صدای پای ظهور
کجاست آنکه برای برکندن ریشه ظلم مهیا گردیده؟ 
مدیر ویلاگ
نويسندگان

مدعيان دروغين و عصر ارتباطات
 

انتظار سبز شيعيان براي تحقق حکومت مهدوي، از مؤلفه هاي اصلي حيات و پويايي تشيع در سراسر تاريخ اسلام بوده و بديهي است که دشمن در ميدان پيکار با تفکر شيعي، اين پايه اساسي را در تيررس مستقيم مبارزه خود قرار دهد. در سال هاي اخير، پديده اوهام و خرافه، طريقت هاي منهاي شريعت و بازار مکر مدعيان دروغين، رشد فزاينده و البته نگران کننده اي يافته است. روزي نيست که حرف هاي دروغين يک مدعي به گوش نرسد که از سوي امام زمان (عج) مأمور به کاري شده است!
آري؛ نسل امروز، تشنه معنويت است و عده اي براي رفع عطش مردم، صداي گوساله سامري سر مي دهند.
در اينجا ضروري است که چند نکته يا در واقع چند هشدار گوشزد شود:
1. خطر قرار گرفتن در دام مدعيان دروغين براي تمامي اقشار جامعه وجود دارد؛ اما اقشار مذهبي به خاطر باورهاي اعتقادي، بيشتر در معرض خطر قرار دارند. امروزه دشمنان دين و افکار اصيل اسلامي فهميده اند که بهره گيري از زور و ابزارهاي سخت و خشن در تغيير نگرش هاي اصيل جامعه نتيجه اي ندارد و...

متن کامل در ادامه مطلب...

الکی


ادامه مطلب+

[ دوشنبه 9 مرداد 1391  ] [ 6:59 PM ] [ غلامرضا زارع ]
نظر شما 0

رادیو دیروز: رادیو فردا که استاد تولیدِ اخبار بی محتوا و فانتزی، از وقایعی که شاید هیچگاه به ذهن هیچ رمان نویسی خطور نمی کند، می باشد، وقتی دیگر نتوانست هیچ دروغی بگوید، مجبور شد اندکی از اهداف اصلی اش را به عنوان خبر ارائه نماید.

ه گزارش رادیو دیروز، مجله شامگاهی ساعت 22 رادیو فردا در سی ام اردیبهشت ماه مملوّ از دفاع و تبلیغ برای همجنس بازی و روسپی گری بود. رادیو فردا ابتدا در گزارشی از وقایع ننگینِ کشور آذربایجان و جشنواره آواز "یورو ویژن" سخن به میان آورد و سپس انتقاد نمود که چرا روحانیون مبارز در بیانیه ای با امضاء آقای مهدوی کنی به انتقاد از رژه همجنس بازان در آذربایجان پرداخته؟ رادیو فردا اعلام نمود این مسائل کاملاً داخلیست و ایران نباید در امور کشورهای همسایه دخالت کند!


 


ادامه مطلب+

[ دوشنبه 1 خرداد 1391  ] [ 8:23 AM ] [ غلامرضا زارع ]
نظرشما 0

                                             

در چند سال گذشته از گوشه و کنار کشور خبرهای خلاف انتظاری در مورد فعالیتهای فرقه بهائیت شنیده می شود که نمونه آخر آن نامه پراکنی بی پروای این فرقه در داخل کشور با محتوای مظلوم نمایانه است. گویا فشار سازمانهای بین المللی به اصطلاح مدافع حقوق بشر و دولتهای غربی بر دولتمردان ما اثر کرده و آنها را در برخورد با این فرقه دچار تردید و سستی کرده است.

