كندي سرعت اينترنت نه تنها در وقت بلكه در هزينه برق هم تاثير ميگذارد!
کندی سرعت اینترنت نه تنها موجب هدرروی زمان و انرژی کاربران می شود، بلکه موجب کندی پاسخ به نیاز کاربر شده و به طور طبیعی منجر به افزایش مصرف برق می شود.
رابطه هدرروی مصرف برق و انرژی و سرعت کم اینترنت در سال اصلاح الگوی مصرف موضوعی است که از طرف کارشناسان فناوری اطلاعات مورد توجه قرار گرفته است.
اینترنت پرسرعت، اینترنتی با میانگین سرعت بیش از 512 کیلوبایت در ثانیه است و در اکثر نقاط جهان این سرعت درحد دو مگابایت بر ثانیه می باشد. بنابراین برای رسیدن به این سرعت ، باید پهنای باند از طرف شبکه زیرساخت افزایش یابد.
یک کارشناس فناوری اطلاعات ضمن بیان این مطلب که کمبود پهنای باند یکی از عوامل اصلی نارضایتی کاربران اینترنت در ایران است ،گفت: آمار کاربران اینترنت در ایران حدود 20 میلیون نفر است که حدود 10 تا 15 درصد آن یعنی 2 میلیون نفر در لحظه آنلاین هستند. بدین معنا که این 2 میلیون نفر باید از ظرفیت 1500 مگابایت در ثانیه کل کشور، استفاده کنند.
"آرش امیر فرزام" افزود: اگر ما عدد 1500 مگابایت در ثانیه را به جمعیت 2 میلیونی آنلاین کل کشور تقسیم کنیم به هر کدام از آنها کمتر از یک کیلوبایت در ثانیه سرعت و عرض باند می رسد.
وی افزود: با توجه به کمبود پهنای باند برای این تعداد کاربر وسرعت پایین استفاده از اینترنت ، مصرف برق افزایش چشم گیری پیدا می کند.
به گفته این کارشناس ، 99 درصد از کاربران اینترنت خانگی در ایران از خط تلفن بصورت دایال آپ برای استفاده از اینترنت استفاده می کنند و سرعت آنها هم از 3 تا 4 کیلوبایت در ثانیه بیشتر نمی شود.
امیر فرزام افزود: اگر میزان اتصال کاربران به اینترنت را روزانه چهار ساعت در نظر بگیریم ، میزان مصرف برق در 4 ساعت برای یک کامپیوتر معمولی (بدون احتساب هزینه برق مصرفی خطوط مرکز مخابراتی و آی اس پی در زمان استفاده) حدود 1 کیلو وات در روز و 30 کیلو وات در ماه است که رقم خیلی زیادی می باشد.
وی افزود: اگر سرعت اینترنت این کاربر فرضی به جای سه کیلو بایت، 50 کیلوبایت در ثانیه بود ، به جای چهار ساعت می توانست در عرض 20 دقیقه کار خود را انجام دهد و میزان مصرف برق نیز به یک دوازدهم کاهش یابد.
این کارشناس افزود: کاهش یک دوازدهم مصرف برق، توسط 20 میلیون کار بر اینترنت می تواند کمک چشم گیری به صرفه جویی در مصرف برق و اصلاح الگوی مصرف کند.
برفکهای یخچال و فریزر بطور منظم آب شود، چرا که با افزایش قشر برفک، مصرف انرژی بالا میرود. فضای پشت یخچال و فریزر برای گردش هوا باید حداقل به اندازه 20 سانتیمتر با دیوار فاصله داشته و لولههای پشت آن سالی 2 بار حداقل گردگیری شود. مواد غذایی پس از سرد شدن کامل در یخچال و فریزر قرار داده شود تا فشار زیادی به موتور وارد نشود. از کنار هم چیدن و چسباندن ظروف و مواد غذایی در یخچال و فریزر پرهیز شود، چرا که این کار گردش هوا را دچار اختلال کرده و سبب افزایش مصرف برق میشود. از باز و بسته کردن بیهوده در یخچال و فریزر اجتناب شود. موقع باز کردن در، مدت زمانی زیادی باز نماند.
