یا رئوف

 
کم کم دل هوایی مان بال و پر گرفت
محتاج لحظه های تو راه سفر گرفت
 
دل را رئوف من، نگهت تا حرم کشید
پایین پات دست دعا روی سر گرفت
 
نجوای عشق، همهمه ی زائران اشک
پیراهن ضریح تو را چشم تر گرفت
 
حاجت زیاد و بذل عنایات بی حد است
هر دل شکسته تر که بود بیشتر گرفت
 
آقا «قسم به جان جوادت» چه می کند
با این قسم گرفت هر آن کس اگر گرفت
 
آهو شدن که قسمت هر کس نمی شود
ضامن ترین امام مرا هم به بر گرفت
 
باب الجواد بود که بغض دلم شکست
شعرم تمام بود ولی تازه سر گرفت
 
علی ناظمی


[ سه شنبه 18 فروردین 1394  ] [ 11:48 PM ] [ KuoroshSS ]

عطر خدا

 
 
حسّ می کنم در مرقدت عطر دعا را
عطر توسّل های در باران رها را
 
غرق اجابت می شود دست نیازش
هر کس که می خواند در این مرقد خدا را
 
ای مظهر رأفت برای تو چه سخت است
خالی ببینی دستِ محتاج و گدا را
 
آهم کبوتر می شود تا گنبد تو
می آورم فریاد های «یا رضا» را
 
آئینه های لطف تو تکثیر کردند
در چشمه ی دل، اشک های بی صدا را
 
آقا کنار پنجره فولادت آخر
می گیرم از دستت برات کربلا را
 
ای زائران اینجا دخیل غم ببندید
بر آستانش ندبه ی «آقا بیا» را
 
پایین پای تو غباری می سراید
شعر کراماتِ نگاهِ کیمیا را
 
یوسف رحیمی


[ سه شنبه 18 فروردین 1394  ] [ 10:39 PM ] [ KuoroshSS ]

دلم برای تو تنگ است . . .

 
 
در آن کرانه که دل با ستاره همزاد ست
به من اجازه ی دراوج پر زدن داده ست
 
در آن کرانه که همواره یک نفر آنجاست
که در پذیرش مهمان همیشه آماده ست
 
در آن کرانه که خورشید پیش یک گنبد
بدون رنگ ز بازارِ حُسن افتاده ست
 
همیشه از تو سرودن چه سخت و شیرین است
شبیه تیشه زدن های سختِ فرهاد است
 
سؤال می کند از خود هنوز آهویی
که بین دام و نگاهت کدام صیّاد است؟
 
دلم که دستِ خودم نیست این دل غمگین
همان دلی ست که جا مانده در گوهرشاد است
 
بدون فنّ غزل بی کنایه می گویم
دلم برای تو تنگ است شعر من ساده ست
 
سید حمید رضا برقعی


[ سه شنبه 18 فروردین 1394  ] [ 10:15 PM ] [ KuoroshSS ]

دلم شکسته، دلم را نمی خری آقا؟

 
دلم شکسته، دلم را نمی خری آقا؟
مرا به صحن بهشتت نمی بری آقا؟
 
اگرچه غرق گناهم ولی خبر دارم
تو آبروی کسی را نمی بری آقا
 
چقدر خوبی و دل رحم و مهربان، عاشق
و در دقایق عمرم شناوری آقا
 
همیشه از حرمت بوی مهر می آید
شبیه باغ پُر از گل مُعطّری آقا
 
تمام دفتر شعرم فدای چشمانت
که از تمام غزل هام بهتری آقا
 
ولی بدون تو این شعرها چه دلتنگند
بدون نام تو اصلا چه دفتری آقا
 
در اوج بی کسی ام در خیال من هستی
تویی که یارترین یار و یاوری آقا
 
علی اصغر ذاکری


[ جمعه 14 فروردین 1394  ] [ 9:10 PM ] [ KuoroshSS ]

آقا سلام . . .

