صفحه نخست         پست الكترونيك    |       نشاني rss وبلاگ
ان الله لایهدی من هو مسرف کذاب ... خدا مردم مسرف دروغگو را هرگز هدایت نخواهد کرد

يکي از بخشهايي که در کشور ما سهم وسيعي از انرژي اتلافي را به خود اختصاص داده است ، بخش مصارف خانگي و تجاري است. همچنان که اشاره مي شود بيشترين سهم اتلاف انرژي در اين بخش به عدم آگاهي و رعايت نکردن نکات و موارد ساده اي است که متاسفانه عموم مردم هم بسادگي از کنار آن مي گذرند، در صورتي که مي توان به آساني و با رعايت و به کار بستن موارد مشروحه ذيل علاوه بر کمک به سبد اقتصادي خانواده ، سهم بسزايي نيز در کمک به اقتصاد ملي ايفا کنيم.اهم پيشنهادها و راهکارهاي علمي و عملي پيشنهادي براي اصلاح امور و بهينه سازي مصرف انرژي در اين بخش بدين شرح است :استفاده از ديوارهاي دوجداره به منظور جلوگيري از شارش گرما در ساختمان سازي - عايق بندي سقف و شيرواني ها به وسيله پوششهاي ضخيم متناسب - عايق بندي پلي استر در زير کف ساختمان ها- استفاده از پوکه هاي ساختماني و بتون هاي متخلخل - استفاده از مصالح ساختماني استاندارد- استفاده از نماي مناسب در ساختمان ها (به عنوان يک عايق حرارتي و برودتي مناسب نقش ايفا مي کند)- رنگ آميزي ساختمان با رنگهاي روشن - هماهنگي و همساز بودن طراحي و ساخت و سازها با شرايط اقليمي - بستن دريچه ها و کانال هاي کولر در زمستان (حدود 30 درصد از گرماي منازل از طريق کانال هاي کولر هدر مي روند)- استفاده از پنجره هاي دوجداره (بيشترين ميزان اتلاف انرژي در ساختمان ها از طريق پنجره هاست) پوشاندن منافذ و درزهاي در و پنجره ها به وسيله نوارها و درزگيرهاي سليکوني نصب فنر در بالاي درهايي که رو به فضاي آزاد باز مي شوند-


ادامه مطلب

یک شنبه 9 اسفند 1388     ساعت   4:38 PM    نظرات 0

از ديدگاه امام خميني(ره) ايجاد فرهنگ مصرف‌زدگى، نقشه‌اي حساب‌شده و استعماري براي غارت و چپاول ثروت‌هاي دنياي اسلام است كه به تبع آن، جوامع اسلامي از رشد و پيشرفت بي‌نصيب مي‌مانند.

دين اسلام، نظام جامعي براي سعادت دنيا و آخرت دارد كه به جنبه‌هاي گوناگون زندگي فرد و جامعه توجه مي‌كند. يكي از اصول نظام اقتصادي اسلام، الزام و پاي‌بندي فرد به رعايت اخلاق اقتصادي است كه مصرف، يكي از مصداق‌هاي آن است.

امام خميني(ره) كه يكي از پرورش‌يافتگان مكتب انسان‌ساز اسلام بود، در سيره عملي خود، رفتار و منش اخلاقي داشت. اين ويژگي امام(ره) نه‌تنها در امور اجتماعي و سياسي وجود داشت، بلكه ايشان در امور اقتصادى، چه در جنبه فردي و چه اجتماعي نيز به اصول اخلاقي پاي‌بند بودند.
امام خميني(ره) كه از اوضاع دنياي معاصر به‌خوبي آگاه و به مسائل آن دقيق بود، يكي از علت‌هاي توسعه‌نيافتگي جوامع مسلمان را وابستگي اقتصادي آنان مي‌دانست. 
 


