مشاهیر ایران و جهان

راسخون راسخون راسخون
انجمن ها انجمن ها انجمن ها
گالری تصاویر گالری تصاویر گالری تصاویر
وبلاگ وبلاگ وبلاگ
چندرسانه ای چندرسانه ای چندرسانه ای

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14

علیرضا سمیع‏آذر در سال 1340 در تهران متولد شد.

او در سال 1369 در رشته معماری از دانشگاه تهران فارغ‏التحصیل شد و در سال 1375 در همین رشته دکترای خود را از دانشگاه مرکزی لندن دریافت کرد.

سمیع‏آذر تا سال 1383 ریاست موزه هنرهای معاصر تهران را بر عهده داشت و هم اکنون بیشتر وقت خود را به تدریس و تألیف می‏گذراند.

نشر نظر دو کتاب "مفاهیم و رویکردها در آخرین جنبش‏های هنری قرن بیستم" و "جهانی شدن و هنر جدید" (هر دو از نوشته‏های ادوارد لوسی اسمیت) را به ترجمه او منتشر کرده است.

علیرضا سمیع‏آذر کار مفصلی را در دست انجام دارد که تألیف کتاب "تاریخ هنر معاصر جهان" در چندین مجلد است.

جلد اول این کتاب منتشر شده است.علیرضا سمیع‏آذر، نشان افسری نظام هنر و ادبیات دولت فرانسه را دریافت کرده است.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

دكتر زهره عبدي دانشپور ،پس از اتمام تحصيلات ابتدايي و متوسطه ،ديپلم خود را از دبيرستان نور بخش در سال 1346 اخذ كرد. وي تحصيلات خود را تا مقطع كارشناسي ارشد در دانشگاه تهران در رشته معماري به اتمام رسانيد .دكتر عبدي دانشپور براي تكميل معلومات دانشگاه به انگلستان سفر كرد و در دانشگاه ليورپول انگلستان در رشته برنامه ريزي شهري و منطقه اي دكتراي خود را دريافت داشت. نامبرده ه اكنون عضو هيئت علمي و دانشيار گروه معماري, دانشكده معماري و شهرسازي شهيد بهشتي مي باشد. گروه : هنر رشته : معرق كار گرايش : برنامه ريزي شهري و منطقه اي تحصيلات رسمي و حرفه اي : سوابق تحصيلي دكتر زهره عبدي دانشپور به ترتيب زير است: ديپلم رياضي دبيرستان نوربخش ايران 1346 فوق ليسانس معماري تهران ايران 1354 دكترا (PhD) برنامه ريزي شهري و منطقه اي ليورپول انگلستان 1983 مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : سوابق كاري و اجرايي و مديريتي زهره عبدي دانشپور به قرار زير است: كارشناس ارشد معماري1355-1356 دفتر فني استانداري استان مركز- تهران، ايران كارشناس ارشد برنامه ريزي 1362-1363 دفتر فني جهاد دانشگاهي، دانشگاه شهيد بهشتي تهران، ايران مدير گروه خدمات شهري1369-1371 مركز عالي پژوهش هاي مهندسي و پزشكي جانبازان و معلولين تهران، ايران مشاور عالي برنامه ريزي1376 شركت مهندسان مشاور معماري و شهرسازي نقش جهان- پارس تهران، ايران سرپرست گرايش برنامه ريزي شهري و منطقه اي1377- 1378 گروه شهرسازي، دانشكده معماري و شهرسازي ،دانشگاه شهيد بهشتي- تهران، ايران معاون گروه شهرسازي و سرپرست گرايش برنامه ريزي شهري و منطقه اي1381-1383 دانشكده معماري و شهرسازي ،دانشگاه شهيد بهشتي تهران، ايران عضو هيئت علمي دانشگاه 1363 ادامه دارد گروه شهرسازي، دانشكده معماري و شهرسازي ،دانشگاه شهيد بهشتي تهران، ايران عضويت در مراكز علمي و پژوهشي : طرح مطالعات جامع استان مركزي – عمران شهري- شهر اراك و نيمه جنوبي استان مركزي - مسوول اين بخش از كار و همكار در كل طرح - سازمان برنامه و بودجه استان مركزي- گروه مطالعاتي هامون – 1369 مناسب سازي محيط شهري براي حركت افراد معلول - مسوول اصلي - مركز تحقيقات مهندسي و پزشكي جانبازان و معلولين (وابسته به وزارت علوم و اموزش عالي و بنياد جانبازان و مستضعفان) 1371 -1369 بررسي و تحليل ساختار فضايي/ فعاليتي شهر تهران و ارزيابي امكان پذيري راه هاي مقابله با ناهنجاري هاي موجود - مسوول اصلي - دانشگاه شهيد بهشتي – 75- 1373 برنامه ريزي ناحيه استحفاظي جنوب شهر تهران - مشاور عالي برنامه ريزي - شهرداري تهران- مهندسان مشاور نقش جهان- پارس – 76 – 1375 اصول و مباني طراحي فضاهاي آموزشي (جلد سوم): اصول و مباني مكانيابي و تعيين اندازه فضاهاي آموزشي - مسوول اين بخش از كار و همكار در كل طرح پژوهشي - سازمان نوسازي، توسعه و تجهيز مدارس كشور - 1376 بررسي نظريه ها و رهيافت هاي برنامه ريزي شهري - مسوول اصلي - دانشگاه شهيد بهشتي – 80 -1379 فعاليتهاي آموزشي : سوابق تدريسي و آموزشي زهره عبدي دانشپور به قرار زير است: كارگاه طراحي شهري (1) كارشناسي و كارشناسي ارشد معماري مباني نظري شهري بازگشايي دوره كارشناسي ارشد برنامه ريزي شهري و منطقه اي مباني برنامه ريزي شهري (1) كارشناسي و كارشناسي ارشد معماري مباني برنامه ريزي شهري (1) كارشناسي ارشد پيوسته معماري مباني برنامه ريزي شهري (2) كارشناسي ارشد پيوسته معماري كارگاه طراحي شهري (1) كارشناسي ارشد پيوسته معماري كارگاه طراحي شهري (2) كارشناسي ارشد پيوسته معماري نظريه هاي برنامه ريزي منطقه اي كارشناسي ارشد برنامه ريزي شهري و منطقه اي روش هاي برنامه ريزي منطقه اي كارشناسي ارشد برنامه ريزي شهري و منطقه اي كارگاه برنامه ريزي منطقه اي كارشناسي ارشد برنامه ريزي شهري و منطقه اي مباني بهسازي و نوسازي شهري كارشناسي ارشد برنامه ريزي شهري و منطقه اي نظريه هاي برنامه ريزي شهري كارشناسي ارشد برنامه ريزي شهري و منطقه اي روش هاي برنامه ريزي شهري كارشناسي ارشد برنامه ريزي شهري و منطقه اي كارگاه برنامه ريزي شهري كارشناسي ارشد برنامه ريزي شهري و منطقه اي چگونگي عرضه آثار : - تعداد مقاله در مجلات داخلي و خارجي:7 مورد - تعداد ارائه مقاله در كنفرانس هاي داخلي:11 مورد - تعداد پايان نامه ها :75 مورد ________________________________________ آثار : 1 Cities in City Regions-Governing the Diversity ويژگي اثر : Edited By: J.E. Klausen and P. Swianiewics 2 Part One, Chapter Two: Spatial Inequality and Dislocation in Tehran's Urban Region ويژگي اثر : University of Warsaw, Faculty of Geography and Regional Studies, Poland-2007 Warsaw, Poland 3 درآمدي بر نظريه هاي برنامه ريزي ويژگي اثر : با تاكيد ويژه بر برنامه ريزي شهري- انتشارات دانشگاه شهيد بهشتي 1386 درحال چاپ) تهران، ايران 4 مناسب سازي محيط شهري براي حركت افراد معلول ويژگي اثر : انتشارات دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي 1385 تهران، ايران

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

بهرام شیردل متولد 1333 تهران است. شیردل تا مقطع کارشناسی در کانادا تحصیل کرده است و سابقه حضور در مقام معمار و مدرس معماری در خارج و داخل کشور را دارد. به باور منتقدانش تا دهه چهارم زندگی در جرگه معماران مولف و مطرح جهان به ویژه در رویکرد فولدینگ محسوب می‌شود ولی دهه آخر فعالیتش به خصوص 5 سال آخر، زندگی حرفه‌ای او در هاله‌ای از انزوا فرو رفته است. تا سال 76 در خارج از کشور در مسابقات مختلف برنده جایزه شده است. پروژه کتابخانه اسکندریه در مصر، تالار همایش "ثارا" در ژاپن، از جمله مسابقاتی است که شیردل در آن جایزه دریافت کرده است. شیردل در ایران دو پروژه موزه ملی آب ایران را طراحی کرده است. کتابخانه کانسای ژاپن هم از آثار طراحی شیردل است. او شرکت مشاوره شیردل و همکاران را تاسیس کرده است. مسابقه بانک توسعه صادرات ایران، طرح توسعه حرم معصومه و سفارت ایران در برزیل از مسابقاتی است که شیردل در آن موفق به دریافت جایزه در داخل کشور شده است. شیردل که تا مقطع کارشناسى در کانادا تحصیل کرده، سابقه حضور در مقام معمار و مدرس معمارى در خارج و داخل کشور را دارد. شیردل طراح آثارى چون موزه ملى اسکاتلند، مسابقه کتابخانه اسکندریه، مسابقه تالار همایش نارا، طراحى شهرى در متاپولیس لس آنجلس و... است. گفته می شود بسیاری از چهره‌‌های جوان معماری ایران مانند کامران افشار نادری و رضا دانشمیر در دفتر وی در ایران فعالیت داشته‌اند.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

سید‌علیرضا قهاری متولد 1329 شیراز است. او دارای مدرک کارشناسی ارشد معماری از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران - 1354، مدرک کارشناسی ارشد شهرسازی (طراحی شهری) از دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران 1358، مدرک دوره مدیریت اجرایی از سازمان مدیریت صنعتی، تهران 1372است. عضویت در سازمان نظام مهندسی ساختمان ایران، عضویت در کانون مهندسان معمار دانشگاه تهران، عضویت در جامعه مهندسان معمار ایران، عضو موسس و هیات امناء انجمن مفاخر معماری ایران، عضو هیات مدیره شرکت مدیریت ساختمان، عضو هیات رئیسه انجمن صنفی انبوه‌سازان مسکن، عضو هیات مدیره و مدیرعامل مهندسان مشاور شهر و منطقه، مدیرعامل و رئیس هیات مدیره شرکت سرمایه‌گذاری خانه گستر یکم، عضو شورای نویسندگان مجله آناهید، عمران و معماری، صنعت ساختمان از جمله سوابق کاری این معمار به‌شمار می‌روند. همچنین کارشناس مهندسی و تاسیسات نیروی دریایی 1354-1353، همکاری با مهندسان مشاور طرح و پژوهش، توسعه و عمران، دفتر فنی همکاری مهندسین مشاور 1358-1353، عضو موسس کانون آرشیتکت‌های جوان 1357، مدرس مدرسه عالی ساختمان و بنیانگذار درس گرافیک معماری شهری 1359-1358، کارشناس دفتر امور مشاوران و کارشناسان سازمان برنامه و بودجه 1363-1360، سرپرست گروه شهرسازی و عضو هیات مدیره مهندسان مشاور طرح و توسعه 1367-1363، عضو هیات مدیره و مدیرعامل در شرکت‌های ساختمانی و تاسیساتی 1380-1363، مدیر کل اداره ساختمان و تاسیسات هما 1377-1375، عضو موسس و هیات مدیره کانون مهندسان معمار دانشگاه تهران 1387-1375 از جمله مسئولیت‌های قهاری هستنند. علیرضا قهاری، تهیه ضوابط و مقررات طرح‌های جامع و تفصیلی شهری 1358-1354 ، طراحی و سرپرستی طرح‌های جامع و تفصیلی: اردبیل، آستارا، ارومیه، خوی، مهاباد، کرج 1355-1354، سبزوار، نیشابور، تربت حیدریه، بجنورد 1358-1356 قم 1366، تهیه طرح جامع آموزش معماری (دوره کاردانی و کارشناسی) برای مدرسه عالی ساختمان 1358، همکاری در تهیه طرح آموزش تولیدی معماری برای دانشکده هنرهای زیبا 1358، طرح ساماندهی کارخانجات مزدا 1364، طراح و برنامه‌‍‌ریز: روز معمار، طرح جامع حفاظت از میراث ملی، میراث مکتوب معماری و شهرسازی ایران، تاریخ شفاهی معماری و شهرسازی معاصر ایران، سازماندهی تشکل‌های سراسری معماران از 1378، دبیری نخستین همایش معماری صنعتی ایران 1380 را نیز برعهده داشته است. کتاب "نگاهی به مفاخر جهانی معماری ایران"، "مجموعه اشعار با عنوان این زمانه و عاشقانه‌ها" و بیش از 40 مقاله در زمینه ایران‌شناسی، معماری، شهرسازی و مدیریت از جمله تالیفات این هنرمند معمار به شمار می‌آیند.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

رضا دانشمیر متولد 1347 است. این معمار، فارغ التحصیل معماری در مقطع کارشناسی ارشد از دانشکده معماری دانشگاه علم و صنعت است. وی در سال 80 با اثر گالری "آو" تبدیل یک استخر بدون استفاده به یک گالری هنری و کسب رتبه چهارم اولین دوره جایزه بزرگ معمار، به شهرتی نسبی دست یافت. دانشمیر که عضو کنسرسیومی تحت عنوان نوا NOA با شرکت آرش مظفری و سام تهرانچی است، در سال83 در رقابت مجموعه مسکونی شهید عراقی با کسب رتبه دوم بار دیگر قابلیت‌های معمارانه خود را به رخ کشید. اثر خانه دو پوسته در لواسان در جایزه معمار 83 نیز شرکت داده شد وحائز رتبه پنجم شد. مجموعه علمی فرهنگی پارک ملت که کارفرمای آن، شهرداری منطقه 3 و شرکت توسعه فضاهای فرهنگی تهران است، یکی دیگر از آثار او است. رضا دانشمیر، فعالیت مستقل حرفه‌ای خود را از سال ۱۳۸۷ آغاز کرد و در سال ۱۳۸۳ به همراه کاترین اپریدونف، شرکت مهندسان مشاور حرکت سیال را تأسیس کرد. ۱۰ سال تدریس در دانشکده‌های مختلف معماری، انتشار مقالات تخصصی در نشریات معماری و همچنین دریافت جوایز متعدد از مسابقات مختلف معماری، حاصل کار او در این دوره بوده است. پروژه پردیس سینمایی پارک ملت او، رتبه اول جایزه معمار ۸۷ را در بخش ساختمان‌های عمومی به این معمار اختصاص داده است. رضا دانشمیر بر این باور است: "به نظر من معماری دو بحث عمده دارد ؛ یکی بحث درونی و دیگری بحث بیرونی. سرپناه به بحث بیرونی مربوط می‌شود ؛ یعنی پاسخ به نیاز و اگر از این دید بخواهیم نگاه کنیم، بله صحیح است. معماری باید نیازی را برطرف کند. اما به نظر من خانه یک موضوع آزمایشگاهی است در بحث درونی معماری. تقریبا از رنسانس به این طرف، پروژه‌هایی که کار می‌شود ، مسئله آنها فقط سرپناه نیست. در واقع می‌خواستند جایگاه انسان را در جهان با معماری توصیف کنند. حالا خانه دستاویزی است که کارفرماهای آن خیلی بیشتر از پروژه‌های دیگر است. کارفرما مردم هستند، مردم هم زیاد هستند. این مردم خانه می خواهند. خانه پروژه کوچکی است که د ر واقع یک موضوع آزمایشگاهی است که حالا معماران بر اساس شرایط فکری شان می‌توانند تجربه کنند و نظریات متفاوتی را در قالب خانه آزمایش کنند" .

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : نشريه دانش نما ،شماره ي 162-161

زندگي نامه استاد محمد مهريار،درسال1297هـ.ش. در اصفهان متولد شد و تحصيلات مقدماتي و ابتدايي خود را در مدارس قديم با يادگيري ادبيات فارسي، فقه،اصول و معاني بيان بُر طبق روش معمول آغاز کرد. سپس به کشور عراق مسافرت کرد و تحصيلات خويش را، به ويژه در دو شهر بغداد و نجف، ادامه داد و پس از مدّتي توقف در آن ديار به اصفهان بازگشت و باز به تحصيل فقه و اصول و ادب فارسي و عربي پرداخت. درعين حال، از تحصيل زبان هاي خارجي (انگليسي و فرانسوي) و معارف جديد نيز غافل نماند، به طوري که درسال1316هـ.ش. به اخذ ديپلم کامل متوسطه قديم توفيق يافت. سپس به دانش سراي عالي وارد شد و به تحصيلات عاليه در ادبيات و فلسفه اشتغال يافت. درسال1319هـ.ش. پس از اخذ درجه ليسانس، در مدارس اصفهان تدريس مواد مختلفي را (نظر به توسعه مباني تحصيلات خويش) برعهده گرفت؛ و درعين حال از تحقيق و تتبعات علمي و ادبي فارغ ننشست. درسال1330هـ.ش. به آمريکا عزيمت نمود و در دانشگاههاي فلوريدا و شيکاگو در رشته تعليم و تربيت در ادبيات، به تحصيل و تکميل معلومات خود پرداخت. وي پس از بازگشت به ايران درسال1336هـ.ش. به دانشگاه اصفهان منتقل شد و در مقام رئيس کتابخانه دانشکده پزشکي اصفهان، کتابخانه آن دانشکده را تأسيس کرد و چندسال بعد به دانشکده ادبيات منتقل و به تدريس تاريخ ادبيات فارسي مشغول شد.(1) خدمات فرهنگي آثاربه چاپ رسيده از استاد مهريار به شرح زير مي باشند: -چشم انداز تاريخ سياسي ايران، چاپ اصفهان. -اصفهان از قديم ترين عهود تاريخي تا عهد سلجوقي (از رساله «اصفهان، از گذشته و حال»)، چاپ اصفهان. -رساله در رشد و نمو کودک و راه استفاده از آن در تعليم و تحصيل، چاپ اصفهان. -قلمرو ايران در گذشته و حال (در تاريخ صفويه)؛ اين کتاب از مدارک نفيس و مهم عهد صفوي است. -تاريخ ادبيات ايران قبل از اسلام(جلد اول). -تأثيرو نفوذ غرب در ايران، چاپ اصفهان. -هلال ماه نو، ترجمه از اشعار تاگور، شاعر نامدارهند،چاپ اول، 1341هـ.ش.؛ چاپ دوم، 1380هـ.ش. -شاه دژکجاست؟، چاپ اول، 1343هـ.ش.؛چاپ دوم، 1379هـ.ش. -گزارش هاي گيلاننتزدرباره هجوم افغانان و محاصره و سقوط اصفهان، (اين کتاب يکي ازمدارک تاريخي نفيس درباره حمله افغانان است)، چاپ اصفهان، 1344هـ.ش. -راه نو در سلامت روان و تن (تاريخ روانپزشکي روان تني (Psychosomatic))، چاپ اصفهان، 1344هـ.ش. -ترجمه سفرنامه سانسون (وضع ايران در عهد شاه سليمان صفوي)، 1377. -آناباز،انتشارات فردا، 1380. -فرهنگ جامع نام ها و آبادي هاي کهن اصفهان (جلد اول و دوم)،انتشارات فرهنگ مردم،1382.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : نشريه دانش نما ،شماره ي 162-161.

دکترعبدالله جبل عاملي زندگي نامه دکترعبدالله جبل عاملي در ديماه1319هـ.ش. دراصفهان متولد شد و تحصيلات ابتدايي تا متوسطه را در اين شهر به پايان رساند و درسال1340هـ.ش. براي تحصيل در رشته مهندسي معماري، عازم ايتاليا شد و تحصيلات خود را تا مقطع دکتري معماري ادامه داد و درسال1351هـ.ش. به $خدمات فرهنگي -وي ازسال1351 تا1357هـ.ش. کارشناس سازمان حفاظت آثار باستاني بود. - ازسال1366 تا 1372هـ.ش. مديرکلّ سازمان ميراث فرهنگي اصفهان بود و ازسال1372 تا 1381هـ.ش. در سِمَت کارشناس آن سازمان، خدمات ارزنده اي را براي حفظ آثار تاريخي و فرهنگ اصفهان ارائه نمود و سرانجام درسال1381هـ.ش. به افتخار بازنشستگي نايل آمد. -فعاليت هاي مرمتي بسياري درجهت حفظ آثار تاريخي در داخل و خارجِ کشور با نظارت وي انجام پذيرفته است که در زير برخي از آنها اشاره مي شود: -از سال1355هـ.ش. مسئوليت نظارت بر مرمت مجموعه ميدان امام را برعهده داشته است. -ازسال1358هـ.ش. به عنوان مديرکلّ سازمان ميراث فرهنگي اصفهان به مرمت آثار تاريخي تخريبي درجنگ تحميلي پرداخت، که برخي از اين آثار عبارتند از: مسجدجامع اصفهان، بازار اصفهان، مسجد آقانور،بازار دردشت، تعدادي از خانه هاي تاريخي،مجموعه ي بناهاي تاريخيِ نايين و کاشان، مسجدجامع نطنز و مساجد ابيانه. -مأموريت نظارت بر عمليات مرمتيِ مسجدجامع ايروان در کشور ارمنستان. -مأموريت يونسکو بر مرمت و احياي شهر دربند در کشور روسيه. -طراحي هاي معماري بسياري نيز توسط وي صورت گرفته که در زير به برخي از آنها اشاره مي کنيم: -طراحي بدنه ي شرقي چهارباغ عباسي. - طراحي مدرسه ي علميه حاج آقا حسن امامي در کنار بازار اصفهان. - طراحي مجموعه ي مسکوني در شهرک بهارستان که برنده جايزه اسکان بشر شد. - طراحي مجموعه ي مسکوني در شمال خميني شهر براي سازمان مسکن و شهرسازي. از وي درطي اين سالها مقالات و تأليفات زيادي به چاپ رسيده است که در زير به برخي از آنها اشاره مي شود: -ترجمه کتاب «مسجدجامع اصفهان»، تأليف اوژن گالديري. -ترجمه ي کتاب «عالي قاپو»، تأليف اوژن گالديري. -ترجمه ي کتاب «مسجدجامع اصفهان» (در سه جلد) تأليف اوژن گالديري. (زير چاپ). پيشينه ي آموزشي وي ازابتداي تأسيس دانشکده ي معماري در دانشگاه آزاد اسلامي واحد خوراسگان، با اين دانشکده همکاري داشته است و ازسال1384هـ.ش. علاوه بر تدريس، سمت مديريت گروه معماري را نيز برعهده دارد. او همچنين، سالهاي متمادي در دانشگاه هنر اصفهان به تدريس تاريخ معماري مشغول بود.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

حسین لرزاده در سال 1285 هـ‌.ش در تهران، کوچه قلمستان نزدیک باغ و حمام حاج عبدالصمد چشم به جهان گشود. پدر ایشان استاد محمد لرزاده از معماران نامی دوره‌ اتابک و همکار حاج حسن صنیع الدیوان، معمار اتابکی بود. از یادگارهای استاد محمد لرزاده، ‌می‌توان از‌ مسجد حاج حسن صنیع الدیوان، سید نصیر الدین، یکی دو ایوان در مدرسه‌ سپهسالار، از گردن به پایین گنبد سر قبر آقا و خط بنایی دور آن و حوضخانه‌ آینه کاری حسینیه امیربهادر یاد کرد. استاد حسین لرزاده از هفت سالگی چندی نزد میرزا حسن به مکتب رفت. سپس به مدرسه‌ مقابل منزل محتشم‌السلطنه فرستاده شد و استعدادهای هنری ایشان از همان زمان نمایان گشت. در محضر درس پدر نیز از بهترین‌ها بود؛ در حالی که دیگر هنرآموزان از سختی کار در رنج بودند او با وجود سن کم، چند زمینه‌ گره را در کلاس طراحی می‌کرد آن چنان که همگان را به حیرت می‌انداخت. پس از اتمام دوره‌ ابتدایی به دبیرستان سلطانی واقع در پل امیربهادر و از آنجا به مدرسه‌ کمال الملک برای یادگیری مجسمه سازی رفت. این دوران یک سال و نیم به طول انجامید. سپس به محضر درس سیدمحمد تقی نقاش باشی رفت. در تمام این دوران، علاوه بر مکتب، درخانه نزد پدر نیز مشق معماری می‌کرد. پس از خلع احمد شاه از سلطنت، کارگاه نقاشی سید محمد تقی نقاش باشی واقع درخیابان ناصریه به دلیل طرح اصلاحی خیابان، از میان رفت و استاد لرزاده با کسب اجازه از استاد خود،‌ کارگاه کوچکی جنب مسجد مجدالدوله،‌ بین چهارراه حسن‌آباد و گذر تقی‌خان به نام «نقاشخانه‌ حسین لرزاده» دایر کرد. پدر استاد در سال 1305 درگذشت. در این زمان استاد لرزاده با دعوت استاد جعفرخان کاشانی که دست اندر کار ساختن عمارت سنگی تپه علی‌خان در سعد آباد بود، به کار نقاشی در یکی از اتاق‌های این عمارت مشغول شد. پس از آن، طراحی و ساخت سر در ایرانی برای بانک شاهی واقع در توپخانه – بانک تجارت کنونی– را انجام داد. رسمی‌سازی سر در مدرسه دارالفنون و بالکن پیرایش در ابتدای خیابان لاله‌زار و مطبعه‌ یمنی در خیابان فردوسی نیز از کارهای ایشان در این دوران است. پس از آن عمارت محروقه‌ مجلس شورای ملی را تعمیر کرد. استاد لرزاده در سال 1311 برای ساختن آرامگاه فردوسی به توس رفت و مدتی با مرحوم عماد الکتاب که در آن هنگام ایام کهولت را می‌گذراند و برای خطاطی اشعار و نوشته‌های مقبره‌ حکیم توس به آنجا رفته بود، همدم و محشور شد و شبها در نزد او مشق خط می‌کرد. خود وی از قول مرحوم عمادالکتاب می‌گوید: «حالا چه عیبی دارد در کنار معماری، خوب هم بنویسی». تاریخ پایان آرامگاه فردوسی مصادف با 30 سالگی استاد بود. وی در ضمن آن اشعاری نیز ذکر کرده است: به شمسی شد اتمام آرامگه هزار و سه صد از پی‌اش، سیزده پس از اتمام کار آرامگاه فردوسی،‌ استاد به تهران بازگشت و مشغول به کار کاخ مرمر شد. گنبد این کاخ هم از آثار ایشان است. همچنین بنا به درخواست آیت الله بروجردی،‌ مسجد اعظم قم را طرح ریزی و اجرا کرد. از دیگر یادگارهای ایشان تعمیر و ساخت قسمت‌هایی از حرم مطهر حضرت سید الشهداء‌ است و بدین مناسبت به سمت معمار افتخاری ابا عبدالله ‌الحسین نایل آمد. استاد حسین لرزاده بعد از 98 سال زندگی اواخر شهریور ماه 1383 دار فانی را وداع گفت. استاد لرزاده کار بر روی 842 مسجد را در افتخارات خود دارد که از آن جمله است: - مسجد لرزاده، ‌خیابان لرزاده، خیابان خراسان - مسجد سلمان، خیابان شهباز، خیابان غیاثی - مسجد سجاد، ‌خیابان جمهوری - مسجد اعظم قم،‌ خیابان موزه - مسجد مهدیه، ‌خیابان ری - مسجد امام حسین، ‌خیابان امام حسین - مسجد فخریه، خیابان امیریه - مسجد زعیم، ‌خیابان منیریه - مسجد فرازنده، خیابان شوش - مسجد سپهسالار، ‌خیابان بهارستان - مسجد انبار گندم، خیابان ری - مسجد سنگی، خیابان ری - مسجد عمار، خیابان سپاه و چند مسجد دیگر

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت : انگلستان   -   قرن : 20 منبع :

نورمن فاستر ، در اول ماه ژوئن 1935در شهر منچستر متولد شد پس از اتمام دوره متوسطه ، به صورت نيمه وقت و به عنوان منشی در تالار شهر منچستر شروع به کار کرد . سپس به خدمت سربازی رفت و در حين خدمت در نيروی هوايی ، در زمينه مهندسی الکترونيک مهارت يافت و اطلاعاتی در مورد هواپيما کسب کرد . در نهايت ، به دليل علاقه به هولپيماهای گلايدر به يک خلبان ماهر تبديل شد 1955 پس از اتمام دوره دوساله سربازی ، در دفتر دو تن از معماران منچستر مشغول به کار شد .با ثبت نام در دانشگاه معماری منچستر ، به فراگیری دروس نسبتا سنتی ( در مقایسه با دروس و و رويکرد های متفاوت در انجمن معماران لندن و مدرسه ی معماری لیورپول ) پرداخت . با اين حال ، در اين سال ها توانست مهارت های منحصر به فردی در زمينه ی فنون ترسيم و ارائه به دست آورد . در اين سال يکی از ترسيم های او به عنوان يک کار درسی ، موفق به دريافت مدال نقره ای RIBA شد . او در اين سال ديپلم معماری و مجوز طراحی شهری خود را دريافت کرد . در همطن زمان ، مدال هی وود و مدال برنز انجمن معماران منچستر به وی اهدا شد . علاوه بر اين ، با قبولی در بورسيه ی تحصيلی انجمن ساختمان سازان ، به فلاوشيپ هنری نايل شد . پس از آن برای گذراندن دوره دو ساله ی تخصصی در دانشگاه ييل به آمريکا رفت . وی در آنجا تحت تاثير پل رادولف ، سرج چرمایف و وين سنت اسکالی قرار گرفت و در همين زمان با ريچارد راجرز ( که مانند خود او دانشجوی بورسيه بود ) و جيمز استرلينگ ( که برای مدت کوتاهی در همان مدرسه تدريس می کرد ) ملاقات کرد . فاستر مدرک فوق ليسانس معماری را با موفقيت دريآفت کرد . سپس گردش معماران را از سواحل شرقی ايالات متحده تا کاليفرنیا آغاز کرد و در اين سفر ، روند توسعه ی معماری مدرن را از فرانک لويد رايت تا چالز آيمز بررسی و دنبال کرد . پس از بازگشت به انگلستان با همکاری ريچارد راجرز ، گروه طراحی " گروه 4 " را در لندن تشکيل داد . ديگر همکاران آنها در اين گروه عبارت بودند از : سور راجرز ، همسر ريچارد راجرز ، و جورجيا والتون که با راجرز در انجمن معماران لندن تحصیل کرده بود . مدتی بعد ، وندی چيزمن ( فارغ التحصیل مدرسه معماری بارتلت دانشگاه لندن که بعدها همسر فاستر شد ) نيز به آنها ملحق شد . البته از همان آغاز ، عضویت جورجیا بالتون ( که دفتر اصلی او در هامپ استید بود ) حالتی ظاهری داشت و تاثير چندانی بر رابطه آنها نداشت فاستر همراه با " گروه 4 " ساختمانی را طراحی کرد که وی را به شهرت جهانی رساند . اين ساختمان ، کارخانه رليانس در سوئد بود که آخرين بنای ساخته شده توسط این گروه است زیرا اين گروه در همان سال منحل شد . سپس نورمن و وندی فاستر با هدف ايجاد يک مرکز برای طراحی و تحقيقات ، دفتر معماری فاستر و همکاران را تاسيس کردند . در اين دفتر در مجاورت باغ کوونت قرار داشت . در حین طراحی پروژه تئاتر ساموئل بکت ، با ريچارد باکمينيستر فولر آشنا شد که بعد ها ، تاثير عميقی در انديشه و کارهای فاستر گذاشت . آشنايی ، سر آغازی بود برای دوستی و همکاری طولانی پر ثمری که تا زمان مرگ اين استاد آمريکايی ( يعنی سال 1983 ) ادامه داشت . در اين ، دفتر معماری فاستر و همکاران به طبقه همکف ساختمانی در خيابان فيتزروی ( که فقط چند صد متر از برج اداره پست فاصله داشت ) منتقل شد. تجهيز و طراحی داخلی اين دفتر ، بستری بود برای بررسی و آزمايش مفاهیم و مصالحی که بعده ها هسته اصلی فلسفه کار فاستر را شکل داد .فاستر به عنوان نايب انجمن معماری انتخاب شد . شرکت او که قبلا با يک شرکت نروژی به نام " شرکت خطوط کشتی رانی فرداولسن " همکاری داشت ، دفتری در اوسلو تاسيس کرد و ابتدا کارهايی برای اين کار فرمای نروژی انجام داد ؛ سپس با کارفرماهای ديگر در نقاط مختلف کشور همکاری کرد . در اين سال ، ساخت دفترهای شرکت بيمه ويليس ، فابروداماس در ايپسوويچ به پايان رسيد و اين پروژه ، شرکت فاستر را به شهرت جهانی رساند . ساخت مرکز های هنرهای تجسمی سانز بوری ، آغاز مرحله ی مهم و درخشانی در زندگی حرفه ای او شد . پروژه های ارزشمند ديگری را برای او و همکارانش به ارمغان آورد . در اين سال شرکت بانکداری هنگ کنگ و شانگهای از وی دعوت کرد که همراه شش شرکت بين الملی ديگر ، در مسابقه ای محدود با موضوع طراحی دفتر مرکزی اين بانک شرکت کند . با انتخاب طرح فاست به عنوان طرح برگزيده ، اجرای اين پروژه به شرکت وی واگذار شد .فاستر در اين سال به عضويت انجمن معماران آمريکايی در آمد ، علاوه بر اين ، در همين سال دکترای افتخاری دانشگاه انجلیای شرقی به او اعطا شد . در بيست و چهارم ژوئن نيز ، در مراسم اهدا مدال طلای سال 1980 به جيمز استرلين سخنرانی کرد . در اين سال با شرکت در مسابقه محدود طراحی ورزشگاه سرپوشيده فراکفورت آمين ، جايزه طرح برگزيده را دريافت کرد . در همين زمان ، معماری او در يکی از برنامه های مستند هنری BBC معرفی شد و مورد بررسی قرار گرفت . 1982 در اين سال ، دفتر آنها به خيابان گریند پورتلند و در مجاورت دفتر های شرکت REBA منتقل شد . همچنين به عنوان يکی از اعضای هيئت علمی دانشکده صنعتی هنر لندن انتخاب شد . در اين سال ، فاستر بالاترين رتبه اين حرفه را از آن خود کرد و " مدال طلای سلطنتی " رشته معماری را دريافت نمود . اين مدال ، جايزه بين الملی ارزشمندی است که در سال 1848 ، ملکه ويکتوريا برای پيشرفت حرفه معماری در نظر گرفته بود . در مراسم اهدا این جايزه ، با کمينيستر فولر سخنرانی کرد . فاستر در اين سال به عضويت دانشگاه سلطنتی در آمد . پس از برگزاری يک مسابقه ی محدود با شرکت گروه منتخب معماران ، از فاستر برای طراحی مرکز جدیدی برای BBC در منطقه ی پورتلند دعوت شد . اين مرکز در مقابل کليسای آل سولز اثر جان ناش قرار دارد . در مسابقه محدودی که شورای شهر نايمز برای طراحی يک مدياتک و مرکز هنرهای معاصر در آن شهر برگزار کرد ، طرح فاستر برنده شد . در همين سال اتحاديه ی بين المللی معماران ، جايزه آگوست پره را به وی اهدا کرد . دانشگاه بت ، دکترای افتخاری علوم را به فاستر اعطا نمود . علاوه بر اين ، وی در مراسم بازگشايی بنایيادبود اريک ليونز در RIBA سخنرانی کرد. در همين سال ، دو نمايشگاه مهم از کارهای او برپاشد : يکی در انجمن معماران فرانسه در پاريس ( بازگشايی در ژانويه ) و ديگری در دانشگاه سلطنتی لندن ( بازگشايی در اکتبر ) . وی جايزه موسسه طراحی ژاپن را به خود اختصاص دا . شرکت او نيز در همين سال در مسابقه تغيير شکل و بازسازی يک سايت 48 هکتاری در منطقه کينگزکراس در لندن برنده شد . اين پروژه ، در نوع خود بزرگترين و وسيع ترين طرح شهر سازی در اروپا است و شامل تفکيک طيف وسيعی از عملکردهای مختلف می باشد. از جمله اين عملکردها می توان به ايستگاه تونل راه آهن متصل به پارک بزرگ اشاره کرد که اطراف آن از ساختمانهای مسکونی و اداری پوشيده شده است . اين پروژه و پروژه ی چهارراه پاترنوستر ، آغاز مرحله جديدی از اجرای پروژه هايی در مقياس شهری بود . در سال بعد ، اين شرکت طرح های شهری مختلفی برای شهرهای زير طراحی و اجرا کرد: کمبريج ( 1989 ) ؛ نايمز، کانس و برلين ( 1990 ) ؛ گرينويچ ( 1991 ) ؛ روتردام ، لودن شيد و يوکوهاما ( 1992 ) ؛ بافت تاريخی چارترس ، کورفو و ليسبون ( 1993 ) . هم اکنون اين شرکت در حال انجام پروژه ای برای تغيير شکل و بازسازی قسمت وسيعی از مرکز شهر بارسلون است که مساحت سايت آن بيش از 220 هکتار است . 1988 ظرفيت بالای اين شرکت باعث شد که بتواند به مجموعه ی وسيعی از برنامه ها و پروژه های کلان مقياس پاسخگو باشد . یکی از اين پروژه ها ، برج مخابرات بارسلون است که به منظور آماده سازی شهر برای مسابقات المپيک در نظر گرفته شده است . نمونه های ديگر اين پروژه ها ، مترو شهر بيلبائو ، پل دره گذری در منطقه ی رنس در فرانسه و ايستگاه زيرزمينی کاناری وارف در لندن ( 1991 ) است . اين مصادف بود با فوت زود هنگام وندی ( همسر نورمن ) که آغازفعاليت حرفه ای نورمن همراه او بود و پس ازهمکاری در" گروه 4 " ، يکی از موسسان دفتر معماری فاستر و همکاران بود 1990 سازمان حفاظت از محيط زيست انگلستان ، ساختمان شرکت بيمه ويليس ، فابر و داماس در ايپسوويچ ( 74-1973 ) را جزء ساختمان های ارزشمند ( از نظر تاريخی ، معماری و سازگاری با محيط زيست ) اعلام کرد و مدال معتمدين RIBA را به نورمن فاستر اعطا نمود . در همين سال ، فاستر عنوان " سر " گرفت . در اين زمان ، دفتر معماری فاستر و همکاران ( که از اين پس دفتر معماری سر نورمن فاستر و همکاران ناميده خواهد شد ) به ساختمان نوسازی در کيلومتر 22 جاده ی هستار در نزديکی رودخانه تيمز نقل مکان کرد . در اين دفتر جديد ، تمام عملکرد های گوناگون مربوط به کارگاه ماکت سازی و مصالح ، بايگانی پرونده ها ، کتابخانه و آرشيو فيلم های ويدئويی و عکس ، همگی زير سقف گرد آمده اند . دانشگاه معماری فرانسه ، به وی مدال افتخار اعطا کرد . در همين سال ، چندين پروژه ی جديد و ارزشمند را به اتمام رساند ؛ از جمله فرودگاه استانزتد، مرکز تلويزيونی آی تی ان ، نگارخانه های ساکلر ( که ملکه اليزابت دوم آنها افتتاح کرد) و برج سده در توکيو که همه آنها علاوه بر دريافت جوايز متعدد ، مورد ستايش تمام جهان قرار گرفت . در مراسم بازگشايی ساختمان کرسنت وينگ ، مرکز هنر های تجسمی سانزبوری نمايشگاهی بر پا کرد که حاصل شش سال فعاليت حرفه ای فاستر را به نمايش گذاشت . در نمايشگاه دو سالانه ی ونيز ، غرفه ی بريتانيا نيز تعدادی از طرح های فاستر و پنج معمار ديگر انگليسی را به نمايش در آورد . دانشگاه و موسسه ی هنر و ادبيات آمريکا در نيويورک ، جايزه يادبود آرنولد برونر را به وی اعطا نمود . دانشگاه هامرسايد به او دکترای افتخاری داد. برپايی چندين نمايشگاه در شهرهای پاريس ، بوردوکس ، رنس و آرسن سنان ، بر ارزش و اعتبار فاستر در اروپا افزود . در همين سال ، وی در چندين مسابقه معماری برنده شد که مهمترين آنها عبارتند از : فرودگاه جديد هنگ کنگ ، پارک مشاغل برلين ، مجموعه تسهيلات المپيک در منچستر و قسمت الحاقی آن به موزه ی ماقبل تاريخ در پرووانس . وسعت پروژه ها و تعدد قراردادهای بين المللی باعث شد که اين شرکت ، دفتر هايی در شهر های برلين ، فرانکفورت ، هنگ کنگ ، نايمز و توکيو دایر کند . شرکت معماری سرنورمن فاستر و همکاران در آلمان ، در مسابقه طراحی پارلمان جديد برلين برنده شد . از ديگر موفقيت های وی در مسابقات معماری می توان به طرح موزه جنگ در هارتل پول و طرح مجموعه ی نمايشگاهی در ليسبون اشاره کرد . پروژه ی مرکز هنرهای معاصر در شهر نايمز فرانسه افتتاح شد . اين پروژه به دليل مشکلاتی که برای برگزاری مسابقه ( 1983) بوجود آمد ، با مدتی تاخير انجام شد . ولی اين مشکلات در ساخت مدرسه ی متوسطه شهر فرژو وجود نداشت . طراحی اين مدرسه ، در سال 1991 به مسابقه گذاشته شد . انجمن معماران آمريکايی نيز ، در همين سال مدال طلای خود را به سر نورمن فاستر اعطا نمود

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت : سوئیس   -   قرن : 19 منبع :

لوکوربوزیه (به فرانسوی: Le Corbusier) با نام اصلی شارل ادوارد ژانره (به فرانسوی: Charles-Édouard Jeanneret-Gris) (زادهٔ ۶ اکتبر ۱۸۸۷ - درگذشتهٔ ۲۷ اوت ۱۹۶۵) معمار، طراح، شهرساز، نویسنده و نقاش سوئیسی بود. وی به عنوان یکی از اولین پیشگامان معماری مدرن و سبک بین‌المللی مشهور است. زندگی نامه لو کوربوزیه در لشودفوند (به فرانسوی: La Chaux de Fonds)، شهر کوچکی در شمال غربی سوئیس، در نزدیکی مرز فرانسه متولد شد . لو کوربوزیه علاقهٔ زیادی به هنرهای بصری داشت و نزد شخصی به نام چارلز لپلاتنیه، که معلم یک مدرسهٔ هنرهای زیبای محلی بود به آموختن مبانی هنر پرداخت . اولین خانه‌هایی که او طراحی کرد در لشودفوند و متعلق به خود وی بودند، مانند ویلا فالت، ویلا شوآب، و ویلا ژان نرت برای پدر و مادرش. این خانه‌ها یادآور سبک معماری رایج، منطبق بر طبیعت کوه‌های بومی در آن منطقه، یعنی رشته کوه‌های آلپ بودند. لو کوربوزیه در حدود سال ۱۹۰۷ به پاریس رفت و در آنجا در دفتر دو تن از معروف‌ترین معماران آن دوره یعنی آگوست پره و پیتر بهرنز به مدت چند سال کار کرد. وی سپس به بالکان، آسیای صغیر، یونان و رم سفر کرد و نقاشی‌های بسیاری از این سفر با خود به همراه آورد. لو کوربوزیه در طی فعالیت حرفه‌ای خود، استفاده از یکی از شاخص‌ترین مصالح ساختمانی مدرن یعنی بتن را به نهایت زیبایی رساند و کارهای وی مورد تقلید جهانی قرار گرفت. اصول لو کوربوزیه در زمینه معماری لو کوربوزیه خانه را به عنوان ماشینی برای زندگی عنوان کرد، همانگونه که اتومبیل ماشینی برای حرکت است. وی پنج اصل را در ساختمان‌های مدرن معرفی کرد که عبارتند از:  ۱- ستون‌ها ساختمان‌ها را از روی زمین بلند می‌کنند.  ۲- بام مسطح و باغ روی بام  ۳-پلان آزاد  ۴-پنجره‌های طویل و سرتاسری  ۵-نمای آزاد، کف‌ها و دیوارها به صورت کنسول تناسبات طراحی لو کوربوزیه از یک شبکه مدولار با تناسبات طلایی برای طراحی پلان و نما استفاده می‌کرد و تناسبات و اندازه‌های بدن انسان را طبق مدل خودش درطراحی بکار می‌برد. کالین رو در مقاله‌ای با عنوان ریاضیات ویلای ایده آل در سال ۱۹۴۷ شباهت‌های بین قسمت‌های فضایی یک ویلای پالادیو را با سازه شبکه‌ای یکی از ویلاهای لو کوربوزیه نشان داده است. گرچه هردو ویلا سیستم تناسب دهنده مشابهی دارند و از یک نظم ریاضی عالی پیروی می‌کنند، اما ویلای پالادیو شامل فضاهایی با اشکال ثابت و روابط متقابل هماهنگ است در حالیکه ویلای لو کوربوزیه، از طبقات افقی شامل فضاهای آزاد که توسط کف و سقف تاوه‌ای تعریف می‌شوند، ساخته شده است. شهر سازی لو کوربوزیه شهرهای آینده را شهرهایی تجسم نمود که از آسمانخراشهای عظیم و مرتفع تشکیل شده است . در هر یک از این آسمانخراشهای چند عملکردی، حدود صد هزار نفر کار و زندگی خواهند کرد. در این ساختمانها، آپارتمانهای مسکونی، ادارات، فروشگاه‌ها، مدارس، مراکز تجمع و کلیه احتیاجات یک محله بسیار بزرگ فراهم است. ساکنان این مجتمع‌ها، از دود و سر و صدای ترافیک اتومبیل‌ها به دور هستند و بجای آن از آفتاب و دید و منظر زیبا استفاده میکنند. بر اساس این نظریه، دو شهر مهم در دهه پنجاه میلادی، طراحی و اجرا شد. یکی شهر چندیگار در هند بود که توسط خود لو کوربوزیه طراحی شد. برای طرح این شهر لو کوربوزیه از جدیدترین ظوابط شهر سازی و معماری مدرن که عمدتاَ خود او مسئول تبیین آنها بود، استفاده کرد. دومین شهری که توسط عقاید لو کوربوزیه طراحی شد، شهر برازیلیا، پایتخت برزیل بود که توسط لوچیو کوستا و اسکار نیمایر در سال 1957 طراحی شد. نمایر خود با لو کوربوزیه، در طراحی ساختمان وزارت آموزش و پرورش برزیل در سال ۱۹۳۶ همکاری کرده بود. همچنین ساختمان طراحی شده توسط نورمن فاستر، معمار سبک های تک، بنام برج هزاره توکیو 1989 در ساحل شهر توکیو را می‌توان نمونه کاملی از برج‌های چند منظوره نظریه لو کوربوزیه تلقی کرد. آثار مهم : موزه ملی هنر غرب توکیو 1912 - ویلای ژانره، فرانسه 1928 - ویلا ساووا، فرانسه 1931 - کاخ شوروی، روسیه 1938 - آسمانخراش کارتسین، ایالات متحده 1948 - خانه کراتکت، آرژانتین 1952 - ساختمان سازمان ملل، ایالات متحده 1954 - عبادت گاه رونشام، فرانسه 1956 - موزه احمدآباد، هندوستان 1956 - مجموعه ورزشی صدام حسین، عراق 1957 - موزه ملی هنر غرب، ژاپن 1960 - دیر سنت ماری، فرانسه 1958 - نمایشگاه فیلیپس بلژیک 1961 - مرکز هنرهای بصری کارپنتر دانشگاه هاروارد، ایالات متحده 1969 - کلیسای سنت پیر فرمینی، فرانسهش

