« وَالذینَ اذااَنفَقوا لَم یُسرفوُا و لَم یَفتروُاوَكانَ‏بینَ ذلكَ قواماً» ( فرقان/ 67) « آنان كسانى هستند كه هرگاه انفاق كنند ، نه‏اسراف كنند و نه سختگیرى، بلكه در میان این دو، اعتدال‏ مى‏ورزند.»

اصول اصلاح الگوي مصرف




























تا وقتي كه خانه ما از كالاهاي خارجي پر باشد، نه صنعت ما پيشرفت خواهد كرد و نه         توسعه شكل خواهد گرفت و نه لشكر هر روز فربه تر بيكاران لاغرتر خواهد شد. مطمئن         باشيد و باشيم و باشند حضراتي كه در ساخت و اتخاذ تصميم نقش دارند. همه مطمئن باشيم         تا در بر پاشنه واردات بي رويه و قاچاق و غيرقاچاق كالاي خارجي مي چرخد، ما دلارهاي         نفتي را مثل خود نفت به حلقوم خارجي ها مي ريزيم، چراغ صنعت و اميد به فرداي بهتر         در خانه خودمان روشن نخواهد شد. بازهم مطمئن باشيم. تا وقتي گاندي وار، پارچه دست         بافت هموطن خود را جايگزين پارچه هاي خارجي بافته نكنيم، بافت سرنوشت ما از همين         جنس خواهد بود كه هست. از تار بيكاري، از پود عقب ماندگي و چه نقشي رقم مي خورد از         اين هنر!  راستي قديمي ها مي گفتند،« هنر نزد ايرانيان است و بس.» امروز اما فقط         كالاهاي خارجي را هنرمندانه در خانه مي چينيم و از آن هنر فقط همين برايمان مانده         است. نگوييم كه كالاي وطني، كيفيت ندارد كه كيفيت را هم من و شما در مقام         توليدكننده بايد بهبود ببخشيم و در مقام مصرف كننده توليدكنندگان را وادار به خوب         توليدكردن كنيم        .
بايد كالاي ايراني از چنان كيفيتي برخوردار شود كه پرچم كشور         باشد هم در داخل، هم در خارج و اين از خود ما بر مي آيد و بس و براي اين هم بايد يك         نهضت شكل بگيرد همه جانبه، تا با درنظر گرفتن همه جوانب مصرف كالاي ايراني را براي         ايراني، يك هدف و يك امكان تبديل كند امكاني شايسته براي بهتر زندگي كردن و هدفي         بزرگ چون سربلندي ايراني و سرافرازي ايران، و باز مي گويم اين عزم ملي مي طلبد والا         تا پدر خانواده در توليد كم مي گذارد و كالاي كيفي توليد نمي كند و تا مادر         خانواده، دستمزد شوهرش را در راه خريد كالاي خارجي مصرف مي كند، پسر و دختر خانواده         بايد به جمع بيكاران بپيوندند، چرا كه كار پدر و مادر، دو لبه يك قيچي هستند كه         توليد وكار داخلي را قطع مي كنند و يك ليوان آب هم رويش مي نوشند ،به سلامتي         كارگران چيني و رومي و كره اي و مالزيايي و هزار جاي ديگر. با قطع توليد هم اميد به         توسعه قطع مي شود و هم اميد به زندگي، آن وقت شاهد يك جامعه خموده با مردمان         بي نشاط خواهيم بود كه «مرگ را قسطي زندگي مي كنند        »!
همين يكي دو روز پيش بود و         به عبارت دقيق تر، همين شنبه گذشته، كه رهبر فرزانه انقلاب در ديدار اعضاي شوراي         انقلاب فرهنگي، بلندنظرانه و ژرف انديشانه شاخصه هاي جامعه توسعه يافته را بيان         كردند و راه رسيدن به آن را هم نشان دادند و از آن جمله بود، نشاط، تلاش، كار، مصرف         كالاي داخلي و ... كه زواياي معماري اجتماعي و فرهنگي جامعه بودند كه اگر تحقق پيدا         كند، عمران و آباداني هم در جامعه رونق خواهد گرفت و كارها به سامان خواهد آمد، اگر         اين مهندسي عملياتي شود، آن وقت لشكر بيكاران، ارتش تلاشگران و سپاه سازندگان         خواهند شد و چنان توليد خواهند كرد كه مردم به انتخاب كالاي ايراني برگزينند نه به         اجبار، اگر چه بسياري از ما كلام روشن رهبر انقلاب را شنيده ايم اما دريغم مي آيد         اين فرازها را دوباره باهم نخوانيم كه مي فرمايند: «آرمان اصلي ملت ايران رسيدن به         جامعه اي رشيد، موحد، پرنشاط، پراميد، عدالت طلب، داراي اعتماد به نفس، پركار،         پيشرو، پيشرفته، داراي توكل و برخوردار از روح ايثار و گذشت است» ايشان به ساماندهي         فرهنگ عمومي نيز اشاره مي كنند و بر افزايش نشاط كار و ابتكار، ارتقاي اعتماد به         نفس فردي و ملي، افزايش اميد، مصرف صحيح و تقويت گرايش به كالاهاي ساخت داخلي،         تاكيد مي فرمايند و به حق اين مولفه ها مي تواند جامعه را به روزهاي خوش برساند و         ما نيز اميدواريم، با مصرف كالاي ايراني، نشاط توليد و روحيه سازندگي را در جامعه         افزايش دهيم و با توليد محصول برتر، همه را به خريد محصول خود ترغيب كنيم. راستي،         سال قبل بود به گمانم كه وقتي از ضرورت مصرف كالاي ايراني نوشتم، كساني گفتند فلاني         از وسايل ايراني مصرف مي كند يا نه كه بايد بگويم تا حد بسياري آري و تلاشم هم اين         است كه هم خودم كالاي ساخت وطن را مصرف كنم و هم هر جا صدايم مي رسد بگويم كه مصرف         كالاي ايراني با كيفيت ٧٠درصد از كالاي خارجي با كيفيت ١٠٠درصد ارجحيت دارد، چه با         مصرف كالاي داخل مي توانيم توليدكنندگان را به بهبود كيفيت وادار كنيم و پولي كه         مي پردازيم «قصه دست و دامن» خود ماست نه اينكه پول من خانه بيگانه را آباد كند، آن         هم به قيمت ويراني خانه خود ما. پس نسبت به مصرف كالاي ايراني و نيز توليد كالاي         كيفي، تامل،تجديدنظر و اقدام كنيم    
 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در پنج شنبه 6 اسفند 1388  ساعت 6:19 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



