تاريخ : شنبه 20 تیر 1394  | 4:11 AM | نویسنده : LoverMohamad
دیدار ذوالقرنين با مرد الهى

 ذوالقرنين كه خداوند تبارك و تعالى در قرآن نام برده است: قالوا يا ذاالقرنين ان ياجوج و ماجوج مفسدون فى الارض‏(1)

 

شيخ صدوق داستانى جالبى را حكايت مى ‏كند كه ذوالقرنين با لشگر فراوانى از بيابان عبور مى ‏كرد مردى را ديد مشغول نماز است و به عظمت ذوالقرنين توجهى نكرد ذوالقرنين از بزرگى روح او تعجب كرد پس از تمام شدن نمازش به او گفت: چگونه با ديدن بزرگى دستگاه من نترسيدى و به حال تو تغيير پيدا نشد.

 

 

عرضه داشت: با كسى مشغول مناجات بودم كه قدرت و لشگرش بي نهايت است ترسيدم از او منصرف شوم و به تو متوجه گردم از عنايتش محروم گردم و ديگر دعايم را اجابت ننمايد.

 

ذوالقرنين فرمود: اگر همراه من بيايى تمام خواسته‏ هايت را اجابت مى ‏كنم پير مرد گفت: من حاضرم همه جا با تو باشم به شرط آن كه چهار چيز براى من ضمانت كنى:

اول: سلامتى كه دارم هيچ وقت مريض نشوم.

دوم: نعمتى كه دارم هميشه باشد زوال نداشته باشد.

سوم: قدرتى كه دارم پيرى در او ديده نشود.

چهارم: حياتى كه دارم مرگ نداشته باشد.

 

مرد گفت: پس من از كسى كه تمام امور در تحت قدرت او است دست بر نمى ‏دارم و به شخص مثل خودم عاجز و محتاج است تكيه نمايم.

 

ذوالقرنين گفت: كدام مخلوق بر اينها توانا است.

پير مرد گفت: پس من همراه آنم كه توانا است يعنى پيروى خدا مى ‏روم(2).

 

ايمان هر چه قوى باشد بخدا نزديكتر مى ‏شود گناه از ضعف ايمان است انسانى هست براى هزار تومان يك دروغ مى‏ گويد انسان ديگرى است براى ده هزار تومان يك دروغ مى ‏گويد نفر ديگر است يك صد هزار تومان نفسش باشد دروغ مى ‏گويد.

 

اما شخصى هم پيدا مى ‏شود يك ميليون هم بدهيد بلكه ميليونها نفع داشته باشد خلاف نمى ‏گويد و مخالف امر خدا انجام نمى ‏دهد يعنى: امر خدا را مهمتر از همه چيز مى‏ داند مثل: ابوذر (رضى الله عنه) كه درباره آن گفته شده آسمان سايه نيفكند و زمين سنگينى را برنداشته از ابى ذر راستگوتر اين عمل نيست مگر ايمان در حد اعلاء نسبت بخداوند تبارك و تعالى. .

 

 

 

1- سوره 18 آيه 94

 

 

امالى شيخ صدوق ص 170



نظرات 0
تاريخ : شنبه 20 تیر 1394  | 4:06 AM | نویسنده : LoverMohamad
رعايت حق رمضان‏
اگر انسان موفّق شود قلب را از انديشه گناه پاك و مطهّر نگاه دارد بهتر از آن است كه فقط شكم را از خوردن و آشاميدن باز دارد.

ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : شنبه 20 تیر 1394  | 4:01 AM | نویسنده : LoverMohamad
ارزش روزه و روزه دار
روزه روان خودداری حواس پنجگانه است از گناه و پاک داشتن دل از تمام عوامل شر، و روزه‌ی دل نیکوتر است از روزه‌ زبان و روزه زبان بهتر است از روزه شکم.

ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : شنبه 20 تیر 1394  | 3:40 AM | نویسنده : LoverMohamad
تندخوانی جزء بیست و سوم قرآن + دانلود


تلاوت تحدیر جزء 23 قرآن کریم توسط «معتز آقایی»؛ از آیه 28 سوره «یس» تا آیه 31 سوره «زمر» - طول فایل: 33:35


از امام هشتم (علیه السلام ) روایت هست كه فرموده اند:

 

"الحسنات فى شهر رمضان مقبولة ، والسیئات فیه مغفورة ، من قرا فى شهر رمضان آیة من كتاب الله عزوجل كان كمن ختم القرآن فى غیره من الشهور،

 

نیكى ها در ماه رمضان پذیرفته ، و بدیها در آن آمرزیده است ، كسى كه در ماه رمضان آیه اى از كتاب خداوند بخواند همانند كسى است كه در ماههاى دیگر قرآن را ختم كرده

 

تحدیر یا همان تندخوانی جزء بیست و سوم برای روز بیست و سوم ماه مبارک رمضان را می توانید از لینک زیر با حجم کم دانلود کنید.

 


صوت/ تندخوانی (تحدیر) جزء بیست و سوم قرآن کریم ـ دانلود




نظرات 0
تاريخ : شنبه 20 تیر 1394  | 3:37 AM | نویسنده : LoverMohamad
دعای روز بیست و سوم ماه رمضان + صوت و پوستر
دعای روز بیست و سوم ماه مبارک رمضان به شرح زیر است:

 

اَللّهُمَّ اغْسِلْنى فیهِ مِنَ الذُّنُوبِ وَطَهِّرْنى فیهِ مِنَ الْعُیُوبِ

خدایا شستشویم ده در این ماه از گناهان و پاکم کن در آن از عیبها

 وَامْتَحِنْ قَلْبى فیهِ بِتَقْوَى الْقُلُوبِ یا مُقیلَ عَثَراتِ الْمُذْنِبینَ

و آزمایش کن در آن دلم را به پرهیزکارى دلها اى نادیده گیرنده لغزشهاى گنهکاران

 


صوت/ دعای روز بیست و سوم ماه رمضان ـ دانلود

 


تصویر/ پوستر دعای روز 23 ماه رمضان

 

ا


نظرات 0
کار شایسته ماه عسل/ برگی جدید از حماقت هتاکان به قرآن +فیلم

اگرچه اسلام‌هراسی و علل شکل‌گیری آن به مدت ها قبل از حادثه 11 سپتامبر و چه بسا به بیش از هزار سال پیش باز می‌گردد، اما تردیدی نیست که حادثه 11 سپتامبر و موج سیاسی، امنیتی و تبلیغاتی عظیمی که متأثر از آن ایجاد شد، تاثیرات شگرفی بر چگونگی نگرش به مسلمانان در غرب و نحوه تعامل با آنان در جوامع غربی بر جای گذاشت.

