online stats ژرفای مصرف

جمعه 14 اسفند 1388  ساعت 10:49 PM
 
بعنوان مثال؛ درحاليكه طهارت درساير اديان مفهوم چنداني ندارد. فرهنگ اسلامي رعايت پاكي و غسل و وضو را بعنوان يك واجب عيني مورد تاكيد قرارداده و حضور افراد مختلف، اعم از محرم و نامحرم و حتي پدر و مادرو فرزندان دريك اتاق براي استراحت و خواب را نهي كرده است . و اين به معناي لزوم استفاده بيشتر از آب براي پاك شدن از نجاست و مصرف بيشتر انرژي براي بهره مندي از سيستم سرمايش و گرمايش اتاق ها و متقابلاً مصرف بيشتر منابع است يا فرهنگ ايراني و اسلامي همواره بر ضرورت توسعه و نگهداري فضاي سبز درمحيط زندگي يا بهره مندي از موهبت نگاه به آب به عنوان يكي از موثرترين عوامل نشاط و شادابي، ياد كرده است و ساخت حوض و آبنما درخانه ها و محيط هاي شهري را به يك فرهنگ مبدل ساخته و اين در حاليست كه شبكه آب آشاميدني و غير آشاميدني شهرها همچنان تفكيك نشده باقي مانده است.
    نكته قابل تامل ديگر اين است كه براي تحقق اين هدف گرانبها و ارزشمند يعني صرفه جويي درمصرف منابع خدادادي كه همواره در ادبيات اسلامي بعنوان يك ارزش اساسي مورد تاكيد قرارگرفته، اين امكان وجود ندارد كه تنها به طرح مسائل شعاري و يا اقدامات كوتاه مدت و حاشيه اي بسنده نموده و از پرداختن به ريشه ها غفلت نماييم.
    علاوه بر اين ضرورت فرهنگ سازي و تعامل متقابل بين مردم و مسئولين از الزامات ضروري كار به شمار مي روند و طبيعتا رسانه ها و نهادهاي اجتماعي و بخصوص آموزشي نيز در اين زمينه از جايگاه و اهميت ويژه اي برخوردارند. بديهي است كه مشكلات و موانع به همين مقدار حجم ختم نمي شود، بنابراين تحقق اين هدف كار دراز مدتي است كه خود به سرمايه گذاري در ابعاد مختلف مادي و معنوي نياز دارد و براي اين منظور بايد راهبردهاي مشخص و روشني را تعريف و الگوهاي مناسبي را طراحي نمود.
    براي ترسيم تصوير مناسب و ملموس تر از اين هدف، در اين مقاله تلاش شده تا با نگاهي چند بعدي به موضوع، به اهميت و ضرورت سرمايه گذاري در اين زمينه اشاره وحتي المقدور مصاديق و راهكارهايي نيز ارائه گردد.


 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.
جمعه 14 اسفند 1388  ساعت 10:48 PM


نتايج بررسي هاي صورت گرفته و داده هاي آماري بيانگر اين مطلب است كه بعنوان مثال: در زمينه برق بيش از 04درصد از برق مصرفي كشور قبل از مصرف در شبكه غيراستاندارد و نامناسب توزيع به هدر مي رود. آب نيز از وضعيت بهتري برخوردار نيست و حدود 22درصد آن به هنگام مصرف و در همين حدود و چه بسا بيشتر در شبكه فرسوده توزيع از بين مي رود، حتي در بخش توليدات كشاورزي نيز گفته ها حكايت از آن دارد كه حدود 52درصد از محصولات كشاورزي به علت توليد نامناسب در مسير كاشت و داشت و برداشت، كيفيت خود را از دست داده و بعنوان محصول نامرغوب از چرخه مصرف خارج مي شود، البته اين ضايعات و هدر رفت منابع، بجز مواردي است كه براثر توزيع فله اي يا بسته بندي نامناسب صورت مي گيرد.
    علاوه بر اين بايد به مشكلات ريشه دار ديگري مانند بي برنامگي در توليد محصولاتي مانند سيب زميني و پياز كه يكسال با كمبود و سال ديگر با مازاد مصرف مواجه است يا صادرات بدون برنامه و غيراصولي كه گاهي منجر به جلوگيري از خروج كالاو فاسد شدن يا تلف شدن كالامي شود و همچنان لاينحل باقي مانده اند، نيز اشاره كرد.
    متاسفانه از ديرباز مشكل تا جايي مورد غفلت قرار گرفته و ريشه دوانده كه حتي مواردي مانند، محصولات وارداتي را نيز شامل مي شود، زيرا به اعتراف مسئولين ذيربط، حدود 21درصد از كالاهاي وارداتي به كشور در جريان حمل و نقل و جابجايي كالااز بين مي رود كه بخش قابل توجهي از آن به علت فرسودگي بيش از حد ناوگان حمل و نقل و بخشي از آن به علت غيراستاندارد بودن شبكه جاده اي و قسمتي نيز به علت مشكلات موجود در سيستم هاي بارگيري، تخليه و ساير عوامل مشابه صورت مي گيرد.
    حال اين سوال مطرح است كه مقصر كيست؟ چگونه مي شود اين وضعيت را سامان بخشيد؟ و واقعاً چه مقدار ازاين اسراف ها را مي توان متوجه دولت دانست و چه مقدار از آن را به مردم نسبت داد؟ و اصولاچه مقدار از اين مصرف را مي توان مصداق اسراف دانست؟ چرا كه صرفنظر از همه مشكلات و ضعفهاي مورد اشاره در سيستمهاي اجرايي و نحوه مصرف مردم، شرايط و فرهنگ ايراني و اسلامي نيز تابع ضوابط و شرايطي است كه امكان قياس بين ايران و ساير كشورها را منتفي مي سازد.


