« وَالذینَ اذااَنفَقوا لَم یُسرفوُا و لَم یَفتروُاوَكانَ‏بینَ ذلكَ قواماً» ( فرقان/ 67) « آنان كسانى هستند كه هرگاه انفاق كنند ، نه‏اسراف كنند و نه سختگیرى، بلكه در میان این دو، اعتدال‏ مى‏ورزند.»

اصول اصلاح الگوي مصرف




























بخشی از آشكارترین آثار مضرات مصرف گرایی و مصرف زدگی در سطح فردی:

- اسراف و هدر دادن منابع محدود

- تشدید احساس محرومیت نسبی

- شكاف و فاصله طبقاتی

- بی توجهی به ارزش های فرهنگی و اجتماعی چون قناعت

- از بین بردن روحیه سرمایه گذاری

- كار و تلاش و تشویق راحت طلبی و تن پروری

- دنباله روی و تقلید

و...

مضرات مصرف گرایی در سطح اجتماعی

مصرف زدگی در سطح كلان اجتماعی نیز آثار مخرب بسیاری به دنبال دارد كه وابستگی و توسعه نیافتگی از مهمترین آنهاست.


معنای دقیق تری از مصرف زدگی

در واقع مصرف زدگی عبارتست از استفاده بیش از حد و مصرف نامعقول از کالاها و جایگزینی نیازهای غیر واقعی به جای نیازهای واقعی.


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در شنبه 1 اسفند 1388  ساعت 11:17 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



از جمله پيامدهاي مصرف زدگي كه جامعه را به سمت فقررواني و آسيب هاي ديگر اجتماعي به پيش مي برد، تجمل گرايي است.

حجت الاسلام رضاييان، كارشناس امور خانواده زندگي انسان را به سه بخش، زندگي ضروري، رفاهي و تجملي تقسيم مي كند و معتقد است كه در زندگي ضروري، انسان به دنبال تامين نيازهاي اوليه و ضروري است و تامين خوراك و پوشاك را سرلوحه فعاليت هاي اقتصادي روزانه خود قرار مي دهد.

در اسلام نيز اين حد از تامين معيشت براي مردم در زندگي مشترك واجب است. در زندگي رفاهي، انسان درصدد تامين رفاه بيشتر براي خانواده است و تلاش مي كند امور روزمره خود را از حد ضرورت فراتر برده، خوراك و پوشاك و مسكن بهتر و بيشتري براي خانواده خود فراهم نمايد. اين قبيل تلاش ها نيز در دستورات اسلامي ستوده شده و از آنها به «جهاد» تعبير شده است، يعني در اسلام زندگي بهتر همراه با رفاه بيشتر منع نشده است.

وي درباره زندگي تجملي مي گويد: «اما آنچه كه جامعه را به سمت هلاكت نزديك مي كند زندگي تجملي است. مصداق روشن زندگي تجملي اسراف در مصرف است، به عنوان مثال اگر شخصي كه در خانه خود داراي وسيله خوراك پزي مناسب است اما درصدد باشد كه چون در منزل اقوام و خويشاوندان نوع جديدي از اين وسيله وجود دارد، وي نيز بايد با فروش آن وسيله به سمساري، مدل جديد همان كالا را فراهم نمايد و به چشم و هم چشمي بپردازد، اين برخورد اولين گام به سمت ورطه تجمل پرستي است.»

وي مي گويد:«دنياي مادي غرب با همين تفكر مصرف زدگي و تجمل گرايي به دنياي ماديت بيشتر براي كسب لذت گرفتار آمده و در اين دنيا هويت ارزشي و انساني خود را فراموش كرده و تمامي ارزش ها و كرامت هاي معنادار انساني را بي معنا و پوچ قلمداد مي كند، ما نيز بايد مواظب باشيم در اين ميدان هلاكت گرفتار نشويم.»


صادرات كالاهاي مصرفي به ايران با هدف كم شدن ارز خارجي

انستيتو سياست خاورميانه واشنگتن، نتيجه مطالعات سال 2000 خود را منتشر كرده است و در آن تاكيد نموده كه صادرات كالاهاي مصرفي به ايران بايد از سرگرفته شود. چون اين كار باعث كم شدن ارز خارجي موجود در ايران خواهد شد.

