نار و جنت قسیم می طلبد

نار و جنت قسیم می طلبد

شیعه خیرالنعیم می طلبد

بهر مستوری کلام الله

الف و لام و میم می طلبد

جمع خوبان قوم حق جمعست

این قبیله کریم می طلبد

امت حضرت رسول الله

بعد حیدر زعیم می طلبد

بعد مولا امامت امت

مجتبایی علیم می طلبد

تو طبیبی و من مریض توام

هر مریضی حکیم می طلبد

پدری مهربان و بخشنده

از خدا چه، یتیم می طلبد؟

وقف عشاق توست خلد برین

دشمن تو جحیم می طلبد

 

عماد بهرامی


ادامه مطلب
[ شنبه 5 تیر 1395  ] [ 1:02 PM ] [ مهدی گلشنی ]

دعای زنده دلان صبح و شام یا حسن است

دعای زنده دلان صبح و شام یا حسن است

که موی تیره و روی سپید با حسن است

مبین ز نسل حسن هیچکس امام نشد

به حُسن بینی اگر هر امام را، حسن است

حسین میشنوم هرچه یاحسن گویم

دو کوه هست ولی کوه بی صدا حسن است

حسین نهی به قاسم دهد، حسن دستور

ز من بپرس که سلطان کربلا حسن است!

بخوان به نام پسر تا پدر دهد راهت

بیا که کنیه شیرخدا اباحسن است


ادامه مطلب
[ شنبه 5 تیر 1395  ] [ 1:02 PM ] [ مهدی گلشنی ]

بارالها سینه را پر نور کن

 

بارالها سینه را پر نور کن

شر شیطان را ز دلها دور کن

هر که بدبین است بر آل علی

یا بده آگاهیش یا کور کن

***

بارالها نور عینم داده‌ای

اعتبار نشئتین‌م داده‌ای

می‌کنم سجده به مهر کربلا

نعمت حب‌الحسینم داده‌ای

***

گفتیم که بر در موالی برویم

در شهر کرم حضور والی برویم

ای پایه‌گذار کاخ احسان و کرم

ما را مگذار دست خالی برویم

***

بر شعر زلال شاه بیتی تو حسن

اکسیر قریحه‌ی کمیتی تو حسن

از درگه تو کسی نگردد مأیوس

والله کریم اهل‌بیتی تو حسن

***

ساقی به قدح میِ صفا می‌ریزد

ساقی عرق شرم و حیا می‌ریزد

خورشید، ستارگان نور افشان را

از عرش به پای مجتبی می‌ریزد

***

ملک سرمست جام اهل بیت است

فلک در زیر پای اهل بیت است

خدا بر بام خلقت یک علم زد

و آن پرچم به نام اهل بیت است

امین وحی با کل ملائک

کبوترهای بام اهل بیت است

میان چارده نور الهی

حسن بدر تمام اهل بیت است

ابالفضل دلاور، عبد صالح

نگهبان خیام اهل بیت است

***

بیا صاحب زمان این‌جا بقیع است

نوا خیزد ز جان این‌جا بقیع است

به پشت نرده‌ها قبر امامان

ندارد سایه‌بان این‌جا بقیع است

همین‌جا بود شور محشر افتاد

حسن دنبال نعش مادر افتاد

شاخه طوبی را در آن کوچه زدند

نخل طوبی را در آن کوچه زدند

بچه‌های فاطمه شیون کنید

مادر ما را در آن کوچه زدند

 

ولی‌الله کلامی زنجانی


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 2 تیر 1395  ] [ 8:47 PM ] [ مهدی گلشنی ]

همیشه صبح و شبم غرق صحبت حسن است

همیشه صبح و شبم غرق صحبت حسن است

که زنده روح من از این محبت حسن است

اگر که بی حسنم سمت دوزخم ببرید

کلید جنت من در رضایت حسن است

به زیر منت دنیا نمیروم هرگز

همیشه گردن من زیر منت حسن است

عجم شدم که شوم شیعه با نگاه حسن

که شیعه گشتن ایران کرامت حسن است

مسیح اگر که دمش مرده میکند زنده

ز گریه بحر حسین و عنایت حسن است

سکوت کردن او عین جنگ رو در روست

که صلح نقطه ی عطف ولایت حسن است

هنوز حک شده در لوح سینه ی تاریخ

جمل نشانه ی خشم و شجاعت حسن است

کجا روی تو برادر سخن به حق بشنو

حسین تحت لوای امامت حسن است

اگر برای حسینش به سینه میکوبیم

حسین گفتن ما تحت دولت حسن است

دعای مادر او بیمه میکند مارا

نگاه فاطمه فردا به امت حسن است

دلم خوش است که گریه به غربتش کردم

چه غم ز بار گنه تا شفاعت حسن است

شاعر: قاسم اسدي


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 2 تیر 1395  ] [ 8:47 PM ] [ مهدی گلشنی ]

سائلی از تبار سلمانم

سائلی از تبار سلمانم

عاشقی اهل خاک ایرانم

 مقتدایم تویی امام کریم

با تو در اوج برج ایمانم

شیعه ی راه و رسم تو هستم

اینچنین است من مسلمانم

کم من به کرامت تو رسید

کرمی کن، دخیل احسانم

مرغ روحم اسیر و سرگشته

در هوایت همیشه حیرانم

پای عشقت چو میثم تمار

تا همیشه بدان که می مانم

 

ای بلندای دوش پیغمبر

ای تو فرزند ارشد حیدر

 

<< سفره دار قدیمی دنیا >>

ای امامِ امام عاشورا

حسن بن فاطمه، بستم -

- من دخیل لبم به نام شما

از ازل تا ابد گرفتارت

جبرئیل آن امین وحی خدا

یوسف خانواده ی حیدر

بی قرار تو سینه ی زهرا

مثل یک یاکریم بی بالم

روی خاک بقیع تو آقا

پر و بالی بده خدای کرم

ای کریم بن ذوالکرم، مولا

 

دل من در هوای تو دارد

مثل ابر بهار می بارد

 

نمک سفره ی خدا هستی

وقف آسایش گدا هستی

شیر مرد جمل به وللهِ

شان آیات هل اَتی هستی

ای امام همیشه ی عالم

نائب شاه لا فتی هستی

تو کرم خانه در سما داری

باعث فخر مرتضی هستی

محرم درد های فاطمه ای

زخمی راه کوچه ها هستی

تو چهل سال خون دل خوردی

شاهد سیلی و جفا هستی

 

جگرت گُر گرفت و از غم سوخت

با کفن، تیرها تنت را دوخت

 

شاعر: مصطفی گودرزی


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 2 تیر 1395  ] [ 8:45 PM ] [ مهدی گلشنی ]