پيمانه*اصلاح الگوي مصرف*
 
  به وبلاگ پيمانه*اصلاح الگوي مصرف* خوش آمديد!    
 
درباره وبلاگ


محمد رضا زينلي
به وبلاگ تخصصي پيمانه خوش آمديد اميدورام كه اين وبلاگ بتواند بينش شما را نسبت به اصلاح الگوي مصرف كامل كند .


منوي اصلي
لينکهاي سريع

لوگو ها


 


















نظرسنجي

اسراف، واقعيت امروز جوامع غربي

براساس گزارش هاي مراكز معتبر و نهادهاي جهاني چون فائو (سازمان كشاورزي و خواروبار جهاني) پيش از بحران كنوني، سيصد ميليون نفر از گرسنگي رنج مي بردند و جمعيتي بزرگ تنها از يك وعده غذايي بهره مند بودند. اين در حالي است كه در همان زمان بيش ترين مصرف در كشورهاي اروپاي غربي چون انگليس و آمريكا بوده است. مصرف در كشورهاي توسعه يافته به شكل اسراف و تبذير خودنمايي مي كند به گونه اي كه دو سوم مواد غذايي دورريز مي شود.

به سبب رفتارهاي نادرست بشر در محيط زيست چنان كه خداوند به صراحت اعلام مي دارد: ظهر الفساد في البر و البحر بما كسبت ايدي الناس؛ فساد و تباهي در محيط زيست دريايي و خشكي به سبب اعمال و تصرفات نادرست آدمي پديدار شده است، اكنون جهان با بحران خشكسالي و سيل مواجه شده است. سيل ها و توفان هاي مخرب و زيانبار، محصولات كشاورزي را از ميان مي برد و خشكسالي، طبيعت سبز را به نابودي مي كشاند. اين همه جز به سبب تصرفات اسراف گونه بشر انجام نگرفته است. آدمي با تصرفات اسراف گونه خويش از حدود مرزهاي طبيعي و قوانين و سنت هاي الهي پا فراتر نهاده و نظام زيست محيطي جهان را به هم ريخته است. اين درحالي است كه در حوزه مصرف همان توليدات كشاورزي و غذايي نيز راه اسراف و تبذير در پيش گرفته و عدالت در توزيع و مصرف را مراعات نمي كند درحالي كه تنها در هندوستان سيصدميليون نفر از يك وعده غذايي ناكافي برخوردار مي باشند. در كشورهاي توسعه يافته غربي و آمريكا، وعده غذايي پرچرب به بيش از پنج وعده مي رسد.

صدراعظم آلمان خانم مركل اعلام مي كند كه بحران غذايي پديد آمده در جهان به سبب آن است كه سيصدميليون هندي خواسته اند به جاي يك وعده از دو وعده غذايي استفاده كنند. اين سخن هرچند كه مي تواند پايه علمي داشته باشد ولي بيانگر نكته مهم تري است و آن اين كه سران كشورهاي توسعه يافته در مسير بي عدالتي فكر و حركت مي كنند و درحالي كه خود از پنج وعده غذايي پرچرب و پركالري بهره مند هستند و نمي خواهند از آن بكاهند ولي به مصرف طبيعي دو وعده مردم هند اعتراض دارند و آن را عامل بحران غذايي مي شمارند.

نگاهي به آمارهاي جهاني تغذيه و سلامت نشان مي دهد كه در جوامع توسعه يافته غربي مشكل افزايش وزن و چربي به عنوان معضل و مسأله مردم آن مناطق درآمده است. اين بدان معناست كه مصرف در اين كشورها از حالت طبيعي خارج شده و به شكل اسراف و زياده روي درآمده است. بنابراين مشكل بيماري ها و چاقي هاي مزمن و زيانبار خود به تنهايي يكي از آثار اسراف است كه سلامت شخص و در نتيجه جامعه را با خطر مواجه مي سازد.

 

چهارشنبه 12 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

چند راهکار ساده با نتیجه بخشی بسیار عالی برای صرفه جویی در انرژی:

اگر شما هم فکر میکنید باید سهمی از هدر روی انرژی را کم نموده و به سبد رفاه خانواده خود بیفزایید نکات زیر شما را راهنمایی میکند:

در زمستان خانه های خود را آنقدر گرم نکنید که اگر تابستان بود کولر را روشن میکردید ! عکس همین وضعیت در مورد تابستان هم درست است.
چراغهای اضافی را خاموش کنید . و از لامپ های کم مصرف استفاده کنید.
مراقب نشت هوایی که برای گرم کردن یا سرد کردن آن پول داده اید باشید.
در رایانه خود از امکانات پیش بینی شده صرفه جویی همچون خاموش شدن خودکار نمایشگر یا رفتن به وضعیت آماده باش استفاده کنید. این امکانات به شما اجازه میدهند در صورت چند دقیقه بیکاری رایانه ، نمایشگر شما خاموش شده و سپس بلا فاصله در زمان نیاز مجددا آماده به کار شود. نگرانی از خرابی و استهلاک بی مورد است.
عایق کاری ساختمان در برابر گرما و سرما یک کار تشریفاتی نیست. آن را جدی بگیرید.
در هنگام اوج مصرف مثل ساعات اولیه شب وسایل پر مصرف بکار نبرید.

چهارشنبه 12 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

گستره معناي مصرف

مصرف به معناي استفاده و خرج کردن در ادبيات فارسي کاربرد تازه اي نيست. اين واژه هر چند که در ادبيات عربي در معاني و مفاهيمي که ما فارسي زبانان به کار مي بريم، به کار نرفته و نمي رود، ولي هم چون واژگان ديگري که از زبان عربي وارد زبان فارسي شده و معناي تازه اي يافته مي باشد. از اين رو مي توان آن را همانند واژه صرفه جويي دانست که داراي معناي خاصي در ادبيات فارسي است.



در فرهنگ نامه هاي فارسي مي توان اين معناي فارسي شده را به خوبي يافت. فرهنگ آنندراج، مصرف را اسم ظرف به معني جاي خرج کردن دانسته است و ناظم الاطباء نيز مي نويسد: محل صرف و خرج که جمع آن مصارف مي باشد. بنابراين مي توان گفت که مصرف به معناي جاي خرج کردن و به کار بردن و نيز محل هزينه کردن است. حافظ مي سرايد:



رسيد مژده که آمد بهار و سبزه دميد



وظيفه گر برسد مصرفش گل است و نبيذ



هنگامي که از مصرف چيزي، سخن مي گوييم، اين معنا را در نظر داريم که چگونه مي توانيم به بهترين شکل آن را براي برآورد نيازهاي خويش به کار گيريم. بنابراين شناخت بهترين شکل مصرف هر چيزي، به معناي شناخت شيوه اي است که از آن به الگوي مصرف آن چيز تعبير مي شود. شخص مي کوشد تا با بهره گيري از تجربيات و دانش هاي ديگران و تجربيات شخصي، بهترين شيوه و الگوي مصرف را به دست آورد تا افزون بر بهره گيري کامل و برآورد نيازها، بخشي را نيز براي آينده و يا فعاليت هاي ديگر ذخيره سازي کند.



اين گونه است که انسان همواره در انديشه شناخت الگوهاي بهتر مصرف، بازسازي دايمي و اصلاح آن در راستاي اهداف پيش گفته مي باشد.

 

چهارشنبه 12 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

اصلاح الگوی مصرف و گذر از بحران آب

اشاره:مقوله اصلاح الگوی مصرف ضرورت بکارگیری روش‌های مختلف در بخش‌های گوناگون اقتصاد کشور را دو چندان می‌کند. یکی از بخش‌هایی که در اقتصاد کشور نقش اساسی ایفا می‌کند بخش کشاورزی است که با منبع مهم حیات یعنی آب در رابطه مستقیم قرار دارد. استفاده درست از آب این عامل حیات بخش خدادادی نه تنها در بخش کشاورزی که در تمامی امور جاری زندگی بشری می تواند اثرات دراز مدت و خوشایندی را بر جای بگذارد.
 

مهندس احمد اسداللهی معاون تحقیقات و بهره‌برداری سازمان مدیریت منابع آب ایران از اصلاح الگوی مصرف آب می گوید:
سیاستنامه: جناب آقای مهندس! در حال حاضر وضعیت مصرف آب در کشور چگونه است و پر مصرف ترین بخش کدام است؟
بر اساس آمار و ارقام موجود میانگین سالانه حجم بارندگی ایران حدود 400 میلیارد متر معب برآورد می شود که از این مقدار 310 میلیارد متر مکعب در مناطق وهستانی با مساحتی حدود 870 هزار کیلومتر مربع و 90 میلیارد متر مکعب دیگر در مناطق دشتی به وسعت 778 کیلومتر می‌بارد. از مقدار فوق حدود 294 میلیارد متر مکعب به صورت تبخیر و تعرق از دسترس خارج می‌شود و از 116 میلیارد متر مکعب حدود 93 میلیاردمتر مکعب از طریق منابع سطحی و زیر زمینی بهره‌برداری می شود و بقیه صرف تغذیه سفره های زیر زمینی می شود. از این مقدار حدود 86 میلیارد متر مکعب جهت مصارف کشاورزی و نزدیک به 7 میلیارد متر مکعب آن به مصارف شرب و صنعت اختصاص می یابد. از آن جای که متوسط حجم کل آب سالانه کشور رقمی ثابت است تقاضا برای آب به علت رشد نسبتاً بالای جمعیت توسعه کشاورزی شهر نشینی و صنعت در سال های اخیر متوسط سرانه آب قابل تجدید کشور را تقلیل داده است. بطور کلی این رقم از حدود 5500 متر مکعب در سال 1340 به حدود 3400 متر مکعب در سال 1367 و حدود 2500 متر مکعب در سال 1367 و 2100 متر مکعب در سال 1376 کاهش یافته است. این میزان با توجه به روند افزایش جمعیت کشور با نرخ فعلی رشد در سال 1385 به حدود 1750 متر مکعب و در افق سال 1400 به حدود 1300 متر مکعب تنزل خواهد یافت.
پس در حال حاضر بزرگترین مصرف کننده آب کشور بخش کشاورزی است و حدود 92 درصد از منابع آب شور در این بخش به صرف می رسد در میان سایر بخش‌ها 6 درصد مصرف آب مربوط به بخش خانگی و 2 درصد هم سهم مصرف بخش های صنعتی کشور از منابع آب کشور است.
سیاستنامه : دلیل اینکه چرا بیشترین مصرف منابع آب در کشور ما در بخش کشاورزی است بررسی کرده‌اید؟
امروزه به طور متوسط 15 هزار متر مکعب در هکتار آب در بخش کشاورزی کشور به مصرف می‌رسد كه این میزن بسیار زیاد است و باید به 6500 هزار متر مکعب کاهش یابد. از دلایل عمده‌ی این میزان مصرف می‌‌توان به استفاده از شیوه ای سنتی آبیاری و عدم به کارگیری صحیح از سیستم آبیاری تحت فشار اشاره کرد. روش آبیاری قطره‌ای سالیان دراز در فرانسه و در کشورهای دیگر برای آبیاری در گلخانه‌ها مورد استفاده بوده است. در ایران این روش در دهه پنجاه ابداع شد و سطوح بزرگی با لین روش آبیاری شدند ولی با مرور زان مزایا و معایب این روش مشخص شد. هزینه‌های زیاد و تکنیک‌ای نسبتاً پیشرفته این روش نمک‌ها و مواد جامد معلق در آبهای ایران از معایب آبیاری قطره ای بوده و باعث شده که کشاورزان کمتر از این روش آبیاری استفاده کنند، ولی این دلیلی نیست که روش آبیاری قطره‌ای را مطرود بدانیم و در پی رفع معایب آن باشیم. به یاد داشته باشیم با استفاده از روش آبیاری قطره‌ای نسبت به روش غرقابی می‌توانیم 5 الی 6 برابر مصرف آب را کاهش دهیم. اما عمده ترین دلیل این مازاد مصرف می تواند بی ارزش بودن آب در برخی موارد رایگان بودن آن باشد که موجب شده کشاورزان قدر این نعمت گران بها را کمتر بدانند. به نظر می‌رسد که با ساماندهی و برنامه ریزی مناسب می‌توان شاهد چشمگیر اسراف آب در بخش کشاورزی بود. برای اینکه بتوانیم حد اکثر بهره‌وری را از منابع کشور داشته باشیم، باید هر چه سریعتر در نظام مدیریتی بخش کشاورزی این مهم مد نظر قرار گیرد. دولت هم برای حمایت از بخش کشاورزی در راستای اصلح الگوی مصرفی با پشتیبانی کمک های ملی و استانی 50 درصد از هزینه آبیاری تحت فشار را که معادل یک میلیون و 400 هزار تومان است به صورت بلاعوض اختصاص می دهد 50درصد دیگر این هزینه ها توسط کشاورزان پرداخت شده و اگر این امر ممکن نباشد آنها از سوی دولت به بانک های عامل معرفی و وام دریافت می‌کند.
سیاستنامه: وضعیت مصرف آب در سایر بخش‌های مصرفی چگونه است؟
در بخش شرب و شهری به طور متوسط هر فرد در شبانه روز 350 لیتر آب مصرف می‌کند در حالی که استاندارد جهانی مصرف در این بخش به 150 لیتر در شبانه روز است مقدار مصرف سرانه آب لوله‌کشی آشامیدنی در شهرهای ایران حدود 142 متر مکعب در سال است که از مصرف سرانه برخی از کشورهای اروپایی پر آب مانند اتریش (108 متر مکعب در سال) و بلژیک (105 متر مکعب در سال) بیشتر است که یکی از دلایل این امر آن است که در ایران از آب آشامیدنی تصفیه شده برای شستشو اتومبیل و حیاط و آبیاری باغچه ها و استحمام و شستن لباس و ظرف استفاده می شود. در حالی که در اکثر کشورها آب آشامیدنی از آبی که به سایر مصارف می‌رسد جاست.
سیاستنامه: چه برنامه‌هایی برای نترل مصرف آب در بخش‌های مختلف به ویژه در بخش کشاورزی می‌توان اعمال کرد؟
بازنگری بر روی دستورالعمل ها و آئین نامه های مرتبط با الگوی مصرف آب از سوی شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور به هیات دولت پیشنهاد داده شده است که با توجه به نیاز کشور الگوی مصرف آب باید متغیر یابد. الگوی مصرف آب بر طبق شرایطی نظیر آب و هوا و تعداد خانوارهای ساکن در یک واحد مسکونی تعیین می شود و هم اکنون 18 تا 26 متر مکعب است که البته  بسته به نقطه جغرافیایی که در هر شهر واقع شده است متغیر می باشد. با توجه به شرایط تغییر اقلیم و وقوع خشک‌سالی در کشور مردم به تغییر الگوی مصرف اقبال نشان داده اند و با صرفه جویی که صورت داده اند تغییر الگوی مصرف آب را ایجاد کرده‌اند، اما وزارت نیرو با ابزارهایی نظیر تغییر تعرفه‌ها والگوی مصرف سعی دارند تا مصرف بی‌رویه آب را کاهش دهد با توجه به فضای خشک‌سالی‌ها در کشور یکی از مطالبات مردمی این است که کسانی که از منابع ملی نظیر آب را هدر می‌دهند مورد انتقاد قرار گرفته و جرایمی را بپردازند.
باید همه نهادها و ارگان‌های مسئول، خود را در برابر اسراف منابع کشور مکلف بدانند و در قبال آن پاسخگو باشند. باید تلاش شود ضمن کاهش مصرف آب تولید نیز افزایش یابد و راهکار اصلاح مصرف آب در بخش مصرف آب تولید نیز افزایش یابد و راهکار اصلاح مصرف آب در بخش کشاورزی نصب کنتورهای هوشمند بر روی چاه‌هاست که این کنتورها آب را به میزان الگوی تعیین شده در اختیار کشاورزان قرار می‌دهد و در صورت مصرف بیش از حد مجاز علاوه بر جلوگیری از مصرف آب از استفاده از برق نیز جلوگیری خواهد کرد.
اصلاح الگوی مصرف تنها راه برای گذر از بحران کم آبی با توجه به مصرف بیش از حد انرژی در کشور و همچنین کاهش منابع آبی اصلاح الگوی مصرف در بخش‌های مختلف مناسب‌ترین و منطقی‌ترین راه حل برای گذر از بحران های موجود به نظر می رسد. بر اساس آمار و اطلاعات منتشره از کل اراضی 164 میلیون هکتار کشوردر حال حاضر 8/18 میلیون هکتار در چرخه تولید محصولات کشاورزی قرار دارد. از این مقدار حدود 8 میلیون هکتار به صورت آبی و حدود 3/6 میلیون هکتار به صورت دیم و بقیه به صورت آیش آبی و دیم مورد بهره‌برداری قرار دارند. در ارتباط با منابع  آب نیز از حدود 93 میلیارد متر مکعب منابع آب مصرف کشور حدود 86 میلیارد متر مکعب به حساب مصارف کشاورزی منظور می‌گردد.

