شنبه 4 اردیبهشت 1389 ساعت 1:53 PM
اشاره:
«اشتغال» امروزه در جامعه ما، يکي از مسائل اساسي و موضوعات مورد بحث
ميباشد، و هرکس نسبت به فراخور حالش و براساس رشته تخصصي و انديشههاي
خود، در مورد چگونگي اشتغال جوانان و آداب و شيوههاي کار، علل و
انگيزههاي بيکاري، انواع مشاغل، اولويت انتخاب شغلها و... سخن گفته و بحث
ميکند.
اشتغال به کارهاي مفيد و مورد نياز جامعه، داراي اثرات و نتائج قابل توجه
براي همه افراد جامعه اسلامي است که از جمله آنها ميتوان به فوائد زير
اشاره نمود:
1.زمينه رستگاري
اساساً کار و اشتغال در بينش توحيدي اسلام، يک ارزش محسوب ميشود و تلاش
بيشتر در کارهاي دنيوي و اخروي، زمينه سعادت و رستگاري افراد را در دنيا و
آخرت فراهم مينمايد و آنان را تا درجه جهادگران در راه خداوند بالا
ميبرد. رسول اکرم صلياللهعليهوآلهوسلم ميفرمايد: «اَلْکادُّ عَلي
عِيالِهِ کَالمُجاهِدِ في سبيل اللّه1؛ کسي که براي تأمين معاش خانوادهاش
تلاش ميکند، همانند مجاهد در راه خداست.»
2.تأمين مخارج زندگي
يک مسلمان با پيش گرفتن کسب حلال، مخارج زندگي خود را تأمين نموده و تا
حدودي از فقرِ اقتصادي، اخلاقي و فرهنگي خود و جامعه ميکاهد.
3.وسيله ارتباط سالم
اشتغال به کار، افراد را در زندگي تحت يک برنامه منظم و منسجم قرار داده و
آنان را در روابط اجتماعي و معاشرت با ديگران ياري مينمايد.
4.آرامش روح و وجدان
تمام کساني که به کارهاي مفيد اقتصادي اشتغال دارند و بر اساس احساس وظيفه
به شغل مناسب و آبرومندانه خود ميپردازند؛ علاوه بر اين که آرامش روح و
روان و وجدان خود را فراهم ميکنند، به نوعي تفريح نيز ميپردازند؛ هم چنان
که افراد سُست عنصر و بيکار معمولاً به اضطراب و افسردگي و عذاب وجدان
دچار هستند.
5.بيدار نمودن روحيه خلاّقيت
اشتغال به کسبهاي مورد علاقه، روحيه ابتکار و خلاقيت را در افراد زنده
کرده و استعدادهاي دروني آنان را شکوفا نموده و انسان را متوجه نيروهاي
نهفته در اندرون خود ميسازد. و به اين ترتيب، مفيد و مؤثر بودن خود را
باور نموده و اعتماد به نفس در او تقويت ميشود. چنين فردي با روحيه سرشار
از عشق به کار، از زندگي خود لذّت برده و براي رسيدن به اهداف عالي تلاش
ميکند.
6.تثبيت موقعيت اجتماعي
اشتغال به کار مفيد و مورد نياز جامعه، راه رسيدن به موقعيت اجتماعي يک فرد
مسلمان ميباشد و شغل او هر قدر از نيازهاي جامعه بکاهد و موجب تقويت و
استقلال و آزادي و عزّت مسلمانان گردد، همان مقدار موقعيت اجتماعي صاحب شغل
در ميان افراد جامعه اسلامي، بيشتر و بالاتر خواهد بود.
خداوند ميفرمايد: «وَ اَنْ لَيْسَ لِلانْسانِ اِلاّ ما سَعي»(2)؛ و اين که
براي انسان بهرهاي جز سعي و تلاش او نيست.
7.جلوگيري از مفاسد
بيکاري افراد، موجب ضررهاي جبرانناپذير و داراي مفاسد بيشمار براي اجتماع
مسلمانان است؛ به اين معنا که يک فرد با انتخاب يکي از مشاغل مورد نياز
جامعه و اشتغال به آن، باري از دوش مردم و مسئولين برميدارد و در مقابل،
فرد بيکار نه تنها مشکلي را در جامعه حل نميکند بلکه خود، مشکل آفرين و
سربار جامعه اسلامي نيز ميشود و علاوه بر اين که نيرويي هدر رفته، نيروهاي
ديگري را به خود مشغول خواهد کرد.
با توجه به نکات فوق در اين نوشتار، اشتغال و موضوعات مربوط به آن در سيره و
سخن حضرت رسول اکرم صلياللهعليهوآلهوسلم ، مورد بحث قرار گرفته است.
اهميّت کار
در سيره پيامبر اکرم صلياللهعليهوآلهوسلم فعاليتهاي اقتصادي افراد،
ارزش بالايي دارد. آن حضرت کارگران و توليدکنندگان در عرصه اقتصادي را چنان
تشويق ميکند که در طول تاريخ جوامع بشري، هيچ فرقه و مذهبي چنين جايگاهي
براي اساسيترين رکن جامعه، يعني تأمين کنندگان حياتيترين کالاي اقتصادي،
قائل نشدهاند.
انسبن مالک ميگويد: هنگامي که پيامبر صلياللهعليهوآلهوسلم ازجنگ
تبوک برميگشت، سعد انصاري ـ يکي از کارگران مدينه ـ به استقبال آن حضرت
آمد. هنگامي که رسول اللّه صلياللهعليهوآلهوسلم با او دست داد، لمس
دستهاي زِبْر و خشنِ مرد انصاري، حضرت خاتم الانبياء
صلياللهعليهوآلهوسلم را تحت تأثير قرار داد. براي همين، از او پرسيد:
چرا دستهاي تو اين چنين کوفته و خشن ميباشد؟ آيا ناراحتي خاصّي به دستان
تو رسيده است؟
عرضه داشت: يا رسول اللّه! اين خشونت و زبري دستان من، بر اثر کار با بيل و
طناب است که به وسيلهي آنها زحمت ميکشم و مخارج خود و خانوادهام را
تأمين مينمايم.
«فَقَبَّلَ يَدَهُ رسولُ اللّهِ صلياللهعليهوآلهوسلم و قالَ: هذِهِ
يَدٌ لا تَمَسُّها النّار؛ پيامبراکرم صلياللهعليهوآلهوسلم دست او را
بوسيده و فرمود: اين دستي است که آتش (جهنم) آن را لمس نخواهد کرد.»3
نکوهش افراد سست عنصر
رسول اکرم صلياللهعليهوآلهوسلم گاهي با جوانان سالم و نيرومندي مواجه
ميشد. بازوهاي ستبر و اندام مناسب آنان، موجب شگفتي پيامبر
صلياللهعليهوآلهوسلم ميگشت. آن حضرت با آنان احوال پرسي نموده و از
وضعيت زندگي و شغلشان سؤال مينمود، اگر در جواب گفته ميشد که: وي فردي
بيکار است و هيچ گونه شغلي ندارد؛ آن بزرگوار ناراحت ميشد و ميفرمود:
«سَقَطَ مِنْ عَيْني؛ از چشمم افتاد.» (فرد بيکار در نظر من ارزشي ندارد.)
اطرافيان ميپرسيدند: يا رسول اللّه! چرا اين افراد را دوست نميداريد؟
پيامبر صلياللهعليهوآلهوسلم ميفرمود: براي اين که اگر مؤمن شغلي
نداشته باشد که با آن امرار معاش کند، براي امرار معاش، از دين خود خرج
خواهد نمود.4
آن حضرت در گفتاري حکيمانه، افراد تنبل و بيحال را که تن به کار نميدهند و
ميکوشند که از دست رنج ديگران بهرهمند شوند، مورد نکوهش و سرزنش شديد
قرار داده، ميفرمايد: «مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ اَلْقي کَلَّهُ عَلَي
النّاسِ، مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ يَعُولُ؛ از رحمت خدا دور
است، از رحمت خدا دور است کسي که بار زندگي خود را به گردن مردم بيندازد.
ملعون است، ملعون است کسي که اعضاي خانوادهاش را (در اثر ندادن نفقه) تباه
کند.»5
البته سيره و سخن پيامبراکرم صلياللهعليهوآلهوسلم در مورد افراد بيکار
ـ که با بهانههاي واهي فرصتهاي شغلي را از دست ميدهند ـ حاوي نکته مهمي
است و آن، اين که بيکاري ريشه بسياري از مشکلات و گرفتاريها در زندگي يک
جوان فعال و پر انرژي است. زيرا اگر يک فرد مسلمان مخارج زندگي خود را با
فعاليتهاي اقتصادي سالم و اشتغال به يک کسب پاکيزه و حلال، تأمين نکند به
ناچار براي تأمين زندگياش ارزشهاي ديني را زير پا گذاشته و به راههاي
فريبنده که به ظاهر سود سرسام آوري هم دارند، کشيده خواهد شد. و اين،
مصداقي از همان امرار معاش از راه دين و ايمان است که در کلام پيامبر
صلياللهعليهوآلهوسلم بود.
گذشته از اين، بيکاري يک فرد نه تنها موجب از ميان رفتن استعدادهاي دروني
وي ميشود و او را به فردي تن پرور و بيخاصيت مبدل ميسازد، بلکه به عنوان
يک معضل و بيماري اجتماعي، يک جوان مسلمان و پاک و سالم را، دچار انواع
مفاسد اخلاقي و اجتماعي و بيماريهاي روحي خواهد ساخت.
در حقيقت يک عضو فعال و پر انرژي که از سرمايهها و ذخاير خدادادي جامعه
اسلامي است و بايد به عنوان سرباز جامعه عمل کند، سربار جامعه خواهد شد؛ به
همين دليل پيامبر صلياللهعليهوآلهوسلم بيکاري را براي يک جوان خطرناک
ميداند.
نقش انگيزههاي مقدّس در اشتغال
از منظر حضرت محمد صلياللهعليهوآلهوسلم تمام فعاليتهاي يک مسلمان
ميتواند نوعي ارتباط با آفريدگار جهان محسوب شده و علاوه بر ارزش اقتصادي و
دنيوي، از پاداشهاي معنوي نيز درجهان آخرت برخوردار ميباشد.
آري کار براي خدا، نقش مهمي در شکل دادن به رفتار اقتصادي انسان دارد. به
علاوه اين انگيزه ميتواند قواي جسمي و روحي وي را در فعاليتهاي اقتصادي
چند برابر نمايد؛ به خاطر هدف والاي وي، کار او نيز مقدّس خواهد شد. رسول
اکرم صلياللهعليهوآلهوسلم بر اين باور بود که: «اَلْعِبادَةُ
سَبْعُونَ جُزْءاً اَفْضَلُها طَلَبُ الْحَلالِ6؛ عبادت خداوند هفتاد جزء
است و بهترين آنها طلب روزي حلال است.»
آن حضرت اشتغال به کارهاي حلال را مانند ساير عبادات، بر زن و مرد مسلمان
ضروري دانسته و ميفرمايد: «طَلَبُ الْحَلالِ فَريضَةٌ عَلي کُلِّ مُسْلِمٍ
و مُسْلِمَةٍ7؛ به سراغ درآمد حلال رفتن، بر هر مرد و زن مسلمان لازم
است.»
بنابراين، انگيزههاي مقدّس ميتواند همه کارها و فعاليتهاي اقتصادي يک
مسلمان را ـ اعم از کارهاي تجاري، کشاورزي، صنعتي و خدماتي ـ فرا گرفته و
آنها را در شمار عبادات قرار دهد.