محمد حسن قديري ابياني، دكتراي مديريت استراتژيك و سفير جمهوري اسلامي در مكزيك درباره نتيجه همين مطالعات منتشر شده واشنگتن مي گويد: «ممكن است تصور شود كه سياست هاي فوق مربوط به دشمني غرب با ايران در نظام جمهوري اسلامي است اما اسناد و مدارك نشانگر آن است كه غرب اصولاً با ملل مسلمان خصومت داشته و سياست خويش عليه مسلمانان را حتي در زمان رژيم هاي دست نشانده نيز دنبال مي كرده، و براي اعمال همين سياست ها بوده كه با كودتا و هزار طرفند و توطئه ديگر، رژيم هاي مزدوري را بر كشورها حاكم كرده است.»


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در شنبه 1 اسفند 1388  ساعت 11:16 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



پیشینه مطالعه مقوله مصرف به عنوان مقوله ای جامعه شناختی به اواخر قرن نوزدهم میلادی و آغاز قرن بیستم بازمی گردد. پیش از این، مصرف مقوله ای صرفا اقتصادی شمرده می شد و فقط از همین منظر مورد توجه قرار می گرفت. در این دوره است که برای اولین بار مصرف یا به عبارت دقیق تر شیوه مصرف کردن به منزله پدیده ای مرتبط با فرهنگ و جهان بینی ای خاص توسط ماکس وبر مورد توجه قرار می گیرد. می دانیم که وبر بر این نظر بود که پارسایی پروتستان ها و پرهیز آنان از مصرف تجملی، آن عاملی بود که علاوه بر دانش فنی و امکانات ساماندهی عقلانی تولید موجبات انباشت سرمایه هایی را فراهم کرد که تولید سرمایه دارانه را در بخشی از اروپا ممکن کرد. برشمردن تأثیر یک عامل فرهنگی بر نظم اقتصادی و اجتماعی، خود چشم انداز جدیدی را در مطالعات جامعه شناسی گشود. مقارن با همین دوره است که دو مطالعه مهم دیگر در زمینه شیوه مصرف، یکی درباره جایگاه مصرف نزد مصرف کنندگان کلان شهرها (زیمل) و دیگری در ارتباط با نحوه استفاده نوکیسه گان آمریکایی از مصرف برای تعیین هویت اجتماعی خویش (وبلن) منتشر شد.

رابرت باکاک، نویسنده کتاب «مصرف» بر این نظر است که درگیر شدن کشورهای اروپایی در دو جنگ جهانی پیاپی و تجربه رکود اقتصادی پایان دهه ۱۹۲۰ و آغاز دهه ۱۹۳۰، مانع از آن شد که جامعه شناسان به پدیده مصرف به قدر کافی توجه کنند. با پایان گرفتن جنگ دوم جهانی بود که اهمیت مصرف ناگهان به چشم آمد و جامعه شناسان، فرهنگ شناسان، مردم شناسان و حتی فلاسفه در توجه به این پدیده گوی سبقت را از اقتصاددانان ربودند. انجام این مطالعات که در سال های دو دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ به اوج خود رسید، در عین حال از تغییری اساسی در ارتباط مصرف و اقتصاد و جامعه حکایت می کرد. به نظر باکاک، در پایان قرن بیستم دیگر مصرف فقط یک روند اجتماعی- فرهنگی نبوده و به مرامی تبدیل شده است که می توان از خلال تأثیرات آن بر جامعه و جماعت های کوچک تر تشکیل دهنده آن، به برآمدن دوران جدیدی در تاریخ کشورهای غربی پی برد. دورانی که به دلیل پایان دادن به دوره پیشین که مدرنیسم نام داشت توسط رابرت باکاک، پسامدرنیسم خوانده می شود.

