سرزمین نور

سعود رجوی در تاریخ 17 خرداد 65 با یک پرواز اختصاصی و مستقیم فرانسه را به مقصد عراق ترک گفت و در فرودگاه بغداد، «طه یاسین رمضان» نایب اول نخست وزیر به نمایندگی از سوی رئیس جمهوری این کشور، در راس هیئتی از بلند پایه ترین مقامات عراقی از مسعود رجوی استقبال کرد.
منافقین در این باره مدعی هستند:

 


« در شرایطی که توطئه‌های مختلف ارتجاعی و امپریالیستی علیه مقاومت مسلحانه سراسری و تمهیدات تروریستی رژیم متزلزل و ... علیه جان و فعالیت قلب تپنده انقلاب نوین ایران ،برادر مجاهد مسعود رجوی به طور بی سابقه و بی وقفه ای اوج گرفته بود، عزیمت پاکبازانه رهبری انقلاب نوین خلق قهرمان ایران از فرانسه به جوار خاک میهن.... این پرواز تاریخی که آخرین گام برای عبور به خاک میهن.... بر نسل رشید خدا و ایمان و بر رزمندگان قهرمان مجاهد خلق گرامی باد.»
مسعوی رجوی یک روز قبل از پرواز بر روی نوار ویدئویی چنین می گوید:
«اگر فردا نروم، پس فردا و فرداهای دیگر، ممکن است خیلی دیر باشد. نه برای شخص خودم، بلکه برای مقاومت خلق، خلق در زنجیر، خلق اسیر.»
پس از ورود مسعود رجوی به عراق و استقرار در محل مورد نظر، ملاقات‌های وی با مقامات عراقی آغاز گردید. هشت روز بعد (25 خرداد 1365 ) رجوی با صدام حسین ملاقاتی انجام داد. در این مقطع نیز عملیات تروریستی مجاهدین در شهرهای داخلی و همچنین شهرهای مرزی غرب ایران ادامه داشت.
ارتش آزادیبخش
در 17 تیر ماه سال 1366 مجددا خبر ملاقات مسعود رجوی با صدام حسین دیکتاتور عراق منتشر گردید. در این دیدار، رئیس جمهور عراق تاسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران را به رهبر مقاومت ایران تبریک گفت و آن را ارتشی که برای صلح مبارزه می کند نامید. متقابلا مسعود رجوی روز ملی عراق و جشن‌های 30 ژوئیه را به رئیس جمهور عراق تهنیت گفت.
در این مقطع هر از چند گاهی خبری از ملاقات مسعود رجوی با صدام حسین به بیرون درز پیدا می کرد.
ارتش آزادیبخش با پشتیبانی و حمایت بی دریغ عراق از سازمان مجاهدین، در آستانه 30 خرداد سال 1366 تشکیل گردید. پس از تشکیل ارتش و دریافت کمک‌های فراوان نقدی و لجستیکی از ارتش عراق، تهاجم مجاهدین به مرزهای ایران ابعاد گسترده تری یافت.


عملیات مرصاد
روز دوشنبه 27/4/1367، عقربه‌های ساعت، 2 بعدازظهر را نشان می‌داد که گوینده اخبار صدای جمهوری اسلامی ایران، در رأس خبرهای خود، خبری به این مضمون را قرائت کرد: « جمهوری اسلامی ایران طی پیامی به دبیرکل سازمان ملل، ضمن قدردانی از اقدامات وی اعلام کرد، در جهت استقرار امنیت، قطعنامه 598 را رسما پذیرفته است.»
دو روز پس از این خبر، امام خمینی(ره) در پیام بسیار مفصلی که به مناسبت سالگرد کشتار زائران ایرانی در مکه و نیز پذیرش قطعنامه 598 صادر کردند، ضمن تشکر از همه عزیزانی که در جبهه‌ها شرکت کردند، اعلام داشتند که « در مقطع کنونی، پذیرش قطعنامه را به مصلحت انقلاب و نظام می‌دانم».
اقدام ایران به پذیرش قطعنامه، همان طور که در داخل کشور بسیار حساسیت ‌برانگیز شد، در خارج از مرزها هم بازتاب گسترده‌ای داشت. برخی از کشورها همچون عراق، این عمل ایران را یک تاکتیک خواندند.
هنگامی که آتش بس از سوی ایران پذیرفته شد، وضعیت بسیار دشواری برای مجاهدین پیش آمد. از یک سو با شناختی که از رابطه خود با صدام داشتند،هر آن بیم آن را داشتند که صدام آنها را به دور اندازد و در یک امتیاز دهی آنها را تحویل ایران دهد.
از سوی دیگر،از آنجا که مجاهدین تمام سیاست‌ها و دستگاه خود را بر روی وجود جنگ بنا نهاده بودند و توان تصور و پیش بینی هیچ وضعیت دیگری (از جمله آتش بس) را نداشتند، هیچ راهی نمی دیدند جز آنکه آتش جنگ را شعله ور نمایند و یا لااقل برای خود تنور جنگ را گرم نگهدارند.
منافقین در پی حملات عراق به خاک میهن اسلامی و عقب نشینی‌های موقت رزمندگان اسلام، با تصور اینکه پذیرش قطعنامه ناشی از جدائی ملت و دولت است، به خیال واهی از فرصت استفاده می کنند تا به اهداف پلید خود دست یابند.
منافقین با جمع آوری دیگر ضد انقلابیون سرخورده از کشورهای مختلف اروپایی، نیرویی به تعداد تقریبی 15000 نفر و با بهره گیری از جنگ افزارهای اهدایی صدام و دیگر اربابان خود از تنگه پاتاق، واقع در غرب کشور، حمله خود را به جمهوری اسلامی ایران آغاز می کنند.
این نیروها که تا پیش از آن در رفاه و آسایش در کشورهای غربی زندگی می کردند، بر اثر تبلیغات گسترده مجاهدین و به امید فتح 3 روزه تهران و با بهره گیری از امکانات مادی فراوانی که صدام حسین و آمریکا برایشان تدارک دیده بودند، عازم عراق شدند.
به دستور صدام حسین، ارتش عراق مدرن ترین تجهیزات انفرادی، خودروها و تانک‌ها و نفربرهایی را که به تازگی خریداری شده بودند، در اختیار مجاهدین قرار دادند. به همین لحاظ ارتش آزادیبخش با تجهیزات و امکاناتی آکبند و نو به ایران حمله کرد.
نیروی هوایی عراق با حمایت مقدماتی،‌آنها را برای ورود به عمق خاک ایران و در نهایت فتح تهران ترغیب کرد.
با این اتحاد شوم، قسمت‌های وسیعی از اراضی میهن اسلامی مورد تجاوز قرار گرفت. مجاهدین با پیشروی مقدماتی موفق شدند شهر کرند را به تصرف در آورند و سرمست از این پیروزی، خود را به حومه شهر اسلام آباد رساندند که پس از اندکی مقاومت،‌ اسلام آباد را هم اشغال کردند.
چهار روز پس از پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران، روز جمعه 31/4/1367، عراقی‌ها، تهاجم گسترده‌ای علیه مواضع ایرانیان در جنوب کشور آغاز و تا 30 کیلومتری خرمشهر پیشروی کردند. هدف آنان از این اقدام، این بود که ضمن اشغال مناطقی از ایران، افراد بیشتری را به اسارت بگیرند تا به هنگام مذاکرات پس از جنگ، از آنها به عنوان برگ برنده استفاده کنند. این هجوم در حالی صورت می‌گرفت که با پذیرش قطعنامه، اکثریت نیروهای نظامی حاضر در منطقه تخلیه شده و خرمشهر، مدافعان چندانی نداشت و در آستانه سقوط قرار گرفته بود. در این هنگام، امام خمینی(ره) با فرستادن پیامی برای فرماندهان سپاه، از آنها خواستند به هر طریق ممکن، مانع از حضور دشمن در منطقه شوند. در پی این پیام، خیل گسترده نیروهای بسیجی ـ که متأثر و غمگین از پذیرش قطعنامه بودند ـ روانه جبهه‌های جنوب شدند و عراق را مجبور به عقب‌نشینی تا خطوط مرزی کردند.
مقارن ساعت 14:30، 3/5/67، تعدادی از اعضای سازمان مجاهدین خلق که به عراق متواری شده بودند وبا استفاده از حمایت‌های گسترده صدام، در حال انجام اقداماتی بر ضد نظام جمهوری اسلامی بودند، با استفاده از توجه ایران به مناطق جنوبی و غفلت از غرب کشور، با پشتیبانی ارتش عراق، هجوم خود را با استفاده از آخرین سلاح‌ سبک و سنگین که از طریق آمریکا و صدام در اختیارشان قرار گرفته بود، به سمت کرمانشاه آغاز کردند و در مدت زمان بسیار کوتاهی، با عبور از تنگه پاتاق، وارد خاک ایران شدند. آنان با تصرف شهرهای سرپل‌ذهاب و کرند غرب، در شب اول در شهر اسلام‌آباد توقف کرده و به قتل عام مردم این شهر، حتی مجروحان حاضر در بیمارستان، اقدام کردند. جالب آنکه در بین کشته‌شدگان، حتی بستگان آنها نیز دیده می‌شدند.
مسعود رجوی هم در حالی که بر خودروی ضدگلوله سوار بود، کاروان مجاهدین خلق را که متشکل از پانزده هزار زن و مرد بود، همراهی می‌کرد. فرماندهان منافقین، گمان می‌کردند که وضعیت نظامی ایران از هم پاشیده شده و بسیار آسیب‌پذیر است و تنها یک ضربه و شوک، نظام جمهوری اسلامی را فرو خواهد ریخت. مجاهدین خلق، طرح عملیات خود را در یک جلسه 24 ساعته آماده کرده بودند و در تاریخ 31/4/67، نیروهای خود را توجیه کرده و نام عملیات را هم « فروغ جاویدان» گذاشته بودند.
مسعود رجوی در همان جلسه، با تحلیل وضعیت بسیار شکننده داخلی ایران گفته بود: « جمع‌بندی نهایی در میدان آزادی تهران».
منافقین، خوشحال از پیروزی‌های مقدماتی و در یک اقدام عجولانه به شکل ستون از جاده اسلام آباد، راه کرمانشاه را در پیش می گیرند و به رغم باطل خود در مسیر حرکت به سمت تهران، با پیوستن مردم به آنها می خواستند گردان‌ها و تیپ‌های جدیدی از مردم تشکیل دهند و هر کدام از منافقین فرماندهی آنها را برعهده بگیرند و با این برنامه مقدمه سقوط رژیم جمهوری اسلامی ایران را فراهم سازند. رادیو منافقین با ارسال پیام به مردم کرمانشاه از آنها می خواهد که زمینه را برای ورود ارتش آزادیبخش مهیا سازند و آماده جذب در گردان‌ها و لشکرها باشند.
صبح روز پنجم مرداد، عملیات « مرصاد» با رمز « یا علی بن ابیطالب (ع) » از سوی نیروهای ایرانی آغاز شد و مجاهدین، که سرخوش از این بودند که در طول مسیر، با هیچ مقاومت خاصی روبه رو نشده‌اند، ناگهان خود را در جهنمی از آتش دیدند که از زمین و هوا بر سر آنها ریخته می‌شد. طولی نکشید که جاده کرمانشاه ـ اسلام‌آباد، انباشته از ادوات سوخته اهدایی دولت‌های غربی به مجاهدین خلق شد. معدود افرادی که موفق شده بودند از این مهلکه جان سالم به در برند، به روستاهای اطراف پناه بردند و برخی دیگر هم با خوردن قرص سیانور، به زندگی خود پایان دادند. عملیات که تمام شد، دو طرف جاده آکنده از کپه‌های خاکی بود که در زیر خود، اجساد هزاران دختر و پسر را پنهان کرده بود که دست به خون هموطنان خود آلوده کرده بودند.
رزمندگان اسلام در 34 کیلومتری اسلام آباد ناگهان راه را بر ستون‌های منافقین بستند و بدین ترتیب نبرد سنگینی در این محور در گرفت. واحدهای ضد زره رزمندگان در یک اقدام متهورانه و بی نظیر، تعداد زیادی از ادوات سنگین زرهی منافقین را هدف قرار داده، به آتش کشیدند. جاده کرمانشاه ـ اسلام آباد در همان لحظات اولیه انباشته از ادوات سنگین سوخته شده، می شود. عکس العمل جانانه رزمندگان تمامی رویاهای سرکرد گان مجاهدین را به یأس مبدل می کند. به ناچار مجاهدین با فضاحت تمام مجبور به عقب نشینی به طرف اسلام آباد می شوند. با تعقیب دشمن،‌ این شهر به محاصره در می آید و مجاهدین برای در امان ماندن از آتش خشم رزمندگان چاره ای جز فرار از این شهر نمی یابند.
رزمندگان اسلام با عملیات هلی برن توسط هلی کوپترهای هوا نیروز در جاده کرند و تنگه پاتاق، عقبه مجاهدین را مسدود کرده و ارتباط آنها را قطع کردند. رزمندگان در روز ششم مرداد ماه با حمایت تیزپروازان هوانیروز و بمباران شدید نیروی هوایی که مجالی برای حضور جنگنده‌های عراق نمی گذاشتند،‌ پیشروی خود را به سوی اهداف از پیش تعیین شده آغاز کردند. در نتیجه شهر اسلام آباد بعدازظهر همین روز از وجود مجاهدین پاکسازی شد.
یکی از نکات برجسته این عملیات این بود که:
نه تنها ملت ایران از نیروهای ارتش آزادیبخش مجاهدین استقبال نکرده و در مقابل تهاجم و تجاوزشان به خاک ایران ایستادگی کردند، بلکه کلیه گروه‌ها و احزاب و شخصیت‌های ضدانقلاب که در خارج از ایران بسر می بردند، رجوی و دیگر سردمداران سازمان مجاهدین را درباره عملیات احمقانه فروغ جاویدان و به کشتارگاه فرستادن هزاران نیروی خود را سرزنش کرده و آن را محکوم کردند.
« هم اکنون اخبار بی بی سی را دیدم و از خشم دارم به خودم می پیچم. پیام من این است که در مقابل خائنینی مانند مجاهدین خلق نباید خاموش نشست... مجاهدین دست در دست عراقی‌ها به خاک ایران هجوم می کنند و ما نشسته ایم و تماشا می کنیم!... »