گفتگوی از مصطفی بهرام بیگی
 

سه شنبه 11 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

فرهنگ پروري در زمينه الگوي مصرف و اصلاح آن

نقل شده است كه امام صادق (ع) روزى نگاهش به ميوه اى كه بطور كامل خورده نشده و از خانه آن حضرت به بيرون پرتاب شده بود, افتاد. آنگاه خشمگين شد و (با عتاب) فرمود: اين چيست؟ اگر شما سير شده ايد, بسيارى از مردم سير نشده اند (و گرسنه هستند) آن را به كسى بدهيد كه نيازمند آن است. (8)
چرا غذا را بيش از نياز پخت مى كنيم؟ چرا در مصرف آب و برق صرفه جويى نمى كنيم؟ چرا در استفاده از كاغذ, لوازم التحرير, دستمال كاغذى زياده روى مى كنيم؟ چرا از ميوه ها درست استفاده نمى كنيم؟ چرا در پخت نان و شيوه نگهدارى آن اصول لازم را به كار نمى بنديم؟ چرا عده اى مرفه و بى درد ثروت عمومى جامعه را ـ ولو با درآمدهاى خود ـ با استفاده از ابزار و لوازم لوكس ضايع مى كنند؟ چرا الگوهايى كه در برخى رسانه هاى جمعى و نيز عملكرد بعضى مديران مشهود است جامعه را به سوى يك زندگى تجملى و اسرافگرايانه مى كشد؟ و دهها چراى ديگر كه شما هم حتما روزانه با آن برخورد داريد.
امام صادق (ع) مى فرمايد: ((ميانه روى در زندگى چيزى است كه خداوند آن را دوست دارد و اسراف را دشمن دارد حتى اگر اين اسراف با بيرون انداختن هسته خرمايى باشد, چون آن هسته به كار مىآيد (9). يا با بيرون ريختن آب باقيمانده (در ليوان) باشد.)) (10)
اسراف موجب عدم استجابت دعا
مسرف چون با سو اختيار خود گرفتار اين بيمارى شده و به تنگدستى افتاده است, اگر از خدا بخواهد تا از مخمصه فقر نجاتش دهد, دعايش مستجاب نخواهد شد. امام صادق عليه السلام يكى از چهار نفرى را كه دعايشان مستجاب نمى شود, فردى مى داند كه ثروتش را ضايع كرده, آنگاه از خدا مى خواهد تا به او روزى دهد. خداوند درجواب مى فرمايد: آيا تو را به ميانه روى و اصلاح در امور زندگى امر نكردم؟! (11)
اسراف موجب دورى از خدا
از آنجا كه هر بعد روحى انسان در بعد ديگر موثر است, بالطبع انحراف و كژى در يك بعد به انحراف در ساير ابعاد منجر مى شود.
اسراف و تجاوز از حد در امور مادى و معنوى ـ همچون معصيت با چشم, گوش, زبان و ... ـ موجب كمرنگ شدن احكام الهى در مقابل آدمى و در نتيجه تكذيب حق مى شود, اينجاست كه آدمى بتدريج از خداوند دور شده و از نعمت هدايت الهى محروم مى شود و اين, يك سنت قطعى و لايتغير الهى است كه هدايت معنوى در پرتو عمل به دستورات خدا و پرهيز از گناه و محرمات به دست مىآيد.
در غير اين صورت, فراموشى ياد خداوند توسعه مى يابد و بتدريج زندگى فردى و اجتماعى مردم دچار سر در گمى و بى هدفى مى شود; اعتمادها به يكديگر كم مى شود; روحيه ايثار و فداكارى و كارگشايى, از جامعه رخت بر مى بندد; عاطفه و ترحم كاهش مى يابد; مردم در كارهاى خلاف شرع بر يكديگر سبقت گرفته و از انجام اعـمـال و افـعـال خـيـر و پسنديده دريغ مى ورزند.
اسراف نيز عاملى براى دور شدن دلها, زياد شدن فاصله طبقاتى, بى تفاوت شدن و دهها عارضه ديگر روحى ـ اجتماعى است كه جامعه را از درون مى پوساند.

اسراف در بيت المال
حفظ بيت المال و نظارت دقيق بر هزينه هاى عمومى و مقدم داشتن الويتها از مهمترين وظايف حكومت اسلامى است. از آنجا كه همه اقشار جامعه ـ روستايى و شهرى ـ در بيت المال شريك مى باشند چگونه مى توان از بودجه عمومى كشور در زيباسازى بيش از حد و تغييرسالانه دكوراسيون ادارات, شركتها و بانكها و تجهيز دفتر كار مسوولان و خريدگل وگلدان هاىمتنوع قيمتى براىدفتر مديران كشور و برپايى ضيافتهاى غيرضرورى براى مسوولان و يا برپايى بعضى سمينارها استفاده كرد؟! بطور قطع اينها مصداق ((منكر)) هستند و تا با آنها مبارزه نشود ايجاد عدالت اجتماعى مشكل به نظر مرسد.
عدالت اجتماعى زمانى عينيت پيدا مى كند كه همه ثروتهاى كشور بطور مساوى بين همه اقشار تقسيم و توزيع شود. وجود دارند مديرانى كه طبق دلخواه و خواسته خويش دكور اطاقشان را به هم ريخته و به سبك مورد پسند خود بازسازى مى كنند; گلدانهاى گرانقيمت را خريدارى كرده و اطاق را زينت مى دهند و حال آنكه اين بودجه ها و هزينه مصارفى لازمتر و ضرورى تر دارند. طبيعى است كه اين روش چنان كه اشاره شد علاوه بر رشد تجمل گرايى عمومى, موجب بى اعتماد شدن توده هاى مردمى به دست اندركاران كشور مى شود. اين سيره عملى نادرست نظارتى جدى از سوى دولت اسلامى را نياز دارد تا بيت المال را از شر جاهلان و عاملان حفظ كند.
على عليه السلام در نامه اى به زيادبن ابيه كه جانشين حاكم بصره بود, مى نويسد: ((به خدا سوگند ياد مى كنم, سوگندى از روى راستى و درستى, كه اگر به من خبر رسد كه تو در بيت المال مسلمانان به چيزى اندك يا بزرگ خيانت كرده و بر خلاف دستور, صرف و هزينه نموده اى, بر تو آنچنان سخت خواهم گرفت كه تو را فقير و ناتوان از تامين مخارج خانواده و خوار و پست گرداند.))(13)
شايد شما هم با نامگذاري امسال به عنوان "اصلاح الگوي مصرف " گمان كنید اين بحث تازه اي است كه رهبر معظم انقلاب پيش روي ملت گشوده اند، اما با كمي بررسي متوجه خواهيد شد، اصلاح الگوي مصرف و تصحيح رفتاراسراف گرايانه ما دغدغه 18 ساله مقام معظم رهبري است.
ايشان از روزهاي نخستين سال 1370، همزمان با شروع نبرد زو و تزوير در بين مسئولان ، نسبت به اين قضيه هشدار دادند.همان روزهايي كه "ديگر نوبت رفاه مسئولان " رسيد و كوخ نشيني رجايي به كاخ نشيني ها تبديل شد. اين هشدارها همچنان ادامه داشت و رهبر انقلاب در فرصت هاي گوناگون به اين نكته اشاره مي كردند كه بايد فرهنگ قناعت و شيوه صحيح مصرف جايگزين شيرفه مصرف مسرفانه اي شود كه دامنگير جامعه شده است.
در سال 82 حتي از صدا و سيما و هيئات وزيران خواستند تا در جهت اصلاح الگوي مصرف گام جدي بردارند و به مبارزه با تبيلغ هاي مصرف گرايانه بپردازند، كه متاسفانه با بي توجهي مسئولين نتيجه اي در برنداشت. اينك در آغاز دهه چهارم انقلاب اسلامي كه به شعار پيشرفت و عدالت مزين گشته است، بيش از پيش به اصلاح الگوي مصرف براي ايجاد عدالت و پيشرفت نيازمنديم.

اصلاحي كه اگر صورت گيرد مي تواند نقش اساسي در ايجاد عدالت در بين طبقات جامعه و پيشرفت براي كشور داشته باشد. سخنان گهربار رهبري در اين 18 سال خود بيش از همه تحليل ها مويد اين نكته است.
در اينجا نكاتي كه در لابلاي سخنان رهبري در اين 18 سال راجع به اصلاح الگوي مصرف آورده اند، جمع آوري كرده ایم:
ديدار با اقشار مختلف مردم (روز بيست‏ونهم ماه مبارك رمضان) 26/1/1370
برادران! اميرالمؤمنين مى‏گويد زندگى به سمت زهد بايد برود. امروز در جمهورى اسلامى، اگر ما احساس بكنيم كه زندگى به سمت اشرافيگرى مى‏رود، بلاشك اين انحراف است؛ بروبرگرد ندارد. ما بايد به سمت زهد حركت بكنيم. … مردم هم نبايد اسراف و تجمل‏گرايى بكنند. اين‏طور نيست كه زهد فقط مخصوص مسؤولان باشد.
اين مهريه‏هاى گران‏قيمت كه براى عقدهاى دخترهايشان مى‏گذارند، خطاست. نمى‏گويم حرام است، اما پديده‏ى بد و زشتى در جامعه است؛ زيرا ارزشهاى انسانى را تحت‏الشعاع ارزش طلا و پول قرار مى‏دهد.
ديدار گروهى از زنان، به مناسبت فرخنده ميلاد حضرت زهرا(س) و "روز زن " 25/9/1371
من به خانمهاى مسلمان، به خانمهاى جوان و به خانمهاى خانه‏دار عرض مى‏كنم: سراغ اين مصرف‏گرايى كه غرب مثل خوره به‏جان جوامع دنيا و از جمله جوامع كشورهاى درحال توسعه و كشورهاى رو به پيشرفت و از جمله كشورما انداخته است، نرويد.
مصرف بايد در حدّ لازم باشد، نه در حدّ اسراف. خانمهاى كسانى كه همسرانشان يا خودشان مسؤوليتهايى در بخشهاى مختلف كشور دارند، بايد از لحاظ دورى از اسراف، نسبت به ديگران الگو باشند. بايد براى ديگران درس باشند و نشان دهند كه شأنِ زن مسلمان بالاتر از اين حرفهاست كه اسير زر و زيور و جواهر آلات و از اين قبيل شود.
نمى‏خواهيم بگوييم اينها حرام است؛ مى‏خواهيم بگوييم شأن زن مسلمان بالاتر از اين است كه در دورانى كه بسيارى از مردم جامعه ما محتاج كمكند، كسانى بروند پول بدهند طلا بخرند، زينت‏آلات بخرند، وسايل زندگى رنگارنگ بخرند و در انواع و اقسام روشها و منشهاى زندگى، اسراف كنند. اسراف، الگوى زن مسلمان نيست.
خطبه‏هاى نماز عيد سعيد فطر 4/1/1372

در اين روز مبارك و در اين محشر عظيم مردمى، طبق رويّه‏اى كه در سالهاى گذشته در مثل چنين روزى داشته‏ايم، با استفاده از اين فضاى روحانى، موردى را از دهها مورد كه در زندگى ما مى‏تواند مطرح شود، مطرح مى‏كنم و آن، اجتناب از اسراف و زياده‏روى است. به برادران و خواهران مسلمانمان در سراسر كشور عرض مى‏كنم كه موضوع قناعت را جدّى بگيريد. منظورم از قناعت اين نيست كه دست به نعمتهاى الهى نزنيد و از آنها بهره‏مند نشويد. مقصود اين است كه حدّ و اندازه نگه داريد؛ زياده‏روى و اسراف نكنيد؛ نعمتهاى الهى را ضايع ننماييد؛ كه متأسفانه بسيارى مى‏كنند. در جمهورى اسلامى، كسانى هستند كه دستشان به نعمتهاى الهى نمى‏رسد. نه به خاطر اين‏كه كم داريم. به خاطر اين‏كه بسيارى به خودشان حق مى‏دهند كه نعمتهاى الهى را بى‏حساب و كتاب مصرف كنند؛ بى‏اندازه مصرف كنند؛ هيچ ملاحظه‏اى نكنند؛ هيچ حدى نگه ندارند و حتّى نعمتهاى الهى را ضايع كنند. چقدر نان ضايع مى‏شود! چقدر غذاى طبخ شده ضايع مى‏شود! چقدر ميوه مصرف نشده ضايع مى‏شود و از خانه‏ها بيرون ريخته مى‏شود! چقدر لباس زيادتر از اندازه لازم - چند برابر اندازه لازم - خريدارى مى‏شود و در خانه‏ها و صندوقها مى‏ماند، براى اين‏كه يك بار در مراسمى پوشيده شود! اينها اسراف است.
مى‏خواهم اين مطلب را ملت عزيزمان بدانند كه اسراف، فعل حرام است؛ گناه است؛ خلاف شرع است؛ آنجايى كه اسراف باشد و اسراف مال و اسراف نعمتهاى الهى انجام گيرد، تضييع و تلف كردن نعمت است. تصميم بگيريد اين كار را نكنيد. البته خانواده‏هاى كم درآمد، شايد وسعشان هم نرسد كه بخواهند اسراف كنند؛ اما خانواده‏هاى پردرآمد و حتّى بسيارى از خانواده‏هاى متوسّط، متأسفانه اسراف مى‏كنند. من اين جمله را عرض كردم، برآن تأكيد و پافشارى مى‏كنم و خواهشمندم كه ملت عزيزمان، اين سخن را مورد توجّه قرار دهند، به آن اهميت دهند، براى آن حسابى باز كنند و سعى‏شان بر اسراف نكردن باشد.
خطبه‏هاى نماز جمعه 14/11/1373
بايد روحيه اسرافى كه در بعضى از مردم به صورت روز افزون پيدا مى‏شود، مهار گردد.
اجتماع بزرگ مردم در صحن امام خمينى(ره) مشهد مقدّس رضوى‏ 1376/1/1
من ديروز در پيام اوّلِ سال، به ملت ايران عرض كردم كه صرفه‏جويى را شعار خودتان قرار دهيد. صرفه‏جويى به معناى گدابازى نيست كه بعضى بگويند چرا نمى‏گذاريد مردم از نعمتهاى خدا استفاده كنند. نه؛ استفاده كنند، ولى اسراف و زياده‏روى نكنند.
اسراف در جامعه، لازمه اشرافيگرى و تقسيم نابرابر ثروت و مايه تضييع اموال عمومى و نعمت الهى است. صرفه‏جويىِ صحيح - همان كه در اسلام به آن قناعت مى‏گويند - به معناى نخوردن نيست. به معناى زياده‏روى نكردن، مال خدا را حرام نكردن و نعمت الهى را ضايع نكردن است.
اگر جامعه‏اى بخواهد قناعت و صرفه‏جويى را - كه يك دستور اسلامى است - عمل كند، بايد متوجّه باشد كه در شكل كلّى به عدالت اجتماعى و مسأله عدالت پرداخته شود. براى اين كه بشود اين راه را ادامه داد، همه و همه بايد كوشش كنند
در صحن مطهّر حضرت ثامن الحُجج، امام رضا (ع) 1/1/1377