با اینهمه، صرف نظر از عقاید خرافی، کفرآمیز و ضداسلامی موجود در بهائیت، واقعیتی که راه هرگونه توجیه و استدلال را برای عدم برخورد قاطع با این فرقه می بندد، پیوند بهائیت با صهیونیسم است که گویا چندان مورد توجه مسئولان کشور قرار ندارد. چه خطری بالاتر از اینکه سرسپردگان اسرائیل نه در فلسطین اشغالی که در بیخ گوش خودمان مشغول به فعالیت باشند و نه تنها با آنها برخورد نشود، بلکه بر اساس برخی شنیده ها، از سوی دستگاههای امنیتی کشور به آنها آزادی عمل داده شود؟

بر همین اساس به بیان شمه ای مختصر از وابستگی فرقه بهائیت به صهیونیسم می پردازیم با این امید که مسئولان امنیتی و قضایی کشور با در نظر داشتن این وابستگی در خشکاندن ریشه های فاسد این فرقه وسواس بیشتری نشان دهند:

1- مرکز فرقه بهائیت و اماکن به اصطلاح زیارتی آن در فلسطین اشغالی و بخصوص شهرهای عکا و حیفا واقع شده است. سالها پیش، بابیان بهایی (بهائیان) جسد علی محمد شیرازی اولین خدا و پیامبر خویش را به اسرائیل منتقل کردند و با همکاری و مساعدت رژیم صهیونیستی بارگاه با شکوهی برای او بنا کردند. در این خصوص اشاره به خبر زیر به نقل از روزنامه کیهان مناسب است:

«سه شنبه اول خرداد 1380 در سالروز رحلت حضرت رسول اکرم(ص) رژیم اشغالگر قدس بار دیگر به جهان اسلام اهانتی گستاخانه نمود. سران رژیم صهیونیستی با راه اندازی جشن و پایکوبی برای تجمعی از فرقه ضاله بهائیت یک ساختمان دویست و پنجاه میلیون دلاری را به عنوان پایگاه جهانی بهائیت در ارتفاع کرمل شهر حیفا افتتاح نمودند.

ساخت این مجموعه عظیم ساختمانی با حمایت مستقیم اسحاق رابین نخست وزیر معدوم رژیم صهیونیستی از سال 1372 و زیر نظر دو بهایی فراری ایرانی به نامهای مهندس حسین امانت و دکتر فریبز صهبا تحت شدیدترین تدابیر امنیتی آغاز شد. این تصمیم پس از برگزاری اجتماع سراسری سال 1992 سران فرقه بهائیت در نیویورک زیر نظر «سیا»، «اینتلجنس سرویس» و «موساد» با هدف ایجاد قوس یا زیارتگاه متناسب با شأن پیامبر دیانت بابی در مدفنش به مسئولان رژیم اشغالگر فلسطین ابلاغ شده بود. ارکستر سمفونیک اسرائیل در این مراسم حاضران را که در میان آنها مسئولان سیاسی، اقتصادی و امنیتی صهیونیستها و برخی چهره های شناخته شده بهائیت در امریکا و اروپا نیز دیده می شدند جهت دعا و نیایش همراهی می کرد!


 


ادامه مطلب+

[ دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  ] [ 3:15 PM ] [ غلامرضا زارع ]
نظرشما 0

                            

1. قتل و غارت وهّابیّان در منطقه نجد:

محمّد بن عبد الوهّاب با اعلام جهاد علیه مسلمانان به اتهام کفر، شرک و بدعت، اعراب بادیه نشین را تحریک کرد و به کمک ابن سعود، لشکرى فراهم ساخت و با حمله به شهرها و روستاهاى مسلمان نشین، مردم را به خاک و خون کشید و اموال آنان را به عنوان غنایم جنگى غارت نمود(۲). در این بخش به چند نمونه از کشتار بى‏رحمانه وهّابیّت که در منطقه نجد و اطراف ریاض انجام گرفته، اشاره مى‏کنیم.
الف: کشتار مسلمانان و قطع نخل‏ها و غارت مغازه‏ها:
ابن بشر عثمان بن عبد اللّه، مورخ آل سعود در باره آغاز دعوت وهّابیّت در منطقه نجد و کشت و کشتار مردم بى‏گناه به اتهام شرک مى‏نویسد:
عبد العزیز همراه با عدّه‏اى به قصد جهاد با اهل سرزمین «ثادق» حرکت کرد و آنان را به محاصره درآورد و بخشى از نخلستان‏هاى آنان را قطع کرد و تعدادى هم از مردان آنان را به قتل رساند(۳). سپس عبد العزیز به قصد جهاد به سمت «خُرج» حرکت کرد و در منطقه «دُلَم» هشت نفر از مردان را به کشت و مغازه‏ها را که مملوّ از اموال بود، غارت کرد و آن‏گاه به سرزمین «نَعْجان»، «ثَرْمَدا»، «دُلَم» و «خُرْج» رفت و عدّه‏اى را کشت و شتران بسیارى به غنیمت گرفت(۴).
ب: به آتش کشیدن محصولات زراعى:
ابن بشر در ادامه مى‏نویسد:
عبدالعزیز به قصد جهاد وارد «منفوحه» شد و محصولات زراعى آنان را به آتش کشید و بخش عظیمى از جواهرات، گوسفندان و شتران را به غنیمت گرفت و ده نفر را نیز کشت(۵).
ج: سقط جنین زنان باردار:
لشکر عبد العزیز شبانگاه وارد منطقه «حَرْمه» شدند و پس از طلوع فجر به دستور عبد اللّه پسر عبد العزیز، تیراندازان به صورت دسته جمعى به طرف شهر تیراندازى کردند و صداى مهیب تیرها، شهر را به لرزه درآورد به گونه‏اى که بعضى از زنان حامله، سقط کردند و مردم به وحشت افتاده و شهر به محاصره درآمد و مردم شهر، نه توان مقاومت و نه امکان فرار از شهر را داشتند(۶).
د: کشته شدن مردم ریاض در اثر گرسنگى و تشنگى:
ابن بشر در باره حمله وهّابیّت به ریاض مى‏نویسد:
ففرّ أهل الریاض فی ساقته الرجال والنساء والأطفال لا یلوى أحد على أحد، هربوا على وجوههم إلى البریّه فی السهباء قاصدین الخروج وذلک فی فصل الصیف، فهلک منهم خلق کثیر جوعا وعطشا(۷)؛ اهل ریاض، همه مردان، زنان و کودکان با شنیدن حمله لشکر وهّابیّت از ترس و وحشت، پا به فرار گذاشتند، از آن جایى که این حمله در فصل تابستان بود، جمعیّت زیادى در اثر گرسنگى و تشنگى جان سپردند.
ه: کشتار فراریان:
ابن بشر در ادامه مى‏گوید:
فلمّا دخل عبد العزیز الریاض وجدها خالیه من أهلها إلاّ قلیلاً فساروا فی أثرهم یقتلون ویغنمون.
ثمّ إنّ عبد العزیز جعل فی البیوت ضبّاطا یحفظون ما فیها. وحاز جمیع ما فى البلد من الأموال والسلاح والطعام والأمتاع وغیر ذلک وملک بیوتها ونخیلها إلاّ قلیلاً(۸)؛ وقتى عبد العزیز وارد ریاض شد دید جز اندکى از مردم، کسى در شهر نمانده، فراریان را دنبال کرد و عدّه‏اى را کشت و اموالى را که با خود داشتند به غنیمت گرفت.
و به شرطه‏ها دستور داد از خانه‏هاى خالى از صاحبانشان، محافظت کنند و آن‏گاه تمام اموال، اسلحه‏ها، مواد غذایى و وسایل خانه‏ها را به غنیمت گرفت و غالب خانه‏ها و نخلستان‏ها را به تصرّف خود درآورد.
و: کشتن مؤذن به جرم درود بر پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله :
زینى دحلان مفتى مکّه مکرمه مى‏نویسد:
ویمنعون من الصلاه علیه صلى اللّه علیه وسلم على المنابر، بعد الأذان؛ حتى أنّ رجلاً صالحا کان أعمى ، وکان موءذّنا وصلى على النبی صلى الله علیه وسلم بعد الأذان، بعد أن کان المنع منهم ، فأتوا به إلى ابن عبد الوهاب فأمر به أن یقتل فقتل، ولو تتبّعت لک ما کانوا یفعلونه من أمثال ذلک، لملأت الدفاتر والأوراق. وفی هذا القدر کفایه واللّه سبحانه وتعالى أعلم؛ وهّابى‏ها از درود فرستان به پیامبر گرامى [ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ] بر روى منابر و پس از اذان، ممانعت مى‏کردند، مرد صالح نابینایى که اذان مى‏گفت و پس از اذان به رسول اکرم[ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ] صلوات فرستاد، آن را نزد محمد بن عبد الوهّاب آوردند و او دستور داد مؤذن نابینا را به جرم درود بر حضرت، کشتند.
زینى دحلان در ادامه مى‏گوید: اگر مانند این کارهاى زشت وهّابى‏ها را بخواهم بنویسم، دفترها مملوّ خواهد شد(۱۰). با این که درود به پیامبر گرامى صلى‏الله‏علیه‏و‏آله نص قرآن و دستور الهى است که مى‏فرماید: «إِنَّ اللّه‏َ وَمَلاَئِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِىِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیما»(۱۱). در آیه شریفه هیچ‏گونه قید مکانى و زمانى براى درود به حضرت ذکر نشده یعنى هر وقت و هر کجا مى‏شود به پیامبر گرامى درود فرستاد.

