شعر عاشقانه
ناگهان چقدر زود دیر می شود!
موضوعات
کدهای کاربر

 

 

با من تنها غریبی،آشنای دیگران

کاش من هم لحظه ای بودم به جای دیگران

 

از همان روزی که دستان مرا کردی رها ،

برگ پاییزم که می افتم به پای دیگران

 

در نگاه مردم دنیا اسیری ساده ام

در خیال خام خود فرمانروای دیگران

 

عاشقی یکسان اگر با کفر باشد کافرم،

یا خدایم فرق دارد با خدای دیگران

 

زخم های کهنه ام تنها نه از لطف تو است ،

دسترنج روزگار است و دعای دیگران !

 

 

سجاد سامانی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ سه شنبه 18 مهر 1396 10:18 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

درباره وبلاگ

آمار و بازدید ها
کل بازدید:479823

تعداد کل مطالب : 1173

تعداد کل نظرات : 1

تاریخ آخرین بروزرسانی : شنبه 9 تیر 1397 

تاریخ ایجاد بلاگ : دوشنبه 17 مهر 1396