یک شنبه 5 اردیبهشت 1389 ساعت 6:11 PM
نامگذاري سال 1389
از سوي رهبر فرزانه انقلاب بهنام «همت مضاعف و كار مضاعف» بيانگر واقعيتي
است كه نشان ميدهد آنچه ضرورت امروز است، تلاش چند برابر براي آباداني
ايران است.
سؤال اين است چرا فرهنگ كار و تلاش در ايران جدي گرفته نشد و عليرغم قدمت
تمدني ايران و تأثيرگذاري ايرانيان بر غناي سرمايه فرهنگي جهان، آنچنان كه
بايد و شايد در عصر حاضر كار و تلاش جدي گرفته نميشود و «راحتطلبي» و
بهدست آوردن «گنج نابرده رنج» بهعنوان يك مطلوب رايج شده است و حتي
بسياري از افراد ميكوشند تا با بهدست آوردن شبهمشاغل راحت اما پرسود،
يكشبه ره صدساله را بپيمايند.
اين موضوع از گذشته بهعنوان سؤالاتي در اذهان انديشهوران ايراني مطرح شده
است و برخي از آنها نيز براي شناخت خلق و خويي كه فرهنگ كار و تلاش را جدي
نميگيرد، به نوشتن رسالههايي در آداب و سنن و خلق و خوي ايرانيان و
شاكله هويت آنان پرداختهاند؛
اما هيچكدام از اين كتب (كه چكيده آنها فقط در مذمت افراطي و تخطئه فرهنگ
خودمان بوده است)، راهكاري منصفانه براي رسيدن به يك نقطه تعادل ارائه
ندادهاند و فقط دائم تكرار ميكنند ما بعد از حمله مغول ديگر روي خوش
نديديم.
ذكر اين چند عبارت كه بعد از حمله مغول و يا بعد از جنگهاي ايران و روس ما
دچار يك انحطاط شديم دردي را دوا نميكند؛ چراكه بسياري از كشورها نيز
بهمراتب رخدادهايي چون حوادث تأسفبار و ويرانگر حمله مغول و... داشتهاند
اما توانستهاند خود را در مسير قابلقبولي از پيشرفت قرار دهند.
واقعيت اين است تا زماني كه فرهنگ متحول نشود نميتوان كاري از پيش برد و
تحول فرهنگي از سنين ابتدايي آموزش شروع و در كوچه و خيابان تكميل ميشود و
از طريق راديو و تلويزيون اين فرهنگ تعالي پيدا ميكند. تلاش فرهنگي و
فرهنگسازي، كار يكسال و 2سال نميباشد و بايد بر آن مداومت داشت و
بهگونهاي عمل كرد كه در رفتار و تفكر افراد تجلي پيدا كند.
در اسلام فرهنگ كار و تلاش نوعي عبادت محسوب ميشود و تلاش براي خانواده و
آبرومندي نوعي جهاد در راه خدا محسوب ميشود و از طرفي از معصومين روايت
شده است؛ براي دنيايت چنان كار كن كه گويي ميخواهي دائما در دنيا زندگي
كني و براي آخرت چنان فعاليت نما كه گويي فردا ميخواهي دنيا را ترك كني.
اين دستورالعمل متعالي كه نمونه آن در كمتر مكتبي وجود دارد ميتواند
مهمترين راهبردي باشد كه ما را به مسير بهتري هدايت كند.
بنابراين تمركز تبليغات بايد بر ارزش كار و تلاش در اسلام و تقبيح كسالت و
بيكاري باشد و از طرفي ثروتمند شدن بيزحمت و پول بادآورده و رانتخواري و
اقسام مختلف آن مذموم و غيراخلاقي شمرده شود.
همچنين ارائه الگوهاي موفقي از كشورهايي كه با كار و تلاش توانستهاند
پلههاي ترقي را سريع بپيمايند نيز ميتواند مطلوب باشد. پرهيز از شعارزدگي
و احتراز از تفكرات منفيگرايانه كه يكسره بر نفي و دفع تأكيد ميكنند و
شاكله هويت ايراني را زير سؤال ميبرند از ضرورتهاست.
آنچه كه بايد مورد تأكيد قرار گيرد فرهنگ كار و تلاش است و جدي گرفتن هر كس
از جانب خودش، در هر مسئوليتي كه قرار دارد و آن اينكه كاري را كه بر دوش
دارد بهنحو احسن انجام دهد تا فرهنگ كار جزئي از شاكله هويت ما درآيد و از
مرحله شعار به رتبه شعور صعود كنيم و بدانيم تا زماني كه كار بهعنوان يك
فرهنگ درنيايد، نميتوانيم قلههاي پيشرفت را بپيماييم.
بنابراين اگر هر روز و هر ماه و هر سال را بهنام كار مضاعف و همت مضاعف
بناميم باز هم جايز است؛ چراكه تا زماني كه كار و كارآفريني جزء شاكله هويت
ايراني نشود، بايد همتي مضاعف بهخرج داد و فرهنگسازي كرد.
|
|
|
|
|
|
|
|
محمدرضا جمالي
|
نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی
| نظرات 0 |
لينک مطلب
یک شنبه 5 اردیبهشت 1389 ساعت 6:10 PM
در مقاله
حاضر به مجموعهاي از اقدامات كه تمام كارآفرينها براي پرورش و تشويق
نيروي كار بايد انجام دهند اشاره ميشود. به عنوان يك كارآفرين مسووليت
ايجاد تغييرات مثبت در محيط كار برعهده شماست و بديهي است كه تغييرات توسط
نيروي انساني انجام ميشوند.
خلاصه
منابع انساني در قرن 21 از مهم ترين عوامل رشد كسب و كارهاي كوچك و بزرگ
شناخته شده اند. بسياري از كشورها به سبب داشتن نيروي كار متخصص و البته
زمينه مناسب كارآفريني توانسته اند به اقتصاد خود رونق داده و بنيان
مستحكمي براي بهبود شاخص هاي كلان اقتصاد به وجود آورند.
به همين علت اكثر دولت ها در كشورهاي پيشرفته و در حال توسعه برنامه هايي
براي تربيت نيروي انساني و هماهنگ كردن توانايي هاي آن ها با نيازهاي
اقتصاد تدوين و اجرا كرده اند.
در مقاله حاضر به مجموعه اي از اقدامات كه تمام كارآفرين ها براي پرورش و
تشويق نيروي كار بايد انجام دهند اشاره مي شود. به عنوان يك كارآفرين
مسووليت ايجاد تغييرات مثبت در محيط كار برعهده شماست و بديهي است كه
تغييرات توسط نيروي انساني انجام مي شوند.
• اهداف شركت را با كاركنان در ميان بگذاريد
كارآفرين ها پس از تعيين هدف براي كسب و كار خود يعني اهدافي كه مشخص، قابل
اندازه گيري، دست يافتني و واقعي هستند بايد تا جايي كه به تحقق آن ها كمك
مي شود كاركنان را از آن ها آگاه كنند.
ترتيبي دهيد كه تك تك كاركنان بدانند براي دستيابي به اهداف شركت چه اقدامي
مي توانند انجام دهند. از اين طريق آن ها احساس مسووليت مي كنند و تشويق
مي شوند نقش خود را به درستي ايفا كنند.
• وظايف شغلي كاركنان را به وضوح تعريف كنيد
هيچ كس نمي تواند كاري را كه سروته ندارد به درستي انجام دهد. ابهام در
جنبه هاي گوناگون مهم ترين دشمن كسب و كارهاست. مشخص كنيد هر يك از كاركنان
بايد چه وظايفي را انجام دهد. تا جايي كه امكان دارد شخصا درباره ميزان
تاثير فعاليت ها و تلاش هاي هر يك از كاركنان در تحقق اهداف شركت با آن ها
صحبت كنيد.
اگر نقش ها به وضوح توصيف نشده باشد تضاد، نااميدي و كاهش روحيه به وجود
خواهد آمد. با تعريف واضح وظايف شغلي از بروز اين رويدادهاي منفي در محيط
كار جلوگيري كنيد.
• برنامه اي تدوين كنيد كه كاركنان داوطلبانه در آن شركت كنند
نيروي انساني غير از حقوقي كه دريافت مي كند نياز دارد خود را براي جامعه
مفيد احساس كند. با تشكيل گروهي از كاركنان داوطلب به انجام كارهاي عام
المنفعه بپردازيد. كاركنان اين اقدام را حركت مثبت شركت براي كمك به ديگران
قلمداد خواهند كرد. به اين ترتيب روحيه آن ها به شدت بالا خواهد رفت.
• در محيط مديريت كنيد
از اتاق خود خارج شده و كاركنان را در حال كار و فعاليت مشاهده كنيد. با آن
ها صحبت كنيد تا بفهمند به كاري كه انجام مي دهند علاقه مند هستيد. اگر
سال ها در اتاق كار خود با ورق ها و دفاتر و رايانه تان سروكله بزنيد هيچ
نكته اي درباره روابط نيروي كار درك نخواهيد كرد.
بسياري از كسب و كارها به سبب ضعف تدريجي روابط نيروي كار با هم و خستگي آن
ها از شغلي كه دارند دچار افول شده اند. با حضور در محيط كار نيروي
انساني، نشانه هاي اوليه اين روندهاي منفي را شناسايي كرده و از ادامه آن
جلوگيري خواهيد كرد. خود را براي پاسخگويي به پرسش هاي آن ها آماده كنيد.
ترتيبي دهيد كه منبعي با ارزش براي آن ها باشيد.
• قبل از بروز منازعات منبع آن ها را شناسايي كنيد
از طريق گفت وگو با كاركنان مشخص كنيد چه موانعي بر سر راه آن ها در تحقق
اهداف شركت و انجام وظايف ايشان وجود دارد. ابزارهاي كار، بودجه، روندها،
رويه هاي مديريتي ممكن است جزو موانع شغلي آن ها محسوب شود.
وظيفه شما به عنوان يك كارآفرين و مدير، شناسايي اين موانع و رفع آن هاست.
هرگز به موانع بي توجه نباشيد، زيرا تحقيقات نشان مي دهد زمان نه تنها به
از ميان رفتن آن ها منجر نمي شود، بلكه به عمق آن ها مي افزايد. براي كاهش
تنش ها از روش هاي موثر و ثابت شده استفاده كرده و محيط مثبت كاري به وجود
آوريد.
• بر جوحاكم بر شركت نظارت كنيد
براي موفقيت بايد به روشني به نقاط قوت و ضعف كسب و كار خود آگاه باشيد.
درباره كاركنان، رويه هايي مديريتي، تعاملات بين كاركنان، اهداف، نقش ها و
وظايف، رفتار با كاركنان و... مي توانند جزو نقاط ضعف و يا قوت كسب و كار
شما باشد. پيش زمينه هاي ذهني را درباره هر يك از اين موارد كنار گذاشته و
از طريق مشاهده عيني به واقعيت پي ببريد.