نوار لاستیکی در یخچال و فریزر به مرور زمان انعطاف و کارایی خود را از دست میدهد. توصیه میشود که سالم بودن آنها سالی یک بار کنترل شود تا در صورت کوچکترین نشت هوا، نسبت به تعویض آنها اقدام شود.
با توجه به این که در مسائل اقتصادى، تنها موضوع «فزونى تولید» مطرح نیست، گاهى «کنترل مصرف» از آن هم مهمتر است و به همین دلیل، یوسف(ع) در دوران حکومت خود، سعى کرد در آن هفتسال وفور نعمت، مصرف را به شدت کنترل کند، تا بتواند قسمت مهمى از تولیدات کشاورزى را، براى سالهاى سختى که در پیش بود، ذخیره نماید . در حقیقت این دو از هم نمىتوانند جدا باشند . « تولید بیشتر» هنگامى مفید است که نسبت به «مصرف» کنترل صحیح ترى شود، و کنترل مصرف هنگامى مفیدتر خواهد بود که با تولید بیشتر همراه باشد . سیاست اقتصادى یوسف(ع) در مصر نشان داد که یک اقتصاد اصیل و پویا نمىتواند همیشه ناظر به زمان حال باشد، بلکه در آینده و حتّى نسلهاى بعد را نیز دربر مىگیرد . یوسف(ع) براى پایان دادن به استثمار طبقاتى و فاصلۀ میان قشرهاى مردم مصر، از سالهاى قحطى استفاده کرد، به این ترتیب، که در سالهاى فراوانى نعمت، مواد غذائى از مردم خرید و در انبارهاى بزرگى، که براى این کار تهیه کرده بود، ذخیره کرد و هنگامى که این سالها پایان یافت و سالهاى قحطى پیش آمد، مواد غذائى را به درهم و دینار فروخت، زینتها و جواهرات (البته به استثناى آنها که توانائى نداشتند)، چهارپایان، غلامان و کنیزان، خانهها، مزارع و آبها و بالاخره در برابر خود مردم مصر و سپس تمام آنها را (به صورت عادلانهاى) به آنها بازگرداند، و گفت هدفم این بود که: آنها را از بلا و نابسامانى رهائى بخشم .
ـ سادهزیستى و همنشینى با مستمندان حضرت سلیمان(ع) با وجود حکومت و پادشاهى، لباس مویین مىپوشید و چون شب فرا مىرسید، دست خویش به گردن مىبست و ایستاده تا صبح به عبادت مىپرداخت و مىگریست؛ روزى و در آمد او نیز از فروش زنبیلهاى لیف خرما بود که بهدست خود مىبافت. او حکومت را تنها براى غلبه بر پادشاهان کافر از خدا خواست . دربارۀ غذاى او گفتهاند: سلیمان در دوران حکومتش همواره مردم را با خوردنىهاى لذیذ اِطعام مىکرد، اما خود نان جو مىخورد .
ـ سادهزیستى و تأمین معاش از دسترنج خود حضرت داود(ع) از کارهای دستی و صنعتی خود که بیشتر شامل ساخت جامه و لوازم جنگی بود، استفاده میکرد و این در حالی بود که قادر به تصرفات خارقالعاده بر طبیعت بود و حکومتی با نفوذ و قدرتمند بر انسانها داشت . "... وَأَلَنّا لَهُ الحَدِیدَ * أَنِ اعْمَلْ سابِغاتٍ وَقَدِّرْ فِى السَّرْدِ وَاعْمَلُوا صالِحاً ..."( و آهن را بر او نرم گردانیدیم * و امر کردیم که زرههاى گشاده بساز و حلقههاى آن را به اندازه، قرار ده و کار شایسته انجام دهید ...( « داود روزى یک زره مىساخت و به هزار درهم مىفروخت، بدین ترتیب 360 زره ساخت و به 360 هزار درهم فروخت و از بیتالمال بىنیاز شد ». « گفتهاند اول کسى که زره ساخت، داود(ع) بود و پیش از او، صفحههاى آهن را بر خود مىبستند که از گرانى آن جنگ نمىتوانستند کرد. پس حقتعالى آهن را در دست او مانند خمیر نرم کرد که به دست خود زره بسازد ». حضرت داود(ع) وسایل دیگرى نیز مىساخت و از این راه، ضمن خدمت به جامعه، آثار تبلیغى قابل توجهى بر جای مىگذاشت . على(ع) در نهجالبلاغه به پیروى حضرت داود(ع) سفارش مىکنند : « و اگر خواستى به عنوان سومین اسوه به داود نبى(ع) تأسى کن، او زنبیلهاى دستباف از لیف خرما مىساخت و به همنشینانش مىگفت: چه کسى براى من مىفروشد؟ و با بهاى آن نان جو مىخرید و مصرف مىکرد ».