در روايتي آمده است که: روزي رسول خدا صلياللهعليهوآلهوسلم با جمعي از
اصحاب در محلي حضور داشتند. در آن ميان، چشمان آنان به جواني نيرومند و
زيبا اندام افتاد که در اول صبح به کار اشتغال داشت. ياران پيامبر
صلياللهعليهوآلهوسلم گفتند: يا رسول اللّه! اگر اين جوان نيرومند،
نيرو و انرژي خود را در راه خدا مصرف ميکرد، چقدر شايسته مدح و تمجيد بود!
حضرت فرمود: اين سخن را نگوييد! اگر اين جوان براي تأمين معاش ميکوشد و
انگيزه او بينيازي از ديگران است، او در راه خدا قدم برداشته، و اگر هدف
او پذيرايي از پدر و مادر ناتوان خود باشد، باز هم در راه خدا کار ميکند و
اگر مقصود او سر و سامان دادن به خانواده و فرزندانش باشد، او به راه خدا
رفته و انگيزه مقدّسي دارد.8
در سيره پيامبراکرم صلياللهعليهوآلهوسلم ، هدف از رفتارهاي اقتصادي
جلب رضايت خداوند است. و رضايت پروردگار، انگيزه مقدّس و هدف والايي است که
يک انسان مسلمان را در سختترين شرايط به فعاليتهاي اقتصادي وادار
ميکند. و او حاصل زحمات خود را در راه رضاي الهي خرج ميکند.
اما از نظر متفکّران مادّي و اقتصاددانان غربي، هدف نهايي از کار، دست يابي
به لذتهاي فردي است. و در آن صورت، انگيزه کار، دست يابي به حداکثر سود و
درآمد است و تمام صفات اخلاقي و انساني تحت الشعاع سود جوييهاي مادي قرار
گرفته و به تدريج انسان از ماهيت خود خارج شده و در عرصههاي زندگي فقط به
سودهاي سرشار مادي ميانديشد؛ گرچه در اين راه، حقوق ديگران تضييع شده
واخلاق و انسانيت از ميان برود.
روشهاي ترويج اشتغال
حضرت رسول اکرم صلياللهعليهوآلهوسلم براي ايجاد انگيزه توليد و کسب
درآمد در وجود مسلمانان، از روشهاي مختلفي بهره ميگرفت که به برخي از
آنان اشاره ميشود:
الف) زمينه سازي براي رشد استعدادها
آن حضرت با استفاده از فرصتهاي مناسب براي شکوفايي نيروهاي دروني و
استعدادهاي نهفته افراد، زمينه سازي مينمود و از اين طريق، در آنان انگيزه
توليد و کسب درآمد را تقويت ميکرد. روايت زير، نشانگر اين روش رسول گرامي
ميباشد:
مردي از اصحاب در تنگناي زندگي قرار گرفت. وي که داراي شغل مناسبي نبود و
بسياري اوقات از بيکاري رنج ميبرد، خانه نشين شد. روزي همسرش به وي گفت:
اي کاش به محضر پيامبر صلياللهعليهوآلهوسلم ميرفتي و از او درخواست
کمک مينمودي! مرد با پيشنهاد همسرش به حضور رسول اللّه
صلياللهعليهوآلهوسلم رفت. هنگامي که چشم حضرت به او افتاد، فرمود:
«مَنْ سَأَلْنا اَعْطَيناهُ وَ مَنْ اسْتَغْني اَغْناهُ اللّهُ؛ هرکس از ما
کمک بخواهد، ما به او ياري ميکنيم ولي اگر بينيازي بورزد و دست حاجت پيش
مخلوقي دراز نکند، خداوند او را بينياز ميکند.»
او پيش خود فکر کرد که مقصود پيامبر، من هستم و بدون اين که سخني بگويد، به
خانه برگشت و ماجرا را براي همسرش بازگو کرد. زن گفت: رسول خدا
صلياللهعليهوآلهوسلم هم بشر است. (و از حال تو خبر ندارد.) او را به
وضع زندگي نکبت بار و پر مشقّت خود آگاه کن.
مرد ناچار براي بار دوم به حضور پيامبر صلياللهعليهوآلهوسلم رفت اما
قبل از اين که حرفي بزند، پيامبر صلياللهعليهوآلهوسلم همان سخن قبلي
را تکرار کرده و فرمود: «مَنْ سَأَلْنا اَعْطَيناهُ وَ مَنْ اسْتَغْني
اَغْناهُ اللّهُ.» بازهم بدون اظهار حاجت، به خانه برگشت ولي چون خود را
همچنان در چنگال فقر و بيکاري، ضعيف و ناتوان ميديد، براي سومين بار با
همان نيّت به مجلس رسول اکرم صلياللهعليهوآلهوسلم رفت. باز هم لبهاي
رسول اللّه صلياللهعليهوآلهوسلم به حرکت در آمد و با همان آهنگ ـ که
به دل، قوّت و به روح، اطمينان ميبخشيدـ همان جمله را تکرار کرد. اين بار
اطمينان بيشتري در قلب خود احساس نمود؛ حس کرد که کليد مشکل خويش را در
همين جمله يافته است. وقتي که خارج شد، با قدمهاي مطمئنتري راه ميرفت.
با خود فکر ميکرد که ديگر به دنبال کمک خواستن از بندگان نخواهم رفت. به
خدا تکيه ميکنم و از نيرو و استعدادي که در وجودم به وديعت نهاده شده است،
بهره ميگيرم و از او ميخواهم که مرا در کارهايم موفق گردانيده و از
ديگران بينياز سازد. با اين نيّت، تيشهاي عاريه گرفت و به جانب صحرا رفت.
آن روز مقداري هيزم جمع کرد و فروخت و لذت حاصل دست رنج خويش را چشيد.
روزهاي ديگر به اين کار ادامه داد تا به تدريج توانست از حاصل درآمد خويش،
ابزار کار را فراهم نمايد. بازهم به کار خود ادامه داد تا صاحب سرمايه و
شتر و غلاماني شد. وي در اثر تلاش و کوشش شبانهروزي، يکي از افراد ثروتمند
گرديد. روزي به محضر پيامبر صلياللهعليهوآلهوسلم آمده و وضعيت خود را
به آن حضرت گزارش داد که چگونه در آن روزِ فلاکت بار به محضر حضرت آمده و
چگونه سخن پيامبر صلياللهعليهوآلهوسلم وي را به تحرک و کار واداشت.
پيامبر صلياللهعليهوآلهوسلم فرمود: من که به تو گفتم؛ هرکس از ما کمکي
بخواهد، ما به او کمک ميکنيم ولي اگر بينيازي بورزد، خدايش او را کمک
خواهد نمود.9
ب) روشهاي رفتاري
گرچه رهنمودهاي گفتاري، در تربيت افراد تأثير دارد اما اقدامات عملي، به
مراتب بيشتر از شيوههاي گفتاري مؤثر است. براي همين پيامبراکرم
صلياللهعليهوآلهوسلم نه تنها با راهنماييها و زمينه سازيهاي خود
موجب هدايت افراد به سوي ميدانهاي کاري شد بلکه خود عملاً وارد صحنه شده و
همدوش با ديگران کار ميکرد.
رفتار رسول اکرم صلياللهعليهوآلهوسلم را ميتوان تبلور اصول و
ارزشهاي اسلامي قلمداد نمود. آن حضرت همچنان که در صحنهي سياست، حکومت،
اخلاق، معارف، علوم و حکمت، خطابه و ساير صفات والاي انساني اسوه تمام عيار
مسلمانان به شمار ميآيد، رفتار اقتصادي آن حضرت نيز ميتواند شيوهاي
موفق و کارآمد براي چگونه زيستن باشد.
نمونه هايي از سيره عملي حضرت رسول صلياللهعليهوآلهوسلم :
خانه سازي
امام صادق عليهالسلام به فردي که در اثر جهل و غرور، تن به کار نميداد و
خود را نيازمند ديگران نموده بود، فرمود: برو کار کن! و در بالاي سرت بار
حمل کن. (و هرچه ميتواني تلاش کن.) و از مردم بينياز باش.
سپس به وي فرمود: همانا رسول خدا صلياللهعليهوآلهوسلم سنگها را به
دوش خود حمل ميکرد و ديوار خانهاش را ميساخت.10
باغداري
علي عليهالسلام روزي به سلمان فرمود: اي [ابا [عبداللّه! باغي را که
پيامبر صلياللهعليهوآلهوسلم با دستان خويش آن را ساخته و درختهايش را
کاشته است، براي فروش بهمشتريان عرضه کن. سلمان باغ پيامبر
صلياللهعليهوآلهوسلم را به معرض فروش گذاشت و به دوازده هزار درهم
فروخت.11
دامداري
روزي حضرت رسول اکرم صلياللهعليهوآلهوسلم فرمود: ما بَعَثَ اللّهُ
نَبيّاً اِلاّ راعي غَنَمٍ؛ تمام پيامبران الهي پيش از آن که به مقام نبوت
برسند، مدتي چوپاني کردهاند. قالُوا: وَ اَنتَ يا رَسُولَ اللّه؟؛ از
پيامبر سؤال شد: آيا شما نيز چوپاني کردهايد؟ قال: وَ اَنَا رَعَيْتُها
لاَِهْلِ مَکّة بِالْقَرارِيط؛ فرمود: بله، من مدتي گوسفندان اهل مکه را در
سرزمين «قراريط» به چراگاه بردهام.»12
بازرگاني
پيامبر صلياللهعليهوآلهوسلم قبل از ازدواج، با خديجه يک قرارداد
تجارتي بسته بود. طبق آن قرار دادِ مضاربهاي، پيامبر
صلياللهعليهوآلهوسلم متعهد شده بود که با سرمايه خديجه به يک سفر
تجارتي برود و در مقابل، آن حضرت در منافع کالاهاي بازرگاني خديجه شريک
باشد. بعد از توافق طرفين، خديجه شتري راهوار و مقداري کالاهاي ارزشمند در
اختيار حضرت محمد صلياللهعليهوآلهوسلم نهاد و به دو غلام خود سفارش
کرد که در اين سفر تجارتي به همراه آن حضرت باشند و دستوراتش را اطاعت
نمايند. اين سفر تجارتي پيامبر صلياللهعليهوآلهوسلم به شام، تا حدودي
وضعيت اقتصادي و مالي آن جناب را سر و سامان داد. بعد از پايان سفر،
کارداني و شايستگي اين جوان قرشي مورد تقدير و ستايش خديجه ـ ثروتمندترين و
سرشناسترين زن مکه ـ قرار گرفت و بدين منظور، مبلغي را علاوه بر قرار
داد، به او پرداخت. اما نبيّ اکرم صلياللهعليهوآلهوسلم فقط مبلغ معيّن
در قرارداد را دريافت کرده و از اخذ وجوه اضافي خودداري نمود. سپس وجوه
حاصله از تجارت شام را به خانه ابوطالب عليهالسلام برد و همه را در اختيار
عموي گرامياش گذاشت تا اين که مقداري وضع زندگي حضرت ابوطالب عليهالسلام
سر و سامان يابد.13
امام صادق عليهالسلام در مورد کارهاي تجارتي پيامبر عليهالسلام سخنان
ارزندهاي دارد. اسباط بن سالم ميگويد:
روزي به حضور امام صادق عليهالسلام شرفياب شدم، آن حضرت پرسيد: عمربن مسلم
چه ميکند؟ گفتم: حالش خوب است اما ديگر تجارت، نميکند. امام صادق
عليهالسلام فرمود: ترک تجارت، کار شيطاني است. ـ اين جمله را سه بار تکرار
کردـ آنگاه امام ادامه داد: رسول خدا صلياللهعليهوآلهوسلم با کارواني
که از شام ميآمد معامله ميکرد و با بخشي از درآمد آن معامله قرضهاي خود
را ادا نموده و بخشي ديگر را در ميان نيازمندان فاميل تقسيم مينمود.
