برادران امام حسین علیه السلام در کربلا
منبع : اختصاصی راسخون
مقدمه
در نهضت کربلا شاهد هنرنمایی و حماسه آفرینی گروه های مختلف از پیر و جوان و زن و کودک که از اقوام و نزدیکان امام و دوستان آن حضرت بودند این سعادت فقط به روی افراد معدودی از عاشقان واقعی گشوده شد که انسانهایی کمال خواه، وارسته و بی بدیل وبدند. از این افراد سعادتمند، تنی چند از پسران امیرمؤمنان علیه السلام هستند. آنان بدون اینکه اکراهی برای همراهی سیدالشهداء داشته باشند؛ با آگاهی از سرنوشت خویش که آن حضرت از آن خبر داده بود، همراهی حق و حقیقت را بر زندگی ذلت بار و تحت ستم بنی امیه ترجیح دادند و در عاشورای خونین به چشمه ی حقیقت پیوستند.
این مقال بر آن است اطلاعاتی هر چند مختصر و در حد مقدور، درباره ی تعداد شهدای کربلا که از طرف پدر با امام حسین علیه السلام نسبت برادری داشتند ارائه بدهد تا این الگوها وانسانهای برتر، شناخته شده و به دیگران شناسانده شوند.
الف: پسران شهید علی علیه السلام از ام البنین علیها السلام
فرزندان علی علیه السلام که از آن بانوی مکرمه در رکاب امامشان – سیدالشهداء- به شهادت رسیدند عبارتند از:
1- عبدالله بن علی علیه السلام
از وی با نام عبدالله اکبر(1) و با کنیه ی ابومحمد(2) یاد شده است. بنابر قول مشهور، نام مادرش « ام البنین» دختر حزام ذکر شده است.(3)
بنابر گزارش هایی، عبدالله از برادرش عباس - که گفته شده در سن 34 سالگی به شهادت رسید(4) – هشت سال کوچکتر، اما از دیگر برادرانش بزرگ تر بوده است.(5) بر این اساس او شش سال با پدر بزرگوارش زندگی کرد. درباره ی حضورش در کربلا و شهادتش تردید چندانی وجود ندارد؛ چنان که ابن سعد، این قتبیه، طبری، ابوالفرج، خوارزمی، شیخ طوسی و کسان بسیاری او را از شهداء قلمداد کرده اند.(6)
2- جعفر بن علی علیه السلام
برخی ازا و به ابوجعفر الاکبر تعبیر نموده(7) و کنیه اش را ابوعبدالله ضبط کرده اند.(8) امام علی علیه السلام به واسطه ی علاقه ی زیادی که برادرش جعفر بن ابی طالب داشت، نام این فرزند را با او هم نام کرد.(9) وی از برادرش عثمان که او نیز از شهدای کربلاست دو سال کوچک تر بوده است.(10)
بسیاری از مورخان و ارباب مقاتل و تراجم، چون: یعقوبی، ابن سعد، ابوالفرج و شیخ طوسی او را از شهداء قلمداد کرده(11) و شهادتش را پس از عبدالله دانسته اند.(12)
مرحوم شیخ مفید نوشته است: غروب روز تاسوعا هنگامی که «شمر» امان نامه برای فرزندان «ام البنین» آورد، جعفر نیز همراه عباس بود و امان نامه را رد کرد.(13)
ادامه مطلب
چرا به امام حسين ـ عليه السّلام ـ ثار الله ميگويند و چه كسي اين لقب را به ايشان داده است؟
پاسخ :
«ثار» در لغت هم به معني خون آمده است و هم به معني طلب و انتقام گرفتن از خون كسي كه به دست ديگران كشته شده است.[1]
ثار الله از دو واژه ثار و الله تشكيل يافته و يكي از القاب امام حسين ـ عليه السّلام ـ ميباشدكه در زيارت عاشورا با اين لقب آن حضرت را زيارت ميكنيم. ثارالله: يعني (طلب دمه الله) كسي كه طالب خون او خداست و انتقام از قاتلين او را خداوند خواهد گرفت.[2]
يكي ديگر از معاني آن يعني كسي كه در راه خدا كشته شود و خويشاوندان و خاندانش در اين راه كشته شود.