استدلال نویسنده کتاب برای یک چنین نامگذاری آن است که او دوران مدرن را دورانی می داند که تفوق و جهانی شدنش با عقلانی شدن و محدود ماندن مصرف همراه بود، حال آنکه امروز هر چند مصرف همچنان نقش محوری خویش را در شکل دهی به تمدن غرب ایفا می کند، اما این دیگر آن مصرف عقلانی و محدود نیست، بلکه مصرف بی حد و مرزی است که با نیازهای روزمره و خواست های بنیادین افراد بی ارتباط بوده و در واقع بازگوی تمامی آمال و آرزوهای سرکوفته بشر است.

پی گرفتن این استدلال از خلال مباحث فلسفی، جامعه شناسی و روانشناسی، نویسنده کتاب را به این نتیجه می رساند که ارزش ها و ابزارهای فکری و اخلاقی برای پایان دادن به یک چنین وضعی نمی تواند مگر در خارج از خود این منظومه به دست آید. او در این زمینه نقش ارزش های برآمده از حفاظت از محیط زیست و نیز باورهای دینی را به شرط آن که خود در ورطه مصرف گرایی نیفتد به عنوان مثال هایی کارساز ارائه می دهد.

اولین فصل این کتاب ویژگی های عمده راه هایی را مورد بحث قرار می دهد که جامعه شناسان از طریق آن مصرف مورد بررسی قرار داده اند و به این می پردازد که جامعه شناسان نقش مصرف را در سده بیستم چگونه دیده اند، به طور خاص به الگوهای مصرف در بریتانیا از پایان جنگ دوم جهانی به بعد توجه شده است. در این فصل بر ویژگی های تجربی عمده مصرف مدرن در بریتانیا مروری مقدماتی خواهد شد اما به بعضی دیگر از شکل بندی های غربی نیز اشاره خواهم کرد.

قضاوت هایی که درباره مشابهت ها و تفاوت های مصرف در دهه های پنجاه و شصت و مصرف در دهه هشتاد، انجام می شود بر همین مبنا خواهد بود.

فصل دوم مفاهیم نظری عمده ای را بررسی می کند که با تحلیل مصرف مدرن مرتبط است. این بررسی شامل مفاهیم کالا، ارزش های فرهنگی و بیگانگی است.

آثار آن عده از دانشمندان علوم اجتماعی که تحت تأثیر آثار ساختارگرایان درباره زبان و نمادها بوده اند برای تحلیل مصرف مهم است. آثار لوی- استرس- دارای اهمیت خاصی است، زیرا این آثار مبنایی را به وجود آورد که براساس آن آثاری بعدی درباره مصرف مدرن به وجود آمدند (همچنان نوشته های بوردیو و بودریار، که آثار آنان در این متن مورد بررسی قرار می گیرد)... این ایده ها درباره مصرف در فصل سوم به طور کلی طرح و درباره آنها بحث خواهد شد.

فصل چهارم مفاهیم مطرح درباره هویت و ارتباط آن با مطالعه مصرف را مورد بحث قرار خواهد داد. در این فصل سعی شده است که مفید بودن این رویکرد در فهم مدرن و یا پسامدرن مصرف، به ویژه ارتباط آن با خواست ها و تغییرات در ساختار اجتماعی و فرهنگی هویت بررسی شود.

در فصل نتیجه گیری رشته های بحث به هم پیوند داده شده است. در این فصل چند تأمل نهایی درباره این که مصرف گرایی مدرن در کجا ممکن است مهم باشد بررسی می شود. تأثیر مصرف بر سایر نهادهای اجتماعی همچون مذهب نیز در این فصل گنجانده شده است، زیرا به واسطه اینهاست که مصرف گرایی در غرب مورد چالش قرار گرفته است، اما این چالش چندان از طرف سیاستمداران نیست بلکه از طرف شخصیت های مذهبی و نیز طرفداران حفظ محیط زیست مطرح شده است.