۲. کشتار بى‏رحمانه شیعیان کربلا:

کشتار وهّابیان در کربلاى معلّى در سال ۱۲۱۶، به راستى صفحه تاریخ را سیاه کرده و قلب هر خواننده را به درد مى‏آورد.
دکتر منیر عجلانى مى‏نویسد:
دخل اثنا عشر ألف جندی ولم یکن فی البلده، إلا عدد قلیل من الرجال المستضعفین لأن رجال کربلاء کانوا قد خرجوا یوم ذاک إلى النجف الأشرف لزیاره قبر الإمام أمیر الموءمنین یوم الغدیر، فقتل الوهّابیّون کل من وجدوهم، فقدر عدد الضحایا فی یوم واحد بثلاثه آلاف، وأما السلب فکان فوق الوصف ویقال أن مائتى بعیر حملت فوق طاقتها بالمنهوبات الثمینه(۱۲)؛ دوازده هزار نفر سپاه وهّابیّان به فرماندهى سعود، فرزند عبد العزیز وارد کربلا شدند در حالى که بیشتر مردم کربلا به مناسبت عید غدیر به نجف اشرف به زیارت امیر المؤمنین[ علیه‏السلام [رفته بودند و در شهر جز عدّه اندکى از پیرها و ناتوان‏ها نمانده بودند.
سپاه وهّابیّان به هر کس که برخوردند، کشتند و آمار کشته‏ها به مرز سه هزار نفر رسید و اموال غارت شده از کربلا قابل وصف نبود و گفته مى‏شد که آن روز ۲۰۰ شتر بار سنگین از کربلا به غارت بردند.
محمد قارى غروى در تاریخ نجف از مجموعه شیخ خضر، نقل مى‏کند:
وهّابیّان صندوق قبر حبیب بن مظاهر را که از چوب بود شکستند و سوزاندند و با آن در ایوان طرف قبله حرم، قهوه درست کردند. آن‏ها مى‏خواستند صندوق قبر شریف حسین را هم بشکنند، اما چون داراى شبکه‏هاى آهنین بود، توفیق نیافتند(۱۳). شیخ عثمان بن بشر مورّخ دیگر وهابى که خود اهل نجد بوده مى‏نویسد:
گنبد روى قبر (سید الشهداء) را ویران ساختند، و صندوق روى قبر را که زمرّد، یاقوت و جواهرات دیگر در آن نشانده بودند، برگرفتند، و آنچه در شهر از مال، سلاح، لباس، فرش، طلا، نقره و قرآن‏هاى نفیس یافتند غارت کردند و نزدیک ظهر از شهر بیرون رفتند(۱۴). صلاح الدین مختار که خود وهّابى است مى‏نویسد:
در سال ۱۲۱۶ امیر سعود با لشگر انبوهى از مردم نجد، عشایر جنوب، حجاز و دیگر نقاط به قصد عراق حرکت کرد. در ماه ذى‏قعده به کربلا رسید. او تمام برج و باروى شهر را خراب کرد و بیشتر مردم را که در کوچه و بازار بودند، کشت و نزدیک ظهر با اموال و غنایم فراوان از شهر خارج شد. آن‏گاه خمس اموال غارت شده را خود سعود برداشت و بقیّه را به نسبت هر پیاده یک سهم و هر سواره دو سهم، بین لشگریان تقسیم نمود(۱۵). شیخ عثمان نجدى از مورّخان وهّابى مى‏نویسد:
وهّابیان به صورت غافل‏گیرانه وارد کربلا شدند و بسیارى از اهل آن‏جا را در کوچه و بازار و خانه‏ها کشتند؛ روى قبر حسین علیه‏السلام را خراب کردند و آن چه در داخل قبّه بود به چپاول بردند و هرچه در شهر از اموال، اسلحه، لباس، فرش، طلا و قرآن‏هاى نفیس یافتند، ربودند. نزدیک ظهر در حالى که قریب به دو هزار نفر از اهالى کربلا را کشته بودند، از شهر خارج شدند(۱۶). برخى مى‏نویسند: «وهّابیان در یک شب، بیست هزار نفر را به قتل رساندند»(۱۷). میرزا ابوطالب اصفهانى در سفرنامه خود مى‏نویسد:
هنگام برگشت از لندن و عبور از کربلا و نجف، دیدم که قریب بیست و پنج هزار نفر وهّابى وارد کربلا شدند و شعار «اقتلوا المشرکین واذبحوا الکافرین»(۱۸) سر مى‏دادند. آنان بیش از پنج هزار نفر را کشتند و زخمى‏ها حساب نداشت، صحن مقدّس امام حسین علیه‏السلام از لاشه کشتگان پر و خون از بدن‏هاى سر بریده شده، روان بود.
پس از یازده ماه بار دیگر به کربلا رفتم، دیدم که مردم، آن حادثه دل خراش را نقل مى‏کنند و گریه سرمى‏دهند به‏گونه‏اى که از شنیدن آن، موها بر اندام راست مى‏شد(۱۹).

