السلام علیک یا صاحب الزمان
موضوعات
مهدویت
اخلاق
ولایت
قرآن
شعر
دیگر موارد
تعداد مطالب : 375پست
آخرین بروز رسانی : شنبه 29 مهر 1396 
بازدید کل : 30500بازدید
تعداد کل نظرات : 5نظر
تاریخ تاسیس وبلاگ : یک شنبه 7 تیر 1394 
وظایف عصر غیبت
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

وظایف عصر غیبت

 

با توجه به مجموع روایات، وظایف زیر در زمان غیبت استنباط مى‏شود:

 

الف: صبر

در روایتى امام رضا علیه‏السلام مى‏فرماید:

ما احسن الصبر و انتظار الفرج، اما سمعت قول الله تعالى «فارتقبوا انى معكم رقیب».(1) و قوله عزوجل: «فانتظروا انى معكم من المنتظرین،(2) فعلیكم بالصبر، فانه انما یجیى‏ء الفرج على الیأس و قد كان الذین من قبلكم اصبر منكم.»(3)؛ چه قدر نیكو است صبر و انتظار فرج. آیا نشنیدى این سخن خداوند را كه: فارتقبوا اِنّى معكم رقیب. و این سخن او كه: فانتظروا اِنّى معكم من المنتظرین؛ «منتظر باشید من هم با شما در انتظارم.» همانا فرج پس از ناامیدى مى‏آید و كسانى كه قبل از شما بودند صبورتر از شما بودند.تعبیر «علیكم بالصبر» صراحت دارد، در این كه وظیفه شیعیان در عصر غیبت، صبر بر فراق است.

 

ب: انتظار

هر چند از روایت بالا وظیفه انتظار نیز به خوبى معلوم مى‏شود، ولى درباره انتظار باید گفت: پیامبر و ائمه اطهار با تأكید بسیار بر این امر پاى فشرده‏اند؛ در روایتى از پیامبر صلى‏ الله ‏علیه‏و ‏آله مى‏خوانیم كه فرمود: «افضل اعمال امتى انتظار الفرج»(4)؛ برترین اعمال امت من انتظار فرج است. على علیه‏السلام در پاسخ كسى كه از وى پرسید: «اى الاعمال احب الى اللّه عزوجل؟» فرمود: «انتظار الفرج»(5)؛ كدام عمل نزد خداوند محبوب‏تر است. فرمود: انتظار فرج. در روایت دیگرى امام صادق علیه‏السلام مى‏فرماید:

«اقرب ما یكون العبد الى اللّه عزوجل و ارضى ما یكون عنه اذا افتقدوا حجة اللّه فلم یظهر لهم و حجب عنهم فلم یعلموا بمكانه... فعندها فلیتوقعوا الفرج صباحا و مساءً»(6)؛ نزدیك‏ترین حالت بنده به خداوند و راضى‏ترین چیز نزد او این است كه هرگاه حجت خدا از آن‏ها پنهان شود و برایشان ظاهر نشود و از آن‏ها پوشیده شود و مكانش را ندانند در این هنگام صبح و شام منتظر فرج او باشند.

پر واضح است كه انتظار بر دو قسم است:

انتظار می تواند منفی یا مثبت باشد .

در انتظار منفی ، منتظر بودن بیش‏تر به شكل منفى و همراه با سستى صورت مى‏گیرد، اما انتظار مثبت، پویا و همراه با علم و عمل است. مؤید این سخن، كلام امام سجّاد علیه‏السلام است كه مى‏فرماید:

«المنتظرون لظهوره افضل اهل كل زمان، لان اللّه تعالى ذكره، اعطاهم من العقول و الافهام و المعرفة ما صارت به الغیبة عند هم بمنزلة المشاهدة، و جعلهم فى ذلك الزمان بمنزلة المجاهدین بین یدى رسول اللّه صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله بالسیف، اولئك المخصلون حقا، و شیعتنا صدقا، و الدعاة الى دین اللّه سرا و جهرا»(7)؛ منتظران ظهور او برترین اهل هر زمانند؛ زیرا خداوند متعال به آنها عقل و فهم و شناختى عطا فرموده است كه غیبت در نزد آنان به منزله مشاهده گردیده است. و آنان را در آن زمان به منزله مجاهدان با شمشیر در پیش روى رسول خدا صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله قرار داده است. آنان حقیقتا خالصند و شیعیان راستین و دعوت كنندگان به دین خدا در پنهان و آشكارند.

منتظر واقعى در بعد علمى، آن چنان معرفتى دارد كه غیبت براى او همانند مشاهده است؛ یعنى در شناخت امام زمان خود، شك و تردید ندارد و در بعد عملى آشكارا و نهان به دعوت و تبلیغ مشغول است.

اگر منتظر منفى دست بر دست مى‏گذارد و به بهانه این كه كارى از ما ساخته نیست و كارى براى زمینه سازى ظهور نمى‏كند، منتظر مثبت شب و روز بر علم و معرفت و عمل خود مى‏افزاید، خود را آماده ظهور مى‏نماید، و تلاش دارد تا خود را از سنخ منتظر كند.

چكیده سخن آن كه در انتظار مثبت ایمان به غیب، گرایش به عدالت، تنفر از ظلم، اعتراف به حق و دعوت به خیر و صلاح نهفته است.

 

ج: دعا

در برخى روایات عمده‏ترین وظیفه عصر غیبت را دعا دانسته‏اند؛ از جمله در توقیع اسحاق بن یعقوب كه به وسیله محمدبن عثمان دریافت شده است، فرمود: «و اكثروا الدعاء بتعجیل الفرج، فان ذلك فرجكم».(8)

 

د: انقطاع

در روایتى از امام صادق علیه‏السلام مى‏خوانیم كه فرمود: «ان هذا الامر لایأتیكم الا بعد ایاس... همانا این امر - ظهور مهدى(عج)- نمى‏آید شما را مگر پس از ناامیدى».(9) و در روایت دیگرى از امام رضا علیه‏السلام مى‏فرماید: «فانه انما یجیى‏ء الفرج على الیأس و قد كان الذین من قبلكم اصبر منكم».(10) همانا فرج پس از ناامیدى مى‏آید و كسانى كه پیش از شما بودند صابرتر از شما بودند.

این بدان معنا است كه تا بشریت چشم امید به قدرت‏هاى غیر الهى داشته باشد، عطش عدالت مهدوى در او وجود ندارد و آن گونه كه بایسته و شایسته است، مهدى‏جو و مهدى‏خواه نخواهد بود.

 

پی‌نوشت‌ها:

هود/ 93 . .1

بحارالانوار، ج 52، ص 129؛ اعراف / 71. .2

. بحارالانوار، ج 52، ص 129.3

. بحارالانوار، ج 52، ص 122.4

. بحارالانوار، ج 52، ص 122.5

. 6.بحارالانوار، ج 52، ص 95

. بحارالانوار، ج 52، ص 122، و یوم الاخلاص، ص 203.7

. بحارالانوار، ج 52، ص 92، و حایرى یزدى (بارحینى)، الزام الناصب، ج 1، ص 428.8

. بحارالانوار، ج 52، ص 111.9

. بحارالانوار، ج 52، ص 129 و 110.10

"محمد فاكر میبدى"

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 23 تیر 1394 
ساعت : 12:38 PM
لینک ثابت
حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست؟!
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست؟!

ظهور

حضرت فاطمه زهرا سلام ‌الله علیها، بزرگترین حامی امامت و شهید راه ولایت، بعد از رحلت پدر بزرگوار و در روزهای پایانی عمر شریفشان روایتی بیان فرمودند؛ که از سنتی الهی پرده بر می ‌دارد. روایتی راهگشا که چون  چراغ هدایتی در تاریکی دوران غیبت می ‌درخشد و مسیر ظهور را برای منتظران روشن می ‌سازد.

 

امام، کعبه جان هاست

محمود بن لبید می‌گوید: «چون رسول خدا رحلت كرد، كار فاطمه (سلام ‌الله‌ علیها) این بود كه بر سر قبور شهداء می ‌آمد، و بر سر قبر حمزه  گریه می‌ کرد. یكی از روزها من بر سر مزار حمزه رفتم، دیدم كه فاطمه (سلام ‌الله‌ علیها) آنجاست و مشغول گریستن است. من صبر كردم تا از گریه فارغ شد، آنگاه پیش رفتم و سلام كردم و گفتم: اى سیّده نسوان! سوگند به خدا كه با گریه خود رگ‌هاى دل مرا پاره كردى!

فاطمه (سلام ‌الله‌ علیها) گفت: اى أبا عمرة! سزاوار است گریه كنم چون در مصیبت بهترین پدران؛ رسول خدا گرفتار آمدم. و پس از آن شروع كرد به خواندن این بیت:
                                     إِذَا مَاتَ یَوْماً مَیِّتٌ قَلَّ ذِكْرُهُ‏                              وَ ذِكْرُ أَبِی [مُذْ] مَاتَ وَ اللَّهِ أَكْثَر
«وقتى شخصی از دنیا برود یاد او در میان مردم كم می‌ شود، و لیكن یاد پدر من از وقتی كه مرده است سوگند به خدا كه بزرگتر شده است».
عرض كردم: اى سیّده من! من می‌ خواهم از شما مطلبی را بپرسم كه در سینه من می ‌آید و افكار مرا مضطرب می‌ کند!

حضرت فاطمه (سلام ‌الله‌ علیها) فرمود: بپرس!

عرض كردم: آیا رسول خدا درباره امامت علی (علیه السلام) قبل از رحلتشان نصّی نمودند؟!

حضرت فرمود: «وا عجبا أنسیتم یوم غدیر خمّ؟!» اى شگفتا آیا شما روز غدیر خمّ را فراموش كردید؟!

عرض كردم: بلی روز غدیر خمّ تصریحی بر این امر بود، و لیكن من می‌‏خواهم از آنچه كه رسول خدا در پنهانی به تو گفته است سوال كنم!

