صفحه نخست         پست الكترونيك    |       نشاني rss وبلاگ
ان الله لایهدی من هو مسرف کذاب ... خدا مردم مسرف دروغگو را هرگز هدایت نخواهد کرد

اگرصرفا اعتدال فرهنگي را درحيطه اجرا وسياست فرهنگي جستجو كنيم، بي شك اقدامي سطحي صورت گرفته است. براي يك نظام آرمان گرا كه چشم انداز ، اهداف وپس ازآن سياست اجرايي فرهنگي استخراج مي شود، ضرورتا مي بايست اعتدال در چشم انداز و هدفگذاري وسياستگذاري وسپس حيطه اجرايي صورت گيرد تا تعادل وهمگوني يا همگرايي فرهنگي بوجود آيد .

وقتي صحبت ازاعتدال درهدفگذاري مي شود يعني ابتدا بايد نقطه آسيب پذيري را درجايگاه هدف رصد كرده باشيم . چه بسا هدفگذاري مبتني بر آرمان صورت نگرفته باشد واين ازاولين مراحل خروج از اعتدال فرهنگي است لذا تناسب بين اهداف و آرمان ازاهميت بالايي برخوردار است. درنظام جمهوري اسلامي ايران آرمانهاي والايي قراردارد كه درانديشه هاي حضرت امام خميني ( ره ) ومقام معظم رهبري موج مي زند. آرمانخواهي مردم متدين وانتخاب آرمانهاي ارزشمند توسط شهداي گرانقدر همگي نشان ازمنبع لايزال الهي آرمانها مي دهد كه همانا قرآن وعترت سرچشمه تمام آرمانهاي مقدس است . اگربپذيريم كه انقلاب اسلامي يك انقلاب فرهنگي است، در واقع اصلي ترين دغدغه آن احيا باورها و ارزشهاي اصيل اسلامي بوده وارزشهاي فرنگ منحط قبل ازخود را ترد كرده است و ارزشهاي مبتني براسلام را احيا مي كند .

 


ادامه مطلب


 

اين امر حكايت از درايت رهبران الهي اين نظام دارد. بعد ازاستخراج آرمانها مرحله ترسيم چشم انداز وافق فرهنگي مي بايست مشخص گردد. دراين مرحله شناخت صحيح فرصتها وتهديدات فرهنگي است كه امري بسيار ضروري است . ايدئولوژي الهي واسلامي نظام جمهوري اسلامي يك ايدئولوژي ودين آسماني است كه مكاتب دست ساز بشري كه فرهنگ را براي رسيدن به مطامع دنيوي ترسيم مي كنند به مقابله و رويارويي با آن برمي‌خزند عدم درك اين موضوع برخي را به تساهل سوق مي دهد. به گونه اي كه هرگز آنها را واداربه اتخاذ يك استراتژي صحيح براي حركت فرهنگي نمي كند. بنابراين لازمه خلق چشم انداز وبناي يك استراتژي قوي، فعال، پرتحرك، شناخت فرصتها وتهديدات فرهنگي و باوربه تهاجم فرهنگي دشمنان مي باشد. دراينجا نگاه واقع بين يك نگاه اعتدال گراست .زيرا چشم را نه برداشته هاي فرهنگي خود ونه برتهديدات دشمن هرگز نمي بندد .

 

 

زاويه ديگر درمبحث اعتدال فرهنگي انتخاب واستخراج اهداف است. شايد بتوان به جرات گفت اگر ازدوگروه فرهنگي جامعه سوال شود، اهداف فرهنگي نظام چيست؟ پاسخ روشني نتوانند ارائه دهند زيرا هدف را كسي ترسيم مي كند كه به حركت تهاجمي فرهنگي اعتقاد داشته باشد. نه گروهي كه مرعوب فرهنگ غرب شده اند ونه گروه دوم نيز كه آرمانها را آنقدر قدسي مي پندارند كه هرگز حاضر به زميني كردن آن نيستند . درحالي كه آرمانهاي مقدس ضرورتا مي بايست به هدف تبديل شوند تا بشريت بتواند نقشه‌ي خود را پيدا كند وبراساس آن حركت نمايد .

 

 

يكي ديگراز زواياي اعتدال فرهنگي، سياستگذاري فرهنگي است و حيطه سياستگذاري ازجمله مقوله هايي است كه خروج ازاعتدال فرهنگي را توسط سياستمداران ما بخوبي نشان مي دهد .

 

 

اتخاذ سياست توسعه ناموزون وعدم اتخاذ يك ارتباط سيستمي بين حوزه هاي مختلف فرهنگي ازجمله اشتباهات نابخشودني است . سياستگذاران به جاي آن كه فرهنگ ، اقتصاد ، سياست و اجتماع را دريك سيستم ببينند، هركدام را به يك نظام مجزا تعريف كرده‌اند وهربخش بدون توجه به ديگربخشها و درنهايت همه بخشها بدون توجه به مقوله فرهنگ راهي را طي كردند كه هنجارها وارزشهاي غيرفرهنگي رواج گسترده اي پيدا كرد. درحالي كه اگرمي خواستيم به سمت احياء ارزشهاي انقلاب اسلامي واهدافش حركت كنيم بايد به رويكرد فرهنگي كل نظام توجه مي شد .