موج اسلام‌هراسی گسترده و برنامه‌ریزی شده از آن پس در قالب‌ها و شکل‌های مختلف رسمی و غیررسمی بروز یافت و ضمن ترسیم چهره‌ای مشوّش از اسلام و مسلمانان، محدودیت‌ها و فشارهای روانی و قانونی بسیاری را بر اقلیت‌های مسلمان ساکن کشورهای غربی تحمیل نمود. موجی که هر چندوقت یکبار با یک حادثه ای دوباره تقویت می شود؛ حوادثی از جنس کاریکاتور شنیع شارلی ابدو ، قرآن سوزی کشیش تری جونز ، حادثه چپل هیل و موارد بسیار دیگر.

در این بین، تحلیل ها و تفسیرهای بسیاری از این رویکرد انجام شده که هنوز هم جای کار بسیار دارد. در همین راستا برنامه "ماه عسل" در اقدامی شایسته تقدیر، از آقای "عباس لاجوردی" دعوت کرد تا مستنداتش را در این برنامه رونمایی کند. مستنداتی که حرفهای جدید برای گفتن داشت حرفهایی از جنس حقیقت که وجب ها روی آن غبار غفلت و نادانی گرفته است. ضمن اینکه این مستند را برایتان قرار می دهیم به دو نکته بسیار جالب در این مستند کوتاه اشاره می کنیم:

نخست اینکه، کمترین توقع مخاطبان و همه کسانی که خبر هتاکی و اهانت به مقدسات اسلام به گوششان می رسد این است که اینگونه اقدامات حداقل بعداز بررسی کوتاه و سطحی تعالیم اسلام باشد! اما دریغ! دریغ از کمترین تعقل و تفکری در دستورات اسلام!.

در این مستند تری جونز، کشیش افراطی و هتاک مسیحی که اقدام شنیع قرآن سوزی را انجام داده بود در مقابل سوال مستندساز ایرانی آقای عباس لاجوردی که می پرسد: "آیا تا به حال قرآن را خوانده اید؟" تعجب کرده و پاسخ می دهد"خیر من تا به حال قرآن را نخواندم!!!" اعترافی عجیب که از اوج ساده لوحی و حماقت و عمق اندک نگاه او خبر می دهد. این جمله چنان باید در بوق و کرنا شود تا چه بسا پژواکی از آن به گوش گول خوردگان این جوسازی های غربی برسد. سخنی که شاید با همت کاربران فضای مجازی به پر شیرترین جمله تبدیل شود.

و اما نکته دیگر مربوط به جمله ای است که پشت این کشیش هتاک نوشته شده است: "من هرآنچه از اسلام نیاز بود بدانم از حادثه یازده سپتامبر فهمیدم!" جمله ای که وقتی با سخنش کنار هم می گذاریم به نقش این فرد ساده لوح در حد یک عروسک خیمه شب بازی پی می بریم. نقشی که حاصل بذری است که دسیسه های اسلام هراسی غرب سالها پیش کاشته اند و الان از محصولات آن سودجویی می کنند. و باید اعتراف کرد که چنان این تبلیغات مسموم غرب در این زمینه موثر بوده که توانسته فضایی غبار آلود ایجاد کند به نحوی که افراد را از کمترین تفکر و تعقلی دور کند.

در پایان لازم است بدانیم آن زمینی که در آن می توانند تخم کینه و هراس از اسلام را بکارند و در فضای آلوده آن میوه های اقدامات مسلمان ستیزی و تروریستی برداشت کنند چیزی نیست جز "جهالت، غفلت و بی اطلاعی". مسأله ای که می تواند بستر خوبی را برای ایجاد ذهنیت های غیر واقعی از اسلام عزیز فراهم کند.

عنصری که دستمایه پیشبرد تبلیغات دشمن واقع شده و می تواند بسیار خطرناک باشد. اینجاست که حقیقتا به عمق نگاه رهبر عزیزمان پی می بریم آنجا که در نامه اخیرشان به جوانان اروپایی به خوبی به مقابله با این شگرد راهبردی دشمن پرداخته و همگان را به مطالعه و شناخت اسلام از منابع دست اول آن یعنی قرآن دعوت می کنند. دعوتی که می تواند با همت مسئولان و افراد جامعه مسلمانان تا حد زیادی غبار نادانی را از ذهن های پاک بزداید.


ویدئو/ مستند سوال و جواب از کشیش هتاک "تری جونز" ـ دانلود



نظرات 0
تاريخ : جمعه 19 تیر 1394  | 8:03 AM | نویسنده : LoverMohamad
آیا نباید بحث حق الناس بیشتر از بحث حجاب باشد؟

سوال:


فکر می کنم در قران بیش از دو آیه در مورد حجاب نیامده ولی در باره حق الناس بیش از 300 آیه آمده است پس چرا اهمیتی که به مساله حق الناس داده می شود در ست برعکس است و در جامعه بیشتر روی این مساله بحث و تاکید می شود؟


جواب:



با سلام

اولا: چندین آیه از سوره نور و احزاب و دیگر سور در مورد حجاب آمده که مطالب بسیار مهمی را در بر دارد.

ثانیا: هر دو مسأله ای که ذکر کرده اید مهم است و مهم بودن رعایت حق الناس از اهمیت مسأله ی حجاب نمی کاهد به عنوان مثال وقتی در روایات آمده غیبت از زنا بسیار بدتر است به این معنا نیست که زنا امری کم اهمیت است.

لذا حتی اگر تنها یک آیه هم در باره ی حجاب آمده بود مجوز برای زیر پا گذاشتن آن آیه نبود.

ثالثا: حجاب نیز حق الناس است. لذا اینکه فرمودید بیشتر توجه می شود، که انشاء الله چنین باشد، به خاطر این است که بی حجابی و بد حجابی ریشه ی بسیاری از فسادها و گناه های دیگر است. بی حجاب، نه تنها خود را بلکه تمام جامعه را به فساد و تباهی می کشاند.

