هرجا نسیم سبز صبا ،موج می‌زند

نسیم سبز صبا1    
**              
هرجا نسیم سبز صبا ،موج می‌زند
گویی به یاد روی شما، موج می‌زند
ای بی قرار حسن شما، هرچه دل نواز !
در کوی تان، شمیم خدا، موج می‌زند
انگار کهکشان، به تماشا نشسته است
آنجا، که داغ خاطره‌ها، موج می‌زند
شوق زیارت است ، ولی ، نه درآن دیار
شادی کنارغم ، همه جا موج می‌زند
دل مویه‌های غربت آن خاک بی بدیل
وقتی درون سینه ی ما موج می‌زند!
دریای مهر،از دل آن تربت شریف
در چشم زائران دعا، موج می‌زند
**
سیدعلی اصغرموسوی


ادامه مطلب
[ شنبه 5 تیر 1395  ] [ 1:14 PM ] [ مهدی گلشنی ]

ای حسن دل‌نوازت، آیینه‌ی تماشا

ای حسن دل‌نوازت، آیینه‌ی تماشا
وی نخل سبز نامت ،آکنده از معما
اندیشه‌ی کلامت ،سبز همیشه جاوید
آیینه‌ی مرامت، آبی بسان دریا
بس با سخاوت تو روییده بذر امید
نامت کریم ، حتی، در بین آل طاها
دارالسلام: وصفی از پرتو جمالت
صلح و قیام: عکسی، از قدرت مدارا
بی آستان و گنبد، با اینکه در بقیعی
آزادگیت پیداست، سرو بلند بالا!
مشتاق جلوه هستیم، آنجا که حسن خوبت
دل می‌برد ز عاشق، با لحظه ای تماشا
---
 سیدعلی اصغرموسوی
قم  -1384


ادامه مطلب
[ شنبه 5 تیر 1395  ] [ 1:13 PM ] [ مهدی گلشنی ]

از حُسنِ نبیِّ دو جهان،محشری آمد

از حُسنِ نبیِّ دو جهان،محشری آمد
آغاز گرِ فوت و فنِ دلبری آمد
 
ماهِ رمضان،عطر امامِ حسن آورد
با آمدنش،رایحه ی قمصری آمد
 
همچون پدر و مادرِ خود،یکسره نور است
قرصِ قمرِ "فاطمی" و "حیدری" آمد
 
عالم،همه "ماتِ" "رخِ" زیبای حسن شد
در "عرصه" ی "آن"،یوسف زیباتری آمد
 
بخشید همه ملکِ سلیمانیِ خود را
در دستِ کریمش اگر انگشتری آمد
 
 
بخشنده ترینست...بگویید به حاتم:

 

 

مردی که از او جود و کَرَم میخری  آمد"

عارفه دهقانی


ادامه مطلب
[ شنبه 5 تیر 1395  ] [ 1:13 PM ] [ مهدی گلشنی ]

اصلا حسین این دل ما دست مجتباست

اصلا حسین این دل ما دست مجتباست

اصلا حسین دست شما دست مجتباست

باشد ... برات کرببلا را نمی دهی ؟

اصلا برات کرب و بلا دست مجتباست

من منتظر شوم بشود محشری که تا

عالم نظر کند که چه ها دست مجتبی است

تنها نه عالمین نه جن و ملک حسین

اصلا تمام عرش خدا دست مجتباست

من فرض می کنم که سه تا دل به من دهی

یکی برای توست ، دوتا دست مجتبی است

آقا نه اینکه از وجنات تو کم شود

اصلا حسین صحن رضا دست مجتباست

تو شاهی ای حسین و گدای شما منم

حی و ممات شاه و گدا دست مجتباست

سروده جعفر ابوالفتحی


ادامه مطلب
[ شنبه 5 تیر 1395  ] [ 1:13 PM ] [ مهدی گلشنی ]

