حزب الله
درباره وبلاگ


ماپیرو این امام شیرین سخنیم....... سیلی به رخ دشمن میهن بزنیم...... از بهر "حمایت از تلاش و تولید"...... رزمنده ی بدرها و خیبرشکنیم........

مطالب اخير
آرشيو وبلاگ
  • آبان 1392
  • فروردین 1391
  • اسفند 1390
     
    حمایت از تولیدات ملی رابطه ای مستقیم با كاهش آسیب های اجتماعی دارد

    علی دیزجی، روز سه شنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: طبق آمار و داده های قضایی و حقوقی، جرایم رابطه مستقیم و بالفصل با نرخ بیكاری دارد بطوری كه هرقدر بیكاری در جامعه بیشتر باشد میزان آسیب ها و بزهكاری های اجتماعی بیشتر می شود.

    وی گفت: مسوولان باید بیشترین تلاش خود را برای تحقق تاكیدات رهبری در زمینه حمایت از كارآفرینی و اشتغال معطوف كنند.

    وی با اشاره به اینكه اشتغال از دغدغه های مهم روحی، روانی و اجتماعی هر فرد است، اضافه كرد: با افزایش سطح كارآفرینی در هر جامعه ای، نرخ جرایم به نسبت آن بصورت معكوس رشد می كند.

    وی اظهار كرد: اگر فرمایش رهبر معظم انقلاب اسلامی در ارتباط با تولید ملی و حمایت از كار تحقق یابد بسیاری از معضلات اجتماعی، مشكلات بیكاری جوانان و تورم در جامعه سامان می یابد.

    دادستان عمومی و انقلاب مراغه، یكی از راه های برون رفت از چالش آسیب های اجتماعی را رونق تولید داخلی و حمایت از سرمایه‌ گذاری ایرانی اعلام كرد.

    دیزجی، افزود: اگر مسوولان و مردم 'تولید ملی، حمایت از كار و سرمایه ایرانی' را باور كنند و در همین مسیر تمهیدات لازم را فراهم آورند، در پایان سال 91 شاهد حل بسیاری از مشكلات اجتماعی كشور خواهیم شد.

    شهرستان مراغه با 250 هزار نفر جمعیت در 147 كیلومتری جنوب غربی تبریز مركز آذربایجان شرقی واقع است.

    خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا)




     

    سه شنبه 22 فروردین 1391 

    نزدیک به صد سال است، هر گاه سخن از اقتصاد و وضعیت زندگی مردم به میان می‌آید، نگاه‌ها به سوی دولت و آن هم سدسازی و اتوبان‌سازی و راه‌آهن و یا ساخت دانشگاه‌ می‌رود و بنا بر آن، در همین مدت، هزاران پروژه بزرگ و ده‌ها هزار پروژه کوچک و متوسط به دست دولت‌ها اجرا شده است، به گونه‌ای که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، حجم و آمار این پروژه‌ها با ارقام نجومی روبه‌رو شد؛ ما این موضوع را در اقتصاد «رشد اقتصادی» می‌گوییم. شاخص رشد اقتصادی هم، رشد درآمد ملی بین 5 تا 7 درصد بوده است.

    * اما چرا در همین صد ساله، فقر و بیکاری در ایران ریشه‌کن نشده و سلامت و استانداردهای زندگی به بهبودی مناسب، متناسب با رشد اقتصادی موجود، نرسیده است؟

    در پنجاه سال اخیر، رشد اقتصادی ایران، تقریبا نزدیک 5 درصد بوده، ولی همیشه بخش گسترده‌ای از مردم ما از زندگی خود ناراضی بوده‌ اند؟ و در این باره، البته شنیده‌ام، كسي گفته است: «اگر من رئیس جمهور بشوم، اتوبانی بین تهران و شمال می‌کشم تا بتوان کمتر از یک ساعت، از تهران به آنجا رفت. در حالی که اگر رضاشاه امروز بود، می‌گفت، آن موقع که من راه‌آهن سراسری را کشیدم و از تونل‌های زاگرس و البرز عبور دادم، فن‌آوری و دستگاه‌های راهسازی مال هشتاد سال پیش بود. امروزه اگر بودم، البرز را از ده نقطه سوراخ می‌کردم و در آن مسابقه اسب‌دوانی هم می‌دادم».