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

فرهاد احمدی ورودی سال 1348 خورشیدی است و در سال 1356 از دانشگاه تهران، کارشناسی ارشد معماری و شهرسازی دریافت نموده است و هم اکنون عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی می باشد. او فعایت های حرفه ای مستقل خود را از دهه 60 آغاز کرد. وی از جمله معماران معاصر ایران به شمار می رود که طرح های خود را با گرایش آکادمیک و مبتنی بر اصول نظری تبیین شده ای طراحی می نماید و با تاکید بر زمین مداری و پیوند محیط با فضا، معماری خاصی را پدید آورده است. به طور کلی فرهاد احمدی در طی دو دهه ی گذشته در کنار آموزش معماری و مسئولیت های دیگر حدود سی طرح ارائه کرده است، که اغلب آنها در حد ملی بوده و مضمون فرهنگی داشته اند. سوابق تدریسی از سال 1360 تاكنون عضو هيئت علمي دانشكده معماري وشهرسازي شهيد بهشتي مسئول درس طراحي فني، مسئول درس طراحي در بافت¬هاي تاريخي، پايه گذار و مسئول درس معماري پايدار در دانشگاه بهشتي تدريس در دانشكده معماري شهيد بهشتي، در سال آخر دوره كارشناسي ارشد و هدايت طرح ها و پايان¬نامه¬هاي كارشناسي ارشد هدايت طرح ها و پايان¬نامه¬هاي كارشناسي ارشد در دانشكده¬هاي معماري آزاد اسلامي شيراز، اصفهان، همدان، قزوين تدريس در دانشكده هاي معماري يزد و پرديس اصفهان جوایز علمی مسابقات: 1374- مسابقه محدود كتابخانه ملي ايران- تهران، مابين پنج مشاور منتخب، (ظاهرأ مقام سوم) اعلام نشده، (اولين مسابقه بين¬المللي قبل از انقلاب) 1375- مسابقه محدود مركز كتب خطي وتصويري در شبه قاره، پاكستان- اسلام آباد ، مابين سه مشاور (مقام اول)، 1376- مسابقه محدود مركز مديريت صنعتي در كردان- كرج ، مابين 9 مشاور ، طرح منتخب منتقدان جامعه حرفه¬اي 1379- مسابقه محدود مجموعه مسكوني نمايندگان مجلس در تهران، ما بين سه مشاور (مقام اول)، 1381- مسابقه محدود مجموعه ساختمانهاي اداري وزارت نفت، تهران، ما بين هشت مشاور ( جزء چهار طرح منتخب اول)،پر اهميت ترين طرح پس از انقلاب اسلامي، و اولين مسابقه بين المللي با همكاري گروه BATTLE MACCARTY از انگليس كه در سازمان ارزيابي ساختمانهاي پايدار در لندن (BREAME) درجه EXCELLENT دريافت نمود. موقعيتهاي ملی و بين المللي ؛ -1998 به عنوان معمار منتخب از آسيا درBIANUAL-ROROS معماري در نروژ به دليل طراحي مركز فرهنگي دزفول - سخنراني در دانشكده هاي معماري BERGAN & TORNDHIEM 2002 – به عنوان معمار منتخب از ايران در BIANUAL-GOLF معماري در امارات - دوبي در رابطه با هويت و معماري نوين و معرفي طرح ها (مايكل هاپكينز از انگليس، آرتا سوزوكي از ژاپن ، ايو مونو از فرانسه و نادر اردلان از كويت دعوت شده بودند) 2007- سخنراني در سمينار UNESCO در پكن - چين در مورد GENTRIFICATION در بافتهاي تاريخي و توضيح طرح جنوب ميدان نقش جهان (PROPOSAL برگزيده از ايران كه موجب مشاركت مالي آن سازمان با شهرداري اصفهان گرديد) 1386- دريافت نشان و لوح زرين براي رتبه اول طراحي ابنيه دولتي و عمومي (طرح¬هاي ملي)- (براي چهار طرح ساخته شده سفارت ايران در سئول - كره جنوبي - مركز فرهنگي اصفهان - مركز فرهنگي دزفول و مركز نمايشهاي آئيني در تهران) در اولين همايش ملي و مسابقه معماري و طراحي شهري، (جشنواره شيخ بهائي) توسط وزارت مسكن وشهرسازي سوابق کاری طرحهاي بين المللي: -1985 غرفه ايران در نمايشگاه بين الملليEXPO 85 در تسكوبا - ژاپن، به همراهي دفتر فني دانشگاه شهيد بهشتي، -1990 غرفه ايران در نمايشگاه بين المللي در دوبي- امارات، -1991 غرفه ايران در نمايشگاه سن آنجل در مكزيكو سيتي- مكزيك، -1992 غرفه هاي جهانگردي در نمايشگاه¬هاي ITB در ميلان- ايتاليا و برلين - آلمان، -1992 طر ح اوليه براي بازسازي MAISON DE L, IRAN در پاريس - فرانسه، -1993 غرفه ايران در نمايشگاه بين المللي EXPO 93 در ته جان - كره جنوبي، -1999 ساختمان اقامتگاه سفير ايران در سئول- كره جنوبي، -2000 ساختمان سفارت ايران در سئول - كره جنوبي، كانديد جايزه آقا¬خان و دريافت لوح زرين در اولين همايش معماري و طراحي شهري وزارت مسكن و شهرسازي-1386 -2001 طرح سفارت ايران دراستكهلم - سوئد، طرحهاي داخلي : 1365 - ساختمان مركز فرهنگي دزفول - كانديد جايزه آقا خان، طرح منتخب برايBIANUAL-ROROS-1998 در نروژ و دريافت لوح زرين در اولين همايش معماري وطراحي شهري وزارت مسكن وشهرسازي - 1386، 1366 - ساختمان مركز فرهنگي تبريز، (نيمه كاره) 1367- ساختمان مركز فرهنگي بين المللي اصفهان، - كانديد جايزه آقا خان، طرح منتخب مهندسين اصفهان و دريافت لوح زرين در اولين همايش معماري و طراحي شهري وزارت مسكن وشهرسازي - 1386 1368- پارك باغلارباغي تبريز، (نيمه كاره) 1368- طرح مرمت و توسعه و باغ ال گلي تبريز، (كار مرمت صورت گرفته) 1369- طرح باغ شهيد قاضي تبريز، 1369- طرح مركز خريد چاي كنار تبريز، 1370- طرح تالار شهرداري و مجموعه خدمات شهري تبريز، 1371- طرح مركز تجارت و مركز فرهنگي كرمان، (نيمه كاره) 1372- طرح مركز سرگرمي ها و خانه جوان تهران، 1374- شهركتاب شعبه مركزي بازسازي و طراحي داخلي، تهران، 1375- ساختمان شهر كتاب شعبه ميدان آرژانتين، تهران، (نيمه كاره) 1376- ساختمان اداري فرشته، تهران، 1378- طرح مجموعه مسكوني رودكي ، شميران، تهران، 1382- طرح تئاتر تجربي و مركز خريد صبا، تهران، ( در حال اجرا) 1383- طرح يادمان شهداي دفاع مقدس، قصر فيروزه - تهران، 1385- خانه مسكوني و دفتر كار، الهيه، تهران، (در حال اجرا) 1386- بازطراحي جنوب ميدان نقش جهان (اولين طرح در زمينهGENTRIFICATIONدر بافتهاي تاريخي با همكاري UNESCO در پر اهميت¬ترين بخش تاريخي شهر اصفهان (در دست طراحي) 1386- طراحي جامع دانشگاه هنر اصفهان و طرح ساختمانهاي دانشكده¬هاي مربوطه، اصفهان (دردست طراحي) مقالات علمی و کتب منتشر شده • - غرفه ايران در اكسپوي جهاني تسوكوبا - ژاپن، در مجله JAPAN ARCHITECT، 1991- طرح هاي سه باغ ايراني ( ال گلي، باغلار باغي، باغ شهيد قاضي) در تبريز در مجله LAND SCAPE DESIGN 1371- طرح مركز فرهنگي دزفول در مجله معماري آگاهينامه، 1372- غرفه ايران در اكسپوي جهاني 93 در ته جان در كره جنوبي در مجله معماري - پژوهشی صفه، 1374- طرح كتابخانه ملي ايران در مجله معماري آبادي، 1376- شهر كتاب شعبه ميدان آرژانتين در مجله معماري و شهرسازي، 1377- گفتگو در مورد معماري معاصر ايران و معرفي چند طرح در مجله معماري و شهرسازي، 1379- معرفي چند طرح و گزينه هاي سفارت ايران در سئول - كره جنوبي در مجله معمار، 1380- طرح سفارت ايران در استكهلم - سوئد و مجموعه مسكوني نمايندگان مجلس در مجله معمار، 2002- تحليل چند طرح در مجله معماريALBANA در عربستان سعودي (ويژه نامه كارهاي من و مايكل هاپكينز)، 2002- معرفي طرح نهايي سفارت ايران در سئول - كره جنوبي در مجلهARCHITECTURAL PLUS در امارات، 1381- معرفي طرح ساختمانهاي مركزي وزارت نفت در مجله معمار و آبادي، معماري شهر سازي، 1382- مقاله در مورد معماري پايدار و معرفي چند طرح در مجله معماري آبادي، 2004- معرفي ساختمانهاي اقامتگاه و سفارت ايران در سئول - كره جنوبي، طرح سفارت ايران در سوئد، طرح ساختمانهاي مركزي وزارت نفت، طرح تئاتر تجربي تهران در مجله معماري SPACE (ويژه¬نامه كارهاي من و تويو ايتو)، 1383- معرفي ساختمان اداري فرشته و طرح تئاتر تجربي تهران و مركز خريد در مجله معمار، 1383-مقاله در مورد معماري - ضد معماري ، معرفي چند طرح، طرح تئاتر تجربي تهران و نقد ساختمان سفارت و اقامتگاه در كره جنوبي در مجله معماري وساختمان، 1384- مقاله در مورد نمايشگاه هاي بين¬المللي و طراحي فضاي داخلي در مجله معماري - ساختمان، 1384- مقاله در مورد پايداري اجتماعي فرهنگي و معرفي ساختمان مركز بين المللي اصفهان، طرح مركز تجاري و فرهنگي كرمان، دزفول، سفارت ايران در كره جنوبي و يادمان شهداي دفاع مقدس در مجله فرهنگ و معماري، 1385- مقاله شهر-خانه پايدار، شهر-خانه آئيني در مجله معماري- پژوهشی صفه، 1386- معرفي كارهاي برگزيده فرهاد احمدي در اولين همايش معماري و طراحي شهري كه مقام اول و لوح زرين را دريافت كرد در مجله معماري وساختمان 1387- معرفي كارهاي فرهاد احمدي در چهارچوب جريان معماري معاصر ايران در مجله آبادي، 1387- معرفی سفارت و اقامتگاه سفیر در سئول - کره جنوبی در مجله معمار 1387- مصاحبه و معرفی طرح مرکز نمایش های آیینی در مجله ایرانشهر 1385- 1382-1386-درباره مركز فرهنگي دزفول روزنامه همشهري، درباره مركز فرهنگي اصفهان روز نامه اعتماد، درباره سفارت ايران در كره جنوبي روزنامه اعتماد

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت : فرانسه   -   قرن : 20 منبع :

آندره گدار (متولد ۱۸۸۱ و متوفی ۱۹۶۵) باستان‌شناس و معمارفرانسوی و متخصص در صنایع اسلامی و ایرانی و خاورمیانه بوده که تحصیلات خود را در دانشکده هنرهای زیبای پاریس در رشته معماری و باستان‌شناسی به پایان رسانده و اوقات خود را در بررسی دو رشته مزبور در خاورمیانه به‌خصوص ایران صرف کرده و عمر او بالغ بر هشتاد و پنج سال بوده است. دولت ایران وی را در سال ۱۹۲۸ استخدام کرد و او مدت سی سال در ایران ماند و در ساختمان موزه ایران باستان و موزه دانشگاه تهران و تشکیلات آن خدمات مهمی انجام داد و آثار باستانی جالبی را هم بر اثر حفریات از زیر خاک‌های مناطق مختلف ایران بیرون آورد و در موزه‌های مزبور به‌شیوه فنی قرار داد. گدار در سال ۱۳۰۶ مدیریت اداره باستان‌شناسی ایران را به‌عهده گرفت و به ترمیم آثار تاریخی پرداخت. وقتی قانون عتیقات در ۱۲ آبان ۱۳۰۹ شمسی به تصویب مجلس شورای ملی رسید و آیین‌نامه آن در جلسه ۲۸ آبان ۱۳۱۱ از تصویب هیئت وزرا گذشت بر طبق ماده اول آن تمام آثار صنعتی و ابنیه و اماکن که تا پایان دوره زندیه در کشور ایران احداث شده اعم از منقول و غیرمنقول جزو آثار ملی ایران محسوب گردید و در زیر حفاظت و نظارت دولت قرار گرفت. از این‌رو به آندره گدار دستور داده شد که فهرستی از آثار ملی ایران تهیه کند و به دولت تسلیم نماید. گرچه پیش از او پروفسور ارنست هرتسفلد باستان‌شناس آلمانی فهرستی از ابنیه تاریخی ایران تهیه کرد و در نشریه شماره یک انجمن آثار ملی در شهریورماه ۱۳۰۴ در تهران به چاپ رسید، ولی فهرست آندره گدار دقیق‌تر و کامل‌تر تنظیم گردید. بدین‌طریق از تاریخ ۲۴ شهریور ۱۳۱۰ شمسی (طی دستور دولت ایران مبنی بر تهیه فهرست از آثار ملی کشور مزبور) پنجاه و شش اثر تاریخی ثبت گردید و در دنباله آن هم سیزده اثر تاریخی دیگر به ثبت رسید. فهرستی هم که از گنجینه‌های هنری کشور تهیه شد که بسیار جالب است. آندره گدار علاوه بر تأسیس سازمان‌های اداری و فنی هیئت‌هایی را تشکیل داد، که در تعمیر ابنیه تاریخی و امور فنی باستانی ساختمان‌ها تخصص داشتند و به‌وسیله همین‌ها مسجد جامع شیراز و مسجد شاه اصفهان، مسجد شیخ لطف الله و ابنیه دیگری که در شرف ویرانی بود تعمیر کرد. وی در ضمن تعمیر ابنیه باستانی به تأسیس دانشکده هنرهای زیبای تهران هم اقدام کرد و خود وی مدت‌ها ریاست آن‌را بر عهده داشت و در تربیت کردن معماران ایرانی که تا پیش از آن در خارج از کشور تحصیل می‌کردند سهم بزرگی دارا گردید. گرچه او به هنر اسلامی مصر و بین‌النهرین و ابنیه دوره غزنویان موجود در افغانستان علاقه نشان داده، و با اینکه با همکاری همسرش در نقاشی‌های بودایی شهر بامیان مطالعاتی به عمل آورده، اما با وجود این با فعالیت‌های باستان‌شناسی خود در ایران خدمات جالبی انجام داده است. وی از اولین کسانی است که نسبت به مفرغ‌های لرستان که به‌زودی علاقه موزه‌ها و مجموعه‌داران جهان را به خود جلب کرد، توجه خاصی کرده و در سال ۱۹۳۱ کتاب خود را با عنوان « مفرغ‌های لرستان» به چاپ رسانیده است و نیز در بخش اول کتاب « هنر ایران» درباره مفرغ‌های مزبور مفصلاً بحث کرده؛ زیرا مدارک باستان‌شناسی مهمی برای مطالعه زندگی و تمدن دوره پیش از تاریخ مردم سلسله جبال زاگرس که ناحیه باختری فلات ایران را محدود کرده و آن‌را از کانون فرهنگی شگفت‌انگیز بین‌النهرین جدا نموده و در دسترس ما گذارده و در چهار فصل بعدی این کتاب هنرهای هخامنشی، سلوکی، اشکانی، ساسانی و اسلامی را تحت بررسی قرار داده است. در این فصول بیشتر هنر ساختمانی در مجاورت حجاری و در دوره اسلامی به‌همراه کاشیکاری‌ها مورد بحث قرار گرفته است و در حقیقت ادامه هنر در دوره سه هزار ساله تاریخ ایران در معماری آن بهتر نمایان است؛ همان‌طوری‌که در مطالعات تخصصی که مؤلف این کتاب در سال‌های ۱۹۳۶ و ۱۹۴۹ در گزارش‌های سالانه اداره کل باستان‌شناسی زیر عنوان « آثار ایرانی» انتشار داده است. در « هنر ایرانی» هم با مقدمه خود با دید حساس و دقیقی که از خصوصیات روشن وی می‌باشد به‌چشم می‌خورد. آثار آندره گدار : از کارهای وی تأسیس مجله‌ای به نام« راهنمای تاریخی ایران» می‌باشد که در سال ۱۳۱۳ شمسی نشر داده، که اصل آن به زبان فرانسه بوده و شادروان غلامرضا رشید یاسمی آن‌را به فارسی برگردانده است.مجله مزبور حاوی مطالب سودمندی از بعضی آثار و ابنیه تاریخی می‌باشد. دیگر مجموعه‌ای به‌نام « آثار ایران باستان» در هشت جلد، که به دو زبان فرانسه و فارسی انتشار یافته است. و نیز « مینیاتورهای ایرانی در کتابخانه شاهی تهران » که در مجموعه هنرهای جهانی یونسکو درج شده است.دیگر از آثار ایشان « تخت‌جمشید، ۱۹۶۱»، « مفرغ‌های لرستان، ۱۹۳۱»، « گنجینه زی‌ویه کردستان، چاپ سرویس، باستان‌شناسی ایران، هارلم، ۱۹۵۰»، «صنایع ایران قدیم‌(مندرج در تاریخ عمومی هنر، ۱۹۳۲)»، « مساجد قدیمی ایران(مندرج در آثار ایران، ج اول، سال ۱۹۳۶)»، « نطنز(مندرج در آثار ایران،ج اول، ۱۹۳۶)»، « هنر اسلامی و نبوغ ملی( روزنامه تاریخ جهان، ۱۹۵۴)»،معماری ایرانی در دوران اسلامی( ۱۹۵۵) می‌باشد. ضمناً مقالات علمی متعددی نوشته که در « مجله تعلیم و تربیت» قدیم درج شده است. دیگر از آثار او « نمایشگاه ایران در لندن(روزنامه هنرهای زیبا، ۱۹۳۱)»، « تاریخ مسجد جامع در اصفهان ۱۹۳۶ و خراسان ۱۹۴۹( آثار ایران، جلد دوم ۱۹۳۷)»، مدرسه و مسجد جامعی دارای ایوان‌های چهارگانه می‌باشد (هنر اسلامی ۱۹۵۱) مقبره الجایتو، خدابنده در سلطانیه، ۱۹۳۸، فهرست آثار گدار به زبان فرانسوی را به‌دنبال همین ترجمه احوال ملاحظه خواهید نمود. اعطای دکترای افتخاری به آندره گدار : نظر به خدمات سی ساله آقای آندره گدار، شورای دانشکده هنرهای زیبا به دانشگاه تهران پیشنهاد کرد که « دکترای افتخاری دانشگاه تهران» به وی داده شود. دانشگاه تهران هم پیشهنهاد مزبور را با حسن قبول تلقی کرد و مجلس باشکوهی با حضور استادان و دانشمندان کشور در ساعت پنج بعدازظهر روز هفتم دی‌ماه ۱۳۳۷ تشکیل شد؛ و رئیس دانشگاه مزبور، آقای آندره گدار را به اعطای دکترای افتخاری دانشگاه تهران مفتخر گردانید. آقای گدار هم که تحت تأثیر قرار گرفته بود از رئیس دانشگاه سپاسگزاری کرد و مجلس با کف زدنممتد حضار پایان یافت. فهرست آثار آندره گدار : – Les Antiquities bouddhiques de Bamiyan,Ars Asiatica,Van O Est,Paris,1928.In collaboration with Mme Y.A.Godard and J.Hackin – Bronzes du Luristan,Ars Asiatica,Van OEst,Paris,1931 – Lُart de la perse ancienne,Histoire uniuerselle de lُart,1932 – Les monuments de Maragha,Paris,1934 – The Tari – Khana,Damghan,Gacette des Beaux- Arts,December ,1934 – Abarkuh,Athar-e Iran,1936-1 – Natanz,Athar-e Iran,1936-1 – The Towers of Lajin and Resget, Athar-e Iran, 1936-1 – The ancient mosques of Iran,Athar- e Iran, 1936-2 – History of the Masjid – i -Jami,Ispahan,Athar-e Iran,1936-2 – Ardistan and Zavare,Athar-e Iran,1936-2 – Ispahan,Athar-e Iran,1937-1 – The Parthian statues at shami,Athar- e Iran,1937-2 – The fire monuments,Athar-e Iran, 1938-1 – The tomb of Sultan Uljaitu khodabenda at Sultaniya,A Suroey of persian Art,vol.I.London,1938 – gumbad- i – kabus,A Suruey of persian Art,vol.I,1938 – Khorasan,Athar-e Iran,1949-1 – Ispahan.The tomb of Bada kasem and the Imami madrasa,Athar-e Iran,1949-1 – Iranian vaults,Athar-e Iran,1949-2 – Le Tresor de Ziwiye,Haariem,1950 – The tomb of Mawlana Hasan kashi at Sultaniya – Le tombeau de Mawalana Hasan kashi a Sultaniye,Les arts asiatiques,1954 – Moslem art and national genius, Lُart musulman at les genies nationaux,Cahiers dُhistorie mondiale,January 1954 – Unesco collection of word art : Iran,Persian miniatures,in the Imperial Librery,Teheran – Collection Unesco de lُArt mondial Iran Miniatures Persans de la bibliotheque imperiale,paris,1956 – Essays and lectures,Orientalia Romana,Roma,1958 -Persepolis, Bible et Terre sainte,May 1961 – Iranian architecture in Islamic times – Lُarchitecture iranienne a lُepoque islamique,Jardin des Arts,October,1961 از کتابهای گدار که به فارسی برگردانده شده می‌توان به: آثار ایران در چهار جلد و هنر ایران اشاره کرد.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

جعفر نجیبی - مجسمه ساز متولد ۱۳۳۲ شهرستان خوی در آذربایجان غربی، فارغ‌التحصیل دانشکده هنرهای زیبا و استاد یار دانشگاه فردوسی مشهد. آثار  طراح سکه‌ بهار آزادی بانک مرکزی در سال ۷۲  سردیس جلال آل‌احمد به سفارش انجمن مفاخر ایران از جنس برنز - این مجسمه در محوطه ورودی موزه تهران‌شناسی در خیابان نواب قرار گرفته است.  یک اثر هفت متری متشکل از هفت دلفین  سردیس استاد محمد معین  سردیس شمس تبریزی  سردیس حافظ  سردیس کمال‌الدین بهزاد  سردیس دهخدا  سردیس شهید نجات اللهی  سردیس تختی  مجسمه های به شكل سیب وانگوربرای شهرستان ارومیه  اثرحجمي گربه ها به ارتفاع ۶ متر در شهر وان تركیه  طراحی واجرای مجسمه به ارتفاع ۵ متر در شهر اگدپر تركیه  طراحی واجرای مجسمه بسیجی در شهرستان خوی  مجسمه 5 متري متفكر دراصفهان  تندیس یک نوازنده در پارک هنرمندان  تنديس نام مبارك حضرت علي(ع) که در فضای خالی آن فردی در حال نماز خواندن است واز زاويه ديگراين تنديس فرم شمشير دیده می شود. نجیبی همچنین آثارش را در نمایشگاه ها و بی ینال های مجسمه سازی مختلفی شرکت داده است. داوری سمپوزیوم های مجسمه و نمایشگاه های مربوط به این حوزه از هنرهای تجسمی نیز در کارنامه فعالیت های این مجسمه ساز به چشم می خورند.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

ناهید سالیانی در سال 1315 در بندر انزلی متولد شد. پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی برای تحصیل در هنرستان هنرهای زیبای دخترانه به تهران رفت. در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، رشته مجسمه سازی را برگزید و با احراز مقام اول و دریافت مدال درجه یک فرهنگی در سال 1338 فارغ التحصیل شد. سپس برای ادامه تحصیل، با بورس وزارت فرهنگ و هنر به ایتالیا رفت. در آکادمی هنرهای زیبای رم نیز مجسمه سازی آموخت.پس از آن به فرانسه رفت تا دوره یکساله تکمیلی این رشته را بگذراند. بعد از فارغ التحصیلی به ایران بازگشت و به عنوان استاد در دانشکده هنرهای زیبا مشغول به کار شد.ناهید سالیانی طی تدریس در ایتالیا، در نمایشگاه های گروهی دانشجویان آکادمی در شهرهای رم، فلورانس و ناپل شرکت کرد.همچنین در نمایشگاه گروهی بانوان هنرمند در پاریس شرکت داده شد و در نمایشگاه آثار هنرمندان معاصر ایران از طریق وزارت فرهنگ و هنر، و در نمایشگاه بین المللی تهران از طرف انجمن فرهنگی ایران و فرانسه هم مشارکت کرد و آثارش مورد توجه منتقدان قرار گرفت. این هنرمند و استاد مجسمه سازی داوری بی ینال ها و سمپوزیوم های مجسمه سازی مهم را بر عهده داشته است. نمایشگاه‌ها: 1963 نمایشگاه دانشجویان آکادمی های: رم-فلورانس-ناپل 1964 نمایشگاه گروهی در پالاتسو ماسیمو در شهر رم 1353 نمایشگاه آثار هنرمندان معاصر ایران به مناسبت بازیهای آسیایی در تهران 1353 شرکت درنمایشگاه بین المللی تهران با شرکت و همکاریگالری پاییزپاریس 1353 نمایشگاه آثار هنرمندان معاصر ایران به مناسبت هشتمین جشن فرهنگ و هنر تهران 1354 نمایشگاه زن و هنر تهران 1354 نمایشگاه آثار هنرمندان در نگارخانه تخت جمشید تهران 1355 نمایشگاه دو نفره مجسمه‌سازیو نقاشی در گالری مهرشاه تهران 1356 نمایشگاه انفرادی در نگارخانه کرته تهران 1978 شرکت در بینال بال در سوییس Basle 1982 نمایشگاه نمایشگاه در شهر بوستون تکزاس امریکا 99-1988 شرکت در نمایشگاه‌های متعدد و فعالیت‌های گروهی به هنگام تدریس درکالج به اتفاق همکاران دانشگاهی هنرمند در شهر بوستون ماسوچست امریکا

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

محمود ماهرالنقش در روز اول فروردین ۱۳۰۱ در شهر اصفهان محله بیدآباد یا همان بازار بیدآباد که مسجد سید هم می‌گویند دیده به جهان گشود. [۱] فرزند پنجم خانواده بود وپدرش معمار سنتی بود. ماهرالنقش از استادان تجربی معماری و کاشیکاری ایران است که تالیفات، تحقیقات و تدرس در این زمینه داشته و نخستین مولف این گونه هنرها است. ماهرالنقش تحصیلات محدودی دارد چون در زمان کودکی پدرش مدام در حال سفر بوده و خانواده اش در شهرهای مختلف سرگردان بودند. به همین دلیل، بعد از جنگ جهانی دوم او تحصیل را در مقطع متوسطه رها کرد. ولی مطالعات مربوط به معماری را تاکنون که ۸۵ سال سن دارد رها نکرده‌است. محمود ماهرالنقش در ایام جوانی به تهران می‌آید و سال‌ها به مطالعه و تحقیق درباره معماری سنتی می‌پردازد تا این که از سوی دانشگاه علم و صنعت برای تدریس دعوت می‌شود. ماهرالنقش بعد از تاسیس دانشگاه علم و صنعت و انتقال دانشگاه تکنولوژی تهران به این مجموعه در نارمک در این دانشگاه مشغول تدریس شد. محمود ماهر النقش سالها پژوهشگر استاد تجربی، و استاد دانشگاه علم و صنعت ایران دررشته معماری و هنری تزیینی داخلی بوده‌است و از دیگر سمت‌های ایشان: سرپرست گروه ساختمان، سرپرست خدمات فنی دانشگاه، ناظر فنی ساختمان، سرپرست کارگاه شبانه می باشد. ماهرالنقش در سال‌های ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۶ مجموعه کتاب‌های اصول فنی ساختمان را تحریر کرد که تا به حال ۱۱ بار تجدید چاپ شده و در سال ۱۳۵۷ پنج جلد کتاب درباره کاشی کاری ایران را به رشته تحریر درآورد و آنرا موزه رضا عباسی را به چاپ رساند. از طرف فرهنگستان هنر ایران به عنوان گنجینه زنده هنری معرفی و مورد تقدیر قرار گرفته بود. وی بعد از دوره بیماری در روز بیست و چهارم اسفند ۱۳۸۹ از دنیا رفت و پیکرش در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد. آثار  اصول فنی ساختمان  خط بنایی  طرح و اجرای نقش در کاشیکاری ایران  معماری مسجد حکیم اصفهان  نقش در نقش  نقش فیروزه  نقش معقلی در هنرهای اسلامی  نگاهی به کاشیکاری ایرانی

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت : آلمان   -   قرن : 20 منبع :

لودویگ میخائیل میس (Ludwig Mies van der Rohe) در سال ۱۸۸۶ در شهر آخن آلمان به دنیا آمد وی بعد‌ها با افزودن نام مادری‌اش، نام خود را به میس فان در روهه تغییر داد. سیر زندگی میس فان در روهه از شاگرد بنا تا فیلسوف هنری و یکی از پایه‌گذاران معماری قرن بیستم جالب توجه است. او آرشیتکت و طراح آلمانی یکی از مهم‌ترین پایه‌گذاران معماری و طراحی قرن بیستم محسوب می‌شود. بناهای او مکان‌هایی "خنثی" هستند که به گفته خود او، تنها انسان‌ها به آنها روح می‌بخشند. لودویگ میس فان در روهه چهره معماری معاصر را دگرگون کرد. روش کاری و فلسفه هنری او تاثیر بسیار عمیقی در آرشیتکت‌های قرن بیستم گذاشته است. نفوذ او در معماری جهان، به ویژه آمریکا انکارناپذیر است. او با استفاده از تکنولوژی مدرن و مصالح موجود، معماری قرن بیستم را به‌شکل بنیادی تغییر داد. بناهای او دارای ویژگی‌هایی منحصر به فرد و نمایانگر بافتی جدید هستند که به بعدی جهانی دسته یافته‌اند. ساختکار بنائی در معماری او اهمیت ویژه‌ای دارد، چنانکه به بناهای او "معماری آناتومی" گفته می‌شود. ایجاد فضاهای باز و وابسته به ‌یکدیگر که عنوان "فضای روان" به آن داده شده، از خصوصیات معماری اوست. دقت در جزئیات ساختمان و اهمیت در انتخاب مصالح، یکی از ویژگی‌های میس فان در روهه بوده و نوآوری‌های او در این زمینه تکنیکی تا امروزه مورد استفاده قرار می‌گیرند. شروع تکامل هنری از شاگرد بنا او از همان ابتدا به تناسب در معماری و بافت ساده ساختمانی اهمیت فراوانی می‌داد. بناهای قدیمی آخن تاثیر فراوانی در تکامل سبک هنری میس فان در روهه دارند. او در این رابطه می‌گوید: «زیبائی بناهای قدیمی در سادگی فرم، خطوط مستقیم و تناسبات سنجیده شده آنان است». میس فان در روهه پس از دوران کارآموزی به برلین رفت و از سال ۱۹۰۸ در دفتر معماری پیتر برنز، یکی از پیشگامان معماری مدرن، مشغول به کار ‌شد. در اینجا بود که با والتر گروپیوس و لوکوربوزیه، دو تن از دیگر پایه‌گذاران مهم معماری قرن بیستم آشنا گردید. فاصله‌گیری از اصول و قواعد متداول در معماری لودویگ میس فان در روهه اصول متداول معماری دوره خود را مورد انتقاد قرار داد و با الهام از سبک‌های هنری دهه سوم قرن بیستم مانند دادا و ساختمان‌گری (CONSTRUCTIVISM، قواعد معماری مدرن را پایه‌گذاری کرد. استفاده از آهن در بدنه‌سازی و شیشه در نمای ساختمان نشان‌‌دهنده سبک معماری او است که در "غرفه آلمان" در نمایشگاه بین‌اللملی سال ۱۹۲۹در بارسلونا اجرا شده است. غرفه آلمان در بارسلونا پس از بازسازی در حال حاضر مقر بنیاد میس فان در روهه برای پیشبرد معماری مدرن است. او در دوران اقامت خود در برلین بناهای مهمی مانند آسمان‌خراش خیابان برلین و بنای یادبود "روزا لوکزمبورگ و کارل لیبکنشت" را ساخت و شمار زیادی مبلمان و وسائل خانگی را طراحی کرد. میس فان در روهه سال ۱۹۳۰ به مدیریت آموزشگاه هنر باوهاوس در شهر دساو و جانشینی والتر گروپیوس انتخاب شد. این آموزشگاه هنری که دو سال پس از آن به برلین منتقل گردید، در سال ۱۹۳۳ میلادی به اتهام آنکه "مرکز بلشویستی" است، توسط نازی‌ها تعطیل شد. مهاجرت و شهرت جهانی لودویگ میس فان در روهه در سال ۱۹۳۸ به آمریکا مهاجرت کرد و مکتب باوهاوس را به شهرت جهانی رساند. مجتمع‌‌های مسکونی او در شیکاگو و نیویورک که نمای آنان کاملا از شیشه ساخته شده‌اند، از سویی نشانگرتکامل هنری او و از سویی دیگرنشانگر وابستگی او به مکتب هنری باوهاوس است. از مشهورترین مجتمع‌های ‌مسکونی او Lake Shore Drive 860/880 است که در آن برای اولین باردر ساخت بنا از آهن در چهارچوب و شیشه در نما استفاده شده است. او این روش را در بناهای دیگر خود مانند Curtainwall با تغییراتی تکامل می‌دهد. به عقیده میس فان در روهه، «رعایت اصول و قواعد برای دستیابی به آزادی بیانی و فرم در معماری امری کاملا ضروری است. رعایت نظم کاری بسیار پیچیده‌تر از برنامه‌‌ریزی کاری است. برنامه‌‌ریزی هدفی را در نظر می‌گیرد. اصول و قاعده به محتوا می‌پردازد. این نقطه مشترک آن با هنر معماری است، چرا که در این رابطه ارزش و نه نتیجه کاری مورد توجه است». ساختمان Seagram در نیویورک که از شاهکار‌های معماری مدرن است، اوج تکامل اصول و قواعد معماری او را نشان می‌دهد. هماهنگی فضای داخلی ساختمان و بافت شهری که از ابتکارات او است، در این بنا به شکل بی‌نظیری اجرا شده است. چکیده فلسفه هنری او را در این گفته‌اش می‌توان دید: «امکانات صنعتی و تکنولوژی به انسان نوید دستیابی و عظمت را می‌دهد. این وعده خطرات بی‌شماری به همراه داشته و موجب نگرانی انسان‌هایی می‌شود که احساس مسئولیت عمیقی در ارتباط با جامعه حس می‌کنند. به‌همین دلیل ضروری است که جایگاه و ارزش تکنولوژی در جامعه امروزی مورد بحث قرار گیرد». فیلسوف هنری و شاعر معماری لودویگ میس فان در روهه در سال‌های آخر زندگی خود جوائز متعددی از جمله مدال طلائی انجمن بین‌المللی آرشیتکت‌ها را دریافت کرد و از دانشگاه‌های گوناگون دکترای افتخاری به او تعلق گرفت. دفتر معماری او سال‌های طولانی نبض هنر معماری و شهرسازی درآمریکا بود. او در روز ۱۷ اوت سال ۱۹۶۹ پس از سال‌های طولانی تحمل بیماری سرطان حنجره، در سن ۸۳ سالگی بر اثر ابتلا به ذات الریهدرگذشت. به گفته‌ او، «معماری با قرار دادن دو آجر در کنار یکدیگر شروع می‌شود. معماری زبانی است که پایه آن نظم و قواعد دستوری هستند. زبان در زندگی روزمره می‌تواند تکامل بیابد و به مرحله شعر برسد. اگر ما زبان را به این مرحله از تکامل برسانیم، به رتبه شاعری خواهیم رسید». میس فان در روهه از مهم‌ترین پایه‌گذاران معماری مدرن در قرن بیستم بوده و اگر از دید خود او به او بنگریم، میتوانیم او را شاعر معماری بدانیم.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

کامبیز صبری در سال 1346 در شهر کاشان به دنیا آمد. این هنرمند فارغ التحصیل در رشته مجسمه سازی است و در رشته گرافیک نیز مدرک کارشناسی ارشد دارد. برگزاری بیش از 30 نمایشگاه مجسمه و هنر جدید به شکل انفرادی و گروهی در داخل وخارج از کشور از جمله فعالیت های هنری او به شمار می آیند. آثار برگزیده کامبیز صبری در نمایشگاه هنرمفهمومی ایران، بی ینال "تویومورا" در ژاپن و چندین مسابقه و پروژه مجسمه سازی به نمایش در آمده اند. او برنده جایزه ویژه هیئت داوران در سومین بی ینال مجسمه سازی ایران شده است. از صبری چندین اثر مجسمه در تهران، آبادان، ساری، امیدیه اهواز، شهر جدید اندیشه و ... نصب شده اند و تعدادی از آثارش نیز نزد مجموعه داران ایرانی و خارجی نگهداری می شوند. این مجسمه ساز، طراح و مدیر اجرایی تعدادی پروژه نمایشگاه هنری و موزه در داخل و خارج از کشور بوده است. تدریس در دانشکده های هنر در رشته مجسمه سازی و طراحی صنعتی نیز از دیگر فعالیت های این هنرمند محسوب می شوند.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

کامران عدل در سال 1320 در تهران به دنیا آمد. او در ایران و فرانسه تحصیل کرد و از هنرستان عکاسی پاریس فارغ التحصیل شد. عدل، فعالیت حرفه‌ای خود را با کار در یک لابراتوار چاپ عکس‌های بزرگ آغاز کرد. پس از آن، مدت دو سال‌و نیم در کارگاه عکاسی"ژاک روشون" که یکی از معتبرترین مؤسسه‌های عکاسی مد پاریس بود، به کار پرداخت اما یکنواختی این حرفه که در نظر اول بسیار گیرا و جذاب به نظر می‌رسید، روحیه جست و جوگر او را ارضاء نمی‌کرد. در سال 1347 به دعوت سازمان تلویزیون ملی ایران که به تازگی تأسیس شده بود، به ایران آمد و شش سال با این سازمان همکاری کرد. هم زمان، در مدرسه عالی تلویزیون که در همان دوران پایه گذاری شده بود، به تدریس عکاسی پرداخت. در سال 1353 از کار تلویزیون کناره گرفت و عکاسی را به صورت مستقل ادامه داد. در این دوره، عمده کارهای وی را عکاسی از اشیاء موزه‌ها و عکسبرداری برای کتاب های مختلف تشکیل می‌داد. کامران‌عدل در سال 1359 به عنوان عکاس هیئت داوران جایزه بین‌المللی معماری آقاخان ( A.K.A.A ) در ژنو برگزیده شد. عکس‌های پروژه کتاب تهران که به پیشنهاد "برنارد هورکاد" در سال 1364 شروع شد و به مدت چهار سال ادامه یافت، از جمله کارهای عدل است. این عکسبرداری برای تهیه کتابی درباره دویستمین سال پایتختی تهران انجام شد که حدود شش هزار اسلاید را دربرمی‌گیرد و درباره تاریخ، جغرافی، جامعه‌شناسی و مسائل متفرقه تهران است. علاوه بر این، کتاب‌های تصویری" آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند"،"اجرای نقش در کاشیکاری ایران"، "بازارهای ایرانی"، "خط بنایی"، "سفارت ایتالیا در تهران"، "گذری به چهار محال و بختیاری"، "یاد باد،آن روزگاران یاد باد" (معماری شیراز) در کارنامه فعالیت‌های این هنرمند ثبت شده اند. از کامران عدل به عنوان عکاس ژانر عکاسی معماری و بناها یاد می‌شود.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

بیژن نعمتی شریف متولد 1326 قائم شهر است. او در رشته مجسمه‌سازی از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شده است. این مجسمه‌ساز در نمایشگاه‌های انفرادی و گروهی متعددی آثارش را نمایش داده و برگزیده چهارمین دوسالانه مجسمه‌سازی تهران محسوب می‌شود. شرکت در دومین دوسالانه بین المللی پکن، عضویت در انجمن هنرمندان مجسمه‌ساز ایران و تدریس در مجتمع دانشگاهی هنر، دانشگاه تهران،دانشکده تئاتر و سینما، دانشکده سوره ودانشگاه آزاد از جمله فعالیت‌های او هستند. این نقاش، مجسمه‌ساز و عروسک‌ساز که از شاگردان پرویز تناولی، پرویز کلانتری، مرتضی ممیز و میرفندرسکی است، مجسمه‌هایی در ابعاد مختلف با میکس مدیا و فایبرگلاس را به نمایش می‌گذارد. کارشناسان هنر درباره آثار مجسمه نعمتی شریف گفته اند: "جذابیت کار نعمتی شریف امکان پذیر کردن امر مجسمه‌سازی است. تحصیلات آکادمیک او در این زمینه برایش محدودیت تکنیکی و اندیشگی ایجاد نکرده و مهجوری این شاخه او را نمی‌ترساند. او مجسمه‌سازی را دشوار و دور از دسترس نمی‌یابد".

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : نشريه دانش نما ،شماره ي 162-161.

