ابیاتی از سه مرثیه منظوم عاشورایی نصرت اردبیلی ای سر بلند صُفّه صدق و صفا حسین وی پای بند رشته مهر و وفا حسین ای سّر «کنت کنزاً» مکنون «من عَرَف» وی رمز «هل اتی» اثر «لا فتی» حسین احرام کعبه حرم کبریا ببند ای برگزیده حرم کبریا، حسین ادامه مطلب نظرات (0) [جمعه 13 آذر 1394 ] [mojdeh]
غزل عاشورایی فنای زُنوزی باز این فغان و غلغله اندر زمانه چیست؟ این آتش زبان «فنا» را، زبانه چیست؟ مرغان باغ، کرده چرا سر به زیر پر درمانده جمله از طلب آب و دانه چیست؟ پژمرده غنچه و گل بر گلستان چرا؟ برقی کزوست سوخته بر آشیانه، چیست؟ غنچه، فکنده پرده عصمت چرا ز رخ؟ بلبل ز غصه، بسته زبان از ترانه چیست؟ ادامه مطلب نظرات (0) [جمعه 13 آذر 1394 ] [mojdeh]
نذر عشق شش ماهه پا به پای غم من چشم تو از خواب افتاد آتش داغ لبت بر جگر آب افتاد دامن خالی من پر شده از گنج گران بس که از دیده ی تو گوهر نایاب افتاد آسمان خنده به لبهای تو می خواست ولی چاره ی اشک تو از شانه ی مهتاب افتاد اشک من باز کند پنجره ای رو به فرات جای غم نیست اگر قفل بر این باب افتاد ادامه مطلب نظرات (0) [پنج شنبه 12 آذر 1394 ] [mojdeh]
عشق با نام تو زیباست ... حرمت قبله ی دلهاست خدا می داند زائرت مهدی زهراست خدا می داند می زند بوسه به شش گوشه ی قبرت وقتی کعبه هم طالب اینجاست خدا می داند دل خورشید به تو گرم و زمین می چرخد دست تو بر سر دنیاست خدا می داند می رود، می گذرد از همه ی گردنه ها هر که درگیر تو تنهاست خدا می داند ادامه مطلب نظرات (0) [پنج شنبه 12 آذر 1394 ] [mojdeh]
خلیل سربریده... دلم غرق نگاه آخرت ماند غریب من، غم پهناورت ماند فرستادی به میدان اکبرت را میان معرکه پیغمبرت ماند از آن بغض نگاه گریه دارت که خیره بر گلوی اصغرت ماند... من و اهل حرم فهمیده بودیم کنار علقمه بال و پرت ماند ادامه مطلب نظرات (0) [پنج شنبه 12 آذر 1394 ] [mojdeh]
لذت بوسه خورشید... موج در موج غم و آه جگر تاب بنوش پیچ در پیچ غم این همه گرداب بنوش غم زینب غم اصغر ، ، غم من غم لبهای ترک خورده بی تاب بنوش کفی از آب نمی داد کفاف عطش ات جرعه جرعه غم ما را عوض آب بنوش آه ای ماه که افتاده مدارت به فرات تیرهایی که زهر سو شده پرتاب بنوش ادامه مطلب نظرات (0) [پنج شنبه 12 آذر 1394 ] [mojdeh]
اب و هوای حنجرت را دوست دارم ... از یاس تا نیلوفرت را دوست دارم باغ خدا برگ و برت را دوست دارم ای آسمان مهربان دست کریمت خورشید ذره پرورت را دوست دارم با نام تو آغاز کردم عاشقی را پرواز با بال و پرت را دوست دارم دست یقینم را بگیر ای عشق بی سر من بالهای باورت را دوست دارم ادامه مطلب نظرات (0) [پنج شنبه 12 آذر 1394 ] [mojdeh]
نی نوا مانند نوی نوای تو را مشق می کنند قومی که نینوای تو را مشق می کنند قومی که در سکوت غریبانه این چنین تکلیف آشنای تو را مشق می کنند با آن که از تمام جهت ندبه می وزد هر شب فقط دعای تو را مشق می کنند حتی کبوتران حرم، چشم در رهت هر جمعه ردِّ پای تو را مشق می کنند ادامه مطلب نظرات (0) [سه شنبه 10 آذر 1394 ] [mojdeh]
قطره ای از سبوی حسین آبروی ما بود از آبرویت یا حسین سرمه چشمان ما از خاک کویت یا حسین در گلستان وفا در جست و جو سرگشته ایم تا به وجد آییم ما یک دم ز بویت یا حسین ما همه دیوانگان وادی عشق توییم کاین چنین برخاست از ما «های و هو»یت یا حسین ای که عالم جملگی مست تمنای تواند قطره ای در جام ما ریز از سبویت یا حسین ادامه مطلب نظرات (0) [سه شنبه 10 آذر 1394 ] [mojdeh]
مهرگیا خار غم نیست که در کرب و بلا می روید گل درد است که از دشت وفا می روید می خلد خار مِحَن پای دلم را که هنوز گل اندوه ز باغ دل ما می روید یادگار غم هفتاد و دو تن لاله رخ است این همه لاله که در کرب و بلا می روید لاله را با گل افسرده سر و کاری نیست این گل از تربت ارباب صفا می روید ادامه مطلب نظرات (0) [سه شنبه 10 آذر 1394 ] [mojdeh]