خداوند در مورد تاجران خداجو و باتقوا ميفرمايد: «رِجاٌ لٌ لا تُلْهيهم
تِجارَةٌ وَ لا بَيعٌ عَنْ ذِکْرِاللّه»؛14 مرداني که تجارت و داد و ستد،
آنان را از ياد خدا غافل نميکند.»(15)
همکاري در فعاليتهاي اجتماعي
1.ساختن مسجد
هنگامي که مسجد قبا ـ اولين مسجد در تاريخ اسلام ـ ساخته ميشد، حضرت خاتم
الانبياء صلياللهعليهوآلهوسلم همدوش ساير مسلمانان کار ميکرد. آن
حضرت سنگهاي کوچک و بزرگ را برميداشت و آنها را بغل مينمود و حمل
ميکرد. به طوري که سفيدي گرد و خاک سنگها کاملاً در بدن آن حضرت نمايان
بوده و حکايت از سخت کوشي آن حضرت داشت. گاهي مردي از اصحاب به نزدش ميآمد
و التماس ميکرد که: يا رسول اللّه! پدر و مادرم فداي تو باد! اجازه بده
سنگ و خاک را من ببرم و به جاي شما کار کنم. رسول خدا
صلياللهعليهوآلهوسلم ميفرمود: نه، تو هم سنگ ديگري بردار. بالاخره آن
حضرت در اثر کوششهاي شبانه روزي، ساختمان مسجد قبا را به پايان برد.16
همچنين در تأسيس ساختمان مسجد النبي صلياللهعليهوآلهوسلم آن حضرت
علاوه بر راهنمايي مسلمانان در طرح ريزي بناي مسجد، خود نيز در کنار آنان
کار ميکرد و آن چنان از جان و دل کارهاي ساختماني را انجام ميداد که
مسلمانان تحت تأثير قرار ميگرفتند. اسيد بن حضير يکي از آنان بود که جلو
آمده و گفت: يا رسول اللّه! اجازه بفرماييد تا من به جاي شما سنگهاي سنگين
را حمل کنم. فرمود: نه، تو يکي ديگر ببر.
يکي از مسلمانان نيز اين شعر را قرائت ميکرد:
لَئِنْ قَعَدْنا والنَّبيُّ يَعْمَلُ
فَذاکَ مِنّا الْعَمَلُ الْمُضَلَّلُ17
اگر ما بنشينيم در حالي که پيامبر کار ميکند، رفتار بسيار زشت و ناپسند
انجام دادهايم!
2.راهسازي
امام صادق عليهالسلام به نقل از پدر بزرگوارش حضرت باقر عليهالسلام
فرمود: پيامبر اکرم صلياللهعليهوآلهوسلم يکي از راههاي عمومي را ـ که
آب خراب کرده بودـ با چيدن سنگ تعمير نمود. به خدا سوگند! انسانها و چهار
پايان تا اين لحظه از آن استفاده ميکنند.18
3.انجام کارهاي منزل
رسول خدا صلياللهعليهوآله علاوه بر اداره حکومت اسلامي و حلّ و فصل
مشکلات مسلمانان، به کارهاي منزل نيز رسيدگي ميکرد.
امام صادق عليهالسلام فرمود: «کانَ رَسُولُ اللّه
صلياللهعليهوآلهوسلم يَحْلِبُ عَنْزَ اَهْلِهِ19؛ رسول خدا
صلياللهعليهوآلهوسلم پيوسته بز خانوادهاش ميدوشيد.»
ج) ره توشههاي پيشه وران
حضرت خاتم الانبياء صلياللهعليهوآلهوسلم با اين که مسلمانان را به
اشتغال در کارهاي توليدي، خدماتي، کشاورزي و ساير مشاغل توصيه ميکرد ولي
به لحاظ موقعيّت جغرافيايي و با توجه به آب و هواي مناطق مختلف، به برخي از
شغلها اهميّت خاصّي قائل بود. در اينجا به نقل چند مورد از گفتارهاي آن
حضرت ميپردازيم:
1. «تِسْعَةُ اَعْشار الرّزقِ فيالتّجارَةِ وَالْجزْءُ الْباقي في
السّابياء ـ يعني الغنم ـ ؛20 109 در آمد در داد و ستد و باقي مانده آن در
دامپروري (و کارهاي توليدي) است.»
2. « مَنْ غَرَسَ شَجَرَةً فَاَيْنَعَتْ، غَرَسَ اللّهُ بِها شَجَراً فِي
الْجَنَّةِ؛21 هر مسلماني که نهال درختي بنشاند و آن درخت (بر اثر کوششهاي
باغبان) به ثمر بنشيند، خداوند متعال در مقابل آن درخت، درختي در بهشت
قرار ميدهد.»
3. در سيره اقتصادي پيامبر اکرم صلياللهعليهوآلهوسلم باغداري، زراعت و
کشاورزي آن چنان از اهميت برخوردار است که آن حضرت در مورد تضييع حقوق
آنان، به دولت مردان اسلامي هشدار داده و ضمن دستورالعملي، دهقانان را به
زمامداران اسلامي کاملاً سفارش نموده و به علي عليهالسلام فرمود:
يا علي! مبادا در حکومتِ تو به دهقانان و کشاورزان ستم شود.22
پي نوشت :
1.نجم / 39.
2.فقه الرضا، ص 208.
3.اسدالغابه، ابن اثير،ج 2، ص 169؛ الاصابه، ابن حجر، ج 3، ص 72 و النهايه،
ج 4، ص 202.
4.بحارالانوار، ج 100، ص 10 و مستدرک الوسائل، ج 13، ص 11.
5. تحف العقول، ص 37 و الکافي، ج 4، ص 12، (باب کفاية العيال و التوسع
عليهم).
6.بحارالانوار، ج 100، ص 209.
7.همان.
8.المحجّة البيضاء، ج 3، ص 140.
9. اصول کافي، باب القناعه، حديث 7 و داستان راستان، ص 28 و 29.
10.وسايل الشيعه، ج 17، ص 38.
11.حليةالابرار، ج 1، ص 331.
12.ميزان الاعتدال، ج 3، ص 293.
13.بحارالانوار، ج 16، ص 22 به بعد.
14.نور / 37.
15.وسائل الشيعه، ج 17، ص 14 و 15.
16.معجم الکبير، طبراني، ج 24، ص 318.
17.مناقب آل ابيطالب، ج 1، ص 161 و فتح الباري، ج 7، ص 193.
18.حليةالابرار، ج 1، ص 329.
19.الکافي، 5، ص 86.
20.وسائل الشيعه، ج 17، ص 11.
21.کنزالعمال، ج 3، ص 896، حديث 9079.
22.تهذيب الاحکام، ج 7، ص 154.
|
|
|
|
|
|
|
|
عبد الکریم پاک
نیا
|
نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی
| نظرات 0 |
لينک مطلب
شنبه 4 اردیبهشت 1389 ساعت 1:49 PM
اين سخنرانى
در 17 آبان 1349 شمسى مطابق 7 شوال 1390 قمرى در حسينيه ارشاد ايراد شده
است
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد الله رب العالمين بارى الخلائق اجمعين و الصلاة و السلام على عبدالله
و رسوله و حبيبه و صفيه، سيدنا و نبينا و مولانا ابى القاسم محمد صلّى
الله عليه وآله وسلّم و على آله الطيبين الطاهرين المعصومين، اعوذ بالله من
الشيطان الرجيم:
يا ايتها النفس المطمئنه ارجعى الى ربك راضية مرضية فادخلى فى عبادى و
ادخلى جنتى (146)
در جلسه اى كه به مناسبت تولد وجود مقدس اباعبدالله الحسين در اينجا منعقد
بود بحثى درباره اين مطلب كردم كه اگر كسى روح بزرگ بشود، خواه ناخواه تن
او به زحمت و رنج مى افتد. تنها آن تن ها و بدنهايى كه آسايش كامل و احيانا
عمر دراز، خوابهاى بسيار راحت، خوراكهاى بسيار لذيذ و اين گونه چيزها
بهرمند مى شوند كه داراى روح هاى حقير و كوچكند، اما افرادى كه روح بزرگ
دارند، همين بزرگى روح آنها سبب رنج تن آنها و احيانا كوتاهى عمر آنها مى
شود، سبب بيماريهاى تن آنها مى شود. درباره اين مطلب مقدارى بحث كردم،
مخصوصا شعر متنبى را خواندم كه مى گويد:
اذا كانت النفوس كبارا
تعبت فى مرادها الاجسام
امشب مى خواهم بحثى درباره بزرگى و بزرگوارى روح بكنم و فرق ميان اين دو را
ذكر نمايم كه بزرگى روح يك مطلب است و بزرگوارى روح مطلب عاليترى است؛
يعنى هر بزرگى روح، بزرگوارى نيست. هر بزرگوارى ، بزرگى هست اما هر بزرگى،
بزرگوارى نيست. حال توضيح مطلب:
مسلما همت بزرگ نشانه روح بزرگ است و همت كوچك نشانه روح كوچك است.
همت بلند دار كه مردان روزگار
از همت بلند به جايى رسيده اند
ديگرى مى گويد:
بلبل به باغ و جغد به ويرانه تاخته است
هر كس به قدر همت خود خانه ساخته است
و اين در هر مسيرى كه انسان قرار بگيرد صادق است.
همت بزرگ در راه دانش
مثلا در مسير علم همتها فرق مى كند، يكى قانع است كه ديپلمى بگيرد و در حد
يك ديپلمه معلومات داشته باشد كه بى سواد نباشد. ولى ديگرى را مى بينيد كه
اساسا به هيچ حدى از علم قانع نيست، همتش اين است كه حداكثر استفاده از عمر
خودش بكند و تا آخرين لحظه عمرش از جذب و جلب و كشف مسائل علمى كوتاهى
نكند. داستان معروف ابوريحان بيرونى را شنيده ايد، مردى كه محققين اعتراف
دارند كه هنوز مجهول القدر است. اين مرد حكيم، رياضيدان، جامعه شناس و
مورخ، مرد فوق العاده اى است بعضى او را بر بوعلى سينا ترجيح مى دهند.
البته اگر بعضى از قسمتها و نواحى را در نظر بگيريم مسلم ابوريحان بر بوعلى
سينا ترجيح دارد، همين طور كه در بعضى قسمتهاى ديگر بوعلى بر ابوريحان
ترجيح دارد. اين دو معاصر يكديگر هم هستند. اين مرد شيفته دانش و تحقيق و
كشف جديد است. سلطان محمود بالاجبار او را احضار مى كند، مى رود ولى مانند
هر مرد باهمتى از هر فرصتى استفاده مى كند. سلطان محمود هندوستان را فتح مى
كند. به همراه سلطان محمود به هند مى رود. مى بيند در آنجا گنجينه اى از
اطلاعات و علوم است ولى زبان سانسكريت را نمى داند. اين زبان را در پيرى به
حد اعلى ياد مى گيرد. سالهاى زيادى در آنجا مطالعه مى كند، اثرى به وجود
مى آورد به نام تحقيق ما للهند من مقولة مر ذولة فى العقل او مقلولة كه اين
كتاب امروز يكى از منابع بسيار با ارزش هند شناسان دنياست.
در وقتى كه اين آدم در مرض موت و در حال احتضار بود، يكى از فقها - كه
همسايه اش بود - اطلاع پيدا كرد كه ابوريحان در چنين حالى است. رفت به
عيادتش. هوشش بجا بود تا چشمش به فقيه افتاد يك مساله فقهى (147) از باب
ارث يا جاى ديگرى از او سؤال كرد. فقيه تعجب كرد و اعتراض نمود كه تو در
اين وقت كه دارى مى ميرى. از من مساله مى پرسى ابوريحان جواب داد من از تو
سوالى مى كنم: آيا اگر من بميرم (نه اينكه من خودم مى دانم عن قريب مى
ميرم) و بدانم بهتر است يا بميرم و ندانم گفت: بميرى و بدانى. گفت: به همين
دليل مى پرسم. فقيه مى گويد بعدى از اينكه من به خانه ام رسيدم، طولى
نكشيد كه فرياد بلند شد كه ابوريحان مرد! صداى گريه بچه هايش را شنيدم. اين
را مى گويند يك مرد بزرگ كه داراى يك همت بزرگ در راه دانش است.