بنابر این بی حجابی تنها جنبه ی گناه فردی ندارد بلکه حق الناس هم محسوب می شود.

شاید بی حجاب بتواند بگوید که من میخواهم با شرمساری و کوله باری از گناه و تاریکی به استقبال عذابی بروم که کوهها هم طاقت تحمل آن را ندارند، اما نمی توان اجازه داد که زندگی دنیا و آخرت دیگر افراد اجتماع را تهدید کند.

ضمنا وقتی گناهی علنی شد باید همه ی مؤمنان به وظیفه ی امر به معروف و نهی از منکر خود عمل کنند تا با آن گناه و عذاب آن شریک نباشند. نکته دیگر این که باید دید در یک اجتماع چه خلافی رواج دارد و جلوی آن را گرفت که برای آن جامعه مسآله ی مهم همان است.

منبع: کتاب حجاب شناسی (پرسمان حجاب)، حسین مهدی‌زاده



نظرات 0
تاريخ : جمعه 19 تیر 1394  | 7:38 AM | نویسنده : LoverMohamad
عاملی برای عزت دنیا و آخرت
آنکه خود را شناخت، سزاوار است با قناعت و عفت همراه باشد.» درک عظمت نفس و تعلق آن به عالم ملکوت، بی نیازی و بی رغبتی به امور دنیا را در پی دارد.

ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : جمعه 19 تیر 1394  | 7:36 AM | نویسنده : LoverMohamad
نخستین سرچشمه گناه و معصیت

هنگامی که حرص بر انسان غلبه می‌کند، حتی نسبت به برادر ضعیف و ناتوان خود مرتکب ظلم فاحش می‌شود که هر انسان با وجدانی آن را نکوهش می‌کند. حرص بر مال دنیا، حد و مرزی نمی‌شناسد و انسان را به بدترین ظلم و ستم‌ها وادار می‌کند.

گرداب هلاکت و نیستی!

بعضی‌ها، هدفشان در زندگی، فقط خوردن و خوابیدن است؛ منتظرند ببینند چه پیش می‌آید؛ نه به فردای مادی‌شان می‌اندیشند و نه به فردای آخرت‌شان؛ اهل حزب بادند! هر دم گرفتار هوسی‌اند كه به دلشان چنگ می‌زند؛ فراتر از آن را نه می‌بینند و نه می‌خواهند كه ببینند! نه گوش‌هایشان می‌شنود؛ نه چشم‌هایشان می‌بیند و نه اندیشه‌شان تكاپویی دارد! اینان، گمراه‌اند و غفلت‌زده ... «وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنّمَ كَثیرًا مِنَ الْجِنّ‏ِ وَ اْلإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أعْینٌ لا یبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَاْلأنْعامِ بَلْ هُمْ أضَلّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ»(1)...

انسان‌ها گرفتار در گرداب رفاه و راحت‌طلبی که دل‌هاشان اسیر در قفس تنگ آسوده‌خواهی است، راه را بر درست اندیشیدن بسته‌اند؛ آنقدر در دنیا و مافیهایش دست و پا زده‌اند كه از یاد برده‌اند برای چه آمده‌اند و به كجا می‌روند ...

ز كجا آمده‌ام، آمدنم بهر چه بود

به كجا می‌رود آخر ننمایی وطنم

فزون‌خواهی و حرص بیش از اندازه و طمع، موجب می‌شود آدمی از آن‌چه دارد، لذت نبرد و از سویی همواره در جست‌وجوی آنچه دور از دسترس اوست، تلاش بیهوده کند و از سوی دیگر، از آنچه دارد، به خوبی بهره‌مند نگردد. این‌گونه است که انسان حریص، ذلت و خواری را به خود می‌پذیرد و از عزت و کرامت و شرافت دور می‌شود؛ برای گردآوری بیشتر مال و زراندوزی، خود را به ذلت و خواری می‌افکند و گاه چنان راه افراط را در پیش می‌گیرد که این حقارت و ذلت را نمی‌بیند: «وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَیهِ رِزْقَهُ فَیقُولُ رَبِّی أَهَانَنِ»(2)؛ زیرا از آنچه دارد، لذت و بهره نمی‌برد و همواره به دست و مال دیگران چشم دوخته است: «وَجَمَعَ فَأَوْعَى إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا» (3)

بر همین اساس است که هیچ‌گاه طعم آرامش و رستگاری را نمی‌چشد: «یوْمَ یجْمَعُكُمْ لِیوْمِ الْجَمْعِ ذَلِكَ یوْمُ التَّغَابُنِ وَمَن یومِن بِاللَّهِ وَیعْمَلْ صَالِحًا یكَفِّرْ عَنْهُ سَیئَاتِهِ وَیدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ». (4)

پی‌نوشت ها:

1. اعراف: 179.

2. فجر: 16.

3. معارج: 19 ـ 18.

4. حشر: 9.



نظرات 0
تاريخ : جمعه 19 تیر 1394  | 7:33 AM | نویسنده : LoverMohamad
عملی برای بهشتی شدن در شب قدر
شب بیست‌وسوم ماه مبارک رمضان یکی از بافضیلت‌ترین شب‌های ماه مبارک رمضان است.

در این شب اعمالی همچون غسل، شب‌ زنده‌داری، خواندن زیارت امام حسین(ع)، خواندن 100 رکعت نماز و دعای جوشن کبیر، توبه، قرآن به سرگذاشتن و تلاوت قرآن کریم سفارش شده است اما در این میان تلاوت قرآن کریم به ویژه خواندن سوره‌های مبارکه «یس، روم، دخان و عنکبوت» و همچنین تلاوت هزار بار سوره مبارکه «قدر» مورد تأکید بسیاری قرار دارد.


پاداش بهشت، برای تلاوت سوره های روم و عنکبوت در شب قدر

پرسش:


حدیثی از امام صادق نقل شده که می فرماید: هر کس سوره روم و عنکبوت را در شب قدر بخواند به بهشت می رود. چطور ممکن است با صرف قرائت نیم ساعته این دو سوره، کسی به بهشت برود؟!