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در شنبه 1 اسفند 1388  ساعت 11:15 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
«بر روي زمين به اندازه نياز همگان منابع وجود دارد، ولي نه به اندازه آز و طمع همگان.» / مهاتما گاندي

زماني که ما در روند مصرف زدگي درگير مي شويم، در خريد هميشگي کالاها و خدمات جديد درگير شده ايم، در حالي که هيچ توجهي نداريم ـ يا توجه اندکي داريم ـ که آيا به اين کالاها و خدمات نياز داريم يا نه و قابليت دوام آنها، مبدأ توليد يا پيامدهاي زيست محيطي توليد و مصرف آنها چيست. مصرف زدگي سوخت لازم را براي نابودي اقتصاد مولد فراهم مي آورد و اين کار را از طريق حمايت و تشويق فروش کالاها يا خدمات، بي آنکه کيفيت، مبدأ، آسيب هاي زيست محيطي يا سنت هاي توليدي آنها از طرف خريدار مورد بررسي قرار گيرد، انجام مي دهد.

مصرف زدگي منتج از دستکاري است. ما مورد دستکاري واقع شده ايم، اما اين دستکاري را انکار مي کنيم و مي انديشيم که به راستي به کالاها و خدماتي که مي خريم، نياز داريم. احتمالاً همه ما نسبت به دستکاري فاحش در تمايلات کودکانمان توسط شرکت هاي بازاريابي و تبليغاتي آگاهيم، اما احساس مي کنيم که ما «بالغ تر» از آن هستيم که به اين طرق تحت تأثير يا مورد دستکاري واقع شويم. اما به واقع، مصرف کنندگان، آلت دست صنعت بازاريابي هستند

مصرف زدگي وقت گران بهاي ما را از ما مي ربايد. ما براي خريد چيزهايي که معمولاً هر چه پيشتر مي رويم زمان کمتر و کمتري براي بهره مندي از آنها در اختيار داريم، زمان را با پول مبادله مي کنيم. در مدت زمان کوتاهي که براي آسايش و آرامش برايمان باقي مي ماند، اين زمان را در مقابل تلويزيون صرف مي کنيم تا در آن برنامه هاي پيش پا افتاده و وقت پر کني را تماشا کنيم که تهيه کنندگان آنها را در بين آگهي هاي تجاري که هر روز چشم گيرتر مي شوند، تعبيه مي کنند؛ آگهي هايي که هدف از تهيه آنها، ايجاد ميل و هوس بيشتر در مخاطب، به داشتن چيزهاي بيشتر است؛ چيزهايي که ما مجبوريم براي خريد آنها ساعات بيشتري را کار کنيم. مصرف زدگي با سرقت وقت ما از ما، تأثيري زيانبار بر زندگي خانوادگي ما مي گذارد.

تلويزيون نه براي سرگرم کردن ما که براي فروش کالا ها به ماست که وجود آمده است . شغل کساني که در تلويزيون کار مي کنند، جلب توجه مردم است و تداوم اين جلب توجه، تا جايي که بتوانند کالايي را تبليغ کنند.

روزگاري، تبليغاتچي ها کودکان را به عنوان يک گروه جمعيتي ناديده مي گرفتند اما امروزه کودکان و نوجوانان به بازار زده ترين نسل در تاريخ بشر تبديل شده اند؛ چرا که آنها قدرت خرج کردن دارند؛ درآمدهاي قابل خرج آنها بسيار هنگفت است. آنها در بزرگسالي در زمره مصرف کنندگان درخواهند آمد؛ هزينه هايي که صرف برنامه ريزي ذهن و نگرش آنها مي شود، بعدها جواب خواهد داد.آنها بر تصميمات والدين خود براي خريد کالاها تأثير مي گذارند، چرا که براي واداشتن يا ترغيب والدينشان به خريد کالاها و خدماتي خاص، شگردهاي بسياري دارند. کودکان در ازاي هر پنج ساعت تماشاي برنامه هاي تلويزيون هاي تجاري، يک ساعت آگهي تجاري تماشا مي کنند. ما کودکانمان را به دست شرکت هاي تبليغاتي سپرده ايم تا آنها را متقاعد کنند که گرسنه، خسته، زشت و نامحبوب هستند و بايد براي تغيير دادن اين وضع پول خرج کنند.