کیهان لندن ( سلطنت طلب )

نتایج عملیات
تجهیزات منهدم شده دشمن:
بیش از 120 دستگاه تانک
400 دستگاه نفربر
90 قبضه خمپاره اندازه 80 میلیمتری
150 قبضه خمپاره 60 میلیمتری
30 قبضه توپ 106 میلیمتر
یگان‌های منهدم شده دشمن:
بیش از 20 تیپ مشترک منافقین و نیروهای عراق


غنایم:
1000 قبضه آرپی جی 7
700 قبضه تیربار کلاشینکف
ده‌ها دستگاه تانک و نفربر
ده‌ها دستگاه خودرو
مقادیری تجهیزات پیشرفته الکترونیکی و مخابراتی و اسناد درون گروهی
مجاهدین خلق، در کتاب « عملیات فروغ جاویدان »، آمار کشته‌های خود را 1274 تن اعلام کرده اند که در میان آنان 5 تن از اعضای هیئت اجرایی که هر یک فرماندهی یک تیپ را برعهده داشته و 11 تن از معاونان هیئت اجرایی سازمان به چشم می خورند.
بر اساس این آمار، حدود 1100 تن نیز از نیروهای مجاهدین در این عملیات مجروح شدند.
خسارات وارده بر ارتش آزادیبخش مجاهدین، بر اساس آمار منتشره در کتاب مجاهدین به این شرح است:
612 خودرو از انواع مختل
72 تانک و زرهپوش
21 قبضه توپ 122 میلی متری
51 قبضه تفنگ 106 میلی متری
ازسوی دیگر52 سناتور آمریکایی چند روز قبل از این ماجرا( حدود 30 خرداد) نامه ای به وزیر خارجه وقت آمریکا ( جورج شولتز ) نوشته و به او می گویند: « آمریکا باید از سازمان مجاهدین که در عراق مستقر است حد اکثر استفاده را برای سرنگونی حکومت تهران بکنند ». سناتوری به نام « مروین دایملی » نیز به شدت نسبت به سرنگونی حکومت جمهوری اسلامی تعصب داشت و در نشست‌های مجاهدین شرکت می کرد و با حرارت به نفع آنها موضع گیری می کرد. در تاریخ 6 تیر 1367 سناتور دایملی در تظاهرات مجاهدین در واشنگتن شرکت می کند و خطاب به شرکت کنندگان می گوید:« نباید دست از تلاش کشید. مطمئن باشید با کمی صبر و تلاش بیشتر به زودی از مهران تا تهران رژه خواهیم رفت.»
در این عملیات مسعود رجوی حکم تصفیه خونین « علی زرکش » – جانشین مسئول اول سازمان مجاهدین را که اخیرا همه نظرات او را بی چون و چرا نمی پذیرفت صادر کرد که در هنگامه نبرد با شلیک گلوله از اسلحه یکی از مامورین رجوی از پشت سر به علی زرکش وی کشته شد. ولی سازمان برای پوشاندن مسئله تصفیه زرتش از او به عنوان « شهید قهرمان » که به دست ایران کشته شده است یاد کرد و برای او مراسم تجلیل مفصلی برگزار کرد.
در این عملیات مجاهدین بسیاری از اعضای اصلی و کادر خود را از دست داد.
در بین نیروهای مجاهدین تعدادی نیروی خارجی نیز به چشم می خوردند که غالبا به دلیل ازدواج با همسر ایرانی خود که عضو مجاهدین بوده مجبور به همراهی با وی و شرکت در عملیات شدند که تعدادی از آنان نیز کشته شدند.
مسعود رجوی بعد از فوت امام خمینی، مانورهای جنگی بسیاری در خاک عراق به اجرا گذاشت تا ضمن سرگرم کردن و حفظ نیروها، اجازه صدام حسین را برای حمله به تهران گرفته باشد. در آن مانورها که همواره چندین ژنرال عراقی از جانب صدام حسین شاهد و ناظر کار بودند، مانورهای نظامی رجوی را فاقد ارزش نظامی برای سرنگونی حکومت ایران توصیف می کردند و بعضی از صحنه‌های تصنعی نیز باعث خنده و مزاح آنان می شد.




[ یک شنبه 18 اردیبهشت 1390  ] [ 9:26 AM ] [ مسعود رنجبر ] [ نظرات 0 ]


عمليّات ظفر 6 در تاريخ 5/12/66 در منطقه شرق سنگاو (واقع در استان كركوك) و با هدف آزادسازي ارتفاعات منطقه، در سه محور انجام مي‌گيرد.
رزمندگان تحت امر قرارگاه رمضان، متشكل از معارضين عراقي و سپاه پاسداران، به نيروهاي دشمن يورش مي‌برند و پس از نبردي سنگين ارتفاعات گرده ناصر، گرده مقبره، گرده قالي، گرده سو و ارتفاع 606 را متصرف مي‌شوند. در اين مرحله، بيش از 220 نفر از نيروهاي عراق كشته و زخمي مي‌شوند و كليه پايگاههاي دشمن در اين محور منهدم مي‌شود.

 


قواي اسلام، مواضع نيروهاي بعث را در محور چمباصره مورد حمله قرار مي‌دهند و پس از تسلط بر پل مهم باصره، سه پايگاه ديگر دشمن را از جمله پادگان گردان مستقل پيادة مكانيزه از سپاه يكم را به تصرف خود در مي‌آورند و تعداد 100 تن از آنها را كشته و 20نفر را به اسارت مي‌گيرند.
در محور شرق سنگاو نيز پايگاهها و مواضع دشمن مورد تهاجم و ضربات سنگين ارتش اسلام قرار مي‌گيرد كه علاوه بر تعداد 100 كشته، 15 نفر از دشمن به اسارت در مي‌آيند.
دشمن شكست‌خورده با روشن شدن هوا اقدام به پاتك مي‌كند كه با كمين كوبنده و سنگين رزمندگان اسلام در جادة سنگاو ـ چمچال مواجه و پس از تحمل 150 نفر كشته و تعدادي اسير، از مهلكه مي‌گريزد.
ارتش عراق، روز دوّم عمليات با بهره‌گيري از شش گردان نيروهاي پياده و مكانيكي؛ مزدوران محلي، دهها تانك و زره‌پوش و حمايت آتش توپخانه و نيروي هوايي، در حدفاصل چمچال ـ جيبافره اقدام به پاتك سنگين مي‌كند و دست به پيشروي مي‌زند. اين پاتك دشمن با عكس‌العمل بموقع و شايستة رزمندگان اسلام سركوب و دشمن با تحمل شكست سنگين به عقب رانده مي‌شود.
رژيم عراق در جنجال تبليغاتي خود مثل هميشه در بوق مي‌كند كه عمليّات ظفر 6 از سوي ايران با شكست مواجه شده‌است، امّا اين قبيل ادعاهاي پوشالي عراق، حتي براي طرفداران خودش هم تازگي ندارد، به‌طوري كه رسانه‌هاي خارجيِ طرفدار عراق هم اين ادعا را تكذيب مي‌كنند.
روزنامة تايمز مالي چاپ لندن، پيشروي نيروهاي مسلمان كرد را در شمال عراق به استناد تصاوير ماهوارة اطلاعاتي مورد تأييد قرار مي‌دهد و با اشاره به عمليّات ظفر 6 مي‌نويسد:
«نيروهاي حزب دمكرات كردستان در پيشروي ماه گذشته خود در منطقة ماووت شكست سختي بر نيروهاي عراق وارد آوردند.»

