الف) تمتع و انتفاع از مواهب الهى؛.
ب) قناعت؛.
ج) پرهيز از اسراف و تبذير.
براساس اصل اول، اسلام بر خلاف برداشت گروهي كه خيال مي كنند تقرّب و بندگي خداوند با بهره وري از نعمت هاي الهى، منافات دارد، تمتع و برخورداري از مواهب زندگي را براي مسلمانان، نه تنها جايز، بلكه امري ضروري مي شمرد و كناره گيري از لذات مادّي در حدّ مشروع را به عنوان رهبانيت، امري ناپسند و غيرمشروع مي داند.
بنابر اصل دوم، علي رغم آنچه فرهنگ غرب القا مي كند كه، انسان ها را در مصرف هر چه بيشتر، به رقابت بكشاند، اسلام به قناعت و مناعت فرا مي خواند و انسان را به كنترل بر خويش و پرهيز از حرص و نزاع بر سربرخورداري هاي مادّى، تشويق و ترغيب مي نمايد.
بر طبق اصل سوم، مسلمانان را از اسراف و تبذير و تجمّل گرايي در مصرف بر حذر مي دارد و آنها را به اعتدال و رعايت ميانه روي در استفاده از نعمت هاي خداوند، دعوت مي كند. چكيده سخن اين كه، الگوي نظري اسلام در باب مصرف، اين آيه كريمه است:.
...كُلُوا وَاشْرَبُوا وَلاتُسْرِفُوا إِنَّهُ لايُحِبُ الْمُسْرِفينَ؛.
بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد. همانا خداوند اسرافگران را دوست نمي دارد.
از آن جايي كه اسراف به معناي (تجاوز از حدّ) است، نهي آيه كريمه از اسراف، تمام شكل ها و صورتهاي آن، از جمله زياده طلبي و افزون خواهي در مصرف را نيز - كه خلاف قناعت است - شامل مي شود.
الگوهاي غيبي.
روزي يكي از اصحاب حضرت صادق(علیه السّلام)بر آن حضرت وارد شد. ديد آن حضرت پيراهني پوشيده است كه گريبان آن را وصله زده اند. آن مرد پيوسته نظرش بر آن پينه بود و گويا از پيراهني كه حضرت پوشيده، تعجّب كرده بود. حضرت فرمود: تو را چه شده كه نگاهت را به من دوخته اى! گفت: نظرم به پينه اي است كه در گريبان شماست. فرمود: اين كتاب را بردار و آن چيزي را كه در آن نوشته است، بخوان! آن مرد كتابي را كه در مقابل و يا نزديك حضرت بود، برداشت و در آن نظر انداخت، ديد در آن نوشته است: لا إيمانَ لِمَنْ لا حَياءَ لَهُ وَلا مالَ لِمَنْ لا تَقْديرَ لَهُ وَلا جَديدَ لِمَنْ لا خَلَقَ لَهُ؛ ايمان ندارد كسي كه حيا ندارد و از ثروت بي بهره است كسي كه در معاش خود تقدير و اندازه ندارد و نو ندارد كسي كه كهنه ندارد.
شيوه تفديه.
جرياني كه نقل شد اضافه بر اين كه توجه و اهميّت بسيار امامان معصوم ه را به رعايت امور جزئي در موضوع حفاظت از اموال و سرمايه هاي زندگي نشان مي دهد، بيانگر ضابطه اي كلّي در موارد فراواني در راستاي نگهداري از ثروت و امكانات زندگي به عنوان جزئي از (فرهنگ مصرف) است و آن استفاده از كهنه در جهت نگهباني از نو است، كه مي توان از اين ضابطه به عنوان (تفديه) نام برد. و تفديه، يعني فدا كردن چيزي براي حفاظت از چيز با ارزش ترى.
بنابراين شيوه تفديه تنها منحصر به پوشاك نيست؛ بلكه در كليه ابزارها و وسايل كار و زندگي جاري است. ولذا داشتن لباس كار و استراحت، استفاده از وسايل شخصي كهنه در جاي مناسب و نيز به كار بردن لوازم مستعمل زندگي درمحيط خانه و بهره گيري از ابزار كار فرسوده تا حدّ امكان در محل كار، تمامي اينها راه هاي مناسبي براي حفاظت از سرمايه زندگي و جامعه است و به خصوص رعايت اين اصل از سوي مسؤولان و مديران بخش هاي مختلف نهادهاي حكومتى، تضميني در راستاي حفظ و نگهداري وسايل و امكانات دولتي به شمار مي رود.
منبع :http://www.rasekhoon.net
ادامه مطلب