پيمانه*اصلاح الگوي مصرف*
 
  به وبلاگ پيمانه*اصلاح الگوي مصرف* خوش آمديد!    
 
درباره وبلاگ


محمد رضا زينلي
به وبلاگ تخصصي پيمانه خوش آمديد اميدورام كه اين وبلاگ بتواند بينش شما را نسبت به اصلاح الگوي مصرف كامل كند .


منوي اصلي
لينکهاي سريع

لوگو ها


 


















نظرسنجي

تنبيه الغافلين و تذکرة العارفين

مردى كه در نفقه دادن حدّ وسط نگاه داشت يعنى نه اسراف نمود و نه تقصير و در قرآن وارد شده «وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى‏ عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً» يعنى مگردان دست خود بر سينه به گردن خود تا بر بسط آن توانا باشى- و اين كنايت است از امساك- و مگشاى دست خود را همه گشادن. «بسط يد» عبارت است از اعطا و «كل البسط» اشارت است به اسراف. يعنى اسراف مكن چه اگر اسراف كنى بنشينى ملامت كرده شده، درمانده و محتاج. يعنى به اعتدال گراى و از طرفى تفريط و افراط كه تقتير و تبذير است احتراز نماى.


حكمت131
(و قال (عليه السلام): قلّة العيال احد اليسارين) كمى اهل و عيال يكى از دو توانگرى است در مال زيرا كه هر كه را اندك باشد عيال او عيش او آسانتر باشد و معيشت او اوسع همچنانكه در حين سعت حال و كثر مال بر اين منوال است. (و التّودّد نصف العقل) و دوستى كردن و معاشرت نمودن با مردمان نصف تصرّف عقل عملى است در تدبير كار معاش‏

دوشنبه 10 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

نقدي بر مقاله نگاه فقهي ملااحمد نراقي به اسراف

نقد مقالات در مجلات علمي به خصوص فقهي فوايد بسياري دارد و باعث اصلاح و تكميل و رشد و تحرّك و تبادل علمي و نضج فرهنگ و افكار خواهد بود. حتّي اگر نقد به منظور حراست از احكام دين اسلام و جلوگيري از انحراف و بدعت باشد واجب خواهد بود. با توجه به اين نكات بر آن شدم كه نقدي بر مقالؤ «نگاه فقهي ملا احمد نراقي به اسراف» بنويسم، تا نويسنده فاضل و محترم درجريان امر قرار گيرند، نيز مسئولان و مديران محترم فصلنامه فقه اهل بيت ملاحظه فرمايند.

قابل ذكر است كه فعلاً خواستم نكات و شبهات بدوي را مطرح نمايم و برخورد عميقِ علمي‏تر را به فرصت مناسب‏تر واگذار مي‏كنم.

1. نويسندؤ محترم در مقاله نوشته‏اند:

فقر و تنگدستي در فرهنگ و باورهاي اسلامي نكوهش شده و از آنها به عنوان همسان كفر ياد شده است.

1امّا هر فقري نكوهش نشده بلكه ثروتمند بخيل و ستمگر، و فقير بي صبر نكوهش شده‏اند.

تذكر: اوّلاً، «فقر» به معناي احتياج است2و فعل اختياري نيست تا قابل نكوهش باشد بلكه كارها و امور اختياري كه يك فرد يا مجموعه ممكن است بر اثر فقر انجام دهند قابل نكوهش مي‏باشد.

ممكن است اشكال شود كه در بعضي روايات فقر نكوهش شده است،3 ليكن اين نكته نبايد موجب شود كه در مورد مقاله فقط جنبؤ نكوهش به طور مجمل ذكر شود درحالي كه در بعضي روايات فقر مدح گرديده است. مانند: «الفَقْرُ فَخْري» اگر چه آن وجه، بسيار زيباست كه مراد فقر، وابستگي ممكن الوجود به واجب الوجود باشد.

خلاصه، اين امر بحث مفصّل دارد و اين گونه مطالب را بهتر است در مقالات مستقل مورد بررسي قرار داد. اگر بنا شد به طور اجمال آورده شود لازم است نكته‏هاي مقابل گفتن مطرح شود تا ناصحيح و شبهه‏انگيز نباشد.

2. در ادامه مطالب نويسندؤ محترم آورده است:

در برابر، از رفاه و آسايش به عنوان يك امتياز ياد شده تا جايي كه كار و تلاش براي كسب آن هم از عبادات و واجبات به شمار آمده است.

4آيا در آموزه‏هاي اسلامي رفاه به طور عام و فراگير يك امتياز مشروع و معقول و مستحسن است؟ اوّلاً، رفاه كه به تن آسايي5 معنا شده نه تنها امتياز نيست بلكه مذمّت نيز شده است. ثانياً، آسايش نيز كه دراين مقاله مورد تأييد قرار گرفته و به عنوان يك امتياز معرّفي گرديده، در فرهنگ فارسي به معناي استراحت و فراغ6 آمده، روشن است كه استراحت و فراغ درحد ضرورت و عقلايي مورد تأييد است نه زايد بر آن.

اين بحث نيز قابل بررسي و تحقيق جامع است.

به فرض رفاه و آسايش در حدّ مشروع باشد، به چه دليلي كار و تلاش براي كسب آن يك واجب شرعي است كه در مقاله چنين مطرح شده است؟

نياز به استدلال نيست كه كار به مقدار تأمين زندگي معتدل مستحسن و لازم است و كار به مقدار تأمين نفقه‏هاي واجب، لازم است و براي آسايش اهل و عيال بهتر است. اگر مقدمه منحصر به فرد واجبي باشد نيز واجب است، تا آن جا كه حضرت امام فرموده‏اند:

لاريب في أنّ التكسب و تحصيل المعيشة بالكدّ و التعب محبوب عنداللّه.

7اگر رهايي از وابستگي كشور اسلامي به اجانب مشروط به كاري باشد يا كار طوري باشد كه اگر رها شود، ضرر مهمّي به جامعه يا فرد وارد مي‏شود، آن جا واجب است.

امّا واجب بودن كار براي آسايش و رفاه بيشتر چه حكم شرعي دارد اگرواجب شرعي است دليل آن چيست؟

جهت روشن شدن مطلب، عبارتي از شهيد ثاني مي‏آوريم:

فالواجب منها ما توقف تحصيل موءنته... و مطلق التجارة التي يتمّ بها نظام نوع الإنسان فإنّ ذلك مِن الواجبات الكفائية... و المستحب ما يحصل به المستحب و هو التوسعة علي العيال و نفع الموءمنين و مطلق المحاويج غير المضطرين و المباح ما يحصل به الزيادة...

38. نويسنده محترم آورده‏اند:

...بنابر اين هر گونه تجاوز از حد، اسراف نيست. تجاوز از حدّي كه غرض عقلايي در پي نداشته و مورد تقبيح عقلا باشد، اسراف است.

9دراين باره مي‏گوييم: نويسنده ارزشمند، در ادامؤ بيان معناي اصطلاحي و نتيجه‏گيري از سخنان بعضي فقها عبارت فوق را آورده است، ايشان در صفحه 167 مقالؤ خود به نقل از عوائد الايام نراقي آورده است:

حدّ يعني حدّ استوا و وسط، يعني فاصلؤ ميان تقتير به معني تضييق و اسراف و اين حدّ فاصله، «قصد» و «اقتصاد» ناميده مي‏شود؛ زيرا اقتصاد عبارت است از: اعتدال و ميانه روي.

اينك توجه كنيد، درصورتي كه حدّ چنين معنايي داشته باشد، قطعاً هم از نظر شرع و هم از نظر عقلا تجاوز و خروج از آن قبيح است، حال جاي اين سوءال است كه تجاوز از حدّي كه به قول نويسنده «از حدّ اسراف نيست» كدام است؟ آيا تجاوز از حدّ طبق توضيحي كه آوردند، كه خروج از حدّ درست افراد است، اسراف نيست؟ درحالي كه موردي نمي توان يافت كه خروج از حد باشد و اسراف نباشد.

نكته ديگري كه به نظر مي‏رسد بايد مورد توجه باشد، آن است كه هرجا اعتدال باشد و مال به صورت شايسته مصرف شود و عقلا و شارع نيز آن را تأييد كنند، تجاوز از حدّ و اسراف نيست و هر جا فوق خطّ اعتدال باشد، اسراف است.

اگر زياد مصرف كردن عطر و امثال آن از طرف شارع تأييد شده در حقيقت به آن جهت است كه زياده روي در آن، شايسته و به جا و در محدودؤ اعتدال قرار گرفته؛ زيرا اعتدال از عدل است و عدل، «وضع الشي موضعه» است.

ديگر آن كه در اين جا عرف عقلا با شارع كه اعقل عقلا است وحدت نظر دارند و عرف عقلاي متديّن‏ها، مراد است و موردي كه تجاوز از حدّ اعتدال باشدولي تقبيح نشود يافت نمي شود، از اين رو كه اگر كسي قائل شود استعمال زياد عطر اسراف است با عدم تقبيح عقلا مواجه خواهد شد. قرآن كريم دراين زمينه فرموده است:

«وَلاَ تَجْعَل يَدَكَ مَغْلُولَةً إلَي عُنُقِكَ وَ لاَ تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ»

410. در ادامه مقالؤ ايشان آمده است:

هر چند بعضي از مصاديق اسراف، قطعي و مورد اتفاق همؤ فقها است ليكن ادّعاي ضروري بودن حرمت اسراف درتمام موارد، صحيح به نظر نمي رسد؛ زيرا اصطلاح ضروري بودن دين در مواردي به كار مي‏رود كه شائبؤ هيچ گونه اختلاف نظري نباشد در حالي كه در حرمت بعضي از مصاديق اسراف جاي بحث و گفتگو است .

اوّلاً، با توجه به مطالبي كه نويسنده محترم در صحفؤ 172 آورده‏اند كه حدود 23 آيه از واژؤ «سرف» دارد، حدود هفت آيه با نهي صريح و برخي از آنها مانند نهي است، به گونه‏اي كه اگر صريح در حرمت نباشد دست كم ظهور در حرمت دارند تا آن جا كه دارد: پس آيه بر حرمت هر نوع اسراف دلالت دارد.

عملي كه اين گونه مورد نهي قرار مي‏گيرد آيا ضروري دين نيست؟

ثانياً، مراد مرحوم نراقي از اين كه «اسراف» را به ضروري دين حرام مي‏داند، موارد استثنا شده و اختلافي نيست، بنابر اين ردّ استدلال نراقي مبني بر ضروري بودن حرمت اسراف، صحيح نيست.

5. در ادامؤ مقاله ايشان آمده است:

ادّعاي اجماع از جهاتي قابل اشكال است، از جمله مدركي بودن آن؛ زيرا اگر به قطع آن را مدركي ندانيم دست كم احتمال مدركي بودن آن بسيار قوي است، پس كاشف از قول معصوم يا نصّ معتبر نيست.

11نقد و بررسي:

1.اجماع يا نبود اجماع را بايد با بررسي كلمات فقها، اثبات يا ردّ كنيم، نه به صرف ادعا.

2. احتمال مدركي بودن براي احتمال دهندؤ آن موءثر است نه براي كسي كه اطمينان به وجود اجماع دارد.

بايد بيفزاييم كه وجود روايات و يا آيات موجب سستي صلابت اجماع نمي شود. در اين زمينه لازم است از مطالب استاد بزرگوارمان حضرت آيت اللّه شاهرودي بهره بگيريم. ايشان در اثبات صحّت استدلال به اجماع پس از ذكر سخنان فقها در مورد ارث بردن مسلمان از غير مسلمان فرموده است:

ادله و استدلالات ديگر كه در سخنان فقها در بارؤ اين حكم وجود دارد بلكه وجود روايات معصومين(ع) رخنه‏اي در اجماع ايجاد نمي كند و موجب مدركي شدن اجماع نمي شود، زيرا آهنگ سخن فقهاي پيشين و تصريح آنان به اين كه اين مسأله از مسائل اختصاصي مذهب اماميه بوده و مورد اجماع است يا حكم آل محمد اين است با آن كه اين مسأله از قديم مورد اختلاف دومذهب بوده و هر دو طرف در كتب‏خود اقرار كرده‏اند كه در اين مسأله‏قول علي و حسن بن علي و زين‏العابدين(ع) مخالف قول عامّه است، همؤ اين قراين و نكات به ما اطمينان مي‏بخشد كه اين حكم نزد شيعه، واضح و مسلّم بوده و حتي نزد عامه نيز به عنوان ديدگاه مذهب شيعه شناخته شده است. جاي هيچ گونه اشكالي ندارد، زيرا اين گونه اجماع، كاشف از رأي معصوم است. بنابر اين قوي‏ترين دليل اين مسأله، همين اجماع است.

12نتيجه: طبق آنچه حضرت آيت الله شاهرودي بيان فرموده‏اند، همچنان كه در ارث وجود روايات مانع از حجّيت اجماع نيست در باب اسراف نيز وجود ادلّؤ ديگر مانع از انعقاد حجّيت اجماع نيست، و اعتماد به آن جملؤ معروف كه «الاجماع دليل حيث لا دليل» درمواردي كه اجماع به طور مستقل وجود دارد صحيح نيست.

در پايان از نويسندؤ انديشمند مقالؤ مذكور كه با سعه صدر با نقد اينجانب برخورد خواهند كرد، قدرداني مي‏نمايم.

--------------------------------------------------------------------------------

1. مجموعه مقالات كنگره نراقي، ج1، ص 295.
2. مجمع البحرين و مصباح المنير واژؤ «فقر».
3. مجمع البحرين ، واژؤ «فقر»، «نعوذ بك من الفقر و القلّة».
4. مجموعه مقالات كنگره نراقي، ج1، ص 295.
5. فرهنگ معين.
6. همان .
7. تحرير الوسيله، ج1، ص 500.
8. شرح اللمعة الدمشقيه، ج3 ،ص 211ـ220.
9. مجلؤ فقه اهل‏بيت، ش29، ص 169.
10. اسراء، آيؤ 29.
11. مجله فقه اهل بيت، ش 29، ص 171.
12. مجله فقه اهل بيت، ش 29، ص 11 ـ 10، با اندكي تغيير در عبارت.
 

