صدای پای ظهور
کجاست آنکه برای برکندن ریشه ظلم مهیا گردیده؟ 
مدیر ویلاگ
نويسندگان

 

 

زمستان خسته شد از بی بهاری
جهان می لرزد از این بی قراری
گمانم جمعه ای باقی نمانده
خدایا تا به کی چشم انتظاری
اللّهم عجّل لولیک الفرج


ادامه مطلب+

[ شنبه 4 شهریور 1391  ] [ 10:45 PM ] [ غلامرضا زارع ]
نظرات 0

کعبه نخست

می‌کشد ز بند دل، قبله نخستینم
کعبه در میان جان، روی بر فلسطینم
کو حلاوت ایمان؟ تا ز قدس محرومم
از ملامت وجدان، درد می‌کند دینم.
سنگ‌های
خون آلود، … سنگ‌های خون آلود
هر شب از کنارانِ، دل ستاره می‌چینم.

بوسه می‌زنم از دور، کودک فلسطینی
لاله‌های زخم تو – مهر
آل یاسینم.
ناوگان آزادی، تا به گل فورو بنشست
آشنا نخواهم بود، بیش از این چو بنشینم.
ای بشر! تفاوت را، بس عظیم می‌یابم
زان که تو همی گویی، تا من آن که می‌بینم.
پایگاه معراج ای، خاک پاک آزادی
آبرو ز تو دارد، آسمان رنگینم.
دیده ام به رویایی، از میان خاک و خون
دست می‌برد هوری، سوی
قلب سنگینم

 

رستم وهاب‌نیا


ادامه مطلب+

[ سه شنبه 24 مرداد 1391  ] [ 1:30 PM ] [ غلامرضا زارع ]
نظر شما 0

حجت

 

همینکه مى رسم اینجا در امتداد شما

همینکه مى‏شوم اینجا منم نماد شما

همینکه هر قدمم مى‏رود در این خانه

همینکه مى‏شوم اینجا امین یاد شما

همینکه دغدغه‏هاى همیشه‏ام هستید

همینکه شادم و غمگین به اعتقاد شما

همینکه ملک صمیمى چشمتان هستم

و آب مى خورم از چشمه معاد شما

همینکه بخششتان مى‏رسد به داد دلم

و فقر دائم من مى‏رسد به داد شما

همینکه دست شما مى نویسم از غمتان

همینکه دست شما مى‏شوم مداد شما

همینکه این همه سال است، پیشتان ماندم

همینکه رعیتم و زیر اعتماد شما

همه به خاطر این است با شما باشم

درست در جهت امتداد یاد شما

و اینکه خدمت روز ظهور تو برسم

به اتفاق اهالىِ بامدادِ شما

رحمان نوازنی


ادامه مطلب+

[ دوشنبه 23 مرداد 1391  ] [ 1:05 AM ] [ غلامرضا زارع ]
نظر شما 0

ارباب

عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیدست ،چرا آب به گلدان نرسیدست و هنوزم که هنوز است غم عشق به پایان نرسیدست ،بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیدست و چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیدست ، عصر این جمعه دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس تو

 

منبع:http://warrior313.com


ادامه مطلب+

[ سه شنبه 17 مرداد 1391  ] [ 6:16 AM ] [ غلامرضا زارع ]
نظر شما 0

موج عشق تو اگر شعله به دل‌ها بكشد

   رود را از جگر كوه به دريا بكشد

گيسوان تو شبيه‌است به شب اما نه

  شب كه اينقدر نبايد به درازا بكشد

خودشناسي قدم اول عاشق شدن است

واي بر يوسف اگر ناز زليخا بكشد

عقل يكدل شده با عشق، فقط مي‌ترسم

هم به حاشا بكشد هم به تماشا بكشد

زخمي كينه‌ي من اين تو و اين سينه‌ي من

من خودم خواسته‌ام كار به اينجا بکشد

يكي از ما دو نفر كشته به دست دگري‌است

واي اگر كار من و عشق به فردا بكشد
 
 
 
شعر :فاضل نظری

ادامه مطلب+

[ یک شنبه 15 مرداد 1391  ] [ 9:20 PM ] [ غلامرضا زارع ]
نظر شما 0

تبسم نگاه ات را دزدیدند

تا از باطن کور خود وجدان درد نگیرند!

اینان سایه ی چرک و حقیر اهریمن اند!

که در پناه فانوسی به پت پت افتاده می لرزند.

 

نمی دانم، هنگام که به منا می رفتی

خون و آتش

از سپیدی احرام ات، باقی گذاشته بود؟

و نمی دانم پس از درنگ شهود عرفات

 هنگام طواف عشق

وقتی با جسمی شعله ور

لبیک اللهم لبیک می خواندی

در کنار مقام اسماعیل

کدام نماز را نیت کردی

با نوزاد شعله وری که در آغوش ات آرمیده بود؟

 

امسال نسیم موسم حج

بقیه شعر در ادامه مطلب...


