سرزمین نور

در اوقات فراغت، بچه‌ها درس‌هاي عربي مثل «شرح ابن عقيل» و «جامع الدروس» و كتاب‌هاي اصول فقه و ديگر كتاب‌ها را كه در دسترس بود مطالعه مي‌كردند. زبان‌هاي فرانسوي، آلماني، ايتاليايي، عربي فصيح و عربي محلي بين بچه‌ها تدريس مي‌شد.
كلاس‌هاي دبيرستان و راهنمايي و دوران ابتدايي به حالت نهضت در اردوگاه برپا مي‌شد. بچه‌ها پيشرفت خيلي خوبي داشتند.
خيلي از بچه‌ها وقتي اسير شدند بي‌سواد بودند ولي پس از اسارت مدرك پنجم يا سيكل را گرفتند. اين باعث خشنودي بود كه اين‌گونه افراد با دست پر از اسارت به وطن بازمي‌گشتند.

 

منبع: كتاب فرهنگ آزادگان جلد5   -  صفحه: 228




[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 10:12 AM ] [ مسعود رنجبر ] [ نظرات 0 ]

يكي از روزهايي كه «بوشهري» * و «زرباني» از طريق ضربه‌زدن به ديوار سلول با هم صحبت مي‌كردند، يك آشپز فضول مچشان را گرفته بود. به «زرباني» پرخاش كرده بود و پنجره را باز كرده و به «بوشهري»، بعد از بد و بيراه گفتن، گفته بود: «مي‌برمت پايين.»
منظور از پايين بردن هم يعني به شكنجه‌گاه بردن. «بوشهري» هم چون توصيف كتك خوردن من را شنيده بود و مي‌دانست كه پايين بردن يعني چه، با ضربه زدن به ديوار به من گفت كه: «تا مدتي با من حرف نزن، چون من زير نظر هستم.» گفتم: «حكمت (اسم آشپز حكمت بود) توپ تو خالي است، زياد مقيد به حرف‌هايش نباش.» ولي براي احتياط، ايشان تصميم گرفتند مدتي از برقراري ارتباط خودداري كنيم.
اين مدت زياد طول نكشيد. شايد پس از سه، چهار روز ما سلام‌هاي صبحگاهي را شروع كرديم ولي ديگر مثل سابق، مكالمه‌ها را طول نمي‌داديم.
*معاون وزيرنفت، شهيد تندگويان.

منبع: كتاب فرهنگ آزادگان جلد5   -  صفحه: 105




[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 10:11 AM ] [ مسعود رنجبر ] [ نظرات 0 ]

با شنيدن خبر تبادل اسرا ما ديگر در پوست خود نمي‌گنجيديم نماز شكر به جا آورديم. خداوند را سپاس گفتيم زيرا عزت را به مسلمانان باز گردانيد. محوطه ملحق و داخل آسايشگاه، هرجا كه هم ديگر را مي‌ديديم، با چهره‌هايي باز به هم مي‌نگريستيم، اوضاع محوطه عوض شده بود، ديگر سرباز عراقي با ما كاري نداشت. احساس مي‌كرديم كه از قفس آزاد شده‌ايم. هر صبح، برنامه صبحگاهي داشتيم كه شامل قرائت قرآن با صداي بلند و ترجمه آن، سرود جمهوري اسلامي ايران و اخبار فارسي بود.

 

منبع: كتاب فرهنگ آزادگان جلد5   -  صفحه: 282  

 




[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 10:10 AM ] [ مسعود رنجبر ] [ نظرات 0 ]

رحيم با محمود كه اهل كرمانشاه بود، كنار هم مي‌خوابيدند. چون هر چهار نفر يك پتو داشتند و هر نفر 25 سانتي‌متر جا.
رحيم منافق و مزدور بود. بچه‌ها دل خوشي از او نداشتند. يك روز كتك مفصلي به او زدند. او هم به تحريك كردهاي ديگر در صدد انتقام برآمد و زماني كه محمود امجديان از حمام برمي‌گشت، از پشت به او حمله كرد و با درفشي كه قبلاً تهيه كرده بود، قلب پر درد اسير ده‌ساله‌ي اردوگاه را تنها ده روز قبل از تبادل اسرا، شكافت و او در آستانه‌ي آزادي، از قفس تنگ دنيا رخت بربست.

