السلام علیک یا صاحب الزمان
موضوعات
مهدویت
اخلاق
ولایت
قرآن
شعر
دیگر موارد
تعداد مطالب : 375پست
آخرین بروز رسانی : شنبه 29 مهر 1396 
بازدید کل : 30501بازدید
تعداد کل نظرات : 5نظر
تاریخ تاسیس وبلاگ : یک شنبه 7 تیر 1394 
روزى که دوستانت مسرورند
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

روزى که دوستانت مسرورند

امام زمان

ظهور حضرت وسرور یاران او ونابودى دشمنانش، گامهایى است بسوى تحقق واجراى دین الهى که هدف از خلقت انسان است. براى تحقق حکم خدا، ابتدا باید بدعتها معرفى واز میان برداشته شوند، وآنجاست که دین خدا با همان طراوت وتازگى همیشه جلوه مى کند. آن روز است که دستورات الهى بدون ترس از هیچ ظالمى عرضه مى شود وهر مطلب حقّى علناً اظهار مى شود واین بالاترین آرزوى انبیا واولیاى خدا بوده است. در دعاها به ما آموخته اند که بگوییم:

اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ الدّاعِى إِلى کِتابِکَ والْقائِمَ بِدینِکَ، مَکِّنْ لَهُ دینَهُ الَّذِى ارْتَضَیْتَهُ لَهُ...

خدایا حضرت مهدى علیه السلام را دعوت کننده به قرآنت وبپا دارنده دینت قرار ده، ودر دینت که مورد رضاى تو است به او امکان بده.

خدایا دینت را به دست او ظاهر فرما تا دین تو بوسیله او وبدست او به تازگى وشادابى بازگردد و حق بصورت خالص عرضه گردد و باطل دور انداخته شود.

خدایا به نور او هر ظلمتى را نورانى کن و با پایه استوار او هر بدعتى را فرو بریز و با عزت او هر گمراهى را منهدم فرما.

خدایا بدست او دینت و سنت پیامبرت را ظاهر فرما تا چیزى از حق از بندگانت مخفى نشود. خدایا حق را با او بپادار و باطل را خرد کن و سنتهاى پیامبران را بوسیله او زنده فرما و حکم بیامبرت را احیا کن و آنچه از دینت محو شده و آنچه از احکامت تغییر یافته بوسیله او تجدید فرما، تا آنکه دین تو توسط او و بدست او به حالت اصلى تر و تازه و خالص و صحیح خود بازگردد، بطورى که انحراف و بدعتى در آن نباشد.

خدایا چنان فراهم کن که او هر باطلى را بیابد پاره پاره کند وحق را بر کرسى بنشاند وآن را محقق سازد. خدایا او را تجدید کننده آنچه معطل مانده از احکام کتابت وبر پا کننده آنچه از پرچمها وعلائم دین وسنت پیامبر صلى اللَّه علیه وآله وارد شده قرارده

خدایا دین را بعد از گوشه گیر شدن بدست او عزت عنایت کن و حق را پس از خاموشى بدست او مورد اطاعت قرار ده و ظلمت را بدست او یه درخشندگى تبدیل کن و غم و غصّه را بدست او زایل فرما.

خدایا بوسیله ولی ات قرآن را زنده کن و حدود تعطیل شده و احکام مهمل مانده را بدست او بپادار، بطورى که حقى باقى نماند مگر آنکه علنى شود.

خدایا چنان فراهم کن که او هر باطلى را بیابد پاره پاره کند و حق را بر کرسى بنشاند و آن را محقق سازد. خدایا او را تجدید کننده آنچه معطل مانده از احکام کتابت و بر پا کننده آنچه از پرچمها و علائم دین و سنت پیامبر صلى اللَّه علیه وآله وارد شده قرارده.

بخش مهدویت تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 
ساعت : 8:27 AM
لینک ثابت
ای سایه بان دل های سوخته
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

ای سایه بان دل های سوخته

امام زمان

ای سایبان دل‌های سوخته! و ای انتظار اشک‌های به هم دوخته!

به او می‌گویم چه زیبا مولا علی(علیه‌السلام) فرمود: «الانتظار أشد من الموت: انتظار، جانکاه‌تر از مرگ است.»

ای عدل منتظر و ای حاضر ناظر! چشم‌ها به تو دوخته شده و منتظران حقیقت همچون شمعی تا صبح ظهور در غم هجرانت می‌سوزند. چه سخت و گران است بر من اینکه ببینم همه خلق را، و تو را نبینم. «عزیز علیّ أن أری الخلق و لا تری.» هر آدینه که می‌رسد، دل بهانه تو را می‌گیرد و ما لب‌ها را با «ندبه» و «کمیل» متبرک کرده و رو به دریای انتظار، به انتظار طلوع آفتاب می‌نشینیم.

ای ساقی فرج! چشم‌ها آنقدر در فراق تو اشک ریخته و انتظار کشیده، دست‌ها آنقدر طلب نور کرده و خالی مانده، دوش‌ها آنقدر تازیانه سنگین اهانت را بر پیکره باورهای دینی تحمل کرده که دگر توان از کف داده. مولای من! کجا هستی که دوستانت را عزت بخشی و دشمنانت را ذلیل و خوار کنی: «این معز الاولیاء و مذل الاعداء.» ای سایبان دل‌های سوخته! و ای انتظار اشک‌های به هم دوخته! عاشقانت هر جمعه دیدگان خود را با اشک می‌آرایند و دلشان را نذر تو می‌کنند. هر صبح با مولایشان تجدید میثاق می‌کنند. کاروان دل را به غروب می‌برند، زبان را به ذکر فرج مشغول می‌دارند و بر سجاده انتظار نشسته و انتظار بر دوش می‌کشند، تا شاید دعایشان مستجاب شود و معشوق گوشه چشمی به آنها کند.

صاحب‌الزمان! ای تمام آرزوی من! ای غائب غیبت‌نشین! توان سخن گفتن را از دست داده‌ام. از این غروب بی‌طلوع به ستوه آمده‌ام. ای مهربان! به معصیت و ناسپاسیم اعتراف می‌کنم

ای تجدید کننده احکام تعطیل شده! و ای طلب کننده خون شهید کربلا! کجا هستی؟

”‌ ای ساقی فرج! چشم‌ها آنقدر در فراق تو اشک ریخته و انتظار كشیده، دست‌ها آنقدر طلب نور كرده و خالی مانده، دوش‌ها آنقدر تازیانه سنگین اهانت را بر پیكره باورهای دینی تحمل كرده كه دگر توان از كف داده. مولای من! كجا هستی كه دوستانت را عزت بخشی و دشمنانت را ذلیل و خوار كنی: «این معز الاولیاء ومذل الاعداء» “

بیا و دیدگان را با ظهورت مزین کن و دریای محبت را بر دل مشتاقان جاری کن. ای چشمه عدالت! طولانی بودن انتظارت ما را به خطا کشانده است. دیگر عصر جمعه دل‌ها نمی‌گیرد. چشمها نگاهشان را به رایگان می‌فروشند. بازار معامله پایاپای قلب‌های سکه‌ای، در برابر قلب‌های سپید بسیار داغ است.

چقدر مردم بر گردنشان قلب‌های سکه‌ای آویزان کرده‌اند؟ ای کاش می‌دانستم در کدامین سرزمین قرار داری: «لیت شعری. این استقرت بک النوی، بل أی ارض تقلک او ثری.» ای بلندای نیکی! دوست دارم هر آدینه که می‌رسد، ندبه‌های زائرانت را دانه دانه در جام جمع کنم و از آن قلب بلوری بسازم و هنگام ظهورت با قلبی بلوری به استقبالت بیایم. مولای من! کی می‌شود که تو ما را ببینی و ما تو را ببینیم و کی می‌شود که این گفته مصداق پیدا کند که: «متی ترانا و نراک.»

هر جمعه دوباره سلام، دوباره ندبه، دوباره حسرت و آه، انتظار، غروب، ‌غریبی. دوباره زخم کهنه جدائیم عود می‌کند. امانم بریده است. خصمان درونی و بیرونی، روحم را در زنجیر غفلت به بند کشیده‌اند. برای درمان دردم راه را به خطا رفته‌ام. مرا دریاب یا صاحب‌الزمان! ای تمام آرزوی من! ای غائب غیبت‌نشین! توان سخن گفتن را از دست داده‌ام. از این غروب بی‌طلوع به ستوه آمده‌ام. ای مهربان! به معصیت و ناسپاسیم اعتراف می‌کنم.

ای عدل منتظر و ای حاضر ناظر! چشم‌ها به تو دوخته شده و منتظران حقیقت همچون شمعی تا صبح ظهور در غم هجرانت می‌سوزند. چه سخت و گران است بر من اینکه ببینم همه خلق را، و تو را نبینم. «عزیز علیّ أن أری الخلق و لا تری.» هر آدینه که می‌رسد، دل بهانه تو را می‌گیرد و ما لب‌ها را با «ندبه» و «کمیل» متبرک کرده و رو به دریای انتظار، به انتظار طلوع آفتاب می‌نشینیم

دستان ناامیدم را که در بند شیطان است، امید بخش و افق فکرم را به سمت عرفان و معرفت جهت ده. نادم و پشیمانم و با کوله‌باری از دلتنگی زمانه که پشتم را خم کرده سر تعظیم فرود می‌آورم و ادای احترام می‌کنم. ای با شکوه! ای هستی شیعه! فریاد بی‌‌کسی‌هایم را بشنو. قلب شکسته‌ام را درمان کن، اگر چه بارها عهدشکنی کرده‌ام، اگر چه در کلاس درس تو همیشه غائب بوده‌ام، اگرچه پشت به اقیانوس محبتت کرده‌ام، حال همچو برگ خزانی که اسیر زمستان سرد و تاریک شده، با دستان خالی و پشتی خمیده در محضرت زانوی ادب خم کرده و به انتظار پاسخ در سکوتی مبهم به سر می‌برم تا اینکه جوابم را بدهی و باران رحمتت را بر قلب محزونم بباری.