ـ دعوت به اصلاح اقتصادى ویژگى مهم دعوت حضرت شعیب(ع)، کوشش بىوقفۀ او در راه اصلاحات اقتصادى در جامعه و حاکمیت بخشیدن تقوا در روابط و مناسبات اقتصادى و تجارى است. جامعهای که آن حضرت(ع) زندگی میکرد از رونق و شکوفایی اقتصادی فراوانی بهرهمند بود از اینرو آن حضرت(ع) همواره پس از دعوت به توحید، مردم را از مسائلی مانند کمفروشی، غش در معامله و ... با بیانهای متنوع منع میفرمودند : "... ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُهُ وَلا تَنْقُصُوا المِکْیالَ وَالمِیزانَ... * وَیا قَوْمِ أَوْفُوا المِکْیالَ وَالمِیزانَ بِالقِسْطِ وَلاتَبْخَسُوا النّاسَ أَشْیاءَهُمْ وَلا تَعْثَوْا فِى الأَرضِ مُفْسِدِینَ " ( براى شما جز او معبودى نیست و پیمانه و ترازو را کم مکنید... * و اى قوم من پیمانه و ترازو را به انصاف، تمام دهید و حقوق مردم را کم مدهید و در زمین به فساد سر برمدارید ( " أَوْفُوا الکَیْلَ وَلاتَکُونُوا مِنَ المُخْسِرِینَ ". ( پیمانه را تمام دهید و از کمفروشان مباشید ( بر اساس این آیۀ شریفه میتوان فهمید، مردم با ایمان نیز به بیمارىهاى اقتصادى و اجتماعى مبتلا بودهاند و از تعبیر «بعد اصلاحها» هم بر مىآید که آن جامعه از وضعیت نیکویى ـ چه از لحاظ اقتصادى و چه از حیث فرهنگى و معنوى ـ برخوردار بوده و از آن پس در اثر غفلت و دورى از تقواى الهى به این آفات دچار شده است. چنانکه در روایتى نیز به این موضوع توجه داده شده است . داستان حضرت شعیب(ع) به خوبى محکومیت آزادى کامل اقتصادى را در جایى که با معیارهاى اخلاقى و انسانى و توازن حیات منافات داشته باشد، اثبات مىکند . على بن الحسین، امام سجاد(ع) فرمودند: «نخستین کسى که پیمانه و ترازو به کار گرفت، شعیب پیامبر(ع) بود. قوم او نیز پیمانه و وزن مىکردند و پس از چندى دست به کاستن پیمانه و ترازو زدند و به عذاب الهى دچار شدند ...»