ببينيد اسراف چه كار مى‏كند! اسراف در نان، اسراف در آب، اسراف در برق، اسراف در مصالح ساختمانى، اسراف در انواع و اقسام كالاهاى گوناگون، اسراف در اسباب بازى بچه و در وسايل تجمّلاتى! عزيزان من! اين اسراف همان كارى را با كشور مى‏كند كه دشمن مى‏خواهد! او از آن طرف به وسيله نفت، به‏وسيله تحريم اقتصادى و انواع و اقسام ضربه‏ها بر ملت ايران ضربه وارد مى‏كند؛ از اين طرف هم خودِ ما با اسراف و صرفه‏جويى نكردن، ضربه او را تكميل مى‏كنيم!
حرف من اين است. من در پيام گفتم كه مردم را به رياضت اقتصادى دعوت نمى‏كنم؛ ابداً! چه رياضتى؟ بحمداللَّه ملت ما احتياج به رياضت ندارد. من آنها را به قناعت، به صرفه‏جويى و به اسراف نكردن دعوت مى‏كنم. اسراف، حرام است. اين هم نمى‏شود كه من و شما، مرتّب ديگران را نصيحت كنيم. همه بايد سعى كنند كه اسراف را از زندگى شخصى و از زندگى كارى خودشان دور كنند.
من در پيام عرض كردم كه مسؤولين دولتى بايد فهرستى درست كنند و موارد اسراف را به مردم ياد دهند. اين يك مطلب از مطالبى كه ما در پيام امسال عرض كرديم؛ حال هم تأكيد مى‏كنيم و توقّع داريم كه مردم، توجّه و دنبال كنند. ان‏شاءاللَّه از آن، سود كشور حاصل شود.
خطبه‏هاى نمازجمعه تهران‏ 1379/2/23
ارزش ديگر، دورى از اسراف و تجمّل در سطح زمامداران است. البته تجمّل و اسراف در همه جا بد است؛ اما آن چيزى كه مردم را وادار مى‏كرد كه نسبت به اين قضيه حسّاسيت نشان دهند، رفتارهاى مسرفانه و متجمّلانه و ولخرجيها با مال مردم در سطح حكومت بود. اين از آن چيزهايى بود كه مردم نمى‏خواستند. نظام اسلامى بر اساس اين ارزش به‏وجود آمد كه چنين چيزى نباشد.
خطبه‏هاى نماز جمعه تهران‏ 1379/9/25
منكراتى كه در سطح جامعه وجود دارد و مى‏شود از آنها نهى كرد و بايد نهى كرد، از جمله اينهاست: اتلاف منابع عمومى، اتلاف منابع حياتى، اتلاف برق، اتلاف وسايل سوخت، اتلاف مواد غذايى، اسراف در آب و اسراف در نان. ما اين همه ضايعات نان داريم؛ اصلاً اين يك منكر است؛ يك منكر دينى است؛ يك منكر اقتصادى و اجتماعى است؛
خطبه‏هاى نماز عيد فطر 15/9/1381
مصرف‏گرايى براى جامعه بلاى بزرگى است. اسراف، روزبه‏روز شكافهاى طبقاتى و شكاف بين فقير و غنى را بيشتر و عميقتر مى‏كند. يكى از چيزهايى كه لازم است مردم براى خود وظيفه بدانند، اجتناب از اسراف است. دستگاههاى مسؤولِ بخشهاى مختلف دولتى، بخصوص دستگاههاى تبليغاتى و فرهنگى - به‏ويژه صدا و سيما - بايد وظيفه خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرف‏گرايى و تجمّل‏گرايى سوق ندهند؛ بلكه در جهت عكس، مردم را به سمت قناعت، اكتفا و به اندازه‏ى لازم مصرف كردن و اجتناب از زياده‏روى و اسراف دعوت كنند و سوق دهند.
مصرف‏گرايى، جامعه را از پاى درمى‏آورد. جامعه‏اى كه مصرف آن از توليدش بيشتر باشد، در ميدانهاى مختلف

شكست خواهد خورد. ما بايد عادت كنيم مصرف خود را تعديل و كم كنيم و از زياديها بزنيم.
ديدار معلّمان و كارگران‏ 1382/2/10
توصيه من به وزيران محترمى كه اين‏جا هستند و به ديگر مسؤولان دولتى، امروز اين است و قبلاً هم هميشه همين بوده است كه روى مسأله تقويت پول ملى و به نظام آوردن خرجها و هزينه‏هاى دولتى تلاش كنند و جلوِ ريخت و پاشها و خرجهاى زيادى و اسراف‏گونه را بگيرند و در يك دايره محدودتر وزارتى، رعايت كمال عدالت را بكنند و تبعيضهاى بيجا را بردارند.
ديدار با رئيس جمهور و اعضاى هيئت دولت 6/6/1385
"اجتناب از اسراف و ريخت‏وپاش " جزو برنامه‏هاى بسيار خوب شماهاست
ديدار اساتيد و دانشجويان‏ دانشگاههاى استان سمنان 18/8/1385
آنچه كه پيشرفت هست، اين است كه ما از هر كه و هر جور، همه‏ى دانشهاى مورد نيازمان را فرا بگيريم؛ اين دانش را به مرحله‏ى عمل و كاربرد برسانيم، تحقيقات گوناگون انجام بدهيم، براى اينكه دامنه‏ى علم را توسعه بدهيم، تحقيقات بنيادى انجام بدهيم، تحقيقات كاربردى و تجربى انجام دهيم،.............درباره‏ى مشكلات اجتماعى‏اى كه در كشور وجود دارد، تحقيق كنيم و راه ريشه كردن اينها را پيدا كنيم و به دنبال اين برويم كه راه مبارزه با اسراف چيست. اسراف يك بيمارى اجتماعى است.
راه مبارزه با مصرف گرايى چيست؟ راه مبارزه با ترجيح كالاى خارجى بر كالاى ساخت داخل چيست؟ اينها تحقيق مى‏خواهد. در دانشگاهها پروژه‏هاى تحقيقى بگيريد، استاد و دانشجو كار كنيد، نتيجه‏ى تحقيق را به مسئولان كشور بدهيد؛ به رسانه‏ها بدهيد تا سرريز شود و فرهنگ‏سازى شود. اين، مى‏شود پيشرفت.
ديدار مسئولان اقتصادى و دست‏اندركاران اجراى اصل 44 قانون اساسى‏‏ 1385/11/30
اگر ضرورتهايى هم اين كار را در آن دوره ايجاب مى‏كرد، نبايد ديگر اين كارها در دوره‏ى بعد از جنگ، در دهه‏ى دوم و سوم، انجام مى‏گرفت؛ نبايد بيخود شركت توليد مى‏شد؛ نبايد از واگذارى شركتهاى دولتى به مردم، در آن بخشى كه قانون اساسى تصريح به آن كرده بود، كوتاهى مى‏شد؛ بايد مى‏داديم.
بايد مالكيت دولت را روزبه‏روز كمتر مى‏كرديم. اين‏طور نشد، بلكه بيشتر و گسترده‏تر شد! و خيلى از درآمدهايى كه بايد در خدمت توليد، در خدمت گردش صحيح پول در جامعه قرار مى‏گرفت، صرف كارهاى غيرلازم شد؛ فعاليتهاى اسراف‏آميز، ساختمان‏سازيهاى بيخودى. و حتماً به اقتصاد كشور لطمه خورد.
خطبه‏هاى نماز عيد سعيد فطر 21/7/1386

ما مردم مسرفى هستيم؛ ما اسراف ميكنيم؛ اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در وسائل گوناگون و تنقلات، اسراف در بنزين. كشورى كه توليد كننده‏ى نفت است، وارد كننده‏ى فرآورده‏ى نفت - بنزين - است! اين تعجب‏آور نيست؟! هر سال ميلياردها بدهيم بنزين وارد كنيم يا چيزهاى ديگرى وارد كنيم براى اينكه بخشى از جمعيت و ملت ما دلشان ميخواهد ريخت و پاش كنند! اين درست است؟!
ما ملت، به عنوان يك عيب ملى به اين نگاه كنيم. اسراف بد است؛ حتى در انفاق راه خدا هم ميگويند. خداى متعال در قرآن به پيغمبرش ميفرمايد: "لا تجعل يدك مغلولة الى عنقك و لا تبسطها كل البسط "؛ در انفاق براى خدا هم اينجورى عمل كن. افراط و تفريط نكنيد. ميانه‏روى؛ ميانه‏روى در خرج كردن. اين را بايد ما به صورت يك فرهنگ ملى در بياوريم. قرآن ميفرمايد: "و الّذين اذا انفقوا "؛ كسانى كه وقتى ميخواهند خرج كنند، "لم يسرفوا و لم يقتروا "؛ نه اسراف ميكنند - زياده‏روى ميكنند - نه تنگ ميگيرند و با فشار بر خودشان، زندگى ميكنند؛ نه، اسلام اين را هم توصيه نميكند.
اسلام نميگويد كه مردم بايستى با رياضت و زهد آنچنانى زندگى كنند؛ نه، معمولى زندگى كنند، متوسط زندگى كنند. اينكه مى‏بينيد بعضى از فضولهاى خارجى، دولتهاى خارجى، دائم و دم‏به‏ساعت، چندين سال است كه ملت ما را تهديد ميكنند كه تحريم ميكنيم، تحريم ميكنيم، تحريم ميكنيم - بارها هم تحريم كرده‏اند - به خاطر اين است كه چشم اميدشان به همين خصوصيت منفى ماست.
ما اگر آدمهاى اهل اسراف و ولنگارى در خرج باشيم، ممكن است تحريم براى آدم مسرف و ولنگار سخت تمام بشود؛ اما ملتى كه نه، حساب كار خودش را دارد، حساب دخل و خرج خود را دارد، حساب مصلحت خود را دارد، زياده‏روى نميكند، اسراف نميكند. خوب، تحريم كنند. بر يك چنين ملتى از تحريم ضررى وارد نميشود. اين نكته را از ماه رمضان به ياد نگه داريم و ان‏شاءاللَّه عمل كنيم.
ديدار هزاران نفر از مردم و عشاير شهرستان نورآباد ممسني 15/2/1387
من در شيراز اشاره كردم: اگر ما اسراف نكنيم، مي‌توانيم نياز كشور را برآورده كنيم. يكي از چيزهايي كه ما در اين كشور نتوانستيم بر خودمان فائق بياييم و اصلاح كنيم، مسئله ‎ ي اسراف است
ديدار رئيس‏جمهوري و اعضاى هيئت دولت 2/6/1387

ساده‏زيستى - بخصوص در خود آقاى رئيس‏جمهور - خوب و برجسته است و چيز باارزشى است؛ در مسئولين هم - كما بيش؛ يك جايى كمتر، يك جايى بيشتر - بحمداللَّه هست. ساده‏زيستى چيز بسيار باارزشى است. ما اگر بخواهيم تجمل و اشرافيگرى و اسراف و زياده‏روى را - كه واقعاً بلاى بزرگى است - از جامعه‏مان ريشه‏كن كنيم، با حرف و گفتن نميشود؛ كه از يك طرف بگوئيم و از طرف ديگر مردم نگاه كنند و ببينند عملمان جور ديگر است! بايد عمل كنيم.
عمل ما بايستى مؤيد و دليل و شاهد بر حرفهاى ما باشد تا اينكه اثر بكند. اين خوشبختانه هست. فاصله‏تان را با طبقات ضعيف كم كرده‏ايد و كم نگه داريد و هر چه كه ممكن است آن را كمتر كنيد.

 

سه شنبه 11 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

باز ايستادن از اسراف و تبذير

اسراف »به معنی وسیع کلمه هرگونه تجاوز از حد در کاری است که انسان انجام می دهد ولی غالبا این کلمه در مورد هزینه ها و خرجها گفته می شود و از قرآن به خوبی استفاده می شود که اسراف نقطه مقابل تنگ گرفتن و سختگیری است. (1)
«تبذیر» در اصل از ماده «بذر» و به معنی پاشیدن دانه می آید، منتها این کلمه مخصوص مواردی است که انسان اموال خود را به صورت غیر منطقی و فساد، مصرف می کند و معادل آن در فارسی امروز «ریخت و پاش » و «ولخرجی » است و به تعبیر دیگر «تبذیر» آن است که مال در غیر موردش مصرف شود، هرچند کم باشد و اگر در موردش صرف شود «تبذیر» نیست هرچند زیاد باشد.
چنانکه امام صادق علیه السلام که در ذیل آیه «و لا تبذر تبذیرا» در پاسخ سئوال کننده ای فرمود: «من انفق شیئا فی غیر طاعة الله فهو مبذر و من انفق فی سبیل الله فهو مقتصد». (2)
کسی که در غیر راه اطاعت فرمان خدا مالی انفاق کند، تبذیر کننده است و کسی که در راه خدا انفاق کند، میانه رو است.
اگرچه با در نظر گرفتن این دو لغت «اسراف و تبذیر» ممکن است میان آنها تفاوتی باشد، ولی بسیار می شود که این دو کلمه درست در یک معنی به کار رود و حتی به عنوان تاکید پشت سر یکدیگر قرار می گیرند. چنانکه علی علیه السلام می فرماید:
«الا ان اعطاء المال فی غیر حقه تبذیر و اسراف و هو یرفع صاحبه فی الدنیا و یضعه فی الآخرة و یکرمه فی الناس و یهینه عندالله ». (3)
آگاه باشید مال را در غیر مورد استحقاق صرف کردن، تبذیر و اسراف است، ممکن است این عمل انسان را در دنیا بلند مرتبه کند اما مسلما در آخرت پست و حقیر خواهد کرد در نظر توده مردم ممکن است سبب اکرام گردد اما در پیشگاه خداوند موجب سقوط مقام انسان خواهد شد.
امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:
«من اشرف الشرف الکف عن التبذیر والسرف » (4) از بلندمرتبه ترین شرف یعنی بلندی مرتبه، باز ایستادن از اسراف و تبذیر است.
در اینجا «تبذیر» و «اسراف » هر دو به یک معنی است.
باز آن حضرت فرمود:
«علیک بترک التبذیر و الاسراف و التخلق بالعدل والانصاف » (5)
تبذیر و اسراف را ترک کن و با خصلت عدل و انصاف متصف باش.
«تبذیر» و «اسراف » هر دو به یک معنی است و همچنین «عدل » و «انصاف ».
غرض «اسراف » و «تبذیر» از نظر اسلام بسیار نکوهیده است و علاوه بر اینکه عیب بزرگی برای انسان به شمار می رود و بلای بزرگ اجتماعی است که باعث محرومیتهای انسانهای بی گناه می گردد. بدون شک نعمتها و مواهب موجود در کره زمین برای ساکنانش کافی است اما به شرط اینکه بیهوده به هدر داده نشوند و دور از هرگونه افراط و تفریط مورد بهره برداری قرار گیرند و گرنه این مواهب آن قدر فراوان و نامحدود نیست که با بهره گیری نادرست، آسیب نپذیرد. و ای بسا اسراف و تبذیر در منطقه ای از زمین باعث محرومیت منطقه دیگرمی شود و یا اسراف و تبذیر نسل امروز باعث محرومیت نسلهای آینده گردد.