مهندس احمد منتظر درسال1324هـ.ش. در اصفهان متولد شد. تحصيلات ابتدايي تا متوسطه را در اصفهان گذراند و درسال1342هـ.ش. ديپلم رياضي خود را از دبيرستان صارميه گرفت. درسال1344هـ.ش. در کنکور سراسري در رشته هاي معماري و نقاشي پذيرفته شد و رشته معماري را براي ادامه ي تحصيل انتخاب کرد و سرانجام درسال1350هـ.ش. با اخذ درجه ي عالي با تقدير کتبي در کارشناسي ارشد معماري و شهرسازي فارغ التحصيل گرديد. درسال1353هـ.ش. مديريت دفترمهندسان مشاور ارگانيک براي طرح تفصيلي طرح جامع اصفهان را پذيرفت و تا سال1356هـ.ش. آن را مديريت نمود. درسال1358هـ.ش. پس از پيروزي انقلاب اسلامي، عضو شوراي بنياد مسکن انقلاب شد و درنخستين دوره ي انتخابات هيأت مديره نظام مهندسي اصفهان نيز به عضويت هيأت مديره آن سازمان درآمد. وي درسال1375 در انجمن ميراث فرهنگي استان اصفهان پذيرفته شد و يک سال بعد مديرکلّ ميراث فرهنگي استان اصفهان گرديد و تا سه سال در اين سمت، خدمات فرهنگي ارزنده اي را در راستاي حفظ مواريث تاريخي شهر اصفهان مديريت نمود. همچنين ازسال1356 تاکنون به عنوان عضو هيأت علمي با دانشگاه هنر اصفهان همکاري دارد. برخي از فعاليت هاي علمي، تحقيقاتي، فرهنگي و اجرايي وي در تخصص هاي معماري، شهرسازي، مرمت و فضاي سبز به شرح زير مي باشد: -مديريت طراحي طرح جامع زاينده رود و پارک هاي اطراف آن از پل مارنان تا پل بزرگمهر. -مديريت طراحي و اجراي طرح محله جماله ي اصفهان،به عنوان نخستين طراحي مرمت شهري تاريخي در ايران. - مديريت مطالعات مجموعه ي پايانه هاي اتوبوس راني شهر اصفهان. - مديريت مطالعات و طراحي پارک کوهستاني صفه اصفهان. - طراحي مجموعه تجاري بازار آزادي در چهارباغ عباسي. - طراحي مجموعه تجاري بازار ملّت در چهارباغ عباسي. - همکاري مؤثر در طراحي ساختمان اداره مرکزي گاز استان اصفهان در خيابان هزارجريب. - همکاري مؤثر در طراحي مرکز رشد تحقيقات کاربردي شهرک علمي و تحقيقاتي اصفهان. - مشاور و تحويل گيرنده ي طرح هاي معماري شرکت ساختمان اصفهان. - مشاور طرح هاي مرمتيِ سازمان نوسازي و بهسازي شهر اصفهان. - همکاري مؤثر در مرمت يکصد بناي تاريخيِ باارزش در استان اصفهان. - مديريت شناسايي سيصد خانه تاريخي در اصفهان. - يکي از مؤسسان و پيشگامانِ استقرارِ دانشکده پرديس اصفهان در خانه هاي تاريخي جلفاي اصفهان. - پيشنهاد دهنده ي تبديل توحيدخانه به محلّ آموزش دانشگاه هنر اصفهان. - مرمتگر هفت خانه ي تاريخي صفوي در جلفا براي دانشگاه هنراصفهان. - راهنمايي سي و پنج پايان نامه ي کارشناسي ارشد در رشته معماري دانشگاه هنر اصفهان. -راهنمايي سي پايان نامه ي کارشناسي در رشته معماري دانشگاه هنر اصفهان. - همکاري مؤثر در تأليف کتاب «اصفهان شهر نور». - تدوين نمايشگاه شهر اصفهان باعنوان «شهر اسلامي» در لندن (موزه ي بريتانيا). - ويراستاري علميِ کتاب «خانه هاي جلفاي اصفهان». لازم به ذکراست،افراد زيادي در زمينه شناخت و ارتقاي کيفيت شهر اصفهان تلاش نموده اند که در شماره هاي آتي به معرفي آنها خواهيم پرداخت.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

حسین معارفی (اصفهان، ۱۲۷۲ش-۱۳۵۴ش)در خانواده‌اي متوسط در شهر اصفهان چشم برجهان مي گشايد. گذشته از پدر و جد پدري،دايي‌هاي او نيز از معماران معروف و سرشناس زمان بودند و به بيان ديگر هنر معماري در خانواده پدري و مادري او چنانكه مرسوم زمان بود از نسلي به نسل ديگر انتقال يافته بود. نام معماراني چون: معتمدالبناء، اسماعيل معمار (معمار ظل‌السلطان) علي اكبر معمار در ميان نام معماران اصفهاني ناشناخته نيست و اين استادان همه دايي‌هاي او بودند. حسين كوچك از ده سالگي كار بنائي را پيش پدر آغاز ميكند و براي نخستين بار دستهاي كوچك او خاك و خشت و آجر را چون ديگر همسالانش لمس مي كند ولي نه به قصد بازي و سرگرمي كه به قصد ساختن و بنياد نهادن. در 12 سالگي سايه پدر از سرش كوتاه مي شود و اولين طعم تلخ زندگي و شايد تلخترين حادثه طول زندگي خود را مي چشد و غم بر دلش مي‌نشيند. ولي خيلي زود كار روزانه را آغاز مي كند و اين بار دايي‌هاي او هستند كه به عنوان استادكار جاي پدر را ميگيرند. از نخستين بناهايي كه او در ساختمانش شركت داشته است ميتوان مسجد «ركن‌الملك» واقع در تخت فولاد را نام برد كه معمار آن استاد علي‌اكبر دايي حسين بود. فعالیتهای استاد معارفی در 28 سالگي حسين معارفي كه بعد از 18 سال كار مداوم تجربه كافي در فن معماري اندوخته بود براي آنكه با محيطهاي ديگرآشنا شود و تجربه‌هاي خود را در يك كار مستقل به دور از زادگاهش و استادانش بكار بندد، رهسپار خطه خوزستان مي‌گردد و در مسجد سليمان به كار مشغول مي‌شود. زندگي در خارج از اصفهان معارفي را خوش نمي‌آيد و چندي بعد به زادگاهش بازمي گردد و در آن ساكن مي شود. معارفي در بازگشت به اصفهان نخستين تجربه‌خود را در تعمير يك بناي تاريخي با تعمير منار شرقي «منارجنبان» كه به شدت ويران شده بود آغاز كرد و اينكار به سالهاي 1301 يا 1302 شمسي مربوط مي‌شود كه معارفي سي سال داشته است و در عين جواني با 20 سال سابقه ممتد در كار بنائي از شايستگي كافي برخوردار بوده است. در اين زمان با تأسيس اداره معارف و صنايع مستظرفه در اصفهان معارفي به وسيله ميرزا مهدي‌خان ايراني با اين اداره ارتباط پيدا مي كند و وظيفه ساختن و تعمير برخي از مدرسه‌ها به عهده او گذارده ميشود. از جمله كارهاي او در اين دوران مي توان تبديل خانه امام جمعه را به مدرسه نام برد كه به نام مدرسه «ابواسحاقيه» و يا «بساقيه» معروف گشت. در سال 1309 با ايجاد شعبه باستانشناسي در اداره معارف اصفهان معمار معارفي بطور كامل فعاليت خود را در زمينه حفاظت و مرمت بناهاي تاريخي دنبال كرد و بناهاي عمده‌اي به همت او تعمير گشت كه برخي از آنها را ياد مي كنيم: مرمت مسجد جامع عباسی اصفهان - ايوان بزرگ جنوبي در اين مرحله نخستين كار معمار معارفي عبارت بود از نجات ايوان بزرگ جنوبي مسجد جامع عباسی و گلدسته‌هاي آن. بناي ايوان به اصطلاح معماران «سركش» شده و دو شكاف در آن ايجاد گشته و مناره‌ها حدود نيم متر هر كدام به دو طرف متمايل شده بودند، آمادگي خود را اعلام مي دارد و طرح خود را پيشنهاد ميكند و اداره باستانشناسي او را مأمور انجام اين مهم مي گرداند. معارفي بنا را تا ارتفاع 32 متري چوب بست مي كند، نخست كاشيهاي روي كار را با دقت شماره‌گذاري كرده پياده مي سازد و سپس دو منار را از بالا به يكديگر بگسيل مي كند تا از انحراف بيشتر آنها جلوگيري شود و بتواند طاق وسط را برچيند و كلاف‌كشي آهني را انجام دهد. معمار معارفي با قرار دادن سه تير آهن چهل در سمت راست و دو تا در سمت چپ لنگه طاق كار كلاف كشي را انجام مي دهد و آن را مي بندد و سپس كاشي‌هاي اصلي را كه به كمك ميخ چهار گوشه آنها ثابت ميشد بر روي كار نصب مي كند و كاشيهاي فرو افتاده را در كارگاهي كه در محل دائر ساخته بود با همان طرح و نقش و رنگ مي‌سازد و بدون ميخ روي كار مي‌برد و نصب مي سازد و به اين ترتيب ايوان جنوبي و گلدسته‌هاي آن از خطر انهدام نجات مي‌يابد و تا امروز برپا مي‌ماند. نكته مهمي كه گذشته از مهارت و كارداني و استادي معمار معارفي در انجام اين كار جا دارد به آن اشاره شود عبارتست از گذشت و بلند همتي اين مرد در زمينه تأمين قسمت عمده‌اي از اعتبارات مورد نياز اين تعميرات از امكانات شخصي خود. موضوع عبارتست از اينكه براي تعمير ايوان در سه قسط هربار فقط سه هزار تومان از طرف باستانشناسي به اصفهان حواله مي شود ولي با اين پول با وجود دستمزدهاي ناچيز آن زمان (از يك ريال تا هفت ريال در روز) و ارزاني قيمت مصالح ساختماني، امكان به انجام رسانيدن آن كار مهم و اساسي غيرممكن بوده است از اين رو كار تعمير بنا در ميان كار متوقف مي گردد. در چنين وضعي معماران ديگر كه خود را باتجربه‌تر از معمار معارفي مي دانستند و قبل از شروع كار امكان نگهداري ايوان و مناره‌ها را عملي نمي‌دانستند و حتي تني چند از آنان گفته بودند كه بايد بنا را برچيد و باز از نو آنرا ساخت، از اين وضع خوشحال مي شوند و چنين زمزمه آغاز مي كنند كه معارفي قادر به انجام كاري كه تعهد كرده بود نيست، زيرا اين كار نشدني است. معمار معارفي كه سخت به صحيح بودن طرح خود و امكان اجزاء آن اعتقاد ميداشته است، آبرو و اعتبار خود را در خطر مي‌بيند و تصميم خود را مي گيرد و با بزرگ‌منشي كم سابقه‌اي خانه مسكوني‌اش را مي‌فروشد و با فروش خانه خود بقيه مخارج تعمير ايوان و گلدسته‌ را فراهم مي سازد و كار را به پايان مي برد. دنباله كارهاي تعميراتي در مسجدجامع عباسی اصفهان پس از پايان كار تعمير ايوان جنوبي با مشكل خرابي گنبد شرقي مواجه مي‌شوند. چنانكه يكي از لنگه طاقهاي پشت گنبد شرقي ترك برمي‌دارد، معمار معارفي كار تعمير اين واحد را با بررسي در وضع بناي گنبد و پايه‌ها شروع ميكند و متوجه مي گردد كه گنبد شالوده محكمي ندارد و در زمان بنا كار با دقت صورت نگرفته، شتاب و عجله در كار بوده است. از اينرو نخست به محكم ساختن قسمت پايه‌ها مي پردازد و سپس كار مرمت كاشي‌ها را كه در اثر فشار و نشست بنا فروافتاده بودند به انجام مي‌رساند، و بالاخره ايوان شرقي را كه سركش شده بود پس از پياده كردن كاشي‌ها تعمير مي‌سازد و كاشي‌ها را بار ديگر روي كار نصب مي كند. از دیگر کارهای ایشان در مرمت مسجدجامع عباسی می توان به موارد زیر اشاره نمود: مرمت کاشی های ایوان غربی،زیرگنبدمقصوره،نمای مدرسیه سلیمانیه،تعمیرجلوخان،کاشی کاری معرق سردر وتزئینات مناره های سردر - همكاران استاد معارفي در جريان انجام تعميرهاي اساسي مسجد جامع عباسی اصفهان تعدادي از استادكاران اصفهاني در رشته‌هاي مختلف با شادروان معمار معارفي همكاري داشته‌اند كه نام تعدادي از آنها در اينجا عنوان ميشود: - كار چوب‌بست ايوان جنوبي مسجد شاه بوسيله شادروان استاد عبدالمجيد نجار و مرحوم استاد علي منشي انجام گرفته است. - تعمير كاشي‌كاري معرق سردر ورودي و قطارهاي ورودي مسجد شاه به كمك مرحوم استاد غفار كاشي‌تراش و مرحوم استاد رزاق كاشي‌تراش صورت مي پذيرد. - كارهاي سفت‌كاري بيشتر بوسيله مرحوم استاد علي‌عباس معارفي (برادر شادروان معمار معارفي) و مرحوم سيد ميرزا بنا صورت پذيرفته است. دیگر فعالیتهای استاد معارفی مسجد ذوالفقار، مسجد علي، هارون ولايت، مقبره بابا قاسم، مدرسه اماميه، امامزاده جعفر و امامزاده اسماعيل. استاد در بهار1355هـ.ش. در سن83سالگي در شهر اصفهان بدرود حيات گفت.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

استاد اصغر خانچي در سال 1325 در شهر تبريز بدنيا آمد.وي برخلاف ميل باطني در رشته علوم اقتصادي به تحصيل پرداخت .ولي عشق و علاقه اي كه به هنر،مجسمه سازي داشت وي را بر اين داشت كه اين هنر را بصورت حرفه اي دنبال كند.ايشان از جمله اساتيد مجسمه ساز در ايران مي باشد.گروه : هنررشته : مجسمه سازيخاطرات کودکي : اصغر خانچي در پنج سالگي به همراه پدر و مادر خود به تهران نقل مكان كرد.تحصيلات رسمي و حرفه اي : اصغر خانچي تحصيلات ابتدايي را در دبستان ابن سينا،دوره متوسطه را در دبيرستان هدف و تحصيلات عالي را در دانشگاه ملي ايران در رشته علوم اقتصادي و سياسي به پايان رسانيد.خاطرات و وقايع تحصيل : اصغر خانچي از اين دوران خاطره اي بياد دارد : در 17 سالگي پدر خود را كه انساني روشن فكر و والا بود از دست دادم به اين ترتيب ديگر حق انتخاب براي ادامه زندگي نداشتم و عليرغم ميل باطني ام ،گرايش شديد به هنر،به عنوان اولاد مذكور خانواده هفت نفري ام،(مادر و خواهران عزيزم) ادامه شغل پدر رشته حمل و نقل خارجي را پيش گرفتم.چون از ايام كودكي به نقاشي و مجسمه سازي علاقه داشتم در هر فرصتي به آنها مي پرداختم.يادم نمي رود در 5 سالگي پاي تنور خانگي از خمير نان مجسمه مي ساختم و به ياد دارم اولين كار چوبي كه انجام دادم در 9 سالگي با چاقو براي تپانچه سرپر به يادگار مانده از پدربزرگم قنداق چوبي ساختم.تفريحم در منزل كار كردن با گل يا تراش سيب زميني بصورت مجسمه بود ،يا گچ را داخل بطري قالب گيري ميكردم و بعد شيشه را ميشكستم. در كلاس هاي درس دبستان و دبيسرتان و حتي در دانشگاه طراحي و نقاشي مي كرد كه گاهي هم مورد اعتراض و تنبيه قرار مي گرفتم. بالاخره به هر ترتيبي بود اين عشق و علاقه را در خود حفظ كردم و در 35 سال گذشته با داشتن امكانات بيشتر به عنوان نقاش و مجسمه ساز آماتور براي رضاي دل خود كار كرده ام.جالب اينجاست در زمينه هنر هيچوقت استادي نداشتم ام و با مطالعه و تجربه كردن اين پايه هنري را در خود ساخته ام. شايد دخترم هم تحت تاثير من وارد رشته هنر شد و به عنوان يكي از نقاشان با استعداد به او افتخار مي كنم.همسر و فرزندان : استاد خانچي در سن 25 سالگي ازدواج نمود كه ماحصل اين ازدواج يك فرزند دختر(نقاش) و يك فرزند پسر(مهندس عمران) است.مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : استاد اصغر خانچي در سال 1371 كه از افكار مادي خسته شده بود فعاليت اقتصادي خود را دفعتا كنار گذاشت و به فاصله كوتاهي به كمك دخترش گالري هنري را داير كرد ولي آن هم نتوانست نياز روحي اش را اغنا كند از همين رو اقدام به تاسيس آموزشگاه آزاد هنر نمود . به اين ترتيب بيشتر به مجسمه سازي مي پردازد.مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : اصغر خانچي آموزشگاه آزاد هنر را تاسيس كرده است.آرا و گرايشهاي خاص : آن چه در آثار استاد خانچي قابل توجه مي باشد ظرافت هاي بياني و توجه هاي عميق هنرمند به هويت تاريخي و پردازش هاي هنرمندانه از مفاهيم و اسطوره هاي تاريخي و فرهنگ ايران است كه حاصل فكر و احساس اودر آفرينش اين آثار هنري است لازم به توضيح است از ديگر ويژگي هاي آثار اين هنرمند استفاده از چوب به عنوان عنصر اجرايي و خلاقيت هاي هنري است كه معصوميت و پاكي چوب در قالب متريالي بيانگر قدرت انتقال معنا را به مخاطب دو چندان كرده است ________________________________________ آثار : تراشه هاي ماندگار، برگزيده آثار حجمي اصغر خانچي ويژگي اثر : فيونا نعيم پور، اصغر خانچي (مترجم) -نشر: زرين و سيمين (1383)

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

مريم سالور سفالگر،مجسمه ساز و نقاش در سال 1333 در تهران به دنيا آمد وي بعد از گذر از دوران نوجواني و تحصيلات ابتدايي و متوسطه در مدارس شميران در سال 1353 به لندن ميرود و در رشته كامپيوتر در مدرسه عالي آكسفورد شروع به تحصيل ميكند. سپس تحصيلات خود را در پاريس در مدرسه عالي انفورماتيك تكميل ميكند،كه اصلا به مذاق و روحيه هنرمند سازگار نيست، بعد از كار در يك انتشارات در پاريس به مدت چهار سال به طور خيلي اتفاقي مدرسه سراميك و مجسمه سازي «ساويني» را در پاريس پيدا كرد و بلافاصله مشغول به فراگيري تكنيك سفال و سراميك شد در پايان اين دوره مهم هنري و در بازگشت به ايران، سالور آتليه اي شخصي راه مي اندازد و در بهار سال ۱۳۶۶ نخستين نمايشگاه انفرادي اش را در همان آتليه شخصي برگزار مي كند. تا سال ۱۳۶۷ هنرمند در دو نمايشگاه ديگر نيز حضور مي يابد. ابتدا در نمايشگاه انفرادي گالري گلستان و بعد هم در نمايشگاه گروهي موزه هنرهاي معاصر تهران. در گستره گشوده هنر مدرن و معاصر ايران، مريم سالور را بيش و پيش از هر چيزي به هنر سفال و سراميك مي شناسند و ياد مي كنند. اما اين هنرمند حالا به آفرينش آفرينه هاي ديگري نيز مشغول است كه مهم ترين آن ها شايد نقاشي و مجسمه باشد. گروه : هنررشته : مجسمه سازياوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : مريم سالور حالا در كوچه اي در يكي از محله هاي قديمي تهران اقامت دارد، محله اي كه توانسته اعضاي خانواده را در جوار هم و در بند خانه ها و باغ هايي قديمي گرد بياورد: «به نظر من، در شكل گيري شخصيت هر انسان و شغلي كه بعدها انتخاب مي كند، پدر و مادر نقش مهمي دارند. من اين شانس را داشتم كه در خانواده اي با فرهنگ و هنر دوست به دنيا آمدم و پرورش يافتم. در اين ميان، يكي از دلايلي كه بعدها نقش مهمي در سرنوشت هنري من داشت، تك فرزندي ام بود. تك فرزندي ساعت هاي تنهايي و خلوت و محاكات مرا بيشتر مي كرد و به همين خاطر عادت به فراهم كردن سرگرمي هاي شخصي و مجرد پيدا كرده بودم. اين سرگرمي ها شامل گردش در باغ و گل بازي و زندگي رودررو با طبيعت مي شد. به عبارتي، هميشه سرگرم ساختن و پرداختن اشيايي خام و خيالي بودم كه قدرت تخيل مرا بيشتر مي كرد و بهبود مي بخشيد. مي خواهم بگويم اين شكل زندگي براي من يك اجبار بود.»تحصيلات رسمي و حرفه اي : گذران تحصيلات ابتدايي و متوسطه در مدارس شميران آغاز تحصيل در رشته كامپيوتر در مدرسه عالي آكسفورد در لندن (۱۳۵۳) تكميل تحصيلات مربوط به كامپيوتر در مدرسه عالي انفورماتيك پاريس (۱۳۵۹) ورود به مدرسه سراميك و مجسمه سازي «استاد ساويني» در پاريس خاطرات و وقايع تحصيل : در گذار از دوران نوجواني و تحصيلات ابتدايي و متوسطه در مدارس شميران، زندگي سالور به مقطع ديگري مي رسد. سفر به فرنگ و از آنجا ابتدا به انگليس و بعد به فرانسه و انتخاب رشته كامپيوتر ـ كه اصلاً به مذاق و روحيه هنرمند سازگار نيست و نمي آيد ـ نقطه شروع اين مقطع به شمار مي آيد. به خاطر همين ناسازگاري است كه پس از پايان دوره تحصيل در رشته انفورماتيك، چهارسال در يك انتشارات كتاب پاريس مشغول به كار مي شود: «آنجا ما مسئوليت چاپ و انتشار قرآن و كتاب هاي قرآني را براي كشورهاي مسلمان داشتيم و من به عنوان خطاط و ويراستار متون چاپي به استخدام اين مجموعه درآمدم. مجموعه اي كه دوباره مرا به دنياي هنر وصل كرد، دنيايي كه بعد از دوران نوجواني از آن دور شده بودم.» كار در انتشارات لبناني ـ فرانسوي «خياط» قرين يك پيش آمد سرنوشت ساز مي شود. خاطرات و يادواره هاي دوران كودكي به كمك سالور مي آيند و او را به اصل گمشده اش وصل مي كنند. براي اين بازگشت، جرقه اي لازم است و اين جرقه را مواجهه با مدرسه سراميك و مجسمه سازي «ساويني» در پاريس در ذهن هنرمند مي زند: «به طور خيلي اتفاقي اين مدرسه را در پاريس پيدا كردم و بلافاصله مشغول به فراگيري تكنيك سفال و سراميك شدم.» مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : مريم سالور اكنون به عنوان دبير هشتمين دوسالانه هنر سفال وسراميك و آبگينه معاصر ايران برگزيده شده و فعاليت مي كندآرا و گرايشهاي خاص : از سوژه هاي كليدي و كامل و فراگير مريم سالور در اين سال ها «آدم و حوا» و «شيطان و فرشته» را مي توان ياد كرد، سوژه هايي كه بر ذهن نقاش و مجسمه ساز ما سيطره اي سراسري داشته و دارد و بازنمود آن را در آثارش مي توان ديد: «خير و شر و مثبت و منفي كه مجموع آن ها را در همان آفرينش نخست مي شود پيدا كرد، به نظرم نخستين محورهاي فكري بشر را تشكيل مي دهند. اين دوگانگي كه به بسياري چيزهاي ديگر گسترش پيدا كرده، حالا در همه آدم ها و حتي طبيعت هم وجود دارد. گفتم طبيعت. طبيعت برايم استادي بي واسطه و بزرگ به حساب مي آيد و بزرگترين درس هايم را از آن گرفته ام. به طور كلي، انسان از وقتي به دنيا مي آيد در نوسان ميان خير و شر سير مي كند و پرداختن به اين پيوند انديشگاني در ساخته هاي من، كه ريشه در طبيعت نيز دارند، حضوري محوري داشته است.» سالور مي گويد: «فكر مي كنم در دل هر مسأله شري مي توان خيري پيدا كرد و همين طور در هر مسأله خيري، شري را. تقسيم راديكال و بي چون و چراي اين ثنويت ها هميشه براي من ايجاد سؤال كرده و مي كند. صورت يافتن و شكل گرفتن مجسمه هايم در حركت از سفال و سراميك به سمت مجسمه يا به عبارتي از بي شكلي و معصوميت به شكل، متأثر از همين عقايد و افكار بوده است.» او موفقيت هنرهاي نمايشي مثل سينما را نسبت به هنرهاي تجسمي مدلول همين گرايش مي داند: «فكر مي كنم ماجراهاي نوين هنري مثل چيدمان و ويدئوآرت و ... از دل همين شرايط بيرون آمده است. من صددرصد با اين جريان موافق هستم، ولي كمتر در اين نوع كارها آن روح والاي يك هنر جاافتاده و آن تقدس مثال زدني يك تابلوي نقاشي و يك مجسمه و سفال را مي بينم. البته در بعضي از همين آثار روح هنر و هنرمند انعكاسي جدي يافته است. بيشتر هم وقتي كه روح پرسش و پاسخ به مسائل اجتماعي و فرهنگي يك جامعه را در آن ها مي بينيم، انكار هم نمي كنم كه اين هنرها يك نگرش جديدي را هم ايجاد كرده اند، ولي بيننده را، همچنان كه يك نقاشي يا سفالينه و ...، جذب نمي كنند. البته من روي اين عقايدم زياد پافشاري نمي كنم و صادقانه اعلام مي كنم كه گرايشم به اين مدياهاي نوين به شخصه بيشتر شده است، با اين رموز هميشگي هنرهاي تجسمي را در آن ها كمتر مي توان ديد و يافت. مورد اخير شايد به خاطر تأثير بالاي هنرهاي نمايشي در اين قبيل آثار است و اين كه با هنرهاي تجسمي تداوم و پيوستگي لازم را ندارند.» چگونگي عرضه آثار : مريم سالور سالور در تداوم كار مجسمه سازي با استفاده از مواد و مصالح مختلف از حجم به سطح مي رسد و مي پردازد. از دل همين تجربه گري ها و جست وجوگري ها است كه نقاشي هاي او به دنيا مي آيند: «نخستين نمايشگاهم كه با اين مواد جديد شكل گرفته بود، «رؤيت زمين» نام داشت و در فرهنگسراي نياوران برگزار شد. «رؤيت زمين» نگرشي بود به خاك و در يك كلمه كره زمين. آثار اين نمايشگاه را نه روي ديوار كه روي زمين چيدم. از اين نمايشگاه به بعد گستره كارهايم وسيع تر شد و در همان بسترهاي پيشين به كسب تجربه پرداختم. از اين نقطه، ديگر ماده و مصالح مرا محدود نمي كرد و بيشتر بيان افكار و احساساتم برايم مهم بود. به خاطر همين هم خودم را تنها سفالگر نمي دانم. فكر مي كنم بهتر است بگويم كه به خاطر كار زياد با گل و مواد سراميكي تسلطم نسبت به اين مواد بيشتر است و هنوز هم براين باورم كه هيچ رنگي قابل مقايسه با رنگ هاي زنده وپوياي بيرون آمده از كوره نيست. نوعي تداوم در اين رنگ ها وجود دارد و آن قدر به طبيعت نزديك اند. اين رنگ ها كه نمي توان آن ها را با رنگ ديگري عوض كرد. چون براي من رنگ هاي سنتتيك (صنعتي) به آن درجه از جلا و شفافيت و تابناكي نمي رسد، جرأت استفاده از آن رنگ ها را هنوز ندارم. به همين دليل، سطح در نقاشي هاي من همچنان سياه و سفيد است و در تابلوها نيز از همان رنگ هاي سراميك استفاده مي كنم.» برگزاري ?? نمايشگاه انفرادي در ايران، سوئيس، انگليس و آمريكا شركت در حدود ?? نمايشگاه گروهي در ايران، فرانسه، ونزوئلا، دبي و ... در پايان اين دوره مهم هنري و در بازگشت به ايران، سالور آتليه اي شخصي راه مي اندازد و در بهار سال ???? نخستين نمايشگاه انفرادي اش را در همان آتليه شخصي برگزار مي كند. تا سال ???? هنرمند در دو نمايشگاه ديگر نيز حضور مي يابد. ابتدا در نمايشگاه انفرادي گالري گلستان و بعد هم در نمايشگاه گروهي موزه هنرهاي معاصر تهران: «در ? ?، سال نخست فقط در زمينه سفال و سراميك فعال بودم. بعد به مجسمه سازي نيز پرداختم. جالب اين كه چندين سال هم فرم هاي بي شكل و معصوم سفال برايم مطرح و مهم بود و هم مجسمه ها كه شروعش با پرنده ها بود.» همين مجسمه هاي پرنده بعدها و در ادامه آفرينش هنري سالور پروبال مي بندند و در حضور و هيأت انساني ظاهر مي شوند. «فرشته » هاي هنرمند نيز در ادامه از دل همين فرم هايي كه گفتم و باز شمردم بيرون مي آيند. از سوژه هاي كليدي و كامل و فراگير سالور در اين سال ها «آدم و حوا» و «شيطان و فرشته» را مي توان ياد كرد، سوژه هايي كه بر ذهن نقاش و مجسمه ساز ما سيطره اي سراسري داشته و دارد و بازنمود آن را در آثارش مي توان ديد. از اين نمايشگاه به بعد گستره كارهايم وسيع تر شد و در همان بسترهاي پيشين به كسب تجربه پرداختم. از اين نقطه، ديگر ماده و مصالح مرا محدود نمي كرد و بيشتر بيان افكار و احساساتم برايم مهم بود. به خاطر همين هم خودم را تنها سفالگر نمي دانم. فكر مي كنم بهتر است بگويم كه به خاطر كار زياد با گل و مواد سراميكي تسلطم نسبت به اين مواد بيشتر است و هنوز هم براين باورم كه هيچ رنگي قابل مقايسه با رنگ هاي زنده وپوياي بيرون آمده از كوره نيست. نوعي تداوم در اين رنگ ها وجود دارد و آن قدر به طبيعت نزديك اند. اين رنگ ها كه نمي توان آن ها را با رنگ ديگري عوض كرد. چون براي من رنگ هاي سنتتيك (صنعتي) به آن درجه از جلا و شفافيت و تابناكي نمي رسد، جرأت استفاده از آن رنگ ها را هنوز ندارم. به همين دليل، سطح در نقاشي هاي من همچنان سياه و سفيد است و در تابلوها نيز از همان رنگ هاي سراميك استفاده مي كنم.» اين همه شيفتگي و شوريدگي هنرمند به گل و سراميك و به رنگ هاي طبيعي اما از جاي ديگري مي آيد. از يك حس دروني و از يك مكاشفه يك باره و ناگهاني كه در ذهن و زندگي اش پيشينه و پشتوانه داشته است. اين شور و شيفتگي و اين علاقه دروني را سالور چنين توصيف مي كند: «روزي كه در آتليه استاد ساويني دست به گل زدم، احساس كردم كه نزديك ترين ماده به من همين است. بچه كه بودم بيشتر از نيم ساعت در كلاس هاي طراحي دوام نمي آوردم، به خاطر اين كه مدياي من مداد و كاغذ نبود و نبوده است. شايد به همين خاطر هم رشته دانشگاهي ام را هنر انتخاب نكردم. چون فكر مي كردم در اين زمينه بي استعدادم. انعطاف پذيري و صبر را من از گل آموختم و اين كه فهميدم هر فردي ماتريال و مدياي خودش را دارد و حتماً در رشته هاي هنري نبايد از مداد و كاغذ شروع كرد. از مدياي ديگر اما مي توان به مداد و كاغذ رسيد.» و اين يعني همان اتفاقي كه در سالور نيز افتاده است. اين كه در حال حاضر با مداد زياد طراحي مي كند و اين طراحي هاي مدادي ارتباط مستقيم با بداهگي و يكبارگي خلق مجسمه ها و سفال ها و سطح هاي نقاشي او ندارد و تنها به هم كمك مي كنند تا هنرمند به بيان و زبان خود برسد و بپردازد.سالور وقتي حرف به سفال مدرن و معاصر ايران مي كشد، نظرات جالبي دارد. او مدرن بودن كارش را يك تصميم از پيش گرفته نمي داند و خود را فرزند خلف همان هنر غني و قديمي سفال و سراميك ايران مي شمارد كه هيچ گاه نخواسته دوره خاصي از آن را كپي كند. وي در اين مورد باور دارد كه: «هنرمندان دوره هاي مختلف اوج كاري خود را در همان زمان طي كرده اند و تكرار آن كارها تنها وقت تلف كردن است و جرياني ايجاد نمي كند.» ________________________________________ آثار: نمايشگاه رويت زمين ويژگي اثر : جست وجوگري ها است كه نقاشي هاي او به دنيا مي آيند: «نخستين نمايشگاهم كه با اين مواد جديد شكل گرفته بود، «رؤيت زمين» نام داشت و در فرهنگسراي نياوران برگزار شد. «رؤيت زمين» نگرشي بود به خاك و در يك كلمه كره زمين. آثار اين نمايشگاه را نه روي ديوار كه روي زمين چيدم.2 نمايشگاه گالري گلستان

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

ژازه طباطبايي متولد سال 1309 در تهران است. در سال 1329 از هنرستان هنرپيشگي ديپلم گرفت و اولين نمايشگاه نقاشي خود را كه نقاشي هايي با سبك مينياتور بودند برپا كرد. در سال 1333 در رشته كارگرداني و مباني تاتر دانشكده ادبيات ايران شاگرد اول شد و نمايش «پيراهن ملواني» را به صحنه آورد. او در سال 1339 دانشكده هنرهاي زيبا را به پايان رساند و كتاب شطرنج زندگي را منتشر كرد. طباطبايي پايه گذار گالري هنرمدرن ايران و دارنده بيش از 10 جايزه بين المللي است.آثار نقاشي و مجسمه ژازه در موزه ها و كلكسيون هاي شخصي به چشم مي خورد . او درسال 1386 در بيستم بهمن ماه دار فاني را وداع گفت. گروه : هنررشته : مجسمه سازيتحصيلات رسمي و حرفه اي : ژازه طباطبايي در سال 1329 از هنرستان هنرپيشگي ديپلم گرفت. وي در سال 1333 در رشته كارگرداني و مباني تاتر دانشكده ادبيات ايران شاگرد اول شد .در سال 1339 دانشكده هنرهاي زيبا را به پايان رساند.زمان و علت فوت : ژازه طباطبايي از مدتها قبل به دليل عفونت ريه و اختلالهايي در قلب، كليه و دستگاه تنفسي در اين بيمارستان بستري شده بود همين علتي شد براي وداع ايشان در بيستم بهمن ماه 1386.مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : ژازه طباطبايي درسال 1329 اولين نمايشگاه نقاشي خود را كه نقاشي هايي با سبك مينياتور بودند برپا كرد. وي نمايش «پيراهن ملواني» را به صحنه آورد.جوائز و نشانها : ژازه طباطبايي دارنده بيش از 10 جايزه بين المللي مي باشد.چگونگي عرضه آثار : در سال 1346 خسرو سينايي كارگردان سينما فيلمي از آثار ژازه طباطبايي تهيه كرد كه «شرح حال» نام دارد. سينايي در سال 1376 نيز فيلم ديگري با نام «كوچه پاييز» درباره زندگي اين نقاش و مجسمه ساز ساخت. ژازه طباطبايي با حضور مستمر در چهار دهه نقاشي و مجسمه سازي ايران نقش ويژه يي داشت و با رويكرد به موضوع هايي مثل نقش هاي سنتي، جلوه هاي ديداري فرهنگ مردم، افسانه ها، شعر، مظاهر زندگي شهروندي و... به نوعي در كارهايش بازنگري حيات اجتماعي معاصر به چشم مي خورد. آثار او تاكنون علاوه بر ايران در انگلستان، استراليا، چين، فرانسه، آلمان، يونان، امريكا و... به نمايش درآمده است و تعدادي از آثار او در موزه هاي لوور پاريس، متروپوليتن نيويورك و... حضور دارد. ژازه از آن دسته هنرمنداني بود كه هم در دسته هنرمندان شناخته شده قرار مي گرفت و هم به واسطه مجسمه هايي كه با استفاده از قطعات مستعمل ماشين ها مي ساخت اكثر گاراژدارها و اوراقچي هاي شوش، مولوي و... او را مي شناختند. او دستي هم در نوشتن داشت و بيش از 40 جلد كتاب مثل رمان وشعر منتشر كرده است. ________________________________________ آثار : «هنر جديد» ويژگي اثر : اولين گالري ايران3 داستان هاي فولكلور شطرنج زندگي نقدهاي هنري و نمايشنامه نمايش «پيراهن ملواني» ويژگي اثر : اين اثر وي درسال 1333 به اجرا در آمد.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

دكتر رضا افهمي در سال 1353 در كرمان بدنيا آمد. وي در سال 1382 وارد مقطع دكتري رشته پژوهش هنر دانشكده هنر و معماري دانشگاه تربيت مدرس شده و در سال 1385 به دريافت اين درجه با نمره عالي نايل شده است.ايشان در سال 1386بعنوان برگزيده جوان جشنواره فارابي در زمينه تاريخ، جغرافيا و باستانشناسي انتخاب شده است. نامبرده در حال حاضر نيز ضمن ادامه كار علمي خود، به عنوان هيأت علمي گروه پژوهش هنر دانشكده هنر و معماري دانشگاه تربيت مدرس به تدريس مشغول مي باشد.گروه : هنررشته : پژوهش هنرگرايش : تئوري هنروالدين و انساب : پدر : مهدي افهمي ، فرزند امير، معلم بازنشسته ، ميزان تحصيلات : فوق ديپلم مادر: نرجس‌خاتوان بني اسدي نژاد، فرزندابوطالب، مدير بازنشسته، ميزان تحصيلات ليسانس خاطرات کودکي : "دوران كودكي اينجانب اشغال شده از گفتمان خانوادگي است. عقيده دارم كه در هر خانواده‌اي گفتماني غالب وجود دارد كه مي‌تواند اقصاد، پزشكي و يا همچون محيط رشد من هنر باشد. خوشبختانه در ميان خانواده‌اي زيستم كه از كودكي باوجوه گوناگون هنر آشنا شدم. پدر بزرگ و دايي بزرگوارم از كارمندان سازمان ميراث فرهنگي بودند و اين به معناي نزديك بودن من به فضاي هنرهاي سنتي ايران و بويژه معماري بود. در فضاي خانه از سال‌هاي دور همواره بوي رنگ و روغن و تابلوهاي امپرسيونيست پدر به مشام مي‌رسيد و شايد جالب باشد، كه عشق من به نقاشي شايد از لذت استشمام بوي رنگ باشد . باري ياد آن سال‌ها پشت بوم‌هاي پدر نقش بسته‌است. من با مداد رنگي نقاشي كودكانه نمي‌كشيدم و اولين نقاشي‌ كه به ياد دارم نيز خانه نبود، درخت انار بود. در كنار پدري سخت دلبسته ساخت آثار حجمي و يا قطعات كاربردي ابتكاري و يا ابزار بازي دست‌ساز بود؛ آموختم كه كار با مواد يعني چه و چگونه مي‌توان ايده‌ها را شكل داد، آنها را سُفت و به عمل در آورد. در كنار دايي بزرگوارم با سينما و عكاسي آشنا شدم و تجارب من در اين زمينه عرصه ديدن دنيا از پس چشمي هدايت شده و هدفمند بود. تمامي اين بستر ارزشمند و در كنار آن گفتمان غالب آن سال ها از من آدمي ساخت كه بيش ازر تجارب هنري سخت دلبسته انديشيدن به هنر شود. تجربيات اشباع آن سال‌ها مرا آزموده نگاه به هنرهاي مختلف و آماده باريك‌بيني و دقت در آنها ساخت و از دل تمامي آنها نه يك هنرمند، كه يك تحليلگر برخاست ، زيرا در سويه ديگر خانواده، مادرم آدمي اهل ساحت انديشه و تدقيق در امور بود و اين امر پيوندي بود ميان سويه‌هاي احساسي دريافت هنر و تعاليم انديشمندانه پدر و واشكافي و تعمق مادرم كه مرا سفت و به شكل امروزين در آورد." اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : رضا افهمي از شرايط و اوضاع احتماعي و خانوادگي خود چنين مي گويد : "شايد اين گفته بسيار آشنا باشد كه بسياري خود را محصول خانواده خود و تربيت آنها مي‌دانند، اما من خود را بيشتر مرهون چيزي مي‌دانم كه خود آن را دگرديسي مي‌نامم. در دگرديسي، اين شرايط نيست كه شخص را مي‌سازد و آموزه‌ها نيز دخيل نيستند، دگرديسي جاييست كه در آن خود فرد دگرگون و متكامل مي‌شود و هر تغييري ريشه در سرشت شخصي او و نه محرك‌هاي بيروني دارد. من در خانواده‌اي زيستم كه دو مؤلفه مشخص داشت، اينكه هيچگاه از روح نقادي فروگذار نكرد ، اين روحيه را از مادر به ارث برده‌ام كه در هر مورد شك و دگرانديشي و دوري از تراز عمومي حتي اگر در تراز درون پنهان باشد، بي‌بديل‌ترين سرشت ساخت ايده‌هاست و در سايه اين روح نقادانه كه رگه‌هاي ظريفي از روشنفكري را نيز در درون خود داشت، آموختم كه تعلق به مكان امري بي معناست و از اينرو همواره در سويه‌هاي فكري خود فروگذار فيزيك تعلق بوده‌ام و همواره اين غريبگي ناشي از تمامي تعلقات مكان به من فرصت داده تا بهتر با موضوع روبرو شوم و از سوي ديگر همواره آموخته‌ام كه با زمان زيستن ارزشمند ترين عنصر است و تلاش براي فراروي از زمان چيزيست كه در درون خود انگاره درست انديشيدن را پنهان ساخته است. " دكتر رضا افهمي در تاريخ 20/6/ 1353 بعنوان فرزند اول خانواده‌اي كه اهتمام خود را بر ترويج فرهنگ و آموزش دانايي به ديگران قرار داده‌بودند؛ بدنيا آمد.تحصيلات رسمي و حرفه اي : رضا افهمي ساليان دبستان را از 1359 تا 1364 و در دبستان‌هاي هفده شهريور و صادقيه شهر كرمان و در حدفاصل سال 1364 تا 1367 در مدارس راهنمايي آيت‌الله سعيدي و شهيد نواب صفوي و دوران دبيرستان را تا سال 1371 در دبيرستان‌هاي آيت‌الله مطهري، ارشاد و وحدت شهر كرمان گذراند، در همان سال با قبولي در كنكور وارد رشته كارشناسي ارشد پيوسته معماري در دانشگاه يزد شده و در سال 1378 با ارايه پايان‌نامه " مدارس پيش‌ساخته" فارغ‌التحصيل گرديد.در سال 1382 وارد مقطع دكتري پژوهش هنر دانشگاه تربيت مدرس شده و در در سال 1385 با ارايه رساله نهايي با عنوان " فرهنگ بصري حاكم بر بازنمايي در هنر هخامنشي" فارغ‌التحصيل شد.خاطرات و وقايع تحصيل : شايد براي هر كسي خاطرات دوران تحصيل در كلاس روي داده باشد و يا در رويدادي كه از آن بهره‌اي علمي برده باشد، اما براي من اين اتفاق در خارج از آن و در مناسبت ميان تحصيل و زندگي روي داد. در دوران دانشجويي در شهر يزد و در مجتمع هنر آن ، بواسطه آموزه‌هاي آن سال‌ها براي من زيست تؤام با تحصيل و امتزاج ميان آن دو به تجربه‌اي بديع بدل گشت كه در آن تحصيل امري مانند معماري به نوعي در تجربه زيستي آن سال‌ها نيز دخيل بود و ساخت بخشيدن به زندگي ، طراحي دوباره تمامي امور و كنش واقعي بسياري تجارب، به پيوند خوردن تحليل هنر و تجربه دنياي واقعي منجر گشت و آن را نهايي‌ترين بخش ساخت فكري خود قلمداد مي‌كنم.فعاليتهاي ضمن تحصيل : دكتر افهمي در ضمن تحصيل در دانشگاه سال‌ها بعنوان استاديار تحقيقات و ارايه دهنده سمينار به تدريس اشتغال داشته و در سال‌هاي نهايي تحصيل در مقطع كارشناسي ارشد به تدريس در دانشگاه‌هاي آزاد اسلامي كرمان و دانشگاه شهيد باهنر كرمان و ... و همزمان با‌ آن نيز به ترجمه كتاب و در دوره دكتري نيز در كنار تجارب پيشين به كار حرفه‌اي درزمينه معماري اشتغال داشته‌است.استادان و مربيان : دكتر رضا افهمي از اساتيد و مربيان خود چنين ياد مي كند: "ضمن قدرداني از تمامي اساتيد بزرگوار خود ، از مهمترين اساتيد دوره تحصيل در رشته معماري مي‌توانم از استاد گرانقدر، دكتر سيد حسين معيني نام ببرم كه بسياري از آموزه‌هاي اخلاقي و دانش خود پيرامون تئوري هنر را مرهون او هستم. در دوره دكتري نيز فرصت همراهي با دو تن از بزرگواران ومفاخر عرصه ادب و هنر اين سرزمين را داشته‌ام. دكتر محمود طاووسي و دكتر حبيب‌الله آيت‌اللهي كه همواره شاگردي ايشان و توجه و عنايتشان به فعاليت‌هاي بنده مايه افتخار من بوده‌است. "همسر و فرزندان : دكتر رضا افهمي متاهل و داراي همسر بنام سركار خانم ، دكتر فريناز فربود است. او با همسر خود در سال 1386 ازدواج كرده است. "ايشان علاوه بر دارا بودن برترين خصوصيات والاي انساني پژوهشگري انديشمند و صاحبنظر در زمينه طراحي منسوجات در هنر ايران هستند. "وقايع ميانسالي : وقايع در هر عرصه بيشمارند، اما پيشامد هر واقعه‌اي در عالم فيزيكي مي‌آموزد كه بايد تجارب زندگي واقعي را ارزشمند‌تر از چيزهايي دانست كه در ساحت انديشه روي مي‌دهد. شايد مهمترين واقعه‌اي كه در زندگي براي انسان رخ مي‌دهد پي بودن به پيچيدگي‌هايي است كه زيست انسان بر زمين دارد و اين امر با پيچيده‌تر شدن كنش‌هاي انساني در زندگي و بسط آنها اهميت بيشتري مي‌يابد.فعاليتهاي آموزشي : دانشگاه يزد، مجتمع هنر و معماري، 76-1375 دانشگاه آزاد اسلامي كرمان، دانشكده معماري، 1387-1376 دانشگاه شهيد باهنر كرمان، دانشكده هنر و معماري، 1382-1380 دانشگاه آزاد اسلامي بندر عباس، گروه معماري، 1387-1386 دانشگاه تربيت مدرس، دانشكده هنر و معماري، گروه پژوهش هنر، 1387 تا كنون مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : - مهندسين مشاور معمار و شهرساز فرا ديزَين معاصر - انتشارات نسل باران ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : همكار با مراكز پژوهشي گوناگون فعاليت در زمينه تخصصي معماري و شهرسازي شاگردان : رضا افهمي درباره شاگردان و دانش آموخته گان خود چنين اظهار نظر مي كند: شاگردان اينجانب در عرصه معماري بي‌شمارندو مايه مباهات من مجموعه‌اي از دانشجويان قديمي من است كه امروزه همكار اينجانب هستند و اين مايه مباهات براي من به شمار مي‌‌آيد. در مورد آرا و عقايد ، در عرصه معماري همواره سعي نموده‌ام تا نوعي زيبايي‌شناسي عينيت‌گرا در عرصه كاربرد مصالح و ابتناي آن به تحليل بصري و معناشناختي مصالح را پي‌ريزي نمايم. در عرصه پژوهش هنر نيز صاحب تئوري تراز آگاهي و ساحت بصري در تحليل موارد فرهنگي هستم كه به پژوهش‌هاي ميان‌‌رشته‌اي در عرصه هنر و تحليل آن اختصاص دارد. در اين زمينه‌ها نيز بسياري از دانشجويان پيشين من درحال تجارب پژوهشي يا طراحي هستندآرا و گرايشهاي خاص : دكتر رضا افهمي صاحب اولين پژوهش در زمينه فرهنگ بصري در ايران و وارد كننده اين شيوه پژوهش ميان‌رشته‌اي به ساخت پژوهش كشور و صاحب تئوري تراز آگاهي و بنيان‌هاي معرفتي و ارتباط آن با مقوله قدرت و بازنمايي بودند كه در قالب پژوهش پيچيده و جامع پيرامون بنيان‌هاي قدرت و مشروعيت در ايران و سازمان بازنمايي آن از طريق تصاوير در ايران باستان و نحوه دگرگون سازي تراز آگاهي در اين دوره به رشته تحرير در آمده است.جوائز و نشانها : برگزيده جوان اولين دوره جشنواره بين‌المللي فارابي در گروه جغرافيا، تاريخ و باستان‌شناسي ( لوح تقدير رييس جمهور، لوح يونسكو و آيسسكو ) برگزيده جشنواره پايان‌نامه برتر، فرهنگستان هنر چگونگي عرضه آثار : رضا افهمي مقالات علمي در كنفرانس‌هاي گوناگون در عرصه معماري و پژوهش هنر ، ارايه مقالات پژوهش در مجلات داخلي و خارجي ، ارايه كرده است. از ديگر فعاليت هاي پژوهشي و تحقيق دكتر افهمي مي توان به نشر مقالات تخصصي در مجلات و ايراد سخنراني در مجامع تخصصي، سردبير ويژه برخي مجلات تخصصي، ترجمه كتب تخصصي در عرصه معماري و طراحي صنعتي و انجام قراردادهاي پژوهشي با سازمان‌هاي مرتبط با مسايل فرهنگي يا پروژه‌هاي زيربنايي در زمينه معماري اشاره كرد. ________________________________________ آثار: فرهنگ بصري حاكم بر بازنمايي در هنر هخامنشي ويژگي اثر : اين اثر به بررسي بنيان‌هاي قدرت و مشروعيت در ايران باستان و تأثيرات آن بر تراز آگاهي و معرفت در اين دوره و تغيير دادن بينش حاكم بر محيط در تراز گفتاري و انعكاس آن در ارتباطات بصري به مثابه بخشي از فرآيند ارتباطي و كنش دانش موجود براي همراهي با بينش مي‌پردازد.2 مقاله تناسبات انساني در هنر هخامنشي ويژگي اثر : اين مقاله به بررسي طراحي نسبت‌هاي انساني در هنر هخامنشي در تخت جمشيد و سيستم طراحي پيكره انسان دراين هنر و سرچشمه‌هاي اين شيوه طراحي مي پردازد.3 مقاله تناسبات در خط فارسي باستان ويژگي اثر : اين مقاله كه در مجله Iranica Antiqua منتشر شده، به بررسي سيستم طراحي خط فارسي باستان و واكاوي هنر طراحي فونت‌ها در اين دوره و سازمان هندسي حاكم بر آن مي‌پردازد.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