مصرف به معنای استفاده از آن[1] چه در اختیار انسان است، بوده و مصرف بی رویه را می توان استفاده نا به جا و نامناسب تعریف کرد. تعبیر مصرف بی رویه در برابر تعبیر مصرف بهینه است . معیار مناسب و بهینه بودن مصرف را می توان بر اساس اصول مصرفی اسلام و شرایط زمانی و مکانی تبیین نمود. گفتنی است، الگوی مصرف در کشورهای مختلف بسته به فرهنگ ها و سنت های مردمان آن زادبوم، متفاوت است. الگوی  مصرف در جامعه ما از دیرباز مترادف با اصول مصرفی اسلامی چون قناعت، خودداری از اسراف بوده است. بدون تردید اصلاح الگوی مصرف در کشور ما به معنای ترویج و جامعه پذیری الگوی مصرف ایرانی-اسلامی است.
از سوی دیگر، کشور ما امروز نیازمند تولید ثروت است و تحقق این مهم در گام اول مستلزم اصلاح الگوی مصرف در کشور است. خط کش مدرج توسعه یافتگی واقعی، نشان می دهد که بین مصرف گرایی و تولید ثروت در یک جامعه رابطه عکس وجود دارد. اگر امروز بازارهای جهانی در چنبره مصنوعات چینی و ژاپنی قرار دارد، به خاطر مصرف گرا نبودن مردمان این کشورهاست. پرهیز از مصرف گرایی در کشورهایی مثل چین، ژاپن و برخی از کشورهای بزرگ اروپایی که اقتصادهای بزرگی دارند کاملا مشهود است. انقلاب اسلامی به مردم ما یاد داد که با فرهنگ صرفه جویی و قناعت می توان بر تمام مشکلات فائق آمد. اما مع الاسف، به واسطه سیاست های غلط اقتصادی و فرهنگی سال های پس از جنگ تحمیلی و به تبع آن تغییر ذائقه مردم؛ و همچنین رویکردهای جدید دشمن در مقابله نرم افزاری با انقلاب اسلامی به یک باره تمام دستاوردهای ده سال اول انقلاب فراموش شد و بار دیگر تجمل گرایی، مصرف گرایی و اسراف در کشور ترویج شد. این در حالی است که عمده پیشرفت های کشورهایی مثل ژاپن، کره جنوبی و... بر شالوده تجربیات جنگ و فرهنگ قناعت مردم جنگ دیده صورت گرفت. در واقع باید اذعان کنیم ما پس از جنگ به دلیل سیاست های غلط یک فرصت تاریخی را از دست دادیم. اما امروز به واسطه عزم جدی مسئولان کشور و یک صدایی دولتمردان در ضرورت تحول اقتصادی در تمام زمینه ها؛ بار دیگر این فرصت احیا شده است که، فرهنگ صرفه جویی و قناعت ترویج و ترمیم گردد. رمز تولید ثروت در یک کشور پرهیز از مصرف گرایی است و کشورهایی به دام تجمل و اسراف می افتند که تولید در فرهنگ عمومی آنها جایگاهی ندارد. امروز به ضرس قاطع باید تاکید کرد راه پیشرفت کشور همان گونه که مقام معظم رهبری فرمودند، پرهیز از اسراف و ترویج الگوی مصرف بومی و اسلامی است.
در حقیقت مصرف بی رویه خود مانع بزرگی در برابر رسیدن به اهداف چشم انداز جمهوری اسلامی است. دست یابی به پیشرفت، صرفا با ساخت صنایع بیشتر و امکانات، امکان پذیر نیست . در حال حاضر وضع به گونه ای است که، گویا قرار است ایران با رسیدن به درجات بالای پیشرفت، به درجه اول مصرف گرایی نیز برسد. در واقع، به لحاظ فرهنگی نیز، نیاز به توسعه آموزه های فرهنگ اسلامی در میان نیروی انسانی پیشرفت ساز است. در حقیقت بایست آموزه ها و اصول مصرفی اسلام را بازخوانی کرده، بار دیگر مردم را بدان توجه داد. از این رو به بررسی اصول مصرفی از دیدگاه اسلامی می پردازیم.
 
نگاهی به اصول مصرفی اسلام
 
1. پرهیز از اسراف
اسراف چیست؟
اسراف در لغت به معنای ولخرجی، بی اعتدالی و تجاوز از حد است[2]. و در اصطلاح عملی است خارج از حدود و موازین مشروع و معقول باشد . از این رو مصرف زمان و عمر، مال و... در مسیر نادرست اسراف نامیده می شود. امام علی (ع) در روایتی بد ترین نوع مصرف را اسراف می دانند[3] و در روایت دیگری می فرمایند: « وای بر اسرافکار، که( با اسراف) خود چقدر از صلاح خویش دور شد»[4] می توان مصادیق اسراف را چنین بر شمرد:
 
1. استفاده نامناسب از اموال شخصی
 
استفاده نامناسب از اموال را می توان در چندین صورت اسراف تلقی کرد.
الف- ضایع کردن مال و بیهوده تلف کردن آن، اگر چه کم باشد از بارزترین مصادیق اسراف است مانند بیرون ریختن آب باقیمانده در لیوان، پوشیدن لباس قیمتی مخصوص مهمانی در محیط کار، دور ریختن غذا و میوه به بهانه استفاده از آن . نقل شده است که
امام صادق (ع) روزی نگاهش به میوه ای که بطور کامل خورده نشده، و از خانه آن حضرت به بیرون پرتاب شده بود، افتاد. ایشان با دیدن میوه نیم خورده خشمگین شده و (با عتاب) فرمودند: این چیست؟ اگر شما سیر شده اید، بسیاری از مردم سیر نشده اند (و گرسنه هستند) آن را به کسی بدهید که نیازمند آن است.[5]
چرا غذا را بیش از نیاز پخت می کنیم؟ چرا در مصرف آب و برق صرفه جویی نمی کنیم؟ چرا در استفاده از کاغذ، لوازم التحریر، دستمال کاغذی زیاده روی می کنیم؟ چرا از میوه ها درست استفاده نمی کنیم؟ چرا در پخت نان و شیوه نگهداری آن اصول لازم را به کار نمی بندیم؟ چرا عده ای مرفه و بی درد ثروت عمومی جامعه را ولو با درآمدهای خود با استفاده از ابزار و لوازم لوکس ضایع می کنند؟ چرا الگوهایی که در برخی رسانه های جمعی و نیز عملکرد بعضی مدیران مشهود است جامعه را به سوی یک زندگی تجملی و اسراف گرایانه می کشد؟ و ده ها چرای دیگر که همه روزه با آن برخورد داریم. امام صادق(ع) می فرماید: «میانه روی در زندگی چیزی است که خداوند آن را دوست دارد و اسراف را دشمن دارد، حتی اگر این اسراف با بیرون انداختن هسته خرمایی باشد، چرا که آن هسته به کار می آید. یا با بیرون ریختن آب باقیمانده (در لیوان) باشد».[6]
در روایتی امام موسی کاظم (ع) در پاسخ به این سئوال که» آیا اگر کسی ده پیراهن داشته باشد اسراف کرده است ؟»، پاسخ منفی داده می فرمایند: «لا، و لکن ابقی لثیابه و لکن السرف ان تلبس ثوب صونک فی المکان القذر»[7]؛ اسراف آن است که لباس فاخر خود را در مکان آلوده و کثیف بپوشی. آری ! استفاده نا بجا از امکانات زندگی مانند لباس، غذا و ... نیز اسراف است .
یکی از ویژگی های عالی فرهنگ اسلام این است که در مصرف و استفاده از بعضی امکانات « شان و موقعیت» افراد را مد نظر قرار داده؛ ملاک اسراف و عدم اسراف را با اوضاع و احوال زمانی و موقعیت اقتصادی و اجتماعی فرد گره زده است. به عنوان مثال در مسئله نفقه همسر، منزل و لباس و زیور آلات را در شان و جایگاه همسر منوط کرده است. البته باید توجه داشت که وسعت و سادگی چیزی است، و تجمل پرستی چیز دیگر. از دیدگاه اسلام اولی ممدوح و دومی مذموم است. مسئله ای که در اینجا باید مورد توجه قرار گیرد این است که بهره برداری از نعمت های الهی، چنان چه از حد طبیعی فرد منزلت اجتماعی او بگذرد، اسراف است. استفاده از امکانات در حد اعتدال پسندیده است و چه بسا کمتر از این حد در مورد بعضی افراد، مصداق بخل باشد. حضرت علی (علیه السلام) درباره نشانه مسرف می فرماید: «للمسرف ثلاث علامات: یاکل مالیس له و یلبس مالیس له و یشتری مالیس له»؛ اسراف کار سه ویژگی دارد: مافوق شان خود می خورد، بیش از شأن خود می پوشد و بیش از منزلت خود خریدکند.
در این بحث نباید غافل بود که برخی برای توجیه ولخرجی ها و چشم و هم چشمی های خویش، شان و منزلتی ساختگی برای خویش می سازند . لذا باید از تقلید کور کورانه از دیگران پرهیز نمود. در تعابیر اسلامی حدی را که برای مسکن معین کرده اند این است که به اندازه «کفایت» و «کفاف» آدمی باشد و این مقدار نسبت به افراد، خانواده ها، زمان ها و مناطق متفاوت است. در عین حال این امر باید به گونه ای باشد که از حد اعتدال زمان و منطقه آن فرد تجاوز نکند. حضرت علی(علیه السلام) در بیان حد لباس انسان های باتقوا می فرماید: «ملبسهم الاقتصاد» لباس پوشیدن متقین در حد اعتدال و میانه روی است. نه لباس های قیمتی می پوشند و نه لباس های ژولیده و پست. بلکه در پرتو لباس معمولی، ظاهری آراسته، پاکیزه و متین دارند.[8]
ب- صرف مال در آنچه به بدن ضرر می رساند. مثل خوردن پس از سیری، در صورتی که مضر باشد.
امام صادق (علیه السلام)می فرماید: «انما الاسراف فیما اتلف المال و اضرّ بالبدن»[9] اسراف در چیزی است که موجب اتلاف مال و اضرار به بدن شود. استفاده از اموال خود در جهت آسیب رساندن به بدن را می توان در مواردی چون استعمال دخانیات، نوشیدنی ها و تنقلات مضر، جراحی هایی مانند جراحی های زیبایی و مانند آن صادق دانست .
البته مواردی مانند جایی که درمان بیماری و سلامتی آدمی به هزینه زیاد نیاز دارد، باید هزینه کرد و به یقین اسراف نخواهد بود.
ج- صرف مال در مصارفی که شرعا حرام است. مانند خرید شراب و ابزار و ادوات حرام.
استفاده اموال در مسیر حرام ناسپاسی بزرگی است که نعمت پرروده ای چون انسان به نعمت رسانی چون رازق هستی، دارد. «لئن کفرتم ان عذابی لشدید»[10]. بزرگ ترین اسراف نعمت استفاده از آن در حرام است.
 