دوشنبه 10 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

تجمل گرایی و نقشش در رشد مفاسد اجتماعی!

یکی از مهمترین معضلات جوامع بشری ، بخصوص در حال حاضر ودر کشورهای توسعه یافته ، از جمله ایران ، رواج فرهنگ مصرف زدگی و تجمل گرایی است...
که در هر برهه از زمان به نحوی نمود داشته است . درزمانهای گذشته در لباس اشرافی گری ، ملوک الطوایفی ، خان و خان سالاری و... و در عصر فعلی نیز در قالب میل به فزون طلبی و تجمل گرایی و مدگرایی مشهود است . این معضل که می توان آنرا به بیماری قرن حاضر نیز تعبیر نمود ، مانند یک خوره یا موریانه ضمن تلف نمودن عمر و وقت و ثروتهای جوامع ، باعث ایجاد مفاسد و انحرافات زیادی نیز می شود . خشکاندن ریشه فضائل اخلاقی و انسانی ، اشاعه و ترویج فرهنگهای منحطی مانند ، رشوه خواری ، اختلاس ، رباخواری ، دزدی و فساد و فحشاء و هزاران مفسده دیگر از ثمرات این علف هرز می باشد . به واقع با ارزش شدن ثروت و در پی آن تجمل گرایی در زندگی خطرات و پیامدهای منفی بسیاری را در پی دارد که مهمترین هدف آن زخمی نمودن عدل و برابری و نهایتا فضائل اخلاقی است . لذا مهمترین هدف ادیان توحیدی و بعثت انبیاء الهی و توصیه های حکیمانه آنان و حتی فرقه های غیر توحیدی ، تحقق اهدافی همچون عدل و برابری و رفع هر گونه تبعیض و نهایتا هموار نمودن مسیر دستیابی انسان به ارزشهای والا و کمالات انسانی است . به همین دلیل هم اکثر انبیاء ازبین اقشار بسیار پائین و ضعیف و غالبا از بین چوپانان جامعه مبعوث شده اند ، تا بهتر حال و روز مردم فقیر را درک نمایند .آری بدرستیکه آرمانگرایی و عدالت خواهی با دنیا طلبی و تجمل گرایی رابطه معکوس داشته وبه میزانی که دنیا طلبی وگرایش به مادیات و تجمل در جامعه و بخصوص در دولت مردان افزایش می یابد ، به همان میزان از گرایش به آرمانهای متعالی وعدالت خواهی کاسته می شود . بنابراین می توان از تجمل گرایی و گرایش به دنیا طلبی بعنوان یکی از آفات جوامع نام برد. در زمان صدر اسلام چه بسا مسیحیان و یهودیان ویا سایر فرق توحیدی دیگری نیز در کنار کفار زندگی میکردند ، ولی پیام حضرت محمد (ص) چه بود که از شنیدن آن لرزه بر اندام اشراف مکه افتاد . آری پیام چیزی جز برابری و مبارزه با هرگونه شرک و برده داری و اشرافی گری نبود . ایشان فرمودند همه با هم برابرند و تنها ملاک برتری تقوی است. لذا با تمام مظاهر آن از جمله تجمل گرایی به جد به مبارزه پرداختند. دلیل بر این مدعا هم از سیره و رفتار ایشان و ائمه اطهار و تاکید آنان بر بی توجهی به زخارف دنیا کاملا مشخص است . با نگاهی اجمالی به قرآن نیزبه این موضوع واقف می شویم که علت تاکید های فراوان قرآن به عدل و برابری و مبارزه با تکاثر و تکیه بر انفاق و خمس وزکات، دستیابی به چنین رسالتی بوده است . لذا اسلام برای جلوگیری از رشد این موریانه موذی که به تدریج ارزشهای ناب اسلامی و انسانی را خورد ه و ریشه های آنرا می خشکاند همه راههایی را که ممکن است انسانها ثروت خود را در تهیه زندگی تجملی و اسراف و تبذیر صرف کنند بسته است . ابن خلدون از دانشمندان مسلمان در این باب چنین می گوید : تجمل خواهی که مهمترین ویژگی آن تمایل به اسراف است ، مفاسد زیادی را در پی دارد و برای مردم تباهی آور است و در نهاد آدمی انواع بدیها و فرومایگیها و عادت زشت را پدید می آورد و مردم را به ورطه سقوط می کشاند . بدین ترتیب که تجمل گرایی و اشرافی گری به تدریج سبب فقر و تهی دستی جامعه و حکومتها خواهد شد . اگر در جامعه روزی به جایی رسیدیم که برای داشتن ماشین و خانه و زر و زیور و مادیات بعنوان معیارهای تشخص و احترام افراد ، بیشتر از ارزشهای والای انسانی و دینی و تقوی ارزش قایل شدیم ، در آنصورت کم کم ارزش ها کم رنگ شده ، و اصول و مبانی دینی مورد بی مهری واقع خواهند شد ، و مصادیق و سمبلهای آن نیز طرد میشود . در چنین جامعه ای برای رسیدن به این ارزش کذایی و تو خالی مجبوریم تن به هر کاری بدهیم تا مبادا از احترام ما کاسته شود . آنجاست که رشوه و اختلاس یا خود فروشی و تملق و ریا کاری و هزار مفسده دیگر برای رسیدن به این جایگاه مباح می گردد . آری حس تجمل گرایی طلحه و زبیر آن صحابی گرانقدر پیامبر ، باعث شد که شمشیر برروی امام علی کشیده و جنگ جمل را راه انداخته و نهایتا به آن عاقبت شوم گرفتار شوند . یا یاران امام حسن نیز بخاطر بدست آوردن سکه های طلای معاویه او را تنها گذاشته وباعث شدند ایشان تن به آن صلح اجباری با معاویه بدهد . همچنین میل به ثروت و حکومت عمروسعد صحابی امام علی در جنگ صفین باعث شد ، در روز عاشورا سر از تن امام حسین جدا نماید . میل به تجمل شاهان قاجار نیز چنین معاهده های ننگینی را بر مردم ما تحمیل کرد . تجمل‏گرايى شاهان قاجار در عصر اخير، باعث‏سقوط كشور ايران ‏شد. به طورى كه بخاطر تجمل و خوش گذرانى هر روز امتيازى به‏ اجانب ‏داده و با آبرو و حيثيت مردم مسلمان ايران بازى ‏مى‏كردند و جسم ايران عزيز را تكه تكه كرده و به دست دشمن می ‏سپردند. جاى تاسف اين جاست كه علاوه بر جدا شدن قسمتهای از ايران ، ‏روسيه در عهدنامه تركمانچاى‏، مبلغ ده كرور هم (مبلغ پنج‏ميليون تومان) به عنوان غرامت جنگى دریافت نمود . یکی از علتهای سرسپردگی حکام قبل از انقلاب نیز به همین دلیل بوده است . تن دادن به معاهده کاپیتالاسیون وایجاد حقوقی مانند حق توحش و وابستگی شدید از تمام لحاظ چه اقتصادی ، سیاسی و... به کشورهای غربی همه نشات گرفته از این بیماری است . به واقع می توان از تجمل گرایی و مصرف زدگی بعنوان ام الفساد همه رذایل نام برد . لذا در بحث حاضرسعی شده است مهمترین بیماری بنام تجمل که ریشه اصلی آن نابرابری و اختلافات اجتماعی و طبقاتی است ، کالبد شکافی شود . البته لازم به ذکر است که نابرابری با تفاوت از لحاظ مفهومی بسیار فرق دارد . وجود تفاوتها در جامعه لازم است .مثلا اگر قرار باشد یک متفکر یا مخترع درست به اندازه یک کارگر پول بگیرد در آنصورت هیچکس انگیزه مسئولیتهای پرخطر را قبول نخواهد کرد یا به تعبیری فرق بین دوغ و دوشاب بی معنی خواهد بود و همه ترجیح خواهند داد که کارهای بی دردسر داشته باشند . پس تفاوت لازم است منتهی به شرطی که همه افراد ابتدا بتوانند نیازهای اولیه و ضروری زندگی خود را تهیه نموده و زندگی برای آنان آزاردهنده نباشد .حال در این میان اگر تفاوت بین فقیر و ثروتمند خیلی فاحش باشد در حدی که مردم احساس محرومیت نسبی و یا بی عدالتی نمایند و در کنار آن نتوانند نیازهای تحریک شده و یا حتی نیازهای فیزیولوژیک خود را ارضاء نمایند ، در آنصورت نظام اجتماعی و اقتصادی به تدریج به سمت انهدام و انحطاط کشیده خواهد شد ، و اگر نابرابری ثروت باعث ایجاد نابرابری اجتماعی شود و ثروتمندان خودخواهانه به فکر خویش و استثمار ضعفا باشند ، در آنصورت آسیبها و بیماریهای اجتماعی صدمات جدی بر پیکره خانواده ها وارد خواهد کرد . از آنجا که سالها بود که این بیماری پنهان ، جامعه حاضررا به سمت پرتگاه انحطاط سوق میداد مرا به این فکر وا داشت که مقاله ای را تحت این عنوان جمع آوری نمایم . لذا ضمن بررسی منابع موجود و مطالب نگاشته شده در جراید وکتب مختلف و همچنین استفاده از کتاب توسعه و تضاد استاد دکتر رفیع پور ، یکی از اساتید جامعه شناسی به عنوان منبع اصلی، سعی نمودم بعنوان یک دردمند که شاهد فروپاشی نظام اجتماعی و خانوادگی جامعه خود هستم ، قدمی هر چند اندک از منظر خیرخواهانه در جهت نشان دادن این بیماری ، که بعنوان اولین قدم در درمان آن است ، بردارم . باشد که مثمر به فایده باشد . مقاله حاضر در چند ین قسمت تهیه شده است . در بحث اول تجمل گرایی در صدر اسلام مورد بحث قرار گرفته است . در مبحث دوم تجمل از دیدگاه قرآن و احادیث و یکی از عوامل مهم در انحطاط جامعه نبوی بیان گردید . سپس تجمل در جامعه قبل از انقلاب بعنوان یکی از علتهای مهم بروز انقلاب مطرح شده و ضمن بررسی جامعه مطلوب و ساده زیست دوران رهبری امام خمینی نهایتا تجمل گرایی و علتهای بوجود آن را پس از فوت ایشان ، ودرباره پیامدهای وخیمش مشروحا مطالبی را در حد وسع مدون نمودم . محور اصلی این مقال روی با ارزش شدن ثروت ونتیجتا افضلیت قشر مرفه، و احترام بیش از حد آنان وارزشهای اشرافیشان می باشد . این امر بدلیل ساختار فرهنگی و اجتماعی جامعه ما باعث شد که سایر اقشار نیز به زعم خود برای بدست آوردن ارزش و احترام به سمت ارزشهای ثروتمندان و هم شکلی با آنان با صرف تمام انرژی خود رو بیاورند . بدین معنی که اگر اعضای جامعه ای حس کنند که ثروت عامل برتری و احترام است در این صورت برای بدست آوردن آن ظواهر مادی ، بعنوان یکی از معیارهای تشخص ، سعی وافری خواهند نمود و در این میان عقب ماندن از این مسابقه مایع حقارت تلقی خواهد گردید . در آنصورت در چنین محیطی دارندگی، برازندگی و فقر مایع شرمندگی محسوب خواهد شد . به همین دلیل مردم در یک مسابقه تمام نشدنی سعی خواهند داشت در کسب چنین ملاکهای از هم پیشی بگیرند واز اینجاست که موریانه تجمل جان خواهد گرفت و مانند خوره ای موجد مفاسدی مانند رشوه خواری , اختلاس , دزدی ، خودفروشی , سوء استفاده از امکانات دولتی و تفاخر و تکاثر و استبداد خواهد شد . لذا هر آنچه که سالیان سال پیامبرو ادامه دهندگان راه ایشان رشته بودند، پنبه خواهد شد و فضائل و کمالات اخلاقی به تدریج از جامعه رخ بسته و تدین و متد ینین نیز مورد بی احترامی واقع خواهند شد . تجمل از دیدگاه قران و حدیث یکی از مظاهر بی عدالتی و نابرابری که قرآن و پیامبر و سایر ائمه روی آن تکیه نموده، و به مبارزه با آن پرداخته اند ، اشرافی گری و تجمل گرایی است . در قرآن کریم به کرات در خصوص ثروت اندوزی یا کنز ، تفاخر، تکاثر ، ربا و اسراف سخن به میان آمده است . در قرآن روی برابری همه اقشار و ایجاد امت واحده و رفع هر گونه علائم و سمبلهایی که باعث ایجاد شکاف طبقاتی است ، تاکید خاصی شده است . با توجه به رواج تجمل گرایی در زمان پیامبر و مفساد ایجاد شده توسط آن , تدابیر و توصیه های به مقتضای آن زمان از جانب خداوند و پیامبربه مردم شده است . مانند تحریم استفاده مردان از زیور آلات و لباسهای فاخر و .... و همچنین برای زنان استفاده از خلخال در پا بعنوان یکی از مظاهر تجمل یا هر گونه جلب توجه و آرایش در خارج از حریم خانواده و حتی راه رفتنی که نشانی از تکبر و فخر فروشی و اشرافی گری است ، منع گردیده است . لذا آنچه که مد نظر شارع مقدس بوده، استفاده از نعمات الهی در حد معمول و یکنواخت جامعه است . مبارزه قاطع با تجمل گرایی آن چنان حائز اهمیت است که غفلت از آن جبران ناپذیر و خسران آور خواهد بود . زیرا اشاعه دنیا طلبی موجب ازدیاد مترفین و افزایش فساد خواهد شد. خداوند در قرآن کریم سوره اسراء آیه 16 می فرماید چون بخواهیم کشورو ملتی را هلاک و نابود سازیم مترفین را امر می کنیم تا در جامعه به فساد و فسق بپردازند ، سپس دچار عذاب می گردند و ما آنان را زیر و رو می کنیم . همچنین قرآن در مذمت قارون بعنوان یکی از مظاهر ثروت اندوزی ویا در مورد رهبان یهودی که دائم در پی تکاثر ثروت و ربا خواری بوده اند سخن به میان آورده است . یکی از آیات بسیار مهم در این زمینه آیه 35 سوره توبه است که می فرماید : الذین یکنزون الذهب و الفضه و لا ینفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم کسانی که طلا و نقره انباشته و کنز می کنند و از انفاق آن در راه خدا دریغ می ورزند به عذابی دردناک بشارت ده . این آیه یکی از حربه های ابوذر غفاری در جنگ با متمولیان و ثروت اندوزان زمان عثمان بود . وقتی عثمان خلیفه سوم در توجیه کارهای خود می گفت ، این ثروت از راه مشروع بدست آمده است وچون زکات آن پرداخت شده است ، پس ایرادی برآن وارد نیست ، ابوذر در جواب می گفت پس انفاق چه می شود ، و باید از مال خود انفاق کنید تا شکافهای طبقاتی پر شود . ضمنا ایشان یکی از واجبات جهت رفع هر گونه فقرو شکاف طبقاتی را انفاق از مال می دانست وآنرا واجب می شمرد .