اکثر والدين در برابر تقاضاهاي کودکانشان براي مصرف کالاها و خدمات، به زانو درمي آيند و تسليم مي شوند؛ چرا که آنها تمايل دارند خانواده اي با حجم کوچک تر و درآمدهاي دو برابر داشته باشند و به تعويق انداختن تولد فرزندان بيشتر به زماني در آينده، براي آنها به اين معناست که تا آن زمان از درآمدهاي قابل خرج کردن بيشتري بهره مند خواهند بود.

مارک گرايي مفهومي است که از اواسط دهه 1980 مطرح شد. نتيجه اين امر اين بود که شرکت ها تمرکز خود را از توليد محصولات بردارند و متوجه ايجاد يک تصوير از نام تجاري شرکت خود در ذهن مردم کنند. اين شرکت ها با انتقال عمليات هاي توليدي خود به کشورهايي برخوردار از نيروي کار و ساير هزينه هاي توليدي ارزان تر، پول لازم براي ارسال پيام هايي قدرتمند از نام تجاري خود را آزاد کردند. مارک گرايي به شکل گيري برخي از قدرتمندترين و ثروتمندترين شرکت هاي چند مليتي در تمام زمان ها منجر شده است.

هدف شرکت هاي تبليغاتي، نشاندن بذر شناسايي نشان تجاري در دل تک تک کودکان است، چرا که اين کار موفقيت هاي بسياري را در پي دارد. اين بذرها رشد خواهند کرد و ترجيحات، نگرش ها و تصميمات خريد کودکان را در تمام عمرشان شکل خواهند داد. نشان داده شده است که کودکان خردسال از شش ماهگي مي توانند تصاوير ذهني آرم ها و نشان هاي تجاري شرکت ها را در ذهن خود بازسازي کنند
 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در شنبه 1 اسفند 1388  ساعت 11:14 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



امكانات اجتماعي، اعم از آب،برق، گاز، بنزين، تلفن، نان ارزان و... از نعمتهاي بزرگي است كه در كشور اسلامي ما مورد استفاده همگان است. اما متاسفانه با استفاده نامناسب از آنها اغلب مردم گرفتار اسراف در اين زمينه ها هستند. چنان كه در آمار ذكر شد، بسياري از كشورهاي غير مسلمان در صرفه جويي و خودداري از اسراف در آنها، بيش از مردم مسلمان ما موفق بوده اند. در حديثي از رسول اكرم(ص) آمده است كه «لا خير في السرف» خيري در اسراف نيست. امام موسي كاظم(ع) ميفرمايند: «هر آن كس كه مال دارد، از نابود كردن آن برحذر باشد. به درستي كه مصرف مال در راه نا مناسب تبذير و اسراف است» 10 امام صادق عليه السلام ميفرمايد: «ان مع الاسراف قله البركه» 11 بدرستي كه اسراف موجب كاهش و كمبود بركت است.

در يك بررسي كوتاه ميتوان به كارهاي اسراف گونه بسياري از مردم در جامعه ايراني پي برد. گفته ميشود از هر ده ميليون قرص نان توليد شده روزانه در تهران، حدود3 ميليون «دور ريز» ميشود. اگر وزن متوسط انواع نانهاي سنگين و سبك متفاوت را 150 گرم فرض كنيم، در اين صورت در تهران با فرض ده ميليون نان توليد شده در روز، در حدود چهارصد وپنجاه تن نان خواهيم داشت كه از كانال مصرف خانوار خارج ميگردد و به عنوان ضايعات، صرف مصارف دست دوم و سوم مثل خوراك دام و طيور مي رسد،(كه آن هم براي دام بدون اشكال بهداشتي نيست). با اين مبالغ هنگفت ميتوان سالانه هزاران مدرسه ساخت، هزاران درمانگاه تجهيز نمود و بيماران بسياري را درمان كرد. و يا گرسنگان بسياري را در سطح جهان سير كرد.