2. استفاده نا مناسب از زمان و عمر
 
نوع دیگری از اسراف، اتلاف بیهوده عمر است. امروزه عمر بسیاری از مردم به سبب دور شدن فاصله ها، به ویژه فاصله محل کار تا محل سکونت، موجب شده است که عمر بسیاری از مردم در طی این فاصله ها به هدر رود. در این میان ترافیک، نیز عمر بسیاری از مردم را به خود اختصاص می دهد. برخی از شهروندان تهرانی 3 الی 4 ساعت از وقت خود را در خیابان ها می گذرانند.
 
3. استفاده نا مناسب از امکانات اجتماعی
 
امکانات اجتماعی، اعم از آب ،برق، گاز، بنزین، تلفن، نان ارزان و ... از نعمت های بزرگی است که در کشور اسلامی ما مورد استفاده همگان است. اما متأسفانه با استفاده نامناسب از آنها اغلب مردم گرفتار اسراف در این زمینه ها هستند. چنان که در آمار ذکر شد، بسیاری از کشورهای غیر مسلمان در صرفه جویی و خودداری از اسراف در آن ها، بیش از مردم مسلمان ما موفق بوده اند. در حدیثی از رسول اکرم(ص) آمده است که « لا خیر فی السرف» خیری در اسراف نیست. امام موسی کاظم(ع) می فرمایند: «هر آن کس که مال دارد، از نابود کردن آن برحذر باشد. به درستی که مصرف مال در راه نا مناسب تبذیر و اسراف است»[11] امام صادق علیه السلام می فرماید: «ان مع الاسراف قلة البرکة»[12] بدرستی که اسراف موجب کاهش و کمبود برکت است.
در یک بررسی کوتاه می توان به کارهای اسراف گونه بسیاری از مردم در جامعه ایرانی پی برد. گفته می شود از هر ده میلیون قرص نان تولید شده روزانه در تهران، حدود3 میلیون «دور ریز» می شود. اگر وزن متوسط انواع نانهای سنگین و سبک متفاوت را 150 گرم فرض کنیم، در این صورت در تهران با فرض ده میلیون نان تولید شده در روز، در حدود چهارصد وپنجاه تن نان خواهیم داشت که از کانال مصرف خانوار خارج می گردد و به عنوان ضایعات، صرف مصارف دست دوم و سوم مثل خوراک دام و طیور می رسد ،(که آن هم برای دام بدون اشکال بهداشتی نیست). با این مبالغ هنگفت می توان سالانه هزاران مدرسه ساخت، هزاران درمانگاه تجهیز نمود و بیماران بسیاری را درمان کرد. و یا گرسنگان بسیاری را در سطح جهان سیر کرد.
این روند در مصرف آب، برق، گاز، بنزین و دیگر امکانات اجتماعی جاری است . آیا این قدر استفاده بی رویه و مصرف نادرست امکانات اسراف نیست؟
 

[1]. مجله پگاه حوزه، تیر 1388، شماره 257.
[2] . فرهنگ بزرگ جامع نوین، احمد سیاح، ج 1 ص659 .
[3] . غررالحکم، اسراف.
[4] . غررالحکم، همان.
[5] . مستدرک الوسایل، کتاب الاطعمه و الاشربه، باب 61
[6] . حر عاملی، وسایل الشیعه، ج 15، ص 257 . بحار النوار ج71 ص346.
[7] . بحار الانوار ج 79، ص 317 .
[8] . نهج البلاغه، خطبه متقین ،خطبه 193، محمد دشتی.
[9] . کلینی، کافی، ج 4، ص 54.
[10] . ابراهیم، 7 .
[11] . بحار ج 78 ،ص 377.
[12] . وسایل الشیعه، ج 15، ص 261.


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 5 اسفند 1388  ساعت 6:21 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



مجله مکتب اسلام، شماره 7 (سال 76)، پزشکی، عزیز الله؛
 

«اسراف » در لغت به معنای زیاده روی و تجاوز از حد اعتدال و کلمه «تبذیر» از «بذر» به معنای تخم پاشیدن و یا ریخت و پاش کردن است . می شود گفت این دو کلمه قریب المعنی بوده و باهم مترادف هستند . اسراف اگرچه در هرکار ممکن است ولی معمولا زیاده روی در خرج معیشت را اسراف گفته اند که اینجا مورد بحث ماست . اسراف و تبذیر در نزد عرفا و عقلا بسی مذموم بوده و آن باعث ا ز بین رفتن حاصل دسترنج و درآمد و اندوخته زندگی انسان می باشد که متعاقبا گرفتاری، بدبختی و درماندگی به بار می آورد . اعجب العجائب این است که در زمان فعلی که اکثریت مردم، بلکه همه از وضع گرانی تورم و نارسائیها ناله بر آسمان بلند کرده از چگونگی معاش خود سخت ناراضی و ناراحت هستند، در چنین اوضاع و شرائط استثنائی عوض این که برای خلاصی از ورطه فشار گرانی به صرفه جوئی و قناعت توجه کنند، متاسفانه برعکس روز بروز بر اسراف و تبدیر خود می افزایند . در مصرف لباس، کفش، مبلمان منزل و سایر لوازم خانگی هرچند روز; مد و دکور عوض می کنند و یا در خوردنیها و نوشیدنیها زیاده روی بی حد و حساب روا می دارند مسافرتهای تقلیدی روی هوسبازیهای نابخردانه با هزینه های سرسام آور انجام می دهند و یا در مراسم عروسی و مراسم سرمزار اموات انواع خرجهای کمرشکن و غیر منطقی را بر خود تحمیل می نمایند و در اثر تقلید کورکورانه از گل بازی های این و آن تاج گلهای کذائی به بهای هنگفت تهیه دیده با چه تشریفات منفور در سر خاک متوفی له کرده و به هدر می دهند خانم های محترم چه پولهای کلان در طریق آرایش بی مورد و غیر معقول ابرو، لب، ناخن، مو، پوست و یا صحبت طولانی بی حد و حصر غیر ضروری در تلفن بدون توجه به اخلال وقت عزیز دیگران اندوخته های ارزشمند خود را برباد فنا داده و بدینوسیله گرفتاری، محتاجی و پریشانی را بر جان خود می خرند وااسفا تا چه حد مدپرستی، تجمل بازی و تشریفات نابجا بر رگ و ریشه مردم این زمان رسوخ کرده و گرفتاری خطرناکی را به ارمغان آورده که بلای خانمانسوز زندگی بشر گردیده است . امان از دست تقلید کورکورانه .


