چرا فقط براى امام حسين عليه‏السلام روز اربعين تعيين شده و براى امامان ديگر و حتى پيامبر اكرم صلى‏اللَّه‏ عليه‏ وآله و سلم، مراسم روز اربعين نداريم؟

براى توضيح جواب اين سؤال، به اين مطالب توجه كنيد:

1. فداكارى‏هاى امام حسين عليه‏السلام، دين را زنده كرد و نقش او در زنده نگه داشتن دين اسلام، ويژه و حائز اهميت است. اين فداكارى‏ها را بايد زنده نگه داشت؛ چون زنده نگه داشتن دين اسلام است. گرامى‏داشت روز عاشورا و اربعين، در حقيقت زنده نگه داشتن دين اسلام و مبارزه با دشمنان دين است.

2. مصيبت حضرت امام حسين عليه‏السلام، براى هيچ امام و پيامبرى پيش نيامده است. مصيبت امام حسين عليه‏السلام، از همه مصيبت‏ها بزرگ‏تر و سخت‏تر بود. اگر عامل ديگرى هم در كار نبود، همين عامل كافى است كه نشان بدهد چرا براى امام حسين عليه‏السلام بيش از امامان ديگر و حتى بيش از پيامبر اسلام‏صلى‏اللَّه‏عليه‏وآله عزادارى مى‏كنيم و مراسم متعددى برپا مى‏كنيم.

3. در ماه محرم سال 61ق. امام حسين عليه‏السلام، فرزندان، خويشان و ياران آن حضرت را كشتند و اسيران كربلا را به كوفه و شام بردند و همين اسيران داغديده، روز اربعين شهادت امام حسين عليه‏السلام و يارانش، به كربلا رسيدند و همه مصائب روز عاشورا در آن روز تجديد شد و آن روز، روز سختى براى خاندان پيامبر بود.

4. دشمنان اسلام با به شهادت رساندن امام حسين عليه‏السلام، قصد نابود كردن دين اسلام را داشتند. دشمنان امام حسين عليه‏السلام تلاش كردند تا حادثه كربلا، به كلى فراموش شود و حتى كسانى را كه براى زيارت امام حسين عليه‏السلام مى‏آمدند، شكنجه مى‏كردند و مى‏كشتند. در زمان متوكل عباسى، همه قبرهاى كربلا را شخم زدند؛ مزرعه كردند و مردم را از آمدن براى زيارت قبر امام حسين عليه‏السلام، منع كردند. شيعيان هم براى مقابله با اينها، از هر مناسبتى استفاده مى‏كردند كه يكى از اين مناسبت‏ها، حادثه روز اربعين است.

5. يكى از نشانه‏هاى مؤمن، زيارت امام حسين عليه‏السلام در روز اربعين است. از حضرت امام حسن عسكرى عليه‏السلام روايت شده است كه علامت‏هاى مؤمن پنج چيز است؛ پنجاه و يك ركعت نماز فريضه و نافله در شبانه‏روز، زيارت اربعين، انگشتر به دست راست كردن، پيشانى بر خاك نهادن در سجده و بسم الله را بلند گفتن‏1 و يكى از وظايف شيعيان را اهتمام به زيارت اربعين بر شمرده‏اند.

 

منبع:مفاتيح الجنان،ص 545



تاريخ : یک شنبه 9 آذر 1393  | 8:32 PM | نویسنده : مهدي زارع | نظرات 0

حضور اهل بیت(علیهم السلام) در اولین اربعین شهادت امام حسین(علیه السلام) بر سر مزار آن حضرت در كربلا از مسائلی است كه در قرون اخیر برخی محققان شیعه درباره آن تشكیك كرده اند. در مقابل، برخی دیگر از اندیشمندان، درصدد رد این تشكیك و اثبات اربعین اول شده اند. این نوشتار ابتدا به دلایل منكران اربعین اول پرداخته و در ادامه به پاسخ گویی آن ها می پردازد، سپس با استفاده از قراین و شواهد دیگر، دیدگاه موافقان اربعین اول را تأیید می كند.

