد؛ بنابراين هركس با انجام كار خاصّى مي‏تواند نياز مردم را برطرف سازد و درمجموع، نيازهاى تمام افراد تأمين شود (عاملى، 1386: ج 13، 244).
ب. رفع فقر و تأمين اجتماعى نيازمندان‏: با كار و تلاش، فقر اجتماعى از بين مي‏رود و فرد با كسب درآمد مي‏تواند به ديگران كمك كند. مسؤوليت اجتماعى، شخص را به كار فرامي‏خواند؛ حتّى اگر به درآمد آن نياز نداشته باشد. فرد بايد در بُعد اجتماعى فرد مفيد و مؤثّرى باشد. در روايات بسيارى آمده است كه حضرت اميرمؤمنان با كار خود باغ‏ احداث، و چاه و قنات حفر مي‏كرد و آنان را براى مردم و كمك به نيازمندان وقف مي‏كرد يا آن‌كه بردگان بسيارى را با كار و درآمد آن رها ساخت. (كلينى، 1362: ج 5، 74 ـ 75؛ طوسى، 1401: ج 9، 148).
روايات متعدّدى درباره حقوق مؤمن بر مؤمن رسيده است. امام صادق‏عليه‌السلام فرمود:
مسلمان برادر مسلمان است. حق‏ّ مسلمان بر برادر مسلمانش آن است كه سير نشود و برادرش گرسنه بماند؛ سيراب نشود و برادرش تشنه باشد، و ازپوشاك بهره‏مند نباشد و برادرش بي‏بهره بماند (كلينى، 1363: ج 5، 72).
مؤمن كه در اجتماع زندگى مي‏كند، بايد حقوق ديگر افراد را به‏جا آورد و از جمله اين حقوق آن است كه در امور مالى به او مواسات داشته باشد و در استفاده از امكانات مالى او را دريابد.
ج. گسترش اخلاق اجتماعى و كاهش مفاسد اجتماعي‏: يكى از انگيزه‏هاى مهم براى كسب درآمد، توانايى شخص در كمك به دوستان و دعوت از آن‌ها و ارتباط با بستگان و همسايگان است؛ هر چند آن‌ها نيازمند و فقير نباشند. اگر شخصي‏توان مالى نداشته باشد، براى او امكان پذيرايى از دوستان نيست و نمي‏تواند با بذل هديه بين آنان كه اختلاف دارند، دوستى برقرار كند و نمي‌تواند از درآمد در جهت گسترش اخلاق اجتماعى بهره ببرد.
از سوى ديگر، بيكارى منشأ بحران اخلاقى فرد و اجتماع است. زمينه تمايل به فساد در فرد بيكار فراهم است. نفس‏آدمى اگر مشغول كارى نشود، انسان را به خودش مشغول مي‏كند و در پى افكار و خيالات باطل مي‏برد. امروزه درجوامع انسانى، پديده اشتغال فقط از بُعد اقتصادى مورد توجّه نيست؛ بلكه بحران بيكارى زمينه مفاسد گوناگون ‏اجتماعى از قبيل اعتياد، سرقت، اعمال ضدّاخلاقى و تعرّض به زنان، قمار و استفاده از نوشابه‏هاى الكلى است؛ بنابراين از آثار كار و انگيزه روى آوردن به كار، حفظ و سلامت روح انسانى و گسترش اخلاق در اجتماع است. بخش‏ مهمّى از درآمدهاى خانواده‏ها صرف پر كردن ساعت فراغت فرزندان مي‏شود. از اميرالمؤمنين‏عليه‌السلام نقل شده است كه ‏فرمود:
سستى و تنبلى، كليد غم و بدبختى است و ناتوانى و تنبلى همراه نيازمندى و فقر است و ثمره آن‏ نابودى و بدبختى است. آن‌كه طلب و تلاش نكند، چيزى نمي‏يابد و به فساد كشانده مي‏شود (ولايى، 1378: ج 2، 63).