همت بزرگ در جمع كردن ثروت
ديگرى بزرگ است مثلا در جمع كردن ثروت. مگر همتها در گردآوردن ثروت ها
متساوى است بعضى اساسا هيچ همتى در جمع كردن ثروت ندارند، هدفشان فقط اين
است كه شكمشان سير بشود؛ نانى به دست بياورند ولو از راه نوكرى باشد، ولوا
از راه دريوزگى باشد، ولوا راه راه تن به ذلت دادن باشد. ولى يكى مى خواهد
داشته باشد، مى خواهد گرد بياورد. حال آنهايى كه همت جمع كردن ثروت را
دارند، با هم مساوى هستند؟ ابدا.
برخى اساسا يك داعيه جمع كردن ثروت در وجودشان هست كه به كم قانع نيستند.
اين نكته را هم عرض كنم كه گاهى بعضى از افراد بى همت به دليل اينكه عرضه
ندارند، به دليل اينكه همت ندارند، به دليل اينكه مرد نيستند وقتى آدمى را
مى بينند كه دنبال جمع كردن ثروت مى رود، تحقيرش مى كنند، به او مى خندند،
آيات زهد را مى خوانند، دم از تقوا و زهد مى زنند، مى خواهند مغالطه كنند
نه آقا! او كه دنبال جمع كردن ثروت مى رود، با همان حرص و حالت دنيا پرستى
هم مى رود، او از تو ضعيف همت و دون همت گداصفت بالاتر است. مذموم است. يك
زاهد واقعى مى تواند او را مذمت كند كه مرد همت است مثل على؛ مرد كار است،
مرد پيدا كردن ثروت است اما آزمند نيست، حريص نيست، براى خودش نگه نمى
دارد، خودش را به آن پول نمى بندد. پول را به دست مى آورد ولى براى چه براى
خرج كردن، براى كمك كردن، اوست كه حق دارد اين را مذمت كند و بگويد: اى
آزمند! اى حريص! اى كسى كه همت دارى، عزيمت دارى، تصميم دارى، تصميم دارى،
شور در وجودت هست، نيرو در وجودت هست، چرا نيرويت را در راه جمع كردن ثروت
مصرف مى كنى چرا ثروت براى تو هدف شده است ثروت بايد براى تو وسيله باشد.
اما من دون همت پست نظر كه همان مال و ثروت را با نكبت و دريوزگى از دست
ديگرى مى گيرم (دست او را مى بوسم، پاى او را مى بوسم كه يك هزارم، يك
ميليونيم ثروتش را به من بدهد) حق ندارم از او انتقاد كنم.
همت بلند در مسير جاه طلبى و مقام
يكى ديگر در مسير جاه طلبى و بزرگى و مقام مى رود. مگر در اين جهت مردم
متساوى هستند؟ نه در اينكه اسكندر مرد بلند همتى بوده است نمى شود شك كرد.
مردى بود كه اين داعيه در سرش پيدا شد كه تمام دنيا را در زير مهميز و
فرمان خودش قرار بدهد. اسكندر از يك آدم نوكر صفتى كه اساسا حس سيادت و
آقايى در او وجود ندارد، حس برترى طلبى در او وجود ندارد، همت در وجودش
نيست، خيلى بالاتر است. نادرشاه و امثال او هم همينطور. اينها را بايد گفت
روحهاى بزرگ، ولى نمى شود گفت روحهاى بزرگوار، اسكندر يك جاه طلبى بزرگ
است، يك روح بزرگ است، يك روح بزرگ است اما روح بزرگى كه در او چه چيز رشد
كرده است شاخه اى كه در اين روح رشد كرده چيست وقتى مى رويم در وجودش، مى
بينيم اين روح، بزرگ شده است اما آن شاخه اى كه در او بزرگ شده است جاه
طلبى است، شهرت است، نفوذ است؛ مى خواهد بزرگترين قدرتهاى جهان باشد، مى
خواهد مشهورترين كشورگشايان جهان باشد، مى خواهد مسلطترين مرد جهان باشد.
چنين روحى كه بزرگ است ولى در ناحيه جاه طلبى، تن او هم راحتى نمي بيند.
مگر تن اسكندر در دنيا راحتى ديد؟ مگر اسكندر مى توانست اسكندر باشد و تنش
راحتى ببيند؟
مگر نادر همان نادر ستمگر، همان نادرى كه از كله ها مناره ها مى ساخت، همان
نادرى كه چشمها را در مى آورد، همان نادرى كه يك جاه طلبى ديوانه بزرگ
بود، مي توانست نادر باشد و تنش آسايش داشته باشد؟ گاهى كفشش ده روز از
پايش در نمى آمد، اصلا فرصت درآوردن نمى كرد.
نقل مى كنند كه يك شب نادر از همين دهنه زيدر از جلوى يك كاروان سرا عبور
مى كرد. زمستان سختى بود. آن كاروانسرا دار مى گويد نيمه هاى شب بود كه يك
وقت ديدم در كاروانسرا محكم مى زنند. تا در را باز كردم، يك آدم قوى هيكل
سوار بر اسب بسيار قوى هيكلى آمد تو فورا گفت: غذا چه دارى من چيزى غير از
تخم مرغ نداشتم. گفت مقدار زيادى تخم مرغ آماده كن. من برايش آماده كردم،
پختم. گفت: نان بياور، براى اسبم هم جو بياور. همه اينها را به او دادم بعد
اسبش را تيمار كرد، دست به دستها و پاها و تن او كشيد. دو ساعتى آنجا بود و
يك چرتى هم زد. وقتى خواست برود، دست بر جيبش برد و يك مشت اشرفى بيرون
آورد. گفت: دامنت را بگير. دامنم را گرفتم. دامنم را گرفتم. آنها را ريخت؛
دامنم. بعد گفت الان طولى نمى كشد كه يك فوج پشت سر من مى آيد. وقتى آمد،
بگو نادر گفت من رفتم فلان جا، فورا پشت سر من بياييد. مى گويد تا شنيدم
نادر دستم را تكان خورد، دامن از دستم افتاد. گفت: مى روى بالاى پشت بام مى
ايستى، وقتى آمدند بگو توقف نكنند. پشت سر من بيايند. (خودش در آن دل شب،
دو ساعت قبل از فوجش حركت مى كرد) فوج شاه آمدند، من از بالا فرياد زدم:
نادر فرمان داد كه اطراق بايد در فلان نقطه باشد، آنها غرغر مى كردند ولى
يك نفر جرات نكرد نرود، همه رفتند.
آدم بخواهد نادر باشد ديگر نمي تواند در رختخواب پرقو هم بخوابد، نمى تواند
عاليترين غذاها را بخورد؛ بخواهد يك سيادت طلب، يك جاه طلب، يك رياست طلب
بزرگ ولو يك ستمگر بزرگ هم باشد، تنش نمى تواند آسايش ببيند، بالاخره هم
كشته مى شود و هر كس در هر رشته اى بخواهد همت بزرگ داشته باشد، روح بزرگ
داشته باشد. بالاخره آسايش تن ندارد. اما هيچ يك از افرادى كه عرض كردم،
بزرگوارى روح نداشتند، روحشان بزرگ بود ولى بزرگوار نبودند.
فرق بين بزرگى و بزرگوارى چيست فرض كنيم شخصى يك عالم بزرگ باشد و فضيلت
ديگرى غير از علم نداشته باشد، يعنى كسى باشد كه فقط مى خواهد يك كشف جديد
كند، تحقيق جديد كند، اين يك فكر و انديشه بزرگ است، يعنى يك اراده بزرگ و
يك همت بزرگ در راه علم است. آن ديگرى يك افزون طلب بزرگ است كه هميشه
دنبال ثروت مى رود و ثروت براى او هدف است، يك شهوت بزرگ است، يك حرص بزرگ
است. ديگرى يك رقابت بزرگ است، ديگرى يك كينه توزى بزرگ است، ديگرى يك
حسادت بزرگ است، ديگرى يك جاه طلبى بزرگ است. تمام اينها خودپرستى هاى بزرگ
هستند. هيچ يك از اينها را نمى شود بزرگوارى گفت؛ بزرگى هست ولى بزرگوارى
نيست.
نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی
| نظرات 0 |
لينک مطلب
شنبه 4 اردیبهشت 1389 ساعت 1:47 PM
چكيده
استفاده مؤثر و اثربخش از زمان ضرورتي اجتناب ناپذير براي موفقيت در عرصه
كار و زندگي است. مديريت زمان شامل مجموعهاي از مهارتها براي كنترل كردن و
استفاده بهتر از زمان است. اين مقاله به تشريح مفاهيم و اصول مديريت زمان
پرداخته و فنون و ابزاري را براي مديريت زمان در محيط زندگي و كار ارائه
ميكند.
كليدواژه(ها) : مديريت زمان
1- مقدمه
راههاي مختلفي براي بيان درك ما از زمان وجود دارد. براي قرنها مردم از
حركت ماه، ساعت آفتابي، اذان، زنگ كليسا براي تنظيم برنامه زماني روزانه
خود استفاده كردند تا اينكه در قرن دوازدهم راهبان كاتوليك ساعتهايي را
براي تنظيم فعاليتهاي خود ساختند.
در طول تاريخ تمدنها به زمان و ابعاد آن توجه داشتهاند و اين توجه در اين
دوران نيز وجود دارد و عباراتي مانند «وقت طلاست» گوياي اين توجه است.
جوامع امروزي جوامعي هستند كه در آنها تعداد ساعات كافي در طول روز وجود
ندارد. فناوريهاي نو محيطي فراهم آوردهاند كه تقريباً در مدت زمان كم
ميتوان به خيلي از اطلاعات دسترسي پيدا كرد و خيلي كارها را سريعتر و
آسانتر انجام داد اما تمايل به سريعتر انجام دادن كارها و بيشتر كار انجام
دادن روز به روز بيشتر ميشود.
اين رويكرد كه همواره با بشر همراه بوده است اين احساس را براي او به وجود
آورده است كه از زمان عقب ميماند و نميتواند از آن به صورت مؤثر بهره
گيرد. تاريخ به ما ميگويد كه مديريت ضعيف زمان يك مسئله قديمي است،
مسئلهاي است كه فناوري آن را به وجود نياورده است و آن را نميتواند حل
كند. در شرايطي كه ابزار بيشتري براي مديريت زمان در اختيار داريم و
فرايندهاي اداري، كمتر درپيچ و تاب تشريفات اداري و كاغذ بازي گم ميشوند،
مديريت ضعيف زمان را كمتر ميتوان مخفي كرد. مديريت زمان موضوعي است كه
همه ما، چه در زندگي شخصي و چه در زندگي حرفهاي، نياز داريم با آن روبرو
شويم تا در زندگي موفق شويم.
در ادامه در مورد وجوه مختلف مديريت زمان صحبت ميكنيم. ابتدا نگاهي به
اصول عمومي مديريت زمان خواهيم داشت. توجه به اين اصول كمك ميكند كه درك
بهتري از مفهوم مديريت زمان داشته باشيم و پيشنهادهايي ارائه ميكند كه
ميتوانيد آنها را در حوزههاي مديريت زمان در زندگي خود به كار بريد. پس
از ارائه رهنمودهاي عمومي، به حوزههاي مديريت زمان به صورت دقيقتر خواهيم
پرداخت. ابتدا راجع به مديريت زمان در زندگي شخصي ميپردازيم و سپس مديريت
زمان را در حوزه كسب و كار مدنظر قرار ميدهيم.