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 5 اسفند 1388  ساعت 6:20 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



میانه روی و مشی معتدل در تمام ابعاد زندگی، از جمله ویژگیهای مؤمنان خردمند است. در نقطه مقابل تندروی یا کندروی، افراط یا تفریط و اسراف یا بخل ورزیدن از ویژگیهای نابخردان به شمار می رود.
اسراف و تندروی در هر زمینه ای، حتی در صفات پسندیده، ناپسند است. انفاق و بخشش مال نیز از این قاعده، مستثنی نیست. قرآن کریم ضمن آنکه مؤمنان را به انفاق مالشان توصیه می کند، آنان را از این برحذر داشته است که خود را بر اثر زیاده روی در بخشش مال به گرفتاری بیندازند: «وَلاَ تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَةً إلَی عُنَقِکَ وَلاَ تَبْسُطْهَا کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوما مَحْسُورا»؛ «هرگز دستت را بر گردنت زنجیر مکن [و ترک انفاق و بخشش منما] و بیش از حد [نیز] دست خود را مگشای تا سرزنش شوی و از کار فرو مانی.»
چناچه فردی به سبب افراط و اسراف، ثروت خود را از دست دهد و دچار مشکل شود، چاره ای ندارد و ثروت از دست رفته را با «دعا و نیایش» نمی توان باز گرداند؛ چرا که خودکرده را تدبیر نیست:
«ثَلاَثَةٌ تَرِدُ عَلَیْهِمْ دَعْوَتُهُم: رَجُلٌ رَزَقَهُ اللّهُ مَالاً فَاَنْفَقَهُ فِی غَیْرِ وَجْهِهِ ثُمَّ قَالَ: یَا رَبِّ ارْزُقْنِی. فَیُقَالُ لَهُ: ألَمْ أرْزُقْکَ...؛ دعای سه گروه مستجاب نمی شود: کسی که خداوند به او ثروتی روزی کرده است؛ امّا آن را در غیر جای خود انفاق می کند. سپس دعا می کند: خدایا! رزق مرا برسان. پس به او خطاب شود: آیا به تو روزی ندادم؟!... .»
روایتی مشابه، دعای گروهی را مردود می داند که بر اثر میانه روی نکردن در مصرف، مال خود را تباه کرده و سپس جبران آن را خواهان اند.


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 5 اسفند 1388  ساعت 6:20 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



دنیای غرب می کوشد الگوهایی در مصرف به جوامع ارائه دهد که رهاوردی جز فرسایش ثروت و امکانات زندگی آنها ندارد. این تلاش غربی ها در محورهای زیر خلاصه می شود:
 
ایجاد احساس نیاز و ضرورت به مصرف کالاهای تجملی و کم فایده؛
 
گسترش روحیه مصرف گرایی؛
 
انحراف ذهن ها از توجه به واقعیت های زندگی؛
 
اعلام پایان روزگار قناعت و فرارسیدن دوران مسابقه و رقابت در مصرف و زندگی لوکس و تشریفاتی.
 
غرب سعی می کند این اهداف را با شیوه های گوناگونی مانند تبلیغ و اشاعه مدگرایی، تنوع طلبی در مصرف و بزرگ نشان دادن اشرافی گری و تجمل گرایی پی گیرد و در این راه، از دولت ها، رادیو، تلویزیون، مجلات، روزنامه ها، سینما، تئاتر و وسایل ارتباطی دیگر بهره می برد.
 
بنابراین، پایه های الگوی مصرف در غرب عبارتند از:
 
1. تمتع و بهره وری هرچه بیشتر؛
 
2. رقابت و مسابقه در مصرف؛
 
3. تجمل گرایی و تشریفات زاید.[1]
 
آمار و ارقام به دست آمده در زمینه مصرف انرژی در کشورهای به ظاهر پیشرفته نشان می دهد این کشورها بیشترین مصرف انرژی را در سطح جهان دارند. برای مثال، مصرف سرانه انرژی در امریکا در دهه 1970 حدود شش برابر مصرف سرانه انرژی در جهان بوده است[2] یا یک فرد فرانسوی سیصد بار بیش از یک فرد رواندایی انرژی مصرف می کند. نکته قابل تأمل این است که مقدار زیادی از انرژی به مصرف های غیرضرور و صرفاً لوکس اختصاص دارد. 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 5 اسفند 1388  ساعت 6:19 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



توصیفی که قرآن از «مبذرین » و «مسرفین » دارد، می تواند بیان گر عمق نگرش اسلام به پدیده شوم و زیان بار اجتماعی اسراف باشد: برای مثال: در مقام نهی و نکوهش از تبذیر و تضییع مال می فرماید:
 
«ولا تبذر تبذیرا ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین:[1]
 
تبذیر مکن که تبذیرکنندگان برادران شیطان اند».
 
و نیز اسراف کاران را از دوزخیان برشمرده و می فرماید: «و ان المسرفین هم اصحاب النار».[2]
 
آری این طغیان گران و سلطه گران جهنمی اند که به حقوق محرومان دست اندازی می کنندو قوت لایموت گرسنگان را از حلقوم آنان می گیرند و صرف عیش و نوش و هوس بازی های خود می کنند و همواره فریاد «هل من مزید»شان بلند است! به هیچ وجه به آن چه دارند، قانع نیستند. اگر ثروت جهان را به دست آرند، باز برای غارت گری بیش تر خودرا آماده می کنند! و همین ها سد راه عدالت و دشمن بشریت و ضد ارزش های انسانی هستند. و امروزه مصداق بارز آن امریکا و اروپاست که دیگران نیز بدان معترف اند.
 
کشورهای غربی عامل فقر جهانی بر اساس مطالعات اجتماعی و تحقیق کارشناسانه،عامل فقر و محرومیت در جهان، کشورهای اروپایی و امریکایی اند.
 
پروفسور «گالیاکراملو»، استاد جامعه شناس بلغاری، در بررسی فراگیری،کشورهای غربی و امریکا را عامل اصلی گسترش فقر در جهان معاصر معرفی کرده است.
 
روزنامه پر تیراژ «دوما» که این مطلب را چاپ نموده است می نویسد: «بر اساس آمارهای سازمان ملل بیش از یک میلیارد انسان در فقر به سر می برند. این روزنامه می نویسد: درآمد بیش از سه چهارم از مردم جهان از یک دلار در روز کم تر است، درحالی که سازمان ملل کم تر از چهار دلار در روز را فقر می خواند.» در جهان امروزبیش از یک میلیارد نفر بیکارند و بخش عظیمی از ساکنان زمین از آب آشامیدنی سالم محروم هستند. در همین حال تعداد ثروت مندان در پنجاه سال اخیر دو برابر و سپاه عظیم فقیران چهار برابر بیش تر شده است.[3]
 
بر اساس آمار و ارقام منتشره، هر ساله چهارده میلیون کودک بر اثر فقر وبی غذایی و وضعیت نامساعد زیستی، جان خود را از دست می دهند. به گزارش «یونسکو»
 
روزانه هشت هزار کودک بر اثر نداشتن «واکسیناسیون » و هفت هزار بر اثر اوضاع بدزندگی طعمه مرگ می شوند. جای بسی شگفتی است که ایالات متحده با این که در سراسرجهان به غارت و چپاول ثروت توده ها و کشورهای فقیر سرگرم است و 35% از انرژی جهان را به خود اختصاص داده که بخش عمده آن از همان کشورهایی است که سرنوشتشان بازیچه دست شیطان بزرگ و فرزند نامشروعش اسرائیل غاصب است با این وصف در درون این کشور ستم و تبعیض و شکاف فقر و غنا بیش از هر نقطه دیگر جلب نظر می کند.