منبع: كتاب وحشت گاه اسارت   -  صفحه: 23 




[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 10:09 AM ] [ مسعود رنجبر ] [ نظرات 0 ]

 

در اردوگاه رماديه، نيروهاي بعثي محدوديت زيادي براي نماز خواندن قايل مي‌شدند. آن‌جا نماز خواندن ممنوع بود ولي بچه‌ها به طور پنهاني شب‌ها و صبح‌ها، در زير پتو بدون وضو و با تيمم به طور دراز كشيده نماز مي‌خواندند. شبي از شب‌ها در اردوگاه، يكي از بچه‌هاي بسيجي نشسته بود و نماز شب مي‌خواند كه سربازان عراقي متوجه شدند. صبح روز بعد آن قدر او را زدند كه نيمي از بدنش از كار افتاد....

 

منبع: كتاب مقاومت دراسارت جلد3   -  صفحه: 99 




[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 10:08 AM ] [ مسعود رنجبر ] [ نظرات 0 ]

 

ماجراي آن چهار اسير شنيدني است. فقط اسم يكي از آن‌ها يادم است "علي بيات" آن‌ها هيچ كاري نكرده بودند. فقط عراقي‌ها براي اين‌كه از ديگران زهر چشم بگيرند، قرعه‌ي شكنجه به نام آن‌ها افتاد.
سرهنگ دستور داد هر چهار نفرشان را به چند ستون بستند. هيچ‌كس نمي‌دانست با آن‌ها چه خواهند كرد؛ ولي وقتي گازوييل آوردند، دل همه آتش گرفت. كبريت روي پاي علي بيات را خود فرمانده كشيد.
آن چهار نفر را مظلومانه به آتش كشيدند. بوي گوشت بود و تماشاي عراقي‌ها و فرياد جگر‌خراش سوختگان... علي بيات كه زنده ماند، تا مدت‌ها با چرخ راه مي‌رفت.

منبع: كتاب فرهنگ آزادگان



[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 10:07 AM ] [ مسعود رنجبر ] [ نظرات 0 ]

 

يك روز صبح در اردوگاه معقوبه جمعي از افسران عالي‌رتبه‌ي عراقي آمدند براي سخنراني و بازجويي؛ نوبت من كه رسيد، نامم را پرسيدند. گفتم: « حسن آخوندزاده. »
تا لفظ آخوندزاده را از من شنيدند، يك دفعه جا خوردند و با هم شروع كردند به مشورت و بعد به من گفتند: ( آخوندي ) پاسدار؟
خلاصه آن روز چنان من را شكنجه كردند كه تا 4 روز نمي‌توانستم چيزي بخورم و از آن زمان تا زمان آزادي مرا مرتب تحت نظر داشتند و شكنجه مي‌كردند.

 

منبع: سالنامه يادياران    

 




[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 10:07 AM ] [ مسعود رنجبر ] [ نظرات 0 ]

آب گرم كن

عراقي‌ها در زمستان به ما آب داغ نمي‌دادند و آب‌گرم‌كني هم بود كه هميشه خراب بود. نفت هم به اندازه‌ي كافي نمي‌دادند بلكه به اندازه‌اي مي‌دادند كه مثلاً از صد و پنجاه نفر كه مي‌خواستند به حمام بروند، به هر نفر، هر ده روز يك پيت حلب آب گرم بيشتر نمي‌رسيد، كه جواب استحمام بچه‌ها را نمي‌داد.
لذا بچه‌ها سيم‌هاي چراغ‌ها يا لوله‌هاي قديمي را كه در حياط بود، با گذاشتن نگهبان، بيرون مي‌كشيدند و با استفاده از آن‌ها و قطعات حلبي، المنت درست مي‌كردند.
اين سيم را داخل سطل آب مي‌انداختند و سطل آب را جوش مي‌آوردند، كه البته همه‌ي اين كارها با دلهره و نگهباني انجام مي‌گرفت. چون گاهي نگهبان عراقي سر مي‌رسيد و مي‌گفت: «اين آب داغ را از كجا آورده‌ايد؟»
گاهي وقت‌ها المنت را مي‌گرفتند و مي‌گفتند: «مال كيه؟»مي‌گفتيم: «هيچ‌كس» با تعجب مي‌گفت: «بابا من اين را در اين آسايشگاه پيدا كرده‌ام. بايد بگوييد مال كيه؟» ما هم مي‌گفتيم: «ما چه مي‌دانيم مال چه كسي است؟»