نكته بسيار مهم اين است كه نظارت بر محيط كار بايد دايما انجام شود زيرا با
تغيير برخي ويژگي ها در محيط كار يا جو حاكم بر محيط بازار ممكن است
دگرگوني هايي در موارد بالا رخ دهد.
بنابراين هرگز تصور نكنيد اگر يك رويه قديمي اكنون صحيح است شش ماه يا يك
سال بعد نيز صحيح خواهد بود. همچنين هر عاملي ممكن است بر ميزان رضايت
نيروي انساني تاثير منفي بگذارد. حداكثر تلاش را صرف ارتقاي جو حاكم بر
شركت كنيد.
• در تغيير سازمان از كاركنان كمك بگيريد
هنگامي كه نقاط ضعف شركت را تشخيص داديد تيمي براي رفع اين نقاط ضعف تشكيل
دهيد. قبل از ايجاد تغيير گروه هايي از كاركنان را براي بحث درباره ضرورت
تغيير سامان دهي كنيد.
هر چه كاركنان از ضرورت تغيير آگاه تر باشند، برنامه هاي تحول بهتر انجام
خواهند شد. ترتيبي دهيد كه كاركنان در روند تغيير مشاركت داشته باشند.
مشاركت باعث كاهش مقاومت در برابر تغيير خواهد شد و احساس مهم بودن را در
بين آن ها ايجاد خواهد كرد.
• كاركنان برتر را شناسايي و تشويق كنيد
هر كس مايل است بداند چه وقت درست كار كرده و مديران از او راضي هستند.
تشويق كاركنان برتر و كوشا نظام مثبتي را در شركت جا خواهد انداخت. بدون
تشويق رفتارهاي عالي به تدريج از ميان خواهند رفت زيرا وقتي تفاوتي وجود
ندارد كاركنان انگيزه اي براي تلاش نخواهند داشت.
ترتيبي دهيد كاركنان برتر بدانند شما از آن ها رضايت داريد و براي تلاش آن
ها ارزش قايل هستيد. هر ابزاري براي تشويق مي تواند مفيد باشد.
• آموزش ركن ارتقاي توانايي كاركنان است
هرگز به شانس تكيه نكنيد. برترين مديران آن هايي هستند كه به آموزش كاركنان
توجه مي كنند. براي برگزاري دوره هاي آموزشي متناسب با هر كارمند بايد
توانايي هاي ويژه او را شناسايي كرده باشيد. به سبب تحولات سريع در حوزه
هاي گوناگون، هرگز نمي توانيد بدون آموزش نيروي انساني خود ، در بلندمدت
موفق باقي بمانيد.
بسياري از شركت ها چنين برنامه هايي را اجرا مي كنند. اگر شما بي توجهي
كنيد آن دسته از نيروي كار شما كه به اين نوع برنامه ها علاقه مند هستند
براي بهره مندي از آن ها محيط كار شما را ترك خواهند كرد و به منابع
ارزشمند براي شركت هاي ديگر كه احتمالا رقيب شما هستند تبديل خواهند شد.
• جلسات تبادل افكار تشكيل دهيد
كاملا مفيد است اگر هر هفته ساعتي را به جمع شدن كاركنان و گپ زدن درباره
موضوعات مختلف اختصاص دهيد. حس نزديكي در چنين محيط هاي غيررسمي بسيار شديد
است.
اين جلسات مي تواند داخل يا خارج از محيط كار برگزار شود. در هنگام تعامل
با نيروي كار فراموش نكنيد گذر كردن از مرزها، بيش از حد نزديك شدن به
ايشان يا رعايت نكردن احترام آن ها كاملا نتيجه عكس در پي خواهد داشت.
نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی
| نظرات 0 |
لينک مطلب
یک شنبه 5 اردیبهشت 1389 ساعت 6:10 PM
چه جايگاهي
در مباني ديني و اعتقادي مادارد؟ آيا فرهنگ موجود كار در جامعه ما
بافرهنگ ديني و مليمان هماهنگ و همخواناست؟ آيا دين اسلام ما را
به كار و كوشش و تلاشدعوت كرده است يا به تنپروري؟ حقيقت
ايناست كه هم فرهنگ ديني ما و هم فرهنگ ملي مامشوق كار و كوشش
است و فرهنگ كار فعلي ما باباورهاي ديني و ملي متضاد است.
پيامبرعظيمالشان اسلام حضرت محمد مصطفي(صلي الله عليه و آله و سلم)
دست كارگر را ميبوسيد و از افراد بيكار و تنبلخشنود و راضي نبود و
همواره در كاركردن ازديگران پيش ميگرفت، اما وضعيت امروز جامعهما
به جايي رسيده است كه كار كردن عيب است وبچههاي كارگران و
كشاورزان ترجيح ميدهند كهعنوان كار پدر خود را جايي اعلام نكنند.
اين درشرايطي است كه ساير ملتها به خصوصملتهاي اروپايي و مردم
غيرمسلمان جهان بهشدت براي كار ارزش قائل هستند و در كار وكوشش و
عمل به دستورات و توصيههاي قرآنمجيد و روايات پيامبر (صلي الله عليه
و آله و سلم) و ائمه اطهار (عليهم السلام) درزمينه كار از ما پيشي
گرفتهاند.
? جايگاه فرهنگ كار در اسلام
يكي از موضوعهايي كه هميشه مورد تاكيددين اسلام قرار گرفته، بحث
كار و كوشش و پرهيزاز بطالت و مبنا قرار دادن كار براي
شكوفايياستعدادهاي انسان و تربيت اوست و اين امر همدر قرآن و هم
در سنت قابل مشاهده است.مرحوم استاد مرتضي مطهري در كتاب تعليم
وتربيت در اسلام، يكي از بهترين راههاي تربيتافراد را كار ميداند و
حديث شريفي از نبي اكرم(صلي الله عليه و آله و سلم) نقل ميكند
كه(النفس ان لم تشغله شغلك)يعني اگر تو خودت را متوجه كاري
نكني، نفس تورا مشغول به خودش ميكند.
بنابراين از نظرمبنايي، ما آموزههاي گرانبهايي درباره كار داريمكه
متاسفانه مانند بسياري از آموزههاي ديگر دينيما در كتابخانهها مضبوط و
كمتر در ميدان عمل بهآن توجه شده است. در قرآن مجيد، آياتزيادي
درباره ارزش كار و تاكيد بر عمل صالحوجود دارد. قرآن به شدت انسان
را از حرفزدنهاي بيعمل منع و همواره تاكيد ميكند كهفضل خدا نصيب
كساني خواهد شد كه اهل جهد وكوشش و تلاش باشند. در آيات ?? تا ??
سورهنجم آمده است: و اين كه براي انسان بهرهاي جزسعي و كوشش او
نيست و سعي او به زودي ديدهميشود و سپس به او جزاي كافي داده
خواهدشد. در يكي ديگر از آيات آمده است: آن كسيكه سراي آخرت را
بطلبد و سعي و كوشش خود رابراي آن انجام دهد، در حالي كه ايمان
داشتهباشد، سعي و تلاش او پاداش داده خواهد شد.
(سوره اسراء، آيه ??)
براساس يكي ديگر از آيات قرآن، هر كسيمسئول كاري است، كه انجام
داده و بايدعكسالعمل آن را چه خوب و چه بد پذيرا باشد.در آيه ??
سوره مدثر به صراحت اين موضوعمطرح شده است كه هر كسي در گرو
اعمالخويش است. آيه ?? سوره نحل بيانگر اينمطلب است كه هر كس
عمل صالح كند، خواه مردباشد، خواه زن، به او حيات پاكيزه ميبخشيم
وپاداش آنها را به بهترين اعمالي كه انجام دادهاند، خواهيم داد.
? ارزش كار در سنت
در روايات است وقتي كه پيغمبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)
ازجنگ تبوك برميگشتند،(سعد) يكي از انصار بهاستقبال ايشان آمد و با
وي مصافحه كرد. حضرتديدند كه دستهاي او زبر و خشن شده و پينهبسته
است، از وي سوال فرمودند چه كار كردي كهدستهايت اين قدر خشن
شده است؟ سعدعرض كرد يا رسولا... زياد بيل زدهام. چونمجبور بودم
براي نان زن و بچهام كار كنم.حضرت دستهاي سعد را گرفتند و بوسيدند
وفرمودند: اين دستي است كه در آتش نخواهدسوخت. نظير اين مطالب در
زندگي پيامبر و ائمهاطهار زياد است. اين نشان ميدهد كه كار وكارگري
در نزد اوليا خدا چقدر ارزش و عظمتدارد.
? حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مي فرمايند:
كسي كه برايتامين زندگي خانوادهاش زحمت ميكشد،همچون كسي است
كه در راه خدا جهاد ميكند -بر امت خويش، بيش از هر چيز از شكم
پرستي وپرخوابي و بيكاري بيمناكم - از رحمت خدا دوراست هر كس كه
بار زندگي خويش را به رويدوش مردم افكند - خداوند متعال دوست
داردهنگامي كه يكي از شما مسلمانان كاري را انجامميدهد با دقت
لازم كارش را ارائه دهد - آنكس كه از زحمت و تلاش و دسترنج
خويشخورد، در روز قيامت مثل برق از پل صراطميگذرد.
? حضرت علي (عليه السلام) مي فرمايند:
برترين كار آن است كهرضاي خدا در آن خواسته شود - انسان
مومنهميشه اوقات مشغول كار است - كسي كه كار كند،نيرويش افزون
گردد. روزيها داراي وسيعه وسببي هستند، بنابراين در به دست آوردن
روزي،به روش خوب و پسنديده عمل كنيد و نيكويي رابكار بريد - خداوند
انسان داراي شغل و حرفه كهامانتدار باشد را دوست ميدارد - بر شما
باد كهدست از كار و تلاش برنداريد چه در حال نشاط وچه در حال كسالت
- به وسيله كار و كوشش، ثوابو پاداش بدست ميآيد نه با كسالت و
تنبلي - بهوسيله كارهاي شايسته و نيك، درجات وارزشهاي انسانها
بالا ميرود - عمل و كارمعرف انسان مومن است - هيچ كس از شما در
راهخدا شب را به صبح نرسانيد كه با ارزشتر از كسي كهبراي رفع
نيازهاي خود و خانودهاش تلاشميكند - هر كسي به استقبال كارها رود،
دارايبصيرت ميشود - از تاخير در كارها بپرهيزيد،همچنين از دست دادن
فرصت انجام كارهايخوب، زيرا آن موجب پشيماني خواهد بود -كسالت و
تنبلي آخرت را نابود ميكند.
? امام جعفرصادق (عليه السلام مي فرمايند:
ملعون است كسي كه بار زندگي خودرا بر دوش ديگران افكنده باشد. در
طلب روزيخود سستي نورزيد، زيرا پدران شما زحمتميكشيدند و تلاش
ميكردند تا آن را به دستآورند. با اعمال خود دعوت كننده مردم باشيد
ونه با زبانتان.
? امام باقر (عليه السلام) مي فرمايند:
هرگز به آن چه نزد خداوندمتعال است دست پيدا نميكنيد مگر به
وسيلهعمل.
