متن پرسش مطرح شده وپاسخ این مرجع تقلید شیعیان بدین شرح است:
آيا جايز است كسى کودک نابالغ را براى اينكه به نماز خواندن عادت كند، هر روز بين الطلوعين بيدار كند تا نماز صبح بخواند؟ اگر جايز باشد، آيا فقط براى ولىّ او جايز است يا براى غير ولىّ هم جايز است؟
پاسخ: اگر امر تربیت وی بر آن متوقف باشد اشکال ندارد و فرقی بین ولیّ و غیر ولیّ نیست. بله؛ غیر ولیّ در فرضی که ولیّ به شکل صحیح متصدّی امر تربیت است نباید بدون اذن وی به این امر اقدام کند.
شفقنا
اَللّهُم َصلِّ عَلى مُحَمَدٍَوآلِ مُحََمدَو ابْعَث ثَوابَهاِالى قَبِر ذلِكَ اِلمِيَتفلان بن فلان اسم ميت را ببَرَد.
حق تعالى همان ساعت هزار مَلك بسوى قبرآن ميّت مى فرستد كه با هر ملكى جامه و حُلَّه مى باشد و تنگى قبر بر او وسعت يابد تا روز نفخ صور، و به خواننده نماز بعدد آنچه آفتاب بر آن طلوع كند حسنات داده شود و براى او چهل درجه عطا فرمايد.
منازل الا خره : ص 22.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
تا اينكه در مجلسى ، دو نفر باديه نشين نزد من آمدند و درباره خريد و فروش بين خودشان كه انجام گرفته بود، چهار سؤ ال از من كردند، و من هيچيك از آنها را نتوانستم پاسخ دهم ، سرم را بپائين انداختم ، و در مورد اين پيش آمد، غرق در فكر شده بودم ، آنها به من گفتند: آيا در نزد تو جواب سؤ ال ما نيست با اينكه تو زعيم و بزرگ اين جماعت هستى ؟
گفتم : نه ، پرخاشى كردند و رفتند، سپس بازگشتند و نزد كسى كه من همه شاگردانم را از او مقدم مى داشتم ، آمدند و مساءله خود را از او پرسيدند، او پاسخ آنها را بى درنگ بطور كامل داد كه قانع شدند، و در حالى كه خشنود از پاسخ او بودند، و او و عملش را مى ستودند رفتند. و اين پيش آمد پند و نصيحت كوبنده اى براى من بود، كه به خود آيم ، و هرگونه عجب و خودپسندى را از خود دورسازم ، و ديگران را كوچك نشمرم ، بلكه در برابر همه ، متواضع و فروتن باشم ، آرى اين احساس كوچكى در برابر دو نفر بيابانى مرا تكان داد و درس بزرگى به من آموخت
اقتباس از سفينة البحار ج 2 ص 162
گفت : آنچه خدا به سليمان داد بديگر كس نداد.
سليمان (ع ) بشنيد، در جواب او گفت : آنچه خدا از سليمان پرسد از ديگر كس نپرسد.(1)
نتيجه :
لا يكلف الله نفسا الاعلى ما آتيها خداوند متعال هر كسى را باندازه قدرت و استطاعت و عقل و شعور و فهم و تمكن و وسعت وى تكليف و حكم فرمايد.
هر كه بامش بيش برفش بيشتر، وظيفه شخص ثروتمند است كه بفقراء رسيدگى كرده و نيازمندانرا حاجت برآورد، و شخصيكه خود فقير است چنين وظيفه را ندارد.
و مرد دانشمند و عالم را وظائفى هست كه براى اشخاص جاهل نيست . و آدم تندرست و سالم را تكاليفى باشد كه براى مردم عليل و مريض نباشد. و شخص مقتدر و توانا را فرايضى متوجه است كه بديگران متوجه نيست .
اينست كه وارد شده است كل مسئول عن رعيته هر كسى نسبت بزيردستان و رعيت و عائله خود مسئول بوده ، و رسيدگى بامور و زندگى آنان بعهده او خواهد بود.