پاسخ:

متن حدیث چنین است:

عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ قَرَأَ سُورَةَ الْعَنْكَبُوتِ وَ الرُّومِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ لَيْلَةَ ثَلَاثَةٍ وَ عِشْرِينَ فَهُوَ وَ اللَّهِ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ لَا أَسْتَثْنِي فِيهِ أَبَداً وَ لَا أَخَافُ أَنْ يَكْتُبَ اللَّهُ عَلَيَّ فِي يَمِينِي إِثْماً وَ إِنَّ لِهَاتَيْنِ السُّورَتَيْنِ مِنَ اللَّهِ مَكَانا (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال،ص 109)

ابو بصير روايت كرده كه امام صادق عليه السّلام فرمود: كسى كه سوره عنكبوت و روم را در شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان تلاوت كند _ به خدا سوگند اى‏ ابا محمد _ كه او اهل بهشت است و هرگز از اين حكم كسى را استثنا نمى‏ كنم، و بيمى از آن ندارم كه خداوند به خاطر اين سوگند، گناهى در نامه اعمال من ثبت كند و بدرستى كه قدر و منزلت اين دو سوره در نزد خداوند، والاست.

این حدیث شریف را با آیاتی که ذکر می شود توضیح می دهم، توجه بفرمایید؛ ان شاء الله مطلب روشن می شود:

1) هر کس در گرو اعمال خویش است:

كُلُّ امْرِئٍ بِما كَسَبَ رَهينٌ (طور/21)
هر كس در گرو اعمال خويش است

2) هر کس بدی کند، جزایش را خواهد دید:

مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلا يُجْزى‏ إِلاَّ مِثْلَها... (غافر/40)
هر كس بدى كند، جز به مانند آن كيفر داده نمى‏ شود

3) تداوم ایمان و عمل صالح، شرط ورود در بهشت است:

وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا يُظْلَمُونَ نَقيراً (نساء/124)
و كسى كه چيزى از اعمال صالح را انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالى كه ايمان داشته باشد، چنان كسانى داخل بهشت مى‏شوند و كمترين ستمى به آنها نخواهد شد

...وَ مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فيها بِغَيْرِ حِسابٍ (غافر/40)
...و هر كس كار شايسته‏ اى انجام دهد -خواه مرد يا زن- در حالى كه مؤمن باشد آنها وارد بهشت مى‏ شوند و در آن روزى بى‏ حسابى به آنها داده خواهد شد

4) در آیات بسیاری ایمان با عمل صالح همراه شده، یعنی این دو لازم و ملزوم یکدیگرند:

وَ أُدْخِلَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ تَحِيَّتُهُمْ فيها سَلامٌ (ابراهیم/23)
و كسانى را كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، به باغهاى بهشت وارد مى‏كنند باغهايى كه نهرها از زير درختانش جارى است به اذن پروردگارشان، جاودانه در آن مى‏مانند و تحيّت آنها در آن، «سلام» است.

إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ كانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلاً (کهف/107)
امّا كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند، باغهاى بهشت برين محل پذيرايى آنان خواهد بود

إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا (مریم/96)
مسلّماً كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده ‏اند، خداوند رحمان محبّتى براى آنان در دلها قرار مى‏ دهد


بنابراین تداوم ایمان و عمل صالح شرط ورود در بهشت است و کسی که اهل ایمان است، به طور طبیعی اهل عمل صالح نیز هست. البته توبه و شفاعت هم از اسباب آمرزش گناهان و عامل ورود در بهشت است، اما همانطور که می دانیم برای درک شفاعت، شفاعت شونده باید آمادگی و سنخیت و لیاقت لازم را در خود فراهم نماید و اگر هم توبه نموده، توبه اش واقعی و از سر اخلاص باشد (که در تاپیک های مربوط به خودشان کاملا شرح داده شده اند).

نتیجه اینکه: وقتی امام سوگند یاد می کند کسی که سوره های روم و عنکبوت را در شب 23 ماه مبارک بخواند وارد بهشت می شود، منظور حضرت صرف قرائت نیم ساعته و لقلقه زبانی قاری نیست زیرا در روایات دیگر داریم که:

عَنِ النَّبِيِّ ص قَالَ كَمْ مِنْ قَارِئٍ لِلْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ يَلْعَنُهُ (مستدرک الوسائل، ج 4، ص 250)
از پیامبر روایت شده که فرمود: چه بسا قاری قرآنی که قرآن او را لعنت می کند

جَاءَ فِي الْحَدِيثِ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ مَا آمَنَ بِالْقُرْآنِ مَنِ اسْتَحَلَّ مَحَارِمَه‏ (مستدرک الوسائل، ج 4،ص 250)
از پیامبر روایت شده که فرمود: به قرآن ایمان نیاورده کسی که حرام های آن را حلال شمارد [یعنی گناه کند]

خود قرآن هم می فرماید: اهل ستم از من بهره ای ندارند:

وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لا يَزيدُ الظَّالِمينَ إِلاَّ خَساراً (اسراء/82)
و از قرآن، آنچه شفا و رحمت است براى مؤمنان، نازل مى‏ كنيم و ستمگران را جز خسران (و زيان) نمى‏ افزايد

با توجه به این مطالب، به طور طبیعی منظور امام کسی خواهد بود که تداوم ایمان و عمل صالح را در خود حفظ نماید و این توشه ذخیره شده را تا پایان راه با خود به همراه آورد و با گناه آن را باطل ننماید، چرا که برخی گناهان موجبات حبط و نابودی اعمال را فراهم می کنند که نمونه قرآنی اش منت و آزار است:

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى‏... (بقره/264)
اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! بخشش هاى خود را با منت و آزار، باطل نسازيد...

گفتگوی دینی



نظرات 0
تاريخ : جمعه 19 تیر 1394  | 7:32 AM | نویسنده : LoverMohamad
اعمال مخصوص شب بیست و سوم

شب قدر، شبی است که در تمام سال هیچ شبی به فضیلت آن نمی رسد و عمل در آن بهتراز عمل در هزار ماه است. دراین شب برنامه های یک سال هر کس مقدر می گردد . درشب قدر ملائکه و روح که اعظم ملائکه است به اذن پروردگار، خدمت امام زمان علیه السلام مشرف می شوند و مقدرات هر کس را به امام عرضه می دارند.

اعمال شب قدر به دو گونه اعمال مشترک و اعمال مخصوص تقسیم می شود.


اعمال مشترک شبهای قدر:


1- مقارن غروب آفتاب شب قدر غسل شود.

2- دورکعت نماز اقامه شود، در هر رکعت بعد از حمد ، هفت مرتبه سوره توحید خوانده شود. بعد از نماز هفتاد بارذکر " استغفرالله و اتوب الیه" گفته شود .