استاد حسین زمرشیدی در 1318 در مشهد به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی را در همان شهر به پایان برد. سپس همراه پدرش حاج محمد معمار که از اساتید بنام خراسان بود به فراگیری شغل پدری در بنای خواجه ربیع پرداخت. پس از طی مراحلی در نوجوانی به حق استادی سرآمد در معماری اسلامی گردید. آثار فراوانی از معماری و کاشی کاری در بقعه خواجه ربیع، گنبد سبز مشهد، بقعه امام زاده محمد محروق و شیخ عطار در نیشابور و بقعه شیخ احمد جامی در تربت جام از یادگارهای استاد زمرشیدی است. زمر شیدی پس از معماری اسلامی به بنایی روی آورد و چندی نگذشت که در زمینه ساختمان سازی استادی ماهر شد. او شب ها به تحصیل علم پرداخت و تا سوم متوسطه را در مشهد سپری کرد. سپس به تهران آمد و پس از آزمون رشته استاد کاری توسط هیئت آلمانی در هنرستان صنعتی تهران سابق ( ایران و آلمان ) به عنوان استاد کار آموزشی استخدام شد و هم زمان در رشته ساختمان نیز ادامه تحصیل داد و در سال 1350 فارغ التحصیل شد. سپس به آلمان رفت و در رشته های عمومی ساختمان و تربیت دبیر فنی رشته ساختمان در دانشگاه برلین ادامه تحصیل داد. پس از بازگشت به وطن به عنوان هنرآموز رشته ساختمان در هنرستان تهران به کار ادامه داد و 16 جلد کتاب درسی سال های اول تا چهارم رشته ساختمان را برای هنرستانهای کشور تالیف کرد.از نظام پنجساله در رشته عمران نیز چهار جلد کتاب درسی برای هنرستانها تالیف کرده است . حسین زمرشیدی از جمله معمارانی است که به معماری غنی ایرانی عشق می ورزد و به همین دلیل تالیفات با ارزشی در معماری سنتی و اسلامی به جامعه علمی ایران تقدیم داشته است. که مورد توجه بسیار فراوان سایر کشورهای مسلمان از جهت کاربرد در آثار معماری اسلامی آنها نیز واقع شده و تعدا آنها به 10 جلد می رسد . نامبرده هم اکنون در دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی با رتبه علمی دانشیاری به تدریس و تحقیق مشغول می باشد. گروه : هنررشته : معماری سنتیگرایش : هنرهای قدسیوالدین و انساب : پدر حسین زمرشیدی حاج محمد معمار ،معماری زبردست از مردم مشهد بوده است و نام مادر محترمشان حاجیه خانم مریم بهاریان شرقی است.ایشان یک برادر بنام مهندس علی زمرشیدی و دو خواهر بنامهای مهری و نسیرین زمرشیدی دارد.خاطرات کودکی : حسین زمر شیدی از دوران کودکی خود چنین یاد می کند:" ده ساله بودم که پدرم تابستان مرا با خود به بقعه خواجه ربیع برد.زلزله گنبد آسیب فراروانی به آن رسانده بود.بطوری که شکستهایی به آن داده بود و قرار بود که توسط پدرم بازسازی شود وقتی پوشش گنبد به ختم شانه رسیده بود پدرم کوزه ای و بطری کوچکی در دست داشت .همه کارگران و استادان را که حدود 24 نفر می رسید جمع کرد و کاغذ تا شده ای را درون بطری انداخت و سر آنرا چوب پنبه گذاشت و لاک ذوب شده ای سر آن ریخت و در کوزه را با پوست گوسفند بست و کوزه را درون پوشش گنبد گذاشت و با رعایت فاصله ای دور و اطراف آن را چیدند.بعد از اتمام کار از پدر سوال کردم ،این کار یعنی چه؟ پدر چوا ب داد هر وقت گنبد را خراب کنند ،کوزه و محتوای آن یاد آور تاریخ ساخت قبلی آن است."اوضاع اجتماعی و شرایط زندگی : حسین زمرشیدی در سال 1318ه.ش در خانواده معماری یپشه زاده شد. او از کودکی در فضایی که ارتباط مستقیمی با معماری اسلامی داشت پرورش یافت تشویقها ومهارت پدر ، در پیشرفت های بعدی استاد زمرشیدی بسیار موثر افتاد.تحصیلات رسمی و حرفه ای : حسین زمرشیدی فنون معماری اسلامی را در کنار پدر خود در نماسازی گنبد و بقعه خواجه ربیع و نیز ساخت گبند و تزیینات شیخ مومن استرآبادی و ... آموخت. زمر شیدی پس از معماری اسلامی به بنایی روی آورد و چندی نگذشت که در زمینه ساختمان سازی استادی ماهر شد. او شب ها به تحصیل علم پرداخت و تا سوم متوسطه را در مشهد سپری کرد. سپس به تهران آمد و پس از آزمون رشته استاد کاری توسط هیئت آلمانی در هنرستان صنعتی تهران سابق ( ایران و آلمان ) به عنوان استاد کار آموزشی استخدام شد و هم زمان در رشته ساختمان نیز ادامه تحصیل داد و در سال 1350 فارغ التحصیل شد. سپس به آلمان رفت و در رشته های عمومی ساختمان و تربیت دبیر فنی رشته ساختمان در دانشگاه برلین ادامه تحصیل داد.خاطرات و وقایع تحصیل : حسین زمرشیدی در دوره دیپلم ساختمان همواره شاگردی ممتاز بود.وی با وجود داشتن همسر و فرزند و زندگی که تا حدودی سخت بود ولی به درس خواندن خود ادامه داد و در آلمان نیز بعلت علاقه فراوان به تحصیل از شاگردان ممتاز آنجا بوده و این امر باعث حسادت دانشجویان آلمانی می شد چرا که در درس رسم فنی و قشه بدون ادعا فوق العاده بود و همیشه موردتوجه اساتید آلمانی خود قرار می گرفت.فعالیتهای ضمن تحصیل : حسین زمرشیدی علاوه بر تحصیل، به تحقیق نظری و عملی ( اجرای طرحها و بناهای در معماری) اسلامی ایران می پرداخت.استادان و مربیان : اساتید و مربیان حسین زمرشیدی به قرار زیر می باشند: زنده یادان : پدر برگوارش، استاد مهدی تشکری اصفهانی ،استاد جواد تقوایی ،استاد علی ناجی ،استاد غلامحسین یزدی ،استاد علی خالو . مهندس دارا بهشتی (در دوران تحصیل) و پروفسور میتچ (از اساتید آلمانی)هم دوره ای ها و همکاران : مهندس رضا دهشیدی (معاون عمران سابق بارگاه حضرت رضا (ع) )،دکتر علی اصغر وطنی اسکویی ،دکتر موسی مظلوم و دکتر غلامحسین معماریان از همدوره ایها و همکاران حسین زمر شیدی می باشند.همسر و فرزندان : حسین زمرشیدی متاهل است وی خود را مدیون همسر ش که همپای وی در طول تحصیل و زندگی اش بوده می داند.وقایع میانسالی : حسین زمرشیدی پس از فراغت از تحصیل و بازگشت از آلمان، عضو هئیت علمی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی شد.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : حسین زمرشیدی پس از بازگشت از آلمان به عضو یت هئیت علمی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی در آمد که اکنون به عنوان دانشیار در دانشگاه مذکور مشغول به فعالیت است. وی علاوه بر آن عضو هئیت تحریریه بسیاری از مجلات معتبر معماری و میراث فرهنگی و نیز عضو مجامع علمی مختلف از جمله فرهنگستان هنرایران می باشد.فعالیتهای آموزشی : حسین زمرشیدی پس از اخذ فوق لیسانس معماری از دانشگاه برلین و بازگشت به ایران، به عضویت هئیت علمی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی در آمد و از آن پس به تدریس و تالیف و تحقیق می پردازد.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : حسین زمرشیدی علاوه بر تدریس، به مطالعه، تحقیق و تالیف آثاری در زمینه معماری سنتی اسلامی ایران و جهان و همچنین به عکس برداری از آثار معماری ایران و مکانها و بنا های ارزشمند معماری از جهات مختلف (تاریخ ،طرح و اجراو غیره ) می پردازد.ایشان به ورزش در روزانه بصورت پیاده وری نیز علاقه دارد.همفکران فرد : حسین زمرشیدی با مرحوم دکتر محمد کریم پیرنیا ، دکتر محمد مهدی هراتی ،دکتر حسین یاوری و دکتر منصور فلامکی از همفکری نزدیکی برخوردار است.آرا و گرایشهای خاص : حسین زمرشیدی در معماری، به معماری سنتی اسلامی در ایران توجه ویژه ای دارد و اجزایی چون طاق و قوس و گره چینی را مورد پژوهش قرار داده است.جوائز و نشانها : حسین زمرشیدی درسال 1381 دردومین همایش چهره های ماندگار، به عنوان چهره ماندگار در عرصه معماری سنتی برگزیده و معرفی شد.از دیگر جوایز وی می توان به چند مورد زیر اشاره کرد: - نشان درجه سه دانش در سال 1383 از سوی ریاست محترم جمهوری جناب آقای خاتمی به همراه 50 سکه تمام بهار آزادی - چاپ تمبر در سال 1382 - دریافت لوح تقدیر و جایزه از سوی مسئولین و چندین وزیر برای 69 بار - برزگداشت از طرف سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران در سال 1380 - بزرگداشت در روز معلم در سال 1380 از طرف دانشگاه شهید رجایی - بزرگداشت در سال 1384 از طرف سازمان اوقاف و امورخیریه - هزینه سفر به چهار کشور آسیای میانهچگونگی عرضه آثار : حسین زمرشیدی مقالات علمی و کتب فراوانی درزمینه اسلامی نگاشته است و تعدادی تابلو از نقوش و کاشی معرق از دیگر آثار وی بشمار می رود. آثار حسین زمرشیدی به شرح زیر است: - 22 جلد کتاب های درسی رشته عمران از مقطع هنرستان تا دانشگاه - 11 جلد کتاب ارزشمند معماری سنتی و خصوصااسلامی که عموما نفیس و رنگی می باشند. - 68 مقاله بلند ارزشمنددر زمینه عمران و معماری که تعدادی از آنها چاپ و برخی آماده چاپ می باشند. - خلق 30 تابلو از هنرهای قدسی معماری اسلامی ایران به شکل تابلوی معرق و غیره که وقف موزه سعد آباد شده است. -------------------------------------------------------------------------------- آثار :  1 16جلد از کتب درسی  2 اجرای ساختمان (عناصر و جزئیات)  3 پیوند و نگاره در آجر کاری  4 تعمیر و نگهداری ساختمان  5 رسم فنی و نقشه کشی جامع عمران  6 طاق و قوس در معماری ایران  7 کاشیکاری در ایران  8 گره چینی در معماری سلامی و هنرهای دستی  9 مسجد معماری در ایران  10 معماری ایران  11 معماری ایران، اجرای ساختمان با مصالح سنتی  12 معماری ایران، مصالح شناسی سنتی  13 مقالات عملی و کتب فراوان دیگر در زمینه اسلامی  14 نقش آجر و کاشی در نمای مدارس  15 کارگاههای رشته عمران و خودکفائی نظام پنجساله  16 کارهای عمومی

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

دکتر پرویز موید عهد در سال 1308 در تهران متولد شد. وی دارای دکتری معماری و شهر سازی از دانشگاه سوربن پاریس 1336، عضو هئیت علمی دانشگاه تهران و رئیس دفتر فنی اداره ساختمان دانشگاه از 1336 است . دکتر مویدعهد در سالهای 1336 و 1343 به مراتب دانشیاری و استادی رسید . وی علاوه برتدریس در دانشگاه شهید بهشتی و دانشکده ساختمان پلی تکنیک ریاست دانشکده هنرهای تزیینی وزارت فرهنگ و هنر را نیز بر عهده داشته است.گروه : هنررشته : معماری و شهر سازیتحصیلات رسمی و حرفه ای : دکتر پرویز موید عهد پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه درزادگاه خود، وارد دانشگاه تهران شد و پس از اخذ لیسانس معماری به فرانسه عزیمت کرد و در سال 1336 با اخذ مدرک دکتری رشته معماری و شهر سازی از دانشگاه سوربن پاریس به ایران بازگشت.خاطرات و وقایع تحصیل : سالها اقامت و تحصیل درشهر پاریس از وقایع مهم زندگی علمی استاد دکتر پرویز موید عهد بود که در شکل دهی فکر و تجارب وی بسیار موثر افتاد.فعالیتهای ضمن تحصیل : مطالعه، تحقیق و انجام تحقیقات علمی در رشته معماری و شهرسازی همواره از امور مورد علاقه استاد دکتر پرویز موید عهد بوده است.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : مشاغل و مسئولیت های استاد دکتر پرویز موید عهد عبارت بوده اند از : عضو هئیت علمی دانشگاه تهران ( گروه معماری و شهر سازی) از سال 1336 رئیس دفتر فنی اداره ساختمان دانشگاه تهران 1336 دانشیار گروه معماری و شهر سازی دانشکده هنر دانشگاه تهران 1337 استاد گروه معماری و شهر سازی دانشکده هنر دانشگاه تهران 1343 مدرس در دانشگاههای شهید بهشتی و پلی تکنیک رئیس دانشکده هنرهای تزیینی وزرات فرهنگ وهنر فعالیتهای آموزشی : استاد دکتر پرویز موید عهد از سال 1336 به عنوان عضو هئیت علمی دانشگاه تهران استخدام شد. وی در دانشکده هنرهای تزئینی وزارت فرهنگ و دانشکده معماری دانشگاه شهید بهشتی و دانشکده ساختمان پلی تکنیک به تدریس دروس مربوط به تاریخ و اصول معماری پرداخته است.مراکزی که فرد از بانیان آن به شمار می آید : استاد دکتر پرویز موید عهد بناهای ارزشمندی را در داخل و خارج از کشور طراحی کرده است که از آن جمله می توان به محوطه نمایشگاه بین المللی تهران، مرکز تحقیقات دارویی و پیش دارویی ، طرح خاتم کاری تالار بزرگ و تزئینات کاخ گلستان، مرمت و بازسازی وزارت آموزش و پرورش و مرحله اول مصلای بزرگ امام خمینی اشاره کرد.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : مطالعه، تحقیق و تالیف آثار در زمینه معماری و شهر سازی به ویژه طرح های مجموعه های کلان شهری در تهران و حتی در خارج از کشور از جمله اموری است که دکتر پرویز موید عهد بدان اشتغال داشته است. ......................................................................0آرا و گرایشهای خاص : استاد دکتر پرویز موید عهد عمدتا به طرحهای تحقیقی جهت کاربردهای عملی در بنای ساختمانها و مجموعه های عمومی مهم علاقمند است. -------------------------------------------------------------------------------- آثار :  1 طرح خاتم کاری تالار بزرگ و تزیینات کاخ گلستان  2 طرح عمومی مرحله اول مصلای بزرگ امام خمینی در تهران  3 طرح محوطه نمایشگاه بین المللی تهران  4 طرح مرکز تحقیقات دارویی و پیش دارویی  5 طرح مرمت و بازسازی وزارت آموزش و پرورش

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

حسين مصدق زاده هنرمند كاشيكاروطراح معروف كاشي از هنر منداني است كه توانسته است با درك محضر بهترين و شايسته ترين استاد اين فن يعني پدرمرحومش و نيز با اتكاي به استعداد خدادادي و درسايه لياقت وپشتكار ،‌درطول بيش از شش دهه آثاري به وجود آورد كه به حق ،‌هريك دنيايي زيبا و رمز و راز و ابتكار و خلاقيت را در خود نهفته دارند . وي را مي توان آخرين بازمانده خانداني دانست كه از دوران صفويه در اصفهان آن روزگار كاشيكاربودند و باشيوه هاي مختلف اين هنر بديع ،‌بناهاي مذهبي و ساير آثار ايران وديگر ممالك را زينت مي بخشيدند . گروه : هنر رشته : هنرهاي تجسمي گرايش : كاشيكاري والدين و انساب : پدر حسين ، مرحوم استاد عبد الغفارمصدق زاده بود كه اونيزفرزند مرحوم استاد محمد مصدق زاده ،‌كاشيكار برجسته عصر قاجاربود . پدران استادحسين از دوران صفويه از استادان بي بديل هنر كاشيكاري بوده اند كه هريك دردوران خود از شهرت و آوازه چشمگيري برخوردار بوده اند و هم اينك نام اكثر آنان بر كتيبه هاي مساجد و بناهاي اصفهان و ديگر شهرها مخلد است . خاطرات کودکي : حسين مصدق زاده دردوران كودكي بود كه كاشيكاري را فرا گرفت . طوري كه دورا ن كودكي حسين درحالي مي گذشت كه پدرش كاشيهاي معرق سردر مسجد امام (مسجد شاه آن زمان )را مرمت مي كرد و در ضمن رموز و دقايق كاررا نيز به او و فرزند ديگرش (مرحو م استاد محمد مصدق زاده )مي آموخت . استادان و مربيان : اولين حسين مصدق زاده ، پدرش عبد الغفار بود . عبد الغفار به اندازه اي به اين هنر علاقمند بود كه وصيت كرد تا فرزندانش هنر كاشيكاري را فرا گيرند . حسين 12 ساله بودكه پدرش را از دست دادو حاج يد الله مغزي را كه خويشاوندش بود به استادي برگزيد . همسر و فرزندان : حسين مصدق زاده نيز همچون پدر مرحومش ،‌فرزند ان خود را به فراگيري هنر كاشيكاري تشويق و ترغيب كرده است . به طوري كه دو پسران او كه درسن 40تا42 سالگي هستند زير نظر وي به كار مشغول مي باشند. مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : خلاقيت و ابتكار حسين مصدق زاده و برادرش محمد مصدق زاده باعث شد تا از وجود آنان جهت تدريس درهنرستان هنرهاي زيبا استفاده كنند . مصدق زاده از بدو تاسيس اداره باستان شناسي كه بعدا فرهنگ و هنر شد و سپس به سازمان ميراث فرهنگي تغييرنام داد ، بااين دستگاه همكاري داشته است . چگونگي عرضه آثار : حسين مصدق زاده درطول بيش از شصت سال كار مداوم خدمات بسياري به هنر كاشيكاري ايران كرده است . او درطول حيات پر، خويش ‌، كاشيكاري 62 محراب ، 33 سردر مسجد ، 18 منار، 9 گنبد را طراحي و اجرا كرده است . -------------------------------------------------------------------------------- آثار : 1 تعمير بارگاه امام كاظم (ع) و امام جواد (ع) دركاظمين 2 تعمير كاشي هاي مدرسه چهار باغ امام صادق اصفهان 3 تعميرمسجد حاج محمد جعفر آباده اي اصفهان 4 سردر برخي ادارات در عمان 5 سردرامامزاده اسماعيل اصفهان 6 سردرخانه هنرمندان اصفهان 7 سردرورودي بانك خون تبريز 8 طراحي بيمارستان هلال احمر دردوبي 9 طراحي سردرامامزاده گوگدگلپايگان 10 طراحي سردرورودي امامزاده زيد اصفهان 11 طراحي كاشيكاري 4 سردربازار امام خميني لار 12 طراحي كاشيكاري آرامگاه رودكي درتاجيكستان 13 طراحي كاشيكاري حسينه محله منصوريه كويت 14 طراحي كاشيكاري سقاخانه حضرت ابوالفضل 15 طراحي كاشيكاري محراب مسجد حاجي درگلپايگان 16 طراحي كاشيكاري مسجد آقا مسيح گلپايگان 17 طراحي كاشيكاري مسجد اميرالمومنين درلار 18 طراحي كاشيكاري مسجد جامع خوانسار 19 طراحي كاشيكاري مضيف خانه خوانسار 20 طراحي محراب مسجد لار 21 كاشيكاري آرامگاه خيام درنيشابور 22 كاشيكاري حرم امام علي (ع) درنجف 23 كاشيكاري صحن آستانه حضرت معصومه درقم 24 كاشيكاري صحن امام خميني حرم امام رضا (ع) درمشهد 25 كاشيكاري گنبد شاهچراغ (احمد بن موسي ) درشيراز 26 كاشيكاري مسجد كبود ايروان 27 مرمت حرم حضرت رقيه (س) درسوريه 28 مرمت سردر امير چخماق يزد 29 مرمت صحن حرم امام حسين (ع) دركربلا 30 مرمت كاشي هاي مسجد جامع كبيريزد

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

محمد احصائي ، در تيرماه 1318 شمسي در قزوين ديده به دنيا گشود. احصائي ، سال هاي نخست زندگي را در قزوين گذراند و سپس تهران را براي سكونت برگزيد. در ابتداي راه زندگي هنري خويش ، آثار استاد عمادالكتاب قزويني را سرمشق قرارداد تا سرانجام به حضور استاد سيدحسين ميرخاني رسيد و از تعليمات ايشان بهره جست. آنگاه به دانشسراي تهران راه يافت و پس از آن بيش از ده سال را به تجربه و تحصيل در دانشكده هنرهاي زيبا و حضور در نمايشگاه هاي هنري سپري كرد تا سرانجام موفق به ارائه ي هنر « نقاشيخط » شد. وي پس از سال هاي 1338 به بعد ، توجه خود را بر روي آثار ميرعماد قزويني متمركز نمود و بعدها هنر خط را در دوره ي قاجار كاويد. احصائي ، گرافيست ، خوشنويس ، مؤلف و كارشناس هنر ، عضو شورايعالي هنرهاي تجسمي كشور ، عضو شورايعالي انجمن خوشنويسان ، اديتور كتاب هاي هنر در سازمان كتاب هاي درسي ايران و احياگر كاربرد خطاطي در معماري اسلامي مي باشد. گروه : هنر رشته : هنرهاي تجسمي تحصيلات رسمي و حرفه اي : محمد احصائي ، سال هاي نخست زندگي را در قزوين گذراند و سپس تهران را براي سكونت برگزيد. در ابتداي راه زندگي هنري خويش ، آثار استاد عمادالكتاب قزويني را سرمشق قرارداد تا سرانجام به حضور استاد سيدحسين ميرخاني رسيد و از تعليمات ايشان بهره جست. آنگاه به دانشسراي تهران راه يافت و پس از آن بيش از ده سال را به تجربه و تحصيل در دانشكده هنرهاي زيبا و حضور در نمايشگاه هاي هنري سپري كرد تا سرانجام موفق به ارائه ي هنر « نقاشيخط » شد. وي پس از سال هاي 1338 به بعد ، توجه خود را بر روي آثار ميرعماد قزويني متمركز نمود و بعدها هنر خط را در دوره ي قاجار كاويد. خاطرات و وقايع تحصيل : محمد احصائي ، با ذكر خاطره اي از دوران تجربه اندوزي هاي خود مي گويد : « در بهار 1354 ، در روزه داري هاي ادواريم ، در يك حالتي از مواجهه ي شديد عاطفي با كلام « الله » ، كه يكسره ذهن و دل مرا به تصرف گرفته بود ، حدود دويست قطعه كار انجام شد كه تكنيك اجراي آن ، حضور دائم و آمادگي شديد روحي را مي طلبيد ؛ ضرباهنگي كه هدايت قلم را « قلب » به عهده داشت ». مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : محمد احصائي ، مشاور رئيس مؤسسه ي مطالعات و تحقيقات فرهنگي در قسمت چاپ و انتشارات مي باشد. فعاليتهاي آموزشي : محمد احصائي ، سال ها به عنوان آموزگار ادبيات فارسي و خط در دبستان هاي جهان تربيت و شهر ري ، مدرس گروه هنرهاي تجسمي دانشكده هنرهاي زيبا ي دانشگاه تهران و دانشگاه هنرهاي تزئيني و عضو رسمي هيئت علمي دانشگاه تهران به فعاليت هاي آموزشي اشتغال داشته است. مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : محمد احصائي ، عضو هيئت مؤسس « انجمن هنرمندان نقاش ايران » مي باشد. ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : محمد احصائي ، گرافيست ، خوشنويس ، مؤلف و كارشناس هنر ، عضو شورايعالي هنرهاي تجسمي كشور ، عضو شورايعالي انجمن خوشنويسان ، اديتور كتاب هاي هنر در سازمان كتاب هاي درسي ايران و احياگر كاربرد خطاطي در معماري اسلامي مي باشد. وي در بيست سال اخير ، به جمع آوري و مطالعه ي عميق روي كارهاي اساتيد متقدم خويش پرداخته و قلم « محقق » و « ريحان » - كه در جهان اسلام به قلم هاي ايراني مشهورند - دستاورد كار مداوم او در اين سال ها است. آرا و گرايشهاي خاص : نستعليق محمد احصائي ، آميزه اي از شيوه ي « مير » و « ميرزا غلامرضا اصفهني » و « ميرحسين » با بعضي ملاحظات امروزي است و كاربرد گرافيكي در خوشنويسي وي ، از وجوه مشخصه اي است كه موجب تفاوت فاحش از ديگر خوشنويسان معاصر شده است. كارهاي « كلام الله » احصائي به چهار گروه تقسيم بندي مي شوند كه عبارتند از : نقاشي خط ها ، الله ها ، كارهاي در ارتباط با معماري ، و احياي قلم محقق و ريحان. وي در حوزه ي « نقاشي خط » با قلم « ثلث » و « محقق » با ياري گرفتن از « كلام الله » ، به خلق آثار بديعي دست زده است. جوائز و نشانها : محمد احصائي ، در هفتمين نمايشگاه بزرگ قرآن كريم تهران در سال 1378 ، به جهت « خوشنويس ممتاز آيات قرآني » در قطعات و كتيبه ها ، به ويژه احياي خطوط ريحان و محقق ، و بهره گيري مناسب از خط و گرافيك و نقاشيخط در آثار خود ، همچنين استفاده از كلمه ي مباركه ي الله به صورت هاي متنوع در آثار و كتيبه نگاري ، به عنوان « خادم برگزيده » شناخته شد. چگونگي عرضه آثار : محمد احصائي در زمينه ي تشكيل نمايشگاه هاي مختلف در ايران و خارج از كشور نيز فعاليت دارد كه دستاورد آن ، ارائه ي آثاري متفاوت در زمينه ي خط است كه در گرافيك و معماري كاربرد فراواني دارد. نمونه هايي از اين نمايشگاه ها عبارتند از : نمايشگاه گالري سيحون ، فستيوال بين المللي نقاشي در كاني سومر فرانسه ، نمايشگاه جمعي جهان در بال سوئيس ، نمايشگاه هنرمندان ايراني در پكن و شانگهاي جمهوري خلق چين ، نمايشگاه جمعي در دانشكده هنرهاي زيباي ايران و ... . -------------------------------------------------------------------------------- آثار : 1 تحرير قرآن مجيد به قلم « محقق » 2 خوشنويسي سوره علق به ابعاد 120 × 110 سانتي متر با رنگ و روغن روي بوم ويژگي اثر : اين اثر ، اكنون جزء گنجينه ي آثار مجموعه ي موزه ي هنرهاي معاصر تهران قرار دارد. 3 كتيبه اي به قطع 400 مترمربع واقع در دانشكده الهيات 4 كتيبه ي سردر ورودي موزه ملي ايران ( ايران باستان ) ويژگي اثر : اين اثر ، آيه اي از قرآن مجيد به شيوه ي « محقق » و « برجسته » با لعاب زر است. 5 مجموعه ي « الله »

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

تولد: 20 بهمن 1329. درگذشت: 2 بهمن 1373، تهران. سید جواد اولائى فرزند سید خلیل، هنرمند میراث فرهنگى واستاد مرمت بود. وى در كاخ مرمر فوت كرد و پیكرش در قطعه‏ى 88 بهشت زهرا مدفون است.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

معمار. تولد: 1282. درگذشت: 1374، تبریز. رضا معماران بنام بیش هفتاد سال در زمینه طراحى تعمیر و احیاء آثار تاریخى و هنرى داشت. طراحى و اجراى نزدیك به دویست حمام قدیمى را در تهران، تعمیر و مرمت نزدیك به پنجاه حمام قدیمى، تعمیر مرمت مساجد قدیمى و بازار قدیمى شهر تبریز، طراحى و اجراى سد سنگى در حوالى شهرستان تكاب، طراحى و اجراى پل سلامت‏آباد در بیجار، تعمیر و مرمت دهانه‏ى مركزى پل دختر میانه، طراحى و اجراى گنبد مركزى مسجد كبود و طراحى و اجراى گنبد دانشگاه صنعتى شریف در تهران از جمله كارهاى اوست. وى در سال‏هاى آخر عمر هم اجرا و نظارت مسجد حضرت رضا (ع) در جاده‏ى ایل گولى تبریز را عهده‏دار بود. وى در اردیبهشت ماه سال 1374، همزمان با بزرگداشت هفته‏ى میراث فرهنگى نشان عالى لیاقت را از دست معاون اول ریاست جمهورى دریافت كرد و در ماه‏هاى آخر عمر نیز از سوى استاندار آذربایجان شرقى لوح «افتخار آفرینان آذربایجان» به وى اهدا گردید. استاد رضا معماران بنام به سبب بیمارى و كهولت در سن 92 سالگى درگذشت و پیكر ایشان در تبریز تشیع و در قطعه‏ى مشاهیر و هنرمندان وادى رحمت این شهرستان به خاك سپرده شد.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 12 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س دوازدهم ق)، معمار، رسمى‏ساز و رسام نقوش هندسى و معمارى و از اهالى تبریز بود كه با خانواده‏ى زندیه نسبت سببى داشت و به امر كریم‏خان زند، ارگ تهران را ساخت و پسر او، حاج جعفرخان، از معماران مشهور دوران فتحعلى‏شاهى تا اوایل سلطنت ناصرى است كه بعضى ساختمانهاى قدیم آن دوران، اثر این معمار است.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1305 -1245 ق)، معمار. ملقب به صنیع‏الملك. وى از محمد ابراهیم‏خان معمارباشى وزیر نظام و حاكم تهران لقب معمار باشیگرى سلطنتى یافت. از آثار خیریه‏ى وى، بناى مسجد و مدرسه‏اى عالى در نزدیكى امامزاده یحیى تهران است.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 11 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س یازدهم ق)، معمار. از آثار وى: حیاط گوشه‏ى جنوب غربى مسجد شاه اصفهان كه به امر شاه سلیمان صفوى به تاریخ 1078 ق بناى آن را به پایان رسانیده و كتیبه‏ى آن به خط محمدرضا امامى است؛ بناى «مصلى» در امتداد خیابان مشهد كه تاریخ اتمام بناى آن، سال 1087 ق و كتیبه‏ى آن به خط محمدحسین بن عنایت‏اللَّه است؛ كاشیكارى سردر مدرسه‏ى سلیمانیه در اصفهان، با رقم: «عمل فقیر شجاع بن مرحوم استاد قاسم بناء اصفهانى».

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س ششم ق)، معمار. وى بانى مسجد و منازه‏گارى است در مشرق اصفهان كه تاریخ بناى آن به سال 515 ق است. این نبا از ساختمانهاى دوره‏ى سلجوقى به شمار مى‏رود.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س چهاردهم ق)، شاعر و معمار. كار وى عمران و آبادى بناها بود و در سرودن شعر نیز توانا. شعرهاى وى بیشتر در قالبهاى قصیده و غزل و در موضوعهاى توحید و مدیحه و مصیبت است. از آثار وى: «گلستان راز»، شعر.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

شهرت عمده وی در جامعه معماری، به خاطر زبان ویژه و بعضا غامض آثار اوست که به نثری مختص به وی در معماری نویسی انجامیده و به اعتقاد بسیاری اتباط دانشجویان، علی الخصوص در سال های اولیه تحصیل، را با متون او دشوار ساخته است؛ بسیاری روش نگارش وی را نقطه مقابل معماری نویسی مرحوم دکتر منوچهر مزینی به جهت ساده نویسی او می دانند. وی بنیان گذار موسسه انتشاراتی فضا است و دفتر معماری شخصی خود را هدایت می کند. گفته می شود وی در تلاش است بنیادی غیر انتفاعی را برای تداوم رویکرد پژوهشی خود تاسیس نماید. وی به عنوان چهره ی مانگار معماری ذز سال ۱۳۸۹ انتخاب شد. سوابق تحصيلي اخذ مدرك دكتراي معماري از دانشكده معماري ونيز 1343 اخذ مدرك فني شهرسازي از دانشگاه ميلان 1347 اخذ مدرك مرمت بناها و شهرهاي تاريخي از دانشگاه رم 1348 دريافت درجه استادي دانشگاه تهران 1355-1354 اخذ رتبه 28 پايه استادي دانشگاه تهران 1382 عناوين و سِمَت ها: موسس و مدير موسسه علمي فرهنگي فضا 1362 مديرعامل موسسه علمي و فرهنگي فضا از 1362 عضو اينتا (انجمن بين المللي نوشهرها) از 1363 مدرس دانشكده هاي معماري آزاد اسلامي تهران، كرمان، تبريز و دانشكده هنر دانشگاه كرمان از 1372 عضو هيات امناء‌ انجمن مفاخر معماري ايران مشاغل و مسئوليت هاي گذشته : آسيستان آموزشي دانشكده معماري ونيز 1348-1341 مدرس انستيتو فني تكنيكوم نفيسي 1359-1345 مدرس با عنوان دانشيار 1348 و استاد 1354، دانشكده هنرهاي زيبا موسس درس مرمت بناها و شهرهاي تاريخي مدير برگزاري اولين سمينار مرمت شهري در ايران، دانشكده هنرهاي زيبا 1350 موسس و مدرس رشته هاي مرمت معماري و مرمت شهري، دانشگاه فارابي اصفهان 1355-1358 مدرس رشته شهرسازي، دانشگاه الزهرا (فرح پهلوي) 1357-1356 مدير گروه آموزشي معماري دانشكده هنرهاي زيبا 1350-1349 عضو هيات مميزه دانشگاه تهران 1358-1355 عضو كميته علمي ايكوموس ايران 1358-1350 عضو شوراي تخصصي شهرداري تهران به مدت 5 سال مشاور عالي معماري بانك مركزي ايران به مدت 7 سال عضو كميسيون طراحي و معماري، شهرسازي و محيط زيست – شهرداري تهران به مدت 5 سال

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

او در سال ۱۲۹۹ در تهران و در خانواده ای اهل موسیقی به‌دنیا آمد. پدر بزرگ او میرزا عبدالله فراهانی بنیانگذار موسیقی سنتی و معروف به پدر موسیقی سنتی ایران بوده است. مادر وی، مولود خانم، از نوازندگان تار و سه تار و مرحوم احمد عبادی استاد بزرگ سه تار نیز، دایی سیحون است. او پس از پایان تحصیل معماری در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، به دعوت آندره گدار (رئیس اداره باستان‌شناسی وقت ایران) برای ادامه تحصیل راهی پاریس می‌شود و در دانشسرای عالی ملی هنرهای زیبای پاریس (بوزار) طی حدود ۳ سال تحت تعلیم اوتلو زاوارونی به تکمیل دانش معماری خود می‌پردازد و در سال ۱۹۴۹ به درجه دکترای هنر می‌رسد. او در بازگشت به ایران در سن ٢٣ سالگی نخستین اثر معماری خود که بنای یادبودی بر آرامگاه بوعلی سینا بوده است را طراحی می کند. سیحون در طول سالهای فعالیت خود عضو شورای ملی باستان‌شناسی ، شورای عالی شهرسازی، شورای مرکزی تمام دانشگاههای ایران و کمیته بین‌المللی ایکوموس (Icomos، وابسته به یونسکو در پیش ازانقلاب) بوده و به مدت ۱۵ سال مسؤولیت مرمت بناهای تاریخی ایران را برعهده داشته است. هوشنگ سیحون بیش از دو دهه است که در ونکوور کانادا زندگی می‌کند. وی شهروند افتخاری فرانسه نیز می باشد. معماری وی استاد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بوده و یک دوره ریاست این دانشکده را عهده دار بوده است. استاد «هوشنگ سیحون» نقاش و معمار پرسابقه ایرانی، به مرد بناهای ماندگار معروف است. از میان پروژه‌های طراحی و ساخته شده وی می توان به آرامگاه بزرگانی چون خیام ، کمال الملک ، بوعلی سینا ، نادرشاه افشار ، کلنل محمدتقی خان پسیان و ده‌ها مقبره و آرامگاه دیگر و نیز طراحی بنای موزه توس در سال ۱۳۴۷ و همچنین ساختمان بانک سپه در میدان توپخانه تهران اشاره کرد. وی همچنین طراحی ساختمان‌های سازمان نقشه برداری کل کشور، کارخانه نخ ریسی کوروس اخوان، کارخانه آرد مرشدی، مجتمع آموزشی یاغچی آباد، سینما آسیا، سینما سانترال، کارخانه کانادادرای (زمزم فعلی ) در تهران و اهواز ، کارخانه یخ سازی کورس اخوان و حدود ۱۵۰ پروژه مسکونی خصوصی را بر عهده داشته است. استاد سیحون نقش اندازی است که در دنیای ابعاد از معانی پر رمز و راز باطن سخن به میان می‌آورد و معانی و فلسفه نظری و وجودی بزرگانی که معمار و طراح آرامگاه هر یک از آنان بوده ، در نقش مقبره شان متجلی نموده‌است. به عنوان مثال در ۱۳۳۸ آرامگاه حکیم عمر خیام را مبتنی بر اصول ریاضی و مثلثاتی خیام ، محاسبه و طراحی کرده‌است. او در کتاب «نگاهی به ایران» در مورد بنای آرامگاه نادر شاه افشار می‌نویسد: ماده اصلی ساختمان از سنگ خارای منطقه کوهسنگی مشهد، مشهور به سنگ هر کاره‌است، این سنگ یکی از مقاوم‌ترین سنگ هایِی ست که در ایران وجود دارد، او دلیل این انتخاب را اشاره به صلابت و عظمت نادر شاه افشار می‌داند». او در ادامه می‌نویسد: «شکل کلی و مقبرهٔ نادر به شکل شش ضلعی متناسبی ست که، شکلِ سیاه جادرهایی را تداعی می‌کند، دلیل این امر همین نکته‌است که نادر به جای کاخ در زیر چادر زندگی می‌کرد. نقاشی و طراحی: سیحون در کنار معماری، به نقاشی از مناظر و روستاهای ایران می‌پرداخت و نمایشگاه‌هایی از این آثار خود در ایران و در خارج از ایران برپا کرده‌است. آثار وی در نمایشگاهی در دانشگاه ماساچوست در سال ۱۹۷۲ در کنار آثار هنرمندانی چون پیکاسو و سالوادور دالی به نمایش درآمد. در این نمایشگاه تابلویی از «کلاف‌های خطی» به نمایش گذاشت که در آن از خطوط موازی و پر پیچ و تاب که هیچ همدیگر را قطع نمی‌کنند ، استفاده کرده بود. دانشگاه‌هایی مثل MZT ، هاروارد، واشنگتن و برکلی مجموعه‌ای از نقاشی‌های او را گردآوری کرده و نگهداری می‌کنند. همسر سابق وی معصومه سیحون نیز نقاش بود و صاحب گالری سیحون در تهران. آثار: معماری  آرامگاه فردوسی در توس  آرامگاه نادرشاه در مشهد  آرامگاه کمال الملک در نیشابور  آرامگاه ابوعلی سینا در همدان(۱۹۵۱)  آرامگاه خیام در نیشابور(۱۳۳۸)  آرامگاه کلنل محمد تقی خان پسیان  مقبره عباس میرزا و بعضی دولتمردان قاجار  ساختمان بانک سپه در تهران  بنای موزه توس(۱۳۴۷)  مرکز فرهنگی یزد نوشتاری:  کتاب نگاهی به ایران (مجموعه‌ای از نقاشی‌های سیاه قلم)  کتاب معماری سیحون  کتاب نیم قرن آثار معماری ونقاشی سیحون نقاشی:  کلاغ پر  کنسرت(Concerto)، رنگ روغن (۱۹۹۸)  قلم و مرکب (۱۹۸۱)