بخش مهدویت تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 
ساعت : 8:25 AM
لینک ثابت
منتظران چگونه دعا می کنند؟
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

منتظران چگونه دعا می کنند؟

 

امام زمان

دعا آموزه زیبای الهی است که در پرورش آدمی و رساندن او به مقام قرب ربوبی اهمیت بالایی دارد. این اهمیت تا جایی است که قرآن کریم به شیوه‌های گوناگون، انسان را به دعا و تضرّع به درگاه الهی تشویق کرده است. از آن جمله، در آیه‌ای دعا را عبادت نامیده (1) و در آیه دیگر، دعا را ملاک ارزش انسان و میزان توجه پروردگار قرار داده است. (2) در روایات اهل‌بیت علیهم السلام نیز علاوه بر تأکید به اصل دعا و تضّرع به درگاه الهی، بر مقدّمات دعا، آداب و شرایط آن و مهمتر از همه، بر کیفیت دعا تأکید فراوانی شده است. مواردی از قبیل تضرّع در دعا، (3) خلوت کردن، (4) عدم تکلّف در دعا (5)، حضور قلب (6)، انقطاع از غیر خدا (7) و موارد بسیار دیگری از آداب دعا و کیفیت انجام آن، در روایات اهل بیت علیهم السلام بیان شده است.

بی‌شک، در عصر ما که عصر غیبت کبرای امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است، یکی از وظایف منتظران، دعا برای وجود آن حضرت، مخصوصاً برای تعجیل در فرج آن بزرگوار است. همچنان‌كه این نكته در کلمات و فرامین گهربار رسول اکرم (ص) و ائمه اطهار علیهم السلام نیز مورد تأکید قرار گرفته است؛ وجود مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هم می‌فرمایند: «و اکثروا الدعا بتعجیل الفرج فان ذلک فرجکم...؛ (8) برای فرج من بسیار دعا کنید که فرج و گشایش کار شما همان است.» اما به نظر می‌رسد منتظر حقیقی، جدای از رعایت آداب و شرایطی که در روایات اسلامی برای دعا ذکر شده است، باید به چند نکته مهم و کلیدی در این امر مهم توجه بیشتری داشته باشد؛ چرا که اگر این امور، آن‌گونه که باید و شاید در مراحل دعای منتظر در نظر گرفته نشود، کمال ادب او نسبت به ساحت مقدس امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف رعایت نشده است.

1-   درخواست شناخت آن حضرت از خداوند

گرچه خداوند، نعمت‌های فراوانی را نصیب بندگان خویش نموده است، ولی بعضی از نعمت‌ها را بر برخی دیگر برتری داده و آنها را بزرگ شمرده است. در آیه شریفه 269 سوره بقره می‌خوانیم: وَمَن یُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْرًا كَثِیرًا؛ «هر کس به او حکمت داده شد، قطعاً خیر کثیر به او داده شده است.» در ذیل این آیه شریفه، روایت زیبایی از امام صادق علیه السلام وارد شده است که ایشان، حکمت را طاعت خداوند و معرفت امام علیه السلام معرفی نموده‌اند. (9) با این بیان، شایسته است که منتظر در رأس دعاهایی که برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌نماید، معرفت آن حضرت را از خداوند متعال درخواست كند. این آموزه دینی در مضامین بلند برخی دعاها نیز مشهود است. از جمله دعای مشهور «اللهم عرِّفنی نفسک...» (10) که در آن از خداوند می‌خواهیم حجت خود را به ما بشناساند، تا از دین خود گمراه نشویم.

منتظر واقعی،دعا کردن برای امامش علیه السلام را در حقیقت،شکر صاحب نعمت خود می‌داند.هر چند او خود را مدیون امام زمان (عج) می‌داند و عاجز از ادای شکر ایشان است ولی می‌تواند در ارتباط بین خود و خدایش خالصانه برای او دعا کند. چنانچه امام سجاد علیه السلام به این مهم اشاره کرده و فرموده‌اند:«... از حقوق کسی که به تو خوبی کرده،این است که در ارتباط بین خود و خدای عزوجل،خالصانه برای او دعا کنی.اگر چنین کردی،به صورت پنهان و آشکار،شکر او را به جای آورده‌ای

لازم به ذکر است که محبت حقیقی حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف هم جز با شناخت آن بزرگوار محقق نمی‌شود. طبیعی است که انسان وقتی چیزی را نشناسد و خواص آن را نداند و به مراتب نیاز خود به آن آگاهی نداشته باشد، آن را دوست نمی‌دارد. اما پس از شناخت نتایج و درک احتیاج خود به آن، نمی‌تواند آن را دوست نداشته باشد. وقتی آدمی عظمت و شخصیت و مقام بلند کسی را بشناسد و خود را سراپا نیازمند به او ببیند، محبّ او می‌شود و با افزایش معرفت و شناخت او، محبت نیز شدیدتر خواهد شد. بر همین اساس و به فرموده اهل‌بیت علیهم السلام: «انسان مؤمنی که حق امام خود را بشناسد و بمیرد، اگر چه مرگ او در بسترش باشد، ثواب و اجر شهید را خواهد داشت.» (11) پس شایسته است که منتظر حضرت، در کنار دعای برای تعجیل ظهور آن بزرگوار، همواره از خداوند بخواهد تا شناخت ایشان را نصیب او نماید.

 

2-  پرهیز از درخواست شتاب زدگی در تحقق امر ظهور

یکی از آداب دعا این است که دعا کننده از دعا کردن خسته نشود و حاجت خود را به طور مکرّر بخواهد؛ همان‌گونه که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرماید: «خداوند درخواست کننده مُصرّ را دوست دارد.» (12) اما از طرفی باید توجه داشت که این اصرار به معنی عجله کردن در اجابت نیست. منتظر حقیقی، در عین حال که برای ظهور آن حضرت دعا می‌کند، از عجله کردن پرهیز می‌نماید؛ چرا که یکی از آسیب‌های مهمی که روایات نیز فراوان به آن هشدار داده‌اند، عجله داشتن در تحقق امر ظهور است. امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: «انما هلک الناس من استعجالهم لهذا الامر، انّ الله لایعجل لعجلة العباد، انّ لهذا الامر غایة ینتهی الیها، فلو قد بلغوها لم یستقدموا ساعة و لم یستاخروا؛ (13) عجله کردن مردم برای امر ظهور، آنها را هلاک می‌سازد. خداوند به جهت شتاب مردم عجله نمی‌کند. برای این امر، مدتی است که باید پایان پذیرد. هنگامی که به آن رسیدند، نمی‌توانند ساعتی آن را جلوتر یا عقب‌تر بیندازند.»

شایسته است که منتظر در رأس دعاهایی که برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌نماید، معرفت آن حضرت را از خداوند متعال درخواست كند. این آموزه دینی در مضامین بلند برخی دعاها نیز مشهود است. از جمله دعای مشهور «اللهم عرِّفنی نفسک...»که در آن از خداوند می‌خواهیم حجت خود را به ما بشناساند، تا از دین خود گمراه نشویم

3-  همراهی دعا و عمل

منتظر واقعی، دعا کردن برای امامش علیه السلام را در حقیقت، شکر صاحب نعمت خود می‌داند. هر چند او خود را مدیون امام زمان (عج) می‌داند و عاجز از ادای شکر ایشان است ولی می‌تواند در ارتباط بین خود و خدایش خالصانه برای او دعا کند. چنانچه امام سجاد علیه السلام به این مهم اشاره کرده و فرموده‌اند: «... از حقوق کسی که به تو خوبی کرده، این است که در ارتباط بین خود و خدای عزوجل، خالصانه برای او دعا کنی. اگر چنین کردی، به صورت پنهان و آشکار، شکر او را به جای آورده‌ای.» (14) اما در عین حال، از همراه نمودن دعا با عمل صالح غافل نیست، آن هم عملی که مورد قبول حضرت ولی عصر (عج) باشد. در پیامی که امام مهدی(عج) از طریق شیخ مفید برای شیعیان فرستاده‌اند، تأکید فرموده‌اند: «فما یحبسنا عنهم الاّ ما یتّصل بنا مما نکرهه و لا نؤثره منهم؛ (15) چیزی ما را از شیعیان، پنهان نساخته مگر آن دسته از کردارشان که بر ما ناخوشایند است و از ایشان توقع نداریم.»

بدون تردید یکی از مهم‌ترین علل محرومیت از فیض دیدار حضرت مهدی (عج) در زمان غیبت، آلودگی‌های روحی و گناهان اخلاقی است. بدیهی است که دعا برای سلامتی و فرج حضرت، و درخواست دیدار آن بزرگوار از خداوند، جز با پالایش روح و جسم و جان میسر نیست.

