online stats ژرفای مصرف

شنبه 15 اسفند 1388  ساعت 11:21 PM
 
نگاهي به مطالعات انجام شده در مورد شيوه‌هاي مصرف اين نظر را تقويت مي‌كند كه شيوه‌ي مصرف، يك طريقه‌ي مصرف الگويي و مدل‌واره است. الگويي بودن شيوه‌ي مصرف به اين معناست كه انتخاب كالاهاي مصرفي مادي و فرهنگي اگرچه يك انتخاب شخصي است و فرد مستقيماً و با اراده و خواست خود در ميان كالاهاي مصرفي دست به انتخاب مي‌زند و آن فرد با توجه به درآمد و امكانات مالي، قدرت خريد، قيمت كالا، ذوق و سليقه و علائق‌اش و نيز ارزش‌هايي كه به آن‌ها اتكاء و باور دارد دست به انتخاب مي‌زند اما از آن‌جا كه "انتخاب شخصي " تحت‌تأثير عوامل و متغيرهاي اجتماعي‌اي چون متغيرهاي اجتماعي -دموگرافيك (سن، جنس، محل تولد، نوع شغل و...) و متغيرهاي سبك زندگي، پايگاه اجتماعي، طبقه‌ي اجتماعي، قشربندي اجتماعي و ساير متغيرهاي اجتماعي اثرگذار بر شيوه‌ي تفكر، احساس و رفتار فرد است.

بنابراين انتخاب‌هاي شخصي وجه اجتماعي-فرهنگي پيدا مي‌كنند و در يك جامعه و متن يك فرهنگ، انتخاب‌هاي شخصي مدل‌واره و الگويي مي‌شوند و در يك جامعه انواعي از الگوهاي مصرف كه جنبه‌اي اجتماعي دارند نه فردي وجود دارند و تغييرات در الگوهاي مصرف تابعي از تغييرات در عوامل شكل‌دهنده و ابقاءكننده‌ي الگوهاي مصرف در آن جامعه است. در نتيجه اين فرض جدي مي‌نمايد كه "در يك جامعه‌ي آماري معين و در داخل افراد متعلق به يك قشر اجتماعي و پايگاه اجتماعي معين، تنها چند نوع الگوي مصرف وجود دارد و همه انتخاب‌هاي شخصي كالاهاي مصرفي مادي و فرهنگي در تبعيت و تحت‌تأثير الگوهاي مصرف غالب بر آن جامعه‌ي آماري معين صورت مي‌گيرند ".

از آن‌جا كه ميان انتخاب‌هاي شخصي افراد متعلق به يك جامعه‌ي آماري معين شباهت‌ها و تفاوت‌ها معنادار است، در نتيجه اين نظر را كه شيوه‌ي مصرف كالاها الگويي است تقويت مي‌كند.

در پژوهش انجام گرفته در آمريكا در سال 2007 براي بررسي رابطه‌ي ميان پايگاه اجتماعي و مصرف فرهنگي، يكي از نتايج حاصل از اين پيمايش از اين قرار بود كه مصرفكننده‌هاي كالاهاي فرهنگي در داخل شمار كوچكي از الگوهاي قابل تشخيص دسته‌بندي مي‌شوند. (آلدرسون، ژونيسبه، هكوك- 2007 : 6 تا 18) همچنين پژوهش‌گران توانسته‌اند از حيث متولوژيك شيوه‌هاي مصرف را با اتكاء تئوريك به يكي از نظريه‌هاي سنخ‌شناسانه به‌عنوان نظريه‌ي "همه چيزخوار- تكچيزخوار " با تحليل‌هاي آماري تبيين كنند. (همان) اين امر نيز عامل تقويت‌كننده‌ي الگويي و مدلواره بودن شيوه‌هاي مصرف بوده است.