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

دكتر رضا افهمي در سال 1353 در كرمان بدنيا آمد. وي در سال 1382 وارد مقطع دكتري رشته پژوهش هنر دانشكده هنر و معماري دانشگاه تربيت مدرس شده و در سال 1385 به دريافت اين درجه با نمره عالي نايل شده است.ايشان در سال 1386بعنوان برگزيده جوان جشنواره فارابي در زمينه تاريخ، جغرافيا و باستانشناسي انتخاب شده است. نامبرده در حال حاضر نيز ضمن ادامه كار علمي خود، به عنوان هيأت علمي گروه پژوهش هنر دانشكده هنر و معماري دانشگاه تربيت مدرس به تدريس مشغول مي باشد.گروه : هنررشته : پژوهش هنرگرايش : تئوري هنروالدين و انساب : پدر : مهدي افهمي ، فرزند امير، معلم بازنشسته ، ميزان تحصيلات : فوق ديپلم مادر: نرجس‌خاتوان بني اسدي نژاد، فرزندابوطالب، مدير بازنشسته، ميزان تحصيلات ليسانس خاطرات کودکي : "دوران كودكي اينجانب اشغال شده از گفتمان خانوادگي است. عقيده دارم كه در هر خانواده‌اي گفتماني غالب وجود دارد كه مي‌تواند اقصاد، پزشكي و يا همچون محيط رشد من هنر باشد. خوشبختانه در ميان خانواده‌اي زيستم كه از كودكي باوجوه گوناگون هنر آشنا شدم. پدر بزرگ و دايي بزرگوارم از كارمندان سازمان ميراث فرهنگي بودند و اين به معناي نزديك بودن من به فضاي هنرهاي سنتي ايران و بويژه معماري بود. در فضاي خانه از سال‌هاي دور همواره بوي رنگ و روغن و تابلوهاي امپرسيونيست پدر به مشام مي‌رسيد و شايد جالب باشد، كه عشق من به نقاشي شايد از لذت استشمام بوي رنگ باشد . باري ياد آن سال‌ها پشت بوم‌هاي پدر نقش بسته‌است. من با مداد رنگي نقاشي كودكانه نمي‌كشيدم و اولين نقاشي‌ كه به ياد دارم نيز خانه نبود، درخت انار بود. در كنار پدري سخت دلبسته ساخت آثار حجمي و يا قطعات كاربردي ابتكاري و يا ابزار بازي دست‌ساز بود؛ آموختم كه كار با مواد يعني چه و چگونه مي‌توان ايده‌ها را شكل داد، آنها را سُفت و به عمل در آورد. در كنار دايي بزرگوارم با سينما و عكاسي آشنا شدم و تجارب من در اين زمينه عرصه ديدن دنيا از پس چشمي هدايت شده و هدفمند بود. تمامي اين بستر ارزشمند و در كنار آن گفتمان غالب آن سال ها از من آدمي ساخت كه بيش ازر تجارب هنري سخت دلبسته انديشيدن به هنر شود. تجربيات اشباع آن سال‌ها مرا آزموده نگاه به هنرهاي مختلف و آماده باريك‌بيني و دقت در آنها ساخت و از دل تمامي آنها نه يك هنرمند، كه يك تحليلگر برخاست ، زيرا در سويه ديگر خانواده، مادرم آدمي اهل ساحت انديشه و تدقيق در امور بود و اين امر پيوندي بود ميان سويه‌هاي احساسي دريافت هنر و تعاليم انديشمندانه پدر و واشكافي و تعمق مادرم كه مرا سفت و به شكل امروزين در آورد." اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : رضا افهمي از شرايط و اوضاع احتماعي و خانوادگي خود چنين مي گويد : "شايد اين گفته بسيار آشنا باشد كه بسياري خود را محصول خانواده خود و تربيت آنها مي‌دانند، اما من خود را بيشتر مرهون چيزي مي‌دانم كه خود آن را دگرديسي مي‌نامم. در دگرديسي، اين شرايط نيست كه شخص را مي‌سازد و آموزه‌ها نيز دخيل نيستند، دگرديسي جاييست كه در آن خود فرد دگرگون و متكامل مي‌شود و هر تغييري ريشه در سرشت شخصي او و نه محرك‌هاي بيروني دارد. من در خانواده‌اي زيستم كه دو مؤلفه مشخص داشت، اينكه هيچگاه از روح نقادي فروگذار نكرد ، اين روحيه را از مادر به ارث برده‌ام كه در هر مورد شك و دگرانديشي و دوري از تراز عمومي حتي اگر در تراز درون پنهان باشد، بي‌بديل‌ترين سرشت ساخت ايده‌هاست و در سايه اين روح نقادانه كه رگه‌هاي ظريفي از روشنفكري را نيز در درون خود داشت، آموختم كه تعلق به مكان امري بي معناست و از اينرو همواره در سويه‌هاي فكري خود فروگذار فيزيك تعلق بوده‌ام و همواره اين غريبگي ناشي از تمامي تعلقات مكان به من فرصت داده تا بهتر با موضوع روبرو شوم و از سوي ديگر همواره آموخته‌ام كه با زمان زيستن ارزشمند ترين عنصر است و تلاش براي فراروي از زمان چيزيست كه در درون خود انگاره درست انديشيدن را پنهان ساخته است. " دكتر رضا افهمي در تاريخ 20/6/ 1353 بعنوان فرزند اول خانواده‌اي كه اهتمام خود را بر ترويج فرهنگ و آموزش دانايي به ديگران قرار داده‌بودند؛ بدنيا آمد.تحصيلات رسمي و حرفه اي : رضا افهمي ساليان دبستان را از 1359 تا 1364 و در دبستان‌هاي هفده شهريور و صادقيه شهر كرمان و در حدفاصل سال 1364 تا 1367 در مدارس راهنمايي آيت‌الله سعيدي و شهيد نواب صفوي و دوران دبيرستان را تا سال 1371 در دبيرستان‌هاي آيت‌الله مطهري، ارشاد و وحدت شهر كرمان گذراند، در همان سال با قبولي در كنكور وارد رشته كارشناسي ارشد پيوسته معماري در دانشگاه يزد شده و در سال 1378 با ارايه پايان‌نامه " مدارس پيش‌ساخته" فارغ‌التحصيل گرديد.در سال 1382 وارد مقطع دكتري پژوهش هنر دانشگاه تربيت مدرس شده و در در سال 1385 با ارايه رساله نهايي با عنوان " فرهنگ بصري حاكم بر بازنمايي در هنر هخامنشي" فارغ‌التحصيل شد.خاطرات و وقايع تحصيل : شايد براي هر كسي خاطرات دوران تحصيل در كلاس روي داده باشد و يا در رويدادي كه از آن بهره‌اي علمي برده باشد، اما براي من اين اتفاق در خارج از آن و در مناسبت ميان تحصيل و زندگي روي داد. در دوران دانشجويي در شهر يزد و در مجتمع هنر آن ، بواسطه آموزه‌هاي آن سال‌ها براي من زيست تؤام با تحصيل و امتزاج ميان آن دو به تجربه‌اي بديع بدل گشت كه در آن تحصيل امري مانند معماري به نوعي در تجربه زيستي آن سال‌ها نيز دخيل بود و ساخت بخشيدن به زندگي ، طراحي دوباره تمامي امور و كنش واقعي بسياري تجارب، به پيوند خوردن تحليل هنر و تجربه دنياي واقعي منجر گشت و آن را نهايي‌ترين بخش ساخت فكري خود قلمداد مي‌كنم.فعاليتهاي ضمن تحصيل : دكتر افهمي در ضمن تحصيل در دانشگاه سال‌ها بعنوان استاديار تحقيقات و ارايه دهنده سمينار به تدريس اشتغال داشته و در سال‌هاي نهايي تحصيل در مقطع كارشناسي ارشد به تدريس در دانشگاه‌هاي آزاد اسلامي كرمان و دانشگاه شهيد باهنر كرمان و ... و همزمان با‌ آن نيز به ترجمه كتاب و در دوره دكتري نيز در كنار تجارب پيشين به كار حرفه‌اي درزمينه معماري اشتغال داشته‌است.استادان و مربيان : دكتر رضا افهمي از اساتيد و مربيان خود چنين ياد مي كند: "ضمن قدرداني از تمامي اساتيد بزرگوار خود ، از مهمترين اساتيد دوره تحصيل در رشته معماري مي‌توانم از استاد گرانقدر، دكتر سيد حسين معيني نام ببرم كه بسياري از آموزه‌هاي اخلاقي و دانش خود پيرامون تئوري هنر را مرهون او هستم. در دوره دكتري نيز فرصت همراهي با دو تن از بزرگواران ومفاخر عرصه ادب و هنر اين سرزمين را داشته‌ام. دكتر محمود طاووسي و دكتر حبيب‌الله آيت‌اللهي كه همواره شاگردي ايشان و توجه و عنايتشان به فعاليت‌هاي بنده مايه افتخار من بوده‌است. "همسر و فرزندان : دكتر رضا افهمي متاهل و داراي همسر بنام سركار خانم ، دكتر فريناز فربود است. او با همسر خود در سال 1386 ازدواج كرده است. "ايشان علاوه بر دارا بودن برترين خصوصيات والاي انساني پژوهشگري انديشمند و صاحبنظر در زمينه طراحي منسوجات در هنر ايران هستند. "وقايع ميانسالي : وقايع در هر عرصه بيشمارند، اما پيشامد هر واقعه‌اي در عالم فيزيكي مي‌آموزد كه بايد تجارب زندگي واقعي را ارزشمند‌تر از چيزهايي دانست كه در ساحت انديشه روي مي‌دهد. شايد مهمترين واقعه‌اي كه در زندگي براي انسان رخ مي‌دهد پي بودن به پيچيدگي‌هايي است كه زيست انسان بر زمين دارد و اين امر با پيچيده‌تر شدن كنش‌هاي انساني در زندگي و بسط آنها اهميت بيشتري مي‌يابد.فعاليتهاي آموزشي : دانشگاه يزد، مجتمع هنر و معماري، 76-1375 دانشگاه آزاد اسلامي كرمان، دانشكده معماري، 1387-1376 دانشگاه شهيد باهنر كرمان، دانشكده هنر و معماري، 1382-1380 دانشگاه آزاد اسلامي بندر عباس، گروه معماري، 1387-1386 دانشگاه تربيت مدرس، دانشكده هنر و معماري، گروه پژوهش هنر، 1387 تا كنون مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : - مهندسين مشاور معمار و شهرساز فرا ديزَين معاصر - انتشارات نسل باران ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : همكار با مراكز پژوهشي گوناگون فعاليت در زمينه تخصصي معماري و شهرسازي شاگردان : رضا افهمي درباره شاگردان و دانش آموخته گان خود چنين اظهار نظر مي كند: شاگردان اينجانب در عرصه معماري بي‌شمارندو مايه مباهات من مجموعه‌اي از دانشجويان قديمي من است كه امروزه همكار اينجانب هستند و اين مايه مباهات براي من به شمار مي‌‌آيد. در مورد آرا و عقايد ، در عرصه معماري همواره سعي نموده‌ام تا نوعي زيبايي‌شناسي عينيت‌گرا در عرصه كاربرد مصالح و ابتناي آن به تحليل بصري و معناشناختي مصالح را پي‌ريزي نمايم. در عرصه پژوهش هنر نيز صاحب تئوري تراز آگاهي و ساحت بصري در تحليل موارد فرهنگي هستم كه به پژوهش‌هاي ميان‌‌رشته‌اي در عرصه هنر و تحليل آن اختصاص دارد. در اين زمينه‌ها نيز بسياري از دانشجويان پيشين من درحال تجارب پژوهشي يا طراحي هستندآرا و گرايشهاي خاص : دكتر رضا افهمي صاحب اولين پژوهش در زمينه فرهنگ بصري در ايران و وارد كننده اين شيوه پژوهش ميان‌رشته‌اي به ساخت پژوهش كشور و صاحب تئوري تراز آگاهي و بنيان‌هاي معرفتي و ارتباط آن با مقوله قدرت و بازنمايي بودند كه در قالب پژوهش پيچيده و جامع پيرامون بنيان‌هاي قدرت و مشروعيت در ايران و سازمان بازنمايي آن از طريق تصاوير در ايران باستان و نحوه دگرگون سازي تراز آگاهي در اين دوره به رشته تحرير در آمده است.جوائز و نشانها : برگزيده جوان اولين دوره جشنواره بين‌المللي فارابي در گروه جغرافيا، تاريخ و باستان‌شناسي ( لوح تقدير رييس جمهور، لوح يونسكو و آيسسكو ) برگزيده جشنواره پايان‌نامه برتر، فرهنگستان هنر چگونگي عرضه آثار : رضا افهمي مقالات علمي در كنفرانس‌هاي گوناگون در عرصه معماري و پژوهش هنر ، ارايه مقالات پژوهش در مجلات داخلي و خارجي ، ارايه كرده است. از ديگر فعاليت هاي پژوهشي و تحقيق دكتر افهمي مي توان به نشر مقالات تخصصي در مجلات و ايراد سخنراني در مجامع تخصصي، سردبير ويژه برخي مجلات تخصصي، ترجمه كتب تخصصي در عرصه معماري و طراحي صنعتي و انجام قراردادهاي پژوهشي با سازمان‌هاي مرتبط با مسايل فرهنگي يا پروژه‌هاي زيربنايي در زمينه معماري اشاره كرد. ________________________________________ آثار : فرهنگ بصري حاكم بر بازنمايي در هنر هخامنشي ويژگي اثر : اين اثر به بررسي بنيان‌هاي قدرت و مشروعيت در ايران باستان و تأثيرات آن بر تراز آگاهي و معرفت در اين دوره و تغيير دادن بينش حاكم بر محيط در تراز گفتاري و انعكاس آن در ارتباطات بصري به مثابه بخشي از فرآيند ارتباطي و كنش دانش موجود براي همراهي با بينش مي‌پردازد.2 مقاله تناسبات انساني در هنر هخامنشي ويژگي اثر : اين مقاله به بررسي طراحي نسبت‌هاي انساني در هنر هخامنشي در تخت جمشيد و سيستم طراحي پيكره انسان دراين هنر و سرچشمه‌هاي اين شيوه طراحي مي پردازد.3 مقاله تناسبات در خط فارسي باستان ويژگي اثر : اين مقاله كه در مجله Iranica Antiqua منتشر شده، به بررسي سيستم طراحي خط فارسي باستان و واكاوي هنر طراحي فونت‌ها در اين دوره و سازمان هندسي حاكم بر آن مي‌پردازد. ________________________________________

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

محمد كريم پيرنيا در سال 1299 شهر يزد متولد شد . وي پس از اخذ دوره دبستان و دبيرستان با يك آزمو ن در دانشكده هنر هاي زيبا در رشته معماري قبول شد و شرو ع به كسب علم نمود . گروه : هنر رشته : معماري والدين و انساب : محمد كريم پيرنيا در سال 1299 از پدري نائيني و مادري يزدي درشهر يزد متولد شد . اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : محمد كريم پيرنيا دردورا ن كودكي به اين علت كه پدرش به يزد تبعيد شده بود و اجازه خروج از اين شهر را نداشتند تا بعد كه اين امكان فراهم شد وبراي كارهايي كه بايد انجام مي دادبه اكثر نقاط كشور مسافرت كرد . يزد زمستانهاي بسيار سرد وتابستانهاي گرمي دارد . درآن زمان مردم اعم از اعيان و طبقه پايين از پانزدهم ارديبهشت به كوهستانهاي اطاف مي رفتند كه هواي مطلوبي دارد و تا آخر تابستان آنجا مي ماندند . اكثر مردم از خودشان جايي براي اين مدت اسكانشان نداشتند و معمولا باغهايي را اجاره مي كردند . پدر بزرگ او هم مثل ساير مردم باغي را اجاره مي كرد وبه آنجا مي رفتند .يزد واقعا يكي از شهر هاي آرام دنياست ، اما به علت كمبود آب دراين منطقه ، بين مردم در گيري پيش مي آمد و حتي گاهي قتل هايي هم اتفاق مي افتاد . در همان باغي كه اجاره مي كردند ، كنار جوي آب ، چاهي درست كرد و به تقليد از قناتها ي يزد ،‌با درست كرد ن چند پشته ، آب را به بالا مي كشاند و به قول مقني ها ،‌آ ب آفتابي شد . در آنجا باغ و خياباني درست كرده بود و به جاي درخت ،عدس كاشت و با قوطي كبريت شروع به خشت زدن كرد و با همين خشت ها استخري درست كرد .به قدري اين عمل مورد توجه قرار گرفت كه مردم براي تماشاي آن مي آمدند . اواخر تابستان هم كه ما باغ را ترك مي كردند ، صاحب باغ اطراف مزرعه اي را كه اومي ساخت ،خاركريز كرد تا آب آن را از بين ببرد . خلاصه طوري بود كه علاوه بر بچه ها ،بزرگتر ها هم از اين كار او خوششان مي آمد . تحصيلات رسمي و حرفه اي : محمد كريم پيرنيا دوران دبستان را درمدرسه اسلام و بعد از تاسيس مدرسه دولتي به دليل با لا بودن كيفيت اين گونه مدارس نسبت به مدرسه هاي قديمي ، «در مدرسه نمره دو »ادامه تحصيل داد . دوران تحصيل را در «دبيرستان ايرانشهر » يزد كه فقط دوره علمي داشت گذراندم . بعد از طي دوره علمي دريزد براي ادامه تحصيل به تهران آمد .در كنكور اولين دوره «دانشكده هنرها زيبا » به دليل علاقه اي كه به هنر معماري كشور خود داشت شركت كرد و قبول شد . خاطرات و وقايع تحصيل : تمام دوستان محمد كريم پير نيا كه در دانشگاه با وي بودند بعد ها جزو هنرمندان ممتاز نه تنها ايران ، بلكه در جهان بودند .محل دانشكده آن موقع در «مدرسه هروي » (علوم قديمه ) و مدرسه سپهسالار بود . اين دو مدرسه را با تغييراتي كه در آنها انجام شده بود ، به دانشكده هنر هاي زيبا تبديل كرده بودند . دانشكده هنرهاي زيبا در آن سالها فقط سه رشته معماري ، نقاشي ،مجسمه سازي داشت و براي شركت در دوره معماري ، ديپلم كامل متوسطه لازم بود اما براي رشته نقاشي و مجسمه سازي سيكل اول متوسطه كافي بود .مجسمه سازي به دليل اينكه داوطلب زيادي نداشت ، به تدريج تعطيل شد . باوقوع مسائل شهريور 20 دانشكده به زير زمين دانشكده فني منتقل وبعد ها به ساختمان فعلي انتقال داده شد كه البته سا ختمان آن هنوز تكميل نشده وبه شكل فعلي كه وجود دارد ، نبود . شخصي بودبه اسم استاد مندلي كه چون با سواد بود به او مندلي مي گفتند . ايشان اهل ميبد بود . ملا مندلي اطلاعات عجيب و غريبي درسينه اش داشت . بعد ازاينكه از مدرسه بر مي گشتنددور ايشان جمع مي شدندو اوبه قول خودش «نكير » مي كرد ، يعني با سر انگشت يا چوب خطهايي روي زمين مي كشيد و توضيحاتي خاصه در مورد «هنجار »مي داد . هنجار واقعا مثل يك كامپيوتر كارهاي عجيب و غريبي مي كرد .به هر حال از ملا مندلي كسب اطلاعات مي كردو گاهي هم مي شد كه پاسباني مي آمد و جمع آنهارابه هم مي زد و ازملامندلي مي خواست كه ديگر معركه نگيرد ولي هيچ كس اجازه نمي داد و درمكاني ديگر جمع شان را تشكيل مي دادند و از وجود ملامندلي استفاده مي كردند . وي وقتي كه همين موضوع هنجارو كاربرد آن را براي مرحوم دكتر محسن هشترودي گفت ايشان خيلي تعجب كرد و مي دانيد كه ايشان هم به رياضيات غربي و هم رياضيات شرقي مسلط بود . دكتر هشترودي مي گفت كه چنين چيزي رانه در رياضيات غرب و نه درشرق نديده است ،و اين رامختص معماران قديمي ايران مي دانست كه سينه به سينه نقل شده است .ايشان علاقمند بود كه براي به جاماندن هنجار ،به طور مشترك كاري انجام دهند ولي متاسفانه به علت فوت ايشان اين كار ميسر نشد . بعد از اين باز هم به دنبال كسي بود كه اينكار را پي گيري كند تا دكتر پيرنيا ي رياضي دان ، براي اين كار اعلام آمادگي كرد ولي متاسفانه ايشان هم مرحوم شد . هم دوره اي ها و همکاران : از همدوره ايهاي محمد كريم پيرنيا مي توان به مهندس زهره بزرگمهر و مهندس معماريان كه زحمت چاپ بعضي از كتابهاي او را كشيده بودند اشاره كرد . وقايع ميانسالي : محمد كريم پيرنيا از اين دوران چنين ياد مي كند: بعد از بازنشسته شدن تجربيات و تحقيقات چندين ساله ام را خواستم روي كاغذ بياورم ، ولي متاسفانه به علت لرزش دست و بعد هم از كار افتادن آن ، ميسر نشد .اما تعدادي زيادي از نوارهاي صحبتهاي بنده در دانشگاههاي تهران ، شهيد بهشتي و فارابي و «ميراث فرهنگي » موجود است كه دوستان زحمت پياده كردن آنها را كشيده اند . زمان و علت فوت : محمد كريم پيرنيا درسال 1376 دارفاني را وداع گفت . مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : محمد كريم پيرنيا مدتها معاونت «حفاظت آثر باستاني »را به عهده داشتم و كار ترميم و تعمير آثارباستاني بود . جوائز و نشانها : گرفتن سه مدال كه در طول دانشگاه به دليل نوشتن سه رساله گرفته بود . -------------------------------------------------------------------------------- آثار : 1 آشنايي با معماري اسلامي ايران « ساختمان درون شهري و برون شهري» ويژگي اثر : اين اثر در 1371 انتشارات دانشگاه علم وصنعت ايران به چاپ رسيده است اين كتاب شامل ده بخش و پنج پيوست است همراه با واژه نامه و فهرست منابع . كه اين مجموعه اي از سخنرانيها، مقالات و مواد درسي استاد است كه توسط غلامحسين معماريان جمع آوري و تنظيم وتدوين شده است . 2 اثر ويژگي اثر : اين فصلنامه علمي ، فني ، هنري سازمان ميراث فرهنگي كشور شماره 2- زمستان 1370 به چاپ رسيده است . اين فصلنامه بيستمين شماره است و استاد مطالب خود را به تقريرات استاد كريم پيرنيا درزمينه معماري سنتي و هنر هاي وابسته اختصاص داده است . مطالب اين كتاب كه در خقيقت سلسله درسهاي استاد در طول ساليان متمادي براي دانشجويان واهل فن بوده، تحت عنوان «گنبد هاي ايران » جمع آوري شده است . در يك بخش به چگونگي ساخت گنبد ها و در بخش ديگر به طرح خصوصيات هندسي وفني گنبد ها اشاره شده است . 3 اثر ويژگي اثر : درفصلنامه علمي ، هنري سازمان ميراث فرهنگي كشور پائيز1373به چاپ رسيده است . بيست و چهارمين شماره اثر . سومين دفتر از تقريرات استاد پيرنيا درزمينه معماري است كه توسط زهره بزرگمهر تنظيم و تدوين شده است . مطالب اين مجموعه «چفدها و طاقها » بخشي ديگراز مبحث «ساخت وسازه »و روش عملي كاربست آن در معماري ايراني است . 4 ارمغانهاي ايران به جهان معماري «جناغ وكليل » ويژگي اثر : اين اثر در مجله هنر ومردم به شماره 142 در سال دوازدهم 1353 به چاپ رسيده است كه اين مقاله تحت عنوان شرح تاثيرات معماران ايراني است در كار معماران خارجي . 5 ارمغانهاي ايران به جهان معماري گنبد ويژگي اثر : اين اثرد ر مقاله هنر ومردم به شمارهاي 136و137 در سال 12به چاپ رسيده است . دراين مقاله به شيوه هاي كار معماران ايراني درساخت گنبد و كاربردو ويژگيهاي بناهاي گنبدي پرداخته و در ادامه تاثيرات اين گونه معماري را درروند كار معماران خارجي مورد بررسي قرار مي دهد . 6 ارمغانهاي معماري ايرا ن به جهان معماري «پادياو» ويژگي اثر : اين اثر در هنر و مردم در سال 12 و شماره 1353،139به چاپ رسيده است كه در رابطه با مكاني براي شست وشوي و طهارت بود كه به آن پادياو مي گفتند و طشت آب كه در آن شست شوي انجام مي شد پادياب دان مي ناميدند . 7 بادگير و خيشخان ويژگي اثر : اين در مجله هنر و معماري به شماره 10 و 11 به چاپ رسيده است . اين مقاله ،به بررسي جنبه هاي تاريخي و نيز كيفيت فني بادگير و نقش آن در زندگي مردم نواحي مختلف ايران مي پردازد . 8 بازار ايران ويژگي اثر : اين اثر در باستان شناسي و هنرايران به شماره 3 درسال1348 به چاپ رسيده است كه در باره خصوصيات نيكو و پسنديده پيشه وران و بازاريان و زندگي و كسب مسالمت آميز آنها در كنار هم و مشخصات معماري و ساختمان بازارهاي ايراني و بر شمردن ويژگيهاي منحصربه فرد هر دكان كه كالايي خاص را به فروش مي رساند ه است . 9 بناهاي تاريخي هر كشور درحكم شناسنامه هاي فرهنگي است ويژگي اثر : در مجله هنر و معماري شماره 17 اين اثر استاد به چاپ رسيده است .در اين مقاله ،بناهاي تاريخي و معماري اصيل ايراني را از ديدگاه هويت فرهنگي مورد بررسي قرار داده است .وي ضمن بر شمردن برخي از خصوصيات معماري ايراني و تناسب آن با شرايط اجتماعي ، اقليمي و فرهنگي مردم ، آثار مثبت اين قرابت را در تاريخ معروفي چون مساجد ، كاخها ، آتشكده ها ،مزارها و .... اشاره شده و دروصف هركدام از آنها به تفضيل سخن رانده شده است . 10 بيماري بو لو ار ويژگي اثر : اين مقاله در مجله هنر ومردم در سال ششم به شماره 69 به چاپ رسيده است كه دريك كلام شكوائيه نويسنده از تخريب بناهاي سنتي و زيبا كه هر كدام انبوهي از خاطرات تلخ وشيرين را با خود دارند و رشد بي رويه بلوارها و خيابانها و آسمان خراشها است كه با ويراني و نابودي بناهاي كهن ، ابزار وجود مي كنند . 11 تويزه ـ قوس ـدور ويژگي اثر : اين اثر در هنر ومعماري درشماره 8 و در سال 1349 به چاپ رسيده است. مطالب آن تحت عنوان بررسي نقاط ضعف و قوت سبكهاي قديم پارتي و پارسي و سبكهاي جديد خراساني و رازي و آذري و اصفهاني كه با ذكر دليل در رابطه با هر كدام بررسي هاي انجام داده است 12 خيز و اندام گنبد هاي ايراني ويژگي اثر : در مجله هنر و معماري شماره 10و 11 به چاپ رسيده است . در اين مقاله به بررسي ويژگيهاي گنبد و خصوصيات آن و نيز انواع مختلف گنبد درسير تاريخي زندگي مردم ايران پرداخته شده است و در جاي جاي مقاله مثالهاي ازگنبد هاي معروف ايراني چون گنبد : حرم مطهر امام رضا (ع) ، آرامگاه سلطان محمد خدابنده در سلطانيه ، مقبره شاه نعمت الله ولي در ماهان كرمان ، جامع قزويني و. ..... همراه با تصاويري از اين مكانها آورده شده است . 13 در درگاه و كتيبه آستانه حضرت عبدالعظيم (ع) ويژگي اثر : در باستان شناسي و هنر ايران در شماره دوم و در سال 1348 بهار به چاپ رسيده است . كه دررابطه با تاريخ و قدمت اين بناي معماري است 14 درو پنجره درمعماري ايران ويژگي اثر : اين مقاله در بهار 1348 و شماره 2 و در مجله باستان شناسي و هنر ايران تحت عنوان چگونگي استفاده معماران از در و پنجره در معماري بنا ها اشاره رفته است . 15 راه و رباط ويژگي اثر : اين اثر وي درانتشارات امين ، تابستان 1370 به چاپ رسيده است. راه و رباط در دوبخش يكي راه و بناهاي وابسته به آن در دوره پيش از اسلام و در بخش دوم راه ورباط هاي دوره هاي اسلامي مورد بررسي قرار گرفته است . 16 سبك آذري ويژگي اثر : اين اثردرفرهنگ ومعماري ايران درسال 1354 به شماره اول به چاپ رسيد ه است كه داراي خصوصيات و نشانه هايي است كه نگارنده مقاله ، به شكلي مبسوط به آنها پرداخته و با در نظر گرفتن تمامي جووانب ، به شرح آن مبادرت كرده است . 17 شيوه هاي معماري ايراني ويژگي اثر : موسسه نشر هنر اسلامي وابسته به معاونت امور فرهنگي اجتماعي و هنري بنياد مستضعفان و جانبازان ، در هشت بخش ، كه چاپ اول در زمستان 1369 است . اين كتاب د ررابطه به منطق و حكمت كارهايي كه در زمينه معماري در طول تاريخ انجام شده است و نيز تحولاتي كه درمدت سه يا چهارهزار سال ، اين پديده دستخوش آن بوده و همچنين نقاط اوج ، فوايد ، ايرادها و ...پرداخته شود .و بخشهاي هشت گانه آن عبارتند از : ـ اصول معماري ايراني - شيوه هاي معماري ايراني - شيوه اصفهاني -شيوه هاي پارسي - شيوه هاي پارتي - شيوه هاي آذري - شيوه هاي خراساني ـ شيوه هاي رازي 18 طاق گنبد ويژگي اثر : اين مقاله كه در حقيقت ادامه اي بر مقاله« خيز و اندام گنبد هاي ايراني »استاد مي باشد ، به مساله طاق گنبد توجه كرده و اقسام مختلف طاقهاي ايراني را از لحاظ شكل و طرز اجرا بر مي شمارد . 19 طاق و چف 20 مردم وراي در معماري ايران ويژگي اثر : در فرهنگ و زندگي به شماره 24 و در سال 1355 تحت عنوان خصوصيات مردم وراي درمعماري ايران كه نويسنده به جوانب آن اشاره كرده است. 21 مروري بر كتاب (نظري اجمالي بر شهر نشيني و شهر سازي ايران ) ويژگي اثر : كه اين مقاله در مجله اثربه شماره 1 درسال 1358 به چاپ رسيده است . در اين مقاله استاد به چگونگي و ويژگيهاي معماري ايران د ر رابطه با خصوصيتهاي اجتماعي مردم مي پردازد . 22 مساجد ويژگي اثر : اين مقاله در خصوص معرفي مسجد به عنوان يك مركز مهم مردمي و همچنين مشخصات مساجد اسلامي از بدو پيدايش و سيرتحولي آنها در طول زمان نگاشته شده است . دراين مقاله همچنين قسمتهاي مختلف يك مسجد بصورت تفكيكي مدرد بررسي قرار گرفته و در هر مورد مثالهايي پيرامون مساجد معروف اسلامي به ميان آورده شده است . 23 معماري مساجد ايران راهي به سوي ملكوت ويژگي اثر : اين اثر در فصلنامه هنر و به شماره سوم درسال 1362 به چاپ رسيده است كه عنوان اين مقاله است سير مسجدسازي در ايران و ويژگيهاي معماري هر مسجد در ادوار مختلف و جمع بندي خصوصيات تمامي مساجد ، مطلبي است كه نويسنده در اين مقاله بازباني روان و سليس و ديدي مو شكافانه و دقيق و تحليل به آن پرداخته است . 24 هندسه در معماري ايران ويژگي اثر : اين كتاب در اسفند ماه سال 1360 در نشريه سازمان ملي حفاظت آثار باستاني ايران به چاپ رسيده است .

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

مهندس سید هادی میرمیران استاد دانشگاه و معمار ایرانی بود. او چهار دهه فعالیت حرفه‌ای کرد. از میان آثار وی می‌توان به ساختمان کانون وکلای دادگستری مرکز، ساختمان کنسولگری ایران در فرانکفورت، ساختمان مرکزی بانک توسعه صادرات ایران، ساختمان مجموعه ورزشی رفسنجان، طرح ساختمان کتابخانه ملی ایران (اجرا نشده) ، طرح ساختمان فرهنگستان های جمهوری اسلامی ایران (اجرا نشده) و طرح ساختمان موزه ملی آب (اجرا نشده) اشاره کرد. ویژگی میرمیران در حفظ پیوستار و روح معماری کهن ایران با روش‌های نوین طراحی است. سید هادی میرمیران حرفه مهندس معمار تاریخ تولد ۲۷ اسفند ۱۳۲۳ محل تولد قزوین ، ایران تاریخ مرگ ۲۹ فروردین ۱۳۸۵ محل مرگ برلین ، آلمان زندگی سید هادی میرمیران در ۲۳ اسفند ۱۳۲۳ در شهر قزوین به دنیا آمد. تحصیلات خود را در رشته مهندسی معماری در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به انجام رساند و با ارزشیابی عالی فارغ‌التحصیل شد. از سال ۱۳۴۳ تا سال ۱۳۵۷ در دفتر فنی شرکت ملی فولاد ایران مشغول به کار گردید. پس از انقلاب از سال ۱۳۵۸ با عنوان مدیر طراحی در شرکت خانه‌سازی ایران (اصفهان) به طراحی پروژه‌های شهرسازی پرداخت. در سال ۱۳۶۴ به همراه گروهی از همکارانش شرکت مهندسان مشاور نقش جهان-پارس را تاسیس نمود و تا واپسین روزهای حیات در این شرکت مشغول به کار بود. وی در شامگاه ۲۹ فروردین ۱۳۸۵ پس از یک دوره ده ساله نبرد با بیماری سرطان، درگذشت. • استاد معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران، ۱۳۷۱ تا ۱۳۸۵ • استاد معماری، دانشکده معماری، دانشگاه علم و صنعت ایران، ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۵ • استاد معماری، دانشکده معماری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد شیراز و همدان از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۵ افتخارات • معمار برگزیده سال ۱۳۷۹ در اولین دوره اعطای نشان معماری ایران (استاد پیرنیا) • دریافت لوح تقدیر جامعه مهندسان مشاور ایران برای شناسایی و معرفی معماری ایران در سال ۱۳۸۵ • برنده جایزه بزرگ معمار - سال ۱۳۸۰ • کسب جایزه مهراز - سال ۱۳۸۱ • انتخاب شده به عنوان پیشکسوت معماری توسط سازمان نظام مهندسی ساختمان کشور - سال ۱۳۸۱ • دریافت لقب شهروند افتخاری اصفهان - سال ۱۳۸۳ • دریافت لوح تقدیر و تندیس از جامعه مهندسان مشاور ایران - سال ۱۳۸۳ • دریافت نشان دولتی درجه یک فرهنگ و هنر - سال ۱۳۸۳

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 15 منبع :

مهرداد میرکیانی، چهره‌پرداز ایرانی است. وی پس از اخذ مدرک دیپلم در رشتهٔ اقتصاد، در دورهٔ چهره‌پردازی زیر نظر جلال معیریان و مسعود ولدبیگی در سال ۱۳۶۳ شرکت کرد. فیلم سینمایی وکیل اول (جمشید حیدری) آغاز فعالیت سینمایی وی با عنوان چهره‌پرداز به حساب می‌آید. طراح چهر‌ه‌پرداز: 1. سریال راه بی‌پایان (۱۳۸۶) 2. سریال صاحب‌دلان (۱۳۸۵) 3. پاداش سکوت (۱۳۸۵) 4. خواب لیلا (۱۳۸۵) 5. خون بازی (۱۳۸۵) 6. نسل جادویی (۱۳۸۵) 7. چهارشنبه سوری (۱۳۸۴) 8. خانه روشن (۱۳۸۴) 9. زیر درخت هلو (۱۳۸۴) 10. ستاره‌ها؛ سه جلد: ستاره می‌شود، ستاره است و ستاره بود، (۱۳۸۴) 11. عصر جمعه (۱۳۸۴) 12. اسپاگتی در هشت دقیقه (۱۳۸۳) 13. تنهام نگذار (۱۳۸۳) 14. جایی برای زندگی (۱۳۸۳) 15. خواب‌گاه دختران (۱۳۸۳) 16. سالاد فصل(۱۳۸۳) 17. گیلانه (۱۳۸۳) 18. آفتاب‌گردان‌های وحشی (۱۳۸۲) 19. روایت‌های سه‌گانه؛ اپیزود سوم، ننه گیلانه، (۱۳۸۲) 20. سیمای زنی در دوردست (۱۳۸۲) 21. شهر زیبا (۱۳۸۲) 22. قدمگاه (۱۳۸۲) 23. روز کارنامه (۱۳۸۱) 24. کلاه قرمزی و سروناز (۱۳۸۱) 25. ارتفاع پست (۱۳۸۰) 26. ایستگاه متروک (۱۳۸۰) 27. آخر بازی (۱۳۷۹) 28. موج مرده (۱۳۷۹) 29. شوخی (۱۳۷۸) 30. مومیایی ۳ (۱۳۷۸) 31. افسانه پوپک طلایی (۱۳۷۷) 32. داستان‌های جزیره؛ اپیزود سوم، باران و بومی،( ۱۳۷۷) 33. روبان قرمز (۱۳۷۷) 34. آژانس شیشه‌ای (۱۳۷۶) 35. جهان پهلوان تختی (۱۳۷۶) 36. شبیخون (۱۳۷۶) 37. برج مینو (۱۳۷۴) 38. بوی پیراهن یوسف (۱۳۷۴) جوایز: • برنده تندیس زرین بهترین چهره‌پردازی (یک بوسه کوچولو) در دهمین جشن خانه سینما (مسابقه)، ۱۳۸۵ • برنده سیمرغ بلورین بهترین چهره‌پردازی (خون بازي) در بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران)، ۱۳۸۵ • کاندید سیمرغ بلورین بهترین چهره‌پردازی (عصر جمعه) در بیست و چهارمین (مسابقه سینمای ایران)، ۱۳۸۴ • برنده سیمرغ بلورین بهترین چهره‌پردازی (به نام پدر) در بیست و چهارمین (مسابقه سینمای ایران)، ۱۳۸۴ • دومین چهره‌پردازی سال (شهر زیبا) در نوزدهمین منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین‌های سال)، ۱۳۸۳ • برنده تندیس زرین بهترین چهره‌پردازی (گیلانه) در هشتمین دورهٔ جشن خانهٔ سینما، (مسابقه سال)،۱۳۸۳ • برنده سیمرغ بلورین بهترین چهره‌پردازی (قدمگاه) در بیست و دومین جشنوارهٔ فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران)، ۱۳۸۲ • کاندید سیمرغ بلورین بهترین چهره پردازی (گیلانه) در بیست و دومین جشنوارهٔ فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران)، ۱۳۸۲ • بهترین چهره‌پردازی سال (رقص در غبار) در هجدهمین منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین‌های سال)، ۱۳۸۲ • کاندید تندیس زرین بهترین چهره‌پردازی (رقص در غبار) در هفتمین جشن خانه سینما (مسابقه)، ۱۳۸۲ • دومین چهره‌پردازی سال (ارتفاع پست) در هفدهمین منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین‌های سال)، ۱۳۸۱ • کاندید تندیس زرین بهترین چهره‌پردازی (ارتفاع پست) در ششمین جشن خانه سینما (مسابقه)، ۱۳۸۱ • کاندید سیمرغ بلورین بهترین چهره‌پردازی (ارتفاع پست) در بیستمین جشنوارهٔ فیلم فجر مسابقه سینمای ایران)، ۱۳۸۰ • کاندید سیمرغ بلورین بهترین چهره‌‌پردازی (مومیایی 3) در هجدهمین جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران)، ۱۳۷۸ • بهترین چهره‌پردازی سال (روبان قرمز) در چهاردهمین دورهٔ منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین های سال)، ۱۳۷۸ • کاندید سیمرغ بلورین بهترین چهره‌پردازی (روبان قرمز) در هفدهمین جشنوارهٔ فیلم فجر مسابقه سینمای ایران)، ۱۳۷۷ • کاندید سیمرغ بلورین بهترین چهره‌پردازی (آژانس شیشه‌ای) در شانزدهمین جشنوارهٔ فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران)،۱۳۷۶ • کاندید سیمرغ بلورین بهترین چهره‌پردازی (چشم شیطان) در دوازدهمین جشنوارهٔ فیلم فجر مسابقه سینمای ایران)، ۱۳۷۲ • ۱۳۸۶ - تندیس بهترین چهره‌پردازی برای قاعده بازی. برای خون‌بازی هم نامزد بود.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

عبدالعزیز فرمانفرمائیان از فرزندان عبدالحسین میرزا فرمانفرما یکی از رجال اواخر دوره قاجار و از برجسته‌ترین معماران وشهرسازان ایران است. وی فارغ التحصیل دانشکده بوزار پاریس بوده و از مهم‌ترین پروژه‌های معماری وی می‌توان به طراحی ساختمانهای «شرکت نفت»، «وزارت کشاورزی»، بورس تهران، «ساختمان اداری صدا و سیما»، کاخ نیاوران، کاخ مادر سعدآباد، فرودگاه مهرآباد، مجموعه ورزشی آزادی، مسجد دانشگاه تهران و نیز از مهم‌ترین پروژه‌های شهرسازی وی می‌توان به «طرح جامع شهر تهران» اشاره نمود که در قالب یک کتاب چاپ شد.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

عبدالرضا زکایی از معماران معاصر ایران است. وی متولد ۱۳۱۹ بوده و سال ۱۳۴۸ از دانشگاه ملی در رشته معماری بادرجه عالی فارق التحصیل گردید. زکایی یکی از آرشیتکتهای فعال در زمینه معماری به حساب می‌آید. او تا سال ۱۳۵۷ در دفتر مشاور سردار افخمی و همکاران بعنوان طراح و مدیر پروژه مشغول به کار بود. از پروژه‌هایی که او در آن نقش داشت می‌توان به دانشگاه صنعتی آریامهر . ساختمان مجلس شورای ملی اشاره نمود. وی از سال ۱۳۵۸ تا کنون بعنوان موسس و مدیر عامل مهندسین مشاور پل میر بوده و کارهای با ارزشی را طراحی و اجرا نموده‌است. از کارهای وی می‌توان به مراکز تحقیقات سازمان انتقال خون ایران، ساختمان مجلس شورای اسلامی ایران و باغ کتاب تهران اشاره نمود.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14

حسین امانت (تولد ۱۳۲۱) طراح و معمار و از بهائیان کانادائی-ایرانی است. او معمار برج آزادی که نمادی از نماد «ایران مدرن» و نشان «دروازه تمدن بزرگ» در قرن بیستم است، و همچنین ساختمان‌های اولیهٔ دانشگاه صنعتی شریف می‌باشد. پس از پروژه موفقیت آمیز برج آزادی و دانشگاه شریف، نظارت و سرپرستی ساخت موزه بزرگ پاسارگاد در نزدیکی آرامگاه کوروش کبیر به او واگذار شد. امانت همچنین معمار و طراح تعدادی چند از مراکز صنایع دستی، مدرسه‌، کتابخانه و حتی یک شهرک تفریحاتی در ساحل دریای خزر بوده‌است. او بعدها با بسط دادن کار خویش بناهایی در خارج از کشور را نیز طراحی نمود، از آنجمله، بنای سفارت ایران در شهر پکن، پایتخت جمهوری خلق چین که متمایزترین سفارتخانه ناحیه دیپلماتیک در پکن است. امانت دانش‌آموخته دانشگاه تهران است. از سازه‌های طراحی شده توسط وی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 15 منبع :

زندگي نامه ميرحسين موسوي : ميرحسين موسوي متولد خامنه سال 1320 است. كاسب زاده آذري سالهاي پرافتخاري را پيش و پس از انقلاب در كارنامه كاري خود به ثبت رسانده است. سالهايي كه از عالم هنر به سياست آمد و از سياست به هنر بازگشت.و اينك بار ديگر به عالم سياست باز گشته است. ميرحسين موسوي، اگر چه فوق ليسانس معماري دارد اما بيش از انكه در عرصه معماري شناخته شده باشد، چهره اي سياسي است. هرچند او به عنوان آخرين نخست وزير نظام جمهوري اسلامي ايران (پس از مهدي بازرگان، محمدعلي رجايي، محمدجواد باهنر و محمدرضا مهدوي كني) پس از اتمام دوره خدمتش در اين منصب، عطاي سياست را به لقايش بخشيد و به عالم هنر بازگشت. او كه مدركش را در بهار سال 48 از دانشگاه ملي (شهيد بهشتي) در رشته معماري و شهرسازي اخذ كرد، طرح اداره مركزي آب و فاضلاب اصفهان را در سال 1348 نوشت و تا سال 50 آن را اجرا كرد. سپس طرح مجموعه كانون توحيد را در سال 1350 اجرايي كرد تا آثاري ماندگار در معماري سياسي ايران برجاي گذارد. چرا كه كانون توحيد چه پيش از انقلاب و چه پس از ان مركز تجمع سياسيون منتقد بوده و هست. چه ان زمان كه مطهري در آنجا سخنراني مي كرد و چه در سالهاي اخير. از آثار معماري مهندس معمار در سالهاي پس از انقلاب نيز مي توان به طراحي ساختمان مزار شهداي هفت تير، طرح مركز مطالعات، طرح دانشگاه شاهد، طرح تكيه شهداي اصفهان، طرح بناي يادبود شهيد خرازي، طرح مجموعه فرهنگي تجاري بين‌الحرمين شيراز و طراحي سايت دانشگاه علامه طباطبايي در سالهاي دهه دوم انقلاب اشاره كرد. موسوي در دهه هاي بعد از فعاليت خود كاست تا جايي كه ساخت مسجد سلمان فارسي نهاد رياست جمهوري در سال 1376 تنها نماد فعاليت او در سالهاي اخير است. البته ميرحسين در طول اين سالها بيشتر به نقاشي روي آورد و چندين نمايشگاه نقاشي انفرادي و جمعي را برپا نمود. 2فرزند نتيجه زندگي مشترك ميرحسين موسوي با زهرا رهنورد است. مسئوليت‌هاي اجرايي : 1- عضو شوراي انقلاب اسلامي 1359-1358 2-عضو شوراي مركز ي حزب جمهوري اسلامي 1361-1357 3- رييس دفتر سياسي حزب جمهوري اسلامي 1360-1358 4- قائم مقام دبيركل حزب جمهوري اسلامي 1360-1358 5- سردبير روزنامه جمهوري اسلامي 1360-1358 6- وزير امور خارجه 1361-1360 7- نخست وزير 1368-1360 8- رييس ستاد انقلاب فرهنگي 1360 9- رييس شوراي اقتصاد 1368-1360 10- رييس بنياد مستضعفان 1368-1360 11- رييس ستاد فرماندهي كل نيروهاي مسلح 12- عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام -1368 13- عضو شورايعالي انقلاب فرهنگي -1375 14- مشاور سياسي رييس جمهور 1376-1368 15- مشاور عالي رييس جمهور 1384-1376 16- رييس شوراي هنر -1378 17- رييس فرهنگستان هنر -1378 فعاليت هاي دانشگاهي: موسوي در دانشگاه تربيت مدرس دروسي چون مسائل ايران و ريشه‌هاي انقلاب را تدريس كرده و در ديگر دانشگاه ها نيز به شكل پراكنده تدريس هايي داشته است. از جمله تدريس تاريخ تمدن و فرهنگ و معماري در دانشگاه ملي در سالهاي 1357-1354. او در اين سالها رساله هاي بسياري را راهنمايي كرده كه از جمله آنها مي توان به اين موارد اشاره كرد: 1-مقايسة آراي سيدقطب و دكتر شريعتي استاد راهنما-كارشناسي ارشد 2- مقايسة آراي امام خميني(ره) و آيت‌ا... نائيني استاد راهنما-كارشناسي ارشد 3-استراتژي امنيت ملي استـاد مشاور-دوره دكتـري 4-كاريزما در مديريت استـاد مشاور-دوره دكتـري 5-چالش‌هاي مردم‌سالاري در ايران استاد راهنما-كارشناسي ارشد 6-نفت و سياست خارجي در دوران پهلوي2 استاد راهنما-كارشناسي ارشد 7-نفت و سياست خارجي در دهه اول انقلاب استـاد راهنما-دورة دكتـري 8- چرايي به قدرت رسيدن دولت مطلقه نوگرا در ايران استـاد راهنما-دورة دكتـري 9- امنيت ايران در عصر جهاني شدن،چالش‌ها و سياستها استـاد مشاور-دورة دكتـري 10- توسعة مركز شهر اردبيل استاد راهنما-كارشناسي ارشد 11- طرح دانشگاه هنر اسلامي تبريز استاد راهنما-كارشناسي‌ارشد 12- دولت رانتير و جامعه مدني در ايران (1376-1357) استاد راهنما-كارشناسي‌ارشد 13-تأثير ايدئولوژي سياسي بر رفتار سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران و آفريقاي جنوبي استـاد مشـاور-دورة دكتـري 14- الگوي مديريت تكنوكراتيك و تأثير آن بر موقعيت طبقة متوسط جديد ايران استاد مشاور- كارشناسي ارشد 15- بستـرهاي همكـاري و رقابـت روسـيه و ايالات متحده در آسياي مركزي استاد راهنما-كارشناسي ارشد كتاب ها و تاليفات: موسوي كه در سالهاي 58 تا 60 سرمقاله هاي روزنامه جمهوري اسلامي را مي نوشت، آثار مكتوب بسياري در حوزه فرهنگ و سياست دارد، از جمله « فرهنگ و واژگان علوم سياسي در اسلام » انتشارات قلم 1356، «تحليلي بر دو مفهوم قرآني» انتشارات قلم 1356، « پنج گفتار دربارة انقلاب و جامعه» تأليف دفتر نشر فرهنگ اسلامي1377-1375

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

معمار. درگذشت: 1374. محمدعلى شعرباف وى از نه سالگى به معمارى روى آورده بود و بیش از هشتاد سال در زمینه‏ى تعمیر و احیاى آثار تاریخى و هنرى به ویژه مساجد تلاش كرد. او همچنین در ساخت گلدسته‏ها، هشتى‏ها، ایوان‏ها، سردرها، شبستان‏ها و نقشه‏هاى مساجد فعالیت داشت.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

معمار. تولد: اول فروردین 1309، تبریز. درگذشت: 14 دى 1362، تهران. محمدحسن حافظى تحصیلات ابتدایى را در تبریز و تحصیلات متوسطه را در تهران به پایان رساند. سال 1332 تحصیلات عالى را در رشته‏ى معمارى دانشكده‏ى هنرهاى زیبا در دانشگاه تهران آغاز كرد. در دى 1341 به دریافت درجه‏ى مهندسى معمارى با رتبه‏ى عالى نایل شد. موضوع پایان‏نامه‏ى فارغ‏التحصیلى او (كشتارگاه و سردخانه)بود. بورس تحصیلى دولت فرانسه براى دانشجوى رتبه اول معمارى به او تعلق گرفت. مدت پنج سال در مدرسه‏ى عالى هنرهاى زیباى پاریس به تحصیل در رشته‏ى معمارى در شهرسازى ادامه داد. سال 1969 به دریافت مدرك دكتراى معمارى نایل شد. مدت نه ماه در آمریكا در دانشكده‏ى هنرهاى زیبا در دانشگاه تهران اشتغال داشت. در سال تحصیلى 1359 -1358 بار دیگر تدریس معمارى در دانشكده‏ى هنرهاى زیبا پرداخت. از سال 1353 به كار حرفه‏اى مهندسى مشاور معمارى و شهرسازى اشتغال داشت. از آثار اوست: ترجمه‏ى كتاب هستى، فضا و معمارى (نوشته كریستن نوربرگ شولتز، 1353)؛ تاریخ جهانى معمارى و شهرسازى مدرن (نوشته‏ى میشل راگون، دو جلد، 1361).