حضرت فرمود: من خداوند را شاهد می ‌گیرم كه شنیدم می ‌فرمود: «علی در میان شما بهترین كسی است كه من در میان شما می‌ گذارم، و بعد از من او إمام و خلیفه است، و دو فرزند او با نه نفر از صلب حسین، پیشوایان نیكو كردارند. اگر شما از آنها پیروى كنید آنها را هدایت كننده و هدایت شده می ‌یابید! و اگر مخالفت آنها را كنید، این اختلاف در میان شما تا روز قیامت به طول خواهد انجامید.»

امام موهبتی الهی و کعبه دلهاست پس طواف حولش واجب است. نباید بگوییم: چرا امام نمی ‌آید تا امور ما را اصلاح کند؟ چراکه ما باید با یکدلی به سوی ایشان برویم، او کعبه است و بر منتظران است که احرام بسته، عزم رفتن به کویش کنند تا خداوند با پیروی آنان از امام، نعمت خود را بر ایشان تمام  کرده، امورشان را اصلاح نماید

عرض كردم: اى خانم بزرگوار من! پس چرا او از گرفتن حقّ خود كوتاهی كرد؟!

حضرت فاطمه (سلام ‌الله‌ علیها) فرمود: اى ابا عمرة! رسول خدا فرمود: «مَثل امام، مَثل كعبه است؛ كه باید به سوى او بروند نه آنكه كعبه به سوى مردم بیاید- یا اینكه گفت: مثل على مثل كعبه است-».

و پس از آن فاطمه (سلام ‌الله‌ علیها) فرمود: «سوگند به خدا اگر حقّ را به اهلش وا می‌ گذاشتند، و از عترت پیامبرشان پیروى می ‌کردند، در راه خدا دو نفر هم پیدا نمی‌ شد كه با هم اختلاف كنند، و امامت را گذشته از گذشته، و آینده از آینده ارث می ‌‏برد، تا اینكه قائم ما كه نهمین فرزند از صلب پسرم حسین است قیام می ‌کرد...»[1]
در این حدیث شریف حضرت صدیقه کبری (سلام ‌الله‌ علیها) جایگاه امام معصوم در جامعه، همچنین وظیفه‌ ی مسلمین نسبت به امام خود را تبیین می ‌کند. در بیان فاطمه زهرا (سلام ‌الله‌ علیها) امام مانند کعبه است و وظیفه مومنین در مقابل امام این است که از هر جا به سوی او بشتابند و مطیعانه حول محور او  بگردند و از او اطاعت کنند تا از نور وجودش راه رسیدن به خدا را بیابند. گرچه حاکمیت تنها شایسته امام است اما هدف فقط حکومت ظاهری بر مردم نیست و در اصل امامت منصبی الهی برای هدایت بشر است. هدایت با جبر و قدرت شمشیر امکان‌ پذیر نیست و مردم پس از شناخت حق و ایمان به پیامبر اکرم (صلى ‌الله‌ علیه ‌و آله) باید با اختیار خود در پی اطاعت ازدستور پیامبرشان بروند.
چنین مضمونی در روایات اهل سنت از پیامبراکرم (صلى ‌الله‌ علیه ‌و آله) درباره امیرالمومنین (علیه‌ السلام) آمده است، که می ‌فرماید:
«مثل علیّ فیكم- أو قال فی هذه الأمّة- كمثل الكعبة المستورة- أو المشهورة- النظر إلیها عبادة و الحجّ إلیها فریضة».[2]
مثل علی در میان شما- یا فرمود: در میان این امت- مانند مثل كعبه پوشیده یا مشهور است، نگاه به او عبادت، و حج كردن به سوى او واجب است.

 

فرج

هم دلی و یکصدایی بر گرد شمع وجود امام زمان(عج)

امامت میراث گرانقدر رسول خدا (صلى ‌الله‌ علیه ‌و آله) برای امت است تا آنجا که قرآن کریم اجر رسالت پیامبر (صلى ‌الله‌ علیه ‌و آله) را، مودت ایشان معرفی کرده است.[3] هرگاه مردم یک‌صدا حول امام خود جمع شدند، بر امام است که در سایه برپایی حکومت عدل الهی، ایشان را به مقصد توحید و بندگی برساند و هرگاه امام خود را در غربت رها کنند، به خویش ستم کرده‌اند و بر امامشان سرزنشی نیست.
امام موهبتی الهی و کعبه دلهاست پس طواف حولش واجب است. نباید بگوییم: چرا امام نمی ‌آید تا امور ما را اصلاح کند؟ چراکه ما باید با یکدلی به سوی ایشان برویم، او کعبه است و بر منتظران است که احرام بسته، عزم رفتن به کویش کنند تا خداوند با پیروی آنان از امام، نعمت خود را بر ایشان تمام  کرده، امورشان را اصلاح نماید.
مگر نه این است که امام مهدی علیه‌ السلام در یکی از نامه‌ های خود می ‌فرمایند: «اگر شیعیان ما ـ که خداوند توفیق طاعتشان دهد ـ در راه ایفای پیمانی که بر دوش دارند، هم‌دل می ‌شدند، میمنت ملاقات ما از ایشان به تأخیر نمی‌ افتاد و سعادت دیدار ما زودتر نصیب آنها می‌گشت؛ دیداری بر مبنای شناختی راستین و صداقتی از آنان نسبت به ما. علت مخفی‌شدن ما از آنها چیزی نیست، جز آنچه که از کردار آنها به ما می ‌رسد و ما را ناراحت می ‌کند و ما توقع انجام این کارها را از آنها نداریم».[4]
پس باید از خود بپرسیم که چرا جملگی، تاکنون به سویش نرفته ‌ایم؟ 
از جمله اموری که ما را برای رسیدن به آستان او مهیا می ‌کند این است که:
1. خود را اصلاح و آماده پذیرش حکومت عدالت‌ محور ایشان کنیم؛
2. در جامعه برای ظهور حضرت ولی‌ عصر علیه السلام، زمینه ‌سازی کرده و در حد توان خود، در صدد اصلاح امور مردم برآییم؛
3. هرگز دعا و استغاثه به درگاه الهی را فراموش نکنیم که طبق روایات، دعا و استغاثه تأثیر بسزایی در ظهور حضرت ولی‌عصر علیه السلام دارد. 

 

اگر مردم تشنه ظهور مولای خود نبوده و توجهی به طولانی شدن غیبت امام زمان خود نداشته باشند و با دل های متّحد و یک پارچه، فرج آن حضرت را از خداوند متعال نخواهند، حتی گامی به سوی حج خانه کعبه‌ برنداشته و ظهور آن بزرگوار تا نهایتی که برای دوران غیبت در نظر گرفته شده به تعویق خواهد افتاد

چگونه ظهور نزدیک می شود

امام صادق علیه السلام درباره نقش دعا در تعجیل فرج و برای تشویق شیعیان به این امر حیاتی و مهم فرمودند:
«...فَلَمَّا طَالَ عَلَی بَنِی إِسْرَائِیلَ الْعَذَابُ ضَجُّوا وَ بَكَوْا إِلَی اللَّهِ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَی مُوسَی وَ هَارُونَ یُخَلِّصُهُمْ مِنْ فِرْعَوْنَ فَحَطَّ عَنْهُمْ سَبْعِینَ وَ مِائَةَ سَنَةٍ قَالَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع هَكَذَا أَنْتُمْ لَوْ فَعَلْتُمْ لَفَرَّجَ اللَّهُ عَنَّا فَأَمَّا إِذْ لَمْ تَكُونُوا فَإِنَّ الْأَمْرَ یَنْتَهِی إِلَی مُنْتَهَاهُ.»[5]... وقتی عذاب و سختی بر بنی اسرائیل طولانی شد. چهل روز به درگاه خدا گریه و ناله کردند. خداوند متعال به موسی و هارون علیهماالسلام وحی فرمود که آنها را از دست فرعون نجات دهند و این در حالی بود که از چهارصد سال (عذاب)، صد و هفتاد سال باقی مانده بود و خداوند متعال به واسطه دعای بنی اسرائیل از آن صد و هفتاد سال صرف نظر نمود.
آنگاه امام صادق علیه السلام فرمودند:
همچنین شما (شیعیان) اگر این عمل (یعنی گریه و دعا کردن برای تعجیل فرج) را انجام دهید، خداوند قطعاً فرج و گشایش ما را می رساند و اگر انجام ندهید (و دست روی دست بگذارید و بی تفاوت بمانید) این امر به نهایت خود می رسد.
بنابراین دعا و درخواست عموم مردم می‌ تواند، فرج و ظهور امام عصر علیه السلام را جلو بیاندازد و تشویق ائمّة اطهار علیهم السلام به دعا نمودن برای تعجیل ظهور، نشان می ‌دهد ظهور، دارای یک زمان صد در صد تعیین شده و تغییر ناپذیر نیست. همان طورکه  آن حضرت فرمود: « أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِكَ فَرَجُكُم‏»[6]؛ برای تعجیل فرج، بسیار دعا کنید که همان فرج شماست».

سخن آخر اینکه؛ اگر مردم تشنه ظهور مولای خود نبوده و توجهی به طولانی شدن غیبت امام زمان خود نداشته باشند و با دل های متّحد و یک پارچه، فرج آن حضرت را از خداوند متعال نخواهند، حتی گامی به سوی حج خانه کعبه‌ برنداشته و ظهور آن بزرگوار تا نهایتی که برای دوران غیبت در نظر گرفته شده به تعویق خواهد افتاد.

 

پی نوشت ها:
1. كفایة الأثر فی النصّ على الأئمة الإثنی عشر، علی بن محمد خزاز رازى، ص: 198 و بحار الأنوار،مجلسی، ص: 352
2. مناقب ابن المغازلی الشافعی، ابن مغازلی شافعی، 1جلد، دار الأضواء - بیروت، چاپ: سوم، 1424ق،ص133
3. سوره شوری،آیه23
4. احتجاج، طبرسی، ج۲، ص۳۱۵.
5. بحار الأنوار ،محمدباقر مجلسی،ج‏52، ص: 132
6. كمال الدین و تمام النعمة، ج‏2، ص: 485

مهدیه سعیدی نشاط           
کارشناس سطوح عالی حوزه علمیه
بخش مهدویت تبیان           

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 23 تیر 1394 
ساعت : 12:37 PM
لینک ثابت
زمينه سازان فرهنگي ظهور
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

زمينه سازان فرهنگي ظهور

 
فرستادن به ایمیل چاپ

يکي از مقامات بزرگي که براي دوستان و سالکان کوي حضرت صاحب‌الامر عجل الله تعالي فرجه الشريف  در نظر گرفته شده، «مقام نصرت» است. مقام نصرت، مقامي بس بلند است که رسيدن به آن

، آرزوي بسياري از اولياي الهي مي‌باشد.