3- قرآن به سرگرفتن و به خدا را به چهارده مصوم سوگند دادن .

4- زیارت امام حسین علیه السلام .

5- احیای این شبها .

6- اقامه صد رکعت نماز به صورت دورکعتی وافضل آن است که درهر رکعت بعد از حمد ، ده مرتبه سوره توحید خوانده شود.

7- دعایی از امام زین العابدین علیه السلام که درمفاتیح الجنان آمده است . اللهم انی امسیت لک عبداً...

8- قرائت دعای جوشن کبیر.

9- طلب آمرزش از خدای متعال . و در خواست از خدا جهت نیازهای دنیا و آخرت .

10- ذکر گفتن و صلوات بر محمد وآل محمد علیهم السلام.


اعمال مخصوص شب بیست و سوم:


1- تلاوت سوره های عنکوبت و روم که امام صادق علیه السلام فرمود: که تلاوت کنند ه این دو سوره دراین شب از اهل بهشت است .

2- قرائت سوره های ... .

3- هزار مرتبه سوره قدر .

4- خواندن و تکرار دعای اللهم کن لولیک حجة ابن الحسن ... .

5- دعای اللهم امددلی فی عمری واوسع لی فی رزقی ... .

6- تلاوت قرآن کریم به هر مقدار که توانستی .

7- دعاوی " یا باطنا فی ظهوره و یا ظاهراً فی بطونه... .

مفاتیح الجنان



نظرات 0
تاريخ : جمعه 19 تیر 1394  | 7:30 AM | نویسنده : LoverMohamad
فضلیت حضور در مسجد کوفه

اميرمؤمنان (علیه‌السلام) درباره فضلیت حضور در مسجد کوفه فرموده اند: «خداوند، فضيلتى به شما ارزانى داشته كه به ديگران نداده است و آن، مصلّاى شماست كه خانه آدم و نوح و ادريس عليهم‌‏السلام و محلّ نماز ابراهيم خليل و برادرم خضر عليهم‌السلام و نيز نمازگاه من است».


امام علی (علیه‌السلام): زمانى فرا خواهد رسيد كه مسجد کوفه محلّ نماز يكى از فرزندانم، مهدى، و نمازگاه همه مؤمنان شود و هيچ مؤمنى بر روى زمين باقى نمى‏‌ماند، مگر اين كه در آن مسجد است و يا دل‏بسته اوست.

اَصبغ بن نُباته می‌گوید: روزی پيرامون اميرمؤمنان علیه‌السلام، در مسجد كوفه نشسته بوديم كه فرمود: «اى كوفيان! خداوند، فضيلتى به شما ارزانى داشته كه به ديگران نداده است و آن، مصلّاى شماست كه خانه آدم و نوح و ادريس عليهم‌‏السلام و محلّ نماز ابراهيم خليل و برادرم خضر عليهم‌السلام و نيز نمازگاه من است.

اين مسجد، از جمله چهار مسجدى است كه خداوند عزوجل آنها را براى اهل مسجد، برگزيده است و گويا من آن را همانند مُحرمى در دو جامه سپيد مى‏بينم كه در روز رستاخيز، آورده شده است كه اهل خود و كسانى را كه در آن نماز مى‌‏گزارند، شفاعت مى‏‌كند و شفاعتش هم رد نمى‏‌شود و روزگارى خواهد آمد كه حجر الأسود درآن نصب مى‏‌شود.

بى‏ ترديد ، زمانى فرا خواهد رسيد كه آن جا محلّ نماز يكى از فرزندانم ، مهدى ، و نمازگاه همه مؤمنان شود و هيچ مؤمنى بر روى زمين باقى نمى ‏ماند ، مگر اين كه در آن مسجد است و يا دل‏بسته اوست.

پس آن را وا مگذاريد و با نماز خواندن در آن، به خداى عز و جل نزديك شويد، و براى برآمدن نيازهايتان، بِدان رو كنيد كه اگر مردم بركت آن را بدانند، اگر چه چهار دست و پا بر روى برف و يخ، از هر سو بدان روى مى‌آورند.



متن حدیث:

كتاب من لا يحضره الفقيه عن الأَصبَغ بن نُباتة:

بَينا نَحنُ ذاتَ يَومٍ حَولَ أميرِالمُؤمِنينَ عليه ‏السلام في مَسجِدِ الكوفَةِ ، إذ قالَ:

يا أهلَ الكوفَةِ ، لَقَد حَباكُمُ اللّه‏ُ عَزَّوجَلَّ بِما لَم يَحبُ بِهِ أحَدا مِن فَضلٍ : مُصَلّاكُم بَيتُ آدَمَ ، وبَيتُ نوحٍ ، وبَيتُ إدريسَ ، ومُصَلّى إبراهيمَ الخَليلِ ، ومُصَلّى أخِيَ الخِضرِ عليهم ‏السلام ، ومُصَلّاي ، وإنَّ مَسجِدَكُم هذا لَأَحَدُ الأَربَعَةِ المَساجِدِ الَّتِي اختارَهَا اللّه‏ُ عَزَّوجَلَّ لِأَهلِها ، وكَأَنّي قَد اُتِيَ بِهِ يَومَ القِيامَةِ في ثَوبَينِ أبيَضَينِ يَتَشَبَّهُ بِالمُحرِمِ ، ويَشفَعُ لِأَهلِهِ ولِمَن يُصَلّي فيهِ فَلا تُرَدُّ شَفاعَتُهُ ، ولا تَذهَبُ الأَيّامُ وَاللَّيالي حَتّى يُنصَبَ الحَجَرُ الأَسوَدُ فيهِ .

ولَيَأتِيَنَّ عَلَيهِ زَمانٌ يَكونُ مُصَلَّى المَهدِيِّ مِن وُلدي ، ومُصَلّى كُلِّ مُؤمِنٍ ، ولا يَبقى عَلَى الأَرضِ مُؤمِنٌ إلّا كانَ بِهِ أو حَنَّ قَلبُهُ إلَيهِ ، فَلا تَهجُروهُ ، وتَقَرَّبوا إلَى اللّ

منبع: «من لايحضره الفقيه،ج 1 ص 231- الأمالي صدوق،ص 298 - بحار الأنوار، ج 100 ص 389 »



نظرات 0
تاريخ : جمعه 19 تیر 1394  | 6:40 AM | نویسنده : LoverMohamad
قدر لیله القدر
تمام اهمیت شب قدر به خاطر صاحب آن شب است که در هر زمان، امامِ آن زمان یا امام زمانِ آن زمان، صاحب آن شب است!

ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : جمعه 19 تیر 1394  | 6:38 AM | نویسنده : LoverMohamad
وقایع شب قدر

نزول قرآن:
ظاهر آيه شريفه «انّا انزلناه في ليلة القدر» اين است كه همه قرآن در شب قدر نازل شده است و چون تعبير به انزال كرده كه ظهور در يكپارچگي و دفعي بودن دارد نه تنزيل كه ظاهر در نزول تدريجي است.

قرآن كريم به دو گونه نازل شده است:
1 ـ نزول يكباره در يك شب معين.
2 ـ نزول تدريجي در طول بيست و سه سال نبوّت پيامبر اكرم(ص).


آياتي چون «قرانا فرقناه لتقرأه علي الناس علي مكث ونزلناه تنزيلا»(11) نزول تدريجي قرآن را بيان مي‏كند.


در نزول دفعي (و يكپارچه)، قرآن كريم كه مركب از سوره ‏ها و آيات است يك دفعه نازل نشده است بلكه بصورت اجمال همه قرآن نازل شده است چون آياتي كه درباره وقايع شخصي و حوادث جزيي نازل شده ارتباط كامل با زمان و مكان و اشخاص و احوال خاصه‏اي دارد كه درباره آن اشخاص و آن احوال و در آن زمان و مكان نازل شده و معلوم است كه چنين آياتي درست در نمي‏آيد مگر اينكه زمان و مكانش و واقعه‏اي كه درباره اش نازل شده رخ دهد به طوري كه اگر از آن زمان‏ها و مكان‏ها و وقايع خاصه صرف نظر شود و فرض شود كه قرآن يك باره نازل شده، قهرا موارد آن آيات حذف مي‏شود و ديگر بر آنها تطبيق نمي‏كنند، پس قرآن به همين هيئت كه هست دوبار نازل نشده بلكه بين دو نزول قرآن فرق است و فرق آن در اجمال و تفصيل است. همان اجمال و تفصيلي كه در آيه شريفه «كتاب احكمت اياته ثم فصّلت من لدن حكيم خبير»(12) به آن اشاره شده است. و در شب قدر قرآن كريم به صورت اجمال و يكپارچه بر پيامبر اكرم(ص) نازل شد و در طول بيست و سه سال به تفصيل و به تدريج و آيه به آيه نازل گرديد.


2 ـ تقدير امور:
خداوند متعال در شب قدر حوادث يك سال آينده را از قبيل مرگ و زندگي، وسعت يا تنگي روزي، سعادت و شقاوت، خير و شرّ، طاعت و معصيت و... تقدير مي‏كند.


در آيه شريفه «انا انزلناه في ليلة القدر»(13) كلمه «قدر» دلالت بر تقدير و اندازه ‏گيري دارد و آيه شريفه «فيها يفرق كل امر حكيم»(14) كه در وصف شب قدر نازل شده است بر تقدير دلالت مي‏كند. چون كلمه «فرق» به معناي جدا سازي و مشخص كردن دو چيز از يكديگر است. و فرق هر امر حكيم جز اين معنا ندارد كه آن امر و آن واقعه‏اي كه بايد رخ دهد را با تقدير و اندازه گيري مشخص سازند. امور به حسب قضاي الهي داراي دو مرحله ‏اند، يكي اجمال و ابهام و ديگري تفصيل. و شب قدر به طوري كه از آيه «فيها يفرق كل امر حكيم» برمي‏ آيد شبي است كه امور از مرحله اجمال و ابهام به مرحله فرق و تفصيل بيرون مي ‏آيند.


3 ـ نزول ملائكة و روح:
بر اساس آيه شريفه «تنزّل الملئكة والروح فيها باذن ربهم من كل امر»(15)، ملائكة و روح در اين شب به اذن پروردگارشان نازل مي‏شوند. مراد از روح آن روحي است كه از عالم امر است و خداي متعال درباره ‏اش فرموده است «قل الرّوح من امر ربي»(16). در اين كه مراد از امر چيست؟ بحث‏هاي مفصلي در تفسير شريف الميزان آمده است كه به جهت اختصار مبحث به دو روايت در مورد نزول ملائكة و اينكه روح چيست بسنده مي‏شود.


الف: پيامبر اكرم(ص) فرمود: وقتي شب قدر مي‏شود ملائكه‏اي كه ساكن در «سدرة المنتهي» هستند و جبرئيل يكي از ايشان است نازل مي‏شوند در حالي كه جبرئيل به اتفاق سايرين پرچم‏هايي را به همراه دارند.


يك پرچم بالاي قبر من، و يكي بر بالاي بيت المقدس و پرچمي در مسجد الحرام و پرچمي بر طور سينا نصب مي‏كنند و هيچ مؤمن و مؤمنه‏اي در اين نقاط نمي‏ ماند مگر آنكه جبرئيل به او سلام مي‏كند، مگر كسي كه دائم الخمر و يا معتاد به خوردن گوشت خوك و يا زعفران ماليدن به بدن خود باشد(17).


ب: از امام صادق عليه‏السلام در مورد روح سؤال شد. حضرت فرمودند: روح از جبرئيل بزرگتر است و جبرئيل از سنخ ملائكة است و روح از آن سنخ نيست مگر نمي‏بيني خداي تعالي فرموده: «تنزل الملئكة والرّوح» پس معلوم مي‏شود روح غير از ملائكة است(18).


4 ـ سلام و امنيت:
قرآن كريم در بيان اين ويژگي شب قدر مي‏فرمايد: «سلام هي حتي مطلع الفجر»(19). كلمه سلام و سلامت به معناي عاري بودن از آفات ظاهري و باطني است. و جمله «سلام هي» اشاره به اين مطلب دارد كه عنايت الهي تعلّق گرفته است به اين كه رحمتش شامل همه آن بندگان بشود كه به سوي او روي مي‏آورند و نيز به اينكه در خصوص شب قدر باب عذابش بسته باشد. به اين معنا كه عذابي جديد نفرستد. و لازمه اين معنا اين است كه در اين شب كيد شيطان‏ها هم مؤثر واقع نشود چنانكه در بعضي از روايات نيز به اين معنا اشاره شده است.


