ادامه مطلب
1. آدم دیندار چون مى اندیشد، آرامش بر جان او حاكم است.
2. چون خضوع مى كند متواضع است.
3. چون قناعت مى كند، بى نیاز است.
4. به آنچه داده شده خشنود است.
5. چون تنهایى را برگزیده از دوستان بى نیاز است.
6. چون هوا و هوس را رها كرده آزاد است.
7. چون دنیا را فرو گذارده از بدىها و گزندهاى آن در امان است.
8. چون حسادت را دور افكنده محبتش آشكار است.
9. مردم را نمى ترساند پس از آنان نمى هراسد و به آنان تجاوز نمى كند پس از گزندشان در امان است.
10. به هیچ چیز دل نمى بندد پس به رستگارى و كمال فضیلت دست مى یابد.
11. و عافیت را به دیده بصیرت مى نگرد پس كارش به پشیمانى نمى كِشد.
امالى مفید، ص ۵۲، ح ۱۴
ادامه مطلب
متن پرسش مطرح شده وپاسخ این مرجع تقلید شیعیان بدین شرح است:
سوال:
اگر کسی با پارتی سر کار برود ایا حقوق او حلال است یا حرام؟
پاسخ: اگر از نظر تخصص و توانائی انجام کار در حد مطلوب باشد حقوق حلال است.
ادامه مطلب
هنگامى كه آنان مشغول صحبت و مذاكره بودند، ناگهان گروهى از اهالى بصره اجازه ورود خواستند. امام علیه السلام، به یونس فرمود: داخل اتاق برو و مواظب باش هیچ گونه عكس العملى از خود نشان ندهى؛ مگر آن كه به تو اجازه داده شود.
آن گاه اجازه فرمود و اهالى بصره وارد شدند و بر علیه یونس، به سخن چینى و ناسزاگوئى آغاز كردند. در این بین حضرت رضا علیه السلام سر مبارك خود را پائین انداخته بود و هیچ سخنى نمى فرمود؛ و نیز عكس العملى ننمود تا آن كه بلند شدند و ضمن خداحافظى از نزد حضرت خارج گشتند.
بعد از آن، حضرت اجازه فرمود تا یونس از اتاق بیرون آید. یونس با حالتى غمگین و چشمى گریان وارد شد و حضرت را مخاطب قرار داد و اظهار داشت:
یاابن رسول اللّه ! من فدایت گردم. من با چنین افرادى معاشرت دارم، در حالى كه نمى دانستم درباره من چنین خواهند گفت و چنین نسبت هائى را به من مى دهند.
امام رضا علیه السلام با ملاطفت، یونس بن عبدالرّحمان را مورد خطاب قرار داد و فرمود:
اى یونس ! غمگین مباش، مردم هر چه مى خواهند بگویند، این گونه مسائل و صحبت ها اهمیّتى ندارد، زمانى كه امامِ تو از تو راضى و خوشنود باشد هیچ جاى نگرانى و ناراحتى وچود ندارد.
اى یونس ! سعى كن، همیشه با مردم به مقدار كمال و معرفت آن ها سخن بگوئى و معارف الهى را براى آن ها بیان نمائى. و از طرح و بیان آن مطالب و مسائلى كه نمى فهمند و درك نمى كنند، خوددارى كن.
اى یونس ! هنگامى كه تو دُرّ گرانبهائى را در دست خویش دارى و مردم بگویند كه سنگ یا كلوخى در دست تو است و یا آن كه سنگى در دست تو باشد و مردم بگویند كه درّ گرانبهائى در دست دارى، چنین گفتارى چه تاثیرى در اعتقادات و افكار تو خواهد داشت؟ و آیا از چنین افكار و گفتار مردم، سود و یا زیانى بر تو وارد مى شود؟!
یونس با فرمایشات حضرت آرامش یافت و اظهار داشت: خیر، سخنان ایشان هیچ اهمیّتى برایم ندارد.
امام رضا علیه السلام مجدّدا او را مخاطب قرار داد و فرمود:
اى یونس، بنابر این چنانچه راه صحیح را شناخته، همچنین حقیقت را درك كرده باشى و نیز امامت از تو راضى باشد، نباید افكار و گفتار مردم در روحیّه، اعتقادات و افكار تو كمترین تاثیرى داشته باشد؛ مردم هر چه مى خواهند، بگویند.
بحارالا نوار: ج 2، ص 65، ح 5، به نقل از كتاب رجال كشّى.
و براهين ديگر قطعيه كه جامع آنها اصول يازده گانه ابتداى باب يازدهم كتاب نفس حكمت متعاليه است حاكم اند كه انسان به همان صورت و تشخص خود كه در اين نشأه است از اين نشأه رخت بر مى بندد يعنى از غير خود منقطع مى شود كه معنى حقيقى موت انقطاع انسان از غير خودش است، و به نشأه ديگر ارتحال مى كند هر چند تعبير به ارتحال و نحو آن تعبيرى به تسامح است و حقيقت أمر فوق اين گونه تعبيرات است.
پس به حكم محكم و معصوم براهين عقليه كه معاضد به ادله نقليه اند انسان موجودى حى ابدى است و مظهر اسم شريف يا من لا تأخذه سنة و لا نوم است. بنابراين موت، متلاشى شدن و مضمحل گرديدن و نابود و تباه شدن و از بين رفتن انسان من حيث هو انسان نيست و احياى وى بدان معنى كه در اذهان سافله مرتكز است بمعزل عن التحقيق و ذلك مبلغهم من العلم.
حال در فهم آيات كريمه قرآنيه از قبيل قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ. (غافر 12)، وَ هُوَ الَّذِي أَحْياكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ (حج 67) و آيات بسيار ديگر، دقت و تدبر بسزا بايد اعمال كرد. و آيات ديگر را از قبيل وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ (بقره 155) وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ (آل عمران 170) در فهم آيات سابق مدد بايد گرفت و روايات صادر از اهل بيت طهارت و عصمت در معاد بحار و ديگر جوامع روايى و كتب و تفسير روايى در بيان آيات ياد شده هم فصل خطاب اند و لكن در نيل به غور اين حقايق استاد زبان فهم كامل بايد و الله التوفيق.
هزار و يك نكته ، نکته 622 ، ص: 371
كتاب پروردگار میان شماست ، كه بیان كننده حلال و حرام ، واجب و مستحب ، ناسخ و منسوخ ، مباح و ممنوع ، خاصّ و عام ، پندها و مثلها ، مطلق و مقیّد ، محكم و متشابه مى باشد.
عبارات مجمل خود را تفسیر ، و نكات پیچیده خود را روشن مى كند، از واجباتى كه پیمان شناسایى آن را گرفت و مستحبّاتى كه آگاهى از آنها لازم نیست.
قسمتى از احكام دینى در قرآن واجب شمرده شد كه ناسخ آن در سنّت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم آمده (1)
و بعضى از آن ، در سنّت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم واجب شده كه در كتاب خدا ترك آن مجاز بوده است، بعضى از واجبات، وقت محدودى داشته كه در آینده از بین رفته است.(2)
محرّمات الهى از هم جدا مى باشند ، برخى از آنها، گناهان بزرگ است كه وعده آتش دارد و بعضى كوچك كه وعده بخشش داده است و برخى از اعمال كه اندكش مقبول و در انجام بیشتر آن آزادند.
پی نوشتها:
1- مانند آیه ۱۵ سوره نساء: «وَ اللَّاتِی یَأْتِینَ الْفاحِشَةَ مِنْ نِسائِكُمْ» (زنان بد كاره را در خانه ها زندانى كنید تا بمیرند) این حكم برداشته شده ، و طلاق و رجم جاى آن را گرفته است.
2- مانند دستور نماز خواندن به طرف بیت المقدّس كه موقّتى بود و با آیه ۱۴۴ بقره حكم آن بر داشته شده و نماز به سوى كعبه واجب گردید فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ.
نهج البلاغة ، ترجمه محمد دشتى ، ص41
سوره های قران اعجازی دارند که در ادامه مطلب قسمتی از آنها را باهم میخوانیم .
ادامه مطلب
امام فرمود : در حال حاضر مالي ندارم كه بدهي تو را بدهم ؛ او عرض كرد : پس شما كاري كنيد كه او مرا زنداني نكند .
امام در حالي كه در مسجد مشغول عبادت (اعتكاف ) بود ، كفشهاي خود را به پا كرد . من گفتم اي فرزند رسول خدا مگر فراموش كرديد كه در حال اعتكاف هستيد (و نبايد از مسجد خارج شد) ؟
فرمود : فراموش نكرده ام اما از پدرم شنيده ام كه رسول الله مي فرمود : كسي كه در بر آوردن حاجت برادر مسلمان خود بكوشد ، مانند كسي است كه نه هزار سال ، روز را به روز و شب را به عبادت مشغول بوده است
روايتها و حكايتها ص 122
ادامه مطلب
الحاجی هامان از ریش سفیدان مسلمان منطقه ماروا در غرب کامرون به آسوشیتدپرس گفته دولت باید فکر دیگری برای پایان دادن به حملات و خشونت ها بکند، بستن مساجد و مراکز اسلامی که دردی دوا نمی کند و حتی باعث ناراحتی مسلمین می شود.
براساس تصمیم دولت کامرون کلیه مراکز اسلامی و مساجد شمال غربی این کشور تا اطلاع ثانوی تعطیل خواهند بود و کسی حق مراجعه به این مراکز برای ادای فرایض دینی را ندارد. دولت کامرون اعلام کرده این تصمیم در کنار دیگر تدابیر برای افزایش ضریب امنیتی این منطقه اتخاذ شده است. کامرون هم اکنون مشغول جنگ با گروه تروریستی و تکفیری بوکوحرام است که هر از چندی از داخل خاک نیجریه به کشورهای همسایه چون کامرون و چاد حمله می کند.
دولت کامرون همچنین همه گدایان کودک و نوجوان را از سطح شهر جمع آوری کرده چرا که بوکوحرام از این کودکان برای حملات انتحاری خود استفاده می کند. بوکوحرام از آغاز حملات خود در نیجریه و کشورهای همسایه، 13 هزار نفر را کشته است.
20 درصد از جمعیت 20 میلیونی کامرون را مسلمانان تشکیل می دهند که عمدتاً در شمال این کشور زندگی می کنند و بیشتر از قبایل Fulani و Peuhl می باشند.
شفقنا
حضرت پاسخ دادند: گناهان کبیره در نوشتار امیرالمومنین علیه السلام هفت چیز است:
1. کفر به خداوند،
2. کشتن انسان،
3. عاق پدر و مادر شدن،
4. ربا گرفتن،
5. خوردن مال یتیم به ناحق،
6. فرار از جهاد،
7. و تعرب بعد از هجرت.
از امام پرسیدند: یک درهم از مال یتیم خوردن، بزرگتر است یا ترک نماز؟
حضرت فرمودند: ترک نماز.
پرسیدند: ولی شما ترک نماز را از گناهان کبیره به حساب نیاوردید ..!
حضرت فرمودند: اولین چیزی که از گناهان کبیره برایت گفتم چه بود؟ گفتند: کفر به خداوند.
فرمودند: همانا تارک نماز کافر است.
اصول کافی، ج 2، ص 278
سید حسن نصرالله در بخشی از سخنان خود که به طور ویدئو کنفرانس از شبکه المیادین لبنان به طور مستقیم پخش شد، گفت آن چه امروزه به آن در سطح تحقیقاتی نیاز داریم این است کسانی که مساله فلسطین برایشان مهم است، گردهم آیند و زیان های حاصله از تحولات منطقه ای را ارزیابی کنند.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: باید مطالعات دقیق با هدف بررسی اقدامات اسرائیل یا بررسی دستاوردهای این رژیم که بدون زحمت و تلاش اسرائیلی بدست آمده صورت گیرد. منظور از این مطالعات این نیست که بر گذشته خود حسرت بخوریم؛ بلکه هدف، جبران کاستی ها و ممانعت از کسب دوباره آنها و اینکه بدانیم کدام اقدامات به نفع دشمن بوده تا مانع گسترش آنها شویم.
مثلا خروج مساله فلسطین از دایره اهتمام و توجه بین المللی و اسلامی است و جهان متاسفانه در جای دیگری به دور از فلسطین مشغول شده است. اکنون دشمن سیاست گرسنگی و ایجاد رعب و وحشت را در فلسطین در پیش گرفته و به مرحله نگران کننده ای رسیدیم.
دبیرکل حزب الله در ادامه اظهار داشت: مسجدالاقصی این روزها مورد حمله قرار می گیرد. در این باره هم صهیونیست ها تبلیغ می کنند مسیح(ع) از آسمان نمی آید بلکه از زمین خواهد آمد و مسجد الاقصی را نابود می کند. می خواهند وانمود کنند نتانیاهو که تلاش می کند تا مسجدالاقصی را نابود کند، همان مسیح است.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: مساله تاسف بار در این زمینه بیرون رفتن مساله فلسطین از دایره عنایت و توجه امت است که باعث منزوی شدن فلسطینی ها یا حداقل امری شبیه به انزواست. امری که فرصت تاریخی به دشمن داد تا طرح های خود را در سایه غفلت جهانیان عملی کند.
، دومين کتاب روايي شيخ طوسي که از نظر اعتبار به عنوان چهارمين کتاب در ميان کتب اربعه شناخته شده، کتاب استبصار است. شيخ اين کتاب را در سه جلد فراهم آورده است، جلد اول و دوم در زمينه ي عبادات و جلد سوم در زمينه ي عقود و ايقاعات و ساير ابواب فقه است،[1]
که در چاپ هاي کنوني در چهار مجلد منتشر شده است اين کتاب طبق شمارش مولف دارای 925 باب و 5511 حديث است.[2] چنان که شيخ طوسي خود در مقدمه ی کتاب آورده، استبصار را پس از تاليف تهذيب و بنا به درخواست گروهي از عالمان فراهم آورده است.
شيخ انگيزه ي خود از تاليف استبصار را چنين بيان کرده است:
« چون ديدم گروهي از اصحاب، کتاب بزرگ ما موسوم به تهذيب الاحکام و رواياتي که ما در زمينه حلال وحرام درآن گردآورده ايم را نگريسته و آن کتاب را دربرگيرنده بيشترين مسائل فقه در ابواب احکام دانسته اند، تمايل يافتند به احاديث مختلف آن به صورت جداگانه و مختصر نيز دست يابند...»،بنابراين مي توان گفت استبصار در حقيقت نوعي تلخيص تهذيب الاحکام است.
شيخ در ادامه مي گويد: اين کار ؛ يعني گردآوري روايات مخالف و جمع ميان آنها کاري بي سابقه است.
شيخ طوسي در هر بابي در ذیل فتواي خود، روايات مربوط به آنرا ذکر می نماید، سپس روايات مخالف را ذکر مي کند و در آغاز کتاب نیز به بخشي از قرائني که مي توان به کمک آنها برخي از روايات را بر برخي ديگر ترجيح داد، اشاره نموده است.
در نگاه شيخ اخبار به دو دسته متواتر و غير متواتر تقسيم شده و روايات غير متواتر نيز به دو دسته تقسیم می شوند
الف: رواياتي که همراه قرينه اند و مانند متواتر مفيد علم اند
ب: روايات آحاد فاقد قرينه که از نظر شيخ وقتي مي توان به آنها عمل نمود که معارض نداشته باشند و اگر معارض داشتند مي بايست طبق قوانين تعادل و تراجيح عمل کرد.[3]
شيخ در اين کتاب همانند تهذيب، بخشي از اسناد روايت به استثناي آخرين راوي را حذف کرده آنگاه در مشيخه، طرق خود را به روات احاديث تبيين نموده است.
بنابراين استبصار با تهذيب الاحکام در جهات زير همسان است:
الف. تنظيم کتاب براساس کتاب مقنعه شيخ مفيد؛
ب. حذف بخشي از اسناد روايات و تدارک آنها در مشيخه؛
ج. کوشش براي رفع تعارض ميان روايات و ارائه جمع ميان آنها.
تفاوت استبصار با تهذيب در اين جهت است که شيخ طوسي در کتاب :«التهذیب»، تمام روایات موافق گفتار شیخ مفید(استاد خود)در کتاب:«المقنعة»،[4]
را به صورت مبسوط ذکر می نماید، آنگاه به نقل روایات معارض می پردازد و سپس به ارائه ی راه جمع میان دو دسته از روایات می پردازد، واین در حالی است که شیخ در کتاب:«الاستبصار»، خود را ملزم به عبارات کتاب:«المقنعة»، نمی بیند و در هر مساله ای تنها بخشی از روایات موافق را ذکر می نماید، اما روایات مخالف را به طور کامل ذکر می نماید و در این کتاب می کوشد به صورت مبسوط تر و متقن تر به رفع تعارض میان آنها بپردازد.
از این جهت کتاب استبصار به کتابی اصولی نزدیک شده و بدین خاطر آنرا به خاطر بر خورداری از از مباحث علمی متقن برای خواص عالمان مفید تر دانسته اند.[5][6]
پی نوشت:
[1] . الاستبصار، ج 4، ص450.
[2] . همان، ص 451.
[3] . همان، ج1، ص45و44.
[4] .کتاب فقهی شیخ مفید.
[5] .المعجم المفهرس لالفاظ احادیث بحار الانوار، ج1،ص71.
[6] .درسنامه علم حدیث، علی نصیری،ص162.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلّم به او فرمود: ترسيدى كه چيزى از فقر او به تو رسد؟ عرض كرد: نه. فرمود: ترسيدى از دارايى تو چيزى به او رسد؟ عرض كرد: نه. فرمود: ترسيدى لباست را كثيف كند؟ عرض كرد: نه. فرمود: پس چرا اين كار را كردى؟
عرض كرد: اى پيامبر خدا! من همدمى (شيطانى) دارم كه هر كار زشتى را در نظرم زيبا جلوه مىدهد و هر كار خوبى را برايم زشت نمايش مىدهد.
اكنون نصف مال خود را به اين مرد بخشيدم. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلّم به آن مرد تهيدست فرمود: تو مىپذيرى؟ عرض كرد: نه. مرد ثروتمند به او گفت: چرا؟ گفت: مىترسم حالتى كه به تو راه يافت، به من هم راه يابد!.
متن حدیث:
الإمامُ الصّادقُ عليهالسلام:
جاءَ رجُلٌ مُوسِرٌ إلى رسولِ اللّه صلى الله عليه و آله و سلّم نَقِيُّ الثَّوبِ فَجَلَسَ إلى رسولِ اللّه صلى الله عليه و آله و سلّم ، فجاءَ رَجُلٌ مُعسِرٌ دَرِنُ الثَّوبِ فَجَلَسَ إلى جَنبِ المُوسِرِ ، فَقَبَضَ المُوسِرُ ثيابَهُ مِن تَحتِ فَخِذَيهِ ، فقالَ لَهُ رسولُ اللّه صلى الله عليه و آله و سلّم : أخِفتَ أن يَمَسَّكَ مِن فَقرِهِ شَيءٌ ؟! قالَ : لا ، قالَ : فَخِفتَ أن يُصيبَهُ مِن غِناكَ شَيءٌ ؟! قالَ : لا ، قالَ : فَخِفتَ أن يُوَسِّخَ ثِيابَكَ ؟! قالَ : لا ، قالَ : فما حَمَلَكَ على ما صَنَعتَ ؟ فقالَ : يا رسولَ اللّه ، إنَّ لي قَرينا يُزَيِّنُ لي كُلَّ قَبيحٍ ، ويُقَبِّحُ لي كُلَّ حَسَنٍ ، وقد جَعَلتُ لَهُ نِصفَ مالي ! فقالَ رسولُ اللّه صلى الله عليه و آله و سلّم للمُعسِرِ : أتَقبَلُ ؟ قالَ: لا، فقالَ لَهُ الرَّجُلُ: و لِمَ؟! قالَ: أخافُ أن يَدخُلَني ما دَخَلَكَ!
« اصول كافي، جلد 2، صفحه 262، حدیث 11 »
به گزارش پایگاه الدستور، وی با تاکید بر این که بین مصر و ایران اختلافی بر سر مذهب وجود ندارد، تصریح کرد: شیعیان برادران دینی ما و تاج سرمان هستند ، هیچ نوع دشمنی میان دو طرف وجود ندارد و تنها بعضی مسایل سیاسی محل اختلاف است./شفقنا
ادامه مطلب
وی ادامه داد: چشم شور یا چشم زخم به نفس فرد و به اصطلاح صاحب چشم و کسی که چشم می زند، باز می گردد و در اغلب موارد – نه همیشه – به حسادت و کینه ورزی هایی که جزو رذایل اخلاقی است و در نفس و شاکله وجودی آدمی ملکه شده است، برمی گردد.
این پژوهشگر عرفان تصریح کرد: در واقع برخی افراد نسبت به دیگران بدبینی و حسادت دارند و ممکن است از طریق رذایل نفسانی و از رهگذر نگاه های خود آثاری منفی در مخاطب بر جای بگذارد و آیه 51 سوره مبارکه قلم:«وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ؛ نزديك است كه كافران هنگامي كه آيات قران را مي شنوند تو را با چشمان خود هلاک کنند و می گویند او دیوانه است» بر این ادعا به صورت اجمالی صحه می گذارد که حتی درباره پیامبر اسلام (ص) نیز این مساله یعنی چشم خوردن در حال وقوع بود.
وی عنوان کرد: اما در این میان باید به این نکته توجه کرد نمی توان هر پیشامد بد و ناگواری را همچنان که در میان عوام و عرف مشهور شده است، به چشم شور دیگری نسبت داد به این صورت که برخی مطرح می کنند امروز فلان اتفاق بد برای من افتاد یا تصادف کردم به دلیل آن که صبح هنگام خروج از منزل نگاه فلان شخص به من افتاد و چشم خوردم! گاه هیچ ارتباطی میان این مسائل وجود ندارد و اتفاقات و حوادث بدی که برای ما رقم می خورد، به دلیل بی تدبیری و عدم مدیریت صحیح خودِ ماست و نباید تقصیر را به گردن دیگری انداخت و گفت چشم او شور بود.
حجت الاسلام رودگر با بیان اینکه گاه افراد نیز از روی خوش طینتی و بدون غرضی دیگری را چشم می زنند، گفت: برخی اوقات انسان از روی شوق و شعف و علاقه نسبت به زیبایی، جمال، کمال، خوش زبانی و ... طرف مقابل را چشم می زند بدون این که بخواهد به او آزاری برساند یا مشکلی برایش درست کند، بنابراین، گاه به زبان آوردن برخی زیبایی ها از روی شگفت زدگی و تعجب، می تواند منجر به چشم خوردن فردی که او را دوست داریم و بدخواهش نیستیم شود که باید از شگفت زده بودن و به زبان آوردن آن چه موجب تعجب ما شده است، جلوگیری کنیم.
این استاد حوزه و دانشگاه در توضیح چگونگی چشم خوردن و چشم شوری اظهار کرد: همان طور که می توان از طریق صحبت کردن و کلام یا ذهن، انرژی های مثبتی به مخاطب انتقال داد، از طریق چشم نیز می توان انرژی هایی منفی ساطع کرد و خوبی ها و کمالات دیگری را تاب نیاورد و حسادت کرد و زمینه آسیب رساندن به آنها را فراهم کرد به این ترتیب که مثلا فردی صاحب زیبایی یا مالی باشد و فرد حسود در دل آرزو کند ای کاش آن فرد بیمار شود یا از بین برود تا رقیبی برای او نباشد و من دیده شوم به جای او و به این ترتیب نگاهی از روی بغض و دشمنی به او داشته باشد که می تواند انرژی های منفی را به طرف مقابل منتقل کند.
رییس پژوهشکده حکمت و دین پژوهی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی پرداخت صدقه را عامل بسیار موثر در دور کردن آسیب و بلاهای احتمالی از چشم شور عنوان کرد و یادآور شد: نباید فراموش کرد قدرت خداوند بالاترین قدرت ها است و می توان بر او توکل کرد تا از گزند شرور در امان ماند اما برای دفع شر محتمل از سوی چشم زخم می توان علاوه بر پرداخت صدقه، از ذکر خدا و یاد او و قرائت آیه شریفه «وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ» و همراه داشتن این آیه و برخی ادعیه وارد شده در این زمینه، کمک و مدد گرفت./ شبستان
.: Weblog Themes By Pichak :.























