کی محبت آدم یک کسی را که دوستش دارد دیگر ترمزش پاره میشود از اعتدال بیرون میرود همه چیزی را به چشم خوبی میبیند مثل آدمی که عینک سرخ میگذارد همه شلغمها را لبو میبیند دوستش دارد اصلا دیگر بدیهایش را نمیبیند از قدیم گفتهاند «حب الشیءیعمی و یصم» یعنی کسی را دوستش داشته باشد دیگر هیچی نمیبیند حتی فوتبالیستها چون گل زدن را دوست دارند استخوان پایشان هم میشکند توی چمن متوجه نمیشوند این عشق، عشق و محبت حالا... قرآن میفرمایدکه «یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین بالقسط شهدالله ولو علی انفسکم»، «ولوعلی انفسکم» گرچه بر ضرر خودتان است حق را بگویید «اوالوالدین» گرچه بر ضرر والدین باشد حق را بگویید «والاقربین» گر چه فامیلها، به ضرر فامیلها است ولی حق را بگویید یعنی علاقه به خودتان علاقه به والدین علاقه به بستگان علاقهها شما را منحرف نکند گاهی آدم دلش برای یک کسی میسوزد میگوید ببین بدبخت است امضاء کن برو بابا حالا یا بدبخت یا خوشبخت خلاف کرده من یکوقت گفتم که مثلا یک ماشین قراضه که رد میشود پلیس میگوید بابا بدبخت است بگذار برود یک ماشین قیمتی که رد میشود هو بگیر پدرسوخته جلویش را!! تو چکار داری که حالا این پدرسوخته هست یا نیست شما هر که خلاف کرده بگیرش شما چون حالا دلت به حال آن ژیان میسوزد دلت، عصبانی... کینه آن بنز را داری قرآن میگوید «ان یکن غنیا او فقیرا» غنی بود یا فقیر بود تو باید عادل باشی «فالله اولی بهما» «ان یکن ژیانا او بنزا» تو دلسوزیها و اینها نباید از مرز بیرونت کند (در قضاوت و در قدر باز یک مثلی یکوقتی من برای بعضی از پلیسها زدم البته دیگر چند سالی است ندیدهام الحمدالله یک زمانی من این را شنیدم که اگر یک ماشین قراضهای مثلا خلاف برود بکش کنار! میگویند بکش کنار، اگر ماشین معمولی باشد برو کنار دیگر بکش نیست برو کنار بکش کنار برو کنار اگر یک ماشین قشنگ بود بفرمایید کنار بکش برو بفرما اینها دیگر پیداست که طرف از اعتدال خارج میشود.
کینه، کینه باعث میشود که انسان از خط مستقیم دور برود دور بشود میداند حق با اینست ولی چون دوستش ندارد میگوید نه آیاتی داریم که میفرماید کینهها... «لایجرمنکم شنئان قوم ان صدوکم عن المسجد الحرام ان تعتدوا» اگر یک وقتی مشرکین مکه به شما مسلمانها اذیت کردند نگذاشتند شما بروید توی مسجد الحرام و مکه حالا شما انتقام نگیرید از آنها بگویید نه این یک زمانی حال ما را گرفت من هم باید یک حالی از او بگیریم آن زمانی که حالی از شما گرفت مشرک بود شماحق ندارید حال او را بگیرید آقا شما از مسجد میآیی بیرون میبینی کفش هایت اشتباه شده بگویی خوب این شکل کفشهای من است پس من هم کفش این را پا کنم بابا آنکه کفش شما را پا کرد نفهمید تاریکی بود گیج بوده خسته بوده پیر بوده ندیده قاطی کرده آن قاطی کرده کفش را پا کرده و رفته شما که قاطی نکردی شما حق ندارید کفش او را پا کنی مگر اینکه علم به رضایت داشته باشی اگر او مشرک بود بت پرست بوده مسلمانها را اذیت کرده الان شما «لا یجرمنکم شنئان قوم ان صدوکم عن المسجد الحرام ان تعتدوا» کینه باعث نشود که مثلا شما حالگیری کنید.
قناعت ابوذر غفاری
عثمان دویست دینار به وسیله دو نفر از غلامانش برای ابوذر فرستاد، که احتیاجاتش را تأمین کند. ابوذر پرسید: آیا عثمان به کس دیگری از مسلمانان چنین پولی داده است؟
گفتند: خیر.
ابوذر گفت: من هم یک مسلمانم، پس آن چه به من می رسد، به آنان نیز باید برسد.
گفتند: عثمان گفته؛ این پول از شخص خودم می باشد و با حرام آمیخته نشده است.
ابوذر گفت: من از بی نیازترین مردم هستم و احتیاجی به آن ندارم.
غلامان گفتند: ما که چیزی نزد تو نمی بینیم؟!
گفت: من دو قرص نان جو دارم و به این پول احتیاج ندارم و به خدا سوگند! آن را نمی پذیرم؛ زیرا من ولایت علی(ع) و اهل بیت او را که پاک هستند و به حق دعوت می کنند دارم، لذا (از هر کس و هر چیزی) بی نیازم. (18)
پی نوشت ها:
1- نهج البلاغه، خطبه 193، ترجمه محمد دشتی، ص 404
2- المنجد، واژه طمع.
معراج السعاده، ص. 286
غلامحسین رحیمی، اصفهانی، اخلاق
استفاده کامل از ظرفيت دستگاه،استفاده از آب گرم لوله کشي شده در ماشين لباسشويي، ستفاده از تعداد دورهاي آب کشي کم و خشک کردن لباسها در هواي آزاد،استفاده در ساعات غير پيک مصرف، خريد دستگاههاي با علامت استاندارد و برچسب مصرف انرژي انتخاب برنامه شستشوي اقتصادي با لباس.
روش هاي شناسايي منابع اتلاف انرژي در ساختمان
جهت شناخت منابع اتلاف انرژي در ساختما ن ها لازم است در آن ها مصرف انرژي مورد بررسي كلي قرار گيرد و نتايج حاصل از اين بررسي با يك الگوي نسبتا ايدهآل از يك نمونه كلي ساختمان مقايسه شود تا منابع اتلاف انرژي مشخص شود و در جهت رفع آن اقدامات لازم به عمل آيد. براي تأمين يك الگوي مناسب و ايدهآل از نظر مصرف انرژي، بايد از تمام زوايا به ساختمان توجه كرد و با بررسي و مطالعات دقيق نكات مهم از ديد اتلاف انرژي در ساختمانها را مشخص نـمود، تا بتوان الگوي مورد نظر را بر مبناي اين پارامترها استوار كرد.
جهت شناخت منابع اتلاف انرژي در ساختما ن ها لازم است در آن ها مصرف انرژي مورد بررسي كلي قرار گيرد و نتايج حاصل از اين بررسي با يك الگوي نسبتا ايدهآل از يك نمونه كلي ساختمان مقايسه شود تا منابع اتلاف انرژي مشخص شود و در جهت رفع آن اقدامات لازم به عمل آيد. براي تأمين يك الگوي مناسب و ايدهآل از نظر مصرف انرژي، بايد از تمام زوايا به ساختمان توجه كرد و با بررسي و مطالعات دقيق نكات مهم از ديد اتلاف انرژي در ساختمانها را مشخص نـمود، تا بتوان الگوي مورد نظر را بر مبناي اين پارامترها استوار كرد.