ذکر نعمتهاى الهى و عظمت خالق حضرت صالح(ع) به صراحت مردم را سفارش مىکرد که نعمتها و آفریدههاى خداوند را به یاد داشته باشند : " وَاذکُرُوا إِذْ جَعَلَکُمْ خُلَفاءَ مِنْبَعْدِ عادٍ وَبَوَّأَکُمْ فِى الأَرضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِها قُصُوراً وَتَنْحِتُونَ الجِبالَ بُیُوتاً ..." ( و به یاد آورید هنگامى را که شما را پس از قوم عاد جانشینان آنان گردانید و در زمین به شما جاى مناسب داد. در دشتهاى آن کاخهایى اختیار مىکردید و از کوهها خانههایى زمستانى مىتراشیدید ...». ـ وى پس از امر به عبادت خداى واحد مىگوید : "... هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الأَرضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیها فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ إِنَّ رَبِّى قَرِیبٌ مُجِیبٌ ".( او شما را از زمین پدید آورد و شما را به عمران آن واداشت. پس از او آمرزش بخواهید، آنگاه به درگاه او توبه کنید که پروردگارم نزدیک و اجابتکننده است ( "... فَاذکُرُوا آلاءَاللَّهِ وَلا تَعْثَوْا فِىالأَرضِ مُفْسِدِینَ ".( پس نعمتهاى خدا را به یاد آورید و در زمین سر به فساد برمدارید ( حضرت صالح(ع) گاه ضمن انذار و هشدار به مخاطبان، نسبت به نافرجامى راهى که در پیش گرفتهاند، نعمتهاى موجود را یادآور مىشود و خبر از زوال آنها مىدهد : " أَتُتْرَکُونَ فِى ما ههُنا آمِنِینَ * فِى جَنّاتٍ وَعُیُونٍ * وَزُرُوعٍ وَنَخْلٍ طَلْعُها هَضِیمٌ * وَتَنْحِتُونَ مِنَالجِبالِ بُیُوتاً فارِهِینَ * فَاتَّقُوااللَّهَ وَأَطِیعُونِ ". ( آیا شمارا در آنچه اینجا دارید آسوده رها مىکنند؟ * در باغها و در کنار چشمهساران، و کشتزارها و نخلها که میوههایشان لطیف است؟ * و ماهرانه براى خود از کوهها خانههایى مىتراشید * از خدا پروا کنید و فرمانم ببرید ( این یکى از راههاى مهم تربیت و شیوههاى وعظ است که قرآن کریم به کار مىبرد: قومى که فضل الهى و نعمتهاى بیکران آنها را فرا گرفته و در تمام جوانب زندگى به پیشرفت و آبادانى رسانده، شایسته نیست که خود را به گناه و نافرمانى خالق آلوده سازند... این روش مخاطب را نسبت به منزلت والایش نزد خدا یادآور مىگردد تا به مقتضاى این شأن و منزلت عمل کند .
ـ سادهزیستى هر چند از شرح شیوههاى گذشته، سادهزیستى و دورى حضرت عیسى(ع) از مظاهر فریبندۀ مادّى برمىآید اما اشاره مستقل به این بُعد از زندگى و شخصیت عیسى(ع) و این روش غیرمستقیم تبلیغى ضرورى به نظر مىرسد، روایات زیادى بر این معنا تأکید و تصریح دارند؛ از آن جمله در نهجالبلاغه آمده است : « و اگر بخواهى در عیسى بن مریم نیز (براى تو اسوهاى نیکو است)، که سر بر سنگ مىنهاد و جامۀ خشن مىپوشید و خورش او گرسنگى بود و چراغ شبافروزش، ماه و سایبان زمستانش شرق و غرب زمین. میوه و خوراکش گیاه بیابان بود و همسرى نداشت تا او را بفریبد و فرزندى نداشت که (فقدانش) او را اندوهگین سازد، دارایىاى نداشت که او را متوجه خود سازد و طمعى نداشت که به خوارىاش در افکند. مرکبش دو پایش بود و خدمتکارش دو دستش ». « عیسى(ع) لباس مویین مىپوشید و از برگ درخت مىخورد و خانه، زن، فرزند و مالى نداشت و هیچگاه براى فردایش ذخیره نمىکرد .»