? ارزش كار در فرهنگ ملي ما
كار در فرهنگ ملي ما نيز جايگاه بسيار باارزشيدارد. ادبيات ما مملو از
مطالبي است كه مشوق ومويد پركار بودن انسان است. تعليم و
تربيت،اخلاق و فرهنگ ايراني نيز همواره بر اين نكتهتاكيد داشته
است كه كار سرمايه جاوداني
انساناست. تا همين چند سال پيش اكثر خانوادههاوقتي بچههايشان به
سن و سال نوجوانيميرسيدند، آنها را با كار و كارگري آشنا ميكردندو
اكثر دانشآموزان و حتي دانشجويان تا دو دههپيش در ضمن تحصيل كار
ميكردند و اين يكافتخار بزرگ براي جوانان و نوجوانان بود كهخودشان
به مرحلهاي از زندگي رسيدهاند كهميتوانند با كار كردن روي پاي
خود بايستند واستقلال پيدا كنند.
اما متاسفانه در سالهاي اخيربا رواج فرهنگ سرمايهداري در كشور آن
هم ازكثيفترين نوع سرمايهداري يعني سرمايهداريتجاري (نه
سرمايهداري صنعتي) كه متكي بردلالي و واسطهگري و ربا و نزولخوري و
زندگيانگلي است، شرايطي پيش آمد كه كار و كارگريدر اذهان عمومي
ننگ و عار قلمداد شد. نصرا...كوهي) يكي از كفاشان دست دوز قديمي در
اينرابطه ميگويد:(زماني كه ما وارد اين كار شديمهم درآمد اين كار
كفاف زندگي ما را ميكرد و هماين كه اعتبار و منزلت اجتماعي اين
كار بالا بود،اما متاسفانه امروز شرايطي حاكم شده است كه نهدرآمد
كاري اين نوع كارها خوب است و نه اعتبارو منزلت آن و به همين
دليل جوانان زيربار ايننوع كار ها نمي روند.
منبع: www.aftab.ir
نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی
| نظرات 0 |
لينک مطلب
یک شنبه 5 اردیبهشت 1389 ساعت 6:09 PM
خبرگزاري دانشجويان
ايران - تهران
سرويس: صنعت و معدن
در شرايطي كه امسال به "همت مضاعف، كار مضاعف" نامگذاري شده است، بايد ديد
که آيا دسترسي به اين هدف والا با توجه به تعداد روزهاي تعطيل موجود در
تقويم سالانه كشور چگونه ممكن است؟
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، تعطيلات واژهاي است
كه بنگاههاي صنعتي و توليدي بويژه در دوران رونق كاري چندان از آن خوششان
نميآيد و اين واژه براي آنها مساوي است با توقف خط توليد، بيكاري
كارگران، و به تبع آن كاهش سطح توليد هزينههاي سربار اضافه.
اگرچه در همين حال نيروهاي كار اغلب از تعطيلات استقبال كرده و مشتاق آن
هستند و اين وضعيت معمولا در مواردي باعث بروز اختلاف نظرهايي بين كارفرما و
كارگر ميشود.
در كشور ما بويژه اين موضوع مشهودتر از بسياري از ساير كشورهاست. ايران به
گواه بررسيهاي انجام شده داراي يكي از بيشترين روزهاي تعطيل در تقويم
سالانه خود بوده و اين موضوع بويژه براي بخش صنعت و توليد كشور گران تمام
شده است.
طي سالهاي اخير اظهار نظرهاي زيادي درباره پايين بودن بهرهوري نيروي كار
در كشور از سوي كارشناسان مختلف ارايه شده است؛ با اين وجود كارهاي عملي
انجام شده براي افزايش بهرهوري نيروي كار كشور کارايي چندان زيادي نداشته،
چرا كه هر بار تلاشي در اين زمينه انجام شده، به يكباره تعطيلات چندين
روزه از راه رسيده و دوباره روز از نو و روزي از نو!
نكته جالب اينجاست كه بسياري از نيروهاي كاري كشور نيز وقتي دقيقا به مساله
نگاه ميكنند، معمولا از تعطيلات زياد بيزار بوده و آنان نيز دوست دارند
با كار بيشتر پول بيشتري به دست آورند. با اين وجود سيستم موجود نه به
آنها اجازه انجام كاري ميدهد و نه به كارفرمايشان. اين همان وضعيتي است
كه به خوبي نقش تصميم گيري هاي دولتي را در سياستگذاريهاي مربوط به تقويم
سالانه كشور نشان ميدهد.
* *20 درصد از روزهاي امسال تعطيل است
در تقويم سال 1389 كشور نيز حدود 80 روز تعطيل وجود دارد كه البته 52 روز
جمعه هستند. اين رقم مربوط به روزهاي تعطيل رسمي و جمعه هستند كه روزهاي
تعطيل يا نيمه تعطيل پنجشنبه را هم بايد به آن افزود، اما در كشور ما واژه
منحصر به فرد ديگري نيز وجود دارد به نام بين تعطيلي! يعني روزهايي كه بين
روزهاي تعطيل واقع ميشوند، هرچند گاهي نه به صورت رسمي، اما عملا به تعطيل
كشيده ميشوند. گاهي هم كه تصميمگيريهاي مراجع مربوط، به افزايش تعطيلات
بهواسطه تعطيل اعلام كردن يا مجاز اعلام كردن مرخصي در روزهاي موسوم به
بينالتعطيلين نيز انجاميده است.
در هر حال اين اعداد و ارقام نشان ميدهد كه دستكم 20 درصد از روزهاي
امسال تعطيل خواهند بود كه اين رقم البته باز هم بدون محاسبه روزهاي بين
تعطيلي و پنجشنبه است. در سال گذشته نيز در تقويم كشور تقريبا چنين وضعيتي
وجود داشت، اما در برههاي تعداد روزهاي بين تعطيلات به طور عجيبي به شدت
زياد شد و حتي يك بار نيز يك هفته وسط سال عملا تعطيل شد.
* * وزارت صنايع و معادن كاري کند
اما در حالي كه وزارت صنايع و معادن به عنوان متولي بخش صنعت و توليد در
كشور وظيفه حمايت از اين بخش را به عهده دارد، از شواهد پيداست كه مسوولان
اين وزارتخانه تاكنون براي كاهش روزهاي تعطيل در تقويم كشور و كمك به بخش
صنعت در اين زمينه نتوانستهاند كار خاصي انجام دهند.
اگرچه تصميمگيري نهايي در زمينه كاهش روزهاي تعطيل در تقويم كشور به عهده
نهادهاي بالاتر است، اما وزارت صنايع و معادن حداقل ميتواند پيشنهادي مبني
بر كاهش روزهاي تعطيل در تقويم كشور ارايه دهد و گامي در جهت حمايت از بخش
توليد و صنعت در كشور بردارد. در اين بين وزارت كار هم براي كاهش تعداد
روزهاي تعطيل در سال، كار خاصي انجام نداده است.
* * پول نفت ما را تنبل كرده
وجود تعطيلات بيش از حد در تقويم باعث شده تا اظهارات كارشناسان را درباره
اينكه پول نفت ايرانيها تنبل كرده است را بپذيريم. در حالي كه در ژاپن از
همان ابتدا به كودكان ياد داده ميشود كه اين كشور هيچگونه منابعي ندارد و
افراد براي پيشرفت بايد كار كنند، اوضاع در ايران كاملا متفاوت است؛ در
كتابهاي درسي ما از همان دوران ابتدايي به بچهها تاكيد مي شود كه
خوشبختانه ما داراي سرزميني حاصلخيز، زرخيز و آكنده از منابع خداداي هستيم و
متاسفانه از همين طرق، كار معناي خود را در فرهنگ چند هزار ساله ايراني از
دست داده است.
نتيجتا اگر كار كردن زماني در ايران افتخار به شمار ميرفت و درآمد حاصل از
كار در اولويت بعدي قرار داشت، به نظر ميرسد كه امروز اوضاع تاحدودي فرق
كرده و درآمد حاصل از كار در اولويت قرار گرفته است و اينكه از چه جنسي
باشد، زياد مهم به چشم نميآيد. همين وضعيت باعث شده كه فعاليت در بخشهايي
مانند دلالي و واسطهگري كه به ناحق درآمد بيشتري دارند، افزايش يابد.
به گفته صنعتگران، در چنين شرايطي شايسته سالاري نيز در برخي موارد جايگاه
خود را در سيستم كاري از دست داده و همين عامل باعث شده كه حتي افراد مايل
به كار نيز روحيه خود را از دست داده و در مقابل تعطيليهاي زياد بيتفاوت
باشند.
به گفته آنان، اين در شرايطي است كه متاسفانه بحث استفاده از فنآوري
اطلاعات نيز در كشورمان به طور کامل جا نيفتاده تا افراد بتوانند در روزهاي
تعطيل دستكم از منزل خود برخي كارهاي شان را انجام دهند كه اين ضعف بر
مشكلات كنوني دامن زده است.
* * اگر پول نفت نداشتيم...
به هرحال شايد براي حل معضل تعطيليهاي بيش از حد در تقويم ايراني به عزم
ملي نياز باشد، اما آنچه در اين بين واضح است، اين است كه اگر ما نفت
نداشتيم قطعا به حال امروز دچار نميشديم.
به نظر ميرسد كه اگر پول نفت نداشتيم، آنگاه براي فرهنگ كار ارزش قائل
ميشديم و توليد و صنعت در ايران شان بيشتري پيدا ميكرد. اگر پول نفت
نداشتيم، وقت واقعا برايمان طلا ميشد و اقتصاد كشور را با تعطيليهاي بيش
از حد فلج نميكرديم.
بايد اين حقيقت تلخ را بپذيريم كه تاكنون بسياري از مشكلات مانند تحريمها،
بحران مالي جهاني و پايين بودن بهرهوري نتوانسته به طور كامل مانع حركت
اقتصاد ايران شوند، اما معضلي به نام تعطيلات زياد قطعا در صورتي كه براي
حل آن فكري نشود، ميتواند اثرات اقتصادي جبران ناپذيري را براي كشورمان به
همراه داشته باشد.
|
|
| |
نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی
| نظرات 0 |
لينک مطلب
یک شنبه 5 اردیبهشت 1389 ساعت 6:07 PM
5. نظام اخلاقى
دينى و هماهنگى با كار اقتصادى
در نظام اخلاقى اسلام به مواردى از خصوصيات مثبت اخلاقى تأكيد شده و گاه
اين موارد، منافى كار اقتصاديقلمداد ميشود. برخى از اين اخلاقيات عبارتند
از توكّل، زهد و ترك دنيا، صبر بر مصيبتها و بلايا، قناعت. اكنون توضيح
مختصرى درباره هر يك خواهيم داد تا ارتباط آن با كار اقتصادى و گسترش توليد
جامعه مشخّص شود.
1-5. توكّل
توكّل تضمين الاهى است براى كسى كه حامى و پشتيبان حقّ است به اين معنا كه
انسان به آنچه مقتضاى حقّ است عمل، و در اين راه به خدا اعتماد كند.