 


نتايج عمليّات
مناطق و تأسيسات آزاد‌‌شده:
ارتفاعات گرده ناصر، مقبره، گرده‌سو،‌گرده قالي و ارتفاع 606.
پل مهم باصره و چندين روستاي منطقه.
تسلط بر جاده‌هاي اصلي سنگاو ـ چمچال، كركوك ـ سنگاو، قادركرم ـ كركوك، سنگاو ـ قره داغ ـ سليمانيه و همچنين جاده‌هاي فرعي سنگاو ـ دربنديخان.
پايگاههاي منهدم‌شدة دشمن:
پادگان گردان مستقل پيادة مكانيزه از سپاه يكم.
پادگان محل استقرار گردان 135 خفيفه و مقرگردان 25 خفيفه.
14 پايگاه دشمن در منطقه.
تجهيزات منهدم شدة دشمن:
6 دستگاه تانك و نفربر.
2 قبضه توپ ضدهوايي.  
8 قبضه خمپاره‌انداز 82 ميليمتري.
چندين قبضه تيربار.
دهها انبار مهمات.
غنايم:
2 دستگاه نفربر زرهي.
60 دستگاه انواع بي‌سيم.
چندين قبضه خمپاره‌انداز و تعدادي سلاح انفرادي.
تعداد كشته و زخمي دشمن:
500 نفر.
تعداد اسرا:
بيش از 70 نفر.




[ یک شنبه 18 اردیبهشت 1390  ] [ 9:25 AM ] [ مسعود رنجبر ] [ نظرات 0 ]

عمليّات ظفر 5 در تاريخ 22/10/66 با رمز مقدس «يا‌زهرا(س)» در عمق 200 كيلومتري خاك عراق (استانهاي كركوك، دهوك و دياله) با هدف انهدام مراكز نظامي دشمن شروع مي‌شود.
رزمندگان اسلام متشكل از تيپ مالك اشتر و گردان شهادت ـ كه از مدتها قبل نزديك مرز تركيه و در ميان كوهستان آماده حمله بودند ـ با همكاري حزب دمكرات كردستان عراق در نخستين ساعات بامداد از سه محور (عماديّه ديرلوك، ديرلوك ـ شيلاديزه وكلاتي ـ ديرلوك) به مواضع دشمن يورش مي‌برند.

 


رزمندگان اسلام در محور اول با هجوم به پايگاههاي مستقر در اطراف شهر ديرلوك، واقع در استان دهوك، ضربات سهمگيني به دشمن وارد مي‌آورند و كلية راههاي ارتباطي از جمله جادة مهم عماديه ـ ديرلوك را قطع و هرگونه عكس‌العمل را از بعثيان سلب‌مي‌كنند و پس از قلع و قمع ارتش عراق، پيروزمندانه وارد شهر ديرلوك مي‌شوند. مراكز دولتي، نظامي، ساختمان استخبارات مركز حزب بعث و بخشداري اين شهر به آتش كشيده مي‌شود و رزمندگان با حمله به پايگاههاي مستقر بر كوههاي مشرف به ديرلوك 4 مقر گردان را تصرف مي‌كنند و علاوه بر كشته و زخمي ‌كردن بيش از 500 نفر از دشمن، تعداد 260 تن از آنها را به اسارت در‌مي‌آورند. همچنين 36 پايگاه حفاظتي مشرف بر شهر را منهدم مي‌كنند و تعداد 7 دستگاه خودرو نظامي، يك دستگاه نفربر زرهي صدها قبضه سلاح سبك و نيمه‌سنگين را به غنيمت مي‌گيرند.
رزمندگان عمل‌كننده در محور دوم، پايگاه مندليه در 7 كيلومتري شهر كركوك در 150 كيلومتري عمق خاك عراق را مورد حملة بي‌امان خود قرار‌«ي‌دهند و ضربات سختي در اين محور به دشمن وارد مي‌آورند. تكاوران تيپ 75 ظفر و نيروهاي حزب دمكرات كردستان عراق، در محور دوّم به گردان 16 از تيپ 22 حمله مي‌كنند وعلاوه بركشته و مجروح كردن 200 نفر از دشمن، 80 نفر از آنها را نيز به اسارت مي‌گيرند. همچنين چندين دستگاه تانك و نفربر، 20 دستگاه كاميون و ديگر ادوات نظامي دشمن را در اين محور منهدم مي‌كنند.
نيروهاي تحت امر قرارگاه رمضان در محور سوّم، همزمان با محور اوّل، مراكز فرماندهي، ستاد، ترابري مهندسي، مخابرات و ديگر مراكز لشكر 21 عراق را واقع در منطقة «ميدان» (استان دياله) به ميزان 40 درصد منهدم مي‌كنند. تعداد 7 دستگاه لودر، 26 دستگاه خودرو‌نظامي و يك انبار مهمات به آتش كشيده‌مي‌شود و بيش از 150 تن از افراد بعث به هلاكت مي‌رسند.
تكاوران تيپ 75 ظفر سپاه‌پاسداران و نيروهاي حزب دمكرات كردستان (شاخه سليمانيه)، در جريان يك كمين در محور سليمانيه ـ كركوك، 30 تن ديگر را به هلاكت مي‌رسانند و 8 تن را به اسارت مي‌گيرند.
مرحله‌ دوّم عمليّات ظفر 5
مرحله دوم اين عمليّات، در نخستين ساعات بامداد مورخ 23/10/66 آغاز مي‌شود و قواي اسلام باشنيدن رمز مبارك «يازهرا(س)» اقدام به پيشروي در محورهاي ديرلوك ـ شيلاديزه و ديرلوك ـ عماديّه مي‌كنند. رزمندگان تحت امر قرارگاه در زير بارش شديد برف، هجمه خود را در خطوط منتهي به شهر عماديّه (در 30 كيلومتري شهر ديرلوك) گسترش مي‌دهند و خسارات و تلفات جديدي را بر دشمن شكست خورده وارد مي‌آورند و يك پل مواصلاتي را در اين محور منهدم مي‌كنند.
رزمندگان جان‌بركف در درگيري با نيرهاي كماندويي عراق، 700 تن از آنها را كشته وزخمي مي‌كنند و عده‌اي را به اسارت در‌مي‌آورند و در مسير پيشروي، كلية پايگاهها و پاسگاههاي حفاظتي دشمن را نابود مي‌كنند. همچنين قلعة مستحكم موسوم به كوائي را در 10 كيلومتري عماديّه به تصرف درمي‌اورند كه نفرات آن كشته، زخمي و يا اسير مي‌شوند. شهر شيلاديزه نيز در 20 كيلومتري جنوب شرقي شهر ديرلوك، هدف تهاجم رزمندگان اسلام قرار مي‌گيرد و نيروهاي مشترك، طي نبردي سنگين بيش از 40 پاسگاه و پايگاه دشمن را منهدم مي‌كنند و بر ارتفاعات مشرف به شهر شيلاديزه مستقر مي‌شوند. نيروهاي هوايي عراق درحالي كه نبردي سنگين در زمين جريان دارد، اقدام به حملات پراكنده مي‌كند كه يك فروند سوخو 22 آنان هدف آتشبار ضدهوايي قرار مي‌گيرد و خلبان آن به اسارت رزمندگان اسلام در‌مي‌آيد.

 


نتايج عمليّات
تأسيسات منهدم شدة دشمن:
مراكز دولتي و نظامي از جمله مركز استخبارات حزب بعث
36 پايگاه حفاظتي دشمن در ارتفاعات مشرف بر شهر ديرلوك.
مركز فرماندهي و ستاد ترابري مهندسي و مخابراتي لشكر 21 عراق.
پايگاهها و پاسگاههاي دشمن در مسير شهر شيلاديزه و عماديّه.
يگانهاي منهدم‌شدة دشمن:
4 گردان حفاظتي شهر ديرلوك.
تجهيزات منهدم‌شدة دشمن:
يك فروند هواپيما.
46 دستگاه خودرو سبك و سنگين.
7 دستگاه لودر و بولدوزر.
يك انبار مهمات.
غنايم:
3 دستگاه نفربر زرهي.
يك قبضه ضدهوايي.
دو قبضه خمپاره‌انداز.
صدها قبضه سلاح سبك.
مقدار زيادي مهمات.
تعداد كشته و زخمي دشمن:
بيش از 1500 نفر.
تعداد اسرا:
500 نفر.







[ یک شنبه 18 اردیبهشت 1390  ] [ 9:25 AM ] [ مسعود رنجبر ] [ نظرات 0 ]


عمليّات ظفر4 در تاريخ 28/8/66، با رمز مبارك «يا‌رسول‌الله(ص)» به تلافي شرارتهاي رژيم عراق در بمباران مناطق غيرنظامي بويژه بيمارستان شهر دهوك و با هدف انهدام تأسيسات اقتصادي و نظامي دشمن در منطقه عمليّاتي استان دهوك آغاز مي‌شود.

 


رزمندگان تحت امر قرارگاه رمضان، متشكل از تكاوران گردان ويژه شهادت و مبارزين حزب دمكرات كردستان و پشتيباني آتشباري پرحجم در عمق 250 كيلومتري خاك عراق به مواضع نيروهاي بعث يورش مي‌برند و مقر تيپ 119 پيادة مستقر در شهر دهوك كه حفاظت و هدايت پايگاههاي اطراف شهر را به عهده داشت، پس از كشته و زخمي ‌كردن 300 نفر از دشمن به كلي منهدم مي‌كنند. رزمندگان پس از ورود به شهر دهوك ساختمان پليس و مركز مخابرات آن را به ميزان 40 درصد منهدم مي‌كنند. چهار كارخانه نيز كه مايحتاج بعثيان را تأمين مي‌كردند، دچار خسارات عمده مي‌شوند. در جريان اين عمليّات تأسيسات انتقال برق در 6 كيلومتري شمال غربي شهر و يك پارك موتوري دشمن هدف قرار مي‌گيرد و به آتش كشيده مي‌شود. رزمندگان با مسدود كردن جاده ترانزيتي دهوك به تركيه (به مدت 9 ساعت) كاميونهاي حامل سوخت را به آتش مي‌كشند. با ادامه عمليّات، مركز گردان حفاظت جادة بغداد ـ تركيه گلوله‌باران و بر اثر آن ده پايگاه منهدم مي‌شود و 70 تن به هلاكت مي‌رسند. مراكز اقتصادي شهر سهيل نيز از حملات رزمندگان مصون نمي‌دانند و متحمل خسارات زيادي مي‌شوند.

نتايج عمليّات
انهدام مقر تيپ 119 پياده عراق مستقر در دهوك.
انهدام تأسيسات انتقال برق سدّ دهوك به ميزان 60 درصد.
انهدام 10 پايگاه حفاظتي جادۀ بغداد ـ تركيه.
انهدام مركز پست و تلگراف، يك پمپ بنزين، مقر پليس و مخابرات به ميزان 40 درصد.
مسدود كردن موقت جاده ترانزيتي عراق ـ تركيه.
تعداد كشته و زخمي دشمن:
بيش از 400 نفر.




[ یک شنبه 18 اردیبهشت 1390  ] [ 9:16 AM ] [ مسعود رنجبر ] [ نظرات 0 ]

عمليّات ظفر 3 در تاريخ 25/8/66 با رمز مبارك «يارسول‌الله(ص)» در منطقۀ دربنديخان واقع در جنوب استان سليمانيه و بخش سنگاو از استان كركوك و با هدف انهدام تأسيسات نظامي و اقتصادي دشمن آغاز مي‌شود.رزمندگان تحت امر قرارگاه رمضان، متشكل از تيپ 75 ظفر نيروز زميني سپاه پاسداران و پيشمرگان مبارز كُرد (شاخة سليمانيه)، با حمله به مواضع دشمن، تعدادي از آنها را كشته و زخمي مي‌كنند.