د. افزايش توان اقتصادى جامعه‏: هر گاه بخش‌هاى اساسى مردم به كار اشتغال داشته باشند، اقتصاد جامعه رشدخواهد داشت. توليد و درآمد ملّى افرايش مي‏يابد. درآمد دولت به جهت ماليات‌ها فزونى يافته و امكان ارائه خدمات‏عمومى به مردم فراهم مي‏شود. نيروى كار همراه با سرمايه، توليد جامعه را رقم مي‏زند. هر گاه نيروى كار بيكار باشد، سرمايه بالقوّه يا بالفعل هم معطّل مي‏ماند و توان اقتصادى جامعه ضعيف مي‏شود. افزايش توان اقتصادى جامعه، ‏بدون شك از آثار كار شمرده مي‌شود و انگيزه مناسبى براى مسلمان در روى آوردن به كار است؛ به همين جهت هرگاه جامعه به‏كارى نياز داشت، شخص بايد اين‌گونه «واجبات نظاميه» را انجام دهد و از تلاش خود در اين زمينه خوددارى ‏نكند كه گاه تلاش در انجام مشاغل مورد نياز جامعه واجب مي‏شود (صدر: 108). امروز جايگاه نيروى انساني‏و سرمايه انسانى در رشد و توسعه اقتصادى از مباحث مهم و كليدى اقتصاد كلان و توسعه است. يكى از انگيزه‏هاى ‏اصلى شخص، رشد اقتصادى است و تقويت اين انگيزه ميان نيروى كار، آثار پربركتى دارد. فرد از توجّه به خود خارج‏شود و حتّى اگر به مال احتياج ندارد، براى اعتلاى جامعه بكوشد. در ديدگاه دينى، انسان نه‏تنها در كار خود بايد به‏فكر ديگر انسان‌ها و جامعه باشد، بلكه اگر از ثمره كار او ديگر موجودات هم استفاده كنند، در نزد خداوند مطلوب ‏است و براى او پاداش آخرتى خواهند نوشت. كمك به عمران و حيات طبيعت و محيط زيست ارزش والايي‏ دارد. از پيامبر اكرم‏صلّي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلّم نقل شده كه فرمود:
ما من مسلم يغرس غرساً أو يزرع زرعاً فيأكل منه انسان أو طير أو بهيمه الاّ كانت له به صدقه (نورى، 1407: ج 13، 460).
مسلمانى كه نهالى بكارد يا زراعتى به‏عمل آرد و ازآن انسان، پرنده، چارپا استفاده كند، در نامه اعمال او ثواب صدقه نوشته مي‏شود.
در يك حديث بي‏نظير از پيامبر اسلام، مطلبى نقل شده كه بر جايگاه والاى آبادى و عمران و حفظ محيط زيست دلالت دارد. حتّى اگر از ثمره كار انسان، كسى بهره نبرد و حيوانى هم استفاده نكند، زمين آباد مي‏شود. همين‏امر انگيزه بسيار خوبى براى مؤمن است كه از كار دست نكشد. فرمود:
ان قامت ‏الساعه و فى ايديكم الفسيلة،فان‏استطاع ان لاتقوم الساعه حتى يغرسها فليغرسها» (همان: 460).
هرگاه نهال خرما جهت‏كاشتن در دستتان بود و قيامت برپا شد، اگر قادر بر كاشت آن تا وقوع قيامت بوديد، آن‌را بكاريد. آبادى و عمران زمين براى انسان مطلوبيت دارد، گرچه كسى از آن بهره نبرد (ر.ك‏‏: القرضاوى، 1417: 149 ـ 158).
3ـ 8 . اهداف، انگيزه‏ها و آثار آخرتى كار اقتصادي‏
اعتقاد دينى، عامل بسيار مهم در ايجاد انگيزه است و چنان چه در كلام اولياى دينى، آثارى براى عملى خاص عنوان‏ شده باشد، مؤمن به جهت باورهاى خود در جهت كسب آن مي‌كوشد و فعّاليت خود را در همان سو قرار مي‏دهد. انسان‌هاى معتقد به عالم ماورا، كارهاى بسيارى را براى نتايج آخرتى انجام مي‏دهند. از بذل جان جهادگران تا صرف‏مال دارايان در طول تاريخ، بسيار ديده شده است. هم‏اكنون مكان‌هاى وقف شده به‌وسيله نيكمردان و نيك زنان در جهان‏ به حدّى است كه نهادهاى گوناگون در سرپرستى صحيح آن مي‌كوشند. مطلب پيشين روشن است و ما در اين‏قسمت آن‌چه را در متون دينى به‌صورت هدف يا اثر كار در آخرت مطرح شده مي‏آوريم تا نشان دهيم كار اقتصادى چگونه‏ حلقه واسط بين دنيا و آخرت مي‏شود و شخص با كار اقتصادى بهشت عدن را به چنگ مي‏آورد و رضوان الاهى را نصيب مي‏شود.
أ. بخشش گناهان‏
كار اقتصادى، شخص را از آمرزش الاهى بهره‏مند مي‌كند. پيامبرصلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:
من بات كالاً من طلب الحلال ‏بات مغفوراًله (كلينى، 1362: ج 5، 78).
آن‌كه در راه كسب حلال زندگى او مي‏گذرد، مورد مغفرت الاهي‏ است.