در سالهاي اخير به دلايل متعدد از جمله كيفيت نامناسب نانهاي سنتي و قيمت پايين نان، كشور ما با انبوهي از ضايعات نان مواجه است ، بطوري كه گاهي تا 30% نان تبديل به ضايعات مي شود و با توجه به حجم بسيار بالاي مصرف نان در كشور، اين رقم بسيار قابل توجه مي باشد. بر اساس گزارش ايرنا، شهروندان ايراني سالانه 300 ميليون دلار نان ضايع مي كنند. با توجه به كپك زدگي بخش قابل توجهي از ضايعان نان، احتمال وجود مايكوتوكسين ها در آنها بسيار زياد مي باشد. مايكوتوكسين ها سموم قارچي هستند كه در حيوانات و انسان خاصيت جهش زايي و سرطان زايي دارند. در بين مايكوتوكسين ها 14 نوع سرطان زا وجود دارد و آفلاتوكسين ها قوي ترين و خطرناك ترين آنها هستند. وجود آفلاتوكسين ها در غذاي دام علاوه بر اينكه براي آنها بيماري زا است، وارد شير آنها شده و از طريق مصرف شير و ديگر فراورده هاي لبني وارد بدن انسان مي شوند. اين فرآورده هاي غذايي براي انسان مضر و بسيار خطرناك مي باشند. از طرفي با توجه به آلوده بودن درصد زيادي از شيرهاي توليدي كشور ما به آفلاتوكسين ها، امكان عرضه شير و فرآورده هاي لبني در بازارهاي بين المللي وجود ندارد. استانداردهاي موجود در بسياري از كشورها، حداكثر مقدار مجاز آفلاتوكسين¬ها را در غذاي دام و طيور، 20 ميكروگرم در كيلوگرم (ppb) تعيين نموده اند و البته حداكثر مقدار مجاز آن در شير، 0/5 ميكروگرم در كيلوگرم (ppb) مي باشد. با توجه به تحقيقات انجام شده در كشور ما مشخص گرديده است كه ميزان آفلاتوكسين در شير و فرآورده هاي لبني بيش از حد مجاز مي باشد. لذا با توجه به اينكه بخش اعظم ضايعات نان، كپك زده بوده و مصرف آنها درتغذيه دام غير مجاز است؛ در شرايط موجود معدوم نمودن ضايعات نان به دليل هزينه هاي مربوط به آسيب هاي انساني و خسارات مادي فراواني كه انواع سرطانهاي ناشي از مايكوتوكسين ها در پي دارد، مقرون به صرفه تر است. اما از طرفي با توجه به حجم بسيار بالاي اين ضايعات اگر به طريقي مايكوتوكسين هاي آن حذف و يا به حد مجاز تقليل يابند مي توان از آن در تغذيه دام استفاده نمود. لذا انجام تحقيق جهت تعيين ميزان واقعي آفلاتوكسين ها در ضايعات نان و انتخاب مناسب ترين روش حذف يا كاهش مايكوتوكسين ها از ضايعات نان و طراحي كارخانه عمل آوري نانهاي خشك ضايعاتي، امري ضروري بوده و در صورت تحقق آنها مي توان سالانه از مصرف توأم با مخاطره و همراه با خسارات انساني و مادي فراوان انواع سرطان و نيز هدر رفتن چند صد ميليون دلار ضايعات نان جلوگيري كرد.
روش هاي صرفه جويي انرژي در ساختمان هاي موجود اصلاحات در ساختار و پوشش خارجي ساختمان
1- اضــــافــــه كــــردن عــــايــــق در بــــام، كــــف يـــا ديـوارههـايـي كه عملا امكان انجام اين عمل در آنها وجود دارد.
2- اسـتـفـاده از مـصـالـح با رنگ روشن در بام سـاخـتـمـان جـهـت كـاهـش بـار حرارتي ناشي از تـشـعـشـع خـورشـيـد در سـاخـتمان هاي با تهويه مطبوع
3- تهويه فضاهاي زيرشيرواني
4- استفاده از قشر بازتابنده و نصب كركره يا پرده در پنجره ها در مقابل نور خورشيد به منظور كاستن از بار سرمايشي
5- نـصـــب پـنـجــره هــاي دو جــداره بــه جــاي پنجرههاي معمولي
6- تعويض چارچوب درها و پنجره ها با نوع مناسب بدون درز باز
7- آب بندي كردن پوشش ديوارها
8- حـذف فـاصـلـه مـيـانـي اضـافي بين درهاي ورودي دوبله
9- نـصــب نــوار آب بـنــدي گــرداگـرد درهـا و پنجره ها
10- تعويض پنجره هاي شكسته شده
11- بسته نگه داشتن در ب انبارها و گاراژها تا حد امكان
1- اضــــافــــه كــــردن عــــايــــق در بــــام، كــــف يـــا ديـوارههـايـي كه عملا امكان انجام اين عمل در آنها وجود دارد.
2- اسـتـفـاده از مـصـالـح با رنگ روشن در بام سـاخـتـمـان جـهـت كـاهـش بـار حرارتي ناشي از تـشـعـشـع خـورشـيـد در سـاخـتمان هاي با تهويه مطبوع
3- تهويه فضاهاي زيرشيرواني
4- استفاده از قشر بازتابنده و نصب كركره يا پرده در پنجره ها در مقابل نور خورشيد به منظور كاستن از بار سرمايشي
5- نـصـــب پـنـجــره هــاي دو جــداره بــه جــاي پنجرههاي معمولي
6- تعويض چارچوب درها و پنجره ها با نوع مناسب بدون درز باز
7- آب بندي كردن پوشش ديوارها
8- حـذف فـاصـلـه مـيـانـي اضـافي بين درهاي ورودي دوبله
9- نـصــب نــوار آب بـنــدي گــرداگـرد درهـا و پنجره ها
10- تعويض پنجره هاي شكسته شده
11- بسته نگه داشتن در ب انبارها و گاراژها تا حد امكان
صرفه جويي ارتباط تنگاتنگي با مسأله ارزش اقتصادي و مقدار توليد و توزيع دارد. هر چيزي كه از نظر مالي ارزشمند و از نياز بشر به آن بيشتر باشد درباره نحوه و چگونگي مصرف آن نيز مسايل و مطالب بيشتري مطرح مي شود.
اقتصاددانان درباره نحوه مصرف به اين نكته توجه ميدهند كه مراد از صرفه جويي ، كم مصرف كردن نيست؛ زيرا ميبايست در هر چيزي كه بخشي از نياز آدمي را برطرف ميسازد به مقدار مورد نياز از آن استفاده كرد. بنابراين شخص ميبايست درحد نياز طبيعي خود از هرچيز اقتصادي استفاده كند . تنها مسأله اي كه اقتصاددانان آن را مطرح مي سازند اين است كه در زمان بحرانهاي اقتصادي وكاهش توزيع ويا توليد، ميبايست به حداقل بسنده كرد و در حد رفع حاجت و نياز ضروري از آن استفاده نمود تا فرصت بيشتري به ديگران داده شود.
در حقيقت در زمان بحران سخن از مصرف درحد ضرورت و رفع نياز است ولي اين بدان معنا نيست كه شخص آن چيز را كم مصرف كند. صرفهجويي در اين زمان به شكل ضرورت خود را تحميل مي كند و اگردر زمانهاي ديگر صرفه جويي به معناي مصرف درست و متناسب از كالاي اقتصادي است در زمان بحران اين نكته از جهات ديگر مورد تأكيد قرار ميگيرد تا شخص به حد ضرورت بسنده كرده و به قول معروف به مستحبات نپردازد.
به سخن ديگر صرفه جويي در همه حال و هر زماني چه بحران و چه غيربحران به معناي مصرف درست كالاي اقتصادي همانند آب و برق است ولي در زمان بحران، تنها برآورد نيازها درحد ضرورت به معناي صرفه جويي است كه نوعي محدوديت را نيز سبب مي شود كه تحميلي از سوي بحران است. بنابراين صرفه جويي از نظر اقتصاددانان به معناي استفاده درست و مناسب از كالاي اقتصادي و بهره وري و آگاهي نسبت به نيازهاي واقعي است.
دراين جاست كه مسئله آگاهي و شناخت، خود را بر اقتصاد مصرف تحميل ميكند. در حوزه اقتصاد توليد ،براي توليدكننده مسئله اصلي اين است كه چگونه و چه چيزي را در چه مقدار و حجم توليد بايد كند. دراقتصاد مصرف نيز، شخص ميبايست به اين نكته توجه كند كه چه چيزي نياز واقعي است و تا چه مقدار مي تواند نياز واقعي او را برآورده كند و افزون برآن امري بيرون از نياز واقعي او ميباشد؟ دراين صورت نوعي كم مصرفي را ميتوان در مفهوم صرفه جويي در زمان بحران استنباط كرد ولي اين كم مصرفي زيانبار نيست بلكه كم مصرفي در راستاي بهينه سازي مصرف در زمان بحران است.
