تاريخ : یک شنبه 15 اردیبهشت 1392  | 10:10 AM | نویسنده : همراز رهبر

جهاني شدن و نگراني هاي ناشي از فقر و نابرابري مبحثي است كه بيش از هر موضوع ديگري مورد توجه محافل قرار گرفته است. بسياري از افرادي كه مي شناسيم به اين موضوع علاقه مند هستند و عقيده دارند كه فقر در دنيا بايد برچيده شود. مطبوعات اقتصادي و مقامات قدرتمند جهان اصرار دارند كه بازار جهاني مي تواند افق هاي زيادي را براي ملت هاي فقير به وجود آورد، در حالي كه گروه هاي مخالف، با همان شور و هيجان، اين مساله را رد مي كنند. اما ميزان اطمينان مردم هميشه معكوس اسناد و شواهدي است كه در اختيار دارند.

چنانكه در مناظرات عمومي معمول است، افراد متفاوت به معناي عقايد متفاوت در قالب كلمات مشابه است. برخي افراد تعريفشان از «جهاني شدن»، دستيابي جهانيان به فناوري اطلاعات و حركت سرمايه است، برخي ديگر معتقدند جهاني شدن يعني تمركززدايي توليد از كشورهاي مرفه توسط شركت هاي داخلي، و گروهي ديگر، «جهاني شدن» را به معناي شعاري مي دانند در جهت اتحاد سرمايه داري يا سلطه اقتصاد و فرهنگ آمريكايي. اما براي شفاف سازي در آغاز اين مقاله، به جهاني شدن اقتصاد - گسترش تجارت و سرمايه گذاري خارجي - مي پردازيم.

اين روند چگونه مي تواند بر دستمزد، درآمد و دسترسي مردم مستضعف به منابع طبيعي اثرگذار باشد؟ يكي از پرسش هاي مهم در علوم اجتماعي امروز، همين سوال است.


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : یک شنبه 15 اردیبهشت 1392  | 10:10 AM | نویسنده : همراز رهبر

در جامعه مهدوي، حكمت و عقل عملي بشر بر اثر تقوا به تكامل مي‌رسد و مردم به آن روشن‌بيني خاص قرآني مي‌رسند. امام باقر7 در روايت ابوخالد كابلى مى‌فرمايد:

هنگامى كه امام قائم‌4 ظهور كند، شعاع نورانيت و هدايتش همه بندگان خدا را فرا مى‌گيرد، و عقول مردم متمركز و اخلاقشان به واسطه آن امام بزرگوار كامل مي‌شود.

رفتار امام4 بمثابه انساني كامل به‌همراه ياران خالص و كامل خود در عرصة فردي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي، و اقتصادي به‌تدريج نهادهاي قديمي ضعيف يا شيطاني را اصلاح يا تغيير داده و نهادهاي جديدي ابداع كرده و ساختارهاي جديدي را به‌وجود مي‌آورد و آن ساختارها به تدريج تعداد انسان‌هاي كامل و نخبه و نوآور را تكثير مي‌كند. و اين فرايند تأثير متقابل نوآوران را در نهادهاي قديم و نهادهاي جديد را در افراد جامعه جهاني اهداف جهاني‌سازي مهدوي، در زمينه تشخيص نيازهاي واقعي از نيازهاي كاذب و قوام بودن «مال» و مصرف حد كفايت براي همگان محقق خواهد ساخت.

در آن عصر، بشر قوام بودن مال را به‌طور كامل درك مي‌كند و ارزش‌ها و نهادهاي جديد، قدرت ترك اسراف و تبذير و اتراف را براي انسان‌ها امكان‌پذير مي‌كنند. هنگامي كه قوام بودن مال به نحو صحيح درك شود، عقلانيت اقتصادي با ارزش‌هاي واقعي هستي هم‌آهنگ ‌مي‌شود و كارايي مطلق اقتصادي (كارايي بدون هزينة اجتماعي) تحقق مي‌يابد. رسول خدا6 درباره درك عميق آدميان، حتي مجرمان و گنهكاران آن عصر نسبت به اموال مي‌فرمايد:

زمين بهترين چيزهايي كه در دل دارد، بيرون مي‌ريزد، مانند پاره‌هاي طلا و نقره. آن گاه قاتل مي‌آيد و چنين مي‌گويد: براي اين‌ها دست به قتل زدم و كسي كه قطع رحم كرده است، مي‌گويد: اين باعث قطع رحم شده بود. دزد مي‌گويد: براي اين دستم بريده شد. پس همگي طلا را رها مي‌كنند و چيزي از آن برنمي‌دارند.