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

معمار. تولد: 1293، تهران. درگذشت: 5 دى 1372، آلمان. كیخسرو زارع در تهران در خانواده‏ى سنتى زرتشتى به دنیا آمد. موفقیت درسى او در دبیرستان باعث شد كه موفق به دریافت بورس تحصیلى براى اروپا بشود. در پاییز 1312 عازم انگلستان شد. بعد از یك سال زندگى در لندن در خانه‏ى یك كشیش مسیحى عازم شهر لیورپول شد تا معمارى بخواند. در بازیهاى المپیك سال 1315 در برلین از دانشجویان ایرانى بود كه به دعوت آلمان به برلین رفتند و در همان مسافرت مقدمات ادامه‏ى تحصیل او در آلمان فراهم شد. در سال 1316 در دانشگاه برلین شروع به تحصیل كرد و در سال 1320، یعنى دو سال پس از آغاز جنگ جهانى دوم، فارغ‏التحصیل شد. در طول جنگ جهانى دوم، در برلن به عنوان معمار (آرشیتكت) كار كرد و بعد از پایان جنگ در همان شهر یك شركت مقاطعه‏اى تأسیس كرد. ولى ایرانیانى كه مجبور شده بودند جنگ را در آلمان بگذرانند مایل به بازگشت به ایران بودند و مهندس زارع در سال 1326 موفق به بازگشت به كشور شد. در تهران به ریاست اداره‏ى ساختمان دانشگاه تهران منصوب شد. عملیات ساختمانى زایشگاه مادران و نوزادان شیر و خورشید سرخ را در جنوب تهران به پایان رساند و در 1339 براى شركت در یك سمینار ساختمان‏هاى ضد زلزله به ژاپن رفت. با تجربیات حاصله از این سمینار است كه در عملیات بازسازس ده‏رودك را كه در زلزله‏ى 1341 خراب شده بود، اداره كرد. در زلزله‏ى سال 1369 این خانه‏ها خراب نشد و بدین واسطه مورد قدردانى كشاورزان واقع شد. در نیمه‏ى دوم دهه‏ى 1340، بیمارستان حمایت مادران و نوزادان رشت را ساخت. همچنین قسمت جدید بیمارستان میرزایى تهران و مسجد كارخانه‏ى سیمان آبیك. در سال‏هاى پس از انقلاب اسلامى به تدوین روزنامه‏ى خاطرات پدرش پرداخت. سه جلد خاطرات مرحوم اردشیر زارع در مركز زرتشتیان كرمان و بنیاد نیشابور تهران موجود است. مهندس زارع در سال 1368 به فرزندانش در برلین ملحق شد. بیمارى‏هاى وى باعث گردید در آلمان خانه‏نشین شود. براى تحمل این خانه‏نشینى به مكاتبه با افراد زیادى پرداخت. در نتیجه‏ى این مكاتبه‏هاى با دكتر كروپ، رییس سمینار تاریخ خاور نزدیك دانشگاه هامبورگ آشنا مى‏شود. این آشنایى به همكارى نزدیكى مى‏انجامد كه حاصل آن تأسیس موزه‏ى ایران در آلمان بود. در نوروز سال 1372 این موزه افتتاح شد. اما مهندس زارع به دلیل ضعف ناشى از بیمارى موفق نشد در جلسه حضور داشته باشد و در پنجم دى 1372 درگذشت.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 11 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س یازدهم ق)، معمار و شاعر، متخلص به كاشف. در دوره‏ى شاه عباس اول (1077-1052 ق) مى‏زیست. آباء و اجداد او از معماران دوره‏ى صفوى بودند، خود او نیز در فن كاشى تراشى تبحر داشت. بعد از مدتى این فن را رها كرد و به شعر روى آورد. تمایل وى، در اقسام نظم، به هجو بیشتر بود و در غزل نیز دست داشت. از آثارش: «تحفة الاقالیم»، مثنوى عشقى عرفانى در بحر «تحفة العراقین»، كه در 1070 ق به پایان برد.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 844 ق)، معمار. وى رسمى‏ساز و طراح و رسام و معمار دوران شاهرخ تیمورى بود. از آثار ارزنده‏ى وى رسمى‏سازى و طراحى و آرایش تزیینات داخلى و خارجى بناها و مساجد جامع شهرهاى هرات و مشهد، از جمله مسجد گوهرشاد است. این بنا که به امر و هزینه گوهر شاه‏بیگم به پایان رسیده، از نظر معمارى سبک خاص خراسانى و تزیین و کاشى‏کارى و خطاطى در زمره‏ى دوازده بناى بسیار عالى تاریخى دنیا محسوب است. تاریخ اتمام بنا 821 ق است و کتیبه زیباى بایسنقر به خط ثلث بر سردر مسجد از این تاریخ حکایت مى‏کند. مدرسه غیاثیه در خرگرد خراسان هم احتمالا از ساختمانهاى اوست که در تاریخ 848 ق به دستیارى شاگرد خود، استاد غیاث‏الدین شیرازى، به اتمام رسانده و گفته‏اند که معمار مسجد تایباد خراسان نیز وى بوده است.  در کتیبه موجود در بنای مدرسه غیاثیه خرگرد به طور دقیق ذکر گردیده که این بنا توسط استاد قوام الدین شروع شده ،اما به دلیل مرگ در انتها غیاث الدین آن را به اتمام رسانیده است. در کتیبه‌ای در ایوان جنوبی بنا آمده است: «بَنَت هذه المدرسه المبارکه الغیاثیه علی ید العبد المرحوم استاد قوام‌الدین شیرازی و تمت بعمل العبد استاد غیاث الدین شیرازی». در پایان این کتیبه تاریخ آن آمده است: 846. استاد قوام الدین چند سال پیش از این تاریخ درگذشته بود. فصیح خوافی (777ـ845ق)به گفته صاحب «حبیب السیر» او در علم نجوم نیز مهارت داشته است.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س ششم ق)، معمار. معروف به غازى. از آثار وى، طراحى و بناى مسجد جامع اردستان است كه ابوطاهر حسین بن غالى، بانى آن بوده است. كتیبه‏ى گنبد و محراب مسجد به خط ثلث است و چنین رقم دارد: «... امر ببناء هذه القبه... ابوطاهر الحسین بن غالى بن احمد... على یدى الاستاد محمود الاصفهانى المعروف بالغازى فى سنه ثلث و خمسین و خمسمائه 553 ق». از آثار منسوب به او نیز مسجد زواره است كه از مشابهات بین دو مسجد جامع اردستان و زواره و وجود كلمه‏ى «احمد» بعد از «امر ببناء» كه ذكر شده، مى‏توان احتمال داد كه بناى آن را نیز استاد محمود اصفهانى معروف به غازى انجام داده باشد.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 10 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س دهم ق)، معمار. وى در طراحى نقوش مساجد و معمارى و آرایش داخلى و خارجى بقاء متبركه دست پرقدرتى داشت. از آثار این هنرمند، تزیینات و ساختمان زیباى ایوان شرقى مسجد گز در اصفهان است، با رقم: «عمل العبد... الى اللَّه الغنى حیدر على بن ذوالفقار المعمار الاردستانى سنه 952» و همچنین ساختمان و تزیینات مسجد جمعه اردستان كه در گچ‏برى نفیس داخل ایوان رقم نهاده: «لافتى الاعلى لا سیف الا ذوالفقار عمل حیدرعلى معمار اردستانى سنه 946».

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س سیزدهم و چهاردهم ق)، معمار. اهل قم و سازنده و طراح نقوش ساختمانها بود. از آثار وى دو بنا به جا مانده كه بین تاریخ ساخت آنها اختلاف نسبتا زیادى است. یكى ایوان آیینه حضرت معصومه (ع) كه با همكارى استادان نامى آن زمان انجام پذیرفته است و دیگرى، صحن مقبره‏ى على‏اصغر خان اتابك در قم. كه اولى به سال 1225 ق است و دومى به سال 1303 ق.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س سیزدهم و چهاردهم ق)، معمار. برطرفین ایوان جنوبى مسجد رحیم‏خان اصفهان به خط نستعلیق اشعارى نوشته شده و در بالاى مصراع ما قبل آخر آن نام معمار مسجد به خط نستعلیق ریز چنین رقم‏زده شده است: «معمار استاد آقاجونى».

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س سیزدهم ق)، طراح و معمار. طراح نقش آفرین و معمار و رسام دوره‏ى فتحعلى شاه و محمدشاه قاجار بود. او در طرح نقشه و ایجاد ساختمانهاى آن دوره، صاحب ابتكار بود و در آرایش و پیرایش داخلى و خارجى قصرها و ابنى، دست پر كمال داشت.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

حسن میرحیدر، معمار برجسته ایرانی، پس از اخذ فوق لیسانس از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، درجه M.Ph خود را از موسسه معماری لندن در برنامه ریزی و طراحی شهر گرفت. وی به عنوان طراح معماری و مسئول پروژه از سال ۱۳۳۸ تا سال ۱۳۵۰ در مهندسین مشاور امیر نصرت منقح، یوسف شریعت زاده و همکاران، از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۶۰ به عنوان عضو هیات مدیره و قائم مقام مدیرعامل مهندسین مشاوربنیان و از سال ۱۳۶۲ تا کنون به عنوان مدیرعامل مهندسان مشاور پیرراز مشغول به کار بوده‌است. وی عضو شورای گروه معماری جامعه مهندسان مشاور ایران ازسال ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۲، عضو کمیته عالی و تخصصی تدوین مقررات ملی ساختمان از سال ۱۳۷۱ تا سال ۱۳۷۳، عضو شورای برنامه ریزی و هماهنگی جامعه مهندسان مشاور ایران از سال ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۴، عضو هیات موسسین انجمن صنفی مهندسان مشاور معمار و شهرساز در سال ۱۳۷۵، عضو اولین هیات مدیره کانون مهندسان معمار دانشگاه تهران از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۷۷ و عضو انجمن صنفی مدیران فنی و اجرایی می‌باشد. وی سابقه تدریس در درس اقتصاد شهری برای دوره دکترای شهرسازی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در سال تحصیلی ۵۲-۵۳ و درس اقتصاد شهری و منطقه‌ای برای دوره کارشناسی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران را در سال تحصیلی ۵۰-۵۱ را دارد. از پروژه‌های تحت مدیریت و سرپرستی وی می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود: ساختمان وزارت کار و امور اجتماعی، کاخ جوانان، سینما صحرا، ساختمان‌های دانشگاه کرمان، چاپخانه اسکناس بانک مرکزی (قبل از انقلاب) و بیمارستان آموزشی کرمان، پروژه ساختمان اجلاس سران کشورهای اسلامی، ساختمان کتابخانه ملی ایران، ساختمان مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه، توسعه قسمت جنوبی حرم مطهر حضرت معصومه (س) (بعد از انقلاب)

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال تخصصی استادان و دانشیاران کشور (جلد سوم)

سال تولد:-، مرتبه علمى: دانشیار، رشته: مهندسى معمارى، دانشكده: معمارى و شهرسازى، دانشگاه: تهران گروه خبرگان بدون مدرك

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال تخصصی استادان و دانشیاران کشور (جلد سوم)

سال تولد:-، مرتبه علمى: دانشیار، رشته: مهندسى معمارى، دانشكده: معمارى و شهرسازى، دانشگاه: تهران

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال تخصصی استادان و دانشیاران کشور (جلد سوم)

سال تولد: 1327، مرتبه علمى: دانشیار، رشته: مهندسى معمارى، دانشكده: معمارى و شهرسازى، دانشگاه: شهید بهشتى خلاصه شرح حال تخصصى سوابق تحصیلى: كارشناسى ارشد معمارى از دانشگاه شهید بهشتى در سال 1352 و دكتراى معمارى از دانشگاه مطالعات فلورانس در سال 1356. مرتبه علمى: دانشیار دانشكده معمارى و شهرسازى دانشگاه شهید بهشتى. زمینه‏هاى علمى و تحقیقاتى: مقدمه‏اى بر طرح شوراهاى روستایى، طرح معمارى روستاهاى كوهپایه كركس، بررسى روستاهاى حاشیه ارومیه، مقدمه‏اى بر سازماندهى فضایى دفاعى كشور، معمارى و حفظ ارزشهاى جهاد، معمارى و موسیقى، مبانى طراحى فضاهاى امن، تدریس دروس معمارى و حكمت هنر اسلامى در دانشگاه شهید بهشتى، راهنمائى، مشاوره و نظارت بر 8 پایان‏نامه كارشناسى ارشد. تألیفات تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه كتاب) بزبان فارسى:- تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه كتاب) بزبان خارجى:- مقالات تعداد مقالات بزبان فارسى: 6، تعداد مقالات بزبان خارجى:- زمینه علمى مقالات: مدخلى به روشهاى آموزش معمارى، سیاست برخورد با مسائل مختلف هنر در كشور، مدخل اساسنامه سازمان صدا و سیماى جمهورى اسلامى ایران، برنامه‏ریزى دانشكده معمارى و شهرسازى.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال تخصصی استادان و دانشیاران کشور (جلد سوم)

سال تولد:-، مرتبه علمى: دانشیار، رشته: شهرسازى، دانشكده: هنرهاى زیبا، دانشگاه: تهران خلاصه شرح حال تخصصى سوابق تحصیلى: كارشناسى ارشد معمارى در سال 1347 و دكترا در رشته معمارى در سال 1354. مرتبه علمى: درجه استادیارى در سال 1358 و ارتقاء به درجه دانشیارى دانشكده هنرهاى زیبا دانشگاه تهران در سال 1369. زمینه‏هاى علمى و تحقیقاتى: برنامه‏ریزى مسكن و شهرسازى منطقه‏اى، زیرساخت‏ها در شهرسازى، تكنیك‏هاى برنامه‏ریزى، اصول و مبانى معمارى و شهرسازى، پروژه تحقیقاتى درباره مشكلات جمع‏آورى آبهاى سطحى تهران و ارائه راه‏حل، ارزیابى طرح جامع لوشان، بررسى مشكلات جنوب تهران، راهنمائى، مشاوره و نظارت بر 4 پایان‏نامه كارشناسى ارشد. تألیفات تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه كتاب) بزبان فارسى: 2 تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه كتاب) بزبان خارجى:- زمینه علمى تألیفات: مقدمه‏اى بر برنامه‏ریزى منطقه‏اى، مبانى برنامه‏ریزى شهرى. مقالات تعداد مقالات بزبان فارسى: 3، تعداد مقالات بزبان خارجى:- زمینه علمى مقالات: مشكلات مسكن در ایران، مشكلات مسكن در تهران، طراحى مسكن و عوامل هفتگانه آن.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال تخصصی استادان و دانشیاران کشور (جلد سوم)

سال تولد:-، مرتبه علمى: دانشیار، رشته: مهندسى معمارى، دانشكده: هنرهاى زیبا، دانشگاه: تهران

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال تخصصی استادان و دانشیاران کشور (جلد سوم)

سال تولد: 1317، مرتبه علمى: استاد تمام، رشته: معمارى، دانشکده: معمارى و شهرسازى، دانشگاه: شهید بهشتى خلاصه شرح حال تخصصى سوابق تحصیلى: کارشناسى ارشد پیوسته معمارى از دانشگاه تهران در سال 1344، کارشناسى ارشد معمارى (M.ARCH) از دانشگاه پنسیلوانیاى آمریکا در سال 1349، دکتراى معمارى از دانشگاه پنسیلوانیاى آمریکا در سال 1358 و نشان SCHENCK COMPETITION از دانشگاه پنسیلوانیا در زمینه طراحى معمارى. مرتبه علمى: استادیار دانشگاه شهید بهشتى از سال 1352 تا سال 1369 و دانشیار دانشگاه شهید بهشتى از سال 1369. زمینه‏هاى علمى و تحقیقاتى: هندسه و معمارى، نما، تقویم نیاز به سایه و آفتاب شهرهاى ایران، آسایش در فضاهاى باز و معابر، تدریس طراحى معمارى، مبانى نظرى معمارى و روش تحقیق در دانشگاه شهید بهشتى، تدریس طراحى معمارى در دانشگاه یزد و استاد راهنما در 4 پایان‏نامه تحقیقاتى کارشناسى ارشد. تألیفات تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه کتاب) بزبان فارسى: 6 تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه کتاب) بزبان خارجى:- زمینه علمى تألیفات: اقلیم و معمارى، خورشید و جهت گیرى ساختمان، اقلیم منطقه مبارکه، معمارى مناسب آب و هواى بستان، اقلیم دشت آزادگان، آسایش بوسیله معمارى همساز با اقلیم، معمارى مرحله تحول. مقالات تعداد مقالات بزبان فارسى: 53، تعداد مقالات بزبان خارجى: 4 زمینه علمى مقالات: هنر، بحثى پیرامون نمود خلاقیت، تقویم نیاز به سایه و آفتاب شهرهاى ایران و طراحى. آقای دکتر رازجویان در موضوع "طراحی اقلیمی" حرف اول را می زنند و چند کتاب ارزشمند در این زمینه دارند که یکی از آنها متاسفانه سالهاست که نایاب است : "آسایش به وسیله معماری همساز با اقلیم" "آسایش در پناه باد" که در میان کتابهای فارسی منحصر بفرد و بینظیرند

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال تخصصی استادان و دانشیاران کشور (جلد سوم)

سال تولد:-، مرتبه علمى: دانشیار، رشته: مهندسى معمارى، دانشكده: هنرهاى زیبا، دانشگاه: تهران

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال تخصصی استادان و دانشیاران کشور (جلد سوم)

سال تولد: 1326، مرتبه علمى: دانشیار، رشته: شهرسازى، دانشكده: هنرهاى زیبا، دانشگاه: تهران خلاصه شرح حال تخصصى سوابق تحصیلى: كارشناسى ارشد شهرسازى از ایران در سال 1355، كارشناسى ارشد در رشته شهرسازى و تحرك فضائى از فرانسه در سال 1357، دكترا در شهرسازى و ساماندهى فضائى از فرانسه در سال 1358. مرتبه علمى: دانشیار دانشكده هنرهاى زیبا دانشگاه تهران. زمینه‏هاى علمى و تحقیقاتى: شهرسازى و معمارى شهرى، راهنمائى، مشاوره و نظارت بر بیش از 18 رساله كارشناسى ارشد در هر سال. تألیفات تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه كتاب) بزبان فارسى: 4 تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه كتاب) بزبان خارجى:- زمینه علمى تألیفات: شهرسازى و معمارى، ساختمانهاى آموزشى معلولین و الگوى ساخت مسكن در شهرهاى خوزستان. مقالات تعداد مقالات بزبان فارسى: 3، تعداد مقالات بزبان خارجى: 2 زمینه علمى مقالات: شهرسازى، جامعه‏شناسى شهرى و معمارى شهرى.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال تخصصی استادان و دانشیاران کشور (جلد سوم)

سال تولد: 1315، مرتبه علمى: دانشیار، رشته: مهندسى معمارى، دانشكده: هنرهاى زیبا، دانشگاه: تهران خلاصه شرح حال تخصصى سوابق تحصیلى: درجه دیپلم مهندسى در رشته معمارى از دانشكده معمارى دانشگاه كارلدرهم آلمان غربى. مرتبه علمى: دانشیار دانشكده هنرهاى زیبا دانشگاه تهران. زمینه‏هاى علمى و تحقیقاتى: مشاركت در طراحى فولاد شهر اصفهان، مشاركت در طرح یك شهرك مسكونى در هامبورگ، طراحى تالار شهر رشت، طرح اداره مركزى فولاد مباركه اصفهان، بازسازى محله قلعه، احیاء بافت شهرى و معمارى آن در ارتباط با مسكن و خدمات شهرى و شبكه ارتباطات، برنده جایزه در طرح نمازخانه در دوران تحصیل در شهر كارلدرهم آلمان غربى، راهنمائى، مشاوره و نظارت بر 7 پایان‏نامه كارشناسى و كارشناسى ارشد. تألیفات تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه كتاب) بزبان فارسى: 1 تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه كتاب) بزبان خارجى:- زمینه علمى تألیفات: جایگاه‏ها در استادیوم ورزشى، كار كارگاهى، مسكن، خدمات، ارتباطات در بافت شهرى، نظرى تصویرى بر طراحى معمارى و مسكن. مقالات تعداد مقالات بزبان فارسى: 3، تعداد مقالات بزبان خارجى: 2 زمینه علمى مقالات: معرفى یك روش تنظیم‏كننده عملكردى، ساختارى و فضائى در معمارى و طراحى بافت شهرى، نظرى بر تئورى معمارى، پیش‏ساختگى و خصوصیات معمارى صنعتى شده.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال تخصصی استادان و دانشیاران کشور (جلد سوم)

سال تولد: 1322، مرتبه علمى: دانشیار، رشته: شهرسازى، دانشكده: هنرهاى زیبا، دانشگاه: تهران خلاصه شرح حال تخصصى سوابق تحصیلى: كارشناسى ارشد در رشته معمارى از دانشگاه تهران، معادل كارشناسى ارشد در رشته برنامه‏ریزى از دانشگاه ادیمبورد اسكاتلند، كارشناسى ارشد هنر در طراحى شهرى از دانشگاه منچستر انگلستان. مرتبه علمى: دانشیار دانشكده هنرهاى زیبا دانشگاه تهران. زمینه‏هاى علمى و تحقیقاتى: شهرسازى به طور عام، معمارى شهرسازى در ارتباط با اقلیم، شهرسازى ایران، طراحى فضاى تهران، تدریس دروس مختلفى در زمینه معمارى شهرسازى در دانشگاه تهران، انجام نخستین بررسى درباره مطالعات اقلیم و معمارى و ساخت شهرهاى ایران در مناطق گرم و خشك، راهنمائى، مشاوره و نظارت بر تعداد زیادى پایان‏نامه كارشناسى و كارشناسى ارشد. تألیفات تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه كتاب) بزبان فارى: 5 تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه كتاب) بزبان خارجى:- زمینه علمى تألیفات: هندسه احجام، معمارى و شهرسازى در ارتباط با مسائل اقلیمى، طراحى شهرى و طراحى فضاى شهر ایرانى. مقالات تعداد مقالات بزبان فارسى: 8، تعداد مقالات بزبان خارجى: 2 زمینه علمى مقالات: معمارى ایران، شهرسازى ایران، طراحى شهرى و بحث شهر اسلامى.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال تخصصی استادان و دانشیاران کشور (جلد سوم)

سال تولد:-، مرتبه علمى: استاد، رشته: معمارى و شهرسازى، دانشكده: هنرهاى زیبا، دانشگاه: تهران خلاصه شرح حال تخصصى سوابق تحصیلى: تحصیل در دانشگاههاى تهران و فلورانس آمریكا و اخذ دكتراى معمارى و شهرسازى. مرتبه علمى: دانشیار دانشكده هنرهاى زیبا دانشگاه تهران در سال 1339، استاد دانشكده هنرهاى زیبا دانشگاه تهران از سال 1346 تاكنون. زمینه‏هاى علمى و تحقیقاتى: معمارى و شهرسازى، مرمت شهرى بافت‏هاى قدیمى، ساختمانهاى آموزشى، فرهنگى، مذهبى، طرح جامع و تفصیلى شهرى و منطقه‏اى، راهنمائى، مشاوره و نظارت بر 50 پایان‏نامه دكترا و كارشناسى ارشد. تألیفات تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه كتاب) بزبان فارسى:- تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه كتاب) بزبان خارجى: 2 زمینه علمى تألیفات: معمارى معاصر، مسكن (برنامه‏ریزى و طراحى)، معمارى بومى ایران. مقالات تعداد مقالات بزبان فارسى: 27، تعداد مقالات بزبان خارجى: 8 زمینه علمى مقالات: ارائه تئوریها و طراحى معمارى (معمارى جهان، معمارى اسلامى، معمارى بومى ایران)، بررسى‏هاى فرهنگى اجتماعى اقتصادى و كالبدى در شهرسازى و طراحى محیطى در ایران و جهان، طراحى و برنامه‏ریزى تطبیقى مسكن (مقایسه مسائل مسكن در ایران و جهان).

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 10 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(ز 1028 ق)، طراح و معمار. از زبردست‏ترین معماران صفویه بود. وى طراح نقشه و معمار مسجد معروف شیخ لطف‏اللَّه است كه به امر شاه عباس اول ساخته شد. این بناى با عظمت و پر امتیاز، یكى از شاهكارهاى معمارى و كاشى كارى استاد محمدرضا است كه ساخت آن شانزده سال به طول انجامیده و در داخل محراب كاشى كارى معرق مسجد، به خط نستعلیق چنین رقم نهاده است: «عمل فقیر... محمدرضا بن استاد حسین بناء اصفهانى 1028».

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 12 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(ز 1127 ق)، معمار و طراح. معروف به آجر تراش. از آثار وى بناى درب امام اصفهان است كه كتیبه‏ى اول این سر در به خط نستعلیق چنین نوشته شده: «عمل استاد محمد بن محمد غدیر آجر تراش 1127». سردر اصلى این بنا در دوره‏ى جهانشاه قراقوینلو، در 857 ق ساخته شده است.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س ششم ق)، معمار و گچ‏بر. از آثار به جا مانده‏ى وى، آجركارى و گچ‏بریهاى متنوع مسجد فریومد در ناحیه‏ى میامى، از توابع شهرستان شاهرود است.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 12 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س سیزدهم ق)، نقاش و معمار. ملقب به معمارباشى و نقاش‏باشى. هنرمند پراعتبارى بود كه در دستگاه فتحعلى‏شاه و محمدشاه و اوایل سلطنت ناصرالدین شاه قاجار مقام والایى داشت. از آثار او معلوم است كه در موردى شیوه‏ى مهرعلى نقاش‏باشى را دنبال كرده و چه بسا كه شاگرد او نیز بوده است. عبدالله‏خان در چهره‏سازى و شبیه‏پردازى دقیق و پرمایه بود و در رنگ و روغن و آبرنگ و نقش تصویر بر روى مینا مهارت داشت. همچنین در طراحى و آرایش داخلى و خارجى قصرهاى سلطنتى و سایر عمارات نیز مقامى درخور تحسین دارد. از آثار وى: تابلوى رنگ و روغنى بزرگ و طویل صف سلام فتحعلى‏شاه كه اصل تابلو از میان رفته و فقط نشانه‏هایى از آن به یادگار مانده است؛ تصویر تمام قد عباس‏میرزا كه لباس سرخ رنگى به تن كرده و تاج مرصع و كنگره‏دارى بر سر گذاشته است و به خط نستعلیق زیبا رقم نهاده: «زد رقم بنده شه عبدالله فى سنه 1222»؛ تصویر آبرنگى شاهزاده خانمى‏كه در داخل دایره‏اى نقش بسته و به خط نستعلیق زیبا «رقم عبدالله نقاش‏باشى» دارد.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س سیزدهم ق)، معمار. از بناهاى وى، مسجد حاج رجبعلى در تهران است كه داراى صحن وسیع و شبستان است و این شبستان از نظر هنر معمارى و تزیینات كاشى‏كارى دوران قاجار بى‏نهایت زیبا و حائز اهمیت است. همچنین طاقنماهاى دو طرف ایوان و دو گوشواره فوقانى آن داراى طاق‏بندى و كاشى‏كارى ممتاز مى‏باشد. در وسط دایره‏ى كاشى ایوان نام كاشى‏كار و استاد بنا چنین آمده: «عمل كمترین استاد محمد قلى شیرازى سنه 1262».

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س نهم ق)، معمار. از بناهاى وى، مسجد شاه مشهد است كه داراى گنبد بزرگ كاشى‏كارى و ایوان و دو مناره مى‏باشد. از متن كتیبه‏ى ایوان بنا معلوم است كه ساختمان آن در ماه رجب سال 855 هجرى پایان یافته است.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 11 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س یازدهم ق)، شاعر و معمار. از بزرگان تبریز و در محله‏ى عباس‏آباد اصفهان كه مركز تبریزیان بود مسكن داشت. چلبى در نظم و نثر توانا بود. مجلس او هیچ وقت از علما و شعرا و فضلا و اربابان كمال خالى نمى‏شد. وى سفرى به هندوستان داشت و در دربار جهانگیر پادشاه مجالست یافت. چلبى حمام و مسجد و بازارى در جنب خانه خود ساخت كه به... او مشهور است. از وى «دیوان» شعرى بر جاى مانده است.

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 10 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س دهم ق)، معمار و شاعر. وى در فن معمارى آگاهى و تجربه و بصیرتى بتمام داشت. مظفر حسین میرزا تیمورى، در ساختن ارگ قندهار، او را به سمت میر عمارت مقرر داشته بود و او به حسن لیاقت و كاردانى، در شاهزاده نفوذى كامل یافته بود. امامقلى به دلبرى زیباروى عاشق شد و سرانجام در فراق دلدار، جنونى بهم رساند و در این عوالم از دنیا رخت بربست. از اوست: صحبت غیر عذاب است تو هم مى‏دانى دل از این غصه كباب است تو هم مى‏دانى با رقیبان به ضرورت سخنى مى‏گویم خامشى ور نه جواب است تو هم مى‏دانى

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 11 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س یازدهم ق)، معمار. از بناهاى وى مدرسه‏ى خان شیراز است كه به دستور اللَّه وردیخان و امامقلى خان، والى فارس، در سال 1024 ق بنا شده و سپس در زمان قاجاریه تعمیر و مرمت گردیده است. بناى مدرسه شامل سردر بلند و مقرنس سازى عالى است و راهرو و هشت ورودى آن مزین به كاشى كارى معرق ممتاز مى‏باشد. نام معمار در پایان كتیبه‏ى دهلیز چنین آمده: «استاد بنا حسین شماعى».

نویسنده : نظرات 0 یک شنبه 2 آبان 1395  - 3:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : مردان موسیقی سنتی و نوین ایران (جلد دوم)

جهانگیر زمانى، یكى دیگر از خوانندگان خوش‏صدا و بافرهنگ كشور است كه در سال 1314 در تهران متولد شد، هنوز خیلى كوچك بود كه اطرافیان او متوجه گردیدند وى داراى صوتى زیبا و خدادادى است كه هرچندگاه از وى مى‏خواستند براى آنان بخواند و ایشان را به فیض برساند. جهانگیر زمانى همزمان با ورود به دبیرستان رسماً به فراگیرى گوشه‏ها و ردیفهاى موسیقى ایرانى پرداخت. در سال 1340 تحت تعلیم استادانى چون محمود كریمى و اسماعیل مهرتاش قرار گرفت و بسیارى از نیاموخته‏ها را آموخت. سپس نزد استادان دیگرى مثل رضازاده و احمد پارسى به تكمیل فنون آواز پرداخت. در سال 1347 همكارى خود را با رادیو آغاز كرد و پس از چندى به استخدام وزارت فرهنگ و هنر درآمد و در تالار رودكى به گروه اپراى تهران پیوست و پس از آن به طور مستمر نقش‏هاى مختلفى اجرا كرد كه مى‏توان از تعدادى از آنها مثل اپراى «سالومه»، «دخترهوشیار»، «ایل تابارو» و... یاد كرد. جهانگیر زمانى یكى از خوانندگانى است كه در طول جنگ تحمیلى رژیم خونخوار و متجاوز بعث عراق علیه ایران، بیش از پنجاه ترانه و اثر هنرى با گروه‏ها و اعضاى اركستر سمفونیك تهران اجرا و در سال 1367 از طرف شوراى ارزشیابى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى نشان درجه دو هنرى به او اهدا شد. جهانگیر زمانى تحت قراردادهاى فرهنگى و هنرى ایران و ژاپن، همراه با گروه‏هاى موسیقى به آن كشور مسافرت كرد و كنسرت‏هایى داد كه موجب شناسایى بیشتر موسیقى سنتى ایران شد و مورد استقبال مردم هنردوست آن كشور قرار گرفت.

نویسنده : نظرات 0 جمعه 30 مهر 1395  - 5:04 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

خلاصه : مهدي آذرسينا دوره دبيرستان را با نوازندگي ويولون آغاز كرد و بعد وارد هنرستان موسيقي تهران شد. در دانشگاه در گروه هنر و رشته موسيقي ادامه تحصيل كرد. تدرسي در كلاسهاي موسيقي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوان را در دوره دانشجويي ادامه داد. وي مدرس نوازندگي كمانچه و ويولون در مراكز حفظ و اشاعه موسيقي مي باشد. گروه : هنر رشته : موسيقي تحصيلات رسمي و حرفه اي : در اوايل دورة دبيرستان نوازندگي ويولن را شروع كرد. بعد از دبيرستان به تهران آمد و در كلاس هاي آزاد هنرستان موسيقي ملي شاگرد كلاس "رحمت اله بديعي" شد. از دانشكدة هنرهاي زيباي دانشگاه تهران در رشتة موسيقي فارغ التحصيل شد. موسيقي رديف دستگاهي را در محضر "داريوش صفوت" و " نورعلي برومند" فراگرفت. نوازندگي كمانچه را نزد بهاري در دانشگاه آغاز كرد. از چهار رشتة تخصصي موسيقي، رشتة " آموزش موسيقي" را برگزيد و متد ارف را به طور عملي نزد دكتر سعيد خديري آموخت. استادان و مربيان : از استادان مهدي آذرسينا مي توان به رحمت اله بديعي، داريوش صفوت، نورعلي برومند، بهاري و سعيد خديري اشاره كرد. هم دوره اي ها و همکاران : از همدوره اي هاي مهدي آذرسينا مي توان به غلامحسين بيگجه خاني، محمود فرنام، احد بهجت، رضوي سروستاني، كريم صالح عظيمي، شهرام ناظري و عليرضا شاه محمدي اشاره كرد. مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : عضو هيئت مديرة نوازندگان خانة موسيقي از بدو تاسيس خانة موسيقي در سه دورة اول –عضو شوراي فرهنگستان هنر در تدوين واژه هاي موسيقي ايراني –عضو شوراي پژوهشكدة هنر در حوزة هنر به سخنراني و داوري در آزمون ها و جشنواره هاي موسيقي مختلف در تهران و شهرستانها. فعاليتهاي آموزشي : مهدي آذرسينا مدرس رديف نوازي در رشتة موسيقي دانشگاه آزاد تهران ---بر گزاري مستر كلاس در دانشگاه هنر تهران مربي كلاسهاي موسيقي كانون پرورش كودكان و نوجوانان در دورة دانشجوئي و تعليم موسيقي با متد ارف. موسس و مدير كارگاه موسيقي كودكان و نوجوانان تبريز از سال 1353 تا 1359 و مربيگري كلاسهاي ارف كارگاه و كلاس كمانچه. مدرس نوازندگي كمانچه و ويولن در مركز حفظ و اشاعة موسيقي تبريز در همان سالها مدر س نوازندگي كمانچه و ويولن در مركز حفظ و اشاعة موسيقي تهران از سال 59 تا مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : موسس و مدير كارگاه موسيقي كودكان و نوجوانان تبريز از سال 1353 تا 1359 و مربيگري كلاسهاي ارف كارگاه و كلاس كمانچه ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : -سرپرستي كنسرت هاي متعدد در ايران و در كشور هاي اروپائي به اتفاق آقايان شهرام ناظري، مسعود شناسا و محمد اخوان و تشكيل گروه موسيقي آينه (مسعود شناسا، نويد افقه، عماد حنيفه، مهدي علومي، عليرضا شاه محمدي، امير حاج ابراهيمي، بهزاد ميرلو ،و محسن حسيني) -آهنگسازي و نوازندگي كمانچه در اركستر موسيقي ملي تبريز در كنار غلامحسين بيگجه خاني و محمود فرنام و احد بهجت ( نوازنده سنتور و سر پرست گروه) اجراهاي متعدد با اين دو استاد (بيگجه خاني و فرنام) از جمله اجراي يك سه نوازي در جشن هنر شيراز . چگونگي عرضه آثار : آهنگسازي در فرم هاي ايراني و اجرا با گروه هاي مختلف و با آوازخواني نورالدين رضوي سروستاني، كريم صالح عظيمي و شهرام ناظري آثار : 1 آثاري از استاد بهاري ويژگي اثر : كتاب آثاري از استاد بهاري به همراه آلبوم كمانچه نوازي خود استاد( انتشارات سروش 2 آهنگسازي و اجرا در آلبوم كاست و CD منتشر شده ويژگي اثر : چليپا ( تكنوازي كمانچه ) – سخن تازه (با خوانندگي شهرام ناظزي ) آلبوم شور آفرين (كمانچه نوازي ) «سياوشانه» با آواز عليرضا شاه محمدي( انتشارات سروش) «سياه مشق» با آواز عليرضا شاه محمدي( موسسه مشكات و چهارگاه) –البوم« رديف موسيقي ايران روايت برومند »( انتشارات سروش)(كمانچه نوازي) 3 از متد ارف تا چهارگاه ويژگي اثر : كتابي در زمينة شعر و موسيقي و كتابي در دو جلد با نام " از متد ارف تا چهارگاه" (كتابي كه با استفاده از متد ارف اموزش موسيقي براي كودكان ايراني را به عهده مي گيرد و آنها را با موسيقي اصيل ايران آشنا مي كند. 4 خنياگر 5 رديف موسيقي ايران روايت برومند ويژگي اثر : ( انتشارات سروش) و مقاله هاي متعدد در موسيقي. 6 شيوة كمانچه نوازي ويژگي اثر : براي چهار دوره در يك مجلد( انتشارات سروش) 7 صفير سيمرغ ويژگي اثر : انتشار دو اثر با نام " صفير سيمرغ" به صورت cdكه شامل بخش هائيست از دونوازي و تكنوازي در كنسرت شفق( موسسة چهارگاه) .

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 29 مهر 1395  - 5:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : مردان موسیقی سنتی و نوین ایران (جلد سوم)

مهرداد دلنوازى، هنرمند جوان و بااستعداد در سال 1338 در تهران متولد گردید. پس از گذراندن دوران تحصیلات ابتدایى، چون به موسیقى علاقمند بود، جهت فراگیرى علم موسیقى به هنرستان موسیقى ملى رفت. در هنرستان زیر نظر هنرمندان باارزشى مثل: شادروان صالحى و استاد هوشنگ ظریف كه در شكوفایى استعداد و بارورى در نوازندگى وى بسیار مؤثر بودند، به فراگیرى ردیف‏هاى مرحوم آقاحسینقلى و زنده‏یاد على‏اكبر خان شهنازى پرداخت. با اتمام دروس و فارغ‏التحصیل شدن، در سال 1358 در مركز حفظ و اشاعه موسیقى سنتى آغاز به كار كرد و از همان سال به بعد در مكتب استاد فرامرز پایور مشغول فراگیرى موسیقى است. مهرداد دلنوازى، در مركز حفظ و اشاعه موسیقى سنتى قطعات زیادى را تنظیم و آهنگسازى كرد كه این قطعات را با اركسترى كه خود سرپرستى آن را به عهده داشت اجرا و ضبط كرده است. از سال 1386 در وزارت ارشاد اسلامى در گروه صبا مشغول به كار شد و به همراه همین گروه از طرف وزارت ارشاد اسلامى براى آشنا كردن خارجیان به موسیقى سنتى ایران همراه گروه به كشور یونان سفر كرد كه این كنسرت با موفقیت زیادى روبرو گشت. از دیگر فعالیت‏هاى وى عرضه تعدادى نوار كاست است كه به نام‏هاى «آتش دل»، «صداى زنگ»كه برداشتى است از ترانه‏هاى محلى مازندران «مویه»، «خزان عشق» و به یاد شادروان جواد بدیع‏زاده كار شده است. وى كنسرت‏هاى مختلفى را تاكنون همراه گروه در تالار وحدت (رودكى) و سایر مراكز هنرى وفرهنگى اجرا كرده است. در سال تحصیلى 1358 -59 موفق به دریافت دیپلم كامل از هنرستان موسیقى ملى در رشته تار گردید، از سال تحصیلى 64 -65 به هنرستان سرود و آهنگهاى انقلابى دختران به منظور تدریس تار راه یافت و سپس در سال 1370 هنرستان سرود و آهنگهاى انقلابى پسران نیز از او براى تدریس تا دعوت بعمل آورد، هم‏اكنون در دانشگاه هنر، به سرپرستى گروه همنوازى آن دانشگاه گمارده شده است.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 29 مهر 1395  - 5:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : مردان موسیقی سنتی و نوین ایران (جلد سوم)

نوازنده هنرمند تار، محمد دلنوازى در سال 1332 در تهران متولد شد، پس از طى تحصیلات ابتدایى در سال 1346 جهت تحصیل در رشته موسیقى وارد هنرستان موسیقى شد. ابتدا نزد هنرمند باارزش احمد رحمانى‏پور شروع به یادگیرى موسیقى كرد، پس از مدت یك سال، نزد هنرمند عزیز و معلم دلسوز هوشنگ ظریف رفت و بعد از دریافت دیپلم به خدمت استاد على‏اكبر شهنازى رفت و ردیف‏هاى سازى را مدت سه سالاز محضر این استاد بزرگ فراگرفت. محمد دلنوازى همزمان با تحصیل نزد این اساتید، نزد شادروان استاد محمود كریمى رفت ردیف‏هاى آوازى را نزد ایشان كسب فیض و بهره‏ور گردید. سپس براى گذراندن دوره لیسانس در سال 1352 وارد هنركده موسیقى شد كه مجددا از محضر استادان فوق براى تكمیل ردیف‏ها و گوشه‏هاى موسیقى سنتى ایران استفاده كرد و در سال 1356 موفق به اخذ لیسانس در رشته ساز تخصصى تار گردید. وى از سال 1350 كار خود را با اركسترهاى ملى در وزارت فرهنگ و هنر وقت به سرپرستى استاد فرامرز پایور شروع كرد و همان سال براى اجراى كنسرتى همراه با گروه نوازنده جهت شناساندن موسیقى سنتى ایران به كشورهاى الجزایر و ایتالیا سفر نمود، سپس با استاد فرامرز پایور جهت كنسرت‏هایى تحت قراردادهاى فرهنگى و هنرى بین ایران و ممالك جهان، مسافرت‏هایى به كشورهاى تونس، ایتالیا، فرانسه، یونان و چند كشور دیگر كرد و تجربیات بسیارى را در این مسافرت‏ها كسب نمود. وى مدت 12 سال در خدمت استاد پایور بسیارى نیاموخته‏ها را از این استاد آموخت. محمد دلنوازى، فعالیت‏هاى هنرى فراوانى، از جمله اجراى كنسرت‏هاى متعدد در تالار رودكى و دیگر شهرهاى كشور، در اركستر سماعى رادیو، اركستر سنتى صبا در وزارت ارشاد اسلامى و اركستر سنتى صداو سیما جمهورى اسلامى ایران، داشت است.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 29 مهر 1395  - 5:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : مردان موسیقی سنتی و نوین ایران (جلد سوم)