2- اصول عمومي مديريت زمان
مديريت زمان مجموعهاي از مهارتهاست كه شما را در استفاده مؤثر از زمان كمك
ميكنند. رهنمودهاي عمومي وجود دارند كه ميتوانند براي مديريت زمان در
حوزههاي متفاوت مانند خانه، مدرسه و كار استفاده شوند. در اين بخش، برخي
از اين رهنمودها را شرح ميدهيم. ابتدا دلايل استفاده نكردن مردم از مديريت
زمان و مزاياي حاصل از مديريت زمان را مورد بررسي قرار ميدهيم.
احتمالاً روشنترين دليل عدم استفاده از مديريت زمان اين است كه مردم
نميدانند مديريت زمان چيست. دليل دوم سستي و تنبلي است؛ بعضي از مردم فاقد
هدف و انگيزش لازم براي برنامهريزي مؤثر هستند. گروه سومي كه از مديريت
زمان استفاده نميكنند آنهايي هستند كه دوست دارند تحت فشار و تنگي وقت
(دقيقه نود) و شرايط بحران كار كنند.
ممكن است در شرايطي استفاده نكردن از مديريت زمان توجيهپذير باشد اما
مزاياي استفاده موفق از مديريت زمان هر گونه دليل يا توجيه را رد مي كند.
مديريت زمان كمك ميكند كه تعيين كنيد كدام يك از كارهايي كه انجام ميدهيد
مهمترين هستند. اين عمل به شما اين امكان را ميدهد به برخي فعاليتها
اولويت زيادي دهيد و برخي از فعاليتها را حذف كنيد. همچنين مديريت زمان
به شما كمك ميكند كه از طريق حذف مزاحمتها و فعاليتهاي غيرضروري، مدت
زماني كه واقعاً كار ميكنيد را افزايش دهيد. يكي از وجوه رضايت بخش مديريت
زمان كاهش استرس در زندگي است. كاهش سطح استرس موجب بهبود سلامت روحي و
جسمي ميشود.
2-1- چگونه وقت خود را ميگذرانيد؟
وقتي تصميم گرفتيد كه از استراتژيهاي مديريت زمان استفاده كنيد، از همان
زمان بايد شروع كنيد. اولين قدم تحليل و بررسي روشي است كه در حال حاضر از
وقت خود استفاده ميكنيد. اين كار نبايد از طريق حافظه انجام شود. ممكن است
شما اكثريت زمانهاي بيكاري خود را به ياد نياوريد يا قادر نباشيد زمانهايي
را كه صرف مكالمات طولاني ميكنيد دقيقاً بياد آوريد. براي ثبت نحوه
گذراندن وقت ميتوانيد از يك دفتر يادداشت، دفتر گزارش فعاليت يا يك دفتر
برنامهريزي با بخشهاي تفكيك شده به ساعت براي رديابي فعاليتها استفاده
كنيد. نه تنها آنچه كه در طول روز انجام ميدهيد بلكه احساس خود (خسته،
پرانرژي، عصباني، بيحال و ...) را ثبت كنيد. هر وقت كه فعاليت خود را
تغيير ميدهيد، نوع فعاليت و زمان شروع آن را ثبت كنيد.
پس از ثبت فعاليتها براي چندين روز، يادداشتها آماده براي تحليل هستند.
خيلي از فعاليتهاي ثبت شده در گزارش به صورت بارز ديده ميشوند چرا كه وقت
زيادي صرف آنها شده است. ديگر حوزه مهم در يادداشتها، فعاليتهاي
غيرضروري است كه در طول روز انجام دادهايد. وقتي اين فعاليتها به صورت
جداگانه ديده شوند خيلي زمانبر نيستند اما وقتي دستهبندي شوند، زمان كل
آنها ممكن است قابل ملاحظه باشد. تحليل فعاليتهايتان كه در گزارش ثبت
شدهاند در قدم بعدي، يعني اولويتبندي فعاليتها، به شما كمك خواهد كرد.
2-2- اولويتبندي فعاليتها
اولويتبندي يكي از مهمترين قدمهاي مديريت زمان است. اين عمل كمك ميكند
كه موارد زمانبر كه نه اوقات خوشي را ترتيب ميدهند و نه كمك ميكنند كه
به اهداف خود دست يابيد را حذف كنيد. اين مرحله بيشترين تغيير در جهت
افزايش زمان را به دنبال دارد. با تصميم گيري در خصوص فعاليتهايي كه بايد
انجام دهيد و فعاليتهايي را كه بايد حذف كنيد اولويتبندي را آغاز كنيد.
براي تصميمگيري در خصوص فعاليتهايي كه بايد انجام دهيد، فعاليتهايي را
تعيين كنيد كه از آنها لذت ميبريد و آنها را خوب انجام ميدهيد. خيلي مهم
است كه هم از نظر حرفهاي و هم از نظر شخصي از كاري كه انجام ميدهيد لذت
ببريد. در گزارش خود كارهايي كه از آنها لذت ميبريد و كارهايي كه براي شما
خوشايند نيستند را مشخص كنيد. اكثريت روز شما بايد صرف كارهايي شود كه از
انجام آنها لذت ميبريد.
در حالي كه مهم است از انجام يك كار لذت ببريد، نيز مهم است كه آن را خوب
انجام دهيد. در تعيين اينكه چه كارهايي را انجام دهيد و چه كارهايي را
تفويض كنيد، شناخت نقاط قوت و ضعف شما حياتي است. تلاش نكنيد مسئوليتهايي
بيش از آنچه ميتوانيد به صورت معقول انجام دهيد را به عهده گيريد. بعد از
تعيين كارهايي كه از آنها لذت ميبريد و آنها را خوب انجام ميدهيد، شما
آماده هستيد كه فعاليتهاي غيرضروري در زندگي خود را دور بريزيد. تمام
منابع موجود خود را پيدا كنيد و فعاليتهايي را كه بيش از توان خود
ميدانيد تفويض كنيد. بعد از اينكه فهرست كارهاي روزانه را به ميزان قابل
قبولي از مسئوليتها كاهش داديد، زمان برنامهريزي فرا ميرسد.
2-3- برنامهريزي
برنامهريزي در زندگي شخصي و حرفهاي متفاوت از هم انجام ميشوند. در
برنامهريزي شخصي، برنامهريزي از طريق هدفگذاري و ترسيم مسير دستيابي به
اهداف انجام ميشود. در برنامهريزي حرفهاي، برنامهريزي پروژهمحور
است. برنامهريزي پروژه بايد از طريق نرمافزارهاي برنامهريزي رسمي انجام
شود.
روش برنامهريزي مناسب خود را انتخاب كنيد. از هر روش مانند انتخاب اهداف،
برنامهريزي رسمي يا غير رسمي كه استفاده كنيد چند نكته مهم را بايد به
خاطر بسپاريد. ابتدا انتظارات خود را برآورد كنيد. به ياد داشته باشيد
تعداد ساعات محدودي در يك روز وجود دارد. سعي نكنيد به نتايجي ماورأ
قابليتهاي خود دست يابيد.
دوم، مدت زماني را صرف خود كنيد. براي اينكه به حداكثر عملكرد دست يابيد
به زمان خواب و استراحت كافي نياز داريد. اقدام به اين عمل سختتر از تصميم
گرفتن براي انجام آن است. هنگام برنامهريزي شما ميپنداريد كه به هيچ
استراحتي نياز نداريد يا ميتوانيد فقط چهار ساعت در روز بخوابيد. كار
مداوم بدون استراحت سطح استرس را افزايش داده و سطح عملكرد را كاهش ميدهد.
2-4- نكات سودمند براي بهبود كيفيت وقت
2-4-1- از مزاحمتها جلوگيري كنيد.
همواره پذيراي بازديدكنندگان نباشيد. بازديدكنندگان ميتوانند موجب به
همريختگي شوند كه در نهايت منجر به كاهش بهرهوري ميشود. با بستن در اتاق
يا حذف ارتباط بصري ميتوانيد به بازديدكننده بفهمانيد كه شما مشغول
هستيد. هر روشي كه به كار ميبريد به خاطر بسپاريد كه نبايد هر بازديدي را
بپذيريد.
راه ديگر براي كاهش مزاحمتها جواب ندادن به تلفن است. تماسهاي تلفني
ميتوانند خيلي وقتگير باشند. تماسهاي تلفني قطار افكار را از حركت
بازميدارند. تماسهاي تلفني ممكن است شما را متعهد به انجام كارهايي كنند
كه آمادگي آنها را نداريد. از خاموش كردن زنگ تلفن نترسيد. وقتي كارتان
تمام شد پيغامهاي دريافتي را چك كنيد.
2-4-2- كنترل كنيد
كارهايي را كه نياز داريد انجام دهيد ميدانيد. اين كار را در فهرست كارها
يادداشت كنيد. كارهاي فهرست را اولويتبندي كنيد. با انجام اين عمل، شما
ميتوانيد روز خود را كنترل كنيد. شما ابزاري داريد كه ميتوانيد از كارهاي
غيرضروري جلوگيري كنيد يا كارهاي جديد را اولويتبندي كنيد. پيروي از اين
رهنمودها اين تضمين را به دنبال دارد كه شما ابتدا مهمترين فعاليتها را
انجام ميدهيد. همچنين شما ميدانيد كه چه فعاليتهايي را انجام ندادهايد
و ميتوانيد آنها را به فهرست كارهاي فردا اضافه كنيد.
2-4-3- بر بهرهور بودن تأكيد كنيد نه مشغول بودن
تمركز بر بهرهوري كيفيت كار و عملكرد را افزايش ميدهد. تهيه يك فهرست
اولويتبندي شده از كارها به شما كمك ميكند كه بهرهور باشيد. تمركز بر
انجام مهمترين كارها در ابتدا، به شما كمك ميكند كه كار بيشتري انجام دهيد
و آنها را سر وقت انجام دهيد.
2-4-4- سرعت خود را تنظيم كنيد
مهم است كه خود را براي ميزان ساعاتي كه كار ميكنيد تنظيم كنيد. از خود
بپرسيد كه با سرعتي كه كار ميكنيد ميتوانيد ادامه دهيد. خود را با تعداد
ساعات زياد كار خسته نكنيد. مديريت مؤثر زمان بايد اين امكان را فراهم آورد
كه بتوانيد كارهاي مورد نياز را انجام دهيد بدون اينكه نياز باشد تعداد
ساعات زيادي را در دوره زماني بزرگتر مشغول باشيد.
3- مديريت زمان شخصي
مديريت زمان شخصي بخش قابل ملاحظهاي از زمان روزانه را صرف ميكند.
مهارتهاي مديريت زمان شخصي در عمل داراي اشكالاتي هستند. اولويتبندي اهداف
شخصي ميتواند خيلي مشكل باشد زيرا بايد نسبت به فعاليتهاي اولويتدار،
در دسته دوم از اهميت قرار گيرند. اين بخش به شما كمك ميكند كه اهداف شخصي
خود را اولويتبندي كنيد بطوري كه در برنامه شما قرار گيرند. شما روش «فقط
بگو نه» را ياد ميگيريد كه به شما در سبك كردن زمانبندي كمك ميكند. اين
بخش همچنين چگونگي ايجاد وقت براي فرزندان و ديگر افراد مهم براي شما را
مورد بررسي قرار ميدهد.
3-1- فقط بگو «نه»
در زندگي شخصي خود معمولاً با گفتن كلمه «نه» مشكل داريم. اين موضوع موجب
بيشتر تناقضات در وقت ما ميشود. به خاطر اكراه طبيعي در گفتن نه، اغلب
احساس تعهد نسبت به دوستان و خانواده خود داريم. آموزش به خود در استفاده
از ابزار ارزشمند نه گفتن در تشخيص اهميت اولويتهاي شخصي ضروري است.