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 5 اسفند 1388  ساعت 6:18 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



بدون تردید، جوانان، از مهم ترین سرمایه های بشری در هر جامعه ای هستند و آثار مادی و معنوی فراوانی بر جای گذاشته اند. همواره انقلاب های مهم جهان با پشتوانه جوانان به وقوع پیوسته است و نقش برجسته و ماندگاری دارند.
 
جوانان، بازوی قدرتمند سازندگی هر جامعه هستند. قدرت طلبان داخلی و خارجی برای رسیدن به اهداف جاه طلبانه خود می کوشند نیروی بزرگ جوانان را تسخیر کنند. امروز برخی تلاش می کنند ذهن جوانان را به امور واهی و پوچ مشغول سازند تا به فکر سازندگی و آبادانی کشور خود نباشند. در همین راستاست که بسیاری از افراد، کشور را با دام مصرف و خرید لباس ها و کالاهای لوکس فریفته اند. جوان ایرانی اگر بخواهد، می تواند در این دام نیفتد و سرمایه کشور را به بیگانگان تقدیم نکند، اما راه کارهای این امر:
الف) تقویت ایمان و روح پرهیزکاری
 
به اعتراف بسیاری از روان شناسان، در آغاز دوران جوانی، میل به پرستش به شدت فعال می شود و رشد می یابد. توجه به سخنان پیشوایان دینی، به روشنی این واقعیت را بیان می کند که جوانان هرگاه در فقر دینی قرار گرفته اند، به طور وسیعی به دین گرویده اند؛ مانند ایمان آورندگان به حضرت موسی(ع) و عیسی(ع) و پیامبر اعظم(ص). افزون بر این، فطرت و سرشت انسان براساس دین خواهی و خداجویی است و این فطرت همراه دیگر نیروهای بشری در دوره جوانی رشد می کند و قدرت می یابد.
 
بر اساس آموزه های دینی، انسان از دوران نوزادی با زمینه فطری خداشناسی به دنیا می آید و ممکن است تحت تأثیر محیط در مراحل بعد گمراه شود. پیامبر اعظم(ص) می فرماید:
 
هر مولودی براساس فطرت خداشناسی به دنیا می آید، تا اینکه والدینش او را به دین یهودی یا نصرانی (تحریف شده) در می آورند.[1]
 
تمایل فطری جوانان به مذهب آن قدر شدید است که همه روان شناسان می گویند: بین بحران تکلیف و جهش های مذهبی، ارتباط انکارناپذیری وجود دارد.[2]
 
اگر ایمان و باور مذهبی در دل و جان جوان ریشه کند، آثار مفیدی بر جای می گذارد. چنین فردی به ارزش های اخلاقی گرایش خواهد یافت. کسی که ایمان مذهبی دارد و باورمند است که انسان اشرف مخلوقات است و اعتقاد دارد که انجام کارهای ارزشمند اخلاقی گرچه گاهی با محرومیت مادی همراه است نزد خداوند پاداش دارد.
 
چنین فردی در خود شادی و نورانیت احساس می کند و جهان را هدف دار می داند و از لذت های عالی بهره مند می شود. جوان مسلمان نعمتی را که خداوند در اختیار او قرار داده است، به هر شکل و شیوه ای که خواست مصرف نمی کند، بلکه می داند که یا باید آن را در راه خدا یا در راه تحصیل رضای الهی مصرف کند. خداوند فرمان داده که از مال و ثروتی که در اختیار دارید، به اندازه نیاز معیشت، آسایش و رفاه خود و خانواده مصرف کنید. پیامبر اعظم(ص) نیز می فرماید:
 
از ما نیست کسی که به او توسعه مالی داده شده است، ولی او بر خانواده اش تنگ می گیرد.[3]
 
در روایتی نقل شده است فردی پیش از آنکه از دنیا برود، تمام اموالش را در راه خدا انفاق کرد. پس از مرگ او به رسول خدا(ص) خبر دادند که او چنین کرده است. حضرت فرمود: پس به فرزندان او چه رسیده است؟ آیا چیزی باقی گذاشته است؟ عرض کردند: خیر یا رسول الله! حضرت فرمود: اگر پیش تر به من خبر داده بودید، اجازه نمی دادم او را در قبرستان مسلمانان دفن کنید.[4]
 
بنابراین، جوان مسلمان نباید تصور کند هرچه را به دست می آورد، فقط باید به دیگران بدهد و خودش را از حاصل زحمتش محروم کند. امیر مؤمنان علی(ع) می فرماید:
 
نافع ترین مال آن است که واجبات زندگی انسان به وسیله آن فراهم آید.[5]
 
انسان نباید تصور کند که تمام مال متعلق به اوست و می تواند آن را در راه هوس ها و امیال خود صرف کند. امیرمؤمنان علی(ع) می فرماید:
 
بدترین مال آن است که انسان در راه خدا هیچ چیزی از آن را مصرف نکند و زکات مالش را نپردازد.[6]
 
بدترین مال، مالی است که حق خداوند از آن مال ادا نشده باشد.[7]
 
قرآن کریم از مالی که در اختیار انسان قرار می گیرد به «مال الله» تعبیر می کند و می فرماید: «آتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِی آتَاکُمْ». (نور: 33)
 
حال که اموال، همه مال خداست، باید آن گونه که او فرمان داده و مورد رضایت اوست، مصرف شود.
ب) پرداخت صدقه
 
زمانی که انسان به توصیه های اخلاقی درباره رسیدگی به نیازمندان می نگرد، به این باور می رسد که اگر به این قوانین و توصیه ها ترتیب عمل داده شود، هیچ نیازمند و فقیری در جامعه اسلامی یافت نخواهد شد. امام صادق(ع) در این باره می فرماید:
 
اگر مردم زکات مال خود را ادا می کردند، هرگز در جامعه اسلامی فقیری یافت نمی شد.[8]
 
همچنین دقت در این دستورها روشن می کند که فایده رسیدگی به حال نیازمندان، بیشتر و پیش تر از آنکه به فرد نیازمند برسد، به بخشنده خواهد رسید؛ زیرا او با این عمل خود به خداوند نزدیک تر می شود. پیامبر اعظم(ص) می فرماید:
 
صدقه پیش از آنکه به دست نیازمند برسد، به دست خداوند می رسد.[9]
 
این سخن به آیه 104 سوره توبه اشاره دارد که خداوند می فرماید:
 
آیا نمی دانستند که فقط خداوند توبه را از بندگانش می پذیرد و صدقات را می گیرد؟ و خداوند توبه پذیر و مهربان است.
 
با وجود این، افرادی هستند که بدون داشتن نیاز، به درخواست و تکدّی می پردازند و در جامعه سوءظن ایجاد می کنند. کم ترین اثر این رفتار این است که فرد بخشنده در برابر محتاجان دچار تردید شود و از کمک به آنها امتناع کند.
 
کسی که چنین عملی را مرتکب شود، از ناحیه پیشوایان طرد شده است؛ زیرا از رأفت و رحمت دین اسلام سوءاستفاده کرده و عزت و آبروی خود را به مال دنیا فروخته است. از همین روست که در روایت می خوانیم:
 
دست نیاز به سمت این و آن دراز کردن، طوق ذلت و بردگی است که مسائل به گردن خود می افکند. بنابراین، با این کار انسان عزیز، عزت خود را سلب کرده است و انسان شریف، شرافت خود را.[10]


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 5 اسفند 1388  ساعت 6:18 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



آب از دیرباز مهمترین عامل توسعه در جهان بوده است. انسان ها در دوران اولیه زندگی نزدیک رودخانه ها و منابع آب تجمع می کردند و به فعالیت های کشاورزی می پرداختند. 97 درصد منابع آبی غیرقابل استفاده برای کشاورزی بوده و مقدار بسیارمحدودی از آن ها به طور مستقیم از سوی انسان مورداستفاده قرارگرفته است. افزون بر آن، کمی بیش از 76.1 درصد از آب های کره زمین به صورت رودخانه های یخی از دسترس خارج شده و آنچه تقریباً باقی مانده در عمق زمین ذخیره شده است. بهره گیری از روش های نوین کشاورزی و استفاده بهینه از آب، عوامل حیاتی برای نیل به هدف تأمین غذای جمعیت درحال افزایش دنیا است. طبق برآوردها، در 30 سال آینده مردم جهان نیازمند 60 درصد غذای بیشتر خواهند بود. بخش قابل توجهی از این افزایش تولید، حاصل کشت متراکم (استفاده از زمین کمتر برای تولید بیشتر) که نیازمند آبیاری است، خواهند بود.