 


رزمندگان اسلام در يك يورش بي‌امان تأسيسات نيروگاه سد دربنديخان را به تصرف درمي‌آورند و با انهدام 70 درصد از تأسيسات اين سد، بخش وسيعي از عراق را در خاموشي فرو مي‌برند. با تداوم عمليّات، كنترل كامل جادة اصلي سليمانيه ـ بغداد در منطقۀ باني خلال به دست توانمند قواي اسلام مي‌افتد. مقرّ فرماندهي و واحد توپخانۀ لشكر 36 از سپاه يكم واقع در 70 كيلومتري جنوب شهر سليمانيه و غرب جادة سليمانيه ـ بغداد بطور كامل منهدم مي‌شود. همچنين در اين تهاجم چندين دستگاه تانك از يگان زرهي و چندين خودرو نظامي در پارك موتوري اين لشكر به آتش كشيده مي‌شود. با اجراي آتش پرحجم روز مركز لجستيكي و پشتيباني اين لشكر، خسارات جبران‌ناپذيري به دشمن وارد مي‌شود.
همزمان با عمليّات ظفر 3، پادگان بردشت، هدف گلوله‌هاي توپ قرار مي‌گيرد و منهدم مي‌شود. اين پادگان محل استقرار و سازماندهي نيروهاي جيش‌الشّعبي عراق و در حدفاصل سيدصادق ـ كاني يانكه و 30 كيلومتري شهر دربنديخان واقع است. اين پادگان وظيفه سركوب مردم مستضعف كُرد منطقه را برعهده داشت كه با انفجارهاي مهيب، تمام تجهيزات و امكانات آن به خاكستر تبديل مي‌شود.
نيروهاي اسلام در ادامة عمليّات ظفر3، مواضع دشمن را در بخش سنگاو مورد حمله قرارمي‌دهند و پس از فشار گازانبري، آنها را محاصره مي‌كنند. يك ستون از نيروهاي دشمن را كه قصد كمك به نبروهاي محاصره شده را داشتۀ مورد هدف واقع و تلفات و خسارات سختي به آنها وارد مي‌سازند.

نتايج عمليّات
پايگاهها و تأسيسات منهدم شدۀ دشمن:
انهدام مركز پشتيباني و مقر فرماندهي لشكر 36 پياده.
انهدام تأسيسات نيروگاه سد دربنديخان.
انهدام 12 پايگاه حفاظتي دشمن در اطراف دربنديخان.
كنترل موقت جادة سليمانيه ـ بغداد در منطقه باني خلال.
تجهيزات منهدم شدۀ دشمن:
يك فروند هلي‌كوپتر.
105 دستگاه انواع خودرو نظامي.
چندين دستگاه تانك و نفربر.
تعداد كشته و زخمي دشمن:
بيش از 700 نفر.
تعداد اسرا:
50 نفر.
غنايم:
مقدار زيادي سلاح سبك و نيمه سنگين و مهمات مربوطه.




[ یک شنبه 18 اردیبهشت 1390  ] [ 9:16 AM ] [ مسعود رنجبر ] [ نظرات 0 ]


عمليّات ظفر 2 در تاريخ 12/7/66، با رمز مبارك «لبيك‌يا‌حسين(ع)» در منطقة عمليّاتي شهر كفری از استان كركوك، بمنظور پاسخگويي به شرارتهاي رژيم بعث در بمباران شيميايي و ويران ساختن روستاهاي كردنشين استانهاي شمالي عراق و نيز با هدف انهدام تأسيسات نظامي و اقتصادي عراق آغاز مي‌شود.

 


رزمندگان تحت امر قرارگاه رمضان، متشكل از نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران و لشكر 9 بدر مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق، در نخستين ساعات عمليّات، سلسله ارتفاعات مهم" كفري داغ "را پس از انهدام نيروهاي دشمن تحت كنترل در تصرف خود در مي‌آورند.
رزمندگان لشكر 9 بدر با يك مانور پرتحرك، پس از وارد آوردن تلفات و خسارات سنگين، قرارگاههاي دشمن را به تصرّف درمي‌آورند و مقدار قابل توجهي از وسايل جنگي را به غنيمت مي‌گيرند كه بدين ترتيب مقدمة انهدام تأسيسات شهر كفري را فراهم مي‌كنند.
دشمن، پس از متحمل شدن 300 كشته و زخمي مذبوحانه تلاش مي‌كند تا از ادامة پيشروي قواي اسلام جلوگيري به عمل آورد كه با حملة نيروهاي اسلام، اين تلاشها ناكام مي‌ماند و پايگاههاي پليس و دژباني اطراف شهر كفري نيز به كنترل مجاهدين مسلمان درمي‌آيند.
رزمندگان اسلام در ادامة عمليّات، محورهای مهّم كفري ـ بغداد و كركوك ـ خانقين ـ تكريك را به كنترل كامل خود درمي‌اورند كه زمينة ورود آنها به شهر فراهم مي‌شود. با در هم كوبيدن نيروهاي باقيمانده دشمن، تأسيسات نظامي و اقتصادي شهر، از جمله ساختمان سازمان امنيت، ساختمان حزب بعث عراق و نيروگاه برق به آتش كشيده مي‌شوند و ساختمان فرمانداري پس از نبردي تن به تن منهدم مي‌شود و فرماندار اين شهر نيز به هلاكت مي‌رسد. با تداوم عمليّات و پاكسازي مراكز مهم شهر، تعدادي از نيروهاي نظامي و امنيتي شهر كشته و مجروح مي‌شوند و تعدادي نيز از مهلكه مي‌گريزند.

نتايج عمليّات
تأسيسات منهدم‌شده دشمن:
كلية پايگاههاي دشمن در ارتفاعات كفري داغ.
ساختمان سازمان امنيت، فرمانداري، حزب بعث، شهرداري، پست و تلگراف، شعبه بانك رافدين، نيروگاه برق، يك كارخانه، پادگان نيروي جيش‌الشعبي و پمپ بنزين شهر كفري عراق.
تجهيزات منهدم‌شدة دشمن:
دهها دستگاه تانك و نفربر.
تعدادي خودرو نظامي.
دهها قبضه سلاح نيمه‌سنگين.
تعداد كشته و زخمي دشمن:
بيش از 500 نفر.
غنايم:
تعدا
د زيادي سلاح سبك و نيمه‌سنگين.




[ یک شنبه 18 اردیبهشت 1390  ] [ 9:16 AM ] [ مسعود رنجبر ] [ نظرات 0 ]

 

عملیات در استان دهوك و سليمانيه عراق

 


عمليّات ظفر 1 در تاريخ 27/6/66، در عمق 200 كيلومتري خاك عراق (استان دهوك و سليمانيه) با هدف انهدام مراكز نظامي رژيم بعثي عراق به اجرا درمي‌آيد.
رزمندگان تحت امر قرارگاه رمضان با حمله به شهرهاي كاني‌ماسي و اطراف باتوفه و زاخو موفق مي‌شوند شهر كاني‌ماسي را آزاد‌كنند و مركز گردان نيروهاي بعث را از تيپ بيگاوة لشكر 38 به تصرف درآورند و با هجوم به سه مركز گردان نيروهاي عراق در جادۀ اصلي، ضربات سختي به آنها وارد‌آورند. رزمندگان در ادامة عمليّات، شش كيلومتر از جادة منتهي به شهر كاني‌ماسي را به كنترل خود درآورده و 60 پايگاه دشمن را به آتش مي‌كشند و علاوه بر كشته يا زخمي‌كردن 500 نفر از نيروهاي آنها، تعدادي را به اسارت درمي‌آورند.

 

 


در جريان يك تهاجم ديگر به پايگاههاي دشمن در ارتفاعات گيله‌زرد واقع در استان سليمانيه، كليه پايگاههاي منطقه آزاد و مقر گردان 19 خفيفه عراق به‌طور كامل منهدم مي‌شوند. در اين يورش نيز تعداد ديگري از دشمن كشته و زخمي‌شده و مقدار قابل توجهي از جنگ‌افزار و ادوات زرهي آنها به آتش كشيده مي‌شود.
رزمندگان تحت امر قرارگاه رمضان پس از شكست دشمن در اين منطقه، به پاكسازي شهر كاني‌ماسي و جاده‌هاي منتهي به آن مي‌پردازند و با به اسارت درآوردن باقيماندۀ دشمن، منطقه‌اي به وسعت 30 كيلومتر را تحت كنترل خود در مي‌آورند.
رزمندگان، در شب دوم عمليّات، مرحلۀ دوّم حمله را با يورش به قرارگاهها، پلها و محلهاي استقرار دشمن در عمق 200 كيلومتري خاك عراق (استان دهوك) آغاز مي‌كنند.
قواي اسلام در تداوم مرحلة دوم عمليّات، 35 كيلومتر از جادة كاني‌ماسي باتوفه را از چنگ دشمن خارج مي‌كنند و با وارد آوردن ضربات پياپي به آنها در قسمتي از جادة شهر باتوفه ـ زاخو استقرار مي‌يابند. دشمن در تنگه زريزه ضرباتي را از سوي رزمندگان دريافت مي‌دارد و متحمل تلفات و خسارات سنگين مي‌شود.
نيروهاي بعثي، باي بازپس‌گيري مناطق از كف داده با پشتيباني تعداد زيادي تانك، هواپيما، هلي‌كوپتر و بهره‌گيري از نيروهاي ويژه وارد عمل مي‌شوند كه با مقابلة شديد رزمندگان اسلام، تعداد زيادي كشته، زخمي و يا اسير برجاي مي‌گذارند.
در دفع پاتكهاي دشمن، علاوه بر انهدام 30 دستگاه خودرو و چندين دستگاه تانك و نفربر به تيپ بيگاوه از لشكر 38 عراق ضربات سنگيني وارد مي‌شود و دود حاصل از انهدام جنگ‌افزارهاي سنگين و ادوات زرهي فضاي منطقه را مي‌پوشاند.
نتايج عمليّات
تأسيسات و مراكز منهدم‌شده دشمن:
60 پايگاه حفاظتي در اطرافت كاني‌ماسي و محورهاي مو‌اصلاتي باتوفه و زاخو.
مراكز استقرار گردانهاي تيپ بيگاوه.
پايگاههاي حفاظتي دشمن در منطقه گيله‌زردۀ سليمانيه.
مقر گردان 19 خفيفه.
تجهيزات منهدم‌شدة دشمن:
دهها دستگاه تانك و نفربر.
تعدادي خودرو.
انواع سلاح سبك و نيمه‌سنگين.
چندين انبار مهمات.
تعداد كشته و زخمي دشمن:
1000 نفر.
تعداد اسرا:
500 نفر.
منبع:کارنامه توصیفی عملیات هشت سال دفاع مقدس/علی سمیعی/ نمایندگی ولی فقیه درنیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی/تهران/
1376




[ یک شنبه 18 اردیبهشت 1390  ] [ 9:15 AM ] [ مسعود رنجبر ] [ نظرات 0 ]

عمليات بيت‌المقدس 5 در تاريخ 22/1/1367 با رمز مبارك «يااباعبدالله الحسين(ع)» و با هدف وارد كردن ضربه به سازمان رزمي دشمن در منطقه عمومي پنجوين به مرحلة اجرا گذاشته مي‌شود.
رزمندگان نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران با عبور از ميدانهاي مين، موانع ايذايي و طبيعي به مواضع دشمن هجوم مي‌برند و پس از درگيري سخت خطوط مقدم دشمن را درهم مي‌كوبند و آنها را وادار به فرار از ارتفاعات مرزي مي‌كنند.