چندين روش براي نه گفتن به صورت غيرمستقيم وجود دارد بطوري كه دوستان و
خانواده خود را نرنجانيد. يك ذهن خلاق معمولاً قادر خواهد بود از شرايطي كه
با اولويت موجود وي تناقض دارند خلاصي يابد. اما عذر و بهانه هميشه ضروري
نيست. اشكالي ندارد كه با افراد رو راست بود و واقعيت را گفت. به افرادي كه
تقاضاي اختصاص وقت را از شما دارند بگوييد كه شما مسئوليتهايي به عهده
داريد كه امكان برآوردن تقاضاي آنها را فراهم نميآورد. شما متعجب خواهيد
شد كه ميبينيد كه به چه سادگي روش مستقيم پذيرفته ميشود.
3-2- اهداف شخصي
3-2-1- هدفگذاري كنيد
وقتي بتوانيد به صورت مؤثرتر «نه» بگوييد، وقت بيشتري براي تخصيص در
دستيابي به اهداف شخصي خود داريد. اهداف، حوزه خيلي مهمي از مديريت زمان
شخصي هستند. اهداف به ما كمك ميكنند كه از طريق ايجاد كار براي ما و اجازه
تمركز بر تلاشهايمان، زندگي خود را سازماندهي كنيم. هنگام هدفگذاري خيلي
مهم است آنها را واقعي و قابل دستيابي تعريف كنيم. با تنظيم اهداف از پيش،
به خود اجازه ميدهيد كه يك مسير استراتژيك به سمت دستيابي به اهداف را
برنامهريزي كنيد.
اهدافي تعريف كنيد كه به سادگي قابل دستيابي باشند. وقتي به اهداف تعريف
شده رسيديد، براي هدفي كه مشكلتر است اقدام كنيد. اين فرايند را ادامه
دهيد تا اينجا كه احساس كنيد كه اهداف شما نه آسان و نه دور از دسترس
هستند. اين فرايند كند است اما به شما كمك ميكند كه ياد بگيريد چگونه به
صورت موفقيتآميز به اهداف خود دست يابيد. نبايد انتظار داشته باشيد كه
تمام انتظاراتتان يك شبه برآورده شوند چرا كه يك فرايند تدريجي است.
3-2-2- اهداف خود را اولويتبندي كنيد
وقتي اهداف خود را تنظيم كرديد، بايد آنها را اولويتبندي كنيد. وقت گذاشتن
و اولويتبندي اهداف در مديريت زمان شخصي مؤثر حياتي است. خيلي از ما از
اين مرحله ميپريم اگر چه دوباره مجبور ميشويم كه برگرديم.
اهداف را به صورت روشن تعريف كنيد و مشخص كنيد كه آنها چه هستند و چه
اهميتي دارند. اهدافي كه اهميت كم دارند ميتوانند به تعويق بيافتند. اجازه
دهيد اقلامي كه به توجه بيشتر نياز دارند ابتدا انجام شوند. شما ميتوانيد
يك فهرست از كارهايي كه بايد انجام دهيد تهيه كنيد و به هر يك از اقلام به
نسبت اهميت عددي اختصاص دهيد يا اينكه فهرستي از اهداف اولويتبندي شده
تهيه كنيد. پيتر دراكر ميگويد كه «انجام دادن كارهاي درست مهمتر از انجام
درست كارهاست».
اقتصاددان ايتاليايي، ويلفردو پارتو، قانوني در اولويتبندي دارد. قانون
پارتو ميگويد كه تقريباً 80 درصد نتيجه مورد نظر از بيست درصد تلاشهايي
حاصل ميشود كه انجام ميدهيم. براي اينكه كارهاي خود را به صورت مؤثر
اولويتبندي كنيد، بايد بيست درصد مهم را جدا كنيد. وقتي كارهاي مهم تعيين
شدند شما ميتوانيد بر اقداماتي تمركز كنيد كه بيشترين نتيجه مورد نظر را
حاصل ميكنند. هنگام تحليل چگونگي گذراندن اوقات خود (بخش 2-1) متوجه
خواهيد شد كه خيلي از اوقات شما صرف كارهاي كوچك و ناچيز ميشود. به همين
دليل توان شما صرف حوزههاي اصلي و حياتي كه نيازمند تلاش بيشتر هستند
نميشود. قانون پارتو را براي اولويتبندي به كار بريد و خواهيد ديد كه
زمان و اهداف تحقق يافته شما بيشتر خواهند شد.
3-3- تعلل
وقتي زمان مناسب صرف هدفگذاري و اولويتبندي كرديد، ميتوانيد كارهاي مورد
نياز هر روز را تعيين كنيد. اگر كارها را در زمان موعد آنها انجام ندهيد
غير مؤثر عمل كردهايد. تعلل چيزي است كه اكثر ما با آن درگير هستيم. اغلب
نميتوانيم به كل نتيجه مورد نظر دست يابيم زيرا به خاطر تعلل استرس به ما
چيره ميشود.
با تعداد زيادي از كارهاي انباشته شده بر روي هم، سخت است كه در انجام
كارها تعلل نكنيم؛ خصوصاً براي كارهاي بزرگتر كه به زمان بيشتر از آنچه كه
شما داريد نياز دارند.
وقتي با كار بزرگي روبرو ميشويد آن را به بخشهاي كوچكتر تقسيم كنيد.
تقسيم كار به كارهاي كوچكتر اين امكان را فراهم ميآورد كه اجزاء كوچكتر را
بدون اضطراب انجام دهيم. بزودي در خواهيد يافت كه با انجام كارهاي تقسيم
شده، كل كار بزرگ انجام شده است.
3-4- مزاحمت كمالگرايي
وقتي هدفگذاري و اولويتبندي كرديد، بايد از چندين مسئله فرعي كه بروز
ميكنند جلوگيري كنيد. يكي از اين مسائل تمايل شخص به كمالگرا بودن است.
اين نوع رويكرد ميتواند تأثير زيادي بر مديريت زمان شخصي داشته باشد. توجه
غير ضروري به جزئيات باعث ميشود كه ديگر كارها را به تأخير بياندازيد.
ناتواني در پاداش دادن به خودمان براي كارهايي كه انجام دادهايم مسئله
ديگري است كه با آن روبرو هستيم. وقتي كاري را انجام داديد، شما بايد به
خود پاداش دهيد. پاداش دادن به خود راهي براي ايجاد تعادل بين كار و تفريح
است. اگر بتوانيم ياد بگيريم كه بين كار و تفريح تعادلي برقرار كنيم زندگي
سالمتر و شادتري خواهيم داشت.
3-5- وقت گذاشتن براي همسر
زندگي شخصي شامل چندين حوزه متفاوت است كه بايد در نظر بگيريم. يكي از اين
حوزهها وقتي است كه با همسر خود ميگذرانيم. اين وجهي حياتي از مديريت
زمان شخصي ماست زيرا خيلي از احساسات ما آن را ديكته ميكنند. افرادي كه
وقت كافي براي همسرانشان تخصيص نميدهند به خاطر دلايلي روابط خود را پرتنش
درمييابند كه ميشد از آنها جلوگيري كرد. اغلب همسر خود را در انتهاي
فهرست اولويت قرار ميدهيم زيرا عادت كردهايم فرض كنيم كه به دليل برنامه
فشرده كاري، همسر ما عذر ما را ميپذيرد.
چندين روش براي افزايش مدت زمان بودن با همسر وجود دارد. اگر مدت زمان كافي
با همسرتان نيستيد زمانهايي را براي تنها بودن با وي تخصيص دهيد و با هم
براي تماشاي فيلم يا صرف شام بيرون برويد. روش ديگر رفتن به خريد با يكديگر
است.
3-6- كارهاي مربوط به خانه
هر خانه تعداد زيادي كارهاي متفاوت دارد كه بايد انجام شوند. اين
مسئوليتها ميتوانند بار زيادي بر ما وارد كنند اگر برنامهريزي نشوند. با
تعداد بسياري از اولويتها در زندگي پيچيده امروزي، بيشتر مردم نميتوانند
وقت اضافه براي انجام كارهاي خانه پيدا كنند. از آنجايي كه خود نميتوانيد
همه اين كارها را انجام دهيد، اگر امكان داشته باشد آنها را به فرزندانتان
تفويض كنيد.
3-7- وقت گذاشتن براي فرزندان
همه قبول دارند كه قراردادن فرزندان در اولويتهاي بالا هميشه ساده نيست.
فرزندان وقت قابل ملاحظهاي از شما ميگيرند و لازم است كه ديگر اولويتها
را همراه با اين موضوع برنامهريزي كنيد.
ميتوانيم وقت خود را با فرزندان بگذرانيم در حاليكه به اتفاق آنها كارهاي
خانه را انجام ميدهيم. بچهها از مسئوليت لذت ميبرند و قادرند كه برخي
كارهاي خانه را انجام دهند. خيلي از مسئوليتهاي داخل و خارج از خانه وجود
دارد كه شما به عنوان يك خانواده ميتوانيد آنها را با هم انجام دهيد در
حالي كه با هم هستيد. انجام برخي از كارهاي خانه توسط فرزندان، استرس شما
را كاهش ميدهد. تفويض مسئوليت به فرزندان در سنين كودكي براي آنها سودمند
است و مهارتهاي مديريتي آنها را براي سالهاي بعد افزايش ميدهد.
نقش شما به عنوان يكي از والدين فرزندان، فشار روحي و جسمي در مراقبت از
آنها را به دنبال دارد. شما بايد به اتفاق فرزندان به گونهاي برنامهريزي
كنيد كه اين زمانها به حداقل برسند. شما ميتوانيد به فرزندان خود توضيح
دهيد كه بايد كارها و برنامههايي را انجام دهيد و انجام ندادن آنها باعث
ميشود كه به اهداف خود نرسيد. فرزندان خيلي اهميت دارند ولي بايد به حجم
ديگر كارها و مسئوليتها توجه داشته باشيد.
3-8- مديريت ميز كار
آخرين و مهمترين وجه مديريت زمان شخصي كه مورد بحث قرار ميگيرد مديريت
امور دفتري شخصي است. ميز كار مهمترين چيزي است كه همواره بايد روزآمد نگاه
داشته شود. براي موفق بودن، اين موضوع بايد جزو اولويتهاي بالاي شما قرار
گيرد. بدين منظور ابتدا بايد ميز خود را سازماندهي كنيد. با داشتن يك ميز
مرتب و تميز شما ميتوانيد بهتر كارهاي انجام نشده خود را پيدا كنيد. وقتي
كاغذهاي شما مرتب شده باشند ميتوانيد كارهاي مربوط به آنها را به بخشهاي
كوچكتر تقسيم كرده و جداگانه هريك را انجام دهيد.
روشي كه اتاق كار خود را براساس نيازها ترتيب ميدهيد كليد خبره شدن در
انجام كارهايتان است. حتي اگر نيازهاي شما در پايينترين حد لازم باشند،
اقلام خاصي وجود دارند كه به موفقيت شما كمك ميكنند. اول بايد بدانيد كه
به چه مقدار فضا براي بايگاني و ذخيره احتياج داريد. نبايد اسناد و مدارك
را روي هم بر روي ميز انباشته كنيد چرا كه باعث ميشود نتوانيد به كارهاي
مالي و دفتري خود در زمان لازم بپردازيد. از ميزهاي داراي چند كشو و
فايلهاي بايگاني ميتوانيد استفاده كنيد.
متخصصين اعتقاد دارند كه بايد از يك صندلي مناسب استفاده كرد. نوع صندلي
انتخابي بايد بگونهاي باشد كه به شكل مناسب درآن جاي گيريد. يك صندلي خوب
طراحي شده بايد قابليت تنظيم داشته باشد بگونهاي كه با اندام شما تطابق
يابد و اين امكان را فراهم آورد كه هنگام كار كردن موقعيت راحتي داشته
باشيد. پس از تنظيم، بايد پشت شما را نگه دارد و فشار وارده بر شانهها،
گردن و دستها را كاهش دهد. مطمئناً در اين شرايط شما بهتر ميتوانيد بر كار
خود تمركز كنيد.