از اين رو آگاهي بخشي نسبت به كالاهاي مصرفي در حوزه اقتصاد مصرف، ضروري و مناسب است . درباره مصرف برخي كالاها ميبايست آگاهي درستي به افراد داده شود تا در حوزه اقتصاد مصر ف نيز هماننداقتصاد توليد بهينه سازي و بهرهوري در دستور كار قرار گيرد.
اقتصاددانان درباره نحوه مصرف به اين نكته توجه ميدهند كه مراد از صرفه جويي ، كم مصرف كردن نيست؛ زيرا ميبايست در هر چيزي كه بخشي از نياز آدمي را برطرف ميسازد به مقدار مورد نياز از آن استفاده كرد. بنابراين شخص ميبايست درحد نياز طبيعي خود از هرچيز اقتصادي استفاده كند . تنها مسأله اي كه اقتصاددانان آن را مطرح مي سازند اين است كه در زمان بحرانهاي اقتصادي وكاهش توزيع ويا توليد، ميبايست به حداقل بسنده كرد و در حد رفع حاجت و نياز ضروري از آن استفاده نمود تا فرصت بيشتري به ديگران داده شود.
در حقيقت در زمان بحران سخن از مصرف درحد ضرورت و رفع نياز است ولي اين بدان معنا نيست كه شخص آن چيز را كم مصرف كند. صرفهجويي در اين زمان به شكل ضرورت خود را تحميل مي كند و اگردر زمانهاي ديگر صرفه جويي به معناي مصرف درست و متناسب از كالاي اقتصادي است در زمان بحران اين نكته از جهات ديگر مورد تأكيد قرار ميگيرد تا شخص به حد ضرورت بسنده كرده و به قول معروف به مستحبات نپردازد.
به سخن ديگر صرفه جويي در همه حال و هر زماني چه بحران و چه غيربحران به معناي مصرف درست كالاي اقتصادي همانند آب و برق است ولي در زمان بحران، تنها برآورد نيازها درحد ضرورت به معناي صرفه جويي است كه نوعي محدوديت را نيز سبب مي شود كه تحميلي از سوي بحران است. بنابراين صرفه جويي از نظر اقتصاددانان به معناي استفاده درست و مناسب از كالاي اقتصادي و بهره وري و آگاهي نسبت به نيازهاي واقعي است.
دراين جاست كه مسئله آگاهي و شناخت، خود را بر اقتصاد مصرف تحميل ميكند. در حوزه اقتصاد توليد ،براي توليدكننده مسئله اصلي اين است كه چگونه و چه چيزي را در چه مقدار و حجم توليد بايد كند. دراقتصاد مصرف نيز، شخص ميبايست به اين نكته توجه كند كه چه چيزي نياز واقعي است و تا چه مقدار مي تواند نياز واقعي او را برآورده كند و افزون برآن امري بيرون از نياز واقعي او ميباشد؟ دراين صورت نوعي كم مصرفي را ميتوان در مفهوم صرفه جويي در زمان بحران استنباط كرد ولي اين كم مصرفي زيانبار نيست بلكه كم مصرفي در راستاي بهينه سازي مصرف در زمان بحران است.
از اين رو آگاهي بخشي نسبت به كالاهاي مصرفي در حوزه اقتصاد مصرف، ضروري و مناسب است . درباره مصرف برخي كالاها ميبايست آگاهي درستي به افراد داده شود تا در حوزه اقتصاد مصر ف نيز هماننداقتصاد توليد بهينه سازي و بهرهوري در دستور كار قرار گيرد.
اگر از وسايل ارتباط جمعي به ويژه راديو و تلويزيون به نحو صحيح و با استفاده از نظرات كارشناسي
متخصصين علوم رفتاري و اجتماعي بهره برداري شود، ميتواند تاثير بسزايي در اصلاح نگر شها و ايجاد انگيزه در جهت رفتار مصرفي بهينه داشته باشد. متخصصين معتقدند كه از نظر كاركرد تبليغاتي هيچ رسانه اي به پاي تلويزيون نميرسد و اين به خاطر جذابيت تصويري، قدرت نفوذ و جنبه همگاني بودن اين وسيله است.( صفاري نيا، 1384 ، ص 200)
امروزه حتي در روستاهاي كشور كمتر خانهاي هست كه تلويزيون يا راديو نداشته باشد، بدين ترتيب رسانه ها قادرند در جهت ارتقاء سطح فرهنگ عمومي و اصلاح گرايشهاي غلط مصرفي به خوبي عمل كرده و رسالت انساني خود را جامعه عمل بپوشانند.
بسياري از نكات آموزشي را امروزه ميتوان در قالب تبليغات راديويي و تلويزيوني تعليم داد. چرا كه تبليغات به عنوان يك عامل رواني جهت تحريك و تهييج مخاطبان عمل مي نمايد و در سايه اين تبليغات زمينه پذيرش گرايش هاي احساسي و رفتاري خاص در بينندگان به وجود مي آيد. به ويژه اگر تبليغات مداوم بوده و در تهيه آن نظرات كارشناسان ارتباطات، جامعه شناسي و روانشناسي لحاظ شده باشد.
با همه اين اوصاف تبليغات بايد در راستاي فرهنگ سازي مثبت عمل نمايد، به عبارتي تبليغات بايد در خدمت فرهنگ و انسان باشد، بنابراين تبليغات در زمينه مصارف غير ضروري و الگوهاي غلط به هيچ وجه جايز نيست و براي كمك به جريان مصرف بهينه انرژي بايد از تبليغات به عنوان ابزاري در اين جهت استفاده نمود.
به عنوان مثال مصرف انرژي، چه مطلوب و يا نامطلوب، توسط انسانها صورت مي پذيرد و رفتار محسوب مي شود. اين رفتار انسانها نيز، همانند رفتارهاي ديگر، مورد مطالعه روانشناسان بويژه روانشناسان اجتماعي و روانشناسان اجتماعي كاربردي، قرار گرفته است. مساله اتلاف انرژي با صرفه جويي در آن را مي توان در سطوح مختلف فردي، خانوادگي، ملي و جهاني يا تركيبي از آنها مورد بررسي قرار داد. از آنجا كه اين مساله هم در سطح رفتار فردي و همچنين در سطح اجتماعي و هم در تعامل پيچيده بين آنها قابل طرح است،
روانشناسان بويژه روانشناسان اجتماعي كاربردي به آن به عنوان يك پديده رواني - اجتماعي توجه نشان داده اند. (صفاري ني ا، 1384 ، ص 213)
با توجه به معيارهاي ارائه شده توسط "بيكمن و همكاران او " ، انرژي ميتواند يك مساله اجتماعي نيز محسوب گردد. براي آگاهي از اينكه انرژي به عنوان صنعت اجتماعي يا يك پديده يا موقعيت است،
"بيكمن و همكاران وي " چهار معيار زير را پيشنهاد كردهاند :
پديده مورد نظر بايد اثري منفي بر برخي از مردم و رفتارهاي آنان اعمال كند.
تعداد زيادي از مردم تحت تاثير آن پديده قرارگيرند.
پديده مورد نظر بايد اثري تعاملي يا متقابل و طولاني تر با پديده هاي ديگر داشته باشند.
آن پديده را كل جامعه ، يا بخش مهمي از آن ، يك موضوع اجتماعي تلقي نمايد.
به نظر " كمپ "، روانشناسان و دانشمندان علوم اجتماعي مي توانند از طريق انجام پژوهش پيرامون
واكنشها و فرايندهاي رفتاري انسانها در محيط، ارائه راهكارها و ارزيابي ميزان اثر بخشي آن، راهكارها و فن آوريها در عمل ، به كاهش اثرات زيان آور ناشي از استفاده نامعقول انرژي بر محيط زيست كمك كنند. (كمپ، 1369 ، صص 304 و 305)
مطالعات و پژوهشهاي فراواني در جهان، در حوزه مصرف انرژي انجام شده است . در رويكردهاي اقتصاد سنجي، طراحي مدل مصرف انرژي اساساً روي درآمد، مالكيت وسايل برقي و مصرف عملي آنها متمركز بوده است.