خداوند به همه اعلام كرده، هر كس راه حق را پيش گيرد، به نتيجه ميرسد و
خداوند نتيجه را تضمين، و از راهروان طريق حق حمايت ميكند؛ يعنى در اعمال
بايد در راه حق كوشيد و از راه خداوند منحرف نشد و به حمايت او اعتماد كرد.
معناى توكّل، تعطيل كردن قوا و اعتماد به خدا كه او به جاى شخص عمل انجام
دهد نيست. كار نكردن وسكون، تضمين الاهى را در پى ندارد. در آيات قرآن.
توكّل در موردى مطرح شده كه مسلمان امر خطيرى را بايد انجام دهد و خداوند
دلهره و نگرانى او را با ايجاد اطمينان معنوى از بين ميبرد. مؤمن، وكالت
خدا را كافى ميداند و اعتماد به او را بر اعتماد به ديگران ترجيح ميدهد:
«وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ
أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيءٍ قَدْراً»(طلاق (65): 3). اين
آيه به مسلمان تذكّر ميدهد كه بايد در امر مربوط به خانواده، قوانين الاهى
را مراعات كند تا عاقبت خير براى او پديد آرد. مسلمان با فارغ شدن از خود و
تمايلات نفسانى فقط به حقيقت اعتماد ميكند. غير متوكّل بر خدا، كسى است
كه بهسبب عدم سرپرستى خداوند به حال خود رها، و از طريق حق منحرف شده
است. «إنَّ أَبْغَضَ الْخَلاَئِقِ إِلَى اللَّهِ رَجُلاَنِ رَجُلٌ وَكَلَهُ
اللَّهُ إِلَى نَفْسِهِ فَهُوَ جَائِرٌ عَنْ قَصْدِ السَّبِيلِ مَشْعوفٌ
بِكَلاَمِ بِدْعَةٍ...» (الرضى، 1359: خطبه 17، 59). چنين كسى به سبب
پيمودن راه خدا و عدم توكّل و اعتماد به اوبه دنبال هواى نفس گمراهى را
ميپيمايد و از هدايتهاى حق در راه زندگى محروم ميشود. پيامبران الاهى در
جريان دعوت مردم به دين ميفرمودند: إِن نَّحْنُ إِلَّا بَشَرٌ
مِّثْلُكُمْ وَلكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلَي مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ
وَمَا كَانَ لَنَا أَن نَّأْتِيَكُمبِسُلْطَانٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ
وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ وَمَا لَنَا أَلاَّ
نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ
عَلَي مَا آذَيْتُمُونَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ
الْمُتَوَكِّلُونَ (ابراهيم (14): 11 ـ 12). پيامبران در مقام صبر بر آزار
مشركان، هدايت الاهى و وظيفه تبليغ را انجام ميدادند و بر خدا اعتماد
ميكردند. با توكّل عوامل سست كردن اراده نابود ميشود (مطهرى، 1359: 112).
همچنين خداوند به پيامبرصلياللهعليهوآلهوسلم دستور ميدهد كه با
مؤمنان در امور مشورت كن و آنگاه كه تصميم و عزم بر كارى گرفتى، بر خدا
توكّل نما: «فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَياللَّهِ إِنَّاللَّهَ
يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ» (آلعمران(3): 159).
توكّل مربوط به مقام كار و تصميمگيرى مهّم اجتماعى است.
2-5. زهد، قناعت و ترك دنيا
از ويژگيهاى پسنديده مؤمنان خدا بياقبالى به دنيا و زخارف آن است. به
همان اندازه كه دين مردم را به آخرت وحقيقت سوق ميدهد، از دنيا و زينت آن
گريز ميدهد؛ امّا معناى زهد و ترك دنيا اين نيست كه شخص در امور
دنياييمثل كسب مال و توليد كالا و... فعّال نباشد. اهل دنيا كسى است كه
هدفى جز دنيا ندارد: «لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَاه الدُّنْيَا» (نجم (53):
29). آنكه علاقه به مال و زن و فرزند، او را از راه خدا باز دارد، اهل
دنيا است؛ امّا آنكه از تمام تنعّمات دنيايى براى گسترش راه حق استفاده
ميكند، اهل آخرت، و عمل او ستوده است. علاقه به فرزند باعث نميشود كه اگر
مانع راه حق شد، او را نراند يا ادب نكند. آنكه در كسب مال، هر راهى را
برگزيند و به حلال وحرام آن توجّه نكند، اهل دنيا است. انسان ذاتاً دوستدار
لذّتهاى دنيايى است؛ ولى برخى آنرا بر امر الاهى ترجيحميدهند. در
مقابل، گروهى دنيا را مسجد و مزرعه آخرت ميكنند.
قناعت هم كه از ويژگيهاى مؤمنان و خردمندان بهشمار ميرود، معناى درست
مصرف كردن و جلوگيرى از اسراف و تبذيرمال است نه آنكه در بُعد توليد بايد
قناعت، و كم توليد كرد؛ البتّه هر گاه كارى با امور معنوى تزاحم يافت
ومشغول شدن بيش از حدّ به آن باعث ضرر معنوى به شخص شد، بيشك دين مبين ضرر
معنوى را قابل مقايسه باعقبافتادگى اقتصادى نميداند و مانع دورى انسان
از ارتقاى روحى ميشود.
زهد به معناى كم مصرف كردن براى بازده بيشتر است. دنيايى كه زاهد آن را
ترك ميكند، سرگرمشدن به تنعّم وتجمّل و دور افتادن از كمال انسانى است.
دعوت به زهد در دين، به معناى ترك تلاش و كار و ساختن دنياى آباد ومستقل
نيست. روايات فراوانى را در مباحث آينده ذكر ميكنيم كه همگان را به كار
فرمان داده است. سرور زاهدان عالم بيش از همه كار و تلاش اقتصادى انجام
ميداد و استفاده از خانه گسترده را در جهت خيررسانى به همنوعان ودستگيرى
بيچارگان امر آخرتى ميدانست (مطهرى، 1354: 216 ـ 217؛ رضى، 1395: خطبه
209، 324)؛ البتّه گاه شخصى به جهت مسؤوليتى كه بر عهده دارد، بايد در
مصرف به حدّاقل ممكن بسنده كند؛ زيرا امور مهمّى وجود دارد كه در اجتماع
بايد مراعات شود. همچنين گاه براى كسى تحصيل علم واجب ميشود؛ از اين رو به
جهت تزاحم كار اقتصادى با كار مهمتر مجبور است از كار اقتصادى دست بكشد و
به گسترش دين بينديشد و كار سختتر را انجام دهد، نه اينكه بيكار بماند.
زاهد مصرف خود را كم ميكند تا زمينه ايثار و كمك به غير براى او فراهم
شود. از لذتهاى دنيايى دست ميشويد تا بهديگرانى كه نيازمند هستند، كمك
كند و نيازمندان جامعه را تأمين كند. نه آنكه در افزايش درآمد و توليد
كوتاهي ميكند؛ بلكه هر چه ميتواند فعّاليت دارد؛ ولى به آن دل نميبندد.
گاه زهد بهسبب همدردى با ديگر افراد است. مؤمن در استفاده از نعمتها زهد
ميورزد تا همدردى خود را با ديگران نشان دهد. همانطور كه گفته شد، اين
هدف زهد براى زمامداران نقش اساسى دارد و گاه براى آزادگى و نفى هر گونه
وابستگى است. بهرهمندى از حلال به هرصورت نوعى دلبستگى را براى انسان پديد
ميآورد و آزادگى و آزادى او را تحت شعاع قرار ميدهد. به همين جهت،
پيامبران و اولياى دين خفيفالمؤونه و سبك خرج بودند. زهد زمينه بهرهمندى
لذّات معنوى نيز هست. امور پيشين اهداف زهد مثبت است، نه آنكه زهد زمينه
تنپرورى و كسالت باشد (ر.ك: مطهرى، 1359: 160 ـ 170؛ همو، 1365: 125 ـ
175؛ همو، 1354: 210 ـ 254؛ رضايى، 1380).
3-5. صبر بر بلا و رضا به قضاى الاهي
با توجّه به آيات و روايات روشن ميشود اين سجيّه اخلاقى هم مانند توكّل
براى كسى ستوده است كه در صحنه عمل و زندگى با همه كوششى كه دارد، گاه به
نتيجه دلخواه نميرسد. از آنجا كه انسان نميتواند مجموع عوامل مؤثر بر
طبيعت و دنيا و روحيات انسانها را در اختيار خود بگيرد، گاه با همه زحمت،
انتظار او برآورده نميشود و خلاف خواسته او رخ ميدهد، در اينجا بايد تن
به اين علل و اسباب بدهد، از اين رو حسينبنعليعليهالسلام در صحنه جهاد
در سختترين وضع پس از تحمّل شدايد بسيار، جمله «رضى بقضائك» را بر زبان
راند و به ياران خود صبر را توصيه ميكرد. دستور به صبر و امر به تحمّل
شدايد در مسير فعّاليت است. خداوند به پيامبر مكرّم اسلام ميفرمايد:
فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ (احقاف (46):
35).
پيامبران بزرگ خداوند در راه تبليغ پيام الاهى از معاندان وبيخبران آزار
فراوان ميديدند و در آن راه صبر پيشه ساختند. با صبر، ثمره فعّاليت بهدست
ميآيد. باغبان با تحمّل زمستان و رسيدگى به درختان، ثمره درخت را
ميچيند. خداوند در آيات متعدّد به مجاهدان در ميدان نبرد، دستور صبر
ميدهد و با صبر، هر نفر مؤمن، بر ده نفر غالب ميشود. (انفال (8): 65ـ
66؛ بقره (2): 249؛ آلعمران (3): 120، 125). همچنين از دعاهاى مؤمنان اين
جمله است:
رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْراً وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا (بقره (2):
250).
مؤمن از خداوند در مقام ثبات قدم، صبر ميطلبد. در موقعى كه بايد سختى را
تحمّل كرد و از عمل و فعّاليت خسته نشد، صبر ميطلبد و آنگاه كه توان
تغيير اوضاع و چارهاى جز تحمّل مصيبت و بلا را ندارد، به صبر استقامت
ميجويد و فعّاليت را ادامه ميدهد.
6. اسوههاى عملى
ارزش كار اقتصادى در متون دينى چنان است كه برترين انسانها به آن
ميپرداختند. آيات و احاديث، از آدم تا خاتم را به صورتى معرفّى ميكند كه
براى تأمين زندگى، كار اقتصادى داشتند.
امام صادقعليهالسلام فرمود: آنگاه كه آدم به زمين هبوط كرد، نيازمند به
غذا و آشاميدنى شد. مشكل را با جبرئيل طرح كرد. جبرئيل گفت: كشاورزى كن
(كلينى، 1362: ج 5، 28)، و فرمود: خداوند روزى پيامبران را در كشت و زراعت
(دامداري) قرار داد تا هيچگاه از باران ناخرسند نباشند. (همان). شغل شبانى
را همه انبيا انجام ميدادند تا چگونگى راهبرى انسانها را بياموزند
(مجلسى، 1374: ج 11، 15؛ هندى، 1409: ج 4، 11).
