برای ماه منیر بنی هاشم به گونة ماه نامت زبانزد آسمان ها بود و پیمان برادری ات با جبل نور چون ایه های جهاد محکم ... ادامه مطلب نظرات (0) [چهارشنبه 30 دی 1394 ] [mojdeh]
زینب…! پلک صبوری می گشایی و چشم حماسه ها روشن می شود کدام سر انگشت پنهانی زخمه به تار صوتی تو می زند که آهنگ خشم صبورت عیش مغروران را منغص می کند می دانیم تو نایب آن حنجره ی مشبّکی که به تاراج زوبین رفت و دلت مهمانسرای داغ های رشید است ادامه مطلب نظرات (0) [یک شنبه 29 آذر 1394 ] [mojdeh]
لابه لای دقیقه ها این جای شعر را فقط عشق میفهمد این شعر متعلق به آسمان است لابه لای دقیقهها کسی به نام حسین مطرح شد وخدا حُسن او را با شهامت امضا کرد حسین کسی است که ابرها در تمام تاریخ برایش بارانی میشوند ادامه مطلب نظرات (0) [پنج شنبه 26 آذر 1394 ] [mojdeh]
زخم قبیله ی زمین زخم کهنه ای ست زخم قبیله ی زمین به کدامین قبیله می مانم؟! در کربلا مانده ست، برگ هویتم وقتی که باد – بر یال خونی خاک – وزید و رفت برلبهای مضطرب خاتون به گل نشست پیام برادر… و ، خیره ماند خاک ، بر آوار کاخها تکیه زد آسمان، بر درنگ ثانیه ها ادامه مطلب نظرات (0) [پنج شنبه 26 آذر 1394 ] [mojdeh]
خاتون کوچک خاتون کوچکی است و دشت که به تاراج رفته است و روح بهار که به شیشه دیو زندانی است خاتون کوچکی است و آب که از تشنگی هراسان است و نخل که به سجدهی گامهاش افتاده است و خون که پرده دار خروشان آسمانی هاست ادامه مطلب نظرات (0) [پنج شنبه 26 آذر 1394 ] [mojdeh]
صبح عاشورا اندک اندک می رفت عمر شب رو به زوال شب لبریز یقین شب سرشار از عشق شب خوشبخت ترین قافله ی روی زمین آن شب قدر که از نور تجلی پر بود « عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد» شب قدری که در آن مدعی مرد نما راه نداشت « دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد» ادامه مطلب نظرات (0) [پنج شنبه 12 آذر 1394 ] [mojdeh]
خط خون - دکتر علی موسوی گرمارودی درختان را دوست می دارم که به احترام تو قیام کرده اند، و آب راکه مهر مادر توست خون تو شرف را سرخگون کرده است شفق، آینه دار نجابتت، و فلق محرابی ، که تو در آن نماز صبح شهادت گزارده ای . * در فکر آن گودالم که خون تو را مکیده است هیچ گودالی چنین رفیع ندیده بودم در حضیض هم می توان عزیز بود از گودال بپرس ! * ادامه مطلب نظرات (0) [سه شنبه 26 آبان 1394 ] [mojdeh]