البته بعضي از مفسّرين گفته ‏اند: مراد از كلمه «سلام» اين است كه در شب قدر ملائكة از هر مؤمن مشغول به عبادت بگذرند، سلام مي‏دهند.

پی نوشتها:
1 ـ دخان / 3 .
2 ـ بقره / 185 .
3 ـ قدر / 1 .
4 ـ ر. ك. مجمع البيان، ج 10، ص519 .
5 ـ ر.ك. تفسير الدر المنثور، ج6 .
6 ـ دخان / 6 .
7 ـ قدر / 4 .
8 ـ بقره / 185 .
9 ـ تفسير البرهان، ج4، ص488، ح26 .
10 ـ فروع كافي، ج4، ص157، ح4.
11 ـ اسراء / 106 .
12 ـ هود / 1.
13 ـ قدر / 1.
14 ـ دخان / 6 .
15 ـ قدر / 4 .
16 ـ اسراء / 85 .
17 ـ مجمع البيان، ج10، ص520 .
18 ـ تفسير برهان، ج4، ص481، ح1.
19 ـ قدر / 5 .




نظرات 0
تاريخ : جمعه 19 تیر 1394  | 6:20 AM | نویسنده : LoverMohamad
حکم اقتدا به امام جماعت معلول

حضرت آیت‌الله العظمی خامنه ای به پرسشی درباره حکم اقتدا به امام جماعت معلول پاسخ گفته است.


متن پرسش مطرح شده وپاسخ این مرجع تقلید شیعیان بدین شرح است:

اقتدا به معلولین عزیز برای نماز در موارد زیر چه حکمی دارد؟

1. معلولینی که فاقد عضوی از اعضای بدن نیستند ولی به دلیل معیوب بودن پا، با تکیه بر عصا و دیوار می‌توانند بایستند.
2. معلولینی که فاقد بند انگشت دست یا پا و یا انگشتی از دست یا پا هستند.
3. معلولینی که همه انگشتان دست یا پا و یا هر دو آنها قطع شده است.
4. معلولینی که قسمتی از یک دست یا پا و یا هر دو را ندارند.
5. معلولینی که فاقد یکی از اعضای بدن هستند و به دلیل از کار افتادگی دست، برای وضو گرفتن نایب می‌گیرند.


ج: به‌طور کلی اگر استقرار و آرامش در قیام بصورت طبیعی وجود داشته باشد و بتواند آن را در حال قرائت حمد و سوره و ذکرهای نماز و انجام افعال آن حفظ کند و قدرت بر رکوع و سجده داشته باشد و بتواند وضوی صحیح بگیرد، اقتدای دیگران به او در نماز بعد از احراز سایر شرایط امامت جماعت صحیح است و در غیر این صورت محل اشکال است.



نظرات 0
چرا حکم وجوب صدقه دادن قبل از نجوا با پیامبر(ص)تشریع شد ؟

متن پرسش مطرح شده وپاسخ این مرجع تقلید شیعیان بدین شرح است:


پرسش : چرا حکم وجوب صدقه دادن قبل از نجوا با پیامبر(صلى الله علیه وآله)تشریع شد و بعد از مدت کوتاهى نسخ گردید؟

پاسخ اجمالی: این دستور به خاطر آن بود که گروهى از مردم مخصوصاً از اغنیا، مرتباً مزاحم پیامبر(ص) مى شدند و با او نجوا مى کردند؛ کارى که مایه اندوه دیگران و یا کسب امتیاز بى دلیلى براى اینان بود، به علاوه موجب تضییع اوقات گرانبهاى پیامبر(ص) مى شد. حکم فوق نازل گشت و آزمونى بود براى آنها و نیز کمکى به مستمندان و وسیله مؤثرى براى کم شدن این مزاحمت ها. پاسخ تفصیلی: در آیات 12 ـ 13 سوره «مجادله» مى خوانیم: (اى کسانى که ایمان آورده اید هنگامى که مى خواهید با رسول خدا نجوا، کنید پیش از آن صدقه اى در راه خدا بدهید) ؛ «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا ناجَیْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْواکُمْ صَدَقَة».


این دستور به خاطر آن بود، که گروهى از مردم مخصوصاً از اغنیا، مرتباً مزاحم پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى شدند و با او نجوا مى کردند، کارى که مایه اندوه دیگران، و یا کسب امتیاز بى دلیلى براى اینان بود، به علاوه موجب تضییع اوقات گرانبهاى پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى شد، حکم فوق نازل گشت و آزمونى بود براى آنها و نیز کمکى به مستمندان، و وسیله مؤثرى براى کم شدن این مزاحمتها.
پس از آن مى افزاید: (این براى شما بهتر و پاکیزه تر است) ؛«ذلِکَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ أَطْهَر».


اما «خیر» بودن این صدقه، هم براى متمکنان بود، زیرا موجب ثوابى مى شد، و هم براى نیازمندان، چرا که وسیله کمکى به آنها محسوب مى گشت.
و اما «اطهر» بودنش، از این نظر بود که قلوب اغنیا را از حب مال مى شست، و قلوب نیازمندان را از کینه و ناراحتى، زیرا هنگامى که نجوا از صورت مجانى در مى آمد، و نیاز به دادن صدقه اى داشت، طبعاً کمتر مى شد همان گونه که شد، و این یک نوع پاکیزه گى براى محیط فکرى و اجتماعى مسلمانان بود.


ولى، از آنجا که اگر وجوب صدقه قبل از نجوا، عمومیت مى داشت فقرا از طرح مسائل مهم یا نیازهاى خود در برابر پیامبر(صلى الله علیه وآله) به صورت نجوا محروم مى شدند، در ذیل آیه حکم صدقه را از این گروه برداشته مى فرماید: (اگر توانائى نداشته باشید، خداوند غفور و رحیم است) ؛ «فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحِیم».