اين روند در مصرف آب، برق، گاز، بنزين و ديگر امكانات اجتماعي جاري است. آيا اين قدر استفاده بي رويه و مصرف نادرست امكانات اسراف نيست؟


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در شنبه 1 اسفند 1388  ساعت 11:12 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



چکیده

در قرآن مجيد سه واژه آمده كه بيانگر سه خصلت زشت و مبغوض نزد خداوند است. 1- اتراف       2- اسراف 3- تبذير

اتراف به معناي زندگي بر مبناي اصل التذاذ و خوش گذراني و غفلت از هدف داري دستگاه آفرينش و جايگاه انسان در جهان است و اسراف به معناي مصرف بي رويه و يا به تعبير ديگر مصرف غير منطقي از منابع طبيعي است و تبذير به معناي تلف كردن و تضيع منابع است. قرآن معاندين مترفين را رسولان الهي معرفي مي‌كند،[1] و در مورد مسرفين مي‌فرمايد: انّالله لا يحب المسرفين[2] و نسبت به اهل تبذير مي‌فرمايد: اِنّ المبذرين كانوا اخوان الشياطين[3]، يعني آنان برادران شياطين‌اند.

واژه اسراف كاربرد فراواني در بين مردم دارد و همه مصارف بيش از حدّ را شامل مي‌شود. دائره‌اي وسيع دارد كه از دور ريختن اضافي يك غذا تا هدردادن منابع عظيم را شامل مي‌شود. استقصاء همة موارد نيز غيرممكن است در اين فصل تنها پاره‌اي موارد ذكر مي‌گردد اين يك اصل كلي است كه هر زياده‌روي در مصرف اسراف است چنانچه علي(ع) مي‌فرمايد:

«كلّما زاد علي الاقتصاد اسراف»[4] «هر چه از حدّ ميانه روي بگذرد اسراف است».

اسراف در همة قسمت‌هاي زندگي متصور است. غالباً اذهان مردم از اسراف به مصرف گرائي و زياده‌روي در مصرف منتقل مي‌شود امّا اسراف در توليد نيز واقع مي‌شود. اصولاً اسراف در توليد و مصرف مانند دو حلقة تحت تأثير هم است. كنترل توليد نقش مهم و بسزايي در شكل دادن به مصرف دارد. توليد كالاهاي لوكس، پرخرج و تشريفاتي، هدر دادن سرمايه‌ها، وقت و نيروي انساني است. بودجه‌اي كه صرف توليد برخي كالاهاي لوكس و تجمّلي مي‌شود اگر صرف سرمايه‌گذاري در قسمت صنعت، كشاورزي و خدمات گردد مي‌تواند موجبات رشد و توسعه كشور را فراهم آورد.

توليد كالاهاي كم مصرف و تجملي موجب ايجاد بازار كاذب، مصرف نادرست و در نتيجه هدر رفتن سرمايه‌ها مي‌شود. توليد كنندگان كالاها،‌ در اين قسمت نقش مهمّي را بر عهده دارند، قوام يك ملت به قوام در بخش توليد وابسته است بخش توليد و مصرف جدا از يكديگر نيستند. بي توجهي به كيفيّت و مرغوبيت كالا در مرحلة توليد موجب اسراف در مرحلة مصرف و تضييع و تلف مي‌شود.    توليد كنندگان كالاهاي صنعتي اگر دقت لازم را در توليد يك قطعة صنعتي به كار نبرند علاوه بر هدر دادن سرماية وقت و نيروي انساني و سلب اعتماد عمومي باعث اسراف در مصرف مي‌گردند. به عنوان مثال نانوايان كه توليد كنندة بهترين و با ارزش‌ترين مادة غذائي مردم هستند، اگر در تهية نان بي‌توجهي نمايند باعث اسراف و هدر رفتن در اين ماده غذائي مي‌گردند. اسراف دائره وسيعي دارد كه از بخش كشاورزي گرفته تا بخش صنعت و خدمات همه را شامل مي‌شود، اسراف را به دو بخش مي‌توان دسته‌بندي كرد اسراف در اموال شخصي و اسراف در اموال عمومي.

در اين گفتار موضوع بحث اسراف در اموال عمومي است كه ذيلاً به نحو اختصار به آن مي‌پردازيم.

