ديدگاه تعبد به شهادت:
نظريه ديگري که درباره انگيزه قيام امام وجود دارد ، نگرش قيام به انگيزه کسب مقام شهادت است . اين ديدگاه نخستين بار درقرن هفتم هجري به وسيله عالم عارف و زاهد ، سيدبن طاووس در کتاب "اللهوف في قتلي الطفوف"مطرح شده است که با ترويج آن از آن زمان تا کنون ، به يک باور مشهور تبديل شده است. بنا براين ديدگاه، امام حسين (ع) قيام کرد تا با شهادتش به مقام قرب اللهي و بالاترين درجه سعادت و مقام معنوي برسد. سيدبن طاووس در مقدمه کتابش در اين باره چنين نوشته است: همين که اولياي خدا ببينند زندگي دنيا مانع از اطاعت و بندگي از حضرت حق است و ماندن در اين دنيا بين آنان و بخششهاي الهي حايل و مانع است ، بي درنگ لباس ماندن را از تن به دور مي اندازند و درهاي ملاقات با حضرت حق را مي کوبند و در اين راه از اينکه نجات و رستگاري اخروي را حتي تا مرز ايثار جان به دست آورند و بدن هاي خود راآماج نيزه ها و شمشيرهاي بران و خطرناک قرار دهند، لذت مي برند.امام حسين (ع) و شهداي والامقام کربلا به انگيزه نيل به چنين مقام و شرافتي ، قفس تن شکستند و به پرواز در آمدند و در ايثار و جانبازي از يکديگر سبقت گرفته و بدن هايشان را هدف نيزه ها و شمشيرهاي دشمن قرار دادند. مؤلف در ادامه ، نظر به عظمت و سعادتي که از طريق شهادت نصيب مجاهد راه خدا مي شود ، شهادت را به تنهايي يک هدف به شمار مي آورد. علامه حلي، انديشمند ديگري است که در قرن هشتم هجري بدين گونه اين نظريه را تاييد مي نمايد:قيام امام حسين (ع) از بعد اجتماعي ، هر چند يک حرکت کاملا انتخابي است ، اما از ديدگاه شرعي هيچ الزام و اجباري براي آن وجود نداشته است . آن حضرت همانند برادر بزرگوارش امام حسن (ع) مي توانست با حکومت صلح نمايد ، ولي خواست قلبي امام اين بود که بجنگد تا با شهادتش به ملاقات پروردگار عالميان برسد و اين خواست نيز منطبق بر موازين کلي و ظوابط شرعي و همراه با مصلحت بوده است.حضرت آيت الله صافي گلپايگاني از مراجع زنده تقليد نيز در کتاب "شهيد آگاه"اين واقعه را از جنبه لاهوتي بررسي کرده و تعبد به شهادت و کشته شدن را يکي از اموري دانسته است که به صورتهاي مختلف در شرايع و اديان ، سابقه داشته است و صحت تکليف و تعبد به آن نه خلاف عقل و نه خلاف نقل است ، به خصوص در باره انبيا و اوليا که آنها هم مانند فرشتگان، عمال خدا و مجاري و وسايل اجراي مشيت و سنن و امتحانات الهيه مي باشند. مؤلف خروج ابا عبدالله از مکه را بر اساس آگاهي و قصد آن بزرگوار را براي شهادت تفسير کرده است و در جواب به کتاب" شهيد جاويد" آيت الله صالحي نجف آبادي به روايات و اخبار ي استناد کرده که همگي دلالت بر قطعيت شهادت آن حضرت در کربلا دارند و بنا بر پيشگويي هاي حضرت رسول اکرم (ص) ، و خود امام حسين (ع) ، آن حضرت از
عاقبت کار آگاه بوده و با علم به اين مطلب به سوي کوفه حرکت کرده است. خاستگاه اين ديدگاه:منشا ديدگاه تعبد به شهادت برخي از روايات است که از بين آنها چند روايت بيشتر ، در به وجود آوردن چنين نظري تاثير داشته است:
1-روايتي از امام صادق(ع): نامه آسماني از سوي پروردگار براي رسول خدا آمد که در آن ، براي هر امامي يک مهر وجود داشت و بايد هر امامي مهر مربوط به خود را باز کند و به آنچه زير آن نوشته شده بود ، عمل نمايد ،که در مهر امام حسين (ع) نوشته شده بو د: با مردمي براي شهادت بيرون برو که شهادت آنان جز با تو نخواهد بود و جهاد نما و بدان که کشته خواهي شد. 2- روايتي از امام باقر (ع) : خداي تعالي نصرت و ياري خود را بر امام فرو فرستاد تا آنجا که که بين آسمان و زمين قرار گرفت و نزديک بود که او را بر کوفيان پيروز کند ، سپس او را مخير ساخت که پيروزي يا ديدار خدا را انتخاب کند و آن حضرت ملاقات خدا و شهادت را انتخاب کرد. 3-سيدبن طاووس از امام صادق (ع) نقل مي کند: در شبي که امام مي خواست از مکه به سوي کوفه حرکت نمايد محمدبن حنفيه، برادرش خدمت امام رسيده و گفته است:برادر ، شما مکر و فريب کوفيان را شناخته و مي داني با پدر بزرگوار و برادرتان چه کردند، مي ترسم همان گونه با شما نيز برخورد نمايند، لذا اگر صلاح مي داني ، بمان که محترم ترين و عزيزترين کس در حرم هستي. امام فرمودند: نگرانم عوامل سر سپرده يزيد مرا در حرم بکشند و بدان سبب حرمت حرم امن الهي پايمال گردد. ابن حنفيه گفت : اگر چنين دغدغه اي داريد لااقل به يمن يا نواحي ديگر برويد. امام فرمودند : در اين باره انديشه خواهم کرد. چون صبح شد ، امام قصد حرکت به سوي کوفه را نمود، محمد بن حنفيه خدمت امام رسيد و مهار ناقه را گرفت و گفت : برادر جان ، آيا نفرموديد در اين باره فکر مي کنم؟ فرمودند : چرا؟ گفت: پس چرا با اين شتاب رهسپاريد؟ امام حسين (ع) فرمودند: چون از تو جدا شدم در خواب رسول خدا را ديدم که فرمودند: نور عينم ، بيرون برو چون خدا خواسته است شما را کشته و خاندانت را اسير ببيندو خدا حافظي کرد و رهسپار کوفه شدند.
نقد وبررسي اين نگرش:
نخست:از آنجا که زندگي عالمان و نظريه پردازان شيعي اين نظريه، با زهد و پرهيزکاري کم نظيري آميخته بوده و فلسفه زندگي در اين دنيا را در تعبد به خدا و سير معنوي به سوي او مي دانستند و به همان شيوه نيز زندگي مي کردند ، بنا براين ، چنين باوري ، در تبيين عرفاني از انگيزه قيام امام بي تاثير نبوده است ، در حالي که در نهضت عاشورا اين مسئله از اهداف شاخص و کليدي به شمار نمي آيد. بنابراين گر چه هر انسان مؤمني ، به ويژه اولياي الهي اشتياق فراوان دارند که دفتر عمرشان با شهادت بسته شود ، اما منحصر کردن هدف و کار سترگ سيدالشهدا در رسيدن به محضر معبود و درک وصال محبوب با کشته شدن به دست دشمن و عدم توجه به جوانب اساسي اين نهضت ،به يقين اذهان را از اهداف اصلي قيام آن امام منحرف مي سازد.
دوم:قيام و مبارزه تنها به قصد کشته شدن و شهادت و رسيدن به مقام قرب الهي بدون آنکه وراي چنين حرکتي اهداف والايي براي بشريت تعقيب شود ،هيچ گونه توجيه عقلي و شرعي ندارد، زيرا در صورت چنين اهدافي ، بر معصوم لازم نيست دست به چنين اقدامي بزند مگر آن که تعقيب چنين حرکتي ، منتهي به شهادت گردد. چنانکه سيره و روش رسول خدا و امير مؤمنان در نبردهاي عصر خويش اين گونه بود که تا حد امکان جان خود را حفظ کنند تا بيشتر بتوانند از دين و ايمان دفاع کرده و اسلام را گسترش داده و به مردم خدمت نمايند ، نه آنکه خود را به کشتن داده تا به لقاي پروردگار برسند. چرا که رسيدن به چنين مقامهايي لزوما حرکت مسلحانه را نمي طلبد و در تعاليم اسلامي نيز به مومنان چنين سفارشي نشده است.