در موارد بسیاری قرآن سخن از انفاق بمیان آورده است . و این امر حاکی از آن است خمس و زکات وصدقه و همچنین انفاق هر کدام جایگاه خاص خود را دارند و لی متاسفانه در جوامع اسلامی انفاق بسیار کم رنگ شده است ، و همانطور که میدانیم انفاق به معنی پرکردن گودال است و از این طریق شارع توصیه به پر کردن حفره های اجتماعی و رفع نابرابریها نموده است. آیه 31 سوره اعراف می فرماید : ای فرزندان آدم به هنگام رفتن به مسجد ، زینتهای خود را بگیرید . بخورید وبیاشامید ولی اسراف نکیند ، که خداوند مسرفین را دوست ندارد . امام صادق (ع) در تفسیر این آیه فرموده است آیا چنین پنداشته اید که خداوند به هرکس چیزی عطا فرموده و نعمتی داده ، به خاطر بزرگواریش است و کسی را که محروم ساخته ، به علت خواریش است؟ هرگز، بلکه مال ، مال خداست و آنرا نزد افراد به امانت سپرده است و اجازه داده ، با اعتدال و میانه روی از آن بخورند ، بنوشند وازدواج نموده و وسیله سواری تهیه نمایند و مازاد آنرا به نیازمندان جامعه برگردانند ، تا نابسامانیها برطرف گردد و تنها در این صورت است که آنچه را در راه خوردن و ... مصرف می کنند حلال است .آنگاه در مورد آیه لا تسرفوا ان الله لا یحب المسرفین چنین می فرمایند ، که آیا تصور کرده اید شخصی که خداوند ، مالی را به امانت به وی سپرده است ، می تواند با آن اسبی به ده هزار درهم بخرد ، در صورتی که اسب 20 درهمی نیز او را کفایت می کند ؟ هرگز( جلد 75 بحارالانوار) امام علی (ع) در نامه 45 خود به عثمان بن حنیف فرماندار بصره چنین می فرماید : ای پسر حنیف به من گزارش داده اند که مردی از ثروتمندان بصره تو را به مهمانی خویش فرا خوانده است و تو هم به سرعت ، به سوی او شتافتی و در آنجا خوردنیهای رنگارنگ و .... پی درپی جلوی تو نهاده اند . گمان نمی کردم تو مهمانی مردمی را بپذیری که بر سر سفره او فقط ثروتمندان دعوت شده اند و نیازمندان با ستم محروم مانده اند . اندیشه کن در کجائی و بر سر کدام سفره غذا می خوری . یا شکایت حضرت علی (ع) از دخترش بخاطر بودن دو نوع غذا در سر سفره و یا سرزنش او بخاطر امانت گرفتن گردنبندی از بیت المال همه حاکی از مبارزه با هر گونه تجمل است . پس امام نه تنها خود روش پرهیز از تجمل واسراف را در پیش می گیرد ، بلکه توصیه می کند که با چنین افرادی هم نشست و برخاست نکنید ، که مبادا خوی ایشان در شما نیز اثر کند ضمن اینکه شرکت درچنین مجالسی مهر تائید بر کار آنان نیزمیباشد. امام علی ( ع ) سپس می فرماید اگر می خواستم ، می توانستم از عسل پاک ومغز گندم و بافته های ابریشم برای خود غذا و پوشاک تهیه نمایم ، اما هیهات که هوای نفس بر من چیره می گردد و طمع مرا وا خواهد داشت که طعامهای لذیزتری را نیز برگزینم ، در حالیکه در حجاز و یمامه کسانی هستند که به قرص نانی محتاجند . پیامبر (ص) نیز خواسته تنها دختر محبوبش را که سخت کار می کرد و در گرسنگی بسر میبرد ، وقتی تقاضای خدمتکاری را نمود ، نپذیرفت . ابوذر غفاری به معاویه در مقابل آن همه دستگاه تجملی فریاد میزند ، که اگر این کاخ را از پول خودت ساخته ای اسراف کرده ای وبه مصدا ق آیه شریف که می فرماید ، ان المبذرین اخوان الشیاطین ، جزو شیاطین هستی ، و اگر از پول بیت المال ساخته ای پس خائن به مسلمین هستی . آری سخن در این باب فراوان است و مجال اندک ولی مجموعا ، اسلام راههایی را که ممکن است انسان ، ثروت خود را در تهیه زندگی تجملی و سراسر اسراف وتبذیر صرف کند ، بسته و نهی کرده است . مصارفی را که اسلام مشروع ومباح دانسته ، عبارتند از انجام هزینه ها و مخارجی است که انسان در تامین یک زندگی متعارف و معمول مصرف می کند ، حال اگردر این بین درآمدش زیادتر از هزینه هایش باشد ، باید آنرا بر اساس توصیه های اسلام در راه تامین نیازهای مستمندان و مصالح جامعه ، صرف کند . تجمل عامل انحطاط مسلمین صدر اسلام در زمان صدر اسلام و قبل از بعثت رسول اکرم در مکه اشرافی زندگی می کردند که خود را قیم مردم مکه تصور کرده و بر همه منابع و تجارت آنجا پنجه افکنده بودند . لذاپیامبر در مدت 23 سال رسالت خود با شعار برابری و عدل ، بساط چنین ظلمی را برچید وباعث شد تا همگان با هم عقد اخوت و برابری ببند ند . لذا غلام و ارباب هر دو یک سهم از بیت المال می بردند، در کنار هم زندگی کرده و با هم در یک جا نماز می خواندند. ولی از آنجا که این غده سرطانی طی سالیان متمادی بوجود آمده بودّّّ ، لذا بعنوان یک بیماری پنهان در طول حیات ایشان مخفی بود و پس از فوت وی ، این غده چرکین سر باز کرده و به مرورزمان رشد کرد ، و در زمان عثمان خلیفه سوم به نهایت وقاحت خود رسید . یکی از مورخان بنام جرجی زیدان می گوید پس از آنکه اعراب به کشورگشایی پرداختند سیم و زر و غلام و کنیز فراوانی به جزیره العرب روان گردید لذا اعراب مسلمان اندک اندک به فساد وهرزگی افتادند . آری پیامبر که خود در خانه ای محقر زندگی می کرد وقتی با درخواست زنان خود برای آویختن یک پرده تزئینی به خانه اش مواجه شد ، گفت این زندگی من است یا با من بسازید ، یا از من جدا شوید . و شعار او بعنوان رهبر دین ، الفقر فخری بود ، ولی جانشینان او چه روشی را در پیش گرفتند ؟ عثمان در کاخی بسیار زیبا زندگی می کرد . اولین بار او بود که تجمل گرایی را در اسلام شروع کرد و اولین بار بر خلاف رویه پیامبر و توصیه ایشان، او کاخ نشین میشود . برای اولین بار گارد رسمی محافظ ترتیب میدهد و جاجب برای خود تدارک می بیند و رابطه توده عامه مردم را باخود قطع می کند . برای اولین بار بیت المال در اختیار خلیفه قرار می گیرد و به همین دلیل کلید دار آن به مسجد آمده و رسما استعفا می دهد و می گوید خلیفه در بیت المال دخالت می کند. برای اولین بار زندانی سیاس پیدا می شود و مسلمانی بخاطر حمله به روش خلیفه تحت تعقیب قرار می گیرد و اولین بار تبعید سیاسی دیده میشود (ابوذر) و باز برای اولین بار انسانی شکنجه می شود ( عبدالله بن مسعود ) و اولین بار پیوند های قومی و خویشی نردبان ترقی سیاسی و اجتماعی می گردد و پست های مهم انحصاری می شود و به اعضا باند سیاسی وابسته خلیفه اختصاص می یابد و برای اولین بار استثمار طبقاتی و تبعیض و سرمایه داری و کنز واشرافی گری و ... جای ارزشهای ناب اسلام و معنویت را می گیرد و همه این مفاسد از تجمل گرایی شروع می شود . (کتاب ابوذرمرحوم شریعتی ص225) و صاحب منصبانش هر کدام امپراطوری به راه انداخته بودند . معاویه در شام کاخ سبز بنا کرده و بقیه حکام هرکدام به نحوی مشغول چپاول بیت المال بودند . همین شیوه بود که باعث شد که صحابه چنان به آن فرهنگ خو کنند که در زمان تصدی علی (ع) نتوانند با نحوه حکومت داری او کنار آمده و نهایتا به جنگ با او پرداختند . این روحیه رفاه طلبی مردم زمان ایشان بود که به نوعی بنیان حکومت او را خشکانید . مردم از یک طرف از طرحهای اصلاحی سخت و پرمشقت ایشان حمایت نمی کردند ، و از سویی برای بدست ثروت بیشتر به او خیانت کرده و با معاویه پیمان اخوت می بستند و یا به بیت المال دست درازی کرده ویا یاران صدیق او را ترور می کردند . یا با تقسیم مساوی بیت المال مخالفت می ورزیدند ، درحالیکه در زمان خلفای قبلی سهم دریافتی از بیت المال به نسبت قرابت و خویشاوندی متغیر بود و یا درجنگها اورا تنها می گذاشتند . بعنوان مثال یکی از صحابه ایشان بنام ابو برده بن عوف که در جنگ صفین در رکاب او می جنگید به طمع یک قطعه زمین ، به معاویه پیوست . یا مصقله بن هبیره اسیرانی را خریده و بدون پرداخت پول آنها را آزاد کرد، و بدین ترتیب بالغ بر 300 هزار دینار از بیت المال دزدیده و به معاویه پیوست . همچنین یکی از موالیان امام از او درخواست مالی کرد و امام در جواب فرمودند اگر مالی بدست من برسد ، حتما آنرا بین تو وخود تقسیم خواهم کرد ، ولی او قانع نشده و به سمت معاویه رفته و پاداش خوبی از او دریافت نمود . قاتل مالک اشتر ، تنها به خاطر معافیت از پرداخت جزیه ، به دستور معاویه ایشان را مسموم و شهید کرد . ابوذر غفاری هم بدلیل مخالفت با ثروت اندوزی معاویه و عثمان به ربذه تبعید شد ه و آنجا در تنهایی فوت نمود . پس گرایش مردم به رفاه و فزون طلبی آنان به تنعمات دنیوی ، بستر مناسبی برای رشد حقد وحسد و کینه و هزاران مفسده ، همچون خیانت در امانت ، رشوه خواری ، قتل و خونریزی و ... را فراهم می کند. و مسلما در چنین محیطی آحاد جامعه یکدیگر را کنترل نخواهند کرد و برای کسب امتیازات بیشتر ، دست به رقابتهای غیر انسانی و اخلاقی و خصمانه خواهند زد ، چرا که وقتی تعهدات دینی تضعیف شود ، انسان قادر به کنترل حرص و ولع خود نخواهد بود و در اینجاست که قاتل فرزندان حضرت مسلم ، صحابی صدیق امام حسین (ع) بخاطر چند سکه سر از تن فرزندان خردسال ایشان جدا می کند . آری همه این مثالها و صدها مثال دیگر از این نوع حاکی از آن است که هرگاه علاقه ومیل مردم به مال و ثروت و رفاه ، بیش از ارادتشان به دین و آئینشان گردد ، هم مردم و هم عناصر حاکم بر نظام ، سست می شوند بطوری که اگر شخصیتی چون علی هم در راس حکومت باشد قادر به اصلاح جامعه نخواهد بود . - تجمل گرایی درجامعه قبل از انقلاب ازتجمل گرایی و نابرابری اجتماعی می توان بعنوان یکی از مهمترین عوامل تبین کننده و ایجاد کننده انقلاب اسلامی نام برد . اینکه در اکثر جوامع دنیا نابرابری اجتماعی در حد بالایی وجود دارد خبر جدیدی نیست ، لذا ایران نیز از این قاعده مستثنی نبوده است . آمارهای بدست آمده در سال 1349 نشان میدهد که 20% قشر مرفه جامعه از کل درآمد همان سالها 7/62% سهم برده و مابقی درآمد نیز سهم 80% اقشار جامعه بوده است ، که این امر حاکی از توزیع ناعادلانه ثروت ودرآمد است . این نابرابری در طول سالهای حکومت شاهنشاهی و همراه با روند مدرنیزه کردن ، با شدت و ضعفهای ادامه داشته ، ولی آنچه که اهمیت دارد معضلات و پیامدهای آن در بحث حاضر است ، که مفصلا و در حد وسع خود مورد بررسی خواهد گرفت. نابرابری در یک جامعه از دو دیدگاه و نقطه نظر میتواند مورد بحث قرار گیرد . اول وجود نابرابری عینی و در مرحله بعدی احساس ذهنی نابرابری در یک جامعه است ، که اهمیت احساس نابرابری و ذهینت آن ، مهمتر از نابرابری عینی و واقعی است ، زیرا تا زمانی که مردم از نظر روحی و ذهنی از چیزی رنج نبرند ، کمتر اذیت خواهند شد . چه بسا وجود یک بیماری تا زمانی که شخص ذهنیتی نسبت به آن ندارد ، کمتر مشکل ساز است ، تا زمانی که ذهنیت فرد نسبت به آن تحریک شود . از طرفی درک نابرابری به دو عامل 1- قدرت و توانایی ادراک و 2- امکان ادارک و مشاهده و کسب اطلاعات بستگی دارد . در واقع انسان باید نابرابری را مشاهده کند تا آنرا درک نماید ، که این امراز طرق مختلفی مانند مسافرت یا وسایل ارتباط جمعی و مدرسه یا عوامل آگاه کننده دیگر، حاصل خواهد شد پس با فراهم آمدن امکان مشاهده و ادارک نابرابری ، این سوال در ذهنها ایجاد خواهد شد که چرا او آن وضعیت را دارد و ما این وضع را ، و این مقایسه کردنها نهایتا به یک محرومیتی نسبی منتج خواهد شد . البته مقایسه کردن ، در موارد و وضعیتهای نزدیک به هم و قابل دسترس ، رخ خواهد داد . مثلا بین دو همشهری یا دو همسایه و همکار یا ... و در واقع این فکر که چرا ما باید اینطور فقیر و دیگری آنطور ثروتمند باشد ، یعنی احساس محرومیت نسبی وقتی بوجود می آید که انسانها بتوانند خود را با دیگران مقایسه کنند . همانطور که می دانیم نظام اجتماعی جامعه ایران مبتنی بر فئودالیته بوده است و غالبا در چنین جوامعی که از دو قشر بالا و پائین تشکیل می شود و بدلیل نزدیک نبودن دو قشر به هم ، امکان مقایسه بین آنها کمتر وجود دارد ، این سوال مطرح می شود که چه عاملی باعث ایجاد چنین مکانیزم مقایسه ای در آن موقع شده است . در سالهای بین 1345 تا 1355 تعداد باسوادان و دانشجویان به سرعت افزایش یافته و وضعیت درآمدی مردم نیز، بدلائل مختلف از جمله افزایش قیمت نفت و .... بهتر شده بود . از طرفی در پی مسافرتهای مکرر اقشار مرفه به اروپا و مشاهده زندگی مردم آنجا ، احساس عقب ماندگی یا همان محرومیت نسبی ، در آنها ایجاد و تشدید گردید ، لذا آنها به منظور ارضاء حس خود کم بینی ، در پی تهیه لوازم لوکس و داشتن ظواهر آن زندگی آنهم در بالاترین حد خود و عموما بدون درک درستی از فرهنگ و کارکرد و نحوه استفاده آن ، ترغیب می شدند و این اولین قدم در بوجود آمدن سیکل تجمل گرایی در ایران بود . از این مرحله به بعد بود که در راستای ارضاء این نیازجدید و پرستیژ طلبانه ، یک زنجیره گسترده از موسسات خدماتی و مصرفی و اکثرا وارداتی بوجود آمد . طی جریان ارضاء نیاز های قشر مرفه ، پس مانده ها و تفاله هایی نیز برای سایر اقشار پائینتر، بصورت مشاغل جدید و امکان کسب درآمد های مانند رانندگی ، مباشری ، خدمتکاری یا مشاغل خدماتی و .... حاصل شد ، که باعث شد این قشر بعنوان رابطی بین اقشار مرفه و اقشار کم درآمد عمل نماید ، لذا می توان آن گروه را به عنوان قشر متوسط یا واسطه هم تعبیر نمود . قشر متوسط جدید در اکثر زمینه های ارزشی از قشر مرفه ، الگو برداری می کرد و مانند آنها در فکر مصرف ، و سود بالاتر، بود. لذا کلیه ارزشهای سنتی که مانع رشد این ارزشها و اهداف بود ، را بطور آشکارا و نمایشی رد می کند . پس از این مرحله بدلیل وجود یک حلقه واسطه ، امکان مقایسه اجتماعی بین دو قشر پائین و بالا بوجود آمد . بر اساس یکی از اصول جامعه شناسی بنام تئوری نیاز ، هر چه که نیازهای افراد یک جامعه ، به غیر از نیازهای فیزیولوژیک ، بیشتر ارضاء شود احساس نیازمندی نیز ، در آنها افزایش خواهد یافت . لذا با ارضاء این نیازها ، یک جریان تکثیر نیاز و یا گسترش نیاز ، بوجود آمده ، ودر پی آن ولع بیشتر خواهی ، نمود مضاعفی پیدا خواهد کرد . همچنین تحقیقات انجام شده حاکی از آن است که احساس نیازمندی ذهنی با نیازهای واقعی و عینی رابطه عکس دارد ، لذا هر کس که بیشتر دارد ، بیشتر هم طلب می کند . پس جریان نیاز آفرینی و احساس نیاز بوجود آمده در قشر بالا از طریق قشر متوسط به سایر اقشار پائین تر سرایت کرد ، و متعاقب آن احساس محرومیت نسبی هم روز به روز گسترش یافت . از طرفی فرآیند رشد اقتصادی بوجود آمده در قشر متوسط باعث شد تا به تدریج ارزشهای جدید قشر بالا ، به سایر اقشار پائین تر نیز رسوخ کرده و نهایتا همان پروسه مقایسه کردن شکل گرفت . مقایسه ای که قبلا فقط در درون یک قشر صورت می گرفت حالا به یک جریان وسیع ، مبدل شده و این مقایسه نیز احساس نیازبه کالا های جدید را هم افزایش داده و در پی عدم موفقیت افراد در ارضاء و تامین آنها ، یک احساس محرومیت نسبی، در بین مردم گسترش یافت و از سوی دیگر اقدامات دولت نیز در جهت ارضاء نیازهای مردم ، از طریق واردات کالای لوکس خارجی و مصرفی و تجملی و ... بجای تعدیل این احساس و نیازها بر عکس ، مانند بنزین روی آتش منجر به پیدایش ولع و نیازهای جدیدتری نیز گردید . دیگر کسی راضی نمی شد ، زیرا بیشتر و بیشتر می خواست و به تدریج نارضایتی هم افزایش یافت . هدف اکثر مردم جامعه ، دستیابی به سطح زندگی قشر مرفه تر و قابل مقایسه با خود بود و پس از دستیابی به این درجه از ارضاء نیازها ، مقایسه با اقشار مرفه تر ، مانند دویدن به دنبال سایه ادامه می یافت و نهایتا دراین روند چشم و هم چشمی و تجمل گرایی ، این قشر ثروتمند بود که سطح زندگیش بدلیل بهره مندی از منابع درآمدی کشور ، همواره بطور افراطی در حال تغییر بود . آری قشر مرفه به منظور ارضاء نیاز مفرط خویش به خود نمایی ,همواره سطح زندگی خود را به نمایش گذاشته و باعث تشدید ادارک نابرابری و احساس محرومیت نسبی ، بخصوص در بین قشر متوسط و روشنفکر جامعه می گردید. همین امر باعث شد که این قشر، دائم در پی فراهم نمودن امکاناتی باشند که وضعیت مالی آنها را بهبود بخشد ، لذا یک نیاز شدید به ارتقاء و سیرصعودی تحرک اجتماعی بوجود آمد ، که همین موضوع سبب تشدید مضاعف محرومیت نسبی گردید . اما از آنجا که افزایش احساس نیاز مردم با افزایش امکانات ارضاء آنها همگام و هماهنگ نبود یک تضاد اجتماعی در جامعه شکل گرفته و این موضوع وضع را برای مردم غیرقابل تحمل می کرد. از سویی ، احساس محرومیت نسبی ، به حقوق اجتماعی و سیاسی مردم نیز رخنه کرده و باعث تفاوتهای فاحشی ، در حقوق اجتماعی مردم، به نسبت پایگاه طبقاتی آنان شد ، لذا قوانین کمتر برای اقشار بالا ، اجرا می گردید . بدین ترتیب یک نظام استبدادی از سوی آنها در جامعه حاکم شده بود . همه چیز را با پول خریداری میکردند و القابی همچون خدایگان یا شاهزاده وسناتوروخان و تیمسار و ... در کشور رایج گردیده بود ، داشتن نوکر و خدمه یک امر عادی در بین این قشرشده بود ، لذا همه این عوامل باعث شده تا آنان تصور نمایند که شهروند درجه یک و برترمی باشند . در پی این روند ، قشر متوسط نیز به تبع آن ، در رده بعدی همین رفتارها را تکرار می کرد ولی از آنجا که افراد ، تحکم خود بر دیگران را مجاز دانسته ، ولی امر و نهی ، بر خود را تحمل نمی کنند ، لذا در این قشر یک حالت نفرت شکل گرفت و کم کم تعداد ناراضیان جامعه ، بیشتر شده و همین امر باعث شد تا مردم مقصر اصلی این محرومیتها و تبعیضها را در رده های بالا جستجو نمایند ، که نهایتا این کنکاش به یک رده ختم شد و همگان با رهبری مشترک امام خمینی ، به این نتیجه رسیدند که باید عامل اصلی را از صحنه خارج نمود . بدین ترتیب اولین جرقه های انقلاب شکل گرفته و در بهمن ماه 1357 به ثمر نشست . آری آنچه که بنام مدرنیزاسیون و یا انقلاب سفید و ... در زمان شاه انجام شد , نهایتا منجر به یک روند صعودی تجمل گرایی و مصرف زدگی در بین مردم گردید ، که همین امر یک موج نابرابری اجتماعی حاد را در جامعه ایجاد نمود و بدلیل غیر قابل تحمل بودن این نابرابری , در آخر همین عوامل مردم را به یک شورش همگیر واداشته و بساط حکومت 50 ساله پهلوی برچیده شد . سیر تجمل گرایی بعد از انقلاب اسلامی 1 –در مدت حیات ورهبری امام خمینی با بوجود آمدن انقلاب اسلامی ، شرایط اجتماعی خوبی برای ساختن یک جامعه سالم و قوی فراهم گردید . بدین معنی که میزان انسجام اجتماعی و آمادگی مردم ، برای هر گونه ایثار و فداکاری بسیار ایده آل شد . از یک طرف وجود دشمن مشترک و قوی بنام شاه و آمریکا و از طرفی وجود رهبری ، قوی و کاریزماتیک یعنی امام خمینی و همچنی ایدئولوژی نوید دهنده ای بنام مذهب باعث وحدت و پیوند مردم شده بود. آری انگیزه مردم برای ایجاد انقلاب ، ارزشهای آنها را نیز شکل میداد و به مرور زمان ، این انگیزه در خواسته های آنان و رهبرانشان تجلی کرد ه ، و نهایتا این مطالبات در قالب قانون اساسی متبلور و در 12 فروردین 1358 به تصویب 2/98 % مردم رسید . بدین ترتیب یک نظام ارزشی جدید ، پایه ریزی گردید ، که عناصر مهم آن شامل از بین رفتن هر گونه بی عدالتی و نابرابری ، استبداد ، وابستگی به غرب و تمایل بیشتر به مذهب و... بود .بعنوان نمونه مفادی از مواد قانون اساسی که منشور خواسته های مردم است را بیان می کنیم : اصل دوم : مبانی فکری و پایه ای نظام جمهوری اسلامی ایران شامل عدل و کرامت و ارزشهای والای انسانی و آزادی و نفی هر گونه ستمگری و ستمکشی و سلطه گری و سلطه پذیری و قسط و عدل است . اصل سوم : رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه ، برای همه در تمام زمینه ها و پی ریزی اقتصاد صحیح و عادلانه ، بر طبق ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه و رفع فقر و تامین حقوق همه جانبه افراد و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون اصل 43 : تامین استقلال اقتصادی جامعه و ریشه کردن فقر و محرومیت و منع اسراف و تبذیر در همه شئون مربوط به اقتصاد اعم از مصرف, سرمایه گذاری , تولید , توزیع و خدمات . با نگاهی اجمالی بر قانون اساسی واضح میگردد که خواسته های مردم ، چگونه و به چه نحو ملموسی بر پایه های این نظام نقش بسته است . در مقابل این نظام ارزشی جدید ، نظام ارزشی شاهانه یا فئودالی ، وجود داشت که عناصر اصلی آن تمایل به برتری جوئی ، جاه طلبی ، کسب منزلت ازطریق نمایش ثروت و قدرت ، مصرف زدگی ، تجمل گرایی و تفاخر است که ریشه اصلی آنها ، نظام نابرابر جامعه و تفاوتهای طبقات بود و امام خمینی این نظام را نظام طاغوت خطاب کرد ، که این نام کاملا ریشه مذهبی و اسلامی دارد . پس از این خلاصه قبل از ورود به بحث اصلی معنی دو واژه متداول در این مقاله جهت روشن شدن و هضم آسان مطالب بیان می گردد . 1- هنجار : قاعده و رفتار یا خصوصیتی است که اکثریت یک گروه یا جامعه به آن عمل کرده یا آن را می پذیرند و عدم پیروی از آن، مجازات و توبیخ ( بیشتر غیر رسمی ) را در پی دارد . پس عمل نکردن به هنجار یک عمل بد محسوب میشود و پیروی از آن خوب وبا ارزش است و بدین ترتیب همرنگی و هم شکلی عمومی در جامعه شکل می گیرد . 2- ارزش : آن چیزی است که یک فرد میگوید خوب یا بد است . و ارزش اجتماعی ؛ آن چیزی است که اکثریت یک گروه یا جامعه معتقد به خوب یا بد بودن آن هستند ، البته تفاوت بین ارزش و ارزش اجتماعی ، در آن است که فرد ممکن است د رپی ارزشهایی باشد که برای دیگران با ارزش نیست ، یعنی اجتماعی نباشد. پس یکی از منشاءهای بوجود آمدن ارزشها هنجارها هستند و هر چه که هنجار شد ، چه ماهیتا با ارزش باشد و چه بی ارزش و قبیح ، از نظر اکثریت جامعه مطلوب خواهد بود ، حتی اگر برای جامعه مضر هم باشد . مانند قمه زنی و یا تملق گویی و تظاهر، یا کشیدن سیگارو ... .