حال با تبيين شاخص‌هاي عدالت اقتصادي مهدوي مي‌توان به تشريح وظايفي كه مردم و دولت در عرصة ايجاد و تحقق اين شاخص‌ها بايد انجام دهند پرداخت. در اين باره، احكام عدالت اقتصادي را با شاخص‌هاي پيش‌گفته، يعني رشد پايدار اقتصادي، كاهش مداوم نابرابري‌ها، حذف فقر بطور فهرست‌وار بررسي مي‌كنيم. اميد است كه در مجالي واسع بطور تفصيلي به اين مهم پرداخته شود.


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : یک شنبه 15 اردیبهشت 1392  | 10:10 AM | نویسنده : همراز رهبر

‌ ‌محمدرضا مالك‌

‌ ‌جهاني‌شدن‌ اقتصاد

جهاني‌شدن‌ اقتصاد بيش‌ از آن‌ كه‌ زاييدة‌ پيشرفت‌ فن‌آوري‌ ارتباطات‌ و حمل‌ و نقل‌ باشد، مخلوق‌ سياست‌گذاري‌ و برنامه‌ريزي‌هاي‌ اقتصادي‌ چند دهة‌ گذشته‌ در كشورهاي‌ ثروتمند است. شايد اگر جريان‌ «جهاني‌سازي‌ اقتصاد» راه‌ نمي‌افتاد، حساسيت‌ها دربارة‌ اصل‌ «جهاني‌شدن» تا بدين‌ پايه‌ برانگيخته‌ نمي‌شد. در اثر فشار سازمان‌هاي‌ مالي‌ بين‌الملل‌ كه‌ ابزار كار كشورهاي‌ پيشرفته‌ هستند، وضعيت‌ اندك‌اندك‌ به‌ گونه‌اي‌ در مي‌آيد كه‌ كشورهاي‌ در حال‌ توسعه، بر سر يك‌ دو راهي‌ قرار بگيرند كه‌ يا بايد با ادامة‌ سياست‌هاي‌ اقتصادي‌ درون‌نگر به‌ بازارهاي‌ محدود خود بسنده‌ كنند كه‌ در اين‌ صورت‌ از مزاياي‌ رشد توليد و فن‌آوري‌ - كه‌ گمان‌ مي‌كنند با ورود به‌ صحنة‌ تجارت‌ بين‌المللي‌ نصيب‌ آنان‌ مي‌شود - محروم‌ بمانند و يا با پيوستن‌ به‌ جريان‌ جهان‌گرايي‌ اقتصادي، بر ثروت‌هاي‌ طبيعي‌ خود چوب‌ حراج‌ نهند و در جايگاهي‌ كه‌ تقسيم‌ كار ناعادلانة‌ بين‌المللي‌ براي‌ آن‌ها تعيين‌ مي‌كنند، به‌ فعاليت‌ بپردازند.

اكنون‌ در كشور ما بيش‌تر از هر زماني، دربارة‌ ويژگي‌هاي‌ مثبت‌ سيستم‌ تجارت‌ آزاد، تبليغ‌ مي‌شود، به‌ گونه‌اي‌ كه‌ راه‌ نجات‌ از وابستگي‌ به‌ اقتصاد تك‌ محصولي، تنها به‌ عضوشدن‌ در سازمان‌ تجارت‌ جهاني‌ منوط‌ مي‌گردد، در حالي‌ كه‌ سود بردن‌ از منافع‌ تجارت‌ آزاد در گرو زير ساخت‌هاي‌ لازم، مديريت‌ توانا و قدرت‌ رقابت‌ است.