اطلاعات اندكي از الگوهاي مصرف انرژي در بخش انرژي وجود دارد، در استفاده از وسايل برقي توجه به زمينه ها و شناخت آنان متفاوت است و نيازمند آگاهي از نحوه استفاده به منظور تعيين وسايل عملي درارتقاء رفتار عقلاني در مصرف انرژي مي باشد .
بر پايه اجماع نظر انديشمندان علوم اجتماعي در شكلدهي به نحوه مصرف انرژي مانند ساير كالاها، صرف نظر از كارآمدي تكنيكي، عوامل اجتماعي و فرهنگي مانند بعد و تركيب خانوار و چرخه زندگي، نقش تعيين كننده اي را دارا مي باشد.
در مطالعه اي نگرش مصرفكنندهگان به صرفه جويي در ارتباط با انگيزه و قصد از صرفه جويي برق در كاليفرنياي آمريكا روي نمونه 1289 نفري مورد بررسي قرار گرفت . نتايج نشان داد كه صرفا داشتن اطلاعات كلي از صرفه جويي، رفتار صرفه جويانه را پيش بيني نمي نمايد، بلكه چنين رفتاري بايد، با قصد و نيت صرفه جويي، يعني متناسب با آن همراه باشد.
پيشنهاداتي كه به منظور تقويت انگيزه مردم در انجام چنين رفتاري ارائه مي دهد عبارتند از :
معرفي يا تقويت اين باور كه رفتار صرفه جويانه داراي نتايج ارزشمندي است.
افزايش مطلوبيت نتايج رفتار صرفه جويانه در مردم.
افزايش ادراك مردم از اينكه رفتار مورد نظر هنجارمند است.
تقويت انگيزه هاي موافق با هنجارهاي اجتماعي.
در هر نوع فرهنگي، ارزشها و سبكهاي زندگي گروههاي گوناگون در اولويتهاي خريد و مصرف آنان
منعكس مي شود و لذا مصرف نشان دهنده نيازها، ارزشها و سبكهاي زندگي در گروههاي اجتماعي است و ويژگيهاي اجتماعي و جمعيتي گروهها، نمودار نيازها و اهداف مشترك آنهاست.
تحقيقات مختلف نشان داده است كه متغيرهايي مانند درآمد، تحصيلات، نوع شغل، سن، جنس و چرخه زندگي با صرفه جويي رابطه دارد. بعضي تحقيقات رابطه مثبتي بين ميزان درآمد و رفتار صرفه جويانه در مصرف انرژي يافته اند و برخي تحقيقات به رابطه اي منفي رسيده اند. لذا نوع ويژه اي از صرفه جويي مثلا گرم كردن خانه را با درآمد مورد مطالعه قرار دادهاند كه رابطه مثبت بوده است. يعني با كاهش درآمد ميزان صرفه جويي بيشتر شده است.
تحصيلات معمولاً رابطه مثبتي را با صرفه جويي داشته است. در برخي تحقيقات، صرفه جويي بيشتر درمشاغل پايگاه اجتماعي بالا مي باشد. برخي مطالعات نيز تفاوتي را نشان نداد.
نتايج در مورد رابطه سن و صرفه جويي حاكي از اين است كه خانواده هاي در سنين ميانه بالاترين مصرف انرژي را دارند. چرخه زندگي و جنسيت، روابط متفاوت و حتي متناقضي را با صرفه جويي در تحقيقات مختلف نشان داده اند. (مجموعه مقالات دومين همايش ملي ايران ، 1378)
متخصصين علوم رفتاري و اجتماعي بهره برداري شود، ميتواند تاثير بسزايي در اصلاح نگر شها و ايجاد انگيزه در جهت رفتار مصرفي بهينه داشته باشد. متخصصين معتقدند كه از نظر كاركرد تبليغاتي هيچ رسانه اي به پاي تلويزيون نميرسد و اين به خاطر جذابيت تصويري، قدرت نفوذ و جنبه همگاني بودن اين وسيله است.( صفاري نيا، 1384 ، ص 200)
امروزه حتي در روستاهاي كشور كمتر خانهاي هست كه تلويزيون يا راديو نداشته باشد، بدين ترتيب رسانه ها قادرند در جهت ارتقاء سطح فرهنگ عمومي و اصلاح گرايشهاي غلط مصرفي به خوبي عمل كرده و رسالت انساني خود را جامعه عمل بپوشانند.
بسياري از نكات آموزشي را امروزه ميتوان در قالب تبليغات راديويي و تلويزيوني تعليم داد. چرا كه تبليغات به عنوان يك عامل رواني جهت تحريك و تهييج مخاطبان عمل مي نمايد و در سايه اين تبليغات زمينه پذيرش گرايش هاي احساسي و رفتاري خاص در بينندگان به وجود مي آيد. به ويژه اگر تبليغات مداوم بوده و در تهيه آن نظرات كارشناسان ارتباطات، جامعه شناسي و روانشناسي لحاظ شده باشد.
با همه اين اوصاف تبليغات بايد در راستاي فرهنگ سازي مثبت عمل نمايد، به عبارتي تبليغات بايد در خدمت فرهنگ و انسان باشد، بنابراين تبليغات در زمينه مصارف غير ضروري و الگوهاي غلط به هيچ وجه جايز نيست و براي كمك به جريان مصرف بهينه انرژي بايد از تبليغات به عنوان ابزاري در اين جهت استفاده نمود.
به عنوان مثال مصرف انرژي، چه مطلوب و يا نامطلوب، توسط انسانها صورت مي پذيرد و رفتار محسوب مي شود. اين رفتار انسانها نيز، همانند رفتارهاي ديگر، مورد مطالعه روانشناسان بويژه روانشناسان اجتماعي و روانشناسان اجتماعي كاربردي، قرار گرفته است. مساله اتلاف انرژي با صرفه جويي در آن را مي توان در سطوح مختلف فردي، خانوادگي، ملي و جهاني يا تركيبي از آنها مورد بررسي قرار داد. از آنجا كه اين مساله هم در سطح رفتار فردي و همچنين در سطح اجتماعي و هم در تعامل پيچيده بين آنها قابل طرح است،
روانشناسان بويژه روانشناسان اجتماعي كاربردي به آن به عنوان يك پديده رواني - اجتماعي توجه نشان داده اند. (صفاري ني ا، 1384 ، ص 213)
با توجه به معيارهاي ارائه شده توسط "بيكمن و همكاران او " ، انرژي ميتواند يك مساله اجتماعي نيز محسوب گردد. براي آگاهي از اينكه انرژي به عنوان صنعت اجتماعي يا يك پديده يا موقعيت است،
"بيكمن و همكاران وي " چهار معيار زير را پيشنهاد كردهاند :
پديده مورد نظر بايد اثري منفي بر برخي از مردم و رفتارهاي آنان اعمال كند.
تعداد زيادي از مردم تحت تاثير آن پديده قرارگيرند.
پديده مورد نظر بايد اثري تعاملي يا متقابل و طولاني تر با پديده هاي ديگر داشته باشند.
آن پديده را كل جامعه ، يا بخش مهمي از آن ، يك موضوع اجتماعي تلقي نمايد.
به نظر " كمپ "، روانشناسان و دانشمندان علوم اجتماعي مي توانند از طريق انجام پژوهش پيرامون
واكنشها و فرايندهاي رفتاري انسانها در محيط، ارائه راهكارها و ارزيابي ميزان اثر بخشي آن، راهكارها و فن آوريها در عمل ، به كاهش اثرات زيان آور ناشي از استفاده نامعقول انرژي بر محيط زيست كمك كنند. (كمپ، 1369 ، صص 304 و 305)
مطالعات و پژوهشهاي فراواني در جهان، در حوزه مصرف انرژي انجام شده است . در رويكردهاي اقتصاد سنجي، طراحي مدل مصرف انرژي اساساً روي درآمد، مالكيت وسايل برقي و مصرف عملي آنها متمركز بوده است.