خلاصه این‌که منتظر امام عصر (عج) با رعایت آداب دعا برای امام، در واقع، ادب خویش نسبت به آن بزرگوار را ابراز نموده و راه سعادت و نجات از سختی‌های دوران غیبت را از خداوند درخواست می‌نماید.

 

پی نوشت:

 1- سوره مؤمن/ 60.

 2- سوره فرقان/ 77.

 3- وسائل الشیعه، ج4، ص1139.

4- كافی، ج2، ص476.

 5- بحارالانوار، ج90، ص311.

 6- كافی، ج2، ص473.

 7- وسائل الشیعه، ج4، ص1174.

 8- كمال الدین، ج2، ص483.

 9- تفسیر كنزالدقائق، ج2، ص444.

 10- مفاتیح الجنان، دعای عصر غیبت.

 11- غرر الحكم، ص64.

 12- كافی، ج2، ص476.

 13- همان، ج1، ص369.

 14- بحارالانوار، ج74، ص7.

 15- احتجاج، ج2، ص325.

بخش مهدویت تبیان

ادامه مطلب
تاریخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 
ساعت : 8:24 AM
لینک ثابت
نسل انتظار
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

نسل انتظار

امام زمان علیه السلام

 

 

 

 

 

بی‌ تو در بیابان‌ بی‌كسی‌، چشم‌هایمان‌ را به‌ تموج‌ انتظار سپرده‌ایم‌ و آمدنت‌ را به‌ دردمندی‌ دل‌هامان‌ مژدگانی‌ می‌دهیم‌ تا پژمردگی‌ برگ‌ها را نبینیم‌ و در گریه‌ می‌خندیم‌ تا باغ‌ و بهار، هم‌آغوش‌ هم‌ باشند...

ماییم‌ و آسمانی‌ از بغض‌ ابرها و امید تیغ‌ تو كه‌ انتشار باران‌ است‌ و آب‌ را به‌ مذاق‌ جویبار می‌رساند، ماییم‌ و تهی‌دستی‌ و تشنگی‌، ماییم‌ و این‌ صحیفة‌ ناتمام‌ و چشم‌هایی‌ كه‌ در انتظار فصل‌ توست‌. ماییم‌ و شب‌های‌ شوق‌ كه‌ به‌ واژه‌های‌ ندبه‌ صبح‌ می‌شود.

ماییم‌ و این‌ روزگار فرو خفته‌ و این‌ جهان‌ وازده‌ كه‌ به‌ جای‌ فریاد، خمیازه‌ می‌كشد. ماییم‌ و صفای‌ سجاده‌ای‌ كه‌ فرج‌ را جست‌وجو می‌كند، ماییم‌ و تن‌ تب‌ كرده‌ كوچه‌هایی‌ كه‌ به‌ فراخ‌ترین‌ باغ‌ها می‌رسند، ماییم‌ و آفتاب‌ كه‌ در برابر چشمان‌ تو حقیر است‌. دریا، شبنمی‌ است‌ چكیده‌ بر غنچه‌ای‌ از باغ‌ تو، «حُسن‌» از تو می‌آموزد و «فیض‌» از تو بهره‌مند می‌شود. قامت‌ تو «قدقامت‌» بلندی‌ تا قیامت‌ است‌.

نسل‌ انتظار گوش‌ فرا داشته‌اند تا نسیم‌ سعادت‌ از جانبی‌ بدمد و نور دیدارت‌ از فرازی‌ بتابد. این‌ قوم‌ از هجران‌ تو بر سر نمی‌زند، آنها در انتظار تو سر بر می‌كشند و بر نسل‌ سیاهی‌ می‌شورند

«رستگاری‌» در پی‌ قدمت‌ افتاده‌ و «نجات‌» محتاج‌ توست‌. ماییم‌ و دشت‌ كه‌ نقطه‌ای‌ است‌ در برابر نگاهت‌، ماییم‌ و كوه‌ كه‌ شرمندة‌ طاقت‌ توست‌، ماییم‌ و خط‌ خون‌ كه‌ تا قیامت‌ جاری‌ است‌. ماییم‌ و نسل‌ شقایق‌ كه‌ آبروی‌ ایثار است‌ و ماییم‌ و فریاد كه‌ تا آمدنت‌ در فوران‌ است‌. ماییم‌ و قاموسی‌ كه‌ از موج‌ سرشار است‌ و آسایش‌ در خیالش‌ خالی‌ است‌. ماییم‌ و مصافی‌ كه‌ سخت‌ برقرار است‌ چنان‌ هنگامه‌، تا هنگام‌ ظهور تو، نسل‌ تو در راهند. میان‌ هنگامه‌ ما تا هنگام‌ ظهور تو و به‌ بهانه‌ای‌ به‌ تقاعد دل‌ نمی‌نشانند و جان‌ نمی‌سپارند.

نسل‌ انتظار ایستاده‌ است‌ و به‌ بانگ‌ بلند نام‌ تو را در جهاد می‌خواند.

نسل‌ انتظار رخ‌ به‌ خون‌ جگر می‌شویند، گه‌ ناز می‌چشند و گه‌ راز می‌شوند.

نسل‌ انتظار در راهند.

نسل‌ انتظار بیم‌ عاقبت‌ ندارند، جز آخرت‌ كه‌ وقت‌ حضور است‌.

نسل‌ انتظار گوش‌ فرا داشته‌اند تا نسیم‌ سعادت‌ از جانبی‌ بدمد و نور دیدارت‌ از فرازی‌ بتابد. این‌ قوم‌ از هجران‌ تو بر سر نمی‌زند، آنها در انتظار تو سر بر می‌كشند و بر نسل‌ سیاهی‌ می‌شورند.

اینك‌ ماییم‌ و این‌ نصیب‌ جاوید، این‌ نیاز آسمانی‌ به‌ تو كه‌ اصل‌ برائتی‌، ماییم‌ و رمی‌ رجیمانی‌ كه‌ سزاوار هدایت‌ نبوده‌اند.

ما تو را در شب‌ برات‌ به‌ مهمانی‌ دل‌ها می‌خوانیم‌ ضیافتی‌ كه‌ دشت‌ آشنایی‌ است‌. مجلسی‌ كه‌ در آن‌ صدق‌، اعتقاد و اخلاص‌ عمل‌ می‌دهند، محفلی‌ كه‌ عین‌ یقین‌ می‌بخشند و بزم‌ و وجد و جای‌ حیرت‌ و حقیقت‌ است‌...

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 6 مرداد 1394 
ساعت : 11:45 AM
لینک ثابت
اگر روزی او را ببینم...
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

اگر روزی او را ببینم...

امام زمان

 

 
 

به او می‌گویم چه زیبا مولا علی(علیه السلام) فرمود: «الانتظار الشد الموت»

انتظار شدید‌تراز مرگ است.

 

ای عدل منتظرو ای حاضر ناظر، چشم‌ها به تو دوخته شده ومنتظران حقیقت همچون شمعی تا صبح ظهور در غم هجرانت می‌سوزند. چه سخت وگران است برمن اینكه ببینم همه خلق را و تو را نبینم:

 «عزیز علی ان اری الخلق ولا تری».هر آدینه كه می‌رسد،دل بهانه تو را می گیرد و ما لب‌ها را با «ندبه» و «كمیل» متبرك كرده و رو به دریای انتظار به انتظار طلوع آفتاب می‌نشینیم.

ای ساقی فرج, چشمها آنقدر در فراق تو اشك ریخته و انتظار كشیده، دستها آنقدر طلب نوركرده وخالی مانده، دوشها آنقدرتازیانه سنگین اهانت را بر پیكره باورهای دینی تحمل كرده كه دگر توان از كف داده. مولای من كجا هستی كه دوستانت را عزت بخشی و دشمنانت را ذلیل و خوار كنی: «این معز الاولیاء ومذل الاعداء». ای سایبان دلهای سوخته و ای انتظار اشكهای به هم دوخته، عاشقانت هر جمعه دیدگان خود را با اشك می‌آرایند و دلشان را نذر تو می‌كنند. هر صبح با مولایشان تجدید میثاق می‌كنند. كاروان دل را به غروب می‌برند، زبان را به ذكر فرج مشغول می‌دارند و بر سجاده انتظار نشسته و انتظار بر دوش می‌كشند، تا شاید دعایشان مستجاب شود و معشوق گوشه چشمی به آنها بنماید.

ای تجدید كننده احكام تعطیل شده، و ای طلب كننده خون شهید كربلا! كجا هستی؟

بیا و دیدگان را با ظهورت مزین كن و دریای محبت را بر دل مشتاقان جاری كن. ای چشمه عدالت، طولانی بودن انتظارت ما را به خطا كشانده است، دیگر عصر جمعه دلها نمی‌گیرد، چشمها نگاهشان را به رایگان می‌فروشند. بازار معامله پایاپای قلبهای سكه‌ای در برابرقلبهای سپید بسیارداغ است.

ای ساقی فرج, چشمها آنقدر در فراق تو اشك ریخته و انتظار كشیده، دستها آنقدر طلب نوركرده وخالی مانده، دوشها آنقدرتازیانه سنگین اهانت را بر پیكره باورهای دینی تحمل كرده كه دگر توان از كف داده. مولای من كجا هستی كه دوستانت را عزت بخشی و دشمنانت را ذلیل و خوار كنی: «این معز الاولیاء ومذل الاعداء»

چقدر مردم بر گردنشان قلبهای سكه‌ای آویزان كرده‌اند؟ ای كاش می‌دانستم در كدامین سرزمین قرار داری: «لیت شعری، این استقرت بك النوی، بل ای ارض تقلك او ثری». ای بلندای نیكی، دوست دارم هر آدینه كه میرسد، ندبه‌های زائرانت را دانه دانه در جام جمع كنم و از آن قلب بلوری بسازم و هنگام ظهورت باقلبی بلوری به استقبالت بیایم.مولای من! كی می‌شود كه تو ما را ببینی و ما تو را ببینیم و كی می‌شود كه این گفته مصداق پیدا كند كه: «متی ترانا و نراك».