آن روزی که ارقام و آمار، همچون امروز دست انسانها نبود و دانشمندان به این مساله پی نبرده بودند که جمعیت بشر سریعتر از مواد غذائی زیاد می شود و در نتیجه برای آینده نگرانی روزافزون و سختی زندگی و فقر و فاقه دائمی پیش بینی نشده بود، اسلام هشدار داده که در بهره گیری از مواهب الهی در زمین، از اسراف و تبذیر خودداری کنند.
قرآن مجید در آیات زیادی شدیدا مسرفان را محکوم کرده است.
درجائی می گوید: «ولا تسرفوا انه لا یحب المسرفین » (6) (اسراف نکنید که خدا اسرافکاران را دوست نمی دارد).
ودر مورد دیگر: اسرافکاران را اصحاب دوزخ می شمرد و می فرماید:
«و ان المسرفین هم اصحاب النار». (7) واز اطاعت فرمان مسرفان نهی می کند:«و لا تطعوا امر المسرفین » (8) و مجازات الهی در انتظار اسرافگران است:«مسومة عند ربک للمسرفین » (9) اسرافکاران دروغگو را محروم از هدایت الهی می شمرد: «ان الله لا یهدی من هو مسرف کذاب ». (10)
اسراف یک برنامه فرعونی شمرده شده است: «و ان فرعون لعال فی الارض و انه لمن المسرفین » (11) و سرانجام سرنوشت اسرافکاران هلاکت و نابودی است علیهم السلام «واهلکنا المسرفین ». (12)
«ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین » (13) (تبذیر کنندگان برادران شیطانند).
بدون شک اسراف یکی از مذموم ترین اعمال از دیدگاه اسلام است و در آیات و روایات نکوهش فراوانی از آن شده است. در روایات دقت در مساله اسراف و تبذیر تا آن حدی است که در حدیثی می خوانیم: پیامبرصلی الله علیه وآله از راهی عبور می کرد یکی از یارانش به نام سعد مشغول وضوء گرفتن بود و آب زیاد می ریخت، فرمود: چرا اسراف می کنی ای سعد! عرض کرد: آیا در آب وضو نیز اسراف است؟ فرمود: نعم وان کنت علی نهر جار(آری هرچند در کنار نهر جاری باشی). (14)
ونیز از آن حضرت نقل شده است که روزی دستور داد رطب و خرمای تازه برای خوردن حاضران بیاورند، بعضی خرما را می خوردند و هسته آن را به دور می افکندند، فرمود: این کار را نکنید که این تبذیر است و خدا فساد را دوست نمی دارد. (15)
امام صادق علیه السلام فرمود:
«ادنی الاسراف هراقة فضل الاناء و ابتذال ثوب الصون والقاء النوی ». (16)
پائین ترین حد اسراف ریختن باقی مانده آب و بذل کردن لباس که مورد حاجت باشد، و انداختن هسته خرما.
غرض در دستورات اسلامی آن قدر روی نفی اسراف و تبذیر تاکید شده است که حتی از ریختن باقی مانده آب وضو واز دور افکندن هسته خرما نهی گردیده است.
جهان امروز به خاطر احساس مضیقه در پاره ای از مواد، سخت به این موضوع توجه دارد تا آنجا که از همه چیز از زباله ها و تفاله ها و فاضل آبها از تصفیه استفاده می کند چرا که احساس کرده اند که مواد موجود در طبیعت نامحدود نیست که به آسانی بتوان از آنها صرف نظر کرد باید از همه به صورت «دورانی » بهره گیری نمود.
با اینکه نعمتها و مواهب موجود در کره زمین برای ساکنان آن کافی است و لیکن گرسنگی یک پدیده جهانی بشمار می رود واکثریت ساکنان روی زمین از گرسنگی رنج می کشند.
دانشمندان می گویند گرسنگی به هیچ وجه امری نیست که طبیعت آن را به ما تحمیل کرده باشد، با مطالعه این پدیده در نواحی مختلف جهان به این واقعیت رسیده اند که به طور کلی عوامل و شرائط طبیعی نیستند که گروهها و اجتماعات انسانی را دچار قحطی و گرسنگی می سازند، بلکه مسئولیت این فاجعه به عهده برخی از شرائط فرهنگی است. (17)
به این معنی مصیبت گرسنگی یک پدیده طبیعی و پیوند یافته با زندگی نیست و مانند مرگ یک حادثه اجتناب ناپذیر نمی باشد، بلکه گرسنگی یک نوع زخم و درد اجتماعی است که به دست خود انسان ایجاد شده است.
و عمدتا نتیجه اسرافکاریهائی است که ابرقدرتهای جنایتکار بر جهان بشریت تحمیل کرده اند پس کشورهای استعمارگر بانی اصلی گرسنگی و فقر جهانی است.
برای همین است که در اسلام از «اسراف » و «تبذیر» به شدت مذمت شده است.
علی علیه السلام فرمود:
«للمسرف ثلاث علامات: یاکل ما لیس له و یلبس ما لیس له و یشتری ما لیس له » (18) اسرافگر سه نشانه دارد: آنچه می خورد در خور وی نیست. لباسی پوشد که شایسته اونیست و کالائی می خرد که زیبنده وی نیست.
علی علیه السلام فرمود: «ما فوق الکفاف اسراف » (19) بالاتر از کفاف اسراف است.
یعنی هرکس موظف است از مال خود به اندازه «کفاف » خرج کند. کفاف قدری از مال را گویند که برای هزینه زندگی انسان و خانواده اش در حد اعتدال کفایت کند و خرج کردن بیش از آن اسراف است.
باز فرمود: «ویح المسرف ما ابعده عن صلاح نفسه و استدراک امره » (20) چه دور است اسراف کننده از تدارک نمودن زیان کار خود و از آنچه صلاح نفس او در آن است.
باز می فرماید: «سبب الفقر الاسراف » (21) سبب فقر و گرسنگی (جامعه) اسراف است.
باز می فرماید: «ذر السرف فان المسرف لا یحمد جوده و لا یرحم فقره » (22) اسراف کننده را واگذار زیرا جود و بخشش او پسندیده نیست و اگر به سبب اسراف فقیر گردد قابل ترحم نمی باشد.
آری امروز بشر فهمیده است که حتی در زوائد اموال خود نیز دقیق باشد اگر نان زیادی دارد به درد او نمی خورد به درد دیگران خواهد خورد و سیر شدن دیگران باز استفاده اش به او بر می گردد.
البته اینها از نظر مسلمانان مسائل دست و پا افتاده ای است که در اسلام بیش از هزار و چهار صد سال قبل مورد توجه قرار گرفته است و هر مسلمان معمولی می داند اسراف مال و زیرپا ریختن برکت خداگناه دارد و درباره گرامی داشتن نان و نهی از بی حرمتی آن روایات فراوانی وارد شده است. (23)
طبق منطق قرآن خداوند به زمین برکت داد تا قوت تمام مردم روی زمین در چهار نوبت سال به طور یکسان برآورده شود (24) درحالی که هزاران نفر در کشورهای مختلف جهان درنتیجه مصرف بی رویه مواد غذائی و افراط در آن به افزایش کلسترول، چربی و قند مبتلا شده و در اثر بیماری زودرس قلب و عروق و سرطان در می گذرند و درنتیجه همین اسراف و تبذیر در مواد غذائی، میلیونها انسان در دنیا با گرسنگی دست به گریبان بوده و روزانه هزاران نفر از بی غذائی تلف می شوند.
به موجب آماری که نقل شده، تعداد فقرا در جهان 3/1 میلیارد نفر تخمین شده که اغلب آنها در آسیا و آفریقا زندگی می کنند، هر سال 12 میلیارد نفر کودک از گرسنگی یا بیماری می میرند.
آمارها نشان داده است که شکاف اجتماعی نه تنها در سطح جهانی، بلکه در یک کشور بسیار وسیع است در یک قطب ثروت انباشته تر می شود و در قطب دیگر فقر به صورت دلخراش گسترده تر می گردد و این موضوع عصیان و پرخاش را در جامعه به وجود می آورد و نمی توان آن را نادیده گرفت به ویژه اگر ثابت شود که این ثروتها نامشروع است و انباشته شدن آنها به زیان دیگران است همه اینها در ارزشها، اخلاق، شیوه های رفتار اجتماعی و چه بسا در فرهنگ و معیارهای سنجش ارزشها، اثر منفی می گذارد.
یکی از دانشمندان غرب در کتاب ارزشمند خود «انسان گرسنه » می نویسد:
«اگر نقشه جهانی گرسنگی را مورد مطالعه قرار دهیم، و اگر عواملی را که موجب پیدایش و بروز آن در نواحی گوناگون هستند تجزیه و تحلیل کنیم، به وضوح در می یابیم که گرسنگی دسته جمعی یک پدیده اجتماعی است که به طور کلی پیدایش آن نتیجه استفاده نادرست از امکانات و منابع طبیعی یا به دنبال توزیع غلط آن مواد خوراکی است که به این ترتیب به دست می آید با در نظر گرفتن حقائق آشکاری که ما ذکر کرده ایم دیگر ممکن نیست بتوان قبول کرد که گرسنگی یک پدیده طبیعی باشد، زیرا مسلم است که علل آن بیشتر ناشی از عوامل اقتصادی است. ونه از عوامل طبیعی حقیقی که پنهان کردن آن دشوار است اینکه در جهان به اندازه کافی منابع طبیعی وجود دارد برای اینکه جمیع اجتماعات بشری بتوانند از یک تغذیه شایسته و مناسب برخوردار باشند، و اگر امروز هنوز بسیاری از «مهمانان زمین » نمی توانند از این خوان نعمت بهره مند باشند از آن روست که کلیه تمدنها واز جمله تمدن ما نیز براساس نهایت نابرابری اقتصادی پی ریزی واستوار شده است. (25)
جالب اینجاست که قرنها پیش از آنکه کتاب «انسان گرسنه » نوشته شود، و «علم » به کشف مساله گرسنگی بپردازد، و به قول بعضیها صدها سال پیش از آنکه «جان بویدار» لرد انگلیسی، شکایت سردهد که در «عالم سیاست » هیچ گاه مساله گرسنگی بینوایان مورد توجه ارباب قدرت قرار نگرفته است، آشکارا می بینیم که «مساله گرسنگی » در صفحات «نهج البلاغه » همواره موج می زند و اساسی ترین کوشش و «رنج راستین علی » پیشرو صمیمی ترین پیشوایان سوسیالیستی که تاکنون تاریخ سیاست جهان بر اریکه زمامداری عملی به خود دیده است «سیر کردن گرسنگان » و ایجاد تفاهم در حکمرانان و طبقات توانگر، نسبت به رنجهای توان فرسای آنان است.
امیرمؤمنان علی علیه السلام خوراک و پوشاک و آسایش را، بر خود تحریم می کند، تا مبادا لحظه ای از درد توده ها، از رنج اکثریت همنوعان خود، غافل ماند. (26)
یک دستور مهم بهداشتی و اقتصادی
مضمون آیه شریفه: «کلوا واشربوا و لا تسرفوا» (بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید). گرچه بسیار ساده به نظر می رسد، اما امروز ثابت شده است که یکی از مهمترین دستورات بهداشتی همین است، زیرا طبق تحقیقات دانشمندان سرچشمه بسیاری از بیماریها، غذاهای اضافی است که به صورت جذب نشده در بدن باقی می ماند، این مواد اضافی هم بار سنگینی است بر قلب و عروق و سایر دستگاههای بدن، و هم منبع آماده ای است برای انواع عفونتها و بیماریها، لذا برای درمان بسیاری از بیماریها، نخستین گام همین است که این مواد مزاحم که در حقیقت زباله های تن انسان هستند، سوخته شوند و پاکسازی جسم عملی گردد.
عامل اصلی تشکیل این مواد مزاحم، اسراف و زیاده روی در تغذیه و به اصطلاح «پرخوری » است و راهی برای جلوگیری از آن جز رعایت اعتدال در غذا نیست.
امام رضاعلیه السلام می فرماید:
«لو ان الناس قصدوا فی الطعام لاعتدلت ابدانهم » (27) (اگر مردم در طعام میانه روی کنند بدنهای آنها اعتدال پیدا می کند).
مرحوم طبرسی در تفسیر شریف «مجمع البیان » مطلب جالبی نقل کرده که «هارون الرشید» طبیبی مسیحی داشت که مهارت او در طب معروف بود، روزی این طبیب به یکی از دانشمندان اسلامی گفت: من در کتاب شما چیزی از طب نمی یابم، درحالی که دانش مفید بر دو گونه است: علم ادیان و علم ابدان. او در پاسخش چنین گفت: خداوند همه دستورات طبی را در نصف آیه از کتاب خویش آورده است «کلوا واشربوا و لا تسرفوا» (بخورید و بیاشامید واسراف نکنید) و پیامبر ما نیز طب را در این دستور خویش خلاصه کرده است: «المعدة بیت کل داء و الحمیة راس کل دواء واعط کل بدن ما عودته »(معده خانه بیماریهاست و امساک سرآمد همه داروهاست و آنچه بدنت را عادت داده ای(از عادت صحیح و مناسب) آن را دریغ مدار).
طبیب مسیحی هنگامی که این سخن را شنید گفت: «ما ترک کتابکم ولا نبیکم لجالینوس طبا»! قرآن شما و پیامبرتان برای جالینوس (طبیب معروف) طبی باقی نگذارده است. (28)

پی نوشتها:
1 ) سوره فرقان، آیه 67.
2 ) بنا بن نقل تفسیر صافی در ذیل آیه 29 سوره اسراء.
3 ) نهج البلاغه، خطبه 126.
4 ) غرر و در رآمدی، ج 6، ص 42.
5 ) غرر و درر آمدی، ج 4، ص 293.
6 ) انعام، آیه 141 - اعراف، آیه 31.
7 ) غافر، آیه 43.
8 ) شعراء، آیه 151.
9 ) ذاریات، آیه 43.
10 ) غافر، آیه 28.
11 ) یونس، آیه 83.
12 ) انبیاء، آیه 9.
13 ) اسراء، آیه 29.
14 ) بنقل تفسیر صافی، ذیل آیه 29 سوره اسراء، - و عین این مطلب از امام صادق علیه السلام نیز نقل شده است(تفسیر عیاشی، ج 2، ص 288).
15 ) همان مدرک.
16 ) مکارم الاخلاق، ص 118 - بحار، ج 75، ص 303.
17 ) انسان گرسنه، ترجمه منیر جزنی(مهران) ص 65 چاپ امیر کبیر.
18 ) خصال صدوق، ج 1، ص 47، حدیث شماره 257 - وسائل الشیعة، ج 12، ص 401.
19 ) غرر و درر آمدی، ج 6، ص 2712، شماره 9465.
20 ) غرر و درر آمدی، ج 6، ص 2888.
21 ) غرر و درر، ج 4، ص 1652.
22 ) غرر و درر، ج 4، ص 1568.
23 ) وسائل، ج 1، ص 255 - سفینة البحار، ج 1، ص 375 کلمه «خبز».
24 ) سوره فصلت، آیه 10.
25 ) ژوزونه دوکاسترو، ژپوپلیتیک گرسنگی انسان گرسنه، ص 404 ترجمه منیر جزنی(مهران) چاپ امیرکبیر.
26 ) دکتر صاحب الزمانی، دیپاچه ای بر رهبری، ص 329.
27 ) وسائل الشیعه، ج 16، ص 406.
28 ) بنا به نقل تفسیر نمونه، ج 6، ص 153 و 154.
منابع مقاله: مجله مکتب اسلام، شماره 4 (سال 76)، الهامی، داود


 

سه شنبه 11 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

مصرف، خط تیره اسراف

علی حسینی
گزارش : روزنامه ايران

در فرهنگ اسلامی كلمه «اسراف» برخلاف «تبذیر» تنها یك واژه اقتصادی نبوده و كاربرد آن منحصر به امور مالی نیست، بلكه این واژه قبل از آن كه نشانه یك بیماری در امور اقتصادی باشد بیانگر وضعیت نامناسب فرهنگی شخص و یا جامعه مسرف است.

ویرجینیا وولف نویسنده شهیر قرن ۱۹ و ۲۰در «به سوی فانوس دریایی» گاه و بی گاه دست به مقایسه دو فرهنگ انگلیسی و فرانسوی می زند و با انتقاد از مصرف گرایی انگلیسی ها می گوید: «آنچه یك آشپز انگلیسی هنگام پخت غذا دور می ریزد كافی است تا یك آشپز فرانسوی با آن برای یك خانواده غذا بپزد.» غذایی خوشمزه و خوش رنگ كه از دور ریز پوست میوه ها، سبزیجات و.‎.. درست شده است. وولف بلافاصله از طرز سرخ كردن گوشت در آشپزخانه های انگلیسی انتقاد می كند و آن را به تمسخر می گیرد: «چنان گوشت را سرخ می كنند كه انگار چرم است» چرمی كه چیزی از خاصیت گوشت در آن باقی نمانده است. اسفناجی كه آنقدر جوشیده و آبش در ظرفشویی برگردانده شده كه دیگر آنچه باقی مانده تفاله ای بیش نیست، گندمی كه سبوس آن دور ریخته شده و.‎..