اطلاعات اندكي از الگوهاي مصرف انرژي در بخش انرژي وجود دارد، در استفاده از وسايل برقي توجه به زمينه ها و شناخت آنان متفاوت است و نيازمند آگاهي از نحوه استفاده به منظور تعيين وسايل عملي درارتقاء رفتار عقلاني در مصرف انرژي مي باشد .
بر پايه اجماع نظر انديشمندان علوم اجتماعي در شكلدهي به نحوه مصرف انرژي مانند ساير كالاها، صرف نظر از كارآمدي تكنيكي، عوامل اجتماعي و فرهنگي مانند بعد و تركيب خانوار و چرخه زندگي، نقش تعيين كننده اي را دارا مي باشد.
در مطالعه اي نگرش مصرفكنندهگان به صرفه جويي در ارتباط با انگيزه و قصد از صرفه جويي برق در كاليفرنياي آمريكا روي نمونه 1289 نفري مورد بررسي قرار گرفت . نتايج نشان داد كه صرفا داشتن اطلاعات كلي از صرفه جويي، رفتار صرفه جويانه را پيش بيني نمي نمايد، بلكه چنين رفتاري بايد، با قصد و نيت صرفه جويي، يعني متناسب با آن همراه باشد.
پيشنهاداتي كه به منظور تقويت انگيزه مردم در انجام چنين رفتاري ارائه مي دهد عبارتند از :
معرفي يا تقويت اين باور كه رفتار صرفه جويانه داراي نتايج ارزشمندي است.
افزايش مطلوبيت نتايج رفتار صرفه جويانه در مردم.
افزايش ادراك مردم از اينكه رفتار مورد نظر هنجارمند است.
تقويت انگيزه هاي موافق با هنجارهاي اجتماعي.
در هر نوع فرهنگي، ارزشها و سبكهاي زندگي گروههاي گوناگون در اولويتهاي خريد و مصرف آنان
منعكس مي شود و لذا مصرف نشان دهنده نيازها، ارزشها و سبكهاي زندگي در گروههاي اجتماعي است و ويژگيهاي اجتماعي و جمعيتي گروهها، نمودار نيازها و اهداف مشترك آنهاست.
تحقيقات مختلف نشان داده است كه متغيرهايي مانند درآمد، تحصيلات، نوع شغل، سن، جنس و چرخه زندگي با صرفه جويي رابطه دارد. بعضي تحقيقات رابطه مثبتي بين ميزان درآمد و رفتار صرفه جويانه در مصرف انرژي يافته اند و برخي تحقيقات به رابطه اي منفي رسيده اند. لذا نوع ويژه اي از صرفه جويي مثلا گرم كردن خانه را با درآمد مورد مطالعه قرار دادهاند كه رابطه مثبت بوده است. يعني با كاهش درآمد ميزان صرفه جويي بيشتر شده است.
تحصيلات معمولاً رابطه مثبتي را با صرفه جويي داشته است. در برخي تحقيقات، صرفه جويي بيشتر درمشاغل پايگاه اجتماعي بالا مي باشد. برخي مطالعات نيز تفاوتي را نشان نداد.
نتايج در مورد رابطه سن و صرفه جويي حاكي از اين است كه خانواده هاي در سنين ميانه بالاترين مصرف انرژي را دارند. چرخه زندگي و جنسيت، روابط متفاوت و حتي متناقضي را با صرفه جويي در تحقيقات مختلف نشان داده اند. (مجموعه مقالات دومين همايش ملي ايران ، 1378)
بخشي از انرژي داخلي كه استخراج گرديده و يا بدون پالايش و تبديل مورد استفاده قرار مي گيرند را انرژي اوليه (Primary Energy) مي گويند. به عبارت ديگر، ان رژي اوليه صورتي از انرژي است كه در طبيعت در دسترس مي باشد. انرژي اوليه شامل نفت خام، گاز طبيعي غني، مايعات گازي، زغال سنگ سخت، برق آبي، انرژي هسته اي، انرژي خورشيدي، انرژي زمين گرمايي و سوخت هاي سنتي مي باشد.
همچنين انرژي نهايي (Final Energy) بيانگر مصرف انرژي توسط مصرف كننده در بخش هاي مختلف است كه از بخش انرژي اوليه و انرژي ثانويه (Derived Energy) تامين مي گردد. به عبارت ديگر انرژي نهايي عبارت است از هر نوع انرژي (اعم از اوليه يا ثانويه ) كه پس از كسر تلفات توزيع و مقادير ذخيره شده، براي خريد در دسترس مصرف كننده قرار مي گيرد؛ مانند بنزين موجود در جايگاه هاي فروش يا برقي كه در دسترس خانوار قرار دارد. بنابراين رابطه زير بين انرژي اوليه و انرژي نهايي برقرار است:
انرژي نهايي + تلفات تبديل (Transformation Losses) + تلفات انتقال و توزيع (Transmission and Distribution Losses) = انرژي اوليه
در تبديل انرژي نهايي، انرژي مورد نياز وارد فرآيندي مي شود كه بر اساس بازده تجهيزات و دستگاه هاي مصرف كننده، و براي انتقال انرژي بخشي از آن تلف شده و مابقي مورد استفاده قرار مي گيرد كه اين اتلاف انرژي تقريباً غير قابل اجتناب است؛ اما مي توان به كارگيري راهكارهايي اين اتلاف را كاهش داد. اگرچه ممكن است برخي از اين راهكارها هزينه هاي متوسط و بالايي داشته باشند؛ منتها با صرفه جويي كه در مصرف انرژي به همراه دارد، علاوه بر مزاياي ذكر شده براي چرخه اقتصاد كشور، طي يك دوره زماني مبلغ هزينه شده بازگشت داده خواهد شد و از آن به بعد هم داراي سود اقتصادي خواهد بود.
براي مثال به دليل غير استاندارد بودن آسفالت اغلب بزرگراه ها و جاده هاي كشور، سالانه انرژي بسياري در بخش حمل و نقل به دليل استطكاك زياد وسايل نقليه تلف مي شود. در صورتي كه با صرف هزينه بيشتر و ساخت آسفالت هاي استاندارد علاوه بر ماندگاري بيشتر به دليل استطكاك كمتر موجب كاهش مصرف سوخت و انرژي در وسايل نقليه ميگردد.
همچنين براي مثال به دليل اينكه تلفات انرژي در انتقال گاز كمتر از تلفات انرژي در انتقال برق مي باشد، لذا چنانچه به جاي اينكه در مناطق نفت خيز جنوب كشور منابع گازي به برق تبديل شود و سپس جهت مصرف به شهرهاي بزرگ مانند تهران انتقال يابد، همان گاز توليدي به پالايشگاه هاي نزديك آن شهرهاي بزرگ منتقل شود و سپس از آن برق توليد گردد در انتقال انرژي تلفات بسيار كمتر خواهد شد.
همچنين انرژي نهايي (Final Energy) بيانگر مصرف انرژي توسط مصرف كننده در بخش هاي مختلف است كه از بخش انرژي اوليه و انرژي ثانويه (Derived Energy) تامين مي گردد. به عبارت ديگر انرژي نهايي عبارت است از هر نوع انرژي (اعم از اوليه يا ثانويه ) كه پس از كسر تلفات توزيع و مقادير ذخيره شده، براي خريد در دسترس مصرف كننده قرار مي گيرد؛ مانند بنزين موجود در جايگاه هاي فروش يا برقي كه در دسترس خانوار قرار دارد. بنابراين رابطه زير بين انرژي اوليه و انرژي نهايي برقرار است:
انرژي نهايي + تلفات تبديل (Transformation Losses) + تلفات انتقال و توزيع (Transmission and Distribution Losses) = انرژي اوليه
در تبديل انرژي نهايي، انرژي مورد نياز وارد فرآيندي مي شود كه بر اساس بازده تجهيزات و دستگاه هاي مصرف كننده، و براي انتقال انرژي بخشي از آن تلف شده و مابقي مورد استفاده قرار مي گيرد كه اين اتلاف انرژي تقريباً غير قابل اجتناب است؛ اما مي توان به كارگيري راهكارهايي اين اتلاف را كاهش داد. اگرچه ممكن است برخي از اين راهكارها هزينه هاي متوسط و بالايي داشته باشند؛ منتها با صرفه جويي كه در مصرف انرژي به همراه دارد، علاوه بر مزاياي ذكر شده براي چرخه اقتصاد كشور، طي يك دوره زماني مبلغ هزينه شده بازگشت داده خواهد شد و از آن به بعد هم داراي سود اقتصادي خواهد بود.