انسانها در هر مکان و شرایط و با هر نوع زندگی، نیازمند اسوهها و نمونههای عینی تعلیم الهی هستند و همچنین، همۀ انسانها در هر رتبه و مقام معنوی که باشند، از داشتن الگو، بینیاز نمیشوند بلکه مقام اسوهگی، دارای نسبیت بوده و یک اسوه ممکن است خود پیرو اسوۀ دیگری باشد. بدین لحاظ میتوان گفت؛ اسوه در تمام زمینههای فردی و اجتماعی، راهنما و راهگشای بشر است . در کتاب آسمانی خود میخوانیم : « رسولانی را فرستاد که نیکان را بشارت دهند و بدان را بترسانند تا آنکه پس از فرستادن رسولان، مردم را بر خدا حجتی نباشد و خدا همیشه مقتدر و کارش بر وفق حکمت است ». همانگونه که اشاره شد در تمام اعصار و طول زنگی اجتماعی بشر، کمبود منابع، رقابت و سبقت در بهرهمندی از منابع، وجود داشته است و به نوعی بهرهبرداری از منابع با میزان پیشرفت تکنولوژی در همان عصر ارتباط داشته است. در این بخش از مقاله، نگاهی به چگونگی سادهزیستی و رعایت الگوی مصرف در پیش از اسلام خواهیم داشت :
افراط و تفریط در تعلیم و تربیت یکی از اشکالاتی که کفار به پیغمبر (صلی اللّه علیه و آله و سلم) میکردند میگفتند چرا قرآن یک جا نازل نشد خوب این افراط است بابا یک جیزی که ظرفیت انسان محدود است قرآن میفرماید که میگفتند «لو لا نزل علیه جملة واحدة» چرا یکمرتبه قرآن نازل نشد قرآن میفرماید بابا اگر خواسته باشیم که شما را تربیت کنیم باید آیات تدریجاً نازل بشود سیل که بیاید آب که فرود نمیرود که اگر خواسته باشیم آب به عمق زمین برود باید قطره چکان باشد یکمرتبه بکوب میخوانند دانشجوها و دبیرستانیها و همه میخوانند شبها تا صبح زیر لامپها بخوان امتحان است کنکور است یاللّه میرود توی اتاق در را قفل میکند یا شبانه روز میخواند یکبار هم میبینی اصلاً سه ماه است هیچی نخوانده. آموزش نماز یک کار تعلیمی است بنده الان از من میپرسند بچهمان را بفرستیم قرآن حفظ کند من جواب نمیدهم جواب مثبت نمیدهم جواب منفی هم نمیدهم چون اسلام، آنچه ما بلدین از دین اینست اسلام فرمود بچهات را تا 7 سال آزادش بگذار «دع ابنک سبع سنین» بچهات را تا 7 سال کاریش نداشته باش حالا به چه دلیل من بچه 4 ساله را تحمیل کنم که قرآن حفظ کند بله یک وقت یک بچه استعدادهای فوق العاده دارد تیزهوش است نابغه است خوب نابغه حسابش جداست مثل بیام وه میدود ولی ما هر بشکه و درشکهای را خواسته باشیم هی هلاش بدهیم خوب از پا میافتد تحمیل، حتی حدیث داریم اگر حال دعا نداری کم دعا بخوان لازم نیست دعا را بخوانی تا آخر اگر نشاط داری بخوان نشاط نداری نخوان حاجیها که میروند مکه خدا اعمال مکه را قیچی گذاشته و سطلش یک پنج تا عمل انجام بدهید چند روز استراحت لباس احرام بپوش 7 بار طواف 2 رکعت بخوان سعی و صفا و مروه یک خورده مو قیچی کن آزاد، آزاد که شد دو مرتبه اعمال حج شروع میشود یعنی بین عمره و حج واشِر گذاشته طرف میبرد «کفواً احد» که گفتی خدا خمات میکند دو رکعت که خواند میگوید بنشین «اشهد أن لا اله» خوب «اشهد ان لا اله الّا اللّه» را نمیشود ایستاده بگویم؟ نه بنشین خم شو دولا شو تنوع واشر گذاشتن بین حج عمره زمانی برای استراحت و بعضی از مسائل دیگر روایاتی داریم مومن ساعاتش را چند تقسیم کند که قبلاً خواندم ساعتی را برای لذت و تفریح بگذارد روایاتی داریم همه قرآن را یک جا یک ضرب نخوان یک کسی همه لباسهایش را سبز کرد جوراب سبز عبا سبز کفش سبز دستکش سبز ریشهایش را هم سبز کرد گفتند دیگر چرا ریشات را... گفت من میخواهم یک ضرب 14 معصوم شوم