در فرهنگ اسلامی كلمه «اسراف» برخلاف «تبذیر» تنها یك واژه اقتصادی نبوده و كاربرد آن منحصر به امور مالی نیست، بلكه این واژه قبل از آن كه نشانه یك بیماری در امور اقتصادی باشد بیانگر وضعیت نامناسب فرهنگی شخص و یا جامعه مسرف است. یكی از مواردی كه در قرآن كریم و احادیث بدان تأكید فراوان شده، دوری از اسراف و بهره گیری مناسب از نعمات الهی است و جایگاه فرهنگ مصرف در مكتب اهل بیت(ع) به خوبی نمایان است، به طوری كه حضرت امام زین العابدین (ع) در فرازهایی از دعای خود می فرماید: «پروردگارا بر محمد و آل او درود فرست و پرده ای بین من و اسراف و افزون طلبی حایل كن و با در پیش گرفتن انفاق و میانه روی به زندگی من قوام بخش و راه های صحیح مصرف و اندازه گیری در معیشت را به من تعلیم فرما و به لطف خود مرا از ارتكاب تبذیر بركنار دار» به طور كلی اسراف در هر شرایطی امری نكوهیده و ناپسند است و در مقابل صرفه جویی و استفاده بهینه از منابع و امكانات تداوم بخش رشد پایدار اقتصاد در تمامی جوامع به شمار می رود. اگر بخواهیم به ریشه های ترویج اسراف نظری بیفكنیم به مسائلی نظیر فقدان الگوی مصرف، فرهنگ ناصحیح مصرف، تبلیغات و افزایش مصرف گرایی، وجود برخی رسم های ناصحیح در جامعه، چشم و هم چشمی خانواده ها، اتكا به درآمدهای نفتی، ساختار نامناسب توزیع و هزاران عامل دیگر برمی خوریم كه عنوان نمودن تك تك آن ها از حوصله این بحث خارج است.
محمد حسین اصغریان كارشناس مسائل اجتماعی در این باره می گوید:«یكی از عوامل تأثیرگذار بر روند مصرف، نوع تبلیغات حاكم بر جامعه است» وی می افزاید: «به طور كلی الگویی كه غرب برای مصرف به بازارهای هدف در كشورهای مصرف كننده ارائه می دهد بر پایه رقابت و مسابقه در مصرف و تجمل گرایی و تشریفات زاید استوار است و این در حالی است كه الگوی مصرف در اسلام مبتنی بر سه اصل اساسی تمتع و انتفاع از مواهب الهی، قناعت و پرهیز از اسراف و تبذیر پایه ریزی شده است.»
اعتدال و صرفه جویی در هزینه های زندگی مایه بقا و توانایی مالی زندگی و در نتیجه حافظ مناعت و شخصیت انسانی آدمی است، در حالی كه عدم رعایت آن، موجب تنگدستی، سختی معیشت و سست كننده شیرازه حیات اقتصادی انسان محسوب می شود. یك كارشناس اقتصادی با اشاره به پدیده نامطلوب شكاف طبقاتی در جامعه می گوید:«متأسفانه عده ای با بهره گیری از رانت های اقتصادی و سوءاستفاده از شرایط اقتصادی كشور و تحمیل هزینه های گزاف بر اقتصاد به ثروت های افسانه ای دست یافته اند. در حال حاضر در بسیاری از استان ها به طور متوسط ۲۵ درصد خانوارهای پائین دست، دچار ناامنی غذایی بوده و به طور متوسط تنها حدود ۸۰ درصد مقدار غذای لازم را مصرف می كنند و در مقابل حدود ۲۰ درصد افراد جامعه، بیش از حد لازم غذا می خورند و با امراضی همچون چاقی، مرض قند، سرطان و انواع بیماری های قلب و عروق مواجه هستند.»
این كارشناس خاطرنشان می سازد:«فقدان الگوی مصرف صحیح در جامعه، اختصاص سهم كمی از هزینه خانوار در زمینه تأمین مایحتاج ضروری، ترویج فرهنگ مصرفی غلط به دلیل تبلیغات نادرست و عوامل دیگر باعث شده تا سالانه بخشی از سرمایه های ملی كشور با شیوه های مختلف به هدر رود.»
یكی از مصادیق بسیار بارز اسراف در كشور ما، اسراف در مصرف مواد سوختی است. كارشناسان معتقدند امروزه مصرف مواد سوختی در كشور ما برابر با مصرف مواد سوختی مردم چین و هند است! نارسایی در ناوگان حمل و نقل شهری و بالطبع پائین بودن هزینه سوخت در سبد هزینه خانوار، عدم بهره گیری از انواع عایق ها در ساخت بنا و ده ها عامل دیگر باعث شده تا سالانه میلیاردها دلار صرف یارانه سوخت شود. یكی از بخش های پرمصرف سوخت و انرژی -همان طور كه اشاره شد- مصرف خانگی آن است؛ متأسفانه امروزه به دلیل عدم رعایت استاندارد در ساخت و ساز، ساخت در و پنجره ها و عایق بندی مناسب در بنا ها بخش عمده ای از سوخت و انرژی مصرفی در منازل ضایع می شود. الگوی نادرست مصرف سوخت در منازل باعث شده تا مصرف سوخت در واحدهای مسكونی به شكل افسارگسیخته ای افزایش یابد.
محمد حسین اصغریان كارشناس مسائل اجتماعی معتقد است:«فرهنگ زیبای قناعت و ساده زیستی، رفته رفته از جامعه رخت برمی بندد و امروزه در كنار فشارهای اقتصادی كه عمده مردم تحمل می كنند، فخرفروشی و تجمل گرایی هم به یك ارزش تبدیل شده است و این روحیه نامیمون همچون آفتی بر جامعه اسلامی ما سایه افكنده.» وی می افزاید:«رواج مدگرایی و فرهنگ مصرف زدگی به تدریج میان جامعه و معیارهای اسلامی فاصله ایجاد می كند.
در این راستا متأسفانه رسانه های جمعی، ناخواسته كمك شایانی به ترویج این فرهنگ می كنند. پخش برخی سریال های تلویزیونی ساخت داخل كه در آن هنرپیشه ها آخرین مد پوشش لباس، اتومبیل آخرین مدل، شیك ترین دكوراسیون و.‎.. را تشخصی خاص و در قالبی غیرواقعی به بیننده تلقین می كنند، رفته رفته این ذهنیت را در تماشاچی القا می كند كه وجود این ظواهر موجب چنین مقبولیتی می شود در حالی كه همین شخصیت های داستانی هیچ وقت كتاب نمی خوانند و لذا این سریال ها بیش از آن كه پیام واقعی خود را در جامعه ترویج دهند ناخواسته به تبلیغ مدها می پردازند.»

● مصادیق اسراف
بر اساس منابع اسلامی پدیده اسراف را نباید تنها در مصرف جست وجو كرد، چرا كه این امر فقط در نوع مصرف خلاصه نمی شود. به عنوان مثال اسراف در وقت و هدر رفت وقت یكی از نمودهای بارز اسراف است كه متأسفانه در كشور ما شكل هشداردهنده ای دارد. امروزه برای انجام كوچك ترین كار بانكی و یا یك كار كوچك اداری ساعت ها وقت باید صرف شود، كارمندان با كمال خونسردی تنها به فكر به پایان رساندن ساعت كاری خود هستند و شهروندان چنین پرسه ای را بخشی از زندگی روزمره خود تصور می كنند.یكی از مواردی كه امروز در كشور ما بدون هیچ بهره ای از دسترس خارج می شود زباله ها هستند، در عین حال مقدار تولید زباله می تواند مقدار وابستگی یك جامعه را به مصرف و فرهنگ مصرف گرایی نشان دهد.
این گفته كه «ما زباله ساز ترین مردم دنیا هستیم» جمله ای از روی اغراق نیست؛ هم زباله می سازیم، هم از زباله استفاده نمی كنیم و هم با زباله به طبیعت آسیب می زنیم. امروزه در جهان از زباله به عنوان «طلای كثیف» یاد می شود و از زباله های شهرهای بزرگ انواع كودهای گیاهی و یا پلاستیك های بازیافت و.‎.. تولید می شود و این در حالی است كه در كشور ما به درستی از این مواد استفاده نمی شود.
همان طور كه می دانیم همه ساله با فرا رسیدن ایام تابستان و شروع فصل گرما اهمیت آب بر همگان مشخص می شود، به خصوص در سال های اخیر كه وضعیت نگران كننده ای در تأمین آب شرب و آب مورد نیاز بخش كشاورزی، داشته ایم. با این حال در حال حاضر بیش از ۷۰ درصد آب در مزارع كشور به دلیل عدم بهره گیری از شیوه های نامناسب آبیاری به هدر می رود.
افزایش سرانه مصرف آب در مصارف خانگی از دیگر مواردی است كه بر روند نگران كننده آب دامن می زند. جالب آنكه بدانیم سرانه مصرف آب هر ایرانی چند برابر سرانه جهانی است.
نابودی تدریجی عرصه های مرتعی و جنگلی باعث شده تا ذخایر زیرزمینی آب های كشور دچار افت شدید شود، به طوری كه رفته رفته شاهد شوره زار شدن اراضی كشاورزی در برخی مناطق هستیم. اگر تمام مباحث را در كنار یكدیگر قرار دهیم كاملاً مشخص است كه مصرف بد، مدگرایی، نبود آموزش و عدم رسیدگی به نیازها و اولویت ها از طرف مردم و مسئولان، واژه های اسراف و تبذیر را بیش از پیش به فرهنگ ما نزدیك كرده است. متأسفانه در كشور ما نوع درآمدها همانند یك كشور آسیایی است، فرهنگ مصرف مردم به شیوه كشورهای پیشرفته اروپایی و در نهایت اقتصادی شبیه به اقتصاد یك كشور آفریقایی كه برای حل این معضل باید یك فعالیت فرهنگی وسیع برای اصلاح الگوی مصرف آغاز شود.‎

 

سه شنبه 11 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

مترفين !

و اذا اردنا ان نهلك قرية امرنا مترفيها ففسقوا فيها فحق عليها القول فدمرناها تدميرا. (۱)

(و هنگامى كه بخواهيم شهر و ديارى را هلاك كنيم نخست اوامر خود را براى «مترفين‏» آنها (ثروتمندان مست‏شهوت) بيان مى‏داريم، سپس هنگامى كه به مخالفت‏برخاستند و استحقاق مجازات يافتند، آنها را شديدا درهم مى‏كوبيم).

راغب در مفردات گفته: كلمه «ترفه‏» به معناى توسعه در نعمت است وقتى گفته مى‏شود «اترف فلان‏» و يا (فلانى مترف است) معنايش اين است كه فلانى را نعمت از حد گذشته است تا آنجا كه مى‏گويد: مراد از «مترفين‏» در جمله «امرنا مترفيها» همان كسانى هستند كه آيه شريفه: فاما الانسان اذا ما ابتلاه ربه فاكرمه و نعمه (خداوند وقتى انسان را آزمايش كند او را اكرام نموده و غرق در نعمتش مى‏سازد).

مرحوم «طبرسى‏» در «مجمع البيان‏» گفته است: ترفه به معناى نعمت است، ابن عرفه در معناى آن گفته: مترف كسى را گويند كه افسارش را رها كرده باشند، هرچه دلش خواست‏بكند، و جلويش را نگيرند.

از اين آيه استفاده مى‏شود خداوند هرگز قبل از اتمام حجت و بيان دستوراتش كسى را مؤاخذه و مجازات نمى‏كند، بلكه نخست‏به بيان فرمانهايش مى‏پردازد، اگر مردم از در طاعت وارد شدند و آنها را پذيرا شدند چه بهتر كه سعادت دنيا و آخرتشان در آن است و اگر به فسق و فجور و مخالفت‏برخاستند و همه را زير پا گذاشتند، اينجاست كه فرمان عذاب درباره آنها تحقق مى‏پذيرد و به دنبال آن هلاكت است.

ممكن است كسى بگويد چرا امر شدگان تنها «مترفين‏» هستند؟ در پاسخ مى‏گوئيم در بسيارى از جوامع «مترفين‏» سردمداران اجتماع هستند و ديگران تابع و پيرو آنها مى‏باشند. به علاوه منشا غالب مفاسد اجتماعى نيز ثروتمندان از خدابى‏خبرى هستند كه در ناز و نعمت و عيش و نوش و هوس غرقند و هر نغمه اصلاحى و انسانى و اخلاقى در گوش آنها ناهنجار است‏به همين دليل هميشه در صف اول در مقابل پيامبران ايستاده بودند و دعوت آنها را كه به نفع عدل و داد و حمايت از مستضعفان بوده هميشه بر ضد خود مى‏ديدند، روى اين اصل در آيه به خصوص ياد شده است زيرا كه ريشه اصلى فساد همين گروهند.

در آيه ديگر مى‏خوانيم:

و ما ارسلنا في قرية من نذير الا قال مترفوها انا بما ارسلتم به كافرون. (۲)

(در هيچ شهرى پيامبرى نفرستاديم مگر آن كه ثروتمندان آن گفتند: ما به آنچه فرستاده شده‏ايد، كافريم).

از آيه شريفه استفاده مى‏شود كه در وحله اول طبقه پائين اجتماع از پيامبران حمايت كرده‏اند و نيز ثروتمندان در ابتداى امر به مبارزه برخاسته‏اند زيرا پيامبران از عياشى و خيره‏سرى آنها جلوگيرى كرده و به تعديل و انصاف وادار مى‏نمودند و آن بر خلاف ميل خودكامگان بود.

و ناگفته نماند كه ماده «ترفه‏» در سرتاسر قرآن مجيد در مقام مذمت‏به كار رفته است.

ممكن است عذاب الهى به «مترفين‏» به دست گروه محروم جامعه نازل شود و آنها توسط اين گروه به سختى درهم كوبيده شوند، زيرا شكاف عميقى كه بين اين دو طبقه ايجاد مى‏شود، مايه انعدام آن اجتماع مى‏باشد. آرى كمتر فسادى در عالم ظاهر مى‏شود و كمتر جنگ خونينى است كه نسلها را قطع و آباديها را ويران سازد، منشا آن اسراف و افراط مترفين جامعه در استفاده از نعمتهاى الهى نبوده باشد.

به گفته «جان بويدار» در مقدمه خود بر كتاب «انسان گرسنه‏» سيرها دوست ندارند درباره گرسنگى ديگران گفتگو كنند و اين مساله‏اى است در عالم سياست هرگز مورد توجه و علاقه آنها نبوده است‏با اين حال در طى قرون و اعصار گرسنگى خود را به خطرناكترين صورتهاى سياسى نشان داده است. وقوع انقلاب كبير فرانسه را به سال ۱۷۸۹ گرسنگى تسريع كرد و نهضتهاى انقلابى كه حوالى سال ۱۸۴۰ روى دادند همه به علت گرسنگى بود. در انگلستان جمعيتى كه خواهان قانون اساسى بود، فرياد مى‏زد: «يا نان يا خون‏» و هنگامى كه دولت موفق شد خواربار ارزان و فراوان وارد كشور كند روح انقلابى انگلستان محو و ناپديد شد. اما سرانجام امروز با همه ديرى، شروع كرده‏اند به اين كه قبول كنند گرسنگى وحشتناك‏ترين درد فقر است و اين درد از مهمترين علل اساسى طغيان آسيائيها عليه سلطه اقتصادى قدرتهاى اروپائى است. و مادام كه ملتها بدانند و اعتقاد داشته باشند كه گرسنگى و فقر آنها دردهاى بيهوده‏اى هستند محال است كه توپها بتوانند از اين طغيان جلوگيرى كنند...».. (۳)

استفاده از زينت و نه از كالاهاى لوكس
كسانى كه در مصرف، كالاى لوكس به كار مى‏برند و حتى مساجد و اماكن مذهبى را با لوسترهاى گرانقيمت و اشياء آنتيك و ميزها و مبلهاى منبت‏كارى بسيار گرانقيمت آرايش مى‏دهند، در جواب اين سؤال كه چرا كالاهاى غير ضرورى آنهم بدين گرانبهائى را به كار مى‏برند، استدلال مى‏كنند كه در اسلام استعمال زينت آلات تجويز شده است.

غافل از اين كه زينتى كه براى مسلمانان تجويز شده است، غير از استفاده از كالاهاى لوكس و غير ضرورى مى‏باشد. در مورد استفاده از انواع زينتها، اسلام مانند تمام موارد، حداعتدال را انتخاب كرده است نه مانند بعضى كه مى‏پندارند استفاده از زينتها و تجملات هرچند به صورت معتدل بوده باشد، مخالف زهد و پارسائى است و نه مانند تجمل‏پرستانى كه غرق در زينت و تجمل مى‏شوند.

قرآن مجيد مى‏فرمايد:

يا بني آدم خذوا زينتكم عند كل مسجد و كلوا واشربوا و لا تسرفوا انه لا يحب المسرفين قل من حرم زينة الله التي اخرج لعباده والطيبات من الرزق قل هي للذين آمنوا فى الحياة الدنيا خالصة يوم القيامة. (۴)

(اى فرزندان آدم! زينت‏خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود برداريد و بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست نمى‏دارد. بگو چه كسى زينتهاى الهى را كه براى بندگان خود آفريده و روزيهاى پاكيزه را حرام كرده است؟ بگو اينها در زندگى دنيا براى كسانى است كه ايمان آورده‏اند (اگرچه ديگران نيز با آنها مشاركت دارند) ولى در قيامت‏خالص (براى مؤمنان) خواهد بود اين چنين آيات خود را براى كسانى كه آگاهند، شرح مى‏دهيم).

معناى همراه داشتن زينت در وقع بيرون شدن به سوى مسجد هم مى‏تواند آرايش ظاهرى باشد كه شامل پوشيدن لباسهاى مرتب و پاك و تميز و شانه زدن موها و به كار بردن عطر و مانند آن مى‏شود و هم شامل زينتهاى معنوى كه مناسب با نماز و طواف و ساير عبادات باشد.