 

امام صادق عليه السلام  در دعاي عهد به ما مي‌آموزد که از خداي قادر و منّان بخواهيم که ما را جز ياران و ياري دهندگان حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف  قرار دهد.

در آينده‌اي که چندان دور هم نيست، امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف  به همراهي ياران يکدل، صادق، مؤمن و شجاع خود، انتقام خون سالار شهيدان حضرت حسين بن علي عليها السلام  و هفتاد و دو شهيد کربلا و همه شهداي والامقام را از يزيد و يزيديان خواهد گرفت و عدالت را در سراسر عالم خواهد گسترانيد. همه کساني که طالب ياري کردن امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف  مي‌باشند و خواهان آنند که در گرفتن انتقام از يزيديان به کمک حضرت صاحب الامر عجل الله تعالي فرجه الشريف  بشتابند، لازم است که مراحل سه‌گانة انتقام را با موفقيت پشت سر بگذارند تا شايستگي حضور در سپاه امام منصور و منتقم را بيابند. مراحل سه گانة انتقام عبارتند از: 1. برائت زباني؛ 2. برائت فرهنگي 3. جهاد در ميدان اصغر. در شماره گذشته، در خصوص برائت زباني و فرهنگي، مطالبي تقديم شما دوستان و منتظران امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف  گرديد و اينک ادامة سخن:
وقتي با نگاه ژرف و عالمانه به قرآن مجيد و روايات حضرات معصومين عليهم السلام  و سخنان عالمان ربّاني و عارفان مي‌‌نگريم، در مي‌يابيم که ايرانيان، زمينه‌سازان ظهور حضرت خاتم‌الاوصيا، امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف  خواهند بود و جامعه جهاني را آمده پذيرش ظهور امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف  خواهند کرد. حرکت زمينه سازان ايراني، به طور يقين، حرکت فرهنگي است و اين حرکت، هم در مرحله برائت زباني ـ فرهنگي و هم برائت عملي ـ فرهنگي خواهد بود.
سيماي زمينه سازان ظهور در قرآن مجيد اين گونه ترسيم شده است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ؛ اي کساني که ايمان آورده‌ايد! هرکس از شما که از دين خود برگردد، در آينده، خداوند گروهي (قومي) را مي‌آورد که آنها را دوست دارد و آنها نيز او را دوست دارند. در برابر مؤمنان، متواضع و در برابر کافران، با صلابت هستند. در راه خدا جهاد مي‌کنند و از سرزنش هيچ ملامت‌کننده‌اي نمي‌ترسند. اين است فضل خداوند؛ که به هر که خواهد، عطا مي‌کند و خداوند داراي رحمت وسيع نامتناهي است و به احوال هر که استحقاق آن را دارد، داناست».1 طبق اين آيه شريفه، زمينه سازان انقلاب حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف  کساني‌اند که:
خداوند، محبّ آنهاست؛
آنها، محبّ خدايند؛
در برابر ملّت‌هاي مظلوم، فروتن و سر به زير هستند؛
در برابر سرکشان و ستمگران، استوار و با صلابت هستند؛
در راه خداي متعال در ابعاد مختلف (فرهنگي، سياسي و نظامي) جهاد مي‌کنند؛
و تيرهاي ملامت را به جان مي‌خرند، امّا از هيچ کس و هيچ چيزي خوف و ترس ندارند.
وقتي که آيه مورد نظر نازل گشت، از پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلم  درباره قومي که دين خدا را احيا مي‌کنند، سؤال شد که آنها چه کساني هستند؟ وجود مقدس پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلم  در حالي که دست به شانه جناب سلمان فارسي گذاشته بود، فرمود: «هذا وَ ذَوُوهُ؛ ثُمَّ قالَ: لَو کانْ الدّين مُعلّقاً بِالثُّريّا لَتَناوَلَهُ رجالٌ مِن اَبناءِ فارْسْ؛ اين مرد و هم وطنان او هستند؛ سپس فرمود: اگر دين به ثريا آويخته باشد، هر آينه مرداني از فارس به آن دست مي‌يابند».2
در روايتي ديگر، نقل شده است که وقتي اين آيه، نازل شد، اعراب از پيامبر خدا صلي الله عليه و آله و سلم  سؤال کردند: «اينان که اگر ما از دين خدا، روي برگردانيم، خداوند آنها را به جاي ما قرار مي‌دهد، چه کساني هستند؟» پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلم  در حالي که دست بر شانه سلمان فارسي مي‌گذاشتند، فرمودند: «هذا وَ قَوْمُهُ وَ الّذي نَفسي بِيَدهِ لَو کانَ الايمانُ مَنُوطاً ؛ اين مرد و هم‌وطنانش. قسم به کسي که جانم در دست اوست، اگر ايمان به ثريا آويخته باشد، مرداني از فارس به آن دست مي‌يابند».3
پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلم  از زنان و مردان مؤمني سخن مي‌گويد که اولاً احياگر دين خداوند هستند؛ ثانياً صاحب دين ناب هستند و ثالثاً به بالاترين درجه ايمان دست مي‌يابند.
با دقت در آيه احياگران دين خدا و توضيح پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلم  درباره آيه ياد شده، مي‌توان فهميد که: حرکت مردم ايران، حرکتي فرهنگي و در نهايت، نظامي خواهد بود. اينک بايد پرسيد، چرا ايرانيان؟ چرا قوم و ملّتي ديگر براي احياي دين خدا و مهيا ساختن زمينه ظهور امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف  برگزيده نشده‌اند؟
تجربه بلند تاريخ و آزمون‌هاي بزرگ تاريخ، نشان مي‌دهد که ايرانيان:
داراي روحيه حق طلبي و حقيقت‌جويي هستند؛
از تعصّب متنفر هستند و بر باطل پاي نمي‌فشارند؛
در برابر شدايد طبيعي و غير طبيعي استوار و پابرجا هستند؛
داراي فرهنگ عميق و ريشه‌داري هستند؛
انسان‌هاي شجاع و دلاوري‌‌اند؛
به علم و به ويژه علم ديني، عشق مي‌ورزند و عالمان را دوست مي‌دارند؛
مدافع مکتب اهل‌بيت عليهم السلام  هستند؛
اهل ادب و هنرند؛
مردان حماسه آفرين هستند؛
و عرفان آنان حماسي و حماسه آنان آميخته با عرفان است.
در روايتي، بنيانگذار اسلام ناب محمدي، حضرت خاتم‌الانبياء صلي الله عليه و آله و سلم  فرمود: «اعظم الناس نصيباً في الاسلام اهل فارس؛ بزرگ‌ترين نصيب را در اسلام، اهل فارس دارند».4
مولي الموحدين، امام علي بن ابي‌طالب عليه السلام  نيز از يک حادثة بزرگ فرهنگي در گذرگاه تاريخ، خبر مي‌دهد و مي‌فرمايد: «گويي عجم را مي‌بينم که در مسجد کوفه، چادر بر پا کرده‌اند و قرآن را همان‌گونه که نازل شده است، به مردم مي‌آموزند».5
براي اين که ايرانيان بتوانند پس از چهارده قرن، مکتب انسان‌ساز اسلام را احيا کنند و زمينة ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف  را مهيا سازنند، احتياج بود که يک حرکت توفنده فرهنگي در ايران به وجود بيايد؛ حرکتي که بيش از يک حرکت نظامي، آثار داشته باشد.
زيرک‌ترين مدير عالم، حضرت امام خميني پرچمدار حرکت فرهنگي مردم ايران بود. او براي اين که مردان و زنان ايراني بتوانند به بالاترين درجة ايمان و دانش دست يابند و زمينه آمدن امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف  را مهيا سازند، مکتبي را براي اولين بار در عالم تأسيس کرد که نام آن، خواب ستمگران را برآشفت و انسان‌هاي خاصي را در دامن اين مکتب پرورش داد که فراتر از آب و خاک مي‌انديشند.
امام خميني مکتب بسيج را بنيان گذاشت که تمام مکتب‌هاي غربي و شرقي را به بوته فراموشي سپرد. بسيج يک مکتب کاملاً فرهنگي است که براي مقابله با فرهنگ ويرانگر غرب، تأسيس شد و احياي دين خدا، يکي از اهداف بزرگ اين مکتب است. مکتب فرهنگي بسيج، انسان‌هاي خاص خود را داراست که به عنوان «بسيجي» شناخته مي‌شود. بسيجي يار و ياور امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف  است.
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در خصوص ارتباط بسيج و امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف  مي‌فرمايد: «بسيج به معني حضور و آمادگي در همان نقطه‌اي است که اسلام و قرآن و امام زمان (ارواحنا فداه) و اين انقلاب مقدس به آن نيازمند است؛ لذا پيوند ميان بسيجيان عزيز و حضرت ولي‌عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف  ـ مهدي موعود عزيز ـ يک پيوند ناگسستني و هميشگي است».6
بسيجي يعني سرباز امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف ؛ که براي رسيدن به قلّه‌هاي بلند ايمان و دانش، هر روز تلاش مي‌کند و برخوردار از تفکر ناب اسلام محمدي صلي الله عليه و آله و سلم  و داراي فرهنگ اصيل اسلامي است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[1] . سوره مائده/54.
2 . ميزان الحکمه، ج10، ص4570.
3 . همان، ص4568.
4 . کنزالعمال، حديث 34126.
5 . بحارالانوار، ج52، ص364.
6 . بيانات رهبر معظم انقلاب در هفته بسيج و روز ولادت امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف ، 3/9/1378.