مانند آن داستانی که در یک روستا همه اهالی دچار بیماری خاراندن بدن خود بودند و وقتی شخصی که به این بیماری مبتلا نبود ، به آن روستا وارد شد او را به جرم بیماری ، بازداشت نمودند ، زیرا او رفتاری مغایر رفتار عامه داشت در حالیکه تنها فرد سالم او بود . بعد ازانقلاب دو نظام ارزشی موجود ، یکی نظام اسلامی و انقلابی و دیگری نظام طاغوتی به مقابله با هم پرداختند . پیروان نظام انقلابی خواسته های خود را به شکل هنجارهای فراگیر در بین مردم رایج نمودند . بدین ترتیب قیافه های ظاهری بدون دستور و زور تغییر یافت خانمهای بی حجاب ، کم کم لباسهای گشادتر و تیره و روسری و چادر به سرکردند و مردان ، ریش گذاشته و انگشترو گردنبدهای طلای آنها به عقیق بدل شد . شلوارهای جین ، جای خود را به لباسهای خاکی و سربازی داد . مبلها به پشتی تبدیل شد و مردم مهر و تسبیح و سجاده خود را به نمایش گذاردند . در سازمانها وزراء و مدیران ارشد ، لباسهای ساده می پوشیدند و با مردم و کارمندان عجین بودند . ثروتمندان اتومبیلهای گران قیمت خود را مخفی کرده و جرات بیرون بردند آن را نداشتند . کمتر مردم لباس شیک می پوشیدند و ثروت ودارائی خود را به نمایش نمی گذاشتند . دیگر دارندگی ، برازندگی نبود و در مقابل فقر، یک ارزش بحساب می آمد ، لذا همه مردم به ظاهری ساده و فقیرانه روی آورده بودند . دیگر فقرچیز بدی نبود و لازم نبود مردم برای تظاهر به عدم فقر ، به هر دری بزنند تا پول بدست بیاورند . بدین ترتیب نظام ارزشی جدیدی متولد شده بود که در آن ثروت ، به عنوان یک ارزش منفی ، در قالب هنجار به جامعه تزریق گردید . البته لازم به ذکر است که وجود رهبران ساده زیست در جامعه ، خود یکی دیگر از دلایل ایجاد چنین جوی بود . به قول مولوی خوی شاهان در رعیت جا کند چرخ اخضرخاک را خضرا کند شه چو حوضی دان حشم چون لوله ها آب از لوله روان در گوله ها چونکه آب جمله از حوضیست پاک هریکی آبی دهد خوش ذوقناک ور در آن حوض آب شورست و پلید هر یکی لوله همان آرد پدید مسلما خلق وخوی شاه و رهبر یک جامعه در بین اعضای آن بصورت الگو خواهد بود . چنانچه روسای مملکت ، خود در پی نمایش ثروت و تجمل گرایی و جشنهای 2500 ساله و ... باشند، مردم نیز به نسبت نزدیکی به سرچشمه ، به آن گرایش خواهند داشت و برعکس آن نیز صادق است .ضمن اینکه وجود عدل ، و تنفر از هر گونه تبعیض و بی عدالتی ، جزو ذاتیات بشر است . با شروع جنگ تحمیلی از یک سو، و کوششهای مخالفین برای شکست درختی که خود مردم در به ثمر نشاندن آن زحمات بسیاری کشیده بودند, و وجود انسجام ملی ، باعث شد تا همه فشار ها و تحریمها جواب عکس داده و در عوض باعث ارتقای سطح معنوی مردم و وحدت روزافزون آنان شود .همچنین علیرغم فشار ها و تحریم ها ، در زمان جنگ اقدامات مهمی از جمله اعطای زمین و مسکن از طریق تعاونیها به افراد کم بضاعت و قشر پائین و همچنین توزیع کوپنهای ارزاق عمومی واز طرفی همدلی و احساس ملاحظه مردم نسبت به همدیگر واز طرفی کنترلهای شدید دولت و ... همگی باعث شد که فاصله بین اقشار ثروتمند و فقیر در طول این دوره از حیات انقلا ب کم شود . و مردم احساس نارضایتی ننمایند . تجمل گرایی دردوران پس از جنگ توضیحاتی در قسمتهای قبلی درباره هنجارها داده شد ، بدین ترتیب که اگر افراد جامعه احساس کنند یا تصور نمایند که دیگران به موضوع الف یا ب تمایل دارند یا ندارند ، یعنی از آن ارزیابی مثبت یا منفی می کنند ، در آنصورت به طرف اکثریت متمایل خواهند شد .یعنی ارزیابی و ارزشهای خود را با آن تطبیق می دهند و همانطور که بیان شد ، عمل نکردن به هنجارها ، مجازات و توبیخ غیرمستقیم را در پی دارد. مثلا اگر خانم بی حجابی به شهر قم برود ، قطعا با نگاههای توبیخ آمیز مردم ، مواجه خواهد شد و به اجبار باید چادر سرکند ، یا برعکس اگر خانمی با یک پوشیه در بالا شهر تهران ، حاضر شود با پوز خند مردم برخورد می کند . حال این هنجار ، زمانی فدا کردن جان برای میهن ویا هدفی والا است و زمانی دیگر کشیدن تریاک , پوشیدن لباسهای مستهجن و یا هرزگی و ...است. در فصول قبلی همچنین بیان شد که ثروتمندان در اوایل انقلاب ، کمتر جرات نمایش ثروت خود را داشتند . در آن زمانها دارندگی ، برازندگی نبود بلکه به عکس فقر ، یک ارزش محسوب می شد . تحقیقات انجام شده نشان می داد که در سالهای 65 مردم کمتر به افراد ثروتمند ، احترام می گذاشتند ولی از سال 68 به بعد این ارزش تغییر کرد . در آن سالها آمارها حاکی از آن بود که 62% مردم به افراد ثروتمند بیشتر احترام می گذاشتند . لذا از این مقطع به بعد احترام افراد جامعه ، وقتی تامین می شود که آنها دارای عوامل با ارزش باشند و وقتی که ثروت به ارزش تبدیل شود ، دارندگی برازندگی ، محسوب شده و در مقابل فقر ، مایع شرمندگی و تحقیر فقرا خواهند شد . همچنین عنوان شد که منشاء اصلی تجمل گرایی ،با ارزش شدن ثروت و منشاء با ارزش شدن ثروت نیز نابرابریهای اجتماعی است . لذا دو سوال اینجا مطرح می شود : الف – علل تبدیل شدن ثروت به ارزش ب – پیامدهای تبدیل شدن ثروت به ارزش آمارها نشان میدهد که از سال 68 به بعد ، افزایش نابرابری و گسترش فقر در جامعه شدت بیشتری یافت . همچنین اقدامات قابل توجهی نیزدر زمینه های مختلف انجام گرفت که برخی از آنها به تشدید نابرابریها ، دامن می زد . درطی 16 سال از سال 59 تا 75 تورم جامعه ، حدود 60 برابر شده ، ولی در مقابل حقوق کارمندان ، افزایشی در حدود 5 الی 10 برابر داشت که همه این عوامل باعث گردید، که قدرت خرید مردم کاهش یافته و فقر گسترش یابد . ولی چرا و تحت چه شرایطی ، نابرابری افزایش یافته است ؟ بر اساس یک نوع از طبقه بندی های عنوان شده نابرابری را می توان به دو دسته تقیسم کرد : الف – شکاف بین فقیر و ثروتمند در شرایطی است که وضعیت اکثریت جامعه از نظر اقتصادی بهتر می شود و هر دو قشر وضعشان بهتر شده ولی تفاوت بین آنها برای قشر پائین قابل تحمل نبوده و افراد ناراضی خواهند شد. ب – شکاف بین فقیر و غنی در شرایطی است که از لحاظ اقتصادی وضعیت آنها سیر نزولی داشته و وضع همگان ، رو به بد تر خواهد شد که در اینصورت فقر ، نیز گسترش خواهد یافت . در شرایط کنونی این خطر جامعه ما را تهدید می کند که ، روز به روز به این وضع دچار شویم . لازم به ذکر است که فقر، به تنهایی مسئله ای برای اجتماع ایجاد نمی کند و آسیبی به آن نمی زند . مثلا در یک روستا ، با وجود فقر کسی دست به دزدی یا فحشا نمی زند و اعتراضی هم به وضع موجود نخواهد داشت . بطور مثال در زمان جنگ در کشور ما نیز همین روال حاکم بود و حتی مردم با وجود کمبودها به هم کمک میکردند . بنابراین فقر ، یک جایگاه داشته واحساس فقر نیز، جایگاه مخصوص خود را دارد ، ولی آنچه که باعث نارضایتی و شرمندگی خواهد شد احساس محرومیت و بی عدلی و تبعیض است , نه وجود فقر . مانند کسی که بیماری سرطان دارد ولی از آن اطلاعی ندارد . لذا از لحاظ روحی مشکلی برای او ایجاد نمی شود .همچنین فقر، موقعی مخرب و ویرانگر است که در مقابل آن ، آرزوهای بلند پروازانه ای ارائه شود . در این صورت است که بدلیل تضاد بین دو عامل فقرو نیازهای دور از دسترس ، وضع غیر قابل تحمل شده و باعث احساس محرومیت ونارضایتی ، در افراد خواهد شد . ضمن اینکه در راستای این امر ، موارد تشدید کننده ای نیز وجود دارد که مانند نمک بر زخم پاشید ن عمل خواهد کرد . عوامل تشدید کننده نابرابریها : متاسفانه در طول این سالها عواملی دست به دست هم داد که ثروت به یک چیز خوب و ارزش مثبت ودر مقابل فقر ، به یک ارزش بد تبدیل شد . ضمن روند پیشرفت نابرابری در جامعه ، دولت نیز دست به اقداماتی زد که باعث ایجاد ، نیازهای متنوع وتشدید احساس ، فزون طلبی در مردم گردید . از جمله افزایش واردات کالاهای لوکس خارجی , اتومبیل , ایجاد مناطق آزاد مانند منطقه کیش و گسترش تبلیغات کالاهای لوکس در سطح شهر و رسانه ها تاسیس دانشگاه آزاد و مدارس غیر انتفاعی , ایجاد ویدئو کلوپها و دهها عوامل دیگر که اکثرا جهت سهولت کار رانت خواران اقتصادی و سیاسی ، ایجاد و باعث سراریز شدن پولهای هنگفتی به جیبب مافیاهای اقتصادی شده است که عموما در تسریع ایجاد این معضل و بیماری ، بسیار سهیم بوده و روز به روز فاصله طبقاتی را افزایش داده است . بطورمثال میتوان مواردی از آنها را به شرح زیر توضیح داد . 1- بمباران تبلیغاتی کالاها ، که از در و دیوار شهر گرفته تا روی متروها و حتی بلیط شرکت واحد ، مردم را یک لحظه هم به حال خود رها نمی کند . آری تبلیغ تجمل گرایی و ایجاد نیاز در مردم از طریق پخش سریالهای تلویزیونی , تاسیس روزنامه های ژورنالیستی و همچنین گسترش روز افزون ماهواره ها بسیار در این امر دخیل بوده است . شایان ذکر است هیچ سیاستمدار متعهد و مردم دوستی در دنیا اجازه نخواهد داد که نیازها بیشتر از درآمد افراد تحریک شود ، و قطعا تبلیغات را درحد ظرفیت مردم کنترل خواهد نمود. لازم به ذکر است که یکی از رسالتهای صداو سیما سوق دادن مردم به سمت فرهنگهای اصیل و ملی است و با توجه به گسترش ماهواره و تهاجم فرهنگی ، صدا و سیما تمام سعی خود را بر این گذاشته است ، که رغبت و تمایل مردم را به این رسانه های تحمیلی کاهش دهد . لذا در ابعاد وسیع و بیشتر کمی ، به تولید برنامه ها و سریالهای تلویزیونی پرداخت ، که درست در جهت اهداف متولیان ماهواره ها حرکت کرده است . در واقع تبلیغ ، رواج همان ارزشهای مبتذل ، تجملی و مصرفی غربی است ، منتهی به هزینه داخلی ! 2- ایجاد تسهیلات قسطی، برای خرید کالاها ی که عموما لوکس و غیر ضروری هستند . به واقع در نظام اقتصاد قسطی ، انسان همیشه برای مصرفهای حال وگذ شته اش می بایستی آینده اش را پیش فروش نماید ، لذا افراد دائم از عمرشان کم خواهند آورد. آینده فروشی ، یعنی فروش عمر برای تامین نیازهایی که بر آدمی تحمیل شده ، بدون آنکه به او قدرت خرید داده شود ، ضمن اینکه در اغلب مواقع این نیازها کاذب نیز می باشد . در قرن حاضر احتیاج و اعتیاد انسانها به مصرف ، وازطرفی مضیقه مالی او باعث شده که انسان سالهای عمر خود را پیش فروش نماید، ضمن اینکه خرید این کالاها ، مسلما خرید اجناس مکمل را نیز در پی دارد . بیان طنز زیر مطالب عنوان شده ملموس تر خواهد کرد . روزی خانمی از شوهر خود ، یک عدد جوراب شیشه ای طلب کرد و مرد که از توقع پائین همسر خود خوشحال شده بود ، بلافاصله آنرا تهیه نمود . بعد از مدتی زن به شوهر خود روکرده و گفت مرد آیا این جوراب شیشه ای با این کفش به هم می آید ، مرد پاسخ داد نه و باید کفشی مناسب با آن تهیه نمود ، بعد از مدتی زن به همسرش گفت یک دامن هم اگر تهیه کنم ، جوراب و کفش با آن یکد ست خواهد شد . همین روال ادامه داشت و کم کم ، لباس ، رنگ مو ، ماشین ، خانه هم تعویض شد ، نهایتا روزی به شوهر خود گفت مرد آیا این ظاهر و هیبت من با قیافه تو جور درمِی آید ، بهتر است از هم جدا شویم . ( کتاب پدرومادرما متهمیم مرحوم شریعتی ) 3- مراکز تجاری مدرن و بزرگ و فروشگاههای زنجیره ای مانند شهروند یا رفاه و... که به تقلید از کشورهای در حال توسعه ایجاد گردیده ، ولی متاسفانه بر عکس آن عمل کرده است . مثلا در آن کشوره