منبع: كتاب فرهنگ آزادگان جلد5   -  صفحه: 177



[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 10:05 AM ] [ مسعود رنجبر ] [ نظرات 0 ]
نام عمليات
ضربت ذوالفقار
رمز عمليات
یا الله
تاريخ عمليات (شمسي)
1359/10/19
تاريخ عمليات (ميلادي)
1981/1/9
تاريخ عمليات (قمري)
1401/3/3
منطقه عمليات
مهران – صالح آباد – میمک
تعداد شهيد ثبت شده اين عمليات
0 نفر
نيرو(ها)ي عمل كننده
سپاه
ارتش
تعداد بازديد : 398
جزئيات عمليات
تلفات وارده
تعداد هواپیماهای منهدم شده :
2
تعداد تانکهای منهدم شده :
146
تعداد خودروهای منهدم شده :
50
تعداد هلی کوپترهای منهدم شده :
3
تعداد کشته و زخمی :
2000
تعداد اسرا :
164
غنایم بدست آمده
شرح عمليات و تصاوير
شرح عمليات

اين عمليات در محور ميمك و تنگه بينا در منطقه عمومي ايلام با تلاش مشترك ارتش و سپاه پاسداران و ژاندارمري و بسيج عشاير انجام شد.
شرح عملیات:
بازپس‌گيري ميمك اولين عمليات مهم و نسبتاً گسترده نيروهاي مسلم و مسلح ايران در مقابل عراق بود. اين عمليات به فرماندهي ارتش و با شركت دلاورمردان تيپ 1 لشگر 81 زرهي و هوانيروز ارتش ،رزمندگان سپاه ايلام و بسيج عشايري در تاريخ 19/10/1359 آغاز شد. 4 گردان از سپاه و 4 گردان از ارتش در اولين ساعات بامداد روز 19 ديماه با اعلام كلمه‌ي رمز يا الله از سرني به منظور آزادسازي ارتفاعات ميمك وارد عمل شدند.
پس از چند روز نبرد توانستند قله‌هاي اصلي آن را آزاد سازند. دولت بغداد بلافاصله پس از اين شكست تشكيل جلسه داد و براي جبران موقعيت ازدست رفته با تواني بيشتر و هجومي شديدتر وارد عمل شد. ليكن مقاومت رزمندگان پدافند كننده، خصوصاً عملكرد تحسين برانگيز هوانيزوز با كمك شهيدان شيرودي و كشوري موجب شد تلاش نيروهاي دشمن به شكست بينجامد و نهايتاً آتش جنگ افزارهاي آن ها در تاريخ 20/11/1359 فروكش كند. بدين ترتيب آزادي ارتفاعات محكم كله‌قندي و قله هاي 620 و 625 و 540 ميمك تثبيت شد. در اين عمليات همچنين 200 كيلومتر از سرزمين‌هاي اشغالي آزاد شد.

تلفات عراق در مرحله‌ي اول عمليات :‌
كشته و مجروح:2000
اسير:164 خسارات عراق :
انهدامی
هواپيما2: فروند
هلي كوپتر:3 فروند
تانك و نفربر:46 دستگاه
خودرو:50 دستگاه
غنیمتی
ادوات :10 قبضه
ماشين مهندسي:5 دستگاه
توپ :5 قبضه
تانك و نفربر:21 دستگاه
خودرو:2 دستگاه

