مرثیه
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

لبخند حسین(ع)

 

روی ماه یوسف مجنون لیلای حسین
می کند امشب عیان لبخند ثار الله را
 
می کشد تا سجده ی آخر شراب عشق را
هر که از آل علی آموخت بسم الله را
 
چشم من بر دست تو ، دستم به دامانت علی
تا بگیرد عشق تو دست من گمراه را
 
ای نهان از چشم و پیدا تر ز پیدا در دلم
با تو پیدا کرده ام من راه از بیراه را
 

[پنج شنبه 12 آذر 1394 ]   [mojdeh]

شاید زبان دل حضرت زینب(س) باشد..

 

باز هم در وسعت چشمان تو گم شد غمم
تازه پیدا کردمت ای ماه از رفتن مگو
 
رحم کن بر قلب تنگ آسمان، با باد هم
از گلوی تشنه و از تیغ اهریمن مگو
 
این که می افتد تنت چون برگ قرآن بر زمین
این که می گیرد سرت را خاک بر دامن مگو
 
یک اشارت از نگاه تشنه ات ما را بس است
آفتاب دل! غروبت را به من روشن مگو
 

[پنج شنبه 12 آذر 1394 ]   [mojdeh]

می شود عباس بود و مرد ماند......

 

می شود در برگ ریز عاطفه
باز هم از دیده ه ها اشکی فشاند
 
می شود در فصل غربت پیشگی
خویش را از درد بی دردی تکاند
 
می شود با تکیه بر یاد بهار
سرو بود و در مسیر باد ماند
 
با دلی شوریده ابراهیم وار 
می شود نمرود را از پا نشاند
 

[پنج شنبه 12 آذر 1394 ]   [mojdeh]

اشک...( شاید زبان دل حضرت زینب(ع) باشد)

 

لرزاند کوه شانه هایم
وقتی که پر شد از گُسل اشک
 
وقتی سرت می ریخت و من
می ریختم از روی تَل اشک
 
بی وقفه می جنگید آن روز
در سینه ی من با اجل اشک
 
بی شک پس از تو مرده بودم
انداخت در مرگم خلل اشک
 

[پنج شنبه 12 آذر 1394 ]   [mojdeh]
خون پاک
 
 
چرا گلزار و گلشن گشته غمناک
چرا گریان ز غم روح الامین است
 
مگر از شام آید کاروانی
که صوتش مُحرق قلب حزین است
 
جهان شد از چه رو کانون ماتم
مگر از نو عزای شاه دین است
 
حسین آن کو به راه حق پرستی
چو بابش فرد بی مثل و قرین است
 

[یک شنبه 8 آذر 1394 ]   [mojdeh]

نخستین اتفاق (علیرضا قزوه)

 

 فـــتــــاد از پـــــــا کـــنـــار رود در آن ظـهـــر دردآلـــود
کســـــی کــــه عطـــر نـــامـــش آبـروی آب زمزم بود
 
دلش می‌خواست می‌شد آب شد از شرم امـا حیف
دلش می‌خواست صد جان داشت اما باز هم کم بود
 
مـــدینـــه نــه کــه دیگر مکه حتی جای امنی نیست
تمــــام کـــربــلـــا و کــــوفــــه غـــرق ابــن ملجم بود
 

[پنج شنبه 28 آبان 1394 ]   [mojdeh]

مرثیه‌ی ایرج میرزا درباره‌ی عاشورا

 

 رسم است هر که داغ جوان دیده‌ دوستان
 رأفت برند حالت آن داغ‌دیده را
 
 یک دوست زیر بازوی او گیرد از وفا
وان یک ز چهره پاک کند اشک دیده را
 
آن دیگری بر او بفشاند گلاب قند
تا تقویت شود دل محنت‌کشیده را
 
 یک چند دعوتش به گل و بوستان کنند
 تا برکنندش از دل، خار خلیده را
 

[سه شنبه 26 آبان 1394 ]   [mojdeh]
زیارت عاشورا