پژوهشی در اربعین حسینی(علیه السلام)

مقدمه

یكی از مباحث مهم تاریخ عاشورا كه در این فصل درباره آن بحث و بررسی صورت گرفته، حضور اهل بیت(علیهم السلام)در كربلا در اولین اربعین شهادت امام حسین(علیه السلام) بر سر مزار آن حضرت و دیگر شهدای كربلاست. در میان شیعه، مشهور است كه اربعین روزی است كه جابر بن عبدالله انصاری، صحابی بزرگ رسول خدا(صلی الله علیه وآله) به زیارت قبر امام حسین(علیه السلام)نائل شد و در همان جا بود كه اهل بیت(علیهم السلام)هنگام بازگشت از شام نیز به زیارت مزار امام(علیه السلام) آمده و جابر را ملاقات كردند. هم چنین در این روز سر امام حسین(علیه السلام)به بدن ملحق شده و دفن شد. اما در مقابل این شهرت، برخی اندیشمندان متقدم و معاصر شیعه، ورود اهل بیت(علیهم السلام) را در روز اربعین سال 61 ق انكار كرده اند كه دیدگاه ها و دلایل انكار آنان و نیز ادله و قراینی كه برخی محققان معاصر برای رد دلایل منكران اقامه كرده اند، بررسی و مطالعه خواهد شد. سپس در ادامه، قراین و شواهد تاریخی و روایی این موضوع را به منظور اثبات چنین شهرتی بیان خواهیم كرد.

«اربعین» در متون و نصوص دینی

واژه اربعین از اصطلاحاتی است كه در متون دینی، حدیثی و تاریخی كاربرد زیادی دارد و بسیاری از امور، با این عدد و واژه، تعریف و تحدید شده اند. مثلاً كمال عقل در چهل سالگی، آثار چهل روز اخلاص، آثار حفظ چهل حدیث، دعای چهل نفر، دعای برای چهل مؤمن، قرائت دعا عهد در چهل صبح، عدم پذیرش نماز شراب خوار تا چهل روز، گریه چهل روز زمین، آسمان و فرشتگان بر امام حسین(علیه السلام)، استحباب زیارت اربعین و ... از جمله مواردی است كه جایگاه و ارزش والای این واژه و عدد را در معارف اسلامی بیان می دارد.2

با این همه، در احادیث، تنها استحباب زیارت اربعین درباره امام حسین(علیه السلام) وارد شده است و چنین سفارشی درباره هیچ یك از معصومان(علیهم السلام) پیش و پس از سیدالشهدا(علیه السلام)وجود ندارد. بنابراین از نظر تاریخی و حدیثی، هیچ پیشینه ای را نمی توان برای اربعین و اعمال مربوط به این روز تا پیش از حادثه عاشورا تصور كرد و این ویژگی و امتیاز، تنها از آنِ امام حسین(علیه السلام)است.

استحباب زیارت اربعین در روایات و گزارش های تاریخی

مهم ترین دلیل بزرگداشت اربعین سیدالشهدا(علیه السلام) روایت مرسله ای از امام عسكری(علیه السلام)است كه فرموده است: نشانه های مؤمن، پنج چیز است كه یكی از آن ها زیارت اربعین است.3افزون بر این، امام صادق(علیه السلام)زیارت اربعین را به صفوان بن مهران جمّال تعلیم داده است كه در آن به بزرگداشت اربعین تصریح شده است.4

اما درباره منشأ اهمیت اربعین در منابع كهن شیعه، باید گفت كه به این روز از دو جهت توجه شده است. یكی از جهت بازگشت اسرا از شام به مدینه و دیگری به سبب زیارت قبر سیدالشهدا(علیه السلام) توسط جابر بن عبدالله انصاری، یكی از اصحاب برجسته رسول خدا(صلی الله علیه وآله) و امیرالمؤمنین(علیه السلام).

شیخ مفید، شیخ طوسی و علامة حلّی(قدس سره) در این باره می نویسند:

روز بیستم صفر روزی است كه حرم امام حسین(علیه السلام) از شام به سوی مدینه بازگشتند. هم چنین در این روز، جابر بن عبدالله انصاری، صحابی رسول خدا(صلی الله علیه وآله) برای زیارت امام


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 9 آذر 1393  | 1:26 PM | نویسنده : مهدي زارع | نظرات 0
 

 