تربيت صحيح و تعليم و تنظيم امور فرزندان و عائله بعهده پدر است و پدر وظيفه عقلى و شرعى دارد كه عائله خود را طبق مقررات دينى و آئين مقدس اسلامى تربيت كند، و آنچه در اينقسمت قصور و كوتاهى و با تقصيرى بعمل آيد: پدر مسئول و مقصر و محكوم است .
و دائره اين تكليف و مسئوليت نسبت بامير و حاكم وسيعتر ميشود تا برسد بشخص سلطان كه مسئوليت بسيار مهم و بزرگيرا دارد، و اگر در سرتاسر مملكت حقى ضايع شود و فردى مظلوم واقع گردد: مسئول آن سلطان خواهد بود. اينستكه از سلطان بازپرس ميشود از اموريكه ديگران نسبت بآن امور كوچكترين مسئوليت و تكليفى ندارند.
راحة الصدور ص 70
ديوجانس گفت : منظره و شكل مرد پس از سيرت و باطن او است ولى در خصوص زن بعكس است ، نخست به چهره و شكل او متوجه ميشوند سپس بسيرت و صفات قلبى او، و از اين لحاظ، آنچه از مرد در درجه اول مطلوبست : صفات نفسانى و حسن سيرت و مردانگى او است ، نه زيبائى صورت و جالب بودن چهره او.
زن بسيار شرمنده و خجل شده و سر بپائين انداخت .
نتيجه :
آرى مرد بايد دانا و شجاع و توانا بوده ، و با كمال جديت و كوشش در تاءمين زندگانى عائله خود و براى دستگيرى كردن از بيچارگان و هدايت شخاص جاهل و گمراه پيوسته فعاليت كند، وظيفه مرد اين استكه : خود را براى كارهاى خارجى و امور اجتماعى مهيا كرده ، و مانند زنها برنگ و روغن و ظاهر سازى و خود نمائى و زينت و زيور نپردازد، متاءسفانه در زمان ما باندازه اى امور اجتماعى از هم گسيخته و در هم شده كه زنها در ادارات و مؤ سسات مشغول كار شده ، و مردها پيوسته براى خود آرائى و اصلاح سر و صورت ميكوشند، امروز مردهاى نادان و جوانان احمق خود را مانند زنها آرايش داده و در خيابانها خود نمائى كرده و كوچكترى توجهى باصلاح اخلاق (رحم ، مروت ، انصاف ، عدالت ، درستى ، خلوص نيت ، تقوى ، تزكيه قلب ) ندارند.
مجموعه قصه های شیرین
در شهرى كه شبلى مى زيست ، موافقان و مخالفان بسيارى داشت . برخى او را سخت دوست مى داشتند و كسانى نيز بودند كه قصد اخراج او را از شهر داشتند. در ميان خيل دوستداران او، نانوايى بود كه شبلى را هرگز نديده و فقط نامى و حكايت هايى از او شنيده بود. روزى شبلى از كنار دكان او مى گذشت . گرسنگى ، چنان ، او را ناتوان كرده بود كه چاره اى جز تقاضاى نان نديد. از مرد نانوا خواست كه به او، گرده اى نان ، وام دهد . نانوا برآشفت و او را ناسزا گفت . شبلى رفت .
در دكان نانوايى ، مردى ديگر نشسته بود كه شبلى را مى شناخت . رو به نانوا كرد و گفت : اگر شبلى را ببينى ، چه خواهى كرد؟ نانوا گفت : او را بسيار اكرام خواهم كرد و هر چه خواهد، بدو خواهم داد. دوست نانوا به او گفت : آن مرد كه الآن از خود راندى و لقمه اى نان را از او دريغ كردى ، شبلى بود . نانوا، سخت منفعل و شرمنده شد و چنان حسرت خورد كه گويى آتشى در جانش برافروخته اند . پريشان و شتابان ، در پى شبلى افتاد و عاقبت او را در بيابان يافت . بى درنگ ، خود را به دست و پاى شبلى انداخت و از او خواست كه بازگردد تا وى طعامى براى او فراهم آورد . شبلى ، پاسخى نگفت . نانوا، اصرار كرد و افزود: منت بر من بگذار و شبى را در سراى من بگذران تا به شكرانه اين توفيق و افتخار كه نصيب من مى گردانى ، مردم بسيارى را اطعام كنم . شبلى پذيرفت .
شب فرا رسيد . ميهمانى عظيمى برپا شد . صدها نفر از مردم بر سر سفره او نشستند . مرد نانوا صد دينار در آن ضيافت هزينه كرد و همگان را از حضور شبلى در خانه خود خبر داد .
بر سر سفره ، اهل دلى روى به شبلى كرد و گفت : يا شيخ ! نشان دوزخى و بهشتى چيست ؟ شبلى گفت : دوزخى آن است كه يك گرده نان را در راه خدا نمى دهد؛ اما براى شبلى كه بنده ناتوان و بيچاره او است ، صد دينار خرج مى كند! بهشتى ، اين گونه نباشد .
برگرفته از: عطار نيشابورى ، الهى نامه (مثنوى )، تصحيح فؤ اد روحانى ، ص 72 71 .
حدیث : بني الإسلام علي خمس الصلاة و الزكاة و الصوم و الحج و الولاية و لم يناد بشيء ما نودي بالولاية يوم الغدير.
اسلام بر پنج پایه استوار شده است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت و به هیچ چیز به اندازه آنچه در روز غدیر به ولایت تاکید شده، ندا نشده است.
منبع : کافی، ج 2،ص 21، ح 8
چت با جنس موافق که حکمش مشخص است اما با جنس مخالف چطور؟
(Chat) چت در اينترنت با جنس مخالف- با اين شرط كه از حدود شرعى خارج نشويم (مثلًا براى تبادل نظر)- چه حكمى دارد؟
همه مراجع عظام: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام باشد، اشكال ندارد. «1»
تبصره. البته اگر جنس مخالف زن جوان باشد، بهتر است گفت و گوى با او (هر چند بدون قصد لذت هم باشد)، ترك شود.
پی نوشت:
(1). امام، استفتاءات، ج 3، نظر، س 52؛ بهجت، توضيح المسائل، م 1936؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 819؛ تبريزى، استفتاءات، 1622؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، ص 1673؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 656؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1718؛ خامنهاى، اجوبة الاستفتاءات، س 1145؛ دفتر وحيد.
لو لم يتوعد الله على معصيته لكان يجب ان لا يعصى شكرا لنعمه . ح / 290.
ترجمه :اگر حتى خداوند، بندگانش را،از نافرمانى كردن و گناه ورزيدن نترسانيده بود، باز هم واجب بود كه انسان ، مرتكب هيچ گناهى نشود، تا به اين وسيله ، در برابر نعمتهاى او سپاسگزارى كرده باشد.
شرح : كسيكه گناه ميكند و فرمان خداوند را به جاى نمى آورد، در حقيقت ، نعمت هايى را كه خداوند به او داده است ، تباه ميكند. زيرا چنين كسى ، براى آن كه بتواند گناهى را مرتكب شود، ناچار بايد تمام نيروهائى را كه در وجودش هست ، به كار ببرد. در حاليكه خداوند، اين نيروها را، براى گناه و نافرمانى كردن به او نداده است .
خداوند، اين نيروها را، براى گناه و نافرمانى كردن به او نداده است .
فرزند عزيز، كسى را در نظر بگير، كه مى خواهد، بر خلاف فرمان خداوند، مرتكب گناه شود، و بطور مثال ، دست به دزدى بزند:
تمام اعضاء بدن آن شخص ، بايد وظايف خود را، با تمام نيرويى كه دارند انجام دهند، تا او توانايى انجام چنين گناهى را داشته باشد.