    ولی در پاسخ به رضاشاه و این فرد، باید گفت: سوراخ کردن البرز، برای مردم آب و نان نمی‌شود‌ (همان گونه که نشد) آن هم به چه بهایی؟ آبادانی نامتوازن رضاشاهی برای ایران به یک فاجعه بزرگ تبدیل شد و ایران توسعه پیدا نکرد. از سوی دیگر، یک استبداد خونین هم بر کشور حاکم شد و نظامات اجتماعی و فرهنگی کشور هم آسیب جدی دید.

    رشد و توسعه

    در صد سال اخیر، مشکل کشور ما ـ چه در دولتمردان و چه در بسیاری از کارشناسان ـ این بوده که میان «رشد اقتصادی» و «توسعه» فرقی نمی‌ گذاشتند، در حالی که در ایران به مانند بسیاری از کشورهای نفتی، پدیده‌ای ظهور کرده به نام «رشد اقتصادی بدون توسعه»؛ یعنی با وجود رشد اقتصادی در کشور، فقر و بیکاری هم وجود دارد. 


    دیگر آن که رشد اقتصادی هست، ولی استانداردهای زندگی بالا نیست و هزینه‌های زندگی از جمله هزینه سلامت بالاست؛ این همان موضوعی است که با وجود آن که بسیاری از دانشمندان اقتصاد آن را تشخیص داده‌اند، نتوانسته‌اند نظریه‌پردازی درستی برای آن انجام دهند و راه حلی برایش بیابند. دلیل آن هم، شاید، استثنایی بودن این مسأله باشد.

    این پدیده، تنها در کشورهای نفتی همچون ایران و کشورهای کمونیستی، مانند شوروی، رخ داده است. البته برخی از کشورها، مثل عربستان و کویت، توانستند با جدا کردن درآمدهای نفتی، از  به وجود آمدن پدیده تورم در کنار فقر و بیکاری جلوگیری کنند، ولی متأسفانه، ما هم فقر و بیکاری داشته‌ایم و هم تورم؛ البته در عربستان و دیگر کشورهای نفتی هم رشد بوده، ولی پیشرفتی نداشته اند.

    اما اینکه چگونه باید توسعه پیدا کرد، پرسش صد ساله جامعه ما است. پرسش امروز ما این است: «چگونه تحریم‌ها را پشت سر بگذاریم؟»
    بنابراین، باید پاسخ هر دو پرسش را بدهیم.
     
     تجربه خود ما انقلاب و جنگ، و نیز تجربه بشری، به ما نشان می‌دهد که باید در چنین وضعیتی، تحریم‌ها را به فرصتی برای جهش در تولید و کار و سرمایه‌گذاری تبدیل کرد. که البته باید این را گفت که آخرین بار در فرصت دفاع مقدس، باید این کار می‌شد؛ همان گونه که آلمان و فرانسه، توسعه خود را مرهون پیشرفت‌های صنعتی دوران جنگ می‌دانند.

    اکنون چه باید کرد؟

    مسأله بسیار روشن است. ما به مردان توسعه و تعالی نیاز داریم؛ آن هم مردان توسعه‌ای که بتوانند تحریم‌ها را به فرصتی برای شکوفایی تبدیل کنند و نه مردان رشد. مردانی که هنرشان، صرف سدسازی و برج سازی و تونل سازی باشد و نتوانند مسأله فقر و بیکاری را حل کنند، به درد اقتصاد کشور نمی‌خورند؛ البته از مسئولان بی‌عرضه بهترند، ولی ما چرا باید همیشه بین بد و بدتر، ناچار به انتخاب آنی باشیم که گرفتار بدتر نشویم؟

    متأسفانه، این رفتار به انتخابات ریاست‌جمهوری هم کشیده شده و خطر این می‌رود که به فرهنگی سیاسی تبدیل شود؛ بنابراین، تنها راه سعادتمندی ایران ما، این است که از مردان توسعه‌آفرین و تعالی بخش خود نهراسیم.


    پیشرفت در ایران، به گروهی توسعه‌آفرین و تعالی‌بخش نیاز دارد

    بله؛ کشور ما در این سی سال اخیر، با کارشکنی‌های غرب روبه‌رو بوده و برای همین به یک دیپلماسی سازنده نیاز دارد که پشتوانه آن پیشرفت واقعی کشور است.

    امروزه پیشرفت واقعی کشور، هم زندگی مردم را به سامان می‌رساند و هم پشتوانه‌ای برای دیپلماسی کشور است؛ بنابراین، پیشرفت کشور به تولید ملی و نیز به کار و تلاش و خلاقیت نیاز و بستگی دارد. پس لازم است که یک تیم اقتصادی و با اختیار، اداره اقتصاد کشور را بر عهده بگیرد. من می‌گویم، این افراد در کشور هستند و در صورت لزوم مي توان نام اين گروه هفت نفره اقتصادي را اعلام كرد.