تحقیقی در باره اربعین حسینی

مسئله اربعین سید الشهداء(علیه السلام) و این که آیا خاندان آن حضرت پس از رهایی از اسارت یزید قصد عزیمت به کربلا را داشته و نیز آیا توانسته اند در آن روز به زیارت آن مضجع شریف نایل آیند و مرقد مطهرش را زیارت کنند، از جمله مسائلی است که از دیرباز صاحب نظران در باره آن اختلاف نظر داشته و هریک با استشهاد به ادله تاریخی برای اثبات یا نفی آن تلاش کرده اند. در این مقاله با توجه به متون تاریخی معتبر احتمالات ممکن را تبیین کرده و ضمن بیان نظر مدافعان این واقعه، دیدگاه خود را مبنی بر نبود دلیل کافی و قابل اعتماد بر مسئله اربعین سید الشهداء(علیه السلام)تبیین خواهیم نمود. هم چنین امکان رسیدن کاروان اسرا را نیز به کربلا در اربعین اول تقریبا ناممکن دانسته و در پایان، دلیل الحاق سر مطهر امام حسین(علیه السلام) را به جسم شریفش مورد خدشه قرار داده و وجود حدیث شریفی که زیارت اربعین را از علائم مؤمنان می شمارد برای استحباب و فضیلت آن زیارت کافی دانسته ایم. کلید واژگان: اربعین، کربلا، حسین(علیه السلام)، شهادت، اهل بیت، اسارت، کوفه، شام.
مقدمه ورود خاندان مکرّم سیدالشهداء به کربلا در راه بازگشت از شام به مدینه در روز اربعین و الحاق سر مقدس اباعبدالله الحسین(علیه السلام) به پیکر مطهّرش در آن روز، یکی دیگر از وقایع مبهم واقعه عاشورا و حوادث پس از آن است. به راستی اگرچه حادثه عاشورا دل خراش ترین و غمبارترین حادثه ای است که در طول تاریخ، قلب شیعیان و دوست داران خاندان عصمت و طهارت را جریحه دار ساخته و جا داشت تمامی وقایع آن بدون هیچ کم و کاستی در کتاب های تاریخ نقل شود، امّا مع الاسف از آن جا که هم در زمان وقوع حادثه عاشورا و هم پس از آن شیعیان علی بن ابی طالب و فرزندان معصومش تحت بیشترین فشارها و آزارها بوده، سخت ترین شکنجه ها و تحریم ها را متحمّل شده و عملا در حاشیه قرار گرفته بودند ، هیچ گاه امکان ضبط و نقل وقایع غم بار عاشورا و آن چه بر خاندان مکرم سید الشهداء گذشت پدید نیامد.
به راستی وقتی تاکنون به طور قطع و یقین سرنوشت سر مقدس اباعبدالله الحسین(علیه السلام)که در واقع یکی مهم ترین اموری است که باید مورد توجه قرار می گرفت روشن نشده است و اقوال در باره


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 9 آذر 1393  | 1:20 PM | نویسنده : مهدي زارع | نظرات 0

 

                                                                                    

زندگاني امام حسين عليه السلام

امام حسين فرزند دومين امام علي و حضرت زهرا عليهم السلام است. آن حضرت در شهر مدينه به روز سوم شعبان (مصباح المتهجد/758) از سال سوم ( كافي 4638) يا پنجم شعبان از سال چهارم هجرت (ارشاد / 198) ديده به جهان گشود

كنيه ايشان ابوعبدالله و از جمله لقبهايشان رشيد - طيب - وفي - زكي - مبارك - سبط و سيد آمده است ( كشف الغمه 216/2 ) آن حضرت شش ماه و ده روز با برادر مهترش امام حسن عليه السلام فاصله سني داشت و مراحل رشد و نمو خويش را مدت كمتر از هفت سال در مصاحبت با رسول الله صلي الله عليه و آله و سي سال در كنار اميرالمومنين و ده سال با امام حسن عليهما السلام گذراند. ( تاريخ اهل البيت /76) و به سال 49 يا 50 هجري پس از شهادت مظلومانه امام حسن عليه السلام امامت شيعيان را بر عهده گرفت .( كافي 461/1 و 462

امامت آن حضرت مقارن با حكمراني معاويه بود و از آنجا كه امام حسن عليه السلام با او صلح كرده بود ايشان نيز همان روش و سيره را ادامه داد . چه با مجاهدتهاي امام حسن عليه السلام حق و باطل براي مسلمانان شناخته شده بود و اصل اسلام در خطر جدي قرار نداشت

خطر از آنجا آغاز شد كه معاويه به سال 59 هجري تصميم گرفت پسرش يزيد را به عنوان خليفه پس از خود تعيين كند و براي اطمينان از وقوع چنين امري بر آن شد كه در زمان حيات خود از مردم براي او بيعت بگيرد