ششهاى او، بايد بطور مرتب هواى تازه را به خود بگيرند، تا او نفس بكشد و زنده بماند، قلبش بايد بطور منظم در حال تپيدن باشد، تا خون به تمام پيكرش برسد و او را زنده نگاه دارد، چشمهايش بايد توانايى ديدن داشته باشند، تا او راه خود را ببيند، پاهايش بايد قادر به حركت و قدم برداشتن باشند، تا او در مسيرى كه با چشمش مى بيند، پيش برود، گوشهايش بايد توانايى شنيدن داشته باشند، تا او صداى نزديك شدن مردم را تشخيص بدهد و از خطر فرار كند، دستهايش بايد توانايى كار و حركت داشته باشند، تا او درها را باز كند و اشياى را بردارد، مغزش بايد كار خود را انجام دهد،تا ساير اعضاى بدنش از آن فرمان بگيرند، و وظايف خود را اجرا كنند... و اگر يكى از اين اعضاى ، يعنى يكى از اين نعمتهايى كه خداوند به انسان داده است ، كار خود را به درشتى انجام ندهد، شخص گناهكار، قادر به انجام گناه نخواهد بود.
پس مى بينى كه گناهكار، براى آنكه در برابر خداوند، مرتكب گناه و نافرمانى ، شود، از همان امكانات و نيروهايى استفاده ميكند، كه خداوند، آنها را، براى انجام كارهاى درست و نيك به او داده است . به اين ترتيب ، آيا شخص گناهكار، با انجام هر كدام از گناهان خود، و نعمتها و نيروهايى را كه خداوند دارد، تباه و حرام نمى كند؟
البته خداوند، به بندگان خود هشدار داده ، و آنها را از گناه و نافرمانى ، بيمناك كرده است . ولى اگر خداوند چنين بيم و هشدارى هم نداده بود، و اگر انسان آسوده خاطر بود كه به خاطر گناهانش كيفر و مجازات نخواهد ديد، باز هم حق نداشت نعمتهاى خداوند را تباه كند. يعنى در برابر نعمتهاى ديدن ، شنيدن ، بوئيدن ، حركت ، تپيدن قلب ، تنفس ششها، انديشيدن ، توانايى انجام كارهاى گوناگون داشتن ، و هزاران نعمت ديگر، انسان بايد قدرشناس باشد، و به - شكرانه اين نعمتهاى بزرگ و با ارزش ، هرگز مرتكب گناه و نافرمانى خداوند نشود.
پندهای کوتاه از نهج البلاغه
بر پایه این گزارش، افزایش تعداد مسلمانان در کانادا این روزها باعث جلب توجه بسیاری از مردم این کشور شده است. هر روز اخباری در مورد مسلمان شدن تعدادی کانادایی در رسانه ها منتشر می شود و این موضوع در حالی اتفاق می افتد که کشور کانادا تا همین چند سال پیش، کمترین تعداد مسلمان را به خود اختصاص داده بود.
کانادا از جمله کشورهایی است که تا همین چند سال پیش هیچ رسانه اسلامی در آن فعالیت نمی کرد. جمعیت کم و بی سروصدای مسلمانان آن نیز در میان اکثریت این کشور گم شده بودند. با اینحال روندی که از چند سال گذشته آغاز شده شرائط را به کلی تغییر داد.
روند رشد اسلام به اندازه ای شدت گرفته است که مسئولین این کشور از نهاد های تحقیقاتی خواسته اند در مورد چرایی جذب کانادایی ها به اسلام تحقیق کنند. تعدادی از موسسات علمی و دانشگاه ها نیز در پاسخ به این فراخوان طرح های خود برای انجام این تحقیق اعلام کرده اند.
یکی از این نهادها، مرکز امنیت عمومی کانادا است که سفارش این تحقیق را به برخی از مراکز آکادمیک داده است. بر این اساس، طی چند ماه آینده با تعداد زیادی از تازه مسلمانان کانادا مصاحبه خواهد کرد. "پروفسور فلور" مسئول این نظرسنجی با بیان اینکه دقیقا نمی داند دولت چه استفاده ای از نتایج این نظرسنجی خواهد کرد گفت: «دغدغه های ما مربوط به مسائل امنیتی نیست و ما تنها مشتاقیم که دلیل اقبال مردم کانادا به اسلام را کشف کنیم.»
![]()
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.
