ادامه مطلب+

[ جمعه 13 مرداد 1391  ] [ 3:56 PM ] [ غلامرضا زارع ]
نظر شما 0

میانمار

هنوز مستعمره است

و آتش تهیه‌ این جنایت

هنوز از انگلستان و واشنگتن تدارک می‌شود

همیشه پای یک زن در میان است

زنی که از قاهره به تل آویو می‌رود

از تل آویو به کابل

و هر شب نقشه‌ کشتار را تدارک می‌بیند

فعالان صلح جهانی

برایش کف می‌زنند

پسر علی‌اف خوابش را می‌بیند

و شاه عربستان عکسش را کنار اجدادش گذاشته است

او همه جا می‌رود

اعراب شکم گنده از بوی ادوکلنش زبانشان بند می‌آید

میانمار هنوز مستعمره است

5بعلاوه یک سکوت می‌کند

کشتارها ادامه دارد...


ادامه مطلب+

[ پنج شنبه 12 مرداد 1391  ] [ 8:31 PM ] [ غلامرضا زارع ]
نظر شما 0

دوستـــــان، آمد بهـــــــــار عيش و فصل كامرانى
مـــــژده آورده گـــــــل و خواهد ز بلبل مژدگانى

بــــــــاد در گلشن فزون از حد، نموده مُشك بيزى
ابـــــــر در بستــان، برون از حد نموده دُر فشانى

بــــــــــــرقْ رخشان در فضا چون نيزه سالارِ توران
رعــــــدْ نــــــالان چون شه ايران ز تير سيستانى

از وصــــــــــــــــــول قطره باران به روى آب صافى
جلـــــــــوه‏گــــــر گشته طبقها پر ز دُرهاى يمانى

متن کامل در ادامه مطلب...
 


ادامه مطلب+

[ یک شنبه 8 مرداد 1391  ] [ 10:02 PM ] [ غلامرضا زارع ]
نظر شما 0

دل را ز بی خودی سر از خود رمیدن است
جان را هوای از قفس تن پریدن است

از بیم مرگ نیست که سر داده ام فغان
بانگ جرس ز شوق به منزل رسیدن است

 


دستم نمی رسد که دل از سینه برکنم
باری علاج شوق گریبان دریدن است

شامم سیه تر است زگیسوی سرکشت
خورشید من برآی که وقت دمیدن است

سوی تو ای خلاصه گلزار زندگی
مرغ نگه در آرزوی پرکشیدن است

بگرفت آب و رنگ ز فیض حضور تو
هر گل در این چمن که سزاوار دیدن است

با اهل درد شرح غم خود نمی کنم
تقدیر غصه دل من ناشنیدن است

آن را که لب به دام هرس گشت آشنا
روزی « امین » سزا لب حسرت گزیدن است

شعر مقام معظم رهبری


ادامه مطلب

[ یک شنبه 8 مرداد 1391  ] [ 9:52 PM ] [ غلامرضا زارع ]
نظر شما 0

اسير مانده ايم در بهانه هاي پاپتي
و ميله هاي آهنين و عشق هاي ساعتي

حوالي نگاهمان دوباره صف کشيده است
صداي تيک  تاک غم , شماره هاي صنعتي !

امان از اشتباه هاي نا تماممان , همان
تفاخر هميشگي به هيچ هاي قيمتي !

ميان قرن حادثه کجاست اتفاق عشق
نمانده در تسلط همان هبوط لعنتي ؟!

کسي نيامد از تبار انتظارمان ببين
که مانده ايم سخت در هجوم بي لياقتي !


ادامه مطلب

[ یک شنبه 8 مرداد 1391  ] [ 9:44 PM ] [ غلامرضا زارع ]
نظر شما 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  

درباره وبلاگ


تو از تبار خلیلی، دلیر و پاک و اصیلی، عصا گرفته بیا نیام شب زده ها را، تمام بت کده ها را، به یک اشاره بریز.. ببین که بی تو اذان ها، ببین که خطّ و نشان ها، دچار رنگ ریاست.... حقیقت ازلی را، شکوه نام علی را، به هر مناره بریز

ناگفته توافق ژنو
سخنان شنیدنی حجه الاسلام نبویان در رابطه با توافقنامه ژنو و آنچه دولتمردان از فاش شدن آن شرم دارند. .
امکانات وب
سخنان شور انگیز آیت الله علم الهدی پیرو دیپلماسی دولت و توافقنامه ژنو
آمار سایت
كل بازديدها : 539688 نفر
كل مطالب : 264 عدد
تعداد کل نظرات: 41 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 13 اردیبهشت 1395 
امکانات وب
Online User
صوت وبلاگ

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

امکانات وب