درباره پيامبر اسلام روايات دلالت دارد كه افزون بر شبانى گوسفندان در
اطراف مكّه، به تجارت همميپرداخت. قبل از نبوّت در جايگاه عامل تجارى، در
كاروان حضرت خديجه فعّاليت داشت و پس از بعثت، گاه برايتأمين زندگى خريد و
فروش ميكرد (كلينى، 1362: ج 5، 75؛ هندى، 1409: ج 4، 11؛ مجلسى، 1374: ج
16، 9؛ ج 17، 308)؛ و گاه نهال ميكاشت (كلينى، 1362: ج 5، 74).
زندگى امير مؤمنانعليهالسلام مشحون از مواردى است كه براى تأمين زندگى به
كار رو ميآورد. از حضرت نقلشده است كه روزى گرسنگى شديدى به من دست داد.
در اطراف مدينه در جستوجوى كار بر آمدم. به زنى برخوردم كهكلوخ براى گل
كردن جمع كرده بود. قرار گذاشتم كه در مقابل هر خشت، يك دانه خرما مزد
بگيرم. شانزده عدد ساختم تا آنكه دستانم تاول زد؛ آنگاه شانزده دانه
خرما گرفتم و به خدمت پيامبرصلّياللهعليهوآلهوسلّم رسيدم و با من از آن
خرما خورد (حكيمى، 1408: ج 5، 324). حضرت از مال و زحمت بازوى خود هزار
برده آزاد (كلينى، 1362: ج 5، 74)، و باغهاى بسيارى احداث كرد. چاههاى
متعدّدى پديد آورد و به آب رساند و آنان را در راه خدا وقف كرد (طوسى،
1401: ج 9، 148؛ كلينى، 1362: ج 5، 75). هر گاه از جهاد فارغ ميشد، براى
آموزش به مردم و داورى بين آنها فرصت مييافت و آنگاه كه فراغت مييافت،
در باغ خود كار ميكرد، در حالى كه ذاكر خدا بود (حكيمى، 1408: ج 5،
344). امام سجادعليهالسلام هر صبح براى طلب رزق از منزل بيرون ميرفت. به
او گفته شد كجا ميروي؟ فرمود: براى گرفتن صدقه خدا براى خانوادهام
ميروم؛ هر كس طلب مال حلال كند، به منزله كسى است كه خداوند به او صدقه
داده است (حرّ عاملى، 1383: ج 12، 43؛ ر.ك: حسينى، 1380: 286 ـ 301).
امام صادقعليهالسلام نقل ميكند كه محمّد بن منكدر ميگفت: گمان نميكردم
از على بنالحسينعليهماالسلام فرزندى برتر از اوبه جا بماند تا آنكه
روزى محمد بن عليعليهماالسلام را در اطراف مدينه در گرماى شديد ديدم كه بر
دو غلام خود تكيه كرده است. با خود گفتم، سبحاناللَّه بزرگى از بزرگان
قريش در اين وقت و با اين وضعيت در طلب دنيا و كسب مال است؛ او را موعظه
خواهم داد. سلام كردم و او در حاليكه عرق از سر و رويش ميريخت؛ پاسخ داد.
گفتم خداوند خيرت دهد. تو بزرگ قريش با اين وضعيت در اين موقع، اگر هم
اكنون مرگت فرا رسد، چه ميكنى و چه پاسخى در مقابل خداوند خواهى داشت.
فرمود: اگر مرگم در اين حال رسد، در حال اطاعت و بندگى خدا هستم. خود و
خانوادهام را از تو و مردم بينياز ميسازم. من ميترسم كه مرگم فرا رسد و
در حال معصيت باشم (كلينى، 1362: ج 5، 73 ـ 74).
امام صادقعليهالسلام به ياران سرمايه ميداد تا با آن كار كنند و گاه در
باغ با بيل راه آب را باز ميكرد؛ در حاليكه هوا بهشدت گرم بود. و
ميفرمود: دوست دارم شخص براى كسب روزي از حرارت خورشيد به سختى بيفتد
(همان، 76 ـ 77).
يكى از اصحاب امام كاظمعليهالسلام حضرت را در حال كار در زمين مشاهده كرد؛
بهگونهاى كه پاهايش غرق در عرق بود. به اوگفت: غلامان و كارگران
كجايند؟ (چرا خود را به زحمت انداختهاي؟) فرمود: اى علي! كسانى با
دستانشان بر زمين كار كردهاند كه از من و پدرم بهتر بودهاند. گفتم آنان
كيانند. فرمود، رسول خداصلّياللهعليهوآلهوسلّم اميرمؤمنان و
پدرانمعليهمالسلام تمام آنها با دستان خود كار ميكردند و اين از شيوه
پيامبران و رسولان و اوصيا و صالحان است (همان: ج 5، 75 ـ 76). سلمان فارسى
صحابى بزرگ پيامبر زمانى كه فرماندار مدائن بود، با بافتن زنبيل و فروش آن
زندگى خود را اداره ميكرد و ميفرمود: دوست ندارم جز از دسترنج خود بخورم
(ابن ابيالحديد، 1404: ج 18، 35).
موارد پيشين و ديگر احاديث (رضايى، 1377: 27 ـ 37) به صراحت بيان ميدارد
كه اولياى دين با اينكه براى آنها امكان داشت يا برخوردارى از كمك
ديگران و تأمين مالى زندگى كار اقتصادى انجام ندهند، با اين باور كه
كاراقتصادى امرى مطلوب است، آنرا انجام ميدادند و اين، نشانه مطلوبيت و
ارزش ذاتى كار در نظام دينى است كه توضيح بيشترى دربارهاش خواهيم داد.
7. مطلوبيت و ارزش ذاتى كار اقتصادى
انجام كار بدنى سخت است و به صرف انرژى نياز دارد. بدن با كار خسته ميشود و
براى رفعخستگى نيازمند استراحت و كسب انرژى دوباره است؛ از اين رو گفته
ميشود كار برخلاف مطلوبيت است و آنچه براى انسان مطلوبيت دارد، استراحت و
فراغت و انجام تفريح است. آنچه انسان بهطور طبيعى به آن روى ميآورد،
راحتى است و طبع بشر از انجام كار دورى ميكند. فقط زمانى به كار روى
ميآورد كه كار درآمدزا باشد. از آنجا كه درآمد، باعث توان خريد كالا و
خدماتى ميشود كه براى انسان لذّت ميآورد و او را از سختى و درد و رنج
راحت ميسازد، درآمد مطلوبيت دارد. براى كسب درآمد راهى جز كار كردن نيست؛
بنابراين، كار، مورد توجّه انسان نيست؛ ولى به جهت درآمدزا بودن، انسان
به آن رو ميآورد. به طور معمول، اين مطلب فرض اوّليه در استخراج منحنيهاى
عرضه نيروى كار است. منحني بيتفاوتى شخص بين مقدار درآمد و استراحت
ترسيم ميشود و چون مجموع استراحت و ساعات كار به ساعات شبانهروز محدود
است، تعيين ساعات استراحت به تعيين ساعات كار ميانجامد. شايد غيرمطلوب
بودن كار در ابتدا صحيح به نظر آيد. برخى قائل هستند:
در انديشه فلاسفه يونان قديم و آثار افلاطون و ارسطو، كار فعّاليتي از نوع
پست و تحقيرآميز تلقّي ميشد.
چون كار بدنى بر عهده بردگان بود، از اين رو به تداعى انجام دهندگان آن
فعّاليت پست به شمار ميآمد. خوار شمردن كار در يونان باستان از اين ناشى
ميشود كه فعّاليت براى زنده ماندن يكياز وجوه مشترك حيوانات و انسانها
است. داشتن بردهها كار را از شرايط زندگى انسان آزاد حذف ميكند. ميل به
ايجاد فاصله با زندگى حيوانى موجب شد كه يونانيان قديم، اهميّت چندانى براى
وسايل معيشت و به طور كلّى ثروت مادّى قائل نشوند. آنها در واقع جنبه
مادّى زندگى را تحقير ميكردند و شأن را در زندگى سياسى معنوى و
انديشمندانه ميپنداشتند. اين نگاه به كار تا دوران جديد ادامه مييابد.
در ديد قدما انسان يك حيوان فكر كننده است و غايت انسان در فعّاليت فكرى
است و در دوران جديد، انسان را حيوان كار كننده تصوّر ميكردند كه با كار
كردن، سرنوشت و سعادت (رفاه) خود را به وجود ميآورد. توليد ثروتهاى مادّى
كه براى قدما پست و تحقيرآميز بود، از ديدگاه متجدّدين خصلت مهمّ جامعه
متمدّن است؛ البتّه با اينكه كار بدنى نزد قدما دون شأن تلقّى ميشد، گاه
در مواردى بهشدّت آنرا توصيه ميكردند؛ زيرا مصلحان اجتماعى، نبود
فعّاليت و بيكارى را منشأ فساد ميشمردند؛ از اين رو كاربدنى را براى كسانى
كه قادر به فعّاليتهاى فكرى (سياسي) نبودند، لازم ميدانستند. تأكيد
كليساى قرون وسطا بركار كردن، ناشى از اين دورانديشى اخلاقى بود؛ در اينجا
كار كردن به مفهوم بد در مقابل بدتر(بيكاري) است و هدف از بهكار بردن
توليد، افزايش ثروتهاى مادّى نيست؛ امّا در انديشه مدرن، كار به خودى
خودفضيلت به شمار ميآيد و ذاتاً فعّاليتى هدفمند در جهت ايجاد و تكاثر
ثروت تلقّى ميشود و آن از لحاظ اخلاقيمذموم نيست (غنينژاد، 1376: 72 ـ
74).
از آنچه نقل شد، بهدست ميآيد كه به نظر نويسنده، تا دوران جديد، كار
اقتصادى براى كسب درآمد و ثروت مطلوبيت نداشت. فقط بهتر از بيكارى است كه
فسادآور بود؛ امّا در دوران جديد تكاثر ثروت مطلوبيت يافت و كار براى آن
امر خوب تلقّى شد. آنچه در اين كلمات ديده نميشود، ديدگاه ملل شرقى،
بهويژه دين اسلام درباره كار وكسب ثروت است. گويا هر چه پيش از رنسانس در
اروپا حاكم بوده، فرهنگ حاكم بر تمام جهان آن اعصار است و توجّه به كار
اقتصادى فقط پس از رنسانس به عالميان عرضه شد. قرون تاريك اروپا را قرون
تاريك تمام عالم بهشمار ميآورند و اروپايى نماينده جهان، و اين خطايى
بزرگ است و از عدم توجّه به فرهنگ اسلام و شرق دنيا نشان دارد.