پدیدآونده:دکتر محمود رفيعي(استاد و عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبايي)

 

 

ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 22 تیر 1394 
ساعت : 5:38 PM
لینک ثابت
شما جوانها...!
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

شما جوانها...!

 
فرستادن به ایمیل چاپ

(رهنمودهاي امام خميني به جوانان عاشورايي و منتظر)
امام خميني رحمت الله عليه انقلاب شكوهمند اسلامي ايران را با الهام گرفتن از فرهنگ عاشورا و انتظار و نيروي بي‌كران جوانان سرعت بخشيد.

ايشان گرچه خود كهنسال بود اما شناخت راستين او نسبت به جوانان و شيوه‌هاي شايستة وي در جذب اين گروه، بدان حد موثر افتاد كه چون اكسيري پر بها وجود اين قشر را دگرگون و آنان را عنصري الهي و نوراني گردانيد، به گونه‌اي كه در وصفشان فرمود: «من واقعاً گاهي وقت‌ها... خجالت مي‌كشم كه اينها چه مي‌گويند، ما چه مي‌گوييم؟ اينها چه حالي دارند ما چه حالي داريم؟»[1]
آري سخنان امام خميني رحمت الله عليه در عين روان بودن، عميق، پرمعني و از بصيرت ايشان حكايت مي‌كند و چون از قرآن و سنّت معصومين: سرچشمه گرفته است هرگز طراوت و كارآمدي خود را از دست نداده و براي نسل چهارم انقلاب كه سرمايه‌هاي عظيم امروز ما هستند نيز راهگشا خواهد بود.
نوشتة حاضر رهنمودهاي آن عزيز سفر كرده در تأسي از نهضت حسيني و قيام مهدوي به جوانان است.
1. شناخت صحيح اسلام، نه تفسير جاهلانه
جوانان عزيز دبيرستاني و دانشگاهي توجه كنند كه سران و سردمداران گروه‌ها كه مي‌خواهند به واسطة اسلام پايه‌هاي آن را سست كنند و جوانان را به دام اندازند، هيچ اطلاعي از اسلام و اهداف و قوانين آن ندارند و با خواندن چند آيه از قرآن و چند جمله از نهج‌البلاغه و تفسيرهاي جاهلانه و غلط، نمي‌شود اسلام‌شناس شد».[2]
آري! اسلامي كه امام حسين عليه السلام فدايي و امام خميني رحمت الله عليه منادي آن بودند و امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف آن را در سراسر گيتي گسترش خواهد داد با اسلام اموي و آمريكايي تفاوت دارد.
امام حسين عليه السلام در نامه‌اي به مردم بصره مي‌نويسد: «شما را به كتاب خدا و سنّت پيامبر دعوت مي‌كنم؛ زيرا در شرايطي قرار گرفته‌ايم كه ديگر سنّت پيامبر از ميان رفته و جاي آن بدعت قرا گرفته است پس اگر به سخنان من گوش فرا دهيد و دستور مرا اطاعت كنيد شما را به راه رستگاري هدايت مي‌كنم.»[3]
امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف نيز گرد و غبار بدعت و تفسيرهاي جاهلانه و برخاسته از هواي نفس را از چهرة دين مي‌زدايد و سرچشمة زلال معارف و حقايق را به جهانيان عرضه خواهد كرد. اميرالمؤمنين عليه السلام مي‌فرمايد: «او (حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف) خواسته‌ها را تابع هدايت وحي مي‌كند هنگامي كه مردم هدايت را تابع هوس‌هاي خويش قرار مي‌دهند، در حالي كه به نام تغيير نظريه‌هاي گوناگون خود را بر قرآن تحميل مي‌كنند، او نظريه‌ها و انديشه‌ها را تابع قرآن مي‌سازد.»[4]
2. دنياطلبي منشأ خطاها
امام حسين عليه السلام در سخني براي اتمام حجّت به سپاهيان كوفه فرمود: «اي مردم! اين دنيا شما را نفريبد؛ زيرا هر كس بر آن تكيه كند اميدش به يأس تبديل مي‌شود و هر كه بر آن دل بندد به آرزويش نمي‌رسد».[5]
امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف نيز در جواب كلام ابن مهزيار كه گفته بود: اي آقاي من تا كنون كسي را نيافته‌ام كه مرا به نزد شما راهنمايي كند فرمود: «كسي را نيافتي كه تو را (به نزد من) راهنمايي كند؟ نه (اينچنين نيست) ليكن شما اموال فراواني انباشتيد، ضعفاي مؤمنين را در حيرت افكنديد و پيوند رحمي كه در ميان خود داشتيد قطع كرديد ديگر چه عذري براي شما خواهد ماند؟»[6]
امام خميني رحمت الله عليه در نامه‌اي به فرزند خود مرحوم حاج سيد احمد آقا مي‌نويسند: «پسرم! هيچ‌گاه دنبال تحصيل مال دنيا، اگرچه حلال او باشد مباش، كه حبّ دنيا گرچه حلالش باشد رأس همة خطايا است.[7] چه خود حجاب بزرگ است و انسان را ناچار به دنياي حرام مي‌كشد. تو جواني با قدرت جواني كه حق داده است مي‌تواني اولين قدم انحراف را قطع كني و نگذاري به قدم‌هاي ديگر كشيده شوي.[8]
3. ولايت‌مداري
ايجاد بدبيني و جدا نمودن افراد جامعه بويژه جوانان از ‎آغوش پرمهر رهبر جامعه و ولي فقيه نيرنگ حساب شدة دشمن بوده و خواهد بود.
بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران در اهميّت جايگاه ولي فقيه، مي‌فرمايد: «ولايت فقيه براي مسلمين يك هديه‌اي است الهي كه خداي تبارك و تعالي داده است. بهترين اصل اصول قانون اساسي اين اصل ولايت فقيه است. وليّ امر حجت خداست من به همة ملت و همة قواي انتظامي اطمينان مي‌دهم كه امر دولت اسلامي اگر با نظارت فقيه و ولايت فقيه باشد، آسيبي به اين مملكت وارد نخواهد شد».[9]
سيدالشهداء عليه السلام خود، بارزترين مصداق و الگوي ولايتمداري است و اطاعت او از امام مجتبي عليه السلام در دوران امامت امام حسن عليه السلام و در جريان صلح امام حسن عليه السلام گوياي اين واقعيت است.
4. پيوند با علماي متعهّد و دلسوز
سيدالشهدا عليه السلام در سخنراني سياسي اخلاقي خود در منا فرمودند: «علت همة گرفتاري‌ها آن است كه زمام امور و اجراي احكام بايد به دست علماي الهي باشد كه در رعايت حلال و حرام خدا امين هستند».[10]
امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف نيز براي شناخت وظيفه در عصر غيبت، مردم را به پيروي از علماي راستين، امر نمودند، امام صادق عليه السلام ويژگي اين علما را اينگونه بيان مي‌نمايند: «از ميان فقها و عالمان دين آن كسي كه (در برابر گناهان) خويشتن‌دار بوده و نگهبان دين و آيين باشد و با خواسته‌ها و تمايلات شخصي خود مخالفت كرده و از دستورات مولاي خود اطاعت كند بر مردم است كه از او پيروي نمايند و بعضي از فقهاي شيعه چنين هستند نه همة آنان».[11]
امام هادي عليه السلام در بيان نقش علماي متعهد در زمان غيبت فرمودند: «اگر نبودند علمايي كه پس از غيبت امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف مردم را به سوي آن حضرت بخوانند و آن‌ها را به سوي امامشان هدايت كنند و با حجت‌ها و دليل‌هاي محكم الهي از دين او (كه دين خدا است) حمايت كنند و اگر نبودند آن عالمان هوشيار كه بندگان خدا را از دام‌هاي شيطان و شيطان صفتان و از دشمنان اهل‌بيت: نجات ‌دهند همه از دين خدا بيرون مي‌رفتند ولي ايشان هستند كه سررشتة دل‌هاي شيعيان را با استواري در دست دارند آنچنان كه كشتي‌بان سكّان كشتي را به دست مي‌گيرد. آن عالمان برترين (بندگان) نزد خداوند متعال هستند».[12]
رهبر كبير انقلاب اسلامي در اين زمينه مي‌فرمايد: «نكتة ديگري كه از باب نهايت ارادت و علاقه‌ام به جوانان عرض مي‌كنم اين است كه در مسير ارزش‌ها و معنويات از وجود روحانيت و علماي متعهد اسلام استفاده كنيد و هيچ‌گاه و تحت هيچ شرايطي خود را بي‌نياز از هدايت و همكاري آنان ندانيد».[13]
5. قرآن برنامه زندگي و رمز پيروزي
امام خميني رحمت الله عليه در مورد قرآن كريم فرمود: «مشكل بزرگ مسلمين اين است كه قرآن كريم را كنار گذاشته‌اند و تحت لواي ديگران درآمده‌اند.[14] شما جوان‌ها اميد من هستيد من اميد آن را دارم كه شماها با علم و عمل، با علم و تهذيب نفس، با علم و عمل صالح بر مشكلاتتان غلبه كنيد. با اتّكا به ايمان و اعتقاد به اسلام و قرآن كريم دست خائنين را قطع كرديم و اگر تتمّه‌اي باشد قطع مي‌كنيم انشاءالله».[15]
امام سجاد عليه السلام مي‌فرمايد: شب عاشورا پدرم به يارانش مي‌فرمود: «خداوند را با بهترين ثناها، ثنا مي‌گويم و او را در فراخي و تنگي ستايش مي‌كنم، خدايا! تو را به سبب اينكه ما را با انتخاب پيامبر صلي الله عليه و آله از ميان ما، گرامي داشتي و قرآن را به ما آموختي ستايش مي‌كنم».[16] در اين خطبه حضرت با افتخار به پيامبر صلي الله عليه و آله و قرآن به همگان مي‌آموزد كه هر كس قرآن را داشته باشد شديدترين و سخت‌ترين مشكلات پيش چشم او آسان خواهد شد.
عشق امام حسين عليه السلام به قرآن كريم به حدّي بود كه شب عاشورا را مهلت خواست و علّت آن را عشق به نماز، قرآن، دعا و استغفار معرفي كرد.[17]
حكومت امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف نيز بر اساس قرآن ـ كه كامل‌ترين  طرح و برنامه براي زندگي سعادتمندانه بشر است ـ خواهد بود، چنانكه در روايات مي‌خوانيم كه امام باقر عليه السلام فرمود: «دنيا به پايان نمي‌رسد مگر اينكه خداوند مردي از ما اهل‌بيت: را برمي‌انگيزد كه به كتاب خدا عمل مي‌كند».[18]
6. اشك و گريه بر شهيد
امام خميني رحمت الله عليه رسالت جوانان هوشيار را در حفظ حماسة كربلا و ارزش‌هاي گريه اينگونه مطرح مي‌فرمايد: «جوان‌هاي ما خيال نكنند كه مسأله، مسأله ملت گريه است. اين را ديگران القا كردند به شماها كه بگوييد ملتِ گريه، آنها از همين گريه‌ها مي‌ترسند. براي اينكه گريه‌اي است كه گريه بر مظلوم است، فرياد مقابل ظالم است.[19] اين روضه و اين گريه آدم‌ساز است. انسان درست مي‌كند اين مجالس روضه، اين مجالس عزاي سيدالشهدا و آن تبليغات بر ضد ظلم. اين تبليغ بر ضد طاغوت است بيان ظلمي كه به مظلوم شده تا آخر بايد باشد.»[20]
از آنچه گذشت به خوبي فلسفة سخن امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف را مي‌توان درك كرد كه فرمود: «اي جدّ عزيز! در مصايب و بلاهايي كه بر تو فرود آمد هر صبح و شام سرشك غم و اشك اندوه از ديدگان خود جاري مي‌سازم و چون اشكم تمام شد براي تو خون گريه مي‌كنم».[21]
گر نباشد مهر تو، دل را نباشد ارزشي
برگ بي‌حاصل شود گل، چون گلاب آيد برون