 
باران گرفت و سوره ی مریم نزول کرد
باران شعر آمد و نم نم نزول کرد
اول نوشت قصه ای از سرگذشت ما
از آن زمان که حضرت آدم نزول کرد
بعدا نوشت قصه ی چشمان خیس تو
قافیه ام رسیده و زمزم نزول کرد
نام تو را نوشتم و دیدم که ناگهان
تصویری از خدای مجسم نزول کرد
تنها دلیل آمدن شعر من تویی
این گونه بود واژه دمادم نزول کرد
 
آقا سلام آمده ام زائرت شوم
یعنی اگر اجازه دهی شاعرت شوم
 
ما شاعریم و دست به گیسو نمی زنیم
فالی به غیر گوشه ی ابرو نمی زنیم
باید اذان شعر بگویم برای تو
ما سالهاست نعره ی یاهو نمی زنیم
شغل شریف و محترم ما گدایی است
ما رو به غیر ضامن آهو نمی زنیم
ما را غلام حلقه به گوش آفریده اند
جایی به غیر صحن تو جارو نمی زنیم
حتی اگر که خلق سر از ما جدا کنند
جز رو به روی صحن تو زانو نمی زنیم
 
موسی رسید در حرمت آبرو گرفت
آمد ز حوض های حریمت وضو گرفت
 
تو ماورای ذهن و خیال و تجسمی
بالاترین تصور ما از تبسمی
روزی سه بار سمت حرم می دهم سلام
زیباترین جواب «سلام علیکم» ی
کار خداست اینکه به ایران رسیده ای
اصلا تویی حسین همان «زینب قمی»
باب الجواد، باب ورودی هر گداست
تو بهترین وسیله ی حاجات مردمی
ما مردم ری ایم که روزی خور توایم
در سفره ی تو نیست به جز نان گندمی
 
اذن دخول عرش خدا ذکر«یا رضا» ست
پس هر که گشت زائر او زائر خداست
 
هر جا که نام توست همان جا معطر است
هر جا که ذکر توست همان جا منور است
دنبال معجزه بودم که در حرم
دیدم که شعر دور حرم وزن بهتر است
دور حرم نوشته کمی از فضایلت
*« بهر شرف ز خاک نشینان این دراست
ای روضه ای که دهر ز بویت معطر است
آبت ز کوثر و گِلت از مُشک و عنبر است
تا در تو نور دیده ی زهرا و حیدر است»*
 
کار غزل دوباره به تیغ و جنون کشید
بالا گرفت کار جنون و به خون کشید
 
امیر حسین محمود پور

ادامه مطلب
[ چهارشنبه 12 فروردین 1394  ] [ 12:33 AM ] [ KuoroshSS ]

آمدم ای شاه پناهم بده

 
آمدم ای شاه پناهم بده
خط امانی ز گناهم بده
 
ای حرمت ملجأ درماندگان
دور مران از در و راهم بده
 
ای گل بی خار گلستان عشق
قرب مکانی چو گیاهم بده
 
لایق وصل تو که من نیستم
اذن به یک لحظه نگاهم بده
 
ای که حریمت به مَثل کهرباست
شوق و سبک خیزی کاهم بده
 
تا که ز عشق تو گدازم چو شمع
گرمی جان سوز به آهم بده
 
لشگر شیطان به کمین من ست
بی کسم ای شاه پناهم بده
 
از صف مژگان نگهی کن به من
با نظری، یار و سپاهم بده
 
در شب اوّل که به قبرم نهند
نور بدان شام سیاهم بده
 
ای که عطا بخش همه عالمی
جمله ی حاجات مرا هم بده
 
آن چه صلاح است برای «حسان»
از تو اگر هم که نخواهم بده
 
حبیب الله چایچیان (حسان)

ادامه مطلب
[ سه شنبه 11 فروردین 1394  ] [ 7:01 PM ] [ KuoroshSS ]

. . . . . . . . . از عمد

 
 
در گریه خریدار تبسّم شدم از عمد
انگشت نمای همه مردم شدم از عمد
 
فتوای شیوخ است که هر باده حرام است
بد مست ترین مشتری خم شدم از عمد
 
می خواست مرا زائر مشهد کند امّا
یکباره پیاده وسط قم شدم از عمد
 
در حین نمازم وسط رکعت هشتم
سمت حرم قبله ی هفتم شدم از عمد
 
با اینکه سه تا حوض حرم داشت ولی باز
با گرد حرم گرم تیمّم شدم از عمد
 
دیدم حرمت پُر شده از بچّه کبوتر
من بچّه شدم طالب گندم شدم از عمد
 
چه دلهره ای در دل پیدا شدگان بود
در آن حرم قدسی تو گم شدم از عمد
 
با اینکه توانایی اوّل شدنم بود
در کنگره ی شعر تو هشتم شدم از عمد
 
محسن صرامی
 


[ جمعه 7 فروردین 1394  ] [ 3:55 PM ] [ KuoroshSS ]

