مرثیه
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

ارسال شده در : اشعار شب سوم محرم - اشعار شهادت حضرت رقیه 

 

اشعار شب سوم محرم-اشعار شهادت حضرت رقیه (س)-اشعار خرابه شام

 

رفتیّ و با غم همسفر ماندم در این راه

گاه از غریبی سوختم گاه از یتیمی

 

گفتم غریبی، نه غریبی چاره دارد

آه از یتیمی ای پدر، آه از یتیمی

*

من بودم و غم، روز روشن، شهر کوفه

روی تو را بر نیزه دیدم، دیدم از دور

 

در بین جمعیت تو را گم کردم اما

با هر نگاه خود تو را بوسیدم از دور

*

من بودم و تو، نیمه شب، دروازه ی شام

در چشم من دردی و در چشم تو دردی

 

من گریه کردم، گریه کردم، گریه کردم

تو گریه کردی، گریه کردی، گریه کردی

*

در این زمانه سرگذشت ما یکی بود

ای آشنای چشم های خسته ی من

 

زخمی که چوب خیزران زد بر لب تو

خار مغیلان زد به پای خسته ی من

*

ای لاله من نیلوفرم، عمه بنفشه

دنیا ندیده مثل این ویرانه باغی

 

بابا شما چیزی نپرس از گوشواره

من هم از انگشتر نمی گیرم سراغی

 

سید محمدجواد شرافت

 

منبع : سهیل عرب


[شنبه 24 مهر 1395 ]   [mojdeh]
زیارت عاشورا