سال1388 با همه پیش زمینه ها و آینده نگری ها به سال اصلاح الگوی مصرف نامیده شد.این نام مناسب ترین کلامی بود که می توانست در این برهه به رفتارهای فردی و جمعی سامان دهد سال1388 با همه پیش زمینه ها و آینده نگری ها به سال اصلاح الگوی مصرف نامیده شد.این نام مناسب ترین کلامی بود که می توانست در این برهه به رفتارهای فردی و جمعی سامان دهد. بدیهی است برای تبیین چنین کلام بزرگی ،لازم است ابعاد مختلف اصلاح و الگوی مصرف روشن شود و چگونگی عملکرد جملگان نیز مشخص گردد. اصلاح الگوی مصرف را می توان در دو ساختار متفاوت بررسی کرد: اول: ساختار حاکمیتی که خود دو بعد متفاوت را پوشش می دهد. یکی ابعاد سخت افزاری که لازم است شناخته شوند و برای آنها برنامه ریزی گردد، دیگر بعد نرم افزاری که معمولا در قالب ساختار مدیریت در حاکمیت شکل می گیرد. دوم : ساختار مردمی که مستلزم شناخت عمیق نیازهای آنها و آموزش جامعه برای تغییر رفتار مناسب در جهت تغییر الگوی مصرف است. در ابعاد سخت افزاری که حاکمیت مکلف به شناخت و برنامه ریزی برای آنهاست ،چند مثال خوب در کلام رهبریت وجود داشت مثل چگونگی تامین منابع آب و توزیع آن و احیانا نحوه مصرف آن و یا شناخت علل دور ریز نان و کمبود و یا گاهی نبود کیفیت در این قوت غالب مردم. همچنین مصرف انرژی که به عنوان مثال در مورد بنزین و گازوئیل و مصرف آنها در اتومبیل ها، در کشور ما حدود 60 درصد بیشتر از کشور های پیشرفته توسط اتومبیل ها مصرف می شود،اندیشیدن در مورد این مصرف نا خواسته توسط مردم و میزان سرمایه ای که به هدر می رود کار سختی نیست اما همت حاکمیت را چه در بعد سخت افرازی و چه نرم افزاری می طلبد تا الگوی اصلاح شده مصرف در خدمت مردم قرار گیرد و آن صرفه جویی بزرگ اتفاق افتد.در مورد انرژی الکتریکی نیز تصمیمات حاکمیتی بر آنچه تصمیمات مدیریتی و مردمی نامیده می شود ارجح است.در کشور ما بیش از 70 درصد از لوازم برقی ساخته شده که مورد استفاده همگان است از شاخص مصرف انرژی C به پائین هستند. لوازمی همچون ماشین لباسشویی ،یخچال ،فریزر ، بخاری ،کولر و ... اگر حاکمیت در اصلاح سخت افزاری این لوازم مصرفی برنامه ریزی کند و یا با آگاهی نحوه انتقال انرژی الکتریکی را در سیم های کهنه و غیر استاندارد پیگیری نماید یقینا روزی به ذهنیتی می رسد که تغییر اصول الگوی ساخت و مصرف این لوازم برای کشور دخل و خرج می کند و آن وقت ما هم در زمره کشورهای پیشرفته در مصرف بهینه انرژی الکتریکی در جهان قرار می گیریم و می توانیم با شاخص های روشن اثر بخشی هزینه انرژی را بدنیا نشان دهیم. در غیر اینصورت اگر همه امکانات تبلیغاتی و یا آموزشی را بکار گیریم باز هم نمی توانیم الگوی مصرف جامعه را تغییر دهیم، زیرا جامعه قادر نیست سخت افزارهای مصرف را تغیر دهد، و این از وظایف حاکمیت است. بدیهی است در همه موارد منظورم از حاکمیت به مجموعه قوایی است که سکان هدایت جمهوری اسلامی ایران را در دست دارند اعم از قوه مجریه، قوه مقننه و یا قوه قضائیه. اما در بعد نرم افزاری حاکمیت معمولا در ساختار مدیریت اجتماعی خلاصه می شود و به نحوی مورد خطاب مقام معظم رهبری نیز بوده کارهای بزرگی می تواند صورت گیرد که اگر چه اثر بخشی کمتری از بعد سخت افزاری حاکمیت دارد اما به دلیل فراگیر بودن و آسان تر بودن میتواند نتایج درخشانی از خود بروز دهد.