هر جمعه دوباره سلام، دوباره ندبه، دوباره حسرت و آه، انتظار، غروب، ‌غریبی. دوباره زخم كهنه جدائیم عود می‌كند. امانم را بریده است. خصمان درونی و بیرونی، روحم را در زنجیر غفلت به بند كشیده‌اند. برای درمان دردم راه را به خطا رفته‌ام مرا دریاب یا صاحب الزمان. ای تمام آرزوی من! ای غائب غیبت نشین! توان سخن گفتن را از دست داده‌ام. از این غروب بی‌طلوع به ستوه آمده‌ام. ای مهربان! به معصیت و ناسپاسیم اعتراف می‌كنم. دستان ناامیدم را كه در بند شیطان است، امید بخش و افق فكرم را به سمت عرفان و معرفت جهت ده. نادم و پشیمانم و با كوله‌باری از دلتنگی زمانه كه پشتم را خم كرده سر تعظیم فرود می‌آورم و ادای احترام می‌كنم. ای با شكوه! ای هستی شیعه! فریاد بی‌‌كسی‌هایم را بشنو. قلب شكسته‌ام را درمان كن، اگر چه بارها عهدشكنی كرده‌ام، اگر چه در كلاس درست همیشه غائب بوده‌ام، اگرچه پشت به اقیانوس محبتت كرده‌ام، حال همچو برگ خزانی كه اسیر زمستان سرد و تاریك شده، با دستان خالی و پشتی خمیده در محضرت زانوی ادب خم كرده و به انتظار پاسخ در سكوتی مبهم به سر می‌برم تا اینكه جوابم را بدهی و باران رحمتت را بر قلب محزونم بباری.

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 6 مرداد 1394 
ساعت : 11:40 AM
لینک ثابت
خورشید پنهان
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

خورشید پنهان

امام زمان حضرت مهدی (عج)
 
 

ابرهاى حکمت ازلى بر خورشید پرده کشیدند وخورشید پشت ابر پنهان ماند، اما حیات در جریان است؛ چون خورشید نورافشان است ونور حیات بخشش از پس ابر، به زمین جان مى بخشد وهمه ى دل هاى سبز را به رویش مى خواند.

بهار که هر سال با رویشى به عمق خلقت روى مى نمایاند، گرمى از تابش خورشید مى گیرد وباران که زندگى را میان خلق قسمت مى کند، به یارى گرماى خورشید جارى مى شود. حضور خورشید از روشنى روز آشکار است. خورشید هست، اگر چه در پس پرده ى ابر، وما لبریزیم از انتظار رؤیت خورشید. لبریزیم از جست وجوى او، او میان ماست. او روشن ترین آیه ى حضور خدا، پاک ترین نمونه ى آفرینش، زلال ترین حضور روشن، در میان ماست وچشم هاى ما ناتوان از دیدن اوست. گویى غیبت پرده اى است که بر چشم هاى ما کشیده اند وگاه گاه پرده از دیدگان آسمانیان وملکوتیان برمى دارند تا خورشید را ببینند، زهى شکوه! خوشا سعادت آن آسمانیان که تو را دیده اند!

اى موعود! اى نور سینه ى مؤمنان! حضورت را به روشنى حضور خورشید پشت ابر درمى یابیم وبر تیرگى دل خویش مى نالیم واسارت مان در بند جسم خاکى را اندوه مى خوریم. خوشا حضور تو یابن حبیب الله! وخوشا زمینى که قدمگاه توست! کاش مى دانستم که کجا را براى ماندن برگزیده اى(1) وقدم سعادت بر کدام خاک مى نهى؟

بهار که هر سال با رویشى به عمق خلقت روى مى نمایاند، گرمى از تابش خورشید مى گیرد وباران که زندگى را میان خلق قسمت مى کند، به یارى گرماى خورشید جارى مى شود. حضور خورشید از روشنى روز آشکار است. خورشید هست، اگر چه در پس پرده ى ابر، وما لبریزیم از انتظار رؤیت خورشید. لبریزیم از جست وجوى او، او میان ماست. او روشن ترین آیه ى حضور خدا، پاک ترین نمونه ى آفرینش، زلال ترین حضور روشن، در میان ماست وچشم هاى ما ناتوان از دیدن اوست

اى نسیم سحر! آرامگه یار کجاست؟(2) ما همیشه در حسرت دیدار پیامبر سوخته ایم وشکایت به سوى حق برده ایم،(3) همیشه در حسرت بودن ونشستن در حضور مولاى مان، امامى از تبار نور، سوخته ایم ودر عطش شنیدن صداى ملکوتى اش تشنه مانده ایم؛ اما آتش این حسرت را به زلال زیارت او خاموش واین عطش سوزان را به خیال دیدار او سیراب کرده ایم. او که شاید از دریچه ى چشم ما گذر کرده باشد، بى آن که او را بشناسیم وبه پایش درافتیم. اى عزیز! چه سخت است، همه ى خلق را دیدن وتو را ندیدن(4) چه سخت است صداى همه را شنیدن واز تو صدایى نشنیدن.(5) چه سخت است فراق تو، به جانم سوگند که دورى تو از ما نه به معناى جدایى وجدایى ات از ما نه به معناى دورى است.(6) با مایى ودر میان ما وما در سوز فراق تو. قسم به خداى آسمان وزمین که تو بر حقى(7) ووجود، آمدن وظهورت بر حق است. مگذار که آتش حسرت دیدار تو بیش از این قلبم را بسوزاند. مگذار چشمم بیش از این در راه بماند، روى بنما ووجودم از یاد ببر وبا جرعه اى از جام وصالت، عمرى مستى حضورت را به من بچشان.

آیا خواهد آمد روزى که به دیدار تو جان تازه بیابیم ودل از نور معرف لبریز سازیم؟ آیا امروز به فردایى که سیماى تو را به چشم بنگریم خواهد رسید؟(8) آیا آن روز که به جویبار رحمت درآییم واز چشمه ى زلال تو سیراب شویم خواهد آمد؟(9)

یابن احمد! آیا به سوى دیدارت راهى هست(10) براى آنان که دل را به امید دیدارت زنده مى دارند وبه خیال روى تو زنده مى مانند؟

صحن وسراى دیده بشستم، ولى چه سود؟                     کاین گوشه نیست در خور خیل خیال تو(11)

 

 

پی نوشت:

1- مفاتیح الجنان، ص 885: (لیت شعرى أین استقرت بک النوى)

2-  حافظ.

3-  مفاتیح الجنان، ص 972: (اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا)

4-  همان، ص 885: (عزیز على أن أرى الخلق ولا ترى)

5- همان: (عزیز على أن... لا أسمع لک حسیسا ولا نجوى)

6- همان، ص 886: (بنفسى أنت من مغیب لم یخل منا بنفسى أنت من نازح ما نزح عنا)

7-  ذاریات (56) آیه ى 23: (فو رب السماء والأرض انه الحق)

8-  مفاتیح الجنان، ص 886 (هل یتصل یومنا منک بعدة فنحظى)

9- همان (متى ننتقع من عذب مائک)

10- همان: (هل الیک أحمد سبیل فتلقى)

11- حافظ.

 

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 6 مرداد 1394 
ساعت : 9:49 AM
لینک ثابت
آینه تمام عیار سلسله عصمت
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

آینه تمام عیار سلسله عصمت

 

شباهت‌های امام مهدی (علیه‌السلام) به سایر امامان (علیهم‌السلام) (٢)
حضرت مهدی

 

همانطور که در بخش قبل بیان شد، بنا بر روایات، همه امامان معصوم (علیهم‌السلام) از یک نور آفریده شده‌اند و یک هدف را بر عهده داشته‌اند و آن هدایت مردم و اشاعه نور ایمان در دل آنها بوده‌است؛ اما بنا بر اقتضائات، در هر زمانی صفتی خاص در هر یک از امامان (علیهم‌السلام) بروز کرده‌است. امام مهدی (علیه‌السلام) آخرین امام از سلسله ائمه (علیهم‌السلام) هستند و اهداف و زحمات اهل بیت (علیهم‌السلام) را به سرانجام می‌رسانند. ایشان جامع همه کمالات الهی انبیاء و اولیاء و ائمه (علیهم‌السلام) می‌باشند به همین خاطر از جهات مختلفی به آن بزرگواران شباهت دارند. در این بخش به شباهت‌های میان امام مهدی (علیه‌السلام) با سایر ائمه (علیهم‌السلام) می‌پردازیم.