واگر در بعضى از روايات تنها اشاره به لباس خوب يا شانه كردن موها شده، و يا تنها سخن از مراسم نماز اعياد و نماز جمعه به ميان آمده است، دليل بر انحصار نيست، بلكه هدف بيان مصاديق روشن آن است. (۵)

در اسلام، استفاده كردن از زيبائيهاى طبيعت، لباسهاى زيبا و متناسب، به كار بردن انواع عطرها و امثال آن، نه تنها مجاز شمرده شده، بلكه به آن توضيه و سفارش نيز گرديده است‏در اين باره روايات زيادى در كتب معتبر نقل شده است.

در باره امام حسن مجتبى نقل شده است‏به هنگامى كه به نماز برمى‏خاست‏بهترين لباسهاى خود را مى‏پوشيد، سؤال كردند چرا بهترين لباس خود را مى‏پوشيد؟ فرمود:

«ان الله جميل يحب الجمال فاتجمل لربى و هو يقول خذوا زينتكم عند كل مسجد». (۶)

(خداوند زيباست و زيبائى را دوست دارد و به همين جهت من لباس زيبا براى راز و نياز با پروردگارم مى‏پوشم و هم او دستور داده است كه زينت‏خود را به هنگام رفتن به مسجد برگيريد).

امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد:

«البس و تجمل فان الله جميل و يحب الجمال و ليكن من حلال‏». (۷)

(لباس نيكو بپوش، زيرا خداوند نيكو است و نيكوئى را دوست مى‏دارد ولى (مواظب باش) و لباس خود را از حلال تهيه كن).

در روايت ديگر از امام صادق‏عليه السلام مى‏خوانيم:

«ان الله جميل يحب الجمال و التجمل و يبغض البؤس و التباؤس فان الله اذا انعم على عبده بنعمة احب ان يرى عليه اثرها..». (۸)

(خداوند جميل است و زيبايى را دوست دارد و گرفتگى را دشمن مى‏دارد، زيرا خداوند وقتى به بنده‏اش نعمتى مى‏دهد، دوست دارد اثر آن را بر او ببيند).

در حديث ديگرى آمده است كه يكى از زهاد ريائى به نام «عبادبن كثير بصرى‏» به امام صادق‏عليه السلام روبرو شد، درحالى كه امام عليه السلام لباس نسبتا زيبائى بر تن داشت‏به امام گفت: تو از خاندان نبوتى و پدرت (على‏عليه السلام) لباس بسيار ساده مى‏پوشيد، چرا چنين لباس جالبى بر تن تو است؟ آيا بهتر نبود كه لباسى كم‏اهميت‏تر از اين مى‏پوشيدى؟ امام فرمود: واى بر تو اى عباد! «من حرم زينة الله التى اخرج لعباده و الطيبات من الرزق‏». (۹)

(چه كسى حرام كرده است زينتهائى را كه خداوند براى بندگانش آفريده و روزيهاى پاكيزه را).

اين تعبير كه خداوند زيباست و زيبائى را دوست دارد و يا به تعبير اين كه خداوند زيبائيها را آفريده، هرگز اينها را نمى‏آفريد، آفرينش زيبائيها در جهان هستى خود دليل بر اين است كه خالق زيبائيها آن را دوست دارد.

ولى غالبا در اين‏گونه موضوعات، مردم راه افراط را مى‏پويند و با بهانه‏هاى مختلف رو به تجمل‏پرستى مى‏آورند و به همين دليل قرآن مجيد بعد از ذكر اين حكم اسلامى از اسراف و زياده‏روى و تجاوز از حد، مسلمانان را برحذر داشته است و در قرآن در بيش از بيست مورد به مساله اسراف اشاره شده و از آن نكوهش گرديده است.

در اسلام از پوشيدن لباسهاى نازك و رقيق و بسيار نرم كه مرد را به تن‏پرورى عادت مى‏دهد، مذمت‏شده است.

امام سجادعليه السلام فرمود:

«ان الجسد اذا لبس الثوب اللين طغى‏». (۱۰)

(بدن انسان اگر لباس نرم بپوشد، طغيان مى‏كند).

باز امام سجادعليه السلام فرمود:

«من لبس ثوبا يشهره كساه الله يوم‏القيامة ثوبا من النار». (۱۱)

(اگر كسى لباس بپوشد كه بدان وسيله مشهور و انگشت‏نما شود خداوند روز قيامت پيراهنى از آتش بر او مى‏پوشاند).

در روايتى پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله فرمود:

«من لبس ثوبا فاختال فيه خسف‏الله من شفير جهنم يتخلخل فيها مادامت السموات والارض‏».

(كسى كه لباس بپوشد و با آن بر ديگرى افتخار كند، شعله‏اى از جهنم او را فرا مى‏گيرد كه تا روز قيامت در ميان آن بالا پائين برود).

زهد; برداشت كم براى بازدهى زياد
«زهد» از جمله اوصافى است كه كابرد اقتصادى آن قويتر است. «زهد» عبارت است از برداشت كم براى بازدهى زياد. (۱۲) «زاهد» در زندگى خويش سادگى و قناعت را پيشه مى‏سازد و از تنعم و تجمل و لذت‏گرائى پرهيز مى‏نمايد و به اصطلاح از نعمتهاى دنيوى كم برداشت مى‏كند ولى بازدهيش نسبت‏به برداشتش چه از لحاظ عاطفه و اخلاق و چه در قسمت تعاون و همكارى اجتماعى زياد است. او از دسترنج ديگران به حداقل اكتفاء مى‏كند و در عوض سود بيشتر به جامعه مى‏رساند.

«زهد» در نهج البلاغه در دو مورد تعريف شده است:

در يك جا مى‏فرمايد:

«ايها الناس! الزهادة: قصر الامل و الشكر عند النعم والورع عند المحارم، فان عزب ذلك عنكم فلا يغلب الحرام صبركم و لا تنسوا عد النعم شكركم فقد اعذر الله اليكم بحجج مسفرة ظاهرة و كتب بارزة العذر واضحة‏». (۱۳)

(اى مردم! زهد يعنى كوتاهى آرزو، شكر و سپاس در برابر نعمت و پارسائى در مقابل گناه! اگر نتوانستيد همه اين صفات را فراهم سازيد مواظب باشيد حرام بر اراده و صبر شما پيروز نگردد و در برابر نعمتها شكر منعم را فراموش مكنيد، چه اين كه خداوند با دلائل روشن و آشكار عذرها را قطع كرده و با كتابهاى خود بهانه را به روشنى از بين برده است).

اميرمؤمنان‏عليه السلام در جاى ديگر به استناد قرآن كريم مى‏فرمايد: «الزهد بين كلمتين من القرآن قال الله سبحانه: لكيلا تاسوا على ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتاكم و من لم ياس على الماضى، ولم يفرح بالآتى، فقد اخذالزهد بطرفيه‏». (۴)

(تمام زهد در دو جمله از قرآن آمده است: خداوند سبحان مى‏فرمايد: «اين براى آن است كه به خاطر آنچه از دست داده‏ايد، غمگين نشويد و به آنچه خدا به شما داده دلبسته و مغرور نباشيد» پس هركس بر گذشته اندوه نخورد و براى آينده شادمان نشود، بر دو جانب زهد دست‏يافته است (اشاره به اين كه حقيقت زهد ترك وابستگيها و اسارتها در چنگال گذشته و آينده است).

اين بدان معنى نيست كه انسان به مواهب الهى در اين جهان پشت‏پا بزند، و يا از آنها بهره نگيرد، مهم اين است كه اسير آن نگردد.

بديهى است وقتى كه چيزى كمال مطلوب نبود، ويا اساسا مطلوب اصلى نبود، بلكه وسيله بود، در اين صورت آمدن و رفتنش شادمانى يا اندوه ايجاد نمى‏كند.

بنابراين «زاهد» كسى است كه به آمدن و رفتن دنيا بى‏اعتناد باشد، كار كند تلاش نمايد، استفاده كند ولى دلباخته و دلداده آن نشود.

امام صادق‏عليه السلام فرمود:

«ليس الزهد فى الدنيا باضاعة المال ولا بتحريم الحلال بل الزهد فى الدنيا ان لا تكون بما فى يدك اوثق بما فى يدالله عزوجل‏». (۱۵)

(زهد در دنيا با ضايع كردن مال و يا با حرام كردن حلال نيست، بلكه زهد در دنيا اين است كه آنچه در دست توست، محكم‏تر از آنچه در دست‏خداست، نباشد.

امام صادق‏عليه السلام در جاى ديگر فرموده:

«الزهد مفتاح باب الآخرة و البراءة من النار و هو تركك كل شئ‏يشغلك عن الله من غير تاسف على فوتها و لا اعجاب فى تركها ولا انتظار فرج منها، و لا طلب محمدة عليها و لا عوض منها بل ترى فوتها راحة و كونها آفة...» .

(زهد، كليد در آخرت و برائت و دورى از آتش است و زهد اين است كه هرچه ترا از خدا باز دارد، ترك كنى بدون اين كه بر فوت آن تاسفى بخورى، و نه عجبى بر ترك آن نمائى و نه به سبب آن، منتظر فرجى در دنيا باشى يا بخواهى ترا به خاطر اين صفت تعريف و تمجيد كنند و بدين ترتيب عوض بگيرى، بلكه ترك آن را راحت‏خود بدانى، و گرفتارى به آن را آفت‏شمارى).

«الزاهد الذى يختاار الآخرة على الدنيا و الذل على العز والجهد على الراحة و الجوع على الشبع و عاقبة الاجل على محبة العاجل والذكر على الغفلة و يكون نفسه فى الدنيا و قبله فى الآخرة‏». (۱۶)

(زاهد كسى است كه آخرت را بر دنيا و ذلت را بر عزت، و سعى در عبادت را بر راحت، و گرسنگى را بر سيرى و ياد خدا را بر غفلت اختيار كند و بدن او در دنيا و دلش در آخرت باشد).

انسان اين ويژگى را دارد كه برداشت و برخوردارى زياد از نعمتهاى دنيوى و اسراف در لذت او را در آنچه هنر و كمال انسانى ناميده مى‏شود، ضعيف‏تر و بى‏بارتر مى‏سازد و برعكس پرهيز از اسراف و برداشت زياد گوهر او را صفا و جلا مى‏بخشد و فكر و اراده او را نيرومندتر مى‏كند. ولى در حيوان مساله درست‏برعكس آن است‏يعنى حيوان هرچه بيشتر بخورد و چاقتر شود، براى آن بهتر و مطلوبتر است.

اميرمؤمنان على‏عليه السلام در يكى از نامه‏هايش پس از آن كه زندگى زاهدانه و كم‏برداشت‏خويش را براى يكى از فرماندارانش تشريح مى‏كند واو را ترغيب مى‏نمايد كه در زندگى اين راه را پيشه سازد، مى‏فرمايد:

«فما خلقت ليشغلنى اكل الطيبات كالبهيمة المربوطة همها علفها او المرسلة شغلها تقممها تكترش من اعلافها و تلهو عما يراد بها او اترك سدى، او اهمل عاثبا».

(من آفريده نشدم كه خوردن خوراكيهاى پاكيزه مرا به خود مشغول دارد، همچون حيوان پروارى كه تمام همش علف است و يا همچون حيوان رها شده‏اى كه شغلش چريدن و خوردن و پركردن شكم مى‏باشد و از سرنوشتى كه در انتظار اوست، بى‏خبر است آيا بيهوده يا مهمل و عبث آفريده شده‏ام؟ آيا بايد سرشته‏دار ريسمان گمراهى باشم؟ و يا در طريق سرگردانى قدم گذارم؟

«و كانى بقائلكم يقول: اذا كان هذا قوت ابن ابى طالب، فقد قعد به الضعف عن قتال الاقران و منازل الشجعان‏». (۱۷)

(گويا مى‏بينم كه گوينده‏اى از شما مى‏گويد: هرگاه اين (دو قرص نان) قوت و خوراك فرزند ابوطالب است‏بايد هم‏اكنون نيرويش به سستى گرائيده باشد و از مبارزات با همتايان و نبرد با شجاعان باز ماند پس چگونه است كه هيچ دلاورى تاب هماوردى او را ندارد ولى اشتباه مى‏كنند. آن كه با سختيهاى زندگى دست‏به گريبان است، نيرومندتر و آبديده تر از كوره بيرون مى‏آيد، همانا چوب درخت صحرائى كه دست‏باغبان نوازشش نمى‏دهد و هر لحظه به سراغش نمى‏رود و بامحروميتها همواره در نبرد است محكمتر، با صلابت‏تر، و آتشش فروزانتر و ديرپاتر است).

«زهد» براى روح انسان تمرين و ورزش است و تعلقات اضافى را مى‏ريزد، سبكبال و سبكبار مى‏گردد.

على‏عليه السلام مى‏فرمايد:

«خيرالناس من زهدت نفسه و قلت رغبته و ماتت‏شهوته و خلص ايمانه و صدق ايفائه‏». (۱۸)

(بهترين مردم كسى است كه نسبت‏به دنيا بى‏رغبت و خواهشش كم باشد و هوا و هوس او مرده و ايمانش خالص و يقينش درست‏باشد، يعنى يقين كامل داشته باشد به آنچه يقين به آن بايد داشت).

باز مى‏فرمايد:

«خير من صحبت من ولهك بالاخرى و زهدك فى الدنيا و اعانك على طاعة المولى‏». (۱۹)

(بهترين كسى كه با او مصاحبت كنى كسى است كه ترا به آخرت شيفته و نسبت‏به دنيا بى‏رغبت گرداند و ترا بر فرمانبردارى پروردگار يارى نمايد).

فرمود:

«طوبى للزاهدين فى الدنيا، الراغبين فى الآخرة اولئك قوم اتخذوا الارض بساطا و ترابها فراشا و ماءها طيبا و القرآن شعارا و الدعاء دثارا...».

(خوشا به حال زاهدان در دنيا، و راغبان درآخرت، آنها كه زمين را فرش قرار دادند و خاك آن را بستر و آبش را عطر و قرآن را همچون لباس زيرين و دعا را همچون لباس روئين).

هدف اين است كه انسان دلبسته و اسير زرق و برق اين جهان نباشد يعنى موقعيت‏خود را در اين جهان بداند و دلباخته و دلداده آن نشود.

اميرمؤمنان على‏عليه السلام مى‏فرمايد:

«ينبغى لمن علم شرف نفسه ان ينزهها عن دناءة الدنيا». (۲۰)

(سزاوار است كسى كه شرف نفس خود را بداند، خود را از پستى دنيا پاكيزه دارد).

«ينبغى لمن علم سرعة زوال الدنيا ان يزهد فيها». (۲۱) (سزاوار است كسى كه به سرعت زوال دنيا توجه دارد نسبت‏به آن بى‏رغبت‏باشد).

آرى بشر آنگاه شخصيت‏خود را باز مى‏يابد كه شخصا گريبان خويش را از تسلط دنيا خلاص كند و خود را از اختيار دنيا و نعمتهاى آن خارج سازد و دنيا را در اختيار خود قرار دهد زيرا حكومت اشياء و پول و كالا بر بشر برخلاف شؤون و حيثيت و شرافت انسانى است و در پستى و دنائت در رديف بت‏پرستى است.

در باره رابطه پول‏پرستى و شخصيت انسانى يكى از نويسندگان ماركسيست تعبيرات جالبى دارد اين نويسنده در كتابى كه در زمينه اقتصاد و سرمايه‏دارى و اقتصاد كمونيستى نوشته است، از لحاظ اين كه به جنبه اخلاقى حكومت پول و كالا بر اجتماع توجه دارد، جالب است.

وى مى‏نويسد: «تسلط فوق العاده «طلا» در اجتماع معاصر، غالبا باعث تاثر وانزجار قلبهاى حساس است. مردان طالب حقيقت هميشه تنفر خود را نسبت‏به اين «فلز پليد»! ابراز مى‏دارند و فساد اصلى اجتماع معاصر را به واسطه وجود طلا مى‏دانند، ولى در حقيقت تكه‏هاى دائره مانند يك فلز زرد و درخشنده كه طلايش مى‏نامند، تقصير و گناهى ندارد. قدرت و تسلط پول نماينده و مظهر عمومى قدرت و تسلط اشياء بر بشر است، اين قدرت تسلط اشياء بر بشر از خصائص عمده اقتصاد بدون نظم و مبتنى بر مبادله مى‏باشد. همان‏طور كه بشر بى‏تمدن زمان قديم بتى را كه به دست‏خود مى‏ساخت معبود و مسجود خود قرار مى‏داد و آن را مى‏پرستيد، بشر دوران معاصر نيز مصنوع خود را مى‏پرستد و زندگيش تحت تسلط و اقتدار اشيائى است كه به دست‏خود ساخته و پرداخته است. براى آن كه كالاپرستى و پول‏پرستى كه ناپاكترين شكل تكامل يافته كالاپرستى است، به كلى ريشه‏كن شود، بايد علل اجتماعى كه آنها را به وجود آورده است، از بين برد و سازمان اجتماع را طورى تنظيم كرد كه سلطه واقتدار سكه‏هاى كوچك اين فلز زرد و درخشان بر بشر محو و نابود گردد. در چنين سازمانى ديگر حكومت اشياء بر بشر وجود نخواهد داشت، بلكه بر عكس بشر منطقا و بر طبق نقشه معين بر اشياء حكومت‏خواهد كرد و احترام و گرامى داشتن «شخصيت‏بشر» جايگزين پرستش پول خواهد بود». (۲۲)

خلاصه اسلام با توصيه پيروان خود به «زهد» پول‏پرستى و كالاپرستى و يا مقام‏پرستى و به عبارت جامعتر «دنيازدگى‏» را محكوم كرد و راضى نيست انسان اسير و گرفتار و بنده و برده ماديات باشد.