براي مثال به دليل غير استاندارد بودن آسفالت اغلب بزرگراه ها و جاده هاي كشور، سالانه انرژي بسياري در بخش حمل و نقل به دليل استطكاك زياد وسايل نقليه تلف مي شود. در صورتي كه با صرف هزينه بيشتر و ساخت آسفالت هاي استاندارد علاوه بر ماندگاري بيشتر به دليل استطكاك كمتر موجب كاهش مصرف سوخت و انرژي در وسايل نقليه ميگردد.
همچنين براي مثال به دليل اينكه تلفات انرژي در انتقال گاز كمتر از تلفات انرژي در انتقال برق مي باشد، لذا چنانچه به جاي اينكه در مناطق نفت خيز جنوب كشور منابع گازي به برق تبديل شود و سپس جهت مصرف به شهرهاي بزرگ مانند تهران انتقال يابد، همان گاز توليدي به پالايشگاه هاي نزديك آن شهرهاي بزرگ منتقل شود و سپس از آن برق توليد گردد در انتقال انرژي تلفات بسيار كمتر خواهد شد.
مصرف گرایی یکی از پدیدههای اقتصادی است که پس از انقلاب صنعتی رونق چشمگیری پیدا کرد. از جمله عوارض این پدیده میتوان به تحدید منابع، آلودگیهای محیط زیست و فاصلهی اجتماعی و تشدید رفتارهای غلط فردی و اجتماعی چون "اسراف" اشاره کرد. سؤال اساسی این است که چرا جامعهی ما گرایش به مصرفگرایی دارد؟ چرا مصرفگرایی برای عدهای نوعی افتخار محسوب میشود؟ آیا میان مصرفگرایی و توسعه نیافتگی اقتصادی رابطهای وجود دارد؟ چگونه میتوان گرایش به مصرفگرایی را در سطح جامعه کاهش داد؟ چگونه میتوان مردم را در مسیر درست مصرف کردن هدایت کرد؟ چه موانعی معضل مصرف گرایی را تشدید میکند؟
هنگامی که زیر بنای مناسب تولید و درآمدی وجود نداشته باشد و در عین حال بر مصرف تأکید شود، آسیبهای متعددی در جامعه بروز میکند. در شرایط رونق اقتصادی و بالا رفتن قدرت خرید مردم، مصرفگرایی رواج مییابد ولی عوامل فرهنگی در تعیین حدود آن بسیار موثرند. از جمله عوامل مهم در کنترل مصرف: تشویق مردم به پسانداز و سرمایهگذاری، ارائهی الگوهای صحیح مصرف و ایجاد زمینهی مناسب جهت فعالیت اقتصادیست. در جامعهی ایران پس از انقلاب به رغم ماهیت و جهتگیری معنوی انقلاب، به علل مختلف ارزشهای مادی رواج یافت و ارزشهای معنوی را تحت الشعاع خود قرار داد. مصرفگرایی به صورت اخص آن در بین کشورهای صنعتی و کشورهای در حال توسعه عمدتاً بعد از جنگ رواج پیدا کرد. دولت و صاحبان صنایع ابتدا در کشورهای صنعتی و بعد در کشورهای در حال توسعه، انسان را به عنوان یک ماشین مصرف کننده مد نظر قرار دادند تا از این رهگذر به اهداف اقتصادی که همانا افزایش مداوم سود است نائل شوند. بنابراین مصرفگرایی، ضامن چیزی جز نیازهای کاذبی نیست که در خدمت صنایع و کشورهای صنعتی قرار گیرد. البته انسان نیز خود از لحاظ روانی آمادگی برای راحتطلبی، تجملپرستی و حتی متمایز کردن خویش از افراد دیگر با در اختیار گرفتن کالاها و خدمات بیشتر دارد تا بدین وسیله شکاف بین خود و سایر گروههای جامعه به وجود آورد و از این شکاف برای تثبیت وضعیت اجتماعی خود استفاده کند. از آنجا که مصرفگرایی، برداشت بیش از اندازهی هر فرد از منابع نادر و کمیاب خانواده است، لاجرم این موضوع باعث فشارهای متعددی بر خانواده خواهد شد. مصرفگرایی، سدی در مقابل توسعه است، زیرا مانع از سرمایهگذاری جهت طرح و اجرای زیرساختهای توسعه میشود. هر اندازه که در درون جامعه تبلیغات ناسالم در سطح بالا و سطح فرهنگ عمومی در حد پایین باشد به همان اندازه نیز امکان پذیرش روحیهی راحتطلبی و تجمل پرستی بیشتر است. انسانهایی که کمتر اعتماد به نفس داشته و کمتر در مورد نقششان در درون جامعه تفکر میکنند، سهلتر پذیرای روحیهی مصرفگرایی در جامعه هستند. اگر بتوانیم آگاهی و سطح فرهنگ عام را افزایش دهیم قادر خواهیم بود هم بهرهوری تولید را افزایش داده و هم از مصرفگرایی جلوگیری کرده و لاجرم از اتلاف منابع ممانعت به عمل آورده و همین امر، منابع را به حد وفور برای گسترش ظرفیتهای تولیدی در اختیار خواهد گذاشت. همانطور که بیان شد، مصرفگرایی سبب شکاف بین طبقات مختلف مردم است. این شکاف طبقاتی که منجر به افزایش تمایز اجتماعی شده، افزایش نفوذ فرهنگ بیگانگان را به همراه خواهد داشت. هر اندازه توزیع ثروت و درآمد در درون جامعه نامتوازن باشد روحیهی مصرفگرایی رواج و گسترش سریعتری در درون جامعه خواهد داشت، به علاوه منبع کسب درآمد، عامل اساسی برای روحیهی مصرفگرایی خواهد بود. بدین صورت درآمدهای کلان که از طریق کسب رانتهای مختلف حاصل شده باشد به خاطر این که از طریق تولید حاصل نمیشود، روحیهی مصرف گرایی را نیز سریعتر رواج میدهد. بنابراین هر گاه دگرگونیهای اقتصادی، حقوقی، اجتماعی، کمتر باشد امکان ایجاد این رانت کمتر بوده و در نتیجه کسب ثروتهای بیحساب و بادآورده مشکلتر شده و لاجرم از تجملات و لوکسگرایی کاسته خواهد شد. از طرفی تکنولوژی جدید نیازهای جدید خلق کرده است. نظام سرمایهداری بدون مصرف گرایی قادر به ادامهی حیات
نخواهد بود، لذا جست و جوی بازارهای مصرف در کشورهای دیگر را در دستور کار قرار داده است. بخشی از وظائف حاکمیت، آموزش درست مصرف در سطوح مختلف آموزش اجتماعیست و با این وجود هیچ تلاشی برای آموزش این مسئله در کتب درسی یا فیلمها و سریالهای تلویزیونی مشاهده نشده، به این ترتیب ضعف آموزش، تشدید روحیهی تجملگرایی و مصرفگرایی توسط طبقه دلال و غیر مولد جامعه را به وجود آورده است. تولید در جامعه و شکل گرفتن طبقات اجتماعی،
به اضافه حضور فعال بخشهای دلال و واسطه گر اقتصادی در جامعهی ما شرایطی به وجود آورده است که حتی نظام اقتصادی را در مقابله با مفاسدی نظیر سرمایه گذاریهای غیر تولیدی با مشکل مواجه کرده است. در این صورت اگر سیستم بتواند سمت و سوی تولید جامعه را تعیین کند و جامعه نیز از تحرک طبقاتی بازماند، قاعدتاً میتوان انتظار داشت که الگوی مصرف در جامعه تصحیح شود و با تولید بالقوه منطبق گردد. هر گونه اصلاح در نظام مصرف باید مبتنی بر زیر ساخت تولیدی جامعه باشد و امکانی را فراهم آورد که الگوی مصرف با پشتوانهی تولید تجهیز شود. مصرف گرایی، ریشه در ساختار اجتماعی دارد و نمیتوان صرفاً یکی از نهادهای اجتماعی نظیر خانواده، سیاست، اقتصاد و یا فرهنگ را مسئول چنین وضعیتی تلقی کرد. بنابراین اگر خانواده در ابداع الگوی مصرف جمع در جامعه باز میماند به معنی آن است که نظام تولیدی مناسبی وجود ندارد که خانواده بتواند متناسب با آن به جامعهپذیری نقشهای مصرفی در بین اعضای خود بپردازد.