4- شباهت امام مهدی به امام سجاد (علیهما‌السلام):
بارزترین صفت امام سجاد (علیه‌السلام) عبادت ایشان می‌باشد که «زین‌العابدین» و «سیّد‌العابدین» نامیده شدند. امام مهدی (علیه‌السلام) نیز این‌گونه‌اند. امام موسی کاظم (علیه‌السلام) در وصف امام مهدی (علیه‌السلام) فرمودند: «با آن چهره گندمگون، زردی بی خوابی شب نیز آمیخته است، پدرم فدای آن کس که شبش را در حال سجود و رکوع و ستاره‌شماری (کنایه از بیداری) خواهد گذراند...» (١)


5- شباهت امام مهدی به امام باقر (علیهما‌السلام):
بارزترین صفت امام باقر (علیه‌السلام)، شباهت به رسول خدا (صلی ‌الله ‌علیه‌ و ‌آله) بود لذا جابر بن عبدالله انصاری هنگامی که نگاهش به آن حضرت افتاد گفت: «به پروردگار کعبه قسم، شمائل پیامبر است.» (٢) روایات بسیاری از طرق شیعه و سنی از رسول اکرم (صلی ‌الله ‌علیه‌ و ‌آله) در وصف امام مهدی (علیه‌السلام) نقل شده که آن حضرت فرمودند: «نام او نام من و کنیه‌اش کنیه من است، از نظر خلقت و رفتار شبیه‌ترین مردم به من است ...» (٣)

خداوند ریاست و مقام ظاهری را برای امام رضا (علیه‌السلام) قرار داد به طوری که برای پدران طاهرینش واقع نشده بود و تقیّه و بیمناکی در زمان آن حضرت تا حدودی برداشته شد، امام مهدی (علیه‌السلام) نیز این‌گونه است، خداوند بیمناکی او را به امنیّت بدل خواهد ساخت و به او در زمین اقتدار و تسلّطی خواهد داد که برای کسی از پیشینیان میسّر نکرده است.

6- شباهت امام مهدی به امام صادق (علیهما‌السلام):
بارزترین صفت امام صادق (علیه‌السلام) پخش علوم و بیان احکام برای مردم بود به طوری که برای امامان پیش از آن حضرت این امر میسّر نشد، با این حال تمام علومی که نزد آن حضرت بود، کشف نشد و برای ظهور امام مهدی(علیه‌السلام) به تأخیر افتاد و آن حضرت تمام احکام را بیان خواهند کرد و آنچه را که امامان (علیهم‌السلام) و پیغمبران (صلوات‌ الله‌ علیهم) شایستگی آن را در مردم ندیدند، فاش خواهند کرد.

امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «علم و دانش 27 حرف (شعبه) است. تمام آنچه پیامبران الهی آورده‌اند، دو حرف (شعبه) بیشتر نبود و مردم تا‌کنون جز دو حرف را نشناخته‌اند اما هنگامی که قائم ما قیام کند 25 حرف دیگر را آشکار سازد و در میان مردم منتشر می‌کند و دو حرف دیگر را به آن ضمیمه می‌کند تا 27 حرف کامل و منتشر شود.» (٤)


7- شباهت امام مهدی به امام موسی کاظم (علیهما‌السلام):
امام موسی کاظم (علیه‌السلام) بیش از پدران بزرگوارش دچار تقیه و شدت بیمناکی از دشمنان بودند. امام مهدی (علیه‌السلام) نیز (در دوران غیبت) این‌گونه هستند، به‌طوری که در برخی از روایات یکی از علل غیبت حفظ جان حضرت مهدی (علیه‌السلام) عنوان شده‌است. امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: «امام منتظر پیش از قیام خود مدتی از چشم‌ها غایب خواهد شد». از حضرت درباره علت آن سوال شد، حضرت فرمودند: «بر جان خویش بیمناک است» (٥)


8- شباهت امام مهدی به امام رضا (علیهما‌السلام):

امام زمان

خداوند ریاست و مقام ظاهری را برای امام رضا (علیه‌السلام) قرار داد به طوری که برای پدران طاهرینش واقع نشده بود و تقیّه و بیمناکی در زمان آن حضرت تا حدودی برداشته شد، امام مهدی (علیه‌السلام) نیز این‌گونه است، خداوند بیمناکی او را به امنیّت بدل خواهد ساخت و به او در زمین اقتدار و تسلّطی خواهد داد که برای کسی از پیشینیان میسّر نکرده است.

امام صادق (علیه‌السلام) در مورد آیه «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِكُونَ بِی شَیْئاً» (٦) فرمودند: این آیه در شأن قائم و اصحابش نازل شده‌است. (٧)


9- شباهت امام مهدی به امام جواد (علیهما‌السلام):
امام جواد (علیه‌السلام) در سنین کودکی و در حالی به امامت رسیدند که از عمر مبارکشان هشت بهار نگذشته بود، امام مهدی (علیه‌السلام) نیز در سنین کودکی به امامت رسیدند.


10- شباهت امام مهدی به امام هادی (علیهماالسلام):
امام هادی (علیه‌السلام) هیبتی داشتند که نظیر آن را احدی نداشته است به طوری که دشمنان آن حضرت، ایشان را به خاطر هیبتشان تعظیم و احترام می‌کردند نه از روی محبت و علاقه. امام مهدی (علیه‌السلام) نیز این‌گونه هستند و در دل دشمنان هیبت و رعب خاصی دارند. در مورد ایشان آمده‌است: "یسیر الرعب بین یدیه، لا یلقاه عدوّ إلّا هزمهم بإذن اللّه"(8)؛ رعب پیشاپیش او در حرکت است و هیچ سپاهی از دشمن با او رو‌به‌رو نمی‌شود، مگر آنکه شکست می‌خورد.

امام موسی کاظم (علیه‌السلام) در وصف امام مهدی (علیه‌السلام) فرمودند: «با آن چهره گندمگون، زردی بی خوابی شب نیز آمیخته است، پدرم فدای آن کس که شبش را در حال سجود و رکوع و ستاره‌شماری (کنایه از بیداری) خواهد گذراند...»

11- شباهت امام مهدی به امام حسن عسکری (علیهما‌السلام):
امام حسن ‌عسکری (علیه‌السلام) نیز مانند امام هادی (علیه‌السلام) هیبتی داشتند که دشمنان با دیدن ایشان لرزه بر اندامشان می‌افتاد. (٩) و از این نظر امام مهدی (علیه‌السلام) به ایشان شباهت دارند.(١٠)

 

حُسن ختامِ مسیر هدایت

بنا بر آنچه در این بخش و بخش قبلی بیان شد، امامان از یک نور آفریده شده‌اند و هدف هدایت مردم را بر عهده داشته‌اند اما بنا بر اقتضائات در هر زمان، صفتی در هر یک از امامان بروز کرده است. امام مهدی (علیه‌السلام) اهداف امامان را به سرانجام می‌رسانند. ایشان جامع کمالات ائمه اطهار (علیهم‌السلام) می‌باشند لذا از جهات مختلفی به آن بزرگواران شباهت دارند.

 

پی نوشت: 

1. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج46، باب 5، ح 19، ص63.
2. همان، ص225.
٣. کمال‌الدین، صدوق، ج1، باب 25، ح 1، ص 535، ترجمه منصور پهلوان.
٤. بحار‌الانوار ج 52، باب 27، ح 73، ص 336.
٥. کمال‌الدین، صدوق، ج 2 ،باب 44، ص 233، ح 7، ترجمه منصور پهلوان.
٦. خداوند در سوره نور آیه 55 می‌فرماید: « خداوند به كسانى از شما كه ایمان آورده و كارهاى شایسته انجام داده‏اند وعده مى‏دهد كه قطعاً آنان را حكمران روى زمین خواهد كرد، همان گونه كه به پیشینیان آنها خلافت روى زمین را بخشید و دین و آیینى را كه براى آنان پسندیده، پابرجا و ریشه‏دار خواهد ساخت و ترسشان را به امنیّت و آرامش مبدّل مى‏كند، آن چنان كه تنها مرا مى پرستند و چیزى را شریك من نخواهند ساخت. و كسانى كه پس از آن كافر شوند، آنها فاسقانند.»
٧ . الغیبه، نعمانی، ح35، ص240.
٨. التشریف بالمنن، ابن‌طاووس، باب131، ح158، ص138.
٩ . ر.ک به حدیث بحار‌الانوار، علامه مجلسی، ج50، ص308 و 309.
١٠ . با استفاده از: مکیال‌المکارم، آیت الله سید محمد تقی موسوی اصفهانی، ترجمه سید مهدی حائری قزوینی، ج1، ص 321 تا 324.

 

فاطمه اسداللهی طاهری

بخش مهدویت تبیان  

 

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 6 مرداد 1394 
ساعت : 8:52 AM
لینک ثابت
جمال چهره ى تو
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

جمال چهره ى تو

امام زمان
 

وقتى بهار با سپیدى شکوفه هایش از دریچه ى چشمانم سرک مى کشد، موج اشکى فرو خفته، از درون سینه ى تنگم به دیواره ى دل مى کوبد وتو را مى جوید.

بهار زیباست، لطیف ودوست داشتنى است، اما بى تو اى زیباترین! اى لطیف ترین! اى بهار جان واى طراوت بهاران! هیچ زیبایى، دلم را بر نمى انگیزد؛ که دل در فراق تو سوخته دارم ونگاه در راه تو دوخته.

اى بهارى ترین فصل ها!(1) اى سبزترین بهاران! دور از نگاه مهربان تو، دور از عنایت رحیمانه ى تو ودور از سرانگشت لطف تو، خزانیم وسرد، خشکیم وعطشناک. فراق تو برف سپید کهولت بر چهره مان مى نشاند. بیا که با تو بهارى شویم، بروییم وبیدار گردیم؛ که روییدن، تنها به زلال عشق تو معنا مى یابد وباقى روییدن ها، ماندن است وپژمردن.