    مهمترین کارهایی که باید برای تقویت تولید ملی انجام گیرد، به شرح زیر است:

    1 ـ محیط اقتصادی کشور را برای تولید ملی آماده کنیم.
     محیط اقتصادی کنونی ایران، دچار نوعی خودتحریمی است. باید دولتمردان به توصیه‌های اقتصاددانان کشورمان گوش بدهند. مهمترین کار، مردمی کردن اقتصاد کشور است. جنگ که کار دولت‌ها بود، در ایران مردمی شد، حال آن که اقتصاد، کار مردم است و دولتی شده است!


    2 ـ تشکیل مناطق اقتصادی و با اختیارات کامل و تقسیم کار ملی متناسب با اقلیم و فرهنگ مردم آن مناطق و سپردن اقتصاد به دست خود آنها و ایجاد رقابت بین آنها تا تولید ملی جهش کند. در ایران راه تحول در افراد، با تحول در جامعه شدنی است. جوامع ایران را راه بیندازید، شما را به آسمان هفتم می‌برند، به شرط آن که به مردم اعتماد کنید و از آنان نترسید.

    3 ـ فوری‌ترین کارها برای تقویت پس‌انداز ملی، جداسازی حساب درآمدهای نفتی از حساب‌های بانک مرکزی و پشتوانه قرار دادن آن برای پس‌انداز ملی کشور؛ و نیز دادن وام‌های ارزان 5 درصدی به تولید و ایجاد اشتغال در کشور از حساب صندوق توسعه ملی است. اینها همه در حالی است که عربستان بالای هشتصد میلیارد دلار پس‌انداز دارد، حال آن که ما باید تاکنون بالای سیصد میلیارد دلار پس‌انداز می‌داشتیم؛ پس این پول‌ها کجا رفته است؟!

    4 ـ باید جامعه ما از زندگی و اقتصاد وابسته به دولت بیرون درآید و به خودش متکی شود و همچنین روحیه و انگیزه مسئولیت‌پذیری و تلاش و کار و نوآوری و خلاقیت و برنامه‌ریزی را در خود تقویت کند.

    5 ـ نگاه خوش‌بینانه به یکدیگر به جای بدبینی و بدگمانی؛ امید به آینده به جای ناامیدی؛ جایگزینی بد اخلاقی با رفتارهای اخلاقی و مؤدبانه؛ و ایجاد و توسعه همکاری به جای خودزنی و درست کردن هزینه‌های اضافی برای نظام و کشور.

    6 ـ همچنین، روحیه جهادی در کنار تعقل و برنامه‌ریزی و فرهنگ کار جمعی به جای فرهنگ خودمحوری و تکروی تقویت شود.

    منبع:تابناک





     

    سه شنبه 22 فروردین 1391 
    عنوان انگليسي:  
    عنوان عربي:  
    نويسنده: رحیمی پور، نجیمه
    مقطع: کارشناسي ارشد
    رشته گرايش:  
    دانشگاه: اصول الدین
    استاد راهنما: معارف، مجید
    استاد مشاور:  
    استاد ناظر:  
    تاريخ دفاع: 1382
    کلمات کليدي: ،
    واحد:  
    منابع:
     
    چکيده:
    بی شک، پایة سعادت افراد و جوامع بشری بر مبنای تلاش مستمر انسانهای سخت کوش استوار است. رسالة حاضر بر آن است تا در درجة نخست به بررسی اصل سعی و تلاش به عنوان عاملی جهت دست یابی به موفقیت ها پرداخته و سپس از دو نوع سعی و تلاش سخن بگوید. سعی و تلاش انسانهای مؤمن و پارسا که نتیجة آن دست یابی به سعادت و رستگاری است و دیگر سعی و تلاش انسا نهای غیرمؤمن و ناسپاس که گرچه در زندگانی مادی به موفقیت هایی دست می یابند، اما سعی و تلاش آنها بهره ای برای کمال و سعادت آنها ایجاد نمی کند، در ضمن این رساله سعی و تلاش گروه نخستین را به تفصیل و سعی تلاش کوشش گروه دوم را به اجمال به بررسی نشسته است.

     

    منبع:حوزه





     

    سه شنبه 22 فروردین 1391 

    «مفضل بن عمر» می گوید: امام صادق (ع) از سلمان فارسی، روایت کرده، که سلمان گفته است: یک روز به همراه رسول خدا (ص) برای مسجد و نماز می رفتیم، وقتی مقابل در خانه علی بن ابی طالب (ع) رسیدیم، صدایی از داخل خانه شنیدم که می گفت: سردردم شدید شده، گرسنگی رنجم می دهد، و دستم از آسیاب کردن «جو» ناتوان گردیده است!