از طرفی اگر پدران و مادران در نسل گذشته نسبت به فراگیری الگوهای مصرف، توفیقی نداشتند چگونه میتوان انتظار داشت که بتوانند نسل آینده را از این فرآیند مطلع کنند و به شکل منطقی موجبات اصلاح الگوهای مصرف را فراهم آورند. بنابراین نقطهی عزیمت در اصلاح رفتارهای مصرفی، هیچ یک از نهادها به طور مستقل نیستند، بلکه نتیجهی همگامی ساختار و کارکردهای اجتماعی است که به شرط تمایل به سمت عقلانیت، خواهند توانست گره از معضل مصرفگرایی باز کنند.
هنگامی که زیر بنای مناسب تولید و درآمدی وجود نداشته باشد و در عین حال بر مصرف تأکید شود، آسیبهای متعددی در جامعه بروز میکند. در شرایط رونق اقتصادی و بالا رفتن قدرت خرید مردم، مصرفگرایی رواج مییابد ولی عوامل فرهنگی در تعیین حدود آن بسیار موثرند. از جمله عوامل مهم در کنترل مصرف: تشویق مردم به پسانداز و سرمایهگذاری، ارائهی الگوهای صحیح مصرف و ایجاد زمینهی مناسب جهت فعالیت اقتصادیست. در جامعهی ایران پس از انقلاب به رغم ماهیت و جهتگیری معنوی انقلاب، به علل مختلف ارزشهای مادی رواج یافت و ارزشهای معنوی را تحت الشعاع خود قرار داد. مصرفگرایی به صورت اخص آن در بین کشورهای صنعتی و کشورهای در حال توسعه عمدتاً بعد از جنگ رواج پیدا کرد. دولت و صاحبان صنایع ابتدا در کشورهای صنعتی و بعد در کشورهای در حال توسعه، انسان را به عنوان یک ماشین مصرف کننده مد نظر قرار دادند تا از این رهگذر به اهداف اقتصادی که همانا افزایش مداوم سود است نائل شوند. بنابراین مصرفگرایی، ضامن چیزی جز نیازهای کاذبی نیست که در خدمت صنایع و کشورهای صنعتی قرار گیرد. البته انسان نیز خود از لحاظ روانی آمادگی برای راحتطلبی، تجملپرستی و حتی متمایز کردن خویش از افراد دیگر با در اختیار گرفتن کالاها و خدمات بیشتر دارد تا بدین وسیله شکاف بین خود و سایر گروههای جامعه به وجود آورد و از این شکاف برای تثبیت وضعیت اجتماعی خود استفاده کند. از آنجا که مصرفگرایی، برداشت بیش از اندازهی هر فرد از منابع نادر و کمیاب خانواده است، لاجرم این موضوع باعث فشارهای متعددی بر خانواده خواهد شد. مصرفگرایی، سدی در مقابل توسعه است، زیرا مانع از سرمایهگذاری جهت طرح و اجرای زیرساختهای توسعه میشود. هر اندازه که در درون جامعه تبلیغات ناسالم در سطح بالا و سطح فرهنگ عمومی در حد پایین باشد به همان اندازه نیز امکان پذیرش روحیهی راحتطلبی و تجمل پرستی بیشتر است. انسانهایی که کمتر اعتماد به نفس داشته و کمتر در مورد نقششان در درون جامعه تفکر میکنند، سهلتر پذیرای روحیهی مصرفگرایی در جامعه هستند. اگر بتوانیم آگاهی و سطح فرهنگ عام را افزایش دهیم قادر خواهیم بود هم بهرهوری تولید را افزایش داده و هم از مصرفگرایی جلوگیری کرده و لاجرم از اتلاف منابع ممانعت به عمل آورده و همین امر، منابع را به حد وفور برای گسترش ظرفیتهای تولیدی در اختیار خواهد گذاشت. همانطور که بیان شد، مصرفگرایی سبب شکاف بین طبقات مختلف مردم است. این شکاف طبقاتی که منجر به افزایش تمایز اجتماعی شده، افزایش نفوذ فرهنگ بیگانگان را به همراه خواهد داشت. هر اندازه توزیع ثروت و درآمد در درون جامعه نامتوازن باشد روحیهی مصرفگرایی رواج و گسترش سریعتری در درون جامعه خواهد داشت، به علاوه منبع کسب درآمد، عامل اساسی برای روحیهی مصرفگرایی خواهد بود. بدین صورت درآمدهای کلان که از طریق کسب رانتهای مختلف حاصل شده باشد به خاطر این که از طریق تولید حاصل نمیشود، روحیهی مصرف گرایی را نیز سریعتر رواج میدهد. بنابراین هر گاه دگرگونیهای اقتصادی، حقوقی، اجتماعی، کمتر باشد امکان ایجاد این رانت کمتر بوده و در نتیجه کسب ثروتهای بیحساب و بادآورده مشکلتر شده و لاجرم از تجملات و لوکسگرایی کاسته خواهد شد. از طرفی تکنولوژی جدید نیازهای جدید خلق کرده است. نظام سرمایهداری بدون مصرف گرایی قادر به ادامهی حیات
نخواهد بود، لذا جست و جوی بازارهای مصرف در کشورهای دیگر را در دستور کار قرار داده است. بخشی از وظائف حاکمیت، آموزش درست مصرف در سطوح مختلف آموزش اجتماعیست و با این وجود هیچ تلاشی برای آموزش این مسئله در کتب درسی یا فیلمها و سریالهای تلویزیونی مشاهده نشده، به این ترتیب ضعف آموزش، تشدید روحیهی تجملگرایی و مصرفگرایی توسط طبقه دلال و غیر مولد جامعه را به وجود آورده است. تولید در جامعه و شکل گرفتن طبقات اجتماعی،
به اضافه حضور فعال بخشهای دلال و واسطه گر اقتصادی در جامعهی ما شرایطی به وجود آورده است که حتی نظام اقتصادی را در مقابله با مفاسدی نظیر سرمایه گذاریهای غیر تولیدی با مشکل مواجه کرده است. در این صورت اگر سیستم بتواند سمت و سوی تولید جامعه را تعیین کند و جامعه نیز از تحرک طبقاتی بازماند، قاعدتاً میتوان انتظار داشت که الگوی مصرف در جامعه تصحیح شود و با تولید بالقوه منطبق گردد. هر گونه اصلاح در نظام مصرف باید مبتنی بر زیر ساخت تولیدی جامعه باشد و امکانی را فراهم آورد که الگوی مصرف با پشتوانهی تولید تجهیز شود. مصرف گرایی، ریشه در ساختار اجتماعی دارد و نمیتوان صرفاً یکی از نهادهای اجتماعی نظیر خانواده، سیاست، اقتصاد و یا فرهنگ را مسئول چنین وضعیتی تلقی کرد. بنابراین اگر خانواده در ابداع الگوی مصرف جمع در جامعه باز میماند به معنی آن است که نظام تولیدی مناسبی وجود ندارد که خانواده بتواند متناسب با آن به جامعهپذیری نقشهای مصرفی در بین اعضای خود بپردازد.