۳. حمله به نجف اشرف:

حمله وهّابى‏ها به عراق از ۱۲۱۴ ه آغاز شد. چون در آن سال وهّابى‏ها به نجف اشرف حمله نمودند، ولى عرب خزاعل جلو آن‏ها را گرفتند و سیصد نفر از آن‏ها را کشتند(۲۰). در سال ۱۲۱۵ نیز گروهى براى انهدام مرقد مطهّر حضرت امیر علیه‏السلام عازم نجف اشرف شدند که در مسیر با عدّه‏اى از اعراب درگیر شدند و شکست خوردند(۲۱). در مدّت نزدیک به ده سال چندین بار حملات شدیدى به شهر کربلا و نجف انجام دادند(۲۲). در سال ۱۲۱۶ وهّابیّان پس از کشتار بى‏رحمانه اهل کربلا و هتک حرمت حرم حسینى علیه‏السلام با همان لشگر راهى نجف اشرف شدند، ولى مردم نجف به‏سبب آگاهى از ماجراى کشتار و غارت کربلا و آمادگى دفاعى به مقابله برخواستند؛ حتّى زن‏ها از منزل‏ها بیرون آمدند و مردان خود را تشجیع و تحریک به دفاع کردند تا اسیر کشتار و چپاول وهّابیّان نشوند، در نتیجه سپاه وهّابى‏ها نتوانستند به شهر نجف وارد شوند(۲۳). در سال ۱۲۲۰ یا ۱۲۲۱ وهّابى‏ها به سرکردگى «سعود» به نجف اشرف حمله بردند، ولى چون شهر داراى برج و بارو بود، و در بیرون نیز خندقى شهر را حفاظت مى‏کرد، به علاوه جمعى از مردم و طلاب علوم دینى در حدود دویست نفر تحت رهبرى شیخ جعفر نجفى (کاشف الغطاء) از مراجع اعلم عصر که خود مردى دلیر بود، شبانه روز مشغول دفاع از شهر بودند، کارى از پیش نبردند.
خانه شیخ جعفر کاشف الغطاء انبار اسلحه بود و او بر هر دروازه نجف و در هر برجى جمعى از طلاب و مردم را به دفاع واداشته بود.