نويسنده : محمود قوچانی
 

دوشنبه 10 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

اعتدال در انفاق و مصرف از نظر آیات و روایات

اعتدال، یعنى میانه روى و حدفاصل بین افراط و تفریط، كه چنین كارى از نظر اسلام در همه چیز، محبوب و مطلوب است. قرآن مسلمانان را به خاطر پیروى از اسلام، به عنوان « امت وسط » یعنى امت معتدل خوانده و مى فرماید: « وَكذلكَ جَعلناکُم اَمةٌ وَسَطاً؛ این گونه شما را امت میانه قرار دادیم» ( بقره /143).

امیر مؤمنان على (ع) آنان را كه از راه اعتدال به سوى افراط یا تفریط كشانده مى شوند، جاهل خوانده و مى فرماید: « لا تَرَی الجاهِلُ الّامفرطا او مفرطا » همیشه جاهل را نمى نگرى جز این كه یا زیاده روى مى كند، و یا كم مى آورد». قرآن پیرامون یكی از ویژگى های ممتاز بندگان خالص خداوند رحمن در سوره فرقان چنین مى فرماید: «وَالذینَ اذا اَنفَقوا لَم یُسرفوُا و لَم یَفتروُا وَ كانَ بینَ ذلكَ قواماً » ( فرقان/ 67) آنان كسانى هستند كه هر گاه انفاق كنند، نه اسراف كنند و نه سختگیرى، بلكه در میان این دو، اعتدال مى ورزند».

این آیه، بیانگر یكى از مهمترین مسایل زندگى است كه رعایت آن موجب آسایش و آرامش فرد و جامعه شده و باعث گشودن گره هاى مشكلات و برطرف شدن بسیارى از نابسامانى هاى اجتماعى و اقتصادى مى گردد. و مى توان از آن به عنوان معجزه زندگى یاد كرد و آن مساله اعتدال در انفاق و مصرف است. دراین آیه، كه بیانگر یکی از نشانه های بندگان ممتاز خداست، از یكى از شاخه هاى مهم اعتدالى، كه مربوط به امور اقتصادى و زندگى اجتماعى است سخن به میان آورده، كه نقش مهمى در اصلاح زندگى و سامان یافتن شؤون اجتماعى و خانوادگى دارد و آن رعایت اعتدال در مصرف است، یعنى انسان مسلمان، در انفاق و مصرف، نه اسراف مى كند و نه سختگیری، بلكه راه میانه ی بین این دو را برمى گزیند.

نكوهش اسراف در اسلام
اسراف، به معنى هر گونه زیاده روى و تجاوز از حد اعتدال در هر چیزى است كه انسان آن را به جا مى آورد. اسراف مصادیق مختلف دارد. یكى از شاخه هاى آن، كه در آیه مورد بحث از آن نهى شده، اسراف در مصرف است؛ مانند: اسراف در خوردن و آشامیدن، اسراف در دور ریختن غذاهاى اضافى، اسراف در صرف هزینه هاى گزاف در امور تجملى، تزیینى، تشریفات بى محتوا و... حتى اگر در عبادت زیاده روى شود، مثلا در وضو یا غسل، آب بیش از حدِّ عقلى و طبیعى مصرف گردد، اسراف است. بر همین اساس، پیامبر (ص) فرمود: « فى الوضوء اسراف ، و فى كل شى ء اسراف » در وضو و در هر چیزى مى تواند اسراف راه یابد.

شخصى به نام عباسى به محضر امام رضا (ع) مشرف شد و پیرامون شیوه صحیح مصرف در خانه نسبت به هزینه زندگى، همسر و فرزند و سایر شوون سؤال كرد، حضرت رضا (ع) در پاسخ فرمود: « باید مصرف تو، به گونه اى باشد كه بین دو كار ناپسند ( اسراف و سختگیری ) قرار گیرد». عباسى پرسید: منظورتان از این سخن چیست؟ امام فرمود: آیا سخن خدا در قرآن را نشنیده اى كه اسراف و سختگیری را ناپسند مى شمرد و مى فرماید: « والذین اذا انفقوا...» بندگان خداى رحمان كسانى هستند كه هر گاه انفاق كنند، نه اسراف كنند و نه سختگیری، بلكه میان این دو (حد اعتدال) را مى گیرند. بنابراین در مورد معاش و هزینه زندگى اعضاى خانواده، در خرید و مصارف، میانه رو باش.

در قرآن، در آیات متعدد از اسراف در مصرف و انفاق نهى شده است به عنوان نمونه: « کُلوُا وَ اشرَبوا وَ لا تُسرفُوا؛ بخورید و بیاشامید ولى اسراف نكنید» ( اعراف/31)، « وَ آتوا حَقَهُ یوم حَصادِه و لا تُسرفوا؛ هنگام درو، حق زكات (غلات و...) را بپردازید، ولى (در انفاق) اسراف نكنید» ( انعام/ 141).

در روایت آمده، فقیرى به محضر پیامبر (ص) آمد و تقاضا كرد كه آن حضرت پیراهنش را به او ببخشد. پیامبر (ص) پیراهن را از تن خود بیرون آورد و به او داد و چون پوشش دیگر نداشت، در خانه به طور عریان نشست و حتى براى نماز بیرون نرفت، كافران در غیاب، آن حضرت را سرزنش كردند و به او چنین تهمت زدند كه خواب و لهو، آن حضرت را از نماز بازداشته است. در این هنگام این آیه نازل شد: « و لا تجعل یدك مغلوله الى عنقك و لا تبسطها كلى البسط فتقعد ملوما محسورا؛ هرگز دستت را برگردنت زنجیر نكن (بخل نورز) و بیش از حد (اعتدال نیز) دست خود را مگشاى تا مورد سرزنش قرار گیرى و از كار فرو مانى» (اسراء 29). بر اساس همین آیات و دستورهاى الهى، پیامبر (ص) فرمود: « ما مِن نَفَقَةٍ احبُّ الی الله مِن نفقة قصد و یبغض الاسراف » هیچ انفاقى در پیشگاه خدا محبوب تر از انفاق معتدلانه نیست. و خداوند اسراف در انفاق را دشمن دارد. و نیز بر همین اساس پیامبر (ص) و امیرمومنان على (ع) و سایر امامان علیهم السلام بسیار ساده مى زیستند و از هر گونه تجمل گرایى و تشریفات پرهیز جدى مى نمودند.

امیرمومنان على (ع) براى كارگزاران خود چنین نامه مى نوشت: «آدِقوُا اَقلامَکُم ، وَ قارِبوُا بَینَ سُطوُرِکُم ، وَ احذِفوُا عَن فُضوُلِکُم ، واقصدوُ المَعانی ، و ایّاکُم والاكثار ، فانَّ اموالُ المُسلمین لا تَحتَمِلُ الضَّرر» سر قلم ها را نازك تر كنید، بین سطرها را نزدیك نمایید، از استفاده واژه هاى زاید بپرهیزید، معانى را هدف قرار دهید و از پرچانگى و زیاده روى دورى نمایید، زیرا نباید به ثروت مسلمانان آسیب برسد. نیز فرمود: «آگاه باشید؛ بخشیدن مال در جاى ناروا، بریز و بپاش و بیهوده نمودن آن است، این گونه بخشش، بخشنده را در دنیا بالا مى برد، ولى در روز رستاخیز به پایین مى كشاند، و در پیش مردم او را محترم مى كند، ولى در پیش خدا خوار مى گرداند. هركس مال خود را در جاى نادرست و نزد ناشایستگان گذاشت، خداوند شكر آن مال را به او حرام مى نماید»، در ادامه فرمود: « مَن اَنفَقَ شیئاً فى غَیرِ طاعَةِ الله فَهُوَ مُبذِرٌ» كسى كه چیزى از مال خود را در راه غیر خدا مصرف كند، چنین كسى اسراف كار است.

در روایت آمده: روزى غلامان امام رضا (ع) میوه مى خوردند، ولى هنوز آن را به طور كامل نخورده، به گوشه اى مى انداختند، آن حضرت این عمل اسراف كارانه آنها را دید و خشمگین شد. به آنها فرمود: سبحان الله! اگر شما به این میوه ها نیاز ندارید، انسان هایى هستند كه نیاز دارند، چرا دور مى ریزید؟ آنها را نگه دارید و به نیازمندان بدهید».

خداوند در قرآن می فرماید: «وَ ءَاتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ وَ الْمِسكِینَ وَ ابْنَ السبِیلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِیراً* إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ كانُوا إِخْوَنَ الشیَطِینِ وَ كانَ الشیْطنُ لِرَبِّهِ كَفُوراً* وَ إِمَّا تُعْرِضنَّ عَنهُمُ ابْتِغَاءَ رَحْمَة مِّن رَّبِّك تَرْجُوهَا فَقُل لَّهُمْ قَوْلاً مَّیْسوراً* وَ لا تجْعَلْ یَدَك مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِك وَ لا تَبْسطهَا كلَّ الْبَسطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً محْسوراً* إِنَّ رَبَّك یَبْسط الرِّزْقَ لِمَن یَشاءُ وَ یَقْدِرُ إِنَّهُ كانَ بِعِبَادِهِ خَبِیرَا بَصِیراً؛ و حق نزدیكان را بپرداز و ( همچنین ) مستمند و وامانده در راه را، و هرگز اسراف و تبذیر مكن. چرا كه تبذیركنندگان برادران شیاطینند، و شیطان كفران ( نعمتهاى) پروردگارش كرد و هر گاه از آنها ( یعنى مستمندان ) روى برتابى و انتظار رحمت پروردگارت را داشته باشى ( تا گشایشى در كارت پدید آید و به آنها كمك كنى) با گفتار نرم و آمیخته لطف با آنها سخن بگو . هرگز دستت را بر گردنت زنجیر مكن ( و ترك انفاق و بخشش منما ) و بیش از حد آنرا مگشا تا مورد سرزنش قرار گیرى و از كار فرو مانى. پروردگارت روزى را براى هر كس بخواهد گشاده یا تنگ مى دارد، او نسبت به بندگانش آگاه و بیناست» (اسرا/ آیات 26 تا 30).

نخست مى گوید: حق ذى القربى و نزدیكان را به آنها بده و همچنین مستمندان و در راه ماندگان را، در عین حال هرگز دست به تبذیر نیالاى. تبذیر در اصل از ماده بذر و به معنى پاشیدن دانه مى آید، منتها این كلمه مخصوص مواردى است كه انسان اموال خود را به صورت غیر منطقى و فساد، مصرف مى كند، و معادل آن در فارسى امروز ریخت وپاش است و به تعبیر دیگر تبذیر آنست كه مال در غیر موردش مصرف شود هر چند كم باشد، و اگر در موردش صرف شود تبذیر نیست هر چند زیاد باشد. چنانكه در تفسیر عیاشى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم: كه در ذیل این آیه در پاسخ سؤال كننده اى فرمود: «من انفق شیئا فى غیر طاعة الله فهو مبذر و من انفق فى سبیل الله فهو مقتصد»: كسى كه در غیر راه اطاعت فرمان خدا مالى انفاق كند، تبذیر كننده است و كسى كه در راه خدا انفاق كند میانه رو است و نیز از آنحضرت نقل شده كه روزى دستور داد رطب براى خوردن حاضران بیاورند، بعضى رطب را مى خوردند و هسته آنرا به دور مى افكندند، فرمود: این كار را نكنید كه این تبذیر است و خدا فساد را دوست نمى دارد.

آیه بعد به منزله استدلال و تاكیدى بر نهى از تبذیر است، مى فرماید: تبذیر كنندگان برادران شیاطین هستند و شیطان، كفران نعمتهاى پروردگار كرد. و از آنجا كه رعایت اعتدال در همه چیز حتى در انفاق و كمك به دیگران، شرط است، در آیه بعد روى این مساله تاكید كرده مى گوید: دست خود را بر گردن خویش بسته قرار مده. این تعبیر كنایه لطیفى است از اینكه دست دهنده داشته باش، و همچون بخیلان كه گوئى دستهایشان به گردنشان با غل و زنجیر بسته اند و قادر به كمك و انفاق نیستند مباش. از سوئى دیگر دست خود را فوق العاده گشاده مدار، و بذل و بخشش بى حساب مكن كه سبب شود از كار بمانى، و مورد ملامت این و آن قرار گیرى، و از مردم جدا شوى . همانگونه كه بسته بودن دست به گردن كنایه از بخل ، گشودن دستها به طور كامل آنچنانكه از جمله و لا تبسطها كل البسط استفاده مى شود كنایه از بذل و بخشش بى حساب است.

تعبیر به ملوم، اشاره به این است كه گاه بذل و بخشش زیاد نه تنها انسان را از فعالیت و ضروریات زندگى بازمى دارد بلكه زبان ملامت مردم را بر او مى گشاید. در مورد مساله انفاق و بخشش اگر از حد بگذرد و تمام توان و نیروى انسان جذب آن گردد، طبیعى است كه انسان از ادامه كار و فعالیت و سامان دادن به زندگى خود وامى ماند، برهنه از نیروها و سرشار از غم مى گردد، و طبعا از ارتباط و پیوند با مردم نیز قطع خواهد شد.

در روایتى آمده پیامبر صلى الله علیه وآله وسلّم در خانه بود سؤال كننده اى بر در خانه آمد چون چیزى براى بخشش آماده نبود، و او تقاضاى پیراهن كرد، پیامبر صلى الله علیه وآله وسلّم پیراهن خود را به او داد و همین امر سبب شد كه نتواند آن روز براى نماز به مسجد برود. این پیش آمد زبان كفار را باز كرد، گفتند: محمد خواب مانده یا مشغول لهو و سرگرمى است و نمازش را بدست فراموشى سپرده است. و به این ترتیب این كار هم ملامت و شماتت دشمن، و هم انقطاع از دوست را در پى داشت، و مصداق ملوم حسور شد، آیه فوق نازل گردید و به پیامبر صلى الله علیه وآله وسلّم هشدار داد كه این كار تكرار نشود. آیه اخیر در حكم دلیل براى نهى از افراط و تفریط در انفاق است، مى گوید حتى خداوند با آن قدرت و توانائى كه دارد در بخشش ارزاق حد اعتدال را رعایت مى كند، نه آن چنان مى بخشد كه به فساد كشیده شوند و نه آنچنان تنگ مى گیرد كه به زحمت بیفتند، همه اینها براى رعایت مصلحت بندگان است.
 