مرحوم مجلسي در شرح جمله الوتر الموتور چنين نوشته است: وتر الله اي الفرد المتفرد في الكمال من نوع البشر في عصره الشريف او المراد ثار الله اي الذي الله تعالي طالبُ دَمِه و الموتور قتيلُ له، قتيلُ فلم يدرك بدمهِ؛ يعني فردي كه در راه خدا به شهادت ميرسد با اين كيفيت از تمام بشر و در عصرش منحصراً اوست و يا مراد از آن همان ثار الله است كه به معني كسي است كه طالب خون او خداوند است، و موتور به معناي كشته شدن در راه خداوند و كشته شدهاي است كه خونش را انتقام نگرفته باشند، بلكه فقط خداوند است كه انتقام خونش را از قاتلين ميگيرد.[3]
و احتمال دارد معناي ثارالله چنين باشد، خوني كه صاحب آن خداوند است و ولي دم او خداوند است. چنان كه در بحث قتل عمد و غير آن از آن به اولياء دم تعبير ميآورند. در اينجا نيز ولي دم خون حسين و انصارش خداوند است. چون خون حسين در راه خدا و براي حفظ قرآن و تماميت اسلام ريخته شده و خالصاً و مخلصاًلله بوده است و در نهايت درجه اخلاص با تمام وجود براي خداوند بوده است. لذا اين خون و اين شهيدان خدائي هستند. بنابراين انتقام آن نيز بايد از طرف خداوند باشد، يا اينكه چون امام حسين ـ عليه السّلام ـ حجت خداوند بر زمين و ولي مطلق حق بود و مردم او را كشتند و زمين را از حجت حق خالي كردند بنابراين خداوند انتقام حجتش را از قاتلين او خواهد گرفت. امّا درباره اينكه اين لقب را چه كسي به امام حسين ـ عليه السّلام ـ داده است بايد عرض شود كه چون سند زيارت عاشورا قدسي است، يعني زيارت عاشورا كه زيارت امام حسين ـ عليه السّلام ـ است از طرف خداوند به ائمه رسيده است و آنرا پيامبر اكرم از جبرئيل گرفته و جبرئيل آن را از خداوند ياد گرفته است و از طريق معصومين به ما آموختهاند تا آن حضرت را زيارت كنيم،[4] بر اين اساس اين لقب را خداوند به امام حسين ـ عليه السّلام ـ داده است و چه لقب زيبايي است.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. منشور نينوا، مجيد حيدري.
2. حماسه سياسي تاريخي زيارت عاشورا، محمد رسول دريايي.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . عبدالسلام محمد هارون، مقابيس اللغه، ج1.
[2] . ابن المنظور، لسان العرب، ج4، واژه ثار.
[3] . مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، موسسه الوفا، چاپ دوم، 1403، ج98، ص154.
[4] . ر.ك: قمي، عباس، مفاتيح الجنان، و سيد بن طاووس، اقبال، قم، مركز نشر تبليغات اسلامي، 1416، ج3، ص 55؛ و دريايي، محمدرسول، حماسه سياسي تاريخي زيارت عاشورا، تهران، انتشارات جعفري، 1371، ص12 ـ 13.
ادامه مطلب

سیمای علی اکبر حسین (ع)
مترجم: حسن نجفی
قال الامام حسین علیه السلام: أشبه الناس خلقا و منطقا و خلقا بر سولک و کنا إذا اشتقنا إلی نبیک نظرنا إلی وجهه.
امام حسین فرمودند :علی اکبر علیه السلام شبیه ترین مردم در خلق و خوی و کلام به رسول خدا بود و ما هرگاه مشتاق دیدار رسول خدا می شدیم به چهره علی اکبر نگاه می کردیم.
حضرت علی اکبر از خاندان والا بدنیا آمد عضوی پاک و طاهر از حزب خدا و نیروی الهی در زمین بودند و از صفات نیکوی خاندان و اجدادش بهره ای کامل داشت چنانچه شاعر در دو بیت زیر وصف می نماید:
ادامه مطلب

شبه پیامبر در روز عاشورا
ادامه مطلب
بازتاب مقاومت کربلا در دوره معاصر(2)
تأثيرپذير انقلاب اسلامي از الگوي مقاومت حسيني
مبحث دوم: بررسي تأثير نهضت عاشورا بر نهضت اسلامي ايران
انقلاب اسلامي ايران نشأت گرفته از يک سلسله عوامل ريشه دار اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي بود که نه فقط ريشه ي آن را بايد در تحولات تاريخ گذشته ايران بررسي کرد، بلکه به لحاظ اعتقادي- ديني ريشه در تحولات تاريخ اسلام، به ويژه تاريخ تشيع دارد. در حالي که ساختارهاي فرهنگي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي ايران قبل از انقلاب زمينه ساز بروز يک جامعه دو قطبي مستعد انقلاب اسلامي بود، عوامل تعيين کننده در پيروزي انقلاب اسلامي سه عامل کليدي بود که جملگي متأثر از فرهنگ نهضت عاشورا بودند. سه عامل تعيين کننده مذکور عبارت بودند از: مکتب اسلام، رهبري امام خميني و حضور مردم.
حضور همزمان سه عامل « مکتب، رهبري و مردم» با گسيختگي ساختاري نهادهاي اقتصادي، سياسي و فرهنگي کشور به اضافه چند عامل اتفاقي يا تسريع کننده به وقوع يکي از مهم ترين حوادث تاريخ معاصر منجر شد؛ انقلابي که خود به عنوان نقطه آغاز خيزش تفکر اسلامي در قرن جديد ( هجري قمري) تلقي شد.
در اين مبحث، به منظور بررسي نقش نهضت عاشورا در پيروزي انقلاب اسلامي، نقش و تأثير نهضت را به صورت مجزا در هريک از عوامل سه گانه
مورد بررسي قرار مي دهيم.
جرقه انقلاب اسلامي در 15 خرداد 1342 زده شد؛ قيام 15 خرداد 1342 به عنوان طليعه انقلاب اسلامي ايران( در عکس العمل به دستگيري امام پس از سخنراني ايشان در عصر روز عاشورا) به تعبير امام خميني منتج و ناشي از مجالس عزا و دستجات سينه زني و نوحه سرايي بود.(1) اگرچه اين جرقه به سرعت با اقدام رژيم پهلوي خاموش گرديد، ولي پانزده سال بعد منشأ حرکت عظيمي شد که دنيا را به اعجاب آورد.
ادامه مطلب