و به این ترتیب، آنها که تمکن مالى داشتند دادن صدقه قبل از نجوا براى آنان واجب بود، و آنها که نداشتند، بدون آن مى توانستند با پیامبر(صلى الله علیه وآله) نجوا کنند.
جالب این که دستور فوق تأثیر عجیبى گذاشت و آزمون جالبى شد و همگى جز یک نفر، از دادن صدقه و نجوا خوددارى کردند، و او امیر مؤمنان على(علیه السلام) بود اینجا بود که آنچه لازم بود روشن شود، شد، و آنچه باید مسلمانان از این دستور بفهمند و درس گیرند، گرفتند، لذا آیه بعد نازل گردید، و این حکم را نسخ کرد فرمود: (آیا ترسیدید فقیر شوید که از دادن صدقه قبل از نجوا خوددارى کردید) ؛ «أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْواکُمْ صَدَقات».


معلوم مى شود، حبّ مال در دل شما، از علاقه به نجواى پیامبر(صلى الله علیه وآله) بیشتر است، و نیز معلوم مى شود، در این نجواها غالباً مسائل حیاتى مطرح نمى شد، و گرنه، چه مانعى داشت که این گروه، قبل از نجوا صدقه اى مى دادند و نجوا مى کردند، به خصوص این که مقدار خاصى، براى صدقه نیز تعیین نشده بود و مى توانستند با مبلغ کمى این مشکل را حل کنند.
سپس مى افزاید: (اکنون که این کار را نکردید، و خود به تقصیر خویشتن پى بردید، و خداوند شما را بخشید، و توبه شما را پذیرفت، نماز را بر پا دارید و زکات را ادا کنید، و خدا و پیامبرش را اطاعت نمائید، و بدانید خداوند از آنچه انجام مى دهید با خبر است) ؛ «فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللّهُ عَلَیْکُمْ فَأَقِیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ أَطِیعُوا اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ اللّهُ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُون».


تعبیر به «توبه» نشان مى دهد که، آنها در نجواهاى قبلى، مرتکب گناهى شده بودند، خواه به خاطر تظاهر و ریا، و یا آزار پیامبر(صلى الله علیه وآله) و یا ایذاء مؤمنان فقیر.
گرچه، در این آیه، سخنى صریحاً درباره جواز نجوا بعد از این ماجرا نیامده، ولى تعبیر آیه نشان مى دهد که حکم سابق برداشته شد.
اما دعوت به اقامه نماز و اداء زکات و اطاعت خدا و پیامبر(صلى الله علیه وآله)، به خاطر اهمیت آن است و نیز اشاره اى است به این که اگر بعد از این نجوا مى کنید، باید در مسیر اهداف بزرگ اسلامى، و در طریق اطاعت از خدا و رسول(صلى الله علیه وآله) باشد.


اما دلیل این تشریع و فسخ چه بود را به خوبى مى توان از قرائن موجود در آیه فوق و شأن نزول آن به دست آورد، هدف آزمایشى بود، براى افراد پر ادعائى که از این طریق اظهار علاقه خاصى به پیامبر(صلى الله علیه وآله)مى کردند، معلوم شد این اظهار علاقه ها تنها در صورتى است که نجوا مجانى باشد، اما هنگامى که نیاز به بذل مقدارى مال داشت، خاموش شدند.
از این گذشته، این حکم براى همیشه در مسلمانان اثر گذارد، و نشان داد تا ضرورتى نباشد، نباید وقت گرانبهاى پیامبر(صلى الله علیه وآله) و دیگر رهبران بزرگ اسلامى را با نجوا گرفت، و وسیله ناخشنودى مردم را فراهم ساخت، و در حقیقت کنترلى بود، براى نجواها در آینده.


بنابراین، حکم مزبور از آغاز جنبه موقتى داشته، و پس از آنکه هدف آن تأمین گردید، نسخ شد، زیرا ادامه آن نیز مشکلى ایجاد مى کرد، چرا که گاه مسائل ضرورى پیش مى آمد که لازم بود به طور خصوصى با پیامبر(صلى الله علیه وآله) در میان گذارده شود، چنانچه حکم صدقه باقى میماند اى بسا، این ضرورتها از دست مى رفت، و افراد یا جامعه اسلامى، زیان مى دیدند.
به طور کلى، در موارد نسخ، حکم همیشه از اول جنبه محدود و موقت داشته ، هر چند مردم از این معنى احیاناً آگاه نبوده و آن را همیشگى تصور مى کردند.


اما در این که حکم بالا، یعنى وجوب صدقه قبل از نجوا با رسول خدا(صلى الله علیه وآله)، چقدر به طول انجامید و نسخ شد؟ نقلهاى مختلفى است: بعضى آن را یک ساعت، و بعضى یکشب، و بعضى ده روز ذکر کرده اند، و ظاهر همان قول سوم است چرا که یکساعت و یکشب براى یک چنین امتحانى، هرگز کافى نبود، زیرا که مى توانستند متعذّر شوند که در این مدت کوتاه، موجبى براى نجوا پیش نیامد، ولى مدت ده روز مى تواند حقایق را روشن سازد، و زمینه اى براى ملامت و سرزنش متخلفان فراهم کند.
و اما در مورد مقدار صدقه، نه در آیه مقدارى براى آن ذکر شده، و نه در روایات اسلامى، هر چند از عمل على(علیه السلام)بر مى آید که حتى یک درهم نیز کافى بوده است.(1)

پی نوشت:

(1). گرد آوري از کتاب: تفسیر نمونه، آيت الله العظمي مکارم شيرازي،دارالکتب الإسلامیۀ، چاپ بیست و هفتم، ج 23، ص 459.



نظرات 0
تاريخ : جمعه 19 تیر 1394  | 6:16 AM | نویسنده : LoverMohamad
چه کسانی به شب قدر وارد نمی‌شوند؟

پبغمبر صلی الله علیه وآله فرمودند: ای علی! آن کسی که حلال بخورد، دینش صفا پیدا می­‌کند، قلبش رقیق می­‌شود و رقّت قلب می­‌گیرد. این روایت را می­‌توان به عنوان رمزگشایی پیامبر از اجابت یا ردّ دعا دانست.

ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : جمعه 19 تیر 1394  | 6:14 AM | نویسنده : LoverMohamad
چرا در عرفان حلقه نام خدا هم ممنوع است؟
چرا عرفان حلقه به اسامی خداوند هم روی خوش نشان نداده و حتی نام زیبای بسم اللّه الرحمن الرحیم خوانده نمی‌شود و به جایش جمله‌ی «به نام بی نام او» گفته می‌شود؟

ادامه مطلب
نظرات 0

تعداد کل صفحات : 26 :: 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26