براساس آمار و اطلاعات منتشره، از کل اراضی 164 میلیون هکتاری کشور، درحال حاضر 18.8 میلیون هکتار در چرخه تولید محصولات کشاورزی قرار دارد. از این مقدار حدود 8 میلیون هکتار به صورت آبی و حدود 6.3 میلیون هکتار به صورت دیم و بقیه به صورت آیش آبی و دیم مورد بهره‌برداری قرار دارند. در ارتباط با منابع آب نیز از حدود 93 میلیارد مترمکعب منابع آب مصرفی کشور حدود 86 میلیارد مترمکعب به حساب مصارف کشاورزی منظور می‌گردد.

بر اساس آمار و ارقام موجود میانگین سالانه حجم بارندگی ایران حدود 400 میلیارد متر مکعب برآورد می شود که از این مقدار، 310 میلیارد متر مکعب در مناطق کوهستانی با مساحتی حدود 870 هزار کیلومتر مربع و 90میلیارد متر مکعب دیگر در مناطق دشتی به وسعت 778 کیلومتر مربع می بارد. از مقدار فوق حدود 294 میلیارد متر مکعب به صورت تبخیر و تعرق از دسترس خارج می شود و از 116 میلیارد متر مکعب باقیمانده حدود 93 میلیارد متر مکعب از طریق منابع سطحی و زیرزمینی بهره برداری می شود و بقیه صرف تغذیه سفره های آب زیرزمینی می شود. از این مقدار حدود 86 میلیارد مترمکعب جهت مصارف کشاورزی و نزدیک به 7میلیارد مترمکعب آن به مصارف شرب و صنعت اختصاص می‌یابد. از آنجایی که متوسط حجم کل آب سالانه کشور رقمی ثابت است، تقاضا برای آب به ‌علت رشد نسبتاً بالای جمعیت، توسعه کشاورزی، شهرنشینی و صنعت در سال‌های اخیر، متوسط سرانه آب قابل تجدید کشور را تقلیل داده است، به طوری که این رقم از حدود 5500 مترمکعب در سال 1340، به حدود 3400 مترمکعب در سال 1357، و حدود 2500 مترمکعب در سال 1367 و 2100 مترمکعب در سال 1376 کاهش یافته است. این میزان با توجه به روند افزایش جمعیت کشور با نرخ فعلی رشد در سال 1385 به حدود 1750 مترمکعب و در افق سال 1400 به حدود 1300 مترمکعب تنزل خواهد یافت. صرف نظر از تفاوت‌های آشکار منطقه‌‌ای در کشور و طیف گسترده مناطق خشک نظیر سواحل خلیج فارس و دریای عمان، نیمه شرقی کشور از خراسان تا سیستان و بلوچستان و نیز حوضه‌های مرکزی که میزان سرانه آب قابل تجدید در آن‌ها از میزان متوسط کشور به مراتب پایین‌تر است، ارقام متوسط سرانه آب کشور در سال‌های آینده به مفهوم ورود ایران به مرحله تنش آبی در سال 1385 و ورود به حد کم آبی جدی در سال 1415 شمسی خواهد بود.


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 5 اسفند 1388  ساعت 6:17 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



مکانیزم اصلاح الگوی مصرف انرژی وابسته به قیمت انرژی است. دلایل بسیار ساده تا ادله کاملاً علمی و اقتصادی بر این واقعیت گواهی می دهند. هر آن چه مفت به دست آید، مفت هم از دست می رود. ارزان بودن دلیل بارز اسراف است.
نمونه اش به تعبیری نان و زعفران و به تعبیر معاون برنامه ریزی وزارت نفت، نمک است و زعفران. نان را مردم ما به عنوان کالایی مقدس می شناسند. اگر ذره ای از آن روی زمین افتاده باشد، آن را بر می دارند و می بوسند و نهایتاً به کناری می گذارند که زیر دست و پا نباشد. اما زغفران را چه؟ اصلاً یک تار از آن را کسی دور نمی ریزد که دیگری بخواهد آن را بردارد، روی چشم بگذارد و مصرف کند. نان ارزان است اما زعفران گران. اگر زعفران هم مثل نان ارزان شود، دیری نمی پاید که چون نان دور ریز آن قابل احصاء نباشد.
اقتصاددان‌ها هم هزار و یک دلیل در این مورد دارند و به مکانیزم قیمت به عنوان اهرم کنترل کننده خیلی چیز ها از جمله اصلاح الگوی مصرف می نگرند.
از لحاظ تجربی هم اگر نیک بنگریم، در جامعه ما کالاهایی حیف و میل و اسراف می شوند که یا ذاتاً ارزان هستند و یا این که با یارانه های اعطایی دولت ارزان به دست مصرف کننده می رسند. کیسه های انبوه داروی تاریخ گذشته در خانه ها، تکه های انباشته نان، آب شرب چون اشک چشم پاک و گوارا که تا چند سال پیش بیشتر و در حال حاضر کمتر با آن باغچه را آبیاری می کردیم و می کنیم و ماشین فرسوده زهوار در رفته‌امان را می شوییم تا برق که قبل از افزایش نسبی قیمت، خانه خود را با آن نور باران می کردیم و در نور آفتاب عالمتاب بسیار می شد چراغی را روشن رها کرده و بی توجه پی کار خود برویم تا هوا واکسیژنی که بی محابا آن را آلوده می کنیم، جملگی به یک دلیل در معرض هجوم مسرفانه ما قرار دارند: قیمت ارزان و لاغیر!
چه توقع برای صرفه جویی و درست مصرف کردن بنزین می توان داشت، وقتی قیمت آن از آب هم ارزان‌تر است و یا گازوئیل که لیتری ۱۶۵ ریال عرضه می شود. چندی پیش به کامیون‌داری گفتم چرا روی سقف ماشینت بادشکن نصب نمی کنی. در جوابم گفت نصب کنم که چه بشود؟ گفتم نصب کن تا مصرف سوختت کاهش یابد. گفت مثلاً چقدر؟ گفتم ۱۰ در صد. گفت باد شکن چند است؟ تا آمدم قیمت آن را در ذهنم پیدا کنم، گفت آیا بیشتر از ۱۲۰۰۰ تومانی است که اگر باد شکن نصب کنم در سال می توانم در مصرف سوخت صرفه جویی کنم؟ گفتم خیلی بیشتر است. گفت برو خدا امواتت را رحمت کند. دیدم راست می گوید چون گازوئیل لیتری ۱۶۵ ریال که انگیزه ای برای صرفه جویی و تهیه ابزار آن در کسی ایجاد نمی کند. بعد که آن دوست رفت حساب کردم، اگر گازوئیل با قیمت واقعی آن عرضه می شد آن بنده خدا با کله پیشنهاد من را می پذیرفت و از آن مهمتر قبل از این که من به او راهکار بدهم، خودش راهی برای کاهش مصرف سوخت پیدا می کرد، خیلی هم بهتر از من و شاید هم بهتر از کارشناسان بهینه سازی مصرف سوخت!
برای نمونه اگر کالایی را پیدا کردید که یارانه شامل حالش می شود اما در آن اسراف نمی شود و یا بر عکس اگر کالایی را یافتید که قیمت واقعی خود را دارد و در آن اسراف می شود، همه آن‌چه را که در بالا گفته آمد، پس می گیرم همراه با یک غلط کردم رسا!
همین گاز خانگی را ببینید چگونه هدر می دهیم. درجه شوفاژ تا انتها! بلوز آستین کوتاه بر تن و با این وجود هوای داخل خانه به برکت گاز ارزان چنان گرم شده است که لنگ در و یا پنجره را هم باز می کنیم. کدام آدم حاضر می شود با مال خودش چنین کند؟ جواب روشن است. کسی که چیزی را مفت به چنگ آورد، راحت آن را هدر می دهد.
چنین است که در بخش خانگی، ۸ برابر مناطق سردسیر جهان چون اسکاندیناوی که ۱۰ ماه از سال را در سرما و یخبندان به سر می برند، گاز مصرف می کنیم. در شرایطی که اگر مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان را تنها در یک میلیون ساختمان جدیدی که سالیانه ساخته می شود، رعایت کنیم، طبق بررسی های صورت گرفته در یک دوره ۱۰ ساله، به اندازه ۹۰ نیروگاه شهید رجایی صرفه جویی انرژی خواهیم داشت. یعنی هر سال صرفه جویی ما به اندازه ۹ نیروگاه شهید رجایی است به اندازه ۳ فاز پارس جنوبی!
۷۰ میلیون نفر هستیم اما به اندازه ۲۵۰ میلیون نفر گاز مصرف می کنیم. در بنزین، دست چین میلیاردی را از پشت بسته ایم. در صنعت، سالانه ۲۱ میلیارد متر مکعب گاز و ۵۷ میلیون بشکه معادل نفت خام انرژی هدر می دهیم! یعنی حیف و میل می کنیم. یعنی اگر با اصلاح ساختار جلوی این در رو را بگیریم، مثل این است که چند میدان نفتی کشف کرده باشیم.
مانده ام چرا دست روی دست گذاشته و آن گونه که شایسته است، عزممان را جزم نمی کنیم؟ در فرهنگ دینی و اعتقادی خود، درباره اسراف و مبذرین کمبود داریم که نداریم. قرآن کریم، اسراف کنندگان را برادران شیاطین می نامد. در فرهنگ باستانی و ملی ما، اسراف نفی نشده است که شده است. ادبیات ما در قالب صدها شعر و تمثیل و داستان به این موضوع نپرداخته است که پرداخته... پس مشکل کجاست که باعث شده در این امر مهم آن قدر اهمال خواسته و ناخواسته صورت بگیرد تا جایی که رهبر معظم انقلاب سال جدید را سال اصلاح الگوی مصرف بنامند و همه را دعوت به همت در تحقق این امر حیاتی نمایند.
آن‌گونه که گفته آمد، علت اصلی این نابسامانی در مصرف انرژی، در قیمت ناچیز و بعضاً مجانی حامل های انرژی است. تنها باحذف یارانه و واقعی کردن قیمت است که می توان در ساختار و رفتار مصرف، تحول ایجاد و الگوی مصرف را در کل جامعه اصلاح کرد.
سید حسین طاهری