ادامه مطلب

شنبه 8 اسفند 1388     ساعت   6:40 PM    نظرات 0

براي اصلاح الگوي مصرف بايد همه جنبه هاي مثبت و منفي مصرف مورد توجه قرار گيرد. هر چند كه بازخواني همه جنبه ها حتي جنبه هاي مصرف معنوي به غير از امور اقتصادي و مادي مانند مصرف عمر و اتلاف وقت و تباهي آن با خوشگذراني و شب نشيني و ولگردي هاي مدرن به شيوه وبگردي بي هدف، در اين نوشتار كوتاه ممكن نيست ولي مي توان به حوزه هاي مصرف در حوزه امور مادي و اقتصادي بيش تر پرداخت. از اين رو لازم است براي تبيين درست الگوي مصرف و اجراي طرح ها و برنامه هاي در راستاي اصلاح الگوهاي نادرست مصرف، همه جنبه ها و ابعاد مسئله واكاوي شود
به عبارت ديگر همان گونه كه بايد جنبه هاي صحيح مصرف هر چيزي دانسته شود، شيوه ها و روش هاي نادرست آن نيز بايد معرفي شود تا شخص و يا جامعه از افراط به سوي تفريط نگرايد و از دام اسراف و تبذير به سمت بخل و خساست نلغزد؛ زيرا همان اندازه كه اسراف و تبذير، رفتاري ضد ارزشي و هنجاري است و خداوند اين گونه اشخاص را دوست ندارد و آنان را به عذاب و توبيخ و سرزنش مي گيرد؛ همان اندازه نيز افتادن در دام خساست و بخل نيز زشت و ناهنجار است و بيانگر رفتار و اخلاقي ضد ارزشي و مصداقي از مصاديق كفران نعمت است؛ 


ادامه مطلب

شنبه 8 اسفند 1388     ساعت   6:23 PM    نظرات 0

در علم اخلاق، براي مبارزه با يك صفت زشت، ابتدا به شناخت ريشه يا ريشه ها و سپس مبارزه با آن، توصيه مي شود و تنها در اين صورت است، كه تلاش انسان نتيجه مي دهد و او را براي هميشه از رنجي كه از ناحيه ابتلاي بدان دامنگير اوست، رهايي مي بخشد.
مبارزه سطحي با يك خُلق بد، درست مثل اين است كه براي خشكاندن درختى، به جاي نابود كردن ريشه هاي آن، به قطع شاخه ها بپردازيم، كه در اين صورت گرچه ممكن است آن درخت، به سبب اين عمل براي مدّتى، بي شاخ و برگ باقي بماند؛ ولي پس از مدّتي دوباره، از قسمت هاي مختلف آن، شاخه ها جوانه خواهند زد.
به عنوان مثال، صفت (تكبّر) حاكي از وجود عُجب و خودپسندي در روحيّه و نفس انسان است، و در حقيقت، خاستگاه كبرورزي و فخرفروشي در برخوردهاي اجتماعى، همان صفت خودخواهي است كه در روح و روان انسان ريشه مي گستراند و سپس در حركات بيروني و روابط اجتماعي شخص اثر مي گذارد. و به همين دليل، درمان واقعى، تكبّر، جز با قطع ريشه آن با تيشه معرفت نفس، ميسّر نيست.
تواضع براي انسان خودخواه در برخورد با ديگران، امر بسيار مشكلي است و فروتني او، جز ظاهرسازي و تصنّع، چيز ديگري نخواهد بود.
اسراف نيز، مانند بسياري از اعمال، برخاسته از ريشه ها و عواملي است كه بدون توجّه و پرداختن بدان ها، حذف آن از زندگي فردي و اجتماعي ما، عملي نخواهد بود. ما در اين بخش به بررسي اين عوامل خواهيم پرداخت، گرچه ممكن است عوامل ديگري نيز، در كار باشد.

1. خودنمايي.



ادامه مطلب

چهارشنبه 5 اسفند 1388     ساعت   4:25 PM    نظرات 0

زياده روي در انفاق به ديگران و كارهاي خيريّه به گونه اي كه لطمه اي به خود و يا خانواده انفاق كننده وارد سازد، اسراف و مذموم است؛ ولي در برابر آن آيات و رواياتي وجود دارد كه در آنها از ايثار و برگزيدن ديگران بر خويش، به ويژه در آنچه مورد نياز شديد خود اوست، تمجيد و تحسين به عمل آمده و صاحبان چنين صفتى، به بهترين صورت توصيف و تكريم شده اند.
توضيح اين كه: از آيات كريمه قرآن سه نوع ايثار استفاده مي شود:.
الف) مقدّم داشتن جان ديگري بر جان خود، كه نمونه عالي آن، فداكاري اميرالمؤمنين(علیه السّلام)در (ليلة المبيت) است كه حاضر شد خطرهايي كه متوجّه جان مبارك رسول گرامي اسلام بود از آن حضرت دفع شود و برحيات نازنين او وارد آيد.
ب) انفاقِ مالِ مورد علاقه خود به ديگران، گرچه علاقه بدان به جهت كميابي و نفيس بودن آن و ياجهات ديگر باشد، نه فقط از جهت نياز و احتياج ضروري بدان، كه در اين زمينه قرآن كريم مي فرمايد:.