دوشنبه 10 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

محوريابي جوان و اصلاح الگوی مصرف

1.‌علل و عوامل مصرف‌گرایی در جوانان
 

الف) علل بيرونى
 

تهاجم فرهنگى
مجرد زيستن برخی جوانان
دين‌گريزي برخی جوانان
سنت‌گريزي برخی جوانان
شكاف نسل‌ها
عادت‌های نامناسب (تنبلی‌ها، كسالت‌ها، عدم اعتمادبه‌نفس و...)
تجمل‌گرایی برخی مسئولان
 

ب) علل دروني و روانى
 

چشم‌و هم‌چشمى
حسادت
تنوع‌طلبى
قدرت‌طلبى
 

2. پی‌آمدهای مصرف‌گرایی در جوانان
 

روی آوردن به محرّمات اقتصادی اسلامی (ربا، رشوه و اختلاس و...)
از بين رفتن اهداف مفيد در زندگي فردى، خانوادگي و اجتماعى
تنوع‌طلبى و نوجويي افراطي و بدون منطق (ارضاي خواسته‌ها به هر قيمت)
بزهكاري و لاابالي‌گرى
هرج‌ومرج مصرفى
فرار مغزها
رها كردن كشاورزي از سوي جوانان روستايى
روی آوردن جوانان روستایی به شهرها
 

3. آمار مصرفی مورد علاقه جوانان
 

- مقایسه شاخص‌های مصرفی جوانان در قبل و بعد از انقلاب (مدرسه، كتابخانه، حوزه، دانشگاه، اماكن مذهبى، فرهنگى، تفریحی و...)
مقایسه حجم آمار مصرف در بین گروه‌های مختلف جوانان (مرفه، متوسط و ضعیف)
مقايسه حجم سرمايه‌هاي نقدى، غیرنقدی و پس‌انداز در بین جوانان
آمار مصرف قرص‌های روان‌گردان در بین جوانان
آمار راه‌اندازی و استفاده از سایت‌های مخرب
آمار استفاده لوازم پوشاكى، بهداشتي و آرايشى
آمار استفاده از مواد سرگرم‌كننده خوراكي و تفريحى
و...
 

4. راهكارها (اصلاح الگوی مصرف و جوان)
 

جوان و اصلاح الگوی مصرف از منظر آموزه‌هاي اسلامي (اقتدا به الگوهاي شايسته مذهبي)
شاخص‌های الگویی جوان متعادل در مصرف براساس دیدگاه‌های اسلامی (باهوش، قانع، زحمت‌كش و صبور بودن به همراه داشتن انگیزه والا)
جوان، اصلاح الگوی مصرف و ديدگاه امام و رهبري
جوان، اصلاح الگوی مصرف و نظر علما، بزرگان و دانشمندان
جوان، اصلاح الگوی مصرف و دولت (مشاركت اقتصادي، فرهنگى و سياسي)
بررسی نقش جوانان در تولید، توزیع و مصرف در حوزه‌های گوناگون
بررسي نقش جوانان در ارائه الگوي صحيح مصرف در جامعه اسلامى
بررسي نقش جوانان در فعاليت‌هاي مذهبى، هنری و...
جوان، اصلاح الگوی مصرف، الگوي شايسته اقتصادي و فرهنگى
جوان، اصلاح الگوی مصرف و مدهاي سالم و مناسب (لزوم تغيير مد مصرفي جوانان)
جوان، اصلاح الگوی مصرف و جنبش علمي و نرم‌افزاري در علم اقتصاد
جوان، اصلاح الگوی مصرف و شناخت بحران اقتصادي در غرب
جوان، اصلاح الگوی مصرف و اشتغال
الف) روی آوردن به مشاغل مفید و مناسب
ب) پرهیز از مشاغل كاذب و ناقص
ج) جلوگیری از بی‌كاری سرسام‌آور جوانان و ایجاد فرصت‌های شغلی و...
جوان، اصلاح الگوی مصرف و ازدواج (انتخاب همسري مناسب، مراسم خواستگارى، مهریه و شیربها، جهزیه، مراسم ازدواج، برنامه‌ریزی اقتصادی درست در خانواده و...)
جوان، اصلاح الگوی مصرف و مسكن مناسب
الف) ایجاد تسهیلات مناسبت مسكن برای همه جوانان
ب) یاری خانواده‌ها برای در اختیار گذاردن مسكن مناسب
ج) اعطای وام‌های بلندمدت و كوتاه‌مدت و...
جوان، اصلاح الگوی مصرف و سنت‌هاي پسنديده اسلامي
وقف
نذورات
قرض‌الحسنه
هدیه و هبه
خیرات و مبرّات
زكات
انفاق
خمس
جوان، اصلاح الگوی مصرف و تفاوت‌هاي فردي (سليقه‌ها، سبك‌های گوناگون زندگی و...)
جوان، اصلاح الگوی مصرف و روابط (با خود، خدا، خانواده و دوستان و همكاران، جامعه و طبیعت)
جوان، اصلاح الگوی مصرف و فن‌آوري‌هاي ارتباطي (رسانه‌هاي جمعي)
جوان، اصلاح الگوی مصرف و سلامت جسم و جان (براساس آموزه‌هاي اسلامي)
جوان، اصلاح الگوی مصرف و فرهنگ عامّه (روي آوردن به باورها و سنت‌هاي درست و پرهيز از سنت‌ها، عادت‌ها و باورهای نامناسب)
جوان، اصلاح الگوی مصرف و مديريت
فكر و اندیشه (جهان‌بینی توحیدی)
زمان و مكان (چه كاری در چه زمان و مكانی انجام شود؟)
داشته‌ها و خواسته‌ها (نیازهای واقعی و كاذب)
نقاط قوت و ضعف
هیجان‌های سالم و ناسالم
اوقات فراغت و ورزش و...
برگرفته از : ماهنامه گلبرگ - شماره 111
 

دوشنبه 10 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

راه کارهاي اجرايي کاهش مصرف انرژي در ادارات

از آنجايي که حفظ و نگهداري ذخاير انرژي که ثروت ملي ما به شمار مي روند از وظايف اصلي ما بوده و با توجه به مصرف بي رويه انرژي که از دغدغه هاي امروز جامعه کنوني مي باشد و عدم استفاده درست از آن باعث بالارفتن چشمگير هزينه ها و در نتيجه فشار اقتصادي جامعه است لزوم مديريت مصرف انرژي بر همگان واضح و مبرهن بوده و آموزشهاي مبتني بر آن امري بديهي است .

راه کارهاي اجرايي کاهش مصرف انرژي در ادارات

1- بهبود بهره وري در روشنايي

2- استفاده از در و پنجره هاي upvc   به جاي آلومينيومي و آهني

3- استفاده از پوشش هاي سلولزي به جاي رنگ در ساختمان

دوشنبه 10 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

الگوی صحیح غذا خوردن در اسلام

"تاکنون غذا ها بیشتر از شمشیرها انسان کشته اند!!!".

گروه راهکار در ادامه حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف و با توجه به اهمیت غذا ونحوه تناول آن،بر آن شد تا با استفاده از تجربیات ومطالعات خود راهکارهای ساده و کاربردی را در این زمینه ارائه دهد و در راه نوشتن این راهکارها و مطالعه منابع مربوط، بهترین الگو را اسلام و سیره نبوی وائمه اطهار یافت که با مطالعه این رهنمود ها آن ها را تلخیص و با زبانی ساده تقدیم کاربران گرامی می کند.

آنچه رعايت آنها در هنگام غذا   خوردن سفارش شده است

شستن دست‏ها، پیش از غذا

تدبر در اينكه انواع خوراكيها چگونه در نظام هستي پديد آمده اند .

آغاز خوردن غذابا نام وياد خدا

آغاز كردن غذا   با نمك ( در صورتيكه فرد سالم بوده و نمك برايش ضرر نداشته باشد

در میهمانی، میزبان پیش از دیگران شروع کند

با غذا سبزی میل کند

با صدا غذا نخورد

در هنگام غذا خوردن کمتر به صورت دیگران نگاه کند

کم بخورد و از پرخوری بپرهیزد

آغاز كردن از سبك ترين غذاها

نخوردن غذاي گرم و خوردن غذاي نيمه گرم قبل از سرد شدن

خوردن با دست راست

كوچك گرفتن لقمه

خوب جويدن غذا

طولاني كردن نشستن برسر سفره

گرامي داشتن نان و نگذاشتن آن زير ظرف غذا

دست كشيدن از خوردن غذا   پيش از سير شدن كامل و در حالي كه قدري از اشتها با قي است .

خوردن از قسمت جلوي خود

رعايت حقوق ديگران در آنچه برسر سفره است .

ادامه دادن صاحب سفره به خوردن تا سير شدن همه كساني كه بر سر سفره نشسته اند  

بلند شدن از سر سفره ،قبل از برچيدن آن

پایان دادن غذا با شکر خدا

 آنچه هنگام غذا   خوردن بايد ترك كرد :

زياده روي در كيفيت و كميت غذا

نكوهش غذايي كه نسبت به آن بي ميل است .

دميدن در غذا

خوردن با دست چپ

خوردن با يك انگشت يا دو انگشت

بلند آروغ زدن

پاك كردن زياداستخوانها

آب خوردن در ميان غذا  

آب خوردن ،پس از خوردن گوشت

خوردن ،در حال سيري

حالاتي كه غذا   خوردن در آن حالات نهي شده است :

غذا خوردن به شيوه متكبران مثلاً در حال "تكيه زده " ،" خوابيده به شكم " ، " دراز كشيده " ،" ايستاده" همچنين غذا   خوردن "درحال راه رفتن" و "جنابت" نيز بسيار نهي شده است .

چهارم : توصيه به هم غذا   شدن با ديگران

یک شنبه 9 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

راهکارهای استفاده بهینه از زمان

نکته: آنهايي كه به بدترين نحو از وقتشان استفاده مي كنند ، اولين كساني هستند كه از   كوتاهي آن شكايت مي كنند .

گروه راهکاردر این بخش برآن است تا با بیان نکات کاربردی ذکر شده در سایت های مفید بتواند در راه استفاده بهینه از زمان به شما کمک کند.

آیا نیاز دارید که زمان خودتان را بیشتر برنامه ریزی کنید ؟

 آیا می خواهید بیشتر و بهتر و و کاراتر از قبل عمل کنید؟

 آیا وقت زیادی را برای انجام کار کم هدرمی دهید؟

 آیا وقت زیادی برای کاری می گذارید اما آن را نمی توانید تمام کنید ؟

 اینها و صدها سوالات مشابه دیگری وجود دارند که شاید در ذهن شما باشد .

گروه راهکاردر این بخش برآن است تا با بیان نکات کاربردی ذکر شده در سایت های مفید بتواند در راه استفاده بهینه از زمان به شما کمک کند.

در مطالعه نشریات، مقالات مورد نیاز خود را جدا كنید و برای مطالعۀ بعدی بایگانی كنید.

تندخوانی را یاد بگیرید تا بتوانید در مدت كوتاهتری مطالب بیشتری را مطالعه كنید.

با حذف تمام كارهایی كه انجام آنها از اهمیت ناچیزی برخوردار است، می توانید كارهای خود را با سرعت بسیار بیشتری به اتمام برسانید.

پیش از آن كه یك كتاب را به طور كامل بخوانید، با ورق زدن و مرورِ سریع مطالب، سرعت خود را در خواندن كتاب بالا ببرید.

از خواندن مطالب غیرضروری خودداری كنید. اشتراك خود را با مجله ها و روزنامه هایی كه به آنها نیاز ندارید قطع كنید.

هنگامی كه بسیار خسته اید، به خانه آمدن و زود به رختخواب رفتن یكی از بهترین راه های استفاده از وقت است.

هر روز مقداری از وقتتان را به این اختصاص دهید كه در مورد هدف های اصلی و واقعی خود و راه های بهتری كه از طریق آنها می توانید روز به روز به هدف های خود نزدیك تر شوید، فكر و تأمل كنید.

رشد شخصیت، عامل اصلی صرفه جویی در وقت است. هر قدر انسان برتری شوید با صرف وقت كمتری می توانید به هدف های خود برسید.

همیشه برای انجام كارهایتان جدول زمان بندی شده داشته باشید و تمام كارها و قرار ملاقات ها را در آن بنویسید.

هر كاری كه انجام می دهید در واقع دارید وقتتان را می فروشید. آن را ارزان نفروشید.

هرگاه ممكن است، از پول برای صرفه جویی در وقت استفاده كنید. خیلی كارها را می توانید به كسانی بسپارید كه آن ها را سریع تر از شما انجام می دهند.

هر قدر در انجام امور ساده، منظم تر و مقرراتی تر باشید، می توانید در انجام امور مهم، طبیعی تر و آزادانه ترعمل كنید.

برای این كه در كسب عادت های مدیریت زمان پیشرفت كنید، از شخص دیگری كه فوق العاده منظم و مرتب است تقلید كنید.

از دهۀ نود به بعد، زمان در حكم پول است. همواره در پی یافتن راه هایی باشید كه زمان انجام كارها را كاهش دهد. مدام در جستجوی راه های بهتر، سریع تر و مؤثرتر برای رسیدن به نتایج مورد نظر خود باشید.

تردید و دودلی یكی از عوامل مهم اتلاف وقت است. در 80% موارد باید در همان هنگامی كه ایده ای به ذهنتان می رسد، در مورد اجرا یا عدم اجرای آن قاطعانه تصمیم گیری كنید.

خود را ملزم كنید كه وقت شناس باشید. دیگران را معطل نگذارید.

با درست کردن Shortcut می‌توانید در وقت صرفه جویی کنید. و اگر سایت‌هایی هستند که مرتباً از آنها دیدن می‌کنید، می‌توانید آن را در قسمت سایت‌ های برگزیده Favorites ذخیره کنید تا راحت‌تر و سریعتر به آنها دسترسی پیدا کنید.

ایمیل‌تان را مرتب کنید. هرگونه پیام و ایمیل قدیمی و بی‌ استفاده را پاک کنید. پیام‌ های ارسالی را به ترتیب تاریخ دریافت مرتب کنید تا دیگر لازم نباشد برای پیدا کردن یک پیام، وقت‌ تان را با گشتن پیام ‌های قدیمی تلف کنید. کار دیگری که می‌توانید انجام دهید این است که پیام‌ های مهم را روی سیستم ‌تان در فایل ‌های جداگانه ذخیره کنید تا راحت‌ تر به آنها دسترسی پیدا کنید و پس از تکمیل پروژه می‌توانید آنها را پاک کنید.