افزون بر اين، تغيير ديد به كار را منشأ توسعه جهان غرب ميدانند. ظهور
آيين پروتستان بهويژه فرقه كالوين زمينه تعريف رابطه جديد بين خداوند و
انسان، و ساختن دنيا وظيفه انسان شد. اين تكليف الاهى براى انسان، جامعه
عقب افتاده را حركت داد. كار عبادت شد و قبح و زشتى كسب ثروت از بين رفت.
ماكس وبر، جامعهشناس شهير آلمانى، در آثار خود به ويژه در كتاب مشهورش،
اخلاق پروتستانى و روح سرمايهدارى ايننظريه را مطرح ساخت. مسأله اصلى
وبر، شكل خاص و جديد سرمايهدارى غربى است. او عوامل گوناگونى همچون رشد
شهرسازى خود مختار و صنعتى شدن را علّت ظهور سرمايهدارى ميداند و روح
سرمايهدارى، زمينه رشد عوامل پيشين را ايجاد ميكرد. وبر، عنصر اصلى را
فهم نوع خاصّى از باورهاى مذهبى ميداند. او با پژوهشهاى آمارى خود نشان
ميدهد كه در مناطقى از آلمان كه گروههاى مذهبى متفاوت بهسر ميبردند،
پروتستانها در وضعيت نامتعادلى ازثروت به سر ميبرند و مهمترين
موقعيتهاى اقتصادى را در اختيار دارند.
در ديدگاه لوتر فرد بايد همواره در همان شغل و وضعيتى كه خدا برايش مقرّر
كرده است، باقى بماند؛ ولى در ديدگاه كالوينيسم، سرنوشت بشر، يكبار براى
هميشه تعيين شد، و شايستگى فرد هيچ تأثيرى در تغيير آن ندارد. چنين
اعتقادى، احساس تنهايى درونى را در فرد تقويت ميكند. فرد با روبهرو شدن
با سرنوشت محتومش مجبور است به تنهايى اينراه را بپيمايد و آيين مذهبى و
شعاير و كشيش كمك و وسيله نيل به رستگارى نيستند. جهان به منظور ستايشعظمت
خدا وجود دارد و مسيحى رستگار، با عمل خود ميتواند اين عظمت را افزايش
دهد. مؤمن براى يقين بهآمرزش خود با سختكوشى در حرفه، اعتماد به نفس
مييابد و به رستگارى خود يقين مييابد. تبيين فعّاليت شغلى دنيايى
بهصورت مناسبترين وسيله تحصيل چنين يقينى وجه تفاوت كليساى اصلاح شده با
آيينلوترى است كه زندگى مذهبى را به سوى عرفان و احساس گرايى ميكشاند.
وبر، با استناد به متون دينى نمايندگان پروتستانتيسم تأكيد فوقالعاده آن
را بر كسب ثروت مورد اشاره قرار ميدهد. ثروت فقط در صورتى ناپسند است كه
درجهت دنيايى، تن آسايى و وسوسههاى جسمانى باشد؛ امّا اگر فعّاليت شغلى
فعّالانه تلاش براى افزايش عظمت خدا باشد، نه تنها مطلوب است، بلكه مانع
اتلاف وقت ميشود؛ از اين رو نه فقط تحصيل ثروت كه لازمه شغل است، توجيه
اخلاقى مييابد، بلكه كسب سود در قلمرو مشيت الاهى قرار ميگيرد و كاميابى
در شغل، نشانه آمرزش الاهى و بهشتى بودن فرد است. (مهدويزادگان، 1378: 31 ـ
38).
ماكس وبر، در تحقيقات جامعهشناسى مربوط به اديان، فقط فرقه پروتستانى را
درايجاد نظام سرمايهدارى توانا ديد. او درباره اسلام تحقيقات ناتمامى را
انجام داد و در آن، علّت عدم پيدايى نظامسرمايهدارى را در ممالك اسلامى،
وجود مفاهيمى مثل قضا و قدر در متن دينى ميداند و به نظر او، اسلام نيز
مانند مذهب كاتوليك از زمينهسازى توسعه اقتصادى ناتوان است. ديدگاه وبر
درباره تمام مذاهب از جمله اسلام، نقد و بررسى و در ديار اسلام از
زمانسيدجمالالدين اسدآبادى تا كنون نقدهايى بر آن گفته شده كه ورود به آن
خارج از حيطه اين نوشته است (ر.ك: عنايت، 1353). آيا زمينههاى تحقّق
توسعه اقتصادى آنگونه است كه وبر ميگويد يا عوامل ديگري هم هست كه بدون
آن امكان ندارد توسعه رخ دهد؟ در برخى نقدها بين عملكرد اسلام و مسلمانان
تفاوت قائل شده، و فرهنگ اسلامى را مضادّ توسعه ندانستهاند (رودنسون،
1358).
ما در اينجا درصدد اثبات مطلوبيت كار ازديدگاه اسلام هستيم. كار افزون بر
اينكه به جهت ثروت زا بودن مورد رغبت است و از اين جهت ميتواند زمينه
توسعه را فراهم سازد، ارزش ذاتى نيز دارد و اين مرتبه بالاترى است و شايد
بتوان نظير اين فرهنگ را در برخى ملل خاور دور مشاهده كرد كه بدون درخواست
مزد هم گاه حاضر هستند اضافهكارى انجام دهند (نقيزاده، 1376: فصل اول؛
درّدارى، 1373: بخش دوم). در متون دينى، مواردى نقل شده كه به ما نشان
ميدهد فرهنگ دين، كار را ذاتاً ارزشمند ميداند و طبعاً انسان مؤمن
علاقهمند به اجراى مطلوب دينى است. آنچه ميتوان از آن براى ارزش ذاتى
كار بهره برد، عبارتند از:
1. كار اقتصادى در متون دينى عبادت و به مثابه جهاد در راه خدا شمرده شده
است (صدوق، 1383: 366؛ عاملى، 1383: ج12، 11). امام صادقعليهالسلام از
ياران خود درباره وضعيت معيشت فردى پرسيد گفتند: به عبادت ميپردازد و
معاش او را برادرش تأمين ميكند. فرمود: «واللَّه الذى يقوته اشدّ عباده
منه» (كلينى،1362: ج5، 78). سوگند به خدا! آنكه معاش او را تأمين ميكند،
عبادت برتر را انجام ميدهد. در اين زمينه روايات بسياري است.
2. خداوند، عمران و آبادى زمين را از بشر خواسته است؛ بنابراين، عمران و
آبادى مطلوب خداوند متعالى است: «هُوَ أَنشَأَكُم مِنَ الْأَرْضِ
وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيَها» (هود (11): 61). او شما را از زمين پديد آورد و
در آن شما رااستقرار داد [و عمران آن را خواستار شد]. «هُوَ الَّذِى جَعَلَ
لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولاً فَامْشُوا فِى مَنَاكِبَها وَكُلُوا مِن
رِزْقِهِ وَإِلَيْهِالنُّشُورُ» (ملك (67): 15). او است كسى كه زمين را
براى شما رام كرد؛ پس در فراخناى آن رهسپارشويد و از روزى «خدا» بخوريد و
رستاخيز به سوى او است.
3. خداوند كار و تلاش اقتصادى را طلب فضل الاهى مينامد و مؤمنان را پس از
انجام عبادت به آن فرا ميخواند: «وَجَعَلْنَا آيَه النَّهَارِ مُبْصِرَه
لِّتَبْتَغُوا فَضْلاً مِن رَبِّكُمْ» (اسراء (17): 12)، و نشانه روز را
روشنى بخش كرديم تا «درآن» فضلى از پروردگارتان بجوييد. «فَإِذَا قُضِيَتِ
الصلوه فَانتَشِرُوا فِى الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِن فَضْلِ اللَّهِ»
(جمعه(62): 10) و چون نماز گزارده شد، در «روي» زمين پراكنده، و فضل خدا
را جويا شويد.
ابتغاى فضل الاهى همان كار اقتصادى است كه پس از انجام عبادتى مثل نماز
جمعه بايد به آن پرداخت. كار نبايد مزاحم اوقات عبادت شود: «فَاذا نُودِى
للصلوه مِن يَوْمِ الْجُمُعَه فَاسْعَوْا إِلَي ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا
الْبَيْعَ» (همان: 9)؛ ولى پس از انجام عبادت، كار نه تنها ناپسند نيست،
بلكه طلب فضل و رحمت الاهى قلمداد ميشود. در توضيح آيه، امام
صادقعليهالسلام فرمود من درباره حاجتى كه خداوند آنرا كفايت كرده است،
حركت ميكنم و فقط قصدم اين است كه خداوند مرا در حال طلب حلال مشاهده
كند. آيا كلام خدا را نشنيدهاى كه فرمود: «فاذا قضيت الصلوه فانتشروا
فيالارض و ابتغوا من فضلاللَّه» (طبرسى، 1412: ج10، 289).
4. در برخى روايات آمده است كه امامانعليهمالسلام كار اقتصادى را فقط به
جهت امتثال امر الاهى نه كسب سودانجام ميدادند. افزون بر روايت پيشين، از
امام صادقعليهالسلام نقل شده كه فرمود:
انى لاعمل فى بعض ضياعى حتى اعرق و انّ لى من يكفينى ليعلم اللَّه عزوجل
انى اطلب الحلال (كلينى، 1362: 5/ 77)
من در زمين زراعتى كارميكنم تا عرق كنم با اينكه افرادى هستند كه به جاى
من كار كنند. هدف من اين است كه خداوند مرا در حال كسبروزى حلال مشاهده
كند.
در حديث ديگرى نقل شده است كه امام صادقعليهالسلام هزار و هفتصد دينار به
يكى از ياران خود به نام عذافر داد وفرمود:
اتجر بها ثم قال: أما إنّه ليس لى رغبه فى ربحها و ان كان الربح مرغوباً
فيه و لكنى أحببت ان يرانى اللَّهعزوجل متعرضاً لفوائده (همان: 5/ 73).
با اين اموال تجارت كن؛ سپس فرمود: همانا منرغبتى به سود تجارت ندارم. هر
چند سود انگيزه و مورد رغبت است، علاقهمندم خداوند مرا در معرض كسب منافع
آن مشاهده كند.
عذافر در تجارت صد دينار سود برد. حضرت خوشحال شد و فرمود سود را به سرمايه
بيفزا.
5. در كلام اولياى دين ترك تلاش و كار عامل بيخردى و بياعتبارى و تبعيت
از دستور شيطان قلمداد شده است. معاذ بن كثير از ياران امام
صادقعليهالسلام پارچهفروش بود. به حضرت گفت: تصميم دارم بازار را ترك
كنم؛ زيرا به اندازه كافى مال دارم. امام فرمود: با اين عمل بياعتبار
ميشوى (همان، 148). در حديث ديگر آمده است كهحضرت به معاذ گفت: توان
تجارت را از دست دادهاى يا به آن بيرغبت شدهاي؟ معاذ گفت: منتظربرقرارى
دولت شما هستم (در زمان قتل وليد بن عبدالملك) و مال فراوانى دارم و
بدهكار كسى هم نيستم و گمان نميكنم تا وقت مرگم هم صرف شود. حضرت فرمود:
لا تتركها فإن تركها مذهبةللعقل اسع على عيالك و اياك انيكون هم السعاه
عليك.