از طرفی اگر پدران و مادران در نسل گذشته نسبت به فراگیری الگوهای مصرف، توفیقی نداشتند چگونه میتوان انتظار داشت که بتوانند نسل آینده را از این فرآیند مطلع کنند و به شکل منطقی موجبات اصلاح الگوهای مصرف را فراهم آورند. بنابراین نقطهی عزیمت در اصلاح رفتارهای مصرفی، هیچ یک از نهادها به طور مستقل نیستند، بلکه نتیجهی همگامی ساختار و کارکردهای اجتماعی است که به شرط تمایل به سمت عقلانیت، خواهند توانست گره از معضل مصرفگرایی باز کنند.
باید توجه داشت که از پیامدهای مصرف زدگی برای اقتصاد ما این است که آنرا وابسته تر می کند و طبق فرمایشات رهبری: «مصرف بىرویه و زیاد، قاعدتاً از سوى قشرهاى مرفه انجام مىگیرد؛ چون قشرهاى ضعیف قادر نیستند كه زیاد مصرف كنند. مصرفى كه از سوى یك قشر انجام مىگیرد، به زیان كشور است. یعنى هم زیان اقتصادى، هم زیان اجتماعى و هم زیان روانى و اخلاقى دارد. من مكرر عرض كردهام، باز هم مىگویم و خواهش مىكنم كه مصرفگرایى را رها كنند. مصرف باید به اندازه باشد، نه به حداسراف و زیاده روى»
رسانه ها نیز نقش بسیار پر رنگی در رونق و کاهش مصرف گرایی دارند. امروز صنعت تبلیغات به ویژه تبلیغات تلویزیونی به مثابه یكی از اساسیترین گسترشدهندگان جریان مصرفزدگی محسوب میشود، مقام معظم رهبری در این زمینه نیز رهنمودهایی را داشته اند، ایشان اینگونه می فرمایند که: «تبلیغات رسانهیی و گاهی تبلیغهای خیلی پُررنگ كه مردم را به طرف مصرفگرایی سوق میدهد، با برنامهیی كه فرضاً شما ساختهاید تا مصرفگرایی را تقبیح كنید، عملاً در تناقض است؛ با هم هماهنگ نیست».
آنچه که امروز بر مصرف گرایی دامن می زند:
- زیاده خواهی و قانع نبودن بر دارایی های خود
- رشد فرهنگ تجمل گرایی
- روند چشم هم چشمی
- نوعی احساس کمبود یا نیازهای ذهنی و غیر واقعی در مقابل نیاز واقعی و ملموس که از تبلیغات فراگیر ارزشهای سرمایه داری سر چشمه می گیرد.
- الگو پذیری اشتباه و بدون تفکر در این زمینه از غرب نیز بسیار در این زمینه موثر بوده است.
مروجان حقیقی مصرف گرایی
غرب برای سود بیشتر خود در جهان نیاز آفرینی می کند و مصرف زدگی را رواج می دهد.
مقام معظم رهبری در سخنان خود به این مطلب این گونه اشاره کردند که: «فرهنگ مصرفزدگی که روز به روز زندگی ملتهای ما را بیشتر در لجنزار خود فرو میبرد تا کمپانیهای غربی که مغز و قلب اردوگاه استکبارند بیشتر سود ببرند.»
- زیاده خواهی و قانع نبودن بر دارایی های خود
- رشد فرهنگ تجمل گرایی
- روند چشم هم چشمی
- نوعی احساس کمبود یا نیازهای ذهنی و غیر واقعی در مقابل نیاز واقعی و ملموس که از تبلیغات فراگیر ارزشهای سرمایه داری سر چشمه می گیرد.
- الگو پذیری اشتباه و بدون تفکر در این زمینه از غرب نیز بسیار در این زمینه موثر بوده است.
مروجان حقیقی مصرف گرایی
غرب برای سود بیشتر خود در جهان نیاز آفرینی می کند و مصرف زدگی را رواج می دهد.
مقام معظم رهبری در سخنان خود به این مطلب این گونه اشاره کردند که: «فرهنگ مصرفزدگی که روز به روز زندگی ملتهای ما را بیشتر در لجنزار خود فرو میبرد تا کمپانیهای غربی که مغز و قلب اردوگاه استکبارند بیشتر سود ببرند.»
فرهنگ مصرف زدگي و تجمل گرايي در جامعه اي كه بسيار گسترده است در ادارات دولتي و غير دولتي نيز نمود مي يابد، مصرف هاي بي رويه در ادارات، تجمل گرايي ها و تغيير مكرر دكوراسيون ها، نشات گرفته از اين فرهنگ غلط است.
آنتوني پارسونز، آخرين سفير انگليس در رژيم شاه كه پس از 5 سال سفارت و فقط 5 روز قبل از فرار شاه از كشور، ايران را ترك كرد در كتاب خود تحت عنوان «غرور و سقوط» متن اظهاراتش را در سال 1974 ميلادي- 1352 شمسي- خطاب به بازرگانان انگليس و كساني كه دست اندركار تجارت و معامله با ايران بودند، چنين به رشته تحرير درآورده است: «نخستين كاري كه اينجا مي كنيد اين است كه تا مي توانيد كالاهايتان را بفروشيد و فقط در صورتي سرمايه گذاري كنيد كه براي فروش كالايتان چاره اي جز اين كار نداشته باشيد، اما اگر مجبور باشيد در اينجا سرمايه گذاري كنيد به ميزان حداقل ممكن سرمايه گذاري كنيد و صنايعي را انتخاب كنيد كه قطعات و لوازم آن از انگلستان وارد شود، مانند صنايع مونتاژ، كه در واقع سوار كردن قطعات صادراتي انگليس در ايران است. در اين محدوده و با توجه به اين نكات، من معتقدم كه ايران يكي از بهترين بازارهايي است كه شما مي توانيد براي مصرف كالاهاي خود در جهان سوم پيدا كنيد...»
دكتر قديري ابياني در تحليل خود در اين باره مي گويد: «اظهارات سفير سابق انگليس در كتاب خاطراتش كه در اوج روابط حسنه انگليس با رژيم شاه بيان شده نشان دهنده ماهيت سياست انگليس نسبت به ايران و ساير ملل جهان سوم است، مسلماً توصيه مقام هاي انگليسي به كساني كه مسئوليت طراحي و سازماندهي امور قانونگذاري، اقتصادي، گمركات، تبليغات و ... ايران را به عهده داشته اند نيز در راستاي همين سياست براي رشد مصرف گرايي در ايران بوده است.»
آنتوني پارسونز، آخرين سفير انگليس در رژيم شاه كه پس از 5 سال سفارت و فقط 5 روز قبل از فرار شاه از كشور، ايران را ترك كرد در كتاب خود تحت عنوان «غرور و سقوط» متن اظهاراتش را در سال 1974 ميلادي- 1352 شمسي- خطاب به بازرگانان انگليس و كساني كه دست اندركار تجارت و معامله با ايران بودند، چنين به رشته تحرير درآورده است: «نخستين كاري كه اينجا مي كنيد اين است كه تا مي توانيد كالاهايتان را بفروشيد و فقط در صورتي سرمايه گذاري كنيد كه براي فروش كالايتان چاره اي جز اين كار نداشته باشيد، اما اگر مجبور باشيد در اينجا سرمايه گذاري كنيد به ميزان حداقل ممكن سرمايه گذاري كنيد و صنايعي را انتخاب كنيد كه قطعات و لوازم آن از انگلستان وارد شود، مانند صنايع مونتاژ، كه در واقع سوار كردن قطعات صادراتي انگليس در ايران است. در اين محدوده و با توجه به اين نكات، من معتقدم كه ايران يكي از بهترين بازارهايي است كه شما مي توانيد براي مصرف كالاهاي خود در جهان سوم پيدا كنيد...»
دكتر قديري ابياني در تحليل خود در اين باره مي گويد: «اظهارات سفير سابق انگليس در كتاب خاطراتش كه در اوج روابط حسنه انگليس با رژيم شاه بيان شده نشان دهنده ماهيت سياست انگليس نسبت به ايران و ساير ملل جهان سوم است، مسلماً توصيه مقام هاي انگليسي به كساني كه مسئوليت طراحي و سازماندهي امور قانونگذاري، اقتصادي، گمركات، تبليغات و ... ايران را به عهده داشته اند نيز در راستاي همين سياست براي رشد مصرف گرايي در ايران بوده است.»