ادامه مطلب

چهارشنبه 5 اسفند 1388     ساعت   3:54 PM    نظرات 0

هزينه‌هاي واقعي اعتياد ما به خريد و مصرف

رشد لجام گسيخته مصرف‌گرايي و دلبستگي ما به داشتن خانه‌ها و خودروهاي تجملاتي لوکس که آثار زيان‌بار جسمي و روحي و زيست‌محيطي و فرهنگي و اجتماعي آن تقريباً براي همه ما روشن گرديده است، دو راه‌حل در برابر ماقرار مي‌دهد: کاهش مصرف و يا اعتماد به وقوع معجزه‌اي تکنولوژيکي براي بهبود اين شرايط. البته در سايه سلطه نظام‌هاي مادي‌گرايانه در قريب به اتفاق مناطق دنيا و رشد بي‌عدالتي و عدم اطمينان، گويي همه در انتظار وقوع معجزه‌اي تکنولوژيک نشسته‌اند. در برابر اعتياد فاجعه‌آميز همه ما به خريد و مصرف بيشتر و با وجود رشد تمايلات خوب و در عين حال کم‌نتيجه مصرف‌کنندگان، آيا زمان آن فرا نرسيده که همچون سال‌هاي جنگ جهاني دوم به سوي يک سيستم اقتصادي کم‌مصرف و بهينه و توأم با ارزش‌هاي انساني حرکت کنيم؟ هرچند از هم اينک مي‌توان پيش‌بيني نمود که هيچ يک از رهبران و احزاب سياسي ما حاضر نمي‌شوند که مردم را به چنين سياست‌هايي تشويق کنند.
 


ادامه مطلب

شنبه 1 اسفند 1388     ساعت   6:16 PM    نظرات 0

هدر رفتن شدید منابع ملی، اوج گیری پدیده خشکسالی ناشی از تغییرات جهانی در زمینه‌ی جغرافیایی (پدیده‌ای نظیر وارونگی دما)، نابسامانی در عرصه‌ی اقتصاد جهانی و... ضرورت صرفه جویی را تا جایی مهم و حیاتی ساخته است که رهبر معظم انقلاب را بر آن داشت تا «اصلاح الگوی مصرف» را شعار محوری سال جاری قرار دهند.
امروزه با گسترش حجم جمعیت در سطح جهانی و محدودیت منابع در دسترس بشر از یک سو و عدم توزیع متوازن منابع محدود موجود که بخشی از آن بنابر عوامل طبیعی و جغرافیایی و تقسیمات کشورها در سطوح مختلف زمین بوده و بخشی دیگر منبعث از عدم توازن قدرت کشورها در تسلط و بهره برداری از این منابع می باشد از سوی دیگر، «صرفه جویی» و به عبارت دیگر«مدیریت مصرف منابع» مبتنی بر آینده نگری، به ضرورتی اجتناب ناپذیر تبدیل شده است که کشور ما نیز علی رغم بهره مندی از منابع فراوان طبیعی از شمول این ضرورت جهانی مستثناء نیست.



ادامه مطلب

شنبه 1 اسفند 1388     ساعت   6:08 PM    نظرات 0

بر اساس منابع اسلامى پديده اسراف را نبايد تنها در مصرف جست وجو كرد، چرا كه اين امر فقط در نوع مصرف خلاصه نمى شود. به عنوان مثال اسراف در وقت و هدر رفت وقت يكى از نمودهاى بارز اسراف است كه متأسفانه در كشور ما شكل هشداردهنده اى دارد. امروزه براى انجام كوچك ترين كار بانكى و يا يك كار كوچك ادارى ساعت ها وقت بايد صرف شود، كارمندان با كمال خونسردى تنها به فكر به پايان رساندن ساعت كارى خود هستند و شهروندان چنين پرسه اى را بخشى از زندگى روزمره خود تصور مى كنند. يكى از مواردى كه امروز در كشور ما بدون هيچ بهره اى از دسترس خارج مى شود زباله ها هستند، در عين حال مقدار توليد زباله مى تواند مقدار وابستگى يك جامعه را به مصرف و فرهنگ مصرف گرايى نشان دهد.
اين گفته كه «ما زباله ساز ترين مردم دنيا هستيم» جمله اى از روى اغراق نيست؛ هم زباله مى سازيم، هم از زباله استفاده نمى كنيم و هم با زباله به طبيعت آسيب مى زنيم. امروزه در جهان از زباله به عنوان «طلاى كثيف» ياد مى شود و از زباله هاى شهرهاى بزرگ انواع كودهاى گياهى و يا پلاستيك هاى بازيافت و... توليد مى شود و اين در حالى است كه در كشور ما به درستى از اين مواد استفاده نمى شود.
 