 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.
جمعه 14 اسفند 1388  ساعت 10:46 PM
 
بحث اصلاح الگوي مصرف مربوط به امروز و فردا نيست بلكه اصلاح الگوي مصرف يك ضرورت است كه بايد شروع شود. ما مي توانيم امسال را يك نقطه عطفي در استفاده از منابع خود بدانيم و بايد به اين امر احاطه داشته باشيم كه شرايط جهان امروز ما را به اين كار وادار نكرده است بلكه آموزه هاي ديني وفرهنگي ما اين ضرورت را براي ما ايجاد كرده است وبايد اين مطلب را بدانيم كه ما يكي از دستوراتي راكه خداوند داده است كمتر به آن توجه نموده ايم همين اسراف نكردن و قناعت است.توليد ومصرف دو روي يك سكه هستند به اين معنا كه اگر بخواهيم به رشد اقتصادي دست يابيم بايد از همان مرحله توليد وتوزيع الگوي مصرف خود را اصلاح نماييم . به عنوان مثال اگر بخواهيم با ديگر توليد كنندگان خودرو رقابت كنيم بايد در منابع توليدي خود نيز مصرف را اصلاح كنيم كه اين امر مستلزم تكنولوژي به روز است تا بتوانيم در صحنه رقابت با ديگران بمانيم. اين مطلب را نيز بايد خاطرنشان كرد كه اصلاح الگوي مصرف در مرحله توليد ، توزيع، و مصرف كالاي نهايي نيازمند قواعد ومقرراتي است كه دولت وحكومت آنها را تدوين مي نمايد.
    اصلاح الگوي مصرف يعني حداكثر تلاش و حداقل مصرف به اين معنا كه اگر جامعه اسلامي ما مي خواهد به آن قله هاي علم و فرهنگ وانسانيت دست يابد بايد تلاش خود را مضاعف نمايد و مصرف خود را كاهش دهد. كه مي توان در اين باره حضرت علي (ع) را به عنوان مثال بارزي معرفي كرد.دردنياي امروز جوامعي وجود دارد كه ويژگي قالب در آن ها مصرف گرايي است كه به جوامع مصرفي شهرت يافته اند.
     ولي بايد گفت جامعه اي كه ويژگي آن توليد و بالفعل سازي توانايي ها باشد متعادل و رشد يابنده خواهد بود وتوليد به اين معنا است كه توانايي هايي كه خداوند در اختيار بشر قرار داده است بالفعل شود. بنابر اين جوامع مصرفي دچار يكسري آسيب هاي جدي هستند كه بخش زيادي از آنها مي تواند به عوامل وپديده هاي بيروني ارتباط يابد اما بعد از گذشت مدت زماني اين عوامل وپديده ها دروني مي شوند.
    مطمئنا هر فرد بايد حاكم و ناظر براعمال خودش باشد ولي نقش دولت و حاكميت و مديريت نقش كاملابرجسته اي است. لذا دولت بايد قوانين وقواعدي را تدوين نمايد كه منجر به افزايش توليد شود كه اين افزايش توليد در نهايت منجر به افزايش صادرات وكاهش واردات خواهد شد. از طرفي دولت بايد قوانين و مقررات وبرنامه هايي را براي حمايت از اقشار آسيب پذير جامعه تدوين نمايد كه به عنوان مثال مي توان هدفمند كردن يارانه هارا نام برد.


