الف –
مهندسي فرهنگي : به نظرمي رسد يكي ازراهبردهاي اساسي كه مقوله فرهنگ را
درمجراي اساسي خود قرارمي دهد ودرواقع چشم انداز فرهنگي نظام محسوب مي شود
مهندسي فرهنگي مي باشد؛ واژه اي كه درسال 1381 ازسوي مقام معظم رهبري
دردستوركار شوراي عالي انقلاب فرهنگي قرارگرفت .
مهندسي
فرهنگي كشور درواقع طراحي وتدوين يك مسيراست . مسيري براي توسعه يافتن
وتوسعه اي كه رنگ وبوي تكامل بشري از آن متصاعد مي شود . به عبارت ديگر
مهندسي فرهنگي تدوين راهي است براي خروج ازوضع موجود ونيل به اهدافي كه
ازدرون آرمانها ، زميني وعيني شده است .
تجربه
فرهنگي سالهاي گذشته واكنون كشورنشان مي دهد كه تغيير وجابجايي مديران
فرهنگي براساس تصميمات سليقه اي وبانگاه جزيي درحوزه فرهنگ درهردوره ودولتي
باعث شده تا فرهنگ كشوردرمسيري مشوش وناكجا آبادي ، ازاهداف وآرمانها
دوربماند وازسويي راه را برهرگونه ارزيابي ونقد اصولي نيزبندد. بنابراين
فرهنگ كشورنيازمند برنامه اي جامع، مدون وقابل وصول است .كه بي شك بتواند
تمام حوزه هاي سياست ، اقتصاد ، اجتماع وفرهنگ را دريك نگاه سيستمي
دربربگيرد واين برنامه چيزي جز « مهندسي فرهنگي » نيست .
ادامه مطلب