    سلمان می گوید: با شنیدن این سخنان، سخت ناراحت و منقلب شدم، نزدیک درب خانه رفتم و آن را آهسته کوبیدم «فضه » خدمتگزار فاطمه (س) ، جواب داد وگفت: کیست در می زند؟

    گفتم: من سلمان، فرزند اسلام هستم.

    فضه گفت: ای ابوعبدالله! اندکی عقب برو، چون فاطمه (س) پشت در آمده وپوشش کافی ندارد

    گرسنگی می نالد! گفتم: ای دختر رسول خدا (ص) ! خدا مرا فدای تو گرداند، تو بادست مجروح و ناتوان «جو» آسیاب می کنی، و فضه در کنار تو ایستاده است؟

    فاطمه (س) فرمود: آری، ای ابو عبدالله! حبیب من رسول خدا (ص) سفارش کرده است، یک روز فضه کار خانه را انجام دهد و روز دیگر من، دیروز نوبت او بوده و امروز نوبت من است، که کار خانه را انجام دهم.

    سلمان می گوید: گفتم: خدا مرا فدای تو گرداند، من هم خدمتگزار مطیعی هستم. فاطمه (س) فرمود: تو از خاندان ما هستی.

    من گفتم: یکی از دو کار را انجام می دهم، یا «جو» را آرد می کنم، یا حسن کوچک را سرگرم می نمایم.

    فاطمه (س) فرمود: ای ابوعبدالله! من کودک را آرام می کنم، چون به من انس بیشتری دارد، تو کار «جو» آرد کردن را انجام بده.

    سلمان می گوید: من نشستم و مشغول آسیاب کردن قسمتی از «جوها» شدم، که اذان نماز را شنیدم، در نتیجه کار را تعطیل کردم، خود را به مسجد رساندم، و درنماز جماعت به پیغمبر (ص) اقتدا نمودم.

    وقتی نماز پایان یافت، نزد علی بن ابی طالب (ع) که در جانب راست رسول خدا (ص) نشسته بود رفتم، عبای او را با دست گرفتم و گفتم: تو اینجا هستی؟ درحالی که فاطمه (س) برای آرد کردن «جو» رنجور و ناتوان شده است؟

    علی (ع) با شنیدن این خبر ناراحت شد، و در حالی که اشک چشم وی روی محاسنش می ریخت و پیغمبر (ص) نیز به او می نگریست، مسجد را ترک گفت، اماطولی نکشید و در حالی که خوشحال بود و لبخند ملایم به چهره داشت بازگشت.

    رسول خدا (ص) به او فرمود: عزیزم! چه شد که گریان رفتی و خندان بازگشتی؟ !

    امام علی (ع) به عرض رسانید: پدر و مادرم به قربانت، وقتی وارد خانه شدم فاطمه (س) را در حال خواب دیدم، حسن هم روی سینه او به خواب رفته بود، و

    آسیاب هم خود به خود می چرخید و «جو» آرد می کرد.

    رسول خدا (ص) با شنیدن این خبر تبسمی کرد و فرمود: علی! مگر نمی دانی که خداوند فرشتگان سیاری دارد که در زمین می گردند، و برای محمد و آل او تا روزقیامت خدمتگزاری می کنند؟

    من عبای خود را برداشتم و به داخل خانه افکندم، تا فاطمه (س) برای پوشش کامل خود از آن استفاده کند، فاطمه (س) از آن استفاده کرد و گفت: فضه! به سلمان بگو داخل خانه شود، چون به خدای کعبه، سلمان از خاندان ما است.

    سلمان می گوید: من وارد خانه شدم، مشاهده کردم، فاطمه (س) نشسته و باآسیاب کوچکی که جلو او قرار دارد، «جو» را آرد می کند، اما دسته آسیاب در اثرمجروح شدن دست آن بانوی بزرگ، خون آلود گردیده و خون آن روی سنگ آسیاب ریخته است! آن حضرت با من احوال پرسی کرد و مرا مورد لطف و مهربانی قرار داد.

    اما مشاهده کردم، حسن بن علی (ع) که (کودکی بود) کنار خانه نشسته و از





     




    ( کل صفحات : 45 )       20   21   22   23   24   25   26   27   28   29   >   


    پيوندها
 
 
بالاي صفحه