 

 

چگونه ممكن است بخشهاي اقتصاد ، سياست و اجتماع نسبت به كاركردهاي فرهنگ درعرصه خود حساس نباشند؟ به عنوان مثال عدم وجود الگوي مصرف دربخشهاي مختلف اقتصادي حاكي از داشتن يك اقتصاد بدون فرهنگ است . حركت درحوزه سياست بخصوص تبعيت ازقانون « همه يا هيچ» به تصوير كشيدن فضاي سفيد وسياه وائتلاف ودشمني و ... حكايت ازنبود وجود فرهنگ دراين عرصه است . ودربخشهاي سياست خارجي نيزاين امر وضوح بيشتري دارد.بنابراين اگربه تعبيرمقام معظم رهبري فرهنگ ثقل اكبراست، جايگاه آن درسياستگذاري نظام كجاست؟ درحالي كه فرهنگ به دليل چندلايه بودن ، پيچيدگي ها وچند بخشي بودن آن درتعامل دائمي و تاثيرگذاري و تاثير پذيري مداوم است وضرورت دارد كه دررصد فرهنگي سايربخشها لحاظ شود.17

 

 

براساس رويكرد سيستمي براي تعيين رابطه بين بخشهاي مختلف جامعه آن را به چهار بخش فرهنگ ، اجتماع ، سياست واقتصاد تقسيم مي كنند كه به منزله چهار خرده نظام عمل مي كنند. در اين زمينه نظام اقتصادي به انطباق وسازگاري با محيط مي پردازد. نظام سياسي وظيفه تعيين اهداف جامعه را برعهده دارد .وافراد جامعه اين اهداف را همراهي مي كنند. نظام اجتماعي بروحدت وهماهنگي جامعه تاكيد دارد وازطريق قواعد وهنجارها به اهداف مي پردازد. نظام فرهنگي هم معطوف به حفظ الگوهاي فرهنگي وارزشهاي فرهنگي فراگير درتمام خرده نظامها ازيك سو وهدايت نهادهاي فرهنگي وديني وارزشهاي فرهنگي عمومي است ولذا چهاربخش فوق دريك رابطه وتعامل ارگانيك بايكديگر قراردارند .

 

 

زاويه ديگر دراعتدال فرهنگي بعد اجرايي آن ونهادها وسازمانهاي متولي است .

 

 

عدم اعتدال دربخشهاي گذشته بيشتر دراين حيطه ظاهر مي شود زيرا مفاهيم، دراين حوزه تبديل به مصاديق مي‌شود وبعد كيفي فرهنگ دراين بخش‌ها تبديل به كميت، علائم ونشانه ها مي شود كه مي توان با انگشت اشاره آن ها را بطور ملموس وعيني نشان داد . وبرهمين اساس نگاههاي سطحي، بيشتراين بخش را مورد قضاوت قرارمي دهند .

 

 

از اين رو اعتدال دربرنامه ريزي واجرا ازمهمترين اولويتهاي اين بخش است واگربراي اين موضوع اهميت ويژه قائل شويم، بايد به جرات بگوييم مديريت فرهنگي را به خوبي انجام داده ايم .

 

 

ديدگاههاي خارج اززاويه اعتدال، با تغيير پي درپي مديران تلاش دارند اين بخش ازفرهنگ را به زعم خود دچارتحول نمايند. درحالي كه اين گونه نيست . زيرا درابتداي انقلاب تصور براين بود كه اگرمديران متعهد ويا مديران مشخص براين بخش حاكم شوند تحول فرهنگي صورت مي گيرد ولي گذرزمان بخوبي نشان داد كه مساله به اين راحتي هم نيست زيرا توسعه فرهنگي مجموعه‌يي ازمديريت، ساختار ونهاد وروش وابزار است كه مي بايست دريك برنامه جامع به آن نگريسته شود در حاليكه تفكرجامع نگري حاكم برمديريت فرهنگي نبود. برهمين اساس پيوند حوزه و دانشگاه يا پيوند علوم وارزشها درحد يك كارشكلي ونه محتوايي وصرفا به صورت شعاري به روند خود ادامه مي دهد. نتيجه اينكه اعتدال فرهنگي مي بايست به عنوان يك پروسه ازحيطه آرمان ، چشم انداز واهداف مشروع وارد و درمرحله سياستگذاري وبرنامه ريزي شده ودرنهايت مديريت فرهنگي ساري وجاري شود .



منبع :http://www.bashgah.net/



شنبه 15 اسفند 1388     ساعت   10:16 AM    نظرات 0


آخرين مطالب ارسالي




POWERED BY RASEKHOON.NET