 

در اين درگيري، تعدادي از ادوات زرهي دشمن توسط تانكهاي ايراني مورد هدف قرار گرفته و به آتش كشيده مي‌شود و تعدادي نيز به غنيمت رزمندگان درمي‌آيد. اجراي آتش سنگين آتشباري ايران، پيروزي رزمندگان را تسريع مي‌كند، به طوري كه در نخستين ساعات عمليات، ارتفاعات 1680، 1823، 1470، 1540، 1560، 1830 به دست تواناي ارتشيان جان بركف آزاد و تعدادي از بعثيان كشته يا زخمي مي‌شوند و تعدادي نيز به اسارت درمي‌آيند. با روشن شدن هوا، هوانيروز و نيروي هوايي نيز وارد عمل مي‌شوند و به انهدام امكانات و ادوات زرهي دشمن مي‌پردازند و ضربات سنگيني به آنها وارد مي‌آورند. در ادامة عمليات، تنگه نال ياري تحت كنترل كامل ارتش اسلام درمي‌آيد. در اين عمليات، دو تيپ و پنج گردان عراق متلاشي شده و 45 دستگاه تانك و نفربر، تعداد زيادي خودرو و نيز 20 قبضه توپ به آتش كشيده مي‌شود.
ارتش اسلام، كه در شروع عمليات، با نفوذ به عمق مواضع دشمن، آنها را دچار سردرگمي شديد كرده بود، در بعدازظهر همان روز با يورش به گردانهاي 8 و 18 توپخانة لشكر 27 و گردان صلاح‌الدين، حدود 800 نفر از آنها را كشته و زخمي مي‌كنند و 75 نفر را به اسارت مي‌گيرند.
در اين حمله ارتفاعات حساس و مهم 1670 و 1380 معروف به شاخ شوكت در شمال غربي پنجوين مشرف بر شهر نظامي بوبان آزاد مي‌شود. و به دنبال آن كليه ارتفاعات غربي پنجوين از نيروهاي عراقي پاكسازي مي‌شود. خلبانان شجاع هوانيروز و نيروي هوايي با تهاجم به مواضع و ادوات نيروهاي بعث، تلفات و خسارات جبران‌ناپذيري را به آنها وارد مي‌آورند و با حمايت شايستة آنها قسمتي از خاك ميهن اسلامي و حدود 40 كيلومترمربع از منطقة عملياتي پنجوين آزاد مي‌شود. با عكس‌العمل نيروهاي اسلام، تحركات بعدي دشمن خنثي و امكان هرگونه عكس‌العمل از آنها سلب شده و نااميدانه در مواضع جديد خود مستقر مي‌شوند و رزمندگان اسلام نيز به تثبيت مواضع خود مي‌پردازند.
سرتيپ جمالي جانشين وقت فرماندهي نيروي زميني ارتش:
«رزمندگان اسلام در نخستين ساعات عمليات بيت‌المقدس 5 به تمامي اهداف خود به طور كامل دست يافتند. ارتشيان اسلام تا 15 كيلومتري عمق خاك عراق پيش رفته و با استقرار سريع بر ارتفاعات مهم منطقه، محورهاي تداركاتي دشمن را در تيررس خود قرار دادند كه اين اقدام به قرار باقيماندة نيروهاي عراقي و اختلال در تداركات دشمن منجر شده است.»
سرتيپ انصاري فرمانده وقت هوانيروز ارتش جمهوري اسلامي ايران:
«خلبانان هوانيروز در اين عمليات با انجام 193 سورتي پرواز در شرايط بسيار سخت و زير بمبارانهاي دشمن وظايف خود را به بهترين وجه انجام دادند.»

نتايج عمليات
تجهيزات منهدم شدة دشمن:
صدها دستگاه خودرو نظامي:
45 دستگاه تانك و نفربر.
دهها قبضه سلاح سبك و سنگين.
يگانهاي منهدم شدة دشمن:
40 تا 80 درصد از تيپهاي 96 و 424 از لشكر 27.
گردانهاي 1 و 2 و 3  از تيپ 86 لشكر 27.
گردانهاي 1 و 3  از تيپ 36 پياده لشكر 2 گردان الحارثه از لشكر 8.
گردان صلاح‌الدين نقشبندي.
گردانهاي 8 و 18 توپخانه از لشكر 27.
تعداد كشته و زخمي دشمن:
3500 نفر.
تعداد اسرا:
310 نفر.

در تاريخ 22/1/1367 با رمز مبارك «يااباعبدالله الحسين(ع)» و با هدف وارد كردن ضربه به سازمان رزمي دشمن در منطقه عمومي پنجوين به مرحلة اجرا گذاشته مي‌شود.
رزمندگان نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران با عبور از ميدانهاي مين، موانع ايذايي و طبيعي به مواضع دشمن هجوم مي‌برند و پس از درگيري سخت خطوط مقدم دشمن را درهم مي‌كوبند و آنها را وادار به فرار از ارتفاعات مرزي مي‌كنند.

 

در اين درگيري، تعدادي از ادوات زرهي دشمن توسط تانكهاي ايراني مورد هدف قرار گرفته و به آتش كشيده مي‌شود و تعدادي نيز به غنيمت رزمندگان درمي‌آيد. اجراي آتش سنگين آتشباري ايران، پيروزي رزمندگان را تسريع مي‌كند، به طوري كه در نخستين ساعات عمليات، ارتفاعات 1680، 1823، 1470، 1540، 1560، 1830 به دست تواناي ارتشيان جان بركف آزاد و تعدادي از بعثيان كشته يا زخمي مي‌شوند و تعدادي نيز به اسارت درمي‌آيند. با روشن شدن هوا، هوانيروز و نيروي هوايي نيز وارد عمل مي‌شوند و به انهدام امكانات و ادوات زرهي دشمن مي‌پردازند و ضربات سنگيني به آنها وارد مي‌آورند. در ادامة عمليات، تنگه نال ياري تحت كنترل كامل ارتش اسلام درمي‌آيد. در اين عمليات، دو تيپ و پنج گردان عراق متلاشي شده و 45 دستگاه تانك و نفربر، تعداد زيادي خودرو و نيز 20 قبضه توپ به آتش كشيده مي‌شود.
ارتش اسلام، كه در شروع عمليات، با نفوذ به عمق مواضع دشمن، آنها را دچار سردرگمي شديد كرده بود، در بعدازظهر همان روز با يورش به گردانهاي 8 و 18 توپخانة لشكر 27 و گردان صلاح‌الدين، حدود 800 نفر از آنها را كشته و زخمي مي‌كنند و 75 نفر را به اسارت مي‌گيرند.
در اين حمله ارتفاعات حساس و مهم 1670 و 1380 معروف به شاخ شوكت در شمال غربي پنجوين مشرف بر شهر نظامي بوبان آزاد مي‌شود. و به دنبال آن كليه ارتفاعات غربي پنجوين از نيروهاي عراقي پاكسازي مي‌شود. خلبانان شجاع هوانيروز و نيروي هوايي با تهاجم به مواضع و ادوات نيروهاي بعث، تلفات و خسارات جبران‌ناپذيري را به آنها وارد مي‌آورند و با حمايت شايستة آنها قسمتي از خاك ميهن اسلامي و حدود 40 كيلومترمربع از منطقة عملياتي پنجوين آزاد مي‌شود. با عكس‌العمل نيروهاي اسلام، تحركات بعدي دشمن خنثي و امكان هرگونه عكس‌العمل از آنها سلب شده و نااميدانه در مواضع جديد خود مستقر مي‌شوند و رزمندگان اسلام نيز به تثبيت مواضع خود مي‌پردازند.
سرتيپ جمالي جانشين وقت فرماندهي نيروي زميني ارتش:
«رزمندگان اسلام در نخستين ساعات عمليات بيت‌المقدس 5 به تمامي اهداف خود به طور كامل دست يافتند. ارتشيان اسلام تا 15 كيلومتري عمق خاك عراق پيش رفته و با استقرار سريع بر ارتفاعات مهم منطقه، محورهاي تداركاتي دشمن را در تيررس خود قرار دادند كه اين اقدام به قرار باقيماندة نيروهاي عراقي و اختلال در تداركات دشمن منجر شده است.»
سرتيپ انصاري فرمانده وقت هوانيروز ارتش جمهوري اسلامي ايران:
«خلبانان هوانيروز در اين عمليات با انجام 193 سورتي پرواز در شرايط بسيار سخت و زير بمبارانهاي دشمن وظايف خود را به بهترين وجه انجام دادند.»

نتايج عمليات
تجهيزات منهدم شدة دشمن:
صدها دستگاه خودرو نظامي:
45 دستگاه تانك و نفربر.
دهها قبضه سلاح سبك و سنگين.
يگانهاي منهدم شدة دشمن:
40 تا 80 درصد از تيپهاي 96 و 424 از لشكر 27.
گردانهاي 1 و 2 و 3  از تيپ 86 لشكر 27.
گردانهاي 1 و 3  از تيپ 36 پياده لشكر 2 گردان الحارثه از لشكر 8.
گردان صلاح‌الدين نقشبندي.
گردانهاي 8 و 18 توپخانه از لشكر 27.
تعداد كشته و زخمي دشمن:
3500 نفر.
تعداد اسرا:
310 نفر.




[ یک شنبه 18 اردیبهشت 1390  ] [ 9:09 AM ] [ مسعود رنجبر ] [ نظرات 0 ]


تاریخ سوم مهر ماه 1359را نشان می داد. چهار روز از شروع جنگ تحمیلی می گذرد و از پایگاه های هوایی کشور روزانه بیش از 50 نوبت پروازعملیاتی به قصد حمله به پایگاه های هوایی، پالایشگاه ها، مخازن سوخت و تاسیسات زیربنایی دشمن انجام می شود.

 


در کنار این پروازها، در این چهار روز جنگنده های رهگیر اف 14 نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران همواره درحال حراست و نگهبانی از آسمان کشور و دادن پوشش هوایی به جنگنده های دیگر هستند. در سه روز گذشته خلبانان تیزپرواز نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، علاوه به حملات گسترده به اکثر مناطق اقتصادی و نظامی عراق موفق به سرنگونی بیش از 20 فروند هواپیمای متخاصم دشمن شده بودند. پدافند قدرتمند کشور نیز نزدیک به 15 فروند هواپیمای دشمن را هدف قرار داده بود. ولی این پایان کار نبود. عراق که متوجه اشتباه خود شده دست به دامان قدرت های بزرگ از جمله شوروی و فرانسه شده بود تا به کمک آنها بتواند جلوی حملات گسترده نیروی هوایی ایران را بگیرد.

