شعر تا دل غمزده را شور و نوایی ندهند

تا دل غمزده را شور و نوایی ندهند
دیدگان را زکرم اشک و بکایی ندهند
قلب عاشق به خدا گر حرمَ الله شود
فرصتش بر عمل جرم و خطایی ندهند

ادامه مطلب

تا دل غمزده را شور و نوایی ندهند
دیدگان را زکرم اشک و بکایی ندهند
قلب عاشق به خدا گر حرمَ الله شود
فرصتش بر عمل جرم و خطایی ندهند


سائلم، لطف دمادم خواهم
نفس آلودهام و دم خواهم
کَم تو نیز چو اقیانوس است
قانعم، از کرمت ، کم خواهم
بی کسم در ره تقوی و عمل
از عنایات تو همدم خواهم
تا نَیُفتم به ته چاه گناه
از تو یک رشتۀ محکم خواهم
راه من تا به حرم طولانی است
بهر خرجی، دو سه درهم خواهم
بغض عشقم شده پنهان به گلو
به گل چشم، چو شبنم خواهم
خواهر حضرت سلطان رئوف
اَبرم و بارش نم نم خواهم
بوی عطر شهدا می آید
بهر دل نوحۀ ماتم خواهم
جشن میلاد تو از درگه تو
رزق و روزیِ محرم خواهم
می رسد عطر و بوی کربلا
راهیم کن به سوی کربلا
شاعر : حاج امیر عباسی

در صبر و وفا حلیمه ای آمده است
در علم و عمل فهیمه ای آمده است
در گلشن پُر نور امام كاظم
معصومه ای و كریمه ای آمده است
×××
گفتند گلی عرش مقام آمده است
آئینۀ نور ذوالكرام آمده است
از یُمن قدوم حضرت معصومه
لبخند به لب های امام آمده است
شاعر : استاد سید هاشم وفایی

می رسد امشب نوای عاشقان مستانه تر
می شود امشب دل دیوانه ها دیوانه تر
سینه ی عاشق همیشه رو به ویرانی خوش است
عاشقان را دل بود امشب بسی ویرانه تر
خانه ی موسی گرفته رنگ و بوی فاطمه
آمده جانانه ای با جلوه ای جانانه تر
بعد از او دیگر برای فاطمه آئینه نیست
تا ابد این امر از افسانه ها افسانه تر
اهل خانه گرد شمع روی او پروانه اند
شد برادر بین خانه گرد او پروانه تر
عالم امشب بر سر خان کریمه سرخوش است
با نوای فاطمه یا فاطمه در چاوش است
شاعر : ناصر شهریاری

«موسی» که دید حال و هوایت، دادت به دستهای «رضا»یت
اشکی نشست گوشهی چشمش، تا «فاطمه» زدند صدایت
از جنس آسمانی و نوری، از چشم باز پنجره دوری
بین برادران غیوری، خورشید هم ندیده ردایت
رنج سفر برای تو آسان، شب از قبیلهی تو هراسان
شد قبلهی دل تو خراسان، ای عطر دوست قبله نمایت!
من تشنهای رسیده به دریا، با آرزوی دیدن «زهرا»
دربان! بگو ملیکهی قم را: از راه آمدهست گدایت
کنج ضریح سر بگذارد، بال و پری اگر چه ندارد
دل را به دست تو بسپارد، تا پر دهی به سمت خدایت
لبخندِ شهر تو نمکین است، قم قلب مهربان زمین است
ما هر چه داشتیم همین است: جانهای ما، «کریمه»! فدایت
ای دختر یگانهی مادر! ای جویباری از دل کوثر!
مثل «علی» نیامده دیگر، کو همسری به شأن سرایت؟
میبارد از ضریح تو رحمت، از آسمان اسم تو عصمت،
از «اشفعی لنا»ی تو «جنت»، وا شد به روی ما، به دعایت
این شاعرت دلش شده آهو، آهو اسیر شهر و هیاهو
اذن زیارتی بده بانو! این شعر را نخوانده برایت
شاعر : قاسم صرافان

همانند زهرا(س) تو هستی مایی
بهارِ دل ما عزیز رضایی
عزیز رضا،گل مرتضی،عیان در رُخَت،جَمال خدا،جَلال،کمال خدا
تویی نغمه،شعف بر لبِ ، مَلَک در سَما ، بود شهر قم ، زِ تو با صفا
حلیمه تویی، رحیمه تویی، علیمه تویی، کریمه تویی، نگاهی نَما
بر این جمع ما...


در آسمان عاشقی تویی ستاره ی دلم
ای همه ی هستیم و تمامِ چاره ی دلم
یا حضرت معصومه...یا فاطمه معصومه.


کوچه های حزن و غم سوت و کوره باز دوباره وقت جشن و سروره
باز دوباره آسمون غرق نوره 2
باز دوباره خدا برای برادری
از گِل عشق می آفرینه یه خواهری
که اون داره برای ما حکم مادری
ای خواهر ولی نعمتم بر سفره تو من رعیتم
معصومه معصومه
بر سرم محبتت سایبونه گنبدت حوالیه آسمونه
تا خود خدا من و می کشونه 2
نگا کنی بی بی! ما که از خدامونه
حاجت ما سفر امام رضامونه
سوهان قم شیرینی لحظه هامونه
ای خواهر ولی نعمتم بر سفره تو من رعیتم
معصومه معصومه
شور و شادی و شعف پا گرفته عشق تو تو قلب من جا گرفته
باز مدینه بوی زهرا گرفته 2
من صلم و از خود امام رضا می خوام
من روزی محرم و از شما می خوام
من عرفه یه سفر کربلا می خوام
ای خواهر ولی نعمتم بر سفره تو من رعیتم
معصومه معصومه
شاعر : امیر حسین الفت

فاطمه ي معصومه امشب شبيه زينب
داره خنده ي خواهرانه بر لب
تا مي بينه چشماش رضا رو صورت يار و
ميشه از همه شاديا لبالب
ابر عشق بارونيه اين خوان مهمونيه
مشهد تا قم چراغونيه
***
نسيم بهاري وزيده سحر دميده
كه خواهر امام رضا رسيده
مدينه رو آذين مي بندن همه مي خندن
كه باز خدا يه گوهر آفريده
ده روز از آسمونا مي باره جود و سخا
از حالا تا طلوع رضا
***
شفيعه ي فرداي محشر ثاني كوثر
شده كريمه ي آل پيمبر
مدينه شده مثل رويا كه گل موسي
داره عطر گلاي باغ حيدر
مي تابه مهر ولا آباده كشور ما
از يمن دو تا صحن طلا
شاعر : احسان جاودان

بانوی ایران حضرت عشقه
زندگی دوباره ی ماه دمشقه 2
زیر پاهاش هزاران ملائک دسته دسته
تو مدینه به جای خود زینب نشسته 2
تو منشاء تموم این برکاتی تو بانی زیارت عتباتی 2
مدد مولاتی 4
به عشق تو دل میره مدینه
یه ریشه از چادر تو حبل المتینه 2
گل باغ کرامت نوکریته سعادت
مریدت صدتا مثل آیت اللهِ بهجت 2
کرم نما کریمه ی آل الله به این همه کرم میگم ای ولله 2
مدد مولاتی 4
از روز اول دل مبتلا بود
روزی فاطمیمون دست شما بود 2
با نگاهت اسیر عشق صاحب زمانم
با اجازت بی بی جان زائر جمکرانم 2
به قدر و مرتبه تو بی همتایی زینب دوم بنی الزهرایی 2
مدد مولاتی 4
شاعر : رضا تاجیک