فخرالدین حكیمى از نوادگان مرحوم حاجى ملا هادى سبزوارى متخلص به اسرار، فیلسوف معروف ایران رحمت‏الله‏علیه مى‏باشد كه به سال 1310 شمسى در خانواده علم در سبزوار دیده به جهان گشود. وى از كودكى به موسیقى و ادبیات عشق مى‏ورزید و همین عشق و علاقه، عاقبت موحب روى‏آورى او به این هنر گردید كه هم‏اكنون خود یكى از بهترین‏ها دراین هنر مى‏باشد. فخرالدین حكیمى، هنرمندى است حساس و گوشه‏گیر و انزواطلب و این بیشتر به علت این است كه وى در شهرى مذهبى و خانواده‏اى مذهبى متولد شد و از همان اوان هم كه با موسیقى آشنا گردید، كمتر بین هنرمندان و محافل هنرى آفتابى شد و در خفا بیشتر به هنر موسیقى مى‏پرداخت و هم‏اكنون داراى پنجه‏اى شیرین و قوى است و از ادبیات و شعر كه میراث گرانبار خانوادگى ایشان مى‏باشد بهره‏مند و اشعار سروده شده توسط خود را در دست تدوین و چاپ دارد. نامبرده به تشویق پدر خود، مرحوم ضیاءالحق حكیمى كه شاعرى توانا و خوش‏قریحه بود و مدت سى و پنج سال ریاست معارف و اوقاف شهرستان سبزوار را به عهده داشت،ردیف‏هاى موسیقى و ضرب فرا گرفت و پس از آن زیر نظر عموى خود مرحوم حسام‏الدین حكیمى كه در نواختن تار، سه‏تار، سنتور و ضرب از نوازندگان بزرگ و خوب زمان خود بود مشغول فراگیرى موسیقى و تعلیم گرفتن آن گردید. وى علاوه بر فراگیرى نزد پدر و عمو، در دوران تحصیل ابتداییى بنا به توصیه و سفارش پدر، نزد مرحوم ساغرى اصفهانى آموزگار موسیقى مدرسه و تاج سبزوارى كه صدایى رسا وخوش داشته و به دستگاهها و گوشه‏هاى موسیقى ایرانى مسلط بود رفته و تحت تعلیم قرار گرفت. در زمانى كه در تهران مشغول تحصیلات متوسطه بود، به واسطه دوستى كه پدرش با شادروانان: ابوالحسن صبا، حسین یاحقى، حبیب سماعى،احمد فروتن‏راد و غلامحسین بنان داشته از محضر یكایك ایشان تلمذ نموده و تحت تعلیم مستقیم و غیر مستقیم آنان قرار گرفت. فخرالدین حكیمى، سال‏ها بعد اركسترى از هنرمندان خراسان تشكیل داد و برنامه‏هاى متعددى را از رادیو مشهد و شهرستان‏هاى تابعه به اتفاق آن‏ها به اجرا درآورد. سپس در رادیو تهران كه در بى‏سیم قصر، جاده قدیم شمیران، واقع بود و برنامه‏هاى به طور زنده پخش مى‏گردید همراه با هنرمندانى نظیر: پرویز یاحقى، شاپور نیاكان، مجید نجاحى و... برنامه‏هایى اجرا كرد، سپس به سمت هنرآموز موسیقى فرهنگ سبزوار منصوب و سال‏ها به تدریس موسیقى به دانش‏آموزان این شهر پرداخت و پس از چند سال تدریس در سبزوار به دانشگاه تهران منتقل شد و مدتى نیز در موزیكولوژى دانشگاه به تدریس هنرآموزان موسیقى مشغول گشت. وى از بدو تأسیس تلویزیون در ایران، اركسترى با همكارى هنرمندان: میلاد كیائى، محتبى میرزاده، چنگیز عسگرپور و دكتر رسته ترتیب داد و برنامه‏هایى به نام «بزم آدینه» با شركت و خوانندگى رشید مستقیم و مرتضى جوهرى و سایر هنرمندان آماتور و باذوق اجرا كرد كه مورد تشویق مردم قرار گرفت و طى حكمى به سمت سرپرست اركستر موسیقى تلویزیون زیر نظر وزارت فرهنگ و هنر وقت مشغول انجام وظیفه در راه حفظ و اشاعه مسویقى سنتى گردید. اكثر برنامه‏هایى كه وى باخوانندگانى نظیر: جمال وفایى على اصغر زندوكیل، مرتضى جوهرى و عقیلى در برنامه‏هاى شما و رادیو و مشاعره به اجرا درآورد، آهنگ و شعر از خود وى بوده كه متجاوز بر دویست آهنگ مى‏شود. وى با نواختن اكثر سازها آشنایى دارد و آن‏ها را در حدى خوب و شیرین مى‏نوازد ، به اكثر كشورهاى عربى آلمان و انگلستان جهت شناسائى هرچه بیشتر موسیقى سنتى ایران همراه دیگر هنرمندان سفر كرده، فرزند وى فرهاد حكیمى از نوازندگان خوب سنتور و ضرب مى‏باشد و مى‏رود كه جاى پدر را بگیرد. یكى از سرده‏هاى وى بنام «غم دل» در خاتمه از نظر خوانندگان گرامى مى‏گذرد. غم دل غم و اندوه دل را با نواى ساز مى‏گویم شكایت‏هاى خود با نغمه و آواز مى‏گویم به لحن دلكش و ترك و عراق گیلك و دشتى من از ماهور و افشار و همایون باز مى‏گویم علیرغم مخالف، نغمه عشاق مى‏خوانم گهى از شور و گاه از نغمه شهناز مى‏گویم نباشد گر كه با ما هیچكس همراه و همرازى نواى سازهاى خویش را همراز مى‏گویم بیاد استادان صبا و تاج و یاحقى من از دیوان شمس و خواجه شیراز مى‏گویم اگرچه نیستم من در غزل استاد چون حافظ چه استادانه از طبع غزل پرداز مى‏گویم چو حافظ گر «حكیمى »برده ره بر راز مى‏دارند كه من در پرده‏هاى ساز خود صد راز مى‏گویم

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 29 مهر 1395  - 5:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : مردان موسیقی سنتی و نوین ایران (جلد سوم)

جواد جواهرى، از هنرجویان كلاس استاد مهرتاش بود كه در عین خوانندگى به نوازندگى «تار» روى آورد. وى در سال 1318 در شهرستان میانه متولد شد. بیش از دو سال از سن او نمى گذشت كه مادر را از دست داد و دچار كمبود محبت گردید و محبت‏هاى پدر واطرافیان هم نتوانست نبود مادر را جبران كند و همیشه وى ساكت و عبوس و غمگین میان كودكان خردسال هم سن و سال خود به چشم مى‏خورد. تنها یك روز پدر او كه داراى صدایى خوش بود در منزل مشغول خواندن مى‏شود كه همین جرقه‏اى بود به كانون درونى وى كه انباشته از كشش به سوى موسیقى و این هنر بود شد. پدر كه توجه و عشق و علاقه پسر خویش را به موسیقى دید، خوشحال گردید و او را كه در حدود 12 سال داشت نزد هنرمندى به نام ارژنگى فرستاد تا درس موسیقى گیرد و ردیف‏ها و گوشه‏هاى آواز ایرانى را فراگیرد. جواد جواهرى توسط ارژنگى به هنرستان موسیقى راه یافت و در این هنرستان با اساتید بزرگى مثل عبداللَّه‏خان دوامى و غلامحسین بنان آشنا شد و نزد ایشان علم موسیقى را تا حدود زیادى فرا گرفت و پس از چندى نزد مرحوم سلیمان امیر قاسمى و حسن یكرنگى رفت و مدت‏ها نزد ایشان مشغول تحصیل موسیقى گردید سپس با راهنمایى استاد على تجویدى هنرمند ارجمند به شادروان اسماعیل مهرتاش معرفى شد كه 23 سال با جامعه باربد همكارى كرد و در كلاس مرحوم مهرتاش همراه محمد رضا شجریان، جمال وفایى، محمد منتشرى، عقیلى، و غیره به فراگیرى موسیقى پرداخت و در همین كلاس بود كه افتخار آشنایى با مرحوم استاد على‏اكبر شهنازى راپیدا كرد و نزد این استاد بزرگ و گرانمایه مشق تار و فراگیرى آن را آغاز كرد و در كوتاه مدتى خود نوازنده‏اى خوب و باارزش شد و در برنامه‏هاى متعدد هنرى جامعه باربد و برنامه‏هاى رادیویى مثل «صفاى دل »، «جنگ جوان »و... همكارى كرد و از آن به بعد در بسیارى از كنسرت‏هایى كه به مناسبت‏هاى مختلف از قبیل: اعیاد مذهبى و جشن‏هاى ملى و كمك به انجمن‏ها و مؤسسات خیریه و علمى و فرهنگى شركت كرده است.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 29 مهر 1395  - 5:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : مردان موسیقی سنتی و نوین ایران (جلد سوم)

داریوش پیرنیاكان به سال 1334 شمسى در بخش گرگر كه از توابع استان آذربایجان شرقى است دیده به جهان گشود وى كه مثل بسیارى از هنرمندان از كودكى به موسیقى علاقمند و شیفته این هنر گردیده بود در انتظار موقعیتى بدو كه بتواند با نواختن «تار» آشنائى پیدا كند. در یكى از نشریات انجمن موسیقى ایران درباره پیرنیا كان آمده «داریوش پیرنیاكان »، پس از اتمام تحصیلات ابتدایى شوق موسیقى و نواختن تار را به خرمن استاد محمد حسن عذارى كشاند و مقدمات موسیقى را نزد او فرا گرفت. پیر نیاكان به تدریج با شادروان استاد غلامحسین بیگچه‏خانى استاد مرحوم فرنام و سپس با استاد بزرگ تار شادروان على‏اكبر شهنازى آشنا شد و از محضر این بزرگان، بهره كافى یافت. همزمان با این آشنایى‏ها وارد دانشكده هنرهاى زیبا در رشته موسیقى شد. آشنایى با استاد دكتر داریوش صفوت، او را به مركز حفظ و اشاعه موسیقى ایران و البته به سازمان رادیو و تلویزیون ملى ایران كشاند و در این مركز با اساتید نام‏آورى چون شادروانان: فروتن، هرمزى و كریمى آشنا شد و در ارائه نواختن سه‏تار محضر استاد بزرگ زمان احمد عبادى را نیز درك كرد. پیرنیاكان كنسرت‏هایى در داخل و خارج از كشور، از جمله در كشورهاى: آلمان،سوئیس، انگلستان و فرانسه همراه استاد شجریان اجرا كرده است و همكارى او از سال 1359 تا به حال با شجریان ادامه دارد. پیرنیاكان شاگردان زیادى را از سال 1360 تا به حال تربیت كرده كه چند تن از آنها امید آینده سه‏تار نوازى‏اند. در حال حاضر در مركز حفظ و اشاعه موسیقى ایران به تدریس تار و سه‏تار مشغول است. پیرنیاكان یكى از بهترین شاگردان على‏اكبر شهنازى در ارائه كلاسیك و فاخر اوست. در گروه‏نوازى و مخصوصا در تكنوازى و جواب آواز، پنجه‏اش غرورآفرین و دلنشین، استعداد و توانائیش در هنر تارنوازى و سه‏تار قالب تحسین است.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 29 مهر 1395  - 5:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : مردان موسیقی سنتی و نوین ایران (جلد سوم)

مرحوم حسین استوار، در تاریخ 1375 متولد شد و یكى از نوازندگان بزرگ و خوب پیانو بود. ولى هیچگاه این ساز اشرافى و فرنگى روح حساس و لطیف او را، راضى نكرد و خود بیشتر به تار و نواختن آن علاقه پیدا كرد، به این سبب به كلاس درویش‏خان رفت و به فراگیرى و تكمیل ساز تار كرد. مرحوم استوار كه خانمش دختر سالار معزز رئیس موزیك نظام بود و خانوده‏اش كه همگى اهل ذوق و موسیقى بودند، از محیطى مساعد و خوب جهت فراگیرى علم موسیقى بهره‏مند بود و همین امر موجب پیشرفت او و ساختن آثارى جالب در موسیقى گردید. حسین استوار، بعد از شادروان درویش‏خان با زنده‏یاد على‏اكبرخان شهنازى دوستى نزدیكى داشت و در كنسرت‏هاى متعددى كه به نفع انجمن‏ها و موسسات خیریه برپا مى‏گردید با آن استاد سرفراز همراهى داشت. وى اپرت‏هایى نوشت كه با شركت هنرمندانى نظیر: فكرى و ظلى به روى صحنه آمد. پدر حسین استوار، با نواختن تار و سه‏تار آشنایى كامل داشت كه مدتى حسین زیر نظر پدر به فراگیرى این سازهاى ملى پرداخت و پس از چندى، سال‏ها نزد مرحوم مفخم به فراگیرى نواختن پیانو پرداخت، از شادروان حسین استوار، فرزند هنرمندى به یادگار ماند، به نام هوشنگ استوار. (تو 1275 ش)، نوازنده‏ى تار. پدرش با نواختن تار و سه‏تار آشنایى كامل داشت. او مدتى زیر نظر پدر به فراگیرى این ساز پرداخت. سپس در كلاس درویش‏خان آن را تكمیل كرد. پیانویى تهیه كرد و نواختن آن را نزد مفخم آموخت. اما پیانو هیچگاه روح حساس و لطیف او را راضى نكرد، به همین جهت به تار گرایش یافت. بعد از درویش‏خان با على‏اكبر شهنازى دوستى نزدیك داشت و در كنسرتهاى متعددى كه به نفع انجمن‏ها و مؤسسات خیریه برپا مى‏گردید، همراه وى بود. اپرت‏هایى نوشت كه با شركت هنرمندانى نظیر فكرى و ظلى به روى صحنه آمد.[1] حسین استوار یكى دیگر از پیانونوازان برجسته بود كه ابتدا در كلاس درویش‏خان به فراگیرى موسیقى پرداخت و سپس نزد مفخم رفت و نیز رحمت‏اللَّه مهتدى یكى دیگر از پیانیست‏هاى بزرگ كشور بود.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 29 مهر 1395  - 5:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : مردان موسیقی سنتی و نوین ایران (جلد سوم)

یوسف یوسف‏زاده، از هنرمندان بزرگ و صاحب‏نام در موسیقى نوین ایران، تحصیلات موسیقى خود را در هنرستان عالى موسیقى انجام داد و موفق به اخذ دیپلم هنرستان گردید. وى پیانو را نزد خانم هنرمندى به نام مادام ریستاك و كمپوزیسیون را تا حدودى نزد «اوربانتس» كه یك استاد چكسلواكى و از معلمین هنرستان بود آموخت. یوسف یوسف‏زاده، حدود 30 سال از عمر پربار خود را صرف تدریس در كار هنر و موسیقى و تألیفات و ترجمه سپرى كرد. وى مدتى خود استاد هنرستان عالى موسیقى و رهبرى اركستر شاد (موسیقى نوین) هنرهاى زیبا را به عهده داشت. وى در سال 1339 جهت تحصیل موسیقى به اتریش سفر كرد و در سال 1342 به ایران مراجعت نمود و بلافاصله به سمت رئیس هنرستان موسیقى تبریز انتخاب گردید. او سومین رئیس این هنرستان به‏شمار مى‏رود. یوسف یوسف‏زاده حدود سه سال در این سمت در شهرستان تبریز مشغول خدمات و تدریس موسیقى بود كه بنا به تقاضاى خود در سال 1345 به تهران منتقل گشت و به سمت ریاست اداره هنرستان‏هاى آزاد موسیقى در وزارت فرهنگ و هنر وقت برگزیده شد و همزمان در هنرستان عالى موسیقى نیز مثل گذشته به تدریس سلفژ و دیكته موسیقى پرداخت. فصل دوم نوازندگان: تار، سه‏تار، عود، كمانچه، سنتور، ویولن نوازندگان تار یوسف یوسف‏زاده استاد بنام كنسرواتوار تهران در سال 1343 به این سمت برگزیده شد. یوسف‏زاده از چهره‏هاى شاخص موسیقى علمى است و بیش از سى سال تدریس سلفژ را در هنرستان عالى موسیقى به عهده داشت.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 29 مهر 1395  - 5:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : مردان موسیقی سنتی و نوین ایران (جلد سوم)

بهروز وحیدى‏آذر، بهمن‏ماه سال 1331 در شهر تبریز متولد شد و از سن دوازده سالگى در هنرستان موسیقى تبریز به نواختن و تمرین ویولن پرداخت و پس از گذراندن تحصیلات دوره‏هاى متوسطه و لیسانس در سال 1354 از كنسرواتوار تهران (هنرستان عالى موسیقى) فارغ‏التحصیل شد. وى در دوران تحصیل از محاضر استادانى چون: خاچاطوریان، سانوسیان، خیرخواه، حشمت سنجرى، حسین ناصحى، مصطفى پورتراب، یوسف یوسف‏زاده، مرتضى حنانه، دكتر مسعودیه، پژمان خوجایان، شهمیرى، مهتدى، طالب‏زاده، ویتریكو فسكى و خانم سركیسیان كسب فیض كرده است. وحیدى، فعالیت‏هاى هنرى خود را از سال 1349 در اركستر سمفونیك تهران شروع و از سال 1354 به بعد در اركستر مجلسى رادیو تلویزیون و از سال 1364 تاكنون به عنوان استاد ویولن همكارى خود را با هنرستان‏هاى موسیقى دختران و پسران ادامه داده واز سال 1370 به دعوت اركستر مجلسى صدا و سیماى جمهورى اسلامى ایران فعالیت خود را در آن واحد از سر گرفته است. سوابق درخشان دوران تحصیل و رپرتوار وسیع و تجربه ى كه وحیدى از شركت در كنسرت‏هاى متعدد داخل و خارج كشور، كنسرت‏هاى آموزشى و ضبطهاى صفحه موسیقى كلاسیك كسب نموده پشتوانه كار آموزشى وى بوده و از نامبرده معلمى علاقمند، دلسوز و موفق ساخته است. به طورى كه تنى چند از شاگردان وى براى شركت در كنكور پاگانى‏نى عازم ایتالیا مى‏باشند. همچنین در آكادمى‏هاى اروپایى پذیرفته شده‏اند و تعدادى دیگر نیز در اركسترهاى سمفونیك تهران و اركستر سمفونیك صدا و سیما مشغول فعالیت هنرى مى‏باشند. وحیدى، پس از یك دوره صرفا آموزشى كه از سال 1364 شروع شد، در آبان‏ماه 1369 اركستر مجلسى تهران را با 22 هنرمند جوان تشكیل و رهبرى آن را به عهده گرفت، اركستر كه تمام نوازندگان گروه ویولن اول و دوم آن از كلاس ویولن خود وى و گروه ویولن آلتو از كلاس هنرمند ارجمند تیمور پورتراب، گروه ویولنسل از كلاس هنرمندان شایسته جعفرى و تویسركانى و گروه كنترباس از كلاس هنرمند باارزش علیرضا خورشیدفر و پیانیست از كلاس سركار خانم سركیسیان بودند با همكارى هنرستان عالى موسیقى تشكیل شد و در اولین كنسرت خود كه به رهبرى بهروز وحیدى‏آذر و با تكنوازى ویولن مازیار ظهیرالدینى هنرجوى هنرستان و كسرى ثابتى دانشجوى پزشكى توانست در روزهاى 27 و 26 اردیبهشت سال 1370 در فرهنگ‏سراى نیاوران آثارى از هنرى پرسل، انتونیو ویوالدى، یوهان سباستیان باخ توماسو آلبینونى، كومیتاس و... را با زیبایى و مهارت و موفقیت به اجرا درآورد. پس از این كنسرت، نوازندگان برجسته‏اى نیز از كلاس‏هاى اساتید فن موسیقى نظیر ملیك اصلانیان، دكتر زاهدى، سیروس شهردار، انصارى و یوسف زمانى همكارى خود را شروع نمودند و اركستر مجلسى تهران دومین كنسرت خود را كه در روزهاى 26 و 25 مهرماه 1370 در فرهنگ‏سراى نیاوران به رهبرى وحیدى‏آذر و با همكارى 32 هنرمند جوان و بااستعداد كه شامل 4 نفر دانشجوى پزشكى و 2 دانشجوى شیمى و دانشجویانى از رشته‏هاى متالوژى، آمار، ریاضى، زبان و هنرهاى زیبا و عده‏اى از دانش‏آموزان و هنرجویان و فارغ‏التحصیلان هنرستان‏هاى موسیقى برگزار نمود كه با استقبال و موفقیت بى‏نظیر مواجه گشت. هنرمند جوان و بااستعدادى كه در این كنسرت موفقیت‏آمیز، شركت داشتند عبارت بودند از: گروه ویولن اول: مازیار ظهیرالدینى، سهیل بختیارى، نیما زاهدى طاهرى، رامین یوسف‏زمانى،شهرزاد عصاره، طاهره بختیارى، امیر آهنگ‏هاشمى، نوشین طالبلى، اسفندیار خواجیان، نیما نراقى، سیامك كارخیران. گروه ویولن دوم: كسرى ثابتى، سالومه زاهدى، شهرام باستانى، بهجت‏اللَّه آرین، شهرام باستانى على كیون، آرش تقى‏زاده، مهتاب حسنخانى، سحر دادبین، مریم گائینى، افشین ادریسى، بهادر ادریس، راوى نیكبخت، آرش رستمیان، هومن شیرى، علیرضا نادرى، شاهرخ حسینى. گروه ویولن آلتو: مرتضى جلایى، مهدى سحادى عماد نكویى، طاها عابدیان، سهراب برهمندى، رضا رحمتى، شروین نجفیان. گروه ویولنسل: نرسى جعفرى‏امید، محمدرضا تفضلى، ندا خماند، داود منادى، سودابه پیرداورى،سوزان زندى، صنم قره‏چه‏داغى. گروه كنترباس: پورنگ پورشیرازى، على فریوسفى، شاهین یوسف زمانى، كارن كبیرى. گروه ارگ و پیانو: اردوان شهردار، عاطفه سپهریان، هاله رفیع. آلات ضربى: محمود منتظم صدیقى، فرهاد رحیمیان. فلوت: شهرام ركوعى، فرحناز رحیمى، بهزاد هوشمندى، حمید شمیرانى. آبوا: حسین تاجیك. كلارینت: ناصر زرافشان، فؤاد حجازى، ایمان جفعرى پویا. فاگوت: علیرضا شیبانى. ترومپت: محمدرضا عقیلى محمد حسنى. هورن: حسین میرزایى، حمید دیبازر، پیمان كردبچه، محمدرضا الهامیان. ترومبون: حسین شریفى. پس از این كنسرت، اركستر مجلسى تهران كه براى اجراى كنسرت در روزهاى دوم و سوم آبان‏ماه به دعوت دانشگاه پزشكى شیراز عازم آن شهر بود، دچار موانع و اشكالات ادارى و غیره گردید، بلیطهاى پرواز پس فرستاده شد و اجراى كنسرت به زمان مساعدترى موكول گردید. از این زمان اركستر به شكل كوچكترى با حدود 17 هنرمند جوان، از بهترین و كارآمدترین آنها علیرغم همه تنگناها و مشكلات در سالن تمرین واحد موسیقى صدا و سیماى جمهورى اسلامى ایران به تمرینات خود ادامه دادند و در روزهاى 6 و 5 دى‏ماه در مجتمع فرهنگى آزادى قطعاتى از: آركانجلو كرلى، موتسارت، كومیتاس را به رهبرى بهروز وحیدى‏آذر، با زیبایى غیر قابل توصیف اجرا نمودند. این كنسرت رشد كیفى اركستر را به‏خوبى نشان داد، اركسترى كه با ویوالدى شروع به كار نموده و در اندك زمانى پس از آن با زبان موتسارت سخن مى‏گفت. همین برنامه با تغییراتى در شانزدهم بهمن 1370 در بخش استعدادهاى جوان در فرهنگ‏سراى نیاوران اجرا شد كه بسیار مورد توجه و تشویق هیئت داوران و مردم قرار گرفت و همه این كنسرت‏ها در برنامه‏هاى اخبار علمى و فرهنگى و هنرى سیماى جمهورى اسلامى ایران شبكه 2 و همچنین مطبوعات از جمله روزهاى كیهان و مجله‏هاى سروش و كاریكاتور بازتاب جالبى داشته است. از فروردین‏ماه سال 1371، به همت و تلاش خستگى ناپذیر بهروز وحیدى‏آذر و مدیریت هنرستان عالى موسیقى، اركستر سمفونیك هنرستان موسیقى تهران تشكلیل شده و روى آثار سمفونیك موتسارت، شوبرت، كنلبى، بندتو مارچلو، كاپریچیوزو، آواز بدون گفتار از استاد گرانمایه مصطفى پورتراب و كنسرتوهایى براى گیتار و فلوت و اركستر زهى اثر ویوالدى به تمرینات خود ادامه مى‏دهد و در آینده‏اى نه چندان دور شاهد اجراى كنسرت‏هاى متعددى از موسیقى مجلسى و سمفونیك به رهبرى این هنرمند پركار و مربى موفق، وحیدى‏آذر خواهیم بود. وحیدى، در این دوره از فعالیت‏هاى هنرى خود با تشكیل اركستر مجلسى و اركتسر سمفونیك موسیقى تهران و مدیریت و رهبرى آن حركتى اجتماعى را شكل پویایى بخشیده و توانسته معیارهایى اصولى جهت سنجش هنر متعهد ارائه نماید و علاوه بر آموزش هنرمندان جوان و ارتقاء مهارت‏هاى فنى آنان در جهت رشد و شكوفائى استعدادهاى جوانان و اعتلاى فرهنگى جامعه گام‏هاى بلندى بردارد.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 29 مهر 1395  - 5:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : مردان موسیقی سنتی و نوین ایران (جلد سوم)

رحمت نشان‏افشار، در سال 1314 خورشیدى متولد شد و هنوز تحصیلات ابتدایى را به پایان نبرده بود كه از كلاس پنجم به مدرسه عالى موسیقى رفت. وى در سال 1337 شمسى در رشته موسیقى نظام فارغ‏التحصیل شد (مقظع لیسانس) و در دوران تحصیل متوسطه هنرستان در اركستر سمفونیك هنرستان و چندى بعد در اركستر سمفونیك تهران به عنوان نوازنده كلارینت اول (قره‏نى) مشغول به كار گردید كه این همكارى با اركستر سمفونیك تهران تا سال 1345 ادامه یافت. رحمت افشار، از سال 1340 در هنرستان موسیقى ملى به عنوان هنرآموز در رشته قره‏نى مشغول به تدریس بود تا سال 1358 كه هنرستان مذكور دایر بود مشغول به كار بود. در سال 1364 مجددا در هنرستان موسیقى پسران فعلى به كار دعوت شد و به عنوان هنرآموز قره‏نى به تدریس پرداخت. وى از بدو فارغ‏التحصیل شدن از هنرستان عالى موسیقى كه در سال 1337 بود تاكنون در دستجات موزیك ارتش به عنوان فرمانده موزیك و از سال 1345، هم تحت عنوان فرمانده موزیك و هم رئیس شعبه موزیك نیروى هوایى تا هنگام بازنشستگى مشغول خدمت وتعلیم و تدریس بود.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 29 مهر 1395  - 5:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : مردان موسیقی سنتی و نوین ایران (جلد سوم)

حسین ناصحى در سال 1304 در تهران متولد شد و دوران تحصیل ابتدایى را كه به پایان برد، در سال 1318 به هنرستان موسیقى رفت. وى در این هنرستان زیر نظر استاد بزرگ موسیقى كه از اهالى چك‏اسلواكى بود، شروع به فراگیرى علم موسیقى كرد و خیلى زود در پناه استعداد و پشت‏كار خود توانست در اركستر رادیو تهران كه زیر نظر پرویز محمود اداره مى‏شد شركت كرد. و در سال 1322 بنا به دعوت دولت تركیه به آن كشور رفت و در كنسرواتوار دولتى آنكارا در رشته كمپوزیسیون مشغول ادامه تحصیل موسیقى شد. حسین ناصحى، در سال 1328 دوره عالى كمپوزیسیون را با موفقیت به پایان برد كه همین استعداد و پیشرفت وى موجب شد تا او مورد توجه پروفسور لودویك چاچكس استاد آكادمى موسیقى وین قرار گرفت و او ناصحى را براى مطالعات فنى به وین دعوت كرد. وى پس از چندى كه به وطن مراجعت نمود، اركستر سمفونیك هنرستان عالى موسیقى را رهبرى كرد. از آثار مهم ناصحى، كوارتت زهى در مى‏منیور، ملودرام رستم و سهراب و چند اثر دیگر مى‏باشد، وى سال‏ها در هنرستان عالى موسیقى تدریس كرد و در این راه، خدمات برجسته‏اى به موسیقى كشور و تربیت شاگرد انجام داد.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 29 مهر 1395  - 5:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

درگذشت: 14 دى 1361. استپان گریگورى سانوسیان از جمله نوازندگان اركستر سمفونیك تهران بود.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 29 مهر 1395  - 5:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

تولد: 1291. درگذشت: 1365. رضا روحانى كه تحصیلات رسمى‏اش در رشته‏ى مهندسى كشاورزى بود و ضمنا در رشته‏ى ادبیات و زبان‏هاى خارجى داراى لیسانس بود، از نوجوانى به موسیقى نیز علاقه‏مند شد. از این رو نزد ابوالحسن صبا به فراگیرى موسیقى رفت. یكى دیگر از موسیقى‏دانان هنرمند، مهندس رضا روحانى بود كه در سال 1291 چشم به جهان گشود و در سراسر عمر، انسانى ارزنده، بانشاط و خوش‏برخورد بود. رضا روحانى كه تحصیلات رسمى‏اش در رشته مهندسى كشاورزى بود و ضمنا در رشته ادبیات و زبانهاى خارجى لیسانس بود، از نوجوانى به موسیقى نیز علاقه بسیار داشت. از این رو به مكتب استاد بزرگ موسیقى ایران زنده‏یاد ابوالحسن صبا رفت و آن استاد بى‏نظیر این شاگرد بااستعداد و سرشار از ذوق موسیقى خود را چنان تعلیم مى‏دهد و آماده مى‏كند كه خود وى بعدها یكى از استادان باارزش موسیقى مى‏گردد كه غیر از فرزندان هنرمندش، به تربیت هنرمندان شایسته‏اى همت مى‏گمارد.به علت ذوق سرشار در شعر و موسیقى، در تدریس، تلفیقى از این دو را به‏صورتى بسیار جالب براى شاگردان و هنرجویان ارائه مى‏نمود كه براى آنان بسیار خوش‏آیند بود و موجب پیشرفت سریع‏تر آنان مى‏گشت. مهندس رضا روحانى متأسفانه در سال 1365 دار فانى را وداع گفت در صورتى كه كارهاى فرهنگى و هنرى وى جاودانه باقى خواهد ماند. از مرحوم مهندس رضا روحانى، چهار پسر و یك دختر و نه نوه و دو نتیجه به یادگار مانده كه همه فرزندان به علت آموزش صحیح‏شان، در كار موسیقى فعال مى‏باشند، حاصل ازدواج مهندس رضا روحانى و همسر فداكار و مهربانش خانم عذرا شاهرودى، انوشیروان، شیرین، اردشیر، و شهریار روحانى مى‏باشند كه همگى ایشان به داشتن چنین پدر و مادرى افتخار مى‏كنند.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 29 مهر 1395  - 5:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

تولد: 1310. درگذشت: 1375. جواد بنایى به پیشه‏ى خوانندگى اشتغال داشت. پیكر وى در بهشت زهرا در قطعه‏ى 88 (هنرمندان و نویسندگان) مدفون است.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 29 مهر 1395  - 5:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

درگذشت: 1369. ملكه برومند از شمار نخستین خوانندگان زن موسیقى اصیل ایرانى بود. مدت‏ها شاگرد نورعلى خان برومند و سپس اسماعیل مهرتاش و ابوالحسن صبا بود. همراه صبا، مرتضى محجوبى، تاج اصفهانى، و بدیع‏زاده در بیروت صفحه پرد كرده (1316 -1308)؛ و آثارى دلنشین دارد. مدت‏ها نیز در جامعه‏ى باربد لاله‏زار به همراه ادیب خوانسارى آواز خواند. در آواز بهترین شاگرد صبا بود و ترانه‏خوانى را نیز به خوبى مى‏دانست. صفحاتش با نام‏هاى مستعار «خانم م. ب.»، «ملكه‏ى حكمت شعار» و «ملكه‏ى هنر» پر شده است. ملكه برومند بعدها به خاطر رواج هرج و مرج در موسیقى ایران از خوانندگى كناره گرفت و گوشه‏نشینى اختیار كرد. وى همسر «نیك‏زاد» استاد مینیاتور بود.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 29 مهر 1395  - 5:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 11 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س دهم و یازدهم ق)، نوازنده. از نوادگان عهد شاه عباس اول بود كه تنبور چهارتار مى‏نواخت و در استادى دم از یكتایى مى‏زد، اما سازش مزده‏ى زیادى نداشت.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 29 مهر 1395  - 5:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1305 -1251 ش)، موسیقى‏دان و نوازنده. معروف به درویش خان. پدرش با سه تار آشنایى داشت و غلامحسین را درویش خطاب مى‏كرد و این نام بر او ماند. درویش در دارالفنون به فراگرفتن خط موسیقى و نواختن شیپور و طبل كوچك مشغول شد. او ابتدا در دسته موزیك ملیجك بود. تار را از آقا حسینقلى فراگرفت و بعد نوازنده مخصوص شعاع‏السلطنه، پسر مظفرالدین، شاه شد. او پس از آقا حسینقلى و میرزا عبداللَّه، بهترین نوازنده‏ى تار در عصر خود بود. بعد از مدتى به شیراز رفت و پس از چندى به تهران مراجعت و در منزل خود كلاس موسیقى دایر كرد. درویش خان پس از چندى در سلك اخوان صفایى درآمد و به ظهیرالدوله سر سپرد. او در كنسرتهاى آن زمان كه در انجمن اخوت داده مى‏شد، شركت مى‏كرد و همواره سمت ریاست اركستر را داشت. وى در موسیقى سنتى ایران تحولى ایجاد كرده است، همچنین پیش درآمد را از نوآوریهاى غلامحسین درویش مى‏داند. وى دوبار براى ضبط صفحه به خارج از ایران سفر كرد. سفر اول را باتفاق حسین هنگ‏آفرین، باقر خان رامشگر، حبیب‏اللَّه شهردار، اسداللَّه خان اكبرخان فلوتى از راه روسیه به لندن رفتند. سفر دوم درویش به اتفاق باقر خان، طاهرزاده، اقبال السلطان، عبداللَّه دوامى به تفلیس بود. از شاگردان معروف وى: مرتضى نى داوود، موسى معروفى، ابوالحسن صبا، ارسلان درگاهى و عبداللَّه دادور بودند. این استاد شبى از منزل یكى از دوستان به خانه مى‏رفت كه در شكه‏اش با اتومبیلى تصادف كرد و بر اثر ضربه‏اى كه به سر او وارد آمد، جان سپرد. وى در جوار مزار ظهیرالدوله كه قبرستان درویشان صفایى است به خاك سپرده‏اند. از آثار وى: «پیش درآمدها»؛ «رنگها»؛ «تصنیفها»؛ «قطعات متفرقه» و «كنسرتها».[1] (خان) غلامحسین پسر حاجى بشیر طالقانى موسیقى‏دان معروف ایرانى (و. 1251 ه.ش. ف. 1305 ه.ش). وى در دارالفنون تهران به فراگرفتن موسیقى پرداخت. درویش در نواختن تار مكتب حسینقلى را اختیار كرد و در مدتى قلیل از بهترین شاگردان آن استاد شد، و به زودى مشهور گردید و در نتیجه به دستگاه شاهزاده شعاع‏السلطنه راه یافت و همدم سفر و حضر او گردید و سپس از دستگاه او خارج شد و به تدریس موسیقى با روشى بدیع مشغول گردید. بعدا بر اثر پیشامدى به ساختن چهار مضراب و سپس درآمد و رنگ پرداخت. درویش به دعوت كمپانیى انگلیسى براى پر كردن صفحات به اروپا سفر كرد و صفحاتى پر كرد كه هم موجب شهرت او شد و هم باعث جلوه‏ى تار. پیش از او در ایران ساز دسته‏جمعى و كنسرت معمول نبود، استاد آهنگهاى جدید خود را اولین بار بین سازها تقسیم كرد و كنسرتى منظم تشكیل داد. او در سلك «اخوان‏الصفاء» درآمد و به ظهیرالدوله سر سپرد. در میان موسیقیدانان سنتى صد سال اخیر، غلامحسین درویش معروف به درویش‏خان، از جهاتى خاص، یكتاست و منحصر به فرد. مهمترین ویژگى او، پیش‏درآمدها و رنگهاى ساخته‏ى اوست به طرزى كه اولا بر پایه‏ى سنت قدیم موسیقى ایران است و ثانیاً بدون تحریف، موجبات پیشرفت موسیقى ایران را فراهم آورد. سرگذشت درویش خان سابقاً چندین بار توسط روح‏اللَّه خالقى و حسینعلى ملاح نوشته شده است و هرمز فرهت، موسیقیدان معاصر نیز آهنگهاى وى را از لحاظ وزن و ضرب تجزیه و تحلیل كرده است. نظر به حجم محدود صفحات از تكرار مكررات پرهیز و جنبه‏هاى تازه‏اى از زندگى و آثار او را در اینجا مى‏آورم. غلامحسین فرزند حاج بشیر طالقانى به سال 1251 در تهران متولد شد. به سبب علاقه به موسیقى، از كودكى در دسته موزیكچى‏هاى ملیجك و كامران میرزا، نوازنده‏ى طبل كوچك بود و به قولى در همانجا با مقدمات موسیقى آشنا گردید. پس از یك دوره‏ى كوتاه آموزش سه‏تار نزد پدر، به مجلس درس بزرگترین نوازنده‏ى تار آن زمان «آقا میرزا حسینقلى» راه یافت و بهترین شاگرد او شد. در آن زمان هنرمندان براى حفظ موقعیت اجتماعى و تأمین معیشت خویش، دربار سلاطین و امرا را پایگاه خود قرار داده بودند. درویش نیز چنین كرد و در همانجا با رجال معروف و موسیقیدانان و هنردوستان آن زمان آشنا شد. سپس به دربار شعاع‏السلطنه (پسر مظفرالدین شاه) راه یافت و جزو نوازندگان مخصوص وى شد: عایدات وى در آنجا كفاف مخارج او را نمى‏داد و مجبور شد دعوت دیگر بزرگان را نیز براى نوازندگى بپذیرد. بعد از یك برخورد كوتاه با دستگاه جبار شعاع‏السلطنه كه با وساطت كمال‏السلطنه (پدر صبا) به خیر گذشت، درویش‏خان از ارباب خود خواست كه كناره‏گیرى‏اش را از آن دستگاه بپذیرد. این درخواست با عكس‏العملى تند مواجه شد و درویش از ترس جان، در مملكتى كه هركس به اتكاى زور و قدرت خود هر كارى كه مى‏خواست مى‏كرد، به سفارت انگلیس پناه برد. شخصیت متین و هنر قابل توجه درویش، سفیر انگلیس را كه در آن زمان سلطان بى‏تاج و تخت ایران بود بر آن داشت كه با نوشتن نامه‏اى به شاهزاده‏ى مستبد، سند آزادى درویش را بگیرد. از این پس، او با اشتیاق و علاقه‏ى بیشترى به كار تدریس پرداخت و به لحاظ روحیه‏ى خاص خویش، به گروه انجمن اخوت و مریدان صفاعلى ظهیرالدوله درآمد. در كنسرتهاى انجمن اخوت، همیشه ریاست گروه را داشت و با تكنوازى خود، مجلس را به شور مى‏آورد. به زودى به عنوان مشهورترین نوازنده پس از میرزا حسینقلى و میرزا عبداللَّه در بین هنردوستان شهرت یافت. اخلاق بسیار پسندیده و روح پاك و پر از عاطفه وى (كه هنوز هم ضرب‏المثل است) نیز در این حسن شهرت مؤثر بود. درویش خان به همراه هنرمندانى چون سید حسین طاهرزاده (خواننده)، ابوالحسن خان اقبال السلطان قزوینى معروف به اقبال آذر (خواننده)، عبداللَّه خان دوامى (نوازنده‏ى ضرب و تصنیف‏خوان)، باقرخان (نوازنده‏ى كمانچه)، رضاقلى‏خان تجریشى (نوازنده‏ى ضرب و تصنیف‏خوان) و مشیر همایون شهردار (نوازنده‏ى پیانو)، اكبر خان رشتى (نوازنده‏ى فلوت)، میرزا اسداللَّه خان (نوازنده‏ى سنتور) و حسین هنگ‏آفرین (نوازنده‏ى ویولن و سه تار) در دو نوبت براى ضبط صفحه به خارج سفر كرد. صفحات معدودى كه از آن دوران به یادگار مانده است از بهترین نمونه‏هاى موسیقى سنتى و صحیح ایران است كه عالمى از زیبایى و كمال هنرى در آنها شنیده مى‏شود. از میان صفحاتى كه درویش خان در آنها به تنهایى تار نواخته است «بیداد همایون» معروف است. درویش‏خان در بین نوازندگان عصر خود از خصوصیات اخلاقى بسیار بالاتر و والاترى برخوردار بود. شخصیت خود و همكاران و هنرش را بسیار گرامى مى‏داشت و با رفتار خود، آبروى از دست رفته‏ى موسیقى را در آن دوران احیا مى‏كرد. درویش خان اولین كلاس موسیقى را براى خانم‏ها دایر كرد و خواهرش در آنجا تار مى‏زد. عایدات كنسرتهایش بیشتر وقف مردم بلادیده و مصیبت‏زده‏ى روزگار خود بود. از جمله كنسرت براى جمع‏آورى اعانه به منفعت قحطى‏زدگان روسیه، كنسرت به نفع ایتام بى‏بضاعت مدارس و كنسرت به نفع بازماندگان حریق بازار تهران. با این كه خود نیز وضع زندگى مرتبى نداشت و حتى به خاطر عسرت و تنگدستى مجبور شد كه در اواخر عمر، خانه مسكونى خود را نیز به فروش برساند. در اواخر عمر، كنسرتهاى وى در گراند هتل با كسان دیگرى نیز همراه شد: عارف قزوینى (تصنیف‏ساز، شاعر و خواننده)، حاجى‏خان ضرب‏گیر معروف به عین‏الدوله‏اى (مشهورترین نوازنده‏ى ضرب و خواننده‏ى تصنیف در آن دوران) حسین‏خان اسماعیل‏زاده (استاد كمانچه)، ابراهیم منصورى و رضا محجوبى (نوازندگان ویولن) و مرتضى محجوبى (نوازنده‏ى جوان پیانو در آن سالها) و ركن‏الدین مختارى. در این كنسرتها اكثراً ساخته‏هاى درویش عارف و ركن‏الدین خان اجرا مى‏شد. از شاگردان خوب او مى‏توان: مرتضى نى‏داوود، موسى معروفى، ابوالحسن صبا، ارسلان درگاهى و عبداللَّه دادور (قوام‏السلطان) را نام برد. درویش خان در شب چهارشنبه دوم آذرماه 1305، در سن 54 سالگى در اثر تصادف درشگه با اتومبیل و ضربه‏ى سر جان سپرد. در محافل موسیقى و مطبوعات مترقى آن زمان از او تجلیل شایسته به عمل آمد و كلنل علینقى وزیرى، در مدرسه عالى موسیقى با همكارى اركستر مدرسه خود و با یارى ابوالحسن صبا و دكتر حسین گل گلاب، مجلس یادبودى به خاطر او تشكیل داد و خدمات وى را تجلیل كرد، از درویش خان فرزندى به نام قمرالملوك درویشى باقى ماند (حاصل ازدواج او در شیراز بود) كه در سال 1352 فوت كرد، مقبره‏ى وى در گورستان ظهیرالدوله است. این استاد بى‏نظیر، آخرین بازمانده از نسل قدیم موسیقى سنتى ایران است. درویش خان از غریزه قوى و درك عمیقى برخوردار بود او توانست با شناخت ویژگى‏هاى موسیقى سنتى از یك طرف و لزوم تحولات زمانه از طرف دیگر، موسیقى ایران را حیاتى تازه دهد. مهمترین ویژگى‏هاى او عبارتند از: مردمى بودن او بود، هنر ایران به لحاظ مقتضیات اجتماعى، در چارچوب دربار و درگاه امرا و سلاطین بود و بهره‏بردارى از موسیقى خوب نیز در انحصار آنها. اساتید بزرگ قبل از درویش خان مثل: آقامیرزا حسینقلى، آقامیرزا عبداللَّه و سماع حضور نیز اجباراً زاده و پرورده‏ى همین دستگاهها بودند و دربارهاى قاجار به این استادان و نظایر ایشان با وجود كمال هنرى والایى كه دارا بودند، اجازه نمى‏دادند با مردم ارتباطى در جهت ارائه موسیقى داشته باشند، ولى درویش با كمك دوستانش، موسیقى را به میان توده‏هاى مردم برد، كنسرتهاى دسته‏جمعى ترتیب داد، در كلاس خصوصى خود به احوال شاگردان مستمند و با استعداد خود رسیدگى مى‏كرد و حتى به آنها پول هم مى‏داد، براى زنان كلاس موسیقى ترتیب داد و چون فساد حاكم بر دستگاههاى حكومتى آن روز را مى‏شناخت، با آزادى‏خواهان آن زمان همراه شد و با ساختن آهنگ براى اشعار انقلابى آن زمان با آزادى‏خواهان همكارى كرد. در مورد تحول موسیقى سنتى ایران، باید در اینجا توضیحى داد و این كه هر تغییرى را نمى‏توان تحول نامید. منظور از تحول، نوعى دگرگونى در شكل مثبت است و بیشتر تغییرات در موسیقى ما در 70 سال اخیر، نوعى تحریف بوده است. شرط لازم براى تحول در هنر و موسیقى سه چیز است: شناخت همه‏جانبه و عمیق نظرى و عملى از پشتوانه‏هاى گذشته، پاى‏بندى به اصول صحیح و درست هنرى و پرهیز از تقلید و تحریف، داشتن قوه‏ى ابتكار و قریحه‏ى طبیعى كه گاه به نبوغ نیز نامیده مى‏شود. درویش خان هر سه اینها را در خود به حد اكمل داشت و حال پس از گذر 80 سال كه آثار او را بررسى مى‏كنیم، مى‏بینیم كه چنین بوده است. مهمترین تحولات انجام شده به وسیله درویش‏خان چنین است: در اینجا خلاصه كردن ردیف به معنى دروغین بعضى از آنها و نگهدارى بعضى دیگر (به منظور تجددطلبى) نیست. بلكه مقتضیات زمان چنین ایجاب كرده است. در زمان درویش خان ردیف موسیقى ایران و گوشه‏هاى آن در هنگام اجرا بسیار مطول و وسیع بود. مثلا هنگام نواختن شور، پانزده مرتبه «نغمه» مى‏نواختند و این شیوه در آن زمان مورد پسند نوازندگان پرقدرت و شنوندگان موسیقى‏شناس و پرحوصله‏ى آن دوران بود. درویش‏خان بدون تغییر در چهارچوب ردیف و به هم ریختن آن، نوعى فرم و فشردگى را باب كرد كه مطلوب زمان خود شد. درویش‏خان به تقلید از سه تار كه داراى سیم چهارم (مشتاق) بود، یك سیم دیگر به تار اضافه كرد. در آن زمان تار پنج سیم داشت و این سیم ششم، به وسعت صدا و ایجاد امكانات دیگر در تار كمك زیادى كرد. كما این كه هنوز هم رایج است. بسیارى از تارهاى بعد از درویش‏خان كه به نام تارهاى سپرانو و باریتون و باس و... ساخته شدند و در اركسترها به كار رفتند، اكنون عملا منسوخ شده‏اند. در موسیقى سنتى ایران، اساس كار، ردیف آوازها است كه هنرجوى مشتاق باید آنها را به دقت فراگیرد و طى سالیان دراز هنرآموزى، نكات لطیف و دقیق اجراى هنرى آن را از استاد فراگیرد. در قدیم، آوازها اهمیت بیشترى به نسبت فرمهاى دیگر موسیقى مثل: چهارمضراب و تصنیف و رنگ داشت. درویش خان هنگام بروز انقلاب مشروطیت و رواج تصانیف عارف، متوجه اهمیت بخشیدن به فرمهاى دیگر موسیقى ایران شد. خلاصه كارهاى او در این زمینه از این قرار است: «پیش‏درآمد» كه وى را مبتكر پیش‏درآمد مى‏دانند و در تاریخ موسیقى ایران نیز نام او با این فرم موسیقى همراه است. در هنر اصیل، هیچ نابغه‏اى نمى‏تواند همینطور خودسرانه و بدون نگاه به جا پاهاى گذشته، بدعتى بگذارد. درویش‏خان در حقیقت با نبوغ طبیعى خود، پرورش‏دهنده‏ى نهالهاى كوچك كاشته شده قبل از خود است كه به وسیله اساتید قدیم به عرصه آورده شده بود. پیش‏درآمدهایى قبل از درویش خان به نامهاى: «پیش‏درآمد محمد صادقخانى در همایون» و «پیش‏درآمد جناب میرزا (حسینقلى) در ماهور» بوده ولى اینها قطعات بسیار كوچكى بوده است كه قابلیت استقلال و مطرح شدن به عنوان یك قطعه كامل را نداشته است و گاه از درآمد آواز تجاوز نمى‏كرده است. درویش خان، پیش‏درآمد را توسعه داد و آن را در تمام گوشه‏هاى آواز پرورانید و آن را قطعه مستقلى ساخت. این فرم در موسیقى ایران رواج بسیار یافت و هنوز هم رایج است. غیر از نمونه‏هاى بسیار معدودى از آهنگسازان دیگر بیشتر قطعات ساخته شده در این فرم بعد از او به پاى آثار او نمى‏رسد و ساخته‏هاى درویش در این میان ممتاز است. درویش‏خان در صفحاتش از پیش‏درآمدهایش صفحه‏اى ضبط نكرد ولى به واسطه اجراى آنها در كنسرتهایش، اشتهار بسیار یافت و بعدها به خط موسیقى درآمد و سالیان بعد، توسط موسیقى‏دانان دیگر اجرا شد. و اما «تصنیف»، همانطور كه گفته شد در زمان قدیم، بیشتر توجه به آوازها معطوف بود و به فرمهاى دیگر توجهى نداشتند. تصانیف آن زمان نیز معدود بودند با وجود زیبایى و اصالتشان، اهمیت در خور خود را نداشتند و حتى گاه داراى كلماتى عامیانه و پست و ركیك بودند. در حقیقت رشد و اعتلاى تصنیف اصیل ایرانى مدیون «شیدا» و بیشتر «عارف» است، درویش به تصنیف توجه بیشترى مبذول كرد، آن را گسترش داد و با ساختن نغمات زیبا و دلنشین براى آن (چنانچه هنوز هم بى‏رقیب است) و معاشرت با سخن‏سرایان بزرگى چون ملك‏الشعراى بهار، اعتبارى تازه به آن بخشید. تصانیف او از آن زمان تا به حال با شیوه‏هاى گوناگون اجرایى وسیله‏ى موسیقیدانان نواخته شده است. و اما رنگهاى درویش نیز از آثار جاویدان موسیقى سنتى ماست كه با گذشت حدود هفتاد سال از آن زمان هنوز توسط هنرمندان و شیفتگان موسیقى ایران نواخته و شنیده مى‏شود. رنگهاى درویش خان نسبت به قدما از بسط بیشتر برخوردار است و از لحاظ ابتكارى نیز در حیطه‏ى موسیقى سنتى جالب توجه است، نمونه‏ى آن رنگ افشارى است كه ابتدا بر وزن سنگین، سپس متوسط و در آخر تند مى‏شود. باید توجه داشت كه مهمترین خصوصیت هنرى درویش، حفظ اصالت است. مانند هر هنرمند بزرگ دیگر درویش خان هنر خویش را به خوبى درك كرده بود و ضمن پرهیز از تعصب كوركورانه، از تحریف و مخلوط ساختن آن به شدت پرهیز داشت. غیر از پیش‏درآمدها، تصانیف و رنگهاى او، آثارى از نوازندگى وى در صفحات قدیم موجود است كه با شنیدن آنها مى‏توان موقعیت والاى درویش خان را به عنوان یك نوازنده. بسیار چیره‏دست و پراحساس و مبتكر در موسیقى سنتى ایران ارزیابى كرد. درویش با موسیقى اروپایى نیز آشنایى داشت و قطعات اروپایى را به سهولت مى‏نواخت و حتى چند قطعه فانتزى و متفرقه نیز در این زمینه ساخته است كه به نامهاى سرود درویش خان (در صفحه ضبط شده) و «پولكا»ى درویش معروف هستند (پولكا نام فرمى از موسیقى روس است). با این همه در ساز درویش مانند نوازندگان بعد از او، هیچگونه اثرى از التقاط موسیقى ایرانى با اروپایى به چشم نمى‏خورد. از آثار درویش‏خان در سالهاى قبل، توسط روح‏اللَّه خالقى و حسینعلى ملاح به روى كاغذ آورده شده است كه از روى آنها خلاصه شده‏ى آن درج مى‏گردد: پیش‏درآمد ماهور، دو پیش‏درآمد در ابوعطا، پیش‏درآمد سه‏گاه، پیش‏درآمد شوشترى، پیش‏درآمد افشارى و پیش‏درآمد راك. از تصانیف: تصنیف ماهور با شعر «دائم مه من بر من دلریش كند ناز»، تصنیف افشارى: با شعر «باد خزان وزان شد»، تصنیف ابوعطا با شعر «بهار دلكش رسید و دل بجا نباشد»، تصنیف حرم ماهور با شعر «زمن نگارم خبر ندارد»، تصنیف اول سه‏گاه با شعر «صبحدم ز مشرق طلوعى در جهان كن»، تصنیف حرم سه‏گاه با شعر «عروس گل از باد صبا»، دو قطعه رنگ در ماهور، رنگ ابوعطا، رنگ سه‏گاه، رنگ شوشترى، رنگ همایون، رنگ افشارى، دو قطعه رنگ در اصفهان. گزیده‏ى آثار وى نیز به خط نت در سالها قبل توسط ارشد طهماسبى نوازنده‏ى تار به چاپ رسیده است.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 29 مهر 1395  - 5:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1352 -1281 ش)، نوازنده. از سه تاز نوازان خوب و مشهور زمان خود بود. وى در تهران به دنیا آمد و از كودكى به ساز علاقه داشت و بدون معلم سه تار مى‏زد. او جهت فراگرفتن هنر نقاشى به مدرسه كمال‏الملك رفت و مدتها به تحصیل این هنر مشغول بود. از سن پانزده سالگى براى یادگیرى موسیقى به كلاس درویش خان رفت و یكى از شاگران برجسته و بزرگ او به شمار مى‏آمد. در گاهى علاوه بر نواختن سه تار كه ساز تخصصى‏اش بود، به قدرى در نواخت تار پیشرفت كرد كه همه‏ى اهل فن به آن اذعان داشتند و صفحاتى از وى همراه با صداى تاج اصفهان و قمرالملوك وزیر در دستگاهها و مایه‏هاى مختلف ردیف آوازى ایرانى موجود است. وى به تدریج تار را كنار نهاد و مجددا به سه تار روى آورد.[1] ارسلان درگاهى، از سه‏تارنوازان خوب و مشهور زمان بود كه به سال 1281 خورشیدى در تهران متولد شد. وى سه‏تار را نزد خود مى‏زد و جهت تعلیم گرفتن نقاشى به مدرسه كمال‏الملك رفت و مدت‏ها به فراگیرى این هنر مشغول بود و از سن پانزده سالگى براى یادگیرى موسیقى به كلاس زنده‏یاد درویش‏خان رفت و یكى از شاگردان برجسته و بزرگ این مرد موسیقى ایران گردید. ارسلان درگاهى، علاوه بر نواختن سه‏تار كه ساز تخصصى بود، به قدرى در نواختن تار پیشرفت كرد و به حدى تار را شیرین و دوست داشتنى مى‏نواخت كه همه اهل فن و آن اذعان داشتند و صفحاتى كه هم‏اكنون از وى همراه یا صداى مرحوم تاج‏اصفهانى و قمرالملوك وزیرى در دستگاهها و مایه‏هاى مختلف ردیف آوازى ایران مثل: ابوعطا، ماهور، شور، دشتى، بیات ترك، افشارى، نوا به‏جاى مانده مؤید این مدعا است. ارسلان درگاهى، به تدریج تار را كنار نهاد و مجددا به سه‏تار روى آورد و در هر مكان و محفلى هم ساز نمى‏زد، وى در سال 1352 دار فانى را وداع گفت، روانش شاد.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 29 مهر 1395  - 5:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س دوم ق)، موسیقیدان. اصل وى از رى بود، اما پدرش از رى به عربسان مهاجرت كرد و ابوجعفر در آن سامان نشو و نما یافت. به تشویق پدرش كه قاضى بود به تحصیل موسیقى پرداخت و مدتى شاگردى ابراهیم موصلى كرد. و از او نواختن بربط را فراگرفت. ابوجعفر در نواختن سازهاى دیگر نیز مهارت داشت.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 29 مهر 1395  - 5:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 15 منبع :