طرحی برای حمله ای گسترده
سوم مهر ماه سال 1359، طرحی رسیده بود که طی آن پایگاه های اول و سوم شکاری مامور شده بودند دو پایگاه مهم هوایی دشمن را در عمق خاک دشمن هدف قرار دهند.
پایگاه یکم شکاری مامور بمباران پایگاه هوایی تموز شده بود و پایگاه سوم شکاری مامور بمباران پایگاه هوایی التقدم.
هر دو پایگاه نزدیک به هم قرار داشتند. پایگاه تموز در نزدیکی پایگاه حبانیه و پایگاه التقدم که در فاصله ای حدود 74 کیلومتری غرب بغداد قرار داشت.
طرح عملیاتی آماده شد. پرواز در اولین ساعات صبح انجام می شد و زمان بندی به شکلی انجام شده بود که 10 دقیقه بعد از بمباران پایگاه تموز توسط فانتوم های پایگاه یکم شکاری، پایگاه التقدم توسط فانتوم های پایگاه سوم شکاری هدف قرار گیرد.

فانتوم های پایگاه یکم به سمت هدف پرواز کردند
راس ساعت مقرر 6 فروند فانتوم مسلح به بمب های BL775 و MK82 از پایگاه یکم شکاری مهرآباد به پرواز در آمدند. فانتوم ها بلافاصله ارتفاع خود را تا حد ممکن افزایش دادند و با عبور از شمال قم به سمت کمیجان و سپس فیروزان و در نهایت بر روی شهر کرمانشاه رسیدند که در این جا با دوفروند تانکر سوخت رسان ملاقات کرده و اقدام به سوخت گیری هوایی نمودند. جنگنده ها پس از سوخت گیری، با کاهش تدریجی ارتفاع به سمت مرز حرکت کردند و با عبور از روی شهر کرند ارتفاع را تا حد ممکن کاهش داده و با عبور از روی نفت شهر وارد خاک عراق شدند. به دلیل تغییرات زیادی که جنگنده ها در مسیر خود داده بودند، امکان رهگیری بسیار پایین آمده بود و آنها بدون هیچ مشکلی به پیش می رفتند.

پایگاه هوایی تموز در هم کوبیده شد
تا پایگاه تموز چندین مایل بیشتر نمانده بود که لیدر دسته اعلام آماده باش نمود. جنگنده ها در یک چشم برهم زدن به بالای سر پایگاه رسیده بودند. پدافند پایگاه که تازه متوجه موضوع شده بود، از هر طرف به سمت جنگنده ها شلیک می کردند. خلبانان متوجه هواپیماهای عراقی شدند که در جلوی شیلتر و رمپ پروازی پارک شده اند و با فرمان لیدر حمله آغاز شد. فانتوم ها دو به دو به سمت هر هدف روانه شدند و در کم تر از چند ثانیه آتش سرتاسر پایگاه تموز را در خود گرفت. تعدادی از جنگنده های دشمن بر روی زمین منهدم شدند. یکی از آشیانه های اصلی پایگاه دقیقا هدف قرار گرفته بود؛ به طوری که سقف بتونی آن سوراخ و منهدم شده بود.
درنگ جایز نبود با فرمان لیدر دسته هر دسته دو فروندی بعد از رها کردن بمب ها به سمت مرز گردش می کردند و از معرکه دور می شدند. این حمله با موقیت کامل انجام پذیرفت و حتی کوچک ترین تیری به جنگنده ها اصابت نکرد. فانتوم ها به سرعت پیش می آمدند. در این سوی مرز جنگنده های اف 14 وارد عمل شده بودند و آماده حمایت از فانتوم ها بودند. دقایقی بعد فانتوم ها همگی بدون کوچک ترین مشکلی وارد مرز شده بودند و درحال سوختگیری برای بازگشت به پایگاه بودند.
 
در آن سوی ایران در پایگاه هوایی همدان نیز اتفاقاتی افتاده بود. جنگنده ها به پرواز درآمده بودند. هدف فانتوم های پایگاه سوم شکاری، پایگاه بزرگ التقدم بود. پایگاه التقدم دارای باندهای پروازی بلند بود و همچنین داری مخازن سوخت تامین کننده سوخت مورد نیاز پایگاه های همجوار. همچنین اکثر بمب افکن های عراقی در این پایگاه نگهداری می شدند.
با توجه به گستردگی این پایگاه از همدان 8 فروند فانتوم باید به پرواز در آمده بود. فانتوم بدین شکل آرایش یافتند : 5 فروند فانتوم دی که از سریع ترین جنگنده های نیروی هوایی به شمار می آمد و 3 فروند فانتوم ئی.
تمامی فانتوم های مجهز به بمب های BL775 و MK82 بودند که 2 فروند از فانتوم های ئی مجهز به موشک های هوا به هوای راداری و گرمایاب بودند تا در صورت حضور گشتی های دشمن بتوانند برای محافظت از فانتوم ها با آنها درگیر شوند.
جنگنده ها پس از پرواز از پایگاه با ارتفاع متوسط از جنوب شهر سقز گذشته و با عبور از روی کرمانشاه به ایلام رسیدند. در این نقطه فانتوم ها شروع به کاهش ارتفاع نمودند و در نهایت با حداکثر سرعت و حداقل ارتفاع با عبور از روی شهر مرزی   صالح آباد وارد خاک عراق شدند.
هواپیماها برای این که رهگیری نشوند با تمام توان پیش می رفتند. در عین حال       عراقی ها نیز انتظار نداشتند که به فاصله ده دقیقه پس از حمله به تموز به التقدم نیز حمله شود. آنها نمی توانستند تصور این موضوع را نیز بکنند و این شاید بخاطر ضعف هوایی آنان بود که حتی بارها در تقابل با هواپیماهای ایرانی فرار را ترجیح به درگیری می دادند.

فانتوم به پایگاه رسیدند، در اولین اقدام باند منهدم شد
هدف همان طور که عنوان شد بیش از70 کیومتر از غرب بغداد فاصله داشت و این کار را برای خلبانان مشکل می کرد زیرا آنها باید از نزدیکی دو پایگاه الرشید و حبانیه عبور می کردند که این خود خطر برخورد احتمالی با گشتی های هوایی عراق را بدنبال داشت. همچنین با حمله به پایگاه تموز پدافند آن منطقه هوشیار شده بود و باید تا حد ممکن از آنها دوری کرد.
فانتوم ها با عبور از شمال بغداد با گردش به سمت پایگاه هوایی التقدم از جنوب پایگاه حبانیه به سمت آن حرکت کردند. ثانیه هایی نگذشته بود که فانتوم ها به چند مایلی پایگاه التقدم رسیده بودند. پدافند آن جا هوشیار شده بود و همزمان آژیر هوایی نیز در به صدا در آمده بود و شکاری های آنها قصد پرواز و مقابله با هواپیماهای ایرانی را داشتند. لیدر که متوجه این موضوع شده بود بلافاصله به دو فروند از فانتوم ها فرمان داد باند را بمباران کنند. خلبانان دو فانتوم به صورت خطی آرایش گرفتند و به باند حمله کردند و در کم تر از چند ثانیه 12 بمب 500 پوندی را بر روی باند فرودگاه فرو ریختند. گفتن از حجم خسارات وارد شده به باند در همین حد کفایت می کند که باند پایگاه التقدم تا ماه ها بعد از این حمله بلااستفاده شده بود و علت آن دقت بالای خلبانان در بمباران باند بود که توانسته بودند یکی از بزرگ ترین باندهای پروازی عراق را به طور کامل نابود سازد.

هواپیماها بر روی زمین یکی پس از دیگری هدف قرار می گرفتند ولی ...
لیدر متوجه یک فروند آنتونف 26 بر روی زمین می شود که با شیرجه، دو تیر بمب بر روی آن فرو می ریزد و آن را منهدم می کند. بر روی پایگاه التقدم غوغایی بر پا بود و فانتوم ها اکثر نقاط پایگاه را هدف قرار دادند که از آن جمله می توان به هدف قرار دادن دو فروند میگ 23 عراقی که در رمپ پروازی بودند اشاره نمود.
پدافند از هر طرف شلیک می کرد و این شلیک ها چون بی هدف و به هر سویی بود می توانست بسیار خطرناک باشد. در همین حین دو فروند فانتوم برای زدن مخزن سوخت به سمت آن شیرجه رفتند خلبانان ارتفاع خود را کم کرده و مخزن سوخت موجود در پایگاه که یکی از منابع تامین سوخت بود را هدف قرار دادند و با شنیده شدن صدای انفجار مهیب این مخزن حجم آتش در پایگاه بسیار زیاد شده بود که لیدر بلافاصله دستور بازگشت فانتوم ها را به سمت مرز صادر نمود که در همین موقع یکی از فانتوم ها هدف پدافند دشمن قرار گرفت و به ناگه ارتفاع خود را از دست داد ولی خلبان با مهارت خود توانست هواپیمایی را که در ارتفاع کم پرواز می کرد هدایت کند و از سقوط ناگهانی آن جلوگیری کند. جنگنده ها اینک چندین مایل از هدف فاصله داشتند که لیدر شروع به بررسی فانتوم آسیب دیده نمود و متوجه شده به اثر اصابت گلوله توپ های ضد هوایی به فانتوم یکی از موتورهای آن به طور کامل از کار افتاده و به همین دلیل خلبان فانتوم آسیب دیده نمی توانست با حداکثر سرعت به راه خود ادامه دهد. در همین زمان نیز با اعلام حمله هوایی از سوی پایگاه التقدم چهار فروند جنگنده رهگیر میگ 21 از پایگاه هوایی کرکوک به قصد سرنگونی فانتوم ها به پرواز درآمدند.

اسکورت فانتوم و حمله میگ ها
لیدر باید چاره ای می اندیشید پس به لیدر دسته دو فروندی که جنگنده های آنان مسلح به موشک های هوا به هوا فرمان داد تا فانتوم آسیب دیده را تا مرز اسکورت نمایند. سپس خود به همراه 4 فروند دیگر با تمام سرعت به سمت مرز حرکت کردند.
رادارهای فانتوم های ئی بکار افتاده بود. اینک جنگنده ها تا مرز فاصله زیادی را داشتند ولی تهدیدها همچنان ادامه داشت. در همین حین خلبان یکی از فانتوم ها توسط سیستم درختی رادار خود موفق به شناسایی 4 فروند میگ 21 عراقی در فاصله 55 کیلومتری شد که از سمت شمال به طرف آنها می آمدند.
خلبان که می دانست با نزدیک شدن میگ ها احتمال هدف قرار گرفتن هواپیمای آسیب دیده 100 درصد می باشد به خلبانان فانتوم با گردشی به سمت شمال به جنگ با چهار فروند هواپیمای دشمن رفت.
خلبان هواپیمای دیگر می دانست که جنگیدن با چهار فروند هواپیمای دشمن با یک فروند کار آسانی نیست. پس بلافاصله او نیز به سمت هواپیماهای دشمن گردش نمود و موفق به قفل راداری روی یکی از میگ ها شده و یک تیر موشک به سمت آنها شلیک کرد. لیدر میگ ها که متوجه این موضوع شد بلافاصله دستور داد جنگنده ها از هم جدا بشوند. متاسفانه موشک به خطا رفت و در 3 کیلومتری یکی از میگ ها منفجر شد. جنگ بر روی آسمان شروع شده بود دو هواپیمای ایرانی با چهار هواپیمای عراقی.

