امام رضا(علیه السلام) و تربيت فرزند

تربيت عبارت است از شكوفا سازى استعدادها و جهت دهى آن به سوى كمال مطلوب. تربيت ضرورى‏ترين نياز انسان در زندگى است. انسان بدون تربيت صحيح ره به جايى نمى‏برد، نه از باغ زندگى خويش ميوه شيرين‏مى‏چيند و نه كام انسانهاى ديگر را از ثمرات درخت وجود خود شيرين مى‏كند;و بالاتر آنكه نه به درك معناى انسانيت نايل مى‏آيد و نه به فتح قله‏هاى‏رفيع انسانيت دست مى‏يازد. بدين جهت تربيت عاليترين هدف پيامبران و اساسى‏ترين‏پيام كتب و اولين و ضرورى‏ترين وظيفه والدين است. ضرورت و اهميت تربيت،والدين را بر آن مى‏دارد كه به اين مسووليت‏بزرگ ارجى دو چندان نهند; براى‏ايفاى درست آن خود را به صلاح و آگاهى از روش و فنون تربيت مجهز بسازند و باالگو گرفتن از مربيان موفق در انجام دادن اين وظيفه مهم بكوشند.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 مهر 1389  ساعت 11:21 PM | نظرات (0)

خاتميت از ديدگاه ثامن الحجج

در مسندات حضرت رضا(ع) روايتي نقل شده كه آن را مرحوم صدوق در كتاب "اكمال الدين"، "معاني الاخبار" و "عيون الاخبارالرضا (ع)" بيان كرده است. مرحوم فيض نيز در كتاب شريف "وافي" اين روايت را آورده است.
عبدالعزيز بن مسلم مي گويد: ما در ايام حضور حضرت علي بن موسي الرضا (ع) در مرو بوديم، در آغاز ورود(ما به مرو) روز جمعه در مسجد جامع گرد آمديم. مردم پيرامون امر امامت با هم گفتگو مي كردند و هر كس نظري داشت. من خدمت امام هشتم(ع) مشرف شدم و گفتگوي مردم در امر امامت را به عرض ايشان رساندم.
حضرت تبسمي كرد، سپس فرمود: اي عبدالعزيز مردم ناآگاهند و به اين آراي متشتتي كه از اديان آنها نشأت مي گيرد و بر اصل محكمي استوار نيست، مورد خدعه قرار گرفته اند.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 مهر 1389  ساعت 11:21 PM | نظرات (0)

عقلانيت توحيدي؛ شيوه علمي امام رضا(ع)

يكي از مهمترين دلايل استمرار خط امامت، تحكيم پايه هاي معرفت ديني در ميان امت اسلامي و تثبيت رهاوردهاي پيامبر خاتم(ص) و تفسير صحيح وحي به تناسب استعداد و نياز و شرايط گوناگون جامعه اسلامي بوده است.تاريخ امامت نشان دهنده اين واقعيت است كه هر يك از امامان در زندگي سياسي، اجتماعي و علمي خود شيوه خاصي را پيموده و اين به خاطر شرايط متفاوت و نيازهاي متنوع جامعه آنان بوده است. اين در حالي است كه اصول و اهداف و پيام اصلي آنان يكي بوده و كمترين تمايز و مغايرتي با يكديگر نداشته است.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 مهر 1389  ساعت 11:20 PM | نظرات (0)

زندگانى امام على بن موسى الرضا (علیه السلام)

امام هشتم شيعيان، حضرت على بن موس الرضا- (ع)- برطبق قول مشهور در تاريخ 11 ذيقعده سال 148 و بنا به قول ديگرى 11 ذيحجه در مدينه چشم به جهان گشودند. جد بزرگوارشان امام صادق (ع) به فرزندشان ، امام كاظم- عليه السلام- اشاره نموده، فرمودند: "خداوند عز و جل، دادرس و فريادرس اين امت است و نور و فهم و حكم اين امت را كه بهترين مولود است از صلب او بيرون خواهد آورد . . . ."نام شريف آن حضرت، "على"، كنيه ايشان "ابوالحسن" و القاب شريفش "رضا" ، "صابر"، "فاضل"، "رضى"، و "وفى" بوده است كه "رضا" از همه معروفتر است. مادر آن حضرت، اسامى متعددى داشتند، از جمله: تكتم، نجمه، سمانه، اروى و امالبنين.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 مهر 1389  ساعت 11:20 PM | نظرات (0)