از زيانبارترين اقسام اسراف، اسراف در اموال عمومي و بيت المال مسلمين است. حفاظت از اموال عمومي و بيت المال نشانة رشد شخصيت، ادب و حس مسئوليت يك ملت است. اموال عمومي شامل تمامي امكانات و سرمايه‌هائي مي‌شود كه خداوند آنها را مايه حيات و قوام جامعه قرار داده است اينها سرمايه‌هاي اصلي يك ملّت و ضامن بقاي آن مي‌باشند. حفاظت و استفادة صحيح از آن جامعه را به سوي رفاه پيش مي‌برد. در صورتي كه حيف و ميل آن، كاهش و فرسايش آن، ‌مصرف بيش از حدّ و اتلاف آن، بنية اقتصادي اجتماع را نابود مي‌كند. اموال عمومي ويژگي‌هائي دارند كه برخي از آنها عبارتند از:

1-    متعلق به عموم است نه فرد خاص.

2-    هر فردي تنها به عنوان جزئي و عضوي از كل جامعه در آن حقوقي دارد.

3-    ولي امر و حاكم قانوني مسلمين مسئول نگهداري از اين اموال است و اجازه تصرف مي‌دهد.

4-    درآمد آنها متعلق به عموم مردم است.

5-    نقل و انتقال و تصرف از قبيل بيع و هبه در آن جايز نيست.


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در شنبه 1 اسفند 1388  ساعت 11:10 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



وزیر نفت با بیان این که هم اکنون به طور متوسط روزانه 530 میلیون متر مکعب گاز در کشور تولید می شود، گفت: با اصلاح الگوی مصرف و صرفه جویی 15 درصدی در مصرف این حامل انرژی، روزانه 75 تا 80 میلیون متر مکعب گاز بیشتری در اختیار خواهیم داشت.

به گزارش شانا به نقل از ستاد خبری اجلاس بین المللی مدیریت راهبری انرژی، مهندس غلامحسین نوذری در باره ضرورت اصلاح الگوی مصرف در بخش انرژی از جمله گاز طبیعی، تصریح کرد: از آغاز سال جاری کارگروهی به منظور اصلاح الگوی مصرف در بخش های مختلف صنعت نفت در وزارت نفت تشکیل شده که مأموریت آن ارائه طرح هایی در زمینه های کلان مصرف انرژی است.
وزیر نفت افزود: یکی از طرح های پیشنهادی، اصلاح الگوی مصرف انرژی در ایستگاه های تقویت فشار گاز، پالایشگاه ها و مجموعه های بهره برداری به عنوان مجموعه های بزرگ مصرف کننده انرژی خواهد بود.
وی با بیان این که باید تمام مجموعه های مصرف کننده انرژی را به سمت استفاده از سوخت های ترکیبی و فن آوری های نوین پیش برد، ادامه داد: همچنین یکی از طرح های وزارت نفت اجرایی شدن پروژه «Save X» در نیروگاه های برق است که در صورت اجرای آن به میزان چشمگیری در مصرف گاز طبیعی در نیروگاه ها صرفه جویی خواهد شد.
نوذری با اشاره به این که هم اکنون روزانه 530 میلیون مترمکعب گاز در کشور تولید می شود، اظهار داشت: با اصلاح الگوی مصرف و صرفه جویی 15 درصدی در مصرف این حامل انرژی، روزانه 75 تا 80 میلیون مترمکعب گاز بیشتر در اختیار خواهد بود.
وی تأکید کرد: عرضه 80 میلیون مترمکعب گاز صرفه جویی شده در داخل کشور به بازارهای جهانی گاز، حرکت بسیار بزرگی خواهد بود.
وی اطلاع رسانی، فرهنگ سازی و اصلاح قیمت را از راهکارهای اصلاح الگوی مصرف انرژی در کشور خواند و توضیح داد: برای رعایت الگوهای مصرف باید افزون بر اطلاع رسانی از طریق رسانه های گروهی، نشست ها و گردهمایی های تخصصی نیز برگزار شود.
بر پایه این گزارش، اجلاس بین المللی مدیریت راهبردی انرژی با تأکید بر اهمیت «اصلاح الگوی مصرف» انرژی، بررسی نقش و چشم انداز اوپک گازی و تشکیل تروئیکای گازی بین جمهوری اسلامی ایران، روسیه و قطر، 11 خرداد ماه سال جاری در مرکز همایش های بین المللی صدا و سیما برگزار می شود.
یادآوری اهمیت نقش و جایگاه ایران در مدیریت انرژی منطقه، ارائه راهکارهای تحقق جایگاه شایسته ایران در زمینه انرژی در سند چشم انداز، تأکید بر اجرای صحیح پروژه های صنایع نفت، گاز و پتروشیمی و پروژه های کلان آب و برق، از دیگر محورهای این گردهمایی است.