بیا اى شاداب ترین جوانى! دست کدام خزان پیرى است که جرأت آزردن گل وجود تو را داشته باشد، گرچه سال ها وقرن ها از حضور زلالت بگذرد.(2) چهره ى زیباى تو اى نورانى ترین! که را مجذوب نساخت وچشم اشتیاق که را به راه منشاند؟ کدام چشم بود که به نگاه نافذ وگیراى تو(3) لرزید واز اشک فراق خالى ماند؟ کدام زبان است که بتواند از (حسن ثناى) تو بگوید؟(4) وکدام قلم است که تاب چرخش در وادى وصف تو داشته باشد؟ جمال روى ماه تو(5) در کدام کلام مى گنجد وجلال خورشیدى(6) تو در کدام وصف مى آید؟

ماه را ببین که چه مبهوت روى تو مانده وخورشید را که چگونه هر صبح به عشق دیدارت سر برمى آورد! سبزه زار بهشت که رستنگاه هر چه زیبایى است به دلبرى طاووسى چون تو دل مى دهد.(7)

سلام بر تو اى فخر آفرینش! اى نگین خوش نگار خلقت! اى مهدى! چه شیرین است نام تو!(8) فتبارک الله أحسن الخالقین!(9) مبارک باد بر خدا، خلقتى چنین نیکو! گنجاندن تمام خوبى ها وزیبایى ها در ظرف وجود یک مخلوق، آن هم در معناى تام وکاملش در تصور که مى گنجد؟

سلام بر تو اى فخر آفرینش! اى نگین خوش نگار خلقت! اى مهدى! چه شیرین است نام تو! فتبارک الله أحسن الخالقین مبارک باد بر خدا، خلقتى چنین نیکو! گنجاندن تمام خوبى ها وزیبایى ها در ظرف وجود یک مخلوق، آن هم در معناى تام وکاملش در تصور که مى گنجد؟

 

اى منتظر! کدامین چشم نیالوده به غبار دنیاست که رؤیت تو را انتظار نکشد؟ کدامین زبان بازمانده از بدى ها وکژى هاست که از ذکر دمادم نام تو بازماند؟ همه ى دل هاى آسمانى به انتظار لحظه ى دیدنت، تمام عمر، غرق در خون شدند. چهره اى گندمگون، نگاهى نافذ، خالى سیاه بر گونه ى راست، دندان هایى گشاده، پیشانى بلند ونورانى وقامتى سخت به اعتدال،(10) عصاره ى همه ى خوبى ها، سرچشمه ى همه نیکى ها، امام دل هاى عاشق.

اى عزیز! چشم هایى که به راه تو مانده، سال هایى را با اشک مى گذرانند تا پاکیزه وشفاف بمانند براى دیدار روى تو؛ ودل ها لحظه اى دست از دعا نمى دارند تا خدا آن (طلعت رشیده) را به آن ها بنمایاند.(11)

اى زیباتر از هاله هاى سپید یاس ونسترن! اى خوشبوتر از همه ى شکوفه هاى نرگس! اى لطیف تر از نور! بیا تا پیامبر بیاید. بیا وما را که از لذت دیدار پیامبران محروم مانده ایم، به لذت دیدار خود سیراب کن.

اى شبیه ترین به پیامبر خدا!(12) بیا که در خراب آباد دنیا به امید وصال تو تاب آورده ایم وزنده بودنمان به امید دیدن وبودن توست. بیا که:

خیال روى تو در هر طریق همره ماست

به رغم مدعیانى که منع عشق کنند

   نسیم موى تو پیوند جان آگه ماست

جمال چهره ى تو حجت موجه ماست(13)

 

پی نوشت:

(1) همان، ص 874: (السلام على ربیع الأنام).

(2) فریده گل محمدى آرمان، البیعة لله، ص 80؛ امام رضا علیه السلام، علامته أن یکون شیخ السن، شاب المنظر.

(3) عباسعلى کامرانیان، تپش قلم، ص 57.

(4) مفاتیح الجنان، ص 906: (کیف أصف حسن ثنائکم).

(5) همان، ص 874: (السلام على... البدر التمام).

(6) همان: (السلام على الشمس الظلام).

(7) منتهى الآمل، ج 2، ص 428: (المهدى طاووس اهل الجنة).

(8) مفاتیح الجنان، ص 906: (فما أحلى أسمائکم).

(9) مؤمنون (23) آیه ى 14.

(10) عباسعلى کامرانیان، تپش قلم، ص 57.

(11) مفاتیح الجنان، ص 891: (اللهم أرنى الطلعة الرشیده).

(12) منتهى الآمال، ج 2، ص 762.

(13) دیوان حاف1 به تصحیح غنى وقزوینى، غزل 23.

 

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 6 مرداد 1394 
ساعت : 8:50 AM
لینک ثابت
معرفت به مقام حضرت حجت(عج)
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

معرفت به مقام حضرت حجت(عج)

امام زمان (عج)

چگونه می توان محبت واقعی به حضرت حجت علیه السلام را در دل قوی ساخت و بر فروغ آن افزود؟

راه عمده برای تقویت دوستی نسبت به امام زمان علیه السلام و تشدید حب به او، (معرفت) به آن حضرت است.

 

طبیعی است که وقتی انسان چیزی را نشناسد وخواص آن را نداند ومراتب نیاز خود را به آن، آگاهی نداشته باشد، آن را دوست نمی دارد، اما به عکس پس از شناخت نتایج وادراک احتیاج خود به آن، نمی تواند آن را دوست نداشته باشد، وقتی انسان عظمت و شخصیت و مقام بلند کسی را بشناسد وخود را سراپا نیازمند به او ببیند، قهرا به او محبت پیدا می کند و هرچه بیشتر به بزرگواری و فضائل آن شخص، وکوچکی و نیاز خود، واقف شود، خواه ناخواه محبتش به آن شخص، شدیدتر شده و توجهش به او فزونی می یابد.

اگر شیعه ای، چنانکه باید، شناخت و معرفت به مقام والای حضرت حجت، ارواحناه فداه، پیدا کند، او را از بدیها و ناپاکیها رهانده، به مکارم اخلاقی می رساند، پس ای عزیز، اگر دوستی با امام زمان علیه السلام چون شمعی کم فروغ در گوشه ى شبستان دلت سوسو می زند وکم و بیش گرفتار ناشایستگی ها وسیئات روحی هستی، در پی تحصیل معرفتش بکوش وچنانکه حق شناخت او است، او را بشناس، تا حب او، مانند خورشیدی تابان، بر همه ى وجودت پرتو افکند، قلبت را روشنی ودلت را صفا بخشد، از گناهان نجاتت داده به فضائل و معنویات، نائلت گرداند و همه ى آثار ظلمت و تیرگی را از جانت بزداید.

زیرا معرفت، پایه ى اصلی محبت است و محبت، عامل بزرگ اجتناب از گناهان و راه اساسی برای تهذیب نفس است، به همین جهت، در روایاتی که از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام رسیده روی مسئله ى شناخت، فوق العاده تکیه شده و معرفت خدا و رسول وائمه ى طاهرین، سلام الله علیهم اجمعین، اساس دین و راز رستگاری ابدی معرفی گردیده است.

یکی از وظائف مسلم مردم در زمان غیبت، شناختن حضرت حجت، ارواحناه فداه و(معرفت) به مقام والای آن بزرگوار است، زیرا آنچه باعث نجات وموجب سعادت می باشد وتخلف از آن، سبب زبان دنیوی واخروی وخسران ابدی می گردد، (معرفت) آن حضرت است. چه آنکه بیگانگان با امام زمان علیه السلام، گرچه در عصر ظهور هم واقع شوند، اگر معرفت واطاعت پیدا نکنند، نفعی نبرده وفرجامی جز تیرگی وبدبختی نخواهد داشت

در کتاب (غرر الحکم ودرر الحکم) از امیر مومنان حضرت علی علیه السلام روایت شده که فرمودند:

(من مات علی فراشه وهو علی معرفة حق ربه ورسوله وحق اهل بیته مات شهیدا ووقع اجره علی الله سبحانه واستوجب ثواب مانوی من صالح عمله وقامت نیته مقام اصلاته سیفه فان لکل شیی اجلا لا یعدوه)

یعنی هر که در بسترش بمیرد در حالی که شناسای حق پروردگار خود ورسول او و حق اهل بیت رسول او، علیهم السلام، باشد، شهید مرده و اجرش بر خداوند سبحان است، و ثواب آنچه را قصد کرده و در نیت داشته از انجام کارهای شایسته، سزاوار گردد و نیت و قصد او، جایگزین شمشیر زدنش باشد، پس برای هر چیز سر رسید و وقت معینی است که از آن تجاوز نکند.