فانتوم هدف قرار می گیرد، میگ منهدم می شود
دو فروند میگ به سمت فانتوم فرمانده حرکت کردند و درست در پشت سر او قرار گرفته و آماده شلیک بودند. خلبان با تمام شدت به چپ چرخید و با کاهش ارتفاع ناگهانی موفق شد یکی از میگ ها را جا بگذارد و آن را دقیقا در جلوی خود قرار دهد. او آماده شلیک به سمت میگ بود که میگ دوم درست پشت سرش قرار گرفت و دو تیر موشک R-13 به سمت او شلیک نمود. موشک اول به خطا رفت ولی موشک دوم درست به موتور برخورد کرد. ولی معجزه ای رخ داده بود موشک با برخورد به دهانه موتور منفجر نشد فقط به اثر ضربه که وارد کرده بود قسمت پس سوز را از بین برده، با دم انتهای برخورد کرده و به دهانه یکی از موتورها آسیب رسانده بود.
در لحظه برخورد، هواپیما تکان شدیدی خورد و خلبان متوجه برخورد موشک شده بود. با توجه به این که موشک منفجر نشده بود هواپیما کاملا می توانست پرواز کند ولی به دلیل آسیب دیدن دم، دیگر قادر به مانور برای تعقیب و گریز نبود و هر آن با یک حرکت نادرست احتمال کنده شدن دم می رفت.
خلبان فانتوم دیگر در همین حین درست پشت سر میگ قرار می گیرد. خلبان عراقی که غافل از پشت سر خود می خواست بداند که چه بلایی سر فانتوم ایرانی آورده، که یک تیر موشک حرارتی به سمت او شلیک می شود. موشک با رفتم به داخل اگزوز موتور عمل می کند و میگ عراقی در دم در هوا منفجر می شود.
به نظر می رسید خطر تا حدودی از بین رفته. لیدر از خلبان فانتوم دیگر می خواهد تا به کنار او آمده و خسارت وارد را برآورد کند ولی میگ ها نمی خواستند بدون شکار بروند.

خلبان فانتوم به شدت آسیب می بیند، میگ دوم هم هدف قرار می گیرد
ناگهان یک میگ دیگر اقدام به برش مسیر فانتوم فرمانده می کند و با گردش به سمت چپ هواپیمای لیدر را توسط توپ 23 میلمتری جنگنده خود هدف قرار می دهد. تیرها از دماغه شروع به برخورد می کنند تا این که شیشه طلقی کابین عقب برخورد کرده و پنجره را منهدم می کنند. خلبان از ناحیه دست و پای سمت چپ به شدت آسیب می بیند. قسمتی از رادار جنگنده، سیستم کنترل آتش و سیستم ارتباط رادیویی از کار می افتد. همچینین سیستم تهویه جنگنده به طور کل از کار می افتد.
خسارت بسیار بالا بود. اکثر سیستم ها از کار افتاده و جنگنده به سختی به پرواز ادامه می داد. در این زمان فانتوم آسیب دیده که بر روی پایگاه هدف پدافند قرار گرفته بود نیز از مرز گذشته و خود را برای فرود اضطراری آماده می کرد.
خلبان فانتوم دیگر بلافاصله به سمت میگ گردش می کند و اقدام به رهگیری آن      می نماید و در فاصله کمی از فانتوم آسیب دیده موفق به رهگیری و هدف قرار دادن آن  می شود. او بلافاصله گردش کرده و به سمت هواپیمای فرمانده باز می گردد.

اف 14ها آماده شکار می شوند
در این هنگام شکاری های اف 14 نیز وارد معرکه شده بودند که رادار مرزی عراق به میگ ها خبر ورود اف 14 ها را می دهد. خلبانان عراقی که می دانستند در 3 روز گذشته دست کم 15 فروند از هواپیماهای آنها توسط اف 14 ها هدف قرار گرفته اند، پا به فرار می گذارند. فانتوم آسیب دیده با همراهی فانتوم دیگر موفق به عبور از مرز می شود و به سمت پایگاه حرکت می کنند. با نزدیک شدن به پایگاه رادار اعلام می کند که به پایگاه حمله هوایی شده. درنگ جایز نبود هم فانتوم آسیب دیده قادر به پرواز بیشتر بود و نه سوختی باقی مانده بود.

فرود اضطراری در قصرشیرین و ثبت یک حماسه
جنگنده ها گردش کرده و بالاجبار در باند کمکی قصرشیرین فرود می آیند. شهر قصرشیرین و فرودگاه کمکی زیر آتش شدید توپخانه عراق بود. بلافاصله بعد از فرود هواپیماها، برای مصون ماندن از دید گشتی های عراقی به داخل آشیانه برده می شوند. با آرام شدن اوضاع خلبان هلی کوپترجهت انتقال خلبانان به منطقه اعزام می شود که خلبان آسیب دیده به بیمارستان منتقل شده و مابقی به پایگاه عزیمت می کنند.
در حمله موفق به پایگاه های تموز و التقدمف دست کم 9 فروند هواپیمای جنگنده و بمب افکن عراقی بر روی زمین منهدم می شوند. اکثر آشیانه های موجود در این دو پایگاه از بین می روند و یا خسارات زیادی می بینند. مخزن بزرگ سوخت پایگاه التقدم به طور کل منهدم می شود و همچنین باند فرودگاه التقدم نیز به طور کل منهدم و غیر قابل استفاده می شود.
با حمله به این دو پایگاه، حجم حملات بمب افکن های عراقی به طرز فاحشی کاهش یافت و برگ زرین دیگری به افتخارات نیروی هوایی و خلبانان تیزپرواز آن اضافه می شود.
منبع:پایگاه اطلاع رسانی هوانوردی وهوا فضا ی پارسی




[ شنبه 10 اردیبهشت 1390  ] [ 10:11 AM ] [ مسعود رنجبر ] [ نظرات 0 ]


بیست و پنج روز از شروع جنگ تحمیلی می گذشت. نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در این مدت ضرباتی مهلک بر پیکره رژیم بعثی وارد کرده بود. در همین زمان تعدادی از بهترین های نیروی هوایی نیز به درجه رفیع شهادت نائل آمده بودند.

 


در سه هفته اول جنگ، به دلیل شکار تعداد زیادی از هواپیماهای عراقی در نبردهای هوایی، اکثر خلبانان دشمن از درگیری با خلبانان ایرانی هراس داشتند و سعی می کردند در صورت مشاهده هواپیمای ایرانی درگیر نشوند. در پایگاه های نیروی هوایی، پست فرماندهی به قلب پایگاه تبدیل شده بود و پرسنل غیور همه ساعته مشغول طراحی عملیات و مبادله اطلاعات با دیگر پایگاه ها بودند. خستگی در چهره تک تک افراد مشهود بود ولی همگی با روی باز و پشتکار مثال زدنی مشغول کار بودند.
در این زمان خلبانان شجاع نیروی هوایی همه روزه با پرواز بر روی مناطق عملیاتی و یا پروازهای برون مرزی، به دفاع از کشور عزیزمان می پرداختند. با توجه به حملات پی در پی نیروی هوایی عراق به مناطق مسکونی ایران، نیروی هوایی نیز تصمیم بر این گرفته بود که اقدام به بمباران پایگاه های هوایی عراق نماید.

طراحی عملیات
طراحی عملیاتی جدید شروع شده بود و پایگاه هوایی کرکوک بایستی مورد حمله قرار می گرفت. تمامی مراحل حمله همچنین مواضع و مشکلات مورد بررسی قرار گرفت و برای هر مشکل راه کاری نیز اندیشیده شد. حتی برای حوادث پیش بینی نشده و شرایط اضطراری نیز راه حل های مناسب در نظر گرفته شد. تمامی نقاط نشانه و علایم نیز بر روی نقشه پیاده شد تا خلبانان به وسیله آن بتوانند راحت تر هدف را پیدا و آن را نابود نمایند. قرار شد هواپیماها در ارتفاع پائین به پرواز درآیند تا از گزند رادارهای دشمن در امان بمانند. در این حالت چون دشمن هواپیمای رهگیر که دارای رادار جستجوگر باشد در اختیار نداشت، نمی توانست اهدافی را که در ارتفاع پست پرواز می کردند شناسایی کند. غافلگیری یکی از اصول مهم بود. پس قرار شد اگر در ابتدای ورود به خاک عراق هواپیماها شناسایی شدند، برگشته و عملیات به موقع دیگری موکول شود.

پیش بینی های لازم برای درگیری هوایی انجام شد
در صورتی که مجبور به درگیری شدند، ابتدا بمب ها را فرو ریخته تا هواپیما سبک تر شده و سپس اقدام به درگیری هوایی نمایند. به دلیل این که قرار بود هواپیماها در ارتفاع پائین وارد خاک عراق شوند، مقرر شد درصورت درگیری هوایی خلبانان هرگز سرعت را کم تر از 650 کیلومتر در ساعت نکنند و بسیار مراقب باشند که در گردش های سریع، با زمین برخورد نکنند، از طرفی پرواز با سرعت بالا نیز خطرات خود را داشت زیرا چون ارتفاع کم بود و سرعت بالا، فرامین هواپیما با کوچک ترین حرکتی هواپیما را حرکت می داد و باعث می شد هواپیما از کنترل خارج شود و سانحه به وجود آید.
همچنین قرار شد اگر هواپیماها در نزدیکی هدف با شکاری های دشمن برخورد کردند، ابتدا هدف را بمباران کرده سپس با شکاری های دشمن درگیر شوند. مدت زمان پرواز نیز 16 دقیقه زمان رفت و 12 دقیقه زمان بر گشت یعنی مجموعا 28 دقیقه در نظر گرفته شده بود.

