اولین بیت غزل واره ی ذیقعده تویی

اولین بیت غزل واره ی ذیقعده تویی
نیکی ماه ز این مطلع زیبا پیداست
بهر میلاد تو ای دخت نکوی موسی(ع)
در مدینه به سرای پدرت جشن بپاست
مژده آمدنت حضرت صادق(ع)داده
زین جهت منتظر آمدنت ارض وسماست
مادرت نجمه بیاورده گلی کز بویش
عطر جنت به مشام همه ی اهل ولاست
عرشیان شاد زمیلاد تو غرق شعفند
فرشی از گل به زمین زیر قدومت برپاست
یک برادر شده مسرور که خواهز آمد
راضی از آمدنت ای گل معصوم رضاست
وه چه نامی به تو بگذاشت پدر،فاطمه ای
علم وعصمت به در خانه تو همچو گداست
باز ماندست به جا گفته ی جدت صادق(ع)
زائر مرقد پاک تو بهشتی ماواست
یا که گفته ست برای من وفرزندانم
حرم امن بود قم که همی کوفه ماست
سه در از هشت در جنت حق گردد باز
بسوی قم که در آن مرقد زیبای شماست
توئی امید همه در صف محشر بانو
بی گمان شیعه بدون تو غریب وتنهاست
روز میلاد شما کفتر دل قم آید
بهر تبریک سپس عازم درگاه رضاست

شاعر : اسماعیل تقوایی


ادامه مطلب
[ یک شنبه 31 مرداد 1395  ] [ 1:38 PM ] [ مهدی گلشنی ]

چشمامو می‌بندم خودم و تو قم می بینم

چشمامو می‌بندم خودم و تو قم می بینم

روبروی اون ضریح با شکوه می شینم

خودم و تو لابلای زائرا جا میکنم

سفره ی دلم رو باز پیش بی بی وا میکنم

فاطمه معصومه

******

خورشید از طلای گنبدت توون می گیره

هر شب ماه هم از کرامت تو جون می گیره

خادم گوشه ای از صحن و سرات میکاییله

کفش داریات همه زیر نظر جبراییله

فاطمه معصومه

******

دل پر می زنه گاهی به قم گاهی خراسان

کرده گمونم هوای زعفرون و سوهان

بین شهر قم و مشهد شده آینه بندونی

شده بر پا یک دهه بزم صفا مهمونی

فاطمه معصومه

شاعر : رضا رسولی


ادامه مطلب
[ یک شنبه 31 مرداد 1395  ] [ 1:37 PM ] [ مهدی گلشنی ]

معطر شد مه ذی قعده در آغاز با عطری

معطر شد مه ذی قعده در آغاز با عطری

که ازیک گل زگلزار ولایت بر مشام آمد

مدینه مفتخر گردید بر میلاد مسعودی

چو از دامان نجمه دختری والا مقام آمد

دل موسای کاظم شاد ولبهایش پر از خنده

که بر اهل ولا دردانه ای زهرا (س)مرام آمد

درخشان تر شده ماه وستاره مهر جان افروز

زسوی جمله ی افلاکیان بر او سلام آمد

علی موسی الرضا(ع)سرخوش ازین میلاد گردیده

 برادر را نکو خواهر رفیق وهمکلام آمد

زمادر مجتبایی ،وز پدر باشد حسینی او

مثال فاطمه اوصاف نیکش در نظام آمد

نهاده نام او را فاطمه مولای ما کاظم(ع)

کریمه درکرم معصومه در عصمت،بنام آمد

شفیعه باشد وهرکو زیارت کرد این بانو

به عقبی بی گمان خوش عاقبت،جنت مقام آمد

شاعر : اسماعیل تقوایی


ادامه مطلب
[ یک شنبه 31 مرداد 1395  ] [ 1:35 PM ] [ مهدی گلشنی ]

اشعار ولادت حضرت معصومه(س)

زائری دل شکسته ام         آه معصومه جان سلام

 

دل به مهر تو بسته ام       بانوی مهربان سلام

 

ای ضریحت حریم مهر       یاد سبزت شمیم دل

 

نام پاکت  نسیم  مهر           رحمت اسمان سلام

 


 

روی تو  قبلگاه دل           لطف تو شمع راه دل

 

آستانت  پناه دل           ای دل بی دلان سلام

 

هرکه یکسردلش شکست       از طبیبان نظر گسست

 

آمد رشته بر تو بست           ای امید جهان سلام

 

هم شفا هم شفاعتی                هم دعا هم اجابتی

 

هم ولا هم ولایتی              ای زمین را آمان سلام

 

آنکه مهرتوبرگرفت         ورغمت شور شر گرفت

 

بیکران زیرپرگرفت          بر تو تا بیکران سلام


ادامه مطلب
[ جمعه 29 مرداد 1395  ] [ 12:21 PM ] [ مهدی گلشنی ]