زهد اسلامى و فرق آن با رهبانيت مسيحى
اسلام در زمينه «زهد» دو چيز را سخت محكوم كرده است: يكى رهبانيت و ديگرى ماده‏پرستى «رهبانيت‏» و «رهبانيت‏» منسوب به «رهبان‏» و «رهبان‏» هر دو به يك معنى است، در اصل لغت از ماده «رهب‏» به معنى خوف، وحشت و ترس گرفته شده و در عرف به كسانى گفته مى‏شود كه «انقطاع و انفراد از مردم پيدا مى‏كنند به خاطر عبادت و ترس از خدا».

اين عمل از قديم در ميان هندوها معمول بوده و سپس در ميان مسيحيان رائج گرديد. بعضى معتقدند سرچشمه رواج آن در ميان پيروان مسيح يا يهود شكستهاى پى‏درپى بود كه از يكى از سلاطين جبار و ديكتاتور وقت‏خوردند و به دنبال آن تصميم گرفتند پراكنده شوند و در بيابانها به عبادت بپردازند تا پيامبر موعود آشكار گردد و آنها را از ذلت و پراكندگى برهاند. (۲۳)

همين معنى به صورت دقيق‏ترى از پيامبر گرامى اسلام‏صلى الله عليه وآله نقل شده كه روزى آن حضرت به «ابن مسعود» فرمود: (مى‏دانى رهبانيت از كجا پيدا شد» عرض كرد: خدا و پيامبرش آگاه‏ترند. فرمود: بعد از عيسى‏عليه السلام جمعى از جباران ظهور كردند و مؤمنان سه مرتبه با آنها پيكار نموده و شكست‏خوردند، لذا به بيابانها متوارى شدند و به انتظار ظهور پيامبر موعود عيسى (حضرت محمدصلى الله عليه وآله)در غارها و كوهها به عبادت مشغول گشتند، بعضى از آنها بر دين خود باقى ماندند و بعضى راه كفر پيش گرفتند.

سپس افزود: آيا مى‏دانى رهبانيت امت من چيست؟ عرض كرد: خدا و رسولش آگاه‏ترند. فرمود: رهبانيت امت من هجرت و جهاد و نماز و روزه و حج و عمره است. (۲۴)

اسلام با «رهبانيت‏» و «زهدگرائى‏» به مخالفت‏برخاسته و آن را بدعتى از راهبان شمرده است ...و رهبانية ابتدعوها ما كتبناها عليهم الا ابتغاء رضوان الله فما رعوها حق رعايتها فاتينا الذين آمنوا منهم اجرهم و كثير منهم فاسقون. (۲۵)

(رهبانيتى را كه ابداع كرده بودند و ما بر آنها مقرر نداشته بوديم، گرچه هدفشان جلب خشنودى خدا بود، ولى حق آن را رعايت نكردند، لذا ما به آنها كه ايمان آوردند پاداش داديم و بسيارى از آنها فاسقند).

از آيه استفاده مى‏شود كه «رهبانيت‏» در آئين مسيح نبوده و پيروانش آن را بعد از او ابداع كردند ولى در آغاز نوعى زهدگرائى واز ابداعات نيك محسوب مى‏شد، مانند بسيارى از مراسم و سنتهاى حسنه‏اى كه هم‏اكنون در ميان مردم رائج است. ولى اين سنت‏بعدا به انحراف گرائيد و آلوده با امورى مخالف فرمان الهى و حتى گناهان زشتى شد. به همين دليل اسلام رهبانيت را به شدت محكوم كرده و حديث معروف «لا رهبانية فى الاسلام‏» (در اسلام رهبانيت وجود ندارد) در بسيارى از منابع ديده مى‏شود. (۲۶)

از جمله بدعتهاى زشت مسيحيان درباره «رهبانيت‏»، «تحريم ازدواج‏» براى مردان و زنان تارك دنيا بود و ديگر «انزواى اجتماعى‏» و پشت‏پا زدن به وظائف انسانى در اجتماع و انتخاب صومعه‏ها و ديرهاى دورافتاده براى عبادت و زندگى در محيطى دور از اجتماع بود، سپس مفاسد زيادى در ديرها و مراكز زندگى رهبانها به وجود آمد.

زهد اسلامى كه به معنى سادگى زندگى و حذف تجملات و عدم اسارت در چنگال مال و مقام است هيچ ارتباطى به مساله رهبانيت ندارد، زيرا رهبانيت‏يعنى جدائى و بيگانگى از اجتماع است و زهد به معنى آزادگى و وارستگى به خاطر اجتماعى‏تر زيستن است. رهبانيت، بريدن از مردم و روآوردن به عبادت است، براساس اين انديشه كه كار دنيا و آخرت از يكديگر جداست. اين است كه رهبانيت‏بر ضد زندگى و بر ضد جامعه‏گرائى است، و مستلزم كناره‏گيرى از خلق و بريدن از مردم و سلب هرگونه مسؤوليت و تعهد از خود است.

اما زهد اسلامى در عين اين كه مستلزم انتخاب زندگى ساده و بى‏تكلف است و براساس پرهيز از تنعم و تجمل و لذت‏گرائى است در متن زندگى و در بطن روابط اجتماعى قرار دارد و عين جامعه‏گرائى است، براى خوب از عهده مسؤوليتها برآمدن است و از مسؤوليتها و تعهدهاى اجتماعى سرچشمه مى‏گيرد.

به قول استاد شهيد مطهرى:

«فلسفه زهد در اسلام آن چيزى نيست كه رهبانيت را به وجود آورده است، در اسلام مساله جدا بودن حساب اين جهان با آن جهان مطرح نيست. از نظر اسلام نه خود آن جهان و اين جهان از يكديگر جدا و بيگانه هستند و نه كار اين جهان با كار آن جهان بيگانه است ارتباط دو جهان با يكديگر از قبيل ارتباط ظاهر و باطن شئ واحد است، از قبيل پيوستگى دو رويه يك پارچه است، از قبيل پيوند روح و بدن است كه چيزى است‏حد وسط ميان يگانگى و دوگانگى. كار اين جهان با كار آن جهان نيز عينا همين‏طور است، بيشتر جنبه اختلاف كيفى دارد تا اختلاف ذاتى‏». (۲۷)

در حديثى مى‏خوانيم: هنگامى كه به پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله اطلاع دادند كه گروهى از اصحاب از همه‏چيز اعراض نموده‏اند و به عزلت و عبادت روى آورده‏اند، سخت آنها را مورد عتاب قرار داد، فرمود: من كه پيامبر شما هستم اين چنين نمى‏كنم. (۲۸) پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله بدين وسيله فهماند كه اسلام دينى جامعه‏گرا و زندگى‏گر است، نه جامعه‏گريز و زهدگرا.

در حديث ديگرى آمده است كه: «عثمان بن مظعون‏» فرزندش از دنيا رفته بود، بسيار غمگين شد تا آنجا كه خانه‏اش را مسجد قرار داد و مشغول عبادت شد (وهر كار را جز عبادت ترك گفت) اين خبر به رسول خداصلى الله عليه وآله رسيد، او را احضار كرده فرمود:

«يا عثمان ان الله تبارك و تعالى لم يكتب علينا الرهبانية، انما رهبانية امتى الجهاد فى سبيل‏الله‏». (۲۹) (اى عثمان! خداوند متعال رهبانيت را براى امت من مقرر نداشته، رهبانيت امت من جهاد در راه خداست).

سپس پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله بحث مشروحى درباره فضيلت نماز جماعت‏براى او بيان فرمود كه تاييدى بر نفى رهبانيت و انزواطلبى است.

تفاوت روش «زاهد» و «راهب‏» از دو جهان‏بينى مختلف ناشى مى‏شود، از نظر راهب، دنيا و آخرت دو جهان كاملا جدا از يكديگرند، بلكه كاملا متضاد با يكديگر مى‏باشند و حساب سعادت دنيا نيز از حساب سعادت آخرت كاملا جداست.

ولى در جهان‏بينى «زاهد» دنيا و آخرت به يكديگر پيوسته‏اند، دنيا مزرعه آخرت است از نظر زاهد دنيا عين آخرت است و آنچه به زندگى دنيا سامان مى‏بخشد، همان وسيله سعادت آخرت نيز مى‏باشد.

البته ممكن است زاهدانى هم باشند كه از فلسفه «زهد» آگاهى نداشته باشند عملشان مانند عمل راهبان باشد. «ابن سينا» در نمط نهم اشارات كه به «مقامات العارفين‏» اختصاص يافته است، زهد را به زهد عارف و زهد غير عارف تقسيم كرده و گفته است: «زاهدانى كه از فلسفه زهد آگاهى ندارند، به خيال خود «معامله‏»اى انجام مى‏دهند، كالاى آخرت را با كالاى دنيا معاوضه مى‏كنند از تمتعات دنيا دست مى‏شويند كه در عوض از تمتعات اخروى بهره‏مند گردند به عبارت ديگر در اين جهان برداشت نمى‏كنند تا در جهان ديگر برداشت نمايند ولى زاهد آگاه و آشنا به فلسفه زهد از آن جهت زهد مى‏ورزد كه نمى‏خواهد ضمير خويش را به غير ذات حق مشغول بدارد چنين شخصى شخصيت‏خويش را گرامى مى‏دارد و جز خدا چيز ديگر را كوچكتر از آن مى‏داند كه خود را بدان مشغول سازد و دربند اسارتش درآيد». (۳۰)

حقيقت اين است كه فلسفه زهد «زاهد» و رهبانيت «راهب‏» كاملا مغاير يكديگر است. اساسا رهبانيت تحريف و انحرافى است كه افراد بشر از روى جهالت‏يا اغراض سوء درباره تعليمات زهدگرايانه پيامبران الهى ايجاد كرده‏اند.

پى‏نوشتها:
۱) سوره اسراء، آيه ۱۶..

۲) سوره سبا، آيه ۳۴..

۳) انسان گرسنه، مقدمه لردجان بويدار، ص ۱۲..

۴) سوره اعراف، آيه ۳۰ و ۳۱..

۵) براى اطلاع از اين اخبار به تفسير برهان، ج‏۲، ص ۹ و ۱۰ - تفسير نورالثقلين، ج‏۲، ص ۱۸ و ۱۹ مراجعه شود..

۶) تفسير نمونه، ج‏۸، ص ۱۵۱..

۷) فروع كافى، ج‏۲، ص ۲۰۳ - وسائل الشيعة، ج‏۳، ص ۳۴۰..

۸) امالى، ص ۱۷۲ - وسائل الشيعة، ج‏۳، ص ۳۴۱..

۹) فروع كافى، ج‏۲، ص ۲۰۳ - وسائل الشيعة، ج‏۳، ص ۳۴۷..

۱۰) وسائل الشيعة، ج‏۱، ص ۳۶۴..

۱۱) وسائل الشيعة، ج‏۱، ص ۳۵۴..

۱۲) استاد مطهرى، سيرى در نهج البلاغه، ص ۲۴۷..

۱۳) نهج البلاغه، خطبه شماره ۸۱..

۱۴) نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره ۴۳۹..

۱۵) سفينة البحار، ج‏۱، ص ۵۶۸ كلمه زهد..

۱۶) بحارالانوار، ج‏۷۰ ، ص ۳۱۵..

۱۷) نهج البلاغه، قسمت نامه‏ها، نامه شماره ۴۵..

۱۸) غرر و درر آمدى، ج‏۳، ص ۴۳۶..

۱۹) غرر و درر آمدى، ج‏۶، ص ۴۴۲..

۲۰) نهج البلاغه، كلمات قصار، ۱۰۴..

۲۱) غرر و درر آمدى، ج‏۶، ص ۴۴۲..

۲۲) اصول اقتصاد نوشين، فضل شكل ارزش، پول بنقل سيرى در نهج البلاغه، ص ۲۵۲ و ۲۵۳..

۲۳) تاريخ تمدن ويل دورانت، ج‏۱۳، ص ۴۴۳..

۲۴) مجمع البيان، ج‏۹، ص ۲۴۳ - با كمى تفاوت تفسير درالمنثور، ج‏۶، ص ۱۷۷..

۲۵) سوره حديد، آيه ۲۷..

۲۶) مجمع البحرين، ماده «رهب‏» و نهايه ابن اثير..

۲۷) سيرى در نهج البلاغه، ص ۲۱۷..

۲۸) تفسير القمى، ص ۱۶۶، ذيل آيه ۸۹ سوره مائده..

۲۹) امالى صدوق، ص ۴۰..

۳۰) بنا به نقل، استاد مطهرى، سيرى در نهج البلاغه، ص ۲۴۳..

داود الهامى
فصلنامه مكتب اسلام>شماره 5

سه شنبه 11 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

آيا ما در مصرف سي دي هم ميتوانيم الگوي مصرف را رعايت كنيم؟

هروسيله اي که ميخريم دفترچه اي همراه دارد که چگونگي استفاده صححيح آنرا به ما نشان ميدهد. سي دي هم ابزاري ست که امروزه مورد استفاده ي فراوان دارد به خصوص براي ما اهالي نت که با رايانه و لوازم جانبي اش زياد سروکار داريم.
با توجه به سال اصلاح الگوي مصرف برآن شديم که نکات مفيدي را براي استفاده ي درست و مصرف صحيح لوح هاي فشرده يا همان سي دي ها بيان کنيم:
1- CD را با DVD-ROM اجرا نکنيد؛ اين کار به اين علت است که سرعت چرخش DVD-ROM بسيار بيشتر از CD-ROM است و اين کار باعث خش‏دار شدن CD خواهد شد.
2- CDها را از پشت روي هم قرار دهيد؛ اگر CDها را از طرف قابل استفاده روي هم قرار دهيد به علت شيشه‏اي بودن سطح، به سرعت خش‏دار خواهد شد.
3- از پاک کردن CD با لباس و حوله خودداري کنيد؛ پاک کردن CDها با منسوجات به شدت باعث کاهش عمر CDها خواهد شد. براي تميز کردن CD‏ها از دستمال کاغذي بدون کرک و يا ساير دستمال‏هاي نرم استفاده کنيد.
4- از نوشتن با ماژيک‏هاي غير استاندارد روي CDها خودداري کنيد؛ ماژيک‏هاي غير استاندارد به تدريج در بافت CD فرو رفته و باعث استهلاک سريع CD خواهد شد.
5- از تماس مکرر دست‏ها با CDها خودداري کنيد؛ شيارهاي دست و کثيفي‏هاي سطح دست در تماس با سطح CD باعث تخريب سطح شيشه‏اي آن خواهد شد.
6- از قرار دادن CDها در هواي آزاد و کيف‏هاي نامرغوب خودداري کنيد؛ اين کار خيلي زود CD را نابود مي‏کند.
7- بلافاصله بعد از اتمام کار با CD، آن را از CD-ROM خارج کنيد؛ در صورتي که CD در CD-ROM باقي بماند در هر بار ورود به My Computer يا هنگام خاموش و روشن کردن سيستم، محتواي CD بازخواني خواهد شد.
8- از زدن برچسب به جاي نوشتن روي پشت CD خودداري کنيد ؛ با اينکار CD-ROM براي خواندن CD تعداد دور بيشتري را مي‏زند و خود به خود CD مستهلک خواهد شد.
9- از دستگاه‏هاي خش‏گير و پمادهاي خش‏گير حدالامکان استفاده نکنيد؛ در صورتي که خش‏هايي کوچک و کم روي CDها مشاهده کرديد، استفاده از ابزارآلات مذکور به هيچ‏وجه برطرف کننده نيست و ضمن برداشت کردن يک لايه از روي CD، خش‏هاي جديدي نيز روي CD وارد خواهد کرد.
10- از تهيه CD‏هاي رنگي و نامرغوب ارزان قيمت با مارک‏هاي ناشناس خودداري کنيد؛ CDهاي رنگي به دليل ساختار غير استاندارد خود عمر کوتاهي دارند.همچنين CDهاي ارزان نامرغوب حتي با رعايت 9 شرط بالا باز هم عمر کوتاهي خواهند داشت.