خردمند كسي‌ است‌ كه‌ از تجربه‌هاي‌ تاريخي‌ درسي‌ بگيرد. در قرن‌ نوزدهم، هنگامي‌ كه‌ انگلستان‌ قدرت‌ برتر تجاري‌ بود و ناگزير از سيستم‌ تجارت‌ آزاد دفاع‌ مي‌كرد، فردريك‌ ليست‌ پايه‌گذار مكتب‌ تاريخي‌ آلمان، مردم‌ كشوري‌ را كه‌ دولت‌ واحدي‌ نداشت‌ و به‌ قطعات‌ متعدد از لحاظ‌ سياسي‌ و اقتصادي‌ تقسيم‌ شده‌ بود، به‌ اتحاد اقتصادي‌ فرا خواند و از پيوستن‌ به‌ تجارت‌ آزاد در آن‌ وضعيت‌ خاص، بر حذر داشت‌ و با طرح‌ يك‌ نظرية‌ هوشمندانه، گفت: اكنون‌ ملت‌ها منافع‌ مختلف‌ دارند و قدرت‌هاي‌ آن‌ها نامساوي‌ است. به‌ هم‌ پيوستگي‌ قطعي‌ (اقتصادي)، وقتي‌ مفيد است‌ كه‌ همه‌ در برابر يكديگر مساوي‌ باشند والا‌ عملاً‌ يكي‌ از آن‌ها از اتحاد منتفع‌ مي‌گردد و ديگران‌ تابع‌ او خواند شد. هر گاه‌ علم‌ اقتصاد را از اين‌ لحاظ‌ در نظر بگيريم، مي‌توانيم‌ آن‌ را چنين‌ تعريف‌ كنيم:

«اقتصاد علمي‌ است‌ كه‌ با توجه‌ به‌ منافع‌ فعلي‌ و اوضاع‌ و احوال‌ خاص‌ ملت‌ها، معين‌ مي‌كند كه‌ هر ملت‌ به‌ چه‌ ترتيب‌ مي‌تواند درجة‌ رشد اقتصادي‌ خود را بالا ببرد تا اتحاد با ساير ملت‌هاي‌ متمدن‌ و در نتيجه، آزادي‌ تجارت‌ براي‌ او ممكن‌ و سودمند باشد.»(1)

از سخن‌ ليست‌ نتيجه‌ مي‌شود كه‌ روبه‌روشدن‌ دو اقتصاد در وضعيت‌ نابرابري‌ توان‌ اقتصادي‌ و تكنولوژيك، زمينه‌ را براي‌ سلطة‌ اقتصاد قوي‌تر بر اقتصاد ضعيف‌تر فراهم‌ مي‌كند؛ اكنون‌ وضع‌ دربارة‌ ما چنين‌ حالتي‌ دارد، پس‌ نبايد در تبليغ‌ مزاياي‌ سيستم‌ تجارت‌ آزاد راه‌ افراط‌ پيمود.


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : یک شنبه 15 اردیبهشت 1392  | 10:07 AM | نویسنده : همراز رهبر

چكيده

اين مقاله درصدد بيان چند مطلب است:

1. جهاني‌شدن اقتصاد يك واقعيت است؛

2. اين واقعيت با دكترين مكتب سرمايه‌داري، رفاه وخوش‌بختي به ارمغان نياورده و نمي‌آورد؛ زيرا دكترين سرمايه‌داري به عدالت توجهي ندارد.

3. نياز به دكترين جديدي است كه همه مردم دنيا آن را درك و مطالبه كنند؛ دكترين عدالت اقتصادي مهدوي.

4. دكترين عدالت مهدوي ضمن تبيين شاخص‌هاي عدالت، احكام اسلام را در زمينة رشد اقتصادي پايدار و عادلانه به مردم شيفتة عدالت اعلام مي‌دارد و تحقق اين احكام را در سطوح ملي، منطقه‌اي و جهاني ضامن رفاه و خوش‌بختي همگان مي‌داند.


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : یک شنبه 15 اردیبهشت 1392  | 10:04 AM | نویسنده : همراز رهبر

نويسنده : ناصر جهانيان

مقاله ((جهاني سازي، عدالت اقتصادي و مهدويت)) در پي آن است تا اثبات كند نهادها و سازكارهاي نظام اقتصادي سرمايه داري جهاني به سركردگي ايالات متحده آمريكا نتنها عدالت اقتصادي به ارمغان نميآورد، بلكه جهان را پر از ظلم، تبعيض، فقر و نابرابري بيش از پيش خواهد كرد و پارادايم مرسوم كنوني بازار آزاد سرمايهداري، عليرغم تاخت و تازهاي كنوني خود سرانجام مفتضح خواهد شد و مردم جهان اميد خود را به اين پاراديم براي بهبودي اوضاع از دست خواهند داد و پارادايم جديدي كه يكي از موضوعات اصليش تبيين عدالت جديد است، به منصه ظهور خواهد رسيد. اين پيام اميد بخش كه از آن قرآن كريم و روايت ميباشد، مهدويت همان پارادايم جديد است.