--------------------------------------------------------------------------------
[1]. در جستجوي راه از كلام امام، ج6، ص100.
[2]. صحيفه نور، ج15، ص62.
[3]. بحارالانوار، ج44، ص340.
[4]. نهج البلاغه، خ138.
[5]. مقتل الحسين خوارزمي، ج1، ص252.
[6]. الحياة، ج6، ص694، مترجم احمد آرام.
[7]. اشاره به حديث مشهور «حُبُّ الدُّنيا رَأْسُ كُلِّ خَطيئة» كه از امام سجاد7 و چند نفر از اهل‌بيت: ذكر شده: كافي، ج2، ص317.
[8]. نقطه عطف (نامه اخلاقي به مرحوم حاج سيد احمد آقا).
[9]. كلمات قصار امام خميني1، ص119؛ صحيفه نور، ج20، ص241.
[10]. تحف العقول، ص238، چاپ جامعه مدرسين.
[11]. التفسير المنسوب الي الامام العسكري، ص300.
[12]. الاحتجاج، ج2، ص455.
[13]. صحيفه نور، ج20، ص241-242.
[14]. كلمات قصار امام خميني، ص43-44.
[15]. صحيفه نور، ج6، ص48.
[16]. الارشاد، ج2، ص91.
[17]. همان.
[18]. كافي، ج8، ص396.
[19]. صحيفه نور، ج10، ص30-32.
[20]. همان، ج9، ص201.
[21]. زيارت ناحيه مقدّسه.


پدیدآونده:محسن دنيا ديده

 

 

ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 22 تیر 1394 
ساعت : 5:36 PM
لینک ثابت
مراحل ياري امام زمان(عج)
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

مراحل ياري
ياران، در سه مرحله فعاليت کرده و به وظيفه ياوري امام و رهبر خود اهتمام مي‌ورزند:
1. پيش از قيام: در اين مرحله، ياران با حضور ميان مردم و تبليغات مناسب، آنان را از وضعيت نامطلوب موجود آگاه كرده و با معرفّي امام از يک سو و زيبايي¬هاي دوران انقلاب از سوي ديگر، آنان را براي پذيرش رهبر و خيزش در راستاي اهداف او آماده مي¬کنند.
2. هنگام قيام: ياران با حضور فعال در جريان قيام، سعي مي کنند حرکت مردم را کنترل کرده و با جهت¬دهي مناسب، آن را هماهنگ با اهداف انقلاب پيش ببرند.
3. پس از قيام:آنان با تلاشي خستگي‌ناپذير، براي تحقق اهداف انقلاب فعاليت مي کنند.

ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 22 تیر 1394 
ساعت : 5:34 PM
لینک ثابت
زمینه سازان ظهور
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

زمینه سازان ظهور

 
فرستادن به ایمیل چاپ

با توجه به روايات، مي توان ويژگي ها و صفات ياران امام زمان (عج) را چنين برشمرد:

1. معرفت عميق به خدا و امام خويش
در حديثي از امام صادق(علیه السلام)‌ نقل شده است:

«در قلوب آنان (ياران مهدي عج)‌ شكّي به ذات خدا نيست». (بحارالانوار، ج52، ص307، ح82)
چنان به خداوند معرفت دارند كه ذرّه اي ترديد و شك در آنان راه ندارد.

در روايتي از امام سجاد(علیه السلام) در باره با صفات منتظران زمان غيبت نقل شده است:

«آنان كساني هستند كه به امامت آن بزرگوار اعتقاد دارند». (كمال الدين، ج1، ب31، ح2)
اين اعتقاد، برخاسته از عقل و درك است. حضرت، در ادامه مي فرمايد:
خداوند متعال، عقل و فهم و معرفتي به آنان داده است كه غيبت نزد آنان، به منزله مشاهده است.
2. اطاعت كامل
نتيجه معرفت صحيح، اطاعت همه جانبه از امام است. از امام صادق(علیه السلام) چنين نقل شده است:
«اطاعت آنان از امام،‌ از فرمان برداري كنيز در برابر مولايش بيشتر است». (بحارالانوار، ج52، ص307، ح 82)
3. عبادت و صلابت
آنان كه از پيشواي خود الگو  گرفته اند، روزها و شب¬ها را با ياد شيرين حق و مناجات با او سپري مي¬کنند. امام صادق(علیه السلام)‌ درباره  آنان فرمود:
«شب ها را با عبادت به صبح مي رسانند و روزها را با روزه به پايان مي برند‏». (يوم الخلاص، ص224)
و اين ياد حق، در همه  حالات آنان تجلّي دارد.
همين ذكر دايمي و هميشگي خدا است كه از آنان، مرداني آهنين مي سازد كه هيچ چيز صلابت و استواري آنان را درهم نمي‌شكند. امام صادق(علیه السلام) فرمود:
«آنان، مرداني هستند كه گويا دل هايشان پاره هاي آهن است». (بحارالانوار، ج52، ص307،‌ ح 82)
4. جان نثاري و شهادت طلبي
معرفت عميق به خدا و امام، نگاه آنان را به زندگي و حقيقت انسانيت، تنظيم مي¬كند و شناخت صحيحي از هدف زندگي و وظيفه يك انسان به آنان مي دهد. آنان در مي يابند كه براي كسب كمال، زندگي مي كنند و مي فهمند كه راه تحصيل كمال، آن است كه همه  وجود شان براي خدا و دين خدا باشد؛ از اين رو حاضر به هر نوع فداكاري و ايثارند. امام صادق(علیه السلام) فرمود:
]ياران مهدي‌(علیه السلام)‌‌[ در ميدان رزم، گرد او مي گردند و با جان خود، از او محافظت مي‌كنند. (بحارالانوار،‌ ج52،‌ ص307، ح82)
آنان كه خدا و امام را شناختند، نهايت آرزويشان، شهادت در راه خدا و در ركاب امام است. امام صادق(علیه السلام) فرمود:
«آنان آرزو مي¬كنند در راه خدا به شهادت برسند». (همان)
5. شجاعت و دليري
ياران مهدي(علیه السلام) مانند مولايشان، افرادي شجاع و مرداني پولادين هستند كه از هيچ چيز جز خدا هراس ندارند. امام علي(علیه السلام) در وصف آنان فرمود:
«همه آنان، شيراني هستند كه از بيشه بيرون شده اند و اگر اراده كنند، كوه ها را از جا مي كنند». (يوم الخلاص، ص224)
6. صبر و بردباري
مبارزه برضد ظلم جهاني و تلاش براي برقراري عدالت، با رنج و مشقت¬هاي فراوان همراه است. ياوران امام، در راه تحقّق آرمان¬هاي جهاني امام مهدي(علیه السلام) همه ناگواري¬ها را به جان مي¬خرند؛ ولي از سر اخلاص و تواضع،‌ عمل خود را ناچيز مي¬شمارند. امام علي(علیه السلام) مي¬فرمايد:
آنان، گروهي هستند كه به سبب صبر و بردباري در راه خدا، بر خداوند منّت نمي¬گذارند و از اين كه جان خويش را تقديم حضرت حق مي¬كنند، به خود نمي¬بالند و آن را بزرگ نمي¬شمارند. (يوم‌الخلاص، ص224)
7. اتحاد و همدلي
آنان، خودخواهي¬ها و خواسته¬هاي شخصي را از خود دور كرده¬اند. همه چيز را براي هدف واحد مي¬خواهند و زير يك پرچم به قيام مي‌پردازند. امام علي(علیه السلام) مي¬فرمايد:
«ايشان، يكدل و هماهنگ هستند». (يوم‌الخلاص، ص223)
8. زهد و پارسايي
امام علي(علیه السلام) در وصف ياران مهدي(علیه السلام) فرموده است:‌
«او، از يارانش بيعت مي گيرد كه طلا و نقره اي نيندوزند و گندم و جويي ذخيره نكنند. (منتخب الاثر، فصل 6، ب11، ح4)
آنان، اهداف بلندي دارند و براي آرماني بزرگ برخاسته اند؛ لذا ماديات و دنيا نبايد آنان را از هدف باز دارد؛ بنابراين كساني كه با ديدن زرق و برق دنيا،‌ چشم هايشان خيره شده و دل هايشان مي لرزد، ميان ياوران امام، جايي ندارند. البته نبايد فراموش كرد كه اين حالات و ويژگي ها، يك باره در انسان متجلّي نمي شود و آدمي، به آن ها متّصف نمي‌شود؛ بلكه بايد سال ها براي تحصيل آن ها تلاش كند؛ از اين رو،‌ ياران مهدي(علیه السلام) در دوران غيبت، به سازندگي مشغول مي شوند.
ياور مهدي(علیه السلام) در همه حال پيرو امام خود است و اطاعت از او را، سر لوحه زندگي خود قرار مي دهد. پيامبر اکرم (صل الله علیه و آله و سلم)  فرمود:
«طوُبي لِمَن اَدرَکَ قائِمَ اَهلِ بَيتي وَ هُوَ مُقتَدٍ بِه قَبلَ قِيامِه يأتَمُّ بِهِ؛
خوشا به حال کسي که قائم اهل بيت مرا درک کند، در حالي که پيش از قيامش، به او اقتدا كرده و از او پيروي نمايد‏». (بحارالانوار، ج52، ص129)
روشن است که بدون يار و ياور نبايد منتظر حرکت و اقدامي بود، هر چند برنامه و رهبر آماده باشد.

ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 22 تیر 1394 
ساعت : 5:32 PM
لینک ثابت
نقش و جایگاه یاران در ظهور امام زمان(عج)
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

نقش و جایگاه یاران در ظهور امام زمان(عج)

 
فرستادن به ایمیل چاپ

هر جنبش و انقلابي، به ياران و همراهاني نياز دارد. ياراني كه پايه‌هاي اصلي انقلاب‌اند و سنگيني آن را به دوش مي‌كشند. سستي و استواري هر يك از اين دو، با سستي و استواري ديگري ارتباطي تنگ اتنگ دارد؛

يعني هر اندازه حجم بناي انقلاب كمتر باشد، پايه‌هاي آن از استحكام كمتري برخوردار خواهد بود و به هر ميزان كه آن بنا، بلندتر و گسترده‌تر باشد، به ستون‌هاي محكم‌تري نياز خواهد داشت. با نگاه به حجم و گستردگي اين بنا مي‌توان دريافت بر چه پايه‌‌هايي، افراشته شده؛ همچنان که با تأمل در اهداف و غايات آن نيز مي‌توان، ميزان، حجم ابزار، وسايل مورد نياز و پديدآورندگان آن را پيش‌بيني کرد.

 

1- يکي از مهم‌ترين شرايط ظهور امام مهدي (عليه السلام) فراهم شدن ياران کارآمد است؛ ياران، همراهان و هم‌رزماني کارآمد و توان‌مند، که با فقدانشان، کار حکومت، هدايت و رشد به سامان نخواهد رسيد. دانستن ويژگي‌هاي ياران حضرت و تلاش در راه کسب آن‌ها، در واقع تلاش براي زمينه‌سازي ظهور و فرا رسيدن آن روز مبارک است.

2- آگاهي از ويژگي‌هاي ياوران امام زمان (عليه السلام) معياري است که به کمک آن، مي‌توانيم خود را محک زده و بدانيم که آيا در زمره‌ي ياران آن حضرت قرار داريم يا نه؟

برترين ياران حضرت مهدي (عليه السلام) افراد مخصوصي هستند که در اولين فرصت، خود را به حضرت مي‌رسانند. در روايات تعداد آنان 313 نفر به عدد اصحاب پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم) در جنگ بدر، مشخّص شده است.

امام صادق (عليه السلام) به فضيل بن عمر فرمودند:

«کأنّي اَنظُرُ إلی القائِمِ عَلی منبرِ الکوفة و حولَهُ ثلاثُ مائةٍ و ثلاثةٍ عَشرِ رَجُلاً عدةِ أهل البدرِ هُم أَصحَابُ الأَلوِيَـةِ وَ هُم حُكّامُ اللهِ فِي أَرضِه علی خَلقهِ»؛ «گويا مي‌نگرم قائم (عليه السلام) را بر منبر کوفه که سيصد و سيزده نفر به عدد اهل بدر، پيرامونش گرد آمده‌اند، آن‌ها مردان جنگاور و حاكمان خدا در زمين براي خلق اويند.»

ياران خاص که از آن‌ها به اصحاب امام مهدي (عليه السلام) ياد مي‌شود، چهره‌هاي حکومتي و اجرايي ايشان هستند. آن‌ها انسان‌هايي عادل، مقتدر، فقيه و کارآمدند که در تثبيت حکومت جهاني مولاي خود نقش اساسي دارند.

در برخي از روايات، ياران امام مهدي (عليه السلام) ده هزار نفر ياد شده و اين گونه آمده که تا آنان نيايند، قيام صورت نمي‌گيرد. امام صادق (عليه السلام) در اين‌باره مي‌فرمايند:

«سيصد و سيزده نفر ياران با او بيعت مي‌کنند. او تا هنگام کامل شدن ده هزار نفر در مکه، اقامت مي‌کند و سپس رهسپار مدينه مي‌شود.»

معناي روايت اين است كه ياران امام زمان (عليه السلام) منحصر در 313 نفر نيستند، بلكه اين تعداد كساني هستند كه در ابتداي قيام آن حضرت به گرد ايشان جمع مي‌شوند.

در آيات و روايات اگر چه از صفت‌هايي به عنوان ويژگي‌هاي ياران حضرت ياد شده است؛ اما بدون ترديد، يکي از پيام‌هاي اين روايات، برشمردن شرايط آرماني يک منتظر است. اهدافي که يک منتظر واقعي براي خود ترسيم مي‌کند و تمام توان خود را در راه رسيدن به آن‌ها به کار بندد و اوج‌هايي که يک شيعه در تمام قرن‌هـا و عصرها بدان‌ها چشم دوخته و خود را در مسير دست يافتن بدان‌ها قرار مي‌دهد.

 

[1] . شيخ صدوق، کمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 672 .

[1] . شيخ مفيد، الإرشاد، ج 2، ص 383 .

[1]. علامه مجلسی، بحارالانوار،ج 52، ص 323، ح 3 .

ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 22 تیر 1394 
ساعت : 5:30 PM
لینک ثابت
نکاتی از دعای عهد
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

نکاتی از دعای عهد

 
فرستادن به ایمیل چاپ

دعای عهد دعایی جهت برقراری ارتباط‌ بین ما و حضرت مهدی است. در این دعا با آن حضرت عهد و پیمان می‌بندیم ، قول و قرار می‌گذاریم که یکسری کارهایی را انجام دهیم و در جهت تشکیل حکومت عدل مهدوی زمینه سازی کنیم.

این دعا تابلوی روشن را فرا روی فعالیت‌های ما قرار می‌دهد.
پای کلام دلنشین استاد حجت الاسلام و المسلمین قرائتی درنگی می‌کنیم تا با مروري بر اين دعاي شريف، درسهای نهفته در آن را بیاموزیم. این دعا به ما می‌گوید که؛