 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.
جمعه 14 اسفند 1388  ساعت 10:44 PM
 
گفتمان عدالت و پيشرفت با پيش نياز اصلاح الگوي مصرف اولين لازمه اش ادبيات است.
    برخاست گاه هاي ادبيات منطبق با اين گفتمان را بايد با مطالعه مورد بررسي قرار داد، شناخت و استخراج كرد و منتشر نمود. عدالت و پيشرفت با پيش نياز اصلاح الگوي مصرف، به خودي خود نمي توانند حركت كنند، رنگ و بوي جامعه را تغيير دهند و اهداف مورد نظر را تامين نمايند. در زبان شناسي، بر تاثير حرف و واژگان تاكيد مي شود، استخدام واژگان متناسب با گفتمان و اهداف گفتماني، يكي از روش هاي اساسي براي به حركت در آوردن كاروان عدالت و پيشرفت است.
    پس شكل گيري ادبيات مناسب با گفتمان دهه چهارم انقلاب اسلامي اولين بستر مناسب در به حركت درآوردن اين كاروان است.
    سرچشمه هاي ادبيات مورد نياز، دين و دانش و فرهنگ عمومي يا همان فرهنگ عامه است. اين ادبيات داراي سه سطح است كه ابعاد مختلف گفتمان را پاسخ گويي مي كند:
    الف) سطح علمي آموزشي؛ ادبيات در اين سطح كاركرد آموزشي دارد، آموزش در مدارس و دانشگاه ها و ديگر مراكز آموزشي، همچنين مسئوليت برقراري ارتباط فراملي را به عهده مي گيرد و تبادل دانش و فن لازم براي شرايط جديد جامعه را مساعدت مي كند. در مقابل هجمه و تهديدات احتمالي عليه گفتمان مددرساني كرده و شرايط لازم براي دفع آن ها را مي سازد.
    ب) سطح ساختار ارتباطي ازطريق رسانه ها؛ ادبيات در اين جايگاه تسهيل كننده زمينه براي شكل گيري پيام هاي مختلف رسانه اي است. رسانه ها اگرچه از ادبيات بالادستي (علمي آموزشي) بهره برمي گيرند و نيازهاي خود را از ادبيات عامه نيز تامين مي كنند، اما خود داراي ويژگي ها و اقتضائاتي اند كه سطحي از ادبيات را شكل مي دهند و با آن فعاليت مي كنند.
    اين ادبيات توانايي انتقال دو طرفه پيام از سطح علمي به سطح عامه و از عامه به سطح علمي را داراست.
    ج) سطح عامه؛ ادبيات در زبان و زندگي عمومي يك جامعه داراي سطح و جايگاه خاص خود است، اين ادبيات توانايي بيشتر و بهتري براي حمل احساسات، عواطف، هيجانات و جنبه هاي عاطفي ارتباطات اجتماعي افراد داراست. اين سطح از ادبيات امكان بهره گيري از گويش ها، آيين ها و توانمندي هاي بومي اقوام و گروه هاي مختلف يك جامعه را بيشتر از سطوح ديگر دارد.
    اگرچه در نگاه پيشرفته به نظام و ادبيات علمي آموزشي، صاحب نظران بر اين باورند كه بهره گيري از سطح ادبيات عامه برتري خود را نشان داده است و بايد از آن غفلت نكرد. اما به هويت مستقل آن نمي توان بي اعتنا بود، بلكه با نگاه و توجه به هويت مستقل، مي توان از آن در سطح علمي آموزشي بهترين بهره را گرفت.
    از اين رو لازم است در برنامه ريزي هاي مختلف، لايه هاي سه گانه را درنظر داشت. يعني صرفاً اين مراكز علمي محض در سطح كلان نباشند كه دسترسي به اعتبار، امكانات و فرصت هاي مختلف را براي انجام كار داشته باشند و مراكز ديگر از هيچگونه امكاني بهره مند نگردند. لازم است فرصت سازي براي تحرك مراكز و گروه ها در تمام سطوح صورت بگيرد وهيچ بهانه اي براي سلب مسئوليت از كسي وجود نداشته باشد تا همه استعداد و امكانات و توانمندي ها در اين راه بسيج شوند و پوشش همه جانبه اي در تمام سطوح به وجود آيد.
    ادبيات موردنظر اين گفتمان بايد تبيين كننده مباني نظري و عملي آن باشد و پاسخ گويي به نيازهاي نظري و اجرايي و عملي آن را همراه با هم پي بگيرد. به عبارتي اين ادبيات بايد از فكر تا رفتار را پوشش دهد و همه جانبگي خود را به رخ بكشد و همواره تسهيل كننده حركت بوده و درون زايي در روش عمل را ممكن سازد.


 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.