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در شنبه 1 اسفند 1388  ساعت 11:09 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



به گونه اي است كه هدايت و كنترل نيازها و خواسته هاي افكار عمومي را در چنبره خود دارند، و اگر نظارتي بر شيوه هاي تبليغي برخي شركت هاي توليدي صورت نگيرد چه بسا سليقه هاي مردم را همين تبليغات كاذب به ناكجاآباد بكشانند!

امروز بسياري از مردم كشورمان از اجناس خريداري شده مصرفي كه تبليغات گسترده اي را پشت سرخود دارند رضايت چنداني ندارند اما شركت هاي توليدي و واردكنندگان چنين كالاهاي نامرغوبي از محصول خود كاملا احساس رضايت مي كنند!

«رضا ملكشاهي» كارشناس مسائل اجتماعي در گفتگو با سرويس گزارش روز كيهان مي گويد: «بسياري از شركت هاي توليدي داخلي و شركت هايي كه به واردات كالاهاي خارجي مي پردازند به فكر سود بيشتر هستند تا كيفيت محصول، از همين رو مردم بايد به اين نكته توجه كنند كه هر كالايي بايد از مرغوبيت و استانداردهاي لازم برخوردار باشد و هيچگاه تبليغات بازگوكننده مرغوبيت واقعي اجناس نيست.»

اين كارشناس مسائل اجتماعي رواج مصرف زدگي را به زيان جامعه مي داند و مي گويد: «مصرف زدگي به تجمل گرايي دامن مي زند و سبب گسترش زرق و برق هاي كاذب در زندگي مي شود، امروز اگر دقت كرده باشيد بسياري از خانواده ها تحت تاثير تبليغات كاذب خود را گرفتار تجمل گرايي هاي افراطي كرده اند و به خريد كالاهايي مي پردازند كه چندان به آنها نيازي ندارند، ادامه وگسترش اين روند جامعه اسلامي ما را به بيماري مصرف زدگي گرفتار خواهد كرد كه خود مصرف زدگي تبعات و زيرشاخه هاي وسيعتري از جمله تجمل گرايي، ايجاد شكاف طبقاتي و چشم و هم چشمي را شامل مي شود.»

وي در ادامه مي گويد: «تجمل گرايي سبب مي گردد تا فرهنگ ماديت جايگزين معنويت شود، يعني در دنياي تجمل گرايي آن چنان كه انسان به وجود وسايلات غيرضروري و تجملي زندگي در اين جهان بها و اعتبار مي دهد، نيمي از آن را به فكر معنويت نيست و اصولا در چنين دنيايي همه چيز تجملي است و از عمق و معناي خاصي برخوردار نيست.»

يك كارشناس امور فرهنگي نيز معتقد است كه بايد تبليغات كالاهاي مصرفي نظام مند شوند و به شيوه اي هدايت گردند تا به جامعه آسيبي وارد نسازد.

وي خاطر نشان مي كند: «گويا در جامعه كنوني ما تبليغات كالاهاي موجود از هيچ قاعده و قانوني تبعيت نمي كند و هر شركتي با شگردهايي خاص به فريب مردم مي پردازند، اين در حالي است كه تبليغات نبايد آدرس غلطي براي مخاطب و وسيله اي براي فريب مشتري باشد.»


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در شنبه 1 اسفند 1388  ساعت 11:07 AM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :15
  •    
  •   
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • 13  
  • 14  
  • 15  

POWERED BY RASEKHOON.NET