از گشت و گذارهای بیهوده در اینترنت پرهیز کنید. به جای اینکه بیهوده برای یافتن اطلاعاتی مشغول گشتن شوید، RSS را روی سیستم‌ تان دانلود کرده و منابع متداول خود را به آنها متصل كنید. یا اینکه از موتورهای جستجو مثل گوگل استفاده کنید.

بگذارید اطلاعات به سمت شما بیاید. می‌توانید در خبرنامۀ سایت‌ های خبری عضو شوید تا از مهم‌ ترین خبرهای روز جهان در زمینۀ مورد علاقه تان باخبر شوید.

از تمپلیت استفاده کنید. می‌توانید برای نامه‌ ها، گزارشات و ایمیل ‌های تکراری تمپلیت (قالب) درست کرده و هربار فقط عمل copy-paste را انجام دهید. هربار می‌توانید مطالب دیگری نیز به همان متن قبلی اضافه کنید.

مکاتبات ایمیلتان کوتاه و مختصر باشد. لزومی ندارد که ایمیل حتماً بلند باشد. اگر لازم است که اطلاعات زیادی را منتقل کنید، می‌توانید آن را به ایمیل الصاق کنید. از موضوع خارج نشوید. اگر سه موضوع یا سؤال دارید، بهتر است که سه ایمیل مجزا بفرستید.

نتیجه گیری:

با پیروی از اصول مدیریت زمان ،مهار زمان را می توانیم در اختیار بگیریم و بتوانیم خودرا هماهنگ سازیم و از دوباره کاریها و هدر دادن وقت طلایی خود که یکی از مهمترین سرمایه زندگی هر فرد می باشد جلوگیری کنیم .

مدیریت زمان کاری شدنی است، اما مستلزم تلاش و ممارست و تمرین مستمر است،که با کوشش و پیروی از اصول فوق الذکر بتوانید آنها را در زندگی روزمره خود به کارگیرید،واز وقت خود حداکثر استفاده را ببرید.

یک شنبه 9 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

راهکارهای استفاده بهینه از زباله در مدرسه

ترتیب دادن فعالیت برای جمع‌آوری کاغذهای باطله از سوی دانش‌اموزان در خانه و مدرسه

مذاکره با سازمان بازیافت و تفکیک زباله برای جمع‌آوری کاغذهای باطله مدرسه و محله در فواصل معین

تشکیل گروه‌های دوستدار محیط زیست در مدرسه و محله برای تشویق دیگران به تفکیک کاغذهای باطله از دیگر زباله‌ها در خانه، محله، محل کار

مراجعه و نامه‌نگاری برای نصب سطل‌های ویژه کاغذهای باطله در محله

مذاکره با سازمان بازیافت و ترتیب دادن بازدید دانش‌آموزان از این سازمان برای مشاهده روند بازیافت کاغذ

تشویق دانش آموزان به درست کردن کارهای دستی بازیافتی

تشویق دانش‌آموزان به استفاده از دو روی کاغذهایی که استفاده می‌کنند

دادن موضوع‌های پژوهشی درباره زباله، کاغذ و چگونگی تولید و تاریخچه آن، جنگل و اهمیت آن در حیات بر کره زمین، بازیافت

درست کردن نشریه دیواری برای نصب در محله، مدرسه و ... برای دادن اطلاعات و راهکارهای مفید درباره صرفه‌جویی در مصرف کاغذ، تفکیک آن از دیگر زباله‌ها
 

یک شنبه 9 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

راهکارهای استفاده بهینه از کاغذ

- حذف دستور جلسات به صورت مکتوب برای اعضا شوراهای پژوهشی حوزه مدیریت پژوهشی و ارائه دستورالعمل و گزارش به صورت رایانه ائی

- استفاده از روی سفید اوراق استفاده شده قبلی جهت تهیه متن نامه ها ،زیراکس نامه ها و دستورالعمل ها

- کارشناسی طرحهای پژوهشی دانشگاه از طریق سیستم الکترونیک

- پاسخ پدیدآورندگان در خصوص وضعیت کتاب خودشان به صورت online و مراجعه آنها به سایت (کاهش هزینه کاغذ،پست،پرسنل،کاهش زمان،سرعت در پاسخگویی)

- خرید کتاب به صورت اینترنتی از مرکز کتاب و ارسال برای خریداران

- ارسال کتاب به Email کارشناسان برای بررسی علمی و پاسخ آن به مراکز علمی نشر( کاهش هزینه تکثیر،پست و دبیرخانه .چون برای هر کتاب 3 نفر کارشناس انتخاب می شود که غالبا خارج از استان می باشند)

- راه اندازی سیستم چاپ تیراژپایین به صورت خروجی مستقیم (حذف فرم بندی اطلاعات و صرفه جویی در وقت و هزینه)

- چاپ کتب تخصصی به صورت ebook (کاهش هزینه چاپ،صرفه جویی دروقت و سرعت انتقال در تحویل آثار،حذف انبارداری و نگهداری فیزیکی

تلاش برای فرهنگ سازی و آموزش مرتبط با بهره وری(چاپ شعارهایی در زمینه بهره وری و نصب در محلعای مورد نظر و ارسال برای مدیران،آموزش های لازم به همکاران شاغل در واحدهای خدمات و امور عمومی،گرفتن پیشنهادها و اقدامات انجام شده توسط واحدهای حوزه)

- قرار دادن اطلاعات،آیین نامه ها،اخبارو فرم های مورد نیاز مراجعین به صورت آنلاین به منظور جلوگیری از مراجعات متعدد حضوری و تلفنی و صرفه جویی در وقت و هزینه تماس و پاسخگویی حضوری

- اعلام مکاتبات تکراری وارده به سیستم معاونت پژوهشی در کوتاهترین زمان توسط برنامه شبکه و جمع آوری اوراق تکراری و استفاده آن برای پیش نویس

- دریافت کل پوشه های غیر قابل مصرف آموزشی دانشگاه و پاکسازی و طبقه بندی آن و توزیع به واحدهای ذیربط و استفاده بهینه برای امحاء اوراق روابط بین الملل.. 

- استفاده از چک پرینت با رنگ کم جهت مطالعه نویسندگان نامه و اصلاح نامه جهت صرفه جویی در استفاده از جوهرو...

- جداسازی کاغذهای باطله از زباله ها و ارسال جهت بازیافت آنها

- حذف رونوشتهای اضافی از مکاتبات

یک شنبه 9 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

‌كاهش هزينه‌ها با بهسازي مصرف انرژي

همواره جنبه‌هاي اقتصادي و منفعت‌هاي مالي عوامل مهمي در ايجاد انگيزه براي حفظ محيط زيست و مصرف بهينه انرژي بوده است.

جنبه‌هاي اقتصادي بهسازي مصرف انرژي، به عوامل زيادي بستگي دارد كه محل زيست، ميزان نيازمندي به گرمايش و سرمايش و نيز بهايي كه براي انرژي پرداخته مي‌شود از جمله اين عوامل هستند.
بررسي‌ها نشان مي‌دهد،‌ استفاده از روش‌هاي بهينه‌سازي مصرف انرژي مي‌تواند در طول زماني حدود 5‌‌‌سال يا كمتر در صورت استفاده از گاز و يا نفت،‌ هزينه خود را جبران ‌كنند.
اما اگر از گرمايش برقي استفاده مي‌كنيد، اين جبران هزينه،‌ عموما بسيار سريع‌تر خواهد بود و اگر خودتان روش‌هاي بهينه‌سازي مصرف انرژي را به كار بريد هزينه‌ها زودتر جبران مي‌شوند،‌ زيرا هزينه مربوط به دستمزد كارگر حذف مي‌شود.
براي استفاده از روش‌هايي كه براي بهبود و افزايش بازده انرژي لازم است بايد از يك برنامه‌ريزي مدوني پيروي كرد.
به عنوان مثال با تعويض پنجره‌ها و عايق كاري هنگام نوسازي خانه براي زماني طولاني مي‌توان از هدررفت انرژي از منافذي كه منجر به خروج بخش بزرگي از انرژي مي‌شوند جلوگيري كرد كه اين كار بسيار عاقلانه‌تر از روش‌هاي ثانويه جهت بهسازي مصرف انرژي است.
مثلا اگر خيال داريد ديوار آشپزخانه خود را برداريد و آن را وسيع‌تر كنيد و يا مي‌خواهيد براي توسعه اتاق خواب اصلي منزل، از يك شيرواني بزرگ‌تر استفاده كنيد، همزمان سعي كنيد بهره‌وري انرژي را افزايش دهيد. مثلا ديوارهاي جديد را عايق كاري كنيد و براي پنجره‌ها از عايق‌هايي با بازده خوب، استفاده كنيد.
هنگامي كه ديوارها را برميداريد، از به‌‌هم‌ريخته بودن وضع منزل استفاده كنيد و اقدامات ديگري نيز براي افزايش بازده انرژي انجام دهيد.
هزينه اين تغيير به سرعت جبران مي‌شود، زيرا مثلا ديگر نيازي به نصب يك سيستم گرمايشي مجزا و يا توسعه سيستم فعلي خود، نخواهيد داشت.
 

یک شنبه 9 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

‌صرفه‌جويي در منابع نفتي با رنگ نانويي

نمونه‌اي از رنگ سازگار با محيط زيست به كمك نانوكامپوزيت‌هاي سيليكا در دانشگاه صنعتي اميرکبير توليد شده است كه پژوهشگران ادعا مي‌كنند اين محصول مي‌تواند به عنوان رنگ ساختماني به كار گرفته شده و موجب صرفه‌جويي در منابع نفتي شود.

به گزارش سرويس پژوهشي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، دكتر مجيد عبدوس، پژوهشي را با هدف سنتز نانوكامپوزيت سيليكا، تهيه و بهبود خواص فيزيكي و ايمني محيط زيست رنگ حاصل از آن براي استفاده به عنوان يك رنگ ساختماني انجام داده است.

وي اظهار كرد: در اين پژوهش، با روش جديدي از پليمريزاسيون امولسيوني، منومرهاي اكريليك را در حضور نانوذرات سيليكا، پليمريزه نموده و به اين ترتيب خواص فيزيكي پليمر نهايي را بهبود داده‌ايم. در نهايت خواص مطلوب جديدي را در اين ماده ايجاد كرده‌ايم.

عبدوس با بيان اين مطلب که به کارگيري نانوکامپوزيت‌هاي جديد براي توليد رنگ‌هاي صنعتي و تعميم آنها به رنگ‌هاي ساختماني و بررسي خواص و کاربرد آنها در صنايع مختلف، بسيار موثر است، تصريح كرد: نتايج اين کار پژوهشي به دليل صرفه اقتصادي و مزاياي زيست محيطي، مي‌تواند در کاهش آلايندگي و صرفه‌جويي در منابع نفتي، بسيار موثر واقع شود.

دانشيار گروه شيمي کاربردي دانشگاه صنعتي اميرکبير براي اين کار، با استفاده از يك ماده و سطح فعال غير يوني در بالاي دماي ابري ماده، يك نانوكامپوزيت، توليد و سپس خواص مختلف نانوكامپوزيت و رنگ حاوي آن (نظير چسبندگي، سختي سطح و مقاومت به حلال‌هاي آلي) را با رنگ بدون نانوكامپوزيت مقايسه کرده است.

نتايج نشان مي‌دهد، ساختار نانوكامپوزيتي جديد داراي خواص بهبود يافته‌اي نظير چسبندگي، مقاومت حلالي، اشتعال‌پذيري و برخي خواص فيزيكي بهبود يافته ديگري است.

اين کار پژوهشي مي‌تواند در توليد نسل جديد رنگ‌ها و پوشش‌هاي صنعتي براي كاربري در صنايع ساختمان، نفت و دفاع استفاده شود.

جزئيات اين پژوهش که با همکاري احمد دشتي‌زاده انجام شده، در مجله Mat.-wiss. u. Werkstofftech. (جلد 40، صفحات 689- 684، سال 2009) منتشر شده است.
 

یک شنبه 9 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

صفحات و مطالب گذشته
جامه‏ ناسازِ زشت اسراف را از تنمان بيرون بياوريم
بهینه سازی درخريد مواد غذايي
دیدگاه شهروندان درمورداصلاح الگوی مصرف
اصلاح الگوي مصرف و قانون مديريت خدمات كشوري
چگونه قناعت پیشه کنیم؟
1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8 - 9 - 10 - > -
آمار و اطلاعات
بازديدها:
کل بازديد : 91755
تعداد کل پست ها : 489
تعداد کل نظرات : 29
تاريخ آخرين بروز رساني : چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389 
تاريخ ايجاد بلاگ : سه شنبه 6 بهمن 1388 

مشخصات مدير وبلاگ :
مدير وبلاگ : محمد رضا زينلي

ت.ت : ارديبهشت 1373
 وبلاگ هاي ديگر من: 
آخرين منجي
پايگاه اطلاع رساني 14 معصوم
پيروان راه حسين
سي سال انقلاب پايدار

سوابق مدير :
كسب رتبه ي اول در دومين جشنواره وبلاگ نويسي سايت تبيان
كسب رتبه دوم در اولين دوره جشنواره وبلاگ نويسي سايت تبيان
كسب رتبه سوم در سومين دوره جشنواره وبلاگ نويسي و وب سايت انتظار


يكي از برندگان اصلي سايت 1430(جشنوراه وبلاگ نويسي اربعين حسيني)
يكي از برندگان جشنواه وبلاگ نويسي گوهر تابناك)

كسب رتبه سوم در جشنوراه پيوند آسماني)

يكي از برندگان جشنوراه وبلاگ نويسي راسخون)
فعالترين كاربر سايت تبيان در سال 87


مدير انجمن دانش آموزي سايت تبيان با شناسه كابري moffline


مدير انجمن هنرهاي رزمي سايت راسخون با شناسه كاربري bluestar


آرشيو مطالب
بهمن 1388
اسفند 1388

جستجو گر
براي جستجو در تمام مطالب سايت واژه‌ كليدي‌ مورد نظرتان را وارد کنيد :



New Page 2

 

New Page 2

 


 
 

صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها |  راسخون



Designed By : rasekhoon & Translated By : 14masom