خلبانان انتخاب شدند
با پایان طراحی عملیات، به دلیل حساسیت بالای عملیات قرار شد لیدر دسته پروازی یکی از با تجربه ترین خلبانان شکاری باشد و استارت عملیات نیز توسط اف – 5 های پایگاه شکاری تبریز انجام پذیرد.
برای این پرواز سرگرد خلبان "جوادپور" به عنوان لیدر و ستوان "شیرازی" به عنوان شماره دو انتخاب شدند. زمان عملیات نیز صبح روز 25 مهر ماه سال 59 تعیین شد.
خلبانان منتخب چند ساعت قبل از شروع عملیات به اتاق توجیهات قبل از پرواز رفته و شروع به مطالعه و تشریح عملیات نمودند و پس از توجیه کامل و توضیحاتی که لیدر دسته داد، آماده شدند.
هر دو خلبان بلافاصله به اتاق تجهیزات رفته و با تحویل گرفتن وسایل پرواز و پوشیدن لباس ضد فشار، رهسپار آشیانه ها شدند تا سوار بر مرکبان آهنین بال خود به سوی منطقه عملیاتی راهی شوند. هماهنگی های لازم با پدافند مرزی انجام پذیرفته بود. با اشاره دست خلبانان موتورها یکی پس از دیگری روشن شدند. هواپیماها در سکوت کامل رادیویی به سمت ابتدای باند تاکسی کردند (حرکت کردند) و پس از چند لحظه در دل آسمان بیکران قرار گرفتند. این سکوت رادیویی به این خاطر بود که دشمن نتواند از طریق شنود از این عملیات آگاهی پیدا کند.
هواپیما به سمت هدف به پرواز درآمدند
ساعت 8 صبح بود خلبانان به دلیل این که سوخت کم تری مصرف کنند تا در برگشت دچار کمبود سوخت نشوند، بلافاصله بعد از پرواز ارتفاع خود را به حدود 15000 پا رسانده و سرعت را نیز 400 نات تنظیم کردند. هواپیما ها دل آسمان را می شکافتند و با ارتفاع گرفتن به مرز نزدیک شدند. با نزدیک شدن به مرز خلبانان بلافاصله ارتفاع خود را به حداقل ممکن رسانده و با افزایش سرعت به میزان 900 کیلومتر از مرز گذشته و وارد خاک عراق شدند. همه چیز به خوبی پیش می رفت که ناگهان دو هواپیمای دشمن در آسمان پیدای شان شد. دو فروند هواپیمای سوخو – 20 عراقی که از بمباران مواضعی در داخل خاک ایران باز می گشتند. با مشاهده هواپیماهای ایرانی ارتفاع خود را کم کرده و با سرعت و پنهان از دید خلبانان درحال تعقیب آنها بوده و مترصد فرصتی بودند تا به وسیله مسلسل، هواپیماهای ایرانی را هدف قرار دهند.
در هنگام جلسه سرگرد جوادپور به شماره دو تاکید کرده بود که در هنگام پرواز در خاک عراق با دقت به آسمان نگاه کند تا خطری آنها را تهدید نکند.

خلبان شماره دو متوجه هواپیمای عراقی شد
خلبان شماره دو در یک لحظه متوجه شد که هواپیماهای دشمن درحال تعقیب شماره یک هستند و در همین هنگام نیز یکی از سوخوها با فاصله شروع به تیراندازی به سمت هواپیمای جوادپور (شماره یک) کرد.
شیرازی بلافاصله سکوت رادیویی را شکسته و در رادیو فریاد می زند:
- شماره یک ... هواپیمای دشمن درست پشت سر شماست سریعا مهمات را رها کن و برگرد به سمت چپ دشمن در پشت سرت کمی بالاتر.
جوادپور که متوجه موقعیت دشمن شده بود، بلافاصله بمب ها را رها کرد، هواپیما که سبک تر شده بود با چالاکی بیشتری آماده نبرد بود.
جوادپور به شماره دو گفت:
- سرعت آنها زیاد است و درحال جلو افتادن از من هستند شما پس سوزهای هواپیمایت را روشن کن و به من پوشش بده تا من درگیر شوم.
هواپیمای شماره دونیز با رها کردن مهمات این کار را انجام می دهد.

اولین هواپیمای دشمن منهدم شد
جوادپور بلافاصله فلپ هواپیما را در حالت مانور قرار داده و سرعت هواپیما را به صورت ناگهانی کم می کند. خلبان عراقی انتظار چنین کاری را نداشت و همچنین دارای مهارت بالایی در خلبانی نبود که بتواند سرعت هواپیما را کم کند، با گردش به سمت راست به سرعت از هواپیمای شماره یک رد شد.
شماره یک نیز بلافاصله به سمت راست گردش نمود و بی درنگ حدود 500 متر ارتفاع گرفت. در این هنگام شماره یک دقیقا پشت سر دشمن بود. هواپیمای شماره دو نیز بلافاصله موقعیت گرفت و خود را آماده حمایت و پشتیبانی از جواد پور کرد. هواپیمای شماره یک به قدری به سوخوی عراقی نزدیک شده بود که امکان استفاده از موشک را نداشت پس فورا مقداری فاصله گرفته و آتش مسلسل خود را بر روی هواپیمای دشمن گشود. ثانیه هایی بعد سوخوی عراقی به گلوله ای از آتش تبدیل شده بود و خلبان آن بلافاصله اجکت کرده و خود را نجات داد.

نوبت به هواپیمای دوم عراقی رسیده بود تا ...
شماره یک با گردشی سریع به دنبال هواپیمای دیگر عراقی رفت. فاصله او با هواپیمای دشمن زیاد بود. هواپیمای شماره دو به او اطمینان داد که نگران پشت سر خود نباشد زیرا که او مراقب همه چیز است. هواپیمای عراقی با حداکثر سرعت درحال فرار بود.
هواپیمای شماره یک لحظه به لحظه به هواپیمای عراقی نزدیک تر می شد. عقربه بنزین به خلبان نشان می داد که اگر بیشتر از 20 ثانیه به تعقیب ادامه بدهد برای برگشت با مشکل مواجه می شود. خلبان شماره یک آخرین تلاش خود را کرد و موتورهای هواپیما را به آخرین قدرت خود رساند. در این هنگام خلبان بخت برگشته عراقی اشتباه بزرگی را انجام داد و با گردشی بچه گانه خود را در تیررس شماره یک قرار داد. جوادپور که منتظر این فرصت بود با شلیک بی امان مسلسل هواپیمای دوم را نیز سرنگون کرد.
سوخت هواپیما عامل نگرانی
سوخت هواپیما در شرایط بسیار بدی قرار داشت. خلبانان اکنون در عمق 180     کیلومتری خاک عراق بودند. هر دو بلافاصله گردش کرده و به سوی مرزهای کشورمان به راه افتادند. چیزی به مرز نمانده بود. شماره دو از لحاظ سوخت مشکلی نداشت ولی شماره یک به دلیل استفاده زیاد از حالت پس سوز دچار کمبود سوخت بود و نمی توانست خود را به پایگاه برساند. جواد پور (شماره یک) طی تماسی رادیویی با شیرازی (شماره 2) به او اطلاع داد که به دلیل کمبود سوخت امکان برگشت به پایگاه اصلی را ندارد و باید در یکی از پایگاه های کمکی فرود بیاید و از او خواست که به سمت پایگاه رفته و همزمان به رادار اطلاع دهد تا مشکلی برای فرود در پایگاه کمکی نداشته باشد. شماره دو بلافاصله از او جدا شده و با حرکت به سمت کشور از مرز گذشته و موضوع را به اطلاع رادار می رساند. هماهنگی های لازم انجام می پذیرد تا شماره یک در فرودگاه کمکی فرود آید.

دلهره و اضطراب تا زمان فرود ادامه دارد
تمام پرسنل دچار دلهره و اضطراب بودند که آیا شماره یک می تواند به سلامت فرود آید یا نه؟ در این سو شماره یک ارتفاع خود را زیاد کرده بود تا سوخت کم تری مصرف کند و بتواند از مرز بگذرد و این خود تهدیدی برایش بود زیرا رادارهای پدافند مرزی عراق به راحتی می توانست او را رهگیری و سرنگون کند ولی چاره ای نبود. سرانجام این خوان هم به پایان رسید. جواد پور موفق شد که از مرز گذشته و وارد خاک کشورمان شود ولی آیا درجه بنزین عدد 700 پوند را نشان می دهد و این مقدار برای رسیدن به پایگاه کمکی کافی بود. موتورهای هواپیما وقتی باک بنزین کم تر از 600 پوند بنزین داشته باشد خاموش می شود. در این سو و در پایگاه اصلی همه اضطراب داشتند. فرمانده پایگاه با چهره ای گرفته مرتب به این سو و آن سو می رفت و به ساعت خود نگاه می کرد. معاونت عملیات پایگاه مرتب با فرودگاه کمکی تماس می گرفت ولی خبری از جوادپور نبود. سرانجام بعد حدود یک ساعت از فرودگاه کمکی خبر می رسد که هواپیمای شماره یک به سلامت فرود آمده است. صدای تکبیر خلبانان بلند می شود و همگی خوشحال از این موضوع هستند. در همین هنگام از رادار مرزی تماسی با پایگاه برقرار می شود بدین مضمون که هواپیماهای دشمن که برای بمباران مناطق مسکونی آمده بودند با رها کردن بمب های خود در مناطق غیر مسکونی پا به فرار گذاشتند.

درجه تشویقی برای خلبانان و هراس نیروی هوایی عراق
فرمانده پایگاه بلافاصله دستور می دهد هواپیمایی به فرودگاه کمکی رفته و خلبان را به پایگاه انتقال دهد و همچنین خلبانی برای بازگرداندن هواپیما به پایگاه نیز به محل اعزام شود. دقایقی بعد سرگرد جوادپور خلبان هواپیمای شماره یک توسط هواپیما در پایگاه فرود می آید و مورد استقبال فرمانده پایگاه و پرسنل قرار می گیرد.
در همین زمان فرمانده پایگاه طی تماسی با فرمانده محترم نیروی هوایی ضمن تشریح این عملیات در خواست یک درجه تشویقی برای خلبانان می کند که مورد موافقت قرار می گیرد و هر دو خلبان مفتخر به دریافت یک درجه تشویقی می شوند.
پس از ظهور عکس های گرفته شده از دوربین هواپیمای شماره یک اوج کار مشخص می شود که چگونه یک فروند هواپیمای اف – 5 توانسته است با استفاده از مسلسل دو فروند هواپیمای دشمن را سرنگون کند.
هواپیماهای عراقی از ترس هدف قرار گرفتن توسط خلبانان شجاع نیروی هوایی، تا چند روز جرات حضور بر فراز خاک کشورمان را نداشتند.
پایگاه اطلاع رسانی هوانوردی وهوا فضا ی پارسی



[ شنبه 10 اردیبهشت 1390  ] [ 10:04 AM ] [ مسعود رنجبر ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

تعداد کل صفحات : 4 ::      1   2   3   4  

درباره وبلاگ

با عرض سلام و دورود بر شهدای صدر اسلام و شهدای کربلا و همچنین بر امام خمینی (ره) و شهدای انقلاب اسلامی و علی الخصوص شهدای هشت سال دفاع مقدس ، این وبلاگ با هدف آشنایی دوستان و جوانان کشور ایران و همچنین ترویج دفاع مقدس و علی الخصوص مقابله با تهاجم فرهنگی یا به سخن مقام معظم رهبری ناتوی فرهنگی ایجاد شده است . لذا از دوستان و جوانان عزیز تقاظامندم که پیشنهادات و انتقادات را ثبت کننید تا بتوانیم بهتر در این راه عظیم یا جهاد اکبر انجام وظیفه کنیم .
نویسنده وبلاگ
آمار سایت
كل بازديدها : 138371 نفر
كل مطالب : 571 عدد
تعداد کل نظرات: 22 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: یک شنبه 4 اردیبهشت 1390 
آخرین بروز رسانی : شنبه 17 مرداد 1394 
امکانات وب
Begin ParsTools.com Prayer Times Code --> پرتال جامع فرهنگی اطلاع رسانی راسخون