اکبری در ادامه یاداشتی که برای قلم نوشته است اضافه کرده است: این روزها در اغلب کشور های صنعتی نمی توانید وارد فضایی شوید که کمتر مورد استفاده است و با کلید برق آنجا را روشن کنید؛ بلکه ورود شما سبب روشن شدن لامپ ها می شود تا خروجتان نیز به خاموشی آنها منجر شود و شما فراموش نکنید که کلید را خاموش کنید ،در عوض در زمستان در اغلب فضا های دولتی و حتی خصوصی در کشورمان شاهد بودیم که ساختار گرمایش در حال کار و مصرف انرژی است و در عوض پنجره ها بر حسب ضرورت برای تنظیم گرمایش باز و بسته می شود. آیا چنین اتفاقی در هیچ کشور پیشرفته ای امکان بروز دارد؟ در حال حاضر در کشور ما از 11 قلم میوه موجود در میوه فروشی ها 8 قلم آن خارجی است و این در حالی است که همه آنها را می توان در داخل تهیه کرد. تنها لازم است مدیریت محاسبه کند که الگوی مصرف را به کدام سمت هدایت کند تا هزینه اثر بخش باشد. مثال روشنی از مدیریت اجتماعی که می تواند الگوی مصرف را در کشور تعیین کند در مورد اتفاقی است که سال گذشته و یا سالهای گذشته برای شکر و برنج افتاد. در کشور ما میزان مصرف شکر باید حداکثر 2 میلیون تن در سال باشد(30 کیلو گرم برای هر نفر که بالاترین رقم مصرف در جهان است) از این میزان قریب به 3/1 میلیون تن در سال 1385 در کشور تولید می کردیم و بر اساس برنامه مقرر بود تا سال 1387 به میزان 7/1 میلیون تن برسد. اما یک باره واردات شکر شروع شد و در همان سال 1385 که تنها 700 هزار تن شکر احتیاج داشتیم ،6 میلیون تن شکر وارد شد و این واردات همچنان ادامه دارد. طبیعتا این مدیریت اجتماعی به پر مصرفی میزان قند های ساده یا ساکاریدی در کشور منجر شد که عوارض جسمی و اقتصادی آن تا سالها ی طولانی گریبان ملت ایران را خواهد گرفت. مصرف شکر در کشور ما با این ارقام به حدود 10 برابر پر مصرف ترین کشورهای جهان رسید و طبیعتا عوارض آن هم به همین میزان افزایش می یابد. از نظر اقتصادی نیز تولید 3/1 میلیون تنی که قرار بود به 7/1 میلیون تن برسد به 800 هزار تن سقوط کرد یعنی نسبت به سال مبدا 500 هزار تن و نسبت به سال 1387 900 هزار تن از تولید قند و شکر از محل نیشکر و چغندر کاسته شد. مفهوم مدیریتی این رفتار مصداق جامعی است بر کلام رهبری که با زدن ریشه های اقتصادی و سلامتی مردم، الگوی مصرف آنها را هم تخریب کرده ایم که معلوم نیست چگونه و در چه مدتی امکان بازگشت و سالم سازی الگوی مصرف را پیدا کنیم. در مورد برنج نیز وضعیت همین طور است. وقتی کشت برنج در دنیا کاهش پیدا کرد، پادشاه تایلند از مردمش خواست که در مصرف برنج صرفه جویی کنند تا میزان بیشتری را صادر کنند و ارز وارد مملکت نمایند، در چین از مردم خواسته شد که مصرف خود را 5/1 کاهش دهند تا مجبور به واردات برنج گران نشوند ،در کشور آمریکا برای اولین بار در طول تاریخ تاسیس این کشور سهمیه بندی مصرف برنج صورت گرفت و در این کشور سرمایه داری در فروشگاههای زنجیره ای کی مارت به هر کس تنها یک سهم برنج داده شد.یعنی الگوی مصرف را بر حسب اقتصاد پویا و سالم هدایت کردند. اما آنچه ما انجام داده ایم کاملا مغایر با اندیشه حکومتی و اصلاح الگوی مصرف بود. کاری کردیم کارستان و اعلام کردیم که از همه دروازه های کشور برنج وارد کرده ایم و گفتیم خیالتان راحت باشد و همچنان اندام ها را با نشاسته برنج نا موزون کنید که ما جیب بیگانگان را از اموال شما پر کرده ایم.در اصلاح الگوی مصرف با دلسوزی های مدیریتی مثال ها زیاد است که به یک مورد دیگر بسنده می کنم . اگر موجودی بازار از مواد دخانی را در طول 8-7 سال گذشته پیگیری کنید، از میزان تنوغ این مواد و در دسترس بودن و ارزان بودن آنها با خبر می شوید ،کدام نصیحتی می تواند جوانان عزیز ایرانی را از مصرف این مواد دخانی ظاهر فریب و خوش رنگ و لعاب مصون بدارد .