شاخصهاي عدالت اقتصادي مهدوي عبارتند از: رشد اقتصادي پايدار، حذف فقر، كاهش مداوم نابرابريها و آموزه كفايت در مصرف. با استفاده از اين شاخصها كه از آيات و روايات بدست آمدهاند: اولا جهاني سازي سرمايهداري سالارانه به نقد كشيده شده، ثانيا گفته شد كه در شرايط حساس كنوني تنها راه حفظ نظام اجتماعي- فرهنگي اسلامي ايران راهبرد رشد عادلانه است كه هدفش دسترسي به شاخصهاي عدالت اقتصادي مهدوي در سطح ملي ميباشد و نهايتا وفاق ملي بر اين شاخصها رمز موفقيت جمهوري اسلامي ايران در اجراي عدالت اقتصادي ميباشد.


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : یک شنبه 15 اردیبهشت 1392  | 10:01 AM | نویسنده : همراز رهبر

شما هر روز با واژه ي جهاني شدن (globalization) از طريق اخبار، خواندن روزنامه هايا شنيدن از مردم بطور اتفاقي مواجه مي شويد كه بنظر مي رسد در هر مورد از معناي متفاوتي برخوردار است . پس جهاني شدن چيست؟

جهاني شدن در سطوح بالاي اقتصادي و سياسي، فرآيند خصوصي سازي بازارها، سياست ها و سيستم هاي حقوقي و به عبارت ديگر جهش در اقتصاد جهاني است. پيامدهاي اين تغيير ساختار اقتصادي و سياسي بر اقتصاد داخلي، رفاه و آسايش بشر و محيط زيست، موضوعي براي بحث آزاد در بين سازمان هاي بين المللي ، مؤسسات دولتي و دانشگاهي دنيا گشته است .

در سطح تجاري و بازرگاني، زماني از جهاني شدن سخن به ميان مي آوريم كه شركت ها تصميم مي گيرند در پديد آمدن و شكل گرفتن اقتصاد جهاني شركت نمايند و موقعيت خودشان را در بازارهاي خارجي تثبيت كنند . آن ها ابتدا محصولات و خدماتشان را با توجه به آخرين مقتضيات فرهنگي و زباني كاربر منطبق مي كنند و سپس از تحول عظيم اينترنت حداكثر استفاده را مي نمايند و به طور مجازي با استفاده از يك وب سايت اشتراكي چند زبانه در مراكز تجاري بين المللي حضور مي يابند.

 


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : یک شنبه 15 اردیبهشت 1392  | 10:01 AM | نویسنده : همراز رهبر

حسن فراهانى

چكيده

«جهانى شدن» پديده اى است كه بروز آن در عصر حاضر موجب تغيير و تحول بسيارى در زمينه هاى سياسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى در روابط بين الملل شده و كشورهاى جهان را با چالش بزرگى روبه رو كرده است. از آن جا كه اين پديده هنوز به تكامل نهايى خود نرسيده و هم چنان دست خوش تحول است، تعريف روشنى نيز از آن ارائه نشده است. با اين وجود، انديشمندان و پژوهشگران از زواياى مختلف، تعاريف و تفاسيرى را براى آن ارائه داده اند. در اقتصاد جهانى شده، حاكميت دولت ها كم رنگ شده و كشورهاى جهان به شدت به يكديگر وابسته خواهند شد. جهانى شدن اقتصاد را مى توان به معناى بازشدن مرزهاو توسعه تجارت وسرعت بخشيدن به تحولات صنعتى در سطح جهان دانست. تأثيرات عمومى اين پديده عبارت است از:

1. گسترش تقسيم كار بين المللى;

2. افزايش رقابت;

3. به چالش كشاندن دولت ها;

4. وابستگى بيش تر اقتصاد كشورهابه يكديگر.