اين عمليات در محور ميمك و تنگه بينا در منطقه عمومي ايلام با تلاش مشترك ارتش و سپاه پاسداران و ژاندارمري و بسيج عشاير انجام شد.
شرح عملیات:
بازپس‌گيري ميمك اولين عمليات مهم و نسبتاً گسترده نيروهاي مسلم و مسلح ايران در مقابل عراق بود. اين عمليات به فرماندهي ارتش و با شركت دلاورمردان تيپ 1 لشگر 81 زرهي و هوانيروز ارتش ،رزمندگان سپاه ايلام و بسيج عشايري در تاريخ 19/10/1359 آغاز شد. 4 گردان از سپاه و 4 گردان از ارتش در اولين ساعات بامداد روز 19 ديماه با اعلام كلمه‌ي رمز يا الله از سرني به منظور آزادسازي ارتفاعات ميمك وارد عمل شدند.
پس از چند روز نبرد توانستند قله‌هاي اصلي آن را آزاد سازند. دولت بغداد بلافاصله پس از اين شكست تشكيل جلسه داد و براي جبران موقعيت ازدست رفته با تواني بيشتر و هجومي شديدتر وارد عمل شد. ليكن مقاومت رزمندگان پدافند كننده، خصوصاً عملكرد تحسين برانگيز هوانيزوز با كمك شهيدان شيرودي و كشوري موجب شد تلاش نيروهاي دشمن به شكست بينجامد و نهايتاً آتش جنگ افزارهاي آن ها در تاريخ 20/11/1359 فروكش كند. بدين ترتيب آزادي ارتفاعات محكم كله‌قندي و قله هاي 620 و 625 و 540 ميمك تثبيت شد. در اين عمليات همچنين 200 كيلومتر از سرزمين‌هاي اشغالي آزاد شد.

تلفات عراق در مرحله‌ي اول عمليات :‌
كشته و مجروح:2000
اسير:164 خسارات عراق :
انهدامی
هواپيما2: فروند
هلي كوپتر:3 فروند
تانك و نفربر:46 دستگاه
خودرو:50 دستگاه
غنیمتی
ادوات :10 قبضه
ماشين مهندسي:5 دستگاه
توپ :5 قبضه
تانك و نفربر:21 دستگاه
خودرو:2 دستگاه




[ سه شنبه 20 اردیبهشت 1390  ] [ 9:45 AM ] [ مسعود رنجبر ] [ نظرات 0 ]
نام عمليات
توکل
رمز عمليات
*
تاريخ عمليات (شمسي)
1359/10/20
تاريخ عمليات (ميلادي)
1981/1/10
تاريخ عمليات (قمري)
1401/3/4
منطقه عمليات
شمال آبادان
تعداد شهيد ثبت شده اين عمليات
0 نفر
نيرو(ها)ي عمل كننده
ارتش
تعداد بازديد : 412
جزئيات عمليات
تلفات وارده
غنایم بدست آمده
شرح عمليات و تصاوير
شرح عمليات

اين عمليات در سه راهي ماهشهر -آبادان به همت ارتش ،سپاه و ستادجنگ هاي نامنظم آغاز شد ومتاسفانه به نتيجه نرسيد
شرح عملیات:
اين عمليات در اولين دقايق بامداد 1359/10/20 آغاز شد در محور جاده‌ي ماهشهر تيپ 37 زرهي شيراز با 31 تانك به سوي دشمن پيش رفت، ليكن قبل از دستيابي به خط پدافندي دشمن، هدف آتش واحدهاي ضدزره قرار گرفت و از حركت بازايستاد، تلاش گروه رزمي 246 تانك از لشگر 77 پياده كه از سليمانيه تظاهر به تك مي‌كرد در كاستن از آتش دشمن مؤثر واقع نشد. در محور فرعي، نيروهاي ارتشي، سپاهي و مردمي به فرماندهي تيپ 2 لشگر 77 ،خط پدافندي عراقي‌ها را در سه راهي آبادان شكسته و تعدادي از آن‌ها را اسير كردند ليكن چون نتوانستند با محور اصلي الحاق نمايند و نيز آرايش پدافندي مناسب نداشتند، در برابر پاتك دشمن ناچار به عقب‌نشيني شدند كه در اين ميان شهيدان و تعدادي از مجروحان در منطقه اشغالي باقي ماندند.
استعداد نيروهاي ايران :
1-تيپ 37 زرهي شيراز
2-تيپ 2 پياده از لشگر 77 پياده
3-گردان 144 پياده از لشگر 21 پياده
4-گردان 246 تانك از لشكر 77 پياده
5-گردان 201 ژاندارمري
6- گروههايي از نيروهاي سپاهي ومردمي
استعداد نيروهاي عراق :
1-تيپ 26 زرهي از لشگر 5 مكانيزه
2-تيپ 15 مكانيزه از لشگر 5 مكانيزه
3-تيپ 12 زرهي از لشگر 3 زرهي
4-تيپ 49 پياده از لشگر 11 پياده