بدیهی است که باید میزان مصرف از 7/11 درصد به قریب 15 درصد برسد و معلوم نیست چقدر سلامتی و پول مردم باید هدر رود تا فقط به جایگاه اول خود بر گردیم. در قسمت دوم یعنی اصلاح ساختار و عادات مردم در الگوی مصرف موضوع کمی فرق می کند. الگوی مصرف مردم در بسیاری از زمینه ها مثل آنچه در بالا مثال زدم، نتیجه رفتارهای سخت افزاری و مدیریتی حاکمیت است.اما بهر حال مردم عزیز نیز اگر آگاه شوند حق خود را مطالبه می کنند و از طرفی در مواردی که قدرت انتخاب دارند الگوی مصرف سالم را پیگیری می کنند.قوات حاکم بر سرنوشت مردم نباید گناه کاستی ها و ضعف در برنامه ریزی و مدیریت را به گردن مردم بیندازند. نباید بگویند مردم شکر می خواهند ،برنج می خواهند ، سیگار می خواهند، حتی چند برابر کشور ها ی پیشرفته و باید فراهم کنیم. عقل دلسوزانه حکومت حتی می تواند نیازهای اساسی جامعه را منطبق بر ساختار های حاکمیتی طراحی کند و تغییر دهد. لذا برای مردم آنچه مهم است تبعیت از سیاست های کلان و مدیریتی حاکمیت است .در این زمینه سه قدم اساسی باید برداشته شود که این قدم ها هم از وظایف حکومت است.اول آموزش جامعه : این آموزش باید متنوع و در همه ابعاد و حتما فراگیر باشد.آموزش تنها در بعد انتقال مفاهیم نباید باشد بلکه باید در جامعه اعتقاد بوجود آورده و منجر به تغییر رفتار گردد،در جهان مثال های بزرگی از این نوع آموزش وجود دارد که در اینجا ذکر نمیکنم.دوم ارائه استاندارد ها: ارائه استاندارد ها ی علمی و منطبق بر نیاز های جامعه از وظایف حاکمیت است. این استاندارد ها برمبانی فرهنگی، اقتصادی، قومی و جنسی هر جامعه ای طراحی می شود و در قالب قوانین و مقررات ابلاغ می شود. قوانین و مقرارات در صورتیکه زمینه اجرائی آنها فراهم نباشد امکان تخلف و انحراف و قانون گریزی پیش می آید.بعنوان نمونه اگر شما مجوز خرید خودرو را صادر کردید و مردم نیز امکان خرید آن را پیدا کردند و بر اساس قانون و مقررات اجازه حضور در هر خیابان و کوچه ای را پیدا نمودند اما محل پارک برای آنها تعبیع نکردید و در اینجا قانون یا مقررات وضع ننمودید، مطمئن باشید که تخلف و انحراف پیش می آید ، لذا استاندارد سازی و تدوین قوانین و مقررات نیز باید بر اساس موقعیت ها و امکانات باشد نه کمتر و نه فراتر از آن.سوم: ارزشیابی که وظیفه حاکمیت است تا همه چیز را زیر نظر داشته باشد ، و بر اساس این نظاره گری حکم صادر کند. بدیهی است اگر کسی استخر شنای خصوصی خود را می خواهد از آب آشامیدنی مردم پر کند که معادل 350 نفر آب می شود ، لازم است به همان میزان به حاکمیت برای تامین آب کمک کند و همین طور برای بنزین و میوه و ....یادمان باشد که در اینجا نیز وجود استخر عمومی برای پاسخگویی به نیاز های جامعه هم از وظایف حاکمیتی است. اینک که از سوی رهبری عالم نظام کلامی به فراگیری همه نیازهای اجتماعی اعم از سخت افزاری و نرم افزاری مطرح شده است لازم است برای اجرایی کردن آن بر یک قیام ملی دست بزنیم و کاری کنیم که در پایان سال کارنامه ای ارزشمند برای ارائه با شاخص های روشن داشته باشیم. انشاء الله تعالی
بازديدها:
کل بازديد : 91744
تعداد کل پست ها : 489
تعداد کل نظرات : 29
تاريخ آخرين بروز رساني : چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389
تاريخ ايجاد بلاگ : سه شنبه 6 بهمن 1388
مشخصات مدير وبلاگ :
مدير وبلاگ : محمد رضا زينلي