محقق وارسته، مرحوم آقا جمال الدین خوانساری، رحمة الله علیه، در جلد پنجم (شرح غرر ودرر) صفحه ى 436 در توضیح این حدیث شریف می نویسد:

(هر مومنی که حق پروردگار خود و رسول او و حق اهل بیت رسول او را شناسد هرگاه بر رختخواب خود بمیرد، او به منزله ى این است که شهید شده باشد در راه خدا، و مزد او بر خدا لازم است و سزاوار گردد ثواب هر چه را قصد کرده که بکند از عمل صالح، هرگاه عمر یابد، و از جمله این است که مستحق ثواب شهیدان گردد، زیرا که چنین مومنی، قصد او این است که هرگاه زمان حضور یکی از اهل بیت، صلوات الله وسلامه علیهم را در می یافت که به جهاد می رفتند، در رکاب آن حضرت می بود تا شهید می گردید، چنانکه قصد و نیت، بلکه منتهی آرزوی شیعیان زمان غیبت حضرت (صاحب الزمان) صلوات الله و سلامه علیه، آن است که چون زمان ظهور آن حضرت را دریابند، در رکاب آن حضرت باشند تا شهید گردند، پس همان قصد و نیت هر یک، جانشین این است که او شمشیر خود را از غلاف کشیده باشد و در رکاب آن حضرت جنگ کند، پس ثواب آن کار را خواهد داشت. (فان لکل شیء اجلا لا یعدوه)

امام زمان

ممکن است که غرض از آن، دفع توهم این باشد که هرگاه کسی قصد و نیت او، این باشد، پس چرا حق تعالى او را به قصد ونیت خود که محض خیر است، نرساند؟

پس دفع آن فرموده اند به اینکه هر چیز را از راه حکمت و مصلحت، در علم حق تعالى، وقتی باشد که تجاوز از آن نکند، پس مرگ هر کسی نیز وقتی دارد که از آن تجاوز نکند، پس تأخیر آن تا رسیدن او به قصد خود، میسر نیست، نهایت به اعتبار آن قصد ونیت، ثواب آنچه قصد کرده، به او تفضل خواهد شد.

وممکن است که غرض، امیدوار کردن جمعی باشد که در زمان غیبت معصوم باشند و امید این معنی نداشته باشند تا اینکه قصد ونیت آن کنند، پس امیدوار فرموده باشند ایشان را به اینکه از برای ظهور (حضرت قائم) صلوات الله وسلامه علیه، نیز وقتی باشد که از آن تجاوز ننماید، پس نومید نباید بود وقصد ونیت شهادت در رکاب او را باید داشت، تا اینکه اگر آن میسر نشود، به ثواب آن برسند، والله تعالى یعلم.

یکی از وظائف مسلم مردم در زمان غیبت، شناختن حضرت حجت، ارواحناه فداه و(معرفت) به مقام والای آن بزرگوار است، زیرا آنچه باعث نجات وموجب سعادت می باشد وتخلف از آن، سبب زبان دنیوی واخروی وخسران ابدی می گردد، (معرفت) آن حضرت است. چه آنکه بیگانگان با امام زمان علیه السلام، گرچه در عصر ظهور هم واقع شوند، اگر معرفت واطاعت پیدا نکنند، نفعی نبرده وفرجامی جز تیرگی وبدبختی نخواهد داشت، وبه عکس، عارفان به مقام والای او ومرتبطان با ساحت اقدس حضرتش، گرچه دوران حضورش را هم نبینند، اما باطنی نورانی وعاقبتی توأم با رستگاری خواهند داشت.

کسی که بمیرد وامامی نداشته باشد همانند مردم عصر جاهلیت مرده، و هر که از دنیا برود وعارف به امامش باشد زود یا دیر انجام شدن این امر (یعنی ظهور دولت حقه ى آل محمد علیهم السلام) زیانی به وی نرساند، کسی که بمیرد وامامش را شناخته باشد، همچون کسی است که همراه قائم علیه السلام، زیر خیمه ى آن حضرت باشد

در جلد چهارم کتاب (مرآت العقول) صفحه ى 186، به سند صحیح از (زراره) نقل شده که گفت:

قال ابو عبد الله علیه السلام: اعرف امامک، فانک اذا عرفت لم یضرک، تقدم هذا الامر او تأخر

حضرت صادق علیه السلام فرمودند: امام خود را بشناس، زیرا هرگاه شناختی، تقدیم یا تأخیر این امر، به تو زیانی نرساند. یعنی چه دولت حق وظهور امام علیه السلام زود فرا رسد وچه به تاخیر افتد، برای تو یکسان است وضرر نکرده ای، اما زیان برای کسی است که به امامش معرفت ندارد.

ودر صفحه ى 189 همان کتاب، از (فضیل بن یسار) روایت شده که گفت:

سمعت ابا جعفر علیه السلام یقول: من مات ولیس له امام قمیتته میتة جاهلیة، ومن مات وهو عارف لامامه لم یضره، تقدم هذا الامر اوتاخر ومن مات وهو عارف لامامه کان کمن هو مع القائم فی فسطاطه

شنیدم که امام باقر علیه السلام می فرمود: کسی که بمیرد وامامی نداشته باشد همانند مردم عصر جاهلیت مرده، و هر که از دنیا برود وعارف به امامش باشد زود یا دیر انجام شدن این امر (یعنی ظهور دولت حقه ى آل محمد علیهم السلام) زیانی به وی نرساند، کسی که بمیرد وامامش را شناخته باشد، همچون کسی است که همراه قائم علیه السلام، زیر خیمه ى آن حضرت باشد.

علامه ى مجلسی، رحمة الله علیه، در شرح این حدیث شریف، بیانی دارد که خلاصه اش این است: (لیس له امام) یعنی کسی که امام زمانش را از ائمه ى هدی نشناسد، ومراد از (جاهلیت)، ملتی است که نه در آن معرفت خدا باشد ونه معرفت رسول او، صلی الله علیه وآله، ونه معرفت شرایع دین، چنانکه بیشتر مردم، قبل از بعثت رسول اکرم صلی الله علیه وآله این چنین بودند، وبعد از وفات آن حضرت نیز اینگونه شدند، واین خبر، متواتر است به تواتر معنوی، بین خاصه وعامه.

 

ادامه مطلب
تاریخ : یک شنبه 28 تیر 1394 
ساعت : 9:53 AM
لینک ثابت
تکالیف و وظایف منتظران
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

تکالیف و وظایف منتظران

امام زمان

از جمله وظائف اصلی هر یک از شیعیان، آن است که در هر زمان تکلیف و وظیفه خویش را نسبت به امام زمان خویش بداند و با عمل بر طبق آن، موجبات رضایت و خوشنودی امام خویش را برآورده سازد.

یکی از مهمترین منابع در خصوص فراگیری و شناخت این وظائف، روایاتی است که از ائمه معصومین (علیهم السلام) به دست ما رسیده است و ما با رجوع به آنها می توانیم با وظائف خود بویژه در زمان غیبت حضرت ولی عصر(عج) آشنا شویم. در ادامه با استناد به برخی از این روایات بیشتر با وظائف و تکالیف خود در زمان غیبت حضرت آشنا خواهیم شد.

1/ امام شناسی

دعای نورانی وجود مبارک امام صادق(علیه‌السلام) نخستین وظیفه انسان اهل انتظار را تبیین می‏کند:اللّهمّ! عرّفنی نفسک، فانّک إن لم‏تعرّفنی نفسک لم أعرف نبیّک. اللّهمّ! عرّفنی رسولک، فإنّک إن لم‏تعرّفنی رسولک لم أعرف حجّتک. اللّهمّ! عرّفنی حجّتک، فإنّک إن لم‏تعرّفنی حجّتک ضللت عن دینی.(1)

شناخت امامت و امام، اولین وظیفه مؤمن اهل انتظار است، که بر اساس معرفت توحید و شناخت نبوّت استوار می‏گردد، چون دانستیم پیامبر خلیفه خداوند است و بر اساس امر و وحی او سخن می‏گوید و کار می‏کند، آن‏گاه می‏بایست امام را در پرتو معرفت پیامبر بشناسیم، وگرنه می‏پنداریم مسئله امامت را می‏توان تحت لوای سقیفه به سامان رسانید.

از آنجا که امامت جز نیابت رسالت نیست و نائب جز سخن منوب عنه را نمی‏گوید، آن که منوب عنه را شناخت، به معرفت نائب او بار می‏یابد و چون بدین پایه رسید، مشکلات علمی و عملی‏اش حل خواهد شد؛ یعنی وقتی به این معرفت بار یافت و از مجرای امامت و نبوّت به توحید مرتبط شد، آن‏گاه در فکر و عمل، به غیر دین سر نخواهد سپرد و در تمامی عرصه‏های زندگی دین‏سالار خواهد بود. در عرصه امور اجتماعی، به مردم‏سالاری غیر دینی تن نخواهد داد و قانون را بر محور «امر الله» خواهد دانست نه «امر الناس»، از این‏رو به قانونی جز قوانین الهی که از بیان و بنان و تبیین مقام والای نبوّت و امامت جاری می‏گردد تسلیم نخواهد شد.

شکی نیست که منتظران وجود مبارک ولی عصر(عج) که در مکتب انتظار صادقانه درس صلاح و اصلاح آموخته‏اند، می‏باید افزون بر دعای زبانی برای تعجیل در فرج وجود مبارک امامشان، با زبان حال و استعداد نیز چنان باشند. بر همین اساس، آن‏که انتظارش حقیقی و ترقّبش صادق باشد، می‏تواند از عمق جان خویش با زبان حال و قال فرج میمون و خجسته امام خویش را از خداوند سبحان مسئلت دارد

2/ پویایی و تلاش

ادراک صحیح و روشن معنای انتظار اقتضا می‏کند که انسانِ منتظر حرکتی دائمی و تلاشی پویا داشته باشد، تا بر اثر آن خود و جامعه خویش را مهیای ظهور امام منتظَر(عج) سازد. فرمایش وجود مبارک امام صادق(علیه‌السلام) کهلیعدنّ أحدکم لخروج القائم و لو سهماً (2) چراغ روشنایی‏بخش این راه خجسته است.