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 5 اسفند 1388  ساعت 6:16 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



محمدحسین مهدوی عادلی با بیان اینکه مهمترین عاملی که در هر اقتصادی نقش تعیین کننده برای تولید و مصرف آن دارد، مکانیزم قیمت است ، گفت: در ایران با توجه به دولتی بودن اقتصاد از این مکانیزم در عمل استفاده نمی شود.
مهدوی عادلی به تجربیات سایر کشورها در بحث بهره گیری از مکانیزم قیمت اشاره کرد و افزود: در دیگر کشورها برای حمایت از افراد آسیب پذیر در روند افزایش قیمت ها، به تقویت تامین اجتماعی در آنها پرداخته شده است تا حدی که بعضا به افرادی که از توان پرداخت کافی برای تقبل هزینه های آب و برق خود برخوردار نیستند (از محلی که به همین منظور در نظر گرفته شده) کمک نقدی می شود.
وی با اشاره به اینکه در سایر کشورها برای صرفه جویی در مصرف، قیمت را افزایش می دهند گفت: در ایران عکس این اتفاق صورت گرفته و با ارزان کردن برخی کالا ها موجبات استفاده بیشتر و بی رویه آنها فراهم شده است.


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 5 اسفند 1388  ساعت 6:15 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



به منظور تعیین الگوی مصرف برق بخش خانگی در کشور، طی سال 1384 مطالعات جامعی در رابطه با مصارف این بخش طی سال های 1382و1383 صورت گرفت. 
طی سال های یاد شده نزدیک به 16 میلیون مشترک خانگی در کشور وجود داشته که سهمی قریب 33درصد از کل انر‍ژی مصرفی سالانه را به خود اختصاص داده و تاثیر 47 درصدی در ایجاد اوج بار سالانه داشته است.
در این مطالعه، اطلاعات مصرف مشترکین خانگی طی دوره های مختلف سال های 1382 و 1383 و به تفکیک مراکز استانها و سایر مناطق در هر استان و برای 60 پله متوالی 10 کیلووات ساعتی در مناطق عادی و 60 پله 50 کیلووات ساعتی درمناطق گرمسیر، از شرکت های برق منطقه ای دریافت شده و مغایرت های احتمالی از طریق واحدهای امور مشترکین شرکت ها مورد بررسی و رفع نقص قرار گرفت. 
همچنین در مورد استان های غیر گرمسیری که دارای شهـرهای نیمه گرم ( نواحی با کد تعرفه خانگی 3 و 4 ) و یا دارای شهرهای گرم ( نواحی با کد تعرفه خانگی 1 تا 2 ) می باشند، اطلاعات اینگونه نواحی نیز به صورت مجزا دریافت گردید. 
در استان های گرمسیر خوزستان و بوشهر، اطلاعات مورد نظر به تفکیک مشترکین تکفاز و سه فاز تهیه شده است. پس از تکمیل شدن اطلاعات مورد نظر، تجزیه و تحلیل های لازم انجام شد. مقادیر میانگین مصرف براساس مناطق سه گانه آب و هوایی، با یکدیگر متفاوت است. 
همچنین درحوزه هریک از منــاطق سه گانه، عواملی نظیر درآمد، نوع وســائل مورد استفاده، نوع و زیر بنای ساختمان، بعــــد خــانوار و ..... در سقف مصرف انـرژی مشتـرکیـن موثـر است و با توجـه به نتیجه گیـــری تحلیلی هر بخش، به نظر می رسد دامنه مصرف 50 درصد از جامعه هر بخش، می تواند الگوی مصرف مناسبی باشد و لازم است مصرف کنندگان خانگی واقع در این دامنه از مصرف، از طریق نرخ های مخفف، مورد حمـایت قرار گیرند تا خود انگیزه ای جهت هدایت بقیه مشترکین به سمت مصرف کمترگشته و در نتیجه مصرف فعلی به سمت الگوی مصرف بهینه برق هدایت گردد.
مفروضات :
× مجموعه استانهای کشور (30 استان ) به سه گروه شامل مناطق سردسیر، مناطق عادی و مناطق گرمسیر تقسیم بندی شده است .

× مناطق سردسیر طبق تقسیم بندی سازمان هواشناسی کشور شامل 6 استان آذربایجان شرقی ، آذربایجان غربی ، اردبیل ، زنجان ، کردستان و همدان است..
× مناطق عادی کشور ( 21 استان ) شامل استانهای اصفهان ، ایلام ، تهران ، خراسان جنوبی ، خراسان رضوی ، خراسان شمالی ، چهارمحال و بختیاری ، سمنان ، سیستان وبلوچستان ، فارس ، قزوین ، قم ، کرمان ، کرمانشاه ، کهکیلویه و بویراحمد ، گلستان ،گیلان ، لرستان ، مازندران ، مرکزی و یزد است .
× مناطق گرمسیر کشور شامل 3 استان خوزستان ، بوشهر و هرمزگان است .