ادامه مطلب

شنبه 1 اسفند 1388     ساعت   6:07 PM    نظرات 0

ويرجينيا وولف نويسنده شهير قرن ۱۹ و ۲۰در «به سوى فانوس دريايى» گاه و بى گاه دست به مقايسه دو فرهنگ انگليسى و فرانسوى مى زند و با انتقاد از مصرف گرايى انگليسى ها مى گويد: «آنچه يك آشپز انگليسى هنگام پخت غذا دور مى ريزد كافى است تا يك آشپز فرانسوى با آن براى يك خانواده غذا بپزد.» غذايى خوشمزه و خوش رنگ كه از دور ريز پوست ميوه ها، سبزيجات و... درست شده است. وولف بلافاصله از طرز سرخ كردن گوشت در آشپزخانه هاى انگليسى انتقاد مى كند و آن را به تمسخر مى گيرد: «چنان گوشت را سرخ مى كنند كه انگار چرم است» چرمى كه چيزى از خاصيت گوشت در آن باقى نمانده است. اسفناجى كه آنقدر جوشيده و آبش در ظرفشويى برگردانده شده كه ديگر آنچه باقى مانده تفاله اى بيش نيست، گندمى كه سبوس آن دور ريخته شده و...
در فرهنگ اسلامى كلمه «اسراف» برخلاف «تبذير» تنها يك واژه اقتصادى نبوده و كاربرد آن منحصر به امور مالى نيست، بلكه اين واژه قبل از آن كه نشانه يك بيمارى در امور اقتصادى باشد بيانگر وضعيت نامناسب فرهنگى شخص و يا جامعه مسرف است. 


ادامه مطلب

شنبه 1 اسفند 1388     ساعت   6:05 PM    نظرات 0

بعيد به نظر می‌رسد بتوان مصرف‌كننده‌ای را وادار كرد كه به غيرضروری بودن مصرف آنچه مورد استفاده قرار می‌دهد، اعتراف نمايد. اين نكته به آن معناست كه ما اصولاً معتقديم الگوی مصرف ما مبتنی بر نوع، شكل و حجم نياز ماست. اما به‌راستی كدام نياز؟ نيازی واقعی و مستند به شواهد و دلايل عقلی و علمی كه طبعاً مورد تأييد دين هم قرار می‌گيرد؟ يا احساسی متكی بر عادت، زياده‌طلبی و تلاش برای پاسخ به خلأهای شخصی و شخصيتی، و يا حتی همراهی با هنجارهای عرفيِ راه به خطا برده؟ به تعبير دقيق‌تر، كدام نياز؟ واقعی يا كاذب؟ از همين‌جا نقش تعيين‌كننده‌ی نظام تربيت و ساختار فرهنگ، آشكار گرديده و اصلاح الگوی مصرف متوقف بر يك جريان طولانی از اصلاح نگره‌های فرهنگی و الگوی تربيتی می‌شود.

اركان نظام تربيت

تربيت امری است كه به‌گونه‌ای تدريجی و غالباً ناخودآگاه شكل می‌گيرد و شكل‌گيری آن طبيعتاً متأثر از عوامل و زمينه‌های متعدد و متنوعی است. نقش خانواده، سازمان‌های رسمی آموزشی و تربيتی، رسانه‌های جمعی و دستگاه‌های تبليغاتی در تحقق يك الگوی نسبتاً پايدار تربيتی، غيرقابل انكار و طبعاً لزوم پاسخگويی آن‌ها در قبال شرايط فرهنگی موجود، اجتناب‌ناپذير است.


ادامه مطلب

جمعه 30 بهمن 1388     ساعت   5:28 PM    نظرات 0


آخرين مطالب ارسالي




  • تعداد صفحات :4
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
POWERED BY RASEKHOON.NET