بيشتر ما به ميزان روشنايي اطراف خود توجه نميكنيم. روشنايي مناسب، كارايي
را بالا ميبرد. سطح متفاوتي از روشنايي براي كارهاي متفاوت لازم است.
هنگام خواندن مدارك و نامهها نور بايد به قدر كافي باشد تا به چشمان خود
فشار وارد نكنيد. اما هنگام كار با كامپيوتر نور بايد به قدري باشد كه
انعكاسها و درخشندگيها به حداقل برسند.
ابزار غير فني زيادي وجود دارند كه ميتوانيد در زندگي شخصي از آنها
استفاده كنيد. از يك تقويم ديواري با جدولبندي درشت استفاده كنيد. بدين
شكل ميتوانيد كل روزهاي ماه را ببينيد. حتماً دفترچه تلفن داشته باشيد. از
نرمافزارهاي كامپيوتري نيز ميتوانيد استفاده كنيد.
4- مديريت زمان و كسب وكار
محيط كسب و كار امروز را ميتوان با رقابت شديد و سخت آن توصيف كرد. در هر
ثانيه از روز اختراعات جديدي صورت ميپذيرد و روشهاي سنتي، طول عمر
كوتاهتري پيدا ميكنند. خبر تازه امروز، يك خبر قديمي در فردا محسوب ميشود
و كساني كه با تغييرات پيش نروند عقب خواهند ماند. شما بايد از تمام منابع
موجود خود استفاده كنيد تا با زمان پيش رويد.
بزرگترين مانع موفقيت در اين بازار، زمان است. با ساعات نامحدود روزانه
ميتوانستيم سرعت كار را به اندازه رضايتبخش پايين بياوريم. متأسفانه زمان
چيزي است كه بشر نميتواند آن را كنترل كند. به خاطر اين شرايط غيرقابل
كنترل، بايد با زمان كار كنيم. درك محدوديتهاي حاصل از زمان و منافع
مديريت زمان كمك ميكند با زمان كار كنيم نه اينكه در مقابل آن قرار گيريم.
روشي كه شما زمان خود را استفاده ميكنيد تعيينكننده موفقيت شماست. با اين
حال، فلسفه مديريت زمان از فردي به فرد ديگر متفاوت است و مديريت زمان
براي شما بايد بگونهاي باشد كه با كار شما مطابقت داشته باشد. در اين بخش
رهنمودهايي ارائه ميكنيم كه به شما در شروع سفر در مديريت مؤثر زمان كمك
خواهند كرد. اين رهنمودها را به دقت بخوانيد و آنها را بگونهاي تطبيق دهيد
كه نياز شما را برآورده كنند.
4-1- مديريت زمان در كار
رهنمودهاي كلي كه قبلاً گفته شد ميتوانند در محل كار شما به كار روند. اين
رهنمودها مواردي شامل تحليل روش گذراندن وقت، اولويتبندي فعاليتها و
برنامهريزي است.
4-2- كار درست را در زمان درست انجام دهيد
حتي با مديريت مؤثر زمان هم در خواهيد يافت كه هميشه نميتوان هر كاري را
سر وقت انجام داد. اما كارهايي وجود دارند كه بايد سر وقت انجام شوند و
كارهايي نيز هستند كه ميتوان به تأخير انداخت. بر اساس رهنمودهاي عمومي
مديريت زمان، يك فهرست اولويتبندي شده از كارها بايد تهيه كنيد. در سراسر
روز كارهايي از فهرست را انجام دهيد كه بيشترين اولويت را دارند. اين كار
خيلي ساده است و به يك متدولوژي خاص نياز ندارد در حالي كه خيلي از ما كار
درست را در زمان درست انجام نميدهيم. انجام كارها براساس اولويت كمك
ميكند كه كارها را خوب مديريت كنيد.
4-3- قبل از ترك دفتر فهرست كارهاي فردا را مرور كنيد
فهرست كار را بررسي كنيد و كارهاي انجام نشده را تعيين كنيد. كارهاي انجام
شده را پاك كنيد و كارهاي انجام نشده را اولويتبندي كنيد. هنگام
اولويتبندي موضوعات اصلي، كارهايي كه قرار است فردا انجام دهيد را مرور
كنيد. براي مثال، اگر فاز دوم پروژه در دست را آغاز ميكنيد مستندات تعريف
آن فاز را مطالعه كنيد. اين كار باعث ميشود اقداماتي را كه براي فاز دوم
بايد انجام دهيد بياد آوريد. اگر با چند نفر كار ميكنيد، با آنها در مورد
كار فردا صحبت كنيد و مطمئن شويد كه هريك ميدانند فردا چه كاري بايد انجام
دهند.
4-4- ساعات اوج كاري خود را پيدا كنيد
با استفاده از رهنمودهاي ارائه شده در بخش 2، تعيين كنيد كه در ساعات مختلف
روز چه احساسي داريد. اين تمام تحقيقي است كه نياز داريد تا بتوانيد ساعات
اوج كاري خود را پيدا كنيد. ساعاتي كه بيشترين انرژي را داشتهايد، انگيزش
بالا داشتهايد و تماماً متمركز به كارتان بودهايد را بشماريد. اين ساعات
زماني هستند كه در آن بايد مشكلترين كارهايتان را انجام دهيد. از مزاياي
ساعت اوج كاري استفاده كنيد.
4-5- از جلسات حداكثر استفاده را ببريد
براي برگزاري جلسه چهار نكته را بايد در نظر بگيريد. اولين نكته اين است كه
جلسه را هنگامي برگزار كنيد موضوع آن اتفاق افتاده باشد. جلسات دورهاي
اغلب نياز نيست اما اگر اين زمان را تخصيص دهيد با بحثهاي مختلف پر
ميشود. بنابراين جلسات را براساس نياز تشكيل دهيد نه براساس قاعده. دومين
رهنمود براي تشكيل جلسه تنظيم دستور جلسه است. دستور جلسه بايد هدف جلسه و
حوزه بحث را نشان دهد. حوزههاي بحث بايد اولويتبندي شوند. جلسات
ساختيافته افراد را بر موضوع مورد بررسي متمركز ميكنند. اين كار منجر به
جلسات كوتاهتر و پربارتر ميشود. توزيع دستور جلسه در زمان مناسبي پيش از
تشكيل جلسه، به افراد اين امكان را ميدهد كه خود را براي جلسه آماده كنند.
اين اقدامات باعث ميشود كه جلسات شما مؤثرتر و آموزندهتر شوند.
سومين رهنمود براي تشكيل جلسات تنظيم دقيق زمان جلسه است. ساعت تشكيل جلسه
تأثير زيادي بر خروجي جلسه خواهد داشت. براي مثال، اگر شما ميدانيد كه
افرادي در جلسه هستند كه تمايل دارند جلسه را بيش از زمان در نظر گرفته شده
ادامه دهند، زمان جلسه را براي پيش از نهار يا براي ساعت پاياني روز تنظيم
كنيد. اين باعث ميشود افراد انگيزه بيشتري براي تمركز و توجه داشته
باشند. نكته چهارم اين است كه جلسات را در ساعات غيرمعمول برگزار كنيد اگر
با تأخير و كندي روبرو ميشويد.
4-6- به صورت مؤثر تفويض كنيد
تفويض زمان بيشتري ايجاد ميكند. اما اين كار هميشه به سادگي قابل انجام
نيست. در حقيقت خيلي از افراد با تفويض كارها مشكل دارند. اين به چند دليل
رخ ميدهد. گاهي اوقات توضيح انجام يك كار به فرد ديگر بيش از انجام كار
توسط خود طول ميكشد. اما اگر آيندهنگر باشيد متوجه ميشويد كه اگر يك وقت
اضافي صرف كنيد ميتوانيد در آينده نيز كار مورد نظر را تفويض كنيد. دليل
ديگر عدم تفويض كمالگرايي است. وقتي تفويض ميكنيد به افراد اجازه ميدهيد
كه اشتباه كنند. اگر شما تحمل تصحيح اشتباهات را داشته باشيد آنگاه افراد
بيشتري ياد ميگيرند كه كار مورد تفويض را به صورت مناسب انجام دهند. دليل
آخر عدم تفويض ترس از كاهش قدرت است. اين وجه از تفويض چيزي است كه همه ما
با آن روبرو خواهيم بود. به چيزي كه از تفويض بدست ميآوريد فكر كنيد نه به
چيزي كه از دست ميدهيد.
وقتي توانستيد بر ترسهاي خود از تفويض كردن غلبه كنيد بايد ياد بگيريد كه
چگونه به صورت اثربخش تفويض كنيد. ابتدا تعيين كنيد كه چه چيزي بايد تفويض
شود. به فهرست اولويتبندي شده كارها نگاه كنيد. اين فهرست در تعيين كارهاي
نيازمند تفويض كمك ميكند. سپس افراد توانا و مشتاق انجام كار انتخاب شده
براي تفويض را انتخاب كنيد. بياد داشته باشيد كه كل كار را تفويض كنيد. كار
و چيزي كه مورد انتظار است را توضيح دهيد. قدم بعدي اين است كه اجازه دهيد
فرد كار را انجام دهد. كار را در زمانهاي از پيش تعيين شده مورد بررسي
قرار دهيد. دائماً بالا سر كار نايستيد زيرا اين كار فقط عملكرد را كاهش
ميدهد.
4-7- ميز خود را مرتب كنيد
فردي كه روي ميز شلوغ و درهم برهم كار ميكند به طور متوسط روزي يك ساعت و
نيم دنبال چيزهاي خود روي ميز ميگردد. عامل اصلي به هم ريختگي روي ميز،
كاغذ است. كاغذها بايد دستهبندي و بايگاني شوند، يا به ديگر همكاران
مربوط داده شوند يا دور ريخته شوند. نيازي نيست كه انبوهي از كاغذ به مدت
نامحدود روي ميز باشد. بعد از مرتب كردن روي ميز به سراغ كشوها برويد. مرتب
كردن ميز كافي نيست، هر روز آن را تميز كنيد. مرتب نگهداشتن ميز هفت ساعت و
نيم به هفته كاري اضافه ميكند.
4-8- روشها را مناسب خود تطبيق دهيد
توجه به اين نكته مهم است كه رهنمودهاي ارائه شده در اين مقاله كلي هستند.
اين رهنمودها نقطه شروعي براي توسعه سيستم مديريت زمان است. براي مديريت
موفق زمان، بايد يك سيستم مديريت زمان مناسب خود طراحي كنيد.
منبع : سايت راهکار مديريت
نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی
| نظرات 0 |
لينک مطلب
شنبه 4 اردیبهشت 1389 ساعت 1:43 PM
فرهنگ كار براساس ديدگاههاي مختلفي مورد
بررسي قرار گرفته است. آنچه به فرهنگ كار مشروعيت ميبخشد نظمپذيري جمعي،
كار دلسوزانه و باورهاي عملي به ارزش كار يدي، فكري و سازگار شدن با شرايط،
قواعد و رفتارهاي صنعتي و توليدي است. هدف از اين پژوهش بررسي فرهنگ كار و
ارائه راهكارهايي براي ارتقاي آن بوده است. نتايج اين پژوهش حاكي از آن
است كه فرهنگ كاري بالا با بهرهوري و عملكرد شغلي بهتر رابطه دارد و كساني
كه از فرهنگ كاري بالايي برخوردارند عملكرد شغلي آنان نيز بهتر است.