تجارت را رها نكن كه زمينه نابودى خرد است. براى خانوادهات بكوش و آنان را
برخود با اين عمل تحريك مكن (همان).
8. اهداف، انگيزهها و آثار كار
انسان در فعّاليت و تلاش اقتصادى اهداف گوناگونى ميتواند در نظر داشته
باشد. انگيزه فرد ممكن است فردى يا اجتماعى باشد؛ مالى يا غيرمالى باشد.
انگيزه ممكن است از روى طبع و سرشت انسانى ابتدا در ذهن و فكر انسانشكل
بگيرد يا به جهت پذيرش اعتقاد يا هدف خاصّى انگيزه ايجاد شود. آثار كار گاه
امرى مقصود است و گاه اثر بهصورت قهرى بر كار مترتّب ميشود. از لابهلاى
متون دينى، آنچه را بهصورت هدف، انگيزه و اثر كار است، مطرح ميكنيم.
اهداف و آثار، يا دنيايى يا آخرتى و در دنيا، يا فردى يا اجتماعى است.
1-8. اهداف و آثار دنيايى فردي
أ. كسب درآمد و تأمين معيشت زندگى خود و خانواده: شايد نخستين انگيزه هر
شخصى در انجام كار اين است كهبهواسطه كار، نيازهاى خود را تأمين كند.
انسان، نيازمند آفريده شده است و براى غذا، پوشاك، مسكن، بايد از طبيعت
بهره گيرد. محصول طبيعت اغلب آماده مصرف نيست؛ گرچه برخى محصولات اينگونه
هستند. در متون دينى، هرگاه كسى به همين قصد سراغ كار رود تا نياز خود را
برطرف سازد، كار او عبادت شمرده شده و طبق ديدگاه فقهى، كار براى تأمين
معاش واجب است و انسانى كه در راه كسب درآمد براى تأمين زندگى سختى
ميبيند، خداوند به او ثواب ميدهد و پيامبر گرامى اسلام بر چنين دستى
بوسه ميزند. از امام صادقعليهالسلام نقل شده كه وقتى
پيامبرصلّياللهعليهوآلهوسلّم از جنگتبوك مراجعت كرد، سعد انصارى به
استقبال وى آمد. حضرت با او مصافحه كرد، دست او را زبر و خشن ديد. فرمود:
چه صدمهاى و آسيبى به دستت رسيده است؟ گفت: با طناب و بيل كار و درآمد
آنرا صرفمعاش خانوادهام ميكنم. حضرت دست او را بوسيد و فرمود:
هذه يد لاتمسّها النار.
اين دستى است كه آتشجهنّم به آن نميرسد (جزرى، 1370: ج 2، 337).
كسب درآمد فقط براى تأمين ضروريات زندگى نيست؛ بلكه شخص ميتواند براى
تأمين وسايل رفاهى خود و خانواده كار كند.
پيامبرصلّياللهعليهوآلهوسلّم فرمود:
از سعادتهاى مسلمان، داشتن منزلى گشاده، همسايه صالح و وسيله سوارى مناسب
است. (حرّعاملى، 1383: ج 3، 558)،
و امام صادقعليهالسلام فرمود:
هرچه براى خريد عطر بپردازى، اسراف نيست و مخارج مربوط به عطر پيامبر
اكرمصلّياللهعليهوآلهوسلّم بيش از مخارج خوراكى او بود (كلينى، 1362:
ج 6، 512؛ طبرسى، 1393: 41).
در اين زمينه روايات بسيارى وارد شده و مؤمنان را به لباس زيبا، غذاى
مناسب، مركب راهوار، خانه راحت، انگشترهاى عقيق، فيروزه... و غير آنترغيب
كرده و همه دلالت دارد كه تأمين موارد پيشين از اهداف كسب درآمد است.
ب. عزّت و شخصيت يافتن: يكى از آثار كار، عزّت يافتن فرد است. شخص با كار
كردن نياز خود را برطرف ساخته، نيازمند كار ديگران نميشود؛ از ديگران
درخواست نميكند و هزينه او بر عهده ديگرى نيست. امام صادقعليهالسلام
به يكى از ياران خود كه دير به بازار رفته بود فرمود: اُغدُ إلى عزِّك.
پگاه صبح در پى عزّت خود [= كار و كسب] برو (عاملى، 1383: ج 12، 3، ر.ك: ج
4، 10، 5). پيامبر گرامى فرمود:
اگركسى هيزم جمع آورد و بر دوش بگيرد، آنرا بفروشد و نياز خود را برطرف
سازد از درخواست از ديگران بهتر است(همان، ج 6، 310). مؤمن نبايد چشم اميد
به بيتالمال داشته باشد. بايد با كار و تلاش، شخصيت خود را حفظ كند.
درخواست كمك از بيتالمال هم، عزّت و شخصيت فرد را از بين ميبرد. يكى از
ياران پيامبر كه در سختي بهسر ميبرد، نزد حضرت رفت تا كمك بخواهد.
پيامبر وقتى او را ديد، فرمود:
هر كسى از ما چيزى درخواست كند، به او ميدهيم؛ ولى اگر به دنبال ثروت
برود، خدا او را بينياز ميكند. مرد برگشت تا سه بار نزد حضرت رفت و همان
سخنان را شنيد؛ سپس كلنگى عاريه كرد و از كوه مقدارى هيزم آورد و به
مقدارى آرد فروخت و ادامه داد تا امواليفراهم ساخت. جريان را به پيامبر
گفت فرمود: به تو گفتم اگر كسى درخواست كند به او عطا ميكنيم؛ ولى اگر
بهدنبال ثروت رود، خداوند او را بينياز ميسازد (كلينى، 1362: ج 2، 139).
ج. رشد عقلاني: كار، وسيله تجربه آموختن انسان است و بر رشد عقلانى و
اجتماعى او افزوده ميشود. امامصادقعليهالسلام فرمود:
ترك التجاره ينقص العقل (همان: ج5، 148)، رها كردن تجارت، عقل را كاهش
ميدهد.
التجاره تزيد فى العقل (همان)، تجارت عقل را رشد ميدهد.
اين روايات گرچه درباره تجارت آمده است، به آن اختصاص ندارد. اصولاً
تفكّرات انسان در جريان كار و عمل شكل ميگيرد و بر حسب آنچه انجام داده،
درباره آينده تفكّر ميكند. اگر انسان از محيط عمل جدا شود، مسائل جديد
براى او رخ نميدهد ونميتواند زمينه رشد علم را فراهم كند. با كار و تلاش،
انسان در تعامل با طبيعت قرار ميگيرد؛ قوانين آنرا درك ميكند ورمزهاى
آن را كشف ميكند. اين تعامل باعث رشد عقلانى بشر ميشود.
د. كسب آرامش روحي: انسان با كسب درآمد از نظر روحى آرامش مييابد و فرد
نيازمند از نظر روحى در اضطراب و نگران است.
پيامبرصلّياللهعليهوآلهوسلّم فرمود:
انسان هر گاه نيازمنديهاى خود را تأمين كرد، آرام ميگيرد (همان: 89).
امام رضاعليهالسلام فرمود:
انسان آنگاه كه مواد خوراكى سالانهاش را تأمين كرد، آرامش مييابد
(همان).
هـ . سلامت جسم: از آثار كار، برخوردارى شخص از سلامت و نشاط جسمى است.
بيكارى و عاطل بودن، باعث استراحت بيش از حدّ و پديد آمدن روحيه خمودى و
يأس و افسردگى در شخص ميشود. با كار، اعضاى انسان توان خود را بروز
ميدهد. امير مؤمنانعليهالسلام فرمود:
من يعمل يزدد قوة، (حكيمى، 1408: ج 5، 291 ـ 292)، هر كس كار كند، توان او
افزوده ميشود.
من يقصّر فى العمل، يزدد فتره (همان)، هر كه در عمل كوتاهي كند، سستى و
ناتوانى او افزوده ميشود.
امام صادقعليهالسلام به فضل فرمود:
اگر تمام نيازهاى مردم تأمين شده بود، از زندگى لذّت نميبردند. اگر انسانى
مدّتى ساكن مكانى شود و همه نيازهاى او فراهم باشد، از بيكارى خسته
ميشود ومايل است خود را مشغول كند. (مجلسى، 1374: ج 3، 87).
و. ارزش ذاتى كار: در بحث مطلوبيت كار گذشت كه از جمله انگيزههاى كار براى
افراد مطلوبيت داشتن ذات كار است.
2-8. اهداف و آثار دنيايى، اجتماعي
كار اقتصادى، آثار خاصّى براى اجتماع دارد؛ از جمله:
أ. تأمين نيازهاى اساسى اجتماع: افراد با كار ميتوانند نيازهاى افراد
جامعه را برطرف سازند. فرد نميتواند تمام نيازهاى خود را برطرف سازد؛
بنابراين هركس با انجام كار خاصّى ميتواند نياز مردم را برطرف سازد و
درمجموع، نيازهاى تمام افراد تأمين شود (عاملى، 1386: ج 13، 244).
ب. رفع فقر و تأمين اجتماعى نيازمندان: با كار و تلاش، فقر اجتماعى از بين
ميرود و فرد با كسب درآمد ميتواند به ديگران كمك كند. مسؤوليت اجتماعى،
شخص را به كار فراميخواند؛ حتّى اگر به درآمد آن نياز نداشته باشد. فرد
بايد در بُعد اجتماعى فرد مفيد و مؤثّرى باشد. در روايات بسيارى آمده است
كه حضرت اميرمؤمنان با كار خود باغ احداث، و چاه و قنات حفر ميكرد و آنان
را براى مردم و كمك به نيازمندان وقف ميكرد يا آنكه بردگان بسيارى را با
كار و درآمد آن رها ساخت. (كلينى، 1362: ج 5، 74 ـ 75؛ طوسى، 1401: ج 9،
148).
روايات متعدّدى درباره حقوق مؤمن بر مؤمن رسيده است. امام صادقعليهالسلام
فرمود:
مسلمان برادر مسلمان است. حقّ مسلمان بر برادر مسلمانش آن است كه سير نشود
و برادرش گرسنه بماند؛ سيراب نشود و برادرش تشنه باشد، و ازپوشاك بهرهمند
نباشد و برادرش بيبهره بماند (كلينى، 1363: ج 5، 72).
مؤمن كه در اجتماع زندگى ميكند، بايد حقوق ديگر افراد را بهجا آورد و از
جمله اين حقوق آن است كه در امور مالى به او مواسات داشته باشد و در
استفاده از امكانات مالى او را دريابد.
ج. گسترش اخلاق اجتماعى و كاهش مفاسد اجتماعي: يكى از انگيزههاى مهم براى
كسب درآمد، توانايى شخص در كمك به دوستان و دعوت از آنها و ارتباط با
بستگان و همسايگان است؛ هر چند آنها نيازمند و فقير نباشند. اگر شخصيتوان
مالى نداشته باشد، براى او امكان پذيرايى از دوستان نيست و نميتواند با
بذل هديه بين آنان كه اختلاف دارند، دوستى برقرار كند و نميتواند از درآمد
در جهت گسترش اخلاق اجتماعى بهره ببرد.