معاويه خود نخستين كسي شد كه با پسرش يزيد دست بيعت داد . ( مروج الذهب 36/3 و 37

ابن سعد در طبقات مي نويسد : حسين بن علي بن ابيطالب از جمله اشخاصي بود كه با يزيد دست بيعت


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 2 آذر 1393  | 11:28 PM | نویسنده : مهدي زارع | نظرات 0

ديدگاه "تکليف ويژه بودن قيام":    

ديدگاه مهم ديگري که مطرح است ، آن که نهضت امام معلول و نتيجه يک فرمان و دستور خصوصي و محرمانه از جانب خداوند بوده و جريان عاشورا يک قضيه و تکليف شخصي بوده که تنها شخص امام حسين (ع) مکلف به انجام آن بوده است . براساس اين برداشت ، مقتضاي روايات آن است که حادثه کربلا جرياني است که از آغاز خلقت رقم خورده و اين تکليف سيدالشهدا بوده که بر اساس فرمان ازلي الهي و سناريوي از پيش تعيين شده ، عمل نموده و خود را قرباني نمايد. اين ديدگاه مبتني بر اين اصل است که امام برحسب ظاهر ، حرکتي بر خلاف اصول و چهارچوب هاي فقهي و حقوقي به انجام رسانده است ، که اقدام به امر پرخطر و هلاکت آميز کرده است ، اما مقام عصمت امام اقتضا مي کند که چنين حرکتي در پشت پرده ، علت و سري داشته باشد که سبب تکليف براي آن حضرت شده باشد ، اما براي ديگران تکليفي ايجاد نمي نمايد.مرحوم علامه مجلسي پيرامون حادثه عاشورا مي نويسد: در کتاب" الامامه" و کتاب  " الفتن" اخبار بسياري نقل شده که دلالت دارد بر اينکه هر يک از امامان ماموريتهاي ويژه اي داشته اند که در صحيفه هاي آسماني نازل بر رسول خدا نوشته شده بود و آنان همان ماموريت ها را انجام مي دادند . بنا بر اين شايسته نيست که احکام مربوط به آنان را با معيارهاي احکام خودمان سنجيده و مقايسه نمائيم.و در جاي ديگر مي گويد: احوال پيشوايان دين را به احوال خود نبايد قياس کرد و تکليف ايشان ، تکليف ديگري است. مرحوم صاحب جواهر مي نويسد: آن چه از امام حسين (ع) واقع شد با آن که بايد پذيرفت از اسرار الهي و دانش ذخيره شده نزد پروردگار است ، ممکن است روش امام،  تنها راه براي اجراي تکليف الهي بوده است ، گرچه تکليف ويژه امام نيز بود


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 2 آذر 1393  | 9:10 PM | نویسنده : مهدي زارع | نظرات 0

ديدگاه تعبد به شهادت:                 