لحظه میمون ظهور ناپیداست و این خود سبب می‏شود تا هر لحظه بی‏صبرانه در انتظار طلوع مبارکش باشیم. این انتظار عاقلانه در پرتو کلام نورانی صادق آل‏محمّد(علیهم‌السلام) ما را بر آن می‏دارد که خویش را با حرکت و تلاش در راه استعدادیابی و زمینه‏سازی ظهور حضرتش و فراخور خود حتی به اندازه مهیا کردن تیری، آماده حضورش سازیم. آنچه هست این تیر، گاه تیر بیان و بنان است و گاه تیری درخور سایر عرصه‏های علمی و نظامی. یا باید توانمند باشیم که معارف الهی را شرح و تفسیر کنیم و توسعه دهیم و نشر و ابلاغ کنیم و با تمییز عقل از حسّ و قیاس و وهم و استحسان و خیال و مغالطه، در صیانت این چراغ نورانی بکوشیم؛ یا با تسلط به فن‏آوری‏های گوناگون در عرصه‏های مختلف به ویژه در زمینه دفاع نظامی مهیّای رویارویی با آنانی باشیم که زعم خاموشی شعله فروزان وحی را در سر می‏پرورانند، گرچه داشتن هر دو سلاح، مطلوب‏تر است.

آن که به انتظاری تهی از رزم‏آوری و مجاهده دل خوش می‏دارد و گمان می‏کند بی‏آمادگی برای جهاد و شهادت می‏توان منتظر موعود موجود بود، خیالی باطل دارد و کار انتظارش به سامان نخواهد رسید.

امام زمان

 

3/ تخلق به کرائم اخلاقی

 

شکی نیست که منتظران وجود مبارک ولی عصر(عج) که در مکتب انتظار صادقانه درس صلاح و اصلاح آموخته‏اند، می‏باید افزون بر دعای زبانی برای تعجیل در فرج وجود مبارک امامشان، با زبان حال و استعداد نیز چنان باشند. بر همین اساس، آن‏که انتظارش حقیقی و ترقّبش صادق باشد، می‏تواند از عمق جان خویش با زبان حال و قال فرج میمون و خجسته امام خویش را از خداوند سبحان مسئلت دارد.

برای نیل به چنین مرتبه‏ای انسان منتظر می‏بایست به دانش خود عمل کند و مجهولات را بپرسد؛ نیز خیرخواه همگان باشد و کینه کسی را در دل نپرورد، چرا که قلب کین‏آلوده شایسته بذرافشانی معرفت و محبت ولی عصر(عج) نیست.

منتظر حقیقی را بایسته است که به غیر خدا تکیه نکند و جز به او امید نبندد و مراقب سرزمین قلبش باشد و این کالای ثمین را به ثمن بخس شهوت و غفلت نفروشد، زیرا ارائه دهنده چنین کالایی جز دشمن آشکار انسان نیست و ابلیس چون چنین معامله‏ای کند، ثمن و مثمن را با هم می‏برد و چیزی جز خسران و زیان بهره فروشنده نخواهد شد.

آن که دین و اخلاقش را به شیطان بفروشد، شیطان تمام هویت انسانی او را می‏ستاند و چون چنین کرد، همه را در مسیر تباب و تباهی خویش هزینه خواهد کرد و آن‏گاه چنین انسانی مصداق بارز (خَسِرَ الدُّنیا والاءخِرَة)(3) خواهد بود.

ترک تعلق به مظاهر دنیای مذموم، زمینه طهارت روح و پاکی ضمیر انسان منتظر را فراهم می‏آورد؛ آن‏گاه به لطف خدای سبحان صاحب شامّه‏ای می‏شود که عطر دل‏انگیز حضور مولای خویش را استشمام می‏کند و مستانه می‏سراید: «سحر از بسترم بوی گل آیو»(4). نه تنها با این شامّه بوی خوش یار را درمی‏یابد، رایحه عفن دنیازدگی، دنیاخواهی، نفاق و تفرقه‏افکنی را نیز تشخیص می‏دهد و از حریم هلاکت‏بار آن نیز دوری خواهد کرد.

4/ تعالی فرهنگ، مدیریت، شهامت و شجاعت

معنای حقیقی انتظار، تحصیل شرایط حضور و ظهور ولی عصر(عج) است و هر که در این مسیر مجاهده نکند، انتظارش به حقیقتِ انتظار موصوف نمی‏شود.

ترک تعلق به مظاهر دنیای مذموم، زمینه طهارت روح و پاکی ضمیر انسان منتظر را فراهم می‏آورد؛ آن‏گاه به لطف خدای سبحان صاحب شامّه‏ای می‏شود که عطر دل‏انگیز حضور مولای خویش را استشمام می‏کند و مستانه می‏سراید: «سحر از بسترم بوی گل آیو». نه تنها با این شامّه بوی خوش یار را درمی‏یابد، رایحه عفن دنیازدگی، دنیاخواهی، نفاق و تفرقه‏افکنی را نیز تشخیص می‏دهد و از حریم هلاکت‏بار آن نیز دوری خواهد کرد

برپایه روایات تشریح وقایع پس از ظهور، هنگام قیام ولی عصر(عج) دست لطف الهی بر سر امت کشیده و عقل‏هایشان کامل می‏گردد و بردبار می‏شوند. این رشد و بالندگی چیزی نیست که نیازی به زمینه‏سازی نداشته و انسان‏ها ناگاه و یکباره از نادانی به دانایی رسند. تعالی سطح فرهنگ، تعقل و فهم عمومی، نخستین زمینه لازم جهت ادراک پیام انسان کامل و ظهور ولی مطلق خداست و این مهم از گرانمایه‏ترین وظایف منتظران آن حضرت است، زیرا جامعه‏ای که از سطح فرهنگ والاتر و بالاتری برخوردار باشد، معارف الهی را که امام(علیه‌السلام) عرضه خواهد کرد بهتر ادراک و در برابر هجوم امواج جهل و کینه بهتر ایستادگی و دفاع می‏کند. نه خود گرفتار جهل و تجاهل می‏گردد و نه اجازه می‏دهد از جهل دیگران سوء استفاده شود.

وظیفه دیگر اهل انتظار، رشد و تعالی بخشیدن به تدبیر امور، مدیریت‏های اجتماعی و اکمال ملکات شهامت و شجاعت است، زیرا دین و اجرای احکام حیات‏بخش آن همواره به این چهار عنصر محتاج است و به فرموده امام باقر(علیه‌السلام) شجاعت، صلابت و نفوذ در اجرای احکام الهی از ویژگی‏های یاران وجود مبارک امام زمان(عج) است:اجری من لیث و أمضی من سنان(5) و چون جامعه اسلامی در رشد و تعالی فرهنگ و خردورزی از سویی و بالندگی شجاعت، شهامت و مدیریت از سوی دیگر به نصاب خود رسید، زمینه ظهور حجت مطلق الهی فراهم می‏گردد.

5/ اقتدا به سنت و سیره پیامبر و امامان(علیهم‌السلام)

امام عصر(عج) احیا کننده آموزه‏های نورانی قرآن و معارف پیامبر اکرم و ائمّه هدی(علیهم‌السلام) است. رهاورد امام عصر(عج) همان اسلام ناب و معارف والای پیامبر عظیم المنزله اسلام است که از خزائن الهی عرضه داشت و امامان معصوم(علیهم‌السلام) یکی پس از دیگری این حقیقت را در بیان و سیره خویش پاس داشتند.

راه امام عصر(عج) جز راه قرآن و عترت نیست و منتظر امام عصر(عج)، می‏بایست با قرآن و آموزه‏هایش از سویی و با سیره و معالم عترت از سویی دیگر آشنا باشد، تا بتواند خویش را در پرتو انوار روح‏بخش آن‏ها نهد و با اقتدای به آنان خود را برای حضور در محضر امام زمان(عج) آماده سازد.

 

پاورقی:

1 ـ الکافی، ج1، ص337/

2 ـ الغیبه، نعمانی، ص320/

3 ـ سوره حجّ، آیه 11/

4 ـ دیوان اشعار بابا طاهر، قسمت اول.

5 ـ بصائر الدرجات، ص24؛ بحار الانوار، ج52، ص318/

 

ادامه مطلب
تاریخ : یک شنبه 28 تیر 1394 
ساعت : 9:53 AM
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 20
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
>

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

.:: Translate by : ebtekar.rasekhoonblog.com ::.

منو اصلی
صفحه ي نخست
پست الکترونیک
درباره وبگاه
شهید گمنام
آرشیو مطالب
مهر 1396
فروردین 1395
تیر 1394
مرداد 1394
شهریور 1394
آذر 1394
دی 1394
نویسنده
شهید گمنام
آخرین مطالب
بسیج هنوز راهش را پیدا نکرده...
فقط می‌رود مسجد نمازش را می‌خواند و برمی‌گردد
چرا صلۀ رحم، خیلی مهم است
کجا آدم شویم؟
تلختر از حنظل
خدا که از ما کار نمی‌خواهد!
طلبه‌های حوزه، چقدر می‌توانند کار جمعی کنند؟
متأسفانه این‌قدر رشدنایافته هستیم که ...
حوزه و مدارس علمیه
مانند چهارپایانی در یک چراگاه