از سوى ديگر، بيكارى منشأ بحران اخلاقى فرد و اجتماع است. زمينه تمايل به
فساد در فرد بيكار فراهم است. نفسآدمى اگر مشغول كارى نشود، انسان را به
خودش مشغول ميكند و در پى افكار و خيالات باطل ميبرد. امروزه درجوامع
انسانى، پديده اشتغال فقط از بُعد اقتصادى مورد توجّه نيست؛ بلكه بحران
بيكارى زمينه مفاسد گوناگون اجتماعى از قبيل اعتياد، سرقت، اعمال
ضدّاخلاقى و تعرّض به زنان، قمار و استفاده از نوشابههاى الكلى است؛
بنابراين از آثار كار و انگيزه روى آوردن به كار، حفظ و سلامت روح انسانى و
گسترش اخلاق در اجتماع است. بخش مهمّى از درآمدهاى خانوادهها صرف پر
كردن ساعت فراغت فرزندان ميشود. از اميرالمؤمنينعليهالسلام نقل شده است
كه فرمود:
سستى و تنبلى، كليد غم و بدبختى است و ناتوانى و تنبلى همراه نيازمندى و
فقر است و ثمره آن نابودى و بدبختى است. آنكه طلب و تلاش نكند، چيزى
نمييابد و به فساد كشانده ميشود (ولايى، 1378: ج 2، 63).
د. افزايش توان اقتصادى جامعه: هر گاه بخشهاى اساسى مردم به كار اشتغال
داشته باشند، اقتصاد جامعه رشدخواهد داشت. توليد و درآمد ملّى افرايش
مييابد. درآمد دولت به جهت مالياتها فزونى يافته و امكان ارائه
خدماتعمومى به مردم فراهم ميشود. نيروى كار همراه با سرمايه، توليد جامعه
را رقم ميزند. هر گاه نيروى كار بيكار باشد، سرمايه بالقوّه يا بالفعل هم
معطّل ميماند و توان اقتصادى جامعه ضعيف ميشود. افزايش توان اقتصادى
جامعه، بدون شك از آثار كار شمرده ميشود و انگيزه مناسبى براى مسلمان در
روى آوردن به كار است؛ به همين جهت هرگاه جامعه بهكارى نياز داشت، شخص
بايد اينگونه «واجبات نظاميه» را انجام دهد و از تلاش خود در اين زمينه
خوددارى نكند كه گاه تلاش در انجام مشاغل مورد نياز جامعه واجب ميشود
(صدر: 108). امروز جايگاه نيروى انسانيو سرمايه انسانى در رشد و توسعه
اقتصادى از مباحث مهم و كليدى اقتصاد كلان و توسعه است. يكى از انگيزههاى
اصلى شخص، رشد اقتصادى است و تقويت اين انگيزه ميان نيروى كار، آثار
پربركتى دارد. فرد از توجّه به خود خارجشود و حتّى اگر به مال احتياج
ندارد، براى اعتلاى جامعه بكوشد. در ديدگاه دينى، انسان نهتنها در كار خود
بايد بهفكر ديگر انسانها و جامعه باشد، بلكه اگر از ثمره كار او ديگر
موجودات هم استفاده كنند، در نزد خداوند مطلوب است و براى او پاداش آخرتى
خواهند نوشت. كمك به عمران و حيات طبيعت و محيط زيست ارزش والايي دارد. از
پيامبر اكرمصلّياللهعليهوآلهوسلّم نقل شده كه فرمود:
ما من مسلم يغرس غرساً أو يزرع زرعاً فيأكل منه انسان أو طير أو بهيمه الاّ
كانت له به صدقه (نورى، 1407: ج 13، 460).
مسلمانى كه نهالى بكارد يا زراعتى بهعمل آرد و ازآن انسان، پرنده، چارپا
استفاده كند، در نامه اعمال او ثواب صدقه نوشته ميشود.
در يك حديث بينظير از پيامبر اسلام، مطلبى نقل شده كه بر جايگاه والاى
آبادى و عمران و حفظ محيط زيست دلالت دارد. حتّى اگر از ثمره كار انسان،
كسى بهره نبرد و حيوانى هم استفاده نكند، زمين آباد ميشود. همينامر
انگيزه بسيار خوبى براى مؤمن است كه از كار دست نكشد. فرمود:
ان قامت الساعه و فى ايديكم الفسيلة،فاناستطاع ان لاتقوم الساعه حتى
يغرسها فليغرسها» (همان: 460).
هرگاه نهال خرما جهتكاشتن در دستتان بود و قيامت برپا شد، اگر قادر بر
كاشت آن تا وقوع قيامت بوديد، آنرا بكاريد. آبادى و عمران زمين براى انسان
مطلوبيت دارد، گرچه كسى از آن بهره نبرد (ر.ك: القرضاوى، 1417: 149 ـ
158).
3ـ 8 . اهداف، انگيزهها و آثار آخرتى كار اقتصادي
اعتقاد دينى، عامل بسيار مهم در ايجاد انگيزه است و چنان چه در كلام اولياى
دينى، آثارى براى عملى خاص عنوان شده باشد، مؤمن به جهت باورهاى خود در
جهت كسب آن ميكوشد و فعّاليت خود را در همان سو قرار ميدهد. انسانهاى
معتقد به عالم ماورا، كارهاى بسيارى را براى نتايج آخرتى انجام ميدهند. از
بذل جان جهادگران تا صرفمال دارايان در طول تاريخ، بسيار ديده شده است.
هماكنون مكانهاى وقف شده بهوسيله نيكمردان و نيك زنان در جهان به حدّى
است كه نهادهاى گوناگون در سرپرستى صحيح آن ميكوشند. مطلب پيشين روشن است و
ما در اينقسمت آنچه را در متون دينى بهصورت هدف يا اثر كار در آخرت
مطرح شده ميآوريم تا نشان دهيم كار اقتصادى چگونه حلقه واسط بين دنيا و
آخرت ميشود و شخص با كار اقتصادى بهشت عدن را به چنگ ميآورد و رضوان
الاهى را نصيب ميشود.
أ. بخشش گناهان
كار اقتصادى، شخص را از آمرزش الاهى بهرهمند ميكند.
پيامبرصلياللهعليهوآلهوسلم فرمود:
من بات كالاً من طلب الحلال بات مغفوراًله (كلينى، 1362: ج 5، 78).
آنكه در راه كسب حلال زندگى او ميگذرد، مورد مغفرت الاهي است.
إنّ منالذنوب ذنوباً لايكفّرها صلاه و لاصدقه قيل يا رسولاللَّه. فما
يكفّرها. قال: الهموم فى طلبالمعيشة. (النورى، 1407: ج 13، 13).
برخى از گناهان با نماز و صدقه پاك و جبراننميشود. ياران گفتند چه چيز
آنرا پاك ميكند؟ فرمود: تلاش در كسب روزي.
ب. حفظ و يارى دين فرد
انسان اگر بخواهد ديندار واقعى باشد و بتواند در معنويت پيشرفت كند
نميتواند از نعمتهاى دنيا و نيازهاى دنيايى چشم بپوشد. مؤمن بهدنبال
خير دنيا و آخرت است: «آتنا فيالدنيا حسنه و فيالآخره حسنة» (بقره
(2):197) و خير دنيا همان برخوردارى از معيشت است. (كلينى، 1362: ج 5، 71).
از پيامبر گرامى نقل شده است كهخداوندا! در نان بركت ده و بين ما و نان
جدايى مينداز. اگر نان نداشتيم، توان نماز و روزه و انجام واجبات الاهى را
نداشتيم (همان: 73).
نتيجهگيرى
از آنچه ذكر شد، امور ذيل استفاده ميشود:
1. كار در نگاه دين، در گستره هستى جارى است و شخص با كار با مجموعه عالم
هستى و خالق آن هماهنگ ميشود.
2. هر نوع كار حلال مطلوب است؛ گرچه برخى از كارها و فعّاليتهاى اقتصادى
به جهت اهميّت آن در متون دينى مورد ترغيب بيشتر قرار گرفته است.
3. اولياى الاهى به انواع كارها مثل كارگرى، خياطى، زرهبافى، صنعتگرى،
تجارت، كشاورزى، ميپرداختند و كار را فضيلت انسانى وعبادت الاهى
ميدانستند.
4. اعتقادات اسلامى، ترغيبكننده فعّاليت اقتصادى است و چون دنيا مزرعه
آخرت و از بهترين اعمال صالح، كسب درآمد حلال است، با كار آخرت شخص و ارزش
انسانى او تضمين ميشود.
5. اخلاقيات دينى هيچگونه تنافى با تلاش اقتصادى ندارد و عواملى همچون زهد
و قناعت مصرف را متعادل ميكند، نه آنكه به توليد ضربه بزند؛ از اين رو،
اين امور در جوامع در حال توسعه باعث افزايش پسانداز و افزايش سرمايه جهت
توليد بيشتر ميشود.
6. انجام بسيارى از فضايل اخلاقى مثل سخاوت، دستگيرى از فقيران، صله رحم،
وقف، كمك به همنوع، نيازمند كسب درآمد بيش ازحدّ نياز و صرف آن در موارد
پيشين است. بدون كار نميتوان به فضايل اخلاقى دست يافت.
7. كار اقتصادى به علل گوناگون مورد رغبت مسلمان است. تأمين معاش، رفع
احتياج اجتماع، عزّت نفس، رشد عقلانى، سلامتجسم، زدودن چهره زشت فقر،
گسترش اخلاق و نابودى مفاسد اجتماعى، حفظ دين و كسب ثواب آخرتى به همراه
مطلوبيت كار، مؤمن رابه كار ترغيب ميكند.
8. گسترش فرهنگ دينى درباره كار زمينه تلاش همهجانبه افراد براى رشد
اقتصادى را فراهم ميكند و افراد توجّه جدّى به نفس كاردارند تا نوع آن؛
بنابراين خواهند كوشيد بيكارى را به هر صورت از خود دور سازند و هر كار
حلالى را عزيز داشته، به بيكارى ترجيح دهند.
9. حاكميت فرهنگ دينى، اثر مثبت بر بهرهورى نيروى كار و كاهش هزينههاى
اضافى مثل اسراف منابع، و اتلاف وقت دارد و روابط انسانى در بازار كار را
بهبود ميبخشد (رضايى، 1377: 22 ـ 26).
10. كار اقتصادى پيوند دنيا و آخرت است و با آن ميتوان حسنه در دنيا و
آخرت را كسب كرد.
منبع: فصلنامه اقتصاد اسلامي
|
|
|
|
|
|
|
|
مجيد رضايي( عضو
هيأتعلمي دانشگاه مفيد)
|
نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی
| نظرات 0 |
لينک مطلب
|