شيوه‌هاي مصرف كالاهاي فرهنگي در يك پژوهش ديگر در انگلستان در سال 2006 با الگوسازي متدولوژيك توسط پژوهش‌گران در رابطه با پايگاه اجتماعي، درآمد و طبقه اجتماعي مورد بررسي و آزمون قرار گرفت و رابطه‌ي معنادار متغيرهاي فوق با شيوه‌هاي مصرف مدل‌واره شده اثبات گرديد. (وينگ چان، گلدروپ-2006: 8 تا 11)
در پژوهش ديگري كه در ژاپن در سال 2006 در مورد شيوه‌هاي تعديل ميزان مصرف در سال 1995 انجام گرفت، نتايج نشان دادند كه تعديل‌هاي ارادي در ميزان مصرف، الگويي و مدل‌واره بوده‌اند. (نانسايي، اينابا، كاگاوا، موريگوچي- 2007: 9 تا 11)



 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.
شنبه 15 اسفند 1388  ساعت 11:19 PM
 
1. با مرور اجمالي برخي از پژوهش‌هاي انجام شده در دو دهه‌ي اخير مي‏توان اين قصور را جدي تلقي كرد كه مصرف كالاها يك مصرف مدل‌واره و الگويي است و انتخاب شخصي كالاهاي مصرفي تابعي از الگوهاي مصرف است و به همين دليل به سهولت با تغييرات در هزينه‏ها (مخارج) و منابع (درآمد) قابل تغيير نيست و به عوامل متعددي بستگي دارد كه مجموعاً شرايط را براي تغيير يا اصلاح الگوهاي مصرف، پيچيده مي‏كنند و روند تغييرات در الگوهاي مصرف برخلاف امكان تغييرات سريع در هزينه‏ها و منابع منوط به وقوع تغييرات در مجموعه متغيرهاي مستقل اثرگذار بر الگوهاي مصرف و امري تدريجي است.

2. از ميان برخي متغيرهاي شكل‌دهنده و حفظ‌كننده و تغييردهنده‌ي الگوهاي مصرف، متغيرهايي چون پايگاه اجتماعي و سبك زندگي نسبت به ساير متغيرهاي اجتماعي-دموگرافيك مثل سن، جنس، محل تولد، درآمد و سطح تحصيلات تعيين‌كننده‏تر به نظر مي‏رسند.

3. "محاسبه و انتخاب شخصي " افراد در مصرف كالاها با الگوهاي مصرف رابطه معنا‏داري دارد و انتخاب شخصي افراد بر شيوه‌ي مصرف‌شان مؤثر است اما محاسبه و انتخاب شخصي به تنهايي تعيين‏كننده نيست و تنها در ذيل ساير عوامل اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي مي‏تواند در جهت تغيير الگوي مصرف مؤثر واقع شود و به نظر مي‏رسد تأثيرات آن براي تغيير الگوي مصرف، تعيين‏كننده و بنيادي نيست و از تأثيرات عواملي چون پايگاه اجتماعي و سبك زندگي كمتر است.


 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.
شنبه 15 اسفند 1388  ساعت 11:17 PM

 

ا وجود تلاش هاي فراواني كه پس از انقلاب براي تربيت افراد شايسته در وزارت آموزش و پرورش صورت گرفته است، متاسفانه هنوز ضعف هاي اساسي وجود دارد كه دلايل عمده اين ضعف ها در دست كم گرفتن نقش آموزش و پرورش در پيشرفت و تعالي جامعه ايراني مي باشد. اين امر سبب گرديده است تا تصميم سازي ها، تصميم گيري ها، هدف گذاري ها و برنامه ريزي هاي اين تاثير گذارترين وزارتخانه در تمامي شئون فردي و اجتماعي، به دست افرادي سپرده شود كه بعضا حتي خود براي اين امور، آموزشي نديده اند. مروري بر محتواي كتاب هاي درسي، امكانات و تجهيزات، توانمندي هاي بعضي معلمان، حقوق و امكانات رفاهي آنان و از همه مهم تر نگاهي به انگيزه آنان، به وضوح اين ادعارا به اثبات مي رساند. با توجه به ضيق فرصت و جهت اجتناب از انحراف در موضوع، بررسي وضعيت آموزش و پرورش را به فرصتي ديگر و ترجيحا به عهده افراد ديگر مي گذارم. البته نبايد فشار هاي روحي و رواني حاكم بر جو، خصوصا در سال هاي آخر دبيرستان را كه نتيجه مستقيم وجود غول بسيار وحشتناك كنكور مي باشد فراموش كرد. غولي كه علاوه بر ايجاد سرگرداني براي مسوولان وزارت آموزش وپرورش، راه سوء استفاده سوداگران را نيز به راحتي باز كرده است. مسووليت به وجود آمدن اين غول، تماما به عهده وزارت علوم، تحقيقات و فناوري مي باشد كه خوشبختانه دولت فعلي تصميم جدي براي از بين بردن آن گرفته است كه اميدوارم با ياري پروردگار متعال موفق گردد.