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 5 اسفند 1388  ساعت 6:15 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



مجیدپارسا نیا معاون وزیر بازرگانی در پاسخ به سوال فارس در خصوص سال اصلاح الگوی مصرف و سرانه کالاهای اساسی گفت: سرانه مصرف شکر در ایران حدود 30 کیلوگرم است و این در حالیست که این میزان در نواحی مختلف کشور متفاوت است .
به گزارش فارس، آمارهای جهانی نشان می‌دهد که سرانه مصرف قند و شکر در ایران در سال 1987 حدود 26.9 کیلوگرم بوده که این مقدار در سال 2006 به 28.97 و در سال 2007 به حدود 33.26 کیلوگرم افزایش یافته است به طوری که به گفته بسیاری از کارشناسان جهانی، مصرف سرانه شکردر ایران 3 کیلوگرم بالاتر از میانگین مصرف جهانی است.
این در حالی است که ایران بعد از روسیه، دومین واردکننده بزرگ شکر در جهان محسوب می‌شود و کشورهای اندونزی، آمریکا و امارات در رده های بعدی قرار دارند. همچنین آمریکای جنوبی با مصرف سرانه 48.2 کیلوگرم شکر در سال عمده‌ترین مصرف‌کننده شکر در جهان است و اقیانوسیه، اروپای شرقی، آمریکای شمالی و مرکزی، آسیا و آفریقا ( 15.48) رتبه‌های بعدی را به خود اختصاص داده‌اند و در این بین هندوستان، چین و برزیل عمده مصرف‌کنندگان شکر در جهان هستند.


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 5 اسفند 1388  ساعت 6:14 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



معاون وزیر بازرگانی در خصوص سرانه مصرف برنج به فارس گفت: سرانه مصرف برنج در کشور حدود 40 کیلوگرم است.
به گزارش فارس، آمارو ارقام موجود نشانگر آن است که در سالهای قبل از انقلاب مصرف سرانه برنج حدود 15 تا20 کیلوگرم بوده در حالیکه طی چند ساله اخیر این میزان به 39 تا 40 کیلوگرم افزایش یافته است.بر همین اساس مصرف سرانه برنج در سال 81 نیز 39 کیلوگرم گزارش شده است.
بر اساس آمار و اطلاعات و برآوردهای علمی مصرف سرانه برنج در آسیا 85 و جهان 65 کیلوگرم است .
به گزارش فارس به نقل از وزارت کشاورزی آمریکا، در سال 2005 بیش از 3.15 میلیون تن برنج در سطح ایران مصرف شد و به عنوان چهاردهمین مصرف‌کننده بزرگ این محصول در این سال شناخته شده است.
در ادامه این گزارش چین با مصرف 135 میلیون تن برنج در سال 2005 به عنوان بزرگترین مصرف‌کننده این محصول در سال مذکور شناخته شده است. هند با مصرف 92 میلیون تن و اندونزی با 35 میلیون تن به ترتیب در رده‌های بعدی قرار دارند.
مصرف برنج ژاپن در سال 2005 ، 8.2 میلیون تن، پاکستان 2.6 میلیون تن، آمریکا 4 میلیون تن و 25 کشور عضو اتحادیه اروپا 2.5 میلیون تن اعلام شده است.


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 5 اسفند 1388  ساعت 6:14 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



یکمرتبه مسجد شلوغ بعد از ماه رمضان دیگر کسی نمی‏آید همه مال را حق داریم یک جا وقف کنیم نه نمی‏توانم اموالم را یکجا وصیت کنم در راه خیر... نه شما حق نداری شما اگر 9 میلیون پول داری 3 میلیونش را حق داری وصیت کنی آقا می‏خواهم بچه هایم کوفت بخورند تو حق نداری آقا من مالکم باسمه تعالی مالک هستی اما حق وقف نداری باید بچه‏هایت اجازه بدهند حق نداری باید بچه‏هایت اجازه بدهند حق نداری همه چیزی را وصیت کنی در راه... ثلث یعنی از 9 میلیون 3 میلیون از90 میلیون 30 میلیون حق داری ثلث‏ات را حق داری آن 60 میلیون را اگر بچه‏هایت اجازه دادند می‏توانی اگر اجازه ندادند آقا بچه‏هایم دارند؟ داشته باشند با اینکه دارند اسلام گفته با اینکه دارند باز هم به آنها بده بخورند چون افرادی هم که دارند باز اگر آنها محروم بشوند به اسلام بدبین می‏شوند می‏گویند این چه دینی است به پدرمان اجازه داد همه اموالش را بدهد... یک ریال به ما ندهد... اصلاً ما این دین را... بعضی آدمها با اینکه سیر هستند اما باز هم باید بخورند وگرنه بی دین می‏شوند اصلاً بعضی‏ها اگر در رفاه باشند دین دارند والا شانه تخم مرغ‏شان جابجا شود ضد انقلاب می‏شوند در مشهد نذری است که وقف است روز تولد امام حسین (علیه السلام) تمام میوه‏های این زمان را بخرید تمام غذاهای لذیذ را البته حالا اینکه تمام می‏گویم با آن مقداری که شنیده‏ام می‏گویم یعنی بهترین میوه به پولدارترین آدمها بدهید بخورند یعنی هرچه روز تولد امام حسن (علیه السلام) مثلاً اگر 13 رقم میوه هست 13 رقم را بخرید عالی‏ترین غذا عالی‏ترین میوه گرانترین میوه را تهیه کنید یک نهار بدهید به پولدارترین آدم‌های مشهد از امام هم سؤال کردند که آقا یک همچین وقفی است فرمود عمل کنید طبق وقف عمل کنید هستند آدم‌هایی که خیلی پولدارند باز هم به اسم امام حسین (علیه السلام) خوردند این با امام حسین (علیه السلام) البته حالا یک روز است باقی سال اینطور نیست باقی سال به فقراء و محرومین و اینها آدم‌های متوسط یا فقراء ولی یک روز را اینطور.


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 5 اسفند 1388  ساعت 6:13 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



قرآن می‏گوید «بشیراً و نذیراً» هم بشارت هم اخطار همه‏اش بشارت بدهیم غلط همه‏اش اخطار غلط توی جامعه ما بعضی همه‏اش اخطار...
 بابا جوانها از دست رفتند دین رفت مگر ندیدی چنین است چنین است چنین است 3 تا فساد 10 تا فساد 100 تا 2 میلیون می‏بینند مثلاً می‏گویند 50 میلیون امت اسلامی از انقلاب خبری نیست از اسلام خبری نیست نه اینطور نیست بعضی افراد هم مثلاً ممکن است که اصلاً واقعیت را نبینند یعنی مثلاً نگاه می‏کند اوضاع خودش خوب است خیال می‏کند همه دنیا خوب است اینکه هم بشیر هم نذیر هم بیم هم امید هم تشویق هم تنبیه در ماه رمضان دعایی هست بنام دعای افتتاح می‏فرماید «ارحم الراحمین» در یک جا «اشد المعاقبین» در یک جای دیگر هم «ارحم الراحمین» است رحمتش اوج دارد بالاترین درجه رحمت و لطف هم «اشد المعاقبین» است سختگیر است خداوند هم «ارحم الراحمین» است. خدا را به سخت‏گیری... امام زمان (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) گاهی می‏گویند امام زمان بیا گل بلبل رفاه آزادی شیرینی صفا صمیمیت یک عده امام زمان را معرفی می‏کنند یک عده می‏گویند امام زمان بیاید نهرها از خون جاری می‏شود از دم می‏کشد یک امام زمان را معرفی می‏کنند که کشنده بشر یک عده آنطرف می‏روند یک عده اینطرف عرض کردم یا چهل ستون یا بی ستون یا چهل ستون...


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 5 اسفند 1388  ساعت 6:13 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :15
  •    
  •   
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • 13  
  • 14  
  • 15  

POWERED BY RASEKHOON.NET