 نظريه ديگري که درباره انگيزه قيام امام وجود دارد ، نگرش قيام به انگيزه کسب مقام شهادت است . اين ديدگاه نخستين بار درقرن هفتم هجري به وسيله عالم عارف و زاهد ، سيدبن طاووس در کتاب "اللهوف في قتلي الطفوف"مطرح شده است که با ترويج آن از آن زمان تا کنون ، به يک باور مشهور تبديل شده است. بنا براين ديدگاه، امام حسين (ع) قيام کرد تا با شهادتش به مقام قرب اللهي و بالاترين درجه سعادت و مقام معنوي برسد. سيدبن طاووس در مقدمه کتابش در اين باره چنين نوشته است: همين که اولياي خدا ببينند زندگي دنيا مانع از اطاعت و بندگي از حضرت حق است و ماندن در اين دنيا بين آنان و بخششهاي الهي حايل و مانع است ، بي درنگ لباس ماندن را از تن به دور مي اندازند و درهاي ملاقات با حضرت حق را مي کوبند و در اين راه از اينکه نجات و رستگاري اخروي را حتي تا مرز ايثار جان به دست آورند و بدن هاي خود راآماج نيزه ها و شمشيرهاي بران و خطرناک قرار دهند، لذت مي برند.امام حسين (ع) و شهداي والامقام کربلا به انگيزه نيل به چنين مقام و شرافتي ، قفس تن شکستند و به پرواز در آمدند و در ايثار و جانبازي از يکديگر سبقت گرفته و بدن هايشان را هدف نيزه ها و شمشيرهاي دشمن قرار دادند. مؤلف در ادامه ، نظر به عظمت و سعادتي که از طريق شهادت نصيب مجاهد راه خدا مي شود ، شهادت را به تنهايي يک هدف به شمار مي آورد. علامه حلي، انديشمند ديگري است که در قرن هشتم هجري بدين   گونه اين نظريه را تاييد مي نمايد:قيام امام حسين (ع) از بعد اجتماعي ، هر چند يک حرکت کاملا انتخابي است ، اما از ديدگاه شرعي هيچ الزام و اجباري براي آن وجود نداشته است . آن حضرت همانند برادر بزرگوارش امام حسن (ع) مي توانست با حکومت صلح نمايد ، ولي خواست قلبي امام اين بود که بجنگد تا با شهادتش به ملاقات پروردگار عالميان برسد و اين خواست نيز منطبق بر موازين کلي و ظوابط شرعي و همراه با مصلحت بوده است.حضرت آيت الله صافي گلپايگاني از مراجع زنده تقليد  نيز در کتاب "شهيد آگاه"اين واقعه را از جنبه لاهوتي بررسي کرده و تعبد به شهادت و کشته شدن را يکي از اموري دانسته است که به صورتهاي مختلف در شرايع و اديان ، سابقه داشته است و صحت تکليف و تعبد به آن نه خلاف عقل و نه خلاف نقل است ، به خصوص در باره انبيا و اوليا که ‌آنها هم مانند فرشتگان، عمال خدا و مجاري و وسايل اجراي مشيت و سنن و امتحانات الهيه مي باشند. مؤلف خروج ابا عبدالله از مکه را بر اساس آگاهي و قصد آن بزرگوار را براي شهادت تفسير کرده است و در جواب به کتاب" شهيد جاويد" آيت الله صالحي نجف آبادي به روايات و اخبار ي استناد کرده که همگي دلالت بر قطعيت شهادت آن حضرت در کربلا دارند و بنا بر پيشگويي هاي حضرت رسول اکرم (ص) ، و خود امام حسين (ع) ، آن حضرت از


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 2 آذر 1393  | 9:06 PM | نویسنده : مهدي زارع | نظرات 0

ديدگاه و برداشت دنيا گرايانه :

يکي از ديدگاه هاي مهم اهل سنت در باره فلسفه قيام عاشورا ، برداشت مادي و دنياگرايانه از نهضت امام است.اين برداشت از همان آغاز در برخوردهايي که امام با برخي از بزرگان و افراد سرشناس در مدينه و مکه داشتند ، به روشني نمايان است. آنان به اين گمان که امام براي دستيابي به رياست و حکومت دنيايي قيام کرده  ، اما در ارزيابي خود براي دست يافتن به چنين هدفي ، دچار اشتباه شده است ، حرکت امام را تخطئه کرده و در لباس خيرخواهي ، کوشش مي کردند امام را به هر شکل ممکن ، از اين سفر باز دارند ، چرا که مي دانستند اين حرکت به شکست نظامي منجر خواهد شد و دستيابي به حکومت ، خيالي بيش نيست.در همان زمان عبدالله بن عمر با چنين نگاهي چندين بار کوشيد تا امام را از هدف خود منصرف نمايدو عبدالله بن مطيع نيز با چنين اعتقادي ، از امام حسين مي خواهد که از تصميم خويش منصرف شود ، چنانکه در ديدارش با امام مي گويد: شما را به خدا ،‌اي پسر رسول خدا ، مگذار حرمت اسلام و عرب شکسته شود. به خدا سوگند ، اگر امروز در پي اين حکومتي باشي که در دست بني اميه است تو را مي کشند و اگر شما را بکشند ، بعد از شما هرگز از کسي نمي هراسند.چنين انديشه اي محدود به عصر امام نبود ، بلکه در قرون بعدي نيز ، برخي از مورخان و انديشمند ان اهل سنت ضمن تاييد و پذيرش و ترويج تفکر ياد شده ، به ارايه تفسير سطحي و دنياگرايانه از انگيزه قيام امام و در نتيجه ارايه چهره اي تحريف شده و دگرگون از نهضت کربلا پرداختند. اين گروه در اثر چنين  نگرش و نگاهي که برخاسته از محاسبه هاي بشري است بر اين باورند که نهضت امام يک حرکت نسنجيده در شرايط نامناسب بوده است . چون امام آن چنانکه بايد در ارزيابي قدرت حکومت و سنجش توان و جايگاه خويش دقت لازم را نکرد.از اين رو بر اقدام امام خرده گرفته و آن را سبب تفرقه بين مسلمانان و خلاف مصالح جامعه اسلامي پنداشته و در اين زمينه برخي از آنان تا آنجا پيش رفته اند که


