داني چرا همسايه قم

داني چرا همسايه قم
جمكران است؟!
چون مهدي زهرا به
هر وادي عيان است
هركس كه خواهد روي مهدي را ببيند
برحضرت معصومه
اول ميهمان است
شاعر : محمد مبشری
ادامه مطلب

داني چرا همسايه قم
جمكران است؟!
چون مهدي زهرا به
هر وادي عيان است
هركس كه خواهد روي مهدي را ببيند
برحضرت معصومه
اول ميهمان است
شاعر : محمد مبشری

شرافت قم زخاک پایت دلم هوایی شده برایت درآرزوی صحن وسرایت
میزنه پر مرغ روحم تا بشینه تو حریمت بودم از روز ولادت سائل دست کریمت
سیدتی یا معصومه س
نثار راهش گلاب دیده مه سپهر حیا دمیده معصومه اخت الرضا رسیده
امشب از عشق مست مستم مست صهبای الستم
دیده بر دست کریم حضرت معصومه بستم
سیدتی ....
کریمه آل مصطفایی سلاله پاک مرتضایی سرور قلب آقام رضایی
در طواف کوی عشقت ملک وحوروفرشته
زائر تو ای کریمه ساکن کوی بهشته
سیدتی....
مرآت روی عصمت داور تالی تلو حضرت مادر کوثر آقام موسی بن جعفر
برآورده می شه امشب آرزوهای دیرینه
می گیرم از دست بی بی کربلا و یه مدینه
سیدتی....
شاعر : مجید رجبی

آيتي از خداست معصومه ******* لطف بي انتهاست، معصومه
جلوهاي از جمال قرآني ******* چهرهاي حق نماست، معصومه
عطر باغ محمدي دارد ******* زاده مصطفي است، معصومه
پرتوي از تلألوء زهرا (س) ******* گوهري پر بهاست، معصومه
ماه عفت نقاب آل کسرا ******* دختر مرتضاست، معصومه
اختري در مدار شمس شموس ******* يعني اخت الرضاست، معصومه
زائران، يك در بهشت اينجاست ******* تربتش با صفاست، معصومه
در توسل به عترت و قرآن ******* باب حاجات ماست، معصومه
از مدينه، به قصد خطه طوس ******* رهروي خسته پاست، معصومه
تا زيارت كند برادر خويش ******* فكر و ذكرش دعاست، معصومه
روز و شب، عاشقي بيابانگرد *******خواهري با وفاست، معصومه
يا مگر اوست، زينب دگري ******* كز برادر جداست، معصومه
تا بداني كه نيمه ره جان داد ******* بنگر اكنون كجاست، معصومه
از وطن دور و از برادر دور *******حسرتش غم فزاست، معصومه
داغ زهرا و داغ اجدادش ******* وارث كربلاست، معصـــومه
شاعر : میلاد حسنی

شهر قم شد لاله باران، حضرت معصومه آمد
بهمن ما شد بهاران ، حضرت معصومه آمد
شهرقم دریای نوراست ، شهر قم غرق سرور است


بیت حضرت موسی ببین وادی طوره تودامن نجمه دختری به مثل نوره
حضرت موسی بن جعفربه خداعاشقشه
اسم فاطمه خدایی چقدر لایقشه
معصومه(4)


دوختم چشم به اشراق نگاهت بانو ســــــوختم در تب ابیات پر آهت بانو
مىکشد صـافى ایمان نمازت دل را تا ســــروش مــلکوتى پگاهـت بانــــو
واژهها دل به تو دادند اگر بســتانى عرش مبهوت در ادراک نگاهـت بانــــو
باز تا آبى افلاک غزل خــواهم گفت یک ضریح آینه جارى است به راهت بانو
این غزل مبهم برخورد دو بال است بدان هر کبوتر بچه محتاج پناهت بانــو
شاعر : صالح محمدی امین

باغ حرم تو گلشن رضوان است
قم جلوه ای از تجلی ایمان است
بین حرم تو و امام هشتم
بین الحرمین کشور ایران است
شاعر : محمد مبشری

بر دامن خويش زينتِ اَب دارد
دائم صلوات بر روي لب دارد
دلشوره ي زندان بلا كم شده است
مي خندد
از اين ببعد
زينب دارد
شاعر : اصغر چرمی

شکر بر منّت خدا داریم
باز هم شوق ربّنا داریم
ما ز یمن حضور سبز شما
دلی از عشق با صفا داریم
امشب از لطف یک نگاه شما
حال زیبای یک گدا داریم


هدایت میوزد از مکتب توحید چشمانت
خدا را شکر بانو ٬ گشته ام امشب مسلمانت
بشارت میرسد بر من ٬ طلوعی میکند روشن
سحر از مشرق آیینهها ٬ خورشید چشمانت
ترنم میکنم امشب ٬ تبسمهای نورت را
به شوق وصف نور تو ٬ شدم بانو غزلخوانت
تو نور عصمت هفتم ٬ گواه هشتمین مهری
زمین آیینه ی عشقت ٬ فلک آیینه گردانت
اگر معصومه ی مهرت ٬ بخندد بر شب هستی
چو قلب قم شود بانو ! دل خلقت چراغانت
تبسم کن به زیبایی ٬ که مهری عالم آرایی
بُود نورت اهورایی ٬ دل آیینه حیرانت
نسیم کوثر فطرت ٬ سحاب رحمت عصمت !
مرا خیس کرامت کن ٬ شبی در زیر بارانت
قسم بر لیلة القدری ٬ که قرآن تو نازل شد
تو نوری از خدا هستی ٬ خدا باشد ثنا خوانت
شمیم جلوه زار « هو » ٬ تو هستی از خدا گلبو
شبی میآیم ای بانو ! به گلگشت گلستانت
زیارت میکنم عاشق ٬ کرامات نگاهت را
دو رکعت نور میخوانم ٬ سحر در صحن چشمانت
ز دنیا من نمی خواهم ٬ به جز سرمایه ی مهرت
نظر هرگز نمی دوزم ٬ مگر بر دست احسانت
نخواهم کرد من بیعت ٬ مگر با ضامن نورت
مُرید کس نخواهم شد ٬ مگر پیر خراسانت
طلوع نو بهار تو ٬ مبارک باد بر هستی
تو ای معصومه ی زهرا ! جهان بادا گل افشانت
شاعر : رضا اسماعیلی