همایون شجریان, فرزند چهره ی شاخص ایران,در 31 اردیبهشت 1354 در تهران در خانواده ای سرشار از موسیقی چشم به جهان گشود. از کودکی علاقه به موسیقی و ریتم در او نمایان بود تا با تشخیص پدر نزد استاد بی همتای تنبک شادروان ناصر فرهنگفر به فراگیری تکنیک و شناخت ریتم که اساس موسیقی است پرداخت و چند سالی هم نزد جمشید محبی ادامه داد. از ده سالگی در کنار خواهران خود نزد پدر اواز را شروع کرد و دورن بلوغ روزانه تکنیک آواز و صدا سازی را به صورت فشرده فرا گرفت.در همان زمان به هنرستان موسیقی رفت و کمانچه را به عنوان ساز تخصصی خود انتخاب کرد و در خارج از هنرستان به ادامه ی فراگیری هن نزد اردشیر کامکار پرداخت . از سال 1370 پدر و گروه اوا را در کنسرتهای امریکا ,اروپا وایران با تنبک همراهی کرد و از 1378 به بعد در صحنه ی کنسرت ها با پدر همخوانی را آغاز نمود. همایون در چندین دوره کنسرتهای خارج از کشور با بزرگان موسیقی ایران به صحنه رفته است. برنامه ی نسیم وصل به آهنگسازی محود جواد ضرابیان , اولین برنامه ای است که همایون به تنهایی خوانندگی آنرا به عهده دارد. با آرزوی موفقیت او در راه سخت و طولانی که در پیش روی دارد. 1354 تولد, سی و یکم اردیبهشت پنجاه و چهار 1364 آغاز فراگیری آواز به همراهی خواهران, نزد پدر 1370 آغاز همکاری با گروه آوا در کنسرت های خارج از کشور 1373 اجرا برنامه ی ((قاصدک)) در کنسرتهای دور اروپا با پدر و پرویز مشکاتیان. 1378 شروع همخوانی با پدر در کنسرت ها 1379 همراهی در اجرای برنامه ی ((نوا ))و ((داد و بیداد)) (زمستان) در کنسرتهای دور اروپا و امریکا و کانادا. 1381 همراهی در اجرای برنامه ی (( راست پنجگاه ))و(( مرکب خوانی)) در کنسرتهای دور اروپا و کانادا. 1382 انتشار اولین آلبوم مستقل با نام نسیم وصل 1383 انتشار آلبوم های مستقل ناشکیبا و شوق دوست

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 29 مهر 1395  - 5:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

خلاصه : فريبا اسدي در سال 1360 سلفژ و آموختن گيتار را به مدت يكسال و نيمآغاز نمود و در سال 1363 با آواز كلاسيك از طريق مرحوم حسين سرشار آشنا شد و مباني موسيقي را زير نظر وي آموخت. سپس مدت 2 سال اصول ومباني موسيقي را نزد شريف لطفي فراگرفت و پس از آن مدت 3 سال نزد خانم آريازند آواز كلاسيك را ادامه داد .بعدها از محضر خانم بهجت قصري و پروفسور داويد فيض برد اخيرا نيز مدت كوتاهي نزد دكتر ناربه چولاكيان به آموختن اين رشته پرداخت .آغاز فعاليتهاي او از سال 1369 با ورود به صداوسيما بود كه اين فعاليت همچنان ادامه دارد .از سال 74 نيز با گروه كر سمفونيك و كر در گروه كر اين مركز حدود 4 سال به مربيگري ارف مشغول بود . گروه : هنر رشته : موسيقي تحصيلات رسمي و حرفه اي : فريبا اسدي در سال 1360 سلفژ و آموختن گيتار را به مدت يكسال و نيم نزد گارنيك دروهانيان و عباس دبير دانش آغاز نمود . در سال 1363 با آواز كلاسيك از طريق مرحوم حسين سرشار آشنا شد و مباني موسيقي را زير نظر وي آموخت. سپس مدت 2 سال اصول ومباني موسيقي را نزد شريف لطفي فراگرفت و پس از آن مدت 3 سال نزد خانم آريازند آواز كلاسيك را ادامه داد .بعدها از محضر خانم بهجت قصري و پروفسور داويد فيض برد اخيرا نيز مدت كوتاهي نزد دكتر ناربه چولاكيان به آموختن اين رشته پرداخت . استادان و مربيان : ازا ستادان فريبا اسدي مي توان به گارنيك دروهانيان ، عباس دبير، مرحوم حسين سرشار، شريف لطفي و خانم آريا زند اشاره كرد. مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : آغاز فعاليتهاي او از سال 1369 با ورود به صداوسيما بود كه اين فعاليت همچنان ادامه دارد .از سال 74 نيز با گروه كر سمفونيك و كر در گروه كر اين مركز حدود 4 سال به مربيگري ارف مشغول بود . فعاليتهاي آموزشي : فريبا اسدي از سال 76 به مدت 3 سال در دانشگاه هنر تهران به عنوان مدرس آواز كلاسيك همكاري داشت . ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : فريبا اسدي مدت سه سال است كه همچنان به عنوان داور در جشنواره هاي موسيقي دانش آموزي و دانشجويي همكاري دارد فعاليت اصلي اسدي در زمينه موسيقي كودك ، موسيقي فيلم و سريال و ترانه است.از سال 1380 به بعد به صورت تكخوان بارها در تالاروحدت در جشنواره هاي مختلف بانوان اجراي برنامه نموده است و اين فعاليت همچنان ادامه دارد .فريبا اسدي در انتخابات اخير كانون خوانندگان كلاسيك خانه موسيقي دومين نفر از نظر تعداد اراي بدست آمده شد.در زمينه ادامه فعاليتهاي هنري، اسدي در حال حاضرتصميم به تدريس آواز دارد و در فكر تدارك كنسرت و شركت در جشنواره موسيقي بانوان است. آرا و گرايشهاي خاص : فريبا اسدي از كودكي به موسيقي علاقه و توجه خاصي داشت و همچنين استعداد قابل توجهي در اين زمينه از خود نشان داد .

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 29 مهر 1395  - 5:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 15 منبع :

مسعود خادم از آن دسته از هنرمندان جوان موسيقي پاپ است كه به رغم تجربه كوتاه مدتش دراين عرصه، اميدهاي بسياري را بوجود آورده است. مسعود خادم در تهران متولّد شده است، او از سنين نوجواني به تشويق پدر و مادر آواز خواندن را شروع كرد او از محضر استاداني چون (حاتم عسگري ، محمود گروهي و ناصر وحدتي) بهره‌هاي فراوان برد. وي همزمان شروع به نواختن (تار) كرد نزد اساتيدي چون (رضا وهداني ، كمال ميرزايي و محمدرضا لطفي). از سال 71 به عضويت گروه كر در واحد موسيقي صدا و سيما درآمد كه در اين زمان دوره‌هاي مختلف (سولفژ) و صداسازي را نزد دكتر اسفنديار قره‌باغي گذراند. بعد از مدتي سوليست يا تكخوان واحد موسيقي شد و كارهايي از قبيل تيتراژ سريالهاي مختلف از جمله (كت جادويي ، صدف و مرواريد و سريال همراه آفتاب) را اجرا كرد. وسواس، دقت و حساسيت بالاي هنري سه ويژگي عمده در كارهاي موسيقيايي مسعود خادم است؛ خواننده اي كه تصميم به فتح قله هاي موسيقي پاپ گرفته است.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 29 مهر 1395  - 5:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 15 منبع :

از هنرمندان تازه نفس و با تجربه ای است که چند سالی از ورودش به عرصه ی موسیقی می گذرد.او مردی ست متولد بهار و اولین فرزند خانواده شش نفره،پدرش از بازنشستگان نیروی هوایی ست و مادرش کدبانویی خانه دار.در رشته ی الکترونیک تحصیل کرده و تا مقطع کارشناسی دنبال کرده است .اما در حال حاضر بیشتر در عرصه ی تبلیغات و موسیقی فعال است.او یکی از مدیران پروژه ی یک شرکت تبلیغاتی نامدار است و شما می توانید ایده های خلاقانه ی وی را در میان تیزرهای تلویزیونی جستجو کنید. «.او از سال 1374موسيقي را با نوازندگي پيانو نزد «مهرداد تاج كريمي» آغاز نمود. سپس به فراگيري تئوري موسيقي پرداخت و در بخش موسيقي كودكان و نوجوانان شروع به فعاليت كرد. در سال 79 با خوانندگي تيتراژ سريال كلبه سفيد بطور جدي وارد عرصه خوانندگي گرديد و پس از آن حدود يكسال و نيم به فراگيري آواز كلاسيك نزد «محمدرضا صادقي» مشغول بود.در سال 81 دومين تيتراژ را براي سريال دريايي‌ها به كارگرداني «مسعود رسام»خواند و آلبومي نيز به همين نام منتشر كرد.در سال 83 تيتراژ برنامه روزانه صبح بخير ايران و در سال 84 تيتراژ سريال پيله هاي پرواز به آهنگسازي «بهروز صفاريان»را اجرا نمود و با اين تيتراژ و ترانه آشناي «حس غريب» به شهرت رسيد در سال 85 آلبوم مثلث كه آلبومي متفاوت و بهتر از درياييها بود را روانه بازار كرد.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 29 مهر 1395  - 5:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : مردان موسیقی سنتی و نوین ایران (جلد سوم)

مسعود نادرتبار، به‏سال 1319 در تهران متولد شد، دوران كودكى خویش را با عشق علاقه‏اى كم‏نظیر به نقاشى سپرى كرد و از سن دوازده سالگى آموختن تئورى موسیقى و بررسى آثار آهنگ‏سازان را از طریق پارتیتور و صفحه گرامافون آغاز نمود و بعدها ضمن تحصیل در هنرستان نقاشى و مجسمه‏سازى به فراگیرى نوازندگى ویولن در كلاس‏هاى شبانه كنسرواتوار زیر نظر لودویك باژیل مشغول شد. وى دانشكده تزئینى را نیمه‏كاره رها كرد و ضمن اختیار كردن شغل معلمى تمام اوقات خود را صرف شناخت جنبه‏هاى مختلف موسیقى به خصوص آهنگ‏سازى نمود. وى در سن سى سالگى قطعه‏اى براى پانزده ساز تصنیف نمود سپس به تحصیل در یك انستیتوى هنرى پرداخت و پس از اتمام دوره آن وارد دانشكده هنرهاى زیبا شد و تحصیلات خود را در رشته آهنگ‏سازى با درجه ممتاز به پایان رساند و بورس تحصیلى دولت ایتالیا به وى تعلق گرفت اما به علت كسالت فرزندش مجبور به انصراف از آن شد. در آخرین سال تحصیلى در دانشگاه این شانس را یافت تا از تجارب روبیك گریگوریان كه طى دعوتى كمتر از دو ترم استادى دانشكده هنرهاى زیبا را به عهده داشت به عنوان تنها شاگرد آهنگ‏سازى وى، نهایت استفاده را از او ببرد و نام این استاد را كه یكى از پایه‏گذاران موسیقى كلاسیك ایران بود به عنوان استاد راهنما روى پایان‏نامه لیسانس خود داشته باشد، از دست دادن بورس تحصیلى تا مدت‏ها اثر نامطلوبى در روحیه‏اش به‏جا گذاشت و چند سال وى را منزوى و از فعالیت باز داشت اما تدریجا دنباله مطالعات خود را گرفت و ضمن بررسى آثار آهنگ‏سازان به مبانى تازه‏اى در كمپوزیسیون دست یافت وى موفق به ابداع وسیله‏اى شد كه به سرعت مى‏تواند آكوردها و گام‏هاى گوناگون را در درجات مختلف با یكدیگر مقایسه نموده و ارتباط آن‏ها را آشكار نماید و قرینه‏اى از هر نوع تركیب یا توالى ارائه دهد، از آنجا كه به تحقیق بیش از تصنیف علاقمند بود مسائلى را در باب موسیقى طرح مى‏نمود و به حل آن‏ها مى‏پرداخت از جمله یافتن تعداد تركیبات اصوات موسیقى از دو صدایى تا دوازده صدایى كه با حذف معكوس‏ها و تكرارها و مشترك‏ها از میان بیش از 25 هزار نوع تركیب مى‏كند به تعداد مشخص 357 رسید. مسعود نادرتبار، یادداشت‏هاى پراكنده‏اى حدود پانصد صفحه در زمینه‏هاى مختلف موسیقى دارد كه در بسیارى موارد، دیدگاههاى تازه‏اى را مطرح مى‏سازد. در زمینه كمپوزیسیون نیز قطعاتى نوشته است از جمله فانتزى ایرانى كه براى اركستر سمفوینك نوشته و در سال 1349 پایان یافته و لحن و حالت موسیقى قفقاز را دارد و قطعاتى تحت عنوان سوئیت همچنین قطعاتى براى ویولن به همراه طرحى كه براى یك كنسرتوى ویولن و قطعات پراكنده‏اى به منظور تصنیف یك پوهم سمفونیك در وصف آتش‏سوزى تخت جمشید. وى اكنون در هنرستان موسیقى وابسته به وزارت ارشاد اسلامى تدریس درس تاریخ موسیقى را به عهده دارد.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 29 مهر 1395  - 5:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : مردان موسیقی سنتی و نوین ایران (جلد سوم)

محمد نادرتبار، به‏سال 1330 شمسى در تهران متولد شد و به تشویق برادر بزرك خود به‏سوى موسیقى گرایش پیدا كرد و پس از پایان تحصیلات ابتدایى و متوسطه به دانشكده هنرهاى زیبا راه یافت، در دانشكده ضمن تحصیل، تغییر و تنظیم برنامه‏هاى موسیقى كلاسیك رادیو و تلویزیون را به مدت چندین سال متوالى به عهده گرفت و در جواز این فعالیت‏ها، عهده‏دار یك كلاس فوق‏برنامه جهت شناخت دانشجویان نسبت به موسیقى كلاسیك در دانشكده هنرهاى زیبا شد. وى تحصیلات خود را در رشته موزیكولوژى به پایان رساند و موفق به اخذ درجه لیسانس در این رشته گردید و براى تكمیل و سیر و تفحص درموسیقى جهانى راهى ایالات متحده گردید و در آنجا با تغییر رشته خود به آهنگ‏سازى، تحصیلات دانشگاهى خود را از سر گرفت و تا مرحله دكترا پیش رفت. از آثار محمد نادرتبار كه در دانشگاه نیومكزیكو توسط اركستر آن به‏اجرا درآمده، عبارتند از: كوارتت براى سازهاى زهى، دوكوئینتت براى سازهاى بادى و سه‏مومان براى ابوا و پیانو و یك قطعه آواز بر روى اشعار حافظ با عنوان «بیا تا گل بر افشانیم»، همچنین قطعاتى براى موسیقى فیلم. محمد نادرتبار، هم‏اكنون دست‏اندركار تصنیف یك قطعه بزرگ سمفونیك به همراه كر جهت تز دكتراى خویش مى‏باشد و درصدد است پس از پایان تحصیلات به وطن خود مراجعت كند.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 29 مهر 1395  - 5:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : مردان موسیقی سنتی و نوین ایران (جلد سوم)

امانوئل ملیك اصلانیان، از استادان بزرگ موسیقى نوین ایران، به‏سال 1292 شمسى در شهرستان تبریز متولد شد، وى با تشویق پدر و مادر خود از سن ده سالگى به فراگیرى موسیقى پرداخت و پس از گذشت سال‏ها از تحصیل وى، او توانست یكى از زبده‏ترین و بهترین نوازندگان پیانو شود و افتخارات فراوانى براى میهن خود كسب كند. ملیك اصلانیان، تحصیلات موسیقى را ابتدا در ایران نزد هنرمندى بنام آماتونى آغاز كرد و حدود چهار سال پیانو را نزد وى فراگرفت و از سن چهارده سالگى به آلمان رفت و تحصیلات خود را در یكى از دبیرستانهاى شهر هامبورك به نام گوته به پایان برد و از سال 1935 تا 1937 در كنسرواتوار هامبورك مشغول تحصیل در رشته پیانو و آهنگ‏سازى شد. پس از اتمام دوره كنسرواتوار، از سال 1938 تا 1943 به مدت پنج سال در آكادمى دولتى آلمان مشغول تحصیل شد كه رشته‏هاى فوق و رهبرى اركستر را به اتمام رسانید و در همین ایام، در رشته موسیقى فلسفى و روانشناسى نیز مطالعات عمیق و قابل توجهى نمود. از استادان ملیك اصلانیان كه وى پیانو را زیر نظر آنان فراگرفت، مى‏توان از:پروفسور «فیشر»، (FISHER) و پروفسور «آزوگه»،(AUZORGEH) نام برد كه از بزرگترین موزیسین‏هاى آلمان به‏شمار مى‏رفتند. ملیك اصلانیان، پس از اتمام تحصیلات خود، در كنسرواتوار دولتى «كلرشل» مشغول تدریس گردید و در همان سال به ریاست مدرسه پیانوى هامبروگ منتخب شد. وى، از همین سال، كنسرت‏هاى متعددى را به صورت دوره‏اى در بیشتر شهرهاى ممالك اروپایى مثل: برلین، هامبورگ، لایپزیك، فرانكفورت، اشتوت كارت، پراگ، پاریس و چند شهر دیگر اجرا نمود كه در تمام این شهرها به نام یك پیانیست بزرگ و خلاق ایرانى با استقبال عمومى مواجه گشت و به قدرى قطعات سنگین «باخ» و «بتهوون» را خوب اجرا كرد كه روزنامه‏هاى وقت آن زمان نوشتند: «منظور بتهوون از این قطعه، همین بوده كه ملیك اصلانیان هنرمند ایرانى اجرا كرد». امانوئل ملیك اصلانیان، پس از قریب بیست و چهار سال اقامت در آلمان به كشور خود ایران مراجعت نمود و دیدارى از پدر و مادر خود از نزدیك نمود ولى همین دیدار و عشق به ایران منجر به ترك اروپا از طرف وى گردید و در ایران ماندگار شد. اصلانیان به موسیقى ایرانى بسیار علاقمند و آوازهاى ایرانى را بسیار ماهرانه با پیانو مى‏نواخت و مى‏گفت: «ما غیر از موسیقى محلى، داراى موسیقى پربار دیگرى نیز هستیم كه كشورهاى دیگر فاقد آن مى‏باشند و این همان دستگاهها و ردیف‏ها و گوشه‏هایى است كه مى‏توان از هر یك آنها استفاده‏ها و برداشت‏هاى فراوانى كرد». اصلانیان، آثار فراوان و متعددى ساخت كه هر كدام معرف ذوق ظریف و حساس او بوده، از جمله: آهنگهایى در چهارگاه، اصفهان و قطعاتى فانتزى و قطعه‏اى براى اركستر، براى ارائه و اجرا در جشن هزاره بوعلى سینا، فیلسوف و موسیقیدان بزرگ ایرانى و غیره مى‏باشد. وى علاقه فراوانى به حافظ و سعدى داشت و طى سالیان دراز كه از وطن خود ایران دور بود، هیچگاه كتاب‏هاى این شاعران بزرگ ایران را از خود دور نمى‏داشت و در كشورهاى اروپایى با توجه به محیط و جو نامساعد و دور از بسیارى اخلاقیات، هیچگاه، لب به مشروبات الكى نزد و هر وقت كه پشت پیانو قرار مى‏گرفت، همه چیز این جهان خاكى را فراموش مى كرد، حتى خودش را نیز از یاد مى‏برد و در عالمى از زیبایى‏ها، در جهانى بى‏انتها از ذوق و هنر مغروق مى‏گشت، وقتى از او در این‏باره پرسیده شد؟ وى جمله معروف بتهوون را كه گفته بود: «من با موسیقى به خدا نزدیك مى‏شوم و براى مردم از خالق یكتا الهام مى‏گیرم»، تكرار مى‏كرد و مى‏گفت: «موسیقى، یك هنر ظریف و احساسى و آسمانى است كه هركس با احساس و ذوق مخصوص خود، میتواند به خداوند نزدیك شود». اصلانیان، در كنسرت‏هاى متعددى كه براى مؤسسات خیریه اعانه جمع‏آورى مى‏شد شركت مى‏كرد و در آن‏ها سلو مى‏نواخت، دو بار براى دانش‏آموزان بى‏بضاعت، یك بار در تالار فرهنگ نیز در سال‏هاى آخر فعالیت‏هاى خویش براى كمك شركت كرد و پس از مدتى از وى جهت تدریس در هنرستان عالى موسیقى دعوت به‏عمل آمد كه وى شاگردان بزرگى را تربیت و به جامعه موسیقى كشور تحویل داد. ملیك اصلانیان كه حدود بیست و چهار سال در آلمان اقامت داشت از آن زمان تعریف مى‏كند «در سال 1940 بود كه جنگ بین‏الملل دوم جریان داشت، شبى من در یكى از سالن‏هاى فرهنگى شهر برلین مشغول اجراى كنسرت بودم و این مصادف بااولین شب حملات هوایى متفقین به برلین بود كه یك‏باره صداى مهیبى برخاست و انفجار بمب‏ها، تمام شیشه‏هاى سالن را شكست و دیوارها را به لرزه درآورد، ولى من كه هنگام نواختن عادت دارم غرق در موسیقى شوم اهمیت ندادم و به نواختن ادامه دادم و غیر از تنى چند كه آن‏ها هم خیلى زود به سالن باز گشتند، اكثریت كامل مردم سالن را به هنگام بمباران ترك نگفتند و این نشانه علاقه مردم آلمان را به موسیقى مى‏رساند، دیگر این‏كه در یكى از كنسرت‏هایم برق سالن را به خاطر ناشى از جنگ و بمباران یكباره میان انجام كنسرت خاموش كردند ولى من بدون قطع كنسرت به آن ادامه دادم و در تاریكى كنسرت را قطع نكردم كه همین امر موجب تشویق و استقبال مردم و مطبوعات آلمان قرار گرفت. و حادثه‏اى هم كه نزدیك بود منجر به مرگم شود و آن این‏كه، پس از سقوط برلن، در یكى از دهات كه مورد محاصره قواى متفقین قرار گرفته بود، هواپیمائى یكباره از بالاى سرم گذشت و تیراندازى از طرف آن به سوى مردم شروع شد و گلوله‏اى هم از بغل گوش من عبور كرد و عینك مرا به زمین پرت كرد و نزدیك بود كه به مغز من اصابت نماید كه به خیر گذست». وى با یك دختر ایرانى مقیم آلمان كه جهت تحصیل به آن دیار سفر كرده بود ازدواج كرد. امانوئل ملیك اصلانیان، یكى دیگر از خادمین موسیقى نوین ایران است كه خیلى بى‏سر و صدا به فرهنگ صوتى كشور خدمات ارزنده‏اى نمود، یادش گرامى باد.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 29 مهر 1395  - 5:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : مردان موسیقی سنتی و نوین ایران (جلد سوم)

فرهاد مشكوة یكى دیگر از هنرمندان و نوازندگان بزرگ موسیقى نوین ایران است كه در خارج ایران دیده به جهان باز كرد ولى عشق به وطن و ایران، هیچگاه از درونش رخت برنبست و در هر كشور و دیارى كه رهبرى اركسترها را به عهده داشت پیش از اجراى برنامه، با افتخار از ایران وطن خود یاد مى‏كرد. فرهاد مشكوة به سال 1316 در آلمان متولد شد و پس از چندى همراه پدر و مادر به تهران آمد. هنوز بیش از هشت بهار از سنش نمى گذشت كه جهت تحصیل به كشور سوئیس سفر كرد و پس از یك سال فراگیرى ویولن، علم موسیقى را در كنسرواتوار ژنو، زیر نظر پروفسور پل میش شروع كرد. وى پس از حدود ده سال تحصیل در سوئیس، عازم نیویورك شد و در دانشگاه آلفاى به تحصیل در رشته اقتصاد پرداخت وپس از چندى این رشته را به پایان برد و دكتراى اقتصاد خویش را دریافت كرد و در همین دانشگاه رشته موسیقى را هم‏زمان نزد ریچارد ماكسفیلد و هنرى كاول در زمینه‏هاى موسیقى الكترونیك و تئورى، كنترپوان و سایر رشته‏هاى موسیقى فراگرفت. وى از سال 1339 تا 1344 در زمینه آهنگ‏سازى نزد كارل بامبر كار كرد و در سال 1341 اولین كنسرت خود را در نیویورك با موفقیت هرچه تمام‏تر برگزار كرد، ولى او چون همیشه طلبه و تفحص‏گر بود، جهت تحصیل موسیقى عازم ایتالیا شد و در كنسرواتوار موسیقى سانتاچچیلیاى رم زیر نظر استاد بزرگ موسیقى این كشور فرانكو فرارا به فراگیرى موسیقى پرداخت و پس از حدود شش سال، تعدادى موسیقى فیلم جهت فیلم‏هاى مستند ایتالیایى ساخت كه یكى از آن‏ها جهت فیلم «داستان تانكردى» بود كه در سال 1966 جایزه اول فستیوال آنجا را بدست آورد. فرهاد مشكوة، در این مدت، دوره عالى رهبرى اركستر را در مؤسسه «آكاادما كیجیانا» در شهر سیه‏نا ایتالیا را به اتمام رسانید و در سال 1346 نیز جایزه بین‏المللى دیمترى متروپولوس را كه براى رهبران جوان در نظر گرفته شده بود دریافت كرد. فرهاد مشكوة، پس از چندى به وطن خود ایران مراجعت كرد و رهبرى اركسترهاى مجلسى و اركستر سمفونیك تهران را به عهده گرفت و در چندین برنامه جشن هنر شركت كرد و جایزه سومین برنامه این جشن را به دست آورد و در پنجمین جشن این برنامه‏ها، اركستر لارزیدانس دولاهه را با موفقیت رهبرى كرد، سپس در فستیوال روایان فرانسه همراه با اركستر مجلسى رادیو تلویزیون شركت كرد كه با موفقیت كامل و چشمگیرى توأم بود.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 29 مهر 1395  - 5:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : مردان موسیقی سنتی و نوین ایران (جلد سوم)

پرویز محمود، از موسیقیدانان بزرگ و تحصیل كرده كشور، در سال 1289 متولد شد، وى درباره علم موسیقى و بخصوص براى پیشرفت موسیقى ایرانى، عقایدى مخصوص به خود را داشت به همین دلیل هم با بسیارى از بزرگان موسیقى كشور برخورد عقیده داشت كه در رأس آنان زنده‏یاد استاد علینقى وزیرى و شاگرد ارجمندش شادروان روح‏اللَّه خالقى بود. پرویز محمود، پس از پایان تحصیلات ابتدایى و متوسطه، در كنسرواتوار بلژیك به تحصیل در رشته موسیقى پرداخت و پس از دریافت لیسانس به ایران آمد و در سال 1322 اركستر سمفونیك تهران را به صورت آبرومندى تشكیل داد و از سال 1325 به مدت سه سال ریاست هنرستان موسیقى و اداره موسیقى كشور را به عهده داشت. از آثار پرویز محمود، مى توان از: پوئیم سمفونیك لاله و مهرگان، اپرت بیشه عشق، كنسرتو ویولن، كوارتت زهى، چند آواز، فانتزى كرد براى پیانو و اركستر، فانتزى روى ترانه‏هاى محلى و غیره را نام برد. پرویز محمود، بیشتر تحت تأثیر آهنگسازانى نظیر: ریمسكى كورساكف، استراوینسكى و ریشارد واگنر بود و از آنان مایه مى‏گرفت.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 29 مهر 1395  - 5:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : مردان موسیقی سنتی و نوین ایران (جلد سوم)

هنرمند باارزش و استاد دانشگاه هنر، شریف لطفى، در بیست و ششم اردیبهشت‏ماه سال 1329 در شهرستان زیبا و هنرمندپرور رشت، دیده به جهان باز كرد. تحصیلات ابتدایى را در این شهر، تا كلاس سوم دبستان ادامه داد ولى به مناسبت تغییر شغل پدر و عزیمت او به تهران، ناچار ترك زادگاه كرد و به تهران آمد،در تهران سه سال باقى مانده تحصیل ابتدایى را در دبستان مهر واقع در خیابان قوام‏السلطنه سابق سى‏ام تیر ادامه داد و كلاس ششم ابتدایى را در مدرسه به پایان برد. نظر به این‏كه پدر شریف لطفى، از شاگردان كلاس موسیقى، زنده‏یاد استاد ابوالحسن صبا در رشت بود، با تشویق ایشان به هنرستان عالى موسیقى تهران رفت و در این هنرستان مشغول تحصیل و علم موسیقى و سایر دروس گردید و زیر نظر استادانى چون: مرتضى حنانه، حسین ناصحى، یوسف یوسف‏زاده، هوشنگ استوار و استادان بزرگوار دیگرى قرار گرفت و از محضر این بزرگان بهره‏ور شد و پس از شش سال موفق به دریافت دیپلم گردید و در این مدت وى نوازنده هورن در اركستر سمفونیك تهران، اركستر اپراى تهران و اركستر باله تهران بود، بعد از دریافت دیپلم موسیقى تا زمان فارغ‏التحصیلى از هنرستان عالى موسیقى موفق به دریافت بورس تحصیلى از هنرستان عالى موسیقى به عنوان دانشجوى ممتاز شد و وارد آزمون ورودى به آكادمى هامبورگ شد و اجراى چندین كنسرت چه به صورت «آنسامبل سازهاى بادى» و نیز به عنوان نوازنده اركستر سمفونیك هامبورگ و اركستر «برلن» در شهرهاى مختلف آلمان و فرانسه به اجرا درآورد. وى كه رشته آهنگ‏سازى را در هنرستان عالى موسیقى نزد استاد حنانه و استاد حسین ناصحى فراگرفته بود در هامبورگ نیز همین رشته را نزد استاد بروكز روگربرگ در آكادمى موسیقى این شهر ادامه داد و در سال 1357 از این آكادمى فارغ‏التحصیل گردید و در همین سال به وطن بازگشت و به عنوان عضو هیئت علمى و تدریس موسیقى در هنرستان عالى موسیقى مشغول خدمت شد و از این زمان به بعد با فعالیت‏هاى چشمگیرى چون، تدریس در دانشكده هنرهاى زیباى دانشگاه تهران، تشكیل اركستر سمفونیك دانشگاه تهران و اجراى چندین كنسرت با آثار آهنگسازان ایرانى و غیر ایرانى، عضویت در شوراى آموزشى هنرستان عالى موسیقى تهران، پذیرفتن مسئولیت اداره كردن هنرستان عالى موسیقى تهران، ساخت آثارى براى اركستر و سلو مانند: «سه گاه براى پیانوو اركستر»، قطعه‏اى به نام سروشى براى ویولن واركستر، اتود براى ساز هورن و ساخت بیش از ده موسیقى فیلم براى فیلم‏هاى سینمائى و سریال تلویزیونى، عضویت در شوراى بررسى كتاب‏هاى موسیقى در اداره كل پژوهش و آموزش هنرى وزارت ارشاد اسلامى، عضویت در شوراى ارزشیابى هنرمندان كشور در تاریخ 67/10/21، عضویت در هیئت داوران جشنواره سراسرى موسیقى فجر در تاریخ 69/7/8، پذیرش مدیریت گروه موسیقى دانشگاه هنر در تاریخ 1370/2/28 خدمات گرانبهایى به پیشبرد موسیقى و اهداف فرهنگى كشور نمود. شریف لطفى، به مناسبت موسیقى‏اى كه براى فیلم سینمایى «مادیان» ساخت برنده جایزه اول شد و كتابى را به نام «فرهنگ موسیقى» در دست ترجمه و نشر دارد كه خود گویاى خدمات این هنرمند شایسته به فرهنگ صوتى كشور مى‏باشد، شریف لطفى در حال حاضر عضو هیئت علمى، مدیر گروه موسیقى و معاون پژوهشى دانشگاه هنر مى باشد.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 29 مهر 1395  - 5:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : مردان موسیقی سنتی و نوین ایران (جلد سوم)

ابراهیم لطفى، به‏سال 1345 در تهران متولد شد و از همان اوان كودكى به موسیقى و نواختن یكى از سازها علاقمند شده بود و همین ذوق و شوق نسبت به موسیقى موجب گشت تا وى از كلاس چهارم ابتدایى روى به هنرستان عالى موسیقى آورد. وى در هنرستان عالى موسیقى، تا پایان دوره راهنمایى، محصل این مدرسه بود ولى پس از چندى كه هنرستان منحل گردید، او دیپلم خود را در رشته اقتصاد دریافت كرد ولى هیچگاه از تحقیق و تمرین در موسیقى غافل نماند به طورى كه در شبانه‏روز قسمت اعظم وقت خود را صرف تمرین و فراگیرى موسیقى مى‏كرد. ابراهیم لطفى از سن پانزده سالگى، كار خود را به عنوان نوازنده در اركسترهاى سمفونیك وسپس در رادیو شروع كرد و در حال حاضر دانشجوى موسیقى دانشگاه هنر مى‏باشد و در اركستر صدا و سیما، نوازنده ویولن مى‏باشد.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 29 مهر 1395  - 5:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : مردان موسیقی سنتی و نوین ایران (جلد سوم)

از خدمتگزاران بزرگ و صدیق به فرهنگ و هنر و فرهنگ صوتى كشور، كه تقریبا گمنام و مهجور ماند، غلامحسین غریب گركانى بود كه در تاریخ 1302 خورشیدى دیده به جهان باز كرد و یكى از بهترین شاگردان و فارغ‏التحصیلان هنرستان عالى موسیقى شد و خود خدمات ارزنده‏اى را ارائه داد. وى بعدها براى تكمیل و مطالعه هرچه بیشتر روى ساز تخصصى خود (كلارینت) و سازهاى بادى و سیر و تفحصى در موسیقى كشورهاى ایتالیا، آلمان و فرانسه، در سال 1335 به این ممالك سفر كرد و پس از مراجعت به وطن، با سمت معاونت هنرستان عالى موسیقى شروع به فعالیت كرد. غلامحسین غریب گركانى در سال 1338 به سمت ریاست كنسرواتوار برگزیده شد و مدت سیزده سال در این قسمت مشغول خدمت و فعالیت بود و خدمات مفیدى انجام داد، از جمله شاگردان بسیار خوبى تعلیم و تربیت كرد كه بیشتر هنرجویان دسته موزیك نظامى بخصوص در رشته قره‏نى (كلارینت) از شاگردان ایشان بودند. وى مدت 35 سال است كه در مراكز تربیتى و هنرى مشغول انجام خدمات فرهنگى هنرى است كه هنوز هم با ذوق و شوق فراوان به این امر مهم ادامه مى‏دهد و یكى از استادان موفق موسیقى نوین ایران به حساب مى‏آید.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 29 مهر 1395  - 5:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : مردان موسیقی سنتی و نوین ایران (جلد سوم)

سرهنگ دوم على‏اكبر كردبچه، فرزند على‏اصغر كردبچه كه استاد تار و از اعضاى اولین اركستر رادیو بود، به‏سال 1325 در تهران دیده به جهان گشود. وى، از كودكى، با ردیف‏هاى موسیقى ایرانى و نوازندگى تار زیر نظر پدر خویش آشنا شد و در سال 1338 پس از گذراندن تحصیلات ابتدایى وارد هنرستان عالى موسیقى گردید و پس از گذراندن 3 سال اول دبیرستان در آن هنرستان، با تغییر رشته در رشته ریاضى ادامه تحصیل داد و در سال 1346 به استخدام موزیك شهربانى سابق درآمد، در سال 1354 با درجه ستوان سومى جهت طى دوره عالى موسیقى نظام در هنرستان عالى موسیقى جهت اخذ لیسانس موسیقى نظام پذیرفته شد و در سال 1358 فارغ‏التحصیل گردید و از همان سال عهده‏دار معاونت و سپس فرمانده دسته موزیك فوق شد، طى این مدت با وجود تمام نارسایى‏ها و عدم حمایت كافى، وى با پشت سر گذاشتن مشكلات گوناگون ضمن حفظ دستآوردهاى قدما، اركستر فوق را به نحوى رهبرى و هدایت كرد كه از موفق‏ترین دسته موزیك نظامى در حال حاضر محسوب مى‏گردد. ساختن آهنگ‏هایى نظیر: «مارش آژیر»، «رزم‏آوران»، سرود شور «در عزا»، سرود «نیروى انتظامى» و چندین قطعه دیگر از جمله فعالیت‏هاى حاشیه‏اى او مى‏باشد. وى علاوه بر این‏ها، متجاوز از دویست قطعه موسیقى آهنگ سازان داخلى وخارجى را براى اركستر نظامى تنظیم و در اركستر فوق به اجرا درآورده است و در سال جارى نیز در مراسم جشن فارغ‏التحصیلى دانشجویان دانشكده علوم نظامى به عنوان استاد نمونه انتخاب و معرفى گردید.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 29 مهر 1395  - 5:11 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : مردان موسیقی سنتی و نوین ایران (جلد سوم)

مجید كاربخش، در سال 1327 خورشیدى در شهرستان تبریز متولد شد، از همان كودكى به موسیقى علاقمند شد و همین علاقمندى موجب گشت تا وى پس از تحصیلات ابتدایى وارد هنرستان موسیقى زادگاه خود شود. وى سه سال تحصیلات اولیه را در این هنرستان تحت سرپرستى آشوت بابایان به پایان رساند و فراگیرى و نواختن ساز فلوت را از این هنرمند آموخت. پس از پایان كلاس نهم (سال سوم هنرستان) براى ادامه تحصیل عازم تهران شد و تا دوره لیسانس در هنرستان عالى موسیقى زیر نظر اساتیدى چون مهدى جامعى (استاد فلوت)، هوشنگ استوار كه دوره هارمونى، كنترپوان و فوگ را نزد ایشان فراگرفت. مجید كاربخش، ضمن تحصیل در هنرستان، فراگیرى و نواختم پیانو را نیز نزد سركار خانم شفیقه صدقى ادامه داد. وى حدود 18 سال با اركستر سمفونیك تهران همكارى كرد ودر حال حاضر همكارى صدیق، فعال و معلمى دلسوز در هنرستان عالى موسیقى پسران مشغول فعالیت است.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 29 مهر 1395  - 5:11 AM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 20

جستجو



در وبلاگ جاری
در كل اينترنت

نویسندگان

امکانات جانبی