عامل بعدي و بسيار تاثير گذار براي نيل به هدف تربيت نيروي متخصص و كارآمد، وجود استاد با انرژي و شاداب و داراي دانش علمي و عملي كافي مي باشد. تربيت و به كارگيري استاداني با اين مشخصه ها به عهده وزارت علوم، تحقيقات و فناوري مي باشد. فراهم آوردن امكانات رفاهي، فضاي لازم، تجهيزات و لوازم مورد نياز آموزشي و پژوهشي كه از عوامل ضروري براي تربيت نيروي متخصص با كفايت است، نيز به عهده وزارت علوم، تحقيقات و فناوري مي باشد.

فرايند بعدي در تربيت نيروي متخصص، مرحله اي است كه بايد با صرف عوامل اوليه، منجر به توليد مهندسي با توانمندي ها و كارآيي لازم گردد. هرچند اجراي اين مرحله بايد تحت اداره و نظارت يك سازمان مانند وزارت علوم، تحقيقات و فناوري انجام شود، ولي تدوين برنامه ها بايد با همكاري مستمر و مشاركت موثر ارگان ها و سازمان هايي باشد كه قرار است از خدمات مهندسان بهره مند شوند.



 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.
شنبه 15 اسفند 1388  ساعت 11:15 PM

فضاي سايبر محيط الكترونيكي واقعي است كه ارتباطات انساني به شيوه‌ ‌اي سريع، فراتر از مرزهاي جغرافيايي و با ابزار خاص خود؛ در آن زنده و‌‌ ‌مستقيم روي مي‌دهد. قيد “واقعي”، مانع از اين رو است كه تصور شود مجازي بودن‌ ‌اين فضا به معناي غير واقعي بودن آن است؛ چرا كه در اين فضا نيز همان‌ ‌ويژگي‌هاي تعاملات انساني در دنياي خارج همچون مسئوليت وجود دارد. ضمن‌‌ ‌اينكه فضاي سايبر در واقع يك “محيط” است كه ارتباطات در آن انجام مي‌شود‌؛ ‌نه صرفاً مجموعه اي از ارتباطات. از سوي ديگر، اين ارتباطات گرچه ممكن است‌‌ ‌در همه حال بر خط‌ (On Line) نباشد، ولي زنده و واقعي و مستقيم است. از اين‌‌ ‌رو، تاثير و تاثر بالايي در اين روابط رخ مي‌دهد. ‌

از جمله مهمترين اعتيادهاي‌ ‌مجازي، استفاده بيش از حد از اينترنت است تا آنجا كه بدون استفاده از آن‌‌ ‌فرد احساس كمبود مي‌كند و روابط او با محيط متاثر از استفاده مكرر و‌ ‌ديوانه وار فرد شده، از حالت عادي خارج مي‌شود. ‌

نبود روابط پايدار و‌ ‌صميمي‌با ديگران، نداشتن اعتماد به نفس و به طور كلي شكست در عرصه‌هاي‌‌ ‌گوناگون زندگي، زمينه را براي اعتياد افراد به اينترنت فراهم مي‌كند. ‌نتايج پژوهش يانگدر اين زمينه نشان داد كه يكي از دلايل مهم‌‌ ‌اعتياد در فضاي سايبر در افرادي كه روابط عمومي‌كمتري دارند، به دست آوردن‌‌ ‌حمايت‌هاي اجتماعي است؛ زيرا حمايت‌هاي اجتماعي با اعمالي چون ورود به‌ ‌اتاق گپ زني در ميان اعضا در فضاي سايبر زودتر به وجود مي‌آيد.


 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.