 

سه شنبه 11 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

استفاده از لامپ كم مصرف خوب است يا نه؟!

پژوهشگران انگليسي مي‌گويند نور لامپ کم‌مصرف براي مطالعه مناسب نيست، اما مقامات دولتي اين نتايج را رد مي‌کنند.

دولت انگلستان، ادعاي برخي محققين را درباره رنج بردن کم‌بيناها از نور ضعيف لامپ‌هاي کم‌مصرف، رد کرد. پيش از اين محققين انگلستان مدعي شده بودند که نور لامپ‌هاي کم‌مصرف براي مطالعه مناسب نيست.

اما لرد هانت، وزير توسعه پايدار و ابداعات انرژي انگلستان، گفته است که لامپ‌هاي جايگزيني همچون «لامپ‌هاي هالوژن مانند» موجود و قابل استفاده است. او هم‌چنين ترس ناشي از تاثير محيطي جيوه را در لامپ‌هاي کم‌مصرف رد کرد. قانون جلوگيري از آلودگي محيطي به جيوه، امسال تحت قوانين اتحاديه اروپا لازم‌الاجرا شده است. لرد هانت از تصميم کنارگذاري لامپ‌هاي تنگستني معمولي نيز دفاع کرد و اين تصميم را به سبب مقابله با اثرات تغيير اقليم، امري ضروري خواند.

تابش کمتر، زندگي بهتر يا بدتر؟
لرد هانت هم‌چنين درباره لامپ‌هاي معمولي گفت: «لامپ‌هاي معمولي تنگستني، نزديک به 95 درصد انرژي را به گرما تبديل مي‌کنند و بنابراين، بخش عمده انرژي هدر مي‌رود. جايگزين کردن آنها با لامپ‌هاي کم‌مصرف، مي‌تواند سبب کاهش اتلاف انرژي و در نتيجه کاهش هزينه مصرف انرژي شود. ما بسيار مفتخريم که فروشندگان انگليسي به طور داوطلبانه اين تغيير را پيش از وضع قوانين امسال اتحاديه اروپا پذيرفتند.»

اما، لرد هريسون، عضو مجلس اعيان انگلستان، صحبت‌هاي لرد هانت را درباره کاهش روشنايي اين لامپ‌هاي جديد که زندگي را براي افراد کم‌بينا سخت مي‌کند، ناکافي دانست. او گفت که نگراني‌هايي هم در مورد کيفيت پايين اين لامپ‌هاي جديد و هم در مورد ايمني آنها وجود دارد. هريسون در ادامه گفت: «اين تصميمات دقيقا کي و کجا گرفته شده‌اند؟ چند سياستمدار براي تغيير سياست استفاده از لامپ به کمک آمدند؟»

جيوه عليه طبيعت

لرد هانت گفته بود که دولت با موسسه سلطنتي ملي نابينايان انگلستان درباره لامپ‌هاي جايگزين پرنورتري مثل «لامپ‌هاي هالوژن مانند» صحبت کرده و علاوه بر آن، در حال ارتقاي کيفيت و فناوري لامپ‌هاي کم مصرف است.

لرد هانت هم‌چنين ادعاهاي اخير لرد لاوسون، وزير پيشين را درباره مسموميت محيطي جيوه رد کرد. لرد لاوسون اخير مدعي شده بود که استفاده از لامپ‌هاي کم‌مصرف، خطر آلودگي به جيوه محيط را بالا مي‌برد. لرد هانت هم‌چنين گفته است که مقدار جيوه درون لامپ‌هاي کم‌مصرف کمتر از مقدار موجود در دماسنج‌هاي جيوه‌اي است که بنابه اعلام اتحاديه اروپا استفاده از آنها ممنوع شده است؛ اما دولت انگلستان هم‌چنان به دنبال جايگزين‌هايي مانند لامپ‌هاي ل.اي.دي ( LED ) است که هم عاري از جيوه است و هم طول عمر بيشتري دارد. وي ابزار اميدواري کرد که مردم، اين فناوري‌هاي نوين را تا چندسال آينده در فروشگاه‌ها ببينند.

لرد ريدزديل، از اعضاي مجلس اعيان که خود پشتيبان حرکت به سوي استفاده از لامپ‌هاي کم‌انرژي است، در اين باره مي‌گويد: «اين يکي از حرکت‌هاي بسيار مثبت اخير دولت انگلستان بود». او همچنين مدعي شده که کاخ پارلماني انگلستان با تغيير لامپ‌هايش به لامپ‌هاي کم‌مصرف، توانسته است 61درصد در مصرف انرژي صرفه‌جويي کند.

خريد انبوه لامپ‌هاي تنگستني
اما لرد تيلور، وزير در سايه محيط‌زيست، با نگاهي محافظه‌کارانه گفته است که مردم به سبب جايگزين کردن لامپ‌هاي کم‌مصرف به جاي لامپ‌هاي پرمصرف، بايد هزينه بيشتري را براي تامين گرماي خانه‌هايشان بپردازند و مدعي شده که برخي از همکارانش، انبوهي از لامپ‌هاي تنگستني خريده‌اند.

لرد هانت نيز گفت تعادلي که بين تاثير توليد کارخانه‌اي و مصرف خانگي وجود داشته به‌هم خورده است؛ اما به طور کلي شک ندارم که اين، نه فقط سبب کاهش مصرف انرژي، که باعث کاهش هزينه‌هاي خانه‌داران نيز مي‌شود.
انجمن سلطنتي ملي نابينايان انگلستان گفته است که در حرکت به سوي استفاده از لامپ‌هاي کم‌‌مصرف، نگران اين موضوع است که مردم از وجود لامپ‌هاي جايگزين براي افراد کم‌بينا ناآگاهند.

اين انجمن در بيانه خود گفته است: « انجمن سلطنتي ملي نابينايان انگلستان، کم‌بينايان بسياري را مي‌شناسد که نگران تاثير لامپ‌هاي کم‌مصرف و بهينه‌شده اند؛ با اين وجود، عمده مردم در بزرگراه‌هايي که با لامپ‌هاي جديد نورپردازي شده، همان شرايط بينايي را تجربه مي‌کنند. مهم اين است که بدانيم مي‌خواهيم چه بدست آوريم.»

انجمن سلطنتي ملي نابينايان انگلستان توصيه کرده است که نور راهروها و هم‌چنين راه‌پله‌ها با لامپ‌هاي کم‌مصرف جديد جايگزين نشوند، بلکه از لامپ‌هاي هالوژني تنگستن به جاي آن استفاده شود و لامپ‌هاي کم‌مصرف در باقي نقاط خانه استفاده شوند.

 

سه شنبه 11 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

ساخت شيركم مصرف آب با قابليت 40درصدصرفه جويي

شير آب كم مصرف با قابليت صرفه‌جويي آب تا 40 درصد به همت نوجوان ايراني ساخته شد.مهناز بهروزي نوجوان ايراني در گفت‌و‌گو با فارس اظهار داشت: در واقع اين شير يك قطعه كوچك است كه روي هر نوع شير آبي نصب مي‌شود و با ايجاد محدوديت‌هايي در مصرف آب، از هدر رفتن آن جلوگيري مي‌كند. اين شير به صورت مكانيكي ، بدون اين كه زنگ بزند و يا خراب شود عمل مي‌كند و تا 40 درصد در مصرف آب صرفه‌جويي مي‌كند. اين قطعه به قيمت حدود 3 هزار تومان وارد بازار مي‌شود.

 

سه شنبه 11 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

لزوم مصرف کالائی ایراني

خرید و مصرف کالای خارجی به معنی ایجاد اشتغال برای جوانان خارجی و بیکاری فرزندان کشورمان است. با خرید هر کالای خارجی معضل بیکاری را برای فرزندمان تشدید کرده و با خرید هر کالای ایرانی یک گام بسیار موثر درراستای اشتغال او برمی‌داریم؛ خرید و مصرف کالای ایرانی چرخه کارخانجات را به حرکت‌ در آورده و موجب تولید ثروت و شکوفایی اقتصاد ملی و در نهایت افزایش سرانه یعنی رفاه بیشتر هر ایرانی می‌شود.
متاسفانه بسیاری افراد در جامعه ما توجه خاصی نسبت به کالاهای خارجی دارند و تنها برخورداری یک کالا از یک نشان خارجی آنها را به خود جذب می‌کند. باور این افراد به گونه‌ای است که خرید کالای خارجی یا هر کالایی که از یک نشان خارجی برخوردار باشد، برایشان مطلوبیت داشته وبه عنوان یک افتخار محسوب می‌شود. جالب اینجاست که در حال حاضر بسیاری از سودجویان با بهره‌گیری از این باورهای بی‌اساس تولیدات خود را با نشان‌های خارجی در بازار عرضه کرده و به راحتی به فروش می‌رسانند. باز هم جای تاسف است که علامت‌های خارجی برای برخی تولید‌کنندگان ما مطلوبیت بیشتری دارد.

تجار ما نیز اغلب به دلیل انتفاع هرچه بیشتر از تجارت، کالاهای بی کیفیت کشورهای دیگر به خصوص چین را با قیمت‌های بسیار نازل خریداری کرده و از مبادی رسمی یا غیر رسمی وارد کشور و با قیمت ارزان دربازار توزیع می‌کنند. مصرف کنندگان هم با مشاهده این قیمت ها منافع آنی خود را در نظر گرفته و به خرید اقلام چینی مبادرت کرده و از موضوعات مهم‌تر در خرید‌های خود از جمله کیفیت و کارکرد کالا باز می‌مانند. اما مضرات این اقدام مصرف کنندگان در همین جا خلاصه نمی‌شود؛ تولید‌کنندگان داخلی نیز زمانی که قیمت تولیدات خود را در مقابل قیمت‌های نازل کالاهای چینی می‌بینند به ناچار کیفیت تولیدات خود را تا حد ممکن کاهش می‌دهند تا بتوانند از نظر قیمت در مقابل این اقلام حرفی برای گفتن داشته باشند.

كيفيت مطلوب، قيمت مناسب و ارائه خدمات اطمینان بخش پس از فروش، مهمترين بخش از نظرات قشرهاي مختلف مردم در خصوص تمايل فراوان به خريد كالاهاي ساخت داخل است. شاید در گذشته کیفیت را بهانه مصرف کالای خارجی قرار می‌دادیم، امادر حال حاضر با ارتقا سطح موسسه استانداردو افزایش نظارت بر محصولات داخلی دیگر هیچ بهانه‌ای برای خرید و مصرف این کالاها نداریم؛ ‌به دلیل اینکه مشکل بیشتر تولیدات ما از نظر کیفیت مرتفع شده و با موثرترین حمایت‌های ما از تولیدات داخلی یعنی خرید و مصرف این تولیدات به بالاترین سطح کیفیت دست می‌یابند. از طرفی مصرف کنندگان کالاهای داخلی براحتی می‌توانند با یک تماس از خدمات پس از فروش این کالاها بهره‌مند شوند. در صورتی که با بروز هر گونه مشکلی در بسیاری از محصولات خارجی به خصوص آنهایی از مبادی غیررسمی وارد می‌شوند، مسائل زیادی گریبانگیر مصرف کننده شده و یا حتی قابلیت مصرف این اقلام از بین می‌رود.

از سویی دیگر دشمنان هم اکنون از هراقدامی برای هجمه فرهنگی به ما دریغ نمی‌کنند. آنها از طریق صدور انواع کالاهای مصرفی لوکس و پرزرق و برق با علامت‌ها و نوشته‌های فریبنده، علاوه بر وارد کردن ضربات مهلک بر پیکر اقتصاد ملی، عقاید، باورها و فرهنگ ما را در دست گرفته و به سمت دلخواه خود که همان استثمار است، هدایت می‌کنند.

درباره موضوع کیفیت که همواره از سوی مصرف کنندگان کالاهای خارجی مطرح می‌شود باید اذعان داشت؛ هر کشوری نیز از یک یا چند محصول برجسته برخوردار است که این محصولات در مقایسه با اقلام مشابه در سایر کشورها از کیفیت بالاتری بهره می‌برند، اما انصاف نیست که ما از پسته، فرش یا زعفران خودمان که بهترین‌ها در دنیا هستند، بهره ببریم و برای تامین سایر نیازهای خود به سراغ تولیدات بیگانگان برویم. در کشورهای توسعه یافته افراد از یک حمیت و توجه خاص نسبت به تولیدات خود برخوردار هستند و برایشان مهم نیست که کدام کالای کشورهای بیگانه از کیفیت بیشتری بهره‌مند است، بلکه برای آنها مهم محصول تولید شده در کشور خودشان به دست فرزاندانشان و با سرمایه‌های ملی شان است. به همین دلیل است آنها به پیشرفت و توسعه مطلوب دست پیداکرده‌اند. مسئله دیگری که در همین رابطه باید مورد تاکید قرار گیرد این است که مصرف کنندگان کالاهای خارجی همواره منافع کوتاه مدت و سطحی خود یعنی قیمت ارزان و در بهترین حالت کیفیت را در نظر می‌گیرند، اما از منافع عمیق و بلند مدت خرید کالای داخلی که ایجاد اشتغال برای فرزندانشان و تولید ثروت و رفاه خود است، غافل هستند.

همانطور که اشاره شد مصرف محصولات خارجی علاوه بر زیان‌های جبران ناپذیری که به اقتصاد ملی وارد می‌کند، تبعات بسیار سنگین اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را نیز به همراه دارد؛ ترویج فرهنگ مصرف‌گرایی در جامعه، ورود باورهای سست و بی‌اساس بیگانه و غربی و کمرنگ شدن باورهای ریشه‌ای و عمیق ملی و مذهبی و تسلط دشمنان برکشور از این طریق از جمله دیگر مسائلی هستند که در صورت خرید و مصرف محصولات خارجی باید پذیرای آنها باشیم.

 

سه شنبه 11 اسفند 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

صفحات و مطالب گذشته
جامه‏ ناسازِ زشت اسراف را از تنمان بيرون بياوريم
بهینه سازی درخريد مواد غذايي
دیدگاه شهروندان درمورداصلاح الگوی مصرف
اصلاح الگوي مصرف و قانون مديريت خدمات كشوري
چگونه قناعت پیشه کنیم؟
1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8 - 9 - 10 - > -
آمار و اطلاعات
بازديدها:
کل بازديد : 91771
تعداد کل پست ها : 489
تعداد کل نظرات : 29
تاريخ آخرين بروز رساني : چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389 
تاريخ ايجاد بلاگ : سه شنبه 6 بهمن 1388 

مشخصات مدير وبلاگ :
مدير وبلاگ : محمد رضا زينلي

ت.ت : ارديبهشت 1373
 وبلاگ هاي ديگر من: 
آخرين منجي
پايگاه اطلاع رساني 14 معصوم
پيروان راه حسين
سي سال انقلاب پايدار

سوابق مدير :
كسب رتبه ي اول در دومين جشنواره وبلاگ نويسي سايت تبيان
كسب رتبه دوم در اولين دوره جشنواره وبلاگ نويسي سايت تبيان
كسب رتبه سوم در سومين دوره جشنواره وبلاگ نويسي و وب سايت انتظار


يكي از برندگان اصلي سايت 1430(جشنوراه وبلاگ نويسي اربعين حسيني)
يكي از برندگان جشنواه وبلاگ نويسي گوهر تابناك)

كسب رتبه سوم در جشنوراه پيوند آسماني)

يكي از برندگان جشنوراه وبلاگ نويسي راسخون)
فعالترين كاربر سايت تبيان در سال 87


مدير انجمن دانش آموزي سايت تبيان با شناسه كابري moffline


مدير انجمن هنرهاي رزمي سايت راسخون با شناسه كاربري bluestar


آرشيو مطالب
بهمن 1388
اسفند 1388

جستجو گر
براي جستجو در تمام مطالب سايت واژه‌ كليدي‌ مورد نظرتان را وارد کنيد :



New Page 2

 

New Page 2

 


 
 

صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها |  راسخون



Designed By : rasekhoon & Translated By : 14masom