شلوغی ضریح تو

 
 
نشاندی روی زخم کهنه ی من مرهم خوبی
حریمت آشنا کرده مرا با عالَمِ خوبی
 
جهان، این هیچِ سردرگم، فریبم داد با گندم
برای دفعه ی چندم نبودم آدم خوبی
 
گریزان از همه دنیا، خودم را یافتم این جا
خودم را با بدی هایم، کنارت ای همه خوبی
 
رها کردی مرا از غم، نشاندی جای آن غم، غم
غمِ دیگر که خیلی دوستش دارم، غمِ خوبی
 
شلوغیِ ضریح تو عجب آشفته گیسویی ست
سپیدی ها، سیاهی ها، چه درهم برهمِ خوبی
 
تو می آیی و از نزدیک می بینم تو را آخر
همان وقتی که می میرم، عجب می میرمِ خوبی
 
سید حمید رضا برقعی


[ چهارشنبه 5 فروردین 1394  ] [ 11:07 PM ] [ KuoroshSS ]

شبهای قبر منتظرم ایها الرئوف

 
معمار می شوی و بنای تو می شوم
مانند یک ضریح برای تو می شوم
 
قلبِ مرا به پای ضریح ات گره بزن
بیمارم و دخیلِ شفای تو می شوم
 
بالم به بام هیچ کسی پَر نمی دهد
تا یاکریم صحن و سرای تو می شوم
 
حتّی کنارِ کعبه تو را می دهم نشان
قبله تویی و قبله نمایِ تو می شوم
 
میلت اگر کشید ضمانت کنی مرا
آهوی با وفایِ . . وفایِ تو می شوم
 
روزی اگر بناست فدایِ کسی شوم
سوگند می خورم که فدایِ تو می شوم
 
ناراحتم خدای نکرده وِلم کنی
من تازه دارم از فُقرای تو می شوم
 
شبهای قبر منتظرم أیُّها الرَّئوف
بیهوده نیست اینکه گدای تو می شوم
 
دستِ مرا برای گدایی نوشته اند
رزق مرا امام رضایی نوشته اند
 
علی اکبر لطیفیان


[ چهارشنبه 5 فروردین 1394  ] [ 2:38 AM ] [ KuoroshSS ]

باز از دوریت افتاده به کارم گره ها

 
باز هم در به در شب شدم ای نور سلام
باز هم زائرتان نیستم از دور سلام
با زبانی که به ذکرت شده مأمور سلام
به سلیمان برسد از طرف مور سلام
 
کاش سمتِ حرمت باز شود پنجره ها
باز از دوریت افتاده به کارم گره ها
 
ننوشته ست گنهکار نیاید به حرم
پس بیایید اگر خوب و اگر بد به حرم
برسد خواهش این ناله ی مُمتَد به حرم
زود ما را برسانید به مشهد به حرم
 
مست از آنیم که از باده به خُم آمده ایم
ما سفارش شده ایم از ره قم آمده ایم
 
یاد دادید به ما رنج کشیدن زیباست
پس از این فاصله تا طوس دویدن زیباست
پابرهنه شدن و جامه دریدن زیباست
بعد هم پای ضریحِ تو رسیدن زیباست
 
پیچش قافله ی ما که به سوی نور است
رگه ای در دلِ فیروزه ی نیشابور است
 
چه خبر در حرم ضامن آهو شده است
صحن ها بیشتر از پیش چه خوش بو شده است
طرفِ پنجره فولاد هیاهو شده است
باز یک چشمه از آن لطف و کرم رو شده است
 
مادری گریه کنان ذکرِ رضا می گیرد
دست و پای فلجی باز شفا می گیرد
 
با شفا از تو چه زیبا شده بیمار شدن
به تو وابسته شدن با تو گرفتار شدن
کار من هست فقط گرمیِ بازار شدن
گرچه در باوَرِ من نیست خریدار شدن
 
یوسفم باش بدون تو کجا برگردم
من برایت دو سه تا بیت کلاف آوردم
 
تو خودت خواسته ای دار و ندارم باشی
کاش لطفی کنی و آخرِ کارم باشی
مردِ سلمانی تو باشم و یارم باشی
لحظه ی مرگ بیایی و کنارم باشی
 
قول دادی به همه پس به خدا می آیی
هر که یک بار بیاید تو سه جا می آیی
 
مجید تال


[ سه شنبه 4 فروردین 1394  ] [ 7:32 PM ] [ KuoroshSS ]