ما راه و رسم آل محمد گزیده ایم

ما راه و رسم آل محمد گزیده ایم

دراین طریق غیرحقیقت ندیده ایم

ماه صیام نیمه شد ومجتبی رسید

این مژده را ز خیل ملائک شنیده ایم

زیبا گلی زگلشن علم وصفا وجود

درچهرتابناک حسن هرسه دیده ایم

نورمحمد ومهرعلی و تقوای فاطمه

ازخرمن ولای علی خوشه چیده ایم

حب حسن، کرامت وهم اقتداراو

برلوح جان شعارولایت نوشته ایم

راه حسین شده مهرومرام ما

برمهردیگران خط بطلان کشیده ایم

با گلرخان فاطمه دل داده آن چنان

کزدیگران بظاهروباطن رمیده ایم

ما قطره‌های شبنم ایثارو رحمتیم

کز پاره‌ های ابر ولایت چکیده ایم

ماراچه باک ازستم دشمنان که ما

سینه زنان تشنه لب و آب دیده ایم

ما را دوبال علم وعمل هدیه کرد یار

بینی اگربه اوج فضیلت پریده ایم

چشم امید ما یکسره برلطف دوست بود

چون ازعطای غیرخدا دل بریده ایم


ادامه مطلب
[ شنبه 5 تیر 1395  ] [ 1:12 PM ] [ مهدی گلشنی ]

از آسمان نگاهت وقار می ریزد

از آسمان نگاهت وقار می ریزد

ز پلک پاک تو صبح بهار می ریزد

برای گریه برایت اجازه می خواهم

به چشم ما تو بگویی ببار می ریزد

فدای مرد کریمی که رسمش این باشد

به پای عاشق دلخسته دار می ریزد

تمام ملک خدا در دو دست قدرت توست

خدا به دست شما اختیار می ریزد

رسول، هیبت خود را به تو کرامت کرد

و از سیادت تو اقتدار می ریزد

اگر به صلح تو طعنه زند کسی غم نیست

خدا به کار شما اعتبار می ریزد

تمام عرشِ خودش را خدا به وقت نماز

به زیر پای تو روزی سه بار می ریزد

فقط کرم به تو می آید ای خدای کرم!

که جز تو پای گدا بی شمار می ریزد

علی طراوت باران بوسه هایش را

به روی دست تو با افتخار می ریزد

به یمن چشم تو هفت آسمان بپا باشد

از آسمان نگهت برندار می ریزد

ببین که خانه قلبم ترک ترک شده است

 اگر نظر نکنی ای نگار می ریزد

مرا ز دست هواهای خود رهایی ده

که آبروی مرا پیش یار می ریزد

تمام هر چه که دارم نثار مقدم تو

خدا کند که بمیرم به پای ماتم تو

 

مجتبی شکریان همدانی


ادامه مطلب
[ شنبه 5 تیر 1395  ] [ 1:11 PM ] [ مهدی گلشنی ]

مجموعه ي صفات خدا ميشود حسن

مجموعه ي صفات خدا ميشود حسن

اسماء ذات در همه جا ميشود حسن

نه رو به مكه رو به مدينه نشسته ايم

وقت نماز قبله ي ما ميشود حسن

صدتا پسر به فاطمه روزي كند خدا

يا ميشود حسين و يا ميشود حسن

جبريل هم به رتبه ي ما غبطه ميخورد

وقتي كه همنشين گدا ميشود حسن

اين رنگ سبز رنگِ مقام سيادت است

امروز سيدالشهدا ميشود حسن

از بركت حسين حسين گلوي ما

يك روز ميشود همه جا ميشود حسن

معلوم بود از حسدِ آل عايشه

روزي بدون صحن و سرا ميشود حسن

از تخته پاره هاي به هم دوخته شده

با زحمتِ حسين جدا ميشود حسن

از تيرها مقطعه كردن عجيب نيست

حا سين و نون هجا به هجا ميشود حسن


ادامه مطلب
[ شنبه 5 تیر 1395  ] [ 1:11 PM ] [ مهدی گلشنی ]