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 2 آذر 1393  | 8:58 PM | نویسنده : مهدي زارع | نظرات 0

فلسفه و اهداف قيام عاشورا از ديدگاه امام حسين (ع):                                               

ابتدا در بررسي دلايل قيام بايد ويژگي هاي خاص دوره امامت آن حضرت مورد توجه قرار گيرد ، دوران امامت حسين بن علي (ع) را مي توان به دو بخش: دوره حاکميت معاويه و حکومت يزيد تقسيم کرد. در حقيقت در زمان امام حسين(ع) انحراف از اصول و مباني و موازين اسلام که پس از رحلت رسول خدا (ص) آغاز و در زمان عثمان خليفه سوم گسترش يافته بود به اوج خود رسيد و معاويه به نام خليفه مسلمين سرنوشت و مقدرات کشور اسلامي را در دست گرفته و حزب اموي را بر امت اسلامي مسلط ساخت. به هر حال دوران معاويه به پايان رسيد و با روي کار آمدن يزيد وضعيت تغييراساسي و بنيادي نمود ، قيام و نهضت عظيم امام در دوره اي آغاز مي شود که يزيد به حکومت سلطنتي رسيده و با ارائه چهره اي زشت ، شرايط خاصي را ايجاد کرده است. يزيد که جواني ناپخته ، شهوتران ، هوسباز ،بي خرد ، خوشگذران و فاقد هر گونه صلاحيتي براي اداره امور مسلمين بود ، پس از اينکه به قدرت رسيد به صورت علني تظاهر به فسق و فجور نموده و مقدسات و احکام اسلامي را به راحتي زير پا مي گذاشت  و... .                                                             

    از آنچه در باره اهداف و فلسفه قيام عاشورا با  نگاه هاي مختلف بيان شد و مورد نقد و بررسي قرار گرفت ، روشن شد که علاوه بر آنکه برخي از نظريه ها تصوير وارونه و يا دست کم نامناسب با شان رهبر نهضت  و اهداف قيام ارائه کرده بودند ، هيچ کدام از آنها، در ارائه يک تصوير جامع از انگيزه هاي قيام توفيق نداشته اند.دليل اين عدم توفيق را بايد در عواملي همچون نگاه يک سويه و تک بعدي به نهضت کربلا و نيز عدم شناخت کافي نسبت به اهداف اديان الهي ، اسلام ، شخصيت رهبر اين قيام و ماهيت حرکت انقلابي وي و تاثير پذيري آن در جوامع دانست . لذا ، پژوهشگر تاريخ عاشورا اگر بخواهد به ماهيت و جوهره قيام پي ببرد ، بايد در گام نخست ، با مطالعه و نگاه جامع و کامل در باره امام ، به زندگي ، شخصيت و مفام حضرت به عنوان امام معصوم ، شناخت لازم و کافي بيابد و سپس با مطالعه و تعميق لازم در بيانات و گفتار حضرت که در مقاطع گوناگون قيام و حتي پيش ازآغاز آن در باره انگيزه حرکت خويش بيان کرده است ، به فلسفه و ماهيت قيام تا حدي شناخت پيدا نمايد. با اين مقدمه و با توجه به اينکه بهترين و مطمئن ترين سند براي شناخت فلسفه و اهداف نهضت سيدالشهدا ، مجموع خطبه ها ، بيانات ، نامه ها و وصيت نامه امام است، با مطالعه ،بررسي و سپس استخراج فهرست وار اهداف قيام ، به تفسير و تحليل آنها ، پرداخته مي شود:                      


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 2 آذر 1393  | 8:58 PM | نویسنده : مهدي زارع | نظرات 0

ديدگاه و برداشت قيام براي تشکيل حکومت:

يکي ديگر از ديدگاههاي مهم در باره قيام امام که به ويژه درچهار دهه اخير مطرح شده است ، ديدگاه قيام به انگيزه پيروزي نظامي و تشکيل حکومت است. بر اساس اين نظريه ، پيروزي نظامي وتشکيل حکومت اسلامي براي امام مطلوب درجه يک و صلح شرافتمندانه ، مطلوب درجه دو و شهادت ، مطلوب درجه سه بوده است. با اين تفاوت که آن حضرت نخست براي پيروزي نظامي و بعد براي صلح فعاليت کرد ، ولي براي کشته شدن هيچ گونه فعاليتي نکرد ، بلکه کارگزاران حکومت ضد اسلام بودند که فرزند پيامبر را کشتند و چنين خسارت بزرگي را بر جهان اسلام وارد ساختند. بر اساس اين نظريه و نظر برخي از علما و فقهاي برجسته قرن چها رم و پنجم هجري چون شيخ مفيد ، شيخ طوسي و سيد مرتضي ، هدف از نهضت امام شهادت نبوده است. اين قول در حدود سه قرن بين عالمان و انديشمندان شيعه مشهور بوده است و هيچ يک از عالمان شيعه با اين ديدگاه مخالفت نکرده است.

نقد و بررسي اين نگرش:

اين نظريه گر چه در ظاهر مترقيانه به نظر مي رسد ، اما در تحريف و وارونه جلوه دادن انگيزه نهضت امام به دلايل زير ، دست کمي از نظريات دنيا گرايانه ندارد:

نخست: اين نظريه بر اين باور است ، که گرچه ارزيابي امام در موازنه قوا و شرايط اصلي قيام ، بر اساس واقعيت بوده ، اما از حوادث پيش بيني نشده و پشت پرده آگاه نبوده و اين امر منجر به شکست نهضت او شده است . بنا بر اين امام از نظر اين نظريه ، شخصيتي است که حتي به اندازه افرادي که از


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 2 آذر 1393  | 8:58 PM | نویسنده : مهدي زارع | نظرات 0

ديدگاه و برداشت مسيحانه:

يکي از اصول اعتقادي مسيحيت در باره حضرت عيسي، آن است که آن حضرت به صليب کشيده شد تا فداشونده و کفاره گناهان بشريت باشد . بنا بر چنين باور و اعتقادي ، حضرت عيسي تمام رنجها و حتي مرگ خود را با آزادي کامل پذيرفت ، تا به نمايندگي از بشر ، کفاره تمام گناهاني باشد که مردم مرتکب شده و بر اثر آن ، به خدا بي حرمتي کرده اند.بسياري از افراد قشري و شايد مقدس ، با تفسيري شبيه اين باور اعتقادي در مسيحيت ، پنداشته اند امام براي مبارزه با حکومت باطل و احيای دين قيام نکرد ، بلکه براي کشته شدن در راه خدا نهضت کرد تا خود را فداي امتش کند و دوستان اهل بيت و شيعيان را که مرتکب گناهاني شده اند ، در قيامت شفاعت کرده و گناهان آنان را تبديل به حسنات و ثواب نمايد. اينان با تشبث و تمسک به رواياتي که فضيلت گريستن بر سيد الشهدا را بر شمرده و تشويق و ترغيب به عزاداري و اطعام مي نمايد و پاداش آن را ،آمرزش گناهان و ورود به بهشت مي داند ، بر اين باورند که دوستان و محبان امام ، خيالشان از انجام گناه راحت است ، زيرا حضرت در عالم "ذر" ، با خود عهد کرده است که خون او کفاره گناهان امتش باشد ، چنانکه خود فرموده: " ‌انا قتيل العبره " ، "من کشته اشک هستم" . تنها تفاوت اين نگرش با ديدگاه مسيحيت آن است که طرفداران اين نظريه بر اين باورند که بهانه اي لازم است تا اشخاص آمرزيده شوند ، اگر چه در تمام عمر خويش اعمال واجب


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 2 آذر 1393  | 8:58 PM | نویسنده : مهدي زارع | نظرات 0

ديدگاه و برداشت عارفانه و صوفيانه:

عارفان و صوفيان ،‌حادثه عاشورا را در چارچوب عرفان نظري و عملي خود تفسير مي کنند. در اين نگرش ، نهضت حسيني زائيده عشق است. قهرمانان عاشورا عاشقان پاک باخته اي بودند که به پيمان الست وفا کردند و عاشقانه به سوي حق شتافتند و فاني در او شدند و حضرت حق آنان را به مقام فنا و نوشيدن باده وصل رساند و دراعلا عليين جايشان داد. در اين ديدگاه آنچه اصالت دارد، عشق است ، پس آنچه حادثه عاشورا را از عشق تهي گرداند ، تحريف شده بايد پنداشت و هر چه با عشق هم خواني دارد ، حقيقت واقعه عاشوراست.از اين ديدگاه پاسخ اين پرسش ها که ، مگر امام نمي دانست در کربلا کشته خواهد شد ، پس چرا رفت و چرا وقتي خود را ميان انبوه لشکر تنها يافت ،‌با آنان صلح نکرد؟ مگر در اينجا عقل حکم به سازش نمي داد؟ پاسخ همه اينها ، در يک کلمه يعني   عشق خلاصه مي شود و عقل از پاسخگويي عاجز مي ماند. وقتي که عشق آتش به جان عاشق زند،‌جز معشوق هيچ چيز ديگر در نظرش مجسم نمي شود و با تمام توان و شتاب مي خواهد به وصال معشوق برسد.غزل "کجائيد اي شهيدان خدايي" مولانا ،مبين چنين ديدگاهي است . از ديدگاه مولانا ، شهيدان عاشقند و امام حسين (ع) سيد ، سالار و شاه شهيدان است . شهيدان پا بر نفس اماره گذاشته اند و از خود خواهي و اميال دنيوي جدا و در حضرت حق فاني شده اند و در حضرت محبوب به مقام بقا رسيده اند.از نگاه مولانا ، حضرت سيد الشهدا از سر سوز و شوق دل الهي اش ، هر لحظه طلب استعلاي وجود مي کند و حضرت محبوب آواز قبول وصال سر مي دهد، حسين و شهدا با دوري جستن از آرزوهاي نفساني با ساحت عشق آشنا شدند ، او فدايي معشوق است و خون خود را در اين معاشقه بر آستانه محبوب مي ريزد ، چرا که براي او مسئله بودن يا نبودن مطرح نيست ، بلکه فقط مسئله فناي عاشقانه است .در بينش صوفيانه ، شهادت امام همانند سر دار رفتن حلاج است . بر اساس اين ديدگاه ،‌مردان خدا با کشته شدن به هدف عالي خويش که همان راهيابي به محضر خداست ، مي رسند. پس جاي سرور و شادي است نه جاي حزن و اندوه.با چنين ديدگاهي ،مولانا به تعبيري  روز عاشورا را روز شادماني مي داند و معتقد


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 2 آذر 1393  | 8:58 PM | نویسنده : مهدي زارع | نظرات 0

از زماني كه قيام امام حسين (ع) با آن شرايط و ويژگي هاي خاص اتفاق افتاده است سوال هايي در ميان نخبگان ، انديشمندان و حتي مردم عادي مطرح بوده كه انگيزه اصلي امام چه بوده است؟ آيا دعوت كوفيان علت قيام بوده يا قيام امام سبب دعوت کوفيان شده است ؟ آيا  سكوت  مردم و به ويژه تحول در خواص و بي تفاوتي آنها در صحنه هاي حق و باطل دليل قيام بوده است ؟ آيا ماموريت و تكليف ويژه اي از جانب خدا ، عامل اين حرکت بوده و يا تعبد به شهادت در راه معشوق علت  نهضت بوده است؟ آيا دستيابي به حکومت ، علت اصلي و غايت نهايي اين قيام  بوده يا ايجاد اصلاحات و تغييرهاي محدود در ساختار حکومت هم هدف امام را تامين مي کرده است ؟و اگر هدف قيام و نهضت ،احياء دين و  اصلاح وضعيت جامعه اسلامي و يا هر هدف ممکن ديگري بوده است ، آيا حضرت نمي توانست به شيوه مسالمت آميز هدف خويش را جامه عمل بپوشاند تا مردم شاهد ريختن خون فرزندان پيامبر و به اسارت رفتن اهل بيت آن نباشند؟

اين پرسش ها و مانند آنها ، هر کدام حاکي از نوع نگرش و ديدگاه خاص افراد به اين حادثه است . البته يکي از علل فزوني پرسشها و ديدگاهها در باره فلسفه قيام را بايد در پيچيدگي و چند بعدي بودن اين نهضت جستجو کرد ، نهضتي که در طول تاريخ اسلام ، نظيري براي آن نمي توان يافت حادثه اي که رهبر آزاده و قهرمانش بزرگترين ذخيره انسانيت در گذر قرن ها است . حادثه عاشورا مختص به زماني خاص نيست


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 2 آذر 1393  | 8:56 PM | نویسنده : مهدي زارع | نظرات 0

تعداد کل صفحات : 4 ::      1   2   3   4