1. علاقه به امام زمان باید جمعی باشد.
در دعای عهد داریم که: «اللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلَانَا الْإِمَامَ الْمَهْدِیَّ الْقَائِمَ بِأَمْرِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ الطَّاهِرِینَ عَنْ جَمِیعِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَات‏»، به امام زمان ابلاغ کن، از طرف چه كسي؟ «عَنْ جَمِیعِ» از طرف همه‌ مؤمنین و مؤمنات «عَنْ جَمِیعِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَات‏» این خودش یک مطلب مهمي است
2. امام جهاني باید مریدش هم جهانی فکر کند
وقتي زیارت می‌رویم بگوییم که این زیارت به نیابت از همه‌ی مؤمنین و مؤمنات. صدقه می‌دهیم بگوییم: دفع بلا از همه‌ی مؤمنین و مؤمنات بشود. نگوییم: خدایا، مؤمنینی که در این مسجد نماز خواندند بیامرز. حالا مؤمنینی که در مسجد دیگر نماز خواندند چه؟ همه را بگو. چرا می‌گویی: خدایا کسانی که در این هیأت سینه زده‌اند. چقدر تنگ نظر هستی! چقدر فکر کوچک است. مگر تو منتظر امام بین المللی نیستی؟ امام جهانی باید مریدش هم جهانی فکر کند. کسی که منتظر اصلاح عمومی است، باید خودش هم عمومی فکر کند. خودم و بچه‌ام و هیأت‌ام و مسجدم و برایش هیچ فرقی نکند. «عَنْ جَمِیعِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَات».
3. علاقه‌به امام زمان بدون مرز است
این علاقه بدون مرز، از کجای دعاي عهد فهمیده می‌شود؟ اين جمله كه می‌گوید: «فِی مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا» در مشرق‌ها و مغرب‌ها، «وَ سَهْلِهَا وَ جَبَلِهَا» زمین‌های هموار و کوهستانی، «وَ بَرِّهَا وَ بَحْرِهَا» دریا و خشکی، ببينيد این دعا چقدر سازنده است. چه اصراری داریم که بگوییم من چه هستم و من چه هستم؟ همه، دریا و خشکی. سطحی و کوهستانی، مشرق و مغرب، علاقه بدون مرز. خیلی قشنگ است.
4. شریک کردن والدین در دعا و زیارت براي امام زمان
در دعاي عهد مي‌گويي ای امام زمان سلام می‌کنم از طرف خودم، و از طرف «والِدَیَّ» پدر و مادرم و «وُلدی» فرزندانم؛ یعنی هم نسل گذشته، هم نسل آینده را در نظر مي‌گيري.
5. چه مقدار به امام زمان صلوات بفرستيم؟
اين دعا می‌گوید که: «وَ زِنَةَ عَرْشِ اللَّه‏ وَ مِدَادَ کَلِمَاتِه‏» به مقدار وزن عرش خدا و به مقدار کلمات الهی، «وَ مُنْتَهَى رِضَاه‏» به اندازه آخرین درجه‌ی رضایت او، «وَ عَدَدَ مَا أَحْصَاهُ کِتَابُهُ» ‏به عدد آنچه کتاب شمارش کرده، «وَ أَحَاطَ بِهِ عِلْمُه» به عدد علمت،
یعنی مهدی جان! ای امام زمان، سلام بر تو به عدد وزن عرش، به عدد هرچه که نوشته شده، به عدد هرچه خدا بر آن علم دارد... به تو سلام و درود می‌فرستم.
6. اعلام هر روزه علاقه به امام زمان
یک کسی هرروز زنگ می‌زند که آقا دوستت دارم. می‌گوید: «اللَّهُمَّ أُجَدِّدُ لَهُ فِی هَذَا الْیَوْمِ وَ فِی کُلِّ یَوم» مهدی جان، امروز و هر روز، «اُجَدِّدُ» یعنی بیعتم را تجدید می‌کنم.
7. علاقه‌ رو به رشد
علاقه‌ی رو به رشد، یعنی چه؟ می‌گوید: «عَهْداً» بعد از عهداً می‌گوید «وَ عَقْداً» بعد از عقداً می‌گوید «وَ بَیْعَةً» الله اکبر! چه خبر است؟ مهندسی‌اش را می‌بینید.
عهد یعنی تعهد، در دعای عهد می‌گوییم: ای امام زمان سلام و صلوات بر تو، این سلام من عهد است. یعنی با تو تعهد می‌کنم. تعهد می‌کنم یعنی قرار می‌گذارم بین خودم و خدا، بعد می‌گوید: «عهد» کم است. پررنگش کن، «عقد». دو نفر ممکن است با هم عهد ببندند، وعده داشته باشند، اما به هم گره نخورند. «عقد» یعنی گره. ممکن است عهد باشد، عقد هم باشد، اما تسلیم نباشد. می‌گوید: «وَ بَیْعَةً»، تسلیم است. یعنی باز هم پررنگش می‌کند. «عهداً» تعهد با حضرت مهدی، «عقداً» عقد با امام زمان، «وَ بَیْعَةً» بیعت کنید با او و تسلیم شوید.
8. علاقه‌ افتخارآمیز
چقدر خوب است این تابلو شود. علاقه‌ حتمی، می‌گوید: «فِی رَقَبَتِی» یعنی به گردن من، «رَقَبَ» یعنی گردن. ممکن است کسی علاقه داشته باشد ولی افتخار نکند. می‌گوید: نه، علاقه‌ افتخار آمیز.
9. علاقه همراه با همه‌ مراحل
در دعاي عهد می‌گوید: «وَ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَشْیَاعِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ اجْعَلْنِی مِنَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْهِ» تمام مراحل حضور را داشته باشم. آخر گاهی وقت‌ها انسان یک کسی را دوست دارد در حدی که مثلاً یک میلیون به او وام بدهد. ولی می‌گوید: همسفر باشم، می‌گوید: نه، همسفر نه، بابا این پول را بگیر و خودت برو. عقب ما نیا. گاهی یک کسی می‌گوید: عقب من بیا، پولت نمی‌دهم اما می‌خواهی بیایی در ماشین سوار شو تو را ببریم. یعنی از یک جهت یک جایی پررنگ است، یک جایی کمرنگ است. دعا می‌گوید: خدایا قرار بده مرا «أَنْصَارِهِ»، «وَ أَشْیَاعِهِ»، شیعه یعنی دنباله رو یعنی من دنبال تو هستم، «انصار» و نصرت در جایی است که نیاز به کمک هست. «وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ» از تو دفاع می‌کنم. اگر کسی بگوید بالای چشمت ابرو است، برخورد می‌کنم. «وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ» ما اجازه نمی‌دهیم که کسی جسارت کند. غیرت دینی داریم. تعصب داریم و افتخار هم می‌کنیم. اینکه می‌گویند: تعصب بد است. آدم متعصبی است، تعصب در کار شخصی بد است. تعصب روی لهجه، فارس از فارس، ترک از ترک، لر از لر، عرب از عرب، عجم از عجم، این تعصب‌ها بد است. یعنی به خاطر لهجه کمکش می‌کنم. به خاطر همشهری گری تعصب می‌کنم. در انتخابات می‌گویم چون این همشهری من است. فامیل من است. همسایه‌ من است. این تعصب‌ها بد است. اما اگر فهمیدی یک چیزی حق است، دیگر، باقی‌ها باطل است. آنجا که حق است باید تعصب داشته باشی. انحصار طلبی در حق خوب است. اولین انحصار طلب، خود خداست. چون می‌گوید: «لا اله» هیچکس را قبول ندارم، «الا الله»! جز خدا، باقی‌ها را دور بریز.
10. علاقه‌ عاشقانه
در دعا می‌گویي: «طَائِعاً غَیْرَ مُکْرَهٍ» یعنی مهدی جان، من که در دعای عهد با تو سلام می‌کنم، از روی عشق زیارت می‌کنم نه روی اکراه!
11. علاقه و عمل در خط رضايت او
«عَلَى طَاعَتِکَ وَ طَاعَةِ رَسُولِک‏» یعنی مهدی جان من را از شیعیان قرار بده، منتها طبق آن چیزی که تو گفتی. هر استقامتی مهم نیست. استقامتی مهم است که «قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا» (فصلت/۳۰) استقامت براساس الله باشد. این مهم است. «کَما أُمِرْت‏» (هود/۱۱۲) یعنی همانطور که مأمور هستی. یعنی طبق امر ما استقامت کن نه طبق یک دندگی و لجبازی و سلیقه. اگر کسی یک سلیقه‌ای داشت و روی سلیقه‌اش هم استقامت کرد، این استقامت نیست، یک دندگی است. استقامتی ارزش دارد «کَما أُمِرْت‏»، که طبق مأموریت باشد. استقامتی ارزش دارد که در خط خدا و رسول خدا و ولي خدا باشد: «عَلَى طَاعَتِکَ وَ طَاعَةِ رَسُولِک‏».


.....................
حجت‌الاسلام والمسلمين محسن قرائتی

ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 22 تیر 1394 
ساعت : 5:29 PM
لینک ثابت
آیا علت عدم ظهور نبودن یاران است ؟
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

آیا علت عدم ظهور نبودن یاران است ؟

 
فرستادن به ایمیل چاپ

همان‌گونه كه يك رشته علل و عوامل باعث غيبت شد و مردم از نعمت وجود امام ظاهر محروم شدند، همچنين ظهور امام نيز مشروط به تحقق زمينه‌ها و شرايط آن است و تا اين شرايط فراهم نشود، ظهوري نخواهد بود.

يكي از شرايط عمده، وجود ياوراني است كه به همراه امام بار قيام را بر دوش بكشند و تا آخر از همراهي و ياري رهبر خود دست برندارند و او را تنها نگذارند. سدير صيرفي در گفت و گويي با امام صادق(ع) درباره عدم قيام مي‌گويد: حضرت مرا به خارج مدينه برد تا آن كه وقت نماز، در محلي پياده شدم. امام صادق(ع) به جواني كه در آن نزديكي بز مي‌چراند نگاهي كرد و فرمود: «اي سدير! به خدا قسم! اگر پيروان من به تعداد اين بزها بودند، بر جاي نمي‌نشستم(و قيام مي‌كردم). سدير گويد: بعد از تمام شدن نماز، حيوانات آن گله را شمردم و يافتم كه عدد آنها از هفده تجاوز نمي‌كند.(1)
تحقق اين شرط، لازم است ، ولي كافي نيست، بلكه بايد زمينه‌هاي ديگر نيز فراهم شود كه از مهم‌ترين آنها، قابليت مردم براي پذيرش دولت حق است. به اين معنا كه عموم مردم و جامعه بشري(نه گروهي خاص و در منطقه‌اي خاص) بايد به درجه‌اي از معرفت برسند كه دريابند حكومت‌ها و مكاتب ساخته‌ي بشر، جوابگوي نياز مردم نيست و به وسيله‌ي اين‌ها، سعادت و عدالت واقعي به بشر هديه نمي‌شود.
خلاصه آنكه مردم، خود بايد ظهور عدالت را بخواهند و جهانيان را با زيبايي‌هاي دوران ظهور آشنا كنند و روحيه‌ي عدالت طلبي و ظلم ستيزي را در همه جا گسترش دهند.
مرحوم خواجه طوسي، در كتاب تجريد الاعتقاد، علت غيبت امام را كوتاهي مردم مي‌داند؛ چرا كه اعمال و كردار مردم، باعث شد امام از ميان مردم برود. بنابراين بايد مردم از راه غلطي كه رفته‌اند برگردند و امام را بخواهند تا ظهور صورت گيرد.
و از همين رو، شيخ صدوق در مقدمه‌ي كتاب كمال الدين مي‌گويد: ظهور حجت‌هاي الهي در مقامات پيشوايي خود، بر سبيل امكان و تدبير، نسبت به مردم زمان خودشان است. اگر حال(مردم) طوري باشد كه امام بتواند تدبير و رهبري اوليايش را بر عهده بگيرد ـ يعني مردم حاضر باشند حرف او را بپذيرند و او بتواند اراده‌ي خدا را پياده كند ـ ظهور آن حجت، لازم خواهد بود و اگر وضع به گونه‌اي باشد كه امام نتواند تدبير در رهبري اوليايش را بر عهده بگيرد و حكمت الهي، موجب پنهاني او گردد و تدبير نيز آن را اقتضا كند، خداوند او را در پشت پرده غيبت، نهان مي‌سازد تا زماني كه وقت مناسب فرا رسد».


1-(كافي، ج2، ص190، ح4).

ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 22 تیر 1394 
ساعت : 5:27 PM
لینک ثابت
اوصاف یاران حضرت مهدی (عج)
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

اوصاف یاران حضرت مهدی (عج)

 
فرستادن به ایمیل چاپ

آيا ياران اصلى امام زمان(عج) عصاره تاريخ‏اند و از ميان اين همه انسان‏هاى صالح و اولياى الهى انتخاب آنان چگونه صورت مى‏گيرد، يعنى آنها داراى چه ويژگى‏هاى مى‏باشند كه به اين مقام برگزيده شده‏اند؟!

انقلابى بزرگ و جهانى، نيازمند رهبران و مديرانى لايق، كاركشته، وارسته و پرتوان است كه هم پيروزى‏اش تأمين گردد و هم اهداف و برنامه‏هاى فراگير آن تحقق يابد. بستر زمان و تاريخ، دروازه ورودى انسان‏ها به دانشگاه مهدوى است؛ دانشگاهى كه در آن مليّت و قوميّت، مذهب، نژاد، مقطع زمانى و... مطرح نيست؛ بلكه فراملى، قومى، نژادى و انسانى است. براين اساس قيام مهدوى، به حدى گسترده و فراگير است كه در قلمرو آن، همه مليت‏ها و گروه‏ها - از گذشته تا حال و آينده - حضور دارند و حتى ملائكه الهى نيز در آن به ايفاى نقش مى‏پردازند.

پس از آنجايى كه در ميان ياران حضرت، پيامبران و اولياى الهى (چون عيسى، يوشع، خضر، اصحاب كهف و...) و هم از اصحاب پيامبر اسلام و اميرمؤمنان«ع» (چون سلمان و مالك، ابوذر و...) حضور دارند، مى‏توان گفت آنان عصاره تاريخ خواهند بود. علاوه بر آن كه خود حضرت مهدى(عج) ادامه دهنده راه همه پيامبران و اوصيا و دارنده همه سنن و مواريث آنان است؛ به طور طبيعى يارانش نيز دارنده اين ميراث گران بها خواهند بود.

البته در مجامع روايى بر 313 يار خاص آن حضرت تاكيدات ويژه‏اى شده و اوصاف و خصلت‏هايى براى آنان شمارش شده است كه نشان مى‏دهد واقعاً آنان انسان‏هاى برتر، شايسته و برگزيده هستند و توان انجام اين مأموريت بزرگ الهى را دارند.

اوصاف ياران در قرآن‏

در قرآن، آياتى وجود دارد كه ويژگى‏هاى برشمرده آنها را، مى‏توان بر ياران خاص حضرت مهدى(عج) تطبيق داد و در بعضى از روايات نيز، بيان شده كه اين آيات در مورد مهدى(عج) و اصحابش باشد؛ از جمله مى‏فرمايد:

صلى الله عليه وسلم‏يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ»[1]؛

براساس اين آيه خداوند در آينده جمعيتى را براى حمايت دين بر مى‏انگيزد و اوصاف كسانى را كه بايد اين رسالت بزرگ را انجام دهند، چنين شرح مى‏دهد:

1. آنان عاشق خدا بوده و جز به خشنودى او نمى‏انديشند. هم خدا آنها را دوست دارد و هم آنان خدا را دوست دارند. صلى الله عليه وسلم‏يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ»

2. در برابر مؤمنان خاضع و فروتن هستند. صلى الله عليه وسلم‏أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ»

3. در برابر ستمكاران قدرتمند هستند. «أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ»

4. جهاد در راه خدا برنامه هميشگى آنهاست. «يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ»

5. ثابت قدم بوده و از ملامت كنندگان باكى ندارند. «وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ»

در پايان مى‏فرمايد: «به دست آوردن اين امتيازات (علاوه بر كوشش شخصى)، مرهون فضل الهى است كه به هر كس شايسته باشد، داده مى‏شود. «ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ».

در روايتى از امام صادق«ع» اوصافى براى ياران حضرت مهدى بيان شده كه با اوصاف مذكور در آيه هماهنگ است‏.[2]

به طور كلى مى‏توان اوصاف، و ويژگى‏هاى ياران خاص حضرت را در روايات چنين شمارش كرد.

 

اوصاف ياران در حديث‏

شناخت عميق نسبت به خدا؛ امام صادق«ع» مى‏فرمايد: «در قلوب آنان (ياران مهدى)، نسبت به ذات خدا شكى نيست» [3]

و «آنان به وحدانيت خداوند آن چنان كه حق وحدانيت اوست، اعتقاد دارند»[4]

معرفت امام زمان(عج)؛ امام سجاد«ع» مى‏فرمايد: «آنان كسانى‏اند كه به امامت مهدى(عج) اعتقاد دارند»[5]

اخلاص؛امام جواد«ع» فرمود: «هنگامى كه براى مهدى، 313 تن از اهل اخلاص جمع شد، خداوند امر او را ظاهر خواهد كرد» [6]

اطاعت و فرمانبرى؛ امام صادق«ع» مى‏فرمايد: «اطاعت آنان از امام، بيشتر از فرمانبرى كنيز در برابر مولايش است» [7]

استقامت؛ آن حضرت هم چنين فرمود: «... گويا قلب‏هاى آنان مانند تكه‏هاى آهن است... محكم‏تر از سنگ است»

[8]جان نثارى؛ از امام صادق«ع» نقل شده است: «آنان پروانه وار شمع وجود امام را در ميان گرفته و او را با جانشان محافظت مى‏كنند (يحفون به)» [9]

برخوردارى از تأييدات الهى؛امام على«ع» فرمود: «... خداوند مردى (مهدى) را در آخرالزمان مى‏انگيزاند... او را به ملائكه‏اش تأييد كرده و انصارش را حفظ خواهد نمود» [10]

شهادت‏طلبى؛ امام صادق«ع» فرمود: «ياران مهدى، آرزو مى‏كنند كه در راه خدا به شهادت برسند»[11]

صبر و بردبارى؛امام على«ع» مى‏فرمايد: «ياران مهدى، گروهى‏اند كه به خاطر صبر و بردبارى در راه خدا، بر او منت نمى‏گذارند و از اين كه جان خويش را تقديم حضرت حق مى‏كنند، به خود نمى‏بالند و تكبر نمى‏كنند» [12]

شيران روز و زاهدان شب؛ امام صادق«ع» فرمود: «گويا من نظر مى‏كنم به قائم و اصحاب او در نجف و كوفه، سجده‏ها به پيشانى‏هاى آنها اثر گذاشته است؛ شيران در روز و راهبان در شب‏اند...» [13]

همدلى؛امام على«ع» فرمود: «ايشان يكدل و هماهنگ هستند» [14]

خواستار بركت؛ از امام صادق«ع» آمده است: «آنان بر فراز اسب‏هاى خود دست بر زين امام مى‏كشند و تبرك مى‏جويند» [15]

عبادت الهى؛ امام صادق«ع» فرمود: «در دل شب، از خشيت خداوند، ناله‏هايى دارند مانند ناله مادران پسر مرده» و «شب‏ها را با عبادت به صبح مى‏رسانند و روزها را با روزه به پايان مى‏برند»[16] شجاعت؛مام على«ع» مى‏فرمايد: «همه شيرانى‏اند كه از بيشه‏ها خارج شده‏اند و اگر اراده كنند كوه‏ها را از جا بر مى‏كنند» همان.

علم و بصيرت؛ امام على«ع» مى‏فرمايد: «پس گروهى در آن فتنه‏ها صيقلى مى‏شوند، مانند صيقل دادن آهنگر، شمشير را. ديده‏هاى آنان به نور قرآن جلا داده و تفسير در گوش‏هايشان جا گرفته است. در شب جام حكمت را به آنها مى‏نوشانند، بعد از اين كه در بامداد هم نوشيده باشند»[17]

حق ياورى؛ امام صادق«ع» مى‏فرمايد: «خداوند به وسيله آنها، امام حق را يارى مى‏كند»[18]

حكمت نورانى؛ از امام صادق«ع» نقل شده است: «گويى دل‏هاى آنان مشعل نورانى است (كان قلوبهم القناديل)»[19]

با توجه به اين روايات، روشن مى‏شود كه ياران حضرت مهدى(عج)، داراى چنان ويژگى‏ها و اوصاف برتر و كم نظيرى هستند كه به حق در اين مقام و موقعيت قرار گرفته‏اند و بدين جهت نقش مهمى در پيروزى آن قيام جهانى خواهند داشت.



[1] . مائده (5)، آيه 54..

[2] . ( بحارالانوار، ج 52، ص 308)

[3] . همان، ص 317..

[4] . بشارة الاسلام، ص 220..

[5] . كمال الدين، ح 1، باب 31، ح 2..

[6]. همان، ح‏2، ص 378-377..

[7] . بحارالانوار، ج 52، ص 308..

[8] همان، ص 307، ح 82..

[9] . همان، ص 308..

[10] . همان، ص 280،ح 6..

[11] . همان، ص 307، ح 82..

[12] . يوم الخلاص، ص 224..

[13] . بحارالانوار، ج 52، ص 386..

[14] . يوم الخلاص، ص 224..

[15] . بحارالانوار، ج 52، ص 308..

[16] . يوم الخلاص، ص 224..

[17] بحارالانوار، ج 52، ص 334، ح 64..

[18] . همان، ص 308..

[19] . همان..

 

 

 

ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 22 تیر 1394 
ساعت : 5:26 PM
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 20
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

.:: Translate by : ebtekar.rasekhoonblog.com ::.

منو اصلی
صفحه ي نخست
پست الکترونیک
درباره وبگاه
شهید گمنام
آرشیو مطالب
مهر 1396
فروردین 1395
تیر 1394
مرداد 1394
شهریور 1394
آذر 1394
دی 1394
نویسنده
شهید گمنام
آخرین مطالب
بسیج هنوز راهش را پیدا نکرده...
فقط می‌رود مسجد نمازش را می‌خواند و برمی‌گردد
چرا صلۀ رحم، خیلی مهم است
کجا آدم شویم؟
تلختر از حنظل
خدا که از ما کار نمی‌خواهد!
طلبه‌های حوزه، چقدر می‌توانند کار جمعی کنند؟
متأسفانه این‌قدر رشدنایافته هستیم که ...
حوزه و مدارس علمیه
مانند چهارپایانی در یک چراگاه