وجود برخى آثار ناخوشايند در جهانى شدن اقتصاد، سبب جهت گيرى منفى بعضى كشورها نسبت به آن شده است. جهانى شدن بيش ترين تأثير منفى را بر كشورهاى در حال توسعه و جهان سوم بر جاى مى گذارد. برخى بر اين باورند كه با وجود همه معايب و نواقص، جهانى شدن با سرعت و شدت ادامه خواهد يافت و مانند قطارى است كه بايد سوار آن شد و سوار نشدن بر آن به منزله انزوا و عقب ماندگى بيش تر خواهد بود. گويا جهان محكوم به جهانى شدن است! آنچه مى خوانيد نيم نگاهى است به اين پديده و آثار و پيامدهاى آن.


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : یک شنبه 15 اردیبهشت 1392  | 9:59 AM | نویسنده : همراز رهبر

دكتر محمدمهدي بهكيش

رويكرد صادرات يك استراتژي است. سال ها دنيا دنباله رو استراتژي جايگزيني واردات بود. بعد از جنگ جهاني دوم غرب به سوي استراتژي توسعه صادرات رفت و ژاپن و تعدادي از كشورهاي شرقي هم همين استراتژي را به صورت جدي براي توسعه اقتصادي خود برگزيدند. يعني كشورهاي غربي كه توسعه يافته بودند و كشورهاي شرقي كه در حال توسعه بودند براي دستيابي به رشد اقتصادي بالا و پايدار، استراتژي توسعه صادرات را سرلوحه كار خود قرار دادند.

تاريخ 50 ساله گذشته نشان مي دهد كساني كه استراتژي جايگزيني واردات را دنبال كردند رشد مطلوبي نداشتند و آنهايي كه استراتژي توسعه صادرات را دنبال كردند به رشد مناسب دست يافتند. استراتژي توسعه صادرات بر اين اصل استوار است كه در مملكت توليد كالايي را تشويق كنيم كه قابل صدور است؛ نه آنكه آنچه مي خواهيم مصرف كنيم، توليد كنيم. اين شيوه دوم مناسب استراتژي جايگزيني واردات است كه در ايران و هيچ جاي ديگر دنيا موفق نبوده است. بنابراين، بايد كالاهايي توليد كنيم كه امكان صدور دارد. طبيعي است كالايي كه ارزش صادراتي دارد در داخل هم قابل مصرف است. بنابراين، رويكرد رشد در اقتصاد بايد رويكرد صادراتي باشد. به دنبال آن رويكرد توليد هم بايد بر اساس امكان صدور اتخاذ شود. ما در طول سال هاي قبل از انقلاب اسلامي و در اكثر سال هاي بعد از انقلاب، جايگزيني واردات را دنبال كرديم. حتي برنامه هاي توسعه بعد از انقلاب از حيث استراتژي صادراتي مبهم و گنگ است. در برخي موارد استراتژي توسعه صادرات مطرح شده اما در خيلي موارد عملا دنبال توليد كالايي بوديم كه وارد مي كنيم. صادرات و رويكرد صادراتي در اقتصاد اهميت بسيار زيادي دارد. به دليل رويكرد نامناسب ما در استراتژي توسعه، صادرات غيرنفتي كشور رشد مطلوبي نداشته اشت.


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : یک شنبه 15 اردیبهشت 1392  | 9:59 AM | نویسنده : همراز رهبر

نويسنده: آندره گاندرفرانك

مترجم: محمدرضا امين

مقدّمه

جنگ خليج فارس را مى توان به دو معنا، «جنگ جهانى سوم» دانست:

اول آن كه، اين جنگ، شمال ثروتمند، شيخ نشين ها يا پادشاهى هاى متموّل نفتى و برخى از حكومت هاى اليگارشى تطميع شده منطقه را عليه يك كشور فقير جهانِ سوم متحد كرد. در اين معنا، جنگ خليج فارس جنگ جهانى سومى از جانب شمال عليه جنوب است. اين امر به طور وسيع در سراسر جنوبِ جهانِ سومى، در كشورهاى عرب و مسلمان، بلكه در جاهاى ديگر آسيا، افريقا، و امريكاى لاتين، اين گونه تصور شد.