هجرت امام رضا(علیه السلام) به ايران

عصر رضوى:حضرت امام رضا - عليه السلام - پس از شهادت پدر بزرگوارش، در سال‏183 هجرى در 35 سالگى، عهده‏دار مقام مامت‏شد. دوره امامت ايشان بيست‏سال بود كه ده سال نخست آن با خلافت «هارون‏الرشيد»، پنج‏سال با خلافت «محمد امين‏» و پنج‏سال آخر با خلافت «عبدالله المامون‏» معاصر بود. با شهادت امام موسى كاظم(ع)، سياست ضد علوى عباسيان با شكست مواجه شد. مردم بيش از پيش به اهل بيت عصمت(ع) گرايش پيدا كردند و اين گرايش حتى در ميان خانواده خلفا و درباريان نيز رسوخ كرد. چنانكه گويند: زبيده، همسر رشيد و نوه منصور و بزرگترين زن عباسى، شيعه شد و چون هارون الرشيد از آن آگاهى يافت، سوگند خورد كه طلاقش دهد. روايت‏شده است كه وقتى جسد مطهر امام كاظم(ع) را به جمع پاسبانان حكومت آوردند و با سخنان زشت‏خبر مرگ آن بزرگوار را اعلام كردند، سليمان، پسر منصور دوانيقى، فرزندان و غلامانش را فرمان داد جلوى اين كار را بگيرند.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 مهر 1389  ساعت 11:17 PM | نظرات (0)

ولایتعهدى امام رضا- علیه السلام- (2)

نظر شیخ مفید و شیخ صدوق:فرض دیگر - که این فرض خیلى بعید نیست چون امثال شیخ مفید و شیخ صدوق آن را قبول کرده اند - این است که مأمون در ابتداى امر صمیمیت داشت ولى بعد پشیمان شد . در تاریخ هست - همین ابوالفرج هم نقل مى کند ، و شیخ صدوق مفصلترش را نقل مى کند ، شیخ مفید هم نقل مى کند - که مأمون وقتى که خودش این پیشنهاد را کرد گفت : زمانى برادرم امین مرا احضار کرد « امین خلیفه بود و مأمون با اینکه قسمتى از ملک به او واگذار شده بود ولیعهد هم بود » من نرفتم و بعد لشکرى فرستاد که مرا دست بسته ببرند . از طرف دیگر در نواحى خراسان قیامهایى شده بود و من لشکر فرستادم ، در آنجا شکست خوردند ، در کجا چنین شد و شکست خوردیم ، و بعد دیدم روحیه سران سپاه من هم بسیار ضعیف است ، براى من دیگر تقریبا جریان قطعى بود که قدرت مقاومت با برادرم را ندارم ومرا خواهند گرفت ، کت بسته تحویل او خواهند داد و سرنوشت بسیار شومى خواهم داشت .



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 مهر 1389  ساعت 11:11 PM | نظرات (0)

ولایتعهدى امام رضا- علیه السلام- (1)

بحث امروز ما یک بحث تاریخى و از فروع مسائل مربوط به امامت و خلافت است ، و آن ، مسئله به اصطلاح ولایت عهدی حضرت رضا علیه السلام است که مأمون ایشان را از مدینه به خراسان آنوقت به« مرو » آورد و به عنوان ولى عهد خودش منصوب کرد ، و حتى همین کلمه « ولیعهد» یا « ولى عهد » هم در همان مورد استعمال شده ، یعنى این تعبیر تنها مربوط به امروز نیست ، مربوط به همان وقت است ، و من از چند سال پیش در فکر بودم که ببینم این کلمه از چه تاریخى پیدا شده ، در صدر اسلام که نبوده ، یعنى اصلا موضوعش نبوده ، لغتش هم استعمال نمى شده ، این کار که خلیفه وقتدر زمان حیات خودش فردى را به عنوان جانشین معرفى کند و از مردم بیعت بگیرد اول بار در زمان معاویه و براى یزید انجام شد ، ولى این اسم را نداشت که براى یزید بیعتکنید به عنوان « ولى عهد».



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 مهر 1389  ساعت 11:11 PM | نظرات (0)

تعداد صفحات :20   1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >