شب در غبار طایفه عاد رفته بود
صحرا به خواب سنگی بیداد رفته بود
هر سوی خیمه هلهله ای تیر می کشید
ترس هزار قافله در باد رفته بود
تیر از کمان حرمله، بی رحم می وزید
با هر سکوت فرصت فریاد رفته بود
سم کوب وحشیانه اسبان بی قرار
تا خیمه های ساکت سجاد رفته بود