آمار شهيدان و مجروحان :

شهيد :370
مجروح:300

اين عمليات در سه راهي ماهشهر -آبادان به همت ارتش ،سپاه و ستادجنگ هاي نامنظم آغاز شد ومتاسفانه به نتيجه نرسيد
شرح عملیات:
اين عمليات در اولين دقايق بامداد 1359/10/20 آغاز شد در محور جاده‌ي ماهشهر تيپ 37 زرهي شيراز با 31 تانك به سوي دشمن پيش رفت، ليكن قبل از دستيابي به خط پدافندي دشمن، هدف آتش واحدهاي ضدزره قرار گرفت و از حركت بازايستاد، تلاش گروه رزمي 246 تانك از لشگر 77 پياده كه از سليمانيه تظاهر به تك مي‌كرد در كاستن از آتش دشمن مؤثر واقع نشد. در محور فرعي، نيروهاي ارتشي، سپاهي و مردمي به فرماندهي تيپ 2 لشگر 77 ،خط پدافندي عراقي‌ها را در سه راهي آبادان شكسته و تعدادي از آن‌ها را اسير كردند ليكن چون نتوانستند با محور اصلي الحاق نمايند و نيز آرايش پدافندي مناسب نداشتند، در برابر پاتك دشمن ناچار به عقب‌نشيني شدند كه در اين ميان شهيدان و تعدادي از مجروحان در منطقه اشغالي باقي ماندند.
استعداد نيروهاي ايران :
1-تيپ 37 زرهي شيراز
2-تيپ 2 پياده از لشگر 77 پياده
3-گردان 144 پياده از لشگر 21 پياده
4-گردان 246 تانك از لشكر 77 پياده
5-گردان 201 ژاندارمري
6- گروههايي از نيروهاي سپاهي ومردمي
استعداد نيروهاي عراق :
1-تيپ 26 زرهي از لشگر 5 مكانيزه
2-تيپ 15 مكانيزه از لشگر 5 مكانيزه
3-تيپ 12 زرهي از لشگر 3 زرهي
4-تيپ 49 پياده از لشگر 11 پياده

آمار شهيدان و مجروحان :

شهيد :370
مجروح:300




[ سه شنبه 20 اردیبهشت 1390  ] [ 9:45 AM ] [ مسعود رنجبر ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

تعداد کل صفحات : 26 ::         10   11   12   13   14   15   16   17   18   19   >  

درباره وبلاگ

با عرض سلام و دورود بر شهدای صدر اسلام و شهدای کربلا و همچنین بر امام خمینی (ره) و شهدای انقلاب اسلامی و علی الخصوص شهدای هشت سال دفاع مقدس ، این وبلاگ با هدف آشنایی دوستان و جوانان کشور ایران و همچنین ترویج دفاع مقدس و علی الخصوص مقابله با تهاجم فرهنگی یا به سخن مقام معظم رهبری ناتوی فرهنگی ایجاد شده است . لذا از دوستان و جوانان عزیز تقاظامندم که پیشنهادات و انتقادات را ثبت کننید تا بتوانیم بهتر در این راه عظیم یا جهاد اکبر انجام وظیفه کنیم .
نویسنده وبلاگ
آمار سایت
كل بازديدها : 138454 نفر
كل مطالب : 571 عدد
تعداد کل نظرات: 22 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: یک شنبه 4 اردیبهشت 1390 
آخرین بروز رسانی : شنبه 17 مرداد 1394 
امکانات وب
Begin ParsTools.com Prayer Times Code --> پرتال جامع فرهنگی اطلاع رسانی راسخون