ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
پیامبر اسلام حضرت محمد مصطفی (ص) مسلمانان را به تریج هر چیزی که از وی فراگرفته اند توصیه فرمودند، حتی به اندازه یک آیه؛ ولی این امر باید با ذکاوت انجام شود. ذکاوت و هوشمندی را می توان این چنین تعریف کرد که کاری را در زمانی که باید و با رفتار مقتضی انجام دهیم. به عنوان مثال نمی توان با یک غیرمسلمان به گونه ای صحبت کرد که با یک مسلمان آنگونه صحبت می کنیم، برای او در ابتدای کار از آتش جهنم سخن بگوییم در حالی که او نه تنها جهنم بلکه حتی دنیای بعدی (آخرت) را نیز نمی شناسد و باور ندارد.
ما در روزگاری زندگی می کنیم که شعار "زندگی کن و اجازه بده زندگی کنند" در آن پذیرفته شده است. مردم دنیا نسبت به امر و نهی ها بسیار حساس تر شده اند و اگر کسی به آنها بگوید که چه کاری را باید انجام و چه کاری را نباید انجام دهند، آن را توهین به خود قلمداد کرده و روی بر میگردانند. پس امروزه بهترین راه برای ترویج دین مبین اسلام این است که آن را در زندگی خود به کار بسته و با رفتار خوب که ثمره زندگی اسلامی است آن را نشان دهیم.
به عنوان یک مسلمان ما دستور داریم که علم و دانش فراگرفته و واجبات فردی خویش را انجام دهیم. پیامبر (ص) می فرمایند: مهربان باشید، زیرا هرگاه مهربانی با کاری درآمیزد، آن را زیبا می کند. و هرگاه آن را از چیزی بگیرید، آن را مخدوش و لکه دار می کند. ایشان همچنین درباره معاشرت و نصیحت مردم می فرمایند که باعث آرامش مردم بشوید و آنها را از خود نرانید.
ادامه مطلب
1. لا اله الا الله (معبودی جز الله نیست)
2 . محمد حبیب الله ( محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ دوست و محبوب خداوند است)
3. علی ولی الله (علی ـ علیه السلام ـ ولیِّ خداوند است)
4. فاطمة أمة الله ( فاطمه ـ سلام الله علیها ـ کنیز خداوند است)
5. الحسن و الحسین صفوة الله (حسن و حسین ـ علبهما السلام ـ برگزیدگان خداوندند)
6. لعنت خداوند بر دشمنان و کینه ورزان اینها
ادامه مطلب
روزى غلامى را ديدم با خوراک خود سگى را شريک قرار داده، پرسيدم: چرا چنين مى كنى؟ گفت: يابن رسول الله من محزونم و جوياى سُرورى هستم، مى خواهم با مسرور كردن اين حيوان غم از دلم زدوده شود. زيرا من بنده مردى يهودى هستم، مايلم از او جدا شوم.
اباعبدالله عليه السلام پيش آن مرد يهودى رفت و دويست دينار قيمت غلام را با خود برد. درخواست كرد غلام را بفروشد. آن مرد عرض كرد: غلام فداى قدم مبارک شما. اين بستان را نيز به او بخشيدم. دويست دينار را هم تقديم به شما مى كنم.
حضرت فرمود: من مال را به تو بخشيدم. مرد يهودى عرض كرد: پذيرفتم، آن را هم به غلام مى بخشم.
سيدالشهداء عليه السلام فرمود: من هم غلام را آزاد كردم، دينارها و بستان را نيز به او بخشيدم.
زن آن يهودى گفت: من هم اسلام مى آورم و مهريه خود را به شوهرم مى بخشم.
یهودی گفت: من نيز مسلمان مى شوم و اين خانه را به زنم بخشيدم.
مجلسی، بحارالانوار، ج 10، ص 145 به نقل دارالسلام ج 3 ص 350
ادامه مطلب
حلم و غضب
خشم و غضب از خطرناک ترین حالات انسان است که اگر جلو آن رها شود، گاه به شکل یک نوع جنون و دیوانگی و از دست دادن هر نوع کنترل بر اعصاب خودنمایی می کند و بسیاری از تصمیم های خطرناک و جنایاتی که انسان یک عمر باید کفاره و جریمه آن را بپردازد، در چنین حالتی انجام می شود و اگر می بینیم قرآن مجید آن را دومین صفت پرهیزکاران بعد از صفت انفاق(در آیه 134 آل عمران) شمرده به خاطر همین است.
خشم و غضب همچون آتشی سوزان است که گاه یک جرقّه آن تدریجاً مبدل به دریایی از آتش می شود، و خانه ها و شهرهایی را در کام خود فرو می برد. اگر تاریخ را ورق بزنیم مشکلات عظیمی را که در جوامع انسانی بر اثر شعله سوزان غضب و خشم به وجود آمده بررسی کنیم خواهیم دید که سرچشمه بسیاری از ضایعات و ناملائمات و حوادث دردناک همین خشم و غضب بوده است و خساراتی که دامن افراد و خانواده ها و اجتماعات را گرفته از بیشترین خسارات است...
در آیه 134 سوره مبارکه آل عمران، بعد از آن که به پرهیزکاران، وعده بهشت جاویدان می دهد که وسعت آن به وسعت آسمان ها و زمین است در بیان اوصاف آنها نخست مسأله انفاق را مطرح می کند و می گوید: «این پرهیزکاران کسانی هستند که در وسعت و پریشانی انفاق می کنند» الَّذینَ ینْفِقُونَ فی السَّرّاءِ وَ الضَّرّاءِسپس می افزاید: «و خشم خود را فرو می برند»وَ الْکاظِمینَ الْغَیظِ و در نتیجه از «خطاهای مردم می گذرند» وَ الْعافِینَ عَنِ النّاسِ و در مجموع آنها افرادی نیکوکارند، «چرا که خداوند نیکوکاران را دوست دارد» وَ اللَّهُ یحِبُّ الُمحسِنینَ. جالب این که در آیه بعد از آن وعده آمرزش و مغفرت به آنها داده شده که اگر لغزشی برای آنها پیدا شود، و گناهی از آنها سرزند به یاد خدا بیفتند و استغفار کنند، خداوند آنها را مشمول عفو خود قرار می دهد. اشاره به این که همان گونه که آنها دیگران را عفو می کنند و از خطاهایشان می گذرند، خداوند هم آنها را عفو می کند و از خطاهایشان می گذرد. به هر حال «کظم غیظ؛ فرو بردن خشم»[1]در این آیه به عنوان یکی از صفات برجسته پرهیزکاران، و در رده های اول بیان شده است.[2]
سیره امام علی بن الحسین علیهما السلام
در حالات امام چهارم زین العابدین علی بن الحسین علیه السلام چنین می خوانیم:«مردی از دشمنان کینه توز اهل بیت علیه السلام نزد حضرت آمد او را ناسزا و دشنام داد، امام در جواب او چیزی نفرمود، چون آن مرد از نزد حضرت رفت، امام به حاضران فرمود: اکنون دوست دارم با من بیائید برویم نزد آن مرد، تا جواب مرا از دشنام او بشنوید، عرض کردند ای کاش جواب او را همان اول می دادید، حضرت حرکت فرمود، در حالی که آیه شریفه «وَ الْکاظِمِینَ الْغَیظِ وَ الْعافِّینَ عَنِ النَّاسَ وَ اللَّهُ یحِبُّ الُمحْسِنِینَ» را می خواند.
روایت کننده این حدیث می گوید: از خواندن این آیه دانستیم که امام در نظر ندارد برخورد تندی با او کند. هنگامی که به درِ خانه او رسیدند، حضرت از پشت در صدا زد، فرمود: بگوئید: علی بن الحسین است. هنگامی که آن مرد متوجه شد که امام با جماعتی در خانه او آمدند، وحشت کرد و خود را برای شرّ و ناراحتی آماده می کرد، هنگامی که حضرت او را دید فرمود: ای برادر! تو نزد ما آمدی و چنین و چنان گفتی، هرگاه بدی هائی را که به من نسبت دادی راست باشد از خدا می خواهم که مرا بیامرزد، و اگر دروغ گفتی و تهمت زدی از خدا می خواهم که تو را بیامرزد. آن مرد از این بزرگواری و خوش رفتاری شرمنده شد پیشانی امام را بوسید و گفت آنچه من گفتم در تو نیست، و من به این بدی ها سزاوارترم.[3]
پی نوشت ها:
[1] . كَظيم...در اصل به معنى بستن گلوى مشك بعد از پر شدن است، به همين دليل كظيم به كسى گفته مى شود كه مملو از غضب شده و خويشتن دارى مىكند و به اصطلاح دندان بر جگر مى گذارد و صرف نظر مى كند، و غيظ به معنى شدت خشم است كه بر اثر بروز ناملايمات به انسان دست مى دهد و به نظر مى رسد كه غيظ مرحله شديد و بالاى خشم مى باشد بنابراين كظم غيظ به معنى خويشتندارى و سلطه بر نفس به هنگام بروز شدّت غضب است و اين صفت بسيار بالايى است.
[2] . اخلاق در قرآن، ج 3، ص 379
[3] . همان، ص 155، به نقل از منتهى الآمال، جلد 2، صفحه 4.
اخلاق در قرآن، ج 3 , مکارم شیرازی، ناصر
برای تبدیل اعمال کیفی به کمی، یک راه ساده وجود دارد که عبارت است از بررسی حجم و میزان عمل که در این صورت هر کس اعمال بیشتری انجام داده باشد باید اجر و ثوابی هم که می برد بیشتر باشد.
چنانچه شخصی چند کیلو میوه به دیگران بدهد؛ آنها خوشحال خواهند شد. اما اگر فردی دیگر، بدون این که میوه ای در اختیارشان قرار دهد؛ نهالی برای آنها بکارد. آنگاه آن دسته از افراد تا سال ها می توانند از ثمره آن درخت استفاده کنند و این مانند باقیات الصالحات است. اما در نهایت هر دو اینها از نظر کمی کار خیر انجام داده اند.
حسن عمل، عاملی برای سنجش کارهای خوب در دین اسلام
حسن عمل یکی از عواملی است که در دین اسلام برای سنجش کارهای خوب به کار می رود. با این همه حسن عمل علت تامه نبوده و عوامل مهم تر دیگری هم وجود دارند.
زیرا اگر کسی بخواهد با یک عمل خیر، دیگران را به سمت خود جلب کند مثلا در انتخابات بخواهد برای خود یا حزبش رأی جمع آوری کند حتی اگر همه اموال هزینه شده هم جزو مایملک خودش باشد؛ باز هم اثری معنوی نخواهد داشت.
انسان ها در کارهایشان دارای سه نوع نیت هستند
سه نوع نیت در کار انسان ها دیده می شود؛ نخست آن که کاری را برای رهایی از آتش جهنم انجام دهند. دیگر این که طمع به نعمت های فراوانی بهشتی داشته باشند و سوم آنان که تنها از روی محبت حضرت حق کاری را انجام می دهند. گرچه همه این نیت ها خوب است. ولی بهترین گزینه این است که بخاطر محبت خداوند، اعمال را انجام دهیم.
نیت در اعمال تأثیر فراوانی بر اجر و ثواب اخروی آنها دارد
نیت در اعمال تأثیر فراوانی بر اجر و ثواب اخروی آنها دارد. وقتی گفته می شود یک ضربت امام علی علیه السلام در جنگ احزاب از عبادت انس و جن برتر است؛ آنگاه تأثیر نیت و خالص بودن آن را در اعمال نیک درخواهیم یافت.
ملاک برتری و اجر اعمال حجم آنها نیست و آنچه اهمیت دارد و تأثیرگذار است خلوص نیت یعنی حسن فاعلی است و حسن فعلی هرچند خوب است اما ملاک و دلیل تامه محسوب نمی شود.
ریاکاری و جلب توجه دیگران یکی از آفت های کار خیر است. به هر میزان نیت افراد در کاری متفاوت باشد، صبر او نیز تغییر می یابد و استقامتش بر طاعات و عبادات متفاوت خواهد بود.
کسی که همه مستحبات را انجام دهد با کسی که تنها به خواندن فریضه واجب اکتفا می کند؛ متفاوت خواهند بود. صبر بر عبادت هم مانند نیت در انسان های مختلف دارای انواع گوناگونی است.
هنگامی که مصائب گوناگون به شخصی هجوم می آورند میزان صبر او در مقابله با آنها هم با دیگران تفاوت خواهد داشت.
صبر بر بعضی از بلاها تنها از سوی اولیای خدا یعنی پیامبران و امامان معصوم علیهم السلام بر می آید.
پایگاه حوزه
بر پایه این گزارش؛ در این نوع از ازدواج، خانواده هایی که برای رفع نیاز مالی خود پول قرض کرده اند و قادر به برگرداندن بدهی خود نیستند، دختران نوجوان خود را به ازدواج طلبکار برای مدت معینی در می آورند.
در این مدت خانواده دختر باید مبلغ مورد نظر را تهیه کند و با پایان مدت ازدواج پول را به طلبکار داده و دختر خود را پس گیرد.
در این رابطه مقامات قضایی کشور مغرب اعلام کردند این گونه ازدواج جرم بوده و به تجارت بشر مقابل پول خواهد انجامید. ازدواجی که به شخصیت زن اهانت می کند.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
گفتنی است که تکرار در قرآن دو گونه است.
1. تکرار معنوى: منظور از این نوع تکرار، تکرار یک مضمون یا مفهوم است؛ مانند تکرار داستان حضرت ابراهیم، یا حضرت موسى(ع) که در موارد متعددى با جملات و عبارات متفاوتى تکرار شده، و یا از مقاطع مختلف زندگی آنان آغاز شده است.
2. تکرار لفظى: تکرار لفظی خود انواع مختلف دارد.
2- 1. گاهى یک کلمه تکرار شده؛ مانند: «قَوارِیرَا قَوارِیرَا».[1]
2- 2. گاهى یک جمله کامل تکرار شده است که در برخی موارد جمله تکرار شده، در کنار هم نیستند، بلکه در سورههاى مختلف قرار دارند؛ مانند: «وَ ما ظَلَمُونا وَ لکِنْ کانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ»، که یکبار در سوره بقره آیه 75، و یکبار در سوره اعراف آیه 160 آمده است. همچنین نظیر: «کانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً»، که یکبار در سوره روم آیه 9، و یکبار در سوره فاطر آیه 44، و یکبار در سوره غافر آیه 21 تکرار شده است.
2- 3. گاهى جمله تکرار شده در کنار هم قرار گرفته است مانند: «أَصْحابُ الْیَمِینِ ما أَصْحابُ الْیَمِینِ».[2] «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً».[3]
2- 4. گاهى یک جمله در فواصل آیات یک سوره تکرار شده است؛ مانند: «فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ» که در سوره الرحمن 31 مرتبه در فواصل آیات تکرار شده، و «فَوَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ» که در سوره مرسلات ده مرتبه تکرار شده است. این جملهها پس از بیان مطالبى که شبیه یکدیگرند به صورت ترجیعبند آمده است.[4]
فلسفه تکرارها
مفسران و کارشناسان علوم قرآنی در ارتباط با فلسفه و هدف اینگونه تکرارها میگویند؛ که این تکرارها غالباً براى تأکید مطلب و تقریر کلام و یا نشان دادن عظمت و اهمیت موضوع و جلب توجه مخاطب به مضامینى است که در آن سوره آمده است. به بیان دیگر، در مجموع هدف این است که توجه شنونده به خوبى به سوى موضوع یا مطلب مورد نظر جلب شود. البته در مواردى هم تکرار یک کلمه براى این است که میان موضوع و محمول یا مبتدا و خبر، فاصله زیادى میافتد که در اینصورت تکرار موضوع یا مبتدا براى یادآورى مفید است؛ مانند: «ثُمَّ إِنَّ رَبَّکَ لِلَّذِینَ عَمِلُوا السُّوءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ تابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِکَ وَ أَصْلَحُوا إِنَّ رَبَّکَ مِنْ بَعْدِها لَغَفُورٌ رَحِیمٌ».[5]، [6]
امّا فلسفه تکرار آیه «فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ» در سوره الرحمن اقرار گرفتن به آن نعمتهاى شمرده شده و تأکید در تذکّر به تمام آنها است. پس هر کجا که خداى سبحان نعمتى را که انعام نموده و از آن یاد میکند، در حقیقت بر آن اقرار میگیرد و بر تکذیب به آن توبیخ میکند. چنانچه فردی به دیگرى میگوید: آیا من به تو نیکی نکردم وقتى که مالى را در اختیار تو گذاشتم؛ آیا من به تو نیکى نکردم وقتى که به تو زمین و ملکى بخشیدم؛ آیا من به تو خدمت نکردم وقتى که خانهاى براى تو ساختم، پس تکرار در آن خوب است براى اختلاف آنچه را که اقرار به آن کرده، و مانند آن در کلام عرب و اشعار ایشان زیاد است.[7] لذا تکراری در میان نبوده و تأکید برای یک چیز نیست.[8]
به بیان روشنتر، تکرار در سوره الرحمن، نه فقط براى تأکید است چنانچه به نظر ابتدایی چنین مینماید، بلکه براى اقرار گرفتن و آگاهی دادن غافلان و توبیخ و تنبیه منکران نعمتهاى الهى است که به دنبال هر نعمتى تذکر میدهد که بایستى یک یک موجودات را تحت نظر قرار دهند و بدانند که آنچه روى زمین و بالاى زمین، بلکه هر ممکنى که در عالم ظهور و بروز کرده و میکند، تماماً ملک خدا و تحت تصرف پروردگار، و ظهور و پرتوى از رحمت رحمانیه غیر متناهیه حضرت حق است. و نمایشى است که از فیض منبسط «وَ رَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ»، بروز و ظهور نموده است.[9]
پی نوشتها:
[1]. مؤمنون، 36.
[2]. واقعه، 27.
[3]. انشراح، 6- 7.
[4]. ر. ک: جعفری، یعقوب، سیرى در علوم قرآن، ص 270- 272، تهران، اسوه، چاپ سوم، 1382ش.
[5]. نحل، 119.
[6]. سیرى در علوم قرآن، ص 272.
[7]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، بلاغی، محمد جواد، ج 9، ص 301، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372ش؛ حسینی عمیدی، سید عمید الدین بن محمد اعرج، کنز الفوائد فی حل مشکلات القواعد، محقق، مصحح، واعظی، محی الدین، کاتب، حاج کمال، اسدی، جلال، ج 2، ص 113، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1416ق.
[8]. مغنیه، محمد جواد، تفسیر الکاشف، ج 7، ص 207، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، 1424ق.
[9]. بانوی اصفهانی، سیده نصرت امین، مخزن العرفان در تفسیر قرآن، ج 12، ص 14، تهران، نهضت زنان مسلمان، 1361ش.
منبع: اسلام کوییست
.: Weblog Themes By Pichak :.