کشتار وهّابیان در کربلاى معلّى در سال ۱۲۱۶، به راستى صفحه تاریخ را سیاه کرده و قلب هر خواننده را به درد مى‏آورد.

شیخ حسین نجف، شیخ خضر شلال، و سید جواد عاملى صاحب مفتاح الکرامه و شیخ مهدى ملاکتاب از جمله علماى مدافع شهر بودند که از مردان بلند آوازه مى‏باشند.
قواى سعود در این حمله پانزده هزار وهابى جسور جنگجو بود. وهّابى‏ها چندان که سعى کردند نتوانستند وارد شهر شوند، و مدافعان نجف با سرسختى دفاع مى‏کردند.
در یکى از روزها برخى از وهّابى‏ها از دیوار شهر بالا آمدند و نزدیک بود شهر را اشغال کنند، ولى با دفاع مردانه مدافعان مسلح مواجه شدند، و عقب نشستند. در مدت محاصره نجف چون مدافعان از درون شهر و برج و باروها وهّابى‏ها را زیر آتش داشتند، توانستند هفتصد نفر از آن‏ها را به قتل رسانند. سرانجام سعود با بقیه نفراتش ناامید از نجف اشرف بازگشت.
اهالى نجف قبل از رسیدن قواى سعود، خزانه حضرت امیرالمؤمنین علیه‏السلام را به بغداد و از آنجا به کاظمین منتقل ساختند و در محزن آنجا به ودیعت نهادند، و بدین گونه از دستبرد آن قوم غارتگر وحشى مصون ماند.
ابن بشر مورخ نجدى راجع به حمله سعود به نجف در تاریخ نجد مى‏نویسد:
«در سال ۱۲۲۰ سعود با سپاه انبوهى از نجد و نواحى آن در بیرون شهر معروف در عراق (نجف اشرف) فرود آمد، و سپاه مسلمین (وهّابى‏ها) را در اطراف شهر پراکنده ساخت، و دستور داد باروى شهر را خراب کنند.
چون یاران او به شهر نزدیک شدند، به خندقى عریض و عمیق برخورد کردند و نتوانستند از آن عبور کنند. در جنگى که میان طرفین روى داد در اثر تیراندازى از روى باروها و برجهاى شهر، جمعى از مسلمین (وهّابى‏ها) کشته شدند. آن‏ها نیز از شهر عقب نشستند، و به غارت نواحى اطراف پرداختند»(۲۴). سعود در سال بعد یعنى ۱۲۲۲ نیز بار دیگر با بیست هزار جنگجوى جسور وهابى به نجف اشرف حمله برد، ولى چون دید مدافعان شهر به رهبرى کاشف الغطاء با توپ و تفنک آماده دفاع هستند نجف را رها ساخت، و به شهر «حله» روى آورد(۲۵).

 


 


ادامه مطلب+

[ دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  ] [ 2:48 PM ] [ غلامرضا زارع ]
نظرشما 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.
درباره وبلاگ


تو از تبار خلیلی، دلیر و پاک و اصیلی، عصا گرفته بیا نیام شب زده ها را، تمام بت کده ها را، به یک اشاره بریز.. ببین که بی تو اذان ها، ببین که خطّ و نشان ها، دچار رنگ ریاست.... حقیقت ازلی را، شکوه نام علی را، به هر مناره بریز

ناگفته توافق ژنو
سخنان شنیدنی حجه الاسلام نبویان در رابطه با توافقنامه ژنو و آنچه دولتمردان از فاش شدن آن شرم دارند. .
امکانات وب
سخنان شور انگیز آیت الله علم الهدی پیرو دیپلماسی دولت و توافقنامه ژنو
آمار سایت
كل بازديدها : 539692 نفر
كل مطالب : 264 عدد
تعداد کل نظرات: 41 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 13 اردیبهشت 1395 
امکانات وب
Online User
صوت وبلاگ

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

امکانات وب