فرهنگ كار به عنوان شيوه زندگي نقش بنيادي
وزير بنايي در ارتقاي سطح پويايي جوامع دارد. در مقايسه با مفاهيمي همچون
فرهنگ سازماني، فرهنگ عمومي و نظاير آن، مفهوم فرهنگ كار كمتر تعريف شده
است. فراهم آوردن امكان تصميمگيري براساس عقل و درايت در تمام مراحل زندگي
به ويژه از دوران كودكي از جمله بنيانهاي اصلي و تأثيرگذار در ايجاد و
تقويت فرهنگ كار محسوب ميشود. بررسيهاي كارشناسان مسايل اجتماعي ايران
نشان ميدهد كه فرهنگ كار در ايران در مقايسه با جوامع پيشرفته در سطح
پائينتري قرار دارد. اين در حالي است كه در جهان پيشرفته با وقوف بيشتر به
نقش استراتژيك نيروي انساني و نگرشهاي آن به كار و توليد مفهوم فرهنگ
كار از اهميت فزايندهاي برخوردار شده است. زماني كه فرهنگ كار نهادينه
گردد كار به عنوان يك ارزش تلقي شده و همه افراد جامعه در سطوح مختلف كار
كردن را مسير توسعه موزون جامعه دانسته و از طريق درست كار كردن به توسعه
اقتصادي كمك مينمايند.
مفهوم فرهنگ
فرهنگ از دو جزء «فر» و «هنگ» تشكيل يافته است. فر به معناي جلو و بالا
آمده است و هنگ در زبان فارسي از ريشه اوستايي «تنگ» و به معناي كشيدن و
وزن ميباشد. فرهنگ فارسي معين فرهنگ را به معناي علم، دانش و تدبير آورده
است. در فرهنگ بزرگ سخن فرهنگ چنين تعريف شده است: «پديده كلي پيچيدهاي از
آداب، رسوم، انديشه، هنر و شيوه زندگي كه در طي تجربه تاريخي اقوام شكل
ميگيرد و قابل انتقال به نسلهاي بعدي است».
فرهنگ لغات و بستر فرهنگ را به عنوان مجموعهاي از رفتارهاي پيچيده انساني
كه شامل افكار، روش زندگي، گفتار، اعمال و آثار هنري كه بر توانايي انسان
براي بكارگيري و انتقال دانش به نسل ديگر اطلاق ميشود تعريف ميكند.
فرهنگ به عنوان يك اصطلاح فني در نوشتههاي انسانشناسان در اواسط قرن
نوزدهم وارد شده است. هنگاميكه فرهنگ يك گروه يا جامعه شكل گرفت و به تدريج
بهبود يافت افراد آن حوزه فرهنگي، كيفيت تمايلات، ذهنيات و رفتارهاي خود
را با آن منطبق ساخته و به گونهاي رفتار خواهند كرد كه هنجارها و ارزشهاي
فرهنگي شكسته نشده و فردي غيرعادي شناخته نشوند.
با توجه مطالب فوق ميتوان گفت: فرهنگ مجموعهاي از باورها، انديشهها و
تراوشات فكري بشر در طول تاريخ است كه زمينهساز و تداوم بخش رشد و تعالي
انسان و شكلگيري هويتي خاص براي او بوده است. فرهنگ مجموعهاي تبادلپذير و
به اشتراك گذاشتن از مجموعه داشتهها و پيشينههاي جوامع انساني است كه به
عنوان سرمايهاي قابل انتقال از نسلي به نسل ديگر قابل بررسي است و در عين
حال يكي از رايجترين، پيچيدهترين و پرابهامترين مفاهيم است.
jobportal.ir
نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی
| نظرات 0 |
لينک مطلب
جمعه 3 اردیبهشت 1389 ساعت 9:00 PM
"تابناک"ـ شعار سالانه و پیام نوروزی رهبر انقلاب همواره موجب ایجاد انگیزه
و شور و شوق ـ در رابطه با آن موضوع خاص ـ در سطح جامعه بوده است و شعار
سال 1389 که « همت و کار مضاعف» نام گرفت نیز به مانند شعارهای هر سال که
با توجه به مقتضیات و نیازهای زمانه طراحی شده، از ضروری ترین نیازهای
کشورمان در این برهه محسوب می شود، چه آنکه میزان توسعه، رشد و تعالی هر
جامعه ای به میزان کار و تلاش مفید آن جامعه وابسته است.
از این رو
هر اقدامی که موجب افزایش فرهنگ کار و کار آمدی جامعه بشود امری مبارک و
قابل تحسین است و بدیهی است که برای نهادینه شدن فرهنگ کار و تلاش، علاوه
بر همت عمومی آحاد مردم، همه قوای کشور رسالت خطیری بر عهده دارند به ویژه
رسانه های گروهی که باید با نگاهی آسیب شناسانه و نقادانه موانع و عوامل کم
کاری در جامعه را شناسایی نموده و راهکارهای اجرایی و عملیاتی ارایه
نمایند.
مهم اینکه همه می دانیم که سطح بهره وری در کشور ما بسیار
پایین است و این بدون شک به الگوی رفتاری برخاسته از فرهنگ عمومی که طی
سالیان سال در لایه های مختلف جامعه نهادینه شده است بر می گردد و لذا برای
اینکه در جامعه کار مضاعف صورت گیرد باید ابتدا اراده تغییر در تک تک
افراد حاصل شده و مردم بیش از هرکس خود را مقصر بدانند تا به مرور زمان
فرهنگ بی مسئولیتی و کم کاری از جامعه رخت بربندد و "کار و تلاش" ـ چنانکه
در آموزه های دینی آمده است ـ در سطوح مختلف به صورت عملی و نه شعاری به یک
ارزش ملی تبدیل شود و افراد به جای اینکه از دیگران بپرسند تو چه کرده ای،
از خود بپرسند که من برای اعتلای کشورم چه کرده ام.
در اینجا به برخی موانع
و راهکارهای عملیاتی شدن این مسئله اشاره می کنیم:
1 ـ عامل
مدیریتی: همت و کار مضاعف بدون اتکا به مدیریت کارآمد و عالمانه میسر نمی
شود و قطعا در پشت هر سازمان متعالی و کشور توسعه یافته، مدیریتی علمی و
کارآمد نهفته است و این مدیران و رهبران تحول گرا هستند که موجب اثرگذاری
در مجموعه خود می گردند. نهادینه شدن فرهنگ کار در جامعه به مدیران کارآمدی
نیاز دارد که توان انگیزش و تحرک بخشی در بدنه سازمان و محیط خود را داشته
باشند. امروزه بخش اعظم ناکارآمدی و کم کاری در جامعه به نحوه مدیریت و
تدبیر مدیران و مسئولان سازمان ها بر می گردد.
2 ـ تقویت
انگیزه های دینی و انقلابی: یکی از عوامل بسیار مهمی که می تواند به توسعه
کار و افزایش کارآمدی در جامعه کمک نماید توجه به آموزه های دینی و ارزش
های معنوی کار است. قرآن کریم و سیره ائمه اطهار همواره به انسان ساعی
احترام گذاشته و بر تلاش آحاد و اقشار مختلف هر جامعه تاکید نموده است لذا
ضروری است خطبا و واعظین در منابر و تریبون ها به تبیین نقش کار از منظر
قرآن و احادیث پرداخته و جامعه را به تحرک درآورند. تقویت انگیزه های دینی
برای کارآفرینی و اهتمام به کار و تلاش در کنار تبیین مسایل اخروی موجب
نهادینه شدن فرهنگ کار در جامعه می شود.
3 ـ عامل فرهنگی: میزان کار و پشتکار
یک ملت امری فرهنگی بوده و ریشه در پیشینه تاریخی آن ملت دارد. وقتی تولید
و خلق ثروت در جامعه ای ارزش تلقی شود، به دنبالش فرهنگ کار نهادینه می
شود. در جامعه ای که نگاه منفی و نادرست به سرمایه دار و ثروتمند وجود
دارد، در آن جامعه روح کار و تلاش و جهد و جدیت می میرد و تن پروری و کم
کاری فرهنگ غالب می شود. متاسفانه برخی سیاست های غلط امدادی و کمک های
مستقیم مالی موجب شده است برخی افراد به جای کار به دنبال دریافت کمک های
سازمان های امدادی باشند در صورتی که می بایست به جای ماهی دادن به افراد
گرسنه کنار دریا تور بافتن و ماهیگیری را یادشان بدهیم تا بستر کار مولد را
فراهم کرده باشیم.
4 ـ تعهد ملی: در کشوری که منافع ملی ارزش تلقی
شود احساس مسئولیت نسبت به سرنوشت کشور در فرد فرد آحاد آن جامعه امری
درونی و با ارزش می گردد. مردمان آن کشور برای توسعه و تعالی میهن خود
متعهدانه می کوشند و منافع ملی را بر منافع شخصی، گروهی و سازمانی ترجیح می
دهند. ضروری است مسئولان فرهنگی، رسانه های گروهی و مراکز آموزشی در تقویت
مسئولیت پذیری و تعهد ملی در جامعه تلاش نمایند، چرا که بین تعهد ملی و
کار مظاعف رابطه معناداری وجود دارد.
5 ـ عامل انگیزش: برای آنکه کار
مضاعف در جامعه انجام شود می بایست انگیزه های خدمتی نیروی کار حفظ و تقویت
شود. این انگیزه ها می تواند مادی یا معنوی، فردی یا سازمانی و شخصی یا
گروهی باشد.
6 ـ توانمند سازی: نیروی کار همواره به آموزش حین کار نیاز
دارد. آموزش، مهارت های شغلی نیروی کار را افزایش داده و موجب افزایش بهره
وری، خلاقیت و کارآفرینی می شود.
7 ـ ارزشیابی: ارزشیابی عادلانه و مستمر و
تشویق نیروهای فعال در سازمان های دولتی و خصوصی می تواند منجر به تقویت
فرهنگ کار و تلاش شود. در جامعه ای که به نیروی انسانی اصالت داده شود و
انسان کارآمد محور توسعه گردد، آن جامعه قطعا رستگار و پویا خواهد بود.
8 ـ تعطیلات:
تعطیلات فراوان مناسبتی و تقویمی یکی از عوامل مهم منفی پیشرفت در کشور
ماست. کاهش تعطیلات عامل مهمی برای توسعه فرهنگ کار و افزایش بهره وری
خواهد بود، البته باید توجه داشت که اگر وجدان و تعهد اجتماعی در جامعه از
میزان بالایی برخوردار بوده و افراد در طول زمان کار بیشترین عزم را برای
انجام کار مفید داشته باشند شاید اثر سوء فراوانی تعطیلات نمود کمتری پیدا
کند.
9 ـ
حسن تدبیر: همت مضاعف از طریق تدبیر درست و کارشناسانه امور انجام می شود و
یکی از راه های هدایت درست منابع، تصمیم گیری صحیح می باشد. تصمیم های
نادرست و غیر اصولی باعث هدر رفت منابع، نیروی کار و طراوت جامعه شده و در
نهایت جامعه را دچار سرخوردگی و رکود می کند.
10 ـ عامل
قوانین و مقررات: قوانین و مقررات باید به نحوی تدوین شوند که موجب کارآمدی
و تقویت نیروی کار شوند و فضای کسب و کار و تغییر و تحول را فراهم سازند و
به جای ایجاد مانع، بیشتر در صدد رفع موانع و تسهیل امور برآیند تا شور و
شوق کار خود به خود فزونی یابد.
11 ـ روش ها: روش های سازمانی و جریان کار
عامل بسیار مهمی در نیروی کار و کارآمدی سازمان ها هستند. اصلاح روش ها می
تواند موجب چابکی و چالاکی سازمانی گردیده، عامل پویایی و افزایش بهره وری
شود. لذا مهندسی مجدد روش انجام کار موجب تحرک بخشی و استفاده بهینه از
منابع و فرصت ها می شود.
و در نهایت اینکه باید به این باور برسیم
که اگر بخواهیم، می توانیم.
نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی
| نظرات 0 |
لينک مطلب
|