دوم آن كه، جنگ خليج فارس مى تواند پس از جنگ جهانى اول و دوم، حاكى از آغاز ددمنشانه جنگ جهانى سوم باشد;[زيرا ]نه تنها مقدار بمبى كه بر عراق فروريخت در ابعاد يك جنگ جهانى بود، بلكه جنگ خليج فارس و نظم نوين جهانى به معناى اعلام حمايت مجدّد «ائتلاف متحدين» از انهدام وسيع زيرساخت ها و نابودى گسترده انسان ها بود. وانگهى با چنين كارى متحدان به رهبرى ايالات متحده، در راستاى بنا نهادن نظم نوين جهانى بر مبناى توسّل مكّرر به نيروى نظامى و تخريب، به صراحت تهديد خود را عليه هر كشور يا ملت متمرّد ديگر، مادام كه ضعيف و فقير و در زمره جنوبِ جهانِ سومى باشد، اعلام كردند.

با پايان جنگ سرد، جنگ جهانى سوم جنگى نه بين شرق و غرب يا بين غرب و غرب، بلكه بين شمال و جنوب است. از زمان جنگ جهانى دوم، جنگ هاى بين غرب و غرب به پايان رسيده، و جنگ سرد بين شرق و غرب در جنگ هاى شديد منطقه اى در كره، ويتنام، آنگولا، نيكاراگوئه و ساير بخش هاى جهان سوم، يكسره شده است. همان گونه كه در جنگ خليج فارس عليه عراق مشهود بوده، نزاع هاى سرد بين غرب و غرب نيز تغيير ماهيت داده و به صورت تعارض دايمى بين شمال و جنوب و در قالب جنگ جهانى سوم با هزينه ملت هاى جهان سوم و در خاك آن ها، در آمده است.

اين نوشتار به بررسى جنگ خليج فارس و نظم نوين جهانى در اين بافت جهانى مى پردازد; همچنين بر علل سياسى اقتصادى، كنش ها و پيامدهاى كنش هاى كنشگران اصلى در پيدايش اين نمايش غم انگيز متمركز مى شود.


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : یک شنبه 15 اردیبهشت 1392  | 9:55 AM | نویسنده : همراز رهبر

امروزه پيشرفت روزافزون فن آوري ارتباطات، سازمان ها را به رقابت سخت و آگاهانه دعوت مي کند و به جرات مي توان گفت سازمان هايي در اين رقابت کمي و کيفي پيروز هستند که مديران آن ها، سازمان خود را با شرايط محيطي وفق داده و شرايط داخلي را بهبود بخشند. از طرفي، سودآوري يک شرکت که بقاي آن را تضمين مي کند، به طراحي برنامه مديريت بازار صحيح براساس ارضاي نيازهاي مشتريان وابسته است. بازاريابي کوششي است درجهت کاهش مخاطرات داخلي و خارجي شرکت، که با به کارگيري روش هاي اقتضايي، موقعيت ها را ارزيابي کرده و واکنش سازمان ها را در برابر آن ها تضمين مي کند.

اهميت برنامه ريزي براي بازاريابي در چند سال اخير رشد فزاينده اي داشته است. در بازاريابي ابتدا بايد هويت هر مشتري را مشخص نموده و خصوصيات هر يک از آنها را بطور مجزا مورد بررسي قرار داد. هرچه ميزان ارتباط برقرارشده ميان سازمان و مشتريان نزديکتر و صميمي تر باشد به همان نسبت مي توان آن ها را به سازمان نزديکتر ساخت .

برقراري اين ارتباط صميمي نيازمند کسب اطلاعات دقيق از مشتريان مي باشد. بازاريابي الکترونيک امکانات و تسهيلات جديدي را براي رسيدن به اين هدف فراهم آورده است. در اين مقاله به تشريح بازاريابي الکترونيکي و چالش هاي آن در بازار ديجيتالي حاضر پرداخته شده و با تاکيد بر نقش کليدي آن براي موفقيت در بازار رقابتي ، استراتژي هايي براي سازماندهي و اداره ارتباط با مشتريان از اين طريق ارائه شده است .


ادامه مطلب
نظرات 0

تعداد کل صفحات : 59 :: 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 >