سوم:اگر نهضت امام تنها براي درک مقام شهادت بوده ، چرا آن بزرگوار از آغاز نهضت خويش در مدينه تا واپسين لحظات حياتش در روز عاشورا ، از افراد براي ياري کردن خويش و دين خدا و برپايي حکومت حق کمک مي خواسته است و حتي وقتي با جلوگيري لشگر حر براي رفتن به کوفه رو به رو شد ، از وي خواست تا بگذارد به حجاز باز گردد؟ و چرا در روز عاشورا ، قبل از آغاز نبرد و حتي پس از آن تا واپسين لحظات ، به نصيحت دشمن جهت جلوگيري از هر گونه خونريزي پرداخت ؟ و اصولا چرا ، جناب مسلم بن عقيل را در پاسخ دعوت کوفيان به کوفه فرستاد ؟ اين شواهد و دهها قرائن ديگر ، حاکي از آن است که نمي توان و نبايد
فلسفه قيام امام را منحصر و خلاصه در هدف شهادت و رسيدن به مقامات عاليه الهي نمود.
چهارم:اگر براساس نظر مؤلف کتاب شهيد آگاه ، عمل امام را" حادثه استثنايي و" لاهوتي و سري از اسرار و داراي رموز ملکوتي " بدانيم ، درک و فهم انساني را از اين حادثه خارج نموده و در نتيجه نمي تواند الگو و مبنايي براي رفتار موجه ديگر انسانها باشد . اعمال ائمه اطهار به عنوان سيره عملي آن پيشوايان سرمشق زندگي اجتماعي،سياسي شيعيان است و عملي مي تواند الگو و سرمشق قرار گيرد که وجه اصولي و کلي داشته و حجت ديگران باشد ، در نتيجه مستثني شمردن عمل امام و رمز آميز دانستن آن به معناي نفي نظري سيره انساني امام است. از سوي ديگر " اصالت دادن صرف به شهادت طلبي" نتيجه خسارت باري نيز در بردارد که آن را پشتوانه نظري عمليات انتحاري مطرح مي نمايند که اين موضوع چهره مخدوشي از اسلام به جهانيان نشان مي دهد . اگر عمل امام به " تعبد به شهادت" تعبير شود ، عمل خودکشي ديني که امروز در بعضي از کشورها به صورت عملياتهاي انتحاري ديده مي شود ، تاييد مي گردد. بايد دانست که به اجماع علماي اسلامي ، خودکشي به هر نوع تقبيح شده و انسان حق ندارد عالمانه و به عمد اقدام به قتل خود کند. لذا تاکيد صرف بر جنبه لاهوتي قيا م ، آن را مي تواند به عمل انتحاري تنزل دهد.
توضيح و تبيين صحيح اين نظريه:
بايد توجه داشت شايد طرفداران اين نظريه با طرح چنين ديدگاهي ، نخواسته اند قيام عاشورا را يک اقدام و عمل بي هدف و بي نتيجه به شمار آورده و آن را مانند بسياري از امور عبادي ، تعبد محض بدانند که نتوان براي آن فلسفه و اهداف ديگري را تصور نمود،بلکه منظور آنان اين بوده است که هدف امام از اين حرکت را ، تنها اطاعت امر خدا و جلب خشنودي حضرت حق و در نتيجه اداي تکليف خويش جلوه دهند، چنانکه با اين که آثار و نتايج بسيار فراواني بر رسالت پيامبر اعظم اسلام متربت مي شود ، اما بيشتر گفته مي شود هدف پيامبر از رسالتش ، فرمانبري از حکم الهي و اداي تکليف بوده است. بنابراين ، اين نوع نگرش به حادثه عاشورا در صدد بيان اين مسئله است که پذيرش شهادت از سوي معصومان به فرمان الهي ، امري براساس موازين شرعي و عقلي بوده است ، بدون آن که زير سؤال بردن اهداف ديگر قيام و يا حتي انکار آنها مطرح باشد. چنان که در هيچ يک از آيات و اخبار فراواني که در باره جهاد و شهادت وجود دارد ، موضوع رجحان پاداش فراوان برجهاد ، مشروط و مقيد به عدم شهادت و آگاهي به پيروزي ، دانسته نشده است، بلکه نبرد با دشمن و جانبازي در راه اعلاي کلمه حق ، امري داراي پاداش فراوان و از نشانه هاي ايمان به شمار آمده است. از اين رو مي توان گفت طرفداران اين نظريه ضمن اذعان به اين مسئله که قيام امام کاملا آگاهانه و به انگيزه دفاع از اسلام و احياي سنت جدش بوده است ، بر اين باور نيز هستند که اين حرکت از جانب امام ، به جهت دستيابي به آن مقامي بوده که خداوند در بهشت براي او در نظر گرفته است و تنها رسيدن به آن ، به فرمايش پيامبر ، شهادت بوده است