إنّ من‏الذنوب ذنوباً لايكفّرها صلاه و لاصدقه قيل يا رسول‏اللَّه. فما يكفّرها. قال‏: الهموم فى طلب‏المعيشة. (النورى، 1407: ج 13، 13).
برخى از گناهان با نماز و صدقه پاك و جبران‏نمي‏شود. ياران گفتند چه چيز آن‏را پاك مي‏كند؟ فرمود: تلاش در كسب روزي.
ب. حفظ و يارى دين فرد
انسان اگر بخواهد ديندار واقعى باشد و بتواند در معنويت پيشرفت كند نمي‏تواند از نعمت‌هاى دنيا و نيازهاى دنيايى ‏چشم‏ بپوشد. مؤمن به‌دنبال خير دنيا و آخرت است: «آتنا في‏الدنيا حسنه و في‏الآخره حسنة» (بقره (2):197) و خير دنيا همان برخوردارى از معيشت است. (كلينى، 1362: ج 5، 71). از پيامبر گرامى نقل شده است كه‏خداوندا! در نان بركت ده و بين ما و نان جدايى مينداز. اگر نان نداشتيم، توان نماز و روزه و انجام واجبات الاهى را نداشتيم (همان: 73).
نتيجه‏گيرى
از آن‌چه ذكر شد، امور ذيل استفاده مي‏شود:
1. كار در نگاه دين، در گستره هستى جارى است و شخص با كار با مجموعه عالم هستى و خالق آن هماهنگ مي‌شود.
2. هر نوع كار حلال مطلوب است؛ گرچه برخى از كارها و فعّاليت‌هاى اقتصادى به جهت اهميّت آن در متون دينى مورد ترغيب بيشتر قرار گرفته است.
3. اولياى الاهى به انواع كارها مثل كارگرى، خياطى، زره‏بافى، صنعتگرى، تجارت، كشاورزى، مي‏پرداختند و كار را فضيلت انسانى وعبادت الاهى مي‏دانستند.
4. اعتقادات اسلامى، ترغيب‏كننده فعّاليت اقتصادى است و چون دنيا مزرعه آخرت و از بهترين اعمال صالح، كسب درآمد حلال است، با كار آخرت شخص و ارزش انسانى او تضمين مي‏شود.
5. اخلاقيات دينى هيچ‌گونه تنافى با تلاش اقتصادى ندارد و عواملى همچون زهد و قناعت مصرف را متعادل مي‏كند، نه آن‌كه به توليد ضربه بزند؛ از اين رو، اين امور در جوامع در حال توسعه باعث افزايش پس‏انداز و افزايش سرمايه جهت توليد بيش‌تر مي‌شود.
6. انجام بسيارى از فضايل اخلاقى مثل سخاوت، دستگيرى از فقيران، صله رحم، وقف، كمك به همنوع، نيازمند كسب درآمد بيش ازحدّ نياز و صرف آن در موارد پيشين است. بدون كار نمي‏توان به فضايل اخلاقى دست يافت.
7. كار اقتصادى به علل گوناگون مورد رغبت مسلمان است. تأمين معاش، رفع احتياج اجتماع، عزّت نفس، رشد عقلانى، سلامت‏جسم، زدودن چهره زشت فقر، گسترش اخلاق و نابودى مفاسد اجتماعى، حفظ دين و كسب ثواب آخرتى به همراه مطلوبيت كار، مؤمن رابه كار ترغيب مي‏كند.
8. گسترش فرهنگ دينى درباره كار زمينه تلاش همه‏جانبه افراد براى رشد اقتصادى را فراهم مي‏كند و افراد توجّه جدّى به نفس كاردارند تا نوع آن؛ بنابراين خواهند كوشيد بيكارى را به هر صورت از خود دور سازند و هر كار حلالى را عزيز داشته، به بيكارى ترجيح‏ ‌دهند.
9. حاكميت فرهنگ دينى، اثر مثبت بر بهره‏ورى نيروى كار و كاهش هزينه‏هاى اضافى مثل اسراف منابع، و اتلاف وقت دارد و روابط انسانى در بازار كار را بهبود مي‏بخشد (رضايى، 1377: 22 ـ 26).
10. كار اقتصادى پيوند دنيا و آخرت است و با آن مي‏توان حسنه در دنيا و آخرت را كسب كرد.
منبع: فصلنامه اقتصاد اسلامي
 

 
 
مجيد رضايي( عضو هيأت‌علمي دانشگاه مفيد)


 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب



  • تعداد صفحات :15
  •    
  •   
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • 13  
  • 14  
  • 15  
Powered By Rasekhoon.net